دستاوردهای انقلاب- مقایسه قبل و بعد انقلاب ۱۳۹۴/۰۸/۲۵ - ۱۶۹۰۵ بازدید

وضعیت اقتصادی، فرهنگی، رفاهی و بین المللی جمهوری اسلامی قبل و بعد از انقلاب چگونه بوده است؟

در یک مقایسه دقیق و علمی لازم است در موارد متعدد و با استفاده از آمارها و شاخص های صحیح و با در نظر گرفتن الگوی علمی سنجش موفقیت یک نظام (کارآمدی نظام = اهداف + امکانات + موانع )، به تحلیل و ارزیابی پرداخته شود ، در ادامه تلاش می نمائیم تا برخی از مهمترین را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم :
یکی از نکاتی که در قضاوت افراد نسبت به وضع موجود تاثیر منفی بر جای گذاشته ، ارزانی قبل از انقلاب و گرانی بعد از انقلاب است . این مسئله از دو جهت باید مورد توجه قرار گیرد .
الف)از جهت سیاست های اقتصادی توسعه ای کشور ، این سوال مطرح می شود که چرا قبل از انقلاب ، قیمت کالاها ارزان بوده و بعد انقلاب گران شده است ؟ بررسی ها نشان می دهد یکی از عمده ترین دلایل این امر ، اعمال تعرفه های گمرکی پایین از سوی دولت نسبت به کالاهای وارداتی خارجی در قبل از انقلاب و افزایش این تعرفه ها بعداز انقلاب بوده است . به عبارت دیگر در نتیجه اعمال تعرفه های گمرکی پایین ، کالاهای خارجی به وفور و با قیمت بسیار نازل در بازار یافت می شد این سیاست اقتصادی نامناسب ، در جهت تضعیف تولیدات داخلی ، افزایش وابستگی اقتصادی کشور به قدرت های صنعتی و تامین بازار برای آنان بوده است زیرا در چنین شرایطی تولید کننده نوپا و کم تجربه داخلی امکان رقابت با تولید کننده توانمند و مجرب خارجی را نمی یابد و به سهولت از صحنه رقابت خارج می شود و حضور در عرصه تولید را مقرون به صرف نمی یابد .
به همین جهت است که ارزانی کالاها (به معنای عرفی آن ) یکی از بزرگ ترین موانع رشد و توسعه اقتصادی در جوامع ، به خصوص در جوامع در حال در حال توسعه تلقی می شود ؛ ارزانی غیر معقول ، موجب تضعیف موقعیت تولید کننده و در نهایت ، تضعیف تولیدات داخلی می شود . از همین رو در اکثر کشورهای پیشرفته اقتصادی ،گرانی وجود دارد . برای مثال ،بانک جهانی برای چندمین بار ، توکیو پایتخت ژاپن را به عنوان گران ترین شهر جهان اعلام کرده است حتی در این کشورها گاه با ارزانی مبارزه نیز می شود ، زیرا با واقعی شدن قیمتها ست که می توان از تولید کننده داخلی حمایت کرد و حمایت از تولیدکننده داخلی نیز در نهایت تامین منافع مصرف کننده داخلی را به همراه دارد .
ب) این مسئله از جهت قدرت خرید اکثریت افراد جامعه نیز قابل تامل و توجه است . بسیار می شنویم که گفته می شود در گذشته مثلا قیمت گوشت فلان مقدار بوده با قیمت تخم مرغ چنان بود و درمقایسه با قیمت های کنونی که بسیار افزایش یاقته در این گونه نتیجه گیری می شود که چون قدرت خرید مردم کاهش یافته ، وضعیت معیشت مردم بدتر شده است ؛
در پاسخ باید توجه کرد که هم ،مشاهده عینی وضعیت جامعه و هم آمارها ، نشان از بهتر شدن نسبی وضعیت معیشت اکثریت افراد جامعه دارد . به عبارت دیگر ، درست است که در گذشته قیمتها پایین بوده ولی قدرت خرید مردم بسیار پایین تر از آن بوده است آمارها و بررسی های رسمی و غیر رسمی گویای آن است که به غیر برخی اقشار جامعه ؛اکثر مردم به خصوص صاحبان مشاغل آزاد از وضعیت معیشتی مناسب تری نسبت به قبل از انقلاب برخودار می باشند . لکن به دلایل متعددی همچون تغییر الگوی زندگی (الگوی مسکن ، خوالک ، پوشاک و لوازم منزل ) و به تبع آن ،افزایش سطح انتظار آنها از زندگی ،ابراز نارضایتی و احساس محرومیت در آنان افزایش یافته است .
به عنوان مثال امروزه الگوی مسکن عموم مردم نسبت به قبل اتز انقلاب و سال های اول انقلاب تغییر یافته است . در گذشته اکثر خانواده ها گسترده بودند ، اما اکنون هسته ای شده اند . مثلا در گذشته اگر عروس یا دامادی به خانواده اضافه می شد ، در یکی از اتاقهای همان خانه جای میگرفت ؛ اما اکنون عموما زوجهای جوان به زندگی در مسکن مستقل روی می آورند .
در خصوص الگوی خوراک نیز شاهد تغییرات اساسی در جامعه خودمان در سال های اخیر هستیم. در حدود ۳۰ سال پیش، قوت غالب خانوادههای ایرانی نان بوده و برنج غذای اعیانی محسوب میشده در حالی که امروز الگوی خوراک اکثریت جامعه تغییر یافته و عموما برنج در غذای روزانه آنان جایگاه خاصی پیدا کرده است.
آمارهای جهانی نیز گویای بهتر شدن وضعیت رفاه مردم ما در سالهای پس از انقلاب است. بر اساس آمار بانک جهانی، ۴۶ درصد مردم ایران در سال ۱۳۵۶ زیر خط فقر بودند؛ اما این رقم در سال ۱۳۷۸ به ۱۶ درصد کاهش یافته یعنی بیش از ۸/۲ برابر وضعیت رفاه جامعه بهتر شده است؛ البته در این خصوص مباحث فراوان دیگری قابل طرح است که پرداختن به آنها در این مجال نمیگنجد.
۵. عوامل دخیل در قضاوت منفی افراد نسبت به وضع موجود
سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که چرا با وجود این دستاوردها و تلاشهای غیرقابل انکار از سوی کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، عدهای از مردم و حتی نخبگان از وضعیت موجود اظهار نارضایتی میکنند؟
در پاسخ باید گفت که عوامل متعددی در این قضاوت منفی دخیل بوده است. از جمله:
۱. تغییر الگوی مصرف جامعه و بهتر شدن نسبی سطح زندگی مردم، به خصوص از دهه دوم انقلاب به بعد، که به تدریج باعث افزایش سطح انتظارات آنان از زندگی شده است.
۲. افزایش چشمگیر سطح آگاهیهای اجتماعی و اقتصادی افراد جامعه پس از انقلاب و در نتیجه، آرمانگرایی و توجه بیشتر آنان به نقاط ضعف و نارساییهای وضع موجود به جای توجه به نقاط قوت آن.
۳. ترویج و حاکمیت فرهنگ نادرست اجتماعی در جامعه در سالهای اخیر، به صورتی که افراد، رفع تمامی مشکلات را تنها از حکومت و دولت- آن هم در کوتاه مدت- انتظار دارند.
۴. انعکاس نیافتن مناسب دستاوردها و عدم ارائه آمارهای دقیق، شفاف و تطبیقی از ابعاد اقدامات و تلاشهای صورت پذیرفته از سوی کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، به خصوص در مقایسه با قبل از انقلاب و کشورهای منطقه.
۵. عدم اطلاعرسانی مناسب به مردم در خصوص مشکلات موجود از جمله کاهش شدید درآمد سرانه نفتی کشور و ورود خسارتهای هنگفت به دلیل جنگ تحمیلی که در کاهش توان و عملکرد کارگزاران نظام و کارآمدی آنان بسیار موثر بوده است.
۶. توجیه نکردن مردم در خصوص سیاستهای اقتصادی دولت (همچون واقعی کردن قیمتها) که در نگاه آنان، بیتوجهی دولت به مشکلات مردم، تداعی شده است. (که البته این سه عامل اخیر به تنهایی بیانگر ابعادی از ناکارآمدی کارگزاران نظام – در تبیین عملکرد و توجیه وضعیت فراروی نظام- میباشد)
۷. فضاسازی و فعالیت گسترده تبلیغاتی مخالفان داخلی و خارجی نظام در سیاهنمایی وضع موجود و بزرگنمایی مشکلات.
۸. افزایش سطح توقعات و مطالبات جمعیت روستایی کشور تحت تاثیر رسانهها و برنامههای تلویزیونی و بالا رفتن سطح معلومات و ارتباطات فراگیر آنان با شهرها.
۹. جوان بودن جمعیت کشور- ۶۰ درصد جمعیت زیر ۳۰ سال- که ایجاد نیاز روزافزون جهت تخصیص بودجه و امکانات در حوزههای آموزشی و تحصیلی- تفریحی و رفاهی، مسکن و به ویژه اشتغال و ازدواج را به دنبال دارد.
آنچه باعث تاسف میشود این است که امروزه به هنگام اظهارنظر درباره وضع موجود کشور، جدا از برخی تحلیلهای مغرضانه و جهتدار دشمنان، بخشی از تحلیلها و قضاوتهای دوستان نیز منصفانه و واقعبینانه ارائه نمیشود. موارد منفی بزرگنمایی شده و بسیاری از اقدامات و دستاوردهای مثبت نادیده گرفته میشود؛ حتی تلاش جهتدار و معنیداری در خصوص القای این نکته به مردم و بخش بزرگی از فرهیختگان و خواص جامعه صورت میگیرد تا وضعیت اقتصادی و درجه توسعه یافتگی کشور حتی در مقایسه با قبل از انقلاب نیز بدتر نشان داده شود ولی تامل واقعبینانه و تحلیل علمی تحولات پس از انقلاب، به وضوح نشان میدهد که با توجه به شرایط و محدودیتهای موجود، جمهوری اسلامی در مدت عمر خود توانسته ضمن مقاومت در برابر فشارها و تجاوزات بیگانگان، در اصلاح و بهبود وضعیت معیشتی و اجتماعی مردم خود نیز توفیقات فراوانی به دست آورد.
و البته پرداختن به اقدامات مثبت نظام، به معنی نفی یا نادیده گرفتن معضلات و نواقص موجود نیز نمیباشد. مشکلات موجود، اکثرا محسوس و مشهود برای عموم مردم است اما ممکن است نگاه و ذهنیت آنها تنها از زاویه کمبودها و نواقص شکل گرفته باشد، بنابراین، در این بحث، سعی گردید به منظور تعدیل و تصحیح نگرش افراد نسبت به وضع موجود، تلاشها و اقدامات انجام گرفته، مدنظر قرار گیرد و مواردی که لازم است جهت قضاوت منصفانه لحاظ گردد، بیان شود.
در عین حال باید اذعان کرد که اگر مقصود و تعریف ما از کارآمدی، «تخصیص بهینه امکانات در جهت دستیابی به اهداف تعیین شده از سوی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی برای تحقق الگوی مطلوب از یک جامعه دینی، انقلابی و انسانی برخوردار از حداکثر مواهب مادی و معنوی» باشد، در این صورت، قطعا تا تحقق آن آرمان مطلوب و مدینه فاضله، فاصلهای بسیار داریم و ضروری است برای رسیدن به آن وضعیت، ضمن نقد وضع موجود به علتیابی مشکلات و بررسی دلایل عدم تحقق برخی از اهداف و آرمانها بپردازیم و با ارائه راهکارها و پیشنهادها جهت رفع آنها اقدام کنیم.(http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=۲۳۳۸)
خدمات و فعالیت های نظام جمهوری اسلامی در ابعاد داخلی، گستره بسیار وسیعی دارد و می توان آنها را به چند حوزه تقسیم کرد که عبارت اند از:
۱_ خدمات نظام در حوزه اقتصادی
۲_ خدمات و دستاوردهای نظام در حوزه فرهنگی، علمی و اجتماعی
۳_ خدمات و دستاوردهای نظام در حوزه سیاسی
به گوشه ای از خدمات بیشمار اشاره میکنیم
۱_ دستاوردها و خدمات اقتصادی
با اینکه ملموس ترین و گسترده ترین فعالیت های نظارت جمهوری اسلامی در حوزه اقتصادی است، امّا نظام تبلیغاتی کشور نتوانست آن را به طور شایسته ای به افکار عمومی منعکس کند. مطالعه آمار و ارقام این فعالیت ها مؤید این نکته است:
۱_۱_ نفت
صنعت نفت ایران نسبت به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با تحول عظیمی همراه بوده است؛ زیرا اکنون ایران اسلامی مالک منابع نفتی خود است و کارشناسان ایرانی مدیریت اجرایی عملیات صنعت نفت را در همه بخش ها اعم از: اکتشاف، حفاری، بهره برداری، ‌صادرات، پالایش و انتقال بر عهده دارند؛ این امر در حالی است که این صنعت پیش از انقلاب به طور کامل وابسته بود.
از طرف دیگر، فعالیت های اکتشافی صنعت نفت پس از پیروزی انقلاب با جهش چشمگیری همراه بوده است.
۲_۱_ گاز
حجم ذخایر گاز طبیعی شناسایی شده ایران در آغاز سال ۱۳۸۵ حدود ۶/۲۶ تریلیون متر برآورد شد که این میزان معادل ۱۷% از کل ذخایر جهان و ۷/۴۷% از ذخایر منطقه خاورمیانه است.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تنها پنج شهر، نعمت گاز داشتند؛ در حالی که اکنون نه تنها بیشتر مناطق شهری کشور از این نعمت بهره مندند، بلکه در مناطق روستایی نیز از این نعمت خدادادی به کشور استفاده می گردد.
طبق آخرین آمار مرکز آمار کشور در پایان سال ۱۳۸۵، میزان استخراج گاز معادل ۴۶۴ میلیون مترمکعب در روز بوده است. همچنین تا پایان آن سال، از مجموع ۱۰۱۶ شهر کشور، ‌۶۱۵ شهر (۶۱%) گازرسانی شد و ۸۲ شهر در حال گازرسانی بوده است.
۳_۱_ پتروشیمی
میزان تولیدات پتروشیمی در سال ۱۳۵۷، ۷/۴ میلیون تن بود که با وجود تخریب آن به دست رژیم بعثی عراق در جنگ تحمیلی، طبق آمارهای موثق درآمد کشور از این راه، از صادرات گاز به بیش از ۷ میلیارد دلار در سال ۸۴ ‌رسیده است.
۴_۱_ فناوری هسته ای و انرژی هسته ای
جمهوری اسلامی به رغم تحریم های شدید امریکا و فشار به کشورهای دیگر برای نداشتن همکاری در طرح هسته ای ایران، توانست چرخه سوخت هسته ای را با دستان دانشمندان داخلی به صورت چشمگیری افزایش دهد تا جایی که تعجب جهانیان را برانگیزد. در این خصوص، نظام جمهوری اسلامی توانست با کشف و استخراج اورانیوم طبیعی در یزد و فناوری آن در اردکان یزد و سپس تبدیل آن به سه ماده: «هگزا فلوراید اورانیوم، «اکسید اورانیوم» و «تترا فلوراید اورانیوم» را در «پایگاه هسته‌ای اصفهان»، بزرگترین گام های چرخه سوخت هسته ای بردارد و سپس با تأسیس پایگاه در «نطنز» با استفاده از دستگاههای سانتریفوژ به غنی سازی اورانیوم دست یابد. این امر، ایران را به ردیف دهمین کشور با فناوری هسته ای ارتقا داده است.
همچنین، طراحی رئاکتور آب سنگین در اراک و به مرحله نهایی رسیدن نیروگاه اتمی در بوشهر، گام های دیگری بود که نشان داد مدیریت انقلابی نظام جمهوری اسلامی را به کشوری پیشرفته تبدیل می کند.
۵_۱_ برق
برق رسانی را می توان یکی از افتخارآمیزترین فعالیت های اقتصادی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی قلمداد کرد.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در اوج فعالیت های رژیم طاغوت، تنها ۱/۳ میلیون مشترک برق - اعم از خانگی، عمومی، صنعتی و کشاورزی - وجود داشت؛ این در حالی است که هم اکنون حتی بسیاری از روستاهای کشور و دورترین مناطق از نعمت برق است.
میزان تولید ناخالص برق کشور در پایان سال ۱۳۸۵، بیش از ۱۹۲ میلیارد کیلووات ساعت بود و تاکنون بیش از ۵۰ هزار روستا در کشور از نعمت برق برخوردار شدند. همچنین، تعداد مشترکان برق مؤسسه های تابع وزارت نیرو در این سال، حدود ۲۰۶۲۴ هزار مشترک بوده است.
۱-۶-صنایع نظامی
ایران که قبل از انقلاب تقریبا تمام تسلیحات نظامی خود را از خارج وارد میکرده در زمره یکی از کشورهای تولید کننده تسلیحات پیشرفته نظامی در جهان قرار گرفته و در کنار کشورهایی چون هند، برزیل و یوگسلاوی مطرح شده است و تولیدات خود را به بیش از ۳۰ کشور جهان صادر میکند. تولید محصولات الکترونیکی و راداری، ادوات و تجهیزات خاص از این جمله است. اکنون ایران در زمینه صنایع زرهی و ساخت انواع نفربر در بین ده کشور برتر دنیا قرار گرفته است. به برخی از اقدامات انجام شده در صنایع نظامی اشاره میکنیم:
ساخت هواپیمای جنگنده آذرخش، طراحی و ساخت لانچر (پرتابکننده) چهار موشکی با قابلیت شلیک همزمان و تکتک، ساخت چرخبال آموزشی و چرخبال دو موتوره، طراحی و ساخت تانک پیشرفته ذوالفقار و راهاندازی خط تولید انبوه آن، ساخت تانک مدرن ، طراحی و ساخت خودرو تانکبر (ببر ۴۰۰)، ساخت انواع شناورها و یدککشها، ساخت زیردریایی و اسکله شناور، ساخت موشک فاتح ۱۱۰ (از موفقترین موشکهای زمین به زمین در جهان) و موشکهای دوربر شهاب (با سرعتی سه برابر موشک اسراییلی)، راهاندازی خطوط تعمیرات اساسی و بازسازی هواپیمای نظامی و خودکفایی در زمینههای ساخت و یا تعمیر بسیاری از تجهیزات و قطعات نظامی که در جنگ الکترونیکی کاربرد دارد.
۱-۷- صنایع
در بخش صنعت، کشوری که قبل از انقلاب تقریبا تمام کالاهای صنعتی خود را از خارج وارد میکرده و معدود کالاهای ساخت داخلش نیز عموما از کیفیت و مرغوبیت پایینی برخوردار بوده، هم اکنون در بسیاری از زمینه ها به تولیدکننده تبدیل شده و تولیداتش نیز در بسیاری از موارد، از جهت کیفیت و استاندارد، قابل رقابت با مشابه خارجی میباشد و در برخی از صنایع- همچون صنایع ساختمانی- سالهاست که به مرز خودکفایی رسیده است.
جمهوری اسلامی وارث صنعتی است که میزان وابستگی آن به خارج بسیار زیاد بوده به همین سبب، صنایع کشور پس از انقلاب، به دلیل محاصره اقتصادی و تامین نشدن مواد اولیه و واسطه ای، دچار رکود شدید شد. از سوی دیگر، صاحبان و مالکان این صنایع که آنها را با استفاده از اعتبارات بانکی تاسیس کرده بودند، از کشور گریختند.
دولت توانست پس از انقلاب در زمینه کاهش وابستگی شدید به مواد اولیه وارداتی، کالاهای سرمایهای خارجی، تخصصهای فنی و اطلاعات و دانش فنی خارجی- که تهدیدی برای صنعت به شمار میرود- اقدامات در خور توجهی انجام دهد. به همین علت پس از انقلاب اسلامی، ظرفیتهای وسیعی در کشور پدید آمد و تولید مواد اولیه، ایجاد صنایع تبدیلی، صنایع تکمیلی و پر کردن حلقههای مفقوده صنعت جدی گرفته و گامهای بلندی در این راه برداشته شد. تقویت و گسترش صنایع پتروشیمی را میتوان در همین ارتباط ارزیابی کرد. میزان تولیدات پتروشیمی کشور که در سال ۱۳۵۷ حداکثر ۷/۴ میلیون تن بوده در سال ۱۳۸۱ به ۵/۱۲ میلیون تن افزایش یافته است.
امروزه ایران در عرصه صنایع موشکی و مخابراتی به درجهای از پیشرفت رسیده که به توان ساخت ماهواره دست یافته و وارد باشگاه چند کشور محدود پرتاب کننده ماهواره گردیده است. این موفقیت در حالی به دست آمده که ما در زمینه محصولاتی که قابلیت استفاده در صنایع موشکی و الکترونیک نظامی دارند، در تحریم به سر می بریم تا جایی که حتی در برخی مواقع از یا چیپ ساده الکترونیکی به ما ممانعت به عمل میآید.
در زمینه سدسازی امروزه در بین ۳ کشور برتر دنیا قرار داریم؛ به طوری که پس از پیروزی انقلاب حدود ۱۳۰ سد ساخته شده و یا در حال ساخت است. در صنایع کشاورزی، هماکنون، تراکتورهای ساخت ایران به بیش از ۳۰ کشور جهان صادر میشود.
در صنایع نفت و گاز، پروژه صددرصد ایرانی فاز یک منطقه عسلویه به عنوان بزرگترین پروژه نفت و گاز کشور در آبان ۸۳ به بهره برداری رسید که با بهره برداری فازهای دیگر آن سالانه حدود یک میلیارد دلار درآمد نصیب کشور خواهد کرد
۱-۸-وضعیت روستاها
فقر و نابسامانی جوامع روستایی از مسائل و معضلات مهم و اساسی کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه به شمار میرود. به همین جهت برخلاف رژیم گذشته که تنها به توسعه و آبادانی تهران و شهرهای بزرگ اکتفا میکرد، بعد از پیروزی انقلاب، توجه به روستاها و مناطق محروم کشور برای دولت و برنامهریزان از اولویت خاصی برخوردار شد. در اینجا به بخشی از شاخصهای برخورداری روستاها در سالهای پس از انقلاب اسلامی اشاره میکنیم:
تعداد مراکز بهداشتی و درمانی روستایی در سال ۳۵۷، ۱۵۰۰ واحد بوده که در سال ۱۳۸۱ به ۷۳۴۵ واحد رسیده تعداد خانههای بهداشت از ۲۵۰۰ واحد در سال ۱۳۵۷ به ۱۶۵۶۱ واحد در سال ۱۳۸۱ افزایش یافته است.
برقرسانی به روستاها و مناطق محروم و ایجاد تاسیسات زیربنایی از قبیل توسعه شبکه راههای روستایی، مخابرات و... در این مناطق از اقدامات موفقیتآمیز پس از انقلاب به شمار میرود.
تعداد روستاهای برخوردار از برق از ۴۳۲۷ روستا در سال ۱۳۵۷ به ۴۵۳۵۹ روستا- بیش از ۱۰ برابر – در سال ۱۳۸۰ افزایش یافته است. همچنین طی دوره ۱۳۵۷- ۱۳۱۷ تنها ۸۰۰۰ کیلومتر راه روستایی کشیده شده بود. اما این رقم بعد از انقلاب به ۸۶۰۰۰ کیلومتر رسیده است (بیش از ۱۰ برابر در مدتی تقریبا ۱۰ ساله). تعداد روستاهای بهرهمند از شبکه مخابرات از ۳۱۲ روستا در سال ۱۳۵۷ به ۱۰۴۲۹ روستا در سال ۱۳۷۴- بیش از ۳۰ برابر- افزایش یافته. تعداد واحدهای پستی روستایی هم از ۱۸۰ واحد در سال ۱۳۵۷ به ۴۹۱۲ واحد در سال ۱۳۷۴- بیش از ۲۵ برابر- رسیده است.
۱-۹-۲- کشاورزی و دامداری
بخش کشاورزی از مهمترین و استراتژیکترین بخشهای اقتصادی کشور است. در حیطه کشاورزی و دامداری، طبق آمار رسمی دولت در سال ۱۳۵۶، دولت فقط توانایی تامین مواد غذایی مردم خود برای ۳۳ روز در سال را داشت و مجبور بود باقی مواد غذایی را از خارج وارد کند. برای مثال مرغ را از فرانسه، تخممرغ را از اسرائیل، سیب را از لبنان، پنیر را از دانمارک و... وارد میکرد؛ هماکنون کشورمان به رغم دو برابر شدن جمعیت، به مرز خودکفایی رسیده است؛ به گونهای که با توجه به اینکه تولید گندم در سال ۱۳۵۶، ۱/۵ میلیون تن بوده و کشور ما سالها از بزرگترین واردکنندههای گندم در دنیا محسوب میشده در سال ۸۳ با تولید بیش از ۱۴ میلیون تن- بعد از چهل و اندی سال- توانست به خودکفایی در عرصه این محصول استراتژیک دست یابد.
میزان تولید شلتوک برنج در سال ۱۳۵۶، معادل ۱/۱ میلیون تن بود. این رقم در سال ۱۳۷۹ به ۷/۲ میلیون تن افزایش یافت. تولید جو از ۹۰۰ هزار تن به ۳/۳ میلیون تن و سبزیجات و محصولات جالیزی از ۷/۲ میلیون تن به ۱۵ میلیون تن رسید. در بخش دام نیز رشد قابل توجهی در تولید پدید آمده است؛ به گونهای که تولید تخممرغ از ۲۱۵ هزار تن به در سال ۱۳۵۶ به ۵۵۵ هزار تن در سال ۱۳۸۱ افزایش یافته است. تولید گوشت مرغ، از ۶۳ هزار تن به ۷۲۴ هزار تن، گوشت قرمز از ۵۸۷ هزار تن به ۹۴۷ هزار تن، عسل از ۶ هزار تن به ۲۸ هزار تن و شیر خام از ۶۲۰/۲ میلیون تن به ۸۷۷/۵ میلیون تن رسیده است.
براساس گزارش سازمان خواروبار کشاورزی سازمان ملل متحد،- فائو- ایران در سال ۲۰۰۴ رتبه نخست صادرات کشاورزی را در میان کشورهای خاورمیانه کسب کرده است.
۱-۱۰-آب
در سال ۱۳۵۷ میزان تولید آب ۵/۱ میلیارد مترمکعب و تعداد انشعاب ۷/۲ میلیون بود، امّا این رقم در سال ۱۳۷۷ به ۹۷۶/۳ میلیارد مترمکعب و ۷ میلیون فقره انشعاب افزایش یافت.
آمارها در پایان سال نشان می دهد که انشعاب آب ۶۵۰ شهر را در پوشش قرار داده است؛ یعنی ۴۳ میلیون نفر در پوشش مصرف آب شهری و روستایی قرار گرفته اند.
در سال ۱۳۸۵، بیش از ۵ میلیارد و ۹۴ میلیون مترمکعب آب در مناطق شهری شرکت های آب و فاضلاب شهری و بیش از یک میلیارد مترمکعب آب در مناطق روستایی شرکت های آب و فاضلاب روستایی تولید شده است.
در مناطق شهری، طول شبکه های توزیع آب، حدود ۱۲۰ هزار کیلومتر و تعداد انشعاب آب، بیش از ۱۰ میلیون فقره بوده است.
در مناطق روستایی،‌ طول شبکه های توزیع آب، حدود ۱۲۰ هزار کیلومتر و تعداد انشعاب آب، بیش از ۳ میلیون فقره بوده است.
۱-۱۱- توسعه مخابرات و تلفن
آمار دقیق تلفن های کشور در سال ۱۳۵۷، ۸۵۰ هزار شماره بود؛ در حالی که این رقم در مرداد ماه سال ۸۲ بالغ بر ۵۹۹/۱۳ میلیون شماره رسید و تا آخر تابستان امسال بالغ بر ۲۳۴۱۹۵۸۶ شماره بوده است.
تولید تجهیزات مخابراتی تا پیش از انقلاب، تنها به تولید سوئیچ های الکترونیکی EMD و دستگاههای مخابراتی رومیزی و برخی از دستگاههای مخابراتی محدود بود، امّا پس از انقلاب - بخصوص پس از سال ۶۸ - تغییرات شگرفی در فناوری تولید تجهیزات مخابراتی صورت گرفت.
شبکه فیبر نوری یکی از مهمترین تحولات است. در کنار توسعه و گسترش تلفن های واگذارشده تلفن همراه تا مرداد سال ۱۳۸۲ به ۲۵۲۱۶۴۹ خط رسید. این تعداد تا پایان تابستان سال جاری به ۲۰۷۸۶۸۸۰ خط رسید که انتظار می رود تا پایان سال به ۲۶۰۰۰۰۰۰ برسد.
همچنین، راه اندازی شبکه های اطلاع رسانی و اتصال به بزرگراههای اطلاعاتی – همچون: اینترنت - نیز از خدمات انقلاب در بخش مخابرات کشور است.
۱-۱۲-تحولات در بخش راه و ترابری
به اعتقاد کارشناسان، پیشرفت در صنعت حمل و نقل کشور، انقلابی در این بخش محسوب می شود؛ زیرا در ۲۵ سال پیش از پیروزی انقلاب ۹۰ هزار کیلومتر راه آسفالتی و شوسه روستایی و ۷۶ هزار کیلومتر جاده و راه اصلی و فرعی در شهرهای گوناگون احداث شد؛ در حالی که در سال ۵۷ مجموع راههای اصلی و فرعی کشور حدود ۳۶ هزار کیلومتر بود.
حال آنکه در پایان سال ۱۳۸۵ مجموع راههای اصلی و فرعی کشور حدود ۱۰۰۷۱۹۸ کیلومتر بوده است.
در شبکه ریلی کشور نیز در حال حاضر ۶۱۰۰ کیلومتر شبکه اصلی و بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر شبکه فرعی راه آهن وجود دارد و در واقع به همت متخصصان داخلی سالانه ۶۰۰ کیلومتر راه آهن احداث می شود که در آینده نزدیک به ۱۰۰۰ کیلومتر امکان افزایش دارد و در بخش حمل و نقل هوایی نیز توسعه چشمگیری صورت گرفت. در سال ۸۱ بالغ بر ۲۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از طریق فرودگاههای کشور جا به جا شده اند؛ این رقم در سال ۱۳۸۵ به ۲۶۱۱۱۹۲۰ نفر رسیده است. دستیابی متخصصان داخلی به توانایی پیشرفته ترین سطح تعمیر اساسی (اورهال) هواپیماهای پهن پیکر یکی از موارد پیشرفت در صنعت هواپیمایی است.
ساخت هواپیماهای ایران ۱۴۰ با هزینه هر فروند ۵/۸ میلیون دلار و توانایی ساخت ۱۲ فروند در هر سال، نمونه چشمگیری از پیشرفت هایی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفته است.
ساخت هواپیماهای آموزشی، بالگرد و هواپیماهای بدون سرنشین از هواپیماهای ۴ نفره «فجر-۳» از دیگر عملکردهای سازمان صنایع هواپیمایی است.
تأسیس فرودگاهها در مناطق دورافتاده و محروم کشور از امتیازهای کشور پس از پیروزی انقلاب است.
۱-۱۳-میانگین رشد اقتصادی
دستیابی به میانگین رشد اقتصادی بیش از ۴% در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی با وجود فشارهای خارجی، تحریم، جنگ تحمیلی، تنش های منطقه ای و بین المللی و ...، موفقیت چشمگیری است. با آنکه برخی از کارشناسان برای کشور در حال توسعه ای همچون ایران، تحصیل رشد اقتصادی سالانه بیش از ۶% برای یک دوره ۲۰ ساله را ضروری قلمداد می کنند تا آثار عقب افتادگی های گذشته جبران شود و مسیر توسعه هموار گردد.
رشد اقتصادی ایران در نخستین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی به حدود ۸% و در برنامه دوم به ۵% رسید.
انتظار می‌رود در چارچوب چشم انداز ۲۰ ساله مقام معظم رهبری، میانگین رشد اقتصادی شش درصدی تحقق یابد؛ البته باید توجه داشت که با وجود پیشرفت های حاصل شده در عرصه های گوناگون علوم و فناوری، کشاورزی، صنعت، خدمات و ... برنامه اصلاح ساختار اقتصادی کشور - که از اواسط دهه ۷۰ به بعد به آن بیش از گذشته توجه شده است - همچنان با موانع جدی رو به روست که باید با تدبیری کارشناسانه به رفع آنها همت گمارد.
یکی از آنها، وابستگی شدید اقتصادی ملی به نفت و صادرات آن و دیگری در بخشهای مدیریتی و تصحیح زیرساخت های کلان اقتصادی است که باید بیش از پیش در این زمینه کوشا بود.
دستیابی به آرمان های انقلاب بویژه در بخش اقتصادی، تنها در سایه عزم و بسیج ملی برای جهش صادرات غیرنفتی تحقق می یابد که تضمین کننده توسعه پایدار و حیات اقتصادی و عدالت اجتماعی است.
۱-۱۴-جمعیت
جمعیت ایران در سال ۱۳۵۶ بالغ بر ۷/۳۴ میلیون نفر بود. این رقم در سال ۱۳۸۵ به ۷۰۴۹۵۷۸۲ میلیون نفر رسیده است و نظام جمهوری اسلامی توانسته است پاسخگوی این افزایش جمعیت باشد.
اگر تنها به میزان خوراک، پوشاک، مسکن، مدرسه، بیمارستان و حمل و نقل آنها توجه کنیم، درمی یابیم که چه خدمات گسترده ای انجام شده است.
۱-۱۵-توزیع درآمد
مطابق آخرین آمارهای مربوط به توزیع درآمد در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۵۶، میزان ۱۰% از ثروتمندترین مردم ایران نسبت به ۱۰% فقیرترین آنها به ترتیب ۱۶/۳۲ برابر و ۶۰/۲۴ برابر اختلاف درآمد داشتند که شکاف آن بسیار است، امّا این رقم با اقدام هایی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت، به ۶۰/۲۰ برابر در سال کاهش یافته است.
با اینکه پس از انقلاب شکاف درآمدی ثروتمندترین فرد با فقیرترین، ۵/۱۱ برابر کمتر شده است و البته این موضوع توفیقی برای انقلاب محسوب می شود، امّا از سوی دیگر، بیانگر این است که هنوز هم شکاف طبقاتی و درآمدی وجود دارد و متأسفانه پس از گذشت ۲۹ سال از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل وجود مشکلات متعدد، هنوز وضعیت توزیع درآمد در کشور مناسب نیست و فشار اصلی این توزیع ناعادلانه درآمد در قالب فقر ـ که بارها مقام معظم رهبری مسئولان را به مبارزه با آن فراخوانده اند ـ به قشر حقوق بگیر و مستضعف جامعه وارد می شود.
۲_ خدمات و دستاوردهای نظام در حوزه فرهنگی، علمی و اجتماعی
به موازات توسعه در بخش های اقتصادی، در حوزه فرهنگی، علمی و اجتماعی نیز اقدام های شایسته ای پس از پیروزی انقلاب صورت گرفته است که در این مقاله با رعایت اختصار مهمترین آنها را شرح می دهیم:/
۱_۲_ میزان سواد
میزان باسواد جمعیت ۶ ساله و بالاتر کشور، از ۷/۲۸% در سال ۱۳۵۵ به ۵/۷۹% در سال ۱۳۷۵ و به بیش از ۸۰% در سال ۱۳۸۰ رسیده است.
بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵، از میان حدود ۶۴ میلیون نفر جمعیت ۶ ساله و بالاتر کشور، بیش از ۵۴ میلیون نفر باسواد بودند؛ به این ترتیب، میزان باسوادی در کشور بیش از ۸۴%است.
از مجموع باسوادان کشور، ۲۸ میلیون و ۸۳۵ هزار نفر را مردان (۷/۸۸%) و ۲۵ میلیون و ۲۴۷ هزار نفر را زنان (۳/۸۰%) تشکیل داده اند.
همچنین، در آن سال، حدود ۱ میلیون و ۳۴۷ هزار سوادآموز در دوره های مختلف سازمان نهضت سوادآموزی مشغول به تحصیل بوده اند.
همچنین، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی (سال تحصیلی ۱۳۵۷-۱۳۵۶) در کل کشور ۷۷۴۵۸۲۵ نفر دانش آموز وجود داشت که این رقم در سال تحصیلی ۱۳۸۰-۱۳۷۹ به بالغ بر ۱۸۳۱۴ میلیون نفر افزایش یافته است.
در سال تحصیلی ۱۳۸۶-۱۳۸۵، حدود ۱۵ میلیون نفر دانش آموز در کشور وجود داشت که بیشترین تعداد دانش آموزان، مربوط به دوره ابتدایی با ۵ میلیون و ۸۲۷ هزار نفر دانش‌آموز است.
در این سال تحصیلی، تعداد پذیرفته‌ شدگان مراکز آموزش عالی و دانشگاه آزاد حدود ۶۱۰ هزار نفر بودند که از این تعداد، حدود ۲۸۷ هزار نفر مرد و ۳۲۲ هزار نفر زن بوده اند.
در سال تحصیلی ۱۳۸۶-۱۳۸۵، حدود ۲۸۲۹ هزار نفر در مراکز آموزش عالی، دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه پیام نور در حال تحصیل بوده اند که نسبت به سال تحصیلی گدشته ۴/۱۸% افزایش داشتند.
همچنین، از این تعداد، ۵۲% را زنان و ۴۸% را مردان تشکیل داده اند. با بررسی این سال تحصیلی، ۷۳۷ هزار نفر (۱/۲۶%) در مقطع کاردانی، ۱۹۱۱ هزار نفر (۶/۶۷%) در مقطع کارشناسی، ۱۱۸ هزار نفر (۱/۴%) در مقطع کارشناسی ارشد و ۶۳ هزار نفر (۲/۲%) در مقطع دکترای حرفه ای و تخصصی مشغول به تحصیل بوده اند.
جدول آمار دانش آموزان اعزامی به المپیادهای بین‌المللی و مدال‌های به دست آمده توسط آن‌ها
تعداد افراد اعزامی به المپیادهاتعداد مدال‌های کسب شده
ریاضی فیزیک کامپیوتر شیمی زیست طلا نقره برنز
۲-۲-مبارزه با مواد مخدر
از دیگر موارد قابل اشاره موفقیت بسیار چشمگیر نظام جمهوری اسلامی در مبارزه با مواد مخدر و سوداگران مرگ میباشد. طبق آمارهای بینالمللی بیش از ۸۰ درصد مواد مخدر مکشوفه در سطح جهان در مرزهای ایران کشف و منهدم میشود که به همین جهت نیز ایران بارها از سوی مجامع جهانی مورد تقدیر قرار گرفته است و کمیته مبارزه با مواد مخدر سازمان بهداشت جهانی، مرکز آموزش منطقهای خود را ایران قرار داده است. البته باید بالا بودن و بالا رفتن آمار معتادان کشور را یکی از نقاط ضعف عملکرد کارگزاران نظام محسوب کرد.
۲-۳-فرهنگ و هنر
در حوزه هنری و فرهنگی یکی از موارد قابل اشاره، سینمای ایران است که قبل از انقلاب به اعتراف تمام صاحبنظران، به هیچ وجه در دنیا مطرح نبوده و به حساب نمیآمده لکن امروزه، به عنوان سینمایی صاحب سبک و جذاب، در بین ۱۰ سینمای برتر جهان مطرح میباشد. در صنعت دوبلاژ نیز ایران جزء سه کشور برتر دنیاست.
همچنین در این حوزه میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱. رونق چشمگیر صنعت چاپ و نشر و انتشار گسترده مطبوعات و کتب؛
۲. توسعه گسترده شبکه های صدا و سیما و تولید وسیع برنامه ها خصوصا از سال ۷۳ به بعد به گونه ای که از دو شبکه سیما و چند شبکه صدا با ساعات محدود هم اکنون به ده ها شبکه داخلی و خارجی به صورت تمام وقت و شبکه های استانی گسترش یافته است.
۳. توسعه و گسترش چشمگیر شبکه های خبررسانی و خبرگزاری داخلی و بینالمللی به گونهای که امروزه دیگر ما مجبور نیستیم برای کسب خبر- همانند گذشته- متکی به خبرگزاریهای خارجی همچون: آسوشیتدپرس، رویترز، دویچله وله و امثال آن باشیم
۲-۴-بهداشت و سلامت
یکی از شاخصهای متعارف توسعه یافتگی، کاهش نرخ مرگ و میر کودکان است. طی سالهای اخیر سازمان بهداشت جهانی دو بار ایران را به عنوان موفقترین کشور جهان در کاهش نرخ مرگ و میر کودکان مورد تقدیر قرار داده است. به گونهای که مرگ و میر کودکان زیر یک سال از ۱۱۱ مورد در هر هزار تولد زنده در سال ۱۳۵۶ به ۶/۲۸ مورد از هر هزار تولد)( زنده در سال ۱۳۸۱ رسیده به عبارت دیگر بیش از چهار برابر کاهش یافته است.
از ۲۳۷ نفر در هر ۱۰۰ هزار (همچنین کاهش مرگ مادران ناشی از عوارض باروری تولد زنده در سال ۱۳۵۵ به حدود ۳۷ نفر در سال ۱۳۸۰ رسیده یعنی ۵/۶ برابر کاهش یافته است.
از دیگر شاخصها، افزایش سن امید به زندگی است. در نتیجه اقدامات و آموزشهای بهداشتی، اصلیترین شاخص سلامت (سن امید به زندگی) که قبل از انقلاب در حدود ۵۵ سال بوده و در سال ۸۲ به مرز ۴/۷۱ رسیده است براساس آمار دیگری سن امید به زندگی طی ۲۰ سال (۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰) ۱۰ سال افزایش یافته، یعنی در مورد مردان از سال ۵۸ به ۶۸ سال و در مورد زنان از ۶۰ سال به ۷۰ سال ارتقا یافته است.
همچنین سازمان بهداشت جهانی، ایران را در سال ۲۰۰۴ به عنوان موفقترین کشور آسیایی در کنترل و مقابله با ایدز معرفی کرد.
۲-۵-سایر موارد
_ پیشرفت کمی و کیفی شبکه های رادیویی و تلویزیونی و تأسیس و راه اندازی شبکه های برون مرزی مانند: شبکه سحر، جام جم و صبا و پرسtv و العالم و...
_ گسترش مراکز هنری و فرهنگی
_ توسعه و رشد علمی مانند فناوری هسته ای، سلولهای بنیادی جنینی و ...
_ گسترش تأمین اجتماعی و انواع بیمه های حمایتی
۳_ دستاوردهای سیاسی
انقلاب اسلامی در حوزه سیاسی تأثیر و تحولات بسیار مثبتی را بر جای گذاشته است؛ اگر چه این آثار و نتایج مثبت در پشت ابرهای جنجال های سیاسی و تبلیغات رسانه های بیگانه پنهان مانده است، امّا نمی توان آنها را رد و نفی کرد.
انسانها همواره قدر نعمت را در هنگام نبودن آن بیشتر درک می کنند، امّا در عین حال یادآوری و تذکر آن ممکن است همان نتیجه را به ارمغان آورد.
امام عظیم الشأن و به تبع ایشان، مقام معظم رهبری همواره چنین خط مشی هایی داشته اند. در این خصوص نتایج، پیامدها و آثار انقلاب را همانا تحول در نهادهای سیاسی-اجتماعی، آزادی، استقلال، گسترش مشارکت سیاسی و جایگزینی ارزشهای اسلامی و ... می‌دانستند.
۳-۱-استقلال سیاسی
یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، استقلال سیاسی آن است؛ در حالی که رژیم طاغوت به هیچ وجه از استقلال در همه سطوح برخوردار نبود.
همچنین، نظام جمهوری اسلامی در مقایسه با کشورهای منطقه و بسیاری از کشورهای دنیا مستقل‌ترین کشور محسوب می‌شود. سیاست «نه شرقی، نه غربی»، ایران اسلامی را که در دوران معاصر همواره در نفوذ قدرت های استعماری و بیگانه بود، به کشوری نفوذناپذیر و کاملا مستقل تبدیل کرده است.
۲_۳_ قانون اساسی
«قانون اساسی» یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی به شمار می آید. اهمیت این دستاورد از این نظر است که نحوه تعامل مردم و دولت، حقوق شهروندی و نقش مؤثر مردم در اداره حکومت در آن به طور واضح و کامل دیده شده است.
۳_۳_ تحول در نهادهای سیاسی-اجتماعی
در خصوص تحول در نهادهای سیاسی-اجتماعی، حضرت امام بیشترین تأکید را بر پیدایش دولت خدمتگزار به صورت دستاورد عمده انقلاب اسلامی داشتند.
به نظر امام، ایجاد دولتی مردمی - که مظهر اتحاد و همدلی و ملت به شمار می آید - از برکات انقلاب محسوب می شود.
۴_۳_ ولایت فقیه
از آن جایی که اساس نظام بر مبنای ولایت فقیه استوار شده است و با توجه به ویژگی ها و مختصات ولی فقیه، نظام جمهوری اسلامی امکانت خاصی دارد که آن را سایر نظامهای سیاسی ندارند. از همین رو، امام راحل همواره تأکید می کردند که از ولایت فقیه پشتیبانی کنید تا به نظام آسیبی نرسد.
۵_۳_ آزادی
امام راحل، آزادی بیان، قلم، فکر و اندیشه را از دستاوردهای مهم انقلاب می دانستند؛ در حقیقت نیز در هر قضاوت منصفانه در مقایسه با بسیاری از کشورهای دنیا، آزادی در ابعاد گوناگون، از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی است.
۶_۳_ مشارکت سیاسی
یکی دیگر از نتایج انقلاب، مشارکت سیاسی آحاد ملت در همه مسائل کشور است.
مردم ایران پس از انقلاب، همه نهادهای سیاسی را به طور مستقیم تعیین می کنند و شرکت آزادانه مردم در انتخابات و میزان مشارکت آنان - که مردم در انتخابات مختلف داشته اند - بیانگر اهمیت و جایگاه این مسئله در نظام جمهوری اسلامی و شناسایی نقش مردم به صورت سرچشمه قدرت است.
۷_۳_ سایر موارد
_ ایجاد نظام مردم سالاری دینی
_ گسترش گروهها و احزاب سیاسی
_ انتقادپذیری
_ تفکیک قوا
_ رشد سیاسی و آگاهی های عمومی و حضور آنها در صحنه های مختلف
_ برابری همه آحاد ملت (مسئول و غیرمسئول) در برابر قانون
_ گسترش کمی و کیفی حوزه های علمیه و مراکز دینی
_گسترش نشریات و کتب دینی
پاسخ تفصیلی:
دستاوردهای انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی ایران را بی شک باید یکی از مهم ترین و تاثیر گذار ترین انقلاب های جهان دانست که آثار آن هم در درون مرزها و هم فراتر از مرزها بسیار عمیق بوده است به گونه ای که با توجه به این تحولات و دستاوردهایی که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از این انقلاب ناشی شده است می توان آن را انقلاب به معنای واقعی کلمه دانست ؛ درست در نقطه مقابل برخی نظریه پردازی های بیگانه که تلاش می کنند تا «انقلاب بودن» انقلاب اسلامی ایران را با توجه به ویژگی ها و شاخصه هایی که با مبانی غربی سازگاری ندارد مورد تردید قرار دهند .
یکی از ویژگی های این تحولات و دستاوردها این است که در اکثر زمینه ها اعم از سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی ، علمی و ... حاصل شده است به گونه ای که شاهد یک تحول عظیم و فراگیر در کل ساختارهای کشور بوده ایم . البته قصد ما در این مقاله این نیست که کلیه این دستاوردها را به صورت مفصل و یا حتی اجمالی به رشته تحریر در آوریم ، چرا که با توجه به حجم عظیم تحولاتی که در اثر انقلاب اسلامی رخ داده است پرداختن به کل آن در یک مقاله که اقتضایش اختصار گویی است امکان پذیر نمی باشد، با این حال هدف اصلی ما در این مقاله این است که برخی از مهم ترین دستاوردها را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم، بر این اساس راهکاری که برای این منظور مناسب تر است تقسیم بندی این دستاوردها به چند بخش می باشد که ما در اینجا آن را به دستاوردهای سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و علمی تقسیم بندی می کنیم ، هر چند می توان با توجه به پیشرفت هایی که در عرصه های دیگر وجود دارد تقسیم بندی های دیگری را هم به این تقسیمات اضافه نمود که با توجه به همپوشانی برخی از این موضوعات نسبت به برخی از آن دستاوردها و بنای این مقاله برای مختصر گویی و نه ذکر همه دستاوردها ، ضرورتی به ذکر این سرفصل ها وجود ندارد .
مهم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی بر اساس تقسیم بندی پنجگانه سابق عبارتند از :
الف – دستاوردهای سیاسی
۱. سرنگونی نظام نامشروع و استبدادی شاهنشاهی که ۲۵۰۰ سال بساط سلطه خویش را بر سر ملت گسترده بود ، این دستاورد را باید راهگشاترین دستاورد انقلاب اسلامی دانست چرا که به برکت آن کلیه تغییرات و تحولات دیگر رقم خورد ، در واقع رژیم شاهنشاهی بزرگترین مانع هر گونه تحولی در کشور بود و به دلیل ذات استبدادی آن هر گونه اصلاحی در آن فاقد اثر بود ، چنانکه در جریان نهضت مشروطه ، تجربه مهم تلاش برای اصلاح نظام استبدادی شاهنشاهی از طریق تبدیل کردن آن به نظام مشروطه با روی کار آمدن رضا شاه و پس از وی محمد رضا پهلوی و بسط استبداد در قبای موجه تری به نام مشروطه سلطنتی به شکست انجامید، در این مقطع زمانی حتی علمای نامداری همچون میرزای نائینی تلاش کردند تا با توجه به عدم امکان برقراری حکومت اسلامی به زعامت رهبر دینی ، از نظام مشروطه سلطنتی به عنوان نظامی که شرّ کمتری از نظام سلطنتی استبدادی دارد دفاع کرده و به تئوریزه کردن آن بپردازند ، اما امام خمینی (ره) با مشاهده این تجربیات ، نخستین هدفی را که برای مبارزه انتخاب کردند شاه و نظام سلطنتی بود تا جایی که در سخنرانی های سال های نخستین مبارزه نیز رسماً به شاه حمله کرده و حتی شاه دوستی را معادل «غارتگرى، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، و تجاوز به مراکز علم و دانش »[۱] معرفی کردند و به این ترتیب با توجه به اینکه چنین نظامی بزرگترین مانع رشد و پیشرفت همه جانبه ملت ایران بود هیچ گونه مماشاتی را با این نظام نپذیرفتند تا جایی که شرط ملاقات خود با عواملی از رژیم که خواهان ملاقات با ایشان بودند را استعفای آنها از مناصب خود در رژیم سلطنت اعلام کردند و حتی برخی از آنها همچون شهردار تهران را پس از استعفا مجدداً در سمت خود ابقا نمودند تا نشان دهند که حتی یک چهره ثابت در دو نظام شاهنشاهی و نظام مبتنی بر ولایت فقیه تفاوت دارد و آنچه اولویت اصلی اوست کنار رفتن نظام شاهنشاهی می باشد و لو اینکه در نظام غیر شاهنشاهی ، برخی ازهمان چهره ها به قدرت برسند .
۲. استقرار نظام مردمسالار دینی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر ولایت فقیه: همانطور که می دانیم اکثر مردم کشور ما پیرو مکتب شیعه هستند که یکی از غیر قابل خدشه ترین اصول آن عبارت است از لزوم کسب مشروعیت حکومت از جانب معصوم (ع) و طاغوت بودن هر حکومتی که مشروعیتش منتسب به معصوم نباشد که بر این اساس با مراجعه ای به منابع دینی در می یابیم که تنها فقها هستند که این حق را از جانب امام معصوم (ع) دارا هستند و به عنوان نواب عام امام زمان(عج) حق حکومت را دارا هستند که از آنها به عنوان ولی فقیه یاد می کنیم ، لذا لزوم مشروعیت الهی حکومت و بحث ولایت فقیه ، مهمترین محور اندیشه سیاسی شیعه در طول تاریخ بوده است و از زمانی که نخستین کتاب های فقهی – استدلالی شیعه به رشته تحریر در آمده است یعنی از زمان شیخ مفید این بحث به تعابیر گوناگون همچون سلطان عادل ، امام المسلمین و ... در کتاب های فقهی مورد بررسی قرار گرفته است ، هر چند به دلیل عدم امکان اعمال حاکمیت فقها در اکثر مقاطع تاریخی ، این بحث به صورت حاشیه ای و در ضمن مباحث دیگر مطرح شده است اما اصل آن به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر همواره در میان فقها مطرح بوده است . با تمام این احوال، امکان اعمال ولایت فقیه به صورت کامل ، تا زمان انقلاب اسلامی ایران هرگز فراهم نشده بود ، از این روی امام خمینی (ره) که کوله باری از تجربیات هزار و چهارصد ساله تاریخ تشیع را بر دوش می کشید ، تصمیم گرفتند تا پس از نابودی نظام منحط گذشته ، تئوری ولایت فقیه را به صورت عملی در قالب یک نظام منسجم و نهادمند که امکان اعمال بسیاری از اختیارات ولی فقیه وجود داشته باشد ، به مرحله اجرا بگذارند و با توجه به لزوم نقش آفرینی مردم در تحقق عینی حکومت بر مبنای اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) ، نظریه ولایت فقیه را در درون ساختار نظامی دینی و در عین حال مردمسالار تحت عنوان جمهوری اسلامی ایران عملی نمودند که ویژگی آن این بود که علاوه بر مشروعیت الهی حکومت ، مردم نیز با پذیرش خود به آن جنبه مقبولیت بخشیدند و در نتیجه برای نخستین بار در طول تاریخ شیعه و پس از دوران صدر اسلام ، حکومتی مبتنی بر اندیشه سیاسی شیعه جعفری توانست به صورت مستقیم نظامی سیاسی خود را پی ریزی نماید که مردم نیز آن را با جان و دل پذیرا شدند .
۳. تحقق حاکمیت مردم بر سرنوشت سیاسی خویش که وقوع انقلاب اسلامی ایران نخستین گام در این راستا بود ، در واقع یکی از ویژگی های مهم این انقلاب این بود که در کنار نیروهای فعال انقلابی همچون رهبران و عناصر سیاسی انقلاب ، مردم نیز با آگاهی های حاصل شده ، خواستار انقلاب بودند و به همین دلیل این انقلاب با حضور پرشور و یکپارچه ملت ، به پیروزی رسید و پس از آن نیز برای استقرار نظام جدید از مردم نظر خواهی شد و به همین ترتیب تمام ارکان نظام جدید با خواست و اراده مردم شکل گرفت ، در واقع اراده مردم در جهت تغییرات در سرنوشت سیاسی خود بر این قرار گرفت که با انقلاب خود نظام منحط و پوسیده استبدادی را ریشه کن و به جای آن نظامی جدید مبتنی بر الگوی مردمسالاری دینی پی ریزی نمایند که حضور و اراده مردم در ساختارها و ارکان آن کاملاً نمایان باشد و این یعنی حاکمیت مردم بر سرنوشت سیاسی خویش ، در این زمینه مقام معظم رهبری معتقدند : «در طول تاریخ ما، هیچ حادثه‌ای مثل حادثه‌ی پیروزی انقلاب اسلامی و حوادث بعد از آن نبوده است که مردم در آن، نقش مستقیم داشته باشند. در انقلاب اسلامی مردم آمدند؛ ... با اینکه متکی به قدرت و زور هم نبودند، سلاح هم نداشتند، اگر هم داشتند، به کار نمی‌بردند، اما در عین حال توانستند یک رژیمِ تا دندان‌مسلحِ متکی به قدرتهای استکباری را بکلی از پا در بیاورند و انقلاب را پیروز کنند. منتها نکته‌ی اساسی در انقلاب ما این بود که نقش مردم با پیروزی انقلاب تمام نشد؛ ... در گذشته همیشه می گفتند کشور صاحب دارد؛ منظورشان این بود که فلان امیر و فلان حاکم و فلان سلطان صاحب کشور است! مردم نقشی نداشتند، کاره‌ای نبودند. امروز به برکت انقلاب اسلامی، مردم میدانند کشور صاحب دارد؛ صاحب کشور هم خود مردمند.»[۲]
یکی دیگر از شواهد این دستاورد ، عبارت است از نقش مردم در انتخاب مسئولان نظام تا جایی که به قول مقام معظم رهبری «امروز در جمهوری اسلامی همه‌ی مقاماتی که به نحوی در کار مردم دخالت دارند، مستقیم یا غیرمستقیم منتخب خود مردمند؛ حتّی رهبری.»[۳]
۴. تحقق آزادی های مشروع منطبق با ارزش ها و بنیان های بومی ، این در حالی است که تا پیش از انقلاب اسلامی تنها آزادی که وجود داشت ، آزادی در مسیر هر چه نزدیک تر شدن به غرب از نظر وضعیت فرهنگی بود و فراتر از آن چیزی به نام آزادی به ویژه از نظر سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی حتی با معنای غربی آن وجود نداشت و تنها روزنه های به وجود آمده در مقاطعی از تاریخ همچون مشروطه و یا تحولات شهریور ۲۰ ، برای آزادی های سیاسی نیز بلافاصله با روی کار آمدن دیکتاتوری جدید بسته می شد و به این ترتیب آزادی تبدیل به آرزوی دست نایافتنی ملت ایران شده بود و به هیمن دلیل بود که یکی از شعارهای اصلی مردم در راهپیمایی های پیش از انقلاب اسلامی عبارت بود از «استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی» ؛ شعاری که آن را عصاره خواست های ملت در جریان انقلاب اسلامی دانسته اند و عنصر آزادی خواهی در آن نقش برجسته ای دارد ، به همین دلیل است که دادن آزادی های مشروع و منطبق با ارزش های بومی که آزادی توام با مسئولیت در برابر خدا[۴] ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی تبدیل شد و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف به «تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون»[۵] گردید . بر همین اساس آزادی های متعدد در عرصه های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شده است که محدوده آن ها را ارزش های بنیادین و مصالح ملی تعیین می کند .
۵. تغییر در سیاست خارجی کشور ، استقلال در تصمیم سازی های دیپلماتیک و نزدیک شدن به ملت های مظلوم و مستضعف ، این در حالی است که تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ، سیاست خارجی کشورمان تابعی از سیاست های قدرتهای سلطه گر جهانی بود و رژیم شاه به گونه ای به تدوین و اجرای سیاست خارجی خود می پرداخت که گویی مسئولیت وی نه حفظ وتامین منافع ملی بلکه حفظ منافع غربی هاست و حتی از تصریح به این مساله نیز ابایی نداشت ، چنانکه شاه در پاسخ در زمینه مطرح شدن ایران به عنوان ژاندارم منطقه صریحا این ماموریت خود را به منظور حفاظت از منافع غرب عنوان کرده و می گوید : « ارتش ما در واقع قادر بود در این ناحیه که برای غرب اهمیت استراتژیک فوق العاده‌ای دارد، هرگونه ناآرامی محلی را متوقف یا در نطفه خفه کند.»[۶] ، نتیجه چنین سیاست هایی این بود که علاوه بر خدشه دار شدن حیثیت بزرگترین کشور شیعه جهان بابت ارتباطات پیدا و پنهان آن با رژیم صهیونیستی و عدم استقلال در تصمیم گیری های سیاست خارجه ، ملت ایران نیز هزینه های هنگفتی را در اثر این سیاست ها مجبور بودند تحمل کنند همچون دخالت های بی دلیل ایران در ظفار .
۶. پیوند میان مردم و مسئولان نظام و احساس همدلی و همراهی مردم با مسئولان که چنین مساله ای برای نخستین بار در طول تاریخ کشورما رخ می داد چرا که نظام های سلطنتی همواره خود را فراتر از مردم می دانستند و به همین جهت کلیه اعضای سلطنتی به همراه مسئولین کشور سعی می کردند تا با پناه بردن به کاخ های مجلل خود ، به هر میزان که می توانند از مردم فاصله بگیرند ، همچنین همین اعتقاد ، مهم ترین منشا این تصور غلط در نظام شاهنشاهی بود که اساسا مردم حق دخالت در سیاست و حکومت ندارند ، با تمام این احوال با پیروزی انقلاب اسلامی ایران که مردم نقش اصلی و اساسی در پیروزی آن داشتند رهبران انقلاب نه تنها خود را از مردم متمایز نکردند بلکه همچنان همدلی و پیوستگی میان مردم و مسئولان برقرار ماند به ویژه همدلی میان مردم و رهبران ارشد نظام که تجلی این همدلی را می توان در استقبال از مسئولان عالی نظام به ویژه مقام معظم رهبری در سفرهای استانی ، مشارکت در مراسم سالگرد بنیانگذار انقلاب اسلامی ، مشارکت میلیونی مردم در نماز جمعه های برگزار شده توسط رهبر انقلاب و ... به راحتی می توان مشاهده کرد که یکی از دلایل آن تداوم ساده زیستی رهبران نظام و نیز تداوم ارتباط با مردم می باشد که هر چند به دلیل مسائل ومشکلات امنیتی این ارتباطات به صورت محدود می باشد اما آنچه مهم است اصل این ارتباط و ارادت متقابل مردم و رهبران نظام می باشد که علیرغم گذشت بیش از سی و پنج سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچنان ادامه دارد .
۷. تبدیل ایران به یک کشور مهم ، تاثیر گذار و تعیین کننده در عرصه تحولات بین المللی که این اهمیت و تاثیر گذاری نه تنها ادعای طرفداران نظام جمهوری اسلامی است بلکه در اعترافات گفتاری وعملی قدرتهای تاثیر گذار جهانی نیز مشهود می باشد ، به عنوان مثال درخواست های مکرر آمریکا برای مذاکره پیرامون حل مشکلاتی که با آن در کشورهایی همچون عراق مواجه شده است و یا ترس از تحرکات ایران در قبال تهدید های آمریکایی ها بر علیه کشورهای متحد ایران همچون سوریه که باعث عملی نشدن حمله به این کشور شد و نیز تلاش های مضاعف برای جلوگیری از قدرت یافتن هر چه بیشتر ایران ، همه وهمه حاکی از اعتراف عملی کشورهای غربی به قدرت مهم وتاثیر گذار در منطقه و جهان می باشد ، علاوه بر این در اکثر تحولات منطقه ای شاهد نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران هستیم به گونه ای که هر تحرکی بدون در نظر گرفتن نقش کشورمان به نتیجه نمی رسد چنانکه در سوریه غربی ها ومتحدان منطقه ای آنها بارها اعلام کردند که حاضر نیستند نقشی برای ایران قائل شوند و نخستین پیشنهادی که که برای حل بحران سوریه اعلام می کردند برکناری بشار اسد بود اما باگذشت زمان ، شکست این طرح ها و پیشنهاد ها مشخص شد و امروزه با اذعان غربی ها به این شکست ، زمزمه هایی مبنی بر حل بحران با پذیرش بشار اسد در این کشور شنیده می شد . در مجموع می توان گفت هر تحول و بحرانی که در منطقه بدون در نظر گرفتن ایران بخواهد مورد چاره اندیشی قرار گیرد بدون نتیجه می ماند و این یعنی تاثیر و قدرت ایران در سطح جهان .
۸. چرخش ایران از کشور حامی رژیم صهیونیستی به کشور مدافع آرمان فلسطین و تبدیل شدن آن به محور اصلی مقاومت ضد صهیونیستی ، در همین زمینه لازم است اشاره نماییم پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ، شاه ، دولت جعلی رژیم صهیونیستی را به صورت دوفاکتو به رسمیت شناخته بود[۷]، هر چند در مقام عمل ، این روابط حتی فراتر از روابط با کشورهایی بود که آن ها را به صورت کامل به رسمیت می شناخت و این مساله تا جایی پیش رفته بود که یکی از سه مساله ای که رژیم شاه امام خمینی را در سال ۱۳۴۲ از صحبت در باره آنها ممنوع کرده بود سخن گفتن در باره رژیم صهیونیستی بود[۸] ، همین مواضع در کنار اتهامات تاریخی که در جهان اسلام همواره توسط عناصر تفرقه افکن بر علیه شیعیان مطرح می شد همچون اتهام همراهی شیعیان با یهود ، باعث شده بود که تصویری غلط از ایران و ایرانیان و به ویژه شیعیان در جهان اسلام نقش بندد ، اما موضع گیری های امام خمینی (ره) بر علیه این رژیم و اعلام خط مشی ضد صهیونیستی انقلاب اسلامی و اقداماتی که بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تقابل با رژیم صهیونیستی صورت گرفت همچون تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی و تبدیل آن به سفارت فلسطین ، خط بطلانی بر این تصورات غلط کشید و حتی ایران را تبدیل به محور مقاومت نمود به گونه ای که همان سال ها عده زیادی از نیروهای انقلابی به صورت داوطلب خواستار اعزام به فلسطین بودند که متاسفانه به دلیل درگیر شدن بخش عظیمی از نیروهای انقلاب در جریان توطئه تجزیه طلبان و نیز تهاجم صدام به خاک کشورمان ، عملا امکان پشتیبانی وسیع تر همچون اعزام نیرو برای آزادی قدس از بین رفت ، هر چند اصل دفاع از آرمان قدس همچنان یکی از اصول مهم انقلاب اسلامی ایران باقی ماند که نشانه آن نیز برگزاری هر ساله راهپیمایی در حمایت از آرمان آزادی قدس عزیز در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان و حمایت عملی و معنوی از گروه های مقاومت ضد صهیونیستی در فلسطین و لبنان و سوریه می باشد .
۹. علاوه بر آنچه گذشت انقلاب اسلامی دستاوردهای دیگری هم داشت که به صورت مختصر به آنها اشاره می کنیم از جمله حفظ تمامیت ارضی کشور برای نخستین بار پس از ۲۰۰ سال که در هر منازعه ای بخشی از خاک کشور جدا می شد، اجرای برخی اصول مهم بر زمین مانده در دوران مشروطه یعنی انطباق قوانین با شرع مقدس اسلام از طریق تشکیل شورای نگهبان قانون اساسی به منظور نظارت بر قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی ، استقلال سیاسی به معنای واقعی کلمه ، تبدیل شدن انقلاب اسلامی ایران به عنوان الگوی ملت های آزاده جهان و زنده شدن روح امید در دل ملت های مظلوم و مستضعف جهان ، برجسته شدن موضوع وحدت اسلامی و برداشتن گام های عملی در راستای تحقق وحدت اسلامی و ... .
ب – دستاوردهای فرهنگی
۱. چرخش در رویکردهای فرهنگی نظام و حرکت به سوی بازیابی فرهنگ ناب اسلامی به جای اسیر شدن در گرداب فرهنگ منحط غربی قبل از انقلاب که این دستاورد را نه تنها باید یکی از عظیم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران دانست بلکه شاید بتوان آن را کلیدی ترین دستاورد انقلاب که با تغییر در آن ، سایر دستاوردها نیز مسیر درست خویش را پیدا می کنند دانست ، چرا که نوع فرهنگ هر جامعه اساس و موتور محرک تحولات آن جامعه و تعیین کننده مسیر حرکت آن است و از آنجایی که رژیم شاه با درک این واقعیت ، تلاش داشت تا با تبدیل فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی به فرهنگ منحط غربی، اهداف ومنافع غرب را در ایران پیاده نماید، امام خمینی نیز با درک همین موضوع ، تلاش کرد تا با بهره گیری از زیر ساخت های فرهنگی موجود به تقابل با این توطئه بپردازد ، بر این اساس هم انقلاب اسلامی ناشی از زیر ساخت های فرهنگی موجود در میان جامعه ایرانی همچون فرهنگ جهاد و شهادت و ذلت ناپذیری و ... بود و هم انقلاب اسلامی آغازی بر تحولات عظیم فرهنگی دیگر بود ، تحولاتی که به شکل آرمان در دیدگاه های برخاسته از تفکر اسلام ناب محمدی امام خمینی (ره) متجلی بود و با پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان آرمان فرهنگی انقلاب مطرح شد ؛ امام راحل (ره) بر این آرمان محوری همواره پافشاری داشت که هدف اصلی انقلاب ، زنده کردن احکام اسلام و تحقق آن در جامعه است [۹]. بر همین اساس در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز برخی اهداف فرهنگی نظام که دولت موظف به تحقق آن شده است به این صورت ذکر شده است :
ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی؛
بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر ؛
تقویت روح تحقیق و ابتکار ، تامین آزادی های سیاسی و اجتماعی ، توسعه وتحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین مردم .[۱۰]
در این میان لازم به تذکر است اگر چه مهم ترین رسالت انقلاب اسلامی ایران ، رسالت فرهنگی است و در این راستا گام های خوبی هم برداشته است اما با توجه به وضعیت موجود و مقایسه آن با آرمان های مطلوب ، مسلماً نمی توان وضعیت موجود را وضعیت مطلوب دانست و در این مسیر قطعا گام های مهمی باقی مانده است که باید برداشته شود ، هر چند در همین مسیر نیز موانع فراوانی همچون تهاجم فرهنگی دشمنان ، ضعف مدیریت فرهنگی ، غافل شدن از فرهنگ در پاره ای مواقع و ... وجود دارد که باید در ارزیابی توفیقات و یا عدم توفیقات فرهنگی انقلاب اسلامی این موانع را هم در نظر گرفت . بنابراین، در مجموع، روند و حرکت کلی نظام جمهوری اسلامی با توجه به قرار گرفتن ولی فقیه در رأس نظام که وظیفه حفظ جهت گیری کلی نظام و مهندسی نظام را برعهده دارد به سمت تحقق اهداف اسلامی و بر پایی احکام و ارزش های اسلامی می باشد هر چند تا رسیدن به نقطه آرمانی و تحقق نظام اسلامی کامل فاصله زیادی وجود دارد و همانگونه که امام راحل در وصیت نامه الهی سیاسی خودشان خاطر نشان نمودند «اینجانب هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی کنند لکن عرض می کنم که قوه مقننه و قضائیه و اجرائیه با زحمات جان فرسا کوشش در اسلامی کردن این کشور می کنند و ملت ده ها میلیونی نیز طرفدار و مدد کار آنان هستند».[۱۱]
مقام معظم رهبری نیز در این باره فرمودند «ما هنوز تا یک جامعه کاملاً اسلامی که نیکبختی دنیا و آخرت مردم را به طور کامل تأمین کند و تباهی و کجروی و ظلم و انحطاط را ریشه کن سازد فاصله زیادی داریم، این فاصله باید با همت مردم و تلاش مسئولان طی شود».[۱۲]
۲. توجه به فرهنگ دینی در کشور در سطح عموم مردم جامعه که هر چند نمی توان آمار دقیقی از این موضوع ارائه کرد اما می توان با مشاهده عینی و میدانی به راحتی این تغییر رویکرد در فرهنگ مردم به سمت فرهنگ دینی را لمس کرد ؛ به عنوان مثال در این مقطع شاهد پیدایش هزاران هیات مذهبی و حضور گسترده مردم و به ویژه جوانان در برنامه های مذهبی از جمله اعتکاف هستیم ، سفر به اماکن مقدس همچون مکه ، عتبات عالیات عراق و سوریه ، مشهد مقدس و سایر اماکن زیارتی ، رشد غیر قابل مقایسه ای نسبت به گذشته داشته است و دهها مثال و نمونه دیگر که همگی شاهدی بر توجه هر چه بیشتر مردم به فرهنگ دینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد . در این میان نقشی که انقلاب اسلامی ایران در این گرایش به دین و مذهب داشته است این است که نظام جمهوری اسلامی برآمده از این انقلاب کوشش نموده تا با فراهم نمودن فضای مناسب جهت گرایش به ارزش ها و دینداری با ترویج و تبلیغ معارف اسلامی از راههای مختلف و با شیوه های گوناگون از جمله رسانه ملی و آموزش و پرورش و آموزش عالی و در کنار آن فعالیت مساجد و پایگاهها و کانون های فرهنگی و حضور روحانیت در سراسر کشور به منظور تبلیغ فرهنگ اسلامی و برنامه هایی همچون دوره های تربیت مربی ، دوره های آموزشی سفیران هدایت و تربیت راهنما ، اجرای طرح اوقات فراغت ، طرح روحانی مستقر، طرح هجرت ، طرح بلاغ ، آینده سازان و تشکیل گروه های تبلیغی جهادی و... زمینه تقویت باورهای دینی را در میان مردم به ویژه نسل جوان فراهم نماید و حضور پرشور مردم به ویژه جوانان در مراسمات مذهبی، هیئت های مذهبی، عزاداری ها و مراسم اعتکاف و احیاء شبهای قدر و... بیانگر روحیه دینداری و دین گرایی جوانان و تأثیرات نظام جمهوری اسلامی در این بخش است و هر چند در جامعه شاهد ریزش هایی در زمینه مسائل دینی و فرهنگی هستیم که عوامل مختلفی موجب آن شده است که به برخی از آنها اشاره شد امّا در کنار این ریزش ها، رویش های قابل توجهی را نیز دراین عرصه به ویژه در میان جوانان شاهد هستیم که قابل مقایسه با قبل از انقلاب اسلامی نیست .
۳. دستاوردهای دیگری را هم می توان به این دستاوردها اضافه کرد که به صورت مختصر به پاره ای از آنها اشاره می کنیم : توجه به فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه در مقابل تلاش ها برای اشاعه فرهنگ برهنگی قبل از انقلاب ، اشاعه و ترویج فرهنگ ایثار و جهاد و شهادت ، ترویج ارزش ها از طریق سینما و تلویزیون به جای ترویج ابتذال فرهنگی قبل از انقلاب ، ساخت آثار فاخر سینمایی با قدرت رقابت جهانی ، گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی در کشور ، تقویت روحیه و فرهنگ خودباوری ، فراهم آمدن زمینه برای تعالی فرهنگ دینی و اشاعه آن به تمام جهان از طریق محوریت ظرفیت عظمیی به نام حوزه علمیه قم و صدها مدرسه ، پژوهشگاه و موسسه علمی فرهنگی دیگر در نقاط مختلف کشور ، گسترش سطح سواد آموزی و حتی انواع ابداعات در شیوه های سواد آموزی (رشد شاخص های سواد آموزی) ، جلوگیری از تاراج آثار تمدنی کشور توسط بیگانگان و حتی بازگرداندن آثار تاریخی به یغما رفته و ... .
ج - دستاوردهای علمی
۱. کسب رتبه های برتر در تولید و رشد علم ، به عنوان مثال در زمینه رشد علمی کشور که معمولا در جهان آن را بر اساس افزایش یا کاهش مقالات علمی منتشره هر کشوری در مجلات بین المللی ISI می سنجند لازم است گفته شود که ایران قبل از انقلاب فاقد مقالات علمی منشره در مجلات ISI بود . پس از پیروزی انقلاب اسلامی و اتمام جنگ تحمیلی رشد علمی ایران آغاز شد و با گذر زمان به اوج خود رسید . طبق یافته های مراکز علم سنجی بین المللی رشد علمی ایران با معیار جهانی تعداد مقالات منتشره ی در مجلات معتبر در فاصله ی بین سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۷ از ۷۳۶ مورد به ۱۳۲۳۸ مورد ارتقا یافته است و طی مدت ۱۲ سال به ۱۸برابر رسیده است . یعنی نرخ رشد تولید علم در ایران ۱۱ برابر از میانگین جهانی بالاتر است و ایران سریعترین رشد علمی را در بین کشورهای جهان دارد .
۲. بخش دیگری از دستاوردهای علمی نیز به صورت مختصر عبارتند از : پیشرفت در فناوری های هوافضا ، پیشرفت در فناوری لیزر ، ساخت انواع داروهای ضد سرطان ، سلول درمانی ، صنایع نفت ، گاز ، پتروشیمی و صنایع وابسته ، نانوتکنولوژی ، شبیه سازی ، پیشرفت های روباتیک ، پزشکی هسته ای ، فناوری هسته ای و صنایع مرتبط ، پیشرفت در درمان ناباروری ، فناوری های مرتبط با ماهواره و نیز فناوریهای مرتبط با گیرنده ها و فرستنده های تلویزیونی ، صنعت خودرو ، توسعه کمی و کیفی دانشگاه ها و مجامع علمی به ویژه در زمینه تحصیلات تکمیلی ، پیشرفت در زمینه ساخت دستگاه های مخابراتی ، خودکفایی در تولید انواع سرم ، انجام جراحی های مهم و پیچیده ، کسب رتبه های برتر المپیادهای علمی توسط دانش آموزان و دانشجویان ایرانی ، فراهم شدن زمینه برای فعالیت هزاران پژوهشکده و مرکز علمی دیگر با هدف ارتقای رشد علمی کشور و ... .
شایان ذکر است ویژگی مهم این پیشرفت ها این است که در سایه تحریم و انواع فشار از جانب دشمنان و با همت جوانانی که اکثر آنها سنینی بین ۲۵ تا ۳۵ سال دارند یعنی نسل سوم انقلاب حاصل شده است که ارزش این پیشرفت ها را مضاعف می سازد .
د – دستاوردهای اجتماعی
۱. تلاش برای تحقق عدالت واقعی به جای عدالت ادعایی بر مبنای نگرش اسلامی به مقوله عدالت ، بر این اساس در نظام جمهوری اسلامی عدالت نه همچون دیدگاه های لیبرال ، نادیده گرفته می شود و نه همچون دیدگاه های چپ گرایانه و ماکسیستی به صورت غلط مورد استفاده قرار می گیرد بلکه عدالتی که در این جامعه مطرح می شود با در نظر گرفتن مبانی دینی و به دور از هر گونه التقاطی می باشد ، همچنین بر اساس نگرش دینی به عدالت همگان حتی رهبری به لحاظ شهروندی و حقوق اجتماعی با سایر افراد جامعه در برابر قانون مساوی هستند[۱۳] و هیچ گونه تبعیضی پذیرفتنی نیست .
۲. تلاش برای مبارزه با مفاسد و اجرای عدالت اجتماعی و عدالت قضایی ، در این زمینه لازم است بگوییم اصل وقوع تخلف حتی در نظام اسلامی به دلیل غیر معصوم بودن کارگزاران طبیعی است ، بااین حال نکته مهمی که وجود دارد این است که خوشبختانه در این نظام تمام مسئولان ارشد نظام و اکثر مسئولان میانی ، افراد پاکدستی هستند که از بسیاری از اتهاماتی که گفته می شود مبرا هستند و اگر خلاف این بود قطعا دشمنان نظام ، بیشترین سوء استفاده را در انتساب مفاسد به این نظام می کردند . از طرفی دیگر در صورتی که فساد و لغزشی از سوی یکی از مسئولان و منتسبان به نظام اسلامی رخ دهد ، خود نظام جمهوری اسلامی به عنوان مدعی پرونده وارد شده و با آن مقابله می کند کما اینکه در جریان دستگیری یکی از جنجالی ترین مفسدان اقتصادی که تلاش می کرد تا با دادن انواع رشوه ها ، مسئولان نظام را با برنامه های خود همراه کند چنین اتفاقی افتاد و وی با هوشیاری دفتر رهبری به دام افتاد و یا در مورد سایر مسئولان میانی و حتی صاحب نامی که دچار مفاسدی شده بودند نیز شاهد قاطعیت نظام و اجرای محاکمه عادلانه بوده ایم ، البته ممکن است در مواردی نیز کم کاری ها و یا حتی کوتاهی هایی صورت گرفته باشد اما چنین کوتاهی هایی را نباید به عنوان روند جاری نظام در مقابله با مفاسد دانست .
دراین میان نکته جالب توجه اینجاست که این موضوع در مورد نظام شاهنشاهی کاملا بالعکس است و در آن نظام ، هر کسی که به نوعی در ردیف مدیر یا مسئول مملکتی بود و یا به نوعی با خاندان پهلوی ارتباط داشت ، وارد جریان فساد اقتصادی و چپاول و غارت بیت المال می شد .
یکی ازمحققان در این زمینه چنین می نویسد [۱۴]:
محمدرضا پهلوی از همان روزی که به حکومت رسید به فکر ثروت‌اندوزی افتاد. پس از آن که قیمت نفت به شکل سرسام‌آوری بالا رفت، شاه به بهانه‌های مختلف هر روز بر ثروت ، املاک و کاخ های خود و اطرافیانش در داخل و خارج می افزود. او در سال ۱۳۳۷ برای عادی جلوه دادن فعالیت‌های اقتصادی به پیشنهاد علم، سازمانی اقتصادی را تحت عنوان «بنیاد پهلوی» تأسیس کرد. این بنیاد با استفاده از موقعیت و اقدامات غیرقانونی خود نظیر کازینوهای قماربازی و کاباره‌ها، رانت‌خواری و استفاده‌های انحصاری از امکانات، معاملات، صنایع و وامها ، مواد مخدر ، قاچاق عتیقه و... منابع مالی سرشاری را عاید خانواده پهلوی نمود.[۱۵] مطبوعات آمریکایی اموال و دارایی شاه را تا ۳۵ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند.اشرف پهلوی نیز توانست از راههای غیرقانونی و سوء استفاده از موقعیتش یکی از «ثروتمندترین افراد خاندان پهلوی و از سرمایه‌داران بزرگ جهان» شود و اکنون نیز در نیویورک، پاریس، رم، مونت‌کارلو و چند نقطه مصفای دیگر جهان هم اقامتگاههای مجلل و باشکوه دارد.»[۱۶] از سوی دیگر شاه و دربارش با مسافرتهای پرخرج به داخل و خارج از کشور هزینه‌های سرسام‌آوری را به بودجه کشور تحمیل می‌کردند. در سال ۱۳۴۸ که درآمد عمومی ایران حدود یک میلیارد دلار بوده است شاه دویست هزار دلار خرج یک مسافرت به آمریکا نمود . و با گران شدن نفت در دهه پنجاه، هزینه این مسافرتها به دهها برابر افزایش یافت. به عنوان نمونه در یک سفر اشرف پهلوی به آمریکا در سال ۱۳۵۶ ، نیم میلیون دلار هزینه به بیت‌المال تحمیل شد.[۱۷] افزون بر این شاه و درباریان او با دست و دل‌بازی بی‌حد حصر خود بیت‌المال را به کسانی می‌بخشیدند که هرگز سزاوار نبودند. از پادشاهان سرنگون شده افغانستان، یونان، آلبانی و بلغارستان وهمسرانشان گرفته[۱۸] تا مقامات آمریکایی و اروپایی و بالآخره ندیمه ها ، معشوقه های شاه و درباریان و این دست و دلبازیها زمانی است که اکثر روستاهای ایران از آب آشامیدنی بهداشتی و برق و راه محروم بودند و در حاشیه تهران حلبی‌آباد روئیده بود. جشن های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی که بیش از سیصد میلیون دلار هزینه دربر داشت‌ و با ولخرجی‌ها و اتلاف بی حد و حصر سرمایه‌های ملی کشورمان انجام شد ، درحالی بود که متجاوز از نیمی از جمعیت کشور در روستاها و حومه شهرهای بزرگ در فقر و فلاکت و تنگدستی به سر می‌بردند و در اکثر شهرها و روستاهای کشور، اثری از وسایل اولیه و مقدماتی رفاه عمومی و حداقل امتیازات زندگی ساده برای عامه مردم وجود نداشت‌.[۱۹]
۳. تلاش برای رفع معضلاتی همچون پدیده زشت حلبی آباد ها و نیز اقدامات فراوان برای ارائه امکانات اجتماعی و خدماتی به تمام مردم ایران به صورت یکسان و البته به تناسب خدمات و امکانات که در این زمینه هر چند با توجه به محدودیت منابع و امکانات هنوز نمی توان همه مردم را به صورت یکسان برخوردار دید ، اما در عین حال گام های خوبی در این زمینه برداشته شده است به گونه ای که امروزه دیگر اینگونه نیست که تنها مناطق خاص شهرهای بزرگ از امکانات اجتماعی و رفاهی برخوردارشده و سایر بخش های کشور ، حتی در شهرهای بزرگ از این امکانات محروم بمانند و حتی اگر در این مسیر محرومیت هایی وجود داشته باشد به برکت نهادهای انقلابی همچون جهاد سازندگی (که چند سالی است به نام جهاد کشاورزی مشهور شده است) ، بنیاد مسکن ، کمیته امداد امام خمینی ره ، بنیاد برکت ، قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء و ... این محرومیت ها در حال رفع شدن است و انشاء الله روزی برسد که همه کشور ، از دور افتاده ترین روستاها تا مرفه نشین ترین مناطق شهرهای بزرگ از امکاناتی یکسان برخوردار باشند ، در این میان یکی دیگر از دغدغه های نظام اسلامی و به ویژه رهبران انقلاب در یکسان سازی بهره مندی مردم و حل بسیاری از مشکلات آنان ، عبارت بود از موضوع مهم مسکن که می توان گفت بار اصلی هزینه های خانوار را به خود اختصاص داده و نبود آن ، خود زمینه ساز دهها مشکل و معضل دیگر می گردد که برای حل چنین معضلی از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ، با طرح هایی همچون اعلام حساب ۱۰۰ امام و ایجاد بنیاد مسکن ، گام های خوبی برای خانه دار شدن محرومینن در مرحله اول و سپس تمام ایرانیان برداشته شد ، با تمام این احوال به دلیل نیاز به اقدامات اساسی تر در این زمینه که بتواند علاوه بر محرومین و مستضعفین مشکل مسکن همه مردم را حل نماید طرح های خوبی اجرا شد که موفق ترین آنها بی شک اجرای مسکن مهر بود که طی آن ، دولت با قرار دادن زمین رایگان در اختیار مردم در کنار تسهیلات بانکی ارزان ، راه خانه دار شدن مردم را آسان کرده است .
۴. برخی از دستاوردهای دیگر این بخش به صورت خلاصه عبارتند از محرومیت زدایی ازجامعه در کنار امداد رسانی به محرومان و مستضعفان ، پیشرفت درجایگاه زنان در جامعه و به ویژه تحول در نگاه ابزاری نسبت به نقش زن در جامعه و پیدا کردن جایگاه ممتاز ، سازنده ، فعال و اثر گذار با حفظ کرامت و شخصیت انسانی ، ارتقای سطح امنیت اجتماعی شهروندان و ... .
هـ – دستاوردهای اقتصادی
۱. تحول در ساختارهای اقتصادی کشور و تلاش برای حرکت به سمت اقتصادی پیشرفته و در عین حال اسلامی در کنار تحول در نظام بانکی و آغاز حرکت ها در مسیر تحقق بانکداری اسلامی که در این مسیر قوانین مختلفی تحت عنوان بانکداری اسلامی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است که هر چند گاه در مقام قانونگذاری نواقصی در آن دیده می شود وگاه در مقام اجرا به خوبی عملیاتی نشده و همچنان شاهد مشکلاتی در این حوزه ها هستیم ، اما اصل آغاز حرکت ، گامی مقدس و قابل تقدیر است که با پیگیری های مقام معظم رهبری و از جمله تدوین سیاست های کلان در این بخش ها و اهتمام مسئولان عالیرتبه نظام ، می توان افق های خوبی را ترسیم نموده و در نهایت به یک الگو برای جایگزینی به جای اقتصاد های رو به زوال آلوده به ربای جهانی ارائه دهد.
۲. فراهم کردن بسترهای توسعه اقتصادی همچون توسعه غیر قابل مقایسه در بخش راه و حمل و نقل جاده ای و ریلی و موضوعات مرتبط مثل تونل سازی و ... و پیشرفت های شگرف در این زمینه و نیز سد سازی و مهار آب های سطحی و دهها بستر سازی دیگر که زمینه رشد اقتصادی مردم و کل کشور را فراهم می سازد.
۳. افزایش نسبی سطح اقتصادی و معیشتی مردم که چنین مساله ای ، هم از طریق مشاهدات عینی در سطح جامعه قابل اثبات است و هم آمارهای جهانی آن را تایید می کند به عنوان مثال بر اساس آمار بانک جهانی، ۴۶ درصد مردم ایران در سال ۱۳۵۶ زیر خط فقر بودند؛ اما این رقم در سال ۱۳۷۸ به ۱۶ درصد کاهش یافته یعنی بیش از ۸/۲ برابر وضعیت رفاه جامعه بهتر شده است[۲۰] و در ۱۵ سال اخیر نیز قطعا این وضعیت بهبودی بیشتری داشته است ، چنانکه در یکی از آخرین گزارش های بانک مرکزی این رقم به ۰.۷ درصد کاهش یافته است[۲۱] ، هر چند در زمینه شاخص های رفاه لازم است این نکته نیز تذکر داده شود که هر چند وضعیت اقتصادی مردم افزایش چشمگیری نموده است اما به دلایل متعدد از جمله افزایش سطح انتظارات ، تغییرات در سبک زندگی ، نوسانات منفی در اوضاع اقتصادی کشور به ویژه در سال های اخیر و ... ممکن است سطح رضایتمندی عمومی از اوضاع اقتصادی به اندازه ارتقای شاخص آمارهای رفاهی نباشد ، با این حال چنین مسائلی هرگز به معنای پایین بودن سطح معیشت مردم به ویژه در مقایسه با دوران پیش از انقلاب اسلامی نمی باشد .
۴. تحولات عمده در منابع در آمدی کشور که آن را از یک کشور تک محصولی متکی به منابع نفتی به کشوری تبدیل کرده است که توانسته است منابع مالی متعددی برای درآمدهای خویش فراهم نماید و به این ترتیب به تدریج از شر وابستگی هر چه بیشتر به منابع نفتی که تبعات فراوان سیاسی و اقتصادی به همراه دارد بکاهد ، به گونه ای که در بودجه سال ۹۴ اعلام شده است که اتکاء بودجه به نفت کمتر از ۳۰ درصد خواهد بود[۲۲].
۵. و ... .
در پایان بار دیگر متذکر می شویم که آنچه گفته شد تنها اندکی از دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی در حوزه های سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی بوده و علاوه بر این دستاوردهای فراوانی در همین حوزه ها و نیز حوزه های دیگر همچون حوزه های نظامی ، اطلاعاتی- امنیتی ، ورزشی و ... وجود دارد که تحقیق پیرامون همه آنها مستلزم تدوین چندین جلد کتاب می باشد .
----------------------------------------------------------
[۱] صحیفه امام ، جلد ۱ ، ص ۱۷۸
[۲] بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه ، ۲۰/۷/۱۳۹۰
[۳] بیانات در دیدار با کارگزاران نظام ، ۱۳/۱۱/۱۳۷۰
[۴] رک : بند ۶ اصل ۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
[۵] اصل ۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
[۶] پهلوی، محمدرضا؛ پاسخ به تاریخ، ترجمهی حسین ترابیان، تهران، بی‌نا، ۱۳۷۱، چاپ اول، ص ۲۶۶ ، نقل از محمدعلی زندی ، ایران ژاندارم منطقه ، سایت پژوهشکده باقر العلوم ع .
[۷] غلامرضا علی بابایی، تاریخ سیاست خارجی ایران، تهران، انتشارات دوسا، ۱۳۷۵، ص ۱۵۵
[۸] سید جلال الدین مدنی ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، ج ۲ ، ص ۵۰
[۹] روح الله موسوی خمینی ، آئین انقلاب اسلامی ، سخنان برگزیده ، ص ۴۳۲ ، نقل از فرهنگ ، جامعه ، انقلاب ، مجموعه مقالات ، کانون اندیشه جوان ، ص ۱۴۱
[۱۰] اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
[۱۱] امام خمینی، وصیت نامه الهی ـ سیاسی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۰ش، ص۲۲.
[۱۲] حدیث ولایت، ج۴، ص۲۵۲ و ۲۵۳.
[۱۳] رک : اصل ۱۰۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
[۱۴] وضعیت سیاسی کشور قبل از انقلاب ، علیرضا محمدی ، نشریه الکترونیکی پرسمان ، ش ۱۶
[۱۵] برای آگاهی بیشتر از اموال بنیاد پهلوی مراجعه کنید به گراهام، رابرت؛ ایران سراب قدرت، ترجمه فیروزه فیروزنیا، کتاب تهران ۱۳۵۸، صص ۲۰۸-۲۰۴.
[۱۶] رک:روح‌الله حسینیان ، فساد دربار ، سقوط
[۱۷] همان
[۱۸] امیراسدالله علم، گفت و گوهای من با شاه، خاطرات محرمانه امیراسدالله علم، تهران : طرح نو، ۱۳۷۱، ص ۷۷۰
[۱۹] ر. ک : جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی
[۲۰] درآمدی بر کارنامه انقلاب ، ماهنامه زمانه ، محمد رضا مرندی ، شماره ۱۷ ، بهمن ۱۳۸۲ ، به نقل از سایت باشگاه اندیشه ، http://www.bashgah.net/fa/content/show/۶۱۸۸
[۲۱] روزنامه دنیای اقتصاد ، ۲۱/۱۱/۱۳۹۲ ، نقل از سایت روزنامه ، http://www.donya-e-eqtesad.com/news/۷۸۴۵۴۵/
[۲۲] رک : خبرگزاری فارس ، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=۱۳۹۳۱۱۰۳۰۰۰۶۰۶
نویسنده: بازدید :۵۸ دستاوردهای انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی ایران را بی شک باید یکی از مهم ترین و تاثیر گذار ترین انقلاب های جهان دانست که آثار آن هم در درون مرزها و هم فراتر از مرزها بسیار عمیق بوده است به گونه ای که با توجه به این تحولات و دستاوردهایی که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از این انقلاب ناشی شده است می توان آن را انقلاب به معنای واقعی کلمه دانست ؛ درست در نقطه مقابل برخی نظریه پردازی های بیگانه که تلاش می کنند تا «انقلاب بودن» انقلاب اسلامی ایران را با توجه به ویژگی ها و شاخصه هایی که با مبانی غربی سازگاری ندارد مورد تردید قرار دهند .
یکی از ویژگی های این تحولات و دستاوردها این است که در اکثر زمینه ها اعم از سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی ، علمی و ... حاصل شده است به گونه ای که شاهد یک تحول عظیم و فراگیر در کل ساختارهای کشور بوده ایم . البته قصد ما در این مقاله این نیست که کلیه این دستاوردها را به صورت مفصل و یا حتی اجمالی به رشته تحریر در آوریم ، چرا که با توجه به حجم عظیم تحولاتی که در اثر انقلاب اسلامی رخ داده است پرداختن به کل آن در یک مقاله که اقتضایش اختصار گویی است امکان پذیر نمی باشد، با این حال هدف اصلی ما در این مقاله این است که برخی از مهم ترین دستاوردها را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم، بر این اساس راهکاری که برای این منظور مناسب تر است تقسیم بندی این دستاوردها به چند بخش می باشد که ما در اینجا آن را به دستاوردهای سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و علمی تقسیم بندی می کنیم ، هر چند می توان با توجه به پیشرفت هایی که در عرصه های دیگر وجود دارد تقسیم بندی های دیگری را هم به این تقسیمات اضافه نمود که با توجه به همپوشانی برخی از این موضوعات نسبت به برخی از آن دستاوردها و بنای این مقاله برای مختصر گویی و نه ذکر همه دستاوردها ، ضرورتی به ذکر این سرفصل ها وجود ندارد .
مهم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی بر اساس تقسیم بندی پنجگانه سابق عبارتند از :
الف – دستاوردهای سیاسی
۱. سرنگونی نظام نامشروع و استبدادی شاهنشاهی که ۲۵۰۰ سال بساط سلطه خویش را بر سر ملت گسترده بود ، این دستاورد را باید راهگشاترین دستاورد انقلاب اسلامی دانست چرا که به برکت آن کلیه تغییرات و تحولات دیگر رقم خورد ، در واقع رژیم شاهنشاهی بزرگترین مانع هر گونه تحولی در کشور بود و به دلیل ذات استبدادی آن هر گونه اصلاحی در آن فاقد اثر بود ، چنانکه در جریان نهضت مشروطه ، تجربه مهم تلاش برای اصلاح نظام استبدادی شاهنشاهی از طریق تبدیل کردن آن به نظام مشروطه با روی کار آمدن رضا شاه و پس از وی محمد رضا پهلوی و بسط استبداد در قبای موجه تری به نام مشروطه سلطنتی به شکست انجامید، در این مقطع زمانی حتی علمای نامداری همچون میرزای نائینی تلاش کردند تا با توجه به عدم امکان برقراری حکومت اسلامی به زعامت رهبر دینی ، از نظام مشروطه سلطنتی به عنوان نظامی که شرّ کمتری از نظام سلطنتی استبدادی دارد دفاع کرده و به تئوریزه کردن آن بپردازند ، اما امام خمینی (ره) با مشاهده این تجربیات ، نخستین هدفی را که برای مبارزه انتخاب کردند شاه و نظام سلطنتی بود تا جایی که در سخنرانی های سال های نخستین مبارزه نیز رسماً به شاه حمله کرده و حتی شاه دوستی را معادل «غارتگرى، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، و تجاوز به مراکز علم و دانش »[۱] معرفی کردند و به این ترتیب با توجه به اینکه چنین نظامی بزرگترین مانع رشد و پیشرفت همه جانبه ملت ایران بود هیچ گونه مماشاتی را با این نظام نپذیرفتند تا جایی که شرط ملاقات خود با عواملی از رژیم که خواهان ملاقات با ایشان بودند را استعفای آنها از مناصب خود در رژیم سلطنت اعلام کردند و حتی برخی از آنها همچون شهردار تهران را پس از استعفا مجدداً در سمت خود ابقا نمودند تا نشان دهند که حتی یک چهره ثابت در دو نظام شاهنشاهی و نظام مبتنی بر ولایت فقیه تفاوت دارد و آنچه اولویت اصلی اوست کنار رفتن نظام شاهنشاهی می باشد و لو اینکه در نظام غیر شاهنشاهی ، برخی ازهمان چهره ها به قدرت برسند .
۲. استقرار نظام مردمسالار دینی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر ولایت فقیه: همانطور که می دانیم اکثر مردم کشور ما پیرو مکتب شیعه هستند که یکی از غیر قابل خدشه ترین اصول آن عبارت است از لزوم کسب مشروعیت حکومت از جانب معصوم (ع) و طاغوت بودن هر حکومتی که مشروعیتش منتسب به معصوم نباشد که بر این اساس با مراجعه ای به منابع دینی در می یابیم که تنها فقها هستند که این حق را از جانب امام معصوم (ع) دارا هستند و به عنوان نواب عام امام زمان(عج) حق حکومت را دارا هستند که از آنها به عنوان ولی فقیه یاد می کنیم ، لذا لزوم مشروعیت الهی حکومت و بحث ولایت فقیه ، مهمترین محور اندیشه سیاسی شیعه در طول تاریخ بوده است و از زمانی که نخستین کتاب های فقهی – استدلالی شیعه به رشته تحریر در آمده است یعنی از زمان شیخ مفید این بحث به تعابیر گوناگون همچون سلطان عادل ، امام المسلمین و ... در کتاب های فقهی مورد بررسی قرار گرفته است ، هر چند به دلیل عدم امکان اعمال حاکمیت فقها در اکثر مقاطع تاریخی ، این بحث به صورت حاشیه ای و در ضمن مباحث دیگر مطرح شده است اما اصل آن به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر همواره در میان فقها مطرح بوده است . با تمام این احوال، امکان اعمال ولایت فقیه به صورت کامل ، تا زمان انقلاب اسلامی ایران هرگز فراهم نشده بود ، از این روی امام خمینی (ره) که کوله باری از تجربیات هزار و چهارصد ساله تاریخ تشیع را بر دوش می کشید ، تصمیم گرفتند تا پس از نابودی نظام منحط گذشته ، تئوری ولایت فقیه را به صورت عملی در قالب یک نظام منسجم و نهادمند که امکان اعمال بسیاری از اختیارات ولی فقیه وجود داشته باشد ، به مرحله اجرا بگذارند و با توجه به لزوم نقش آفرینی مردم در تحقق عینی حکومت بر مبنای اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) ، نظریه ولایت فقیه را در درون ساختار نظامی دینی و در عین حال مردمسالار تحت عنوان جمهوری اسلامی ایران عملی نمودند که ویژگی آن این بود که علاوه بر مشروعیت الهی حکومت ، مردم نیز با پذیرش خود به آن جنبه مقبولیت بخشیدند و در نتیجه برای نخستین بار در طول تاریخ شیعه و پس از دوران صدر اسلام ، حکومتی مبتنی بر اندیشه سیاسی شیعه جعفری توانست به صورت مستقیم نظامی سیاسی خود را پی ریزی نماید که مردم نیز آن را با جان و دل پذیرا شدند .
۳. تحقق حاکمیت مردم بر سرنوشت سیاسی خویش که وقوع انقلاب اسلامی ایران نخستین گام در این راستا بود ، در واقع یکی از ویژگی های مهم این انقلاب این بود که در کنار نیروهای فعال انقلابی همچون رهبران و عناصر سیاسی انقلاب ، مردم نیز با آگاهی های حاصل شده ، خواستار انقلاب بودند و به همین دلیل این انقلاب با حضور پرشور و یکپارچه ملت ، به پیروزی رسید و پس از آن نیز برای استقرار نظام جدید از مردم نظر خواهی شد و به همین ترتیب تمام ارکان نظام جدید با خواست و اراده مردم شکل گرفت ، در واقع اراده مردم در جهت تغییرات در سرنوشت سیاسی خود بر این قرار گرفت که با انقلاب خود نظام منحط و پوسیده استبدادی را ریشه کن و به جای آن نظامی جدید مبتنی بر الگوی مردمسالاری دینی پی ریزی نمایند که حضور و اراده مردم در ساختارها و ارکان آن کاملاً نمایان باشد و این یعنی حاکمیت مردم بر سرنوشت سیاسی خویش ، در این زمینه مقام معظم رهبری معتقدند : «در طول تاریخ ما، هیچ حادثه‌ای مثل حادثه‌ی پیروزی انقلاب اسلامی و حوادث بعد از آن نبوده است که مردم در آن، نقش مستقیم داشته باشند. در انقلاب اسلامی مردم آمدند؛ ... با اینکه متکی به قدرت و زور هم نبودند، سلاح هم نداشتند، اگر هم داشتند، به کار نمی‌بردند، اما در عین حال توانستند یک رژیمِ تا دندان‌مسلحِ متکی به قدرتهای استکباری را بکلی از پا در بیاورند و انقلاب را پیروز کنند. منتها نکته‌ی اساسی در انقلاب ما این بود که نقش مردم با پیروزی انقلاب تمام نشد؛ ... در گذشته همیشه می گفتند کشور صاحب دارد؛ منظورشان این بود که فلان امیر و فلان حاکم و فلان سلطان صاحب کشور است! مردم نقشی نداشتند، کاره‌ای نبودند. امروز به برکت انقلاب اسلامی، مردم میدانند کشور صاحب دارد؛ صاحب کشور هم خود مردمند.»[۲]
یکی دیگر از شواهد این دستاورد ، عبارت است از نقش مردم در انتخاب مسئولان نظام تا جایی که به قول مقام معظم رهبری «امروز در جمهوری اسلامی همه‌ی مقاماتی که به نحوی در کار مردم دخالت دارند، مستقیم یا غیرمستقیم منتخب خود مردمند؛ حتّی رهبری.»[۳]
۴. تحقق آزادی های مشروع منطبق با ارزش ها و بنیان های بومی ، این در حالی است که تا پیش از انقلاب اسلامی تنها آزادی که وجود داشت ، آزادی در مسیر هر چه نزدیک تر شدن به غرب از نظر وضعیت فرهنگی بود و فراتر از آن چیزی به نام آزادی به ویژه از نظر سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی حتی با معنای غربی آن وجود نداشت و تنها روزنه های به وجود آمده در مقاطعی از تاریخ همچون مشروطه و یا تحولات شهریور ۲۰ ، برای آزادی های سیاسی نیز بلافاصله با روی کار آمدن دیکتاتوری جدید بسته می شد و به این ترتیب آزادی تبدیل به آرزوی دست نایافتنی ملت ایران شده بود و به هیمن دلیل بود که یکی از شعارهای اصلی مردم در راهپیمایی های پیش از انقلاب اسلامی عبارت بود از «استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی» ؛ شعاری که آن را عصاره خواست های ملت در جریان انقلاب اسلامی دانسته اند و عنصر آزادی خواهی در آن نقش برجسته ای دارد ، به همین دلیل است که دادن آزادی های مشروع و منطبق با ارزش های بومی که آزادی توام با مسئولیت در برابر خدا[۴] ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی تبدیل شد و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف به «تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون»[۵] گردید . بر همین اساس آزادی های متعدد در عرصه های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شده است که محدوده آن ها را ارزش های بنیادین و مصالح ملی تعیین می کند .
۵. تغییر در سیاست خارجی کشور ، استقلال در تصمیم سازی های دیپلماتیک و نزدیک شدن به ملت های مظلوم و مستضعف ، این در حالی است که تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ، سیاست خارجی کشورمان تابعی از سیاست های قدرتهای سلطه گر جهانی بود و رژیم شاه به گونه ای به تدوین و اجرای سیاست خارجی خود می پرداخت که گویی مسئولیت وی نه حفظ وتامین منافع ملی بلکه حفظ منافع غربی هاست و حتی از تصریح به این مساله نیز ابایی نداشت ، چنانکه شاه در پاسخ در زمینه مطرح شدن ایران به عنوان ژاندارم منطقه صریحا این ماموریت خود را به منظور حفاظت از منافع غرب عنوان کرده و می گوید : « ارتش ما در واقع قادر بود در این ناحیه که برای غرب اهمیت استراتژیک فوق العاده‌ای دارد، هرگونه ناآرامی محلی را متوقف یا در نطفه خفه کند.»[۶] ، نتیجه چنین سیاست هایی این بود که علاوه بر خدشه دار شدن حیثیت بزرگترین کشور شیعه جهان بابت ارتباطات پیدا و پنهان آن با رژیم صهیونیستی و عدم استقلال در تصمیم گیری های سیاست خارجه ، ملت ایران نیز هزینه های هنگفتی را در اثر این سیاست ها مجبور بودند تحمل کنند همچون دخالت های بی دلیل ایران در ظفار .
۶. پیوند میان مردم و مسئولان نظام و احساس همدلی و همراهی مردم با مسئولان که چنین مساله ای برای نخستین بار در طول تاریخ کشورما رخ می داد چرا که نظام های سلطنتی همواره خود را فراتر از مردم می دانستند و به همین جهت کلیه اعضای سلطنتی به همراه مسئولین کشور سعی می کردند تا با پناه بردن به کاخ های مجلل خود ، به هر میزان که می توانند از مردم فاصله بگیرند ، همچنین همین اعتقاد ، مهم ترین منشا این تصور غلط در نظام شاهنشاهی بود که اساسا مردم حق دخالت در سیاست و حکومت ندارند ، با تمام این احوال با پیروزی انقلاب اسلامی ایران که مردم نقش اصلی و اساسی در پیروزی آن داشتند رهبران انقلاب نه تنها خود را از مردم متمایز نکردند بلکه همچنان همدلی و پیوستگی میان مردم و مسئولان برقرار ماند به ویژه همدلی میان مردم و رهبران ارشد نظام که تجلی این همدلی را می توان در استقبال از مسئولان عالی نظام به ویژه مقام معظم رهبری در سفرهای استانی ، مشارکت در مراسم سالگرد بنیانگذار انقلاب اسلامی ، مشارکت میلیونی مردم در نماز جمعه های برگزار شده توسط رهبر انقلاب و ... به راحتی می توان مشاهده کرد که یکی از دلایل آن تداوم ساده زیستی رهبران نظام و نیز تداوم ارتباط با مردم می باشد که هر چند به دلیل مسائل ومشکلات امنیتی این ارتباطات به صورت محدود می باشد اما آنچه مهم است اصل این ارتباط و ارادت متقابل مردم و رهبران نظام می باشد که علیرغم گذشت بیش از سی و پنج سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچنان ادامه دارد .
۷. تبدیل ایران به یک کشور مهم ، تاثیر گذار و تعیین کننده در عرصه تحولات بین المللی که این اهمیت و تاثیر گذاری نه تنها ادعای طرفداران نظام جمهوری اسلامی است بلکه در اعترافات گفتاری وعملی قدرتهای تاثیر گذار جهانی نیز مشهود می باشد ، به عنوان مثال درخواست های مکرر آمریکا برای مذاکره پیرامون حل مشکلاتی که با آن در کشورهایی همچون عراق مواجه شده است و یا ترس از تحرکات ایران در قبال تهدید های آمریکایی ها بر علیه کشورهای متحد ایران همچون سوریه که باعث عملی نشدن حمله به این کشور شد و نیز تلاش های مضاعف برای جلوگیری از قدرت یافتن هر چه بیشتر ایران ، همه وهمه حاکی از اعتراف عملی کشورهای غربی به قدرت مهم وتاثیر گذار در منطقه و جهان می باشد ، علاوه بر این در اکثر تحولات منطقه ای شاهد نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران هستیم به گونه ای که هر تحرکی بدون در نظر گرفتن نقش کشورمان به نتیجه نمی رسد چنانکه در سوریه غربی ها ومتحدان منطقه ای آنها بارها اعلام کردند که حاضر نیستند نقشی برای ایران قائل شوند و نخستین پیشنهادی که که برای حل بحران سوریه اعلام می کردند برکناری بشار اسد بود اما باگذشت زمان ، شکست این طرح ها و پیشنهاد ها مشخص شد و امروزه با اذعان غربی ها به این شکست ، زمزمه هایی مبنی بر حل بحران با پذیرش بشار اسد در این کشور شنیده می شد . در مجموع می توان گفت هر تحول و بحرانی که در منطقه بدون در نظر گرفتن ایران بخواهد مورد چاره اندیشی قرار گیرد بدون نتیجه می ماند و این یعنی تاثیر و قدرت ایران در سطح جهان .
۸. چرخش ایران از کشور حامی رژیم صهیونیستی به کشور مدافع آرمان فلسطین و تبدیل شدن آن به محور اصلی مقاومت ضد صهیونیستی ، در همین زمینه لازم است اشاره نماییم پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ، شاه ، دولت جعلی رژیم صهیونیستی را به صورت دوفاکتو به رسمیت شناخته بود[۷]، هر چند در مقام عمل ، این روابط حتی فراتر از روابط با کشورهایی بود که آن ها را به صورت کامل به رسمیت می شناخت و این مساله تا جایی پیش رفته بود که یکی از سه مساله ای که رژیم شاه امام خمینی را در سال ۱۳۴۲ از صحبت در باره آنها ممنوع کرده بود سخن گفتن در باره رژیم صهیونیستی بود[۸] ، همین مواضع در کنار اتهامات تاریخی که در جهان اسلام همواره توسط عناصر تفرقه افکن بر علیه شیعیان مطرح می شد همچون اتهام همراهی شیعیان با یهود ، باعث شده بود که تصویری غلط از ایران و ایرانیان و به ویژه شیعیان در جهان اسلام نقش بندد ، اما موضع گیری های امام خمینی (ره) بر علیه این رژیم و اعلام خط مشی ضد صهیونیستی انقلاب اسلامی و اقداماتی که بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تقابل با رژیم صهیونیستی صورت گرفت همچون تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی و تبدیل آن به سفارت فلسطین ، خط بطلانی بر این تصورات غلط کشید و حتی ایران را تبدیل به محور مقاومت نمود به گونه ای که همان سال ها عده زیادی از نیروهای انقلابی به صورت داوطلب خواستار اعزام به فلسطین بودند که متاسفانه به دلیل درگیر شدن بخش عظیمی از نیروهای انقلاب در جریان توطئه تجزیه طلبان و نیز تهاجم صدام به خاک کشورمان ، عملا امکان پشتیبانی وسیع تر همچون اعزام نیرو برای آزادی قدس از بین رفت ، هر چند اصل دفاع از آرمان قدس همچنان یکی از اصول مهم انقلاب اسلامی ایران باقی ماند که نشانه آن نیز برگزاری هر ساله راهپیمایی در حمایت از آرمان آزادی قدس عزیز در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان و حمایت عملی و معنوی از گروه های مقاومت ضد صهیونیستی در فلسطین و لبنان و سوریه می باشد .
۹. علاوه بر آنچه گذشت انقلاب اسلامی دستاوردهای دیگری هم داشت که به صورت مختصر به آنها اشاره می کنیم از جمله حفظ تمامیت ارضی کشور برای نخستین بار پس از ۲۰۰ سال که در هر منازعه ای بخشی از خاک کشور جدا می شد، اجرای برخی اصول مهم بر زمین مانده در دوران مشروطه یعنی انطباق قوانین با شرع مقدس اسلام از طریق تشکیل شورای نگهبان قانون اساسی به منظور نظارت بر قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی ، استقلال سیاسی به معنای واقعی کلمه ، تبدیل شدن انقلاب اسلامی ایران به عنوان الگوی ملت های آزاده جهان و زنده شدن روح امید در دل ملت های مظلوم و مستضعف جهان ، برجسته شدن موضوع وحدت اسلامی و برداشتن گام های عملی در راستای تحقق وحدت اسلامی و ... .
ب – دستاوردهای فرهنگی
۱. چرخش در رویکردهای فرهنگی نظام و حرکت به سوی بازیابی فرهنگ ناب اسلامی به جای اسیر شدن در گرداب فرهنگ منحط غربی قبل از انقلاب که این دستاورد را نه تنها باید یکی از عظیم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران دانست بلکه شاید بتوان آن را کلیدی ترین دستاورد انقلاب که با تغییر در آن ، سایر دستاوردها نیز مسیر درست خویش را پیدا می کنند دانست ، چرا که نوع فرهنگ هر جامعه اساس و موتور محرک تحولات آن جامعه و تعیین کننده مسیر حرکت آن است و از آنجایی که رژیم شاه با درک این واقعیت ، تلاش داشت تا با تبدیل فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی به فرهنگ منحط غربی، اهداف ومنافع غرب را در ایران پیاده نماید، امام خمینی نیز با درک همین موضوع ، تلاش کرد تا با بهره گیری از زیر ساخت های فرهنگی موجود به تقابل با این توطئه بپردازد ، بر این اساس هم انقلاب اسلامی ناشی از زیر ساخت های فرهنگی موجود در میان جامعه ایرانی همچون فرهنگ جهاد و شهادت و ذلت ناپذیری و ... بود و هم انقلاب اسلامی آغازی بر تحولات عظیم فرهنگی دیگر بود ، تحولاتی که به شکل آرمان در دیدگاه های برخاسته از تفکر اسلام ناب محمدی امام خمینی (ره) متجلی بود و با پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان آرمان فرهنگی انقلاب مطرح شد ؛ امام راحل (ره) بر این آرمان محوری همواره پافشاری داشت که هدف اصلی انقلاب ، زنده کردن احکام اسلام و تحقق آن در جامعه است [۹]. بر همین اساس در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز برخی اهداف فرهنگی نظام که دولت موظف به تحقق آن شده است به این صورت ذکر شده است :
ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی؛
بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر ؛
تقویت روح تحقیق و ابتکار ، تامین آزادی های سیاسی و اجتماعی ، توسعه وتحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین مردم .[۱۰]
در این میان لازم به تذکر است اگر چه مهم ترین رسالت انقلاب اسلامی ایران ، رسالت فرهنگی است و در این راستا گام های خوبی هم برداشته است اما با توجه به وضعیت موجود و مقایسه آن با آرمان های مطلوب ، مسلماً نمی توان وضعیت موجود را وضعیت مطلوب دانست و در این مسیر قطعا گام های مهمی باقی مانده است که باید برداشته شود ، هر چند در همین مسیر نیز موانع فراوانی همچون تهاجم فرهنگی دشمنان ، ضعف مدیریت فرهنگی ، غافل شدن از فرهنگ در پاره ای مواقع و ... وجود دارد که باید در ارزیابی توفیقات و یا عدم توفیقات فرهنگی انقلاب اسلامی این موانع را هم در نظر گرفت . بنابراین، در مجموع، روند و حرکت کلی نظام جمهوری اسلامی با توجه به قرار گرفتن ولی فقیه در رأس نظام که وظیفه حفظ جهت گیری کلی نظام و مهندسی نظام را برعهده دارد به سمت تحقق اهداف اسلامی و بر پایی احکام و ارزش های اسلامی می باشد هر چند تا رسیدن به نقطه آرمانی و تحقق نظام اسلامی کامل فاصله زیادی وجود دارد و همانگونه که امام راحل در وصیت نامه الهی سیاسی خودشان خاطر نشان نمودند «اینجانب هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی کنند لکن عرض می کنم که قوه مقننه و قضائیه و اجرائیه با زحمات جان فرسا کوشش در اسلامی کردن این کشور می کنند و ملت ده ها میلیونی نیز طرفدار و مدد کار آنان هستند».[۱۱]
مقام معظم رهبری نیز در این باره فرمودند «ما هنوز تا یک جامعه کاملاً اسلامی که نیکبختی دنیا و آخرت مردم را به طور کامل تأمین کند و تباهی و کجروی و ظلم و انحطاط را ریشه کن سازد فاصله زیادی داریم، این فاصله باید با همت مردم و تلاش مسئولان طی شود».[۱۲]
۲. توجه به فرهنگ دینی در کشور در سطح عموم مردم جامعه که هر چند نمی توان آمار دقیقی از این موضوع ارائه کرد اما می توان با مشاهده عینی و میدانی به راحتی این تغییر رویکرد در فرهنگ مردم به سمت فرهنگ دینی را لمس کرد ؛ به عنوان مثال در این مقطع شاهد پیدایش هزاران هیات مذهبی و حضور گسترده مردم و به ویژه جوانان در برنامه های مذهبی از جمله اعتکاف هستیم ، سفر به اماکن مقدس همچون مکه ، عتبات عالیات عراق و سوریه ، مشهد مقدس و سایر اماکن زیارتی ، رشد غیر قابل مقایسه ای نسبت به گذشته داشته است و دهها مثال و نمونه دیگر که همگی شاهدی بر توجه هر چه بیشتر مردم به فرهنگ دینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد . در این میان نقشی که انقلاب اسلامی ایران در این گرایش به دین و مذهب داشته است این است که نظام جمهوری اسلامی برآمده از این انقلاب کوشش نموده تا با فراهم نمودن فضای مناسب جهت گرایش به ارزش ها و دینداری با ترویج و تبلیغ معارف اسلامی از راههای مختلف و با شیوه های گوناگون از جمله رسانه ملی و آموزش و پرورش و آموزش عالی و در کنار آن فعالیت مساجد و پایگاهها و کانون های فرهنگی و حضور روحانیت در سراسر کشور به منظور تبلیغ فرهنگ اسلامی و برنامه هایی همچون دوره های تربیت مربی ، دوره های آموزشی سفیران هدایت و تربیت راهنما ، اجرای طرح اوقات فراغت ، طرح روحانی مستقر، طرح هجرت ، طرح بلاغ ، آینده سازان و تشکیل گروه های تبلیغی جهادی و... زمینه تقویت باورهای دینی را در میان مردم به ویژه نسل جوان فراهم نماید و حضور پرشور مردم به ویژه جوانان در مراسمات مذهبی، هیئت های مذهبی، عزاداری ها و مراسم اعتکاف و احیاء شبهای قدر و... بیانگر روحیه دینداری و دین گرایی جوانان و تأثیرات نظام جمهوری اسلامی در این بخش است و هر چند در جامعه شاهد ریزش هایی در زمینه مسائل دینی و فرهنگی هستیم که عوامل مختلفی موجب آن شده است که به برخی از آنها اشاره شد امّا در کنار این ریزش ها، رویش های قابل توجهی را نیز دراین عرصه به ویژه در میان جوانان شاهد هستیم که قابل مقایسه با قبل از انقلاب اسلامی نیست .
۳. دستاوردهای دیگری را هم می توان به این دستاوردها اضافه کرد که به صورت مختصر به پاره ای از آنها اشاره می کنیم : توجه به فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه در مقابل تلاش ها برای اشاعه فرهنگ برهنگی قبل از انقلاب ، اشاعه و ترویج فرهنگ ایثار و جهاد و شهادت ، ترویج ارزش ها از طریق سینما و تلویزیون به جای ترویج ابتذال فرهنگی قبل از انقلاب ، ساخت آثار فاخر سینمایی با قدرت رقابت جهانی ، گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی در کشور ، تقویت روحیه و فرهنگ خودباوری ، فراهم آمدن زمینه برای تعالی فرهنگ دینی و اشاعه آن به تمام جهان از طریق محوریت ظرفیت عظمیی به نام حوزه علمیه قم و صدها مدرسه ، پژوهشگاه و موسسه علمی فرهنگی دیگر در نقاط مختلف کشور ، گسترش سطح سواد آموزی و حتی انواع ابداعات در شیوه های سواد آموزی (رشد شاخص های سواد آموزی) ، جلوگیری از تاراج آثار تمدنی کشور توسط بیگانگان و حتی بازگرداندن آثار تاریخی به یغما رفته و ... .
ج - دستاوردهای علمی
۱. کسب رتبه های برتر در تولید و رشد علم ، به عنوان مثال در زمینه رشد علمی کشور که معمولا در جهان آن را بر اساس افزایش یا کاهش مقالات علمی منتشره هر کشوری در مجلات بین المللی ISI می سنجند لازم است گفته شود که ایران قبل از انقلاب فاقد مقالات علمی منشره در مجلات ISI بود . پس از پیروزی انقلاب اسلامی و اتمام جنگ تحمیلی رشد علمی ایران آغاز شد و با گذر زمان به اوج خود رسید . طبق یافته های مراکز علم سنجی بین المللی رشد علمی ایران با معیار جهانی تعداد مقالات منتشره ی در مجلات معتبر در فاصله ی بین سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۷ از ۷۳۶ مورد به ۱۳۲۳۸ مورد ارتقا یافته است و طی مدت ۱۲ سال به ۱۸برابر رسیده است . یعنی نرخ رشد تولید علم در ایران ۱۱ برابر از میانگین جهانی بالاتر است و ایران سریعترین رشد علمی را در بین کشورهای جهان دارد .
۲. بخش دیگری از دستاوردهای علمی نیز به صورت مختصر عبارتند از : پیشرفت در فناوری های هوافضا ، پیشرفت در فناوری لیزر ، ساخت انواع داروهای ضد سرطان ، سلول درمانی ، صنایع نفت ، گاز ، پتروشیمی و صنایع وابسته ، نانوتکنولوژی ، شبیه سازی ، پیشرفت های روباتیک ، پزشکی هسته ای ، فناوری هسته ای و صنایع مرتبط ، پیشرفت در درمان ناباروری ، فناوری های مرتبط با ماهواره و نیز فناوریهای مرتبط با گیرنده ها و فرستنده های تلویزیونی ، صنعت خودرو ، توسعه کمی و کیفی دانشگاه ها و مجامع علمی به ویژه در زمینه تحصیلات تکمیلی ، پیشرفت در زمینه ساخت دستگاه های مخابراتی ، خودکفایی در تولید انواع سرم ، انجام جراحی های مهم و پیچیده ، کسب رتبه های برتر المپیادهای علمی توسط دانش آموزان و دانشجویان ایرانی ، فراهم شدن زمینه برای فعالیت هزاران پژوهشکده و مرکز علمی دیگر با هدف ارتقای رشد علمی کشور و ... .
شایان ذکر است ویژگی مهم این پیشرفت ها این است که در سایه تحریم و انواع فشار از جانب دشمنان و با همت جوانانی که اکثر آنها سنینی بین ۲۵ تا ۳۵ سال دارند یعنی نسل سوم انقلاب حاصل شده است که ارزش این پیشرفت ها را مضاعف می سازد .
د – دستاوردهای اجتماعی
۱. تلاش برای تحقق عدالت واقعی به جای عدالت ادعایی بر مبنای نگرش اسلامی به مقوله عدالت ، بر این اساس در نظام جمهوری اسلامی عدالت نه همچون دیدگاه های لیبرال ، نادیده گرفته می شود و نه همچون دیدگاه های چپ گرایانه و ماکسیستی به صورت غلط مورد استفاده قرار می گیرد بلکه عدالتی که در این جامعه مطرح می شود با در نظر گرفتن مبانی دینی و به دور از هر گونه التقاطی می باشد ، همچنین بر اساس نگرش دینی به عدالت همگان حتی رهبری به لحاظ شهروندی و حقوق اجتماعی با سایر افراد جامعه در برابر قانون مساوی هستند[۱۳] و هیچ گونه تبعیضی پذیرفتنی نیست .
۲. تلاش برای مبارزه با مفاسد و اجرای عدالت اجتماعی و عدالت قضایی ، در این زمینه لازم است بگوییم اصل وقوع تخلف حتی در نظام اسلامی به دلیل غیر معصوم بودن کارگزاران طبیعی است ، بااین حال نکته مهمی که وجود دارد این است که خوشبختانه در این نظام تمام مسئولان ارشد نظام و اکثر مسئولان میانی ، افراد پاکدستی هستند که از بسیاری از اتهاماتی که گفته می شود مبرا هستند و اگر خلاف این بود قطعا دشمنان نظام ، بیشترین سوء استفاده را در انتساب مفاسد به این نظام می کردند . از طرفی دیگر در صورتی که فساد و لغزشی از سوی یکی از مسئولان و منتسبان به نظام اسلامی رخ دهد ، خود نظام جمهوری اسلامی به عنوان مدعی پرونده وارد شده و با آن مقابله می کند کما اینکه در جریان دستگیری یکی از جنجالی ترین مفسدان اقتصادی که تلاش می کرد تا با دادن انواع رشوه ها ، مسئولان نظام را با برنامه های خود همراه کند چنین اتفاقی افتاد و وی با هوشیاری دفتر رهبری به دام افتاد و یا در مورد سایر مسئولان میانی و حتی صاحب نامی که دچار مفاسدی شده بودند نیز شاهد قاطعیت نظام و اجرای محاکمه عادلانه بوده ایم ، البته ممکن است در مواردی نیز کم کاری ها و یا حتی کوتاهی هایی صورت گرفته باشد اما چنین کوتاهی هایی را نباید به عنوان روند جاری نظام در مقابله با مفاسد دانست .
دراین میان نکته جالب توجه اینجاست که این موضوع در مورد نظام شاهنشاهی کاملا بالعکس است و در آن نظام ، هر کسی که به نوعی در ردیف مدیر یا مسئول مملکتی بود و یا به نوعی با خاندان پهلوی ارتباط داشت ، وارد جریان فساد اقتصادی و چپاول و غارت بیت المال می شد .
یکی ازمحققان در این زمینه چنین می نویسد [۱۴]:
محمدرضا پهلوی از همان روزی که به حکومت رسید به فکر ثروت‌اندوزی افتاد. پس از آن که قیمت نفت به شکل سرسام‌آوری بالا رفت، شاه به بهانه‌های مختلف هر روز بر ثروت ، املاک و کاخ های خود و اطرافیانش در داخل و خارج می افزود. او در سال ۱۳۳۷ برای عادی جلوه دادن فعالیت‌های اقتصادی به پیشنهاد علم، سازمانی اقتصادی را تحت عنوان «بنیاد پهلوی» تأسیس کرد. این بنیاد با استفاده از موقعیت و اقدامات غیرقانونی خود نظیر کازینوهای قماربازی و کاباره‌ها، رانت‌خواری و استفاده‌های انحصاری از امکانات، معاملات، صنایع و وامها ، مواد مخدر ، قاچاق عتیقه و... منابع مالی سرشاری را عاید خانواده پهلوی نمود.[۱۵] مطبوعات آمریکایی اموال و دارایی شاه را تا ۳۵ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند.اشرف پهلوی نیز توانست از راههای غیرقانونی و سوء استفاده از موقعیتش یکی از «ثروتمندترین افراد خاندان پهلوی و از سرمایه‌داران بزرگ جهان» شود و اکنون نیز در نیویورک، پاریس، رم، مونت‌کارلو و چند نقطه مصفای دیگر جهان هم اقامتگاههای مجلل و باشکوه دارد.»[۱۶] از سوی دیگر شاه و دربارش با مسافرتهای پرخرج به داخل و خارج از کشور هزینه‌های سرسام‌آوری را به بودجه کشور تحمیل می‌کردند. در سال ۱۳۴۸ که درآمد عمومی ایران حدود یک میلیارد دلار بوده است شاه دویست هزار دلار خرج یک مسافرت به آمریکا نمود . و با گران شدن نفت در دهه پنجاه، هزینه این مسافرتها به دهها برابر افزایش یافت. به عنوان نمونه در یک سفر اشرف پهلوی به آمریکا در سال ۱۳۵۶ ، نیم میلیون دلار هزینه به بیت‌المال تحمیل شد.[۱۷] افزون بر این شاه و درباریان او با دست و دل‌بازی بی‌حد حصر خود بیت‌المال را به کسانی می‌بخشیدند که هرگز سزاوار نبودند. از پادشاهان سرنگون شده افغانستان، یونان، آلبانی و بلغارستان وهمسرانشان گرفته[۱۸] تا مقامات آمریکایی و اروپایی و بالآخره ندیمه ها ، معشوقه های شاه و درباریان و این دست و دلبازیها زمانی است که اکثر روستاهای ایران از آب آشامیدنی بهداشتی و برق و راه محروم بودند و در حاشیه تهران حلبی‌آباد روئیده بود. جشن های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی که بیش از سیصد میلیون دلار هزینه دربر داشت‌ و با ولخرجی‌ها و اتلاف بی حد و حصر سرمایه‌های ملی کشورمان انجام شد ، درحالی بود که متجاوز از نیمی از جمعیت کشور در روستاها و حومه شهرهای بزرگ در فقر و فلاکت و تنگدستی به سر می‌بردند و در اکثر شهرها و روستاهای کشور، اثری از وسایل اولیه و مقدماتی رفاه عمومی و حداقل امتیازات زندگی ساده برای عامه مردم وجود نداشت‌.[۱۹]
۳. تلاش برای رفع معضلاتی همچون پدیده زشت حلبی آباد ها و نیز اقدامات فراوان برای ارائه امکانات اجتماعی و خدماتی به تمام مردم ایران به صورت یکسان و البته به تناسب خدمات و امکانات که در این زمینه هر چند با توجه به محدودیت منابع و امکانات هنوز نمی توان همه مردم را به صورت یکسان برخوردار دید ، اما در عین حال گام های خوبی در این زمینه برداشته شده است به گونه ای که امروزه دیگر اینگونه نیست که تنها مناطق خاص شهرهای بزرگ از امکانات اجتماعی و رفاهی برخوردارشده و سایر بخش های کشور ، حتی در شهرهای بزرگ از این امکانات محروم بمانند و حتی اگر در این مسیر محرومیت هایی وجود داشته باشد به برکت نهادهای انقلابی همچون جهاد سازندگی (که چند سالی است به نام جهاد کشاورزی مشهور شده است) ، بنیاد مسکن ، کمیته امداد امام خمینی ره ، بنیاد برکت ، قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء و ... این محرومیت ها در حال رفع شدن است و انشاء الله روزی برسد که همه کشور ، از دور افتاده ترین روستاها تا مرفه نشین ترین مناطق شهرهای بزرگ از امکاناتی یکسان برخوردار باشند ، در این میان یکی دیگر از دغدغه های نظام اسلامی و به ویژه رهبران انقلاب در یکسان سازی بهره مندی مردم و حل بسیاری از مشکلات آنان ، عبارت بود از موضوع مهم مسکن که می توان گفت بار اصلی هزینه های خانوار را به خود اختصاص داده و نبود آن ، خود زمینه ساز دهها مشکل و معضل دیگر می گردد که برای حل چنین معضلی از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ، با طرح هایی همچون اعلام حساب ۱۰۰ امام و ایجاد بنیاد مسکن ، گام های خوبی برای خانه دار شدن محرومینن در مرحله اول و سپس تمام ایرانیان برداشته شد ، با تمام این احوال به دلیل نیاز به اقدامات اساسی تر در این زمینه که بتواند علاوه بر محرومین و مستضعفین مشکل مسکن همه مردم را حل نماید طرح های خوبی اجرا شد که موفق ترین آنها بی شک اجرای مسکن مهر بود که طی آن ، دولت با قرار دادن زمین رایگان در اختیار مردم در کنار تسهیلات بانکی ارزان ، راه خانه دار شدن مردم را آسان کرده است .
۴. برخی از دستاوردهای دیگر این بخش به صورت خلاصه عبارتند از محرومیت زدایی ازجامعه در کنار امداد رسانی به محرومان و مستضعفان ، پیشرفت درجایگاه زنان در جامعه و به ویژه تحول در نگاه ابزاری نسبت به نقش زن در جامعه و پیدا کردن جایگاه ممتاز ، سازنده ، فعال و اثر گذار با حفظ کرامت و شخصیت انسانی ، ارتقای سطح امنیت اجتماعی شهروندان و ... .
هـ – دستاوردهای اقتصادی
۱. تحول در ساختارهای اقتصادی کشور و تلاش برای حرکت به سمت اقتصادی پیشرفته و در عین حال اسلامی در کنار تحول در نظام بانکی و آغاز حرکت ها در مسیر تحقق بانکداری اسلامی که در این مسیر قوانین مختلفی تحت عنوان بانکداری اسلامی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است که هر چند گاه در مقام قانونگذاری نواقصی در آن دیده می شود وگاه در مقام اجرا به خوبی عملیاتی نشده و همچنان شاهد مشکلاتی در این حوزه ها هستیم ، اما اصل آغاز حرکت ، گامی مقدس و قابل تقدیر است که با پیگیری های مقام معظم رهبری و از جمله تدوین سیاست های کلان در این بخش ها و اهتمام مسئولان عالیرتبه نظام ، می توان افق های خوبی را ترسیم نموده و در نهایت به یک الگو برای جایگزینی به جای اقتصاد های رو به زوال آلوده به ربای جهانی ارائه دهد.
۲. فراهم کردن بسترهای توسعه اقتصادی همچون توسعه غیر قابل مقایسه در بخش راه و حمل و نقل جاده ای و ریلی و موضوعات مرتبط مثل تونل سازی و ... و پیشرفت های شگرف در این زمینه و نیز سد سازی و مهار آب های سطحی و دهها بستر سازی دیگر که زمینه رشد اقتصادی مردم و کل کشور را فراهم می سازد.
۳. افزایش نسبی سطح اقتصادی و معیشتی مردم که چنین مساله ای ، هم از طریق مشاهدات عینی در سطح جامعه قابل اثبات است و هم آمارهای جهانی آن را تایید می کند به عنوان مثال بر اساس آمار بانک جهانی، ۴۶ درصد مردم ایران در سال ۱۳۵۶ زیر خط فقر بودند؛ اما این رقم در سال ۱۳۷۸ به ۱۶ درصد کاهش یافته یعنی بیش از ۸/۲ برابر وضعیت رفاه جامعه بهتر شده است[۲۰] و در ۱۵ سال اخیر نیز قطعا این وضعیت بهبودی بیشتری داشته است ، چنانکه در یکی از آخرین گزارش های بانک مرکزی این رقم به ۰.۷ درصد کاهش یافته است[۲۱] ، هر چند در زمینه شاخص های رفاه لازم است این نکته نیز تذکر داده شود که هر چند وضعیت اقتصادی مردم افزایش چشمگیری نموده است اما به دلایل متعدد از جمله افزایش سطح انتظارات ، تغییرات در سبک زندگی ، نوسانات منفی در اوضاع اقتصادی کشور به ویژه در سال های اخیر و ... ممکن است سطح رضایتمندی عمومی از اوضاع اقتصادی به اندازه ارتقای شاخص آمارهای رفاهی نباشد ، با این حال چنین مسائلی هرگز به معنای پایین بودن سطح معیشت مردم به ویژه در مقایسه با دوران پیش از انقلاب اسلامی نمی باشد .
۴. تحولات عمده در منابع در آمدی کشور که آن را از یک کشور تک محصولی متکی به منابع نفتی به کشوری تبدیل کرده است که توانسته است منابع مالی متعددی برای درآمدهای خویش فراهم نماید و به این ترتیب به تدریج از شر وابستگی هر چه بیشتر به منابع نفتی که تبعات فراوان سیاسی و اقتصادی به همراه دارد بکاهد ، به گونه ای که در بودجه سال ۹۴ اعلام شده است که اتکاء بودجه به نفت کمتر از ۳۰ درصد خواهد بود[۲۲].
۵. و ... .
در پایان بار دیگر متذکر می شویم که آنچه گفته شد تنها اندکی از دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی در حوزه های سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی بوده و علاوه بر این دستاوردهای فراوانی در همین حوزه ها و نیز حوزه های دیگر همچون حوزه های نظامی ، اطلاعاتی- امنیتی ، ورزشی و ... وجود دارد که تحقیق پیرامون همه آنها مستلزم تدوین چندین جلد کتاب می باشد .
----------------------------------------------------------
[۱] صحیفه امام ، جلد ۱ ، ص ۱۷۸
[۲] بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه ، ۲۰/۷/۱۳۹۰
[۳] بیانات در دیدار با کارگزاران نظام ، ۱۳/۱۱/۱۳۷۰
[۴] رک : بند ۶ اصل ۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
[۵] اصل ۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
[۶] پهلوی، محمدرضا؛ پاسخ به تاریخ، ترجمهی حسین ترابیان، تهران، بی‌نا، ۱۳۷۱، چاپ اول، ص ۲۶۶ ، نقل از محمدعلی زندی ، ایران ژاندارم منطقه ، سایت پژوهشکده باقر العلوم ع .
[۷] غلامرضا علی بابایی، تاریخ سیاست خارجی ایران، تهران، انتشارات دوسا، ۱۳۷۵، ص ۱۵۵
[۸] سید جلال الدین مدنی ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، ج ۲ ، ص ۵۰
[۹] روح الله موسوی خمینی ، آئین انقلاب اسلامی ، سخنان برگزیده ، ص ۴۳۲ ، نقل از فرهنگ ، جامعه ، انقلاب ، مجموعه مقالات ، کانون اندیشه جوان ، ص ۱۴۱
[۱۰] اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
[۱۱] امام خمینی، وصیت نامه الهی ـ سیاسی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۰ش، ص۲۲.
[۱۲] حدیث ولایت، ج۴، ص۲۵۲ و ۲۵۳.
[۱۳] رک : اصل ۱۰۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
[۱۴] وضعیت سیاسی کشور قبل از انقلاب ، علیرضا محمدی ، نشریه الکترونیکی پرسمان ، ش ۱۶
[۱۵] برای آگاهی بیشتر از اموال بنیاد پهلوی مراجعه کنید به گراهام، رابرت؛ ایران سراب قدرت، ترجمه فیروزه فیروزنیا، کتاب تهران ۱۳۵۸، صص ۲۰۸-۲۰۴.
[۱۶] رک:روح‌الله حسینیان ، فساد دربار ، سقوط
[۱۷] همان
[۱۸] امیراسدالله علم، گفت و گوهای من با شاه، خاطرات محرمانه امیراسدالله علم، تهران : طرح نو، ۱۳۷۱، ص ۷۷۰
[۱۹] ر. ک : جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی
[۲۰] درآمدی بر کارنامه انقلاب ، ماهنامه زمانه ، محمد رضا مرندی ، شماره ۱۷ ، بهمن ۱۳۸۲ ، به نقل از سایت باشگاه اندیشه ، http://www.bashgah.net/fa/content/show/۶۱۸۸
[۲۱] روزنامه دنیای اقتصاد ، ۲۱/۱۱/۱۳۹۲ ، نقل از سایت روزنامه ، http://www.donya-e-eqtesad.com/news/۷۸۴۵۴۵/
[۲۲] رک : خبرگزاری فارس ، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=۱۳۹۳۱۱۰۳۰۰۰۶۰۶
نویسنده: سیدروح الله لطیفی/مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم
منابع جهت تحقیق و مطالعه ی بیشتر ۱-www.aapp۲۰۰۶.com
۲-روزنامه کیهان سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶--فرصت ظهور علم ایرانی در عرصه جهانی پیروزی انقلاب اسلامی؛ آغاز تحول در علم و دانش بخش نخست /ایرج نظافتی
۳-
سایت www.aftab.ir مقاله دست آوردهای انقلاب نوشته ی : علیرضا تاجریان
۴-
www.teletext.irib.ir مقاله دستاورد های انقلاب
۵-
/www.۱۵khordad.com _ مقاله ی انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟
۶. مجموعه مطالب پیرامون دستاوردهای انقلاب اسلامی: http://www.siasi.porsemani.ir/term۱۰.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
چرا نظر منو نمی گذاری میگاما چقدر نظرا کمه ای ناقلا سانسورشون میکنین خخخ
میهمان
بعدش هم این مقایسه اصلا منطقی نیست دارید انقلاب رو با پهلوی مقایسه می کنید و پیشرفت هاشو به رخ همه می کشید اگه پهلوی رو با قاجاریه هم مقایسه کنید می بینید چقدر ایران در اون زمان هم پیشرفت کرده خودتونو قول نزنید
پرسمان
دوره پهلوی، دوره ای خسارت بار و تاریک از کشور است که قابل مقایسه با هیچ دوره ای نیست، هر چند دوره قاجار برای کشور خسارت بار بود، اما دوره پهلوی در مقایسه با دوره قاجار به مراتب خسارت بارتر و بدتر بود. نمود این خسارت بار بودن را در چند محور می توان مورد توجه قرار داد. 1.اگر در دوره قاجار شاهد استبداد و استعمار بودیم، در دوره پهلوی وابستگی کامل و سرسپردگی به بیگانگان به آن اضافه شد. سلسله قاجار با تمام بی کفایتی، دست نشانده نبوده و توسط بیگانگان روی کار نیامد، اما دوره پهلوی دست نشانده انگلستان و در ادامه آمریکا بود.رضا خان توسط انگلیسیها روی کار آمد و پس از او پسرش محمد رضا کشور را به جایی رساند که بزرگترین افتخارش این بود که حافظ منافع آمریکا در منطقه بوده و جزیره ثبات این کشور است. حضرت امام فرمودند: «ممكن است كسى بگويد كه آغا محمد قاجار هم مثل آنها جنايتكار بوده ، اما آقا محمد قاجار مثل اينها خيانتكار نبود، در تاريخ نيست كه محمد خان قاجار براى مملكت ديگرى منافع مملكت خودش را داده باشد، جنايتكار بود اما خيانتكار نبود. همين طور سلاطين سابق جنايتكار بودند همه شان ، همه بد بودند ، اما خيانت مثل اين عنصر فاسد، هيچ يك از سلاطين ايران خيانت اينجورى نكردند.( صحيفه نور، ج6، ص 320) مقام معظم رهبری نیز فرمودند:«بعد از همه‌ مصائبی که قاجار تا دوره‌‌ ناصری بر ملت ایران وارد کرده بود مصیبت تازه‌ای بر مصائب ایران اضافه شد: پادشاهان قدیم اگر دیکتاتور بودند، وابسته و گوش به فرمان قدرت‌های بیگانه نبودند؛ اما از اواخر دوران قاجار و همه دوران پهلوی، پادشاهان، هم دیکتاتور بودند و هم وابسته! این شد بیماری مضاعف نظام سیاسی حاکم بر ایران در دوران گذشته. این دیکتاتوری و وابستگی آثار و تبعات زیادی در کشور ما و روی ملت ما داشته است.»(۱۳۸۲/۱۱/۲۴) 2. در ضعف و بی کفایتی قاجار تردیدی وجود ندارد، اما در دوره قاجار، فرهنگ ایرانی و اسلامی مورد تخریب قرار نگرفت، کاری که در دوره پهلوی به اسم تمدن و پیشرفت صورت گرفت و با فرهنگ اسلامی و مظاهر دینی به دشمنی برخاستند. مقام معظم رهبری فرمودند: «ناصرالدین شاه می‌خواست پادشاهی کند، سلطنت کند، لذّت ببرد. کاری نداشت که بر سر ملت چه می‌آید و چه نمی‌آید. ضعیف بود. بی‌اعتنا بود که البته، این از بزرگ‌ترین گناهان برای یک رهبر و مسؤول یک کشور است اما خاندان پهلوی کاری کردند که به مراتب از آنچه که در دوران قاجار وجود داشت، بدتر بود. زیرا اینها پایه‌های فرهنگ خودی را متزلزل و آن را ویران کردند و فرهنگ وارداتی را جایگزین نمودند.»(۱۳۷۲/۰۵/۰۸) 3.قراردادهای استعماری و ننگینی همچون عهد نامه گلستان و ترکمنچای و قرار داد رویتر و دارسی در بر تارک دوره قاجار نقش بسته است،که خسارت های فراوانی به کشور وارد آورد، اما قرار دادی که شرافت و عزت ایرانیان را خدشه دار نمود، قرار داد ننگین کاپیتولاسیون بود که در دوره پهلوی شکل گرفت. 4. خودکامگی ای و انحصار طلبی دوره پهلوی با دوره قاجار قابل مقایسه نیست. در دوره قاجار استبداد بود، اما دوره پهلوی استبداد و خود کامگی به اوج رسید. حضرت امام فرمودند: « زمان رضا شاه از باب اينكه همه دزدى ها منحصر به خودش بود، انحصار دست خودش بود، حكومت ها به اين قدرت نبودند، زمان احمدشاه اينطور نبود كه خود آنها بتوانند همه برداشت ها را براى خودشان بكنند، اين بود كه دارودسته هائى كه مى فرستادند اين بساط را درست كردند.( صحيفه نور، ج13، ص187) 5. بررسی آنچه تحت عنوان پیشرفت در دوره پهلوی قلمداد می شود، بیانگر آن است که آنچه در این دوره صورت گرفت، در راستای منافع و خواست بیگانگان بوده و نه تنها تغییر چندان مثبتی در وضعیت مردم ، ایجاد نکرد که وضعیت نابسامانی را به وجود آورد. روی کارآمدن رضا خان در ایران و تأسیس سلسله پهلوی آثار مشخص و نمایانی در ایران به بار آورد که با نگاهی دقیق و موشکافانه می‌توان مصادیق خیانت و وابسته بودن رضاخان را نشان داد. با این وجود عده‌ای با وارونه نشان دادن تاریخ و پنهان سازی برخی از واقعیت‌ها سعی در مثبت نشان دادن آثار سلطنت رضاخان پهلوی دارند و تأسیس این سلسه‌ پادشاهی را منشاء اثرات مثبت در راه مدرن و یکپارچه شدن ایران می‌دانند. برای قضاوتی عادلانه و بیطرفانه از اقدامات رضاخان در ایران، نیازمند تطبیق اقدامات و برنامه های رضاشاه با منافع قدرت‌های بیگانه و مخصوصاً انگستان هستیم. با نگاهی جامع و از بالا به سیر تحولات رخ داده از زمان روی کار آمدن رضاخان در ایران تا خلع وی از مقام سلطنت، نوعی هماهنگی با منافع انگستان دیده می‌شود. سلسله‌ قاجار با تمام بی‌کفایتی‌ها و امتیازاتی که اعطا کرده‌اند دست نشانده نبوده و توسط دولت بیگانه در مصدر کار قرار نگرفته بودند؛ در حالی که رضاخان و پسرش محمدرضا دست نشانده‌‌هایی بودند که مشروعیت و ادامه‌ سلطنت خود را در حمایت و پشتیبانی قدرت‌های بیگانه می‌دیدند و برای همین در پس بسیاری از اقداماتشان منافع بیگانگان را می‌توان جستجو کرد. *رضاخان و یکپارچگی ایران یکی از مواردی که برخی از نویسندگان و مورخین از آن به نیکی یاد می کنند اقدامات رضا شاه در راستای یکپارچگی ایران و تأسیس دولت مرکزی مقتدر و به واسطه‌ی آن برپایی دوباره امنیت در ایران است. سالهای پایانی حاکمیت سلسله قاجار در ایران همراه بود با ضعف تدریجی دولت مرکزی و از هم پاچیدگی آن که قبایل و حکام محلی در هرگوشه‌ای برای خود، حکومتی به راه انداخته و مستقل از حکومت مرکزی عمل می‌کردند. (یکی از این حکام محلی شیخ خزعل بود که در خوزستان(محمره) قدرتی به دست آورده بود و در مواردی دولت مرکزی را به زحمت انداخته بود). اقدامات رضاشاه در سرکوب عشایر و حکام محلی، توانست قدرت تأسیس یک دولت مرکزی مقتدر که توانایی تأمین امنیت در کشور را داشته باشد به وی بدهد. در یک نگاه ابتدایی ، این اقدام رضاخان را باید یکی از بزرگترین خدمات وی دانست که رضاخان را شایسته تقدیر می کند. ایجاد امنیت در کشور و از بین بردن عوامل ناامنی در هر صورتی مسئله‌ای خوشایند برای مردم کشوری است که با بحران هرج و مرج و ناامنی مواجهند، اما شناخت از عوامل ایجاد کننده ناامنی و انگیزه‌های پنهان برای از بین بردن این عوامل می‌تواند ماهیت این تحولات را تغییر بدهد. ایجاد امنیت و یکپارچگی در ایران، با اینکه اقدامی در راستای تأمین منافع مردم می نماید اما امری دیکته شده از جانب انگلستان بود که خود عامل ایجاد ناامنی در دوران پیشین بوده است. منافع انگستان در دوران قاجار ایجاب می کرد که ایران نا امن و چند تکه باشد؛ انگستان برای اینکه بتواند از قاجار امتیاز بگیرد می بایست دولت مرکزی را تضعیف کند که این مهم با حمایت از شورش‌های عشایری و تقویت حکام محلی میسر می‌شد. با توجه به شرایط جدید ایران بعد از جنگ جهانی اول و شکل گیری مناسبات جدید بین انگستان و روسیه در ایران و خروج تدریجی روسیه از ایران به دلیل بروز انقلاب بولشویکی در این کشور، انگلستان وجود یک نیروی نظامی مقتدر و واحد را ضروری می‌دید. این نیروی نظامی می‌توانست از نفوذ کمونیسم در ایران جلوگیری کند و در عین حال همانند عشایر محلی از منافع نفتی انگستان در جنوب محافظت کند. انگلستان در ابتدا قصد اجرای این طرح در چارچوب قرارداد 1919 را داشت که به دلیل حلول روح ملی گرایی و ناسیونالیسم در ایران و موانع ایجاد شده بر سر انعقاد این قرارداد، پیگیری منافعش در ایران به شکل غیرمستقیم و از طریق وابستگان خود را به روش‌های آشکار و مستقیم مثل انعقاد قراداد 1919 ترجیح داد. به همین دلیل است که سیاست انگلستان که تا قبل از این تضعیف دولت مرکزی برای اخذ امتیازات بیشتر بود به حمایت از فردی قاطع و دولت مرکزی مقتدر چرخش پیدا می کند. لورین وزیر مختار وقت انگلستان در این زمینه می نویسد: «در اوضاع کنونی ايران همه به ساز [رضاخان] می‌رقصند و او بهترين تضمين حراست از منافع مشروع ما می‌باشد... و ما بايد مزايای دوستی [او] را درک کنيم.....اگر [رضاخان] برود, ثبات هم می‌رود.» وی در تاریخ سپتامبر 1922 (شهريور 1301) در تلگرافی به کرزن وزیر خارجه انگلستان به لزوم یکپارچگی ایران اشاره می کند و می نویسد: « به نظر من، بايد پيوسته به خاطر سپرد که ملاک نهايی مناسبات ما با ايران، تهران است و اينکه يکپارچگی تمامی امپراتوری ايران به طور کلی و در درازمدت برای مصالح بريتانيا مهمتر است تا تفوق محلی هر يک از دست‌پروردگان ويژه ما» لورین سپس نتیجه می گیرد که : «[رضاخان] يگانه عامل نسبتاً پايدار در وضعيت کلی اينجاست و ناپديد شدن او [از صحنه] تقريباً به طور مسلم پيش درآمد شيوع پاره‌ای نفوذهای ضدامپراتوری بريتانيا و دست‌اندازيهای نامطلوبی خواهد شد که می‌تواند تمامی مسئلة ايران را از نو به صورتی حاد پيش آورد. آنچه لورين می‌خواست بگويد در دو کلمه اين واقعيت بود كه ايراني استوار، تمركز يافته و منظم هيچ وقت براي مصالح بريتانيا خطر ندارد.» بنابراین اقدامات رضاخان در سرکوب عشایر و حکام محلی را - که قبل از این به واسطه حمایت و کمک انگلستان باعث چندپارگی و ناامنی در کشور شده بودند- باید درکنار سیاست کلان و منافع انگستان بررسی کرد. *رضاخان و ایران مدرن تغییر و تحول دیگری که دوران روی کارآمدن رضاشاه را آغاز آن می توان نام برد، حرکتی سطحی به سمت مدرنیسم و صنعتی شدن و یا به عبارتی بهتر نوعی شبه مدرنیسم بود. با روی کار آمدن سلسله پهلوی چهره ی ایران تغییر پیدا کرد و رضاخان ایران را به سمت اروپایی شدن هدایت کرد که همین اقدامات وی باعث شده است که برخی وی را «پدر ایران نوین» بنامند. مدرنیسم در اروپا نگرشی است ترکیبی از علم و جامعه که به تدریج از تحولات اروپا در چند قرن اخیر پدید آمده است. این نگرشِ کلی و اشتباهی است که علم را تا حد قوانین تکنولوژیک یا مکانیکی عام تقلیل می دهد و پیشرفت اجتماعی را صرفاً به رشد کمی تولید و تکنولوژی محدود می کند. این نگرش باعث کاربرد نیندیشیده‌ و غیر انتقادی نظریه‌ها، روش‌ها، تکنیک‌ها و آرمان‌های برگرفته از تجربه کشورهای پیشرفته می‌شود که در آن ارزش‌ها، تکنیک‌ها، نهادها و زمینه‌های تاریخی کشورهای در حال توسعه به کلی نادیده گرفته می‌شود. مدرنیته‌ای که محصول تحولات خاص تاریخی و در متن جوامع نیست باعث شکاف افتادن بین اندیشه و آرمان اجتماعی مردم با فرهنگ و تاریخ جوامعشان و نوعی ازخود بیگانه شدن می شود. در این جوامع تکنولوژی جدید درمان قطعی، و قادر به هر معجزه‌ای خواهد بود که به محض خریداری و نصب می‌تواند همه مشکلات اقتصادی و اجتماعی را به کلی حل کند و برای همین ارزش های اجتماعی و روش های تولید سنتی علت عقب ماندگی و سرچشمه ی شرمساری ملی به حساب می آید. *تحقیر سنت‌ها و آئین‌های ایرانی و اسلامی توسط رضاخان اقدامات رضاشاه در حرکت به سوی صنعتی شدن و شبه مدرنیسم برپایه‌ نفی همه سنت‌ها، نهادها و ارزش های ایرانی و اسلامی استوار شد و برای همین بود که برخی از روشنفکران درباری چاره‌ی حل مشکلات موجود در ایران را غربی شدن از سر تا پا می دانستند. اما نکته جالب این است که کسی رهبری حرکت ایران به سوی مدرنیسم را به عهده می‌گیرد که سفیر انگستان او را فرد کم سواد و جاهلی می‌نامد که دارای اصل و نصب و پرورشی نازل است و خود این شبه مدرنیسم را متکی به نهاد کهنسال استبداد در ایران کرده است. اینکه رهبری و هدایت جریان توسعه و نوسازی در ایران توسط فردی باشد که خود هیچ اطلاع و شناختی از ماهیت مدرنیسم ندارد و بالاترین مسئولیتش هدایت قزاق ها باشد، در کنار وابستگی و دست نشانده بودنش، دیکته شدن این طرح ها و برنامه‌ها از خارج از کشور را به ذهن‌ها متبادر می‌کند. این فرضیه وقتی قوت می گیرد که به مشکلات انگستان برای نفوذ در ساختار و دستگاههای مختلف ایران با توجه به بافت سنتی و ناشناخته‌اش برای انگستان پی ببریم. ساختار اداری و بروکراسی ایران در دوران قاجار ساختار منحصر به فردی بود که انگلستان هیچ شناختی از سازوکار و سلسله مراتب این ساختار نداشت در حالی که در سیستم جدید که آموزش و پرورش، دستگاه قضایی و اداری – مالی کشور به شیوه‌ی بروکراسی غربی پایه گذاری شده بود، نفوذ و تأثیرگذاری انگلستان به راحتی صورت می‌پذیرفت. اقدامات رضاخان در نوسازی و حرکت به سمت توسعه تحقیر سنت‌ها و ارزش‌ها مقدس یک کشور بود که او ابایی از نفی و کنار زدن این سنت‌ها که عاملی هویت ساز برای مردم ایران بودند نداشت، کما اینکه بارها مقابل مسلمات دینی ایستاد و محاکم شرعی، آموزش و پرورش و اداره موقوفات را از دست روحانیون بیرون کشید و قانون کشف حجاب را به اجرا گذاشت. پایه گذاری ارتش نوین توسط وی هم هیچ فایده ای برای کشور نداشت و در مقطعی که کشور برای دفاع در مقابل هجوم بیگانگان به ارتش نیاز داشت، از هم پاشیده شد و تنها کارایی ارتش نوینی که رضاخان پایه گذاری کرده بود کمک به سرکوب مردم بی دفاع بود و عشایر بود. راه آهن نیز که به عنوان یکی از افتخارات رضاخان در راه صنعتی کردن و رشد ایران معرفی می‌شود وضعیتی مشابه دارد و انتخاب این مسیر برای احداث راه‌آهن هیچ یک از خصلت های نظامی، ارتباطی و تجاری لازم برای تأسیس هر راه آهنی را ندارد. جان فوران استاد جامعه شناسی دانشگاه کالیفورنیا در کتاب مقاومت شکننده که در آن به بررسی تاریخ تحولات اجتماعی ایران می پردازد ارزیابی خود را از راه آهن اینگونه می نویسد: «بخش عمده توسعه منابع دولتی صرف طرح‌های زیربنایی شد که بارزترین آنها راه آهن سراسری بود. احداث این خط‌ آهن 850 مایلی سراسری در واقع به هدر دادن منابع بود؛ طرحی پرهزینه که پیامدهای ناگوار چندی داشت. تورم زا بود، هدف های اقتصادی چندی نداشت و از هیچ یک از شهرهای عمده کشور [جز تهران] عبور نمی کرد، سطح زندگی عمومی را پایین می آورد چون هزینه آن از طریق مالیات قند و چای تأمین می شد. احداث هر مایل راه آهن 35 هزار پوند استرلینگ هزینه بر می داشت؛ در حالی که احداث جاده های ماشین رو با یک تا یک و نیم درصد این هزینه امکان پذیر بود» بحث پیرامون راه آهن سراسری بحث مفصلی است که گزارش مفصلی را می طلبد اما بررسی و تحقیق دقیق در این زمینه، ردپای انگستان در تأسیس راه آهن در این مسیر را بارز و مشخص می کند. انگستان که از دیرباز از طرق مختلف مانند امتیاز رویترز به فکر تأسیس راه آهن در این مسیر افتاده بود که وجود پادشاهی دست نشانده مانند رضاخان را برای عملی کردن آرزوی دیرینه خود مناسب می دید و به صورت غیر مستقیم به هدف خود در این زمینه دست یافت. بنابراین اقدامات رضاخان در توسعه و مدرن سازی ایران اولاً نوعی از خودبیگانگی و نفی بسیاری از سنت ها و روش هایی بود که لزوماً همه آنها ناکارآمد نبودند و جدا از این مسئله آثار و تبعات منفی برای کشور داشت. لباس متحد الشکل و کشف حجاب هیچ مانعی در برابر حرکت کشور به سمت صنعتی شدن ایجاد نمی کرد و حفظ فرهنگ و سنت ایرانی و اسلامی می توانست در کنار صنعتی شدن و مدرن سازی قرار گیرد. در ثانی این مدرن و اروپایی شدن خود متکی به درخت کنهه و پوسیده‌ی استبداد و دیکتاتوری پادشاهی بود و نکته سوم و مهم تر نقش انگستان در این تغییر و اصلاحات در ایران است. پادشاه کم سواد و مستبدی که تمام موجودیت و بقای خود را در یک قدرت بیگانه می بیند و خود هیچ اطلاع و شناختی از توسعه و مدرنیسم ندارد، چاره ای جز عمل کردن به نسخه دیکته شده انگستان ندارد. انگستان نمی توانست به راحتی در ساختاری که هیچ شناختی از آن ندارد نفوذ کند، در عوض به راحتی می توانست افراد و وابستگان خود را در ساختار و بروکراسی جدیدی که به شیوه ای غربی بنا شده بود به کار گیرد. (www.yjc.ir/fa/news/4758233) در مورد محمد رضا پهلوی نیز، بهبود معیشت مردم در این دوره ادعایی است که سالهاست مطرح می‌شود، اما بر اساس اسناد تاریخی اوضاع اقتصادی مردم در زمان شاه نابسامان بود. آیا شاه می‌توانست ایران را پیشرفته‌‌تر کند؟ این پرسش در کنار ادعا‌هایی مبنی بر بهبود وضعیت معیشتی مردم در زمان شاهان پهلوی از جمله مسائلی است که از سوی برخی طرفداران خاندان پهلوی و برخی جاهلان بی غرض مطرح می‌شود، اما بهتر است بدانید که حتی سلطنت‌طلبان هم بر این مسئله اتفاق نظر دارند که اوضاع اقتصادی مردم در زمان شاه نابسامان بود و اجرای اصلاحات ارضی این مسئله را بغرنج‌تر کرد. اظهارات هویدا سند خوبی برای نشان دادن این مسئله است تا جایی که او در کتاب خاطراتش می‌نویسد: «علیرغم برکناری زاهدی، اوضاع اقتصادی کشور روز به روز بدتر می‌شد. گرچه که بعد از سقوط مصدق، بهره‌برداری از نفت ایران را کنسرسیومی متشکل از کمپانی‌های غربی به عهده گرفت و درآمد ایران هم از بابت فروش نفت (به صورت دریافت %۵۰ سود)، به مراتب بیشتر از گذشته شد؛ ولی به خاطر فساد گسترده و عدم کارایی در امور کشور، تمام درآمد نفتی به هدر می‌رفت و یک بار دیگر، ایران در معرض تهدید و ورشکستگی قرار گرفته بود.» (فریدون هویدا، سقوط شاه، ترجمه ح. ا. مهران، انتشارات اطلاعات، تهران، ۱۳۶۵، صص ۱۳۴-۱۳۳) اجرای اصلاحات ارضی در ایران موجب از بین رفتن خودکفایی صنعت کشاورزی شد این وضعیت در حالی ادامه پیدا کرد که شاه تصمیم گرفت تا با اصلاحات ارضی اوضاع کشور را سامان دهد، نسخه دیکته شده‌ای از سوی اربابان غربی و آمریکایی‌ که عملا نتیجه‌ای هم برای مردم در برنداشت و جالب است بدانید اولین دستاورد اجرای اصلاحات ارضی از بین رفتن خودکفایی در صنعت کشاورزی کشورمان بود و به نوعی می‌توان این زمان را مبدأیی برای واردات عمده کشورمان در صنعت کشاورزی دانست در حالی که شاید اگر در آن برهه چنین اتفاقی نمی‌افتاد، با وضعیت بهتری پس از آن روبرو می‌شدیم. یکی از کوچکترین تاثیرات اجرای اصلاحات ارضی در ایران این بود که کشاورزان بعد از خرید زمین‌ها و با دریافت وام از دولت، هرگز نتوانسته‌اند روی پای خود بایستند و کشاورزانی که پیش از این در تسلط رعایای مالکین بزرگ بودند، پس از اجرای اصلاحات ارضی عملا به صورت بردگان یک نظام سرمایه‌داری درآمده بودند. مسئله‌ای که شاه درصدد بود تا ایران را نیز همچون انقلاب صنعتی صورت گرفته در کشور‌های اروپایی به همان شکل و سیاق دربیاورد. تاریخ‌نویسان معتقدند مهاجرت کشاورزان از روستا به شهر از جمله پیامد‌های اصلاحات ارضی به حساب آورده می‌شود، بحرانی که منجر به بیکاری عده زیادی از کشاورزان شد و آنان برای امرار معاش راهی شهر‌های بزرگ شدند. هجوم روستاییان به شهر‌ها و عدم مسئولیت حکومت پهلوی برای رسیدگی به وضعیت معیشتی مردم موجب گسترش حلبی‌آباد‌های متعدد در حاشیه شهر‌ها شد، مسئله‌ای که از آن به عنوان اولین جرقه‌های انقلاب یاد می‌شود. وضعیت مردم پیش از اجرای اصلاحات ارضی هم مناسب نبود و پس از آن شاید وضعیت بدتر شد. اردشیر زاهدی، وزیر خارجه دولت هویدا، در توصیف اوضاع اقتصادی مردم در اواخر دهه اول حکومت محمدرضا پهلوی می‌گوید: «در سال ۱۳۲۹، وضع اقتصادی و کشاورزی ایران خراب بود. در آذربایجان مردم از بی نانی و قحطی در عذاب بودند. هر روز صبح که ما از خواب بیدار می‌شدیم، می‌دیدیم که چند نفر از گرسنگی مرده‌اند. در شمال ایران، اغلب بچه‌ها، شکم‌های بزرگ و رنگ پریده داشتند، چون به مالاریا مبتلا بودند. در کرمان و بندرعباس، کیفیت آب اینقدر بد بود که مردم به بیماری به نام پیوک مبتلا بودند.»( اردشیر زاهدی، راز‌های ناگفته، به کوشش پری اباصلتی و هوشنگ میرهاشم، چاپ اول، انتشارات به آفرین، ۱۳۸۱، ص. ۳۴) اگرچه در این برهه دهقانان و کشاورزان وضعیتشان رو به نابودی رفت و تباه شدند، اما قشر دیگر جامعه که همانا زمین‌داران و مالکین بودند، به سمت امور صنعتی و بانکداری رو آوردند و کالا‌های لوکس در ایران رواج یافت. موضوعی که موجب شد ایران از یک کشور خودکفا در عرصه محصولات کشاورزی به یک کشور واردکننده موادغذایی و کالا‌های لوکس درآید و روستاییان و کشاورزان بیکاری که برای قوت روزانه خود نیز دچار مشکل شده بودند، به کار در کارخانه‌ها و مجتمع‌های صنعتی رو بیاورند. صنایع مونتاژی در ایران یکی از معضلاتی است که از همان زمان در ایران کلید خورد و یکی از کتب تاریخی در تشریح این مسئله می‌نویسد که در آن برهه به سرمایه‌گذاران انگلیسی توصیه می‌شد که در ایران تنها به دنبال فروش جنس باشند و سرمایه‌گذاری نکنند و اگر هم مجبور به سرمایه‌گذاری شدند، تنها در صنایع مونتاژ سرمایه‌گذاری کنند. شاید از خود بپرسید که این امر موجب تاسیس کارخانه‌های صنعتی در ایران شده است، اما مسئله اینجاست که در آن زمان کارخانه را در ایران تاسیس می‌شد تا محصولش را با هواپیما مستقیم برای اروپا ببرند و عملا اجازه ورود آن کالا‌ها به بازار ایران نبود و عملا سرمایه منابع انسانی و نیروی کار و منابع اولیه کشور ما ابزاری برای اجرای سیاست‌های سرمایه‌داری غربی‌ها و آمریکایی‌ها بود. روش پسااستعماری که در قبال کشور‌های جهان سوم اعمال می‌شد و عملا در آن برهه شاه نوکری بود که نوکری می‌کرد، ولی اربابانش حداقل‌ها را هم به او نمی‌دادند؛ بنابراین در آن برهه اگر کاری صورت می‌گرفت، برای استفاده از نیروی کار ارزان در ایران و ظرفیت‌های کشور بود. عملا می‌توان گفت دانش هیچ صنعت مادری در آن زمان از غربی‌ها به ایران منتقل نشد. بدهکارترین کشور جهان؛ برآورد آمریکایی‌ها از ادامه دوران پهلوی در ایران بر طبق برآورد آمریکایی‌ها از اوضاع اقتصادی ایران، با ادامه حکومت پهلوی ایران جزء بدهکارترین کشور‌های جهان می‌شد، چراکه سیاست‌های محمدرضاشاه علیرغم افزایش قیمت نفت تا پیش از سال ۵۵ تنها به توسعه نظامی در ایران منجر شد، اقدامی که تنها هدرفت پول نفت کشور را به همراه داشت چراکه از طرفی موجب رونق کارخانه‌های اسلحه سازی آمریکایی می‌شد و از طرفی به دلیل عدم دخیل کردن ایرانیان در ایجاد مهارت برای کار کردن با ادوات نظامی موجبات ورود هرچه بیشتر مستشاران آمریکایی را به همراه داشت. از طرفی باید به این مسئله نیز توجه کرد که عواید افزایش درآمدهای نفتی در آن برهه تنها برای خوشگذرانی و فساد رژیم پهلوی صرف می‌شد و مردم عادی نفعی در این مسئله نداشتند. در پایان باید گفت سیاست‌های اصلاحات اقتصادی دوران پهلوی در اوایل دهه ۴۰ نه تنها موجب پیشرفت و توسعه ایران نشد بلکه کشاورزی را به طور کلی به خارج وابسته کرد و کشاورزان را آواره شهر‌ها و جیب ثروتمندان را پرپول کرد، اما در دهه پایانی حکومت محمدرضا شاه که توقع می‌رفت درآمد‌های فراوان نفتی موجب رشد و توسعه‌ی صنعتی و رفاه عمومی مردم شود، عملا شاهد وابستگی صنعت ایران به شرکت‌های چند ملیتی و افول وضعیت رفاه عمومی و معیشت اقتصادی مردم بودیم. وضعیتی که هرچه به دوران پایانی حکومت پهلوی نزدیک می‌شویم، صنعت و کشاورزی کشور به سمت وابستگی کشاند و شاخص‌های رفاه عمومی را دچار افول کرد. (www.yjc.ir/fa/news/6798818) نگاهی گذرا به وضعیت اقتصادی دهه پایانی حکومت پهلوی(1350تا 1357) در اینجا لازم است که ابتدا وضعیت درآمدهای حکومت پهلوی را در این دهه بررسی کرده و سپس با توجه به نسبت درآمدهایی که داشته، نتیجه و عملکرد آن را بسنجیم. درآمدهای سرشار نفتی در سال‌های آخر دوره محمدرضا شاه با توجه به وقوع جنگ بین اعراب و رژیم صهیونیستی در سال 1973(1352ش)، قیمت نفت به شدت افزایش یافت و از طرفی هم با افت صادرات غیر نفتی به علت سیاست های دهه ی40، روز به روز از میزان صادرات محصولات غیرنفتی کاسته شده و بر صادرات نفت افزوده می شد. درآمد نفتی شاه از ابتدای دهة 50 یعنی سال1971 تا اواسط این دهه یعنی سال1977 از 1870 میلیون دلار به 20735 میلیون دلار افزایش 11برابری قیمت داشته است که این افزایش قیمت در طول سالیان فروش نفت در قبل و بعد از انقلاب اسلامی، سابقه نداشته است! جالب است بدانیم که در آن دوره که قیمت نفت به طور سرسام آوری افزایش یافت، کشور ایران بیشترین تولیدات نفتی را نیز در دست خود گرفت و با توجه به روابط حسنه‌ای که شاه با رژیم صهیونیستی داشت، تولیدات نفتی ما نیز از نظر کمیت در صدر قرار گرفت. با بررسی تفصیلی درآمدهای نفتی حکومت پهلوی در طی سالهای دهه50، اکنون این سوال پر رنگ‌تر از قبل مطرح می‌شود که شاه با این درآمدهای فراوان نفتی چه کرد؟ آیا آن را در جهت افزایش رفاه عمومی و معیشتی مردم به کارگرفت؟ آیا صنعت و کشاورزی را به اوج رساند؟ آیا اقتصاد کشور را از آن وضعیت اسف بار خارج کرد؟ اینها همه سوالاتی است که ما به دنبال پاسخ دادن به آنها هستیم. ایران در میان مدل‌های موجود برای توسعة صنعتی به دو مدل جایگزینی واردات و توسعه صنایع صادراتی روی آورد. بر اساس الگوی جایگزینی واردات، محصولات وارداتی باید در داخل کشور تولید می شد، گسترش بازار داخلی به تحرک صنایع جایگزین کننده کمک می‌کرد و تمهیدات محدود کنندة واردات –که سیاستی گریز ناپذیر بود- مانع از هم پاشیدگی بازار داخلی محسوب می‌شد. اما این سیاست به تغییر اساسی ساختار صادرات اقتصاد ایران منجر نشد چراکه در ایران صنعت وابسته به بخش صادرکنندة نفت بود و این فروش نفت هم امکان واردات آنچه را که برای جریان صنعتی شدن لازم بود، فراهم می‌آورد. (حمیدرضا ملک محمدی، از توسعه ی لرزان تا سقوط شتابان، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، صص76-73) الگوی دوم یعنی توسعة صنایع صادراتی در سالهای آغازین دهه50 مورد توجه قرار گرفت. در این میان صنعت فولاد از اهمیت بیشتری برخوردار شد. تاکید این مدل بر صنایع سرمایه ای و صنایع انرژی پایه مثل سیمان و فولاد و پتروشیمی بود. اما با توجه به پیچیدگی این صنایع، ایران روز به روز به کشورهای صاحب تکنولوژی و شرکت های چند ملیتی بیشتر وابسته می شد. برای مثال پتروشیمی از یک سو، میزان وابستگی کشور را به کشورهای غربی افزایش می‌داد چراکه آنها فناوری این رشته‌ها را در اختیار داشتند و از سوی دیگر، بازار محصولات پتروشیمی در دست چند شرکت چند ملیتی بود و ایران که توانایی رقابت با این کشورها را در دنیا نداشت، مجبور می‌شد با توافق با آنها راهی برای خود در بازارهای جهانی از میان مدارهای بازرگانی این شرکت‌ها بیابد.( همان، صص77-76) بنابراین در مجموع با بررسی این دو الگوی توسعة صنعتی به این نتیجه می‌رسیم که اگرچه رژیم پهلوی در صدد توسعة صنایع برآمد، اما به دلیل وابستگی شدید صنعت به بخش نفت و همچنین تکیه بر کشورهای غربی و شرکت های چندملیتی نتوانست بخش صنعت را در کشور بومی کند و پیشرفت صنعتی ایران بیش از آنکه به نفع طبقات مستضعف جامعه شود به نفع سرمایه داران و طبقه متوسط به بالای جامعه و مقامات دولتی و تکنوکرات‌ها شد. درآمدی که تنها در راه توسعة نظامی هزینه می‌شد رشد اقتصادی ایران به یُمن درآمدهای نفتی فراوان، به محمدرضاشاه امکان داد تا با مدرن کردن ماشین جنگی ایران به توسعة نظامی دست بزند. البته این توسعه نظامی که توسط آمریکا پشتیبانی می‌شد، با هدف تجهیز ایران در منطقه به عنوان حافظ منافع آن کشور در منطقه انجام می‌گرفت و از طرفی هم به کارخانة اسلحه‌سازی آمریکایی رونق فراوان می‌داد. اما در داخل کشور، حجم بالای این تسلیحات نظامی موجب از دست رفتن پول نفت می‌شد چراکه آمریکا نفت ایران را در ازای اعطای تسلیحات خریداری می‌کرد و از آن طرف هم چون نظامیان ایرانی مهارت کار با بسیاری از این ابزارآلات را نداشتند، ورود مستشاران آمریکایی روز به روز افزایش یافت.( همان، ص 189) هرچند رژیم پهلوی، خرید تسلیحاتی خود را از کشورهای مختلفی مثل شوروی و فرانسه و آلمان غربی و... انجام می داد ولی اصلی‌ترین منبع خرید آنها، آمریکا بود به حدی که ایران در فهرست کشورهای خریدار اسلحه از آمریکا در جایگاه نخست قرار داشت. سوال مهمی در اینجا مطرح می شود و آن اینکه ببینیم کشوری که در طول سالهای پایانی حکومت پهلوی، صاحب درآمدهای فراوان نفتی شده و دست به خرید گسترده تسلیحات نظامی زده است، آیا توانسته رفاه مردمش را نیز تامین نماید یا خیر؟ قبل از بررسی آماری قسمتی از خاطرات سولیوان و پارسونز، سفیر آمریکا و انگلیس در تهران را ببینیم: «تورم اوج تازه‌ای یافت و نرخ آن به سی درصد رسید که نسبت به سالهای 1975 و 1976، به مراتب بدتر بود. برنامه‌های دولت برای احداث خانه‌های ارزان قیمت در شهرها عملی نشده و وضع زندگی در تهران فضاحت بار بود. با فرارسیدن تابستان 1977 در وضع توزیع برق کشور هم اختلالاتی ایجاد شد که علت آن ظاهرا افزایش سریع مصرف برق در صنایع و تاسیسات جدید بود...»(ویلیام سولیوان، آنتونی پارسونز، خاطرات دو سفیر، ص322) وضعیت رفاه عمومی؛ از سوءتغذیه فراوان تا کمبود شدید پزشک با افزایش قیمت نفت و به تبع آن، افزایش سریع هزینه‌های عمومی، شکاف بین عرضه و تقاضا بیشتر شده که نتیجة آن فشارهای تورمی گسترده بر ملت بود. از سوی دیگر دولت پردرآمد با اعمال سیاست درهای باز، واردات را افزایش داد که خود موجب ضربة بیشتری بر تولیدات داخلی به وِیژه کشاورزی شد. اما دشواری ها وقتی آغاز شد که در اواخر سال 1355 درآمد نفت تنزل کرد. بی توجهی به وضع معیشت روستاییان و غفلت از کشاورزی، سیل گستردة مهاجرت از روستا به شهر را به دنبال داشت و نبود امکانات و عدم بسترسازی لازم، بیکاری و فساد را افزایش داد و فقر و حاشیه‌نشینی و تبعیض شیوع پیدا کرد.(حسن دادگر، اقتصاد ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی، انتشارات کانون اندیشه جوان، 1385، ص146) بررسی وضعیت سهم درآمدی دهک‌ها، ضریب جینی، نسبت دهک بالا به دهک پایین و به عبارتی سهم دهک ثروتمندترین به سهم دهک فقیرترین (ضریب شکافی نسبی) و... همه و همه حکایت از آن دارد که نه تنها شکاف طبقاتی وجود داشته بلکه هرچه به اواخر عمر رژیم پهلوی نزدیک می‌شویم این شکاف بیشتر شده و توزیع ثروت ناعادلانه تر بوده و سطح رفاه عمومی کاهش چشمگیری داشته اشت. با ازدیاد درآمدهای نفتی و قیمت‌های بالای محصولات وارداتی، تورم شتاب گرفت و به تبع آن شاهد مشکلاتی از قبیل خنثی شدن افزایش قیمت دستمزدها، قیمت بالای مسکن و مواد غذایی مصرفی، سخت‌ترشدن زندگی طبقات پایین درآمدی و کارگران، بیکاری و... هستیم. دیگر وضعیت‌های موثر بر شاخص‌های توسعة انسانی نیز وضعیت بهتری ندارد؛ درصد افرادی که در شهرها دچار سوء تغذیه می‌شوند بیشتر از روستاها بود. ارقام و آمار بهداشتی نشان می‌دهد که تعداد تخت های بیمارستانی، تعداد درمانگاه ها، پزشک و پرستار، به کندی افزوده می‌شد. در سال 1356 ایران بدترین نسبت پزشک به بیمار، بالاترین نرخ مرگ و میر نوزادان و کمترین نسبت تخت بیمارستانی را در میان کشورهای خاورمیانه را دارد.(یراوند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، صص154-153) در مجموع اگر بخواهیم حکومت پهلوی دوم را از جهت اقتصادی مورد نقد و بررسی قرار دهیم باید بگوییم که ابتدای این حکومت یعنی سال1320 در میانه جنگ خانمان سوز دوم واقع شد که طبیعتا اقتضائات زمان جنگ متفاوت است و می توان قسمت عمده ای از مشکلات اقتصادی را بر دوش جنگ انداخت. اما پس از گذشت دو دهه از حکومت محمدرضاشاه، مشاهده می کنیم که سیاست های اصلاحات اقتصادی در اوایل دهه40 نه تنها موجب پیشرفت و توسعه ایران نمی شود بلکه کشاورزی را به طور کلی به خارج وابسته می کند و کشاورزان را آواره شهرها و جیب ثروتمندان را پر می کند. اما در دهه پایانی حکومت وی که توقع می رفت درآمدهای فراوان نفتی موجب رشد و توسعه صنعتی و رفاه عمومی مردم شود، موجب وابستگی صنعت ایران به شرکت های چند ملیتی و افول وضعیت رفاه عمومی و معیشت اقتصادی مردم گردید. هرچه به دوران پایانی حکومت پهلوی نزدیک می شویم، صنعت و کشاورزی کشور به سمت وابستگی پیش می رود و شاخص های رفاه عمومی نیز دچار افول می شود. (www.mashreghnews.ir/news/683261)
میهمان
پهلوی سر تر بود کاملا معلومه پدر بزرگ من ۵دختر داشت ۴ پسر یعنی جمعا خانواده ی ۱۱ نفره داشتن در زمان پهلوی او با شغل بنایی خرج همشون رو می داد ولی من جوون الان حتی خرج فقط خودمو نمی تونم در بیارم
پرسمان
با سلام و احترام و تشکر از اعتماد و ارتباط شما با این مرکز. در مقاله «دستاوردهای انقلاب- مقایسه قبل و بعد انقلاب» (https://www.porseman.com/article/automation/392) به نکات بسیار خوبی در مورد کارامدی نظام از حیث اهداف و امکانات و موانع و ... اشاره شده و مستندات آماری بیان شده است. توصیه می شود یک بار دیگر آن مقاله با دقت خوانده شود. کسی منکر مشکلات بسیار زیادی اقتصادی زمان حاضر نیست. تحریم ها، بعضی سوءتدبیرها، منافع حزبی و شیوع کرونا و کسادی کسب و کار و ... . اما نگاه مقطعی و جزئی با نگاه کلی و بلندمدت متفاوت است. نه تنها آمارهای رسمی داخلی بلکه «آمارهای معتبر جهانی» حکایت از کاهش قابل توجه فقر و کمبود امکانات زندگی و ارتقاء شاخص های توسعه در ایران بعد از انقلاب دارد. این آمارها که از سوی منابع معتبر بین المللی بیان شده بسیار معنادار است. بخشی از این آمارها در مقاله مذکور آمده و برخی را نیز در این آدرس ها مشاهده فرمائید. (https://www.porseman.com/article/-%D9%88%D8%B6%D8%B9%D9%8A%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%88%D8%B6%D8%B9%D9%8A%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-/145009) و نیز (https://www.icana.ir/Fa/News/417723) (https://www.isna.ir/news/96110905396) (https://www.yjc.ir/fa/news/6913028) (https://www.nasimonline.ir/Content/Detail/2334155) (https://www.tabnak.ir/fa/news/957159) (https://www.magiran.com/article/3988406). پرسشگر گرامی! مخارج و هزینه های امروزی یک فرد آیا قابل مقایسه با زمان پهلوی است؟ آن زمان زندگی ها ساده بود. چون فقر به صورت گسترده وجود داشت، زندگی ها بسیار با قناعت و مصرف حداقلی می گذشت. هزینه های آب و برق و گاز و تلفن وجود نداشت چرا که غالبا این امکانات در قریب به اتفاق روستاها و بیشتر شهرها وجود نداشت و یا بسیار محدود بود. لذا هزینه هایی مانند خرید لوازم برقی (یخچال، تلویزیون، کولر، پکیج و ...)، تا حدودی لوله کشی آب و بخاری های گازی و تلفن و موبایل و هزینه قبوض و .... بر زندگی ها تحمیل نمی شد. چون اغلب والدین ما و نیز بسیاری از نوجوانان و جوانان ما خصوصا در روستاها از نعمت سواد و مدرسه محروم بودند و یا محدود به شهرهای خاص می شد، لذا هزینه های مدرسه و ایاب و ذهاب و لباس و لوازم التحریر و کلاس های متفرقه (زبان و ورزش و ...) وجود نداشت ویا بسیار بسیار کم بود. لذا این هزینه ها نیز بر خانواده تحمیل نمی شد. بسیاری از خانواده ها حتی خانواده های پرجمعیت در یک خانه و یا حتی در یک یا دو اتاق زندگی می کردند (حتی فرزندان متاهل!). این مسئله هزینه ها را بسیار کاهش می داد. فرزندان چون تحصیلات نداشتند لذا به کارهای پدرانشان مانند بنایی، نجاری و ... و کارهای کارگری، چوپانی و ... قانع بودن دو دختران که قریب به اتفاق شغلی نداشتند جز کار در خانه و مزارع. اما با ریشکن شدن بی سوادی و افزایش سطح تحصیلات، شخص فارغ التحصیل به هر شغل و حرفه ای راضی نمی شود. علاوه بر اینکه بانوان بسیاری از مشاغل را تصاحب کرده و شرایط را برای اشتغال مردان تحصیلکرده و بالتبع درآمد و ازدواج و ... تنگ کرده اند. لذا نباید زندگی ساده و کمخرج آن روز را با زندگی پیچیده، پرخرج و با امکانات امروز مقایسه کرد. -نکته بعدی اینکه، ایران بعد از انقلاب با «بیسابقه ترین تحریم های بانکی و مالی و اقتصادی و نظامی و دارویی و ....» مواجه بوده و با این حال، به پیشرفتهای بزرگی در زمینه عدالت اجتماعی، رفع بیسوادی، کاهش فقر، توسعه انسانی، نانو، هسته ای، پزشکی، علمی، نظامی ، فضایی و ... دست پیدا کرده باشد؟! -فرهنگ سوء به جامانده از زمان پهلوی، تا الان نیز دامنگیر ماست. تنبلی، بی نظمی، عدم کار جمعی، تکیه کم بر برنامه ریزی، مصرفگرایی، خرید تولیدات خارجی، عدم اعتماد به نفس و ... . - هر نظام سياسي اجتماعي تازه تاسيسي علاوه بر نيازمندي به بنيانهاي قوي تئوريك و برنامه هاي عملياتي كارآمد و قابل اجرا نيازمند «زمان كافي» براي تحقق آرمانها، سياستها و برنامه هاي خود مي باشد آنچه امروزه به نام مدرنيته غربي و توسعه مادي آن مي شناسيم حاصل بيش از چهارصد سال تجربه اي است كه اين نظام داشته است. طبيعتا آنها نيز در روند توسعه و رفاه مادي، با مشكلات زيادي نظير آنچه ما با آن مواجهيم، دست و پنجه نرم مي كردند. با اين وجود، هنوز نيز با مشكلات زيادي همچون فقدان اخلاق و معنويت، بي عدالتي اقتصادي و ... مواجهند. بنابراين براي يك نظام اسلامي نوپا با عمر تقریبا 40 سال، وجود برخي از مشكلات غيرطبيعي به نظر نمي رسد. بر فرض كه تمامي شرايط ديگر نيز مساعد بوده باشد و به لحاظ نرم افزاري و سخت افزاري نيز همه امكانات فراهم بوده باشد، نبايد انتظار داشت كه در اين مدت كوتاه تمامي مشكلات نظام اسلامي رفع شده و جامعه اي صد درصد اسلامي را شاهد باشيم. - همچنین، توجه ناکافی مسوولین خصوصا دولت به اقتصادمقاومتی و تولید داخل و استفاده از ظرفیت های داخلی که سالهاست مورد تاکید جدی رهبری انقلاب قرار گرفته است و به اذعان کارشناسان دلسوز تنها راه حل برطرف شدن فقر، بیکاری و تورم و ... می باشد، به مشکلات دامن می زند. اگر اسناد و سیاست های بالادستی و سیاست های ابلاغی اقتصادمقاومتی از سوی رهبر انقلاب تا الان اجرا شده بود، یقین بدانید علی رغم تحریم ها، بسیاری از مشکلات اقتصادی ما از جمله وضعیت تولید داخل و کیفیت آن و در نتیجه، بیکاری و فقر و ... برطرف یا کاهش پیدا کرده بود و عدالت اجتماعی و رفاه عمومی ارتقاء می یافت. لکن دستیابی به این اهداف، نیازمند کار جهادی و عزم راسخ دولت و مجلس است. دولت و مجلس قوی و خبره و عاقل، موجب تسریع این مسیر خواهند شد که البته به کیفیت انتخاب ما مردم بر می گردد! - انقلاب اسلامی زمینه را برای آزادی، استقلال و دخالت در سرنوشت خود برای ما فراهم آورد. قدم های زیاد (البته ناکافی) برای عدالت اجتماعی و کاهش فقر و ... برداشت. حال این وظیفه مسؤولین و ما مردم است که با کار و تلاش و تولید و حمایت از تولیدات داخلی و نظم و برنامه ریزی و نوآوری و انتخاب‌های درست و ... کشور را به پیش ببریم. اگر انقلاب را برداریم و دوباره مانند رژیم سابق شویم، باز هم تنها راه پیشرفت ما و رفع مشکلات همان مولفه هایی است که گفته شد! (استقلال، خودکفایی، کار، تولید، نظم و برنامه ریزی، انتخاب درست و ...) موفق باشید
میهمان
آره ما هم قبول داریم پیشرفت کردیم اما خیلی خیلی کند نسبت به بقیه ی کشور ها ما قبل از انقلاب بعد از ژاپن تو آسیا دوم بودیم الان کم کم ار ۲۰ تاش عقبیم قبل از انقلاب از کل آفریقا جلو بودیم الان از ۵یا ۶ تاش مثل افریقای جنوبی مصر الجزایر و... عقبیم به جز ۷ یا ۸ کشور اروپایی از بقیه جلو بودیم الان از تقریبا کل اروپا عقبیم تو قاره ی امریکا فقط از آمیرکا عقب بودیم الان از کانادا و آرژانتین برزیل شیلی و... عقبیم آره پیشرفت کردیم ولی خیلی کند خیلی از روی تعصب حرف نزنید و واقعیت ها رو هم ببینید
پرسمان
1. در ارزیابی و مقایسه پیشرفت کشورها باید در کنار توجه به ظرفیت ها و امکانات و میزان پیشرفت به دست آمده، به موانع و مشکلات و کمبودهای پیش روی آنان نیز توجه داشت. در کشور ما موانع متعددی در مسیر پیشرفت کشور وجود داشته است که از جمله می توان به اقتصاد وابسته و بیمار به جا مانده از رژیم گذشته، بروز جنگ تحمیلی هشت ساله و خسارت های هنگفت آن، تحمیل هزینه بازسازی خسارت های کشور، تحریم ها و فشارهای اقتصادی و... اشاره کرد که می توانست برای هر کشوری مشکلات فراوانی را در مسیر پیشرفت آن ایجاد نماید، در عین حال پیشرفت کشور ما با وجود همه این مشکلات، در جای خود خوب بوده است که با برنامه ریزی و مدیریت بهتر و کارآمدتر می توانست بیشتر از این باشد. کشوری که توانسته است در پیشرفت های علمی در عرصه پزشکی ، نانو، هوا فضا، هسته ای، نظامی، پیشرفت های خیره کننده ای را رقم بزند و در بعضی از حوزه های این فناوری های نوین، جزء چند کشور برتر دنیا قرار بگیرد، با به کاربستن عزم جهادی و روحیه انقلابی و به کمک جوانان این مرز وبوم می تواند، جایگاه بهتری را برای کشور رقم بزند. 2. این که ما قبل از انقلاب بعد از ژاپن در آسیا در رتبه دوم قرار داشتیم و امروز از کشورهای اروپایی و آمریکایی و برخی کشورهای آفریقایی عقب هستیم، سخنی نادرست و بر خلاف واقعیت است.که در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت. ایران پهلوی در رده چه کشورهایی بود؟! فرانس فیتزجرالد، نویسنده سرشناس امریکایی، مشاهداتش در ایران را در سال 1353 در مقاله ای به نام «به شاه هرچه می خواهد بدهید»؛ giving the shah everything he wants»، که در یکی از مجلات امریکا چاپ شد، آورده است: «وضعیت ایران به طور کلی به مراتب بدتر از کشوری مانند سوریه است که نه نفت و نه ثبات سیاسی دارد. به این دلیل که شاه برای توسعه کشور هرگز تلاش جدی نکرده است... ثروت کشور بیشتر به سوی خودرو های شخصی و نه اتوبوس، کالاهای مصرفی و نه بهداشت عمومی، و به سوی حقوق سربازان و پلیس کشور و نه آمورگاران، سرازیر شده است.» جان فوران استاد دانشگاه کالیفرنیای امریکا از وضعیت تغذیه و بهداشت در جامعه ایران در زمان پهلوی دوم اینگونه می نویسد:«65 درصد شهرنشینان در سال 1351-1352ش دچار سوء تغذیه بودند (که 25 درصد اینها وضع تغذیه شان بسیار بد بود) و این در مقایسه با 42 درصد در روستاها، رقم بسیار بالایی است. آمار و ارقام بهداشتی نشان می دهد که بر تعداد تختهای بیمارستان ، کلینیکها، پزشک و پرستار افزوده شده اما در سال 1356 ایران هنوز در خاورمیانه بدترین نسبت پزشک- بیمار، بالاترین نرخ مرگ و میر نوزادان و اطفال و پایینترین نسبت تخت بیمارستان به جمعیت را دارا بوده است»( جان فوران،مقاومت شکننده، ترجمه احمد تدین، تهران: رسا، ص 492) جان فوران در کتاب خود به وضعیت توسعه در روستاها پرداخته، در این خصوص می نویسد: «به رغم ایجاد مدرسه های روستایی توسط سپاه دانش، تنها 15 درصد روستاییان در سال 1350 ش از تحصیلات ابتدایی برخوردار می شدند و در سال 1354ش، 60 درصد مردان و 90 درصد زنان روستایی بی سواد بودند. در سالهای دهه 1350ش، 96 درصد روستاها برق نداشتند.»(همان، ص 477) دکتر یرواند آبراهامیان استاد دانشگاه شهر نیویورک ،آمار وحشتناکی را در خصوص وضعیت پزشکان و تحصیل در زمان پهلوی دوم بیان می کند که نشان از اوضاع بسیار بد کشور داشته است: «انقلاب سفید محمدرضاشاه پهلوی و در پی آن رونق درآمد نفت به جای پاسخگویی به انتظارات عمومی، موجب افزایش نارضایتی های گسترده شد. درست است که اجرای برنامه های اجتماعی در بهبود وضعیت آموزشی و امکانات بهداشتی بسیار موثر بود، اما این نکته نیز صحت دارد که ایران پس از دو دهه یکی از بدترین کشورها در بخش مرگ و میر کودکان و نسبت پزشک به بیمار در خاورمیانه بود. یکی از پایین ترین نرخ های آموزش عالی مربوط به این کشور بود. افزون بر این، 68 درصد از جمعیت بزرگسال بی سواد بودند، 60 درصد از کودکان نمی توانستند دوره دبستان را به صورت کامل طی کنند و تنها 30 درصد از داوطلبان کنکور می توانستند وارد دانشگاهها شوند. در این میان شمار افراد متقاضی تحصیل در خارج از کشور رو به رشد بود. در دهه 1970/1350 شمار پزشکان ایرانی مستقر در نیویورک بیشتر از شهرهای غیر از تهران بود. اصطلاح «فرار مغزها»نخستین بار برای ایران به کار گرفته شد.»(یرواند آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، ترجمه محمد ابراهیم فتاحی، ص 255-253) بنا به گزارش موسسه هادسُن « Hudson Institute» يكي از مهم ترين اتاق هاي فكر كه در تدوين و طراحي سياست هاي كلان ايالات متحده که امروزه نیز همچنان نقش جدي و تأثيرگذار دارد در 1975م/1354 ش، حتی اگر ایران به نرخ رشد پیش بینی شده حاصل از سیاستهای اقتصادی حکومت پهلوی دست یابد، در سال 1985م/1364ش «اقتصادش از اقتصاد هندوستان بهتر نخواهد بود و اگر از مکزیک عقب نباشد حداکثر به سطح آن کشور خواهد رسید» جان فوران استاد دانشگاه کالیفرنیا در مورد وضعیت صنعت کشور در زمان پهلوی دوم در مقایسه صنعتی ایران با سه کشور هندوستان، سنگاپور و مکزیک ، می نویسد: «سهم صنعت در تولید ناخالص ملی 18 درصد بود و به مراتب از سهم خدمات (35درصد) و نفت (35 درصد) در 1356-1357ش کمتر می شد و دیگر اینکه صادرات صنعتی غیرنفتی تنها 2 تا 3 درصد همه صادرات ایران در سال 1354 ش تشکیل می داد که در مقایسه با کشورهایی مثل هندوستان (بیش از 50 درصد)، سنگاپور (60 درصد) و مکزیک (33درصد) بسیار ناچیز می نمود. »(مقاومت شکننده، ص 484) (www.rajanews.com/news/233585) 3. جایگاه اقتصادی جمهوری اسلامی صندوق بین‌المللی پول، تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2017 بر اساس شاخص قدرت خرید، بالغ بر 1644 میلیارد دلار بوده و ایران از این نظر در رتبه 18 جهان قرار گرفته است. با پیش بینی صندوق بین المللی پول، ایران در سال‌های 2018، 2019 و 2020 نیز همچنان هجدهمین اقتصاد بزرگ دنیا باقی خواهد ماند اما در سال 2021 با پشت سر گذاشتن اسپانیا، عربستان و کانادا به جایگاه پانزدهم صعود خواهد کرد. پیش بینی شده است تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2021 بر اساس شاخص قدرت خرید به 2095 میلیارد دلار برسد که بیشتر از تولید ناخالص داخلی اسپانیا، عربستان و کانادا خواهد شد. تولید ناخالص داخلی اسپانیا بر اساس شاخص قدرت خرید در سال 2017 بالغ بر 1773.9 میلیارد دلار بوده که پیش بینی شده است این رقم در سال 2021 به 2094 میلیارد دلار برسد. تولید ناخالص داخلی عربستان نیز از 1773.5 میلیارد دلار در سال 2017 به 2078 میلیارد دلار در سال 2021 و تولید ناخالص داخلی کانادا از 1769 میلیارد دلار در سال 2017 به 2073 میلیارد دلار در سال 2021 خواهد رسید. براساس پیش بینی مرکز مطالعات PWC درباره آینده اقتصاد ایران در دو سال ۲۰۳۰ و ۲۰۵۰، ایران در سال ۲۰۳۰، شانزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا خواهد بود و تا سال ۲۰۵۰ نیز به جایگاه چهاردهم ارتقا می یابد. البته این پیش بینی به گفته مرکز مطالعاتی پی دبلیوسی بسیار محتاطانه است و رسیدن اقتصاد ایران از نظر بزرگی به جایگاه دوازدهم در دنیا هم بسیار محتمل است که برای ایران خبر خوبی است و در صورت این ارتقا می توان انتظار داشت جایگاه اقتصادی و سیاسی ایران هم در دنیا تقویت شود که تهدیدی بزرگ برای اقتصادهای صنعتی امروز به خصوص آمریکا خواهد بود. در سال ۲۰۳۰ ارزش تولید ناخالص داخلی ایران به مرز ۲.۳۵۴ هزار میلیارد دلار می رسد و وضعیتی مشابه کشورهای ایتالیا و اسپانیا خواهد داشت. طبق این گزارش در سال ۲۰۱۶ ایران از نظر بزرگی اقتصادی در رتبه 18 جهان قرار گرفته بود و به دلیل اجرای طرح های اصلاحاتی اقتصادی و توسعه صنعتی و البته تلاش برای کاهش وابستگی به نفت می تواند در سال ۲۰۳۰ با دو پله صعود به جایگاه ۱۶ دست یابد. در این سال ارزش تولید ناخالص داخلی ایران از کشورهای کانادا، استرالیا، آرژانتین و مالزی بیشتر خواهد بود ولی سرانه تولید ناخالص داخلی ایران از کشورهای مذکور کمتر گزارش شده است.(238933،www.mojnews.com)
میهمان
خود گویی و خود خندی، خود مرد هنرمندی... اگرچه برخی موارد درسته و منکر اقدامات خوب در این ۴۱ سال نیستم. اما جوابهای شما کامل نیست. یا مغرضانه و یا از روی جهل به برخی آمار نپرداختید...انقلاب با ۱۵ هزار نفر روحانی استارت خورد و شاه را بیرون کردند. الان با ۲۲۰ هزار روحانی (بهتره بگیم آخوند! چون روحانی کلمه مقدسی است و تعداد کمی از آنها را در بر میگیرد) قدرت پاسخ دادن به سوالات مردم را ندارند. اگر چه یک شبکه تلوزیونی و رادیویی به صدها شبکه رادیویی و تلوزیونی تبدیل شده است...براستی می توانید یک مقایسه از : میزان مصرف مشروبات الکب در قبل و بعد انقلاب، اختلاس، رانت، تجاوز به عنفّ سرقت، ربا، دروغ، ریا و... در قبل و بعداز انقلاب بدهید؟
اگر راست می گوئید در این زمینه مقایسه کنید... شیب رشد اقتصادی را مقایسه کنید...
هیچ فکر کرده اید که با وجود چند ده برابر شدن مساجد و مراکز فرهنگی و حوزه های علمیه، چرا مردم دین گریز شده اند؟
جواب: برای اینکه قبل از انقلاب شهریه طلاب (کم بود) ولی مشتبه نبود. الان مراجعی که شهریه می دهند چه مقدار آن از وجوهات سالم (نه اینکه فلان بازاری به طمع یک کاری به ایشان وجوهات پرداخت می کند) و چه مقدار از فعالیتهای اقتصادی و یا پولهای کلانی که به بانک ها داده اند و سود! می گیرند و به طلبه ها می دهند...
عزیزان توجیه گر
به خود آئید. بی طرف و بی غرض چیزهایی که گفتم را تحقیق کنید... والسلام علی من اتبع الهدی
پرسمان
1.در این مقاله به بررسی وضعیت کلی نظام جمهوری اسلامی در مقایسه با رژیم گذشته پرداخته شده است و طبیعی است که در قالب یک مقاله، مجال پرداختن به همه ابعاد و زوایا نیست و تنها به برخی از ابعاد و دستاوردها به طور اختصار اشاره شده است. بررسی کامل این موضوع نیازمند چندین جلد کتاب است. اینکه به برخی از آمار اشاره نشده به دلیل موضوع کلی مقاله بوده و غرض و جهالتی در کار نیست. 2. با کدام دلیل ادعا می کنید که روحانیون امروز قدرت پاسخگویی به مردم را ندارند؟اینکه ما انتظار داشته باشیم که روحانیون باید پاسخگویی همه مسائل جامعه در همه زمینه ها باشند، انتظار نابجایی است زیرا در ساختار نظام سیاسی مسئولیت قوا، دستگاهها و نهادها کاملاً مشخص بوده و نباید به صرف اینکه انقلاب اسلامی با هدایت و رهبری حضرت امام و روحانیت به پیروزی رسیده و رهبری آن بر اساس آموزه های دینی بر عهده ولی فقیه است، همه مسئولیت ها را متوجه آنان بدانیم. بر اساس قانون اساسی، مسئولان کشور چه به صورت غیر مستقیم(رهبری از طریق مجلس خبرگان) و چه به صورت مستقیم(رییس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس خبرگان، اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا) توسط مردم و با رأی آنان انتخاب می شوند. بنابر این همه مسئولیت ها و وظیفه پاسخگویی بر عهده روحانیت نیست، بلکه منتخبان مردم باید در حیطه مسئولیت خود پاسخگوی آنان باشند. هر چند نظام جمهوری اسلامی با مجاهدت و تلاش پیگیر روحانیت و هدایت آنان صورت گرفت و در رأس آن ولی فقیه که یک روحانی است قرار گرفته است ولی ماهیت و هویت این نظام برخاسته از دین و ارزش های اسلامی است و اگر روحانیت رهبری قیام مردمی را به دست گرفت و در دوران مبارزات مردمی بر علیه رژیم ستمشاهی توانست تمام جریان های فکری آن زمان را کنار زده و اعتماد مردم را کسب کند ، بواسطه دین و ارزش های دینی بود . بنابر این ، ماهیت نظام جمهوری اسلامی ، حکومت دین و ارزش های اسلامی است نه حکومت افراد روحانی و آنچه ملاک و معیار اساسی است ، حاکمیت دین و اصول اسلامی است نه یک صنف خاص و صرف روحانی بودن برای پذیرفتن مسئولیت در نظام اسلامی کافی نیست .به تعبیر دیگرنظام جمهوری اسلامی ، نظامی دین سالار و مردم سالار است نه روحانی سالار ، آنچه در این نظام حکومت می کند ، دین و ارزش های اسلامی است نه روحانیت و اگر روحانیت جایگاهی دارد بواسطه دین و ارزش های اسلامی و روحانی بودن به خودی خود موضوعیتی ندارد .آیا به صرف حضور برخی روحانیون در مناصب و مسئولیت های نظام می توان ، مجموعه نظام را منتسب به آنان دانست و ماهیت و هویت اساسی نظام و پشتوانه مردمی بودن آن را نادیده انگاشت. ؟! همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند : «حكومت آخوندى و نسبت دادن جمهورى اسلامى به اين مفهوم، حرف دروغى است. جمهورى اسلامى ، حكومت ارزشهاست، حكومت اسلام است، حكومت شرع است، حكومت فقه است، نه حكومت افراد روحانى. روحانى بودن كافى نيست براى اينكه كسى سلطه‌ حكومتى پيدا كند. جمهورى اسلامى با حكومتهاى روحانى‌اى كه در دنيا مي شناسيم، در گذشته هم بوده است، امروز هم در نقطه‌هایى از دنيا هست، ماهيتاً متفاوت است. حكومت جمهورى اسلامى، حكومت ارزشهاى دينى است. ممكن است يك روحانى ارزشهایى را حائز باشد كه از بسيارى از روحانى‌ها برتر باشد؛ او مقدم است؛ اما روحانى بودن هم موجب نمي شود كه از كسى سلب صلاحيت شود. نه به تنهایى روحانى بودن صلاحيت‌آور است، نه روحانى بودن موجب سلب صلاحيت است. حكومت دين است، نه حكومت يك صنف خاص و يك مجموعه‌ خاص. (پايگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری , بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم‏ , 29/7/89) نکته دیگر آنکه منصفانه نیست که به دلیل عملکرد عده معدودی از روحانیت، خیل عظیم روحانیون متعهد و مردمی را زیر سؤال ببریم و تعداد کمی را شایسته نام روحانیت بدانیم. علاوه بر اینکه همانگونه که واژه روحانی مقدس است، واژه آخوند نیز دارای تقدس است.«آخوند واژه ای فارسی به معنای دانشمند , پیشوای دینی و معلم است . درباره اشتقاق این کلمه آرای مختلفی وجود دارد که هیچ یک خالی از اشکال تاریخی و زبان شناسی نیست . درباره اصل و ریشه این کلمه , توافق کلی حاصل نشده است . گفته شده که نخستین مورد کاربرد واژه آخوند به مثابه عنوانی احترام آمیز برای روحانیون دانشمند در ایران به دوره تیموریان بر می گردد. در دوره صفویه حرمت این کلمه حفظ شد و بر مردمان بسیار دانشمند اطلاق گردید . در عصر قاجار کاربرد این کلمه گسترش بیشتری یافت و مدرسان مکتب خانه ها را نیز در بر گرفت . البته این کلمه در میان دانشمندان آن روزگار جایگاهی والا داشت برای مثال به مشهورترین فقیه اواخر عصر قاجار یعنی محقق خراسانی (ره) « آخوند» گفته می شد.»(دایره المعارف بزرگ اسلامی , تهران, نشر مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی , 1369, ج1, ص150) 3.در مقایسه مفاسد اخلاقی، اجتماعی قبل و بعد از انقلاب باید اشاره کنیم. اولاً؛ مفاسد اخلاقی و اجتماعی در رژیم گذشته آزادانه و به صورت رسمی و قانونی صورت می گرفت و خود رژیم هم به آن دامن می زد و ترویج می کرد. مغازه های فروش مشروبات الکلی، مراکز فساد و... آزادانه و قانونی فعالیت داشتند و این بسیار متفاوت است با بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که این مراکز تعطیل شد و مفاسد اخلاقی و اجتماعی آزاد نبوده و به صورت مخفیانه و غیر قانونی انجام می شود. گرچه وقوع همین مقدار نیز در نظام به هیچ وجه قابل قبول نیست. ثانیاً؛ فضای جهان امروز و وسایل و ابزار فساد انگیز در مقایسه با آن دوران بسیار بیشتر شده است و وجود فضای مجازی و اینترنت و شبکه های ماهواره ای در گسترش زمینه فساد ، تأثیرگذار است . مسائلی که در رژیم گذشته خبری از آنها نبود. حجم گسترده تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان علیه نظام جمهوری اسلامی، چیزی است که در رژیم گذشته با آن مواجه نبودیم. یکی از مشخصات جامعه ایران در سالهای 1342 تا 57، گسترش و رواج انواع فساد اداری، مالی و اخلاقی در ارکان دولت و جامعه است که در نتیجه آن ثروت ملت توسط دولت و دربار سلطنتی حیف و میل می شد و یا به جیب یغماگران خارجی می رفت. رواج فساد در ابعاد وسیع آن، از اساسی ترین ویژگیهای حکومت هویدا به شمار می رود،( ر.ک. به: فریدون هویدا، سقوط شاه، ترجمه ح.1. مهران، تهران: اطلاعات، 1365، ص 9) روحیه دولتمردان هویدا غالبا و عامدا در جهت ترویج فساد و شکستن قبح آن بود و کسی که تسلیم چرخ فساد نمی شد، ناتوان، ناهماهنگ و مرتجع قلمداد می گردید.از مستخدم اداره گرفته تا وزیر و وکیل و...در این گردونه غرق شده و به آن تظاهر می کردند، دروغ و دورنگی مد روز شده و رشوه گرفتن علامت عرضه و لیاقت به شمار می رفت. آمار و ارقام مربوط به اماکن فساد و فحشا، مراکز فروش مشروبات الکلی، قمارخانه ها، کاباره ها و دانسینگها، تعداد معتادان مواد مخدر، میزان رشوه ها و پرونده های جرایم مختلف، نمونه ای از فساد اخلاقی در جامعه بود. در این دوره فساد و فحشا به صورتهای مختلف، جامعه را فرا گرفته و توسعه یافت و حکومت هم علاوه بر این که ممانعتی ایجاد نمی کرد، با وسایل مختلف به آن دامن می زد، قمارخانه های مجهز و کازیونهای شبانه روزی وابسته به دولت، همیشه دایر بود و پولهای هنگفت بدست آمده از نفت در آنها صرف می شد و در نهایت به مجامع معتبرتری از همین نوع در خارج منتقل می شد.( ر.ک. به: مهدی رهبری، اقتصاد و انقلاب اسلامی ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1379، ص 291.) جزیره کیش که با صرف میلیاردها دلار به صورت مونت کارلوی ایران در می آمد و برای آن خطوط ویژه هواپیماهای کنکورد در نظر گرفته شده بود، نمونه ای از هزینه های هنگفت جهت عیاشی بود، نمایندگی های سیاسی ایران در خارج از کشور نیز به مراکز فحشاء و فساد تبدیل شده و سفارت ایران در آمریکا نقش مهمی در این مورد داشته و از این طریق حلال بسیاری از مسایل سیاسی بوده است. (نمونه هایی از این نظرات را در منابع زیر جست وجو کنید؛ نیکی آر. کدی، ریشه های انقلاب ایران، ترجمه عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، تهران، 1375؛ همچنین: سایروس ونس و برژینسکی، توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقی، انتشارات هفته، تهران، 1362، و نیز: فرد هالیدی، دیکتاتوری و توسعه سرمایه داری در ایران، ترجمه فضل الله نیک آیین، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1358.) در سالهای آخر سلطنت شاه، به لحاظ آشفتگیهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نیز فساد مالی، فحشاء به صورت یک بحران اجتماعی در آمده بود. (سقوط شاه، ص 92.) مجله های بدنام و فحشا خانه ها بسیار زیاد شده و تنظیم روابط اجتماعی بر اساس آنها انجام می شد، روز به روز بر تعداد فواحش و مراکز فحشا افزوده می شد و آمار غیر رسمی حکایت از 50 هزار فاحشه در ایران داشت، محله های بد نام در تهران و شهرستانها به صورت پایگاه بزرگ جنایت و فساد و قتل و اعتیاد در آمده بود و علاوه بر حاشیه خیابانها که لانه فساد بود، در زندانها نیز فساد و فحشا بیداد می کرد. در مورد مفاسد اقتصادی نیز وضعیت کشور با پیش ازانقلاب به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. گرچه پس از انقلاب شاهد بروز برخی مفاسد اقتصادی و سوء استفاده از اموال عمومی و پرونده های اختلاس بوده ایم، اما فساد در دوران پیش از انقلاب، سیستماتیک و قانونی بوده است و این بسیار متفاوت است با مفاسد اقتصادی پس از انقلاب که با آن مقابله می شود . بسیاری از پرونده هایی که امروز تحت عنوان اختلاس، دزدی، پولشویی ، رانت و ... از آن یاد می شود،قبل از انقلاب ،کاملا قانونی و موجه بوده و گویی این موضوع از حقوق مسلم مقامات پهلوی به شمار می رفته است و یکی از دلایل اصلی متزلزل شدن رژیم منحوس پهلوی و در نهایت سقوط آن، به عمق همین فسادها و نارسایی ها و نارضایتی عمومی مردم از زیاده خواهی های علنی و به اصطلاح قانونی خاندان پهلوی و مقربان آن ها معطوف می شد. میلسپو (مستشار نظامیِ آمریکایی)در این خصوص می نویسد: رضا شاه، روی هم رفته، مملکت را پاک دوشید؛ روستائیان، عشایر و زحمتکشان را بیچاره کرد و از زمین داران باج هنگفت گرفت و در عین آنکه اقداماتش طبقه جدید (سرمایه داران-تجار) انحصارگران، پیمانکاران و مقربین سیاسی را غنی ساخت، تورم، مالیات های سنگین و...سطح زندگی مردم را کاهش داد. آنچنان که اسناد نشان می‌دهد؛ ثروت رضاخان به هنگام مرگ، حداقل سه میلیون پوند و حدود یک و نیم میلیون هکتار زمین بوده که بخشی از آنها با مصادره مستقیم و برخی دیگر با مجاب ساختن مالکان این اراضی به فروش اجباری آنها با قیمت نازل و نقل و انتقال های دولتی (اما به واقع غیر قانونی) ، ضمیمه ثروت رضاه شاه شده بود. گزارش‌های سفارت بریتانیا به عنوان یکی از اصلی ترین و بزرگ ترین حامیان رضاخان بر جلوس او بر تخت سلطنت نیز موید فسادِ اقتصادیِ شدید نخستین شخص مملکت در زمان پهلوی اول است. در گزارش اشاره شده این‌چنین قید شده؛ اشتهای سیری ناپذیر وی به اندازه ای است که عجیب نخواهد بود اگر چند صباح دیگر کسی بپرسد چرا اعلی حضرت بی درنگ همه ایران را به نام خود به ثبت نمی رساند؟. وزیر مختار بریتانیا نیز چنین نوشته است: او همچنان در کار انباشت ثروت از راه‌های مشکوک است و فرماندهان ارشد نظامی خود را نیز در کار آزاد گذاشته و در عین حال از هیچ فرصتی برای بی اعتبار کردن فرماندهان در صورت سوء ظن نسبت به قدرت گرفتن آنها از طریق اندوختن ثروت پرشمار برای بهره گیری شخصی دریغ نمی‌کند و البته اگر آنها سهم عده ای از ثروت به دست آمده را به شاه بدهند، او نیز از دزدی های آنها چشم پوشی خواهد کرد. چنین گزارش‌هایی در ارتباط با فساد اقتصادی دوران پهلوی اول کم و محدود نیست و با یک بررسی و تحقیق در ارتباط با وضعیت اقتصادی حاکم در دوران پهلوی به روشنی به عمق فاجعه مذکور پی خواهیم بُرد. این روال و رویه شوم در دوران محمدرضا پهلوی نیز استمرار و ادامه داشت. ولخرجی‌های خانواده سلطنتی، فساد تمام عیار، برگزاری جشن‌های آن‌چنانی و آلوده شدن سیستم دربار به انحرافات و مفاسد اقتصادی آنچنان عمیق شد که این عارضه از چارچوب یک مشکل اقتصادی خارج و به یک موضوع امنیتی، سیاسی و دغدغه‌ای ملی و عمومی برای مردم مبدل شد و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، یکی از عوامل اصلی نارضایتی مردم و سقوط رژیم منحوس پهلوی، ریشه در همین مفاسد داشت. یکه تازی‌های اشرف پهلوی و فرزندش شهرام و چپاول ثروت کشور توسط افراد مذکور به‌واسطه برخورداری از امتیازات و مجوزهای خاص بازرگانی، دست داشتن در تجارت مواد مخدر؛ تنها نمونه‌ای از فساد اقتصادی فراگیر در دربار پهلوی به شمار می رفت. سازمان اطلاعاتی ایالات متحده در گزارشی در ارتباط با فساد خاندان پهلوی می نویسد: اخیرا رئیس یکی از بزرگ ترین بانک های ایران به یکی از مقامات سفارت گفته که توجه شاه را نسبت به یکی از معاملات اشرف جلب کرده که اگر جزئیات آن علنی شود، بازتاب منفی در پی خواهد داشت و البته شاه نیز به این گزارش بی توجهی می‌کند و گویی اهمیتی برای وی نداشته است. امیرهوشنگ دولو (سلطان خاویار)، کریم ایادی (پزشک معتمد شاه) و سهامدار شرکت نفت پارس، آلودگی اقتصادی شریف امامی موسوم به آقای 5 درصد (اطلاق این لقب به این دلیل بوده که وی از کلیه قراردادهای دولتی، سهمی 5 درصدی را برای خود لحاظ می‌کرده است) تنها بخش کوچکی از فساد موجود در دربار پهلوی و ایادی این رژیم منحوس به شمار می رفت. مثال های فوق، موید این واقعیت تلخ است که با وجود پرونده های مرتبط با فساد اقتصادی در دوران پس از انقلاب، حجم فساد موجود قابل مقایسه با آن دوران نیست. اگر امروز شاهد تشکیل و گشوده شدن پرونده های قضائی بسیاری در ارتباط با مفاسد اقتصادی هستیم، در دوران طاغوت، پرونده‌ای تشکیل نمی شد که عزم رژیم را در برخورد با مفاسد اقتصادی به اثبات رساند و موارد موجود اندک نیز در دعواهای سیاسی درونی پهلوی بروز پیدا می‌کرد. فساد نظامی ها در دوران پهلوی نیز بُعدی دیگر از عمق انحرافات اقتصادی آن دوران را نشان می دهد. ثروت اندوزی های امرای ارتش و خروج میلیون ها دلار ارز و پول از کشور توسط افرادی همچون ارتشبد اویسی (15 میلیون دلار)، نمازی (9میلیون دلار)، سپهبد مقدم (2 میلیون دلار) و آموزگار(5 میلیون دلار) نمایی دیگر از فساد سیستماتیک پهلوی دوم محسوب می شود. غصب جنگل های ملی توسط محمود رضا پهلوی،گرایش به قمار بازی و شایع بودن بازی پوکر و بریج در میان درباریان، صرف هزینه های سنگین برای عیش و نوش و خوش گذارنی‌های شاه و نزدیکان او، آن هم در شرایطی که بخش عظیمی از مردم در فقر زندگی می‌کردند (به نقل از کتاب آخرین سفر شاه،نویسنده:ویلیام شوکراس) از دیگر مصادیق مفاسد اقتصادی آن دورن به شمار می رود. جمع بندی این مثال ها و مصادیق، به این موضوع و نکته ظریف خلاصه می شود که در عرصه مبارزه با فساد اقتصادی، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه اخیر به توفیقات بسیاری نائل شده و اگر امروز همچنان شاهد بروز برخی از مفاسد اقتصادی هستیم (که تردیدی در وجود آن نیست) این عارضه ریشه در برخی غفلت ها و ضعف های نظارتی دارد و در واقع امر، رویکرد نظام در ارتباط با سوء استفاده های اقتصادی، نه بر سکوت و نه بر مماشات معطوف شده که تشکیل پرونده قضائی برای بسیاری از مقامات و حتی نزدیکانِ مدیران اجرایی کشور،گواهی است بر صحت این ادعا.(www.yjc.ir/fa/news/6419496) در جمهوری اسلامی فساد وجود دارد و متاسفانه برخی از مفاسد و اختلاس های بزرگ هم صورت گرفته است اما همان فساد کلان در حدی برجسته می‌شود که برادر رئیس‌جمهور هم بازداشت می‌شود. چهره‌های برجسته حکومتی اگر فساد کنند بازداشت و محاکمه می‌شوند. بعد از انقلاب چندین سرمایه‌دار به دلیل اختلاس اعدام شده‌اند. قبل از انقلاب حتی یک نمونه ندارید که بالاتر از یک مدیرکل از نظر فساد اقتصادی حتی محاکمه شده باشد، چه رسد به زندان و اعدام. رژیم پهلوی فساد سیستماتیک داشت. یعنی فساد در آن رخ می‌داد و کسی هم توان مبارزه با فساد را نداشت. در ایران بعد از انقلاب اگر فساد رخ بدهد ،که رخ داده‌، نکته این است که با آن مبارزه می‌شود. فساد به روزنامه‌ها و نشریات کشیده می‌شود و همه درباره‌اش نظر می‌دهند، پرونده تشکیل می‌شود و به جریان می‌افتد و حتی اگر بگوییم در پرونده‌ها نفوذ می‌شود و سیر رسیدگی به پرونده‌ها کند است، به هر حال در فضای عمومی طرح می‌شوند، آن هم در سطوح بالا مثل برادر رئیس‌جمهور، برادر معاون اول و امثالهم، حتی یک نمونه هم نظیر این‌ها در قبل از انقلاب نیست. اینکه می‌گوییم در جمهوری اسلامی فساد هست، اما سیستماتیک نیست و قبل از انقلاب فساد بود و سیستماتیک هم بود، تفاوتش این است. گزارش‌های کمیسیون شاهنشاهی در سال 1356 را ببینید که دارند از فساد حرف می‌زنند. اسناد ساواک را ببینید. خود آن‌ها دارند از فساد سیستماتیک حرف می‌زنند. (www.tasnimnews.com/fa/news/1397/12/01/1951709) 4. در زمینه رشد اقتصادی کشور توجه به میزان سرانه درآمد ملی و تولید ناخالص داخلی به خوبی بیانگر وضعیت اقتصادی کشور در دوره در مقایسه با یکدیگر است. در این زمینه بر اساس آمارهای بانک جهانی به این سه محور اشاره می کنیم سرانه درآمد ملی سرانه درآمد ناخالص ملی شاخصی است که از تقسیم مجموع درآمد ناخالص ملی یک کشور بر تعداد جمعیت آن به دست می‌آید. بر اساس آمارهای بانک جهانی، در دوران پهلوی سرانه درآمد ملی ایرانیان بین ۲۶۰ تا ۲۲۰۰ دلار بوده است. اما در دوران پس از انقلاب با وجود دو سه برابر شدن جمعیت کشور، سرانه درآمد ملی ایرانیان به رکوردهای بالاتر از ۷۰۰۰ دلار هم رسیده است که نشانه افزایش چند صد درصدی نسبت به قبل از انقلاب است. درآمد ناخالص ملی بر اساس آمار بانک جهانی، درآمد ناخالص ملی ایران از ۳۱۶ هزار میلیارد تومان در سال ۱۹۷۹ (به قیمت‌های ثابت امروز) به حدود ۶۰۰ هزار میلیارد تومان در سال‌های اخیر افزایش یافته که رشد حدوداً ۲ برابری نشان می‌دهد. تولید ناخالص داخلی تولید ناخالص داخلی ایران (تعدیل شده بر اساس نرخ‌های ثابت سال ۲۰۱۰) از قبل انقلاب تاکنون تقریباً سه برابر شده است. تولید ناخالص داخلی ایران در سال‌های پایانی دوران رژیم پهلوی (تعدیل‌شده به نرخ سال ۲۰۱۰) بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار بود. این شاخص در سالیان اخیر از ۵۴۰ میلیارد دلار هم عبور کرده است. لازم به توجه است که ارقام فوق، بر اساس نرخ‌های واقعی تولید ناخالص داخلی کشور است، وگرنه بر اساس نرخ‌های جاری، تولید ناخالص داخلی ایران نسبت به قبل از انقلاب که حداکثر ۹۰ میلیارد دلار بود که در سال‌های اخیر به رکورد ۶۰۰ میلیارد دلار هم رسیده و رشد ۷-۶ برابری نشان می‌دهد.(www.mashreghnews.ir/news/829965) تولید ناخالص داخلی ایران (تقریباً یعنی حجم اقتصاد) از حدود 4میلیارد دلار در 1960 (1339) به 11میلیارد دلار در 1970 (1349ش) و نهایتاً به 90میلیارد دلار در آستانۀ انقلاب می‌رسد (این رقم، در اوج یعنی در سال 2012، به 600میلیارد دلار رسید و اکنون حدود 400میلیارد دلار است). رشد اقتصادی ایران (تقریباً یعنی بزرگ شدن اقتصاد در یک سال) طی سال‌های 1960 (1340) تا 1973 (1353) عموماً بالای 10 درصد بود و حتی در سال‌های 1965، 1969 و 1976 رقم باورنکردنیِ حدود 17درصد را تجربه کرد. این حد از رشد حتی در تجربۀ سال‌های اخیر چین هم دیده نمی‌شود! قیمت هر بشکه نفت‌خام که در جولای 1973 (تیرماه 1352) کمتر از 21دلار بود، در ژانویه (دی‌ماه 52) به 56 دلار رسید. روند فزایندۀ قیمت نفت ادامه داشت تا در آوریل 1980 (فروردین 1359) رکورد بی‌سابقۀ 126 دلار به ثبت رسید. پس از آن به‌تدریج قیمت نفت تا سال‌های متمادی به کانال 30 تا 50دلار بازگشت. این در حالی بود که میزان تولید نفت ایران طی آن سال‌ها، معمولاً بیش از 6میلیون بشکه در روز بود، که از این رقم بخش قابل توجهی صادر می‌شد. از فروش این ثروت خداداد شرایط ایده‌آلی مهیا شده بود، چه شرایطی از این بهتر، که خود غربی‌ها، با فناوریِ خودشان، نفت را ببرند و مابه‌ازای آن را به اقتصاد ایران پرداخت کنند؟! (شاه البته نقدینگی ناشی از فروش بی‌محابای نفت را با خرید سلاح و اقلام فانتزی و لوکس دیگر، با معاضدت افرادی مانند طوفانیان، رأساً از کشور خارج کرد و به آمریکایی‌ها بازگرداند!) در آن‌سوی ماجرا، نگاه‌های متعارف اقتصادی می‌گوید که به‌طور معمول انتظار می‌رود چنین روند رشدی به‌شدت تورم‌زا باشد، لکن آمارها نشان می‌دهد طی یک دهۀ پیش از 1973 (1352) با وجود رشد نجومی اقتصاد ایران، از تورم خبری نیست! نرخ تورم در این دوره در حاشیۀ صفر حرکت می‌کند. بنابراین تا اینجا شرایط عالی است! فروش عالی، رشد غیرطبیعی و یونیک در کل جهان، افزایش سطح رفاه، و به‌صورت جالبی بدون تورم! از این سال‌ها به سال‌های طلایی شکوفایی اقتصادی ایران تعبیر می‌کنند. اما این همۀ ماجرا نیست. توانگری مالیِ این سال‌ها، علاوه بر اینکه به توسعۀ سیاسی و اجتماعی و ارتقای مدنیّت جامعۀ ما هیچ کمکی نکرد، و موجب استحکام و رشد تولید درون‌زا و ملی هم نشد، اتفاقاً مؤلفه‌های ناظر به‌سمت «مصرف» را تقویت کرد. آمارها نشان می‌دهد در این سال‌ها در یک روند فزاینده، واردات بر صادرات پیشی گرفت و تراز تجاری طی 13 سال، سقوط چند هزار برابری را تجربه کرد و در آستانۀ انقلاب به رقم بی‌سابقۀ 60 میلیارد تومان (حدوداً 9 میلیارد دلار) رسید. این سطح از واردات نشان می‌داد «تولید ایران» را یارای هضم و مدیریت و همسازی با «نقدینگی بادآوردۀ از خارج از چرخۀ متعارف اقتصاد» نیست. اقتصاد ایران با تکیه بر این نقدینگیِ بادآورده عمیقاً به واردات وابسته شده بود. طی دو سالِ منتهی به انقلاب اسلامی، این شرایط بی‌نظیر و طلایی به‌یک‌باره به ضد خودش بدل شد! بیماری اقتصادیِ کشور ما در این سالها از دوره کمون خارج شده بود و غده چرکین نهفته در این سال‌ها سر باز کرده بود، آهنگ رشد اقتصاد ایران (عمدتاً به‌دلیل بیماری هلندی) طی تنها دو سال، سقوطی 32درصدی را تجربه کرد. در همین زمان (و به همان دلیل) نرخ تورم به‌شدت افزایش یافت و در سال 1977 (یعنی یک تا دو سال پیش از انقلاب اسلامی) به 27 درصد رسید. نکتۀ قابل توجه‌تر اینکه حتی طی همان سال‌های «طلایی» نیز، نابرابری اجتماعی به‌شدت رشد کرد. یک‌دهم برخوردار به‌شدت مرفه‌تر شد و ضریب جینی به رقم عجیب «افزون بر 50صدم» رسید. از زمان قدرت گرفتن پهلوی دوم در 1332 تا آستانۀ انقلاب، با واگذاری 50درصد از عواید نفت به «کنسرسیوم»، حداقل نیمی از عواید نفت ایران در ید اختیار غربی‌ها قرار گرفت. بخش قابل توجهی از نیم دیگر نیز صرف پر کردن جیب معدود افرادی شد که از این نمد کلاهی داشتند. رشد فروش نفت و نیز توسعۀ تسلیحات، اقلام آماده و صنایع بزرگِ غیردرون‌زا و وارداتی (صنایع مونتاژ که از فناوری و توانایی داخلی بهره‌ای نداشت)، طی یک دهه پنل‌ها و تابلوها را به نمایش فربه شدن اقتصاد ایران سوق داد، اما اتفاقاً همین عدم‌توازن و برون‌گرایی افراطی و رشد مجازی و غیرواقعی و ناهمگون و غیرعادلانه، پاشنه آشیلی شد برای سقوط اقتصاد نفت‌بنیان عصر پهلوی دوم، عنصری که کنار عدم توسعۀ سیاسی و دیکتاتوری نظام حاکم، به طوفان سهمگین خشم مردم بدل شد و طومارِ حکومت پهلوی را در هم پیچید. (www.tasnimnews.com/fa/news/1398/11/29/2205430) 5. اینکه ریزش هایی در عرصه دینداری را شاهد هستیم، قابل انکار نیست، اما در کنار این ریزش ها، شاهد رویش های فراوانی در میان جوانان در عرصه دینداری و تعمیق باورهای اسلامی و انقلابی در میان آنها هستیم ، حضور پر رنگ جوانان در مراسمات مذهبی ، هیأت های مذهبی و فعالیت در قالب گروههای جهادی و خدمت رسانی به مناطق محروم و فعالیتهای مختلف بسیج و حضور مخلصانه آنان در قالب مدافعان حرم در مقابله با توطئه های دشمنان، جلوه های زیبایی از رویش های انقلاب اسلامی و دینداری جوانان است. در قضاوت در مورد دینداری افراد به ویژه جوانان صرفاً نمی توان بر اساس ظاهر افراد و نوع پوشش و یا مدل موی آنان و مانند آن قضاوت کرد ، چه بسا جوانانی که ظاهر و پوششی نا مناسب داشته باشند، اما دین و باورهای دینی در عمق جان ها زنده است و در مواقع لزوم خود را نشان می دهد. مقايسه دينداری مردم پيش از انقلاب و پس از انقلاب گويای نقش انقلاب اسلامی در ترويج ارزش ها و مقابله با ضد ارزشها می باشد هر چند اين تأثير در همه برهه های تاريخ انقلاب اسلامی به يک ميزان نبوده و با شدت و ضعف هايی همراه بوده است . انقلاب اسلامی با تأثيرات شگرف خويش توانست جامعه ايرانی که پيش از انقلاب توسط رژيم گذشته به سمت فساد و قهقرا سوق داده شده بود را بار ديگر زنده کند و وجدان و فطرت خفته آنان را بيدار نمايد و از جوانانی که رژيم ستمشاهی در به فساد کشاندن آنها تلاش بسياری نموده بود , جوانانی بسازد و تربيت کند که در دوران جنگ تحميلی و پس از آن در عرصه های مختلف برای کشور جان خويش را فدا نموده و برای نظام افتخار آفرينی کنند . به عنوان نمونه در بررسی آماری که در زمينه تحول ارزش ها در جامعه ايران پس از انقلاب اسلامی صورت گرفته است .( ر.ک: ذو علم , انقلاب وو ارزشها , تهران, پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی , 1379, ص 125- 210) نتيجه ای که از پرسش از تعدادی از پاسخ دهندگان در خصوص سير تحول ارزش های خاص دينی و عبادی در چهار شاخص فرعی ؛ توجه به نماز و عبادت , شرکت در مساجد و حسينيه ها و مراسم مذهبی , توجه به خدا و پيامبر اکرم و ائمه اطهار (عليهم السلام ) و گرايش به قرآن و معارف اسلامی به دست آمده است اين است که از تعداد 225 نفر پاسخ دهنده به اين پرسش ( شاخص فرعی اول ) , تنها 56 نفر توجه به عبادت و نماز را در دوران قبل از انقلاب زياد و بسيار زياد ارزيابی کرده اند , حال آنکه تعداد 205 نفر برای سال های اول پس از انقلاب و تعداد 144 نفر برای حال حاضر , توجه به نماز و عبادت را در سطح جامعه زياد و بسيار زياد دانسته اند که نشان دهنده اين امر است که مقايسه وضع کنونی جامعه با قبل از انقلاب , تحول مثبت و چشمگيری را نشان می دهد اگر چه در مقايسه با سال های اول پس از انقلاب , نمايانگر افول نسبی است . و در زمينه وضعيت شرکت در مساجد , حسينه ها و مراسم مذهبی نيز کمتر از 20 درصد از پاسخ دهندگان شرکت مردم در مراکز و مراسم مذهبی را در سال های قبل از انقلاب , زياد و بسيار زياد ارزيابی کرده اند , در حالی که بيش از 90 درصد در مورد سال های اول پس از انقلاب و حدود 55 درصد در مورد وضع کنونی همين ارزيابی را داشته اند . در مورد توجه به خدا و پيامبر و ائمه اطهار عليهم السلام نيز از بين 228 پاسخ دهنده , حدود 95 درصد ميزان توجه به خدا و معصومين عليهم السلام را در سال های اول پس از پيروزی انقلاب اسلامی زياد و بسيار زياد دانسته اند و نزديک 70 درصد وضعيت کنونی را چنين ارزيابی نموده اند و کمتر از 27 درصد وضعيت قبل از انقلاب را اين گونه دانسته اند و بالاخره در زمينه شاخص چهارم ( گرايش به قرآن و معارف اسلامی ) تنها 31 نفر از 232 نفر پاسخ دهنده , گرايش به قرآن و معارف اسلامی در سال های قبل از انقلاب , زياد و بسيار زياد دانسته اند در حالی که 210 نفر از پاسخ دهندگان , وضع سال های اول پس از انقلاب را و 157 نفر از آنان , وضع حال حاضر را در همين سطح ارزيابی کرده اند . در مجموع شاخص های فرعی مورد بررسی در خصوص سير تحول ارزش های دينی و عبادی نشان می دهد که به طور کلی ارزش های خاص دينی و عبادی در جامعه ما پس از انقلاب اسلامی دستخوش تحول مثبت و مشهودی شده وفضای فراهم آمده پس از پيروزی انقلاب اسلامی , گرايش به اين شاخص ارزشی را تقويت و تشديد کرده به طوری که تا حال حاضر هم روند مثبت تا حدود زيادی حفظ شده هر چند نسبت به سال های اول پس از انقلاب اسلامی , نشانگر افول نسبی است .( همان , ص 159-163) نکته ای که بايد در ارزيابی تحول ارزش های دينی بدان توجه داشته باشيم اين است که سطح انتظارات و توقعات مردم نسبت به رعايت ارزش ها و دينداری نسبت به پيش از انقلاب بسيار بالاتر رفته و همين « افزايش گرايش جامعه به سمت ارزش های والای اسلامی _ حداقل در سطح انتظارات و توقعات – که خود يکی از برترين و ارزنده ترين آثار فرهنگی انقلاب اسلامی است , موجب شده که به طور ناخود آگاه شاخص ها و ملاک های اندازه گيری فضايل و ارزش های جامعه ما برای همه _ البته با تفاوت در سطح و عمق _ نسبت به شاخص های قبل از انقلاب , حساستر و ريزترشده باشد و خود به خود و ناخود آگاه , اندک ناهنجاری ارزشی جامعه در وضع فعلی , بسيار برجسته تر از مورد مشابه يا بزرگ تر از دوران قبل از انقلاب به چشم آيد و مورد نقادی قرار گيرد .»( همان , ص 209) عوامل مختلفی در بروز فاصله گرفتن برخی از مردم از دین و ریزش ها در این زمینه تأثیر گذار است که از جمله می توان به این موارد اشاره کرد؛ ضعف باورهای دینی و اعتقادی، دنيا گرايی و گرايش به ماديات, هواپرستی،کم توجهی و کوتاهی برخی خانواده ها نسبت به تربيت دينی فرزندان خود ،مشکلات و نارسايی های اقتصادی در کشور و در کنار آن کم توجهی به مسائل فرهنگی و تربيت دينی از سوی برخی مسئولين در برخی برهه ها و در گيری های حزبی و جناحی و غافل شدن از مسائل فرهنگی و فقدان دغدغه دينی و فرهنگ دينی در ميان برخی از آنان ،فقدان برنامه جامع و مدون فرهنگی و دينی و نگاه جامع به تربيت دينی به منظور تقويت باورها و ارزشهای دينی و فرهنگی و ارائه راهکارهای عملی، تهاجم فرهنگی غرب و جنگ نرم و تلاش دشمنان برای ضربه زدن به فرهنگ و باورهای دينی مردم به ويژه جوانان و ترويج فرهنگ ابتذال و مادی گرايی . بنابر، این نباید تمام مسئولیت را در این زمینه متوجه روحانیت دانست. ضمن آنکه اتهام زدن به مراجع تقلید و زیر سؤال بردن سلامت شهریه روحانیون و مشتبه دانستن آن، نابجا و غیر منصفانه است اگر نگوییم مغرضانه است. دفاتر مراجع تقلید از ورود به فعالیت های اقتصادی اجتناب می کنند تا شائبه و ابهامی برای افراد به وجود نیاید، آن وقت ما به آسانی مراجع تقلید که برخوردار از عدالت هستند، را به زد و بند و معامله با برخی سرمایه داران متهم می کنیم؟ تلاش مراجع عظام تقلید همواره بر این بوده است که روش و سیره علمای سلف را در اخذ وجوهات و پرداخت شهره طلاب رعایت نمایند. دفاتر مراجع تقلید هیچ مراوده و فعالیت اقتصادی با بانکها انجام نمی دهند که در قبال آن سود دریافت نمایند و شهریه طلاب و روحانیون را از آن بدهند که در آن شبهه کنیم.
میهمان
لطفامطالب راکاملترکنید.متشکرم

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.