دعا برای رفع حسد-عدم اجابت دعا -رهایی از حسد ۱۳۹۰/۰۸/۰۳ - ۳۰۱۴۳ بازدید

چرا با اینکه از خداوند میخواهم دل و قلبم را از حسد و کینه و ... پاک کند ، این امر میسر نمیشود؟
مگر این دعا به صلاحم نیست؟
یا اینکه از خدا میخواهم نوری در قلبم پدید آورد که ایمانم قوی شود و گناه نکنم.یا حتی برای کسانی که گناهکارند دعا میکنم .این که دعای بدی نیست چرا برآورده نمیشود؟
حال من با این همه نقص و گناه هیچ ، مگر نمیگوند امام زمان برایمان دعا میکند؟یا شنیده ام حضرت فاطمه هر شب برای همه دعا میکرد.پس چرا هنوز انسان گناهکار وجود دارد؟

با سلام
پرسشگر عزیز؛ دعا به تنهایی کفایت نمی کند دعا زمانی کارساز است که در جهت آن دعا، تلاش و کوشش نیز باشد.
زمانی که انسان دعا می کند که دلش از حسد و کینه پاک شود باید در راستای برداشتن حسد و کینه اقدام کند مثلا برای درمان حسد باید عملا همت کرده و این رذیله را از خود دور نماید.
چه خوب است انسان ریشه ها، علل و عوامل پدید آورنده و رشد دهنده حسد را شناسایی کند و در جهت معالجه کوشش کند.
اگر انسان قدری با خود بیندیشد، در می یابد که حسد، نه تنها زیانى براى شخص مورد حسد (محسود) ندارد؛ بلکه چه بسا به نفع او و به ضرر حسود است؛ زیرا به فرض که حسادت دیگران موجب غیبت یا تهمت او شود؛ این کار باعث از بین رفتن گناهان او و به دوش کشیده شدن آنها توسط حسود نیز مى گردد. در حالى که انسان خردمند، هیچ گاه ضرر خود را نمى خواهد و چه ضررى بالاتر از حسدورزى!
بدون درمان عملى و تلاش و مجاهدت براى ریشه کنى گناهان، نمى توان سلامت نفس از صفات ناپسند انتظار کشید. از این رو کاربست شیوه هاى عملى در این راستا ضرورى و اجتناب ناپذیر است. به عنوان مثال، پاره اى از روش هایی که برای درمان حسد ( که به آن اشاره کرده اید) مفیدندعبارت است از:
۱. رفتار مخالف: عمل بر ضد مقتضاى حسد در گفتار و کردار؛ مانند: تواضع، خیرخواهى، خدمت به دیگران، شاد شدن از رسیدن خیر به دیگران و ریشه کنى حسد از طریق نابود کردن خباثت هاى نفسانى (مانند تکبر، ریاست طلبى، دنیا خواهى و ... ). آیة اللَّه صدرمى نویسد: «آنچه که حسود در مقام عمل باید انجام دهد، چیزى است که در آغاز بر او بسیار تلخ و ناگوار مى باشد.
البته دارو تلخ است؛ ولى سرانجام شیرین دارد. حسود باید آنچه را دلش مى خواهد، نکند. براى مثال اگر دلش مى خواهد که از کسى بدگویى کند و رسوایش سازد، دهان خود را ببندد و دندان بر جگر بگذارد و کلمه اى بر زبان نراند؛ اگر آزردن کسى را مى خواهد، او را نیازارد؛ اگر مى خواهد براى نابودى یا سرنگونى کسى به وسایلى متشبث شود، نشود و به طور کلى خواسته دل را زیر پا بگذارد». صدر، سیدرضا، حسد، صص ۲۹۸ - ۲۹۹.
این روش وقتى به کمال مى رسد که به جاى پیروى از حسد، شخصى عکس آن عمل کند. به عنوان مثال نسبت به کسى که به او رشک مى برد، خوبى کند؛ از خوبى هاى او نزد دیگران سخن بگوید؛ در حق او دعا کند و از صمیم قلب از خداوند بخواهد که نعمت هایش را بر آن شخص افزون گرداند.
۲. یادکرد نعمت ها: هرگاه از متنعّم بودن شخصى ناراحت و آزارده شد، باید متذکر نعمت هایى شود که خداوند به خود او داده است؛ چرا که خداى کریم هیچ فردى را محروم از همه نعمت ها نمى کند. همچنین اگر در زندگى خود گرفتار مشکلاتى است، باید افرادى را به یاد آورد که مشکلات بیشترى نسبت به خود دارند.
۳. تقویت عقل: انسان باید عقل خود را با عمل تقویت کند. اگر آدمى از نیروى عقل و خرد به خوبى استمداد جوید و آن را بر دیگر قواى خود، حاکم و از آن پیروى کند؛ به تدریج تقویت خواهد شد و هراندازه به آن پشت و بر خلاف رهنمودهاى عقل عمل کند، به تضعیف آن پرداخته است. یکى از راه هاى تقویت عقل، گسترش معارف دین و پیروى دقیق از رهنمودهاى پیامبران است؛ زیرا تعالیم آنان بازگشاینده گنجینه هاى خرد است: «و یثیروا لهم دفائن العقول»؛بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۶۰؛ نیز، نهج البلاغه، خطبه ۱..
۴. تبدیل حسد به غبطه: علت اصلى «حسد»، ناراحتى انسان از عدم موفقیت خویش است؛ یعنى، چرا او پیشرفت نکرده و دیگرى رشد خوبى کرده است. حسود به جاى تلاش براى رشد خویش، مى خواهد رشد دیگرى را متوقف کند. حال اگر انسان توجه کند که شکست دیگرى، هیچ کمک و سودى براى او ندارد؛ بلکه چه بسا مشکلاتى نیز به بار مى آورد، در این صورت راه درست را انتخاب مى کند و به جاى تخریب دیگران، مى کوشد خود را مانند آنان به موفقیت برساند.
این حالت انسان (غبطه)، نه تنها بد نیست؛ بلکه موجب رشد و ترقّى او مى گردد. بنابراین مى توان با تبدیل حسد به غبطه، راه رشد و ترقّى را بر خود باز نمود و از آثار منفى آن در امان ماند.
۵. خوش بینى: یکى از آفات حسد این است که باعث مى شود شخص حسود، به خوبى ها و درست کارى هاى دیگران با سوء ظن نگریسته و آن را حمل بر ریاکارى، عوام فریبى و...مى کند و به تخریب چهره مردم مى پردازد. درمان حسد، عمل بر ضد این حالات و نگرش خوش بینانه و برخورد دوستانه و صمیمانه با دیگران است.
۶. تلقین: تلقین یکى از راه هاى پیراستن نفس از صفات ناپسند است. کار بست این روش با مخاطب قرار دادن خود، تأثیر زیادى دارد. بدین سان هر گاه شراره هاى حسد در دل زبانه کشید، شخص مى تواند قدرى در خود تأمل کند؛ سپس بگوید: «نه، من دیگر چنین نیستم»، «من دیگر خوب شده ام»، «من از حسد نفرت دارم و ریشه شیطانى حسد را از وجود خود کنده ام» و «اى شیطان! از من دور شو که دیگر مرا با تو کارى نیست».جهت آگاهى بیشتر نگا: صدر، سید رضا، همان صص ۲۹۱-۳۰۴.
خلاصه کلام اینکه :
دوست عزیز؛ دعاو تضرع و درخواست از خداوند، در پیراستن نفس از آلودگى ها - از جمله حسد و کینه - بسیار مفید و لازم است اما تنها با دعا کردن نمی توان رذایل را برداشت. بلکه انسان باید با عزمی راسخ تمام همت خود را به کار گیرد تا در این راه موفق شود.«لیس للانسان الا ما سعی»
هرجه انسان تلاشش بیشتر باشد خداوند رحمان، بیشتر او را یاری خواهد کرد.«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا».
قطعا امام زمان (علیه السلام) برای ما دعا می کند اما دعا به تنهایی نمی تواند جلو اراده و اختیار ما را بگیرد. ما بنابر مقتضای انسان بودن در انتخاب مسیر و راه مختاریم.
دوست خوبم؛ از جمله دعاهایى که در تصفیه نفس و پالایش آن تأثیر به سزایى دارد، دعاى شریف «مکارم الاخلاق» از صحیفه سجادیه مى باشد.
موفق باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام. شغل من طوری هست که با فروش بیشترحقوق بیشتری میگیرم، یعنی به نوعی رقابتیه، به یکی ازهمکارام خیلی حسادت میکنم، چون فروشش بیشتره، همش دوست دارم شکست بخوره، به همه حسادت میکنم، دوست دارم فقط خودم بفروشم، همش درصددآزاربقیه هستم، دیگران راازخودم میرنجونم، بعدش ازخودم بدم میاد، احساس میکنم، بیوجدانم، دلسوزنیستم... کمک میخام
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. یکی از مهمترین ریشه های حسادت در این موارد، عدم اعتقاد و توجه به توحید در رازقیت است و اینکه تنها خدای متعال است که رزق و روزی بندگان را می رساند و با حسادت و تلاش بی مورد کسی به رزق و روزی بیتشر نمی رسد. البته تلاش به جا و به اندازه از اسباب افزایش روزی است اما در عین حال نیز باید رزق را از ناحیه خدا دانست و تلاش خود را تنها وسیله جلب رزق و روزی بدانید و تنها از خدای متعال روزی خود را طلب نمایید. ایاک نعبد و ایاک نستعین. تنها تو را می پرستم و تنها از تو کمک می خواهم. سوره حمد توحید در رازقیت:
توحید رازقیت بیان می کند که در قلمرو وحدت وجود فقط خودِ خداوند رزاق و روزی دهنده است هرچند این کار را از طریق مظاهر کثیر خودش در عالم خلقت انجام می دهد. در ابتدای بحث به آیه چهلم از سوره مبارکه روم توجه بفرمایید: الله الذی خلقکم ثم رزقکم ثم یمیتکم ثم یحییکم هل من شرکائکم من یفعل من ذلکم من شیء سبحانه و تعالی عما یشرکون آیه فوق خلقت ما را به خداوند که همان وحدت وجود لایتناهی می باشد نسبت می دهد در حالی که علی الظاهر در آفرینش ما پدر و مادر هم نقش داشته اند و همچنین میراندن ما را نیز به خدا نسبت می دهد در حالی که بنا بر ظاهر آنچه که مشاهده می کنیم برخی اوقات خود انسان ها و یا حوادث طبیعی هم در مرگ و میر بشریت تاثیر دارند ولی نکته اینجاست که آیه فوق با نگرش توحید وجود به پدیده های عالم می نگرد که تمام توحیدهایی که در قرآن ذکر می شود بر همین توحید وجود بنا شده است که طبق آن، هیچ چیزی مستقل و جدای از خداوند اصالت و وجودی ندارد و همه تحت فرمان او کار می کنند بلکه خود اوست که با آن ها به عنوان شؤونات و تجلیات خویش در عالم امکان اثر می گذارد.حتی در سوره سجده قبل از اینکه میراندن و زنده کردن را به خداوند نسبت دهد تمام خنده ها و گریه هایی که در بین انسان ها رخ می دهد را هم به خداوند نسبت می دهد که البته در مظاهر خودش ظهور می دهد:
و انه هو اضحک و ابکی و انه هو امات و احیا توحید رازقیت بر مبنای قاعده وحدت در کثرت می باشد:
پس نتیجه می گیریم که در این موارد بایستی با قاعده عرفانی وحدت در کثرت مطلب را تبیین کنیم یعنی وحدت وجود خداوند با تجلی در کثرت ها کارهای خودش را در ساختار آفرینش بروز و ظهور می دهد؛ با همین دید است که قرآن کریم توحید رازقیت را بیان می کند و تأکید ویژه می نماید که شریکانی که برای خداوند فرض کرده اید، نمی توانند کارهای او را انجام دهند چون به فرض هم که انسان روزی خودش را به زعم باطل خویش از غیر خدا بگیرد در واقع این خدا بوده است که با تجلی در فلان صورتی که غیر او پنداشته شده است به او روزی داده است. پس به هر حال روزی دهنده، خداوند بوده است و غیر خدا در کار نبوده است روی همین حساب در آیه ذکر شده از سوره روم با واژه”شرکائکم: شریکان شما” شریکان را به خود مشرکان نسبت می دهد یعنی ساخته ذهن مشرکان می داند و چون در واقعیت عالم خارجی ، خداوند هیچ شریکی ندارد از واژه ” شرکائه: شریکان او” استفاده نمی کند که ظرافت به کار گرفته شده در این آیه بر مبنای قاعده تکوینی توحید رازقیت می باشد. حافظ شیرازی(قدس سره) که انصافا بسیاری از آیات قرآن را به نظم شیرین فارسی به سبکی دلپذیر بیان کرده است، این نکته دقیق قرآنی را بدین صورت متذکر می شود: بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود پس هرچند بر سر سفره پادشاه نشسته باشیم ولی در واقع خداوند است که در همان حال به ما روزی می دهد و این نکته یک حقیقت قرآنی است که بر مبنای فقر وجودی مخلوقات به خداوند بیان شده است هرچند فقر وجودی نسبت به خداوند گاهی در اظهار نیاز یک انسان گرسنه نسبت به یک پادشاه نمود می کند ولی از آنجاییکه ثروت پادشاه نیز چیزی جز تجلی خداوند نمی باشد پس در واقع فقر وجودی برای دریافت رزق و روزی نسبت به خداوند واحد می باشد نه نسبت به پادشاه که یکی از کثرات است؛ در نتیجه اگر روزی دهندگان دیگری هم در قرآن ذکر می شود طبق قاعده توحید ربوبیت ، تجلی خداوند هستند و به هیچ وجه از او جدا نمی باشند: والله خیر الرازقین در واقع همانطوریکه خداوند تمامی تدبیرهای خود را طبق آیه سوره سجده از آسمان ملکوت در زمین ملک نازل می کند و تدبیر خود را با این کار نشان مخلوقات می دهد: یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون بر همین قیاس روزی مخلوقات را هم طبق آیه ۲۲ سوره ذاریات از آسمان معنا در سفره انسان ها متجلی می کند: و فی السماء رزقکم و ما توعدون همچنین قرآن کریم در آیه آخر سوره ذاریات هم فقط خداوند را روزی دهنده می داند و بس؛ بدین صورت که با حرف تاکید”ان”در اول جمله و ضمیر فصل “هو” و همچنین “ال”که بر سر خبر آمده است بیان می شود که روزی دهنده و رزاق فقط و فقط خداست و این کار منحصر به ذات مقدس و وجود نامحدود او می باشد: ان الله هو الرزاق ذو القوه المتین در واقع طبق توحید رازقیت ، وجود واحد خداوند از طریق ظهور در مخلوقات کثیر به انسان ها روزی می دهد. برای تایید این مطلب به آیه زیر از سوره یونس توجه بفرمایید: قل من یرزقکم من السماء و الارض امّن یملک السمع و الابصار و من یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی و من یدبر الامر فسیقولون الله فقل افلا تعقلون از ابتدای آیه فوق به خوبی استفاده می شود که همان خداوند واحدی که از تمام مخلوقاتش منزه است رزق و روزی خودش را از طریق تجلی در آسمان و زمین به مخلوقاتش می رساند؛ پس آسمان و زمین مستقل از خداوند کاره ای نیستند چون تمام ماهیت ها به طفیلی وجود کار می کنند یا به بیان دیگر وجود واحد کارهایش را از طریق ظهور در ماهیات کثیر انجام می دهد. با توجه به مطالب گفته شده توحید رازقیت اثبات می شود و واضح است که اگر کسی مخلوقات خداوند را به نحو مستقل از خداوند به عنوان روزی دهنده در نظر بگیرد گرفتار یک مغلطه خطرناک ذهنی شده است که به هیچ وجه در عالم خارجی مصداقی ندارد. البته مطالبی که در این نوشتار بیان شد مربوط به رزق و روزی مادی بود و صد البته رزق و روزی های معنوی نیز بر همین روال به خداوند بر می گردد چون حتی اگر یک مطلب علمی یا هدیه نورانی از طرف یک انسان کامل به شخصی اعطا شود باز هم روزی دهنده فقط و فقط خداوند بوده است که البته از طریق یک انسان کامل رزق و روزی معنوی را به یکی از بندگانش رسانده است.
میهمان
کسی را می‌شناسم درلباس دوست به من حسادت می‌کنند وجلوی پیشرفتم رامیگرد یعنی جوری که بقیه میخان یه کاری کنند نمیزاره توزندگیم خیلی اذیتم میکنه از لحاظ روحی چون فامیل خیلی نزدیکه نمیتونم حرفی بزنم هرچی عقده کینه داره میخاد سرمن خالی کنه فقط چیکار کنم دست از سرم برداره ولکنم بشه دعایی نمیدونم کاری بگین که ول کنه به صبر ایوب قسمت ن میدم
پرسمان
سلام علیکم، در مورد برخورد با فرد حسود، یک برخورد عمومی است و یک برخورد ویژهاما برخورد عمومی و شیوه برخورد با فرد حسود۱. حفظ آرامش: به خاطر داشته باشید که واکنش شدید تنها کارها را بغرنج تر و وخیم تر میکند. انتقام گرفتن و برخورد متقابل نه تنها به حل مشکل کمکی نخواهد کرد بلکه روابط شما با دوستانتان را تیره تر کرده و ممکن است طرف مقابل به کاری اقدام نماید که ضربه بزرگی به شما و خودش وارد سازد. همچنین آرامش زندگی هر دو شما با مخاطره روبرو خواهد گشت. لبخند زده و سرحال نشان دهید (اما نه بیش از حد)، سخت کار کنید، و سعی کنید از هرگونه غیبت و بدگویی از طرف مقابل نزد سایرین اجتناب کنید. بر عکس سعی کنید پشت سر او از او و کارهایش تعریف کنید تا به گوشش برسد. در اینصورت احتمالا راجع به شما قضاوت بهتری خواهد داشت.
۲. اصلاح رفتار نامناسب خود: آیا دیگران را تحقیر می کنید و موفقیت های خودتان را به رخ آنها می کشید؟ شما باید این سوال را از خودتان بپرسید، چون قصد ندارید که اسباب تنفر دیگران را از خودتان فراهم کنید. اگر متوجه شدید که خودتان رفتارها و برخوردهایی ناشایست و منفی داشته اید، باید هر چه سریعتر آنها را تغییر دهید. در واقع، تا می توانید صمیمی و فروتن باشید و ارزش دیگران را بالا ببرید. با تقسیم موفقیت هایتان با همکارانتان، اعتماد به نفس آنها را بالا ببرید و به آنها نیز درس موفقیت بدهید. اگر در گذشته بیش از حد متکبر و مغرور بوده اید، خود را تغییر دهید و سعی کنید با دشمنانتان صلح برقرار کنید. به خاطر کار، اعتبار، و سلامت روانیتان، باید تا می توانید از هرگونه مجادله یا احساس بد و منفی دوری کنید. اگر اینکار را به خاطر ترس از عکس العمل اطرافیان انجام دهید، مطمئن باشید که آنها متوجه این مسئله خواهند شد. پس باید این تغییر واقعی و مخلصانه باشد.
۳. فرصت بدهید تا شاید اصلاح گردد: بلافاصله با دیدن رفتار ناشایست از دوست و همکارتان با او برخورد نامناسب نکنید. همیشه به فکر اصلاح دیگران باشید. شاید یک فرصت بتواند او را تغییر دهد. گاهی از اوقات صبر می تواند دشمنان را به دوست تبدیل کند و آرامشی برای انسان حاصل کند که ارزش صبر را داشته باشد. امام حسن عسگری (ع) می فرماید: کسی که پارسایی خوی او، بخشندگی طبیعت او، و بردباری خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند.
عدم فخر فروشی: همانطور که خاطر نشان کردیم یکی از عللی که برای حسادت می توان نام برد فخر فروشی فرد مورد حسادت می باشد بنابراین بهترین راه تواضع و فروتنی است. به وضوح می بینیم که افراد متواضع و فروتن کمتر مورد حسادت قرار می گیرند بلکه مورد احترام و محبت دیگران قرار دارند و همه آنها را دوست دارند. امام سجاد (ع) می فرماید: شرافت و برتری در فروتنی است.
۴. همکارانتان را به خاطر موفقیت هایشان تشویق کنید. سعی کنید خودتان حسود نباشید، و از موفقیت دیگران ناخوشنود نباشید، زیرا این نوع احساسات خیلی زود برملا می شوند. اگر در خودتان حسادت و رفتارها و عملکردهای منفی مشاهده می کنید، باید انتظار برخورد مشابه نیز از دیگران داشته باشید.
۵. شکر خداوند: یکی از کارهایی که باعث روحیه تواضع و فروتنی در فرد می گردد شکر دائم خداوند که بخشنده همه نعمتهاست و لحظه به لحظه نظر رحمت به بندگان خود دارد، می باشد. بنده ای که شکر گذار نعمات خداوند است و همه موفقیت ها و نعمت ها و محبوبیت را از ناحیه او و به خواست او می داند هر گز در دل به این موقعیت و ثروت فخر نمی فروشد و خود را پایین تر از دیگران می داند. بنابراین یکی از راههای جلوگیری از حسادت اطرافیان شکر نعمت دائمیست.
۶. پیش بینی کرده و پیشگیری کنید: بهترین درمان پیشگیری است اگر احتمال می دهید کسی از دوستانتان زمینه حسادت را دارد، از همین الان پیشگیری کنید، نگذارید آتش حسادت شعله ور گردد. از او تعریف کنید. حتی زمانی که حضور ندارد از او تعریف کنید. موفقیت هایش را بزرگنمایی کرده و سعی کنید عزت نفس را به او هدیه دهید.
۷. مهر ورزی به فرد حسود البته صادقانه: فرد حسود درحال از بین بردن خود است عذاب روحی زیادی را تحمل می کند و حتی به بیماری های جسمانی زیادی مبتلا می گردد و بدن خود را نیز از بین می برد، اینچنین شخصی بیشتر از آنکه نیازمند انتقام و برخورد متقابل باشد نیازمند ترحم و مهر و محبت و عطوفت است. زمانی بوده است که او دوست صمیمی شما بوده است و در حال حاضر بخاطر سوء تفاهمی که برایش حاصل شده است شما را رقیب خود می داند، شما می توانید با محبت خود او را از این اشتباه خارج نموده و او را از نابودی نجات دهید. هشام بن سالم از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمودند: هرگاه مردی را دوست داشته باشی او را از دوستی خویش آگاه کنید زیرا این بیشتر مایه استواری محبت میان شماست. بله مهر و محبت و گفتن اینکه به آنها علاقه مند هستید باعث تحکیم روابط بین دوستان می گردد.
۸. کمک به رشد اعتماد به نفس فرد حسود بوسیله تایید مکرر او: افزایش اعتماد به نفس راهیست که می تواند فرد حسود را از احساس حقارت نجات داده و کمک کند تا ارزیابی بهتری از خود و توانمندی های خود داشته باشد و تا با تلاش و پشتکار به موقعیت هایی که فرد مورد حسادت دارد، دست یابد. برای اینکار شما باید کارهای فرد حسود را مورد تایید قرار دهید و عزت نفس او را بالا ببرید.
۹. تعریف و تمجید را فراموش نکنید: طبق آیه قران که می فرماید من احیا اگر بتوانید فرد حسود را نجات داده و حیات و آرامش دوباره به او ببخشید همانند این است که همه انسانها را نجات داده و آرامش بخشیده اید. فرد حسود را مورد تعریف و تحسین قرار دهید تا احساس کند توجهی را که نیاز دارد کسب کرده است و احساس نکند که مورد بی مهری و طرد مجموعه قرار گرفته است. در اینصورت خواهید دید که او نیز می تواند انسان خوبی باشد.
۱۰. مشاوره مرتب با روانشناس مشاور: اگر مشکلات حل نگردید، چندین جلسه مشاوره متمرکز بر مشکل شما می تواند کمک بیشتری به شما کند.
۱۱. ترک فرد حسود: اگر با همه این نکات و راهکارها بیماری فرد حسود درمان نشد بهترین راه ترک او و کم کردن رابطه با چنین فردی است زیرا با ادامه رابطه آرامش شما و او از بین خواهد رفت و ممکن است روابط شما از این نیز که هست بدتر گردد. و باقیمانده احترام بین شما از بین برود.
رعایت نکات ذیل برای دفع شر حسود موثر است :
۱- خواندن سوره فلق و ناس
۲- گفتن ذکر: ما شاء الله لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
۳-نوشتن و خواندن آیه الکرسی
۴- خواندن و نوشتن آیه و ان یکاد
۵- و مهمتر از همه توجه به قدرت الهی و پناه بردن به او از همه شرور و آفات است .
اما یک برخورد ویژه نیز وجود دارد که با توجه به نسبت آن فرد با ما و سن و سالش قابل اجرا است. مثلا برخورد با پدر و مادر یا خواهر و برادر یا همسر یا دوست و آشنا هر کدام روش مناسب خاص خود را می‌طلبد که اگر جزئیات بیشتری از نسبت و کیفیت برخورد آن شخص برای ما بگویید، می‌توانیم دستور خاص مناسب با آن را بیان کنیم.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.