درمان استرس و نگرانی ۱۳۹۲/۰۸/۳۰ - ۳۲۰ بازدید

jpg_45.معمولا ثمره توکل برخدا«آرامش»و ثمره بی اعتمادی به خدا «اضطراب » را به دنبال دارد! پیشنهاد ما این است که در مورد هرکدام از این دو،یعنی: «آرامش با خدا بودن» و «اضطراب ووحشت » بیشتر بررسی شود:


قرآن کریم کاملترین نسخه برای آرامش روح است. از این رو برآنیم تا با نگاهی اجمالی دیدگاه قرآن را در مورد آرامش روحی وروانی و راههای رسیدن به آن را مورد بررسی قرار دهیم.

jpg_45.معمولا ثمره توکل برخدا«آرامش»و ثمره بی اعتمادی به خدا «اضطراب » را به دنبال دارد! پیشنهاد ما این است که در مورد هرکدام از این دو،یعنی: «آرامش با خدا بودن» و «اضطراب ووحشت » بیشتر بررسی شود:


قرآن کریم کاملترین نسخه برای آرامش روح است. از این رو برآنیم تا با نگاهی اجمالی دیدگاه قرآن را در مورد آرامش روحی وروانی و راههای رسیدن به آن را مورد بررسی قرار دهیم.

- درسوره توبه آیه 103 چنین آمده:خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ از اموالشان زکات بگیر، تا بدین وسیله پاکشان کنى و (اموالشان را) نمو دهى، و در باره آنان دعاى خیر کن که دعاى تو مایه آرامش آنان است، و خدا شنوا و داناست


و کلمه صل از صلاة و به معناى دعا است، و از سیاق استفاده مى شود که مقصود از این دعا، دعاى خیر به جان و مال ایشان است، هم چنان که از سنت چنین به یادگار رسیده که آن جناب در برابر کسى که زکات مى داده چنین دعا مى کرده که: خدا به مالت خیر و برکت مرحمت فرماید.


و در جمله إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ کلمه سکن به معناى چیزى است که دل را راحتى و آرامش بخشد، و منظور این است که نفوس ایشان به دعاى تو سکونت و آرامش مى یابد، و این خود نوعى تشکر از مساعى ایشان است، هم چنان که جمله وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ مایه آرامشى است که دلهاى مکلفینى که این آیه را مى شنوند و یا مى خوانند بوسیله آن سکونت مى یابد. در مجمع نقل نموده که وقتى قومى صدقه خودشان را نزد پیغمبر (ص) مى آوردند میفرمود :«خدایا رحمت کن بر آنها»


عوامل آرامش و دلگرمى ازمنظرقرآن


دستیابى به اطمینان و آرامش مى تواند عوامل گوناگونى داشته باشد، ولى در رأس آنها:


- آگاهى و علم جلوه ویژه اى دارد؛ کسى که مى داند ذرّه ى مثقالى از کارش حساب دارد، «مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ»«1» نسبت به تلاش و فعّالیّتش دلگرم است.


- کسى که مى داند بر اساس لطف و رحمت الهى آفریده شده، «إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَ لِذلِکَ خَلَقَهُمْ» «2» امیدوار است.


- کسى که مى داند خداوند در کمین ستمگران است، «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» «3» آرامش دارد.


- کسى که مى داند خداوند حکیم و علیم است و هیچ موجودى را بیهوده خلق نکرده است «عَلِیمٌ حَکِیمٌ» خوش بین است.


- کسى که مى داند راهش روشن و آینده اش بهتر از گذشته است، «وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقى » «4» قلبش مطمئن است.


- کسى که مى داند امام و رهبرش انسانى کامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست، «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً» «5» آرام است.


- کسى که مى داند کارِ نیک او از ده تا هفتصد بلکه تا بى نهایت برابر پاداش دارد ولى کار زشت او یک لغزش بحساب مى آید دلخوش است. «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» «6»


- کسى که مى داند خداوند نیکوکاران را دوست دارد، «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» «7» به کار نیکش دلگرم مى شود.


- کسى که مى داند کار خیرش آشکار و کار شرّش پنهان مى ماند، «یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح» شاد است.

عوامل اضطراب و نگرانى

یکى از شایع ترین بیمارى هاى قرن حاضر اضطراب و افسردگى است. براى این بیمارى که داراى علائمى همچون انزواطلبى، در خود فرورفتن، خودکم بینى و بیهوده انگارى است، دلایل بسیارى را ذکر کرده اند، از جمله:


- شخص افسرده از اینکه همه چیز را مطابق میل خود نمى بیند داراى افسردگى شده است، در حالى که ما نباید بخاطر اینکه چون به همه آنچه مى خواهیم نرسیدیم، از مقدار ممکن آن هم دست برداریم و تسلیم شویم.


- شخص افسرده با خود فکر مى کند که چرا همه مردم مرا دوست ندارند، و حال آنکه این امر غیر ممکنى است و حتّى خدا و جبرئیل هم دشمن دارند. لذا انسان نباید توقّع داشته باشد که همه او را دوست بدارند.


- شخص افسرده گمان مى کند که همه مردم بد هستند، در صورتى که چنین نیست و خداوند به فرشتگانى که این توهّم را داشتند پاسخ داد.


- شخص افسرده گمان مى کند که همه ناگوارى ها از بیرون وجود اوست، در حالى که عمده تلخى ها عکس العمل و پاسخ خصلت ها و کردارهاى خود ماست.


- شخص مضطرب از شروع در کارها نگران است و احساس ترس و تنهایى مى کند. حضرت على علیه السلام براى رفع این حالت مى فرماید: «إذا خفت من شى ء فقع فیه» «8» از هر چه مى ترسى خود را در آن بینداز، که ترس هر چیز بیش از خود آن است.


- شخص مضطرب نگران آنست که آینده چه خواهد شد. این حالت را مى توان با توکّل بر خدا و پشتکار درمان کرد.


- چون در بعضى کارها ناکام شده است، نگران است که شاید در تمام امور به این سرنوشت مبتلا شود.


- چون بر افراد و قدرت هاى ناپایدار تکیه دارد، با تزلزل آنها دچار اضطراب مى شود.


- و خلاصه امورى همچون عدم قدردانى مردم از زحمات آنها، گناه، ترس از مرگ تلقین هاى خانواده به اینکه نمى دانى و نمى توانى، قضاوت هاى عجولانه، توقّعات نابجا و تصوّرات غلط، علت بسیارى از افسردگى ها و اضطراب ها مى باشد که با یاد خدا و قدرت و عفو و لطف او مى توان آنها را به آرامش و شادابى مبدل ساخت.


__________________________________________________


(1). زلزال، 7.


(2). هود، 119.


(3). فجر، 14.


(4). اعلى، 17.


(5). بقره، 124.


(6). بقره، 261.


(7). بقره، 195.


(8). بحار، ج 71، ص 362.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.