درمان غیبت ۱۳۹۳/۱۰/۲۷ - ۳۲۰۴ بازدید

مطمئنًا با فردی معتقد همراه فطرت پاک و طالب پاکی و نورانیت روبرو هستیم و این صفات خوب شما را می ستاییم.

مطمئنًا با فردی معتقد همراه فطرت پاک و طالب پاکی و نورانیت روبرو هستیم و این صفات خوب شما را می ستاییم.
«غیبت»؛ یعنى، عیب و نقطه ضعف هاى کسى را پشت سر او بازگو کنند، به طورى که اگر بشنود ناراحت شود و بدش بیاید (نمى خواهد آن عیوب و نقطه ضعف ها به گوش دیگران نرسد و آبرویش از بین برود). این از گناهان بزرگ است که در قرآن از آن به خوردن گوشت برادر مؤمن تعبیر شده است و در روایات هم تعبیرات شدید اللحنى نسبت به غیبت کننده آمده است.
امام على علیه السلام می‌فرمایند : از غیبت کردن بپرهیز؛ که این کار ، تو را نزد خدا و مردم مبغوض مى سازد و پاداشت را بر باد مى دهد. و فرمود:خردمند، کسى است که زبانش را از غیبت نگه دارد. (میزان الحکمه ج۸ ص۵۷۶ ) عقل حکم می‌کند که انسان از کاری که برایش ضرر دارد دوری کند.
امام على علیه السلام می‌فرمایند : خودت را به غیبت کردن عادت مده؛ زیرا شخص معتاد به غیبت گویى گناهش بسیار بزرگ است. (همان) و امام زین العابدین علیه السلام ـ وقتى شنید که مردى غیبت مى کند ـ فرمود : هر چیزى نانخورشى دارد و نانخورشِ مردمان سگ صفت، غیبت است.(همان ص ۵۷۸) واقعا تعبیر عجیبی است. اگر متوجه باشیم که سمت چه گناه خطرناکی رفته ایم آیا دیگر این کار را تکرار میکنیم؟
امام على علیه السلام در مورد منشأ غیبت کردن می‌فرمایند : کسانى که خود عیب دارند، علاقه مند به شایع کردن عیبهاى مردم هستند ، تا جاىِ عذر و بهانه براى عیبهاى خودشان باز شود.(همان ص۵۸۰) در حالیکه به ما گفته شده به جای توجه به عیوب مردم در صدد اصلاح خود باشید. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : غیبت کردن در [نابودى] دین مرد، زودتر کارگر مى افتد تا بیمارى خوره در اندرون او. و فرمود: هر کس از مرد یا زن مسلمانى غیبت کند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذیرد مگر این که غیبت شونده او را ببخشد. (همان ص۵۸۱)
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در حدیث تکان دهنده‌ای می‌فرمایند : روز قیامت فردى را مى آورند و او را در پیشگاه خدا نگه مى دارند و کار نامه اش را به او مى دهند، اما حسنات خود را در آن نمى بیند. عرض مى کند : الهى! این کار نامه من نیست! زیرا من در آن طاعات خود را نمى بینم! به او گفته مى شود : پروردگار تو نه خطا مى کند و نه فراموش. عمل تو به سبب غیبت کردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد دیگرى را مى آورند و کار نامه اش را به او مى دهند. در آن طاعت بسیارى را مشاهده مى کند. عرض مى کند : الهى! این کار نامه من نیست! زیرا من این طاعات را به جا نیاورده ام! گفته مى شود : فلانى از تو غیبت کرد و من حسنات او را به تو دادم.(همان)
دوست گرامی ، با وجود این همه گرفتاری و مصیبت که از ناحیه غیبت به انسان می‌رسد آیا نباید تصمیم جدی برای ترک غیبت بگیریم؟ البته سوال شما نشان دهنده وجود چنین تصمیمی در شما است. پس هر زمانی که به فکر غیبت افتادید این روایات را در فکر خود مرور کنید و تصمیم خود را در ترک غیبت جدی کنید.
برای کنترل نفس و تسلط بر خود، باید انسان کمی سختی بکشد. یعنی چی؟ یعنی با دلش و خواسته‌های آن مخالفت کند. اگر همیشه خودمان را عادت دادیم که هر چه دلمان خواست بگوییم چشم، هر کاری دلمان خواست انجام دادیم، آنوقت وقتی در جایی مثل همان مورد که گفتید بخواهیم جلوی آن را بگیریم حرفمان را گوش نمی‌دهد. باید با یک برنامه‌ی منظم اراده خود را تقویت کنیم تا نفس و دل ما، از ما فرمان ببرد.
اصولا زیاد حرف زدن باعث افتادن در گناه می‌شود. لذا توصیه شده از حرف‌های اضافی بپرهیزید. راهی که مرحوم آیت الله قاضی ره استاد اخلاق بزرگانی مثل مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت انجام می‌دادند این بود که نقل شده پانزده سال سنگ ریزه‌ای در دهان داشتند تا همیشه متوجه باشند که حرف بیهوده نزنند. هر کجا سخن لازمی باید می‌گفتند سنگ ریزه را خارج می‌کردند و سپس دوباره آن را در دهان می‌گذاشتند.
نمی‌گویم شما هم همینطور عمل کنید اما به جدّ از سخنان بیهوده و بی‌خاصیت پرهیز کنید و قبل از هر سخنی در مورد فایده داشتن آن و ضروری و منطقی بودنش و همچنین از دور بودنش از گناه بیاندیشید. گناهان بسیاری برای زبان وجود دارد که باید از آنها دوری کرد.
برای پرهیز از غیبت, باید راهکارهای زیر به دقت عمل شود:
الف. شناخت ریشه های غیبت و مبارزه با آن ها: ابتدا باید ریشه های غیبت را بشناسید, سپس با آن ها مبارزه کنید. امام صادق (علیه السلام) ریشه غیبت را در ده چیز می دانند که ما به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم :
شفای غضب: گاهی از کسی ناراحت هستید و برای تخلیه و تشفیه غضب خود وارد غیبت کردن می شوید.
همیاری با دیگران: یعنی عده ای مشغول غیبت باشند و ما به هر دلیلی آنان را کمک می کنیم .
تهمت: این مورد حداقل می تواند دو معنا داشته باشد: یکم این که شخصی به ما تهمت زند و ما هم غیبت او را بکنیم; مثلا بگوییم: «اگر فلانی این عیب و آن عیب را نداشت به ما تهمت نمی زد». دوم: این که ما می خواهیم به شخصی تهمت بزنیم, ولی اول با غیبت, جاده را صاف می کنیم; مثلا می گوییم: «فلانی چنین حرف زشتی را زد. اصلا او آدم بد زبان و کینه توزی است».
سوئ ظن و بدگمانی یکی از ریشه های غیبت است.
حسد یکی از ریشه های غیبت کردن انسان نسبت به محسود است.
سخریه گاهی انگیزه غیبت وجود چیزی در طرف است که زمینه مسخره کردن او می شود و انسان را به غیبت می اندازد. (میزان الحکمه, ج ۷, ص ۳۴۸, روایت ۱۵۲۲۹)
پس باید ابتدا غیبت را ریشه یابی کنید, سپس با شیوه های مناسب, ریشه غیبت را از بین ببرید.
ب. تفکر در آیات و روایات مذمت غیبت: باید هر روز این آیات و روایات را به قصد پندگیری مطالعه کنید. هرگز گذرا و بی تائمل نگذرید; این مطالعه کم و مستمر, به مرور زمان , مذمت غیبت را از اعتقاد به باور تبدیل می کند و وقتی باور آمد, جرائت بر غیبت یا از بین می رود و یا کم می گردد.
ج . تفکر در مرگ: بنابر روایات, اندیشیدن به مرگ, برای تهذیب و خودسازی بسیار سودمند است. انسان مرگ اندیش , نه تنها از گناه دست می کشد, بلکه از تجملات و زواید دنیا نیز متنفر می شود.
د. ترک زمینه غیبت: گاهی دوستان خاص, حرف هایی خاص, مجلسی خاص یا... زمینه غیبت کردن یا شنیدن آن را فراهم می کنند. اگر نمی توانید از غیبت نهی کنید و یا زیرکانه مسیر حرف ها را عوض کنید, باید چنین محیطهایی راترک کنید و گرنه غیبت کردن برایتان عادی می شود.
ه. مراقبه و محاسبه: پیش از سخن گفتن بر آنچه می خواهید بگویید, دقت و تائمل کنید اگر غیبت است, ترک کنید. این مراقبه را باید تا وقتی انجام دهید که غیبت ترک شود. شبانگاه به محاسبه بپردازید. اگر غیبتی از شما صادر نشده است, خدا را شاکر باشید و اگر - پناه بر خدا - غیبتی کرده اید, هم برای خود و هم برای غیبت شونده استغفار کنید و دوباره تصمیم بر ترک غیبت بگیرید. در آخر تاکید می کنیم که این راهکارها را دقیقا به کار گیرید تا به نتیجه مطلوب برسید و گرنه بدون عمل بهترین راهکارها هم عقیم می ماند.
براى ترک غیبت باید اراده اى جدى و قوى داشته باشید و از شنیدن یا گفتن هر غیبتى و تهمتى هر اندازه هم به نظرتان کوچک و سطحى مى آید اجتناب ورزید؛ زیرا در روز قیامت جوابى براى آن نخواهید داشت. در این رابطه به برنامه اى که پیشنهاد مى شود به مدت چهل روز عمل کنید و نتیجه را در صورت تمایل براى ما ارسال دارید. امید است ان شاءاللّه بر این گناه غالب شوید:
۱) هر ده روز یک بار بحث غیبت را در کتاب گناهان کبیره مطالعه کنید.
۲) هر روز صبح با خدا «شرط» کنید که امروز غیبت نمى کنم. در طول روز کاملا مراقب رعایت این شرط باشید و جدا بکوشید حتى براى یک بار هم از آن تخلف نکنید؛ شب ها قبل از خواب، اعمال روزتان را مورد بررسى قرار دهید. اگر مرتکب غیبت شده اید تعداد دفعات آن را ثبت کنید و براى مبارزه با آن توبه نمایید و براى خود تنبیهى قرار دهید؛ مثلا تصمیم بگیرید با دوستى که نزد او بیشتر غیبت مى کنید یک روز رفت و آمد و گفت وگوى غیرضرورى نکنید، یا در جایى که بیشتر غیبت هست شرکت نکنید یا یک روز، روزه بگیرید.
در رابطه با افراد خانواده و دیگر افراد نیز در صورت امکان آنها را امر به معروف نموده و از عواقب ارتکاب غیبت بر حذر دارید و بهتر است روایاتى که از طریق معصومین(علیهم السلام) در مورد عقوبت غیبت کننده وارد شده براى آنها بخوانید مانند آن حدیثى که مى فرماید: شخص غیبت کننده اگر با توبه بمیرد (و کارهاى دیگرش هم پذیرفته شود) از جمله آخرین کسانى است که به بهشت مى رود و اگر بدون توبه بمیرد از جمله اولین کسى است که وارد جهنم مى شود.
پیروز و موفق باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
با سلام ممنون از شما من اصلا دوست ندارم غیبت کنم ولی پر حرفیم شده مشکل بزرگم چون قبلا فروشنده بودم و اجبارا تحت فشار صاحبکارم مجبور به دروغ شدم باید چیکار کنم زبانمو کنترل کنم ممنون میشم جواب منو بدید
پرسمان
سلام علیکم، دخترم! به بعض آفات این عنصر کوچک و این زبان سرخ که سر سبز را به باد دهد. از این دشمن بزرگ انسانیت و معنویت غافل مشو.گاهی که در جلسات انس با دوستان هستی. خطاهای بزرگ این عضو کوچک را آن قدر که می‌توانی شمارش کن و ببین با یک ساعت عمر تو که باید صرف جلب رضای دوست شود، چه می‌کند و چه مصیبت‌ها به بار می‌آورد که یکی از آنها غیبت برادران و خواهران است.ببین با آبروی چه کسی بازی می‌کنی و چه اسراری را از مسلمانان روی دایره می‌ریزی و چه حیثیّاتی را خدشه‌دار می‌کنی و چه شخصیت‌هایی را می‌شکنی؟آن گاه این جلسه شیطانی، مقیاس بگیر و ملاحظه کن که در یک سال در همین امر پیش‌پا افتاده چه کردی و در پنجاه، شست سال دیگر چه خواهی کرد و چه مصیبت‌ها برای خود به بار خواهی آورد و در عین حال آن را کوچک می‌شماری و این کوچک شمردن از حیله‌های ابلیس است که خداوند به لطف خود، ما را همگی از آن مصون دارد.( بخشی از نامه امام خمینی (ره) به عروسش).
رعایت نکات زیر در کنترل زبان موثر است:
۱.       توجه جدی به خطرات زبان:
برای پرهیز آسیبهای زبان قبل از هر چیز توجه کامل به خطرات آن لازم است. هر روز صبح که انسان از خواب بیدار می شود باید به خود توصیه کند که باید مراقب خطرات زبانش باشد. زیرا این عضو می تواند انسان را به اوج سعادت یا خاک ذلت و شقاوت بکشاند. در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) چنین آمده است: هنگامی که فرزندان آدم صبح می کنند تمام اعضای بدن به زبان هشدار می دهند و می گویند تقوای الهی را در مورد ما رعایت کن، چرا که اگر تو به راه راست بروی، ما نیز به راه راست می رویم و اگر تو به راه کج بروی ما نیز به راه کج می رویم. [اخلاق در قرآن، آیه ا... مکارم شیرازی، ج ۱، ص ۳۱۹]
در ادامه برخی از احادیث هشدار دهنده را متذکر می شویم
-حدیثی از امیرالمومنان علیه السلام : کسی که سخن بسیار بگوید خطا و لغزش او فراوان می شود و کسی که خطا و لغزشش فراوان گردد حیاء او کم می شود و کسی که حیائش کم شود، پرهیزگاری اش کم می شود و کسی که پرهیزگاریش کم شود، قلبش می میرد و کسی که قلبش بمیرد، داخل آتش دوزخ می شود. [نهج البلاغه، کلمات قصار ۳۴۹]
- الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل سخن مانند داروست، اندکش مفید زیادش کشنده است غرر الحکم، شماره ۲۱۸۲
۲.سکوت:
از طرف دیگر توجه به اهمیت و آثار سکوت در روایات پیشوایان دین و طبیبان روح و جان انسان؛ فرد را از پرگویی نگه می دارد. هر قدر انسان کمتر سخن بگوید، لغزش های او کمتر است و هر قدر بیشتر سکوت کند، سلامت او بیشتر است. علاوه بر این تمرین و تجربه سکوت سبب می شود که انسان زبانش را در اختیار خود بگیرد و از طغیان و سرکشی آن بکاهد. باید توجه داشت که مراد سکوت مطلق نیست چون بسیاری از مسائل مهم زندگی اعم از معنویات و مادیات و عبادات و فرا گرفتن علوم و فضایل و اصلاح در میان مردم، از طریق سخن گفتن است، بلکه منظور کم سخن گفتن، یا به تعبیر دیگر خاموشی در برابر سخنان فساد انگیز یا مشکوک و بی محتوا و مانند آن است.
روایاتی که ارزش و آثار سکوت را بیان می کند:
۱. سکوت طولانی را رعایت کن چون شیطان را از تو می راند و در امر دین یاور و مددکار توست.
۲. سکوت دری از درهای حکمت است؛ سکوت محبت می آورد و راهنما به هر کار خیر است.
۳. انسان ساکت هیبتش زیاد است.
۴. اگر سخن گفتن نشانه سخنوری است در سکوت سلامت و ایمنی از لغزش است.
۵. هیچ نگهبانی چون سکوت نیست.
در حدیثی جامع و جالب از امیرمومنان(ع) می خوانیم: اگر دوست داری از سلامت نفس برخوردار شوی و عیب ها و کاستی هایت پوشیده بماند، کمتر سخن بگوی و بیشتر خاموش باش تا فکرت قوی و قلبت نورانی گردد. [تصنیف غررالحکم، ص ۲۱۶، ش ۴۲۵۲ ]البته سکوت همواره امر مطلوبى نیست؛ چنانچه سخن گفتن نیز این طور است. پس بایستى سخنان را طبقه بندى کرد و در موارد لزوم سخن گفت. در موارد غیرضرورى نیز از سخن باز ایستاد؛ مثلاً اگر سخن گفتن براى هدایت کسى یا براى ابراز محبت به همسر و فرزند باشد، بسیار نیکو است. هم چنین احوال پرسى از دیگران و...؛ ولى اگر سخن لغو و بیهوده و یا خداى ناکرده مشتمل بر گناه باشد، در این صورت بایستى از آن پرهیز کرد. ر.ک: (میزان الحکمه، ج ۵، ص ۴۳۵)
سعدی نیز در این باب سروده است: اگر چه پیش خردمند خامشی ادب است // به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی ؛ دو چیز طیره عقل است: دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی
و نیز گفته است:
سخن گرچه دلبند و شیرین بود //سزاوار تصدیق و تحسین بود
چو یکبار گفتی، مگو باز پس //که حلوا چو یکبار خوردند، بس
۳.مراقبه :
داشتن حالت مراقبه نسبت به همه اعمال به ویژه گفتار و فعالیت هایی که توسط زبان انجام می گیرد و محاسبه و حسابرسی در هنگام خواب و در پایان فعالیت های روزانه عاملی مهم در کنترل زبان و بازداشتن آن از پرگویی است. کنترل دایم بر گفتار و سخنان هم چون پاسبانی که با چشم باز و حواس جمع مواظب اعمال مجرمان است و فعالیت های آنها را شدیدا تحت نظر دارد و سپس حسابرسی و رسیدگی به پرونده اعمال زبان در طول روز، موجب می گردد که به تدریج گفتار انسان تحت کنترل درآید و پرگویی انسان مهار گردد.
۴.خستگی ناپذیری! :
باید توجه داشت که منع زبان از پرگویی کاری تدریجی و طولانی است. انسانی که سالها به پرگویی و کنترل نداشتن بر زبانش عادت داشته و این عمل در او به صورت ملکه درآمده است، نمی تواند یک روزه بر خلاف آن عمل کند، بلکه باید قرار بر این بگذارد که هر روز مقداری از پرگویی اش را کم کند تا به تدریج با تسلط بر زبان و سخنانش بتواند به مقدار لازم و ضروری از زبانش استفاده کند و سخن بگوید.
توصیه ها و راهکارهای زیر مى تواند به شما کمک کند:
۱.هر روز صبح با خود شرط کنید که زبان خود را به کنترل خود درآورید و کمتر سخن بگویید در طول روز نیز در موقعیت هایى که احتمال خروج از حد معمول حرف زدن است این شرط را به یاد آورید.
۲.در پایان روز نیز به حسابرسی عملکرد روزانه خود بپردازید تا به تدریج تسلط کافى و کاملى بر سخن گفتن خود پیدا کنید
۳.برای خود پاداشها و جریمه هائی را در نظر بگیرید و در پایان هر روز وقتی حسابرسی می کنید اگر در رسیدن به اهداف(کمتر حرف زدن)موفق بودید به خود پاداش دهید و اگر اهداف آن روز بدست نیامد نفس خود را تنبیه کنید تا کنترل آنرا بدست خود بگیرید مثلا در ابتدای روز شرط کنید که اگر زیاد روی در حرف زدن داشتید یک روز روزه بگیرید .
۴. دوستان متین و کم حرف را به عنوان رفقاى صمیمى خود انتخاب کرده و با آنها بیشتر رفت و آمد کنید.
۵. در صورت امکان، هم اتاقى هاى حلیم و کم حرف را انتخاب کنید.
۶. با اساتید، بزرگان و افراد باتجربه اى که قابل اعتماد و احترام شما هستند بیشتر رفت و آمد کنید و از آنها الگو بگیرید.
۷. ارزش و اهمیت سکوت و کم حرف زدن را در لابه لاى کتب علمى، اخلاقى و روایات ائمه معصومین(ع) مطالعه کنید و درباره آنها بیاندیشید.
۸. رفتارهایی را که مغایر با زیاد سخن گفتن است، تقویت کنید. مثل گوش کردن فعال ، توجه نمودن به گفته های دیگران و تفکر وتامل کردن نسبت صحبتهای که صورت گرفته
۹. خود را با موقعیتهای که کمتر در آنها صحبت می کنید آشنا نمائید مثلا مطالعه کتاب مورد علاقه ، مجلات و روزنامه
اما دستور العمل کلی ترک گناه:
۱- ترک زمینه گناه: این خود زیرمجموعه اى دارد که مهمترین آن عبارت از است:
کنترل چشم: دقیقا باید مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و کلاً هر آنچه که فتنه انگیز است، نگاه شود. امام صادق (علیه السلام) فرمود: نظر دوختن، تیرى مسموم از تیرهاى ابلیس است و چه بسا نگاهى که حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد» (سفینة البحار، شیخ عباسى قمى، ماده نظر).
کنترل گوش: باید از شنیدنى هایى که ممکن است به حرام منجر شوند و زمینه ساز حرام هستند پرهیز شود. مانند موسیقى حرام، صداى شهوت انگیز نامحرم و...
ترک مصاحبت با دوستان ناباب. امام سجاد (علیه السلام) از همراهى و سخن گفتن و رفیق بودن با پنج کس را نهى فرموده: کذاب، گناهکار، بخیل، احمق و کسى که قطع رحم کرده است.
البته اینها از مهمترین زمینه هاى گناه هستند؛ ولى کلاً هر چیزى که زمینه گناه را فراهم مى کند باید ترک شود.
۲- ترک فکر گناه: ترک زمینه گناه سهم به سزایى در ترک فکر گناه دارد ازاین رو هر چه بیشتر و دقیقتر زمینه گناه ترک شود فکر گناه کمتر به سراغ انسان مى آید. این فکر گناه است که شوق در انسان ایجاد مى نماید و بعد از شوق اراده ى عمل، سپس خود گناه محقق مى شود، مسلما تا اراده و شوق و میل نسبت به کارى نباشد انسان مرتکب آن کار نمى گردد.
سعی نمایید فکر گناه را به یاد خدای تبدیل نمایید، زیرا یاد خدا عامل گناه زدایی از ذهن، ضمیر و عمل انسان خواهد شد و جدیت و موفقیت در این امر پیروزی بزرگی برای انسان است. یاد خدا در واقع دفع دشمن شیطان و نفس از همان خاکریز اول است . قرآن مجید در وصف پارسایان می فرماید: پرهیزگاران چون گرفتار وسوسه شیطان شوند هماندم متذکر (یاد خدا) شده و بصیرت یابند. (اعراف, آیه ۲۰۱)
۳- اشتغال به برنامه شبانه روزى: حتما باید شبانه روز خود را با برنامه ریزى صحیح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر کنید و هیچ ساعت بیکارى نداشته باشید تا نفس، شما را مشغول کند. در اوقات بیکارى وسوسه هاى نفس و شیطان به سراغ انسان مى آید و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مى کشاند. امیرالمؤمنین على (علیه السلام) فرمود: براستى و حقیقت که این نفس (انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مى کند در نتیجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى کشاند». (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج ۱، ص ۵۴۴، ح ۴).
۴- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حیوانى و شهوانى انسان را تضعیف مى کند اگر قواى شهوانى ضعیف گشت قهرا فکر گناه هم کم رنگ مى شود. امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند: هرگاه شکم پر شود طغیان مى کند.
تذکر این نکته بسیار ضرورى است که اولاً: روزه نباید براى بدن ضرر داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانیا: براى کارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج شنبه باشد نه بیشتر، ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى یعنى ورزش، دو برابر شود.
۵- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش هایى باشد که براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دویدن و نرم طناب زدن و انجام حرکت هاى کششى.
یکی از زمینه‌های پیدایش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آن‌ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولانی و بی‌برنامه جوانان را عاصی و سرگردان می‌کند.
۷- پرورش تقوا و معنویت در وجود خویش
همه آنچه بیان شد، به نحوی می‌توانند در پیشگیری از انحرافات اخلاقی و طغیان شهوت نقش داشته باشند، اما آن چه بیش از همه ضروری است و به صورت زیربنایی در شخصیت و رفتار جوان مؤثر است، پرورش معنویت و تقویت ایمان و تقوای الهی است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که جهان به شدت در مادیات فرو رفته و یک سره غرق در جاذبه‌های نفسانی و امور شهوانی گردیده است. .
اگر جوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا می‌بیند و بر اساس عملکرد افراد به آن‌ها پاداش می‌دهد و اساساً سعادت و خوشبختی انسان به دست خودش می‌باشد، احتمال اینکه مرتکب گناه شود بسیار کم است.‌
یقین داشته باشید، تا زمانی که نیروی ایمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقویت نگردد، هیچ ضمانتی از شهوت و انحرافات اخلاقی وجود ندارد. به خصوص در وضعیت کنونی که عوامل تحریک کننده بسیار زیاد است. بنابراین قبل از هر چیزی سعی کنید نیروی ایمان و تقوا را در وجود خویش بارور کنید. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و همیشه نماز خود را اول وقت انجام دهید، خداوند شما را یاری می‌کند.
چند توصیه:
یک. بدانید که همواره در محضر خدای بزرگ هستید، او بر سراسر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.
دو. از خداوند با دعا و نیایش استعانت و استمداد بجویید، زیرا که خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روی نمی آوردید. (نور، آیه ۲۱)
سه. اعمال و عادات نیکو را جایگزین رفتار ناپسند نمایید; مانند شرکت دائمی در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. قرآن کریم می فرماید: خوبی ها سرانجام میدان را بر بدی ها تنگ خواهد کرد و آنها را از بین خواهد برد. (هود، آیه ۱۱۴)
چهار. مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتب اخلاقی ر فراموش نکنید.
نکته ی پایانی اینکه: ترک گناه و رعایت تقوی یک فرایند تدریجی و دراز مدت است، راهی است که باید با استقامت و تحمل فراوان طی نمود و اینگونه نیست که بتوان یک شبه آن را پیمود.
در این زمینه ر.ک:
۱-گناه شناسی/ محسن قرائتی.
۲-گناهان کبیره/ شهید دستغیب.
۳-قیامت و قرآن (تفسیر سوره طور)/ شهید دستغیب.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.