دراویش نعمت اللهی گنابادی ۱۳۹۰/۸/۲۲ - ۱۵۰ بازدید

با تشکر از شما دوست عزیز، پاسخ پرسش شما را در چند بند عرض می‌کنم:
معرفی اجمالی سلسله نعمت اللهیه گنابادیه:
با تشکر از شما دوست عزیز، پاسخ پرسش شما را در چند بند عرض می‌کنم:
معرفی اجمالی سلسله نعمت اللهیه گنابادیه:
مؤسس این سلسله را شخصی به نام شاه نعمت الله ولی می دانند. البته شاه نعمت الله خود اقدام به تشکیل این فرقه ننموده بلکه به دلیل تأثیرات عمیق اندیشه های او بر این فرقه و رهبران فرقه که از فرزندان او به شمار می رفتند، شاه نعمت الله را بانی این فرقه می دانند. رهبری سلسله های صوفی بر عهده اشخاصی با نام قطب می باشد و اقطاب این سلسله ها برای اعتبار بخشیدن به خود، نسبتشان را به ائمه معصوم علیهم السلام می رسانند. آنان بر این عقیده اند که امور طریقت ملت، از طرف امام معصوم بر عهده اقطاب تصوف قرار گرفته و آنان جانشینان ائمه در این امر می باشند. سلسله نعمت اللهیه نیز از این امر مستثنی نبوده و نسبت اقطاب خود را به امام هشتم علیه السلام و از ایشان به حضرت امیر علیه السلام می رسانند. قطب سی و نهم این سلسله سلطان محمد گنابادی بود که از زمان او به بعد این سلسله با نام نعمت اللهیه گنابادیه مشهور گردید. البته لازم به ذکر است که در قرون دوازدهم و سیزدهم مدعیانی در قطبیت این سلسله پیدا شدند که هر یک خود را دارای اجازه نامه کتبی از قطب قبل برای ریاست بر این سلسله می دانستند. اما شاخه گنابادیه نسبت به دیگر اقطاب مدعی از معروفیت بیشتری برخوردار می باشد.
اصول این فرقه:
اکثر احکام آن‌ها تقریبا با مذهب شیعه اثنی عشری مشابه است اما بزرگترین تفاوتشان با ما شیعیان اثنی عشری این است که در زمان غیبت حضرت قائم علیه السلام تا زمان فعلی معتقد به قطبیت ۴۰ نفر هستند و خود را پیرو آن‌ها دانسته و این قطب ها برای پیروان در واقع حکم امام را دارند و خودشان را فدایی و بنده قطب دانسته و از پسوندهایی که شیعیان بعد از اسم امام زمان علیه السلام می گویند مثل : روحی لتراب مقدمه فداه و غیره برای قطبشان استفاده می کنند . آن‌ها در واقع با روحانیت و مراجع تقلید اختلاف داشته و اصل مرجع تقلید در شیعه اثنی عشری را تنها جانشین امامان معصوم در امر شریعت می دانند. بر این اساس ولایت فقیه را رهبر طریقتی و معنوی ندانسته و قطب خود را رهبر طریقت می دانند که همه باید مرید همان قطب باشند. از ویژگی های بارز این سلسله این است که به خلاف دیگر سلاسل تصوف، گوشه گیر نبوده و در مسائل اجتماعی و سیاسی حضور فعال دارند و خود را از جامعه دور نگاه نمی دارند، مانند برخی از سلاسل دیگر چون خاکساریه دارای لباس خاص و خرقه پشمینه نمی باشندو جامه مخصوص ندارند، به کسب و کار اهمیت داده و مانند برخی از سلاسل به گدایی و دریوزگی اشتغال ندارند و این که خود را شیعه اثنی عشری دانسته و مقید به احکام شرعی معرفی می نمایند.
ذکر پاره ای از احکام و عقاید این سلسله:
ولایت: ولایت در دیدگاه آنان عبارت است از پذیرش بیعت امامان معصوم و در زمان غیبت پذیرش بیعت اقطاب، تا کسی این بیعت را انجام ندهد گرچه همه عمر به عبادت و طاعت مشغول باشد، فایده‌ای ندارد. هنگامی که چنین بیعتی حاصل شد صورت ملکوتی قطب وارد قلب می شود و خداوند حیا می کند شخص بیعت کننده را اگر چه از فاجران باشد، عذاب کند.
اقطاب، محدّث هستند: در دیدگاه ایشان هر سخنی که قطب بگوید در حکم احادیث ائمه اطهار بوده و لازم است تبعیت شود.
شریک بودن با پیامبر در برخی از احکام: اقطاب در بعضی از احکام نظیر حرام بودن همسران پیامبر بر مؤمنان دیگر، با ایشان شریک بوده و در نبیجه همسران آنان بر مریدان حرام می باشند و بعد از وفات اقطاب کسی حق ازدواج با همسران آنان را ندارد.
منحصر بودن طی کردن راه سیر و سلوک در این سلسله: اقطاب این سلسله بر این عقیده اند که دیگر سلاسل تصوف بر حق نبوده و تنها راه طی کمال و رسیدن به خداوند از طریق سیر و سلوک اقطاب این سلسله امکان دارد.
نیاز به إذن در امامت جماعت: تنها کسی می تواند به امامت جماعت منصوب باشد که از جانب قطب یا نماینده قطب اجازه داشته باشد. در نتیجه شرایطی که در احکام برای امامت جماعت آمده است کفایت از امامت نمی کند بلکه اگر کسی آن شرایط را داشته باشد اما مأذون از قطب نباشد، صلاحیت امامت ندارد.
مصافحه با اقطاب و ممنوعیت مصافحه با دیگران: از جمله آداب این سلسله مصافحه فقری می باشد. که به روش مخصوصی به یکدیگر دست داده و دست یکدیگر را می بوسند. قطب حق مصافحه با تمامی مریدان اعم از مرد و زن، پیر یا جوان را دارد و بر طبق فرمایشات قطب، مصافحه تنها بین مریدان و قطب انجام می گیرد و نه خارج از سلسله.
عشریه: یکی از اعتقادات جدی این فرقه ، پرداخت عشریه به قطب به جای خمس و زکات است. به این ترتیب که هر صوفی باید یک دهم درآمد خود را به قطب یا نماینده قطب بپردازد.
سلطان محمد گنابادی در این زمینه می گوید:
یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود؛ مغنی از زکات زکوی و از خمس خواهد بود.
(نابغه علم و عرفان، ص۲۰۳-۲۰۴).
سماع و غنا: در این سلسله به خلاف سلاسل دیگر صوفیه، سماع و غنا ممنوع می باشد.
تقید به شارب و سبیل: آنان مقید به بلند گذاشتن سبیل خود بوده و این برای اقطاب اجباری است. بر طبق باور این سلسله مرید و قطب مشغول طواف محبوب است و در طواف کوتاه کردن موها ممنوع می باشد، و این مطلب در دیدگاه ایشان فقط بر شارب صدق می کند. البته شاید شارب به عنوان سمبلی برای چنین عقیده ای باشد.
تعدد زوجات در این سلسله ممنوع است.
مرید عقیده دارد که قطب عالم به غیب بوده و حتی در پنهان می تواند اعمال مرید را ببیند و اعمال بد مرید حکم خنجری در قلب قطب می باشد.
قضاوت در مورد این سلسله:
سلسله گنابادیه از چند جهت دارای اشکال است که به برخی از مهمترین آن ها تنها اشاره ای می نماییم و شما را به کتاب گنابادیه، عقاید و تاریخ از علی حسن بیگی، ارجاع می دهیم.
مهمترین اشکال این سلسله، جدایی طریقت از شریعت از زمان معصوم می باشد. آنان معتقدند که شریعت بعد از معصوم به فقها رسیده و طریقت به اقطاب این سلسله. این عقیده تالی فاسد زیادی دارد. از جمله این که می توان فقیهی جامع شرایط پیدا کرد که از عنصر معنویت و تقوا خالی باشد و می توان قطبی پیدا کرد، که خود احکام را نفهمد و به ارشاد معنوی مریدان بپردازد.
از جمله اشکالات دیگر این فرقه، مقام بالایی است که برای اقطاب خود قائل بوده و آنان را همطراز امامان می شمارند. مقاماتی که حتی ما برای فقهای بارز شیعه قائل نیستیم و به تبع این مقامات به دست بوسی، پابوسی و حتی سجده بر اقطاب خود می پردازند.
دیگر اشکال این فرقه پرداخت عشریه است. که در هیچ روایتی و آیه ای بر آن تاکید نشده و از مصادیق بارز بدعت در دین محسوب می شود و به تبع آن دو فرع مهم از فروع دین را کنار گذاشته و به آن بی اعتنا می باشند.
این سلسله گر چه به صراحت بر این عقیده نیستند که اقطاب به دلیل طی مسیر و وصول به خداوند به عبادت نیازی ندارند و عبادت مخصوص بندگان است، اما در عمل بر طبق مشاهدات، بی مبالاتی برخی از اقطاب را نسبت به احکام عبادی می توان دید.
همطراز دانستن سخنان اقطاب با احادیث اهل بیت از بدعت های دیگر این سلسله در دین است. و آن چه در پایان باید به آن پرداخت این است که اگر به حقیقت، تنها راه رسیدن به خداوند متابعت از این سلسله می باشد پس آن همه اختلافات بر سر قطبیت سلسله نعمت اللهیه که همه آنان خود را بر حق می شمردند چیست؟ و ا زکجا می توان فهمید که دیگر مدعیان قطبیت حقیقت را نگفته اند. به خصوص که قطبیت در این سلسله با اجازه نامه کتبی قطب قبل صورت میگرفته و جالب است که همه مدعیان دارای چنین اجازه کتبی بوده اند.
کوتاه سخن این که گر چه بسیاری از عقاید این سلسله با شیعه و دین ما مطابقت دارد اما با بدعت های زیادی در آمیخته و چنین امری دوری از این سلسله ها و گرایش به معنویت حقیقی که حاصل تلاش عرفای راستین از جمله علامه طباطبائی ها و ... می باشد را ضروری می نماید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
فرقه های درویشی

۴۴- در محافل به اصطلاح عرفانی اکثر فرقه های درویشی فقط سخن از کشف و کرامات و معجزات و خواب و خیال است و هرگز سخن از واقعیت زندگی نیست زیرا واقعیت زندگیشان غرق در فساد و تباهی است. این واقعیت زشت آنها را بسوی ماورای واقعیت و خرافات و جنون می کشاند تا رسوا سازد. تبهکاری قرین خرافه است و خرافه عذاب تبهکاری است و عذابی بدتر از زایل شدن عقل نیست که بقول خواجه عبدالله انصاری از بزرگان عرفان:خدایا آنرا که عقل ندادی پس چه دادی و آنرا که عقل دادی پس چه ندادی.

از کتاب نامه های عرفانی استاد علی اکبر خانجانی ص۹۴
میهمان
سلام مردم شریف ایران بحث دراویش و تمام فرقه های این عالم بجز چرند هیچ چیز نیست
ازخودتون بپرسید کدام یک از این فرقه ها حتی یک مشکل از انسان امروز رو حل کردن؟
التماس تفکر
میهمان
با سلام خوب اگر قبول کنیم نوشته بالا روبایدقطب دراویش جمیع شریعت وطریقت باشدوکتاب مبنا مگر قران نیست ولی اگر قطبی روان خوانی قرآن بلد نباشه چه معنی می ده چه طور می تونه احکام رو درک کنه هنوز بین شیعه وسنی دررابطه با آیه وضو که نحو وضو رو بیان می کنه اختلافه بااینکه این همه عالم برجسته از دو طرف نطر دادندافای مصطفی آزمایش در صدای امریکادررابطه با دلیل بابوسی قطب شعر های ازمولوی سعدی وحافظ می آوردچرااز قرآن یک دلیل نیاورد واقعا قبول کنیدقطب وشیوخ الان این فرقه از شریعت یا فقهات چیزی زیادی نمی دانندشایددر گذشته بعضی از انهابلد بودندکه بااستفاده از همون دانش فقهی این فرقه رو ایجاد کردندواقطاب بعدی هم به صورت موروثی حالشون می برندبعدهم این اقا ادعا می کنه خاندان انهامهمترین خاندان بعدپیامبروخودش بهترین شخص بعداز پیامبراست برچه مبنای علمی عقلی دینی بایداین روپذیرفت ما وپدران ماازنزدیک در خاستگاه این فر قه با آنهازندگی کردیم هیچ گونه کشف وکرامتی ازاین مهمترین افرادبعد پیامبردر عصر حاضر ندیدیم شاید بعضی ها دیدندبرویدتا رستگارشوید
میهمان
بسم الله الرحمن الرحیم
لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
خداوند متعال از رو فیض و رحمت بی انتهای خود انسان را موحد آفرید و اولین انسان را پیامبر قرار داد
به انسان قوانینی به نام دین تعلیم داد تا به واسطه دین در مسیر زندگی از عرفان حضرت حق غافل نشود و در عبادتش کوشا باشد .
دین خدا امری قدسی و الاهی بوده و خود انبیاء و اولیاء هم حق دست اندازی در دین را ندارند حتی اشرف انبیاء پیامبر اسلام هم از جانب خود حق ندارد مطلبی به دین اضافه کند
دوستان عزیزم مخصوصا عزیزی که معلوم هست اطلاعاتی هم دارید لازم هست خدمت شما عرض کنم منابع دست رسی به احکام دین کلام جاوید خدا قرآن کریم و کلمات ائمه معصومین علیهم صلوات الله که موافق با کلام خدا بوده با همراهی عقلی که سلیم هست می باشد و افرادی که بتوانند به این منابع تسلط پیدا کنند باید توانمند باشند تا به مردم و جامعه علمی اثبات کنند بر اساس چه مقدماتی حرف خدا را درک کرده و اعلام می کنند به عبارتی باید با تلاش و اجتهاد به قدرت فقهیهانه برسند
و این گونه نیست که هرکسی هر مطلبی را به دین نسبت بدهد و بعد ما بگوییم چون ایرانی هست اشکال ندارد بیایید کنار هم زندگی کنیم
نخیر در مرام دین و عرفان حق ایران و ایرانی فدای دین و دینداری می شوند و از کیان دین و دیانت دفاع می کنند
از منظر یک سالک الی الله که عابد به دستورات شریعت حقه مکتب تشیع است حفظ مرزهای عقیدتی خیلی مهم تر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی می باشد.
در هر جایی از عالم صدای مظلومی بشنویم فارغ از مرز سیاسی به کمکش خواهیم شتافت و اگر داخل خانه خودمان فرزندمان هم برخلاف دین و دیانت عمل کند و به شریعت کامله و تامه حضرت محمد صلوات الله عمل نکند و از امکان هدایت خارج گردد به دستور قرآن به نوح نبی علیه صلوات الله از اهل ما نیست و رانده شده محسوب خواهد بود حتی اگر پسر پیغمبر باشد
سخن در این مجال بسیار است اگر سوال تخصصی داشتید در خدمتتون هستم.
وفقکم الله و ایانا لمرضاته
میهمان
با سلام خدمت دوستان.من تا حالا با این عزیزان برخورد نداشتم ولی فقط یه چیز رو مطمین هستم که علی علیه السلام خدا نبوده و خدا هم در ذات ایشان حلول نکردن.که اگر قرار بر چنین کاری بود پیامبر ارجح تر از علی بودن.علی علیه السلام در دعای کمیل خود را بنده خدا معرفی میکند نه نماینده خدا علی علیه السلام هیچگاه با تنبک و تنبور دعا نمیخواندن و مراسمی که در ان میله در بدن فرو کنند و... نداشتند.هیچگاه به کسی غیر خدا سجده نکردن و اجازه سجده کسی بر ایشان را هم ندادن.دعای استاد شریعتی که فرمودند خدایا مگذار که عشقم به پیامبر و ارادتم به خاندان وی مرا کور و کر کند را یاداور میشوم که افراط و تفریط مشکل اصلی مسلمانان است که از یک سو بقض بیش از حد به علی میشود داعش و از یک سو حب بیش از حد به علی میشود دراویش.دراینکه همه ما ایرانی هستیم و دارای حق یکسان حرفی نیست ولی واقعا در مواقع خطر هم این حق را برای خودمان قایل میشویم که مانند دیگران جان و مالمان را فدای کشور و اسلام کنیم.چند نفر از صوفیه و اهل تسنن در جنگ کشته شدند.مگر جنگ بر علیه ایران نبود؟ حرف زدن اسان است.انجام ظواهر دین اسان تر.بعمل کار براید برادر
میهمان
فراموش نکنید فقط قران را زیاد مطالعه کنید پروردکار خودش دستگیری میکند به جای اطلاف وقت تبهرو تدبر در قران بیانوزیم
میهمان
سلام من با یکی از این اقایون معتقد به گنابادی ازدواج کردم قبل از ازدواج هیجی در مورد اعتقاداتش نگفت فقط همینو میتونم بگم رابطه نامشروع داشت تو جریان ازدواج کلا هر چی گفته بود دروغ بود از خونع و ماشین بگیر تا کارش فهمیدم قبل من زن داشته نگفته ادم های دروغگو نیرنگ باز بودن دم از خدا میزدن ولی تو جمع شون زن و مرد قاطی بودن بعد میخواستن به عرفان برسن مشروب ازاد بود براشون چون میخواستن به خدا برسن تهران میرفتن جلسات اگه عاقلی فرار کنید ازشون خیلییی بدی دیدم ازشون و طلاق گرفتم
میهمان
سلام؛
دوست عزیزم؛ از کجا می گویی که مسلک شمس و مولوی اینها بوده ؟
یعنی شمس سبیل بلند می کرده؟
یا شمس معتقد به تناسخ بوده؟
مولوی هم که می گویند حنفی مسلک بوده؛ آن وقت چه گونه به حضرت علی اعتقاد داشته؟
با ارادت
میهمان
در شهر ما بروجرد عموما طبقه کم سواد عضو این فرقه هستند، متاسفانه عقل رو کاملا کنار گذاشتن و در خرافات قرون وسطایی خودشون رو سرگرم کردند. پرداخت ده درصد از درآمد مبلغ هنگفتی میشه ما در تشیع اگر به دارایی مون به نصاب شرعی برسه خمس داره و زکات هم به چند چیز تعلق میگیره اون هم بعد از بیشتر شدن از نصاب. دراویش خیلی ساده هستند و هر حرفی رو بدون دقت و فکر به راحتی می پذیرند. کلا این فرقه حرفی برای بشر امروز که دارای عقل نقاد است حرفی برای گفتن نداره.
میهمان
دختری که من دوسش دارم از خانواده درویش گناباد هستش و منو به خاطر دینش ترک کرده چون بهش گفتن ممنوعه و ب شدت درگیر دینشه چطور میتونم کمکش کنم


مخاطب گرامی، از حسن توجه تان به این مرکز سپاسگزاریم. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://akhlagh.porsemani.ir/node/۳۲۶
** درج سوال به وسیله پیامک : ۳۰۰۰۱۶۱۹
** درج سوال در سایت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ربات تلگرام پرسمان : @porsemanbot
میهمان
در گمراهی شما همین بس که کلام خود را با یا هو شروع میکنید این رو از کجا گرفتین ؟؟؟؟
این سبیل های بلند چه معنی داره ؟؟؟؟
قطب شما قرآن خوندن هم بلد نیست !!!!
نماز خوندن هم بلد نیست!!!!
آیا امثال شما یه عده بیسواد و کم عقل نیستین ؟؟؟؟؟
میهمان
با سلام.من یه سوال برام پیش اومده.ممنون میشم جواب بدین
مسلک درویشی رو شمس تبریزی بنیانگذاری کردن .و تمام حالاتی که داشتن از طرف خدا بهشون عنایت میشده.که به مولانا اموزش میدادن
سوال من اینه اگه اشتباهه درویش شدن پس چرا خدا بهشون عنایت داشت؟
چرا علمشون اضافه میشد.و سلوک خدایی پیدا میکردن
میهمان
خدمت عزیزان که به هر نحوموافق ومخالف فرقه درویشی هستند عرض کنم ما که ادعا مسلمان هستیم برای اینکه بخواهیم به طرف مقابل بفهمانیم راست میگیم همش قسم میخوریم به خدا به علی به حسین به خانم زهرا به ابوالفضل و.....عزیزان اگه راست میگین بیایید عملا ثابت کنید کنید انسان واقعی هستیم رعایت حقوق پدر و مادر و همسایه و....رعایت تک تک انسانهایی با هم دریک محل با هم هستیم مانند خانواده محل کار صف خرید صف اتوبوس رعایت حق تقدم در رانندگی ورعایت حقوق تمام انسان ها وحتی حیوانات . درختان و .... اگه این مسایل رعایت بشه دیگه نیازی نیست که به کسی اهانت کنیم ما خودمون درست کنیم کافیه ما همه مون ایراد داریم تسبیح آب نکشیم یگی میگه فلانی درویشه پول قرض کرده نداده آیا غیر درویشها پول قرض می گیرن به موقع پس میدن آیا؟ این دلیل قانع کننده ای نیست پس بیخودی خودتون رااذیت نکنین از قدیم گفتن عیسی به دین خود وموسی به دین خود دردنیای آخرت هرکسی را به اعمال خودت می سمجند اگه اعتقاد داشته باشید وگرنه چه فرقی میکنه چه فرقه ای باشی
میهمان
بخش دوم صحبتتون در رابطه با صوفیه جالب بود ممنون، اما بخش اول در رابطه با سنی و شیعه اگر درست تحقیق کنید یعنی منابع تاریخ اسلام رو مطالعه کنید میبینید که شیعه اعتقاداتش به هم متصل و دارای اصالت در آیات و روایات است. قرآن بدون تفسیر توسط ائمه معصومین باعث سوء استفاده ها و نیز زمین ماندن بسیاری از احکام می شود. خصوصا احکام جدیدی که پیش می آید
میهمان
خانواده ما که ازشون صدمه دیدن..و برادرم ۶ سال هست که لز این خاندان پیروی میکنه..و ابروی پدر پیر و زحمتکشم رو برده..از بس که از اینور واونور پول گرفته و نداده.و مثل اینکه در مسلک اینها بهشون اینجور تعلیم دادن..
خدا به خانواده ام رحم کنه
و به همه جوانان
میهمان
مارا چه از اینکه ناقصی بد گوید
عیبی که ز ما نیست یکی صد گوید
ما اینه ایم و هر که در ما نگرد
هر نیک و بدی که گوید از خود گوید
میهمان
شیعه وسنی خود فرقه ایست در اسلام و درویشی نیز فرقه ایست درون شیعه یعنی فرقه در فرقه است وطبق ایه صریح قران کسانی که در دین فرقه افکنی کنند خالدین فیها هستند یعنی جهنم جایگاه ابدی انهاست پس عقل حکم میکنه که نه شیعه ونه سنی باشیم ونه به فرقه های درون این دو فرقه مانند درویشی روی اوریم وفقط خداوند وحضرت محمد فرستاده اش و قران کتابش را به عنوان دین اسلام بپذیریم و از انها پیروی کنیم و خواهشا کمی در تاریخ جستجو کنید و خواهید دید که فرقه های سنی وشیعه چراوبه چه منظوری پدید امدند و به این درک خواهید رسید که همواره از بدو پیدایش نسل بشر تا به امروز عده ای کثیر مایل به پیروی وطبعیت بوده اند وان عده قلیل از ساده لوحی این عده کثیر سود جسته و با خلق کردن فرقه ها به عوام فریبی و ارضای غریضه قدرت طلبی و کسب محبوبیت پرداخته و با دلایل و استدلالهای رنگارنگ و استفاده از زیبایی و قدرت نفوذ اشعار بزرگانی چون مولانا وسعدی در مجالس درویشی شان عده زیادی از افرادنااگاه را به خود جذب کرده ودایره حکمرانی خود را روز به روز افزایش میدهند،شاید بگویید من با چه اطمینانی اینگونه دراویش را محکوم به بطلان وشرک میکنم، بله من زنی سی ساله هستم که خود در عنفوان جوانی و به مدت هشت سال تمام درویش بودم و همانند دیگر همکیشانم به قدری به این مسلک معتقد ومتعصب بودم که گاهی به حالت به اصطلاح خلسه میرسیدم و هنگام دیدن یا شنیدن صدای شیخ یا قطبم بی اختیار از شدت جذبه اشک میریختم وتوی این هشت سال حتی یکبار هم جلسات درویشی را رها نکردم و خود به نحوی جزوی از گردانندگان مجلس شده بودم و انقدر روح وجسمم با دراویش عجین شده بود که تمام فکر وذکرم خدمت به درویشان و تبلیغ درویشی شده بود زیرا قلبا دلم میخواست که دیگران را به راه راست هدایت کنم وفقط درویش شدن را راه راست میدیدم وغیر درویشان را لادین و مشرک ونامسلمان میدیدم واین نحوه دید من در ان سالها دقیقا نحوه دید تمامی کسانیست که الان در دام درویشی افتاده اند ودیوانه وار مسخ عنکبوت قطبشان شده اند وکمتر کسی است که بتواند همانند من از این دام وتار چسبنده اش رهایی پیدا کند و حیف که اینان نمیدانند چه سرنوشت شومی در انتظار انهاست وان راه راستی که تصور میکنند که صراط مستقیم است و تنها از آن انهاست باید بدانند که کوتاه ترین راه مستقیم به جهنم ابدی ولعنت الهیست جهنمی که به واسطه شرکشان که گناهی نابخشودنیست استحقاق ان را دارند بله من با اطمینان مطلق به شما میگویم که دور این فرقه های باطل را خط بکشید و اندکی با مطالعه تاریخ بر اگاهی خود افزوده و به حقیقت واقعی این قبیل فرقه ها واقف شوید ,اگر درویشی میدانم که برایت سخت است که حرفمرا بپذیری

 
میهمان
پاینده و پیروز باشید اخوی
میهمان
به نظر من باید قبل از اینکه نظر کور کورانه بدیم اول از همه باید یه نحقیق درست حسسابی کنیم وبعد نظر بدیم من که خودم هنوز نفهمیدم کدوم مذهب خوبه یا کدوم بده شاید باور نکنید ولی هر جی تحقیق میکنم بیشتر میفهمم که هیجی نمیدونم یا خدا
میهمان
من به مدت هشت سال تشرف بع درویشی پیدا کرده بودم شیخم هم اقای شریعت بود ولی الان بعد از سالها متوجه شدم که این فرقه راه شیطان است وبس و خدارو شکر میکنم که راه منو از راه این فریبندگاه به ظاهر دیندار جدا کرده و الان حقیقت واقعی این فرقه باطل بر من روشن گردیده است و تنها چیزی که در انتظارانهاست جهنم ابدیست که مجازات شرک وعوام فریبیست وایشان کاملا مستحق این عذاب الهیند. 
میهمان
یا هو
جان گرگان و سگان از هم جداست....متحد جان های شیران خداست
نویسنده ی این مطلب اگر واقعا از برای خدا و هدایت انسانها این مطالبو نوشتند "چه درست چه نادرست "خدا خیرشان دهد و اجر زیادی دارند.و الا خداوند از ایشان بگذرد
آنکس که نداند و نداند که نداند.....ابدالدهر در جهل مرکب بماند.
حفیفت و اسرار و خدا در قلب آدمی ظهور میکند و به زبان نیست و خدا را هزار مرتبه شکر
که در مورد درون و دل دراویش هیج نمیدانیدو بس.....
میهمان
آقای محترم اگر شما که به قول خودتون به ظاهر شیعه اید به دستورات و اعمال شیعیان عمل نمیکنید مشکل از شماست ! اینکه کسان دیگری بهتر از شما عمل میکنند دلیل بر درستی اعتقاداتشون نیست . مگر ابن مجلم از کثرت نماز پیشانی پینه بسته نداشت ؟ حتی در تاریخ نوشته شده که بسیاری از این افراد پینه های زانو هاشونو با خنجر میبریدند تا اذیتشون نکنه ! میدونی چقدر باید نماز بخونی تا این شکلی بشی ؟ مگه زبیر از یاران پیامبر نبود ؟ مگه مسلمان نبود ؟ خیلی بهتر از من و شما اسلام را رعایت میکرد جوری که پیامبر میفرمودند زبیر مردی از مردان بهشت است که در زمین راه میرود ولی عاقبتش چه شد ؟ انحراف یک لحظه بسیار کوچکه وقتی بین بد و خوب قرار بگیری یک لحظه باید انتخاب کنی چه بسا یک انتخاب اشتباه تو رو تا تباهی ببره !
توصیه آخرم به شما اینه که به جای دیدن اعمال خوب از دیگران و عاشق عقاید اونها شدن بری و اعمال خودتو درست کنی عزیز من
میهمان
کاش یاد بگیریم هممون انسانیم..............انساااااااااااان

به عقاید هم احترام بذاریم............هممون پیش خدا برابریم

یاعلی
میهمان
الان برای همه روشن شده که روزه گرفتن و سجده های طولانی دلیل درستی مکتب نیست. کما اینکه خوارج نیز اینگونه بودند.
حضرت علی (ع) وقتی مردم خواستند تا برای نماز مستحبی امام جماعت تعیین کند(در زمان خلفای قبلی این امر بدعت شده بود) ایشان نپذیرفتند. اگر شما پیروی حضرت علی هستید لطفا واضح و شفاف بفرمائید "عشریه" را از کجا اجتهاد کردید و چگونه آن را جایگزین نص (خمس و زکات )نمودید. همه می دانیم که اجتهاد بر نص باطل است.
میهمان
سلام من دندانپزشکی هستم که پس از ۵سال تحقیق درویش شدم خداروشکر میکنم وبرای همه ارزو میکنم که راه راست رو قبول کنن با تحقیق
میهمان
با شما موافقم یبش از ۴سال دربارشون تحقیق کردم
هرکه شک داره ازشون مدد بگیره تا بفهمه درست و غلط چیه
میهمان
تمام مطالبی که دال بر باطل بودن این فرقه است دروغ محض بوده است .خواهشا حرف بی خود نزنید چون هیچکدام صحت ندارد .
میهمان
دوستان لااقل در مجالس شرکت کنید بعد یک طرفه به قاضی برید حکم بدید و اجرا کنید تهمت و دروغ در اسلام نهی شده خداوند همه را به راه راست هدایت کند ما را هم از دوستداران این سلسله جلیله قرار دهد
میهمان
ای کاش فقط برای یک لحظه هم که شده عاقلانه و انسانی فکر می کردیم.تهمت وتوهین به دیگران جزای سنگین تری از مقلد یک فرقه بودن یا به قول بعضی مراسم مختلط داشتن دارد.ما همه ایرانی هستیم با کمی تفاوت کاش با هم مهربانتر بودیم.آمین
میهمان
منهم با یک خانواده به اصطلاح مرید از جان گذشته آشنایی نزدیک دارم . راحت جشن مختلط میرن خیلی از این بزرگان حتی زنهاشون حجاب رو قبول ندارند . توی مراسماشون به جای قران و دعا حافظ و مولوی میخونند و برای شاه فلان و فلان علی شاه دعا میکنند . ۲۱ رمضان توی مراسمشون شرکت کردم چنان تند و تند میخوندند که اصلا حس دعا از ادم گرفته میشد اخرش هم کدام برای شاه فلان و فلان علی شاه دعا کردند !
یک سلسله خیلی مزخرفیه . خودشونو خیلی خاص و عارف میدونند . از همه ایراد میگیرن . از نظام و بزرگان نظام فقط بد میگن غافل از اینکه اگه عارف هستند باید به عقیده دیگران احترام بزارند . من جلوی اونها از مشایخشون بد نگفتم تا حالا اما اونها بارها و بارها به امام خمینی که مرجع من بود توهین کردند . این اون اسلامیه که اونها ازش دم میزنند . دائم در وضو بودن خوبه اما کافی نیست . سجده کردن بر ادمها از طرف خدا ممنوعه ولی اونها دارند . دست همو میبوسند حتی زنها یک پارچه میزارند و دست شیوخشون رو میبوسند ! دم از عشق و رسیدگی به خانواده میزنند ولی زندگی خیلی هاشون فقط زندگی عادی هست و طلاق عاطفی . مردهاشون فقط سبیل میزارن و از مردونگی فقط اینو میدونند
میهمان
خدایش دیدگاه مردم را در مورد اینها خراب کردن من یکی از دوستانم درویش گنابادی دائم الوضوء و نمازش اول وقت خواند میشه دائم ذکر و فکرش خداست تمام شرعیات را بهتر و کاملتر از مایکه به ظاهر شیعه ایم انجام میده حتی بسیار از مستحیات و مکروهات رو مراعات میکنه من توی مجالس شون بودم هیچ خلاف شرعی ندارند و کتابهاشون رو خوندم عشریه حتما نباید به قطب بدی به هر که دوست داشتی می توانی پرداخت کنی بعضی هاشون مقلد آقای بهجت و خامنه ای اند و طبق دستورات شرعی آنها عمل میکنند بنا اینکه از مرجع تقلیدشون تقلید کنند می توانند خمس هم بدهند چه بسیار از ما بظاهر شیعیان خمس که سهله اگر عشریه بگن در طول عمرمون یک بار هم پرداخت نمی کنیم بعد ادعای مسلمانی و رهرو علی ع بودن هم میکنیم من با مطالعه ای که داشتم و به جرعت میگم اگر به دستوراتشون عمل کنند که ما به گرد پاشون هم نمی رسیم و اگر نه تازه مثل ما هستند و اقطابشون هم افراد با سوادی هستند و احکام را کامل میدانند امام خمینی یکی از بهترین تفاسیر قرآن را در کتاب سرالصلاه تفسیر سوره حمد کتاب تفسیر بیان سعاده فی مقامات العباده که یک تفسیر عرفانی است و امام می فرماید که یکی بهترین تفاسیری است که تا بحال نوشته شده و از اقطاب سلسله گنابادی است معرفی میکند چطور می شود چنین افرادی در دین بدعت وارد کنند بی مطالعه و تحقیق به مسلمانانی که از ما مسلمان تراند تهمت و افترا نزنیم عمر کوتاه و روز حساب نزدیک است دشمن شادمان نکنید هرجه میکشیم از سطحی نگری و تفرقه افکنی است یا مولای علی
میهمان
دوست عزیز دیگر وقت آن نرسیده که دست از این تفرقه افکنی های نا آگاهانه برداریم؟دشمنان ایران اسلامی پشت در خانه ما رسیده اند. چرا چون برنامه های سیاستمدارانه خود را سالها در اندیشه برادران و خواهران ما کرده تا بین ملت ایران و حتی مسلمین جهان خطوط قرمزی بکشد و تا حدودی موفق شده به خصوص در این چند سال اخیر!
دوست گرامی بهتر نیست به جای متهم کردن برادر و خواهر خود، در مقابل دشمنان اسلام بایستیم؟ این گونه مقاله ها در مسیر خواست دشمنان اسلام است و بس!
اگر کلی تر به این قضیه بنگرید اسلام از دیر باز دشمنان فراوانی داشته و دارد و همواره در راه تضعیف آن کوشیده اند، اگر دلیل اصلی این دشمنی ها را جویا شوید، استحکام اتحاد مسلمین بوده و است.
اگر کمی صمیمانه تر در درون کشور نگاه کنیم، باید این را بپذیرید که همه ما هم میهن و مسلمانیم!
اکنون دشمن در پی تجزیه ایران است چرا؟ آنها هم می خواهند که این کشور عظیم تکه تکه شده و هر گروه و دسته مستقل، و در مقابل هم قرار گیرند. ترک، عرب، فارس، کرد، لر، شیعه، سنی، درویش، کلیمی، مسیحی، زرتشتی،بهایی و...
از شما خواهشمندم کتاب اقوام ایرانی و زمینه های همگرائی- (نشر کمیل)که در مجمع تشخیص مصلحت نظام تدوین شده را مطالعه نمایید. ما باید یاد بگیریم که دست در دست، شانه به شانه یکدیگر به حفظ ارزشهای انقلاب اسلامی و اجرای سند چشم انداز بپردازیم.
در مورد دراویش نیز من مطالعه بسیار داشته بخصوص دراویش گنابادی و اصلاً آنطور که فرمودید، نیست! شما منبع ادعاهای خود را در مقاله معرفی نفرمودید. این سلسله تالیفات بسیار داشته و که قانوناً به چاپ رسیده است. نمی شود رفتار و یا گفتار جمع کثیری را گواه قرار داد. در میان ایرانیان و مسلمین دزد و جنایتکار و قاتل وجود دارد، آیا صحیح است همه ایرانیان و یا مسلمانان جهان را به آن متهم کنیم. همین بس که افرادی که وارد این سلسله شده بیش از پیش به عبادت خداوند و شفقت به دیگران می پردازند.
پیش از اینکه بخواهیم به دفاع و یا رد آن بپردازیم باید به این باور برسیم که طبق قانون اساسی، آنها نیز ایرانی می باشند و همچون دیگران از حقوق شهروندی کامل برخوردارند!
دیگر وقت آن رسیده که برای ایجاد همدلی و همراهی عموم جامعه با هدف حفظ نظام این مسئله را باور کنیم: ایران برای تمام ایرانیان است!
امیدوارم که این مباحث بزودی از میان ما برود و میان احاد ملت ایران و دیگر مسلمین جهان اتحاد و دوستی و برادری و برابری برقرار گردد. الهی آمین
میهمان
ما که از ایشان فقط خوبی دیدیم و خوبی دیدیم و خوبی دیدیم

هرگز ندیدیم که واجبات و عباداتشان به دلیلی ناموجه ترک شود

و این ها چنان تمام ساعات و لحظاتشان در ذکر و یاد خدا می گذرد که عبادت به مفهومی که ما می شناسیم احتمالا باید برایشان بی معنا باشد

البته در هر گروه و فرقه ای عده ای به انحراف رفته یافت می شوند.
میهمان
در بین ما شیعیان نیز پیدا می شوند افرادی که هنوز بعنوان فرقه خاص متمایز نشده اند و اینها برای برخی از فقهای شیعه مقامی در همین حد و حدود اقطاب قائلند و هر گونه نقد بر آنان را به جهت عدم قبول امکان خطا ( نوعی ادعای عصمت ) رد می کنند و با توجیهاتی در خصوص ولایت امامان معصوم علیهم السلام آن را به غیر معصوم هم متسری می کنند. و این بانظریه اصیل ولایت فقیه متفاوت است و نوع افراطی آن بشمار می آید
میهمان
من یکی ازرفیقام نعمت اللهیه دهنموسرویس کرد اینقدگفت ماازشمااعتقاداتمون بیشتره و حکومت ماروبدجلوه داده همش میگفت بیاتویکی ازجلساتمون شرکت کن پنجشنبه ها توخونمون برگزار میشه جالبه میگفت ما وقتی درویش میشیم قسم میخوریم که یک سحرم جانندازیم و نمازمون ترک نشه ولی خانوادش وحتی باباش که از بزرگاشون بود نه نماز میخوندن نه روزه میگرفتن میگفت نباید اینطوری باشه ولی ماکاهلی میکنیم وقتی گفتم ما خمس میدیم میگفت بابای منم هرسال یه مبلغی رومیده
الان فهمیدم واقعا فرقه مزخرفین دمتون گرم
میهمان
بادیدگاه دوستمون موافقم
میهمان
با تشکر از مطلب جالب توجه شما، به استحضار می رساند:
- در خصوص جدائی شریعت و طریقت در این سلسله به کتاب پند صالح نوشته آقای محمد حسن صالحعلیشاه گنابادی مراجعه شود. در بخش جمع شریعت و طریقت این کتاب آمده است: "چه احکام ظاهر و شریعت و چه احکام باطن و طریقت که این هر دو نباید از هم جدا باشد،که بدون یکدیگر نتیجه نبخشد...پس این دو مانند پوست و مغز بلکه مانند لفظ و معنی است." بر این اساس نمی توان قطبی پیدا کرد که خود احکام را نفهمد و به ارشاد معنوی مریدان بپردازد.
و کسانی که دعوت به صورت محض می‌کنند و مردم را از آداب باطنیّه باز می‌دارند و گویند شریعت را جز این صورت و قشر معنی و حقیقتی نیست، شیاطین طریق الی الله و خارهای راه انسانیّتند، و از شرّ آنها باید به خدای تعالی پناه برد که نور فطرت الله را که نور معرفت و توحید و ولایت و دیگر معارف است در انسان منتفی می‌کنند و حجابهای تقلید و جهالت و عادت و اوهام را به روی آن می‌کشند(آداب الصلوة امام خمینی(ره) صفحات ۱۵۵-۱۵۴)
همچنین در جلد دوم مجالس المؤمنین علّامة عالیقدر شیعه سیّد نورالله شوشتری آمده است که خلقت عالم بعد از وجود انبیاء و اولیاء به خاطر صوفیان صفوت نشان بوده است و در این کتاب به دلایل قویّه اثبات می‌کند که جمیع مشایخ مشهور شیعه صوفی بوده‌اند و طریقة ایشان طریقة اهل بیت علیهم السّلام است.
علامه سیدحیدرآملی عالم حقیقی را صوفی می‌داند و می‌فرماید: صوفی کسی است که ظاهرش مخالف احکام شریعت نیست و باطنش در طلب حقیقت است. و یا درجای دیگری گفته‌اند: تصوف، (علمی است) که صاحب آن متخلق به اخلاق ربوبی و بکار بردن آداب شرعی و تمسک به سنت بهترین مخلوقات خدا یعنی محمد(ص) است(جامع الاسرار ـ علامه سیدحیدر آملی صفحات ۶۵ و ۶۶ بند ۸۷ به بعد).

با احترام

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.