درمان تعصب ۱۳۹۸/۱/۲۵ - ۱۵۹ بازدید

راه زایل کردن تعصب چیست؟

در رابطه با این موضوع به چند گفتار توجه کنید .الف. گفتار اول ۱.تعصب به دو قسم مذموم و ممدوح تقسیم می شود.(۱) تعصب که بار منفی دارد و به معنای لجاجت، تکبر و وابستگی غیر منطقی و غیر معقول به کسی یا چیزی است، پیامدهای منفی و تلقی کورکورانه و جمود اندیشی را در پی دارد. تعصب بدین معنا از منظر اسلام مذموم بوده و در آموزه های دینی از آن شدیدا‍ً نکوهش شده است،(۲) تا آنجا که پیامبر(ص) آن را یکی از ویژگی های جامعه عصر جاهلیت خواند و فرمود: هر کس در دلش به اندازه خردلی عصبیّت باشد خداوند روز قیامت او را با اعراب جاهلیت محشور می کند.(۳) همو فرمود: کسی که مردم را دعوت به تعصّب کند از ما نیست و کسی به خاطر تعصّب بجنگد از ما نیست....(۴)
امام علی(ع) نیز تعصب غیر منطقی را عامل انحراف و بدبختی خواند.(۵)
‌۲. بهترین راه مبارزه با این خوی زشت و طریق نجات از این مهلکه بزرگ، تلاش و کوشش برای بالا بردن سطح فرهنگ و فکر و ایمان هر قوم و جمعیت است. در حقیقت داروی این درد را قرآن مجید نقطه مقابل آن، داشتن سکینه و روح تقوی می‌داند: یعنی آنجا که ایمان و آرامش و تقوی است، حمیت جاهلیت نیست و آنجا که حمیت جاهلیت است ایمان و تقوی در کار نیست. (. تفسیر نور الثقلین جلد ۵ صفحه ۷۳.)
۳.تعصب به معنای حمایت از دین و تلاش در نگهبانی از دین و کوشش در خصوص ترویج آن، ممدوح بوده و در آموزه های دینی بدان سفارش شده است. تعصب دینی که گاهی از آن به غیرت دینی یاد می شود، آن است که هرگاه به دین و مقدسات و ارزش های آن اهانت شود و دین زدایی و ارزش ستیزی ظهور نمود، مسلمانان نباید در برابر آن بی اعتنا باشند، بلکه باید با بهره گیری از خِرَد و زمان شناسی و جامعه شناسی، به دفاع از دین و مقدسات آن بپردازند. همان گونه که بزرگان دین در برابر اهانت به دین بی اعتنا نبوده، حتی برای حفظ دین و ارزش های آن زحمات طاقت فرسا را متحمل شده و بعضاً به شهادت رسیدند بی تردید یکی از علل اصلی قیام امام حسین(ع) حفظ دین و ارزش های آن بود در قیام امام حسین(ع) غیرت و تعصب دینی به اوج خود رسید. امویان دین ستیز، دین و مقدسات آن را مورد تعرض قرار داده و از دین جز پوستی باقی نگذاشته بودند از این رو امام حسین(ع) با خطبه خواندن و سخنرانی مردم را به غیرت دینی فرا خواند و مرگ در راه دین را افخار و زینت دانست: خط الموت علی وُلُد آدم مخطّ القلادة علی جید الفتاة....(۶) همچنین امام حسین(ع) در نامه ای به مرم بصره اعلام نمود که دین و ارزش های آن مرده و بدعت ظهور نموده است: من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبر فرا می خوانم. سنّت مرده و بدعت زنده شده ا ست....(۷)
کلمات امام دو پیام مهم داشت: یکم دین زدایی و افول غیرت دینی جامعه را فرا گرفته است.
امام حسین(ع) همگان را به غیرت دینی فرا خواند و به مسلمان گوشزد نمود که نباید در برابر دین ستیزی و ارزش زدایی امویان بی تفاوت باشد.
نکته قابل دقت آن است که امام حسین(ع) دشمنان خویش را نیز به غیرت دینی فرا خواند. حضرت در کربلا فرمود: ألا ترون إلی الحق لا یعمل به و إلی الباطل لا یتناهی عنه... فإنّی لا أری الموت إلا سعادة و الحیاة مع الظالمین إلا برماً.(۸)
تیغ بهر عزّت دین است و بس مقصد او حفظ آیین است و بس(۹)
ائمه دیگر نیز به حفظ دین اهمیت می دادند، زیرا در برابر دین زدایی بی اعتنا نبودند و به ارزش های دینی سخت اهمیت می دادند. قیام و صلح و سکوت ائمه(ع) در راستای حفظ دین صورت گرفت و برای حفظ دین به شهادت رسیدند.
در عصر امام راحل(س) با حکم ارتداد سلمان رشدی به همه مسلمانان درس داد که باید تعصب و غیرت دینی خویش را حفظ کنند، زیرا دین و مقدسات آن را با هیچ مصلحتی نمی توان معامله کرد. فتوای امام راحل(س) در زمانی صادر شد که دین ستیزان و دین گریزان او را متهم به سنت گرایی نموده و او را مخالف بیان و اندیشه خواند؛ ولی غافل از آن بودند که آن امام فرزانه غیرت دینی را سنت پذیرفته شده دانسته و برای آ ن همه تهمت ها را تحمل می کند. تعصب دینی باید بر اساس زمان و جامعه شناسی و خرد ورزی صورت گیرد، در غیر این صورت تعصب دینی به عصبیت کور کورانه تبدیل شده، پیامدهای منفی در پی خواهد داشت. اگر غیر دینی بر اساس عقلانیت و رشد سیاسی و فرهنگی صورت نگیرد، ممکن است تبدیل به نوعی خشونت گرایی شود که با جامعه دینی همسویی ندارد.(کانون گفتگوی قرانی)
منبع:
۱. ناصر مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج ۲، ص ۲۱۷.
۲. اصول کافی، ج۲، ص ۳۰۸؛ سوره فتح، آیه ۲۶.
۳. اصول کافی، ج ۲، ص ۳۰۸.
۴. سنن ابی داود، ح ۵۱۲۱، به نقل از اخلاق در قرآن، ج ۲، ص ۲۱۱.
۵. نهج البلاغه، خطبه قاصعه.
۶. کشف الغمه، ج۲، ص ۲۴۱.
۷. تاریخ طبری،‌ج ۴، ص ۲۶۶، الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۲۳؛ مقرّم مقتل الحسین، ص ۱۴۱ - ۱۴۲.
۸. مقتل مقرم، ص ۱۹۴؛ مقتل خوارزمی، ج ۲، ص ۵؛ حلیه الاولیاء،‌ج ۲، ص ۳۹؛ العقد الفرید، ج ۳، ص ۳۶۶.
۹. کلیات اقبال لاهوری، ص ۷۵.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.