درمان حرص و طمع ۱۳۹۳/۴/۱۷ - ۲۹ بازدید

حرص را از رذایل اخلاقى و متعلق به قوه شهویه است و در تعریف آن چنین آمده است: «حرص صفتى است نفسانى که انسان را به اندوختن بیش از احتیاج خود وامى دارد و از شعب حب دنیا و از صفات مهلکه و از اخلاق گمراه کننده است، حرص به بیابانى مى ماند که کرانه هاى آن ناپیداست و همچون سرزمین وحشتناک بى انتهاست که هر قدر حریص در آن پیش مى رود به آخر آن نمى رسد.
حرص همان زیاده خواهی و افراط در خواستن در امور دنیوی است.
حرص را از رذایل اخلاقى و متعلق به قوه شهویه است و در تعریف آن چنین آمده است: «حرص صفتى است نفسانى که انسان را به اندوختن بیش از احتیاج خود وامى دارد و از شعب حب دنیا و از صفات مهلکه و از اخلاق گمراه کننده است، حرص به بیابانى مى ماند که کرانه هاى آن ناپیداست و همچون سرزمین وحشتناک بى انتهاست که هر قدر حریص در آن پیش مى رود به آخر آن نمى رسد.
حرص همان زیاده خواهی و افراط در خواستن در امور دنیوی است.

گویند: آدمیزاد پیر می شود اما دو خصلت در او جوان می شود، یکی حرص و دیگری آرزوی طولانی.
امام على بن الحسین(ع): نخستین سرچشمه گناه و معصیت پروردگار تکبر ذکر شده بود که گناه بزرگ ابلیس بود و به خاطر آن به فرمان خدا پشت کرد و از کافران شد; سپس حرص به عنوان دومین سرچشمه گناه و ترک اولى از ناحیه آدم و حوا معرفى شده بود و بعد از این دو، حسد بود که سرچشمه گناه بزرگ فرزرند آدم(قابیل) گردید و برادرش هابیل را به قتل رسانید. (۱)
طمع، حرص در روایات اسلامى
۱- در حدیثى از پیامبر اکرم(ص) مى خوانیم که به امیرمؤمنان على(ع) فرمود: «اعلم یا على! ان الجبن و البخل و الحرص غریزة واحدة یجمعها سوء الظن!; بدان اى على! که ترس و بخل و حرص، یک غریزه هستند و همه در سوء ظن(به خدا) خلاصه مى شوند!» (۲)
۲- على(ع) فرمود: «الحرص مطیة التعب!; حرص مرکب رنج و زحمت است!» (۳)
۳- على(ع) فرمود: «الحرص عناء المؤبد; حرص مایه رنج و زحمت ابدى است ». (۴)
۴- على(ع) مى فرماید: «الحریص فقیر و لو ملک الدنیا بحذافیرها!; آدم حریص فقیر است هر چند تمام دنیا را مالک شود!» (۵)
۵- على(ع) مى فرماید: «اغنى الغنى من لم یکن للحرص اسیرا!; از همه بى نیازى ها بالاتر بى نیازى کسى است که اسیر چنگال حرص نباشد!» (۶)
۶- رسول خدا(ص) مى فرماید: «ان الدینار و الدرهم اهلکا من کان قبلکم و هما مهلکاکم!; دینار و درهم(سکه هاى طلا و نقره) پیشینیان شما را هلاک کردند شما را نیز هلاک مى کنند!» (۷)
۷- امام باقر(ع) مى فرماید: «مثل الحریص على الدنیا مثل دودة القز، کلما ازدادت من القز على نفسها لفا کان ابعد لها من الخروج! حتى تموت غما!; آدم حریص نسبت به دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر بر اطراف خود مى تند(و پیله را ضخیم تر مى کند) سخت تر مى تواند از آن خارج شود و سرانجام در درون پیله خود مى میرد!» (۸)
۸- على(ع) مى فرماید: «الحرص ینقص قدر الرجل، فلایزید فى رزقه!; حرص قدر آدمى را پایین مى آورد، بى آنکه چیزى بر رزق او بیفزاید!» (۹)
راه درمان طمع و حرص
مرحوم فیض کاشانى در «المحجة البیضاء» مى گوید: داروى بیمارى حرص سه رکن دارد «صبر» و «علم » و «عمل » که مجموع آن پنج چیز مى شود.
نخست اقتصاد و میانه روى در هزینه هاى زندگى، زیرا کسى که هزینه هایش افزون گردد، زندگى آمیخته با قناعت او را سیر نمى کند، بنابراین رعایت اعتدال و میانه روى در صرف اموال دشمن حرص است.
در حدیثى از پیامبر اکرم(ص) مى خوانیم: «من اقتصد اغناه الله، و من بذر افقره الله; کسى که اعتدال در هزینه هاى زندگى را رعایت کند خدا او را بى نیاز مى کند و کسى که اسراف و تبذیر کند فقیرش مى سازد». (۱۰)
دوم هنگامى که مال به اندازه کافى براى زیستن دارد، نگران آینده نباشد چرا که بسیارى از حریص ها به خاطر تامین آینده حرص مى زنند، آینده اى که با تدبیر در موقع خود قابل تامین است، این همان است که قرآن مى گوید: «الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء...; شیطان شما را(به هنگام انفاق) وعده فقر و تهیدستى مى دهد و به فحشاء (و زشتى ها) امر مى کند!» (۱۱)
سوم در فواید قناعت و عزت حاصل از آن و زیانهاى حرص و طمع و ذلت ناشى از آنها بیندیشد تا انگیزه اى براى قناعت و فاصله گرفتن از حرص او گردد، پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «عز المؤمن استغناه عن الناس; عزت مؤمن از بى نیازى او از مردم است ». (۱۲)
چهارم در تاریخ گذشتگان مخصوصا گروهى از یهود حریص و دنیاپرستان از اقوام دیگر بیندیشد و حال آنها را با حال انبیاء و اولیاء الله مقایسه کند و عقل خود را در این میان به داورى طلبد که آیا به آن گروه بپیوندد یا به این گروه؟ آنهایى که با افتخار زیستند و با افتخار از جهان چشم پوشیدند و به جوار رحمت حق با روحى پاک و اعمالى صالح شتافتند، یا کسانى که بدنام زیستند و بدنام از دنیا رفتند و با کوهى از گناه به سوى سرنوشت شومشان در قیامت شتافتند؟!
پنجم در خطرات مال و ثروت بى حساب بیندیشد و آفات دنیا و آخرت این کار را در نظر بگیرد و نیز در آرامش و منیت حاصل از قناعت و عاقبت محمود آن فکر کند، همیشه در امر دنیا به زیردستان خود نگاه کند، نه به آنها که بالادست او هستند، چرا که شیطان دائما او را تحریک مى کند که به افراد بالاتر نگاه کند و به او مى گوید تو چه چیز از آنها کم دارى؟ چرا تلاش نمى کنى؟ ببین آنها چگونه غرق ناز و نعمتند و از لذایذ دنیا بهره مى گیرند؟! تو از خوف خدا بر خود تنگ گرفته اى و دائما حلال و حرام مى کنى، مگر آنها خوف از خدا ندارند یا تو از آنها دیندارترى؟! (۱۳)
پى نوشتها:
۱- سفینة البحار، جلد ۲، صفحه ۴۵۸(ماده کبر).
۲- میزان الحکمة، جلد ۱، صفحه ۵۸۸، شماره ۳۱۳۹.
۳- غرر، حدیث ۸۲۰; میزان الحکمة، جلد ۱، صفحه ۵۸۶، شماره ۳۵۹۶.
۴- غررالحکم، حدیث ۹۸۲; میزان الحکمه، جلد ۱، صفحه ۵۸۶، شماره ۳۵۹۲.
۵- غررالحکم، حدیث ۱۷۵۳; میزان الحکمه، جلد ۱، صفحه ۵۸۷، شماره ۳۶۱۵.
۶- اصول کافى، جلد ۲، صفحه ۳۱۶، حدیث ۷۶، باب «حب الدنیا و الحرص علیها».
۷- اصول کافى، جلد ۲، صفحه ۳۱۶، حدیث ۶، باب «حب الدنیا و الحرص علیها».
۸- غررالحکم، حدیث ۱۵۵۰; تصنیف الغرر، صفحه ۲۹۴.
۹- غررالحکم.
۱۰- میزان الحکمه، جلد۳، صفحه ۲۵۵۷.
۱۱- بقره، ۲۶۸.
۱۲- شرح فارسى غررالحکم، جلد ۵، صفحه ۳۳۸.
۱۳- اقتباس از المحجة البیضاء، جلد۶، صفحه ۵۸ تا ۵۴(با تلخیص).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.