درمان احساس دلتنگی و تنهایی ۱۳۹۱/۰۵/۲۱ - ۴۱۲۸۳ بازدید

مکاتبه شما با این مرکز بازگو کننده گرایش های فکری و عقیدتی پاک و تحسین برانگیز و گویای حُسن اعتماد به این مرکز است.

مکاتبه شما با این مرکز بازگو کننده گرایش های فکری و عقیدتی پاک و تحسین برانگیز و گویای حُسن اعتماد به این مرکز است. از این که مسئله خود را با کارشناسان این دفتر در میان گذاشتید، تشکر و قدردانى مى کنیم.
تنهایی و دلتنگی یکی از معضلات و مشکلات زندگی امروز بشر است. بشری که به جدیدترین و مجهزترین ابزار زندگی دست‌یافته، ولی در این هیاهوی تکنولوژی و تولیدات آن چیزهایی را نیز از دست داده است.
ریشه دلتنگی ها و تنهایی های آدمی، می تواند امور زیادی باشد. و از آنجایی که سؤال شما بسیار کلّی و عام است، پرداختن به تمام آن علّتها از حوصله این پاسخ خارج می باشد؛ ولی امیدواریم توجّه به مطالب زیر به شما کمک نماید.

عوامل دلتنگی:
1- دوری از خداوند و یاد او:
مهمترین عامل احساس دلتنگی و تنهایی، فراموشی یاد خدای متعال است. اگر انسان در زندگی خود خداوند را بشناسد و مشغول سیر و سلوک به سوی او باشد و از دعا و مناجات بهره کافی ببرید، احساس کسالت و غم وتنهایی نخواهد کرد؛ زیرا خداوند خود فرموده اند: یاد من آرام بخش دلهاست.
یاد خداوند دو معنا دارد، عام و خاص. بهترین و روشن ترین راهکار یاد دائمی خداوند قرار گرفتن در ظرف عبودیت حق تعالی و انجام وظایف واجب دینی و فرامین الهی و ترک گناه است. تا زمانی که بنده در مسیر قرب الهی قرار دارد به سوی خداوند حرکت می کند، به یاد خدا است و این همان معنای عام ذکر و یاد خدا است و بهترین مصادیق خاص یاد خدا عبارت است از:
- نماز
نماز علاوه بر ذکر زبانی بودنش، مصداق اطاعت از حضرت حق نیز می‌باشد. چنان‌چه خداوند پس از مبعوث شدن حضرت موسی به پیامبری در سوره طه آیه 14 می‌فرماید: که نماز را برای یاد من به پا دار! (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری ) چون بر اساس آیه152 سوره بقره نتیجه یاد خدا را یاد شدن خودمان از طرف خداوند دانسته است؛ (فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لی وَ لا تَکْفُرُونِ)
در اکثر آیات قرآن پس از ذکر خدا، نماز را به عنوان بهترین مصداق ذکر می‌شمارد. در آیه 37 سوره نور خوانیم که: (رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إیتاءِ الزَّکاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصار) «مردانی که نه تجارت و نه معامله‌ای آنان را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمی‌کند.»
- قران
اگر مومن ادعای محبت خدا را دارد, می بایست به دستور العملهای خدا نیز اهمیت بدهد. خداوند مهربان کلیات اوامر و نواهی خود را در قران کریمش آورده است؛ تا آنهایی که طالب رسیدن به قرب او هستند با خواندن قران و عمل کردن به آن, پیوسته در یاد خدا باشند.
- ائمه معصومین (علیه السلام)
از ویژگیهای بارز معصومین (علیهم السلام) که در زیات جامعه کبیره بیان شده اهل ذکر بودن ایشان است. به این معنا که آنها هیچگاه از یاد خداوند غافل نبوده اند و هیچ عملی خلاف امر الهی انجام نداده اند. لذا آنها بهترین و کاملترین الگوهای یاد حضرت حق هستند و بر هر مومنی فرض و واجب است که از آنها پیروی کند.
گاه گاهى مخصوصا به اقتضاى حال و اقبال قلب به ائمه معصومین (علیهم السلام) توسل جویید و توفیق و حاجات خود را از آن معادن کرم بخواهید.
در ادامه‌ی همین بحث، داشتن یک برنامه‌ی عبادی، در رفع تنهایی بسیار مؤثر است:
الف ـ مراقبه و محاسبه:
در آغاز هر کارى, کمى مکث کنید. اگر واجب است حتما انجام دهید؛ اگر حرام است حتما ترک کنید و اگر نه حرام است نه واجب در انجام و ترک آن مختارید. این سه چیز را قبل از انجام هر کارى مشخص کنید سپس انجام دهید.
اصل این توجه و مراقبه چندین فایده دارد: اولاً: انسان به حرام نمى افتد و نیز واجبى از او ترک نمى شود. ثانیاً: غفلت شبانه روزى را از انسان مى گیرد. ثالثا: ترک حرام و فعل واجب به قصد قربت, خود عبادت به حساب مى آید مى توان فعل تمام واجبات و ترک تمام محرمات را به قصد قربت انجام داد. حتى افعالى که نه واجب هستند نه حرام مى توان با قصد قربت آنها را عبادى کرد.
مثلاً: خوابیدن با این قصد باشد که تجدید نیرو شود تا انسان عبادت خدا کند و... شب به محاسبه بنشیند که آیا مراقبه طول روز را خوب انجام داده یا نه. اگر خوب انجام داده, شکر خداى را هر چند زبانى به جا آورد و اگر خوب انجام نداده علت یابى کند تا به مرور نقص ها و علت عدم موفقیت را کشف کند تا بعد از سال ها به جایى برسد که حتى یک گناه از او صادر نشود و خلاصه این که مدار مراقبه و محاسبه شما انجام واجبات و ترک محرمات مى باشد.
ب ـ مستحبات نشاط آور:
از میان مستحبات از نمازهاى نافله گرفته تا دعاى کمیل و ندبه و... فقط و فقط آنهایى را انجام دهید که براى شما نشاط آور است و از تحمیل نفس بر مستحبات پرهیز کنید. هر عمل مستحبى که قلب بدان اقبال داشت و براینان نشاط بخش و حال آور بود به همان اکتفا کنید؛ حتى نسبت به نماز شب که سفارش زیادى شده است اگر نشاط نداشتید یا اصلاً نخوانید یا خیلى خیلى خلاصه در ظرف ده دقیقه تمام یازده رکعت را با حذف مستحبات بخوانید.
ج ـ دائم الوضوء:
سعى کنید همیشه وضودار باشید و اگر براى شب قبل از خواب وضو بگیرید کافى است. وضو نور است و همنشینی دائمی با نور, انسان را نورانی می کند.
2- بی هدفی
یکی از اساسی ترین امور که غفلت از آن، سبب دلتنگی ها می شود، نداشتن هدف و یا گم شدن آن می باشد. پرواضح است که هرچه انتخاب یک هدف دقیق، آگاهانه و زوایای راه و مسیر رسیدن به آن روشن تر باشد، امید دستیابی به هدف، بیشتر گشته و دلتنگی ها زدوده می شود. البته در انتخاب هدف توجه به توان و علاقه شخصی نیز لازم است.
بنابراین لازم است انسان برای زندگی خویش، یک هدف صحیح و دست یافتنی با توجه به شرایط خویش در نظر بگیرد و برای تأمین آن به تلاش همه جانبه دست بزند و موفقیت های خود در رسیدن به هدف های میانی را مقدمه و پلی برای رسیدن به آن هدف نهایی قرار دهد.
اگر به دلیل نداشتن هدف و یا انتخاب اشتباه آن، در زندگی و سایر شئون آن، این دلتنگی و تنهایی برای انسان حاصل شده است، درمان آن بازگشت از این مسیر و انتخاب یک هدف کامل و صحیح است.
3- بیکاری
اصولا نفس بیکاری در اسلام مذموم است و به فرموده پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) خداوند انسان بیکار را دشمن می دارد. بنابراین لازم است هر فردی ساعات روز خود را با برنامه‌ریزی درست ومفید پر کند و از بی‌کاری بپرهیزد.

عوامل رفع احساس تنهایی:
1- همانطور که گفتیم مهمترین عامل خدای متعال است. اگر انسان در زندگی خود خداوند را بشناسد و راه بندگی را در پیش گیرد و از دعا و مناجات بهره کافی ببرد، احساس تنهایی نخواهد کرد.
2-دوست خوب یکی دیگر از عوامل مهمی است که می تواند تنهایی های انسان را پر کند و به انسان سلامتی روانی و آرامش ببخشد. از آن رو باید برای خود دوستان خوبی را گزینش کنیم و با آنها معاشرت و داشته باشید.
3-کتاب بهترین دوست انسان است که اتفاقا در زمینه پر کردن اوقات عمر انسان و خارج نمودن او از تنهایی مهارت بسیار زیادی دارد. کسانی که با مطالعه و کتاب و کتابخانه انس دارند، هرگز احساس تنهایی نمی کنند.
4- ورزش و فعالیت های گروهی از عوامل مهم اجتماعی شدن و خروج از تنهایی است. این موضوع بسیار آرامش بخش و سازنده است.
5. شرکت در نماز جماعت در مسجد و همچنین شرکت در مجالس اهل بیت (علیهم السلام) و فعالیت های گروهی فرهنگی و مذهبی یکی دیگر از راه های مبارزه با احساس تنهایی است.
باز با ما سخن بگوئید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام ،من الان چند وقته احساس دلتنگی میکنم ،یه حس نامعلوم ،نمیدونم برای چه چیزی یا چه کسی دلتنگ هستم ،اما حس میکنم دلم میخواد پیش کسی باشم اما نمیشناسمش کیه ولی حس میکنم اون شخص وجود داره من نمیشناسمش ،خیلی حس بدیه دلم فقط گریه میخواد
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. اولا پاسخ سایت را کامل بخوانید و ثانیا شاید این حالت شما حاکی از نوعی خفیف از افسردگی باشد که باید به پزشک مراجعه کنید. موفق باشید.
میهمان
سلام خسته نباشین /من عشقم چن روز دیگه میره سربازی دوره اموزشی .من ازالان دلتنگشم .اصلا حالم خوب نیس هرروز گریه میکنم /هنوز نرفته دلتنگشم وای ازروزی که بره /من چیکارکنم؟
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. یک بار دیگر کامل مطلب سایت را مطالعه کنید.
میهمان
سلام ما از نیشابور به مشهد کوچ کرده ایم و همه فامیل هایمان آنجا هستند وهرقت میریم آنجا وبرمیگردیم دلم بارشان تنگ میشود و هوایی میشوم بعد دیگه اصلا حوصله هیچ کاری را ندارم و کسل میشوم لطفا یک راه حل بدهید
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی . دلیل دلتنگی شما وابستگی زیاد هست. برای درمان سعی کن به محیط جدید عادت کنی و دوستان جدید بیابی و وابستگی به فامیل و دوستان قبلی را کم نمایی. دنیا محل گذر است و وابستگی ها مانع رشد انسان می شود. موفق باشید.
میهمان
متشکرم از مشاوره قبلیتون که به من دادید خیلی روم تأثیر گذاشت اون مشاوره میخام یه مشاوره دیگه هم به من بدید من میخام برم شهر قبلیم دکترم اونجاست ولی بابام میگه نرو مدرسمم اونجاست میشه یه مشاوره ی بدید به من که بابامو رازی کنم بزاره من برم ممنون میشم
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. با مهربانی و احترام مزایای مهاجرت را برای پدرتان توضیح دهید و رضایت ایشان را جلب نمایید. اگر هم راضی نشد فعلا صرف نظر کنید تا زمان مناسب تری پیش بیاید. موفق باشید.
میهمان
من ۱روزه از شهرمون رفتیم یعنی منو خانوادمون کوج کردیم رفتیم یه خونه دیگه دلم خیلی برا اون شهر تنگ شده وهر موقع یادش میوفتم گریم میگیره یه روش.بدید خوب بشم
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. دنیا محل گذر است و ما همواره در حال تغییر هستیم دلتنگ شدن برای مکان گذشته طبیعی است اما عاقلانه تر این است که با شهر جدید و دوستان جدید و مردم شهری که در آن ساکن هستید انس بگیرید و سعی کنید به گذشته فکر نکنید و زمان حال و مکان تازه را دریابید. بعد از مدتی خواهید فهمید که شهر جدید هم دوست داشتنی است و مردم خوبی دارد. موفق باشید.
میهمان
سلام عشقم چن روزه رفته و قراره سه ماه دیگه برگرده حتی نمیتونم باهاش تماس بگیرم یا از حالش باخبر بشم خیلی نگرانشم و خیلی ناراحتم لطفا راهنماییم کنید ممنون میشم 😞
پرسمان
سلام علیکم، اگرچه مشخص نیست بین شما و عشق تان چه نسبتی وجود دارد و چرا امکان تماس با او وجود ندارد؟، اما اگر چاره ای جز صبر کردن ندارید به ناچار باید صبر کنید تا بر اثر صبر و استقامت تان پیروزی حاصل شود.
بگذرد این روزگار تلخ ‌تر از زهر *** بار دگر روزگار چون شکر آید
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند *** بر اثر صبر، نوبت ظفر آید
میهمان
باعرض سلام وخسته نباشید _ من بیشترازیک ساله که بادوست برادرم دوست هستم خیلی هم دوستش دارم اما مطمعنم که اون دوستم نداره. انلاین میشه ولی بهم پیام نمیده بایکی دیگه حرف میزنه،زنگ میزنم میگه نمیتونم حرف بزنم ،همه چی رو به شوخی میگیره دیگه خسته شدم _من الان یه خاستگاردارم که باهمدیگه رفت وامدداشتیم پسره ۲۲سالشه منم ۱۶ خاسنگارم دوسه ماه دیگه میره سربازی مادرش میگه که میخوام پسرم ازدواج کنه تا خدمتش به یه شهر دور نیوفته اگه توهم باپسرم ازدواج نکنی میرم سراغ یه دختردیگه والا من نمیدونم چیکارکنم ازیه طرف نمیدونم بادوست پسرم چیکارکنم. ازاین طرف هم نمیدونم باخاستگارم چیکارکنم ،،میترشم که پسره بعدازدوسال سربازی وقتی برگشت بهم بگه که من بهت علاقه ندارم اون موقع میخاستم الان نمیخوام. به نظرتون چیکارکنم؟ اگه ازدواج کردم چجوری میتونم کاری کنم که همیشه عاشقم باشه؟؟توروخدازود جواب بدین زیادوقت ندارم مرسی
پرسمان
سلام علیکم، با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای پاسخ و راهنما یی برگزیده اید، پرسشگر گرامی درک تان می کنیم و می دانیم که چه آشوبی در دلتان برپاست می دانیم ولی واقعیت این است که شما مثل خیلی از دختران دچار عشق یکطرفه شده اید. البته حتی اگر عشق دو طرفه باشد وقتی آینده مشترکی در کار نباشد باز هم نمی تواند به نفع شما باشد. پرسشگر عزیز، طبق تجارب بالینی بسیار متراکم مرکز ما که از دانشگاهها و غیر آن در طی سالیان طولانی جمع آوری شده، دلبستگی‌ها و سپس وابستگی اینگونه عاقبت خوشی ندارد و ایجاد، ادامه و دامن زدن به این چنین اموری که خارج از چهار چوب های دینی و فرهنگی جامعه ی ما صورت می گیرد، به نابسامانیهای روحی و روانی دختران که روحیه ای عاطفی دارند، می‌انجامد. بنابراین بهترین کار این است که از همین حالا تصمیم بگیرید هرگونه ارتباط خود را با او قطع کنید و دیگر به هیچ بهانه ای با ایشان ارتباط برقرا نکنید.
اما مطلب بعدی که در مورد خواستگارتان در سوالتان مطرح کرده اید ؛ شما در این مورد می توانید با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازید. همان طور که می دانید شناخت کامل را تنها از طریق پرس و جو, گفتگوی تحت اشراف دو خانواده, و نیز ملاقات خانواده ها با یکدیگر, و مهمتر از همه، تحقیق در محل زندگی و کار او، به دست می آورید. موفق باشید.
میهمان
سلام ممنون بابت نظرهاتون وکمک هاتون ببخشیداینبار من برای خواهرم مشورت میخواستم. خواهر م درسن۱۹سالگی بایکی از فامیل های دورپدرم ازدواج کرد البته خودش راضی به این ازدواج نبود خلاصه ازدواج کرد اما به دلایل مختلف ازهم جداشدن بعدازاینکه ۲۵ساله شد ازدواج کردبا برادردوست صمیمی اش البته پسرازخواهرم کوچکتر هست درسال۹۸ازدواج کردند بدون هیچ تحقیقی یا صبری. حتی خودمن هم خواهرم رابه این ازدواج تشویق کردم بعد ازدوماه خواهرم عکس داداش و نامزدش راگذاشت به اینستا ونامزدش راضی نبودکه عکس بزاره به همین خاطربه خواهرم گفت که عکس رابردار. خواهرم یک روزدیرتر برداشت الان به خاطرهمون ۸ماه است که ازش خبرنداریم حتی پیام هم نمیده زنگ هم نمیزنه. هرکاری کردیم ولی نشد چیکارکنیم؟
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی! از مشکلی که برای خواهرتان بوجود آمده متأسفیم. در هر حال بر هم خوردن رابطه ای که خواهرتان به آن دل خوش کرده بودند برای شان بسیار سخت است. به نظر می رسد نامزد خواهرشما به دلایلی نسبت به این ازدواج سرد شده و از تصمیم خود منصرف شده، به هر حال اگر داماد پیگیر این ازدواج نباشد بلکه به دنبال بهانه ای بود تا این رابطه را تمام کند به صلاح خواهرتان است که خود را به وضعیت پیش آمده وفق دهد و با اصرار یکطرفه شان و منزلت خود را پایین نیاورد و به این فکر کند کسی که برای به دست آوردن او تلاشی نمی کند لیاقت همسری او را ندارد چنین فردی نمی تواند در آینده همسر مناسبی برای وی باشد.بهتر است او را متقاعد کنید تا برای همیشه او را فراموش کند. در این شرایط تا می توانید از ایشان حمایت عاطفی کنید. در یک جمله بهترین دارو در این مرحله آن است که با وی همدردی و در مرحله بالاتر همدلی گردد و حمایت عاطفی از ایشان در اولویّت برنامه های شما باشد.اگر میبینید کنار آمدن با جریان اخیر برایشان بسیار دشوار است از خدمات حضوری همکاران متعهّد و با تجربه ما در مراکز مشاوره کمک گیرید. موفق باشید.
میهمان
سلام ممنون واقعا پیشنهادتان عالی بود سعی میکنم همین کاررو بکنم ولی میدونین دلم میخوادیه بارببینمش،یه بارفقط یه بار زنگ بزنه وبهم فحش بده اما صداشو بشنوم
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر محترم، فراموش کردن رابطه ای که احساس را درگیر کرده، سخته. حستان را درک می کنم. شما برای قطع این رابطه دو را پیش رو دارید ۱- کم کم و به تدریج این رابطه را قطع کنید به این نیت که کمتر آسیب ببینید ۲- یک دفعه رابطه قطع شود و یک دفعه در سختی فراغ قرار بگیرید.
در تحقیقات ثابت شده که قطع رابطه به طور یک دفعه خیلی بیشتر به نفع دو طرف است چون آنها بعد از یک مدت، تحمل دلتنگی و تنهایی، خیلی زودتر مسیر زندگی را پیدا می کنند و خود را برای زندگی دوباره مهیا می کنند ولی قطع تدریجی باعث می شود، چندین سال ذهن و فکر و احساس و ... درگیر یک رابطه مبهم و ختم شده باشد که در نهایت می بینند عمرشان تلف شده و گزینه های خوب را از دست داده اند و تازه بعد از چند سال باید سختی فراغ را تحمل کنند.
پس برادرانه خواهش می کنم دل و احساستان را کنترل کنید و به خاطر خودتان و آینده تان صبور باشید و باور کنید که آینده در دستان شماست.
۱. باید قبول کنید که فراموش کردن فردی که انسان به او علاقه دارد و دائم او را می‌بیند یا یاد او در ذهنش تداعی می‌شود، کاری سخت و دشوار است. انسان مثل کامپیوتر یا آدم آهنی نیست که با تغییر یک برنامه، رفتارش تغییر کند. انسان موجودی است پر از عواطف و احساسات و همین احساسات و عواطف هستند که گاهی اوقات او را در تصمیم گیری ها و اجرای برنامه هایش با مشکل مواجه می سازند. بسیاری از اوقات فرد از لحاظ عقلی و منطقی به تصمیمی می رسد، ولی به راحتی نمی تواند آن تصمیم را عملی کند. اجرای این تصمیم برایتان مشکل است؛ ولی مطمئن باشید که این کار شدنی است و هرگز غیر ممکن نیست. البته انجام کارهای مهم و بزرگ بدون تحمل سختی‌ها و مشکلات امکان‌پذیر نیست، اما دیری نمی‌پاید که شهد شیرین پیروزی و موفقیت، خستگی را از تن انسان بیرون می‌کند.
۲. فراموشی فردی که به او علاقه داشته اید و دائماً فکر و ذکرتان یاد او بوده است، نیاز به زمان دارد. نباید از خودتان انتظار داشته باشید به راحتی بتوانید یاد او را از صفحه ذهنتان پاک کنید. چه بسا حداقل همین میزان زمان لازم باشد که بتوانید به طور کل او را فراموش کنید. پس عجله نکنید و مأیوس هم نشوید. یکی از مصادیق صبر و شکیبایی، صبر در سختی هاست. پس بر خودتان مسلط باشید و باور داشته باشید که با توکل بر خدا می توانید این راه را طی کنید.
۳. به خودتان تلقین کنید که «من می‌توانم راهی را که انتخاب کرده‌ام بپیمایم».
۴. به خود تلقین کنید که «من نباید به فردی که احتمالا تمایلی به ازدواج با من ندارد، علاقه داشته باشم».
۵. از لحاظ روان شناسی یکی از علل ایجاد افسردگی در افراد، شکل گیری دلبستگی های بیجا بین افراد و سپس گسسته شدن این دلبستگی است. تحقیقات متعدد هم این امر را اثبات نموده است. پس قبل از اینکه سر و کارتان با قرص های آرام بخش و شوک الکتریکی و ... بیفتد به فکر سلامت روان خود باشید و اراده جدی در فراموشی فرد مذکور را پیشه خود کنید.
۶. هرگاه متوجه شدید ذهنتان ناخودآگاه به یاد او مشغول شده است، به خود چنین تلقین کنید و بگوئید «بس است» و آهسته مشت خودتان را روى میز یا زمین بزنید. بدین ترتیب تغییر حالت به وجود آمده، فضاى ذهنى تان را تغییر خواهد داد.
۷. از فکر کردن به او جدا بپرهیزید و هر چیزی که او را به یاد شما می‌اندازد، از خود دور کنید. علاقه به وی را در دل نپرورانید. تا حد امکان به او فکر و خیال¬بافی ¬نکنید. هر گاه افکار مربوط به ایشان به ذهنتان خطور کرد، حواستان را پرت کنید و به چیز دیگری فکر کنید؛ یا به کار دیگری مشغول شوید و یا مکانتان را ترک کنید؛ مثلا به میان جمع خانواده بروید و با آنان مشغول گفتگو شوید تا این افکار از ذهنتان خارج شوند.
۸. هرگاه فکر او به ذهنتان آمد، موضوع یا موضوعات مختلفى را در ذهن یا در دفترچه یادداشت خود داشته باشید، به سراغ آن ها بروید و درباره آن ها فکر کنید.
۹. اگر نمی توانید با فکرتان مقابله کنید از تکنیک شمارش استفاده کنید. یعنی برای مقابله با یک فکر خاص از ۱۰۰۰ بصورت معکوس کم کنید به این صورت: ۱۰۰۰، ۹۹۹، ۹۹۸ و .... آنقدر به شمارش ادامه دهید تا آن فکر کاملا از ذهن تان خارج شود. اگر با وجود شمارش باز فکرتان درگیر آن فرد است سعی کنید سه تا سه تا بصورت معکوش از ۱۰۰۰ کم کنید.
۱۰. احتمالاً چند نکته یا ویژگى منفى هم در او یافته اید یا مشاهده کرده اید؛ هرگاه ذهنتان به سوى او معطوف شد بلافاصله به ویژگى هاى منفى او فکر کنید و به خود بگوئید او به خاطر این اوصاف، مناسب و شایسته من نیست.
۱۱. تا آنجا که امکان دارد کمتر در تنهایی قرار بگیرید زیرا هنگام تنهایی آن فرد بیشتر در ذهن شما مجسم می شود و ذهن و دل شما را به خود مشغول می کند.
۱۲. برای شبانه روز خود برنامه دقیق و مشخصی داشته باشید. از بیکاری اجتناب کنید و اوقات خود را بیهوده نگذرانید.
۱۳. روابط عاطفی خود را با خانواده و دوستان تان بیشتر کنید و سعی کنید تمام محبتتان را نثار آنها کنید.
۱۴. باور کنید حالتان بهتر می شود؛ اگر از فعالیت های مثبت و تقویت کننده و لذت بخشی که قبل از این ماجرا برایتان مطرح بود استفاده کنید و به ورزش ها، کوهنوردی ها و فعالیت های بدنی روی بیارید.
۱۵. انجام یک کار مهم و جدی که در راستای تحصیلات و رشته درسی تان است را آغاز کنید. مثلا روی یک موضوع علمی به طوری جدی به تحقیق بپردازید یا خود را برای مراحل بالاتر تحصیل آماده نماید.
۱۶. روابط اجتماعی و دوستانه بیشتری با همسن و سالان خود برقرار کنید.
۱۷. با افراد مومن، موفق، با نشاط و اهل کار و فعالیت طرح دوستی بریزید که نقش بسیار زیادی در تقویت ایمان و اراده شما دارند.
۱۸. هر روز حداقل ده دقیقه قرآن (با توجه به معنا و ترجمه آن) تلاوت کنید.
۱۹. مراقب نگاهتان باشید.
میهمان
سلام من دلتنگ کسی هستم که برای رسیدن به او هرکاری کردم وبه دستش اوردم اون هم منو دوست داشت ولی الان تنهام گذاشته کاری هم نکرده بودم که ناراحتش کنم ولی اون رفت .من یه دختر هستم ناز اون راکشیدم ولی اون نه. خیلی دوسش دارم ولی اون نداره اون دوست داداشم هس من به قران عاشقشم خیلی دوسش دارم من چیکارکنمدکه باهم دوباره باشیم حالم خیلی خرابه
پرسمان
سلام علیکم، خواهر محترم، حستان را درک می کنم. متاسفانه شما در مراحل عشق شورانگیز گرفتار شدید و دچار اختلال ضربه عشقی شده اید. امیدورام هر چه زودتر به خود واقعی برسید و عشقی همه جانبه و غیرشور انگیز را تجربه کنید.
برای آگاهی افزایی و بیمه شدن شما از اتفاقات و تصمیمات آینده؛ لازم می‌بینم در ابتدا مراحل و بعد علت‌های عشق‌های شورانگیز و در آخر راهکارهای بهبود اختلال ضربه عشق را بیان کنم.
الف) مراحل عشق شورانگیز:
۱-‌ مرحله آغازین: در این مرحله جوان احساس رشد یافتگی، رسیدن به اعتبار اجتماعی، اوجگیری خلاقیت و جذابیت بدنی می‌کند و نیز جرأت و جسارتش بیشتر از قبل می‌شود. روحیه ایثار نفس در برابر دیگران در او رشد می‌یابد. از لحاظ جسمی احساس خشکی و بی‌حسی، رنگ پریدگی به او دست می‌دهد و معمولاً مبهوت عظمت معشوق خود می‌شود. چون در این مرحله فعالیت سه دسته هورمون تغییر می‌کند که عبارتند از: افزایش دوپامین – نوراپی نفرین، کاهش سروتونین و فعالیت اکسی توسین.
۲- مرحله میانی: جوان در این مرحله معمولاً دست به خودافشایی در برابر همدیگر می‌زنند، احساس وابستگی و اعتیاد زیاد به بودن با همدیگر می‌کنند، به‌خاطر صرف وقت زیاد با هم بودن در روابط روزمره دچار اختلال می‌شوند، نسبت به مخالفان این عشق غیرتی شده و حالت متخاصمانه به خود می‌گیرند، نسبت به دین برخورد گزینشی دارند و کمی خرافه‌گرا می‌شوند. در این مرحله الگوی عشق‌ورزی و وابستگی تغییر می‌کند. در ابتدا پسر زبان می‌ریزد ولی وقتی وابستگی محقق شد، دختر برای حفظ وابستگی به زبان‌ریزی متوصل می‌شود.
۳- مرحله پایانی: جوانان در این مرحله با خیانت و شکست عشقی مواجهه می‌شوند، به دنیای خیال پناه می‌برند، به دنبال جایگزینی فردی دیگر می‌گردند، در مسیر انتقام‌جویی قرار می‌گیرند، از جنس مخالف متنفر می‌گردد، گاهی نسبت به مذهب بدبین می‌شوند و حتی برخی دچار افسردگی و یا اختلال سازگاری می‌شوند.
ب) عوامل ایجاد عشق شور انگیز:
۱- عزت نفس پائین ۲- دلبستگی نا ایمن ۳- وجود باورها و افکار غیر منطقی چون "هیچ کس من را دوست ندارد، بدون کمک دیگران هرگز موفق نمی‌شوم، من همیشه یک بازنده هستم، من همیشه بچه و ناپخته هستم و من به حال خودم رها شده‌ام" (طرحواره درمانی، یانگ) و ۴- وجود مشکلات شخصیتی.
ج) راهکارهای بهبود اختلال ضربه عشق:
۱- واقعیت را بپذیرید
باید قبول کنید که عشق به پایان رسیده و از این به بعد خودتان را برای برقراری ارتباط مجدد کوچک نکنید و کورکورانه به دنبال موردی جدید نگردید که مطمئن باشید عاقبتی غیر از شکست نخواهد داشت. خودتان را گول نزنید هیچ راه میانبری وجود ندارد. تنها راه ادامه زندگی با تمام درد و رنجی که دارید.
۲- زمان بدهید:
کلیشه "گذر زمان همه زخم‌ها را التیام می‌دهد" در این رابطه واقعاً کاربرد دارد. دانشمندان متوجه شدند زمان بهترین مُسکّن است. چیز عجیبی نیست که ماهیت فردی‌تان را در یک رابطه از دست داده باشید، وقتیکه به‌جای "من" باید "ما" باشید. این نوع فروپاشی یعنی اینکه باید زمان کافی بدهید تا خودتان را مجدداً پیدا کنید.
۳- از قانون خلاء استفاده کنید
فکر انتقام و خاطرات گذشته مثل موریانه انرژی انسان را تحلیل می‌برند و اینقدر در ذهن انسان جا خوش می‌کنند که مجال ورود افکار دیگر را نمی‌دهند. برای همین باید از قانون خلاء استفاده کنید و ذهن را از افکار مزاحم خالی کنید تا جا برای افکار دیگر باز شود. در پژوهش‌ها ثابت شده که صحبت کردن در مورد شکست عشقی یکی از بهترین روش‌ها برای کاهش اثرات آن است. اگر گوش مطمئن پیدا نکردید، افکار و نگرانی‌هایتان را بنویسید و سعی کنید تا با نوشتن ذهن خالی شود و یا در جلوی آیینه قرار بگیرید و در حالی که به دو چشم خود خیره شده‌اید، با آرامش تمام گذشته و افکارتان را با اونی که در آیینه هست، در میان بگذارید.
۴- با خودتان آشتی کنید
گاهی انسان به خاطر ارتقاء عزت نفس و رسیدن به آرامش، دچار عشق‌‌های بی اساس و وابستگی می‌شود و به احتمال زیاد وقتی به شکست کشیده می‌شود؛ خود را مقصر می‌دانید و نظر مثبتی نسبت به خود ندارید و دائماً در مورد خود منفی صحبت می‌کنید و شاید خود را لایق زندگی ندانید اما مطمئناً شما همچنان فرد ارزشمندی هستید که دارای ویژگی‌های مثبت فراوانی است و برای شاد بودن و آرامش داشتن به هیچ کس و هیچ چیز نیاز ندارید. پس لازم است با خود خلوت کنید و نقاط قوت خود را یادداشت کنید و خود را برای کشف استعدادهای نهفته آماده کنید.
۵- از گذشته درس بگیرید
آنچه از این رابطه بدست آورده‌اید و آنچه هزینه کرده‌اید را در کفه ترازو قرار دهید و آنها را در کاغذی یادداشت کنید. سعی کنید در آینده از این تجربیات بهره بگیرید و انرژی‌تان را برای کارهایی که عاقبت خوشی ندارند هزینه نکنید.
۶- آگاهی‌تان را زیاد کنید
در آخر پیشنهاد می‌کنم با چشمانی باز تصمیم بگیرید و با آگاهی کامل ارتباط الهی را پایه ریزی کنید. حداقل یکی از کتاب‌هایی که نام می‌برم را تهیه و مطالعه بفرمایید. ۱- روانشناسی عشق شورانگیز- نوشته مرتضی منطقی، ۲- آیا رابطه خود را می‌توانید نجات دهید- نوشته مایکل برودر- ترجمه فیروزبخت،۳- بهداشت روانی در عشق شورانگیز- نوشته مرتضی منطقی، ۴- چگونه عاشق می‌شویم- نوشته هلن فیشر.
*** برای ارتباط بیشتر از راه های زیر کمک بگیرید:
پست الکترونیک admin[at]porseman.com
پیام رسان های ایرانی @porseman
ربات سروش، بله و گپ @porsemanbot
پیامک ۳۰۰۰۱۶۱۹
میهمان
سلام من ۱۵سال دارم و به خاطر درس برادرم از بابل به قم با خانواده به قم آمدیم من نمیتوانم در قم بمانم و همیشه دلتنگ شهر و روستا و اقوام میشوم و میخواهم بروم بابل و خانواده ام اجازه نمی دهند باید چه کار کنم؟
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. بهتر است وابستگی های خود را کاهش دهید و با خانواده هماهنگ باشید. موفق باشید.
میهمان
خیلی عالی بود متشکرم از زحمت شما
میهمان
سلامدو ماهی هست شوهرم رفته راه دور برای کار
خیلی دل تنگش میشم
نمیدونم باید چیکار کنم
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی!
احساسات ناخوشایند شما را از این جریان درک می کنیم. هر انسانی ممکن است در موقعیتی از زندگی خود به «اجبار» یا به «اختیار» به ترک یار و دیارش نیازمند شود. این سفرها می تواند به دلیل های تجاری، شغلی، امنیتی، خدمت سربازی، تبلیغ، مأموریت، تحصیل، تدریس و... باشد. البته امیدوارم که سفر کاری شوهرتان طولانی نگردد؛ به هر حال شما می توانید در زمانی که از شوهرتان دور هستید با تماس تلفنی، تماس تصویری، نامه نگاری، ایمیل و چت با وی در ارتباط باشید و مقداری از دلتنگی خویش بکاهید.
میهمان
من خیلی دلتنگم به خدا ایمان کامل دارم وهمیشه نماز میخونم ولی بد جوری دغدغه ذهنی دارم احساس میکنم خدا دوسم نداره اخه دغدغه ام عذابه به امامان
میهمان
سلام من ۱۸سالمه حوصله هیچی رو ندارم گاهی وقتا از خودمم بدم میاد فک می کنم هیشکی ازمن خوشش نمی یاد بااینکه خیلیا از دوست داشتن من حرف می زنن ولی خیلی الکی دل تنگم وخسته چی کار کنم
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی، سلام؛ باید دید که دلتنگ چه چیزی یا چه کسی هستید و چرا؟ چرا با وجود ابراز علاقه دیگران به شما احساس دلتنگی می کنید و فکر می کنید دیگران از شما خوششان نمی آید. به نظر می رسد که مشکلی دارید و ذهن تان درگیر مشکلی است. بهتر است با یک مشاور دراینباره صحبت کنید.
میهمان
فقط میگم دلتنگم
میهمان
سلام من عاشقم عاشق پسری ک اونم عاشقمهخیلی مرد خوبیع وباوفا
چن باراومد خاستگاری ولی خانوادم ب بهونهای مختلف جواب رد دادن ولی ماهنوز همو میخایم واونم گفته پا همچی میمونم
عشقم خیلی دوسش دارم
ولی نمیدونم چکار کنم
خانواده رد کردن ولی من نمیتونم ب هیچ وجه دل بکنم دیوونشم
نمیدونم چ کنم خانوادم راضی بشن
راهنمایی کنید
ازهرراه بگید رفتم باشون ثحبت کردم میگن اینده ت با این خوب نیست
اخه کی از اینده خبر داره
پرسمان
سلام علیکم، خواهر ارجمند، به نظر نمی رسد هیچ پدر و مادری باشند که منافع فرزند خود را در نظر نگیرند و خوبی و خوشی و خیر و صلاح را برای فرزندشان نخواهند. پدر و مادر معمولا از خوشی و لذت خود می گذرند تا فرزندانشان در آرامش و رفاه باشند البته ممکن است در مصداق خیر و صلاح و نفع متفاوت از فرزندان فکر کنند ولکن در اصل نیت شان نمی شود شک داشت. شاید والدینتان مسئله ای را در مورد خواستگار شما متوجه شده اند که مخالفت می کنند ولکن علت مخالفت را به درستی و وضوح بیان نمی کنند.
لذا در حال حاضر اولین کاری که شما باید انجام دهید این است که مطمئن شوید که آیا این فرد واقعا ملاک های شما را دارد و کفو شماست یا خیر. اگر مطمئن شدید که او فرد مناسبی برای ازدواج است و کفو شماست می توانید بر خواسته خود اصرار کنید البته با حفظ رعایت ادب، و مطمئن باشید که کسی که بر خواسته خود بماند و امیدوار باشد به آن می رسد. برای جلب رضایت والدینتان سعی کنید رگ خواب آنها را پیدا کرده و از این راه وارد شوید. همچنین از افراد ذی نفوذی که حرف و سخنشان بر روی والدینتان تاثیرگذار است کمک بگیرید. خوشحال می شویم از یکی از راههای زیر با ما تماس بگیرید تا بتوانیم بیشتر در مورد مسئله ای که با آن روبرو هستید و راهکارهای حل مسئله با هم صحبت کنیم.
** درج سوال به وسیله پیامک : ۳۰۰۰۱۶۱۹
** درج سوال در سایت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
** درج سوال به وسیله ربات سروش، بله و گپ پرسمان: @porsemanbot
میهمان
سلام*-*بنظر من بجاى این چیزا، اگه سعى کنیم خودمونو با چیزاى مورد علاقمون سرگرم کنیم و سعى کنیم خودمون رو با یه کارى مشغول کنیم مثلا کلاسهاى زبانهاى خارجه، بهتر حس مى کنیم دلتنگى از بین نخواهد رفت باید خودمونو راضى کنیم مردم از ما باارزشتر نیستند *-*
میهمان
سلام..انشاءالله که کسی جز شما شماره ما رو نبینه...من چند ماه از خانواده به خاطر کار دور شدم و هر روز تنهام و دیگه دارم دیونه میشم ازدواج هم نکردم و گاهی این تنهایی باعث گناه شده برام...دوست دارم کارم رو ول کنم برم پیش خانواده...چیکار کنم...ممنون
پرسمان
سلام علیکم، دانشجوی گرامی؛ این که با برگشتن به دامن خانواده خود می توانید مشکل تنهایی خود و تبعاتی همچون گناه در تنهایی را حل نمایید، خوب است؛ امّا به نظر می رسد این مسأله زوایای دیگری هم دارد، نظیر این که اصلاً چرا از اول از خانواده تان دور شده اید؟ پای نیازی همچون مسائل مالی در میان بوده؟ آمـوختن این که چگونه با تنهایی تان در زندگی کنار بیایید یکی از چالش‌های بزرگ زندگی است که به هر حال باید به فکر حل ریشه ای آن باشید؛ زیرا نمی توان تا آخر عمر این‌گونه به زندگی ادامه داد.
یکی از چیزهایی که در تجربه سال ها مشاوره با آن برخورد کرده‌ایم این است که در بسیاری از موارد پای یک تشخیص اشتباه در میان بوده است؛ در حالی که کسی که صورت مسأله را بهتر از بقیّه درمی یابد و یا بیان می کند، به احتمال زیاد پاسخ مسأله را هم بهتر از بقیّه خواهد یافت.
بنابراین بر اساس سه ضلع «هدف»، «واقعیت» و «شواهد» که در تکنیک های مشاوره ای به اختصار بدان «هوش» می گویند، بیندیشید که با برگشتن شما نزد خانواده تان به دنبال چه هدفی هستید؟
آیا در عالم واقعیّت رسیدن به هدفی همچون رهایی از تبعات تنهایی از این شیوه برخورد شدنی است؟
لابد بخاطر برآورده کردن نیازی همچون نیاز مالی و ... از خانواده خود دور شده اید، اگر دوباره به نزد خانواده برگردید با این نیازتان چه می کنید؟
میهمان
سلام من دلتنگ دوستم هستم خیلی هم دوسش دارم و الان سه ماه قرار نبینمش و مریضی قلبی داره و همش بیمارستان خیلی نگرانشم و اصلا شرایط حرف زدن هم نداره از این بابت خیلی کم می تونم باهاش حرف بزنم خیلی اذیتشم یه راهکار بدید
میهمان
ینی چی که ایمان تقوا ما دنبال روانشناسی هستیم نه حرفای اخوند ها من الان سه سال نامزد کردم ولی نامزدم باهام ۳۸۰ کیلومتر فاصله دار بهاطر شغل و تحصیلم مجبورم دیر به دیر بهش سر بزنم و وقتی که میام پیشش واقعا دلم نمیخاد بر گردم نه تماس تصویذی نه تلفن ن چت هیچ کدوم جواب گو نیست بع شدت به هم وابستگی داریم ....
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر محترم، حس زیبایتان را درک می کنم. امیدورام این دوری به همین زودی به وصال تبدیل شود.
پیشنهاد می کنم شرایط کار، ازدواج، مسافرت و با هم بودنتان را ببینید و طبق آن خودتان را تنظیم کنید. وقتی می بینید نمی توانید به این زودی به ازدواج و کنار هم بودن برسید، پیشنهاد می کنم پرنده خیالتان را کنترل کنید و با برنامه ریزی انرژی روانی خود را تنظیم کنید. وابستگی عاشقانه پر از انرژی های مثبت است و شما می توانید مقداری از این قدرت را برای کارهای دیگر هزینه کنید تا بتوانید این دوری را بهتر تحمل کنید و کمتر اذیت شوید.
۱- برای خود برنامه ریزی کنید و زمان خود را مدیریت کنید.
۲- مدتی از وقت خود را به کشف استعدادهای خود و شکوفا کردن آنها بپردازید.
۳- انرژی خود را به کسب مهارتهای همسرداری معطوف کنید تا در آینده ازدواجی موفق داشته باشید.
۴- وقتی که خیلی دلتنگ هستید، ورزش کنید، یا پارک بروید و یا خود را به دشت و سبزه زار ها برسانید.
پرسشگر محترم، می دانم حس دلتنگی و عشق را به این راحتی نمی توان خاموش کرد، امیدورام هر چه زودتر موانع برطرف شوند و دوری به وصال تبدیل شود.
میهمان
سلام ممنون از راهنماییهاتون من خیلی دلم گرفته احساس میکنم دیگه نمیتونم دعا کنم فکر میکنم ایمانم ضعیف شده آخه دو ماه پیش همسرم با همکاراش رفت کو کوه ریزش کرد پای چپشو از زانو پایین از دست داد الان دوماه خونه است فکر میکنم خدا دیگه دوسم نداره که این اتفاق برامون افتاد اخه من نمازمو ترک نمیکنم ولی دیگه نمیتونم از ته دل دعا کنم متاسفانه اگه میشه راهنماییم کنید متشکرم🙏
پرسمان
سلام علیکم، خواهر گرامی! از مشکلی که برای همسرتان بوجود آمده متأسفیم. امیدواریم خداوند بهترین پاداش‌ها را در عوض تحمل این سختی به شما عطا کند.
پرسشگر محترم! گاهی اوقات سختی ها، مصیبت ها و گرفتاری هایی که در زندگی انسان اتفاق می افتند، نوعى امتحان و آزمایش الهى هستند و به هیچ وجه نشان دهنده دوری از خدا و یا دوست نداشتن بنده ای نیست. بر طبق تعالیم دینی و اسلامی ما هر انسانی در این دنیا در بوته نقد و آزمایش الهی قرار می گیرد. تا آزمایش نباشد و انسان در مقابل سختى ها قرار نگیرد ارزش مقاومت و تلاش او معلوم نمى گردد. در همین شداید و سختی هاست که عیار و قیمت انسان ها مشخص می شود. اولیاء الهى از همه انسان هاى دیگر بیشتر با بلاها و گرفتارى ها دست و پنجه نرم کرده اند. هیچ یک از ما به اندازه آنها سختی نکشیده ایم.
البته درک میکنیم که بدون شک لحظات تلخی را سپری کرده اید و فشارهای روانی بسیاری را در این دوران تحمل کرده اید، اما در چنین لحظاتی تنها یک چیز در زندگی انسان می‌تواند انسان را از تنگناها نجات دهد: «امید». باید نسب به آینده امید داشته باشید، باید به این باور برسید که می توان زندگی را تغییر داد و حتما اتفاقات خوبی در آینده می افتد. دقت داشته باشید که در این شرایط شما باید امید را به همسرتان و زندگی اش برگردانید و با رفتارهای خود از او حمایت کنید.
از شما می خواهیم برای مکاتبات بعدی، از راه های زیر برای ارسال سوال استفاده کنید تا بتوانیم پاسخی کامل و درخور تقدیمتان کنیم:
http://www.porseman.org/q
ربات @porsemanbot
پیامک ۳۰۰۰۱۶۱۹
میهمان
من ۶ساله بایه پسرکه فامیلمونم بودبه قصدازدواج باهم بودیم توشادی وغم باهاش بودم بخاطرش افسردگی گرفتم امااون بخاطرخانوادش پاپیش نذاشت وازهمه جابلاک ومسدودم کردولی بازم دوسش دارم .دلتنگشم .دیوووونشم.شمابگیدمن چیکارکنم 😭😭😭😭😭😭
پرسمان
سلام علیکم، با سلام در پاسخ باید خدمتتان عرض کنیم راهی که عقل، شرع و عرف بر آن تکیه دارند، مراسم خواستگاری و ایجاد ارتباط و شناخت در مسیر عاقلانه و مومنانه است. این مراسم ها، آزمونی است برای عیارسنجی عشق. عاشق اگر معشوق را برای معشوق بخواهد نه برای خودش، قطعا او را در این مسیر خواهد جست وگرنه راهی جز جدائی راه و کندن دل از او نیست. نه تنها عقل، بلکه عشق نیز حکم می‌کند که با مدیرت درست و قدرتمند عواطف و احساسات، راه را برای چشیدن عشقی والا و ارزشمند باز بگذاریم و بازیچه هر رهگذری نباشیم. عشق را از آسمان آغاز کنیم تا رنگ غبارآلود این ظلمتکده را نداشته باشد. خواهر گرامی! درست است که علاقه ی وافری به این فرد داشته اید ولی باید به این باور برسید که این علاقه یکطرفه است و او واقعا چندان علاقه ای به شما نداشته است. لذا بهترین راه این است که فکر و ذهنتان را از این فرد خالی کنید و خودتان را برای رسیدن به آینده و ازدواجی موفق آماده کنید.
میهمان
دلتنگ عشقم هستم سربازه ده روزه ازش خبری ندارم
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی، سلام و عرض ارادت خدمت شما. درک می کنیم که شرایط تان سخت است و دلتنگ فرد مورد علاقه تان هستید. سربازی خود دلتنگی دارد و اگر دلتنگ فرد مورد علاقه تان باشید شرایط سخت تر هم خواهد بود. در این شرایط بهتر است سعی کنید سرتان را شلوغ کنید و همیشه کاری برای انجام دادن داشته باشید تا کمتر به او فکر کنید و کمتر اذیت شوید. تنها موقعی که قرار است به او زنگ بزنید به او فکر کنید و در طول روز اگر فکرش به ذهن تان آمد فکرتان را کنترل کنید در واقع در ساعت خاصی به او فکر کنید.
میهمان
من یه مدته همش تو فکر خودکشیم از یه جاییم دلم واسه خانوادم تنگ میشه نمیدونم چیکار کنم واقعا از زندگی خسته شدم هرشب کارم گریه کردنه از خودم بدم میاد لعنت به این زندگی لطفا راهنماییم کنید چیکار کنم به خدا روانی شدم
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر محترم، موضوعی که ذهنیتان را به خود مشغول کرده باید بیشتر بررسی شود. برای اینکه امکان پاسخ به دغدغه هایتان فراهم شود، باید از راه های ارتباطی زیر کمک بگیرید و آنها را مطرح نمایید تا محققان به آنها پاسخ دهند و برایتان ارسال نمایند :
** درج سوال در همین سایت : http://akhlagh.porsemani.ir/node/۳۲۶
** درج سوال به وسیله پیامک : ۳۰۰۰۱۶۱۹
** درج سوال در سایت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ربات سروش، بله و گپ پرسمان : @porsemanbot
میهمان
دلتنگی بد دردیه،روز به روز سیاه تر، سخت تر، خفه کننده تر میشه. من نزدیک دو ساله ازدواج کردم با مردی که دوسش داشتم ، اما در ازای رسیدن به عشقم مجبور شدم از خانوادم هزاران کیلومتر دور شم، اونم دختری مثل من که تا قبل از ازدواج یک روز هم دور از خانواده نبوده، دو ساله این دوری و دلتنگی داره به روحم خراش میکشه و از درون دارم ذوب میشم اما جای اعتراض ندارم چون همه میگن خودت خواستی و انتخاب خودت بوده، دارم از این تنهایی و غصه ذره ذره میمیرم...
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی هر انسانی ممکن است در موقعیتی از زندگی خود به «اجبار» یا به «اختیار» به ترک یار و دیارش نیازمند شود. این سفرها می تواند به دلایل مختلف باشد. اما راهکارهایی برای مقابله با غم غربت وجود دارد: ۱- پذیرش واقعیت (اینکه در حال حاضر به خاطر شرائط، مجبورید از خانواده دور باشید) اولین گام مهم و اساسی در مدیریت غم دوری از خانواده تان است. شما از روی اختیار و آگاهانه چنین شرائطی را قبول کردید. البته این به معنای اشتباه کردن شما نیست بلکه روال زندگی اینگونه است و برای هر فردی شرائط سخت به هر حال پیش می آید. پس از انتخابتان ناراضی نباشید. ۲- اگر میتوانید هر چند روز عکسها و فیلمهای جدیدی از خودتان و حتی فضای خانوادگی تان برای خانواده تان ارسال کنید و از ایشان هم بخواهید همین کار را بکنند و در آنها نشان دهید که استوار و محکم هستید. از فوائد مهم این اقدام این است که عواطف، صمیمیت و همدلی هایتان را میتوانید به گونه ای متفاوت تر از گفتگوی تلفنی، به یکدیگر منتقل کنید. در زمانی هم که از آنها فاصله دارید با تماس تلفنی، تماس تصویری، نامه نگاری، ایمیل و چت با آنها در ارتباط باشید. ۳- برای اوقات فراغت خودتان برنامه ریزی کنید و سرگرمی های مفید را در آن بگنجانید. ورزش کنید و در کلاسهای مختلف هنری، فرهنگی و ... شرکت کنید. ۴- با افراد دیگری که وضعیت شما را دارند و غریب و همدرد شما هستند و البته افراد شایسته ای هستند، طرح دوستی بریزید و برای خود دوستان مناسب برگزینید و معاشرت خود را با آنها بیشتر کنید. معاشرت با افراد هم نفس، همراز و همدرد تأثیر شگرفی در بهبود حالات شما خواهد داشت. در جلسات و مراسم های دینی، محلی و بومی شرکت کنید. ۵- قلم و کاغذ بردارید. فهرستی از «تجارب مثبت» در این دیار جدید را بنویسید و همچنین فهرستی از «نقاط مثبت» محل زندگی جدیدتان را بنویسید و روزانه آن را با خود مرور کنید و سعی کنید بر تعداد آن بیفزایید. این طوری متوجه می شوید، محل زندگی فعلی تان آن قدرها هم فکر می کنید بد نیست. ۶- همواره در مواقعی که خیلی دلتنگ هستید به این فکر کنید که شرائط فعلی شما (با وجود دوری از خانواده) خیلی عالی تر از زمان مجردی تان است. زیرا در آن زمان کسی را نداشتید که اینگونه قلبش برای شما واقعی و پایدار بتپد. ۷- همواره از خداوند متعال توان تحمل دوری را بخواهید. راهکارهای دیگر را می توانید در سؤالات مشابه ببینید.
میهمان
من شیراز زندگی میکنم خیلی دلم تنگ خانواده و.محل زندگیم تهران شده بگید چکار کنم
پرسمان
سلام علیکم، هر انسانی ممکن است در موقعیتی از زندگی خود به «اجبار» یا به «اختیار» به ترک یار و دیارش نیازمند شود. این سفرها می تواند به دلیل های تجاری، شغلی، امنیتی، خدمت سربازی، تبلیغ، مأموریت، تحصیل، تدریس و... باشد. راهکارهای مقابله با غم غربت
۱. تعامل تان را با اعضای خانواده بیش از پیش کنید. وقتی به محل سکونت والدین خود بر می گردید و یا آنها به محل سکونت شما می آیند گاهی به همراه آنان به مسافرت های تفریحی بروید. از جاهای دیدنی، مکان های تاریخی و سیاحتی محل جدیدتان بازدید کنید. برای اوقات فراغت خودتان برنامه ریزی کنید و سرگرمی های مفید را در آن بگنجانید. در زمانی هم که از آنها فاصله دارید با تماس تلفنی، تماس تصویری، نامه نگاری، ایمیل و چت با آنها در ارتباط باشید.
۲. با افرادی دیگری که وضعیت شما را دارید، غریب و همدرد شما هستند و البته افرادی شایسته ای هستند، طرح دوستی بریزید و برای خود دوستان مناسب برگزینید و معاشرت خود را با آنها بیشتر کنید. معاشرت با افراد هم نفس، همراز و همدرد تأثیر شگرفی در بهبود حالات شما خواهد داشت. در جلسات و مراسم های دینی، محلی و بومی شرکت کنید.
۳. قلم و کاغذ بردارید. فهرستی از «تجارب مثبت» در این دیار جدید را بنویسید و همچنین فهرستی از «نقاط مثبت» محل زندگی جدیدتان را بنویسید و روزانه آن را با خود مرور کنید و سعی کنید بر تعداد آن بیفزایید. این طوری متوجه می شوید، محل زندگی فعلی تان آن قدرها هم فکر می کنید بد نیست.
راهکارها دیگر را می توانید در سؤالات مشابه ببینید.
میهمان
دلتنگ ادمی که واسش مهم نیستی حماقته اون دختر وپسرهایی که دلتنگ عشق بی وفاتونین نه فکرانتقام باشید نه کینه ازشون به دل بگیرید فقط به خداپناه ببریدوان هارا به خدابسپارید. فراموششون کنید یادتان نرود خدا همیشه پشت وپناه بندگانش هست و ببخشدشان بخشیدن قلب و روح انسان ارام میکند
میهمان
من دلتنگ کسی هستم که دوستش دارم و اونم همینطور ولی اصلا شرایطمون بهم نمیخوره برا همین با هم دوست نشیدیم و بهش گفتم دنبالم نیاد. اون خیلی ازم ناراحت شد و من ازش عذرخواهی کردم اما هنوزهم دلم براش تنگه. عشق اولم رو فراموش کردم ولی این عشقو نمیشه فراموش کرد. گاهی اونقدر دلتنگ میشم که ضربان قلبم شدید میشه یا شبا خوابم نمیبره. همه کس و همه چیز انگار رنگ و بوی اونو میده. دیگه داره میشه ۴ سال. فقط با دعا کردن و قران و نمازه که دلم اروم میشه.
میهمان
سلام نظرات همه رو خوندم خیلی ها دل تنگ آدما هستند دلتنگ روابط از دست رفته شون دلتنگی با خدا حل میشه یه بار دل بده یه بار برو پیشش یه بار وقتی میری ناله نکن زجه نزن کریه نکن فک نکن که با ناله و کریه خدا بیشتر بهت توجه میکنه یه بچه وقتی ناله میکنه برای غذاش اما وقتی غذا حاضر نیست المی خودشو خسته میکنه همه چیز به وقش قشنگه خدا دوستمون داره خییییییییلی هم دوستمون داره هوااامونو داره وقتی همه ی آدما میرن بی رحماانه حتی نگاهمونم نمیکنن خدااااست که میاد خدااست که با آغوش باز می پذیره ما رو تنهامون نمیزاره میخوام بهتون یه پیشنهاد بدم اگه میخواید از فکر یکی رها شییید فققط و فقققط یه کار کنید ببخشیدش😊 آره بخشش با بخشش روحتون آروووووم میشه و همه چی حل میشه ببخشید و دعاای خوب کنید بزارید اون خوش بخت باشه تا شما هم بتونید با رهایی تون به خوش بختی تون برسید
میهمان
سلام واقعا عالی بود یادخدا بهترین چیزیه ک دل ادمو اروم میکنه💖
میهمان
سلام من درسن۱۷سالگی ازدواج کردم باپسردایی مامانم من نه اون رو دیده بودم درسته پسرداییم بودولی اون اینجا کارنمکرد یه جای دیگه بودخلاصه ماباهم ازدواج کردیم نامزدم منوخیلی دوس داشت من هم اونوبعددوسال دیگه فهمیدم که اعتیاد داره داغون شدم قلبم دردگرفت یه بارهم خاستم خودکشی کنم هرچی دارو داشتم خوردم ولی اون حتی نیومد ملاقاتم دیگه نمیدونم چکارکنم یه پسریک ساله هم دارم الان خوب شده همسرم ولی این ترس ودارم که باز بره بزنه من خیلی دوسشدارم واخرین جدایی من از همسرم مرگ
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی؛تغییر همسرتان نشان می دهد که او شما را دوست دارد و سعی می کند با ترک اعتیاد دل شما را بدست بیاور و خودش را به شما ثابت کند و اعتماد شما را جلب کند. پس شما باید تلاش او را درک کنید و متوجه شوید که او به خاطر شما دست از این بیماری برداشته پس باید او را درک کنید و با او همدلی کنید و این را باور کنید که رسیدن به بهبودی مطلوب زمان می برد و همانطور که شما برای ترک او تلاش کردید باید بدانید که اعتماد کردن و تحمل کردن جزء درمان است . پس به خاطر خود و همسرتان کمی حوصله کنید و دندان به جگر بگیرید و اعتماد کنید تا همسرتان به زودی خوب خوب شوید.خواهر محترم اگر می‌خواهید در کنار همسرتان کانون خانوادگی خود را گرم کرده و آینده‌ای سرشار از محبت و صمیمیت را برای خود و همسر و فرزندتان به ارمغان آورید، لازم با مهارت ها وتوانایی ها که دارید قلب شوهرتان را به خود معطوف کنید تا در جای دیگری سیر نکند. کسی که سابقه مصرف مواد دارد، همیشه احتمال آلودگی مجدّد را دارد و این شرایط و انگیزه های زندگی او و مهارت های اطرافیان (بخصوص همسرش) در برخورد با اوست که می تواند از غرق شدن مجدّد در گرداب اعتیاد او جلوگیری کند. باید همسر چنین فردی همیشه مراقب آرامش خانواده باشد. بهترین راه کار این است که روابط خود را با همسرتان بهبود بخشبده واو را با تمام وجود بپذیرید.
میهمان
سلام من ۲۳ ساله هستم بدلیل کی ازدواج مان به انتخاب خانواده ها بوده نه خودمان ولی من راضیم ولی شوهرم اصلا از‌من خوشش نمیاد خیلی بامن سرد ه بخاتر کار میری مسافرت فقد در طول سال دو ماه میاد پیشم مادرش هم هست ما یک پسر هم دارم ولی هتا با پسرمون هم سرد برخورد مکونه من خیلی دوستش دارم خیلی وابستش هسم ولی اون اصلا جواب پیام های منو درست نمیده اصلا احوال خودم نمیپرسه فقد زنگ میزنه احوال مادرشو دیگران را از من میگیره خیلی دلتنگم مادر شوهر م خیلی سخت گیر عصبیه هیچی نمه شی باهاش گفت بی اجازه نمیشه هیجا رفت خیلی سخت هر کاری کردم شوهرم بامن خوب نشد خیلی احساس تنهای میکنم لطفا کمکم کنید.
پرسمان
سلام علیکم، با سلام خدمت شما خواهر ارجمند، در پاسخ باید عرض نماییم مهم ترین عامل احساس رضایت زن و شوهر از زندگی زناشویی، وجود محبت و صمیمیت در خانواده است. بدون وجود این عامل، همسران از زندگی در کنار یکدیگر، احساس لذت نمی کنند و هر لحظه احتمال وقوع اختلاف و مشاجره خانواده را تهدید می کند. چنین رابطه رضایت بخشی به خودی خود حاصل نمی شود، بلکه لازم است افراد آن را ایجاد نمایند. همانطور که می دانید نهاد خانواده گرچه نهاد کوچکی است ولی به مراتب از سایر نهادها اهمیت بیشتری دارد و از پیچیدگی خاصی برخوردار است زیرا در روابط خانوادگی مهمترین عناصر این روابط را انسانها تشکیل می دهند و انسان موجود بسیار پیچیده ای است و از ویژگی های شخصیتی فراوانی مانند تفکر، احساس و هیجان و عواطف و... برخوردار است علاوه بر این تفاوت های فردی نیز بر این پیچیدگی می افزاید.
در مورد اینکه همسرتان با شما سرد برخورد می کند لازم است اولا این موضوع را با او مفصلا صحبت نمایید و در فضایی آرام دلایل او را مورد توجه قرار دهید. اگر این کار نتیجه خوبی در بر نداشت حتما از مشاور خانواده به صورت حضوری بهره مند شوید.
اگر می خواهید همسرتان خیلی دوستتان داشته باشد و او را مجذوب خود کنید و او بیشتر به شما وابسته شود (که البته برای شما نیاز می باشد تا با این طریق همسرتان به حرفهای شما از ته دل گوش فرا دهد و رابطه عاطفی خوبی با شما برقرار کند) باید به مهارتهای طریقه جذب همسر و همچنین به شیوه های ایجاد کننده محبت در روابط همسران و نحوه برقراری ارتباط کلامی با آنها توجه کنید تا روابط زناشویی شما گرم باقی بماند. برای دست پیدا کردن به این راهکارها، در چند حیطه باید مهارت کسب کنید که برخی از آنها بطور فطری و غریزی در افراد موجود است، کافی است شناسایی و بکارگرفته شود. بعضی از این موارد بطورخلاصه عبارتند از:
۱. مهارت رسیدگی به ظاهر: که شامل آرایش و تنوع در لباس و... و بهداشت جسمی و خوشبویی بنا به سلیقه طرف مقابل که این امر مستلزم شناخت روحیات جنس مقابل بطور کلی و علایق او به شکل جزیی است.
۲. مهارت رفتاری: خوش خلقی، خوش زبانی، ابراز محبت و عشق به شیوه متفاوت و غافلگیرکننده، شوخ طبعی سنجیده، مدارا، معماسازی رفتاری، ارتباط چشمی، لمسی و کلامی به تناسب نیاز او.
۳. مهارت همدلی: درک شرایط و ابراز همدردی به نحو مطلوب، هدیه دادن، ابراز نیاز، وفاداری، احترام، پرهیز از رفتارهای منفی مثل سوءظن و لجاجت و پیش داوری و کینه و حسادت، قراردادن زمان مناسب در طول شبانه روز برای ارتباط کلامی، عاطفی، جسمی و... و مطالعه و بهره وری از تجارب زوج های موفق.
با رعایت این موارد مسئله ی شما کم کم حل خواهد شد.
موفق باشید.
میهمان
سلام من خیلی تنهام ۵ ساله ازدواج کردم اما بچه دار نمیشیم بخدا خیلی تنهام همسرم نظامیه یه هفته خونس یه هفته پایگاه خیلی احساس تنهایی میکنم بعضی وقتا خیلی خسته میشم
پرسمان
سلام علیکم، دوست ارجمند هـر فـردی در طـول زندگی خود گهگاهی احساس تنهایی می کند. تنهایی یک حالت ذهـنـی دردنـاک احساس عدم رابطه با دیگران است. هـنگامـی کـه فرد تـنها می باشد احساس نیاز به تفاهم و اشتیاق برای قسمت کردن احسـاسات و افـکارش با دیگران در وی پدیدار می گـردد.
در حقیقت همه ما تنها هستیم ولی خیلی از ماها احساس تنهایی نمی کنیم و تنها برخی از افراد مانند شما دارای چنین احساسی هستند. اینکه اکثر افراد مشغول هستند و از این احساس به صورت مفرط و آزار دهنده رنج نمی برند، به خاطر آن است که توانسته اند تنهایی خود را با عواملی که اشاره خواهد شد، پر نمایند. شما هم می توانید تنهایی های خود را با این عوامل پر کنید و شاد و سرحال زندگی کنید. دوست خوب، کتاب مناسب، ورزش و فعالیت های گروهی، شرکت در نماز جماعت در مسجد و همچنین شرکت در مجالس اهل بیت علیهم السلام و فعالیت های گروهی فرهنگی و مذهبی، شرکت در کلاسهای هنری و فرهنگی متناسب با علایق و استعدادهایتان، بیشتر کردن ارتباط با خواهر و برادران و والدینتان و ... . اگر دقت کنید خود شما نیز می توانید عوامل دیگری را شناسایی نمایید که در درمان این احساس مفید و موثر هستند.
میهمان
سلام .من قراره با ی پسری ازدواج کنم ک تکلیفش مشخص نیست .میخاد برا ادامه تحصیل بره خارج از کشور.از اونطرف ب من گفته اگه کار گیر آورد ک میمون اگرم ن ک میره.برا همین من زجر میکشم خیلی نمی دونم چیکار کنم.خدا میدونه ک از دلتنگی دارم ب جنون می رسم .چیکار کنم
پرسمان
سلام علیکم، با عرض سلام و تقدیم احترام خدمت شما پرسشگر محترم! ارتباط شما با ما گویای این است که در صدد انتخاب مسیر صحیح هستید و امیدواریم ما نیز راهنمای خوبی برایتان باشیم.
ٰخواهر محترم! ارتباط دوستانه با نامحرم اگرچه به قصد ازدواج باشد، شرعا جایز نیست. وقتی رابطه رسمی نباشد و مخفیانه باشد، رابطه دوستی بدون ازدواج بوجود آید، علاوه بر گناه و عدم جواز شرعی عواقب فردی و اجتماعی منفی زیادی دارد.
در ازدواج همیشه پسران طالبند و دختران مطلوب، این عادت براساس فطرت انسانی آنهاست. به همین جهت پسران به خواستگاری می روند نه دختران، حتی در روایتی که مربوط به ازدواج آدم و حواست، آدم با این که خلیفه خدا و مسجود ملائکه شد ولی مأمور شد که از حوا خواستگاری کند و خداوند اجازه نداد حوا از آدم خواستگاری کند. حال اگر عکس این عادت فطری اتفاق افتد، نتیجه مطلوبی نخواهد داد و بلکه گاهی سبب تحقیر و شکست روحی دختر می شود.
بنابراین چه این فرد خارج برود و چه نرود اگر واقعا به شما علاقه داشته باشد اقدام می کند و الا نه که به نظر می رسد او با این ابزارها بیشتر قصد بازی دادن شما را دارد و باید بسیار مراقب فریب خوردن از او باشید.
پس پیشنهاد ما این است که تا به عوارض وخیم تری گرفتار نشده اید این رابطه را خاتمه دهید و خودتان را نجات دهید. سعی کنید تا زمانی که شرایط ازدواج تان مهیا نشده با هیچ فردی رابطه برقرار نکنید که در این صورت نه تنها شناخت درستی برایتان حاصل نمی شود بلکه وقت و سرمایه و عمرتان نیز در این راه به هدر می رود .
موفق باشید.
میهمان
کوشش کنید یک روش طبی چون ادعا مردم یک راه منطقی اس نه تبلیغ اسلامی که شما ارایه کردید
میهمان
سلام من یک نفرو ۸ساله که ندیدم و دلم بیش از حد براش تنگه و نمیدونم که اون منو یادش هست یا نه ولی من هنوزم دوستش دارم
میهمان
بابا این حرفا چیه کسی که دل تنگه تا کسی رو که میخواد نبینه هیچی تغیر نمیکنه نه احساسش و نه دلتنگیش کم میشه بابا تورو خدا یه راه کار خوب بدید برای مایی که خودمون اینور کشوریم خوانوادمون اونور چی پیشنهاد میدید بابا یه صفحه مطلب بدرد بخور بدید نه پنج صفحه الکی بزارید این تو
میهمان
نه به نظر من جنبه تلقین نداره منم اینو تجربه کردم و به جایی رسیدم که تا حد مرگ پیش رفتم اما خدا بود که نجاتم داد وقتی شدیدا دلتنگ شدم مفاتیح رو برداشتم و دعای کمیل رو خوندم خوندم و معنیش رو هم خوندم و گریه کردم و انگار سبک تر شدم احساس کردم یکی پشتمه یکی رو دارم که همیشه باهام هست. بعد از اون از خدا کمک خواستم و وقتی ازش کمک می خواستم صدامو می شنید و کمکم می کرد جز اون ما تو این دنیا هیچکس رو نداریم و فقط اونه که هیچوقت تنهامون نمیذاره البته اگه قبل از رفتن از این دنیا اینو درک کنیم
میهمان
سلام -می خواستم بگم هر نوع از مشکلات و دلتنگی هایی که بهشون اشاره شد ممکنه یه ریشه ای داشته باشه و یه راه حل خاصی که مختص اون مشکله من میخوام به یکی ازین مشکلات که خیلی ها درگیرش هستن و متاسفانه خودم هم تجربه کردم و تلاشم برای رها شدن از شرش نتیجه داد اشاره کنم : من به درد دلتنگی مبتلا شدم دردی که شبیه جون کندنه و روزی هزار بار میخوای بمیری ولی نمیمیری انگار توی قلب و رگهات بجای خون آتیش جریان داره اینه که برای خلاص شدن از این وضعیت خیلی این در و اون در زدم که راه نجاتی پیدا کنم اونچیزی رو که بدست آوردم اینه که به استثناء بلاهای طبیعی مثل مرگ و سیل و زلزله و تصادف و شبیه اینا که خارج از اختیارات خودمونه در اغلب مواردهر بدبختی که به ما می رسه ناشی از بی خردی خودمونه این که به ما میگن این عذابی که میکشیم به علت غفلت و انجام گناهان هست این فقط یه بعد قضیه است این که فقط با صلوات یا ذکر برخی اذکار نتیجه نتیجه نمی گیریم اینه که قرآن مثل یه گنجینه ایه که راهنما و هدایت کننده ی انسانه ولی شرطش اینه که برای اینکه با عمل به دستورات الهام بخش خداوند در قرآن به آرامشی که همه مون به دنبالش هستیم برسیم اینه که اولا خوب قرآن رو بخونیم و ثانیا در زندگی سعی کنیم به تمام دستوراتش به تمام و کمال عمل کنیم شاید باورتون نشه خداوند نکات روانشناسانه ای در مورد انسان گفته که عمل کردن مو به مو به اونا رهایی بخش انسان ازین درد و رنج هاییه که گرفتارشون هستیم.نکته جالب اینجاست که بیشتر این راهنمایی ها و توصیه ها جنبه ی پیشگیرانه داره بعنوان مثال خداوند در قرآن ارتباط با نامحرم و گرفتن دوستی پنهانی به این نحو رو نهی کرده و در عوض راهکاری که برای برآورده کردن نیازها و خلاء های عاطفی و غریزی گذاشته ازدواجه این راهیه که خداوند برامون برای رسیدن به آرامش گذاشته حالا تقصیر ما چیه که گرفتار هستیم؟ تقصیر ما اینه که تن به چنین دوستی هایی که صد درصد به ما آسیب و صدمه روحی میزنه تن می دیم وقتی پسرا می بینن بدون هیچ محدودیتی نیازهایی که در رابطه با جنس مخالف دارند ازین طریق نادرست رفع میشه هیچوقت زیر بار مسءولیت ازدواج و محدودیتهای اون نمیرن و جامعه به سمت فساد و بی بندوباری کشیده میشه و ما روز به روز با مشکلات روحی روانی پیچیده تری روبرو هستیم.بهمین دلیله که اینقدر به ازدواج توصیه شده منتها باید برا رسیدن به این آرامش روحی روانی از یه سری بریز و پاش ها و تجملات غیر ضروری و چشم و هم چشمی ها که امروزه گریبانگیر خانواده ها هست بگذریم و با ازدواج آسون به خیلی از مشکلتی که خیلی ها دارن باش دست و پنجه نرم میکنن خلاص شیم. شما ببینید نسل قبلی ما که این روش رو داشتن موفق تر و سالم تر و با آرامش تر بودن یا ما که تن دادن به دوستی رو بجای ازدواج پذیرفتیم؟بهمین دلیل لازمه برای اشتباهات خودمون از درگاه خداوند متعال طلب بخشش کنیم این کار رو با حالت تضرع و گریه زیاد تکرار کنیم یقین داشته باشید به شرط این که عزممون رو جزم کنیم که دیگه به سراغ این گناه نمی ریم خدا کمکمون می کنه و اگه واقعا پشیمون باشیم و ازش طلب کمک و بخشش کنیم این رنجی که میشیم رو سبب پاکی گناهامون می کنه به علاوه یه راهی که باز خداوند امر فرموده ذکر اعوذ بالله من همزات شیاطین هست که به محض این فکر طرف مقابل به مغز ما هجوم میاره باید با گفتن مدام این ذکر با تمام وجود اون افکار رو از ذهنمون خارج کنیم.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.