دفاع مقدس تر ۱۳۹۰/۶/۳۰ - ۲۸ بازدید

عده ای را گمان بر این است که قداست دفاع هشت ساله رزمندگان اسلام در برابر نیروهای متجاوز عراقی به سبب سخت افزاری بودن جنگ تحمیلی بوده که برای ایستادن در مقابل آن نیاز به گذَشت از جان و مال داشته و احتمال شهادت در آن وجود داشته است.

اما اگر گفته شود که دفاع، اساساً مقدس است چرا که تکلیف شرعی و عقلی هر انسان بلکه هر موجودی دفاع از خود است و عزیزانی که در این عرصه، جان بر کف نهادند و در این دفاع شرکت کردند چون به تکلیف خویش عمل کردند، در زمره قدیسین قرار گرفتند و جاودانه شدند. چنانکه فرمانده تکلیف گرای آنها معتقد بود «چه پیروز شویم و چه شهید، پیروزیم چون به تکلیف عمل کرده ایم».
عده ای را گمان بر این است که قداست دفاع هشت ساله رزمندگان اسلام در برابر نیروهای متجاوز عراقی به سبب سخت افزاری بودن جنگ تحمیلی بوده که برای ایستادن در مقابل آن نیاز به گذَشت از جان و مال داشته و احتمال شهادت در آن وجود داشته است.

اما اگر گفته شود که دفاع، اساساً مقدس است چرا که تکلیف شرعی و عقلی هر انسان بلکه هر موجودی دفاع از خود است و عزیزانی که در این عرصه، جان بر کف نهادند و در این دفاع شرکت کردند چون به تکلیف خویش عمل کردند، در زمره قدیسین قرار گرفتند و جاودانه شدند. چنانکه فرمانده تکلیف گرای آنها معتقد بود «چه پیروز شویم و چه شهید، پیروزیم چون به تکلیف عمل کرده ایم».

حال سوال این است که اگر این جنگ از سخت به نرم تغییر ماهیت داد آیا دفاع نیاز ندارد؟

پاسخ نقلی و عقلی به این سوال مثبت است. چرا که باز دفاع است و عمل بدان تکلیف، و چون تکلیف است قداست دارد. اما اثبات این مدعا که دفاع در جنگ نرم حتی مقدس تر از دفاع سخت هست دشوار به نظر می آید. چنانکه تفاوت دفاع سخت و نرم خود گویای صعوبت دفاع در این عرصه است.

تفاوت های جنگ سخت و نرم

در جنگ نرم به جای سخت افزار از نرم افزارهای رسانه ای نظیر؛ اینترنت، ماهواره، ابزارهای دیجیتال و ... استفاده می شود. در جنگ سخت مبارزه همراه با خشونت و زور می باشد اما در جنگ نرم مبارزه ای بدون خونریزی و ابزارهای خشن صورت می گیرد.

در جنگ سخت هدف بدر کردن نیروهای مهاجم از طریق کشتن یا مجروح کردن آنها از صحنه درگیری و نابود کردن زیرساخت های اقتصادی و نظامی کشور مورد هجوم است در حالی که در جنگ نرم زیرساخت های فرهنگی و فکری کشور هدف مد نظر می باشد و به دنبال به صحنه آوردن قربانیان جنگ نرم می باشد که بدون خونریزی مورد هدف قرار گرفته و دچار تغییر باورها و لغزش در هویت خویش شده اند.

تحولات در جنگ سخت سریع و آشکار و همراه با آه و فغان و سر و صدای زیاد می باشد اما در جنگ نرم تغییرات بسیارآرام، تدریجی، بنیادین و بی سروصداست. در جنگ سخت پدافند و پاتک متناسب با شیوه های عملیاتی مهاجم طراحی می شود اما در جنگ نرم به دلیل پیچیدگی و عدم امکان مشاهده و اندازه گیری میزان هجمه و نوع آن، اقدام به هر گونه حرکت مقابله به مثل و بازدارنده بسیار دشوار است.

در جنگ سخت فرماندهان جنگ، نیروهای نظامی هستند که توان طرح ریزی عملیات و مدیریت نظامی را دارند. در حالی که عاملان و کارگزاران جنگ نرم نیروهایی هستند که توان تولید فکر و خط مشی دارند و کمتر هم شناخته یا دیده می شوند. جامعه هدف در جنگ سخت به طور معمول نیروهای مسلح یک کشور می باشند. اما در جنگ نرم جامعه مخاطب بدنه جامعه و نیروهای اجتماعی هسستند. در جنگ سخت معمولا برتری جبهه با طرفی است که دارای امکانات نظامی، تسلیحات هوایی، دریایی ، زمینی و قدرت تهاجمی بیشتری باشد، اما در جنگ نرم این برتری با کسی خواهد بود که دارای قدرت رسانه ای بیشتر، فناوری ارتباطی قوی و کارآمد ، ایدئولوژی پایدارتر، شبکه های اجتماعی گسترده تر و دیپلماسی قوی تر باشد.

قلمرو تهدید سخت به طور معمول امنیتی و نظامی است در حالی که در جنگ نرم این قلمرو گسترده شامل عرصه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی می باشد.

در جنگ سخت به دلیل تهاجم آشکار، افکار عمومی و عواطف ملی و انسانی معمولا علیه کشور مهاجم برانگیخته می شود اما در جنگ نرم واکنش ها بسیار خفیف، غیر عمومی و منحصر به طیف خاصی است. بر همین اساس مقابله با جنگ نرم به جهت عدم همراهی عمومی و اثربخشی دراز مدت بسیارمشکل و حتی جبران ناپذیر تلقی می شود. علاوه بر موارد فوق می توان به برخی از تفاوت های خاص جنگ سخت و جنگ نرم به صورت زیر اشاره کرد:

۱- تفاوت از حیث کارگزاران؛ دولت ها، سرویس های اطلاعاتی، سازمان های غیر دولتی، سفارت خانه ها، نظریه پردازان فرهنگی، جامعه شناسان، روان شناسان، تئوریسین های عملیات روانی، متخصصان رسانه، نویسندگان، خبرنگاران، مفسران، کارگردانان، هنرپیشگان، تصویر برداران، گروه های معاند، اپوزیسیون، جنبش های اجتماعی، NGO ها، بنیادهای ویژه جنگ نرم که تا کنون ۶۰ مورد آن شناسانی شده اند.

۲- تمایزها از نظر شیوه ها(بر اساس نظریه جین شارپ)؛

شیوه های اعتراضی به شکل تظاهرات ۵۴ مورد- شیوه های نافرمانی اجتماعی ۱۶ مورد- شیوه های عدم همکاری اقتصادی ۲۶ مورد- اعتصابات ۲۳ روش- شیوه های سیاسی ۳۸ مورد- روش های روانی و تهاجم های غیر خشونت آمیز ۴۱ مورد-

۳- تفاوت های ابزاری؛ رسانه های شنیداری، دیداری، نوشتاری، الکترونیکی، روزنامه ها، ماهواره ها، رسانه های مجازی، اینترنت، رادیوها، تلویزیون ها، تلفن همراه و ... ابزارهای جنگ نرم هستند. چنانچه در حال حاضر گوشی هایی به نام آیفون و اندروید از آمریکا در اختیار کاربران ایرانی قرار گرفته که به راحتی به شبکه های اینترنت وصل می شود. در ژانویه ۲۰۱۰ اولین کاربرد این گوشی ها با پخش صدای امریکا آغاز به کار کرد. در زمینه کانال های تلویزیونی ۹۷ شبکه ماهواره ای از ۱۵ کشور جهان که روی برخی از این ماهواره ها تا بیش از ۲۰۰ کانال تلویزیونی در سال ۸۸ برنامه پخش می کرد. ۱۱۰ شبکه رادیو- تلویزیونی امریکا علیه ایران برنامه پخش می کنند. سایت هایی نظیر توییتر و فیس بوک به طور حفاظت شده و منحصر به فرد اقدام به پخش تصاویر ویدئویی از آمریکا برای ایران می نمایند.

۴- تفاوت ها از نظر بودجه؛ بوجه جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت بسیار اندک می باشد، چنانچه آمریکا در دوره نومحافظه کاران ۷۵ میلیون دلار تحت عنوان بودجه براندازی نرم ایران اختصاص داد که ده میلیون دلار صرف قدرت بخشیدن به جامعه مدنی و ۱۵ میلیون دلار به فعالیت های اینترنتی ایرانیان اختصاص یافت. در سال ۲۰۰۶ ، ۴۰۰ میلیون دلار جهت بی ثبات سازی ایران توسط کنگره آمریکا در اختیار سازمان سیا قرار گرفت. در سال ۲۰۰۹ مبلغ ۱۰۹ میلیون دلار تحت عنوان حمایت اقتصادی از جامعه مدنی اختصاص یافت و ۲۰ میلیون دلار به تلویزیون VOA در سال ۲۰۰۸ اختصاص یافت. شبکه فارسی BBC نیز ۲۲ میلیون دلار دریافت نمود. دولت هلند نیز ۱۵ میلیون یورو به رسانه های مخالف ایران اختصاص داد.

۵- تفاوت ها از نظر هدف؛ در حالی که در جنگ سخت هدف حذف فیزیکی نیروهای طرف مقابل می باشد، در جنگ نرم هدف مهاجمین، باور ها و اعتقادات مذهبی، ارزش ها و هنجار های اجتماعی، هویت فردی و اجتماعی، خود باوری و اعتماد به نفس، همبستگی ملی و انسجام اجتماعی، اعتماد متقابل مردم و مسئولان، سلامت و صداقت نیروهای دولتی و رشد علمی و روحیه ایثار گری و غیره می باشد که از طریق وارد کردن شبهات اعتقادی در بنیادهای اندیشه اسلامی، تضعیف ریشه های اعتقادی، حمله به مقدسات و شعار های اسلام ، کاهش روحیه امید به آینده و بحران نمایی و سیاه نمایی از وضعیت کشور، تغییر مطالبات اجتماعی، اقتصادی، احساسی کردن رفتارهای عمومی، پخش اخبار و شایعات جعلی و غیره صورت می گیرد.

۶- تفاوت ها از حیث شکل اجرا؛ کودتای مخملی که به آن انقلاب رنگی نیز گفته می شود به شیوه ای از براندازی نرم و سرنگون کردن حاکمیت ها یا جابجایی قدرت گفته می شود که از طریق مسالمت آمیز، آرام ، مبارزه ای منفی، نافرمانی مدنی و تحولات سیاسی صورت می گیرد.

تفاوت انقلاب رنگی با جنبش اجتماعی در این است که جنبش های اجتماعی معمولا به صورت طبیعی و مبتنی برنیازهای اجتماعی صورت می گیرند که حرکت در آنها از پایین به بالا، یعنی از توده ها آغاز می شود و به تدریج به یک جنبش جدی و منسجم تبدیل می گردد اما انقلاب رنگی جنبشی مصنوعی است که توسط احزاب و گروه های سیاسی با پشتوانه خارجی طراحی شده و حرکت در آن از بالا به پایین صورت می گیرد و به تدریج توده ها را نیز با خود همراه می کند.

نخستین بار این واژه را «واتسلاو هاول» رئیس جمهور پیشین چک زمانی مطرح کرد که رهبری مخالفان چک اسلواکی را بر عهده داشت. این ایده به ترتیب در سال های ۲۰۰۰ در یوگسلاوی، ۲۰۰۳ در گرجستان(انقلاب گل رز) ، ۲۰۰۴ در اوکراین(انقلاب نارنجی) ، ۲۰۰۵ در قرقیزستان (انقلاب لاله ای)، ۲۰۰۶ در لبنان و بلاروس (ناکام) مطرح شد و تحت عنوان انقلاب های رنگی یا کودتای مخملی مشهور شد.

این انقلاب ها معمولا در کشورهایی صورت می گیرد که دموکراسی و مراجعه به آراء مردمی حاکم شده اما نتیجه آن مطلوب غرب و مدعیان دموکراسی نمی باشد لذا به منظور تغییر نتیجه انتخابات ها به نفع خویش وارد عمل شده و با شیوه های خاصی که ذیلا مورد اشاره قرار می گیرد، هدف خویش را دنبال می نمایند :

۱- در این انقلاب ها معمولا کمک های مالی، تبلیغاتی و سیاسی از سوی دولت های خارجی صورت می پذیرد.

۲- معمولا حرکت های اعتراضی درانقلاب های رنگی بعد از انتخابات ها آغاز شده و بهانه اصلی نیز انجام تقلب در سیر انتخابات است.

۳- در این انقلاب ها از نمادها و علائم رنگی به شکل بارز و پررنگی استفاده می شود که هدف از آن ایجاد هماهنگی، جو تبلیغاتی، ایجاد فضای رعب و بزرگنمایی در طیف معترضین می باشد.

۴- حرکت های اعتراضی در این انقلاب ها همراه با تظاهرات خیابانی و ناامنی اجتماعی می باشد.

۵- این انقلابات با بمباران تبلیغاتی رسانه های داخلی و خارجی و استفاده گسترده از عملیات روانی و راه اندازی شایعات گسترده همراه می باشد.

۶- ایجاد تردید و بدبینی نسبت به قدرت حاکم و معرفی بازنده انتخابات به عنوان مظلوم و ناجی از دیگر مشخصه های این انقلابات می باشد.

۷- معمولا کشورهای ذینفع از این گونه حرکت های اعتراضی به صورت آشکارا حمایت کرده و به موضع گیری سیاسی می پردازند تا روحیه معترضین را بالا برده و موجبات تضعیف مسئولان کشور هدف را فراهم سازند.

از دفاع هشت ساله تا دفاع هشت ماهه

از همین رو می توان ادعا کرد دفاع از حق در دوره هشت ماه فتنه ۸۸ به مراتب سخت تر از قرار گرفتن در جبهه های نبرد حق علیه باطل بود و چه بسا مقدس تر که بصیرتش البته مرهون و مدیون خون شهدای آن دفاع هشت ساله است و چه فراوان بودند کسانی که در دفاع سخت از آزمایشات سخت تر سربلند بیرون آمدند اما در امتحانات پیچیده ی دوران فتنه نمره مردودی گرفتند. چنانچه برخی از قبولی های فتنه ۸۸ در حوادث ۹۰ به بیراهه رفتند و منحرف گشتند.

بر همین اساس ادای تکلیف و دفاع از حق در برابر جبهه های باطل فرارو دارای قداست بیشتر و بیشتر هستند و اینک که در آستانه انتخاباتی دیگر، زنگ های خطر فتنه ای بزرگ تر به صدا درآمده و رهبر هوشیار انقلاب از شش ماه قبل هشدارهای لازم را داده اند؛ فرمان آماده باش این است: «باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که می توانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند.»

دفاع مقدس تری در پیش است

با اعلام زنگ خطر فوق می توان به جرأت گفت که مرور ایام و گذر زمان بر پیچیدگی توطئه های دشمن و دشواری فتنه ها می افزاید. نگاهی اجمالی به زمینه های بروز چالش های امنیتی احتمالی در انتخابات آینده که علائم و شواهد آن هویدا گردیده، گویای این ادعاست.

۱- فراهم نمودن بستر ناامنی از سوی برخی احزاب و گروه های سیاسی داخلی

۲- ملتهب ساختن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات که در دستور کار برخی ازافراد و جریان ها قرار دارد.

۳- زیر سوال بردن سلامت انتخابات توسط گروه های سیاسی، بویژه آن که این اقدام از سوی گروه های اصولگرا نیز مطرح می باشد.

۴- تلاش برای کشاندن سطح منازعات سیاسی به کف خیابان ها و عرصه های عمومی

۵- چراغ سبز برخی از جریانات سیاسی جهت استفاده از فشارهای بیرونی با طرح مباحثی چون نظارت بین المللی و امواج بی ثباتی سیاسی که در ماجرای آزادی چند تن از عوامل فتنه سرباز کرد.

۶- دامن زدن به اختلافات داخلی که با انشعابات متعدد در جریان اصولگرا تشدید گردیده است.

۷- ارسال علائم منفی در زمینه ایجاد نارضایتی عمومی توسط جریان انحرافی

۸- دامن زدن به اغتشاشات اجتماعی ناشی از نارضایتی عمومی از طریق ناکارآمد جلوه دادن طرح هدفمندی یارانه ها توسط جریان اصلاحات و کارگزارانی ها

۹- تلاش گروه های اپوزیسیون جهت احیای فتنه ۸۸ و ایجاد فضای شبیه آن با عنایت به تاکید بر موضوع تقلب جهت اثبات ادعای اصلاح طلبان درانتخابات گذشته

۱۰- پیگیری خط تحریم انتخابات از سوی برخی از احزاب سیاسی جهت کاهش مشارکت مردمی در پای صندوق های رأی به منظور اثبات وزن اجتماعی خویش

۱۱- ترویج روحیه عدم اعتماد به نظام با هدف القای تاثیر منفی انتخابات دهم ریاست جمهوری

۱۲- کشاندن پای قوای سه گانه به منازعات سیاسی

۱۳- ادامه حمایت تبلیغاتی و مالی غرب از افراطیون اصلاح طلب جهت احیای مجدد فتنه سبز ۸۸

۱۴- کشاندن موج بی ثبات سازی سیاسی منطقه به داخل مرزهای کشورمان

۱۵- راه اندازی جنگ تبلیغاتی جهت تاثیر منفی بر مشارکت عمومی

۱۶- تلاش رسانه های استکبار جهانی برای بزرگنمایی اختلافات داخلی

۱۷- برنامه ریزی برای استفاده سوء از اختلافات قومیتی و مذهبی

۱۸- تشدید تحریم های اقتصادی به منظور بهره گیری از نارضایتی احتمالی ناشی از طرح هدفمندسازی یارانه ها

۱۹- رجزخوانی ناموزون برخی از مقامات غربی جهت استفاده از تهدیدات سخت

۲۰- تلاش سفارتخانه های غربی به منظورجمع آوری اطلاعات از نقاط آسیب پذیر انتخابات بویژه مباحث چالش برانگیز میان گروه های سیاسی

۲۱- سرمایه گذاری دولت انگلیس بر جریان انحرافی به واسطه برخی ارتباطات نزدیک با این گروه

۲۲- جنگ نیمه سخت سیاسی و اطلاعاتی از طریق فشارهای دیپلماتیک.
(دفاع مقدس تر ، حسین عبداللهی فر ،بصیرت, ۹۰/۰۶/۲۸ )

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.