دغدغه های امام برای آینده انقلاب ۱۳۹۲/۳/۱۴

امام در عین اینکه به آینده انقلاب اسلامی اطمینان فراوانی داشتند و در وصیت نامه هم فرمودند با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری امیدوار به فضل خدا به سرای باقی می روند، دغدغه های بسیاری نسبت به آینده داشتند و از این رو می بینیم به مرور که امام به زمان ارتحال نزدیک می شوند بر تعداد پیام ها می افزایند و در هر پیام هم انذارهای فراوانی را مطرح می کنند.
امام در عین اینکه به آینده انقلاب اسلامی اطمینان فراوانی داشتند و در وصیت نامه هم فرمودند با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری امیدوار به فضل خدا به سرای باقی می روند، دغدغه های بسیاری نسبت به آینده داشتند و از این رو می بینیم به مرور که امام به زمان ارتحال نزدیک می شوند بر تعداد پیام ها می افزایند و در هر پیام هم انذارهای فراوانی را مطرح می کنند. این دو موضوع که جلوه ای رحمانی از خوف و رجا است و با مقتضای آیه ۹ سوره مبارکه زمر «یحذرو الاخره و یرجوا رحمه ربه» تطابق دارد نشان می دهد که اطمینان امام و دل آرام و ضمیر امیدوار ایشان مشروط به شرایطی است و اینجاست که «دغدغه مندی» امام معنا و مفهوم پیدا می کند.

شاید بتوانیم با قطعیت بگوییم، مهم ترین دغدغه امام در انقلاب از آغاز حرکت تا روز رحلت، رسوخ منحرفان و اندیشه های انحرافی در نظام جمهوری اسلامی بوده است. اگر با این کلیدواژه ها سراغ سخنرانی ها، پیام ها و نامه های حضرت امام خمینی(ره) برویم، قطعاً حجم وسیعی از عبارات را در این مقوله به دست می آوریم.

امام، انحراف در مسیر انقلاب را از چند راه ممکن ارزیابی می کنند؛ فریفتگی در مقابل بیگانگان، خود کم بینی و ضعف نفس، اختلاف و دو دستگی مسئولان و مردم، ترجیح منافع خواص ـ سرمایه داران و... ـ بر توده های مردم، نادیده گرفتن اصول و معیارهای اسلامی، سرگرم شدن مسئولان به لذایذ دنیوی، به حاشیه رفتن صاحبان جهاد و جنگ و روی کار آمدن عافیت طلبان، رسوخ اندیشه های وارداتی و التقاطی، میدان داری مرفهان بی درد، به منصب رسیدن نااهلان و نامحرمان، به حاشیه رفتن روحانیت و اسلام انقلابی و میدان داری غرب یا شرق زدگان و... امام امت چاره این دردها را دو چیز می دانند: «بیداری و هوشیاری مسئولان کشور» و «حضور فعال توده های مردم در عرصه های مختلف کشور» بر همین اساس هم ایشان پیام های خود درباره اصول و ارزش ها، تهدیدات و خطراتی که متوجه این اصول و ارزش هاست را نه فقط در مخاطبه با مسئولان، بلکه مستقیماً با مردم در میان می گذاشت. بر این اساس؛ تندترین بیانیه ها، پیام ها، نامه ها و سخنرانی های امام در محدوده مسئولان حبس نمی شد، بلکه نوعاً در همان روز به اطلاع مردم ایران می رسید.

حضرت امام خمینی(ره) درباره انتخابات فرمودند: «انتخابات دست مردم است، رئیس جمهور، نخست وزیر؛ آن کسی که کشاورزی می کند، ]یا[ بازاری که در بازار کار می کند، راجع به انتخابات یک جور هستند.» و درباره امکان تأثیرگذاری همگانی بر «انتخابات» می فرمودند: «همه آزادند از رئیس جمهور و نخست وزیر گرفته تا آن کسی که در آخر این کشور مشغول کشاورزی است.» در واقع از این زاویه، هر شهروند در هر نقطه ای از کشور می تواند در سرنوشت کشور به اندازه بالاترین مقام، موثر باشد. این اثرگذاری و حقوقی که به این موضوع می انجامد، بیانگر یک فلسفه سیاسی خاص است و این یکی از وجوه اساسی تفاوت میان حکومت دینی از غیر آن می باشد.

از مناظر غیر دینی، حکومت حقی است که به طیف خاصی از جامعه می رسد، به عموم مربوط نمی شود. این طیف کوچک حکومت می کنند و طیف های دیگر، حکومت می شوند. مردم در این حکومت حق دارند که در تقویت آن گروه کوچک بکوشند و یا آنکه کنار بروند و تماشاچی باشند. معمولاً هم در این میان، اکثریت تماشاچی می شوند ـ و از این رو نرخ مشارکت مردم در غرب کمتر از ۰۵ درصد است ـ و در صد خاصی هم که براساس منافع خاص در احزاب نام نویسی کرده و یا با آنان مرتبط هستند، در انتخابات شرکت می کنند. اما آنگونه که ما از مکتب سیاسی حضرت امام خمینی(ره) می فهمیم، حکومت یک وجه پررنگ شرعی داشته و منحصراً به «خداوند» تعلق دارد و یک وجه پررنگ مردمی دارد و در این وجه، طبقات مردم همه به طور یکسان مطرح هستند. در توضیح این مطلب باید گفت حکومت از آن خداست و از طریق خداوند به رسول خدا، ائمه طاهرین و فقها و مومنان می رسد. مومنان و به طور کلی مردم در اموری که جای شور و مشورت عمومی وجود دارد و یا دین، مشارکت یافتن مردم را لازمه تعالی و رشد آنان بداند و یا یک فیضی است که شرکت در آن سعادت دنیوی و اخروی را در پی می آورد و یا امری است که وانهادن آن سبب خسران زیاد دنیا و آخرت می شود، از موقعیت، تکلیف و حق بلاتبعیضی برخوردار می شوند.

در اینجا ولی فقیه به عنوان حاکم شرعی، نظام سیاسی را «جمهوری» خواسته و آن را مهم ترین رکن برای تأسیس و بقای نظامی که برای اسلام بنا شده، می داند. در این جمهوری، افراد از حقوق و تکلیف یکسانی برخوردارند و در این روند از منظر امام میان رئیس جمهوری اسلامی ایران و آن کشاورزی که در آخر کشور زندگی می نماید، تفاوتی وجود ندارد. امام می فرمایند: «هیچ کس در انتخابات بر دیگری برتر نیست، همه افراد ملت یک جور هستند.»

حضرت امام خمینی(ره) انتخابات را نه فقط برای اداره امور اجرایی و تقنینی کشور، یک ضرورت تخلف ناپذیر و مهم می دانستند، بلکه آن را یک عامل مهم و تعیین کننده در حفظ نظام و حتی فراتر از آن حفظ اسلام ارزیابی می کردند. ایشان در این باره فرمودند: «شرکت در انتخابات یک وظیفه اسلامی است که ما حفظ کنیم این جمهوری اسلامی را». عدم شرکت در انتخابات از منظر حضرت امام موجب صدمه به اسلام می شود: «ممکن است اگر شما سستی کنید برای همچنین امر مهمی و طوری باشد که به نظر بیاید بی تفاوتید به اسلام لطمه بخورد.» انتخابات در کشورهای دیگر یک مسیر برای دستیابی یک حزب یا یک گروه به «قدرت» و یا «مشارکت در قدرت» است و در نهایت برگزاری انتخابات «سنجه»ای باشد برای میزان محبوبیت و مقبولیت یک گروه، در حالی که در جمهوری اسلامی به دلایل مختلف این وجه از انتخابات جنبه ثانویه دارد، انتخابات در وهله اول، سنجه ای است برای میزان مقبولیت مردمی نظام، ارزش ها، اصول و راهبردهای نظام سیاسی و از این روست که عدم شرکت در این انتخابات، خلاف شرع می باشد و فقها روی وجوب و تکلیفی بودن شرکت عموم مردم در انتخابات تأکید می کنند. در این میان، رهبری نظام جمهوری اسلامی با صراحت، حضور گسترده مردم در پای صندوق های رأی را حضوری تأییدکننده برای نظام و آرمان های آن ارزیابی می کنند و به واقع هم همین است. البته این فقط رهبران و نظریه پردازان نظام جمهوری اسلامی نیستند که انتخابات را سنجه مقبولیت نظام و ارزش های آن ارزیابی می کنند، بلکه مخالفان نظام هم همواره انتخابات ایران را به «رفراندوم» تعبیر کرده اند. دستگاه های اطلاعاتی و سیاسی غرب هم همواره سطح مشارکت را با پایایی جمهوری اسلامی و تداوم ارزش های آن در عرصه های داخلی و خارجی مرتبط دانسته اند. براساس این نگرش، انتخابات یک راه دقیق و میانبر برای ارزش سنجی انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن است. وقتی در ایران انتخابات پرشور برگزار می شود، دستگاه های اطلاعاتی و سیاسی در غرب نتیجه می گیرند که «موضع جمهوری اسلامی در عرصه سیاست خارجی سخت تر می شود» و «رهبری ایران با استحکام بیشتر راه خود را ادامه می دهد.»

انتخابات ایران تأثیر ویژه ای روی موقعیت «اسلام» دارد. اسلامی که از طریق انقلاب اسلامی و رهبری آن معرفی می شود و با واژه «اسلام ناب محمدی(ص)» شناخته شده است، با انتخابات خود را به دنیا معرفی کرده است. امروز به خصوص پس از مطرح شدن بدیل ها در جهان اسلام و تلاشی که غرب و همگرایان برای منحرف کردن مسیر مردم دنبال می کنند، معرفی اسلام ناب موضوعیت بیشتری پیدا کرده و از قضا، زمینه بیشتری برای پذیرش یافته است. امروز گروهی خودستیز به نام شریعت اقدامات خشن و ضد انسانی را دنبال می کنند و در این راه برای خود هیچ محدوده و محدودیتی قائل نیستند، حمله خمپاره ای به دانشگاه دمشق و به شهادت رساندن یک عالم برجسته سنی ـ علامه «سعید رمضان البوطی» ـ به همراه ۰۵ نفر در یک مسجد دمشق، حمله به مردم و مساجد و مقابر شریف، این بدیل را زیر سوال برده است. تا امروز غرب تلاش می کرد جمهوری اسلامی را همطراز با طالبان و القاعده معرفی کند، امروز در سوریه، عراق و... این «بدیل تکفیری» رو در روی جمهوری اسلامی، حزب الله و جبهه مقاومت ایستاده است و دیگر نمی توان آنان را همداستان و همسنگ جمهوری اسلامی معرفی کرد. تا مدتی تلاش می شد رویه محافظه کارانه و سازشکارانه حزب عدالت و توسعه و دولت اردوغان را به عنوان یک «الگوی اسلامی» و کارآمدتر از جمهوری اسلامی معرفی کنند. پس از تحولات اخیر و حمایت آشکار ترکیه از تروریسم ضد سوری و کشیده شدن دامنه تروریسم به ترکیه مطلوبیت این الگو زیر سوال رفت. بر این اساس می توان گفت در دوره ای که ناکارآمدی بدیل ها در جهان اسلام به اثبات می رسد، «جمهوری اسلامی» موضوعیت بیشتری می یابد. این جمهوری اسلامی در دنیا با انتخابات هر ساله شناخته شده است و از این رو هر کس در انتخابات شرکت می کند در واقع بر جلوه و جلال این جمهوری و اسلام ناب می افزاید و این تکلیفی است که بر دوش یکایک مومنان می باشد و حتماً معنایی فراتر از انتخاب یک «رئیس جمهور» دارد.

حضرت امام(ره) شرکت در انتخابات را یکی از راه های مهم «تقرب به خدا» می دانستند، از این رو به واجدان شرایط رأی فرمودند: «رضای خدا را در نظر بگیرید و توجه به خدا داشته باشید.» و در یک جمع بندی از انگیزه های مردم در حضور انتخاباتی بیان داشتند: «من می دانم که آقایان این بار هم با کمال اخلاص وارد می شوند و آرای خودشان را به صندوق ها می ریزند.» انتخابات به مثابه پلی برای رسیدن به خداوند یک نگاه کاملاً بدیع و در عین حال بسیار منطقی و دقیق می باشد. در اسلام یک سلسله عبادات فردیو یک سلسله فرایض اجتماعی وجود دارد. عبادات فردی شامل مواردی می شود که فرد برای «حفظ خود» انجام می دهد و فرایض اجتماعی شامل مواردی می شود که فرد برای حفظ اساس اسلام انجام می دهد و شرکت و یا عدم شرکت در آن سرنوشت اسلام را رقم می زند، در نتیجه درجه اهمیت دومی از اولی بیشتر است، هر چند فرایض دسته دوم را آن دسته از مکلفانی انجام می دهند که در انجام «عبادات فردی» اهتمام داشته باشند. امام حفظ نظام جمهوری اسلامی را از انجام نماز و روزه واجب تر می دانستند و از همین منظر هم شرکت در انتخابات را راهی برای تقرب به خدا دانسته و از مکلفان خواستند هنگام حضور در پای صندوق های رأی «قصد قربت» کرده و با اخلاص تمام وارد شوند و به افراد مکتبی رأی بدهند. ایشان فرمودند: «در هر صورت ما تکلیف داریم؛ تکلیفی که بر همه ملت واجب است، به زن و مرد واجب است دنبال این باشید که یک نفر صد درصد مکتبی اسلامی در خط اسلام را برای ریاست جمهوری انتخاب کنید.»»

بصیرت

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.