نسخه آزمایشی

دفتر شانزدهم پرسش ها و پاسخ ها «رساله دانشجویی» ۱۳۹۲/۷/۱ - ۱۱۷۸۰ بازدید

دفتر شانزدهم پرسش ها و پاسخ ها «رساله دانشجویی»




دفتر شانزدهم پرسش ها و پاسخ ها «رساله دانشجویی»
پرسش‏ها و پاسخ‏ها - دفتر شانزدهم
رساله دانشجویى
احکام تقلید، احکام نماز و روزه، احکام ازدواج، احکام نگاه و
پوشش، احکام موسیقىاحکام بانکى، احکام پزشکى، احکام خارج از کشور، احکام ویژه
دانشجویى و ...
مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام
 
نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‏ها
معاونت مطالعات راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ
 
 
مراکز پخش:

مدیریت پخش دفتر نشر معارف: قم، خ شهدا، کوچه ۳۲، پلاک ۳، تلفن
و نمابر: ۷۷۴۰۰۰۴
فروشگاه ۱ (پاتوق کتاب): قم، خ شهداء، روبه‏روى دفتر مقام معظم
رهبرى، تلفن ۷۷۳۵۴۵۱
فروشگاه ۲ (پاتوق کتاب): تهران، خ انقلاب، چهار راه کالج، پ
۷۱۵، تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲
فروشگاه ۳ (فرهنگ و اندیشه): قم، بلوار امین، بلوار جمهورى،
نهاد رهبرى در دانشگاه‏ها، تلفن ۲۹۰۴۴۴۰
قم، مؤسسه فرهنگى و اطلاع‏رسانى طلوع طاها، تلفن ۷۷۴۸۳۴۵

نشانى اینترنت:   www.Ketabroom.ir  - 
 www.porsemani.ir
پست الکترونیک:  info@Ketabroom.ir
 -
 info@porseman.org

«همه حقوق براى ناشر محفوظ است»

 تنظیم و نظارت: ··· نهاد نمایندگى مقام معظم
رهبرى در دانشگاه‏ها
معاونت مطالعات راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ
 مؤلف: ··· سیدمجتبى حسینى
 تایپ و صفحه آرایى: ··· طالب بخشایش
 ناشر: ··· دفتر نشر معارف
 نوبت چاپ: ··· سى‏ام (بیست و سوم از ویراست
دوم)، زمستان ۱۳۹۱
 تیراژ: ··· ۰۰۰/۳ جلد
 قیمت: ··· ۹۲۰۰ تومان
 شابک: ··· ۲-۹۴-۸۵۲۳-۹۶۴-۹۷۸

 
فهرست اجمالى
احکام تقلید -
وضو - غسل -
جنابت - استمنا -
تیمم - اسماى متبرکه -
نماز - نماز و روزه اساتید
و دانشجویان
- روزه -
اول ماه
- زکات فطره -
اعتکاف
- خمس - نذر
- موسیقى و جشن‏ها - پوشش
- نامحرم - نگاه -
ازدواج - زن و شوهر -
پزشکى - آموزشى -
امر به معروف - منزل -
مالى - بانکى -
غیرمسلمانان و خارج از کشور -
کپى‏رایت

 
مقدمه
«پرسش‏گرى» از آغاز آفرینش انسان، رخ‏نمایى کرده ؛ بر بال سبز
خود، فرشتگان را فرانشانده، بر برگ زرد خود، شیطان را فرونشانده و در این میان،
مقام آدمیت را نشان داده است. آفتاب کوفه چه زیبا فرموده است:
«مَن اَحسَنَ السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».
هم سؤال از علم خیزد هم جواب
 همچنانکه خار و گُل از خاک و آبآرى! هر که
سؤال‏هایش آسمانى است، دانش و بینش پاسخش خواهد بود. پویایى و پایایى «جامعه» و
«فرهنگ»، در گرو پرسش‏هاى حقیقت‏طلبانه و پاسخ‏هاى خِردورزانه است. بدون تردید سؤال
و پرسش‏گرى، وسیله‏اى براى رسیدن به آگاهى‏ها و باورها است، ولى توجه به چند نکته،
داراى اهمیت است.
نخست اینکه پرسش‏گر به دنبال حقیقت و یادگیرى باشد و پاسخ‏گو در
آن موضوع داراى تخصص و صاحب ایده و فکر باشد. دیگر اینکه گمان نرود این پاسخ،
کامل‏ترین و آخرین است، بلکه براى یک پرسش، ممکن است چندین پاسخ درست وجود داشته
باشد. چه بسا تحقیق‏ها و پاسخ‏هاى قوى دیگرى نیز وجود داشته باشد که با همفکرى
اساتید، دانشجویان و پژوهشگران گران‏قدر، نیل به آنها ممکن خواهد بود.
اداره مشاوره و پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى
فراهم آورده است، تا «ابر رحمتِ» پرسش‏ها را بر «زمین اجابت» پاسخ‏گو باشد و نهال
سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و بالنده ایران
اسلامى باشیم، به خود خواهیم بالید.
شایان ذکر است در راستاى ترویج فرهنگ دینى، اداره مشاوره و پاسخ
نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‏ها، تاکنون بیش از دویست هزار پرسش
دانشجویى را در موضوعات مختلف اندیشه دینى، مشاوره، احکام و... پاسخ داده است.
این اداره داراى گروه‏هاى علمى و تخصصى، به شرح زیر است:
ـ قرآن و حدیث؛
ـ احکام؛
ـ فلسفه، کلام و دین پژوهى؛
ـ حقوق و فلسفه احکام؛
ـ اخلاق و عرفان؛
ـ تربیتى و روان شناسى؛
ـ اندیشه سیاسى؛
ـ فرهنگى و اجتماعى؛
ـ تاریخ و سیره.
آنچه پیش رو دارید، بخشى از پرسش‏هاى احکامِ داراى فراوانى در
میان قشر جوان و دانشگاهیان است که از سوى محقق ارجمند حجه‏الاسلام سیدمجتبى
حسینى(زیدعزّه) پاسخ داده شده است. ویژگى‏هاى این مجموعه و شیوه تنظیم آن در چند
نکته ذیل بیان مى‏شود:
الف. پاسخ پرسش‏ها همراه با مآخذ و مستندات آن آورده شده است.
ب. پاسخ‏هاى هم‏مضمون، با عبارت یکسان و روان تحریر شده است ؛
از این رو بیشتر پاسخ‏ها اقتباسى است.
ج. جهت اتقان و اطمینان بیشتر علاوه بر مستندسازى پاسخ‏ها، از
دفاتر مراجع بزرگوار نیز استفتا شده است.
د. جهت دستیابى آسان به پاسخ‏ها، در انتهاى کتاب فهرست
کلیدواژه‏ها و اصطلاحات براساس «حروف الفبا» تنظیم شده است.
ه . در تنظیم کتاب، نظر حضرت امام خمینى قدس‏سره به عنوان اولین
فتوا آمده و فتاواى دیگر مراجع بزرگوار - که نامشان به ترتیب حروف الفبایى در ذیل
مى‏آید - پس از آن ذکر گردیده است:
۱. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ محمدتقى بهجت (قدس سرّه الشریف)
 ۲. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ میرزا جواد تبریزى
(قدس سرّه الشریف)
۳. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج سید على حسینى خامنه‏اى (دام‏ظله
العالى)
۴. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج سید على حسینى سیستانى (دام ظله العالى)
۵. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ لطف‏اللّه‏ صافى گلپایگانى (دام ظله
العالى)
۶. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ محمد فاضل لنکرانى (قدس سرّه
الشریف)
۷. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ حسین نورى همدانى (دام ظله العالى)
۸. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ ناصر مکارم شیرازى (دام ظله العالى)
۹. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ حسین وحید خراسانى (دام ظله العالى)
گفتنى است که در متن کتاب تنها به ذکر اسامى مراجع بزرگوار به
اختصار اکتفا شده است، لذا از ساحت آن بزرگواران پوزش مى‏طلبیم و از درگاه خداوند
متعال براى ایشان، دوام عزت و سلامتى مسألت داریم.
برآنیم با توفیق خداوند، به تدریج ادامه این مجموعه را تقدیم
شما خوبان کنیم. پیشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شایسته و
پربارِ مجموعه‏هایى از این دست خواهد بود.
در پایان از تلاش‏هاى مخلصانه مؤلف محترم و مجموعه همکاران
اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجج اسلام سید محمد تقى علوى و صالح قنادى(زیدعزّهما)
که در بازخوانى و آماده‏سازى این اثر تلاش کرده‏اند، تشکر و قدردانى مى‏شود و دوام
توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب اهل‏بیت علیهم‏السلام و ارتقاى
فرهنگ دینى جامعه - به ویژه دانشگاهیان - از خداوند متعال مسألت داریم.
 
اللّه ولى التوفیق
معاونت مطالعات راهبردى نهاد
 
 
 
 
 

احکام تقلیدبازگشت به فهرست



 
 
اجتهاد و تقلید
 پرسش ۱ . «اجتهاد» و «تقلید» به چه معناست؟
«اجتهاد» در لغت به معناى تلاش و کوشش تا سرحد توانایى است ؛ به
گونه‏اى که با تحمل رنج و سختى همراه باشد. در اصطلاح فقه عبارت است از: «به کار
بردن تلاش و کوشش خویش در راه به دست آوردن احکام شرعى از راه‏ها و منابعى[۱]
که نزد فقیهان اسلام، معمول و متعارف است». در نتیجه مجتهد کسى است که بتواند احکام
را از روى دلیل به دست آورد و طبق رأى و نظر خویش عمل کند.[۲]
«تقلید» به معناى پیروى و دنباله‏روى است و در اصطلاح فقهى
عبارت است از: «عمل کردن به آنچه مجتهد در مسائل شرعى فتوا مى‏دهد».
گفتنى است: اگر چه واژه تقلید به معناى پیروى بدون چون و چرا،
خوشایند نیست ؛ اما در آموزه‏هاى فرهنگ اسلامى، مقلد کسى است که از حاصل تلاش علمى
مجتهد استفاده مى‏کند و مسؤولیت درستى و نادرستى استنباط احکام را بر عهده مجتهد
مى‏گذارد و چه بسا کاربرد واژه «تقلید» (برگرفته از «قلادة» به معناى گردن بند)، به
این منظور باشد.
 پیشینه تقلید
 پرسش ۲ . تقلید از مجتهد از چه زمانى شروع
شده است؟ آیا در زمان پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و ائمه علیهم‏السلام نیز مطرح
بوده است؟

مراجعه به فقیه و اسلام شناس، جهت آگاهى به احکام الهى و
اطمینان نسبت به درستى اعمال، ریشه در تاریخ صدر اسلام و عصر ائمه علیهم‏السلام
دارد و طبق نظر برخى از بزرگان، دو آیه در این زمینه نازل شده است[۳]
؛ آنجا که خداوند متعال مى‏فرماید: «فَسئَلُوا أَهلَ الذِّکرِ إِن کُنتُم لا
تَعلَمُونَ »[۴]
؛ «اگر نمى‏دانید از آگاهان بپرسید».
هر چند «اهل ذکر» در روایات به امامان علیهم‏السلام - که مصداق
بارز و کامل آیه هستند - تفسیر شده است ؛ ولى شأن نزول و مورد، کلیت آیه را تخصیص
نمى‏زند و محدود به آنان نمى‏سازد و شامل هر اهل خبره‏اى مى‏گردد و فقیهان نیز از
جمله آنها هستند.
در جاى دیگر مى‏فرماید: «وَ ما کانَ المُؤمِنُونَ لِینفِرُوا
کَافَّةً فَلَو لا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ لِیتَفَقَّهُوا فِى
الدِّینِ وَ لِینذِرُوا قَومَهُم إِذا رَجَعُوا إِلَیهِم لَعَلَّهُم یحذَرُونَ »[۵]
؛ «شایسته نیست مؤمنان همگى [به سوى میدان جهاد] کوچ کنند ؛ چرا از هر گروهى،
طایفه‏اى از آنان کوچ نمى‏کنند [و طایفه‏اى بمانند] تا در دین [و معارف و احکام
اسلام] آگاهى پیدا کنند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها، را انذار نمایند تا
[از مخالفت فرمان پروردگار] بترسند و خوددارى کنند».
تردیدى نیست که «تفقّه» در این آیه، مفهومى گسترده دارد و شامل
معارف و احکام اسلام - اعم از اصول و فروع دین - مى‏شود. از سوى دیگر مردم به پذیرش
سخنان این گروه  - که در حوزه دین تربیت و پرورش یافته‏اند - دعوت
شده‏اند و این همان رجوع به فقیه و اهل خبره است.
 رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله برخى از صحابه را
براى تبلیغ و تعلیم احکام دین، به سرزمین‏هاى اطراف مى‏فرستاد. مصعب بن عمیر و معاذ
بن جبل از نمونه‏هاى بارز آنان به شمار مى‏آیند. آن حضرت مى‏فرمود: «از افتا بدون
علم خوددارى کنید که لعن فرشتگان را به دنبال خواهد داشت».[۶]
این امر نشانگر آن است که فتوا دادن از سوى مفتى و فقیه و تقلید و پیروى کردن از
طرف مردم، در عصر پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مطرح بوده است و رجوع به فقیه پس از
رحلت آن حضرت نیز همانند گذشته، ادامه داشت تا آنکه در دوران امام باقر و امام صادق
علیهم‏السلام، فزونى گرفت. فقیهان بى‏شمارى در مکتب آن دو بزرگوار، تربیت و پرورش
یافتند[۷]
و به منظور احیا و تعلیم احکام، به شهرهاى مختلف کوچ کردند و بسیارى از مردم - که
شیفته و تشنه معارف و احکام الهى بودند و در نقاط دور دست زندگى مى‏کردند و دستشان
از اهل بیت کوتاه بود - به سراغ آنان مى‏رفتند و مسائل خود را از ایشان مى‏پرسیدند
و از علم بى‏کران ائمه علیهم‏السلام سیراب مى‏گشتند. این همان «تقلید» است که به
نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏شود:
۱. حضرت باقر علیه‏السلام به ابان بن تغلب مى‏فرماید: «اِجلِس
فى مسجد المَدینة و اَفتِ النّاسَ فَاِنّى اُحِبُّ اَن اَرى فى شیعَتى مِثلَک» ؛
«در مسجد مدینه بنشین و به مردم فتوا بده ؛ زیرا دوست دارم در میان شیعیانم کسانى
همچون تو باشند».[۸]
۲. شعیب عقرقوقى مى‏گوید: به امام صادق علیه‏السلام عرض کردم:
«رُبَما اِحتَجنا اَن نَسأَلَ عَنِ الشَى‏ءِ فَمَن نَسأَل» ؛ «گاهى ما مى‏خواهیم
سؤال و مشکل دینى خود را از کسى بپرسیم (و به شما به جهت دورى راه یا حالت تقیه
و... دسترسى نداریم)، شما بگویید به چه کسى رجوع کرده و سخن او را بپذیریم؟»
حضرت در جواب فرمود: «عَلَیکَ بِالاسَدى یعنى اَبا بَصیر» ؛
یعنى، شما مى‏توانید به ابوبصیر مراجعه کنید.[۹]
این امر به همین شکل در عصر امامان علیهم‏السلام بعد نیز تا
زمان غیبت صغراى حضرت مهدى(عج) ادامه یافت.
۳. حسن بن على بن یقطین مى‏گوید: به امام رضا علیه‏السلام عرض
کردم: «لا اَکادُ اَصِلُ اِلَیک اَسأَلَکَ عَن کُلِ مااحتاجُ اِلَیهِ مِن مَعالِمِ
دینى. اَفَیونُسُ بنُ عَبدِ الرَّحمانِ ثِقَةٌ آخُذُ مِنهُ ما احتاجُ اِلَیهِ مِن
مَعالِمِ دینى فَقالَ نَعَم»[۱۰]
؛ «من نمى‏توانم به جهت هر مشکل دینى که برایم پیش مى‏آید، از شما سؤال کنم! پس آیا
یونس بن عبدالرحمان ثقه و راستگو است و مى‏توانم پاسخ نیازهاى دینى خود را از او
دریافت کنم؟ حضرت فرمود: آرى».
۴. حضرت مهدى(عج) در توقیع شریف و معروف خود به اسحاق بن یعقوب
- به عنوان یک قاعده کلى - این چنین مى‏نگارد: «... و اَمَا الحَوادِثُ الواقِعَةُ
فَارجِعُوا فیها اِلى رُواةِ اَحادیثِنا فَاِنَّهُم حُجَّتى عَلَیکُم و اَنَا
حُجَّه‏اللّهِ عَلَیهِم»[۱۱]
؛ «در پیشامدهایى که رخ مى‏دهد، به راویان احادیث ما (فقها) مراجعه کنید که آنها
حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر ایشان».
بر اساس این توقیع و دیگر روایات، مسأله رجوع به فقیه در عصر
غیبت کبرى، شکل دیگرى به خود گرفت و دو راه «اجتهاد» و «تقلید» مصطلح به وجود آمد و
فقیهان و مجتهدان جامع شرایط، مسؤولیت افتا و پاسخ‏گویى را به عهده گرفتند و خلأ و
مشکل عدم دسترسى به امام معصوم را با حضور خود در عرصه اجتماع پر کردند. این امر
تاکنون ادامه دارد و خواهد داشت ؛ چنان که شیخ طوسى مى‏گوید: «من شیعه امامى را از
زمان حضرت على علیه‏السلام تاکنون (قرن پنجم هجرى) این گونه یافتم که پیوسته سراغ
فقیهان خود رفته و در احکام و عبادات خود، از آنان استفتا مى‏کردند و بزرگان آنان
نیز پاسخ و راه عمل به فتوا را به آنان نشان مى‏دادند».[۱۲]
 
ضرورت تقلید
 پرسش ۳ . چرا تقلید کنیم؟ فلسفه آن چیست؟
ذهنِ پرسش‏گر هر مسلمانى، در جست‏وجوى فلسفه احکام شرعى است.
اهمیت آگاهى از فلسفه تقلید، نسبت به دیگر احکام، بیشتر است ؛ زیرا در شریعت اسلام،
واجبات و محرماتى وجود دارد که خداى حکیم، آنها را براى سعادت دنیا و آخرت انسان
تشریع کرده است و اگر انسان آنها را اطاعت نکند، نه به سعادتِ مطلوب مى‏رسد و نه از
عذاب سرپیچى از آنها در امان مى‏ماند.
براى شناخت احکام شرعى، آگاهى‏هاى فراوانى - از جمله: فهم آیات
و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیرصحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات و ده‏ها
مسأله دیگر - لازم است که آموختن آنها، نیازمند سال‏ها تلاش جدى است.
در چنین حالتى، مکلف خود را در برابر سه راه مى‏بیند:
نخست اینکه راه تحصیل این علم (اجتهاد) را در پیش گیرد ؛
دوم اینکه در هر کارى آراى موجود را مطالعه کرده، به گونه‏اى
عمل کند که طبق همه آرا، عمل او صحیح باشد (احتیاط کند) ؛
 سوم اینکه از رأى کسى که این علوم را به طور کامل
آموخته و در شناخت احکام شرعى کارشناس است، بهره جوید.
بى‏شک، اگر او در راه اول به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعى
شده، از دو راه دیگر بى‏نیاز، خواهد بود ؛ امّا تا رسیدن به آن، ناگزیر از دو راه
دیگر است.
راه دوم نیازمند اطلاعات کافى از آراى موجود در هر مسأله و
روش‏هاى احتیاط است و در بسیارى از موارد، به دلیل سختى احتیاط، زندگى عادى او را
مختل مى‏کند. ناگزیر گزینه «تقلید» براى توده مردم حتمیت مى‏یابد. این سه راه
اختصاص به برخورد انسان با احکام شرعى ندارد ؛ بلکه در هر رشته تخصصى دیگر نیز وجود
دارد. به عنوان مثال یک مهندس متخصص را فرض کنید که بیمار مى‏شود. او براى درمان
بیمارى خویش، یا باید خود به تحصیل علم پزشکى بپردازد، یا تمام آراى پزشکان را
مطالعه کرده، به گونه‏اى عمل کند که بعداً پشیمان نشود و یا به پزشک متخصص رجوع
کند.
راه نخست او را به درمان سریع نمى‏رساند. راه دوم نیز بسیار
دشوار است و او را از کار تخصصى خود (مهندسى) باز مى‏دارد. از این رو بى‏درنگ از
پزشک متخصص کمک مى‏گیرد و به رأى او عمل مى‏کند.
وى در عمل به رأى پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آینده
و احیانا سرزنش دوستان نجات مى‏دهد ؛ بلکه در اغلب موارد، درمان نیز مى‏شود. مکلف
نیز در عمل به رأى مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آخرت و عذاب الهى نجات
مى‏دهد ؛ بلکه به مصالح احکام شرعى نیز دست مى‏یابد.
 
شنیدن فتوا
 پرسش ۴ . آیا شنیدن فتوا از طریق وسایل
ارتباط جمعى (تلفن، اینترنت، رادیو و...) براى مکلف حجیت دارد؟

همه مراجع: اگر به گفته او اطمینان پیدا کند، حجت است.[۱۳]
اختلاف مراجع تقلید
 پرسش ۵ . چرا مراجع تقلید، با یکدیگر اختلاف
نظر دارند؟

نظریه‏پردازى مختلف در ادبیات و اصول فقه، برداشت متفاوت از
آیات و روایات و اختلاف نظر در سند احادیث و شناخت راویان، به طور طبیعى موجب تفاوت
در بعضى از فتاوا مى‏شود.
گفتنى است این مقدار اختلاف نظر و اختلاف سلیقه، در میان
صاحب‏نظران و حتى متخصصان پزشکى طبیعى است. اگرچه لازم است زمینه‏اى فراهم شود که
با کارشناسى و موضوع شناسى مناسب، اختلاف فتاوا به حداقل برسد.
 
معیار تقلید
 پرسش ۶ . در چه صورت، تقلید از یک مرجع تحقّق
مى‏یابد؟

همه مراجع (به جز صافى): معیار تحقّق تقلید، عمل به فتواى مجتهد
است.[۱۴]
آیه‏اللّه‏ صافى: معیار تحقق یافتن تقلید، یاد گرفتن فتواى
مجتهد به قصد عمل است.[۱۵]
 
رساله مرجع تقلید
 پرسش ۷ . آیا لازم است براى تقلید از یک
مجتهد، تمام رساله او را بخوانیم؟

همه مراجع: خیر، خواندن تمام رساله لازم نیست ؛ ولى مسائلى را
که انسان غالبا به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد.[۱۶]
 پرسش ۸ . اگر مرجع تقلید رساله نداشت، آیا
تقلید از او جایز است؟

همه مراجع: اگر شرایط مرجعیت تقلید را داشته باشد، تقلید از او
جایز است و داشتن رساله شرط نیست.[۱۷]
 
تشخیص اعلم
 پرسش ۹ . راه تشخیص اعلم چیست؟
همه مراجع: مجتهد اعلم را از سه راه مى‏توان شناخت:
۱. خودش یقین کند ؛ مثل آنکه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد
اعلم را بشناسد.
۲. دو نفر عالم عادل - که مى‏توانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند -
اعلمیت او را تصدیق کنند (به شرط آنکه با گفته دو عالم عادل دیگر، تعارض پیدا
نکند).
۳. از گفته عده‏اى از اهل علم - که مى‏توانند اعلم را تشخیص
دهند - یقین یا اطمینان پیدا شود.[۱۸]
 تبصره ۱. آیات عظام سیستانى، تبریزى و وحید: اگر
یک نفر عالم خبره و مورد اطمینان هم تصدیق کند، کافى است.
 تبصره ۲. آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر شخص از هر راهى که
اطمینان به اعلمیت کسى پیدا کند، کافى است.
 
انتخاب مرجع تقلید
 پرسش ۱۰ . اگر نتوانیم مجتهد اعلم را
بشناسیم، وظیفه چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، مکارم و نورى: باید به اهل خبره
مراجعه کنید و در صورت تعارض بین شهادت آنان، احتیاط واجب است که از کسى تقلید کنید
که احتمال اعلمیت را در او مى‏یابید.
آیات عظام بهجت، فاضل، صافى و وحید: باید به اهل خبره مراجعه
کنید و در صورت تعارض بین شهادت آنان، واجب است از کسى تقلید کنید که احتمال اعلمیت
را در او مى‏یابید.[۱۹]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: باید به اهل خبره مراجعه کنید و در
صورت تعارض بین شهادت آنان، نظر آن عده که تخصص‏شان بیشتر است، مقدم دارید. در غیر
این صورت باید از کسى تقلید کنید که احتمال اعلمیت را در او مى‏یابید.[۲۰]
 تبصره. تعبیر آیه‏اللّه‏ مکارم در مورد «احتمال
اعلمیت»، گمان به اعلم بودن است.
 
تخصص مراجع تقلید
 پرسش ۱۱ . آیا تخصصى شدن مراجع تقلید در
زمینه‏هاى مختلف علمى جایز است؟

همه مراجع: اگر هر یک از آنان در بخشى از فقه اعلم باشند، مقلد
باید در هر بخشى، از مجتهد اعلم تقلید کند.[۲۱]
 
مسائل مستحدثه
 پرسش ۱۲ . با پیشرفت علم، ممکن است مسائلى
مانند بازاریابى شبکه‏اى پیش بیاید که در منابع اسلامى ذکرى از آن به میان نیامده
باشد، در این صورت تکلیف چیست؟ آیا مراجع تقلید مى‏توانند پاسخگوى آن باشند یا
اینکه مى‏توانیم از عقلمان کمک بگیریم؟

همه مراجع: هر چند دین اسلام به بسیارى از مسائل کلى و جزیى
پرداخته و حکم آن‏ها را بیان کرده است ؛ ولى با وجود آن یک سرى از مسائل است که به
طور صریح و روشن از آنها نامى به میان برده نشده است، اما در آن یک سلسله قواعد کلى
وجود دارد که مجتهد مى‏تواند بر اساس آن مسائل جدیدى که پیش مى‏آید، پاسخ دهد و هیچ
راه بن بستى وجود ندارد. امام رضا علیه‏السلامفرمود: «علینا القاء الاصول و علیکم
التفریع» ؛ «ما بیانگر قواعد کلى هستیم و شما با استفاده از آن‏ها عهده‏دار استنباط
فروعات و (مسائل جدید)»[۲۲].
 
مرجع تقلید خانوادگى
 پرسش ۱۳ . آیا درست است که تقلید افراد
خانواده (همسر و فرزند)، تابع سرپرست خانواده است؟

همه مراجع: خیر، در تقلید پیروى از یکدیگر درست نیست و هر کس در
این امر مستقل است.[۲۳]
 تبصره. البته اگر افراد خانواده به صحّت تحقیق
سرپرست خانواده اطمینان یابند، مى‏توانند بر اساس گفته او عمل کنند.
 
 تبعیض در تقلید
 پرسش ۱۴ . آیا تبعیض در تقلید جایز است؟ یعنى
در برخى مسائل به فتواى مجتهدى و در برخى دیگر به فتواى مجتهد دیگرى عمل کنیم؟

همه مراجع (به جز وحید): تبعیض در تقلید در صورت تساوى دو یا
چند مجتهد جایز است ؛ به عنوان مثال مى‏توان در مسائل نماز و روزه، از مجتهدى و در
خمس از مجتهد دیگر و در ازدواج از شخص سومى تقلید کرد. اما در مسائلى که به هم
مربوط است - چنانچه اخذ به فتواى آنان باعث بطلان عمل و یا مخالفت قطعى شود - تبعیض
جایز نیست ؛ مانند اینکه در احکام نجاست بدن و لباس، به فتواى مجتهدى و در احکام
لباس نماز گزار به فتواى دیگرى عمل کند.[۲۴]
آیه‏اللّه‏ وحید: تبعیض در تقلید جایز نیست و در صورت تساوى دو
یا چند مجتهد، باید به فتواى کسى عمل کند که نظرش مطابق با احتیاط است. در غیر این
صورت بین آن دو جمع کند (مثل اینکه یکى به شکسته شدن نماز و دیگرى به تمام فتوا
داده است که بین آن دو جمع مى‏کند). اگر احتیاط ممکن نبود و یا مشقّت داشت،
مى‏تواند از یکى از آنان تقلید کند.[۲۵]
 تبصره ۱. حکم بالا در تبعیض ابتدایى است ؛ یعنى،
جایگاه این اختیارى که براى مقلّد منظور شده، به پیش از عمل باز مى‏گردد و اگر
بخواهد بعد از عمل، به فتواى مجتهد دیگر رفتار نماید، در این صورت حکم رجوع و عدول
را پیدا مى‏کند.
تبصره ۲. طبق فتواى آیه‏اللّه‏ بهجت و آیه‏اللّه‏ سیستانى، در
صورتى تبعیض در تقلید جایز است که مجتهدان در تقوا و ورع نیز مساوى باشند.
 
رجوع به مرجع مساوى
 پرسش ۱۵ . آیا عدول از مرجع تقلید زنده به
مرجع مساوى با او، جایز است؟ به طور مثال آیا در نماز و روزه دانشجوى مسافر،
مى‏توان به مرجع دیگرى که مساوى با مجتهد اول است، رجوع کرد؟

آیات عظام امام و فاضل: آرى، رجوع به مساوى جایز است.[۲۶]
آیات عظام بهجت و سیستانى: اگر در علم و ورع مساوى باشند، رجوع
به مساوى در مسائل غیرمرتبط به هم جایز است ؛ براى مثال نمى‏تواند در مسائل احکام
روزه مسافر باقى بماند و در احکام نماز رجوع کند.[۲۷]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: در خصوص مسائلى که یاد گرفته، رجوع به دیگرى
جایز نیست.[۲۸]
آیه‏اللّه‏ صافى: در خصوص مسائلى که یاد گرفته، بنابر احتیاط
واجب رجوع به مساوى جایز نیست.[۲۹]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: بنابر احتیاط واجب، رجوع به مساوى جایز
نیست.[۳۰]
آیات عظام مکارم و نورى: در خصوص مسائلى که تقلید (عمل) کرده،
رجوع به مساوى جایز نیست.[۳۱]
آیه‏اللّه‏ وحید: باید به فتوایى عمل کند که مطابق احتیاط است و
اگر احتیاط ممکن نبود و یا مشقّت داشت، مى‏تواند به فتواى دیگرى عمل کند.[۳۲]
 
معناى احتیاط
 پرسش ۱۶ . احتیاط واجب و مستحب را توضیح
دهید؟

اگر مرجع تقلید در مسأله‏اى فتوا نداشت و احتیاط واجب کرده بود،
مقلد نمى‏تواند آن را ترک کند ؛ بلکه مى‏تواند به احتیاط واجب عمل کند و یا در
مسأله به مرجع تقلید دیگرى - با رعایت «الاعلم فالاعلم»[۳۳]
- رجوع کند. اگر احتیاط مستحب داشت، ترک عمل براى مقلّد جایز است ؛ اگر چه انجام
دادن آن ثواب و پاداش دارد.[۳۴]
 
احتیاط وجوب مرجع
 پرسش ۱۷ . اگر مرجع تقلیدمان در مسأله‏اى
احتیاط واجب نمود و ما هم به آن عمل کردیم، آیا مى‏توانیم بعد از عمل، به مجتهد
دیگرى - که اعلم بعد از او است - رجوع کنیم؟

همه مراجع: آرى، مى‏توانید رجوع کنید.[۳۵]
 تبصره. اگر بدون توجه به مسأله، برخلاف احتیاط
وجوبى مرجع تقلید خویش عمل‏کرده است و مطابق فتواى مرجع دیگر با رعایت (الاعلم
فالاعلم) باشد، صحیح است.
 
 بقاء بر تقلید
 پرسش ۱۸ . مقلد یکى از مراجع بودم و پس از
وفات او، بدون رجوع به مجتهد زنده، به تقلید از او باقى ماندم ؛ اکنون چه و ظیفه‏اى
دارم؟

همه مراجع: نخست باید به مجتهد زنده اعلم مراجعه کنید ؛ سپس
مطابق نظر او در مسأله بقاى بر تقلید از میت، عمل نمایید.[۳۶]
 
 پرسش ۱۹ . اگر مجتهد میت با مجتهد زنده، در
علم و تقوا مساوى باشند، حکم بقا بر تقلید میت چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: کسى که در برخى مسائل
به فتواى مجتهدى عمل کرده است، بعد از رحلت او مى‏تواند در همه مسائل بر تقلید او
باقى بماند.[۳۷]
آیات عظام بهجت و مکارم: تنها در مسائلى‏که به آنها عمل کرده،
مى‏تواند باقى بماند.[۳۸]
آیه‏اللّه‏ وحید: اگر مجتهدى که وظیفه انسان تقلید از او بوده
(لااقل حیات او را درک کرده) از دنیا برود؛ تا وقتى که اعلمیت مجتهد زنده نسبت به
او، برایش ثابت نشود (حتى در صورت تساوى)، باید به فتواى مجتهد میت عمل کند.[۳۹]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: تنها در مسائلى که براى عمل یاد گرفته،
مى‏تواند باقى بماند.[۴۰]
 آیه‏اللّه‏ صافى: کسى که در برخى مسائل، به فتواى
مجتهدى عمل کرده و یا به قصد عمل یاد گرفته است، مى‏تواند در همه مسائل بر تقلید او
باقى بماند.[۴۱]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: کسى که در برخى مسائل، تصمیم داشته به
فتواى مجتهدى عمل کند (هر چند عمل نکرده باشد)؛ بعد از رحلت او، مى‏تواند در همه
مسائل بر تقلید او باقى بماند؛ مگر در موارد علم اجمالى بر تکلیف که بنابر احتیاط
واجب باید هر دو فتوا را رعایت کند (مانند موارد اختلاف در قصر و تمام).[۴۲]
 تبصره. حکم یاد شده در جایى است که پس از فوت
مجتهد، به فتواى مجتهد زنده عمل نکرده باشد؛ و گرنه حکم بازگشت از مجتهد زنده به
مجتهد میت، در جاى خود ذکر شده است.
اعلمیت مجتهد میت
 پرسش ۲۰ . مرجع تقلیدم از دنیا رفته و او را
از مجتهدان زنده اعلم مى‏دانم، آیا مى‏توانم بر تقلید او باقى بمانم؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و نورى: آرى، مى‏توانید بر تقلید او
باقى بمانید.[۴۳]
آیه‏اللّه‏ بهجت: در مسائلى که به آنها عمل کرده‏اید، واجب است
بر او باقى بمانید.[۴۴]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: باید در مسائلى که در زمان حیات، از او یاد
گرفته‏اید، بر تقلید او باقى بمانید.[۴۵]
آیه‏اللّه‏ صافى: بنابر احتیاط واجب، باید بر تقلید او باقى
بمانید.[۴۶]
 آیات عظام سیستانى، فاضل و وحید: باید بر تقلید
او باقى بمانید.[۴۷]
آیه‏اللّه‏ مکارم: باید در مسائلى که به فتواى میت عمل
کرده‏اید، بر او باقى بمانید.[۴۸]
 
جاهل قاصر و مقصر
 پرسش ۲۱ . جاهل قاصر و مقصر چیست؟
«جاهل قاصر» کسى است که در تحصیل علم کوتاهى نکرده است ؛ یعنى،
در شرایطى بوده است که امکان دسترسى به حکم خدا براى او وجود نداشته و یا خود را
جاهل نمى‏داند و احتمال بطلان اعمالش را نمى‏دهد.
«جاهل مقصر» کسى است که در تحصیل کوتاهى کرده است ؛ یعنى، امکان
آموختن و یاد گرفتن احکام الهى را داشته ؛ ولى آنها را یاد نگرفته است.
جاهل قاصر در برخى موارد، مورد عقاب و عذاب خداوند قرار
نمى‏گیرد ؛ ولى جاهل مقصر سزاوار آن است.[۴۹]
 
 
 
 
احکام وضوبازگشت به فهرست
 
 
 
 پرسش ۲۲ . آیا در قرآن آیه‏اى درباره وضو
وجود دارد؟ معناى وضو و فایده آن چیست؟

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمتُم إِلَى الصَّلاةِ
فَاغسِلُوا وُجُوهَکُم وَ أَیدِیکُم إِلَى المَرافِقِ وَ امسَحُوا بِرُؤسِکُم وَ
أَرجُلَکُم إِلَى الکَعبَینِ... »[۵۰]
؛ «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چون به [عزم] نماز برخیزید، صورت و دستهایتان را
تا آرنج بشویید ؛ و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پیشین [هر دو پا] مسح
کنید...».
«وضو» در لغت به معناى نظافت و پاکیزه کردن است و در اصطلاح فقه
عبارت است از: «شستن مخصوص ؛ که مى‏توان آن را به دو صورت انجام داد: ترتیبى و
ارتماسى.
وضوى ترتیبى بدین‏صورت است که به قصد قربت و اطاعت از فرمان
خدا، ابتدا صورت و سپس دست راست و بعد دست چپ رابشوید. آن‏گاه با رطوبتى که از شستن
دست بر کف آن باقى مانده، سر را مسح کرده و سپس پاى راست و در پایان پاى چپ را مسح
نماید».
 وضوى ارتماسى عبارت است از فرو بردن صورت و
دست‏ها در آب، به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین. گاهى ممکن است بین این
دو شیوه تلفیق شود ؛ به این معنا که صورت را ارتماسى و دست‏ها را ترتیبى بشوید. این
شکل از وضو نیز صحیح است. باید دانست که وضو براى برخى از کارها واجب و براى بعضى
دیگر مستحب است.
وضو داراى دو فایده روشن است: بهداشتى و معنوى. از نظر بهداشتى
شستن صورت و دست‏ها - آن هم پنج بار یا سه بار در شبانه روز - اثر قابل ملاحظه‏اى
در نظافت بدن دارد. مسح بر سر و پاها - که شرط آن رسیدن آب به موها یا پوست سر است
- سبب مى‏شود این اعضا را نیز پاکیزه بداریم. ضمن اینکه تماس آب با پوست بدن، اثر
خاصى در تعادل اعصاب (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) دارد. از نظر معنوى وضو چون با قصد
قربت و براى رضاى خدا انجام مى‏گیرد، اثر تربیتى و اخلاقى دارد ؛ زیرا مفهوم باطنى
وضو این است: «از فرق تا قدم در راه اطاعت تو گام بر مى‏دارم».[۵۱]
 
شرایط وضو
 پرسش ۲۳ . شرایط وضو چیست؟
۱. آب وضو پاک باشد.
۲. آب وضو مطلق باشد (مضاف نباشد).
۳. آب وضو مباح باشد (غصبى نباشد).
۴. ظرف آب وضو مباح باشد.
۵. ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.
 ۶. اعضاى وضو پاک باشد.
۷. براى وضو گرفتن وقت باشد.
۸. به قصد قربت باشد.
۹. ترتیب را رعایت کند.
۱۰. پى در پى باشد.
۱۱. در کارهاى وضو از دیگرى کمک نگیرد.
۱۲. استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.
۱۳. مانعى از رسیدن آب بر اعضاى وضو نباشد.
 
موارد وجوب وضو
 پرسش ۲۴ . در چه مواردى واجب است وضو گرفته
شود؟

موارد وجوب وضو گرفتن عبارت است از:
۱. نمازهاى واجب (غیر از نماز میت)،
۲. طواف واجب کعبه،
۳. سجده و تشهد فراموش شده،
۴. تماس بدن با نوشته قرآن و اسم خداوند،
۵. نذر یا عهد و یاقسم خورده باشد که وضو بگیرد.
 
شستن در وضو
 پرسش ۲۵ . منظور از یک بار شستن در وضو چیست؟
آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، فاضل و مکارم: منظور از یک بار
شستن آن است که تمام عضو را بشوید خواه با یک مشت آب باشد یا چندین مشت. پس وقتى
عضو به طور کامل شسته شد، یک مرتبه محسوب مى‏شود.[۵۲]
 آیات عظام خامنه‏اى، سیستانى، صافى، نورى و وحید:
ملاک براى تعیین یک بار شستن قصد انسان است ؛ پس اگر به قصد شستن مرتبه اول مثلاً
ده مرتبه آب بریزد، اشکال ندارد و همه آنها شستن اول محسوب مى‏شود.[۵۳]
 
 پرسش ۲۶ . آیا شستن دست‏ها از آرنج تا مچ
کافى است ؛ در صورتى که قبلاً دست‏ها را تا مچ شسته باشیم؟

همه مراجع: خیر، باید بعد از شستن صورت، در هنگامى که دست راست
و چپ را مى‏شوییم، تمام دست شسته شود و اگر تنها تا مچ را بشوییم، وضویمان باطل
است.[۵۴]
 
 پرسش ۲۷ . هنگام وضو چند مرتبه دست مى‏کشیم
تا اطمینان پیدا کنیم که آب رسیده است ؛ آیا این عمل اشکال دارد؟

همه مراجع: چنانچه به حد وسواس نرسد، اشکال ندارد.[۵۵]
 
 پرسش ۲۸ . در وضو شستن صورت و دست‏ها تا چند
مرتبه جایز است؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: براى مرتبه اول واجب و
مرتبه دوم جایز و مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام است.[۵۶]
آیات عظام بهجت، سیستانى، صافى و وحید: براى مرتبه اول واجب و
مرتبه دوم مستحب و مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام است.[۵۷]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: براى مرتبه اول واجب و مرتبه دوم بنا بر نظر
مشهور مستحب است ؛ ولى احتیاط واجب در دست چپ ترک مرتبه دوم است و براى مرتبه سوم و
بیشتر از آن حرام است.[۵۸]
آیه‏اللّه‏ مکارم: براى مرتبه اول واجب و بنا بر احتیاط واجب
ترک مرتبه دوم است و براى مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام است.[۵۹]
 
سه بار شستن
 پرسش ۲۹ . آیا شستن سه بار صورت و دست، وضو
را باطل مى‏کند؟

همه مراجع: شستن سه مرتبه صورت و دست راست، به قصد وضو حرام است
؛ ولى وضو را باطل نمى‏کند و اگر دست چپ را سه مرتبه بشوید، مسح او اشکال پیدا کرده
و وضو را باطل مى‏سازد.[۶۰]
 
مسح سر
 پرسش ۳۰ . کسى که موهاى جلوى سرش بلند است و
آن را بالاى سر جمع مى‏کند ؛ چگونه در هنگام وضو مسح نماید؟

همه مراجع: یا باید بیخ موها را مسح کند و یا فرق سر را باز
کرده، پوست سر را مسح نماید.[۶۱]
مسح پا
 پرسش ۳۱ . مقدار مسح پا از درازا چقدر است؟
آیات عظام امام، بهجت، فاضل، مکارم، نورى و وحید: باید پا را از
سر یکى از انگشت‏ها تا برآمدگى روى پا، مسح کند و بنا بر احتیاط مستحب تا مفصل پا
مسح نماید.[۶۲]
آیات عظام تبریزى و صافى: باید پا را از سر یکى از انگشت‏ها تا
برآمدگى روى پا، مسح کند و بنابر احتیاط واجب، تا مفصل پا مسح نماید.[۶۳]
آیات عظام خامنه‏اى و سیستانى: باید پا را از سر یکى از
انگشت‏ها تا مفصل، مسح کند.[۶۴]
 
 پرسش ۳۲ . آیا لازم است مسح پا بر روى شست پا
انجام گیرد؟

همه مراجع: لازم نیست مسح حتما به روى شست پا انجام شود و مسح
یکى از انگشتان دیگر نیز کافى است.[۶۵]
 تبصره. آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر فقط از سر انگشت
کوچک مسح بکشد کافى نیست.
 
رنگ مو
 پرسش ۳۳ . آیا رنگ مو و حنا و رنگ پوست
میوه‏ها، مانع وضو است؟

همه مراجع: رنگ بدون جِرم، مانع نیست.[۶۶]
موانع وضو
 پرسش ۳۴ . اگر بعد از وضو، در اعضا مانعى
ببینیم، چه کنیم؟

همه مراجع (به جز سیستانى، مکارم و وحید): اگر ندانید موقع وضو
بوده یا بعد پیدا شده، وضویتان صحیح است ؛ ولى اگر در وقت وضو، به مانع توجه
نداشته‏اید، بنابر احتیاط واجب، دوباره وضو بگیرید.[۶۷]
آیات عظام مکارم و وحید: اگر ندانید موقع وضو بوده یا بعد پیدا
شده، وضویتان صحیح است ؛ ولى اگر در هنگام وضو به آن توجه نداشته‏اید، باید دوباره
وضو بگیرید.[۶۸]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر ندانید موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده،
وضویتان صحیح است ؛ ولى اگر در وقت وضو، به مانع توجه نداشته‏اید، بنابر احتیاط
مستحب، دوباره وضو بگیرید.[۶۹]
 
مداد چشم
 پرسش ۳۵ . مداد چشم و ریمل، در هنگام وضو چه
حکمى دارد؟

همه مراجع: براى وضو، ریمل و مداد بیرون چشم - اگر جرم داشته
باشد - باید برطرف شود ؛ ولى مقدارى که داخل چشم است، برطرف کردن آن لازم نیست.[۷۰]
 تبصره. بعد از برطرف کردن جرم مواد آرایشى، باقى
ماندن رنگ آن مانع وضو نیست.
چرک زیر ناخن
 پرسش ۳۶ . اگر چرکى زیر ناخن باشد که مانع
رسیدن آب مى‏شود، آیا وضو صحیح است؟

همه مراجع: اگر چرک ظاهر نباشد، وضو صحیح است.[۷۱]
 
جوهر خودکار
 پرسش ۳۷ . آیا رنگ خودکار مانع از صحّت وضو
است؟

همه مراجع: اگر جرم داشته باشد، مانع است و باید براى وضو،
برطرف شود.[۷۲]
 تبصره. آیه‏اللّه‏ مکارم مى‏گوید: در مورد جوهر
خودکار به این نتیجه رسیده‏اند که جرم ضعیفى دارد و مانع از رسیدن آب به پوست نیست.[۷۳]
 
کرم پوست
 پرسش ۳۸ . آیا مالیدن کرم به دست و صورت مانع
وضو مى‏شود؟

همه مراجع: اگر به حدى باشد که مانع رسیدن آب به پوست نباشد،
اشکال ندارد.[۷۴]
تبصره. تشخیص این امر به عهده عرف است.[۷۵]
ژل مو
 پرسش ۳۹ . مسح سر بر موهاى روغن زده شده،
چگونه است؟

همه مراجع: اگر روغن به قدرى زیاد نباشد که مانع از رسیدن آب
وضو در حال مسح، به پوست یا بیخ موهاى جلوى سر یا موها باشد، اشکال ندارد.[۷۶]
 
وضو و نامحرم
 پرسش ۴۰ . آیا نگاه به نامحرم در حال وضو،
باعث بطلان وضو مى‏شود؟

همه مراجع: نگاه عمدى به نامحرم حرام است ؛ ولى باعث بطلان وضو
نمى‏شود.[۷۷]
 
شیر آب وضو
 پرسش ۴۱ . بستن شیر آب در حال وضو، چه حکمى
دارد؟

همه مراجع: اشکال ندارد.[۷۸]
 تبصره. اگر بعد از ریختن آب روى اعضاى وضو، نخست
شیر آب بسته شود و سپس وضوى اعضا کامل شود:
 ۱. از اسراف جلوگیرى خواهد شد، ۲. براى مسح،
اشکالى پیش نخواهد آمد.
 
شک در وضو
 پرسش ۴۲ . در هنگام غسل و وضو زیاد شک
مى‏کنم، وظیفه‏ام چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى و وحید): نباید به شک خود اعتنا کنید
[و مطابق متعارف مردم انجام دهید] .[۷۹]
آیات عظام تبریزى و وحید: اگر به حد وسواس برسید، نباید به شک
خود اعتنا کنید [و مطابق متعارف مردم انجام دهید] .[۸۰]
 
 پرسش ۴۳ . کسى که شک دارد وضو گرفته یا نه،
آیا باید براى نماز وضو بگیرد؟

همه مراجع: آرى، باید وضو بگیرد.[۸۱]
 
 پرسش ۴۴ . کسى که شک دارد وضویش باطل شده است
یا نه، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: بنا مى‏گذارد که وضویش باقى است.[۸۲]
 
شک بعد نماز
 پرسش ۴۵ . تکلیف کسى که بعد از نماز شک
مى‏کند که در هنگام نماز وضو داشته یا نه، چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى، صافى، فاضل و وحید): نمازى که خوانده،
صحیح است ؛ ولى باید براى نمازهاى بعدى، وضو بگیرد.[۸۳]
آیات عظام تبریزى، صافى، فاضل و وحید: چنانچه احتمال مى‏دهد،
پیش از نماز به گرفتن وضو توجّه داشته، نمازى که خوانده صحیح است ؛ ولى باید براى
نمازهاى بعدى، وضو بگیرد.[۸۴]
فراموشى در وضو
 پرسش ۴۶ . اگر بعد از وضو یقین کنیم یکى از
اعمال وضو را انجام نداده‏ایم، وظیفه چیست؟

همه مراجع: اگر موالات وضو از بین نرفته است، محل فراموش شده و
بعد از آن را باید بشوید یا مسح کند و اگر موالات از بین رفته، باید از نو وضو
بگیرد.[۸۵]
 
وضو قبل از اذان
 پرسش ۴۷ . آیا قبل از اذان مى‏توان براى نماز
وضو گرفت؟

همه مراجع: اگر به قصد داشتن طهارت و انجام کار مطلوبى مانند
خواندن قرآن و یا گفتن ذکر وضو بگیرد، مى‏تواند نماز را نیز با همان وضو بخواند.[۸۶]
 
خشکى اعضاى وضو
 پرسش ۴۸ . آیا خشک بودن اعضاى وضو، قبل از
وضو لازم است؟

همه مراجع: خیر، لازم نیست ؛ مگر جاى مسح که باید خشک باشد.[۸۷]
تبصره. اگر رطوبت جاى مسح به گونه‏اى کم باشد، که رطوبت کف دست
بر آن غلبه کند و بگویند رطوبت مسح تنها از ترى کف دست است، اشکال ندارد.
 
دست کشیدن وضو
 پرسش ۴۹ . اگر هنگام وضو، به طور سهوى دست از
پایین به بالا کشیده شود، آیا وضو صحیح است؟

همه مراجع: اگر عرفاً از بالا به پایین شسته شود، وضو صحیح است
؛ هر چند به طور سهوى دست به طرف بالا کشیده شود.[۸۸]
راه رفتن در وضو
 پرسش ۵۰ . اگر هنگام مسح کشیدن راه برویم،
وضو باطل مى‏شود؟

همه مراجع: راه رفتن در حال مسح اشکال ندارد.[۸۹]
 
خوردن در وضو
 پرسش ۵۱ . اگر در حین وضو چیزى بخوریم،
وضویمان درست است؟

همه مراجع: خوردن چیزى در حال وضو اشکال ندارد ؛ ولى بهتر است
از کارهایى که حضور قلب را هنگام وضو از بین مى‏برد، پرهیز شود.[۹۰]
 
حفظ وضو
 پرسش ۵۲ . وضوى کسى که از خروج باد معده
خوددارى مى‏کند، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: وضوى او باطل نیست.[۹۱]
 
خواب وضودار
 پرسش ۵۳ . خواب در چه حدى وضو را باطل
مى‏کند؟

همه مراجع: اینکه چشم نبیند و گوش نشنود و اگر یکى از این دو
مشخصه نباشد، وضو باطل نمى‏شود.[۹۲]
وضوى خانم‏ها
 پرسش ۵۴ . وضو گرفتن زن در جایى که مرد
نامحرم او را مى‏بیند، چگونه است؟

همه مراجع: گناه کرده ؛ ولى وضویش صحیح است.[۹۳]
 
ترشحات زنانه
 پرسش ۵۵ . آیا ترشحات معمولى خانم‏ها، وضو را
باطل مى‏کند؟

همه مراجع: خیر ؛ مگر آنکه به منى یا بول بودن آن یقین کند.[۹۴]
 
وضوى جبیره
 پرسش ۵۶ . کسى که دست راست یا چپش شکسته و
داخل گچ است، چگونه وضو بگیرد؟

 آیات عظام امام، خامنه‏اى، سیستانى، صافى، فاضل و
نورى: باید وضوى جبیره‏اى بگیرد.[۹۵]
آیه‏اللّه‏ بهجت: باید وضوى جبیره‏اى بگیرد و بنا بر احتیاط
واجب، تیمم هم کند.[۹۶]
آیات عظام تبریزى، مکارم و وحید: بنا بر احتیاط واجب، باید هم
وضوى جبیره‏اى بگیرد و هم تیمّم کند.[۹۷]
 تبصره ۱ . جبیره ؛ یعنى، پارچه و پمادى که روى
محل زخم یا شکستگى گذاشته مى‏شود. شخص یاد شده، مى‏تواند وضوى جبیره‏اى را به روش
زیر انجام دهد: ابتدا صورت را (با دست چپ یا با گرفتن زیر شیر و یا فرو بردن در آب)
بشوید و سپس دست راست را وضوى جبیره‏اى دهد (با دست مرطوب بر روى آن باند یا گچ
بکشد) بعد دست چپ را مانند صورت بشوید. آن گاه با رطوبت آن سر و روى پاها را مسح
کند.
 تبصره ۲ . همه مراجع دست کشیدن با آب وضو روى
جبیره را لازم مى‏دانند و آیه‏اللّه‏ مکارم رساندن آب را نیز کافى مى‏داند اگرچه با
زیر شیر آب قرار گرفتن و پا در آب فرو بردن باشد.
 
 
 
احکام غسلبازگشت به فهرست
 
 
اهمیت غسل
 پرسش ۵۷ . درباره غسل و اهمیت آن توضیح دهید؟
«وَ إِن کُنتُم جُنُباً فَاطَّهَّرُوا»[۹۸]؛
«هنگامى‏که جنب شدید، خود را بشویید (غسل دهید)».
غسل در لغت به‏معناى شستن‏چیزى براى ازبین‏بردن چرک آن است
ودراصطلاح فقه عبارت است از: «شستن تمام بدن، به قصد قربت و اطاعت از فرمان الهى».
غسل دو نوع است: غسل واجب و غسل مستحبى.
غسل‏هاى واجب عبارت است از: غسل جنابت، حیض، نفاس، استحاضه، مس
میت، غسل میت و غسلى که به واسطه نذر و قسم و مانند آن واجب مى‏شود.
تعداد غسل‏هاى مستحبى فراوان است که در کتاب‏هاى مفصل از آنها
نام برده شده است.
در میان غسل‏هاى واجب مهم‏ترین آنها غسل جنابت است. اصل غسل
جنابت به تنهایى واجب نیست ؛ بلکه براى انجام برخى کارها (مانند نماز، مس قرآن
و...) به دستور شرع واجب شده است و انجام دادن این گونه اعمال بدون غسل، گناه است ؛
بلکه در برخى موارد عمل باطل خواهد بود.
غسل جنابت داراى دو فایده و فلسفه مهم است:
۱. طبق تحقیقات دانشمندان، در بدن انسان دو سلسله اعصاب نباتى
وجود دارد که تمام فعالیت‏هاى بدن را کنترل‏مى‏کند: اعصاب سمپاتیک و اعصاب
پاراسمپاتیک. این دو رشته اعصاب در سراسر بدن انسان گسترده است. وظیفه اعصاب
سمپاتیک، تند کردن و وظیفه اعصاب پاراسمپاتیک، کند کردن فعالیت دستگاه‏هاى مختلف
بدن است. گاهى جریان‏هایى در بدن رخ مى‏دهد که این تعادل را به هم مى‏زند ؛ از جمله
آنها حالت ارگاسم (اوج لذت جنسى) است که معمولاً مقارن خروج منى صورت مى‏گیرد. از
امورى که مى‏تواند اعصاب سمپاتیک را به کار وا دارد و تعادل از دست رفته را تأمین
کند، تماس آب با بدن است و از آنجا که تأثیر ارگاسم روى تمام اعضاى بدن به طور
محسوس دیده مى‏شود، دستور داده شده که بعد از آمیزش جنسى یا خروج منى، تمام بدن با
آب شسته شود.
۲. غسل جنابت یک دستور اسلامى براى پاک نگه داشتن بدن و رعایت
بهداشت، در طول زندگى است. همواره عده‏اى از نظافت خود غافل مى‏شوند ؛ ولى این حکم
اسلامى آنان را وادار مى‏کند که در فاصله‏هاى مختلف خود را شست و شو دهند و بدن را
پاک نگه دارند. البته موارد یاد شده، تنها به عنوان حکمت و فلسفه غسل به شمار
مى‏آید و به هیچ وجه ملاک اصلى وجوب غسل نیست ؛ چه اینکه غسل یک واجب تعبدى است و
نیاز به قصد قربت دارد. از این رو کسى که تازه بدن خود را شسته ؛ ولى از او منى
خارج شده است، باز باید غسل را انجام دهد.[۹۹]
غسل را به دو صورت مى‏توان انجام داد: ترتیبى و ارتماسى. در غسل
ترتیبى ابتدا سر و گردن، سپس نیمه راست و بعد از آن نیمه چپ بدن شسته مى‏شود.[۱۰۰]
در غسل ارتماسى بدن یکباره در آب قرار مى‏گیرد (مانند غسل در استخر). در هر دو روش،
دست کشیدن لازم نیست ؛ بلکه همین اندازه که به نیت غسل، آب به تمام نقاط بدن برسد،
کافى است. تمام شرط‏هایى که براى صحیح بودن وضو لازم است، در صحیح بودن غسل نیز شرط
است ؛ ولى در چند چیز با وضو تفاوت دارد:
۱. در غسل موالات شرط نیست.
۲. در غسل شستن از بالا به پایین لازم نیست.[۱۰۱]
۳. در غسل باید آب به پوست بدن برسد ؛ ولى در وضو اگر پوست صورت
از لاى موها پیدا نباشد، لازم نیست.
کیفیت انجام دادن غسل براى انواع واجب و مستحب آن، به یک شکل
است و هیچ تفاوتى با هم ندارد.
 
غسل چند منظوره
 پرسش ۵۸ . آیا کسى که چند غسل بر ذمّه او
هست، مى‏تواند به نیت همه یک غسل انجام دهد؟

همه مراجع: آرى، مى‏تواند.[۱۰۲]
 
 پرسش ۵۹ . اگر کسى براى انجام غسل خاصى
(مانند غسل جنابت) نیت کند و آن را به جا آورد، آیا از سایر غسل‏ها کفایت مى‏کند؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، صافى و مکارم: اگر غسل جنابت باشد و
به قصد آن غسل کند، از سایر غسل‏ها کفایت مى‏کند؛ ولى اگر غیر غسل جنابت باشد بنا
بر احتیاط واجب از سایر غسل‏ها کفایت نمى‏کند.[۱۰۳]
آیة اللّه‏ بهجت: اگر غسل واجب باشد و به قصد آن غسل کند، از
سایر غسل‏ها کفایت مى‏کند؛ ولى اگر غسل مستحبى را قصد کند، تنها از غسل‏هاى مستحبى
کفایت مى‏کند.[۱۰۴]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل و وحید: به قصد هر کدام انجام
دهد از سایر غسل‏ها کفایت مى‏کند.
غسل زیر دوش
 پرسش ۶۰ . آیا مى‏توان با دوش حمام غسل
ارتماسى گرفت؟

همه مراجع: خیر، غسل ارتماسى زیر دوش حمام صحیح نیست و باید غسل
ترتیبى انجام داد.[۱۰۵]
 
مبطلات غسل
 پرسش ۶۱ . آیا بعد از غسل، خارج شدن بول و
باد معده آن را باطل مى‏کند؟

همه مراجع: خیر، غسل باطل نمى‏شود ؛ ولى باید براى نماز وضو
بگیرد.[۱۰۶]
 
غسل و باد معده
 پرسش ۶۲ . اگر در اثناى غسل جنابت، حدث اصغر
(بول، باد معده و...) خارج شود، آیا غسل صحیح است؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، صافى، فاضل و نورى: غسل باطل نمى‏شود
؛ و آن را تمام کند ؛ ولى بهتر (احتیاط مستحب) است آن را به قصد آنچه بر ذمّه او
است (از اتمام یا اعاده) از سر گیرد. در هر صورت باید براى نماز و هر کارى که در آن
طهارت لازم است، وضو نیز بگیرد.[۱۰۷]
آیه‏اللّه‏ بهجت: لازم نیست غسل را تمام کند و بنابر احتیاط
واجب باید آن را به قصد آنچه بر ذمه او است (اتمام یا اعاده)، از سر گیرد و براى
نماز و هر کارى که در آن طهارت لازم است، وضو نیز بگیرد.[۱۰۸]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: باید غسل را از سر گیرد و بنابر احتیاط
واجب، باید براى نماز و هر کارى که در آن طهارت لازم است، وضو نیز بگیرد.[۱۰۹]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: غسل باطل نمى‏شود ؛ ولى بنابر احتیاط واجب،
باید براى نماز و هر کارى که در آن طهارت لازم است، وضو بگیرد.[۱۱۰]
آیه‏اللّه‏ مکارم: بنابر احتیاط واجب، باید غسل را از سر گیرد و
براى نماز و هر کارى که در آن طهارت لازم است، وضو نیز بگیرد.[۱۱۱]
آیه‏اللّه‏ وحید: بنابر احتیاط واجب باید غسل را تمام کند و
دوباره از سر گیرد و براى نماز و هر کارى که در آن طهارت لازم است، وضو نیز بگیرد.[۱۱۲]
 
غسل موهاى بلند
 پرسش ۶۳ . آیا در غسل شستن موهاى بلند بدن
واجب است؟

همه مراجع (به جز امام، فاضل، مکارم و نورى): خیر شستن موهاى
بلند واجب نیست.[۱۱۳]
آیات عظام امام، فاضل، مکارم و نورى: بنا بر احتیاط واجب شستن
موهاى بلند هم واجب است.[۱۱۴]
 تبصره. اگر رساندن آب به پوست، بدون شستن آنها
ممکن نباشد ؛ باید موهاى بلند را بشوید که آب به بدن برسد.
 
شک در غسل
 پرسش ۶۴ . اگر بعد از اتمام غسل، در صحّت غسل
شک کنیم، تکلیف چیست؟

همه مراجع: غسل صحیح است.[۱۱۵]
فراموشى در غسل
 پرسش ۶۵ . اگر پس از غسل بفهمد جایى از بدن
را نشسته، تکلیف چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، خامنه‏اى، فاضل و نورى: اگر از طرف
چپ بدن باشد، شستن همان مقدار کافى است و اگر از سمت راست باشد، باید بعد از شستن
آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید و اگر از سرو گردن باشد، باید بعد از شستن آن
مقدار، دوباره سمت راست و سپس سمت چپ بدن را بشوید.[۱۱۶]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر از طرف چپ بدن باشد، شستن همان مقدار
کافى است و اگر از سمت راست باشد، احتیاط مستحب آن است که بعد از شستن آن مقدار،
دوباره طرف چپ را بشوید و اگر سر و گردن باشد، باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره
طرف راست و چپ را بشوید.[۱۱۷]
آیات عظام سیستانى و مکارم: اگر از طرف چپ بدن باشد، شستن همان
مقدار کافى است و اگر از سمت راست باشد، احتیاط مستحب آن است که بعد از شستن آن
مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید و اگر از سرو گردن باشد، بنابر احتیاط واجب، باید
بعد از شستن آن مقدار، دوباره بدن را بشوید.[۱۱۸]
 آیه‏اللّه‏ وحید: اگر از طرف چپ بدن باشد، شستن
همان مقدار کافى است و اگر از سمت راست باشد، احتیاط (واجب) آن است که باید بعد از
شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید و اگر از سر و گردن باشد، باید بعد از شستن
آن، دوباره طرف راست و چپ را بشوید.[۱۱۹]
 
 
 
 
احکام جنابتبازگشت به فهرست
 
 
 
 پرسش ۶۶ . راه‏هاى تشخیص جنابت چیست؟
همه مراجع: به دو چیز انسان جنب مى‏شود:
۱. آمیزش جنسى به مقدار دخول نسبت به مرد و زن [اگرچه منى بیرون
نیاید] .
۲. بیرون آمدن منى، چه در خواب باشد یا بیدارى، کم باشد یا
زیاد، با شهوت باشد یا بى‏شهوت، با اختیار باشد یا بى‏اختیار.[۱۲۰]
 
 پرسش ۶۷ . وذى، مذى و ودى را توضیح دهید؟
همه مراجع: «مذى» به آبى گویند که گاه بعد از ملاعبه و بازى
کردن از انسان بیرون مى‏آید.
«وذى» به آبى گویند که گاه بعد از منى بیرون مى‏آید.
«ودى» به آبى گویند که گاه بعد از بول بیرون مى‏آید و کمى سفید
و چسبنده است.
همه این آب‏ها در صورتى که مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاک
است.[۱۲۱]
 تبصره. فایده استبرا از بول این است که اگر آب
مشکوکى بعد از آن خارج شود، پاک است و وضو را هم باطل نمى‏کند ؛ اما اگر استبرا
نکرده، باید وضو را اعاده کند و محل را بشوید. فایده استبرا از منى این است که اگر
رطوبت مشکوکى از او خارج شود و نداند منى است یا یکى از آب‏هاى پاک، غسل ندارد و
اگر استبرا نکند و احتمال دهد ذرات منى در مجرا باقى بوده و همراه بول یا رطوبت
دیگرى خارج شده، باید دوباره غسل کند.
 
تشخیص منى
 پرسش ۶۸ . راه تشخیص منى و احتلام در مرد
چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مکارم): خروج منى در مرد داراى
سه نشانه است: ۱. همراه با شهوت باشد. ۲. با جستن بیرون آید. ۳. بدن سست شود. اگر
هیچ یک از نشانه‏هاى سه گانه و یا یکى از آنها را نداشت، حکم به منى نمى‏شود ؛ مگر
آنکه از راه دیگرى یقین کند که منى است.[۱۲۲]
آیات عظام بهجت و مکارم: خروج منى در مرد داراى دو نشانه است:
۱. همراه با شهوت باشد.
۲. با جستن بیرون آید. اگر هیچ یک از دو نشانه یا یکى از آن دو
را نداشت، حکم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین کند که منى است.[۱۲۳]
 آیه‏اللّه‏ صافى: اگر با شهوت و جستن بیرون آید و
یا با جستن بیرون آید و بدن سست شود، آن رطوبت حکم منى را دارد و اگر هیچ یک از این
دو نشانه را نداشت، حکم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنکه از راه دیگرى اطمینان پیدا کند
که منى است.[۱۲۴]
 
جنابت زن
 پرسش ۶۹ . راه تشخیص منى و احتلام در زن
چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى، بهجت و نورى): خروج ترشّحات زن، اگر
همراه با شهوت (اوج لذت جنسى) باشد، حکم به جنابت آنان مى‏شود و لازم نیست با جستن
بیرون آید و بدن سست شود و اگر بدون شهوت باشد، حکم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنکه از
راه دیگرى یقین کند منى است.[۱۲۵]
آیه‏اللّه‏ بهجت: خروج ترشّحات زن اگر همراه با شهوت (اوج لذت
جنسى) باشد و با جستن بیرون آید، حکم به منى مى‏شود و اگر هیچ یک از دو علامت و یا
یکى از آنها را نداشت، حکم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین کند منى
است.[۱۲۶]
آیات عظام تبریزى و نورى: خروج ترشّحات زن اگر همراه با شهوت
خاصى (اوج لذت جنسى) باشد و بدن پس از آن سست شود، حکم به منى مى‏شود و اگر هیج یک
از دو نشانه یا یکى از آنها را نداشت، حکم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنکه از راه دیگرى
یقین کند منى است.[۱۲۷]
 
پاکى ترشّحات زنانه
 پرسش ۷۰ . آیا ترشّحات و رطوبت‏هایى که از
بانوان خارج مى‏شود، پاک است؟

همه مراجع: ترشّحات مزبور پاک است و غسل ندارد ؛ مگر آنکه یقین
کنند بول یا منى است.[۱۲۸]
 
محرمات جنب
 پرسش ۷۱ . کارهایى که براى شخص جنب حرام است،
کدامند؟

چند چیز بر شخص جنب حرام است:
۱. گذاشتن چیزى در مسجد،
۲. خواندن آیه‏هاى سجده واجب،[۱۲۹]
۳. رفتن به مسجد الحرام و مسجد النبى،[۱۳۰]
۴. رساندن جایى از بدن به خط قرآن و اسم خداوند،
۵. توقف در سایر مساجد و حرم امامان علیهم‏السلام (احتیاط
واجب).[۱۳۱]
 
مکروهات جنب
 پرسش ۷۲ . کارهایى که براى شخص جنب مکروه
است، کدامند؟

چند چیز بر شخص جنب مکروه است:
 ۱. خوردن و آشامیدن،
۲. خوابیدن بدون وضو،[۱۳۲]
۳. همراه داشتن قرآن،
۴. مالیدن روغن به بدن،
۵. آمیزش بعد از احتلام،
۶. خضاب با حنا و مانند آن،
۷. تماس بدن با جلد یا حاشیه قرآن،
۸. خواندن بیشتر از هفت آیه از سوره‏هایى که سجده واجب ندارد.
 
غسل جایگزین وضو
 پرسش ۷۳ . با چه غسل‏هایى مى‏توان نماز
خواند؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و فاضل: تنها با غسل
جنابت مى‏توان نماز خواند ؛ ولى با غسل‏هاى دیگر باید وضو هم گرفت.[۱۳۳]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم، نورى و وحید: با همه غسل‏هاى
واجب و مستحب - غیر از غسل استحاضه متوسطه - مى‏توان نماز خواند ؛ اگر چه احتیاط
مستحب آن است که [در غیر غسل جنابت] وضو هم بگیرد.[۱۳۴]
 
نیت غسل جنابت
 پرسش ۷۴ . به قصد غسل جنابت به حمام رفتم ؛
ولى وقتى که بیرون آمدم شک کردم غسل را انجام داده‏ام یا نه، تکلیف چیست؟

همه مراجع: باید بنا را بر انجام ندادن بگذارید و غسل‏تان را با
نیت مربوطه به جا آورید.[۱۳۵]
زمان غسل جنابت
 پرسش ۷۵ . آیا غسل جنابت، فورى بر انسان واجب
مى‏شود؟

همه مراجع: خیر، غسل جنابت تنها براى نماز و کارهایى که در آن،
طهارت شرط است، واجب مى‏شود.[۱۳۶]
 
مدت غسل جنابت
 پرسش ۷۶ . با غسل جنابت تا چه زمانى مى‏توان
نماز خواند؟

همه مراجع: تا زمانى که یکى از مبطلات وضو رخ ندهد، مى‏توان با
آن نماز خواند.[۱۳۷]
 
غسل پیش از وقت
 پرسش ۷۷ . آیا مى‏شود غسل جنابت را قبل از
وقت نماز انجام داد؟

همه مراجع: اگر به قصد قربت و داشتن طهارت غسل کند، کافى است و
با آن مى‏تواند نماز بخواند.[۱۳۸]
 
 تیمم و جنابت عمدى
 پرسش ۷۸ . کسى که نمى‏تواند غسل کند، ولى
تیمم برایش ممکن است ؛ آیا مى‏تواند با همسر خود نزدیکى کند و با تیمم نماز بخواند؟

همه مراجع (به جز فاضل): آرى، مى‏تواند با همسر خود نزدیکى کند
؛ خواه بعد از داخل شدن وقت نماز باشد، یا پیش از آن.[۱۳۹]
آیه‏اللّه‏ فاضل: پیش از داخل شدن وقت نماز، مانعى ندارد و بعد
از آن - اگر بدون جهت با عیال خود نزدیکى کند - اشکال دارد ؛ ولى اگر نزدیکى براى
لذت بردن یا امر عقلایى دیگر باشد، اشکال ندارد.[۱۴۰]
 
شک در منى
 پرسش ۷۹ . اگر در خواب مایعى از انسان خارج
شود که نمى‏داند منى است یا نه، حکمش چیست؟

همه مراجع: اگر نشانه‏هاى منى را داشته باشد، غسل واجب مى‏شود و
در صورت شک غسل واجب نیست.[۱۴۱]
 
شک در جنابت
 پرسش ۸۰ . صبح بعد از بیدارى متوجه مى‏شوم که
محتلم شده‏ام ؛ در حالى که اصلاً هیچ گونه لذتى در خود حس نکرده‏ام، آیا غسل واجب
است؟

همه مراجع (به جز صافى): اگر نشانه‏هاى منى یا یکى از آنها را
نداشته باشد و یا در آنها شک کند، غسل واجب نمى‏شود ؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین
کند که منى است.[۱۴۲]
آیه‏اللّه‏ صافى: اگر هیچ یک از نشانه‏هاى منى را نداشته باشد و
یا در آنها شک پیدا نماید غسل واجب نمى‏شود ؛ مگر آنکه از راه دیگرى اطمینان پیدا
کند که منى است.[۱۴۳]
رطوبت بعد غسل
 پرسش ۸۱ . بعد از غسل جنابت، آب مشکوکى از من
خارج مى‏شود، آیا نجس است و غسل لازم دارد؟

همه مراجع: اگر پیش از انجام دادن غسل، بول کرده باشد، این آب
پاک است و غسل ندارد و در غیر این صورت حکم منى را دارد.[۱۴۴]
 تبصره. فرض مسأله جایى است که شخص به دلیل بیرون
آمدن منى، جنب شده و پس از غسل، رطوبت مشکوکى از وى خارج شده است. اما اگر جنابت او
از راه آمیزش - بدون خروج منى - بوده و پس از غسل رطوبت مشکوکى مشاهده کرده، پاک
است و غسل ندارد ؛ هر چند پیش از غسل بول نکرده باشد.
 
جنابت و تأخیر نماز
 پرسش ۸۲ . کسى که بعد از اذان صبح با حالت
احتلام از خواب بیدار مى‏شود، آیا مى‏تواند نماز خود را تا نزدیک طلوع آفتاب به
تأخیر اندازد و با تیمم نماز بخواند؟

همه مراجع: اگر نماز خود را به تأخیر اندازد، تا جایى که وقت
تنگ شود، گناه کرده است. در این صورت باید تیمم کند و نماز خود را بخواند و نماز او
صحیح است.[۱۴۵]
 
 
 
احکام استمنابازگشت به فهرست
 
 
تعریف استمنا
 پرسش ۸۳ . استمنا چیست؟
همه مراجع: «استمنا» آن است که انسان با خود یا دیگرى کارى کند
که از او منى بیرون آید. انجام دادن آن حرام است[۱۴۶]
و در صورت خروج منى، غسل جنابت واجب مى‏شود.
 
حرمت خودارضایى
 پرسش ۸۴ . آیا خودارضایى در صورتى که به حد
خروج منى نرسد، باز هم حرام است؟

همه مراجع (به جز تبریزى، سیستانى و وحید): آرى، حرام است ؛ ولى
غسل بر او واجب نمى‏شود.[۱۴۷]
آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: بنا بر احتیاط واجب حرام است
؛ ولى غسل بر او واجب نمى‏شود.[۱۴۸]
تبصره. فرض مسئله جایى است که با خودارضایى قصد خروج منى دارد.
استمنا در شرایط خاص
 پرسش ۸۵ . برخى از روان‏شناسان، استمنا را در
شرایطى که امکان حفظ تعادل روحى سالم وجود ندارد، توجیه مى‏کنند ؛ نظر مراجع چیست؟

همه مراجع: استمنا در هر شرایطى حرام است ؛ مگر در جایى که براى
معالجه و درمان بوده و درمان آن نیز تنها منحصر به استمنا باشد.[۱۴۹]
 
حرمت استمنا
 پرسش ۸۶ . کسى که شرایط ازدواج برایش فراهم
نیست و از نظر غریزه جنسى در سختى به سر مى‏برد، آیا مى‏تواند استمنا کند؟

همه مراجع: خیر، استمنا در هیچ شرایطى جایز نیست.[۱۵۰]
 
استمنا و آزمایشگاه
 پرسش ۸۷ . براى تشخیص اینکه مرد قادر بر
بچه‏دار شدن هست، آیا مى‏تواند استمنا کند تا آزمایش‏هاى پزشکى بر روى منى او،
انجام شود؟

همه مراجع: خیر، این کار جایز نیست ؛ مگر آنکه ضرورتى ایجاب
کند.[۱۵۱]
 تبصره. چنانچه در موردى، ضرورت ایجاب نماید
که شخص استمنا کند ؛ در صورتى که همسر دارد، واجب‏است این عمل را به‏وسیله او انجام
دهد (نه با اعضا و جوارح خود).
 
کفاره استمنا
 پرسش ۸۸ . آیا استمنا کفاره دارد؟ کفاره آن
چیست؟

همه مراجع: خیر، کفاره ندارد ؛ ولى باید توبه کند و از این کار
دست بردارد.[۱۵۲]
استمنا با همسر
 پرسش ۸۹ . شخصى به قصد اینکه از همسرش منى
خارج شود، او را با دست تحریک مى‏کند ؛ آیا این کار از نظر شرعى جایز است؟

همه مراجع: آرى، استمنا به وسیله بدن همسر جایز است.[۱۵۳]
 
تصاویر تحریک کننده
 پرسش ۹۰ . آبى که هنگام خواندن مطالب مهیج و
یا دیدن تصاویر محرک از انسان خارج مى‏شود، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر یقین کند که منى است یا نشانه‏هاى منى را داشته
باشد، غسل واجب مى‏شود و در صورت شک، آن رطوبت پاک است و غسل ندارد.[۱۵۴]
 
جلوگیرى منى
 پرسش ۹۱ . آیا بر کسى که خودارضایى مى‏کند ؛
ولى نمى‏گذارد منى خارج شود، غسل واجب است؟

همه مراجع: خیر، تا از او منى خارج نشود، غسل واجب نیست.[۱۵۵]
 
 
 
 
احکام تیممبازگشت به فهرست
 
 
 
 
اهمیت تیمم
 پرسش ۹۲ . درباره دلیل تیمم و فایده آن برایم
توضیح دهید؟

«فَلَم تَجِدُوا ماءً فَتَیمَّمُوا صَعِیداً طَیباً »[۱۵۶]
؛ «[اگر] آب [براى غسل یا وضو] نیابید، با خاک پاکى تیمم کنید».
«تیمم» در لغت به معناى قصد و اراده کردن است و در اصطلاح فقه
«عملى است که در شرایط خاص، جایگزین وضو و غسل مى‏شود».
تیمم به این صورت انجام مى‏گیرد: ابتدا کف دو دست را بر چیزى که
تیمم بر آن جایز است، مى‏زنیم. سپس هر دو دست را بر تمام پیشانى و دو طرف آن - از
جایى که موى سر مى‏روید - تا روى ابروها و بالاى بینى مى‏کشیم. بعد با کف دست چپ،
بر تمام پشت دست راست - از مچ تا سر انگشتان - و در آخر کف دست راست را بر تمام پشت
دست چپ مى‏کشیم (انگشتان هم جزو کف دست است).[۱۵۷]
 تیمم دو فایده و فلسفه مهم دارد:
۱. فایده بهداشتى:
خاک به جهت داشتن باکترى‏هاى فراوان، مى‏تواند آلودگى‏ها را از
بین ببرد. این باکترى‏ها معمولاً در سطح زمین - که از هوا و نور آفتاب بهتر استفاده
مى‏کنند - فراوانند. از این نظر خاک مى‏تواند تا حدودى جانشین آب شود. با این تفاوت
که آب حلاّل است ؛ یعنى، میکروب‏ها را حل کرده و با خود مى‏برد ؛ ولى خاک میکروب‏کش
است و خاکى این اثر بخشى را دارد که کاملاً پاک باشد. از این رو قرآن از آن به
«طیب» تعبیر کرده است.
۲. فایده اخلاقى:
تیمم یکى از عبادات است ؛ زیرا انسان پیشانى خود را - که
شریف‏ترین عضو او است - با دستى که بر خاک زده، لمس مى‏کند تا فروتنى و تواضع خود
را در پیشگاه خداوند متعال آشکار سازد و به دنبال این کار، متوجه نماز و یا سایر
عباداتى شود که در آن وضو و غسل شرط است. به این ترتیب تیمّم در پرورش روح تواضع و
عبودیت و شکر گزارى در بندگان اثر دارد.[۱۵۸]
تیمم بر دو نوع است:
تیمم بدل از ‎وضو و تیمم بدل از غسل. کسى که وظیفه‏اش تیمم است،
تا هنگامى که عذر او باقى است، مى‏تواند تمام کارهایى را که با وضو و غسل انجام
مى‏دهد، با تیمّم به جا آورد. اگر یکى از امور باطل کننده وضو، از او سر بزند،
تیممش باطل مى‏شود. باید دانست که تیمم تنها بر زمین و هر چه که این عنوان بر آن
صدق مى‏کند (خاک، ریگ، کلوخ، سنگ مرمر و سایر ‎اقسام سنگ‏ها) جایز است.[۱۵۹]
 موارد تیمم
 پرسش ۹۳ . در چه مواردى باید تیمم کنیم؟
۱. وقت تنگ باشد.
۲. دسترسى به آب نباشد.
۳. آب براى انسان ضرر داشته باشد.
۴. بدن یا لباس او نجس بوده و آب بیش از تطهیر آن نیست و لباس
دیگرى ندارد.
۵. اگر آب را به مصرف وضو یا غسل برساند، افراد مرتبط با او از
تشنگى هلاک یا بیمار مى‏شوند و یا به سختى مى‏افتند.
 
جنابت و میهمانى
 پرسش ۹۴ . اگر شخص در جایى که مهمان است جنب
شود، آیا به جهت خجالت مى‏تواند به جاى غسل، تیمّم کند؟

همه مراجع: خجالت مجوز تیمّم نیست و باید غسل کند.[۱۶۰]
 تبصره. چنانچه صبر کند تا وقت نماز تنگ شود - اگر
چه گناه کرده - تیمّم او در آن هنگام صحیح است و مى‏تواند پس از تطهیر بدن و لباس،
با آن نماز بخواند.
 
تیمم بدل از وضو
 پرسش ۹۵ . آیا فرقى بین تیمّم بدل از وضو و
غسل است؟ کیفیت هر دو را بیان کنید؟

 آیات عظام امام، مکارم و نورى: کیفیت تیمم در هر
دو به یک شکل است؛ ولى بهتر است در تیمم بدل از غسل، بعد از مسح صورت و دست‏ها یک
بار دیگر دست‏ها را بر زمین زند و با آن پشت دست راست و سپس پشت دست چپ را مسح کند.[۱۶۱]
آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، صافى و وحید: کیفیت تیمم در
هر دو به یک شکل است؛ ولى بهتر است در هر دو، بعد از مسح صورت و دست‏ها یک بار دیگر
دست‏ها را بر زمین زند و با آن پشت دست راست و سپس پشت دست چپ را مسح کند.[۱۶۲]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: کیفیت تیمم در هر دو به یک شکل است و
احتیاط واجب آن است در هر دو، بعد از مسح صورت و دست‏ها یک بار دیگر دست‏ها را بر
زمین زند و با آن پشت دست راست و سپس پشت دست چپ را مسح کند.[۱۶۳]
آیه‏اللّه‏ فاضل: کیفیت تیمم در هر دو به یک شکل است؛ ولى بهتر
است در هر دو، زدن دست‏ها بر زمین سه بار انجام گیرد، به این ترتیب که دو مرتبه پشت
سر هم دست‏ها را بر زمین زند و بر پیشانى بکشد و یک مرتبه دیگر بر زمین زند و بر
پشت دست‏ها بکشد.[۱۶۴]
 
تیمم بدل از غسل
 پرسش ۹۶ . آیا بعد از تیمم بدل از غسل، تیمم
بدل از وضو نیز لازم است؟

همه مراجع (به جز سیستانى، مکارم، نورى و وحید): در تیمم بدل از
غسل جنابت، براى نماز، وضو یا تیمم بدل از وضو لازم نیست ؛ ولى در تیمم بدل از سایر
غسل‏ها، براى نماز وضو یا تیمم بدل از وضو نیز لازم است.[۱۶۵]
آیات عظام سیستانى، مکارم، نورى و وحید: خیر، لازم نیست براى
نماز، وضو یا تیمّم بدل از وضو بگیرد (خواه غسل جنابت باشد یا غسل‏هاى دیگر)، به جز
غسل استحاضه متوسطه ؛ ولى اگر به جا آورد، بهتر (احتیاط مستحب) است.[۱۶۶]
 
وقت تیمم
 پرسش ۹۷ . کسى که شک دارد اگر غسل کند، وقت
براى نماز او مى‏ماند یا نه ؛ تکلیفش چیست؟

همه مراجع: در این صورت، باید تیمم کند.[۱۶۷]
 
نماز با تیمم
 پرسش ۹۸ . پس از بر طرف شدن عذر، آیا
نمازهایى را که با تیمم خوانده‏ایم، باید دوباره قضا کنیم؟

همه مراجع: خیر، قضا لازم نیست.[۱۶۸]
 
 پرسش ۹۹ . آیا کسى که براى جنابت، تیمم بدل
از غسل کرده است، مى‏تواند نمازهاى بعدى را نیز با آن تیمم بخواند؟

 همه مراجع: آرى، تا هنگامى که تیمم و عذرش باقى
است، مى‏تواند با همان تیمم نمازهاى بعدى را بخواند.[۱۶۹]
محل تیمم
 پرسش ۱۰۰ . آیا لازم است محل تیمم گرد و غبار
هم داشته باشد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مکارم و نورى: خیر
؛ ولى مستحب است گردى هم داشته باشد.[۱۷۰]
آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: تا آنجا که امکان دارد،
بنابر احتیاط واجب باید گردى هم داشته باشد.[۱۷۱]
 
تیمم و قرآن
 پرسش ۱۰۱ . آیا کسى که وظیفه‏اش به جاى غسل
تیمم بوده، مى‏تواند دست به قرآن بزند و یا به مسجد برود؟

آیات عظام امام و نورى: اگر به جهت ضرر داشتن آب و مانند آن،
تیمم کرده - در صورتى که تیمم و عذرش باقى است - مى‏تواند کارهاى یاد شده را انجام
دهد. اما اگر به جهت تنگى وقت، به جاى غسل تیمم کرده است، بنابر احتیاط واجب
نمى‏تواند.[۱۷۲]
آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، خامنه‏اى، صافى، فاضل و وحید:
اگر به جهت ضرر داشتن آب و مانند آن، تیمم کرده - در صورتى‏که تیمم و عذرش باقى است
- مى‏تواند کارهاى یاد شده را انجام دهد. اما اگر به جهت تنگى وقت، به جاى غسل تیمم
کرده است، نمى‏تواند.[۱۷۳]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر تیمم و عذرش باقى است، مى‏تواند کارهاى
یاد شده را انجام دهد.[۱۷۴]
 
 
 
 
احکام اسماى متبرکهبازگشت به فهرست
 
 
 
اسماى جلاله
 پرسش ۱۰۲ . حکم تماس بدن با اسماى جلاله،
بدون وضو چگونه است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و نورى: مس اسماى بارى
تعالى - به هر زبان و کیفیتى که نوشته شده باشد - بدون وضو جایز نیست.[۱۷۵]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم و وحید: مس اسماى بارى
تعالى - به هر زبان و کیفیتى که نوشته شده باشد - بنابر احتیاط واجب، بدون وضو جایز
نیست.[۱۷۶]
 
 پرسش ۱۰۳ . لمس کردن کلمه «بسمه تعالى» و یا
«ا...» - که به جاى کلمه «اللّه» مى‏نویسند - بدون وضو چه حکمى دارد؟

امام: مس اسماى بارى تعالى یا جزئى از آنها - به هر زبان و
کیفیتى که نوشته شده باشد - بدون وضو جایز نیست.[۱۷۷]
 آیات عظام بهجت، صافى: بنابر احتیاط واجب، بدون
وضو مس نکنند.[۱۷۸]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل، مکارم و نورى:
اشکال ندارد (هر چند بهتر است که مس نکنند).[۱۷۹]
آیه‏اللّه‏ وحید: مس «ا...» اشکال ندارد ؛ ولى مس «بسمه تعالى»
بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۱۸۰]
 
آرم جمهورى اسلامى
 پرسش ۱۰۴ . آیا مس کردن نقش آرم جمهورى
اسلامى ایران - که روى نامه‏ها و... وجود دارد - حرام است؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، صافى، وحید و نورى: بنابر
احتیاط واجب بدون طهارت مس نکنند.[۱۸۱]
آیه‏اللّه‏ بهجت: مس آن، بدون طهارت جایز نیست.[۱۸۲]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: چنانچه در نظر عرف اسم جلاله محسوب و
خوانده شود، مس آن بدون طهارت حرام است.[۱۸۳]
 آیات عظام فاضل و مکارم: اشکال ندارد ؛ ولى بهتر
است آن را مس نکنند.[۱۸۴]
اسامى معصومین
 پرسش ۱۰۵ . لمس کردن نام نبى اکرم
صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم، امامان علیهم‏السلام و حضرت زهرا علیهاالسلامبدون وضو
چگونه است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مکارم و نورى:
بنابر احتیاط واجب اسماى آنان را بدون وضو مس نکند.[۱۸۵]
آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: بهتر (احتیاط مستحب) است
اسماى آنان را بدون وضو مس نکند.[۱۸۶]
 
اسم «عبداللّه»
 پرسش ۱۰۶ . افرادى که اسمشان «عبداللّه» و
«حبیب اللّه» و... است، اگر بدون وضو آن را بنویسند و مس کنند، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و نورى: مس اسم «اللّه»
بدون وضو جایز نیست ؛ هر چند جزئى از اسم مرکب باشد.[۱۸۷]
آیات عظام تبریزى، سیستانى و فاضل: اشکال ندارد ؛ هر چند بهتر
است که مس نکنند.[۱۸۸]
 آیات عظام مکارم و وحید: بنابر احتیاط واجب، مس
اسم «اللّه» بدون وضو جایز نیست ؛ هر چند جزئى از اسم مرکب باشد.[۱۸۹]
گردن‏بند اسماى جلاله
 پرسش ۱۰۷ . استفاده از گردن‏بند منقش به نام
خدا چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و نورى: استفاده از آن
مانع ندارد ؛ ولى بدون طهارت، آن را مس نکنند.[۱۹۰]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم و وحید: استفاده از آن
مانع ندارد ؛ ولى بنابر احتیاط واجب، مس اسم «اللّه» بدون وضو جایز نیست.[۱۹۱]
 تبصره. استفاده از گردن‏بند یاد شده، غیر از تماس
بدن با آن است. آنچه ممنوع است، تنها تماس است ؛ نه استفاده از آن. بنابراین اگر
کسى آن را روى لباس خود بیندازد و یا روکش براى آن بگذارد و بدون طهارت هم باشد،
اشکال ندارد.
 
گردن‏بند قرآن
 پرسش ۱۰۸ . آویختن گردن بندى که روى آن آیه
قرآن نوشته شده است، در ایام عادت چه حکمى دارد؟

همه مراجع: استفاده از گردن‏بند مانع ندارد ؛ باید نوشته آیه
قرآن با بدن تماس پیدا نکند.[۱۹۲]
 
عقیق اسماى جلاله
 پرسش ۱۰۹ . آیا مى‏توان عقیقى که روى آن
اسماى متبرکه نوشته شده، به گردن انداخت و با آن به دستشویى رفت؟

همه مراجع: اگر باعث هتک و بى‏حرمتى نشود، اشکال ندارد.[۱۹۳]
 
 
 
 
احکام نمازبازگشت به فهرست
 
 
 
اهمیت نماز
 پرسش ۱۱۰ . درباره وجوب نماز و فواید آن
توضیح دهید؟

«أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکرِى »[۱۹۴]
؛ «نماز را به یاد من به پاى دارید».
نماز تنها در شریعت اسلام تشریع نشده است ؛ بلکه این عبادت در
ادیان پیشین نیز به شکل‏هاى مختلفى وجود داشت. قرآن مجید، آن را از وصایاى چند تن
از پیامبران[۱۹۵]
و امام صادق علیه‏السلام، آن را آخرین و مهم‏ترین سفارش‏هاى پیامبران دانسته است.[۱۹۶]
نماز ستون دین و مهم‏ترین و با ارزش‏ترین عبادت‏ها است که اگر
در درگاه خداوند پذیرفته شود، عبادت‏هاى دیگر نیز قبول مى‏شود و اگر پذیرفته نشود،
اعمال دیگر نیز ارزش نخواهد داشت. از این رو ترک آن، از بزرگ‏ترین گناهان کبیره
است. پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «کسى که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک
بشمارد، سزاوار عذاب آخرت است».
 نماز داراى آثار و برکاتى است ؛ از جمله:
۱. احیاى ذکر خدا در فرد و جامعه «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکرِى »[۱۹۷]
؛
۲. کسب آرامش درونى «أَلا بِذِکرِ اللّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ
»[۱۹۸]
؛
۳. بهترین عامل باز دارنده از فحشا و منکر «إِنَّ الصَّلاةَ
تَنهى عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَرِ »[۱۹۹]
؛
۴. بهترین وسیله تقوا و پرهیزکارى «یا أَیهَا النّاسُ
اعبُدُوا... لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ »[۲۰۰].
نماز یازده جزء واجب دارد: نیت، تکبیرة الاحرام، قیام (ایستادن
هنگام تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع)، رکوع، سجود، قرائت، ذکر، تشهد، سلام،
ترتیب، موالات. بعضى از این اجزا رکن نماز محسوب مى‏شود ؛ یعنى، اگر انسان آنها را
به‏جا نیاورد یا در نماز اضافه کند، نمازش باطل مى‏شود ؛ خواه از روى عمد باشد یا
به طور اشتباه (پنج مورد اول) ؛ بر خلاف باقى اجزا که اگر انسان آنها را از روى
اشتباه و فراموشى به‏جا نیاورد یا اضافه کند، نمازش باطل نمى‏شود.
رعایت بعضى از امور نیز حضور قلب را زیاد مى‏کند و در نتیجه
نماز در پیشگاه حق پذیرفته‏تر خواهد بود ؛ مانند:
الف. نمازگزار چشم‏ها را نبندد.
ب. با انگشتان، دست‏ها و موى سر یا صورت بازى نکند.
ج. در هنگام خواندن حمد یا سوره و یا ذکر، براى شنیدن حرف کسى
سکوت نکند.
 د. از هر کارى که خضوع و خشوع را از بین مى‏برد،
اجتناب ورزد.
نماز یک ترکیب و هیئت خاصى دارد که اگر نمازگزار به شکل و صورت
آن خلل وارد سازد، نماز از بین رفته و در نتیجه باطل مى‏شود. این موارد عبارت است
از: سخن گفتن، خندیدن با صدا (نه لبخند)، گریستن براى کار دنیایى، روى از قبله
برگرداندن، خوردن و آشامیدن، بر هم زدن صورت نماز و کم و زیاد کردن ارکان نماز.
اینها را مبطلات نماز نیز مى‏گویند.
 
نمازهاى واجب
 پرسش ۱۱۱ . نمازهاى واجب کدام است؟
۱. نماز یومیه،
۲. نماز آیات،
۳. نماز میت،
۴. نماز قضاى پدر،
۵. نماز طواف واجب،
۶. نمازى که به سبب اجاره، نذر، عهد و قسم واجب مى‏شود.
 
نمازهاى مستحب
 پرسش ۱۱۲ . نمازهاى مستحب کدام است؟
۱. نماز عید فطر [در زمان غیبت] ،
۲. نماز عید قربان [در زمان غیبت] ،
۳. نماز وحشت،
۴. نماز جعفر طیار،
۵. نماز غفیله،
 ۶. نماز اول ماه،
۷. نوافل یومیه (نافله‏هاى شبانه روزى)،
۸. نماز شب،
۹. نماز زیارت،
۱۰. نماز تحیت مسجد،
۱۱. نماز شکر،
۱۲. نماز باران،
۱۳. نمار برآورده شدن حاجت.
 
لباس نماز گزار
 پرسش ۱۱۳ . شرایط لباس نمازگزار کدام است؟
۱. پاک باشد (نجس نباشد).
۲. مباح باشد.
۳. از اجزاى مردار نباشد (حتى کمربند و کلاه).
۴. از حیوان حرام گوشت نباشد (به عنوان مثال از پوست پلنگ یا
روباه تهیه نشده باشد).
۵. اگر نماز گزار مرد است، لباس او طلا یا ابریشم خالص نباشد و
زینت طلا (حتى انگشتر طلا) نپوشد.
 
مکان نمازگزار
 پرسش ۱۱۴ . شرایط مکان نمازگزار کدام است؟
۱. مباح باشد (غصبى نباشد).
 ۲. بى‏حرکت باشد (مانند اتومبیل در حال حرکت
نباشد).
۳. جاى آن تنگ و سقف آن کوتاه نباشد تا بتواند قیام و رکوع و
سجود را به طور صحیح انجام دهد.
۴. جایى که پیشانى را مى‏گذارد (در حال سجده)، پاک باشد.

۵. مکان نماز گزار اگر نجس است، تر نباشد که به بدن یا لباس وى
سرایت کند (و اگر خشک باشد، مانعى ندارد).
۶. جایى که پیشانى را در حال سجده مى‏گذارد، از جاى قدم‏هاى او
بیش از چهار انگشت بسته، پست‏تر یا بلندتر نباشد ؛ ولى اگر شیب زمین کم باشد اشکال
ندارد.
 
حجاب در نماز
 پرسش ۱۱۵ . اگر خانمى در بین نماز متوجه شود
که موهاى او از چادر بیرون آمده، تکلیفش چیست؟ اگر بعد از نماز بفهمد، آیا درست
است؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و وحید): اگر در بین نماز بفهمد،
باید آن را بلافاصله بپوشاند و نمازش صحیح است ؛ به شرط آنکه پوشاندن زیاد طول
نکشد. اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.[۲۰۱]
آیات عظام بهجت و وحید: اگر در بین نماز بفهمد، باید آن را
بلافاصله بپوشاند و بنابر احتیاط واجب نماز را تمام کند و دوباره بخواند. و اگر بعد
از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.[۲۰۲]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر در بین نماز بفهمد، نمازش باطل است و
اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.[۲۰۳]
نماز با مانتو
 پرسش ۱۱۶ . نماز خواندن با مانتو و روسرى چه
حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر مقدار واجب پوشش و شرایط لباس نمازگزار در آن
رعایت شود، اشکال ندارد ؛ هر چند نماز با چادر براى رعایت پوشش در نماز، آسان‏تر و
بهتر است.[۲۰۴]
 تبصره. مقدار واجب پوشش براى زن در حال نماز،
پوشاندن تمام بدن حتى موى سر به جز صورت (به مقدارى که در وضو شسته مى‏شود) و
دست‏ها تا مچ و پاها تا مچ است. اما براى آنکه یقین کند مقدار واجب را پوشانده است،
باید[۲۰۵]
مقدارى از اطراف صورت و قدرى پایین‏تر از مچ را هم بپوشاند.
 
پوشش پا
 پرسش ۱۱۷ . آیا پوشاندن کف پا هنگام سجده
کردن واجب است؟

همه مراجع: خیر، پوشاندن روى پا و کف آن واجب نیست.[۲۰۶]
 
لباس نجس
 پرسش ۱۱۸ . بعد از نماز فهمیدم که لباس یا
بدنم نجس بوده است ؛ نمازم چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر بعد از نماز متوجّه نجس بودن بدن یا لباس
شده‏اید، نماز صحیح است.[۲۰۷]
فراموشى نجاست لباس
 پرسش ۱۱۹ . اگر شخصى نجاست لباس یا بدن را
فراموش کرده و نماز خوانده باشد، قضا دارد یا خیر؟

همه مراجع (به جز سیستانى): باید نماز را دوباره بخواند و اگر
وقت آن گذشته است، قضا کند.[۲۰۸]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر فراموشى او از روى بى‏اعتنایى باشد،
بنابر احتیاط واجب دوباره بخواند و اگر وقت گذشته است، قضا کند. در غیر این صورت،
لازم نیست نماز را دوباره بخواند.[۲۰۹]
 
نماز بر روزنامه
 پرسش ۱۲۰ . اگر در نماز جمعه از روزنامه‏اى
که اسم خدا در آن نوشته شده، به عنوان زیر انداز استفاده کنیم، چطور است؟

همه مراجع: نباید بر روى چیزى که ایستادن و نشستن بر آن حرام
است (مثل روزنامه یا فرشى که اسم خدا بر آن نوشته شده)، نماز خواند.[۲۱۰]
 
رکوع نماز
 پرسش ۱۲۱ . آیا در رکوع نماز باید دست‏ها روى
زانو باشد ؛ یا اگر بالاتر از زانو هم گذاشته شود، اشکال ندارد؟

 آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، فاضل، صافى و
نورى: در رکوع واجب است، به مقدارى خم شود که بتواند کف دست‏ها را بر زانو بگذارد ؛
ولى گذاشتن دست‏ها بر زانوها واجب نیست.[۲۱۱]
آیات عظام سیستانى و وحید: در رکوع واجب است به مقدارى خم شود
که بتواند سر انگشت‏ها را بر زانو بگذارد ؛ ولى گذاشتن دست‏ها بر زانوها واجب نیست.[۲۱۲]
آیه‏اللّه‏ مکارم: در رکوع واجب است به اندازه‏اى خم شود که
بتواند کف دست‏ها را بر زانو بگذارد و گذاشتن کف دست‏ها بر زانو، بنابر احتیاط،
واجب است.[۲۱۳]
 
نجاست فرش نمازگزار
 پرسش ۱۲۲ . اگر فرش اتاق نجس باشد، آیا نماز
بر روى آن صحیح است؟

همه مراجع: اگر فرش نجس، خشک باشد و رطوبت آن به بدن یا لباس
نمازگزار نرسد، اشکال ندارد.[۲۱۴]
 
نجاست مهر
 پرسش ۱۲۳ . اگر مهر نماز و یا محل سجده نجس
باشد، نماز بر آن صحیح است؟

همه مراجع: خیر، باید مهر و جاى سجده پاک باشد، هر چند خشک شده
باشد.[۲۱۵]
 
موانع سجده
 پرسش ۱۲۴ . اگر هنگام گذاشتن پیشانى روى مهر،
قسمتى از موى سر یا چادر بین پیشانى و مهر حایل شود، وظیفه چیست؟

همه مراجع: باید به طورى که پیشانى از روى مهر بلند نشود، مو یا
چادر را کنار بزند و بعد از استقرار پیشانى روى مهر، ذکر سجده را بگوید. البته اگر
پیشانى به مقدارى که در سجده لازم است، روى مهر باشد، کنار زدن چادر یا مو از
پیشانى لازم نیست.[۲۱۶]
 
مهر نماز
 پرسش ۱۲۵ . سجده بر مهر چرک دار چگونه است؟
همه مراجع: باید بین پیشانى و چیزى که سجده بر آن صحیح است،
چیزى حایل نشود. پس اگر مهر به قدرى چرک باشد که پیشانى به خود مهر نرسد، سجده باطل
است. امّا اگر رنگ مهر تغییر کرده است، اشکال ندارد.[۲۱۷]
 
زخم پیشانى
 پرسش ۱۲۶ . وسط پیشانى جوش زده، در سجده خونى
مى‏شود، چگونه سجده کنیم؟

همه مراجع: تمام پیشانى جاى سجده است و در مورد سؤال، باید با
قسمت سالم پیشانى، سجده کنید که مهر خونى نشود.[۲۱۸]
 
تکرار ذکر نماز
 پرسش ۱۲۷ . اگر جملات «حمد» و سوره یا اذکار
نماز چند مرتبه تکرار شود، براى نماز اشکالى ایجاد مى‏کند؟

همه مراجع: تکرار کردن آیات «حمد» و سوره یا ذکرهاى رکوع و سجود
و تسبیحات اربعه، بدون قصد جزئیت - بلکه براى ثواب یا احتیاط - مانعى ندارد ؛ به
شرط آنکه به حد وسواس نرسد.[۲۱۹]
 
تکرار سر بر مهر
 پرسش ۱۲۸ . اگر دو بار سر به مهر بخورد،
وظیفه چیست؟

همه مراجع (به جز وحید): اگر مرتبه دوم بى‏اختیار باشد، روى هم
یک سجده محسوب مى‏شود.[۲۲۰]
آیه‏اللّه‏ وحید: اگر نتواند سر را نگه دارد و بى‏اختیار دوباره
به جاى سجده برسد، بنابر احتیاط واجب روى هم یک سجده محسوب نمى‏شود (اگر چه یک سجده
آورده شده است). پس اگر ذکر نگفته باشد، بنابر احتیاط واجب به قصد آنچه به او امر
دارد - اعم از واجب و مستحب - ذکر بگوید.[۲۲۱]
 
تسبیحات نماز
 پرسش ۱۲۹ . آیا مى‏توان به عمد تسبیحات اربعه
را کمتر یا بیشتر از سه بار خواند؟

همه مراجع (به جز فاضل): ذکر تسبیحات اربعه یک مرتبه کافى است ؛
ولى بهتر است سه بار بگوید و خواندن آن بیش از سه مرتبه به قصد ذکر، اشکال ندارد.[۲۲۲]
آیه‏اللّه‏ فاضل: احتیاط واجب آن است که تسبیحات اربعه را سه
بار بگوید.[۲۲۳]
سلام نماز
 پرسش ۱۳۰ . اگر براى سلام نماز فقط جمله
«السلام علیکم و رحمه‏اللّه و برکاته» بگوییم، کافى است، یا دو سلام قبلى هم لازم
است؟

همه مراجع: آرى، کافى است ؛ ولى بهتر است دو سلام قبلى را نیز
بگوید.[۲۲۴]
 
طلا در نماز
 پرسش ۱۳۱ . نماز مرد با زنجیر و انگشتر طلا
چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى): نماز با آن باطل است.[۲۲۵]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: بنابر احتیاط واجب، نماز با آن باطل است.[۲۲۶]
 
نماز زنان
 پرسش ۱۳۲ . آیا محل ایستادن خانم‏ها در نماز،
باید عقب‏تر از مردها باشد؟

 آیات عظام امام، بهجت، صافى و نورى: خیر، اگر
جلوتر از مرد هم بایستد اشکال ندارد ؛ ولى بهتر است زن عقب‏تر از مرد بایستد.[۲۲۷]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: باید حداقل بین زن و مرد یک وجب فاصله باشد
و با رعایت فاصله، اگر زن هم جلوتر بایستد، نمازش صحیح است.[۲۲۸]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: بنا بر احتیاط واجب باید حداقل بین زن و
مرد یک وجب فاصله باشد و با رعایت فاصله، اگر زن هم جلوتر بایستد، نمازش صحیح است.[۲۲۹]
آیات عظام فاضل و مکارم: زن باید عقب‏تر از مرد بایستد ؛ وگرنه
نماز او باطل است و فرقى بین محرم و نامحرم نیست.[۲۳۰]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: بنابر احتیاط لازم، زن باید عقب‏تر از مرد
بایستد و فرقى بین محرم و نامحرم نیست.[۲۳۱]
آیه‏اللّه‏ وحید: باید بین مرد و زن در حال نماز، حداقل یک وجب
فاصله باشد ؛ ولى اگر زن برابر مرد یا جلوتر - در کمتر از فاصله‏اى که ذکر شد -
بایستد و هر دو با هم وارد نماز شوند، باید نماز را دوباره بخوانند.[۲۳۲]
 
حرکت در نماز
 پرسش ۱۳۳ . اگر در حال خواندن «حمد» و سوره،
به انسان تنه بزنند و او بى‏اختیار قدرى حرکت کند، نمازش چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر از حال نمازگزار خارج نشود، نمازش باطل نیست و
ذکرى را که در حال حرکت گفته‏است - بنابر احتیاط واجب - دوباره در حال آرامش بدن
تکرار کند.[۲۳۳]
 تبصره. تکرار ذکر به نظر آیه‏اللّه‏ سیستانى،
تبریزى و وحید، بنابر احتیاط مستحب است.
 
نماز روى تخت
 پرسش ۱۳۴ . آیا نماز خواندن روى تخت و تشک
ابرى صحیح است؟

همه مراجع: اگر هنگام نماز، تخت حرکت زیادى نداشته و بدن در
موقع قرائت و ذکر روى آن آرام باشد، نماز صحیح است.[۲۳۴]
نماز در هواپیما
 پرسش ۱۳۵ . نماز خواندن در هواپیما و قطار در
حال حرکت چگونه است؟

همه مراجع: مکان نماز گزار باید بى‏حرکت باشد. بلى، اگر به
واسطه تنگى وقت یا ضرورت دیگرى، ناچار باشد که در هواپیما یا ترن در حال حرکت نماز
بخواند، باید استقرار و قبله را در حد ممکن رعایت کند و در حال چرخش به طرف قبله،
چیزى نخواند.[۲۳۵]
 
شرایط نامساعد نماز
 پرسش ۱۳۶ . در چه صورتى تکلیف نماز از انسان
برداشته مى‏شود؟

همه مراجع: در هیچ حالتى تکلیف نماز از شخص مکّلف ساقط نمى‏شود.
اگر نمى‏تواند ایستاده نماز بگزارد، باید نشسته بخواند و اگر نشسته نمى‏تواند،
خوابیده و به پهلوى راست رو به قبله بخواند. اگر به پهلوى راست نمى‏تواند، به پهلوى
چپ بخواند. در غیر این صورت به پشت بخوابد، به طورى که کف پاى او رو به قبله باشد.
حتى در اتوبوس یا هواپیما اگر وقت نماز تنگ باشد، باید در حد مقدور نسبت به قبله و
رکوع و سجود اقدام کند.[۲۳۶]
 
خوردن در نماز
 پرسش ۱۳۷ . اگر در حین نماز غذاى بین
دندان‏ها را فرو برد، اشکالى به نماز مى‏رسد؟

همه مراجع (به جز امام، فاضل و نورى): فروبردن ذرات غذاى مانده
در لاى دندان ها، موجب بطلان نماز نمى‏شود. همچنین اگر قند یا شکر و مانند اینها در
دهان مانده باشد و در حال نماز کم‏کم آب شود و فرو رود، نمازش اشکال پیدا نمى‏کند.[۲۳۷]
آیات عظام امام و فاضل: فروبردن ذرات غذاى مانده در لاى دندان
ها، موجب بطلان نماز نمى‏شود ؛ ولى اگر قند یا شکر و مانند اینها در دهان مانده
باشد و در حال نماز کم کم آب شود و فرو رود، نمازش اشکال پیدا مى‏کند.[۲۳۸]
آیه‏اللّه‏ نورى: احتیاط واجب آن است که در بین نماز، غذاى
مانده در لاى دندان ها را فرو ندهد ؛ ولى اگر قند و شکر و مانند اینها در دهان
مانده باشد و در حال نماز کم کم آب شود و فرو رود، اشکال ندارد.[۲۳۹]
 
حواس‏پرتى در نماز
 پرسش ۱۳۸ . پرت شدن حواس در نماز - در
حالى‏که حمد و سوره مى‏خواند - نماز را باطل مى‏کند یا خیر؟

همه مراجع: حواس‏پرتى و غرق شدن در افکار مختلف، نماز را باطل
نمى‏کند ؛ مگر به حدى غافل شود که اگر از او بپرسند چه مى‏کنى، نتواند پاسخ دهد که
نماز مى‏خوانم.[۲۴۰]
 
شک در نماز
 پرسش ۱۳۹ . شک بعد از محل را با مثال توضیح
دهید؟

همه مراجع: شک بعد از محل، مانند آن است که در حال خواندن سوره،
شک کند «حمد» را خوانده یا نه ؛ در رکوع شک کند سوره را خوانده یا نه ؛ در سجده شک
کند رکوع را انجام داده یا نه ؛ بعد از سلام شک کند تشهد را خوانده یا نه و... در
تمام این موارد نباید به شک خود اعتنا کند ؛ بلکه باید نماز را ادامه دهد و نماز
صحیح است.[۲۴۱]
 
کثیرالشک
 پرسش ۱۴۰ . کسانى که زیاد شک مى‏کنند، در
نماز چه تکلیفى دارند؟

همه مراجع: کثیرالشک به کسى مى‏گویند که نمى‏تواند، سه نماز پشت
سر هم را بدون شک بخواند در این صورت نباید به شک خود اعتنا کند ؛ یعنى، هر طرف را
که به نفع او است، انتخاب کند. براى مثال اگر در نماز صبح بین دو و سه شک کند،
بگوید دو رکعت خوانده‏ام و اگر در به جاى آوردن سجده و رکوع شک کند، بگوید انجام
داده‏ام.[۲۴۲]
 
نماز احتیاط
 پرسش ۱۴۱ . کیفیت نماز احتیاط را توضیح دهید؟
همه مراجع: کسى که نماز احتیاط بر او واجب شد، بعد از سلام
نماز، باید فورى نیت نماز احتیاط کند و تکبیرة الاحرام بگوید و فقط «حمد» را بخواند
و به رکوع و سجده رود. پس از سجده دوم، اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب است،
تشهد و سلام دهد و اگر دو رکعت بر او واجب است، رکعت دوم را مانند رکعت اول انجام
دهد و پس از تشهد، سلام دهد.
نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد و باید نیت آن را به زبان نیاورد
و بنابر احتیاط واجب «حمد» و حتى «بسم اللّه» آن را هم آهسته بگوید. در بین نماز
اصلى و نماز احتیاط، کارى که نماز را باطل مى‏کند، انجام ندهد.[۲۴۳]
 
سجده سهو
 پرسش ۱۴۲ . دستور سجده سهو را بیان دارید؟
همه مراجع: براى سجده سهو، بعد از نماز فورى نیت سجده سهو کند و
پیشانى را بر چیزى که سجده بر آن صحیح است، بگذارد و بگوید: «بسم اللّه و باللّه
السلام علیک ایها النبى و رحمة اللّه و برکاته». بعد بنشیند و دوباره سجده رود و
ذکرى را که گفته شد، بخواند و بنشیند و پس از تشهد بگوید: «السلام علیکم و
رحمه‏اللّه و برکاته».[۲۴۴]
 تبصره. آیه‏اللّه‏ مکارم: رعایت پوشش بدن، قبله و
داشتن وضو نیز لازم است.
آیه‏اللّه‏ بهجت: بنا بر احتیاط واجب رعایت پوشش، قبله و وضو
لازم است.
 
نماز قضا
 پرسش ۱۴۳ . کسى که نماز و روزه قضا بر گردن
دارد، آیا مى‏تواند نماز و روزه مستحبى به جا آورد؟

همه مراجع: مى‏تواند نماز مستحبى بخواند ؛ ولى نمى‏تواند روزه
مستحبى بگیرد.[۲۴۵]

 پرسش ۱۴۴ . آیا براى خواندن نماز قضا،
مى‏توانیم به جماعت اقتدا کنیم؟

همه مراجع: بلى، اقتدا به جماعت در نماز قضا، اشکال ندارد و
لازم نیست هر دو یک نماز بخوانند ؛ بلکه قضاى نماز صبح را مى‏توان به نماز ظهر یا
عصر امام جماعت اقتدا کرد.[۲۴۶]
 
نماز قضاى پدر
 پرسش ۱۴۵ . آیا قضاى نماز پدر را باید پسر
بزرگ بخواند یا دیگرى هم مى‏تواند انجام دهد؟

همه مراجع: نماز قضاى پدر تنها بر عهده پسر بزرگ خانواده (بعد
از فوت پدر) است. امّا اگر کس دیگرى هم به جا آورد، اشکال ندارد و رفع تکلیف از پسر
مى‏شود. پسر بزرگ نیز مى‏تواند کسى را براى خواندن نماز پدر اجیر کند.
اگر پدر وصیت کند که از ثلث مالش براى قضاى نماز او اجیر
بگیرند، پس از خواندن اجیر، قضاى نماز از عهده پسر بزرگ ساقط مى‏شود.[۲۴۷]
 
فضیلت نماز جماعت
 پرسش ۱۴۶ . در نماز فرادا بهتر مى‏توانم به
مستحبات عمل کنم، در این صورت باز هم جماعت را توصیه مى‏کنید؟

همه مراجع: بلى، نماز جماعت مختصر، از نماز فرادایى که طول داده
شود، بهتر است. در روایتى آمده است: اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند، هر رکعت
از آن نماز ثواب ۱۵۰ نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا کنند، ثواب ششصد نماز دارد... و
اگر عدد آنها از ده تجاوز کند ؛ چنانچه تمام آسمان‏ها کاغذ، دریاها مرکب، درخت ها
قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمى‏توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند.[۲۴۸]
 
اقتداى نماز جماعت
 پرسش ۱۴۷ . پس از تکبیر امام جماعت هنوز صف
هاى جلو تکبیر نگفته‏اند ؛ کسى در صف‏هاى بعدى تکبیره‏الاحرام مى‏گوید، نمازش چه
حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت): اگر صف‏هاى جلو آماده نماز هستند و
تکبیر گفتن آنها نزدیک است، افراد در صف‏هاى بعدى مى‏توانند «تکبیرة الاحرام»
بگویند و وارد نماز شوند.[۲۴۹]
آیه‏اللّه‏ بهجت: احتیاط واجب آن است که پیش از تکبیر، کسانى که
در صف‏هاى جلو هستند، تکبیر نگوید.[۲۵۰]
 
محل نماز آیات
 پرسش ۱۴۸ . اگر خورشید گرفتگى در شهر ما قابل
رؤیت نباشد و یا در شهر دیگرى زلزله شود، نماز آیات بر ما واجب مى‏شود؟

همه مراجع: امورى که نماز آیات براى آنها واجب است، در هر محلى
که اتفاق بیفتد، فقط مردم همان جا باید نماز آیات بخوانند و بر مردم شهرهاى مجاور
آن، واجب نیست.[۲۵۱]
نماز استیجارى
 پرسش ۱۴۹ . آیا مى‏توانم براى نماز و
روزه‏هایى که از من قضا شده، کسى را اجیر بگیرم و یا دوستانم به من کمک کنند؟

همه مراجع: شخص مکلّف تا زمانى که زنده است، نمى‏تواند دیگرى را
براى انجام دادن نماز و روزه‏هاى قضا، اجیر کند و یا به کمک بگیرد ؛ بلکه واجب است
به هر صورت که مى‏تواند، خود آنها را به جا آورد.[۲۵۲]
 
نماز شب
 پرسش ۱۵۰ . کیفیت خواندن نماز شب چگونه است؟
همه مراجع: نافله شب در مجموع یازده رکعت است که چهار نماز دو
رکعتى آن، به نیت نافله «شب» و دو رکعت آن به نیت نماز «شفع» و یک رکعت آن به نیت
نماز «وتر» خوانده مى‏شود.
نافله شب از مهم‏ترین نمازهاى مستحبى است که در آیات و روایات،
بر آن تأکید شده است و تأثیر عمیقى در صفاى روح و پاکى قلب و تربیت نفوس انسانى و
حل مشکلات دارد. آدابى براى آن در کتاب‏هاى دعا ذکر شده است که رعایت آن خوب است ؛
ولى مى‏توان نماز شب را بدون این آداب و مثل نمازهاى معمولى نیز انجام داد. اگر شخص
به هر علّتى نتواند آخر شب بیدار شود، مى‏تواند قبل از خواب آنها را به‏جاى آورد.[۲۵۳]
سوره نماز مستحبى
 پرسش ۱۵۱ . آیا خواندن سوره در نمازهاى
مستحبى لازم است؟

همه مراجع: خواندن سوره در نمازهاى مستحبى لازم نیست ؛ ولى در
بعضى از نمازهاى مستحبى (مثل نماز جعفر طیار که سوره مخصوصى دارد)، اگر بخواهد به
دستور آن رفتار کند، باید همان سوره را بخواند.[۲۵۴]
 
نماز مستحبى
 پرسش ۱۵۲ . آیا نماز مستحبى را مى‏توان در
حال حرکت خواند؟ رعایت قبله در نمازهاى مستحبى چگونه است؟

همه مراجع (به جز بهجت): نماز مستحبى در حال حرکت صحیح است و در
هنگام راه رفتن و سوارى، براى نماز مستحبى رعایت قبله لازم نیست.[۲۵۵]
آیه‏اللّه‏ بهجت: ولى در حال کار کردن در منزل، بنابر احتیاط
واجب، مراعات قبله لازم است.[۲۵۶]
 
نماز جمعه
 پرسش ۱۵۳ . نماز جمعه واجب است یا مستحب و به
جاى نماز ظهر محسوب مى‏شود یا خیر؟

همه مراجع (به جز تبریزى، صافى و مکارم): در زمان غیبت ولى عصر
(عج)، نماز جمعه واجب تخییرى است و بهتر است انسان در این نماز شرکت کند. براى کسى
که آن را به جا مى‏آورد، کفایت از نماز ظهر مى‏کند ؛ (ولى احتیاط آن است که هر دو
را بخواند).[۲۵۷]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر نماز جمعه با شرایطش اقامه شود، شرکت در
آن احتیاط واجب است و براى کسى که آن را به جا آورد، کفایت از نماز ظهر مى‏کند.[۲۵۸]
آیه‏اللّه‏ صافى: شرکت در اقامه نماز جمعه، بسیار خوب است ؛ ولى
کسى که نماز جمعه را به جا مى‏آورد، بنابر احتیاط واجب باید نماز ظهر را بخواند و
به نماز جمعه اکتفا نکند.[۲۵۹]
آیه‏اللّه‏ مکارم: در زمان غیبت ولى عصر (عج)، نماز جمعه واجب
تخییرى است و براى کسى که آن را به جا مى‏آورد، کفایت از نماز ظهر مى‏کند ؛ ولى به
هنگام تشکیل حکومت اسلامى، احتیاط در خواندن نماز جمعه است.[۲۶۰]
 
نماز غفیله
 پرسش ۱۵۴ . نماز غُفیله چیست؟
همه مراجع: یکى از نمازهاى مستحبى «نماز غفیله» است که بین نماز
مغرب و عشا خوانده مى‏شود. در رکعت اول بعد از حمد، به جاى سوره این آیه را بگوید:
«وَ ذَا النُّونِ إِذ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَقدِرَ
عَلَیهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ أَن لا إِلهَ إِلاّ أَنتَ سُبحانَکَ إِنِّى کُنتُ
مِنَ الظّالِمِینَ . فَاستَجَبنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الغَمِّ وَ کَذلِکَ
نُنجِى المُؤمِنِینَ ».
در رکعت دوم نیز بعد از حمد این آیه را بخواند: «وَ عِندَهُ
مَفاتِحُ الغَیبِ لا یعلَمُها إِلاّ هُوَ وَ یعلَمُ ما فِى البَرِّ وَ البَحرِ وَ
ما تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاّ یعلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِى ظُلُماتِ الأَرضِ وَ لا
رَطبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاّ فِى کِتابٍ مُبِینٍ ».
و در قنوت آن بگوید: «اللّهمَّ اِنّى اَسئَلُکَ بِمَفاتِحِ
الغَیبِ الَّتى لا یعلَمُها اِلاّ انتَ أَن تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِهِ و اَن
تَفعَلَ بى کَذا و کَذا» [و به جاى این کلمه حاجت خود را ذکر و سپس بگوید:]
«اللّهُمَّ أَنتَ وَلىُّ نِعمَتى وَ القادِرُ عَلى طَلِبَتى تَعلَمُ حاجَتى
فَأَسئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ و آلِهِ - عَلَیهِ وَ عَلیهِمُ السَّلامُ - لَمّا
قَضَیتها لى».
مى‏توان نماز غفیله را به جاى دو رکعت نافله نماز مغرب به جاى
آورد.[۲۶۱]
 
 
 
 
احکام نماز و روزه اساتید و دانشجویانبازگشت به فهرست
 
 
 
روزه اساتید و دانشجویان
 پرسش ۱۵۵ . اساتید و دانشجویان در صورتى که
کمتر از ده روز در محل تحصیل و خوابگاه مى‏مانند، تکلیف نماز و روزه‏شان چیست؟

امام: نماز شکسته است و روزه صحیح نیست.
آیات عظام بهجت، صافى، فاضل و نورى: اساتید و دانشجویان، اگر در
کمتر از ده روز، حداقل یک بار، بین وطن و دانشگاه رفت و آمد داشته باشند و این
وضعیت، تا مدتى ادامه داشته باشد - به طورى که نزد عرف «سفر» کار آنان شمرده شود -
نماز ایشان در محل تحصیل و بین راه تمام و روزه صحیح است.
 تبصره ۱. آیه‏اللّه‏ صافى مدت لازم براى صدق شغل
سفر را حداقل چهار ماه رفت و آمد مى‏داند.
 تبصره ۲ (سفر اول). تمامى دانشجویان و اساتید
مذکور، هرگاه بیش از ده روز در وطن خود بمانند، در اولین مسافرت به محل درس و
تدریس، باید نماز را شکسته بخوانند و روزه نگیرند. اما پس از یک رفت و برگشت میان
وطن و محل تحصیل، به وظیفه خود، مانند کثیرالسفر عمل کنند و نماز را کامل بخوانند و
روزه را بگیرند.
تبصره ۳. به فتواى آیه‏اللّه‏ بهجت، سفر اول با طى مسیر هشت
فرسخ، تحقق مى‏یابد. از این رو اگر فاصله محل درس و تدریس از وطن، بیش از هشت فرسخ
باشد، در همان اولین مسافرت نیز نمازشان در محل تحصیل، کامل و روزه صحیح است.
آیه‏اللّه‏ تبریزى: دانشجو اگر در مدت کمتر از ده روز، بین وطن
و دانشگاه رفت و آمد کند، باید احتیاط کند ؛ یعنى، نماز را تمام و شکسته بخواند و
اگر روزه گرفت، صحیح است و قضا ندارد. استاد اگر هر هفته، براى تدریس، به حدّ مسافت
شرعى مسافرت مى‏کند - چنانچه مدت تدریس، دو ماه یا زیادتر باشد - باید نماز را تمام
بخواند و روزه بگیرد.
 تبصره. با توجه به اینکه آیت اللّه‏ تبریزى در
این مسئله احتیاط واجب دارند، مقلدان ایشان مى‏توانند در این مسئله به فتواى مرجع
تقلید مساوى و یا اعلم بعدى رجوع کنند و نمازشان را تمام بخوانند و روزه بگیرند.
آیه‏اللّه‏ سیستانى: ۱. کسانى که حداقل سه روز در هفته و یا ده
روز در ماه [اگرچه به طور پراکنده] در رفت و آمد باشند و این برنامه براى مدتى
[به‏طور مثال شش ماه در یک سال و یا حداقل سه ماه در چندسال تحصیلى] ادامه یابد،
کثیرالسفر محسوب مى‏شوند و نمازشان در محل تحصیل و بین راه تمام و روزه‏شان صحیح
است.
۲. کسانى که سه سال یا بیشتر و هر سال حداقل ۱۵ روز در ماه و یا
۶ ماه در سال [اگرچه به طور پراکنده] در محل تحصیل و خوابگاه اقامت داشته باشند،
آنجا در حکم وطن آنهاست و تا ادامه این وضعیت همواره در محل تحصیل، نمازشان کامل و
روزه‏شان صحیح است [در بین راه نماز شکسته است] .
 تبصره ۱. در هر دو صورت اگر در دو هفته اول، قصد
اقامت ده روز نکنند، باید احتیاط نمایند ؛ یعنى، نمازشان را هم تمام و هم شکسته
بخوانند و روزه را هم بگیرند و هم قضا نمایند.
 تبصره ۲. با توجه به اینکه آیه‏اللّه‏ سیستانى،
رجوع به مرجع تقلید مساوى را جایز مى‏داند، مقلدان ایشان مى‏توانند در این مسئله به
مرجع مساوى دیگر، مراجعه کنند که نماز را کامل و روزه را صحیح مى‏داند.
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اساتید و دانشجویان بورسیه و مأمور به
تحصیل، اگر در کمتر از ده روز، حداقل یک بار بین وطن و دانشگاه رفت و آمد داشته
باشند، نماز آنان تمام و روزه ایشان صحیح است ؛ اما دیگر دانشجویان، نمازشان شکسته
و روزه آنها صحیح نیست.
 تبصره. با توجه به اینکه آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى در
مسئله رجوع به مرجع مساوى، احتیاط واجب دارند، دانشجویان مى‏توانند در این مسئله به
مرجع تقلید مساوى دیگر، مراجعه کنند ؛ [به شرط اینکه مرجع تقلید جدید] رجوع به مرجع
مساوى را جایز دانسته باشد و نماز دانشجوى مسافر را تمام و روزه او را صحیح بداند
(مانند آیه‏اللّه‏ بهجت).
آیه‏اللّه‏ مکارم: ۱. کسانى که حداقل سه‏روز در هفته در رفت و
آمد باشند و این برنامه حداقل دو ماه ادامه مى‏یابد، کثیرالسفر محسوب مى‏شوند و
نمازشان در محل تحصیل و بین راه تمام و روزه‏شان صحیح است.
۲. کسانى که دو سال یا بیشتر و هر سال حدود سه - چهارماه [اگرچه
به‏طور پراکنده] در محل تحصیل یا تدریس و خوابگاه اقامت داشته باشند، آنجا در حکم
وطن آنهاست و تا ادامه این وضعیت همواره نمازشان کامل و روزه‏شان صحیح است [در بین
راه نماز شکسته است] .
آیه‏اللّه‏ وحید: اگر در هفته حداقل چهار روز بین وطن و دانشگاه
رفت و آمد کند و این کار براى مدت یک سال یا بیشتر ادامه داشته باشد، آنجا در حکم
وطن است. نماز در آنجا تمام و روزه صحیح است و در بین راه باید احتیاط کند ؛ یعنى،
نماز را تمام و شکسته بخواند و روزه بگیرد و قضاى آن را نیز به جا آورد و اگر رفت و
آمد سه روز باشد، در این مورد نیز باید احتیاط کند.[۲۶۲]
 
 پرسش ۱۵۶ . اساتید و دانشجویان، در صورتى که
بیش از ده روز با قصد اقامت در محل درس و تدریس مى‏مانند، تکلیف نماز و روزه‏شان
چیست؟

همه مراجع: براى این گونه افراد، نماز تمام و روزه صحیح است.[۲۶۳]
 تبصره. در صورتى که از ابتدا به طور جدّ، قصد
ماندن ده روز داشته باشند و بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى، به دلیلى تصمیم بر
بازگشت به وطن بگیرند ؛ نماز و روزه آنها در محل تحصیل کامل خواهد بود.
 
 پرسش ۱۵۷ . دانشجویانى که در خوابگاه ده روز
یا بیشتر مى‏مانند و بین آنجا و محل تحصیل رفت و آمد مى‏کنند و فاصله بین آن دو،
کمتر از چهار فرسخ شرعى (۵/۲۲ کیلومتر) است، حکم نماز و روزه‏شان چگونه است؟

امام: اگر در مدت ده روز، تنها یک مرتبه و به اندازه دو ساعت،
از خوابگاه به دانشگاه بروند، نماز تمام و روزه صحیح است و در غیر این صورت شکسته
است و روزه صحیح نیست.[۲۶۴]
آیات عظام بهجت، سیستانى، فاضل، صافى، مکارم، نورى و وحید: در
فرض یاد شده، نماز تمام و روزه صحیح است.[۲۶۵]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: بنابر احتیاط واجب، باید نماز را بین شکسته
و تمام جمع کنند و اگر روزه بگیرند، صحیح است و قضا ندارد.[۲۶۶]
 آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر در مدت ده روز، به
اندازه یک تا دو ساعت در روز - یا چند روز که مجموع آن به مقدار یک سوم روز یا یک
سوم شب باشد - از خوابگاه به دانشگاه بروند، نماز تمام و روزه صحیح است و در غیر
این صورت نماز شکسته است و روزه صحیح نیست.[۲۶۷]
 
 پرسش ۱۵۸ . اگر استاد یا دانشجو به طور
اتفاقى، به شهرى غیر از محل درس مسافرت کند، نماز و روزه او چگونه است؟

همه مراجع (به جز سیستانى): نماز شکسته است و روزه صحیح نیست.[۲۶۸]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: نماز تمام و روزه صحیح است.[۲۶۹]
 
 پرسش ۱۵۹ . حکم نماز و روزه اساتیدى که یک یا
چند روز در هفته، به محل تدریس (که فاصله آن با وطن بیش از مسافت شرعى است)، رفت و
آمد دارند ؛ در دو صورت زیر در محل تدریس و بین راه چگونه است؟

الف. محل تدریس یک شهر است.
ب. محل تدریس شهرهاى مختلف است.
امام: نماز شکسته است و روزه صحیح نیست.[۲۷۰]
آیات عظام بهجت، خامنه‏اى، فاضل و نورى: اگر رفت و آمد حداقل تا
مدتى ادامه داشته باشد - که عرف این کار را شغل او بداند - نماز تمام و روزه صحیح
است.[۲۷۱]
 آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر در هفته حداقل یک بار
براى تدریس، بین وطن و دانشگاه رفت و آمد مى‏کنند، نماز تمام و روزه صحیح است. اگر
رفت و آمدشان در مدت هشت یا نه روز، یک بار انجام مى‏گیرد، باید احتیاط کنند ؛
یعنى، نماز را تمام و شکسته بخوانند و اگر روزه بگیرند، صحیح است و قضا ندارد.[۲۷۲]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر در ماه، ده روز یا بیشتر در سفر باشند
و این امر در مدت یک سال، شش ماه و در مدت بیش از یک سال، تا سه ماه ادامه داشته
باشد، نماز تمام و روزه صحیح است. اگر در ماه نه یا هشت روز در سفر باشند، باید
احتیاط کنند ؛ یعنى، نماز را تمام و شکسته بخوانند و روزه بگیرند و قضاى آن را نیز
به جا آورند.[۲۷۳]
آیه‏اللّه‏ وحید: اگر چهار روز در هفته را به محل تدریس رفت و
آمد داشته باشند، نماز آنان تمام و روزه‏شان صحیح است. اگر سه روز در سفر باشند،
بنابر احتیاط بین نماز شکسته و تمام جمع کنند و بنابر احتیاط روزه بگیرند و قضاى آن
را نیز به جا آورند و اگر کمتر از سه روز باشد، نماز شکسته است و روزه صحیح نیست.[۲۷۴]
آیه‏اللّه‏ صافى: اگر رفت و آمد حد اقل براى مدت چهار ماه ادامه
داشته باشد، نماز تمام و روزه صحیح است.[۲۷۵]
 
سفر اول
 پرسش ۱۶۰ . حکم نماز و روزه دانشجوى مسافر،
در سفر اول چگونه است؟

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اساتید و دانشجویان بورسیه در سفر اول و
دوم نمازشان شکسته است و نباید روزه بگیرند و از سفر سوم نمازشان کامل و روزه‏شان
صحیح است [دیگر دانشجویان بنا بر فتواى مرجع انتخابى عمل نمایند] .
آیات عظام صافى، فاضل و نورى: در سفر اول نمازشان شکسته است و
نباید روزه بگیرند و از سفر دوم نمازشان کامل و روزه‏شان صحیح است.
آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر فاصله محل تحصیل بیش از ۴۵ کیلومتر باشد
از همان سفر اول نماز کامل و روزه صحیح است.
آیه‏اللّه‏ مکارم: سه یا چهار روز سفر اول را احتیاط کنند؛ یعنى
نماز را هم کامل و هم شکسته بخوانند و روزه را بگیرند و بعد هم قضا کنند ولى در
روزهاى بعد، نمازشان کامل و روزه‏شان صحیح است [مقلدین ایشان در این احتیاط
مى‏توانند به مرجع دیگرى رجوع کنند] .
آیه‏اللّه‏ سیستانى: دو هفته اول شروع سفر احتیاط کنند [مقلدین
ایشان در این احتیاط مى‏توانند به مرجع دیگرى رجوع کنند] .
 
مسافت شرعى
 پرسش ۱۶۱ . مقدار مسافت شرعى چند کیلومتر
است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، فاضل ، صافى و نورى: مسافت
شرعى تقریبا ۵/۲۲ کیلومتر است.[۲۷۶]
آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: مسافت شرعى تقریبا ۲۲
کیلومتر است.[۲۷۷]
آیه‏اللّه‏ مکارم: مسافت شرعى تقریبا ۵/۲۱ کیلومتر است.
 
 
 
 
 
احکام روزهبازگشت به فهرست
 
 
 
اهمیت روزه
 پرسش ۱۶۲ . درباره اهمیت روزه و فواید آن
توضیح دهید؟

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما
کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ »[۲۷۸]
؛ «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! روزه بر شما مقرر شده است ؛ همان گونه که بر کسانى
که بیش از شما [بودند] مقرر شده بود ؛ باشد که پرهیزکارى کنید».
«روزه» در لغت به معناى امساک و خوددارى از هر چیز است و در
اصطلاح فقه عبارت است از: «امساک و خود دارى از موارد هشت‏گانه[۲۷۹]
- از هنگام اذان صبح تا اذان مغرب - به قصد انجام دادن فرمان خداوند».
شواهد فراوانى در تاریخ به چشم مى‏خورد که روزه در میان یهود و
مسیحیت و اقوام و ملت‏هاى دیگر نیز بوده است. آنان به هنگام مواجهه با غم و اندوه و
توبه و طلب خشنودى خداوند، روزه مى‏گرفتند تا با این کار در پیشگاه او اظهار عجز و
تواضع نموده و به گناهان خود اعتراف کنند. از انجیل استفاده مى‏شود که مسیح
علیه‏السلامچهل شبانه روز، روزه داشته است.[۲۸۰]
قرآن مجید به صراحت بیان مى‏کند: این فریضه الهى، در امت‏هاى پیشین نیز واجب بوده
است.[۲۸۱]
روزه ابعاد گوناگون و تأثیرات مفیدى بر وجود انسان دارد.
مهم‏ترین این آثار عبارت است:
۱. روزه روح انسان را تلطیف و اراده او را قوى و غریزه‏هایش را
تعدیل مى‏کند «لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ ».
۲. روزه براى برقرارى مساوات میان فقیر و غنى است تا مردم با
چشیدن طعم گرسنگى، به یاد فقیران و محرومان بیفتند و حق آنان را ادا کنند.[۲۸۲]
۳. روزه اثر بهداشتى و درمانى فراوان دارد و باعث سلامتى و
تندرستى جسم مى‏گردد.[۲۸۳]
الکسى سوفورین (دانشمند روسى) روزه‏دارى را طریق درمان بسیارى از بیمارى‏ها - از
جمله کم خونى، ضعف روده‏ها، رماتیسم، نقرس، بیمارى‏هاى چشم، مرض قند و بیمارى‏هاى
کلیه و کبد - مى‏داند.[۲۸۴]
«روزه» عبادت است و باید براى انجام دادن فرمان خداوند، از اذان
صبح تا مغروب کارى که روزه را باطل مى‏کند، انجام ندهد. این همان نیت روزه است و
لازم نیست آن را از قلب خود بگذراند و یا بر زبان جارى کند. نیت براى روزه ماه
رمضان و نذر معین، از اول شب تا اذان صبح و براى روزه غیرمعین (مانند روزه قضا و
نذر مطلق) از اول شب تا ظهر روز بعد است. نیت روزه مستحبى، از اول شب شروع شده و
تمام روز ادامه دارد تا موقعى که به اندازه نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد.
 اگر انسان از روى عمد و اختیار کارى که روزه را
باطل مى‏کند انجام دهد، روزه‏اش باطل مى‏شود و باید علاوه بر قضا، کفاره نیز بدهد.
کفاره روزه، دو ماه روزه است که ۳۱ روز آن باید پى در پى باشد و یا شصت فقیر را سیر
کند و اگر به هر کدام یک مد (تقریباً ۷۵۰ گرم گندم یا جو یا مانند آنها) بدهد، کافى
است. دادن پول به فقیر کفایت نمى‏کند ؛ مگر اینکه اطمینان داشته باشد فقیر به وکالت
از او، طعام خریده، سپس آن را به عنوان کفاره قبول مى‏کند. همچنین مى‏تواند پول
کفاره را به یکى از مراکز و نهادهاى مطمئن بدهد که به مصارف یاد شده مى‏رسانند
(مانند دفاتر مراجع بزرگوار تقلید و کمیته امداد).
 
روزه‏هاى واجب
 پرسش ۱۶۳ . روزه‏هاى واجب کدام است؟
روزه‏هاى واجب عبارت است از:
۱. روزه ماه رمضان،
۲. روزه کفاره،
۳. روزه قضا،
۴. روزه نذر و عهد و یمین،
۵. روزه استیجارى،
۶. روزه روز سوم اعتکاف،
۷. روزه جایگزین قربانى در حج تمتع.
 
روزه‏هاى حرام
 پرسش ۱۶۴ . روزه‏هاى حرام کدام است؟
روزه‏هاى حرام (روزه‏هایى که نباید گرفت) عبارت است از:
۱. روزه عید قربان،
۲. روزه عید فطر،
 ۳. روزه ایام تشریق براى کسى که در منا است،
۴. روزه یوم‏الشک (روزى که نمى‏داند آخر شعبان است یا اول
رمضان) به نیت ماه‏رمضان،
۵. روزه سکوت،
۶. روزه وصال (شب را نیز تا سحر روزه بگیرد)،
۷. روزه مستحبى زن در جایى که با حق شوهر منافات داشته باشد،
۸. روزه مستحبى فرزند در جایى که باعث آزار و اذیت پدر و مادر
گردد،
۹. روزه مریض و هر کس که روزه براى او ضرر دارد،
۱۰. روزه مسافر، به جز مواردى که استثنا شده است.
 
روزه‏هاى مکروه
 پرسش ۱۶۵ . روزه‏هاى مکروه کدام است؟
۱. روزه روز عاشورا،
۲. روزه روز عرفه براى کسى که او را از خواندن دعا باز دارد،
۳. روزه مستحبى مهمان بدون اجازه میزبان،
۴. روزه مستحبى فرزند بدون اجازه پدر و مادر.
 
روزه خواران
 پرسش ۱۶۶ . براى چه کسانى روزه‏خوارى جایز
است؟

همه مراجع: بر چند دسته روزه واجب نیست، آنان عبارتنداز:

۱. پیرمرد و پیرزنى که گرفتن روزه براى آنان مشقت دارد.
۲. زن باردارى که گرفتن روزه براى حمل یا خودش ضرر دارد.
۳. زن شیردهى که گرفتن روزه بارى بچه یا خودش ضرر دارد.
۴. بیمارى که گرفتن روزه براى او ضرر دارد.
 ۵. کسى که بیمارى دارد که زیاد تشنه مى‏شود و
نمى‏تواند تشنگى را تحمل کند.
۶. کسى که به سن بلوغ نرسیده است.
۷. زنى که خون حیض و نفاس مى‏بیند.
۸. کسى که به مسافرت مى‏رود و در جایى قصد اقامت ده روز
نمى‏کند.
۹. دخترى که به جهت ضعف بنیه گرفتن روزه براى او مشقت فراوان و
ضرر دارد.
۱۰. کسى که بى‏هوش است و یا در کما به سر مى‏برد.
۱۱. دیوانگان.[۲۸۵]
 
خون لثه روزه‏دار
 پرسش ۱۶۷ . گاهى از لثه‏هایم خون بیرون
مى‏آید و با آب دهان مخلوط مى‏شود، اگر آن را فرو ببرم روزه باطل مى‏شود؟

همه مراجع (به جز تبریزى، صافى و نورى): اگر خون لثه در آب دهان
مستهلک شود، فرو بردن آن روزه را باطل نمى‏کند.[۲۸۶]
آیات عظام تبریزى و صافى: اگر خون لثه در آب دهان مستهلک شود ؛
بنابر احتیاط واجب فرو نبرد و بیرون بریزد.[۲۸۷]
آیه‏اللّه‏ نورى: فرو بردن آن جایز نیست ؛ هر چند در آب دهان
مستهلک شود.[۲۸۸]
 
روزه‏دار و دندان‏پزشکى
 پرسش ۱۶۸ . پرکردن دندان در ماه رمضان چگونه
است؟

 همه مراجع: پر کردن یا جرم‏گیرى و کشیدن دندان در
ماه رمضان، براى پزشکان جایز است و براى شخص روزه‏دار زمانى جایز است که مطمئن باشد
خون یا آبى که به وسیله دستگاه وارد فضاى دهان مى‏شود، فرو نخواهد رفت.[۲۸۹]
خلط روزه‏دار
 پرسش ۱۶۹ . آیا فرو بردن خلط، روزه را باطل
مى‏کند؟

همه مراجع (به جز بهجت و سیستانى): فرو بردن خلط - چنانچه به
فضاى دهان نیامده باشد - اشکال ندارد ؛ ولى اگر به فضاى دهان برسد، احتیاط واجب آن
است که فرو نبرد.[۲۹۰]
آیه‏اللّه‏ بهجت: فرو بردن خلط اگر در حال غیر روزه امر عادى
باشد و به فضاى دهان نیز نیامده باشد، اشکال ندارد ؛ ولى اگر به فضاى دهان برسد،
احتیاط واجب آن است که فرو نبرد.[۲۹۱]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: فرو بردن خلط - چنانچه به فضاى دهان نیامده
باشد - اشکال ندارد ؛ ولى اگر به فضاى دهان برسد، احتیاط مستحب آن است که فرو نبرد.[۲۹۲]
 تبصره. مرز فضاى دهان و حلق، مخرج حرف (خ)
مى‏باشد.
 
عطر روزه‏دار
 پرسش ۱۷۰ . آیا استفاده از عطر، شامپو، کرم و
رژلب در ماه مبارک رمضان مجاز است؟

همه مراجع: هیچ یک از موارد ذکر شده روزه را باطل نمى‏کند ؛ مگر
آنکه رژ لب، وارد دهان شده و فرو داده شود.[۲۹۳]
 
دود وسیله نقلیه
 پرسش ۱۷۱ . گاهى انسان روزه‏دار در کنار
وسیله نقلیه قرار مى‏گیرد و دود آن به حلق او مى‏رسد آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟

همه مراجع: اگر با این اعتقاد که دود غلیظ به حلقش نمى‏رسد در
کنار وسیله نقلیه بایستد و به طور اتفاق دود به حلقش برسد روزه‏اش صحیح است.[۲۹۴]
 
بخار حمام
 پرسش ۱۷۲ . تنفس بخار آب در حمام، براى
روزه‏دار چه حکمى دارد؟

همه مراجع: بخار آب حمام، روزه را باطل نمى‏کند.[۲۹۵]
 
شستن سر روزه‏دار
 پرسش ۱۷۳ . شستن سر در زیر شیر آب در حال
روزه، چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز سیستانى): آنچه روزه را باطل مى‏کند، فرو بردن
سر زیر آب است ؛ به طورى که یک مرتبه آب، همه سر را فراگیرد ؛ اما شستن سر زیر شیر
و زیر دوش اشکالى ندارد.[۲۹۶]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: فرو بردن تمام سر در آب، روزه را باطل
نمى‏کند؛ ولى کراهت شدید دارد و شستن سر زیر شیر و زیر دوش حکم آن را ندارد.[۲۹۷]
 
نگاه روزه‏دار
 پرسش ۱۷۴ . اگر روزه‏دار به نامحرم نگاه کند،
آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟

همه مراجع: خیر، روزه‏اش صحیح است[۲۹۸]
 تبصره. با این عمل از ثواب و ارزش روزه کاسته
مى‏شود ؛ از این رو واجب است چشم، گوش، زبان، قلب و همه اعضا، از ارتکاب خلاف و
گناه حفظ شوند.
 
روابط زناشویى روزه‏دار
 پرسش ۱۷۵ . آیا ملاعبه با همسر - به جز
نزدیکى - در حال روزه جایز است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد بیرون آمدن منى با همسر خود ملاعبه کند
- چنانچه اطمینان دارد منى از او خارج نمى‏شود - اشکال ندارد و روزه هر دو نیز صحیح
است ؛ هرچند اتفاقا از او منى بیرون آید. البته اگر ملاعبه را ادامه بدهند تا آنجا
که احتمال خروج منى پیش آید و خوددارى نکند و منى خارج شود روزه او باطل است و قضا
و کفاره دارد.[۲۹۹]
 
 پرسش ۱۷۶ . چه نوع دروغى روزه را باطل
مى‏کند؟

همه مراجع (به جز بهجت، سیستانى و مکارم): دروغ بستن به خدا،
پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، امامان علیهم‏السلام و بنابر احتیاط واجب
پیامبران و جانشینان آنان و حضرت زهرا علیهاالسلام.
آیه‏اللّه‏ بهجت: دروغ بستن به خدا، پیامبر اسلام
صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان علیهم‏السلام، پیامبران، جانشینان آنان و حضرت زهرا
علیهاالسلام.
آیه‏اللّه‏ سیستانى: بنابر احتیاط واجب دروغ بستن به خدا،
پیامبر اسلام و امامان علیهم‏السلام.[۳۰۰]
آیه‏اللّه‏ مکارم: بنابر احتیاط واجب دروغ بستن به خدا، پیامبر
اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان علیهم‏السلام، پیامبران و جانشینان آنان و حضرت
زهرا علیهاالسلام.
 
سحرى و اذان
 پرسش ۱۷۷ . کسى که در سحر تا پایان اذان غذا
بخورد، روزه‏اش چه حکمى دارد؟

همه مراجع: ملاک امساک براى روزه، طلوع فجر صادق است. بنابراین
اگر با شروع اذان، اطمینان به طلوع فجر پیدا کند، نباید چیزى بخورد و اگر لقمه‏اى
در دهان دارد، نباید فرو برد. امّا اگر اطمینان به دخول وقت ندارد، مى‏تواند چیزى
بخورد.[۳۰۱]
 تبصره. البته براى آنکه دچار شبهه بطلان روزه و
وجوب قضا نشود، احتیاط آن است که چند دقیقه قبل از اذان صبح، از خوردن و آشامیدن
امساک کند.
 
 پرسش ۱۷۸ . اگر شخصى با اعتقاد به اینکه هنوز
اذان صبح را نگفته‏اند، مشغول سحرى بشود ؛ سپس متوجه گردد که اذان صبح گذشته است
حکم روزه او چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت): اگر بدون بررسى و تحقیق در طلوع فجر،
مشغول سحرى شده، روزه‏اش باطل است و باید قضا کند.[۳۰۲]
آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر بدون بررسى و تحقیق در طلوع فجر مشغول
سحرى شده، بنابر احتیاط واجب روزه‏اش باطل است و باید قضا کند.[۳۰۳]
 تبصره. فرد یاد شده با وجود اینکه روزه‏اش باطل
شده، حق ندارد افطار کند ؛ بلکه باید تا شب از مفطرات امساک نماید.
ضعف بدن روزه‏دار
 پرسش ۱۷۹ . چشم من ضعیف است و مى‏ترسم روزه
برایم ضرر داشته باشد، تکلیف من چیست؟

همه مراجع: اگر خوف ضرر عقلایى باشد، روزه بر شما واجب نیست و
اگر تا ماه رمضان سال بعد بیمارى ادامه یافت، قضا هم واجب نیست. تنها براى هر روز
۷۵۰ گرم گندم، جو و یا آرد و ... را به عنوان کفّاره به فقیر بدهید.[۳۰۴]
 تبصره. ملاک ضرر، تشخیص خود شخص است ؛ یعنى، همین
اندازه که ترس شما نسبت به ضرر، عقلایى باشد، کافى است. احتمال ضرر گاهى از قول
متخصص و زمانى از تجربه مریض‏هاى مشابه و گاهى از تجربه خود انسان، به دست مى‏آید.
 
 پرسش ۱۸۰ . هنگامى که روزه مى‏گیرم، به شدت
بدنم سست مى‏شود و نمى‏توانم کارهایى مثل درس خواندن را انجام دهم، وظیفه من چیست؟

همه مراجع: این گونه ضعف و سستى‏ها تا حدودى لازمه روزه است و
براى نوع افراد پیش مى‏آید و به جهت آن نمى‏توان روزه را خورد ؛ ولى اگر ضعف به
قدرى باشد که معمولاً نمى‏شود آن را تحمل کرد، خوردن روزه اشکال ندارد.[۳۰۵]
 تبصره. البته انسان مى‏تواند در این شرایط به
مسافرت برود (حداقل ۵/۲۲ کیلومتر) و روزه خود را بخورد و به وطن برگردد. در این
صورت لازم نیست تا مغرب از خوردن و آشامیدن خوددارى کند و بعد از ماه رمضان، قضاى
آن را به جا آورد و کفاره هم ندارد.
فراموشى قضاى روزه
 پرسش ۱۸۱ . در ماه رمضان مدتى روزه
نگرفته‏ام، اما تعداد روزه‏ها را فراموش کرده‏ام ؛ وظیفه‏ام چیست؟

همه مراجع: مى‏توانید به مقدار حداقل اکتفا کنید ؛ یعنى، هر
مقدار از روزه‏ها را که یقین دارید کمتر از آن نبوده، قضا کنید و بیش از آن لازم
نیست.
 
کفاره روزه
 پرسش ۱۸۲ . روزه‏ها را از روى عمد نگرفتم ؛
ولى نمى‏دانستم افزون بر قضا، کفاره هم دارد، آیا در این فرض کفاره واجب مى‏شود؟

همه مراجع: آرى، افزون بر قضاى روزه‏ها، باید کفاره نیز بدهید و
ناآگاهى از کفاره، باعث سقوط آن نمى‏گردد.[۳۰۶]
 
 کفاره روزه زن
 پرسش ۱۸۳ . کفاره روزه زن، بر مرد است یا بر
زن؟

همه مراجع: کفاره در موارد یاد شده، بر خود زن واجب است و در
صورتى که زن درآمد ندارد، کفّاره از او ساقط است.[۳۰۷]
 
 پرسش ۱۸۴ . کسى که به واسطه بیمارى نتوانسته
روزه‏هاى ماه رمضان را بگیرد، اگر چند سال قضاى آن را به تأخیر اندازد، تکلیف چیست؟

همه مراجع: اگر بیمارى او در میان سال خوب شد، باید روزه‏ها را
قضا کند و اگر به سال‏هاى بعد انداخت، علاوه بر قضاى روزه، باید براى هر روز یک مد
طعام به فقیر بدهد اما اگر بیمارى او تا سال بعد ادامه یافت - به طورى که نمى‏تواند
قضا کند - فقط باید براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.[۳۰۸]
 
جنابت قبل اذان
 پرسش ۱۸۵ . شخص جنبى که در ماه رمضان، قبل از
اذان صبح دسترسى به آب ندارد، وظیفه‏اش چیست؟

همه مراجع: اگر تا پیش از اذان صبح به آب دسترسى ندارد، تیمم
بدل از غسل کند و روزه او صحیح است. بعد از اذان در صورت دسترسى به آب، براى نماز
صبح غسل کند و در غیر این صورت، با تیمم نماز صبح خود را بخواند.[۳۰۹]
 
تأخیر غسل جنابت
 پرسش ۱۸۶ . اگر در شب ماه رمضان، جُنُب شویم
و تا نزدیک اذان صبح غسل را به تأخیر اندازیم و سپس تیمم کنیم ؛ آیا روزه صحیح است؟

همه مراجع (به جز صافى و وحید): در این فرض (هر چند تأخیر غسل،
گناه است) ؛ ولى چنانچه قبل از اذان صبح تیمم کنید، روزه‏تان صحیح است.[۳۱۰]
آیات عظام صافى و وحید: در این فرض (هر چند تأخیر غسل، گناه
است) ؛ بنابر احتیاط واجب تیمم کنید و روزه بگیرید و قضاى آن را نیز به‏جا آورید.[۳۱۱]
جنابت روزه‏دار
 پرسش ۱۸۷ . اگر شخصى بعد از نماز صبح، محتلم
شود و تا غروب غسل نکند، آیا اشکالى به روزه او وارد مى‏شود؟

همه مراجع: خیر، لازم نیست فورى غسل کند و روزه او صحیح است ؛
ولى براى نماز باید غسل کند.[۳۱۲]
 
 پرسش ۱۸۸ . چندین سال با حال جنابت، روزه
گرفتم و نماز خواندم ؛ در حالى که نمى‏دانستم جنب باید غسل کند، تکلیف چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، خامنه‏اى، مکارم و وحید: نماز و
روزه‏هایى را که در حال جنابت انجام داده‏اید، باید قضا کنید.[۳۱۳]
 آیات عظام سیستانى، صافى و فاضل: اگر در یاد
گرفتن مسائل کوتاهى نکرده‏اید، روزه‏ها صحیح است و قضا ندارد ؛ ولى نمازهایى را که
در حال جنابت خوانده‏اید، در هر حال باید قضا کنید.[۳۱۴]
آیه‏اللّه‏ نورى: روزه‏ها صحیح است و قضا ندارد ؛ ولى نمازهایى
را که در حال جنابت خوانده‏اید، باید قضا کنید.[۳۱۵]
 تبصره. طهارت نسبت به نماز شرط واقعى است ؛ از
این رو اگر از روى ناآگاهى نیز بدون طهارت نماز بخواند، نمازش باطل است.
فراموشى غسل جنابت
 پرسش ۱۸۹ . اگر در ماه رمضان، غسل جنابت را
فراموش کنیم و پس از چند روز یادمان بیاید، چه تکلیفى داریم؟

همه مراجع: باید نمازها و روزه آن چند روز را قضا کنید ؛ ولى
کفاره ندارد.[۳۱۶]
 
 پرسش ۱۹۰ . کسى که مدتى نماز خوانده و روزه
گرفته است و بعد بفهمد جنب بوده، تکلیف او چیست؟

همه مراجع: اگر متوجه اصل جنابت نبوده، روزه‏هاى او صحیح است ؛
ولى نمازهاى او قضا دارد.[۳۱۷]
 
استمناى روزه‏دار
 پرسش ۱۹۱ . اگر کسى به عمد روزه خود را در
ماه مبارک رمضان، به وسیله استمنا باطل کند، چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى، سیستانى و صافى): علاوه بر قضا،
بنابر احتیاط واجب، باید «کفاره جمع» (۶۰ روز روزه و اطعام ۶۰ فقیر) بپردازد.[۳۱۸]
آیات عظام سیستانى و خامنه‏اى: علاوه بر قضا، کفاره دارد و
بنابر احتیاط مستحب کفاره جمع (۶۰ روز روزه و اطعام ۶۰ فقیر) بپردازد.[۳۱۹]
آیه‏اللّه‏ صافى: علاوه بر قضا، باید کفاره جمع (۶۰ روز روزه و
اطعام ۶۰ فقیر) بپردازد.[۳۲۰]
 پرسش ۱۹۲ . در جوانى گاهى در ماه رمضان
استمنا مى‏کردم ؛ ولى به هیچ وجه از حرمت آن آگاهى نداشتم و نیز نمى‏دانستم که روزه
را باطل مى‏کند، تکلیف من چیست؟

آیات عظام امام، صافى و نورى: اگر جهل به حدى باشد که احتمال
باطل شدن روزه را نمى‏داده‏اید، کفاره واجب نیست ؛ ولى بنابر احتیاط واجب، باید
روزه‏هایى را که با حال جنابت گرفته‏اید، قضا کنید.[۳۲۱]
آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و فاضل: اگر جهل به حدى باشد که
احتمال باطل شدن روزه را نمى‏داده‏اید، کفاره واجب نیست ؛ ولى باید روزه‏هایى را که
با حال جنابت گرفته‏اید، قضا کنید.[۳۲۲]
آیات عظام تبریزى و وحید: باید روزه‏هایى را که با حال جنابت
گرفته‏اید، قضا کنید ؛ ولى کفاره واجب نیست.[۳۲۳]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: پرداخت کفاره واجب نیست و اگر جهل به حدى
باشد که احتمال باطل شدن روزه را نمى‏داده‏اید، قضاى روزه‏ها نیز واجب نیست.[۳۲۴]
آیه‏اللّه‏ مکارم: بنابر احتیاط واجب باید روزه‏هایى را که با
حال جنابت گرفته‏اید، قضا کنید ؛ ولى کفاره واجب نیست.[۳۲۵]
 
 جهت آگاهى درباره مسائل جنابت و روزه به بخش
احکام جنابت مراجعه فرمایید.
 
مسافرت ماه رمضان
 پرسش ۱۹۳ . آیا مى‏شود در ماه رمضان مسافرت
کرد؟ حکم روزه چگونه است؟

همه مراجع: مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد ؛ ولى اگر براى
فرار از روزه باشد، مکروه است.[۳۲۶]
 
 پرسش ۱۹۴ . آیا مى‏توانیم نذر کنیم که روزه
ماه رمضان و یا قضاى آن را در سفر به جا آوریم؟

 همه مراجع: خیر، این نذر صحیح نیست.[۳۲۷]
 
 
 
 
احکام اول ماهبازگشت به فهرست
 
 
 
رؤیت هلال
 پرسش ۱۹۵ . راه‏هاى ثبوت اول ماه را به طور
مختصر بیان کنید؟

اول ماه از چند راه ثابت مى‏شود:
۱. خود انسان ماه را ببیند ؛
۲. دو مرد عادل شهادت بدهند که ماه را دیده‏اند ؛
۳. عده‏اى که از گفته آنان یقین پیدا مى‏شود، بگویند ماه را
دیده‏اند ؛
۴. سى روز از اول ماه شعبان بگذرد ؛
۵. حاکم شرع (مجتهد جامع شرایط) حکم کند که اول ماه است.[۳۲۸]
 تبصره. آیه‏اللّه‏ سیستانى و آیه‏اللّه‏ وحید
معتقدند با حکم حاکم اول ماه ثابت نمى‏شود.
 
اختلاف نظر مراجع
 پرسش ۱۹۶ . علت اختلاف نظر مراجع تقلید، در
اعلام اول ماه رمضان و عید فطر چیست؟ آیا در گذشته این اختلاف بوده است؟

 اختلاف نظر مراجع تقلید در ثبوت اول ماه، امرى
نیست که تازه به وجود آمده باشد ؛ بلکه در گذشته نیز این مسئله، در نزد ایشان مورد
فکر و نظر بوده است. عوامل متعددى باعث اختلاف نظر گردیده است که موارد ذیل را
مى‏توان از مهم‏ترین آنها دانست:
۱. اعتبار اتحاد افق ؛ عده‏اى بر این باورند که اگر هلال ماه،
در نقطه‏اى از کره زمین دیده شود - که افق در آنجا با جاهاى دیگر تفاوت داشته باشد
ولى در شب مشترک باشند - اول ماه در آن مکان‏ها ثابت مى‏شود. در مقابل این نظریه،
فقهایى هستند که اتحاد در افق را معتبر مى‏دانند و معتقدند: اگر هلال ماه در شهرى
دیده شود که افق آن، با شهر یا کشور دیگر اختلاف داشته باشد، اول ماه از نظر شرعى
براى شهر دوم ثابت نمى‏شود. بدیهى است طبق نظر اول به طور معمول، اول ماه یک روز
زودتر ثابت مى‏شود.
۲. اعتبار حکم حاکم ؛ حجیت و نفوذ حکم حاکم میان فقیهان، نظرى
مشهور است ؛ ولى برخى از آنان، حکم حاکم را در رؤیت هلال ماه معتبر نمى‏دانند.
۳. شهادت بینه نزد حاکم ؛ گاه مجتهد جامع شرایط، از شهادت کسانى
که ماه را دیده‏اند، اطمینان پیدا مى‏کنند و بر این اساس ثبوت اول ماه را اعلام
مى‏دارند. چه بسا ممکن است به جهت فقدان برخى شرایط، براى مجتهد دیگرى این اطمینان
حاصل نشده باشد.
اختلاف فقیهان در امور یاد شده، به جهت اختلاف در یک سرى از
مبانى نظرى و اصول فکرى است که آرا و افکار متفاوتى را برمى‏تابد. نظریه‏پردازى
مختلف در ادبیات و اصول فقه، برداشت متفاوت از آیات و روایات و اختلاف نظر در سند
احادیث و شناخت راویان، به طور طبیعى موجب تفاوت در بعضى از فتاوا مى‏شود.
 
 پرسش ۱۹۷ . شما مى‏گویید اگر دو نفر عادل
شهادت بدهند کافى است ؛ آیا اعلام عید از سوى چند مرجع، به اندازه دو نفر عادل
نیست؟

کسى منکر عدالت مرجع تقلید نیست. آنچه گفته شده، آن است که دو
نفر عادل، شهادت دهند که خودشان ماه را دیده‏اند ؛ ولى مراجع معظم خودشان ماه را
نمى‏بینند ؛ بلکه از گفته دیگران اطمینان به رؤیت پیدا مى‏کنند و این دو جهت با هم
تفاوت مى‏کند و شهادت بر شهادت - که شهادت علمى نامیده مى‏شود - در این مورد اعتبار
شرعى ندارد.[۳۲۹]
 
 پرسش ۱۹۸ . با توجه به اینکه هر سال در ثبوت
اول ماه رمضان، دچار اختلاف مى‏شویم، تکلیف شب قدر چه مى‏شود؟

براى انجام اعمال شب قدر کافى است هر کس در مسئله رؤیت هلال، به
دیدگاه مرجع تقلید خود یا حکم حاکم و یا اطمینان شخصى خود، عمل کند و سه شب را به
احیا و شب زنده دارى بپردازد در این صورت به طور حتم خداوند او را از ثواب و پاداش
معین شده، محروم نمى‏سازد و به احتمال قوى شب قدر را نیز درک مى‏کند. براى درک حتمى
شب قدر و فیوضات و برکات آن، بهتر است شش شب را احیا نماید تا آن شب بزرگ و با عظمت
و مخفى درک گردد. شاهد این امر، روایات منقول از معصوم علیه‏السلام است.[۳۳۰]
 
 پرسش ۱۹۹ . اگر بین مراجع تقلید در ثبوت عید
فطر، اختلاف پیش آید، وظیفه مکلف چیست؟ آیا هر مقلد باید به نظر مرجع تقلید خود
مراجعه کند؟

همه مراجع: در ثبوت اول ماه تقلید راه ندارد، بلکه اگر شخص از
گفته و اعلام نظر مرجع تقلید، اطمینان به رؤیت ماه پیدا کند، باید روزه خود را
افطار کند و اگر شک داشت، باید آن روز را روزه بگیرد.[۳۳۱]
 
ثبوت ماه رمضان
 پرسش ۲۰۰ . اگر پیش از ظهر اعلام کردند که
امروز اول ماه رمضان است ؛ تکلیف روزه آن روز چه مى‏شود؟

همه مراجع (به جز تبریزى و وحید): اگر مبطلات روزه را مرتکب
نشده، باید نیت کند و روزه‏اش صحیح است و اگر یکى از آنها را مرتکب شده، روزه او
باطل است ؛ ولى (به احترام ماه رمضان) باید تا اذان مغرب از کارى که روزه را باطل
مى‏کند، خوددارى نموده و بعد از ماه رمضان آن روز را قضا کند.[۳۳۲]
آیات عظام تبریزى و وحید: اگر مبطلات روزه را مرتکب نشده، باید
نیت کند و روزه بگیرد و بنابر احتیاط واجب بعد از ماه رمضان قضا نماید و اگر یکى از
آنها را مرتکب شده، روزه‏اش باطل است ؛ ولى (به احترام ماه رمضان) باید تا اذان
مغرب از کارى که روزه را باطل مى‏کند، خوددارى نموده و بعد از ماه رمضان آن روز را
قضا کند.[۳۳۳]
 
محاسبات تقویمى
 پرسش ۲۰۱ . آیا اول ماه بر اساس تقویم
محاسبات منجمان ثابت مى‏شود؟

 همه مراجع: خیر، ثابت نمى‏شود ؛ مگر آنکه انسان
از گفته آنان اطمینان پیدا کند.[۳۳۴]
رؤیت هلال در سفر
 پرسش ۲۰۲ . افرادى که براى کار به کشورهاى
حوزه خلیج فارس مى‏روند، با توجه به اینکه در آنجا رؤیت هلال اول ماه، یک روز زودتر
اعلام مى‏شود ؛ تکلیف روزه آنان در ماه رمضان و عید فطر باید بر مبناى کدام محل
باشد؟

همه مراجع: اگر از راه‏هاى شرعى و معتبر اول ماه در آنجا ثابت
شود، باید بر مبناى محلى که هلال رؤیت مى‏شود، عمل کنند.[۳۳۵]
 
اختلاف افق
 پرسش ۲۰۳ . اگر هلال ماه در عربستان دیده
شود، آیا براى ایران نیز اول ماه ثابت مى‏شود؟

همه مراجع (به جز تبریزى، صافى و نورى): خیر، براى ایران اول
ماه ثابت نمى‏شود.[۳۳۶]
آیات عظام تبریزى، صافى، فاضل، نورى و وحید: اگر از راه‏هاى
شرعى و معتبر ثابت شود، براى ایران نیز اول ماه ثابت مى‏شود.[۳۳۷]
 تبصره. دیدگاه آیات عظام: تبریزى، صافى، فاضل،
نورى و وحید بر اساس آن است که اشتراک در شب بین مناطق مختلف جهت ثبوت اول ماه
کفایت مى‏کند و لازم نیست اتحاد افق داشته باشند.
 
 پرسش ۲۰۴ . اگر هلال ماه رمضان یا شوال، در
کشورى دیده شود - که افق آنها یک یا دو ساعت با شهر ما تفاوت دارد - آیا اول ماه
براى ما هم ثابت مى‏شود؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى و مکارم: اگر شهر یا کشورى که
ماه در آن دیده شده از بلاد شرقى باشد، اول ماه ثابت مى‏شود و اگر از بلاد شرقى
نباشد (مانند عربستان)، اول ماه ثابت نمى‏شود.[۳۳۸]
آیات عظام تبریزى، فاضل، صافى، نورى و وحید: اگر در شب مشترک
باشند، اول ماه ثابت مى‏شود ؛ هر چند در افق یکى نباشند و از بلاد شرقى نباشد.[۳۳۹]
 تبصره ۱. به عنوان مثال کشور افغانستان در بخش
شرقى ایران قرار دارد ؛ اگر ماه در آنجا دیده شود، براى کشور ایران نیز ثابت مى‏شود
و یا اگر ماه در شهر مشهد دیده شود، براى شهر تهران نیز ثابت مى‏شود.
 تبصره ۲. باید رؤیت هلال در آنجا از راه‏هاى شرعى
و معتبر ثابت شود، تا براى کشور ما نیز اول ماه ثابت شود.
 
 پرسش ۲۰۵ . اگر هلال ماه در عراق دیده شود،
آیا براى مردم ساکن تهران نیز اول ماه ثابت مى‏شود؟

آیات عظام امام، بهجت، سیستانى، خامنه‏اى، مکارم و نورى: با
توجه به اینکه اختلاف افق بین این دو مکان، کم و ناچیز است (تقریبا ده دقیقه)، اول
ماه براى مردم ساکن تهران ثابت مى‏شود.[۳۴۰]
آیات عظام تبریزى، صافى، نورى و وحید: آرى اول ماه براى آنان
ثابت مى‏شود.[۳۴۱]
 
حکم حاکم
 پرسش ۲۰۶ . آیا حکم حاکم شرع، در ثبوت اول
ماه، براى غیرمقلّدان او نیز حجت است؟

همه مراجع (به جز سیستانى و وحید): آرى، حکم حاکم شرع در ثبوت
اول ماه، براى همه حجت است و باید به حکم او عمل کنند ؛ مگر آنکه بفهمند حاکم شرع
اشتباه کرده است.[۳۴۲]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اول ماه با حکم حاکم شرع ثابت نمى‏شود.[۳۴۳]
آیه‏اللّه‏ وحید: بنابراحتیاط واجب، اول ماه به حکم حاکم شرع
ثابت نمى‏شود.[۳۴۴]
 
اخبار عادل
 پرسش ۲۰۷ . اگر چند نفر عادل شهادت بدهند که
دو نفر عادل ماه را دیده‏اند ؛ آیا اول ماه رمضان یا شوال ثابت مى‏شود؟

همه مراجع: خیر، باید دو نفر عادل خودشان براى انسان شهادت
بدهند که ماه را دیده‏اند و اگر رؤیت ماه را با واسطه نقل کنند، کافى نیست ؛ مگر
آنکه از گفته آنان، اطمینان به رؤیت هلال پیدا شود.[۳۴۵]
 
چشم مسلح
 پرسش ۲۰۸ . آیا رؤیت ماه به وسیله چشم مسلح و
تلسکوپ‏ها و وسایل نجومى، اعتبار دارد؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى و فاضل): خیر، مگر آنکه از این راه
براى شخص اطمینان پیدا شود که اول ماه است.[۳۴۶]
آیات عظام خامنه‏اى و فاضل: آرى، اول ماه به وسیله چشم مسلح و
تلسکوپ و یا وسایل نجومى، ثابت مى‏شود.[۳۴۷]
حدس و گمان
 پرسش ۲۰۹ . اگر از گفته عده‏اى حدس بزنیم که
فردا عید فطر است، آیا مى‏توانیم روزه بگیریم؟

همه مراجع: تا هنگامى که براى شخص اطمینان پیدا نشود که فردا
عید فطر و اول شوال است، نمى‏تواند روزه را افطار کند.[۳۴۸]
 
 
 
 
احکام زکات فطرهبازگشت به فهرست
 
 
 
معنا و فلسفه فطره
 پرسش ۲۱۰ . معناى فطره و فواید پرداخت آن را
توضیح دهید؟

«فطره» در لغت چند معنا دارد که مهم‏ترین آنها، خلقت و اسلام
است. در اصطلاح عبارت است از: «زکاتى که هر مسلمان براى خود و هر کس که نان خور او
محسوب مى‏شود، به مستحق مى‏پردازد». زمان اداى آن مغرب روز آخر ماه رمضان تا ظهر
روز عید فطر است.
با توجه به اینکه پرداخت این نوع حق مالى، باعث سلامت جسم
(خلقت) و روح مى‏شود، آن را زکات بدن یا فطره مى‏نامند. شاید وجه تناسب آن با معناى
اسلام، این باشد که زکات فطره مقتضاى اسلام است ؛ از این رو کسى که پیش از غروب شب
عید فطر مسلمان شود، تکلیف از او ساقط نمى‏شود.
«زکات فطره» به اتفاق شیعه و سنى، واجب است و در متون دینى براى
آن، فلسفه و فواید متعددى برشمرده است که مهم ترین آنها عبارت است از:
۱. زکات فطره مکمل و تمام کننده روزه است ؛ همان گونه که درود و
صلوات بر پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مکمل و تمام کننده نماز است.[۳۴۹]
 ۲. باعث قبولى روزه ماه مبارک رمضان مى‏گردد.[۳۵۰]
۳. موجب حفظ انسان از مرگ در آن سال مى‏شود.[۳۵۱]
۴. باعث سلامتى جسم و پاکسازى روح از رزایل اخلاقى است.[۳۵۲]
۵. مکمل و تمام کننده زکات مال است.[۳۵۳]
 
فطریه دانشجو
 پرسش ۲۱۱ . آیا زکات فطره براى دانشجویى که
در خوابگاه سکونت دارد، واجب است؟

همه مراجع: اگر مخارج او را پدر و مادر مى‏دهند و نان خور ایشان
محسوب مى‏شود، بر عهده آنها است و اگر دانشجو مستقل است، بر عهده خودش مى‏باشد.[۳۵۴]
 
نان‏خور دولت
 پرسش ۲۱۲ . فطره دانشجویان و سربازانى که به
طور رایگان از غذاى دولتى استفاده مى‏کنند، بر عهده چه کسى است؟

همه مراجع (به جز صافى، مکارم و نورى): بر عهده خودش است و
چنانچه تمکن مالى نداشته باشد از او ساقط است.[۳۵۵]
آیه‏اللّه‏ نورى: در فرض یاد شده زکات فطره بر کسى واجب نیست.[۳۵۶]
 آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر تمکّن مالى دارد، بنابر
احتیاط واجب خودش بپردازد.[۳۵۷]
آیه‏اللّه‏ صافى: هر کدام تمکن داشته باشند، بنابر احتیاط
خودشان بپردازند.[۳۵۸]
 تبصره. از نظر کسانى که زکات فطره بر عهده دانشجو
نیست ؛ اگر وى تمکن مالى دارد، احتیاط مستحب آن است که خودشان بپردازند.
 
فطریه نامزد
 پرسش ۲۱۳ . فطره دخترى که در حال عقد است، بر
عهده کیست؟

همه مراجع: اگر نان خور پدرش باشد، بر عهده او است.[۳۵۹]
 
فطریه جنین
 پرسش ۲۱۴ . آیا فرزندى که هنوز متولد نشده،
زکات فطره دارد؟

همه مراجع: پرداخت زکات فطره براى بچه‏اى که در شکم مادر است،
واجب نیست ؛ مگر آنکه پیش از غروب شب عید فطر به دنیا آید.[۳۶۰]
 
پرداخت فطریه به والدین
 پرسش ۲۱۵ . آیا زکات فطره را مى‏توان به پدر
و مادر خود، در صورت مستحق بودن، پرداخت کرد؟

همه مراجع: اگر پدر و مادر فقیر باشند، بر فرزندان واجب است که
مخارج آنان را بپردازند و نمى‏توان چیزى از زکات فطره به ایشان داد.[۳۶۱]
پرداخت فطریه به فرزند
 پرسش ۲۱۶ . آیا پدر مى‏تواند زکات فطره را به
فرزند خود که محتاج است، بدهد؟

همه مراجع: اگر فرزندان فقیر باشند، بر پدر و مادر واجب است که
مخارج آنان را بپردازند و نمى‏توان چیزى از زکات فطره به آنها داد.[۳۶۲]
 
 
 
 
احکام اعتکافبازگشت به فهرست
 
 
 
اهمیت اعتکاف
 پرسش ۲۱۷ . درباره اهمیت اعتکاف و چگونگى آن
توضیح دهید؟

«وَ عَهِدنا إِلى إِبراهِیمَ وَ إِسماعِیلَ أَن طَهِّرا بَیتِی
لِلطّائِفِینَ وَ العاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ » ؛ «و ما به ابراهیم و
اسماعیل امر کردیم که خانه مرا براى طواف‏کنندگان و مجاوران و رکوع کنندگان و سجده
کنندگان، پاک و پاکیزه کنید»[۳۶۳].
اعتکاف، در لغت به معناى توقف در جایى است و در اصطلاح فقه،
عبارت است از: «ماندن حداقل سه روز در مسجد، به قصد عبادت خداوند، با شرایطى خاص».
مراسم اعتکاف، به زمان حضرت ابراهیم علیه‏السلام بر مى‏گردد و
بعد از او در بعضى از شریعت‏ها و در زندگى برخى از صالحان - از جمله حضرت مریم و
زکریا - به چشم مى‏خورد. با ظهور دین اسلام این امر، شکل تازه‏اى به خود گرفت و در
میان مسلمانان به عنوان یک عبادت مستحب با آداب و شرایط خاص، رایج شد.
اعتکاف عبادتى است که استحباب و فضیلت فراوان دارد و صفاى خاصى
به روح و جان مى‏بخشد. پیامبراسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله همه ساله در ماه رمضان - به
ویژه دهه آخر آن - اعتکاف مى‏کرد و دستور مى‏داد رختخوابش را برچینند و چادرى در
مسجد بر پا کنند و همیشه مى‏فرمود: «ده روز اعتکاف در ماه رمضان، برابر با دو حج و
دو عمره است».[۳۶۴]
اعتکاف حکمت‏ها و فواید فراوانى دارد که بخشى از آنها عبارت است
از:
الف. ایجاد زمینه مناسب براى اندیشه و تفکر و خردورزى ؛
ب. فراهم آمدن زمینه توبه و بازگشت ؛
ج. فراهم شدن فرصت نیایش، نماز و تلاوت قرآن ؛
د. به وجود آمدن دوره‏اى کوتاه براى محاسبه نفس و خودسازى که
حداقل سه روز طول مى‏کشد و انسان را از حاکمیت غریزه‏ها، عادت‏ها و اشتغالات معمول
زندگى آزاد مى‏سازد.
در زمینه اعتکاف توجّه به چند امر ضرورى مى‏نماید:
۱. اصل اعتکاف مستحب است ؛ ولى گاهى به واسطه نذر، عهد، قسم و
مانند آن واجب مى‏شود.
۲. اعتکاف باید در یکى از مساجد چهارگانه و یا در مسجد جامع شهر
باشد و در غیر آن صحیح نیست[۳۶۵].
۳. حداقل اعتکاف سه روز است و کمتر از آن صحیح نیست ؛ ولى بیش
از آن اشکال ندارد.
۴. این عبادت را مى‏توان به نیابت از مردگان انجام داد.
۵. اعتکاف زمان خاصى ندارد و در هر زمان که روزه صحیح باشد،
اعتکاف نیز صحیح است. بنابراین کسى که نمى‏تواند روزه بگیرد (مانند مسافر، مریض،
حائض و کسى که به عمد روزه گیرد) ؛ اعتکافش صحیح نیست. بهترین زمان براى انجام دادن
آن، ماه رمضان و دهه آخر آن است.
۶. اگر اعتکاف با حق شوهر منافات داشت، با اجازه او باشد.
۷. اگر اعتکاف باعث اذیت و آزار پدر و مادر شود، با اجازه آن دو
باشد.
 
محرمات اعتکاف
 پرسش ۲۱۸ . محرمات اعتکاف کدام است؟
محرمات اعتکاف عبارت است از:
۱. نزدیکى با همسر،
۲. خرید و فروش غیرضرورى،
۳. استمنا (بنابر احتیاط واجب)،
۴. بوییدن عطر و گیاهان خوشبو به قصد لذت بردن،
۵. مجادله به منظور غلبه بر دیگرى و اظهار فضل.
 
مکان اعتکاف
 پرسش ۲۱۹ . با توجّه به اینکه اعتکاف باید در
مسجد جامع شهر باشد، آیا جایز است در مسجد دانشگاه اعتکاف را به قصد رجا انجام داد؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى): اعتکاف در مسجد دانشگاه صحیح نیست.[۳۶۶]
 آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: به قصد رجا اشکال ندارد.[۳۶۷]
اعتکاف در دانشگاه
 پرسش ۲۲۰ . آیا در ایام اعتکاف، رفتن به کلاس
و شرکت در درس‏ها جایز است؟

همه مراجع: خروج از مسجد و شرکت در کلاس‏هاى درسى، اشکال دارد.[۳۶۸]
 
 پرسش ۲۲۱ . آیا در حیاط مسجد هم اعتکاف صحیح
است؟ همچنین در پشت بام و زیرزمین مسجد چطور؟

همه مراجع: اگر جزء مسجد باشد، صحیح است.[۳۶۹]
 
نذر اعتکاف
 پرسش ۲۲۲ . با توجّه به اینکه بیشتر مراجع،
اعتکاف را تنها در مساجد جامع جایز مى‏دانند ؛ آیا دانشجویان مى‏توانند نذر کنند که
سه روز در مسجد دانشگاه اجتماع کنند و در این مدت به طور معمول به نماز و روزه و
عبادت و اجراى برنامه‏هاى دینى بپردازند؟

همه مراجع: آرى، نذر یاد شده صحیح است.[۳۷۰]
تبصره. متعلق نذر به هر صورت که نیت شود، باید طبق آن عمل گردد.
از این رو مى‏توان روزهاى عبادت و یا ساعت حضور را تغییر داد.
 
مطالعه هنگام اعتکاف
 پرسش ۲۲۳ . آیا مى‏توانیم در روزهایى که
معتکف هستیم، درس‏هاى خود را مطالعه و یا مسأله درسى حل کنیم؟

همه مراجع: آرى، مانعى ندارد.[۳۷۱]
 
تلفن هنگام اعتکاف
 پرسش ۲۲۴ . گفت‏وگو با تلفن همراه در مسجد،
در موارد غیرضرورى و مکرر، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اشکال ندارد.[۳۷۲]
 
اعتکاف بدون روزه
 پرسش ۲۲۵ . به علت بیمارى از روزه گرفتن
معذورم، آیا مى‏توانم بدون روزه اعتکاف کنم؟

همه مراجع: خیر، چون روزه شرط صحّت اعتکاف است.[۳۷۳]
 تبصره. تردیدى نیست که اصل توقف در مسجد و عبادت،
خود مستحب و داراى ثواب است ؛ هر چند به عنوان اعتکاف نباشد.
 
 روزه اعتکاف
 پرسش ۲۲۶ . آیا روزه‏هاى قضاى خود را
مى‏توانیم در اعتکاف بگیریم؟

همه مراجع: آرى، جایز است.[۳۷۴]
خروج از اعتکاف
 پرسش ۲۲۷ . در چه مواردى مى‏توان از مسجد
خارج شد؟

همه مراجع: خارج شدن از مسجد جایز نیست، مگر به جهت ضرورت عقلى،
عرفى و شرعى ؛ مانند: مراجعه به پزشک در موارد اضطرار، رفتن به دستشویى (ضرورت
عقلى)، عیادت بیمار، تشییع جنازه مرده‏اى که با او نسبت دارد (ضرورت عرفى)، غسل
کردن و وضو گرفتن (ضرورت شرعى).[۳۷۵]
 
ترک اعتکاف
 پرسش ۲۲۸ . اگر کسى به جهت ضرورت از مسجد
خارج شود و خروج او طولانى گردد، اعتکافش چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر به قدرى باشد که صورت اعتکاف را به هم زند،
اعتکاف او باطل مى‏شود.[۳۷۶]
 
قطع اعتکاف
 پرسش ۲۲۹ . آیا قطع اعتکاف گناه دارد؟
همه مراجع: اگر اعتکاف واجب باشد و یا دو روز اعتکاف مستحبى را
گذرانده باشد و بخواهد اعتکاف را به هم بزند، معصیت کرده است.[۳۷۷]
تبصره. اگر بخواهد براى قطع اعتکاف دچار معصیت نشود، مى‏تواند
پیش از اعتکاف، با خداى خود شرط کند که هر زمان براى او عذر و پیشامدى رخ داد، دست
از اعتکاف بکشد. در این صورت قطع اعتکاف جایز است.[۳۷۸]
نماز جمعه در اعتکاف
 پرسش ۲۳۰ . آیا براى رفتن به نماز جمعه،
مى‏توان از محل اعتکاف خارج شد؟

همه مراجع (به جز تبریزى، نورى و وحید): آرى، جایز است.[۳۷۹]
آیات عظام تبریزى و وحید: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۳۸۰]
آیه‏اللّه‏ نورى: جایز نیست.[۳۸۱]
 تبصره. بنابر فتواى کسانى که رفتن به نماز جمعه
را در ایام اعتکاف جایز مى‏دانند ؛ باید حداقل زمان لازم رعایت شود تا شکل و صورت
اعتکاف، به هم نخورد.
 
 
 
 
 
احکام خمسبازگشت به فهرست
 
 
 
اهمیت خمس
 پرسش ۲۳۱ . درباره خمس و اهمیت آن توضیح
دهید؟

«وَ اعلَمُوا أَنَّما غَنِمتُم مِن شَى‏ءٍ فَأنَّ لِلّهِ
خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى القُربى وَ الیتامى وَ المَساکِینِ وَ ابنِ
السَّبِیلِ »[۳۸۲]
؛ «و بدانید که هر چه غنیمت گرفتید، یک پنجم آن براى خدا و رسول و از آن خویشاوندان
[او] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است».
«خمس» در لغت به معناى پنج یک مى‏باشد و در اصطلاح فقه عبارت
است از: «پرداخت یک پنجم درآمدى که از راه زراعت، صنعت، تجارت، پژوهش و یا از طریق
کارگرى و کارمندى در مؤسسات گوناگون، به دست مى‏آید.[۳۸۳]
خمس به امام علیه‏السلام و سادات اختصاص مى‏یابد و باید آن را در عصر غیبت به فقیه
جامع شرایط داد».[۳۸۴]
 شارع مقدس به صاحب مال، فرصت داده چنانچه تا یک
سال، آن را در مؤونه و نیازهاى خود و خانواده استفاده نکند و تمام و یا مقدارى از
آن تا پایان سال زیاد بیاید، خمس آن را بپردازد.
آیه خمس، در عصر رسالت، نازل شده و پیامبراکرم
صلى‏الله‏علیه‏و‏آله این فریضه را به اجرا درآورده است. به طور مسلّم آن حضرت، خمس
غنیمت‏هاى جنگى را دریافت مى‏کرد. اما خمس سود تجارت - هر چند بنا به ضرورت و
مصالحى - تا عصر امامان علیهم‏السلام به تأخیر افتاد ؛ ولى بى‏شک وجود آن در دوره
امامان، غیرقابل انکار است.[۳۸۵]
«خمس» یکى از فریضه‏هاى اسلامى است و قرآن مجید آن را در کنار
جهاد قرار داده و هر دو را از ریشه ایمان دانسته است ؛ چه اینکه نشانه صداقت ایمان،
مبارزه با مال اندوزى و تطهیر نفس است. حضرت باقر علیه‏السلام فرموده است: «براى
هیچ کس جایز نیست از مالى که خمس به آن تعلق گرفته، چیزى بخرد ؛ مگر اینکه حق ما را
به ما برساند».[۳۸۶]
آیه ۴۱ سوره «انفال» به طور روشن و صریح، بر اصل وجوب خمس دلالت
مى‏کند ؛ از این رو شیعه و سنى بر اصل آن اتفاق نظر دارند. البته ممکن است دلالت
آیه بر مواردى از آن (مانند درآمد کسب) روشن و شفاف نباشد ؛ ولى بى‏شک به کمک
روایات متعددى، به خوبى وجوب خمس درآمد استفاده مى‏شود.[۳۸۷]
خمس داراى حکمت‏ها و اسرار گوناگونى است که به بعضى از آنها
اشاره مى‏شود:
۱. خمس به منظور تأمین هزینه‏هاى امام علیه‏السلام به عنوان
رئیس حکومت، براى پیشبرد نظام اسلامى و اداره جامعه، واجب گردیده است[۳۸۸]
؛ از این رو در روایت از خمس به عنوان «وجه الاماره» یاد شده است.[۳۸۹]
۲. خداوند متعال براى حفظ کرامت و عزت پیامبر اسلام، محل تأمین
بودجه فقیران بنى‏هاشم و منسوبان به آن حضرت را از خمس قرار داد و سهم آنان را قرین
سهم خود و رسول کرد تا زمینه تحقیر نسبت به آنان از بین برود.[۳۹۰]
۳. خمس براى تأمین بودجه هر کار خیرى است که امام بخواهد انجام
دهد و براى هر موردى که صلاح بداند، مصرف کند.[۳۹۱]
۴. خمس وسیله‏اى براى رشد و کمال انسان محسوب مى‏شود که اداى
آن، باعث جلب روزى و وسیله آمرزش گناهان مى‏گردد.[۳۹۲]
۵. خمس براى احیاى دین خدا و تحقّق حکومت اسلامى واجب
گردیده‏است.[۳۹۳]
 
 پرسش ۲۳۲ . مؤونه چیست؟
«مؤونه» به مخارجى گفته مى‏شود که در زندگى، هزینه مى‏گردد و
شامل موارد ذیل است:
۱. هزینه‏هاى زندگى شخصى ؛ مانند: خوراک و پوشاک، خانه مسکونى،
وسایل زندگى، وسایل نقلیه، وسایل تحصیلى، رایانه، هزینه ازدواج و... ؛
۲. هدایا و بخشش‏ها ؛ مانند: خیرات، صدقات، جوایز و... ؛
۳. مخارج سفر حج (واجب و مستحب)، سفر زیارت، گردش و تفریح ؛
۴. حقوقى که بر عهده شخص است ؛ مانند: دیه، غرامت و کفاره[۳۹۴].[۳۹۵]
 
خمس درآمد دانشجو
 پرسش ۲۳۳ . آیا به درآمد دانشجویى که تحت
تکفّل خانواده است، خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع: چنانچه از درآمد کسب تهیه شده و یک سال از آن گذشته
باشد، خمس دارد.[۳۹۶]
 تبصره. حکم درآمدهایى مانند هدیه، جایزه و... در
بخش «خمس هدیه» بیان شد.
 
خمس کمک هزینه
 پرسش ۲۳۴ . آیا به پولى که در مدت تحصیل در
دانشگاه به عنوان کمک هزینه دریافت مى‏شود، خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع: خیر، خمس ندارد.[۳۹۷]
تبصره ۱. کمک هزینه تحصیلى، وامى است که در مدت تحصیل، به
دانشجویان پرداخت مى‏شود و اقساط آن چند سال بعد، باز پس گرفته مى‏شود.
 تبصره ۲. چنانچه کمک هزینه تحصیلى تا پس از
پرداخت اقساط آن پس‏انداز شود، به اصل و سود آن خمس تعلّق مى‏گیرد.
 
خمس کتاب
 پرسش ۲۳۵ . آیا به کتاب‏هایى که براى ترم‏هاى
آینده تهیه مى‏کنیم، خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع (به جز بهجت، فاضل، نورى): در فرض یاد شده خمس دارد
مگر آنکه داشتن آنها مورد نیاز و در شأن شخص باشد، در این صورت خمس ندارد.[۳۹۸]
آیات عظام بهجت، فاضل و نورى: آرى، خمس دارد ؛ مگر آنکه نتوانید
در سال آینده تهیه کنید، در این صورت خمس ندارد.[۳۹۹]
 
خمس درآمد زن
 پرسش ۲۳۶ . آیا به درآمد زنى که براى خود
کسبى داشته و مخارج او را شوهر مى‏دهد، خمس تعلّق مى‏گیرد؟

همه مراجع: آرى، باید خمس آن را بدهد ؛ ولى اگر مقدارى از آن را
در نیازهاى زندگى خرج کرده باشد، تنها باید خمس باقى مانده را بدهد.[۴۰۰]
 
خمس بورسیه
 پرسش ۲۳۷ . آیا پولى که به عنوان بورسیه به
دانشجو مى‏دهند، خمس دارد؟

همه مراجع: آرى، چنانچه تا سر سال خمسى زیاد بیاید، خمس دارد.[۴۰۱]
 تبصره. دانشجویان بورسیه دبیرى و... کسانى‏اند که
چند سال آموزش مى‏بینند و در این مدت، از سوى دانشگاه یا وزارتخانه مربوطه حقوق
دریافت مى‏کنند و تعهّد مى‏دهند که پس از پایان تحصیلات، در مقابل حقوق دریافت شده،
خدمت کنند. این حقوق تفاوتى با سایر درآمدها ندارد ؛ از این رو به آن خمس تعلق
مى‏گیرد.
 
خمس سپرده‏گذارى
 پرسش ۲۳۸ . آیا به پولى که در بانک سپرده
گذارى شده و از درآمد (سود) آن ارتزاق مى‏شود، خمس تعلّق مى‏گیرد؟

آیات عظام امام، سیستانى، فاضل و مکارم: اگر پول سپرده‏گذارى از
درآمد کسب باشد، خمس دارد. [اما در صورتى که] با پرداخت خمس (هر چند به صورت اقساط)
نتواند زندگى خود را اداره کند، خمس ندارد.[۴۰۲]
آیات عظام بهجت، تبریزى و نورى: اگر از درآمد کسب باشد، آن
مقدار از پول سپرده - که اداره زندگى به آن‏بستگى دارد - خمس‏ندارد ؛ ولى به مقدار
بیشتر از آن، خمس تعلق مى‏گیرد.[۴۰۳]
آیات عظام خامنه‏اى، صافى و وحید: اگر پول سپرده‏گذارى از درآمد
کسب باشد، خمس دارد و چنانچه نمى‏تواند با پرداخت خمس آن، امرار معاش کند، مى‏تواند
با حاکم شرع دستگردان نماید.[۴۰۴]
 تبصره ۱. به سود حاصل از آن، خمس تعلق مى‏گیرد.
 تبصره ۲. اگر پول سپرده گذارى از راه هدیه، جایزه
و مانند آن به دست آمده باشد، حکم اصل را دارد.[۴۰۵]
 
خمس سهام بورس
 پرسش ۲۳۹ . آیا سهامى که از سازمان بورس
خریدارى مى‏کنیم، خمس دارد؟

همه مراجع: آرى، سر سال باید خمس آن را بدهید ؛ چون حکم سرمایه
را دارد.[۴۰۶]
 
خمس شرکت
 پرسش ۲۴۰ . اگر شریک من، خمس سهم و سرمایه
خود را ندهد، تکلیفم چیست؟ آیا ادامه شرکت با او جایز است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): هیچ کدام نمى‏توانید در آن
تصرف کنید و ادامه شرکت با او جایز نیست ؛ مگر آنکه از حاکم شرع اجازه بگیرید.[۴۰۷]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر شما خمس سهم و درآمد خود را
بدهید، مى‏توانید در سرمایه مشترک تصرف کنید.[۴۰۸]
خمس هدیه
 پرسش ۲۴۱ . اگر چیزى به انسان هدیه یا جایزه
بدهند، آیا باید خمس آن را پرداخت؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و نورى: هدیه، خمس ندارد.[۴۰۹]
آیات عظام بهجت، فاضل و مکارم: چنانچه تا سر سال خمسى زیاد
بیاید، بنابر احتیاط واجب، باید خمس آن را بدهد.[۴۱۰]
آیات عظام تبریزى و وحید: چنانچه مقدار آن زیاد و قابل توجه
باشد و از مخارج سال زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد.[۴۱۱]
آیات عظام سیستانى و صافى: چنانچه تا سر سال خمسى زیاد بیاید،
خمس دارد.[۴۱۲]
 
 پرسش ۲۴۲ . آیا به پولى که براى خرید وسایل
ضرورى زندگى ذخیره مى‏شود، خمس تعلق مى‏گیرد؟

 آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید:
چنانچه سال خمسى از آن بگذرد، خمس دارد.[۴۱۳]
آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر بدون پس‏انداز کردن، نمى‏توانند وسایل
مورد نیاز خود را در آینده تهیه کنند ؛ چنانچه پس‏انداز کوتاه مدت (مثلاً تا سه
سال) باشد، خمس ندارد.[۴۱۴]
آیات عظام فاضل و نورى: اگر بدون پس‏انداز کردن، نمى‏توانند
وسایل مورد نیاز خود را در آینده تهیه کنند، خمس ندارد.[۴۱۵]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر براى تهیه وسایل مورد نیاز در آینده
نزدیک (مثلاً تا سه ماه پس از سال خمسى) پس‏انداز شده باشد و با پرداخت خمس آن
نتواند آنها را تهیه کند، خمس ندارد.[۴۱۶]
آیه‏اللّه‏ صافى: اگر هم اکنون به آن وسیله نیاز دارد و تهیه آن
بدون پس‏انداز در مدت چند سال ممکن نباشد، خمس ندارد.[۴۱۷]
 تبصره. چنانچه در آینده با پس‏انداز خود، لوازم
مورد نیاز خویش را تهیه نکند، باید خمس آن را بدهد.
 
خمس وام مسکن
 پرسش ۲۴۳ . آیا به پولى که جهت گرفتن وام
مسکن، در بانک گذاشته مى‏شود و چندین سال از آن مى‏گذرد، خمس تعلق مى‏گیرد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، مکارم و وحید: آرى،
خمس دارد.[۴۱۸]
 آیات عظام بهجت، فاضل و نورى: اگر براى تهیه خانه
مورد نیاز، راهى جز این ندارد، به پول پس‏انداز شده خمس تعلق نمى‏گیرد.[۴۱۹]
آیه‏اللّه‏ صافى: اگر خانه مسکونى در حال حاضر مورد نیاز او و
در شأنش باشد و راهى جز طریق یاد شده ندارد، به آن خمس تعلق نمى‏گیرد.[۴۲۰]
 تبصره. بنا بر نظر مراجعى که معتقدند پول مزبور
خمس ندارد ؛ چنانچه در آینده، صرف خرید منزل نشود، خمس آن را باید بدهد.
 
خمس فیش حج عمره
 پرسش ۲۴۴ . کسانى که قصد تشرف به حج و عمره
دارند، براى حفظ نوبت باید مبلغ مقررى را به بانک بسپارند که این مبلغ مطابق
قرارداد مضاربه است و سودى نیز به آن تعلق مى‏گیرد. زمانى که نوبت تشرف آنان فرا
مى‏رسد، اصل پول و سود را دریافت و به سازمان حج و زیارت مى‏سپارند و به عمره و حج
مشرف مى‏شوند و چنانچه کسى این پول را به بانک نسپارد، نوبتى براى تشرف او منظور
نخواهد شد ؛ آیا در این فرض به اصل پول و سود آن خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع (به جز بهجت و مکارم): اگر در سال سپرده گذارى پول به
بانک (همان سال خمسى) به حج مشرف شود، خمس ندارد ؛ ولى اگر نوبت حج پس از آن سال
است، به اصل پول سپرده‏گذارى خمس تعلق مى‏گیرد، اما سود آن اگر قابل وصول نباشد و
براى تشرف به حج از آن استفاده شود خمس ندارد.[۴۲۱]
آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر براى رفتن به حج و عمره چاره‏اى جز
سپرده‏گذارى و ثبت نام ندارد، به آن خمس تعلق نمى‏گیرد.[۴۲۲]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر پول سپرده‏گذارى از درآمد سالى باشد که
نام نویسى کرده، خمس ندارد (نه اصل و نه سود آن).[۴۲۳]
 تبصره. حکم یاد شده در صورتى است که شخص با بانک
قرارداد شرعى (مانند مضاربه و...) انجام دهد.
 
خمس وسایل ضرورى
 پرسش ۲۴۵ . به جهت نیاز وسایلى خریده‏ام ؛
ولى با اینکه بیش از یک سال از خرید آنها مى‏گذرد، هیچ استفاده‏اى نکرده‏ام، آیا به
اینها خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع (به جز سیستانى و وحید): چنانچه در معرض استفاده
بوده، خمس ندارد[۴۲۴].
آیه‏اللّه‏ سیستانى: باید خمس آن را بپردازد ؛ مگر اینکه وجود
آن در خانه ضرورى باشد و در وقت نیاز نتواند فورى آن را تهیه کند. در این صورت اگر
تهیه آن از قبل، متعارف باشد، خمس ندارد.[۴۲۵]
آیه‏اللّه‏ وحید: خمس دارد.[۴۲۶]
 تبصره. هر چند عبارت رساله‏ها در مورد «کتاب» است
؛ ولى کتاب خصوصیتى ندارد و این حکم شامل هر وسیله‏اى است که مورد نیاز انسان باشد.
 
 خمس زمین
 پرسش ۲۴۶ . از درآمد خود، زمینى خریده‏ام تا
دو سال دیگر آن را بسازم و در آن زندگى کنم، آیا سر سال به آن خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع (به جز تبریزى، مکارم و وحید): چنانچه براى تهیه خانه
مسکونى، راهى جز نگه داشتن زمین تا چند سال نیست، خمس ندارد.[۴۲۷]
آیات عظام تبریزى و وحید: باید خمس زمین را به قیمت فعلى بدهد.[۴۲۸]
آیه‏اللّه‏ مکارم: خمس ندارد.[۴۲۹]
خمس رهن
 پرسش ۲۴۷ . آیا به پولى که از درآمد کسب تهیه
شده و به عنوان رهن به صاحبخانه پرداخت مى‏شود، خمس تعلق مى‏گیرد؟

آیات عظام امام و سیستانى: خمس دارد و هر زمان دریافت شد یا
دریافت آن ممکن گردید، باید فورى خمس آن را بپردازد.[۴۳۰]
آیات عظام بهجت، تبریزى، فاضل و وحید: چنانچه بدون پول رهن،
نیاز مسکن او تأمین نمى‏شود، خمس ندارد و هر زمان آن را باز پس گرفت و نیازى به آن
نداشت و از مخارج سال زیاد آمد، خمس دارد.[۴۳۱]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: هنگامى که براى این منظور نیاز دارد،
پرداخت خمس آن واجب نیست ؛ ولى هر زمان آن را بازپس گرفت، باید خمس آن را بدهد ؛
مگر آنکه براى اجاره در جاى دیگر، به آن نیاز داشته باشد.[۴۳۲]
آیات عظام صافى و مکارم: پول رهن جزء مؤونه است و خمس ندارد ؛
ولى اگر آن را باز پس گرفت و نیازى به آن نداشت، بنابر احتیاط خمس آن را بپردازد.[۴۳۳]
آیه‏اللّه‏ نورى: اگر نتواند خانه را از راه دیگرى اجاره کند،
به مبلغ مذکور خمس تعلق نمى‏گیرد.[۴۳۴]
 تبصره. اصطلاح «رهن» در رهن و اجاره خانه غلط
مشهور است، اصطلاح قرض و اجاره (اجاره به شرط قرض) صحیح است. از این رو اصل قرض خمس
ندارد.
خمس پول ازدواج
 پرسش ۲۴۸ . آیا به پولى که انسان براى ازدواج
ذخیره کرده، خمس تعلق مى‏گیرد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، مکارم و صافى: خمس دارد.[۴۳۵]
آیه‏اللّه‏ بهجت: چنانچه پس‏انداز کوتاه مدت ودر حد متعارف
(مثلاً تا سه سال) باشد، خمس ندارد.[۴۳۶]
آیات عظام فاضل و نورى: چنانچه بدون پس‏انداز نمى‏تواند در
آینده ازدواج کند، خمس ندارد.[۴۳۷]
 آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر براى تهیه هزینه‏هاى
ازدواج درآینده نزدیک (مثلاً تا سه ماه پس از سال خمسى) پس‏انداز شده باشد و با
پرداخت خمس آن، نتواند آنها را تهیه کند، خمس ندارد.[۴۳۸]
 
خمس جهیزیه
 پرسش ۲۴۹ . شخصى وسیله‏اى براى جهیزیه دختر
خود خریده و چندین سال نگه داشته است ؛ اکنون نمى‏خواهد آن را به عنوان جهیزیه به
دختر بدهد. حال اگر آن را براى زندگى خویش استفاده کند، باز باید خمس آن را بپردازد
یا نه؟ اگر بفروشد چطور؟

همه مراجع: اگر جهیزیه را به دختر بخشیده، جایز نیست آن را از
او بگیرد و اگر نبخشیده، باید خمس آن را بپردازد.[۴۳۹]
خمس موبایل و خودرو
 پرسش ۲۵۰ . آیا به پول درآمدى که براى تهیه
موبایل و خودروى مورد نیاز، به حساب ریخته مى‏شود و سال هم بر آن مى‏گذرد، خمس تعلق
مى‏گیرد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، صافى و وحید: خمس دارد.[۴۴۰]
آیات عظام بهجت، خامنه‏اى، فاضل و نورى: چنانچه خودرو، مورد
نیاز بوده و تنها راه تهیه آن، واریز کردن پول به حساب است، خمس ندارد.[۴۴۱]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر به عنوان پیش خرید به حساب ریخته است،
خمس ندارد و چنانچه به صورت ودیعه باشد، خمس دارد.[۴۴۲]
 تبصره ۱. پولى که به سازمان مربوطه ریخته مى‏شود،
چنانچه سود داشته باشد و یک سال از آن بگذرد، به سود آن خمس تعلق مى‏گیرد.
 تبصره ۲. حکم بالا به خودرو اختصاص ندارد ؛ بلکه
هر گونه وسیله مورد نیازى را که با ثبت نام خریدارى شود، شامل مى‏شود.
 
خمس قرض‏الحسنه
 پرسش ۲۵۱ . به پولى که از درآمد کسب تهیه شده
و به عنوان قرض‏الحسنه به دیگرى داده‏ایم، آیا خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع: چنانچه سرسال خمسى دریافت آن (بدون زحمت) ممکن باشد،
باید خمس آن را بپردازد و در غیر این صورت هر زمان دریافت کرد، باید فورى خمس آن را
بدهد.[۴۴۳]
بدهى مؤجل
 پرسش ۲۵۲ . بدهى که به جهت نیاز زندگى بوده و
چند ماه بعد از سال خمسى، زمانش فرا مى‏رسد ؛ آیا مى‏توان هنگام محاسبه مقدار آن را
از درآمد کم کرد؟

همه مراجع: اگر بدهى را پیش از سال خمسى ادا کند، به مقدار آن،
از درآمد کسر مى‏شود.[۴۴۴]
 
خمس طلا
 پرسش ۲۵۳ . خانمى از حقوق خود طلا و
زیورآلاتى که همیشه خود را با آن زینت مى‏کند، خریده است. شوهرش پولى ندارد که وى
بتواند در این زمینه صرف کند، آیا دادن خمس این گونه خریدها بر زن لازم است؟

همه مراجع: اگر به مقدار متعارف و مناسب شأن او باشد، خمس
ندارد.[۴۴۵]
 
خمس سکه
 پرسش ۲۵۴ . آیا به سکه بهار آزادى، خمس تعلق
مى‏گیرد؟

همه مراجع: اگر از درآمد کسب تهیه شده و از مخارج سال زیاد
بیاید، خمس دارد.[۴۴۶]
 تبصره ۱. سکه بهار آزادى جزء مؤونه (هزینه زندگى)
شمرده نمى‏شود ؛ از این رو سر سال به آن خمس تعلق مى‏گیرد.
 تبصره ۲. بنابر نظر مراجعى که معتقدند هدیه خمس
دارد، چنانچه سکه بهارآزادى به آنها بخشیده شود و از مخارج سال زیاد بیاید، خمس
دارد.
پرداخت خمس
 پرسش ۲۵۵ . خمس را باید به چه کسى پرداخت
کرد؟

امام: باید به مرجع تقلید خود یا مجتهدى که مانند او از نظر
کمیت و کیفیت به مصرف مى‏رساند، بپردازد و نیز مى‏تواند در جایى مصرف کند که مرجع
تقلیدش اجازه مى‏دهد.[۴۴۷]
آیات عظام بهجت، فاضل، مکارم، نورى و وحید: باید سهم امام را به
مرجع تقلید خود یا مجتهدى که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف مى‏رساند، بدهد
و نیز مى‏تواند در جایى مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه مى‏دهد. سهم سادات را بنابر
احتیاط واجب،باید به مرجع تقلید خود و یا با اجازه او به سادات بدهد.[۴۴۸]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا به
مصرفى که او اجازه مى‏دهد، برساند و چنانچه بخواهد به مجتهد دیگرى بدهد، بنابر
احتیاط واجب باید از مرجع تقلید خود، اجازه بگیرد. سهم سادات را مى‏توان به خود
آنان داد.[۴۴۹]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا به
مصرفى که او اجازه مى‏دهد، برساند و احتیاط واجب آن است که او مرجع اعلم و آگاه بر
جهات عامه باشد. سهم سادات را مى‏توان به خود آنان داد.[۴۵۰]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: باید خمس را به ولى امر مسلمین یا وکیل او
بدهد و اگر به فتواى مرجع تقلید خود نیر عمل کند، موجب برائت ذمه مى‏شود.[۴۵۱]
آیه‏اللّه‏ صافى: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا مجتهدى
که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف مى‏رساند، بدهد و نیز مى‏تواند در جایى
مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه مى‏دهد. سهم سادات را مى‏توان به خود آنان داد.[۴۵۲]
 تبصره. خمس دو قسمت مى‏شود: نصف آن سهم امام و
نصف دیگر سهم سادات است. آیات عظام سیستانى، تبریزى و صافى در پرداخت سهم سادات،
اجازه مجتهد را لازم نمى‏دانند.
 
مصرف خمس
 پرسش ۲۵۶ . آیا مى‏توان خمس را در امور
فرهنگى و احداث اماکن علمى و دانشگاهى، مصرف کرد؟

همه مراجع: باید طبق اجازه حاکم شرع مصرف شود.[۴۵۳]
 
سهم سادات
 پرسش ۲۵۷ . آیا به سیدى که بیش از مخارج سالش
داشته باشد، مى‏توان خمس داد؟

همه مراجع: خیر، در سهم سادات «فقر» شرط است.[۴۵۴]
زن سیده
 پرسش ۲۵۸ . آیا مى‏توان به زن سیده‏اى که
فقیر است و شوهرش قادر به اداره زندگى او نیست، سهم سادات داد؟

آیات عظام امام و خامنه‏اى: با اجازه حاکم شرع اشکال ندارد.[۴۵۵]
آیات عظام بهجت، فاضل، مکارم، نورى و وحید: بنابر احتیاط واجب،
باید با اجازه حاکم شرع انجام گیرد.[۴۵۶]
آیات عظام تبریزى، سیستانى و صافى: آرى، جایز است.[۴۵۷]
 
 پرسش ۲۵۹ . آیا در پرداخت خمس لازم است به
مستحق گفته شود که این پول خمس است؟

همه مراجع: خیر، لازم نیست گفته شود ؛ بلکه مى‏تواند به عنوان
هدیه به او بدهد و نیت خمس کند.[۴۵۸]
 تبصره. فرض مسئله جایى است که شخص براى به مصرف
رساندن سهم سادات (طبق برخى فتاوا) و سهم امام علیه‏السلام، از حاکم شرع اجازه
گرفته باشد.
 
 پرسش ۲۶۰ . از کسى طلبکار هستم ؛ آیا جایز
است طلب خود را بابت خمس حساب کنم؟

آیات عظام امام، بهجت، فاضل و نورى: اگر بدهکار مستحق است، باید
با اجازه حاکم شرع باشد.[۴۵۹]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر بدهکار مستحق است، در مورد سهم سادات
مى‏تواند طلب خود را بابت خمس حساب کند ؛ ولى نسبت به سهم امام علیه‏السلام بنابر
احتیاط واجب، باید با اجازه حاکم شرع باشد.[۴۶۰]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر بدهکار مستحق است، در مورد سهم سادات
مى‏تواند از مستحق وکالت گرفته و از جانب او قبض نموده و بابت طلبش دریافت کند و
نسبت به سهم امام علیه‏السلام، باید با اجازه حاکم شرع باشد.[۴۶۱]
 آیه‏اللّه‏ صافى: اگر بدهکار مستحق است، مى‏تواند
سهم سادات را به او بدهد و تعد مستحق بابت بدهى، به او برگرداند، ولى نسبت به سهم
امام علیه‏السلام باید با اجازه حاکم شرع باشد.[۴۶۲]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر بدهکار مستحق است، در مورد سهم سادات
مى‏تواند طلب خود را بابت خمس حساب کند، ولى نسبت به سهم امام علیه‏السلام، باید با
اجازه حاکم شرع باشد.[۴۶۳]
آیه‏اللّه‏ وحید: اگر بدهکار مستحق است، بنابر احتیاط واجب باید
با اجازه حاکم شرع باشد.[۴۶۴]
 تبصره. فرض مسئله جایى است که طلب انسان پول است،
نه جنس و کالا.
 
سال خمسى
 پرسش ۲۶۱ . شخص از چه زمانى باید سال خمسى
داشته باشد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و فاضل: آغاز سال خمسى
براى کسانى که درآمد تدریجى روزانه دارند (مانند تاجر و کاسب)، از وقتى است که شروع
به کار مى‏کند و براى کارمند و کارگر اولین درآمد و حقوق آنان است و براى کشاورز و
مانند آن، از اولین محصولى است که برداشت مى‏کند و چنانچه از مخارج سال زیاد آمد،
باید خمس آن را بپردازد.[۴۶۵]
آیات عظام تبریزى، مکارم و نورى: آغاز سال خمسى براى هر کس،
اولین درآمد او است و چنانچه از مخارج سال زیاد آمد، باید خمس آن را بپردازد.[۴۶۶]
آیات عظام سیستانى و وحید: آغاز سال خمسى براى هر کس، از وقتى
است که شروع به کار مى‏کند و چنانچه از مخارج سال زیاد آمد، باید خمس آن را
بپردازد.[۴۶۷]
 
زمان خمس
 پرسش ۲۶۲ . کسى که درآمد او کمتر از مخارجش
باشد و در عین حال سر سال مقدارى پول، خوراکى و... زیاد مى‏آورد، آیا باز هم واجب
است حساب سال داشته باشد و خمس بپردازد؟

همه مراجع (به جز بهجت و نورى): آرى اگر درآمد او تا یک سال در
نیازهاى زندگى مصرف نشود و سر سال زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد.[۴۶۸]
آیات عظام بهجت و نورى: خیر و چنانچه سر سال پول و یا چیزهایى
از مؤونه زیاد بیاید، مى‏تواند آنها را در مخارج مورد نیاز صرف کند و خمس ندارد.[۴۶۹]
 
 پرسش ۲۶۳ . آیا پرداخت خمس به صورت اقساط
جایز است؟

همه مراجع: خیر، پرداخت خمس به صورت اقساط جایز نیست ؛ ولى اگر
حاکم شرع صلاح بداند، مى‏تواند با او یا نماینده‏اش، مقدار بدهى خود را دستگردان
کند و به ذمه بگیرد و به صورت اقساط بپردازد.[۴۷۰]
 محاسبه خمس
 پرسش ۲۶۴ . راه محاسبه خمس را ذکر کنید.
کشاورزان، کارمندان، کارگران، کاسب‏ها و کسانى که درآمد کسب
دارند، باید براى خود حساب سال خمسى داشته باشند و جهت محاسبه خمس، به صورت زیر عمل
کنند:
هنگامى که از دریافت اولین درآمد[۴۷۱]
یک سال گذشت، آن روز، وقت حساب سال است. هر چه از مؤونه که مورد استفاده قرار
مى‏گیرد و عین آن از بین مى‏رود (مانند خوراکى‏ها، موادهاى شوینده، وسایل تحصیلى
دفتر، خودکار و غیر آنها) چنانچه تا آخر سال خمسى زیاد بیاید و در بازار ارزشى
داشته باشد، باید خمس (یک پنجم) آن را با قیمت روز بپردازند. چیزهایى از مؤونه که
مورد نیاز انسان است و با استفاده عین آن، از بین نمى‏رود (مانند وسایل زندگى مثل
فرش، یخچال، وسیله نقلیه و...)، هر چند سال هم بر آنها بگذرد، خمس به آنها تعلق
نمى‏گیرد.[۴۷۲]
مثال: کارمندى در پایان خرداد سال ۸۰، اولین حقوق خود را دریافت
مى‏کند ؛ حساب سال او پایان خرداد سال ۸۱ است. در این تاریخ ده کیلو برنج، پنج کیلو
لپه، پنج عدد تاید و مبلغ پنجاه هزار تومان زیاد آمده است. او باید یک پنجم هر یک
از اجناس بالا را جدا کرده و بابت خمس بپردازد و جایز است قیمت آن را به روز حساب
کرده و یک پنجم آن را به صورت پول نقد بدهد.
 تبصره ۱. کسى که شغل ندارد، اگر اتفاقا معامله‏اى
کند و سودى ببرد - بعد از آنکه یک سال از وقتى که فایده برده، بگذرد - باید خمس
مقدارى را که از خرج سالش زیاد آمده بدهد.[۴۷۳]
تبصره ۲. درباره خمس بعضى از درآمدها (مانند حقوق خانواده شهدا،
هدیه، جایزه بانکى و...) میان مراجع تقلید اختلاف نظر هست.
 
 پرسش ۲۶۵ . اگر مال مخمس با مال غیرمخمس، در
یک حساب بانکى جمع شود ؛ آیا مى‏توانیم براى مخارج زندگى نیت کنیم مال غیرمخمس کسر
شود؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، سیستانى و نورى: آرى، جایز است.[۴۷۴]
آیات عظام خامنه‏اى، فاضل، مکارم و وحید: خیر، جایز نیست ؛ بلکه
باید در پایان سال، خمس باقى‏مانده را به نسبت اموال بپردازید ؛ مگر آنکه پیش از
هزینه کردن، آن دو را جدا و از مال غیرمخمس خرج کنید.[۴۷۵]
آیه‏اللّه‏ صافى: بنابر احتیاط واجب، باید در پایان مال، خمس
باقیمانده را به نسبت اموال بپردازید ؛ مگر آنکه پیش از هزینه کردن، آن دو را جدا و
از مال غیرمخمس خرج کنید.[۴۷۶]
 
فرار از خمس
 پرسش ۲۶۶ . آیا شخص قبل از رسیدن سال،
مى‏تواند اموال خود را به قصد فرار از خمس به همسرش ببخشد تا بعد از سال خمسى، او
دوباره همان پول را به شوهرش ببخشد؟

همه مراجع (به جز مکارم): خیر، باید خمس آن را سر سال بپردازد.[۴۷۷]
 آیه‏اللّه‏ مکارم: بنابر احتیاط واجب، باید خمس
آن را سر سال بپردازد.[۴۷۸]
 
 پرسش ۲۶۷ . آیا به پولى که خمس تعلق گرفته،
جایز است به مقدار خمس جدا کرد و در بقیه آن تصرف نمود؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، جایز نیست ؛ مگر با اجازه حاکم
شرع.[۴۷۹]
آیه‏اللّه‏ بهجت: آرى، اشکال ندارد.[۴۸۰]
 
مال خمس نداده
 پرسش ۲۶۸ . رفت و آمد با خانواده‏اى که خمس
پرداخت نمى‏کنند، چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): معاشرت با آنان اشکال
ندارد و اگر یقین نداشته باشد به غذاى آنها خمس تعلق گرفته، خوردن آن نیز جایز است
و چنانچه احتمال تأثیر بدهد، آنان را ارشاد کند.[۴۸۱]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: معاشرت با آنان اشکال ندارد و
مى‏تواند از غذاى آنها استفاده کند ؛ هر چند بداند که خمس آن پرداخت نشده است.
چنانچه احتمال تأثیر بدهد، آنان را ارشاد کند.[۴۸۲]
 
 پرسش ۲۶۹ . جنسى که به آن خمس تعلق گرفته
فروخته‏ام ؛ آیا مى‏توانم در پولى که به دست آورده‏ام، تصرف کنم؟ وظیفه‏ام چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): معامله یک پنجم جنس فضولى
است و نیاز به اجازه حاکم شرع (مجتهد جامع شرایط) دارد. اگر آن را امضا کرد، خریدار
باید خمس جنس را به حاکم شرع بدهد و به مقدار آن از شما پس بگیرد.[۴۸۳]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: باید خمس جنس را بدهید و بر خریدار
چیزى نیست.[۴۸۴]
 
 
 
 
احکام نذربازگشت به فهرست
 
 
 
اهمیت نذر
 پرسش ۲۷۰ . درباره اهمیت نذر و سابقه تاریخى
آن توضیح دهید؟

«یوفُونَ بِالنَّذرِ وَ یخافُونَ یوماً کانَ شَرُّهُ
مُستَطِیراً » ؛ «آنان به نذر خویش وفا مى‏کنند و از روزى که شر و عذابش گسترده است
(قیامت) مى‏ترسند».[۴۸۵]
«نذر» در لغت به معناى وعده دادن و پیمان به چیزى است و در
اصطلاح پیمان خاصى با خداوند است که انسان آن را بر خود واجب مى‏کند. نذر به دو
صورت مى‏تواند انجام گیرد: نذر مشروط و نذر مطلق.
«نذر مشروط» آن است که شخص به خاطر انجام دادن عمل نیک و یا
اجتناب از کار ناشایست، آن را بر خود واجب مى‏کند تا در نتیجه آن، خداوند متعال
حاجت او را برآورد. به عنوان مثال مى‏گوید: «اگر فرزندم خوب شد و سلامتى خود را
بازیافت، هزار تومان به فقیر کمک مى‏کنم».
«نذر مطلق» نذرى است که هیچ قید و شرطى در آن مطرح نیست ؛ به
عنوان مثال مى‏گوید: «من براى خدا نذر مى‏کنم که نماز شب بخوانم».
 نذر داراى پیشینه زیادى است و انسان در طول تاریخ
از آن سود جسته و با نذر سعى کرده تا رضایت معبود خویش را در جهت تأمین نیازهایش
جلب کند. این امر همواره مورد توجّه پیامبران و امت‏هاى گذشته بوده[۴۸۶]
و در اسلام نیز مشروعیت یافته است. قرآن کریم در آیاتى، داستان نذر حضرت مریم
علیهاالسلام و مادرش را بیان مى‏کند.[۴۸۷]
همچنین ویژگى‏هاى بندگان خدا را وفاى به نذر برمى‏شمارد: «آنان به نذر خویش وفا
مى‏کنند و از روزى که شرّ و عذابش گسترده است (قیامت) مى‏ترسند».[۴۸۸]
امام صادق علیه‏السلام در شأن نزول این آیه مى‏فرماید: «هنگامى
که حسن و حسین علیهم‏السلام مریض بودند، روزى پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به
ملاقات آنان آمد و به على علیه‏السلامفرمود: خوب است جهت سلامتى فرزندانت نذر کنى.
على علیه‏السلام فرمود: من نذر مى‏کنم: «چنانچه این دو بهبود یابند، سه روز را به
جهت تشکر از خداوند روزه بگیرم». سپس فاطمه علیهاالسلام و فضه (خدمتگزار آنان)،
همین نذر را تکرار کردند. خداى متعال نیز لباس عافیت به اندام آن دو امام پوشاند و
ایشان نیز روزه گرفتند»[۴۸۹].
نذر ممکن است حکمت‏هاى گوناگونى داشته باشد که مهم‏ترین آنها،
رسیدن به مطلوب و برآورده شدن حاجت و تقویت انگیزش در جهت سیر و سلوک معنوى است.
نذر یکى از احکام عملى و جارى اسلام و داراى احکام و شرایطى
است. این عمل نیاز به صیغه خاص دارد که اگر به هر زبانى خوانده شود، کفایت مى‏کند.
البته باید نام «اللّه» یا ترجمه آن ذکر شود. بدون رعایت این شرایط، نذر تحقق
نمى‏یابد. پس اگر بگوید: «چنانچه مریض من خوب شود، براى خدا بر من است که ده تومان
به فقیر بدهم»، نذر او صحیح است.
شرایط نذر
 پرسش ۲۷۱ . شرایط نذر کدام است؟
شرایط نذر عبارت است از:
۱. نذر کننده بالغ باشد، عاقل و با قصد و اختیار باشد.
۲. انجام دادن آن ممکن باشد.
۳. انجام دادن آن مطلوب شرع باشد (مانند نماز، روزه، قربانى
کردن، کمک به دیگران، عیادت مریض و...).
۴. ترک آنها مطلوب شرع باشد (ترک حرام یا مکروه).
 تبصره. اگر متعلق نذر مباح باشد ؛ یعنى، انجام
دادن یا ترک آن از هر جهت مساوى باشد، نذر باطل است. اما اگر انجام دادن یا ترک آن،
از جهتى بهتر باشد، صحیح است. براى مثال نذر کند: غذایى بخورد که براى عبادت نیرو
بگیرد و یا غذایى نخورد که مایه سستى بدن او از انجام دادن عبادت مى‏شود.
 
صیغه نذر
 پرسش ۲۷۲ . صیغه نذر چیست و آیا جمله خاصى
دارد؟

همه مراجع: آرى، نذر صیغه خاصى دارد ؛ براى مثال شخصى در مورد
شفا یافتن بیمارى‏اش نذر مى‏کند که مبلغى به فقیر بدهد ؛ پس چنین مى‏گوید: «اِن
شَفَى اللّه‏ُ مَرَضى فَلِلّهِ عَلىَّ اَن اُعطِىَ الفَقیرَ کَذا». البته لازم نیست
به عربى بخواند. همین اندازه کافى است که بگوید: اگر بیمارى من شفا یابد، براى خدا
بر عهده من است که فلان مبلغ را به فقیر بدهم.[۴۹۰]
 تغییر نذر
 پرسش ۲۷۳ . آیا تغییر نذر جایز است؟ براى
مثال کسى که نذر کرده در روز عاشورا، به مردم حلیم بدهد، آیا مى‏تواند به جاى آن
خوراکى دیگرى بدهد؟ یا حلیم را در روزهاى دیگر ماه محرم به مصرف برساند؟

همه مراجع: اگر نذر طبق صیغه معتبر شرعى بوده، تغییر آن جایز
نیست ؛ بلکه باید به همان صورت که نذر کرده، عمل کند و در غیر این صورت تغییر مورد
نذر، اشکال ندارد.[۴۹۱]
 
عمل به نذر
 پرسش ۲۷۴ . آیا عمل به نذر فورى است؟ مثلاً
چنانچه شخص نذر کند که اگر حاجتش برآورده شود، ده روز روزه بگیرد ؛ آیا باید
بلافاصله این کار را بکند؟

همه مراجع: اگر براى گرفتن روزه‏ها زمان معین نکرده، لازم نیست
بعد از برآورده شدن حاجتش، بلافاصله روزه بگیرد.[۴۹۲]
 تبصره. البته سهل انگارى و کوتاهى در عمل به نذر،
جایز نیست.
 
زمان نذر
 پرسش ۲۷۵ . اگر انسان براى نذر خود وقت تعیین
کند ؛ ولى در زمان خود نتواند آن را انجام دهد، وظیفه‏اش چیست؟

 همه مراجع: اگر نذر او روزه است، چنانچه در وقت
عمل به آن عذرى مانند بیمارى، سفر ضرورى و... پیش آید، عمل به آن واجب نیست و کفاره
هم ندارد ولى باید قضاى آن را بجا آورد. و در غیر روزه، اگر در وقت انجام دادن نذر،
نتواند آن را به جا آورد، تکلیف از او ساقط است و کفاره هم ندارد.[۴۹۳]
 
شک در نذر
 پرسش ۲۷۶ . نذرى کرده‏ام، ولى بین دو چیز
(روزه گرفتن و صدقه دادن به فقیر) شک دارم و نمى‏دانم کدام یک از آن دو است ؛ تکلیف
چیست؟

همه مراجع: باید احتیاط کرده و به هر دو عمل کنید.[۴۹۴]
 
فراموشى نذر
 پرسش ۲۷۷ . کسى نذر کرده به فقیر مبلغى پول
بدهد، ولى فراموش کرده که مقدار آن چقدر است ؛ تکلیف چیست؟

همه مراجع: اگر نذر طبق صیغه معتبر شرعى بوده، مى‏تواند به
مقدار حداقل اکتفا کند. به عنوان مثال اگر بین هزار تومان یا بیشتر تردید دارد ؛
پرداخت همان هزار تومان کافى است [و اگر بیشتر هم بدهد، کار پسندیده‏اى است] .[۴۹۵]
 
کفاره نذر
 پرسش ۲۷۸ . کفاره نذرى که از روى عمد به جا
نیاورده و چندین مدت از زمان آن گذشته، چگونه است؟

همه مراجع (به جز تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى و وحید): کفاره آن
آزاد کردن یک بنده، یا اطعام شصت فقیر و یا گرفتن دو ماه روزه پى‏درپى به طور تخییر
است.[۴۹۶]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى و وحید: کفّاره آن آزاد
کردن یک بنده یا اطعام ده فقیر یا پوشاندن آنان است و اگر اینها را نتوانست، باید
سه روز پى در پى روزه بگیرد.[۴۹۷]
 
نذر فرزند
 پرسش ۲۷۹ . آیا براى نذر اجازه پدر لازم است؟
آیات عظام امام و خامنه‏اى: خیر، اجازه پدر لازم نیست و او
نمى‏تواند فرزند را از نذر منع کند.[۴۹۸]
آیه‏اللّه‏ بهجت: بنا بر احتیاط واجب، اجازه پدر لازم است و اگر
بدون اجازه او نذر کند، بنا بر احتیاط باید به نذرش عمل کند[۴۹۹].
آیات عظام تبریزى، صافى، فاضل، نورى و وحید: خیر، اجازه پدر
لازم نیست ؛ ولى اگر پدر از کارى منع کند که فرزند نذر آن را کرده، نذر او صحیح
نیست.[۵۰۰]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: خیر، اجازه پدر لازم نیست ؛ ولى اگر پدر از
کارى منع کند که فرزند آن را نذر کرده - چنانچه نهى او از روى شفقت و دوستى باشد و
مخالفت فرزند باعث آزار او گردد - نذر او صحیح نیست[۵۰۱].
آیه‏اللّه‏ مکارم: خیر، اجازه پدر لازم نیست ؛ مگر آنکه کار او
باعث آزار پدر باشد. در این صورت نذر صحیح نیست[۵۰۲].
نذر زن
 پرسش ۲۸۰ . آیا زن مى‏تواند بدون اذن شوهر،
از مال خودش نذر کند؟

آیات عظام امام و خامنه‏اى: خیر، نذر زن در اموال خودش، بدون
اذن شوهر صحیح نیست.[۵۰۳]
آیه‏اللّه‏ بهجت: نذر زن بدون اذن شوهر [حتى در اموال خودش] ،
بنابر احتیاط واجب صحیح نیست.[۵۰۴]
آیات عظام تبریزى و مکارم: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد،
بدون اذن او [در هر حال] صحیح نیست و اگر مزاحم نباشد، احتیاط مستحب آن است که با
اجازه او باشد [حتى در اموال خودش] .[۵۰۵]
آیات عظام سیستانى، صافى و وحید: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر
باشد، بدون اذن او (در هر حال) صحیح نیست و بنابر احتیاط واجب در اموال خودش نیز -
غیر از حج، زکات، صله رحم و احسان به پدر و مادر - با اذن شوهر نذر کند.[۵۰۶]
آیه‏اللّه‏ فاضل: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او
[در هر حال] صحیح نیست و اگر مزاحم نباشد، احتیاط واجب آن است که با اذن او باشد ؛
به خصوص در نذر اموال (هر چند متعلق به خودش باشد).[۵۰۷]
آیه‏اللّه‏ نورى: آرى، نذر زن از مال خودش، بدون اذن شوهر صحیح
است.[۵۰۸]
نذر روزه
 پرسش ۲۸۱ . آیا نذر روزه در سفر صحیح است؟
آیات عظام امام، تبریزى، صافى، فاضل، نورى و وحید: در مسافرت،
نذر روزه جایز نیست.[۵۰۹]
آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و سیستانى: آرى، در مسافرت نذر روزه
جایز و صحیح است.[۵۱۰]
آیه‏اللّه‏ مکارم: روزه در سفر در هر صورت جایز نیست، هر چند
نذر کرده باشد.[۵۱۱]
 
 
 
 
احکام موسیقى و جشن‏هابازگشت به فهرست
 
 
 
آثار موسیقى
 پرسش ۲۸۲ . درباره موسیقى و دلیل حرمت آن
توضیح دهید؟

«وَ مِنَ النّاسِ مَن یشتَرِى لَهوَ الحَدِیثِ لِیضِلَّ عَن
سَبِیلِ اللّهِ بِغَیرِ عِلمٍ »[۵۱۲]
؛ «و برخى از مردم سخنان بیهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا
گمراه سازند».
«موسیقى» - یا «موسیقیا» - واژه‏اى یونانى است که در فرهنگ لغت،
معادل «غنا» است ؛ ولى در حوزه مفاهیم دینى و اصطلاح فقه، با یکدیگر تفاوت دارد.
«غنا» در اصطلاح شرعى عبارت است از: «آوازى که از حنجره آدمى بیرون آمده و در گلو
چرخانده (چهچهه) شود و در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد کند و مناسب با مجالس لهو و
خوش‏گذرانى باشد». اما موسیقى به «صوت و آهنگى گفته مى‏شود که از آلات موسیقى، پدید
آید». بر این اساس بین موسیقى علمى و موسیقى فقهى، عموم و خصوص مطلق است.[۵۱۳]
 در قرآن چند آیه در این مورد نازل شده است که با
توجه به بعضى از آیات قرآن و احادیث، حرمت غنا و موسیقى لهوى، به خوبى ثابت مى‏شود.[۵۱۴]
افزون بر آن، تمامى فقیهان شیعى نیز بر حرمت موسیقى و غنا اتفاق نظر دارند.[۵۱۵]
با بررسى کوتاه در قرآن و روایات و سخن روان شناسان، مى‏توان
موارد ذیل را از فلسفه‏هاى حرمت موسیقى دانست:
۱. انسان را به فساد و فحشا گرایش مى‏دهد.[۵۱۶]
۲. او را از یاد خدا غافل مى‏سازد.[۵۱۷]
۳. بر روان و اعصاب، تأثیر سویى دارد.[۵۱۸]
در زمینه غنا و موسیقى توجه به چند نکته بایسته است:
یکم. هر نوع آواز و آهنگى، حرام شمرده نمى‏شود ؛ بلکه تنها
آهنگ‏هاى مناسب با مجالس لهو و فساد، مشمول حرمت است و گوش دادن به آهنگ‏هایى که از
این مشخصه عارى بوده و یا مشکوک به نظر مى‏رسد، اشکال ندارد.
 دوم. طرب و لهو، دو واژه کلیدى است که در باب غنا
و موسیقى به کار مى‏رود. «طرب» به حالت سبک وزنى و سبک عقلى گفته مى‏شود که در اثر
شنیدن آواز یا آهنگ، در روان و نفس آدمى پدید مى‏آید و او را از حد اعتدال خارج
مى‏کند. این امر تنها به حالت شادى اختصاص نمى‏یابد ؛ بلکه ممکن است از آهنگ‏هاى غم
و حزن آور نیز به دست آید.[۵۱۹]
«لهو» سازگارى و هم‏نوایى آواز و آهنگ نواخته شده با مجالس فساد و خوش‏گذرانى است ؛
بدین معنا که ممکن است نغمه‏اى طرب‏انگیز نباشد ؛ ولى از نغمه‏هایى باشد که فقط در
جلسات فاسقان و هواپرستان رایج باشد، به این آهنگ لهوى مى‏گویند و اگر از هر دو
مشخصه (طرب و لهو) برخوردار باشد، به آن مطرب لهوى مى‏گویند.
تمامى مراجع تقلید، «لهوى بودن» را جزء و قید موسیقى حرام
مى‏دانند ؛ ولى در قید «طرب‏انگیزى» اختلاف نظر دارند.[۵۲۰]
سوم. آلات موسیقى دو قسم است: آلات مختص حرام؛ آلات مشترک.
«آلات مختص» به آلاتى از موسیقى گفته مى‏شود که نوعا در لهو و
لعب به کار مى‏رود و منفعت حلالى در بر ندارد.
«آلات مشترک» به آلاتى از موسیقى گفته مى‏شود که هم براى منافع
مشروع و حلال به کار مى‏رود و هم براى منافع نامشروع و حرام.
استفاده از آلات مختص به هیچ وجه جایز نیست ؛ ولى آلات مشترک
بستگى به کیفیت نواختن آن دارد.
بیشتر مراجع تقلید[۵۲۱]
استفاده از آلات مشترک را به طور مطلق حرام نکرده‏اند ؛ بلکه براساس کیفیت نواختن
آن فتوا داده‏اند.
 
حکم نوازندگى
 پرسش ۲۸۳ . حکم نواختن با آلات موسیقى را
بیان کنید؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از آلاتى است که به لهو و
حرام اختصاص دارد، نواختن آن (در هر حال) جایز نیست ؛ ولى اگر از آلات مشترک باشد،
استفاده از آن به منظور منافع مشروع و حلال اشکال ندارد[۵۲۲].
آیات عظام بهجت و صافى: به طور کلى نواختن با آلات موسیقى
(لهو)، حرام است[۵۲۳].
 
حکم انواع موسیقى
 پرسش ۲۸۴ . آیا میان انواع موسیقى‏ها - از
قبیل اصیل(سنتى)، کلاسیک، محلى، پاپ و... - تفاوتى در حکم هست؟

همه مراجع: خیر، هیچ گونه تفاوتى میان آنها در حکم نیست و معیار
حرمت استماع موسیقى، طرب انگیزى و لهوى بودن آن است.[۵۲۴]
 
 شنیدن آهنگ
 پرسش ۲۸۵ . حکم گوش دادن به آهنگ بدون کلام
چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: گوش دادن به هر آهنگى
که مطرب و لهوى و مناسب مجالس‏گناه وخوش‏گذرانى است، جایز نیست (هرچند مشتمل بر
کلام نباشد)[۵۲۵].
آیات عظام بهجت و صافى: گوش دادن به هر آهنگى که مطرب و لهوى و
مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى است، جایز نیست و گوش دادن به آهنگى که از نواختن
آلات موسیقى تولید مى‏شود، حرام است[۵۲۶].
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید: گوش دادن به هر آهنگ
لهوى که مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى است، جایز نیست (هر چند مشتمل بر کلام
نباشد)[۵۲۷].
 
موسیقى حرام
 پرسش ۲۸۶ . اگر استماع موسیقى هیچ گونه
تأثیرى در انسان نداشته باشد، آیا باز حرام است؟

همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز
نیست ؛ هر چند در شخص تأثیر نداشته باشد.[۵۲۸]
تبصره. موسیقى حرام، غالباً آثار مخرّبى دارد و باعث بیگانگى از
خدا و تحریک شهوت و آلودگى به مفاسد دیگر مى‏شود ؛ ولى حکم تابع این امور نیست و
اگر به فرض، در موردى موسیقى حرام هیچ تأثیرى در روح و روان انسان بر جاى نگذارد،
باز گوش دادن به آن جایز نیست.
موسیقى لهوى
 پرسش ۲۸۷ . آیا در موسیقى، «لهوى بودن» آن
مطرح است یا محتواى شعرهایى که خوانده مى‏شود؟ به تعبیر دیگر اگر اشعار خوب و مذهبى
در قالب موسیقى مطرب و لهوى خوانده شود، آیا باز حرام است؟

همه مراجع: معیار در حرمت موسیقى، مطرب و لهوى بودن آن است ؛ هر
چند محتواى آن اشعار مذهبى و اسلامى باشد.[۵۲۹]
 تبصره. برخى از مراجع تقلید (آیات عظام: تبریزى،
سیستانى، مکارم و وحید)، قید «مطرب» را جزء موسیقى حرام نمى‏دانند.
 
نواختن موسیقى
 پرسش ۲۸۸ . ویژگى‏هاى نواختن موسیقى حرام
(بدون کلام) کدام است: داشتن ریتم تند، ایجاد رقص در شنونده، طرب‏انگیزى آن و یا
هیچ کدام؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: معیار حرمت موسیقى، طرب
انگیزى و لهوى بودن آن است که با مجالس گناه و خوش‏گذرانى و فساد تناسب دارد.[۵۳۰]
آیات عظام بهجت و صافى: استفاده از آلات موسیقى به طور مطلق
حرام است.[۵۳۱]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید: معیار حرمت موسیقى،
لهوى بودن آن است که با مجالس گناه، خوش‏گذرانى و فساد تناسب دارد.[۵۳۲]
 تبصره. موسیقى حرام معمولاً داراى نشانه‏هاى یاد
شده است ؛ ولى گاه ممکن است لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى باشد ؛ اما با
وجود آن داراى ریتم تند و ایجاد حالت رقص در شنونده نباشد. در این صورت نیز گوش
دادن به آن حرام است.
 
موزیک‏هاى ورزشى
 پرسش ۲۸۹ . اگر گوش دادن به موزیک، باعث نیرو
گرفتن و ایجاد علاقه به کار باشد ؛ چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز
نیست (هر چند باعث علاقه پیدا کردن به کار شود).[۵۳۳]
 
 موسیقى تحریکى
 پرسش ۲۹۰ . آیا زن و شوهر به جهت تمایل به
یکدیگر و افزایش شهوت، مى‏توانند به موسیقى لهوى گوش فرا دهند؟

همه مراجع: گوش دادن به موسیقى حرام، جایز نیست و صرف افزایش
تمایل به همسر، مجوّز شرعى براى استماع آن محسوب نمى‏شود.[۵۳۴]
موسیقى درمانى
 پرسش ۲۹۱ . امروزه موسیقى براى معالجه بعضى
از بیمارى‏هاى روانى (مانند افسردگى، اضطراب، مشکلات جنسى و سرد مزاجى زنان) به کار
مى‏رود، حکم آن چیست؟

همه مراجع: اگر نظر پزشک متخصص و امین، بر این است که تنها راه
معالجه و درمان آن، استفاده از موسیقى است ؛ گوش دادن به آن - به مقدارى که درمان
بیمار اقتضا مى‏کند - اشکال ندارد.[۵۳۵]
 تبصره. این فرض بسیار نادر است و خداوند متعال در
کارهاى حرام - از جمله موسیقى ممنوع - شفا قرار نداده است و پاسخ یاد شده تنها در
هنگام ضرورت و به مقدار حداقل به کار مى‏آید.
 
مجالس موسیقى
 پرسش ۲۹۲ . در صورتى که در مجلسى، مجبور
باشیم موسیقى مطرب و لهوى را تحمل کنیم، آیا باز هم مرتکب گناه شده‏ایم؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى‏دهید - با فراهم بودن سایر
شرایط - باید نهى از منکر کنید. اگر نمى‏پذیرند - چنانچه حضور شما در آنجا باعث
استماع موسیقى حرام و یا تأیید گناه گردد - مجلس را ترک کنید ؛ مگر آنکه باعث فتنه
و فساد شود. در این صورت ماندن در آن محل به مقدار ضرورت، اشکال ندارد. البته در
صورت امکان باید از گوش دادن به موسیقى حرام، اجتناب ورزید و اگر صداى آن بدون
دلخواه به گوش شما رسید، اشکال ندارد.[۵۳۶]
 
 پرسش ۲۹۳ . شرکت در مجالسى که موسیقى و ترانه
مبتذل پخش مى‏کنند - در حالى که تذکر دادن فایده ندارد - چگونه است؟

همه مراجع: شرکت در مجالسى که باعث استماع موسیقى حرام و یا
تأیید گناه مى‏گردد، جایز نیست ؛ مگر آنکه بتواند نهى از منکر کند.[۵۳۷]
 
تشخیص موسیقى
 پرسش ۲۹۴ . ملاک و مرجع تشخیص موسیقى و غناى
حرام در نظام اسلامى کیست: وزارت ارشاد، حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى،
کارشناسان موسیقى، فقیهان، عرف مردم و یا شخص؟

 همه مراجع: در تعیین و تشخیص موسیقى حرام و حلال،
باید به عرف عام مراجعه کرد.[۵۳۸]
 تبصره. فقیهان، کارشناسان موسیقى و نهادهاى
فرهنگى نیز مى‏توانند در زمینه موضوعات، اظهار نظر کرده و موسیقى حرام و حلال را
(بر اساس نظر عرفى خود) معرفى کنند.
تکثیر نوار موسیقى
 پرسش ۲۹۵ . درآمدى که از رهگذر تکثیر و توزیع
نوار و سى‏دى‏هاى موسیقى به دست مى‏آید، حلال است یا حرام؟

همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام است، خرید و فروش و درآمد
حاصل از آن، حرام مى‏باشد.[۵۳۹]
 
موسیقى شب عروسى
 پرسش ۲۹۶ . حکم استفاده از دف و دایره زنگى
در عروسى چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و فاضل: استفاده از آلات موسیقى براى
نواختن موسیقى مطرب و لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى)، جایز نیست و بین مجلس
عروسى و غیر آن، تفاوتى وجود ندارد.[۵۴۰]
 آیات عظام بهجت و صافى: استفاده از آلات موسیقى
به طور کلى جایز نیست و بین مجلس عروسى و غیر آن، تفاوتى وجود ندارد.[۵۴۱]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم، نورى و وحید: استفاده از
آلات موسیقى براى نواختن موسیقى لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى)، جایز نیست و
بین مجلس عروسى و غیر آن، تفاوتى وجود ندارد.[۵۴۲]
مجالس عروسى
 پرسش ۲۹۷ . آیا جایز است زن در شب عروسى (در
مجلس زنان)، غنا و آواز بخواند و عده‏اى به رقص و زدن بر روى میز و صندلى مشغول
شوند؟ حکم شرعى چنین مجلسى چیست (البته از آلات موسیقى استفاده نمى‏شود)؟

همه مراجع (به جز تبریزى و خامنه‏اى): در فرض مذکور اشکال دارد.[۵۴۳]
آیه‏اللّه‏تبریزى: اگر مرد یا پسرممیز در مجلس‏زنانه
حضورنداشته‏باشد و ازموسیقى لهوى نیز استفاده نکنند ؛ آواز زن در مجلس زنان و رقص
زن براى زنان و زدن بر میز و صندلى و مانند آن - که از آلات موسیقى محسوب نمى‏شود -
اشکال ندارد.[۵۴۴]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر کیفیت زدن به شیوه متداول در
عروسى‏هاى سنتى باشد و لهو محسوب نشود و نیز رقص زن براى زنان، باعث تحریک شهوت و
یا مفسده دیگر نگردد، اشکال ندارد.[۵۴۵]
 
موسیقى مجلس عروسى
 پرسش ۲۹۸ . اگر به مجلس عروسى و مانند آن
دعوت شدیم ؛ ولى در آنجا موسیقى و ترانه مبتذل پخش کردند، تکلیف چیست؟ آیا باید محل
را ترک کنیم؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى‏دهید، با فراهم بودن شرایط، نهى
از منکر کنید و اگر نمى‏پذیرند - چنانچه حضور شما باعث استماع موسیقى حرام یا تأیید
گناه گردد - باید مجلس را ترک کنید ؛ مگر آنکه عسر و حرج لازم آید.[۵۴۶]
آهنگ‏هاى صدا و سیما
 پرسش ۲۹۹ . گاهى از صدا و سیما و یا نوار ضبط
صوت، آهنگ‏هایى پخش مى‏شود که به نظر مى‏رسد مناسب با مجالس لهو و خوش‏گذرانى است ؛
در حالى که در نظر دیگران این چنین نیست! آیا مى‏توانم آنان را از گوش دادن به آن
منع کنم؟

همه مراجع: بر شما واجب است به آن گوش ندهید ؛ ولى نهى دیگران،
مبتنى بر این است که آنان هم آن را موسیقى حرام بدانند.[۵۴۷]
 تبصره. یکى از شرایط وجوب فریضه امر به معروف و
نهى از منکر، آن است که حرام بودن منکر، درباره انجام دهنده آن ثابت باشد و یا او
بر گناه اصرار ورزد. فرض مسأله در جایى است که موسیقى یاد شده، در نظر دیگران از
نوع موسیقى حلال است ؛ در نتیجه نهى از منکر در اینجا ساقط مى‏شود.
 
آهنگ مبتذل
 پرسش ۳۰۰ . استفاده از آهنگ‏هاى مبتذل
(موسیقى حرام)، در مجالس عروسى زنان چه حکمى دارد؟

همه مراجع: گوش دادن به موسیقى حرام - هر چند در مجالس عروسى
زنان - جایز نیست.[۵۴۸]
 تبصره. «موسیقى» و «غنا و آوازخوانى» دومقوله
است. آنچه که در مجالس عروسى زنان جایز شمرده شده، غنا و آوازخوانى زن است ؛ ولى
موسیقى لهوى، در هر حال و زمانى حرام است.
 
موسیقى محل کار
 پرسش ۳۰۱ . من در مکانى کار مى‏کنم که صاحب
آن همیشه به نوارهاى موسیقى مبتذل و حرام گوش مى‏دهد و من هم مجبور به شنیدن آن
هستم ؛ آیا این کار براى من جایز است یا خیر؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى‏دهید - با تحقّق سایر شرایط -
باید او را نهى از منکر کنید و اگر نمى‏پذیرد، چنانچه مجبورید در آن مکان حضور
داشته باشید، کارکردن در آنجا براى شما اشکال ندارد ؛ ولى باید به موسیقى حرام گوش
ندهید. و اگر صداى آن بدون دلخواه به گوش شما رسید، اشکال ندارد.[۵۴۹]
تبصره. اگر این شخص بتواند بدون زحمت و مشقّت، شغل مناسب دیگرى
پیدا کند، باید این راه را برگزیند. فرض مسأله جایى است که ترک آن مکان و انتخاب
شغل دیگر، براى او دشوار و حرجى است.
 
کف زدن
 پرسش ۳۰۲ . حکم دست زدن در مراسم عروسى چیست؟
آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و مکارم: اگر به طور
متعارف و غیر لهوى باشد، اشکال ندارد.[۵۵۰]
آیات عظام تبریزى، سیستانى و فاضل: دست‏زدن فى‏نفسه
(به‏تنهایى)، اشکال ندارد.[۵۵۱]
آیه‏اللّه‏ نورى: اگر جلف و سبک نباشد، اشکال ندارد.[۵۵۲]
آیه‏اللّه‏ وحید: احتیاط واجب در ترک آن است.[۵۵۳]
 
جشن ولادت امامان علیهم‏السلام
 پرسش ۳۰۳ . حکم دست زدن در مراسم و جشن‏هایى
که به مناسبت ایام ولادت و اعیاد امامان علیهم‏السلام برگزار مى‏شود، چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى، فاضل و مکارم: اگر دست
زدن به نحو متعارف (غیرلهوى) باشد، اشکال ندارد ؛ ولى این کار با مجالس اهل بیت
علیهم‏السلام مناسبت ندارد و بهتر است فضاى این مراسم، به ذکر صلوات و تکبیر و
مانند آن، معطر گردد.[۵۵۴]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: دست زدن در این گونه مجالس، اشکال
ندارد ؛ ولى این کار با مجالس اهل بیت علیهم‏السلام مناسبت ندارد و بهتر است فضاى
این مراسم، به ذکر صلوات و تکبیر و مانند آن معطّر گردد.[۵۵۵]
آیه‏اللّه‏ نورى: دست زدن در این گونه مجالس - اگر سبک و جلف
نباشد - اشکال ندارد ؛ ولى بهتر است فضاى این مراسم، به ذکر صلوات و تکبیر و مانند
آن معطّر گردد.[۵۵۶]
آیه‏اللّه‏ وحید: احتیاط واجب در ترک آن است.[۵۵۷]
حکم رقص
 پرسش ۳۰۴ . آیا رقص زن و مرد اشکال دارد؟
آیات عظام امام و خامنه‏اى: رقص اگر باعث تحریک شهوت، ارتکاب
گناه و یا ترتّب مفسده شود و یا زن در بین مردان نامحرم برقصد، حرام است.[۵۵۸]
آیه‏اللّه‏ بهجت: به طور کلى رقص اشکال دارد.[۵۵۹]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: رقص زن براى شوهر و رقص زن براى زنان، در
مجالس عروسى و مانند آن - در صورتى که در معرض نگاه مرد (حتى پسر ممیز) نبوده و
مشتمل بر حرام دیگرى مثل موسیقى و مانند آن نباشد - اشکال ندارد. رقص در غیر این دو
مورد، از مصادیق لهو بوده و سزاوار است که مؤمن، از لهو اجتناب کند.[۵۶۰]
 آیات عظام سیستانى و وحید: تنها رقص زن براى شوهر
و بر عکس آن، جایز است.[۵۶۱]
آیات عظام صافى، فاضل و مکارم: تنها رقص زن براى شوهر جایز است.[۵۶۲]
 
رقص همسر
 پرسش ۳۰۵ . آیا زن مى‏تواند براى شوهرش برقصد
و همراه با آن، به موسیقى طرب انگیز و شاد گوش کنند؟

همه مراجع (به جز بهجت): رقص زن براى شوهر، در صورتى که با
موسیقى حرام همراه نشود، جایز است.[۵۶۳]
آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر همراه با موسیقى حرام انجام گیرد، جایز
نیست و اگر بدون آن باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۵۶۴]
 
نگاه به رقص
 پرسش ۳۰۶ . آیا نگاه به رقص از تلویزیون داخلى و
خارجى، اشکال دارد؟
همه مراجع: نگاه به رقص از تلویزیون، اگر باعث تحریک شهوت یا
استماع موسیقى حرام و یا مفسده گردد، جایز نیست.[۵۶۵]
تبصره. نگاه به رقص از طریق تلویزیون، حکم حضور در مجلس گناه را
ندارد ؛ مگر آنکه باعث گناه و مفسده شود.
 
خوانندگى زن
 پرسش ۳۰۷ . گوش دادن به نوارى که خواننده‏اش
زن باشد واز سروده‏هاى شعرایى مثل حافظ و مولوى و... استفاده کند، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مکارم و وحید: گوش دادن به
آن جایز نیست.[۵۶۶]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى و نورى: گوش دادن به آواز
زن، اگر غنا نباشد و باعث التذاذ جنسى و تهییج شهوت نشود و مفسده‏اى بر آن مترتب
نگردد، اشکال ندارد.[۵۶۷]
 تبصره. «غنا» عبارت است از ترجیع صدا، به نحوى که
طرب‏انگیز و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد.
همخوانى زنان
 پرسش ۳۰۸ . همخوانى زنان و یا زنان و مردان در
سرودها و تواشیح، چه حکمى دارد و آیا شنیدن آن جایز است؟
همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مکارم): اگر به صورت غنا نباشد و
باعث تهییج شهوت و مفسده نگردد، اشکال ندارد.[۵۶۸]
 آیات عظام بهجت، صافى و مکارم: اگر باعث مفسده
شود، حرام است و بدون آن نیز بنابر احتیاط واجب، جایز نیست.[۵۶۹]
 
مداحى زنان
 پرسش ۳۰۹ . در برخى موارد مرثیه خوانى و یا
مداحى زنان در مجلس خودشان، به گونه‏اى است که صداى آنان با بلندگو به گوش مردان
رهگذر مى‏رسد ؛ آیا این عمل جایز است؟

همه مراجع (به جز مکارم): اگر صداى آنان در معرض ریبه، تلذّذ و
تهییج شهوت باشد، جایز نیست.[۵۷۰]
آیه‏اللّه‏ مکارم: خیر، جایز نیست.[۵۷۱]
 
 
 
 
 
احکام پوششبازگشت به فهرست
 
 
 
اهمیت حجاب
 پرسش ۳۱۰ . درباره حجاب و دلیل وجوب آن توضیح
دهید؟

«وَ لا یبدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنها وَ لیضرِبنَ
بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیوبِهِنَّ »[۵۷۲]
؛ «و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است، آشکار نکنند و [اطراف] روسرى‏هاى خود
را بر سینه خود افکنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود] ».
«حجاب»، در لغت به معناى پرده، حاجب و پنهان کردن است و در
اصطلاح «پنهان کردن زن خود را از دید مرد بیگانه است». آنچه دین اسلام بر زنان لازم
دانسته، همان پوشش است که در متون دینى و در کلام فقیهان، از آن به ستر، پوشش، ساتر
و پوشاننده تعبیر شده است.
حجاب و پوشش پیش از اسلام، در میان برخى از ملّت‏ها - از جمله
ایران باستان و قوم یهود و شاید در هند - مطرح و از آنچه که در قانون اسلام آمده،
سخت‏تر بوده است.[۵۷۳]
 این دستور در دین اسلام، حدود سال‏هاى چهارم و
پنجم تشریع گردیده است.[۵۷۴]
حجاب، یکى از احکام ضرورى اسلام به شمار مى‏آید و شیعه و سنى بر
آن، اتفاق نظر دارند. خداوند متعال در این باره سه آیه[۵۷۵]
در شهر مدینه، نازل کرده و در دو مورد آن، به مسأله پوشش بانوان اشاره کرده است.[۵۷۶]
علاوه بر این، احادیث بسیارى درباره اهمیت و چگونگى حجاب نقل شده است.
حضرت على علیه‏السلاممى‏فرماید: «پوشیدگى زن به حالش، بهتر است
و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏سازد».[۵۷۷]
پوشش براى زن دو هدف و فلسفه اساسى دارد:
۱. مصونیت زن، در برابر طمع ورزى‏هاى هوس بازان.
۲. پیشگیرى از تحریکات شهوانى و تأمین سلامت و بهداشت جامعه.[۵۷۸]

در زمینه حجاب و پوشش، توجه به چند نکته بایسته است:
یکم. زن باید بدن و زیور آلات و آرایش خود و هر آنچه را که نزد
عرف زینت محسوب مى‏شود، در برابر مرد نامحرم بپوشاند و تنها دست و صورت از آن
استثنا شده است.
دوم. هر چند دین اسلام نسبت به نوع و رنگ و حتى دوخت لباس،
تأکید چندانى ندارد و تنها به اصل پوشش‏ـ اعم از چادر، مانتو و مانند آن - تکیه
کرده است ؛ ولى روشن است که لباس نباید تنگ، محرّک، نازک، بدن‏نما و باعث جلب توجّه
گردد. از این رو چادر برترین پوشش به شمار مى‏آید. از مواردى که مشکى بودن آن مکروه
نیست ؛ بلکه نشانه وقار و متانت است، چادر و عبا مى‏باشد که در روایات به آن اشاره
شده است.
سوم. پرهیز از نرمش در سخن که باعث طمع نامحرم شود و متانت در
راه رفتن و استفاده نکردن از کفش‏هایى که باعث توجه نامحرم مى‏گردد، بخشى از حجاب
زن را تشکیل مى‏دهد.
چهارم. گرچه پوشش کامل براى مرد واجب نیست ؛ ولى نگاه زن به بدن
او حرام است. همان گونه که پوشش صورت و دست‏ها تا مچ بر زن، واجب نیست ؛ ولى نگاه
مرد به آن از روى شهوت حرام است.
 
حکم مانتو
 پرسش ۳۱۱ . پوشیدن مانتوهایى که برجستگى‏هاى
بدن (مانند سینه و پشت) را نمایان مى‏سازد، چگونه است؟

همه مراجع: اگر باعث تهییج شهوت باشد، جایز نیست.[۵۷۹]
 
 پوشش در برابر کودکان
 پرسش ۳۱۲ . آیا بر زن لازم است خود را در
مقابل بچه نابالغ بپوشاند؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و مکارم): اگر خوب و بد را
مى‏فهمد و احتمال مى‏دهد که نگاهش به بدن زن، موجب تحریک شهوتش شود ؛ بنابر احتیاط
واجب، باید بدن و موى خود را از او بپوشاند.[۵۸۰]
آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر خوب و بد را مى‏فهمد، بنابر احتیاط واجب
باید بدن و موى خود را از او بپوشاند.[۵۸۱]
آیات عظام تبریزى و مکارم: خیر، لازم نیست ؛ ولى بهتر است، بدن
و موى خود را از پسرى هم که خوب و بد را مى‏فهمد، بپوشاند.[۵۸۲]
 
پوشش زیرچانه
 پرسش ۳۱۳ . آیا پوشاندن زیر چانه و کف و روى
پا، در مقابل نامحرم واجب است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مکارم): آرى، باید آنها را از نامحرم
بپوشاند.[۵۸۳]
آیه‏اللّه‏ مکارم: پوشاندن زیر چانه واجب است ؛ ولى پوشاندن کف
و روى پا تا مچ، بهتر است پوشانده شود و اگر احتمال مفسده بدهد واجب است پوشانده
شود.[۵۸۴]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: پوشاندن زیر چانه واجب است ؛ ولى پوشاندن کف
و روى پا تا مچ بنابر احتیاط، واجب است.[۵۸۵]
 
آستین کوتاه
 پرسش ۳۱۴ . پوشیدن پیراهن آستین کوتاه در
مقابل زن نامحرم، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل و مکارم:
اشکال ندارد.[۵۸۶]
آیه‏اللّه‏ نورى: اگر مخالف عفت عمومى نباشد و در نظر افراد
متشرع، منکر محسوب نشود، اشکال ندارد.[۵۸۷]
آیه‏اللّه‏ وحید: اگر بداند زنان از روى تعمّد و لذت به او نگاه
مى‏کنند، واجب است مرد لباس آستین‏دار بر تن کند و در غیر این صورت اشکال ندارد.[۵۸۸]
آیات عظام بهجت و صافى: بنابر احتیاط واجب، باید لباس آستین‏دار
بر تن کند.[۵۸۹]
 تبصره. اگر در جایى پوشیدن لباس آستین کوتاه،
باعث مفسده خاص گردد، اجتناب از آن واجب است.
 
پوشش صورت
 پرسش ۳۱۵ . زنى که مى‏داند به جهت چهره
زیبایى که دارد، مردان نامحرم به او نگاه مى‏کنند، چه وظیفه‏اى دارد؟ آیا پوشاندن
آن واجب است؟

آیات عظام امام، سیستانى، فاضل، مکارم و نورى: اگر باعث مفسده
نشود، پوشاندن چهره بر او واجب نیست ؛ ولى مردان وظیفه دارند به او نگاه نکنند.[۵۹۰]
 آیات عظام بهجت، تبریزى و وحید: اگر باعث جلب
توجّه مرد نامحرم شود، بنابر احتیاط واجب باید چهره خود را بپوشاند.[۵۹۱]
آیه‏اللّه‏ صافى: باید چهره خود را در برابر نامحرم بپوشاند.[۵۹۲]
ادکلن زنان
 پرسش ۳۱۶ . آیا براى زن جایز است که عطر بزند
و از منزل بیرون رود؟

همه مراجع: خیر، جایز نیست.[۵۹۳]
 تبصره. حکم فوق بر این اساس است که بیرون رفتن زن
از منزل با حالت معطّر، باعث تحریک و جلب توجه مرد نامحرم مى‏شود و اگر در جایى
باعث این مفسده نشود، بیرون رفتن او با آن حالت اشکال ندارد.
 
زیورآلات زنان
 پرسش ۳۱۷ . زیورآلات زن، اگر در معرض دید
نامحرم باشد، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، خامنه‏اى، فاضل و وحید: باید از
دید مرد نامحرم پوشانده شود.[۵۹۴]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: پوشاندن زیوآلات پنهانى (مانند دستبند،
النگو و گردن‏بند)، از دید نامحرم واجب است ؛ ولى پوشاندن انگشترى که پیش زنان
بزرگ‏سال و یا کمى پایین‏تر متعارف است، واجب نیست.[۵۹۵]
 آیه‏اللّه‏ سیستانى: پوشاندن گردن‏بند از دید
نامحرم واجب است ؛ ولى پوشاندن النگو، دستبند، حلقه ازدواج و انگشتر واجب نیست.[۵۹۶]
آیات عظام مکارم و نورى: پوشاندن زیورآلات پنهانى (مانند
دستبند، النگو و گردن‏بند) از دید نامحرم واجب است ؛ ولى پوشاندن حلقه ازدواج و
انگشتر، واجب نیست.[۵۹۷]
پوشش آرایش صورت
 پرسش ۳۱۸ . آیا باید سرمه چشم، اصلاح صورت و
ابروهاى رنگ کرده را از نامحرم پوشاند؟

امام: پوشاندن اصلاح صورت واجب نیست ؛ ولى پوشاندن سرمه چشم و
رنگ ابرو - اگر نزد عرف زینت محسوب شود - واجب است.[۵۹۸]
آیات عظام بهجت و صافى: باید آن را از نامحرم پوشاند.[۵۹۹]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: پوشاندن اصلاح صورت - به گونه‏اى که نزد
زنان کهنسال و یا کمى کمتر از آن متعارف است - واجب نیست.[۶۰۰]
آیات عظام سیستانى، مکارم و نورى: پوشاندن آن از نامحرم واجب
نیست.[۶۰۱]
آیات عظام خامنه‏اى، فاضل و وحید: اگر زینت محسوب مى‏شود، باید
آن را از نامحرم پوشاند.[۶۰۲]
تبصره. اگر موارد یاد شده به گونه‏اى باشد که باعث مفسده و جلب
توجه مرد نامحرم شود، پوشاندنش واجب است.
 
 
 
 
 
احکام نامحرمبازگشت به فهرست
 
 
 
گفت و گوى تلفنى
 پرسش ۳۱۹ . آیا در گفت‏وگوى زن و مرد نامحرم،
فرقى بین گفت‏وگوى مستقیم و از راه دور هست؟

همه مراجع: خیر، هیچ تفاوتى در حکم نمى‏کند و در هر دو مورد،
اگر با قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشکال دارد.[۶۰۳]
 
صحبت براى ازدواج
 پرسش ۳۲۰ . آیا صحبت کردن با کسى که قصد
داریم در آینده با او ازدواج کنیم، گناه است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد و باعث
مفسده نشود، اشکال ندارد.[۶۰۴]
 چت با جنس مخالف
 پرسش ۳۲۱ . چت کردن با جنس مخالف و رد و بدل
کردن صحبت‏هاى معمولى، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: در صورتى که خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود
داشته باشد، جایز نیست.[۶۰۵]
 
چت اینترنتى
 پرسش ۳۲۲ . چت کردن با شخصى که از جنسیت او
بى‏اطلاعیم، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر ترس افتادن به حرام باشد، جایز نیست.[۶۰۶]
 
جشن‏هاى دانشگاه
 پرسش ۳۲۳ . برگزارى جشن‏ها و مراسم در
دانشگاه - که در آن دختران و پسران مختلط اند - چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اصل اجتماع دختران و پسران، در یک محیط اشکال ندارد
؛ ولى اگر بانوان حجاب کامل را رعایت نکنند و آقایان نگاه گناه‏آلود داشته باشند و
محرمات دیگرى (از قبیل موسیقى حرام و مانند آن) انجام گیرد، اجتماع آنان در آن محل
جایز نیست.[۶۰۷]
 اردوى مختلط
 پرسش ۳۲۴ . آیا دانشجویان دختر و پسر،
مى‏توانند به طور مشترک به اردوهاى تفریحى و سیاحتى بروند؟

همه مراجع: با توجه به اینکه اختلاط دختران و پسران باعث مفسده
است، باید از آن اجتناب شود.[۶۰۸]
 
سلام به نامحرم
 پرسش ۳۲۵ . آیا سلام کردن مرد به زن نامحرم و
زن به مرد نامحرم، جایز است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشکال
ندارد.[۶۰۹]
 تبصره. اگر جنس مخالف، دختر جوان باشد، بهتر است
به او سلام نکند تا از افتادن در گناه، در امان باشد.
 
شوخى با نامحرم
 پرسش ۳۲۶ . شوخى کردن با نامحرم چه حکمى
دارد؟

همه مراجع: اگر با قصد لذت (جنسى) باشد و یا بترسد به گناه
بیفتد، جایز نیست.[۶۱۰]
 
خنده با نامحرم
 پرسش ۳۲۷ . خنده زن هنگام صحبت با مرد
نامحرم، چه حکمى دارد؟

 همه مراجع: اگر خنده او طورى باشد که باعث تحریک
نامحرم شود، جایز نیست.[۶۱۱]
همکارى دختر و پسر
 پرسش ۳۲۸ . آیا ارتباط صمیمى بین دختر و پسر
در هنگام همکارى یا میهمانى اشکال دارد؟

همه مراجع: دوستى بین دختر و پسر جایز نیست ؛ چون ترس افتادن به
گناه در میان است. اما ارتباط شغلى، اگر باعث مفسده نشود و موازین شرع در آن رعایت
شود، اشکال ندارد.[۶۱۲]
 
خلوت با نامحرم
 پرسش ۳۲۹ . آیا خلوت کردن دو نفر نامحرم در
یک مکان، جایز است؟

امام، خامنه‏اى و نورى: اگر کسى نمى‏تواند وارد آن مکان شود و
آنها بترسند که به حرام بیفتند، ماندنشان در آنجا حرام است.[۶۱۳]
آیات عظام بهجت، سیستانى و وحید: اگر احتمال فساد برود،
ماندنشان در آنجا حرام است ؛ هر چند طورى باشد که کس دیگر بتواند وارد شود.[۶۱۴]
آیات عظام تبریزى و فاضل: اگر کسى نمى‏تواند وارد آن مکان شود -
در صورتى که احتمال فساد برود - ماندنشان در آنجا حرام است.[۶۱۵]
آیه‏اللّه‏ صافى: اگر کسى نمى‏تواند وارد آن مکان شود، ماندنشان
در آنجا حرام است ؛ هر چند احتمال فساد ندهند و به گفت و گوهاى علمى و ضرورى
بپردازند[۶۱۶].
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر کسى نمى‏تواند وارد آن مکان شود، بنابر
احتیاط واجب ماندنشان در آنجا حرام است ؛ هر چند احتمال فساد ندهند و به گفت و
گوهاى علمى و ضرورى مانند آن بپردازند[۶۱۷].
 
نشستن کنار نامحرم
 پرسش ۳۳۰ . گاهى در وسایل نقلیه به جهت نشستن
مرد کنار زن، بدنشان به یکدیگر برخورد مى‏کند، در اینجا تکلیف چیست؟

همه مراجع: اصل تماس بدن زن و مرد با یکدیگر از روى لباس حرام
نیست ؛ ولى اگر باعث تحریک شهوت و فساد گردد، جایز نمى‏باشد.[۶۱۸]
 تبصره. اگر در تماس بدنى، فشار و اتکا پیدا شود،
باید از آن پرهیز کرد.
 
دست دادن با نامحرم
 پرسش ۳۳۱ . هرگاه در منطقه یا محیطى، رسم بر
این باشد که هنگام برخورد با یکدیگر مصافحه مى‏کنند (حتى زنان با مردان) و اگر این
کار را ترک کنند، اهانت و اسائه ادب نسبت به طرف مقابل محسوب مى‏شود ؛ حکم دست دادن
زن و مرد با این فرض چیست؟

همه مراجع: دست دادن با زن نامحرم جایز نیست و شعائر دینى باید
حفظ شود و با بیان حکم شرعى، حمل آن بر اسائه ادب از بین مى‏رود.[۶۱۹]
داستان تحریک‏کننده
 پرسش ۳۳۲ . آیا خواندن داستان‏هاى تحریک
کننده جنسى، جایز است؟

همه مراجع: اگر باعث تحریک شهوت گردد، خواندن آن جایز نیست.[۶۲۰]
 
نامه‏نگارى نامحرم
 پرسش ۳۳۳ . نامه نگارى با نامحرم و طرح مسائل
شهوانى از طریق ایمیل، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: طرح مسائلى که باعث ایجاد فتنه و فراهم آمدن زمینه
فساد است، اشکال دارد.[۶۲۱]
 
 
 
 
احکام نگاهبازگشت به فهرست
 
 
 
نگاه نامحرم
 پرسش ۳۳۴ . درباره حرمت نگاه به نامحرم توضیح
دهید؟

«قُل لِلمُؤمِنِینَ یغُضُّوا مِن أَبصارِهِم »[۶۲۲]
؛ «به مؤمنان بگو: چشم‏هاى خود را از نگاه به نامحرم فرو گیرند».
«وَ قُل لِلمُؤمِناتِ یغضُضنَ مِن أَبصارِهِنَّ »[۶۲۳]
؛ «و به زنان با ایمان بگو: چشم‏هاى خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند».
نگاه حرام در شرع عبارت است از: نگاه مرد به بدن زن نامحرم (به
جز صورت و دست‏ها تا مچ) ؛ خواه با قصد باشد یا بدون آن. و نیز نگاه به صورت و
دست‏ها اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد. همچنین نگاه زن به مرد نامحرم
(به جز صورت، گردن و دست‏ها و مقدارى از پا) ؛ خواه با قصد باشد یا بدون آن و نیز
به مواضع یاد شده، اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد.
امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید: «نگاه به نامحرم، تیرى از
تیرهاى مسموم شیطان است و چه بسا یک نگاهى که حسرتى طولانى بر جاى گذارد».[۶۲۴]
 نگاه‏هاى حلال
 پرسش ۳۳۵ . نگاه‏هاى جایز و حلال کدام است؟
نگاه‏هاى جایز عبارت است از:
۱. نگاه به زن روستانشین که نوعا خود را نمى‏پوشاند،[۶۲۵]
۲. نگاه به عکس بى‏حجاب زن ناشناس،
۳. نگاه هم‏جنس به هم‏جنس (به جز عورت)،
۴. نگاه به زن به منظور ازدواج (با شرایط خاص)،
۵. نگاه به زن کهنسال[۶۲۶]
که هیچ گونه رغبتى به ازدواج با او نیست،
۶. نگاه به زن غیرمسلمان ؛ خواه از اهل کتاب باشد یا نه.[۶۲۷]
 تبصره. جواز نگاه‏هاى یاد شده در صورتى است که با
قصد لذت و یا ترس افتادن به گناه همراه نشود.
 
نگاه‏هاى حرام
 پرسش ۳۳۶ . نگاه‏هاى ممنوع و حرام کدام است؟
نگاه‏هاى حرام عبارت است از:
۱. نگاه به چهره آرایش کرده زن،
۲. نگاه به زیور آلات زن،
۳. نگاه به عکس بى‏حجاب زن آشنا،
۴. نگاه با ریبه (ترس افتادن به حرام)،
۵. نگاه به بدن مرد نامحرم (به جز صورت و دست‏ها)،
 ۶. نگاه به تمام بدن زن نامحرم (به جز صورت و
دست‏ها تا مچ)،
۷. نگاه هوس آلود (هر چند به صورت و دست‏ها و یا به بدن
هم‏جنس).
نگاه به عکس دختر
 پرسش ۳۳۷ . آیا مرد مى‏تواند براى آگاهى از
خصوصیات جسمى و زیبایى دخترى که مى‏خواهد با او ازدواج کند، عکس یا فیلم او را
مشاهده کند؟ در صورتى که دختر، فامیل و آشنا باشد، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت باشد، اشکال ندارد ؛ هر چند آن
دختر از فامیل و آشنایان باشد.[۶۲۸]
 
نگاه به دختران
 پرسش ۳۳۸ . شخصى قصد ازدواج دارد، آیا
مى‏تواند بدون قصد لذت به چهره و موى خانم‏ها (مثلاً در خیابان) نگاه کند، تا یکى
را بپسندد و بعد از او خواستگارى کند؟

همه مراجع: این نوع نگاه‏ها جایز نیست.[۶۲۹]
 تبصره. نگاه به بدن زن، به منظور ازدواج با او
شرایطى دارد و پرسش یاد شده، خارج از این موارد است.
 
نگاه به نامزد
 پرسش ۳۳۹ . آیا نگاه مرد به بدن نامزد خود -
که هنوز نامحرم است ؛ ولى ازدواج با او قطعى است - جایز است؟

همه مراجع: خیر، نامزد نامحرم، با سایر زنان تفاوتى ندارد.[۶۳۰]
نگاه خواستگارى
 پرسش ۳۴۰ . مرد تا چه اندازه مى‏تواند به بدن
زن، هنگام خواستگارى نگاه کند (البته با رعایت شرایط خاص خود)؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و فاضل: مى‏تواند به بدن دختر نگاه
کند ؛ هر چند احتیاط مستحب است که تنها به دست و صورت و پاها، مو و مقدارى از بدن
(مانند گردن و بالاى سینه) اکتفا کند.[۶۳۱]
آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى و مکارم: تنها مى‏تواند به دست
و صورت، پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سینه) دختر نگاه کند.[۶۳۲]
آیه‏اللّه‏ صافى: بنا بر احتیاط واجب، تنها به صورت و دست‏ها تا
مچ اکتفا کند[۶۳۳].
آیه‏اللّه‏ نورى: مى‏تواند به دست و صورت، پاها، مو و مقدارى از
بدن (مانند گردن و بالاى سینه) دختر نگاه کند و اگر نتواند از خصوصیات سایر بدن، از
روى لباس آگاهى پیدا کند، نگاه به تمام بدن جایز است.[۶۳۴]
 تبصره. نگاه به دختر براى خواستگارى شرایطى دارد
که عبارت است از:
 ۱. به قصد لذت و ریبه نباشد.
۲. براى آگاهى از وضع جسمانى او باشد.
۳. مانعى از ازدواج در میان نباشد.
۴. احتمال بدهد که دختر او را رد نمى‏کند.
نگاه به برجستگى‏ها
 پرسش ۳۴۱ . آیا نگاه به برجستگى‏هاى بدن زن
نامحرم (مانند سینه و پشت)، از روى لباس و مانتو جایز است؟

همه مراجع: اگر با قصد لذت باشد و یا بترسد که به گناه بیفتد،
نگاه به این مواضع جایز نیست.[۶۳۵]
 
نگاه لذّت آور
 پرسش ۳۴۲ . اگر انسان همان طور که از دیدن
باغ و گلستان لذت مى‏برد، از نگاه کردن به چهره زن لذت ببرد ؛ آیا این کار حرام است
و مصداق قصد لذت به حساب مى‏آید؟

همه مراجع: این گونه نگاه‏ها، چون جنبه لذت جنسى دارد، جایز
نیست.[۶۳۶]
 
نگاه به چشم خواهرى
 پرسش ۳۴۳ . نگاه به زنان نامحرم - به ویژه
فامیل و آشنا - بدون قصد لذت و تنها از روى علاقه و محبت (مثلاً به چشم خواهرى)، چه
حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز صافى): اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام
باشد، نگاه به صورت و دست آنان تا مچ جایز است ؛ ولى نگاه به جاهاى دیگر (هر چند
بدون قصد لذت) حرام است.[۶۳۷]
آیه‏اللّه‏ صافى: نگاه به بدن آنان (هر چند بدون قصد لذت) حرام
است و بنابر احتیاط واجب، به صورت و دست آنان تا مچ نیز بدون قصد لذت نگاه نشود.[۶۳۸]
 
نگاه از آینه
 پرسش ۳۴۴ . آیا نگاه به موهاى زن نامحرم، از
داخل آینه جایز است؟

همه مراجع: خیر، جایز نیست.[۶۳۹]
 تبصره. حکم نگاه از آینه، شیشه، آب صاف و مانند
آن، با نگاه به عکس و فیلم زن تفاوت دارد. نگاه از داخل آینه به زن نامحرم جایز
نیست ؛ ولى نگاه به عکس و فیلم او (اگر نا آشنا باشد)، جایز است.
 
نگاه به مرد
 پرسش ۳۴۵ . حکم نگاه کردن زن به بازو و آرنج
مرد نامحرم چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و صافى: جایز نیست.[۶۴۰]
 آیه‏اللّه‏ بهجت: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۶۴۱]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم، نورى و وحید: اگر بدون
قصد لذّت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد.[۶۴۲]
نگاه به دختر بچه
 پرسش ۳۴۶ . آیا نگاه کردن به مو و بدن دختر
نابالغ جایز است؟

آیات عظام امام و سیستانى: اگر بدون قصد لذّت و ترس افتادن به
حرام باشد، اشکال ندارد ؛ ولى بنابر احتیاط (مستحب) به جاهایى (مانند ران، شکم و
سینه) که معمولاً آنها را مى‏پوشانند، نگاه نکند.[۶۴۳]
آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر دخترى است که خوب و بد را مى‏فهمد، بنابر
احتیاط واجب نگاه به او - خواه با قصد لذّت یا بدون آن - جایز نیست.[۶۴۴]
آیات عظام تبریزى، صافى و وحید: اگر دخترى است که خوب و بد را
مى‏فهمد (و به حدى رسیده که مورد نظر شهوانى است) ؛ در این صورت نگاه به او - هر
چند بدون قصد لذّت - جایز نیست.[۶۴۵]
آیات عظام فاضل، مکارم و نورى: اگر بدون قصد لذّت و ترس افتادن
به حرام باشد، اشکال ندارد ؛ ولى بنابر احتیاط واجب به جاهایى (مانند ران، شکم و
سینه) که معمولاً آنها را مى‏پوشانند، نگاه نکند.[۶۴۶]
 
عکس کودکى
 پرسش ۳۴۷ . دیدن عکس دوران کودکى زن نامحرم،
در صورتى که پوشش کافى نداشته باشند، چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز سیستانى): اگر نگاه به آن باعث هتک وى و تحریک
شهوت نشود، اشکال ندارد.[۶۴۷]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر عکس یاد شده، حکایت از وضع کنونى زن
کند و او را نیز بشناسد، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[۶۴۸]
 
فیلم نامحرم
 پرسش ۳۴۸ . نگاه به عکس و فیلم برخى از
فامیل‏ها و آشنایان که از نظر حجاب بى‏بند و بار و بى‏باک هستند، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، مکارم، نورى و وحید: اگر باعث
مفسده نشود، اشکال ندارد.[۶۴۹]
آیات عظام بهجت و فاضل: بنابر احتیاط واجب، نگاه به عکس و فیلم
آنان، جایز نیست.[۶۵۰]
آیات عظام خامنه‏اى و صافى: نگاه به عکس و فیلم آنان جایز نیست.[۶۵۱]
 
 فیلم مجاز
 پرسش ۳۴۹ . نگاه به فیلم‏هاى مجاز داخلى و
خارجى - که از سوى وزارت ارشاد اجازه داده شده است - چه حکمى دارد؟

همه مراجع: [اگر در حد ابتذال نبوده] و بدون قصد لذت و ترس
افتادن به گناه باشد و باعث مفاسد و انحرافات اخلاقى نشود، اشکال ندارد (خواه فیلم
داخلى باشد یا خارجى).[۶۵۲]
فیلم تحریک همسر
 پرسش ۳۵۰ . آیا زن و شوهر براى تحریک جنسى،
مى‏توانند به فیلم‏هاى سکس و مبتذل نگاه کنند؟

همه مراجع (به جز تبریزى): خیر، تحریک شهوت به وسیله فیلم‏هاى
مبتذل و جنسى جایز نیست.[۶۵۳]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: نگاه به فیلم‏هایى که باعث تحریک شهوت بر
حرام و یا ترویج فساد در جامعه مى‏شود، جایز نیست.[۶۵۴]
 
فیلم تحریک کننده
 پرسش ۳۵۱ . اگر با مشاهده فیلم‏هاى
شهوت‏انگیز، مقدارى از شهوت انسان فروکش کند و در جلوگیرى از ارتکاب حرام مؤثر باشد
؛ آیا مشاهده آن جایز است؟

 همه مراجع: نگاه به این فیلم‏هاى شهوت انگیز،
جایز نیست و توجیه یاد شده، مجوز ارتکاب حرام دیگر نمى‏شود.[۶۵۵]
 
فیلم مبتذل
 پرسش ۳۵۲ . نگاه به فیلم‏هاى مبتذل - که
بیشتر زنان غیرمسلمان در آن بازى مى‏کنند - در صورتى که موجب تحریک انسان نشود، چه
حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): با توجه به اینکه دیدن این
گونه فیلم‏ها، شهوت برانگیز و مقدمه ارتکاب گناه است، نگاه به آنها حرام است.[۶۵۶]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: نگاه به فیلم‏هایى که موجب تحریک شهوت بر
حرام یا ترویج فساد در جامعه باشد، جایز نیست.[۶۵۷]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه نیز
باشد، بنابر احتیاط واجب نگاه به زنان جایز نیست.[۶۵۸]
 
عکس اینترنتى
 پرسش ۳۵۳ . در حین کار با شبکه اینترنت گاهى
در کنار برخى از مقالات، عکس‏هاى مبتذل دیده مى‏شود که ناگزیر از دیدن آنها هستیم ؛
راهنمایى شما چیست؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل و وحید: اگر
به طور اتفاقى چشمتان به آن بیفتد، اشکال ندارد ؛ ولى نگاه به آن با قصد لذت حرام
است و بنابر احتیاط واجب، بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه، جایز نیست.[۶۵۹]
آیات عظام بهجت، صافى، مکارم و نورى: اگر به طور اتفاقى چشمتان
به آن بیفتد، اشکال ندارد ؛ ولى نگاه عمدى به آن (هر چند بدون قصد لذت)، جایز نیست.
 
سانسور فیلم
 پرسش ۳۵۴ . دیدن فیلم‏هاى مبتذل به منظور
سانسور کردن آن، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و مکارم: اگر بدون قصد لذت و
ترس افتادن به حرام باشد، براى مأموران نظارت در مقام عمل به وظیفه قانونى - به
مقدار ضرورت - اشکال ندارد ؛ ولى باید از قصد لذت اجتناب کنند. واجب است افرادى که
براى نظارت و بررسى گمارده مى‏شوند، از جهت فکرى و روحى زیر نظر راهنمایى مسؤولان
باشند.[۶۶۰]
آیات عظام بهجت، صافى و وحید: نگاه به این فیلم‏ها - که همیشه
با نگاه شهوت برانگیز همراه است - جایز نیست.[۶۶۱]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر با قصد لذت باشد، حرام است. اگر بدون
قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، بنابر احتیاط واجب، نگاه کردن به آن جایز نیست.[۶۶۲]
 
ظهور فیلم
 پرسش ۳۵۵ . ظهور فیلم‏هاى عکاسى و میکس به
وسیله مرد، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر زن را نشناسد و باعث مفسده نشود، اشکال ندارد.[۶۶۳]
 
فیلم‏بردارى مجالس
 پرسش ۳۵۶ . در حالى که مى‏دانیم مردان فامیل
و آشنا، فیلم ما را مشاهده مى‏کنند ؛ آیا بر ما (زنان) جایز است بدون حجاب در مقابل
فیلم‏بردار ظاهر شویم؟

همه مراجع: خیر، باید حجاب خود را رعایت کنید.[۶۶۴]
نگاه به ورزشکاران
 پرسش ۳۵۷ . حضور بانوان در میادین ورزشى
مردان (مانند فوتبال و کشتى) وقتى که با شورت و زیرپوش بازى مى‏کنند، چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و سیستانى): نگاه زن به بدن
نامحرم جایز نیست ؛ هر چند بدون قصد لذت باشد.[۶۶۵]
آیه‏اللّه‏ بهجت: نگاه به آنها بنابر احتیاط واجب جایز نیست و
اگر باعث مفسده شود، حضور آنان حرام است.[۶۶۶]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: با توجه به اینکه حضور زنان در این
گونه ورزشگاه‏ها، باعث مفسده است، جایز نیست.[۶۶۷]
 
فیلم ورزشى
 پرسش ۳۵۸ . حکم تماشاى کشتى‏گیران و سایر
ورزشکاران با بدن نیمه برهنه، از تلویزیون براى بانوان چگونه است؟

آیات عظام امام، فاضل، سیستانى، نورى و وحید: اگر بدون قصد لذت
و ترس افتادن به حرام باشد و باعث مفسده هم نشود، اشکال ندارد.[۶۶۸]
آیات عظام بهجت، صافى و مکارم: با توجه به اینکه نگاه به این
نوع برنامه‏ها، باعث فساد و تهییج شهوت مى‏شود، جایز نیست.[۶۶۹]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر به طور غیرزنده پخش شود و قصد لذت و ترس
افتادن به حرام نباشد، اشکال ندارد. اما اگر به طور زنده پخش شود، در هر حال جایز
نیست.[۶۷۰]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر به طور غیر زنده پخش شود و قصد لذت و
ترس افتادن به حرام نباشد، اشکال ندارد. و اگر به طور زنده پخش شود، در هر حال بنا
بر احتیاط واجب جایز نیست.[۶۷۱]
 تبصره. فرض مسأله، جایى است که مردان ورزشکار و
کشتى‏گیر ناشناس باشند (یعنى او را از غیرطریق فیلم به طور شخصى نشناسد) وگرنه به
فتواى همه مراجع تقلید، تماشاى آن حرام است.
 
 
 
 
 
احکام ازدواجبازگشت به فهرست
 
 
 
اهمیت ازدواج
 پرسش ۳۵۹ . درباره اهمیت ازدواج و فواید آن
توضیح دهید؟

«وَ أَنکِحُوا الأَیامى مِنکُم وَ الصّالِحِینَ مِن عِبادِکُم
وَ إِمائِکُم إِن یکُونُوا فُقَراءَ یغنِهِمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ
عَلِیمٌ »[۶۷۲]
؛ «مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهید و نیز غلامان و کنیزان شایسته را اگر
فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏سازد ؛ خداوند گشایش
دهنده و آگاه است».
هیچ شالوده‏اى مقدس‏تر از بناى رفیع ازدواج نیست[۶۷۳]
و هر ملتى در دین و آیین خود، به نوعى از آن بهره‏مند است. دین اسلام بیش از همه،
بر آن تأکید فراوان دارد و آثار و فواید مهمى براى آن یاد کرده است. فقیهان، ازدواج
را از مستحبّات مؤکّد بر شمرده و آن را براى کسى که به سبب نگرفتن همسر به گناه
بیفتد، واجب دانسته‏اند. نبى اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «هر کس ازدواج کند،
به درستى که از نصف دینش پاسدارى کرده است».[۶۷۴]
 ازدواج داراى چند فایده است:
۱. بقاى نسل،
۳. آرامش و تعادل روحى و جسمى،
۳. سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه،
۴. ارضاى حس محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن و... .
زن و مرد از سه راه به یکدیگر محرم مى‏شوند: نسب (خویشاوندى)،
رضاع (شیرخوردن) و ازدواج. راه سوم (ازدواج) بر دو قسم است: دائمى و موقت. عقد دائم
آن است که مدّت زناشویى در آن تعیین نشود و عقد موقّت آن است که مدت زناشویى در آن
تعیین شود. براى مثال زن را به مدت یک ساعت، یک روز، یک ماه، یک سال و یا بیشتر عقد
نمایند[۶۷۵].
زنى را که به این قسم عقد کنند، متعه و صیغه نیز مى‏نامند. هر دو ازدواج در بسیارى
از احکام و مسائل مشترک است ؛ به عنوان مثال در هر دو باید صیغه خوانده شود و تنها
راضى بودن زن و مرد کافى نیست. خود زن و مرد مى‏توانند این صیغه را بخوانند و یا
دیگرى را وکیل کنند که از طرف آنان بخواند. در پاره‏اى از مسائل نیز با یکدیگر
تفاوت دارد ؛ مانند:
۱. ذکر نشدن مهر در عقد دائم، عقد را باطل نمى‏سازد ؛ بر خلاف
عقد موقت.
۲. زن و شوهر در عقد دائم از یکدیگر ارث مى‏برند ؛ بر خلاف عقد
موقت.
۳. جایز نیست زن و شوهر در عقد دائم شرط کنند که نزدیکى انجام
نگیرد ؛ بر خلاف عقد موقّت.
۴. شوهر در عقد دائم باید نفقه زن را بپردازد ؛ برخلاف عقد
موقّت.
۵. زن در عقد دائم بدون اجازه شوهر نمى‏تواند بیرون برود ؛ ولى
در عقد موقت مى‏تواند ؛ مگر آنکه باعث تضییع حق شوهر شود.
۶. ذکر مدت در عقد دائم لازم نیست ؛ ولى در عقد موّقت باید مدّت
ذکر شود.
 
شرایط عقد ازدواج
 پرسش ۳۶۰ . شرایط عقد ازدواج چیست؟
ازدواج داراى شرایطى است ؛ از جمله:
۱. به صورت شفاهى صیغه خوانده شود، نه نوشتارى.
۲. قصد انشاى عقد داشته باشند.
۳. بین ایجاب و قبول موالات رعایت شود.
۴. صیغه را به صورت صحیح بخوانند.
۵. خواننده صیغه عاقل و بالغ باشد.
۶. زن و مرد به ازدواج راضى باشند.
 
ازدواج‏هاى حرام
 پرسش ۳۶۱ . ازدواج‏هاى حرام کدام است؟
ازدواج با افراد زیر حرام است:
۱. محارم،
۲. زن شوهردار،
۳. خواهرزن،
۴. زن عده دار،
۵. خواهر لواط دهنده،
 ۶. کافر غیرکتابى (مانند کمونیست‏ها)،
۷. در حال احرام،
۸. ازدواج دائم با زن پنجم.
هم‏خوابى دوران عقد
 پرسش ۳۶۲ . آیا در زمان عقد (پیش از عروسى)،
اجازه پدر عروس در مورد هم‏خوابى شرط است؟

همه مراجع: اگر دختر در خانه پدر باشد، رفت و آمد به آن خانه
براى ارتباط زناشویى، باید با اجازه پدر او باشد.[۶۷۶]
 
وجوب ازدواج
 پرسش ۳۶۳ . آیا ازدواج در اسلام واجب است، یا
اینکه شخص مى‏تواند تا پایان عمر خود مجرد بماند؟

همه مراجع: اصل ازدواج در اسلام واجب نیست و از مستحبّاتى است
که به آن بسیار سفارش شده است ؛ ولى اگر کسى به واسطه نداشتن همسر، به حرام بیفتد،
ازدواج بر او واجب مى‏گردد و حق ندارد تا پایان عمر مجرد باشد.
 
تأخیر ازدواج
 پرسش ۳۶۴ . اگر جوانى از نظر شغلى و مالى،
قادر به ازدواج نباشد ؛ آیا باز ازدواج بر او واجب است؟

 همه مراجع: اگر امکانات ازدواج براى او فراهم
نباشد، معذور است ؛ ولى باید خود را از گناه حفظ کند.[۶۷۷]
 
حلقه داماد
 پرسش ۳۶۵ . آیا خانواده عروس، مى‏تواند براى
داماد حلقه و انگشتر طلا تهیه کند؟

همه مراجع: خرید آن جایز نیست.[۶۷۸]
 
طلاى زرد
 پرسش ۳۶۶ . زینت مردان با طلاى زرد چه حکمى
دارد؟

همه مراجع: پوشیدن طلا - مانند آویختن زنجیر طلا به گردن و به
دست کردن انگشتر و ساعت طلا - براى مرد حرام است.[۶۷۹]
 
طلاى سفید
 پرسش ۳۶۷ . طلاى سفید براى مردان چه حکمى
دارد؟

همه مراجع: اگر از جنس طلا باشد، جایز نیست ؛ هر چند به رنگ
سفید باشد.[۶۸۰]
 
 حکم پلاتین
 پرسش ۳۶۸ . آیا در دست کردن و استفاده از
پلاتین براى مرد اشکال دارد؟

همه مراجع: استفاده از پلاتین اشکال ندارد.[۶۸۱]
 تبصره. پلاتین طلا نیست و فلز دیگرى است.
زمان عروسى
 پرسش ۳۶۹ . آیا مراسم عقد و عروسى در ماه
محرم و صفر جایز است؟

همه مراجع: برگزارى این نوع مراسم، اگر توأم با معصیت و یا هتک
حرمت حضرت سیدالشهدا علیه‏السلام نباشد، اشکال ندارد. اما براى مؤمنان سزاوار است
که حرمت این ایام را پاس بدارند و از انجام کارهاى شادى آفرین بپرهیزند.[۶۸۲]
 
دوران نامزدى
 پرسش ۳۷۰ . تفریح و رفتن به گردش با نامزد
خود - که هنوز عقد نکرده است - چه حکمى دارد؟

همه مراجع: تا زمانى که عقد شرعى خوانده نشده، جایز نیست.[۶۸۳]
 
صیغه موقت
 پرسش ۳۷۱ . زن و مردى صیغه موقّت جارى
مى‏کنند و بعد از آمیزش متوجه مى‏شوند که عقدشان به جهتى باطل بوده است ؛ آیا این
کار آنان در حکم زنا است و بچه به دنیا آمده نامشروع است؟

همه مراجع: با توجه به اینکه به مسأله آگاه نبوده‏اند، عملشان
زنا نبوده و بچه نیز حلال‏زاده است و اگر بخواهند به زندگى موقّت ادامه دهند، باید
دوباره صیغه عقد را جارى کنند.[۶۸۴]
مدت عقد موقت
 پرسش ۳۷۲ . حداقل و حداکثر مدت در عقد موقّت
چه مقدار است؟

همه مراجع (به جز تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید): عقد موقت
اندازه معینى ندارد و مقدار آن، با توافق دو طرف انجام مى‏پذیرد.[۶۸۵]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: ...باید مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر و
یا یکى از آنها بیشتر نباشد که در این صورت عقد باطل خواهد بود.[۶۸۶]
آیات عظام تبریزى، مکارم و وحید: ...بنابر احتیاط واجب، باید
مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر یا یکى از آنها بیشتر نباشد. در غیر این صورت،
احتیاط واجب آن است که احکام عقد دائم را بر آن جارى سازند.[۶۸۷]
 
عقد دائم
 پرسش ۳۷۳ . آیا جایز است پیش از تمام شدن مدت
عقد موقت، زن را به عقد دائم خود در آورد؟

همه مراجع: خیر، جایز نیست ؛ ولى مى‏تواند مدت باقى مانده را به
او ببخشد و سپس عقد دائم بخواند.[۶۸۸]
صیغه عقد عربى
 پرسش ۳۷۴ . آیا در عقد ازدواج - خواه دائم یا
موقت - عربى خواندن شرط است؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، مکارم، سیستانى و وحید:
بنابر احتیاط واجب باید صیغه به عربى صحیح خوانده شود.[۶۸۹]
آیه‏اللّه‏ بهجت: خیر شرط نیست ؛ بلکه مى‏توانند به هر زبانى که
خواستند بخوانند. اما احتیاط مستحب (بهتر) آن است که به عربى بخوانند.[۶۹۰]
آیات عظام صافى، فاضل و نورى: باید صیغه به عربى صحیح خوانده
شود.[۶۹۱]
 
اشتباه صیغه عقد
 پرسش ۳۷۵ . اگر در خواندن عقد نکاح یک حرف یا
بیشتر اشتباه شود، آیا عقد باطل است؟

همه مراجع: اگر معناى آن عوض شود، عقد باطل است.[۶۹۲]
 
خواندن صیغه عقد
 پرسش ۳۷۶ . کسى که معناى لفظ عربى صیغه
ازدواج را نمى‏داند، مى‏تواند آن را بخواند؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، جایز نیست ؛ مگر آنکه معناى هر
کلمه از عقد را جداگانه بداند و کلمات آن را صحیح ادا کند.[۶۹۳]
آیه‏اللّه‏ بهجت: بنابر احتیاط واجب، نمى‏تواند آن را به عربى
بخواند ؛ مگر آنکه بخواهد ترجمه آن را به زبان فارسى و یا زبان دیگرى جارى کند. در
این صورت احتیاط مستحب آن است که هر دو را بخواند (عربى و ترجمه آن).[۶۹۴]
 
صیغه عقد فارسى
 پرسش ۳۷۷ . آیا زن و مرد مى‏توانند خودشان
صیغه ازدواج را به فارسى بخوانند یا اینکه باید وکیل بگیرند تا عربى خوانده شود؟

آیات عظام امام، سیستانى، صافى، مکارم، نورى و وحید: اگر
نمى‏توانند خودشان به صورت عربى صحیح بخوانند، مى‏توانند به فارسى و یا هر زبان
دیگرى صیغه را اجرا کنند ؛ ولى باید در همان زبان، لفظى را بگویند که معناى «زوجت»
و «قبلت» را بفهماند و لازم نیست وکیل بگیرند.[۶۹۵]
آیه‏اللّه‏ بهجت: خواندن عقد نکاح به زبان فارسى و یا هر زبان
دیگرى جایز است ؛ هر چند توانایى بر خواندن زبان عربى هم داشته باشند و وکیل گرفتن
لازم نیست.[۶۹۶]
آیات عظام تبریزى و فاضل: اگر نمى‏توانند خودشان به صورت عربى
صحیح بخوانند، چنانچه گرفتن وکیل برایشان ممکن باشد - بنابر احتیاط واجب - باید
وکیل بگیرند و اگر ممکن نیست، مى‏توانند خودشان به زبان فارسى و یا هر زبان دیگرى
صیغه را اجرا کنند ؛ ولى باید در همان زبان، لفظى را بگویند که معناى «زوجت» و
«قبلت» را بفهماند.[۶۹۷]
 پرسش ۳۷۸ . اگر دختر و پسرى بخواهند خودشان
صیغه عقد موقت بخوانند، کیفیت آن به چه شکل است؟

همه مراجع: پس از تعیین مهر و مدت عقد و رعایت شرایط عقد (مانند
اجازه پدر دختر)، نخست دختر بگوید: «زَوَّجتُکَ نَفسى فِى المُدَّةِ المَعلومَةِ
عَلَى المَهرِ المَعلُومِ» و پس از آن بدون فاصله (طولانى) پسر بگوید: «قَبِلتُ
التَّزویجَ».[۶۹۸]
 
مجلس عقد
 پرسش ۳۷۹ . آیا زن و شوهر باید در مجلسى که
صیغه عقد خوانده مى‏شود، حضور داشته باشند؟

همه مراجع: خیر، لازم نیست.[۶۹۹]
 
روابط مشروع
 پرسش ۳۸۰ . آیا هیچ راه شرعى و قانونى - به
جز ازدواج - وجود دارد که دو جوان روابط مشروع با هم داشته باشند؟ آیا در اسلام
چیزى به نام صیغه خواهر و برادرى وجود دارد؟

همه مراجع: خیر، تنها راه، ازدواج - به طور دائم یا موقّت - است
و صیغه خواهر و برادرى با نامحرم مشروع نیست.[۷۰۰]
 
وکیل عقد ازدواج
 پرسش ۳۸۱ . آیا خود مرد مى‏تواند از طرف زن،
وکیل شود و عقد را بخواند؟

همه مراجع: آرى، مى‏تواند.[۷۰۱]
ازدواج اجبارى
 پرسش ۳۸۲ . اگر پدر و مادر فرزندان خود (پسر
یا دختر) مجبور سازند با شخص غیر مورد علاقه خود ازدواج کنند، آیا عقد صحیح است؟

همه مراجع: خیر، در فرض یاد شده عقد باطل است.[۷۰۲]
 
عقد در چت
 پرسش ۳۸۳ . آیا جایز است عقد ازدواج را از
طریق چت و به صورت آنلاین و زنده، اجرا کرد؟

همه مراجع: اگر شرایط صحت عقد را رعایت کنند و صداى یکدیگر را
بشنوند و بین جملات آنان فاصله طولانى نیفتد، اشکال ندارد و عقد صحیح است.[۷۰۳]
 
عقد معاطاتى
 پرسش ۳۸۴ . آیا عقد و نکاح معاطاتى نیز جایز
است؟ به عنوان مثال پسر انگشترى را در دست دختر کند به قصد اینکه همسر یکدیگر شوند،
بى‏آنکه صیغه عقد بخوانند؟

همه مراجع: ازدواج معاطاتى، درست نیست و باید صیغه بخوانند.[۷۰۴]
شاهد ازدواج
 پرسش ۳۸۵ . آیا در عقد ازدواج، شاهد گرفتن
لازم است؟

همه مراجع: خیر، در عقد ازدواج - خواه دائم یا موقت - حضور شاهد
لازم نیست.[۷۰۵]
 
اجازه پدر
 پرسش ۳۸۶ . آیا در ازدواج با دختر باکره،
اجازه پدر یا جد پدرى واجب است و اگر بدون اجازه عقد بخوانند، عقدشان باطل است؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، مکارم و نورى: آرى، باید با
اجازه پدر یا جدّ پدرى دختر باشد و بدون اجازه او عقد باطل است.[۷۰۶]
 آیات عظام بهجت، فاضل: از نظر تکلیفى، احتیاط
واجب آن است که با اجازه پدر یا جدّ پدرى باشد، ولى اگر بدون اجازه عقد بخوانند،
عقد باطل نیست.[۷۰۷]
آیات عظام خامنه‏اى، صافى و وحید: بنا بر احتیاط واجب، باید با
اجازه او باشد و اگر بدون اجازه عقد بخوانند بنا بر احتیاط واجب، عقد باطل است.[۷۰۸]
 
اجازه عقد موقت
 پرسش ۳۸۷ . آیا عقد موقت نیز مانند عقد دائم،
احتیاج به اجازه پدر دارد؟

همه مراجع: آرى، تفاوتى بین آن دو نیست.[۷۰۹]
صیغه محرمیت
 پرسش ۳۸۸ . ما دو نفر همکار مجرد هستیم، براى
آنکه روابط مان از نظر شرعى دچار مشکل نشود و به گناه کشیده نشویم، مى‏توانیم بدون
اجازه پدر دختر، ازدواج موقت کنیم؟

همه مراجع: روابط کارى و تحصیلى باعث نمى‏شود، اذن پدر یا جد
پدرى دختر از اعتبار بیفتد.[۷۱۰]
 
تفاوت مرجع تقلید
 پرسش ۳۸۹ . اگر مرد مقلد مرجعى باشد که معتقد
است ازدواج موقت دختر باکره بدون اجازه پدرش جایز نیست ؛ ولى دختر مقلد کسى است که
مى‏گوید اجازه پدر لازم است ؛ آیا مرد مى‏تواند این دختر را بدون اجازه پدرش عقد
کند؟

همه مراجع: در این فرض نیز باید با اجازه پدر دختر باشد.[۷۱۱]
 
رضایت قلبى پدر
 پرسش ۳۹۰ . اگر دختر گفت: پدر و مادرم رضایت
قلبى به ازدواج دارند ؛ آیا مى‏توان به گفته او بدون اذن پدر با او ازدواج کرد؟

همه مراجع: در اذن پدر، اظهار لازم است و رضایت قلبى کافى نیست.[۷۱۲]
 
ازدواج دختر
 پرسش ۳۹۱ . اگر دختر بکارتش را در دوران
کودکى از دست داده باشد (البته نه از راه نامشروع ؛ بلکه مثلاً با بازى و ورزش)،
آیا در ازدواج با او، اجازه پدرش شرط است؟

همه مراجع: این دختر حکم دختر باکره را دارد.[۷۱۳]
 
طلاق دختر
 پرسش ۳۹۲ . اگر دختر باکره‏اى شوهر کند و
بدون اینکه با او نزدیکى شود، طلاق بگیرد ؛ آیا ازدواج با او نیاز به اجازه پدر
دارد؟

آیات عظام امام، سیستانى و نورى: آرى، باید با اجازه او باشد.[۷۱۴]
آیات عظام بهجت، تبریزى، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مکارم و وحید:
بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه او باشد.[۷۱۵]
عقد مخفیانه نامزد
 پرسش ۳۹۳ . اگر پدر دختر به ازدواج دائم با
جوانى اجازه دهد ؛ آیا آنان مى‏توانند براى آشنایى از خصوصیات یکدیگر، بدون اطلاع
خانواده او، عقد موقت بخوانند؟

همه مراجع: در این فرض نیز اعتبار اجازه پدر براى خواندن عقد
موقت ساقط نمى‏شود[۷۱۶].
 
فوت پدر
 پرسش ۳۹۴ . دختر باکره رشیده‏اى که پدرش فوت
کرده، اجازه چه کسى براى عقد او لازم است؟

همه مراجع (به جز مکارم): در ازدواج با دختر باکره به جز اجازه
پدر و یا جد پدرى، اجازه فرد دیگرى لازم نیست.[۷۱۷]
آیه‏اللّه‏ مکارم: در صورت فوت پدر و جدّ پدرى، عقد موقت دختر
با اجازه حاکم شرع باشد.
 
روابط قبل عقد
 پرسش ۳۹۵ . آیا دختر و پسر عاقل و بالغ،
مى‏توانند بدون اطلاع خانواده براى ازدواج با هم صحبت کنند و سپس خانواده را مطلع
سازند؟

همه مراجع: خواستگارى و گفت‏وگوى پیش از عقد، اگر مفسده نداشته
و بدون قصد لذت و ترس افتادن در گناه باشد، اشکال ندارد.[۷۱۸]
مخالفت پدر
 پرسش ۳۹۶ . در صورتى که دختر و پسرى هم کفو
باشند ؛ ولى پدر دختر مخالف ازدواج آنها باشد، آیا باز هم رضایت او لازم است؟ (باید
توجه داشت دختر بالغ و رشیده است و نیاز به ازدواج دارد)؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و صافى): اگر پسر - شرعا و عرفا
- کفو و همتاى دختر باشد، اجازه پدر لازم نیست.[۷۱۹]
 آیات عظام بهجت و تبریزى: اگر پسر - شرعا و عرفا
- کفو و همتاى دختر باشد و ازدواج هم به مصلحت او باشد، اجازه پدر لازم نیست.[۷۲۰]
آیات عظام خامنه‏اى و صافى: اگر پسر - شرعا و عرفا - کفو و
همتاى دختر باشد و کفو دیگرى نیز پیدا نشود، اجازه پدر لازم نیست.[۷۲۱]
 
رضایت پدر
 پرسش ۳۹۷ . در صورتى که ولى دختر باکره، به
اصل ازدواج دخترش با جوانى راضى است ؛ ولى نسبت به خصوصیات ازدواج (مانند مقدار مهر
و تعیین زمان عقد و عروسى و...) مخالف است و خود پسر و دختر توافق دارند ؛ آیا در
این صورت هم اجازه پدر لازم است؟

همه مراجع: اگر پدر با اصل ازدواج موافق است، ولى نسبت به
خصوصیات آن مخالف باشد ؛ در این صورت اجازه او لازم نیست و عقد صحیح است.[۷۲۲]
ازدواج مجدد
 پرسش ۳۹۸ . آیا زن مى‏تواند در ضمن عقد
ازدواج، شرط کند که شوهر او همسر دوم اختیار نکند؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، فاضل، مکارم و نورى: خیر، این
شرط صحیح و نافذ نیست ؛ ولى اگر شرط کند که: «زن وکیل شوهر باشد، چنانچه شوهر
ازدواج مجدد نماید، خود را طلاق دهد»، صحیح است.[۷۲۳]
 آیات عظام تبریزى، سیستانى و صافى: آرى، این شرط
صحیح و نافذ است و اگر شوهر بعد از ازدواج، به این شرط عمل نکرد و ازدواج مجدد
نمود، گناه کرده است.[۷۲۴]
آیه‏اللّه‏ وحید: بنابر احتیاط واجب، این شرط صحیح و نافذ نیست
؛ ولى اگر شرط کند که: «زن وکیل شوهر باشد، چنانچه شوهر ازدواج مجدد نماید، خود را
طلاق دهد»، صحیح است.[۷۲۵]
 
زنان بدکاره
 پرسش ۳۹۹ . صیغه کردن زنان بدکاره چه حکمى
دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى و صافى: ازدواج موقت با او
کراهت شدید دارد و اگر با او ازدواج کرد، واجب است او را از کار زشتش باز دارد.[۷۲۶]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم، نورى و وحید: بنا بر
احتیاط واجب پیش از توبه او، جایز نیست.[۷۲۷]
 
ازدواج با بى‏نماز
 پرسش ۴۰۰ . آیا ازدواج با شخصى که نماز
نمى‏خواند، جایز است؟

 همه مراجع: ازدواج با او جایز است ؛ ولى کراهت
دارد.[۷۲۸]
 تبصره. ازدواج با فرد فاسق کراهت دارد و کسى که
نماز نمى‏خواند، مصداق بارز فسق شمرده مى‏شود.
 
ازدواج با اهل سنت
 پرسش ۴۰۱ . حکم ازدواج دختر شیعه با مردى از
اهل تسنن چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و وحید): ازدواج دختر شیعه با
مرد سنى، مکروه است ؛ ولى اگر بترسد که بر اثر ازدواج با او به گمراهى بیفتد، جایز
نیست.[۷۲۹]
آیات عظام بهجت، تبریزى و وحید: اگر بترسد که بر اثر ازدواج با
او به گمراهى بیفتد، جایز نیست و در غیر این صورت بنا بر احتیاط واجب، با او ازدواج
نکند.[۷۳۰]
 تبصره. ازدواج با برخى از فرقه‏ها مانند: غلات،
ناصبى‏ها و خوارج - که خود را مسلمان مى‏پندارند، ولى در حقیقت محکوم به کفر هستند
- جایز نیست.
زن شوهردار
 پرسش ۴۰۲ . هرگاه با زنى به صورت دائم یا
موقّت ازدواج کند، آن‏گاه معلوم شود که شوهر دارد، تکلیف چیست؟

همه مراجع: عقد باطل است و باید از او جدا شود و نیاز به طلاق
هم ندارد.[۷۳۱]
 
 خواهر لواط دهنده
 پرسش ۴۰۳ . شخصى پس از بلوغ با پسر بچه‏اى
نابالغ، وطى (لواط) کرده ؛ بعد خواهر او را گرفته است. پس از ازدواج متوجه مى‏شود
که ازدواج با او حرام بوده ؛ اکنون تکلیف چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى): در فرض یاد شده، آن زن بر مرد حرام
است و باید از اوجدا شود و نیاز به طلاق هم ندارد.[۷۳۲]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: بنا بر احتیاط واجب زن بر مرد حرام است و
باید از او جدا شود و بنا بر احتیاط طلاق هم بدهد.[۷۳۳]
 
 پرسش ۴۰۴ . اگر لواط کننده و لواط دهنده هر
دو نابالغ باشند، آیا باز ازدواج با خواهر لواط دهنده حرام مى‏شود؟

آیات عظام امام، بهجت و نورى: آرى، ازدواج با خواهر او حرام
مى‏شود.[۷۳۴]
آیات عظام تبریزى، صافى، فاضل و مکارم: خیر، ازدواج با خواهر او
حرام نمى‏شود.[۷۳۵]
آیات عظام سیستانى و وحید: بنابر احتیاط واجب، ازدواج باخواهر
او حرام‏نمى‏شود.[۷۳۶]
 
ازدواج در عده
 پرسش ۴۰۵ . اگر مردى با زنى که در عدّه است
از روى جهل به مسأله، عقد دائم یا موقت بخواند ؛ آیا این زن بر او حرام ابدى
مى‏شود؟

همه مراجع (به جز مکارم): اگر هر دو نمى‏دانستند که ازدواج با
زن عدّه‏دار حرام است ؛ چنانچه مرد (در زمان عدّه) با او نزدیکى کرده باشد، آن زن
بر او حرام ابدى مى‏شود. اما اگر نزدیکى نکرده باشد، تنها عقد باطل است و مى‏توانند
پس از پایان عدّه، با یکدیگر ازدواج کنند.[۷۳۷]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر وکیل عقد را در عدّه خوانده باشد حرام
ابدى نمى‏شود.
 
پرداخت مهریه
 پرسش ۴۰۶ . اگر به اعتقاد اینکه، دختر باکره
است با او ازدواج کند، آن‏گاه بعد از عقد متوجه شود که بکارتش از بین رفته ؛ آیا
عقد صحیح است؟ آیا از مهر چیزى کسر مى‏شود؟

همه مراجع: آرى، عقد صحیح است و باید مقدار تفاوت مهریه دختر
باکره و غیرباکره‏اى که همانند و هم شأن او هستند، در نظر گرفت و به نسبت آن از
مهریه او کم کرد. به عنوان مثال اگر مهریه این دختر صد سکه و مهریه دختر باکره هم
شأن او، هشتاد سکه و مهریه دختر غیرباکره هم شأن او، شصت سکه طلا باشد ؛ در این
صورت شوهر مى‏تواند هفتاد و پنج سکه طلا به همسرش بدهد.[۷۳۸]
 پرسش ۴۰۷ . اگر مردى قصد پرداختن مهریه همسرش
را نداشته باشد، آیا این عقد آنها باطل است؟

 همه مراجع: عقد صحیح است و مرد باید مهریه را
بپردازد.[۷۳۹]
 
 پرسش ۴۰۸ . اگر مرد هنگام اجراى عقد ازدواج،
مهریه‏اى را قرار دهد که مى‏داند قدرت پرداخت آن را ندارد ؛ آیا این عقد باطل است؟

همه مراجع: خیر، عقد صحیح است و باید مهریه‏اى را که تعیین
کرده، به زن بپردازد.[۷۴۰]
 
مهر السنه
 پرسش ۴۰۹ . مقدار مهرالسنه را بیان کنید؟
همه مراجع: «مهر السنه» مقدار مهرى است که نبى اکرم
صلى‏الله‏علیه‏و‏آله براى همسران خود و حضرت زهرا علیهاالسلام قرار داد. مقدار آن
پانصد درهم است و هر درهم، معادل ۶/۱۲ نخود نقره سکه‏دار است. در مجموع برابر ۶۳۰۰
نخود (یا ۵/۲۶۲ مثقال) مى‏شود و قیمت آن در هر زمان، تابع نرخ همان زمان است.[۷۴۱]
 
 
 
 
 
 
احکام زن و شوهربازگشت به فهرست
 
 
 
حقوق زن و شوهر
 پرسش ۴۱۰ . درباره حقوق زن و شوهر توضیح
دهید؟

«وَ مِن آیاتِهِ أَن خَلَقَ لَکُم مِن أَنفُسِکُم أَزواجاً
لِتَسکُنُوا إِلَیها »[۷۴۲]
؛ «و از نشانه‏هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان، براى شما آفرید تا در کنار آنان
آرامش یابید».
در زندگى زناشویى چندین حقوق متقابل - به عنوان حقّ و وظیفه -
مطرح است. هر جا وظیفه هست، در برابرش حق قرار دارد ؛ چنان که هر جا براى کسى حقى
قرار داده شده، در مقابل وظیفه‏اى نیز بر عهده او گذاشته شده است. زن و شوهر نسبت
به همدیگر، وظایفى دارند و بر همین اساس حقوق متقابلى متوجه آنان است که اگر هر دو
به وظایف خود عمل کنند و به حقوق خود برسند، زندگى آنها درست و بر اساس عدالت
استوار است و در نتیجه زندگى در سایه آن شیرین مى‏گردد.
پایه و اساس خانواده، احترام و محبت و رعایت حقوق یکدیگر است.
امام باقر علیه‏السلاممى‏فرماید: «هر کس زن گرفت، باید او را گرامى بدارد و به او
احترام کند.»[۷۴۳]
و امام کاظم علیه‏السلام مى‏فرماید: «جهاد زن شوهردارى نیکو است».[۷۴۴]
حقوق زناشویى بر دو نوع است:
۱. حقوق واجب و قانونى،
۲. حقوق مستحب و اخلاقى.
حقوق قانونى، رعایت حداقل‏ها است که قانون و دادگاه از آن دفاع
مى‏کند. حقوق اخلاقى، رعایت حُسن هم زیستى است که خوشى و شیرینى زندگى را بیش از
پیش فراهم مى‏سازد.
 
الف. حقوق زن نسبت به مرد:
۱. تهیه غذا،
۲. تهیه پوشاک،
۳. تهیه وسایل مورد نیاز خانه،
۴. تهیه مسکن،
۵. حق آمیزش و همخوابى،
 
ب. حقوق مرد نسبت به زن:
۱. خروج از منزل با اجازه شوهر،
۲. حق تمکین،
۳. رفع امور نفرت آور،
۴. آرایش و نظافت،
 ۵. نذر و قسم خوردن با اجازه شوهر.
نفقه زن
 پرسش ۴۱۱ . آیا بدهى‏هاى شرعى زن - از قبیل
کفاره، خمس، رد مظالم و... - بر عهده شوهر است؟

همه مراجع: خیر، پرداخت این نوع بدهى‏ها بر شوهر واجب نیست و
اگر زن مال دارد، باید خودش بدهد. در غیر این صورت، تکلیفى ندارد.[۷۴۵]
 
مخارج اضافى
 پرسش ۴۱۲ . آیا علاوه بر نفقه و نیازهاى
ضرورى زن، نیازهاى دیگر او نیز - از قبیل خرید کتاب، انفاق به فقیران، هدیه دادن،
برپا کردن مجالس روضه خوانى و جشن ائمه علیهم‏السلام - بر شوهر واجب است؟

همه مراجع: خیر، تأمین نیازهاى یاد شده، براى شوهر واجب نیست.[۷۴۶]
 
مخارج زندگى
 پرسش ۴۱۳ . چنانچه مردى نفقه همسرش را ندهد و
یا از آن کم بگذارد، زن چگونه مى‏تواند نفقه خود را از او استیفا نماید؟

آیات عظام امام، بهجت و فاضل: نخست باید به حاکم شرع مراجعه کند
و با عدم دسترسى به او، با چند نفر از افراد عادل در میان بگذارد تا از این طریق،
او را بر پرداخت نفقه ملزم کنند و اگر این راه‏ها ممکن نبود، مى‏تواند مخارج زندگى
خود را بدون اجازه از مال شوهر بردارد.[۷۴۷]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، صافى، مکارم و نورى: اگر ممکن است،
مى‏تواند مخارج زندگى خود را بدون اجازه از مال شوهر بردارد.[۷۴۸]
آیه‏اللّه‏ وحید: مى‏تواند از طریق متصدى امور حسبیه، شوهر را
بر پرداخت نفقه ملزم کند و اگر ممکن نشد، مى‏تواند خرجى خود را بدون اجازه، از مال
شوهر بردارد و احتیاط واجب آن است که این کار با اجازه حاکم شرع باشد.[۷۴۹]
 تبصره. به فتواى آیه‏اللّه‏ سیستانى و آیه‏اللّه‏
مکارم شیرازى، در فرض یاد شده، تصرف در اموال شوهر باید با اجازه حاکم شرع باشد.
 
حق زن
 پرسش ۴۱۴ . اگر زن درآمد کافى داشته باشد،
آیا شوهر مى‏تواند از پرداخت نفقه به همسر خود امتناع ورزد؟

همه مراجع: خیر ؛ هر چند زن درآمد کافى نیز داشته باشد، باز
نفقه او بر شوهر واجب است.[۷۵۰]
 
نفقه نامزد
 پرسش ۴۱۵ . در دوران عقد تا عروسى - که دختر
در خانه پدر به سر مى‏برد - آیا تأمین نفقه او بر عهده شوهر است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مکارم و نورى: در
فرض یاد شده اگر زن تمکین داشته باشد، نفقه او بر شوهر واجب است.[۷۵۱]
آیات عظام تبریزى و وحید: خیر، در این فرض بر عهده شوهر نیست.[۷۵۲]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر در شهرى که زندگى مى‏کنند، متعارف این
است که نفقه دختر را خانواده‏اش مى‏دهد، بر عهده شوهر چیزى نیست. در غیر این صورت،
پرداخت نفقه، وظیفه شوهر است.[۷۵۳]
 تبصره. اگر با مطالبه زن، مرد نفقه را در این مدت
نپردازد (طبق فتواى کسانى که مى‏گویند نفقه او بر عهده شوهر است)، زن مى‏تواند در
آینده قیمت نفقه پرداخت نشده در این دوران را، از شوهر مطالبه کند.
 
مسکن زن
 پرسش ۴۱۶ . آیا زن حق دارد از زندگى کردن در
خانه‏اى که پدر و مادر شوهر هستند، امتناع ورزد و منزل جداگانه‏اى درخواست کند؟

همه مراجع: بر شوهر واجب است مسکن مناسب شأن زن و متعارف محل،
تهیه کند و منزل جداگانه لازم نیست ؛ مگر آنکه داشتن منزل جداگانه، از شئون آن زن
باشد.[۷۵۴]
 
متابعت در سکونت
 پرسش ۴۱۷ . آیا زن بعد از عقد ازدواج،
مى‏تواند از سکونت در شهرى خاص امتناع ورزد؟

همه مراجع: خیر، چنین حقى ندارد ؛ مگر آنکه در ضمن عقد شرط کرده
باشد [و یا عقد بر این توافق واقع شده باشد] .[۷۵۵]
مطالبه مهریه
 پرسش ۴۱۸ . اگر زن بعد از نزدیکى با همسرش،
مهرش را از شوهر بطلبد ؛ ولى او قادر به پرداخت آن نباشد، تکلیف چیست؟

همه مراجع: اگر شوهر به جز خانه و اثاث آن و چیزهاى دیگرى که به
آنها نیاز دارد و یا در شأن او است، چیز دیگرى نداشته باشد، زن نمى‏تواند مهر خود
را از او مطالبه کند ؛ بلکه باید صبر کند تا او بتواند بدهى خود را بپردازد.[۷۵۶]
 
 پرسش ۴۱۹ . در جایى که بیرون رفتن زن با حق
شوهر منافات نداشته باشد (مانند اینکه شوهر سر کار است)، آیا باز اجازه او لازم
است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مکارم): آرى، اجازه شوهر در این فرض
نیز لازم است.[۷۵۷]
آیات عظام تبریزى و مکارم: بنابر احتیاط واجب، در این فرض نیز
اجازه شوهر لازم است.[۷۵۸]
 
شرط ادامه تحصیل
 پرسش ۴۲۰ . هنگام ازدواج (در ضمن عقد) با
شوهرم شرط کردم که اجازه ادامه تحصیل در دانشگاه را به من بدهد ؛ آیا اکنون
مى‏تواند از شرط خود دست بردارد و اجازه ندهد؟

همه مراجع: خیر ؛ شما مى‏توانید بدون اجازه شوهرتان، به تحصیل
ادامه دهید.[۷۵۹]
ادامه تحصیل
 پرسش ۴۲۱ . مردى با دخترى دانشجو ازدواج
مى‏کند ؛ آیا پس از آن، شوهر مى‏تواند او را از ادامه تحصیل باز دارد؟

همه مراجع (به جز نورى): اگر در ضمن‏عقد، شرط نشده که زن به
تحصیل‏خود ادامه دهد و یا عقد بر طبق این شرط و توافق واقع نشده است، زن نمى‏تواند
بدون اذن شوهر، از منزل‏خارج شود. در غیر این صورت، مى‏تواند به تحصیل خود ادامه
دهد.[۷۶۰]
آیه‏اللّه‏ نورى: اگر تحصیل دختر باعث تضییع حق شوهر نباشد،
مى‏تواند بدون اذن او، به تحصیل خود ادامه دهد.[۷۶۱]
 
 پرسش ۴۲۲ . اگر مرد به هر علتى اجازه ادامه
تحصیل و مانند آن را به زن ندهد، آیا زن هم مى‏تواند نسبت به او تمکین نکند؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، زن چنین حقى ندارد و باید تمکین
کند.[۷۶۲]
 
لجاجت شوهر
 پرسش ۴۲۳ . اگر شوهر از روى لجاجت و
انتقام‏گیرى از زن، اجازه بیرون رفتن را به او ندهد، آیا اطاعت از او واجب است؟

همه مراجع: هر چند انتقام‏گیرى و اذیت کردن از سوى مرد، بر خلاف
اخلاق اسلامى است ؛ ولى اگر به هر جهت اجازه ندهد، زن باید اطاعت کند.[۷۶۳]
اجازه دوران عقد
 پرسش ۴۲۴ . آیا در دوران عقد - که دختر در
خانه پدر و مادر زندگى مى‏کند - براى بیرون رفتن از خانه اجازه شوهر لازم است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مکارم و نورى: آرى، در این
فرض براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[۷۶۴]
آیات عظام تبریزى و وحید: خیر، در این فرض اجازه شوهر، لازم
نیست.[۷۶۵]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر در شهرى که زندگى مى‏کنند، متعارف این
است که دختر در این مدت از شوهر اجازه نمى‏گیرد ؛ در این صورت براى بیرون رفتن
اجازه او لازم نیست و در غیر این صورت، باید اجازه بگیرد.[۷۶۶]
آیه‏اللّه‏ فاضل: در این فرض بنا بر احتیاط واجب، براى خروج از
منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[۷۶۷]
 تبصره. اگر زن در ضمن عقد، شرط کرده باشد که در
این مدت، بدون اجازه او بیرون رود و یا عقد بر توافق قبلى واقع شده باشد ؛ در این
صورت به فتواى همه مراجع، این شرط نافذ است و دیگر اجازه شوهر لازم نیست.
 
اجازه صله رحم
 پرسش ۴۲۵ . اگر شوهرى، همسرش را از صله رحم -
به ویژه دیدار والدین - منع کند، تکلیف زن چیست؟ آیا مى‏تواند بدون اجازه او به
دیدن آنان برود؟

همه مراجع (به جز مکارم): خیر، نمى‏تواند بدون اجازه شوهر به
دیدار آنان برود و صله رحم منحصر به رفت و آمد نیست ؛ بلکه با احوال پرسى و پیغام
فرستادن از طریق تلفن، نامه و مانند آن نیز محقّق مى‏شود.[۷۶۸]
آیه‏اللّه‏ مکارم: براى صله‏رحم به ویژه والدین و یادگیرى
واجبات دینى که بدون خروج از منزل امکان‏پذیر نیست، اجازه شوهر لازم نیست.[۷۶۹]
 
رضایت شوهر
 پرسش ۴۲۶ . آیا همین اندازه که زن بداند
شوهرش براى بیرون رفتن از منزل راضى است، کفایت مى‏کند یا اینکه باید از او اجازه
بگیرد؟

همه مراجع: اگر مى‏داند که شوهرش راضى است، کفایت مى‏کند و
اجازه گرفتن لازم نیست.[۷۷۰]
 
اجازه نماز جمعه
 پرسش ۴۲۷ . آیا حضور در مراسم مذهبى (مثل
نماز جمعه و راهپیمایى) نیاز به اجازه شوهر دارد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مکارم): آرى، باید با اجازه شوهر
باشد.[۷۷۱]
آیات عظام تبریزى و مکارم: بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه
شوهر باشد.[۷۷۲]
انتخاب لباس
 پرسش ۴۲۸ . آیا زن در انتخاب پوشش، باید مطیع
همسر خود باشد؟

همه مراجع: خیر، اطاعت زن از شوهر، تنها در حقوق زناشویى و
بیرون رفتن از منزل است و در امور دیگر، اطاعت از او واجب نیست.[۷۷۳]
 
اطاعت شوهر
 پرسش ۴۲۹ . اگر شوهر پوشیدن لباس و یا آرایش
خاصى را از همسرش درخواست کند، آیا اطاعت او بر زن واجب است؟

همه مراجع: اگر این درخواست در راستاى استمتاعات باشد و یا ترک
آن باعث نفرت شوهر گردد، بر زن واجب است اطاعت کند. در غیر این صورت، واجب نیست.[۷۷۴]
 
اجازه روزه مستحبى
 پرسش ۴۳۰ . آیا براى گرفتن روزه‏هاى مستحبى،
اجازه شوهر لازم است؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مکارم): اگر با حق زناشویى شوهر
منافات داشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید اجازه بگیرد. امّا اگر شوهر او را از
روزه گرفتن باز دارد، باید اطاعت کند ؛ هر چند با حق زناشویى او منافات نداشته
باشد.[۷۷۵]
آیات عظام بهجت و مکارم: بنابر احتیاط واجب، باید از شوهر اجازه
بگیرد ؛ هر چند با حق زناشویى شوهر منافات نداشته باشد.[۷۷۶]
آیه‏اللّه‏ صافى: اگر با حق شوهر منافات داشته باشد، باید از
شوهر اجازه بگیرد و اگر منافات نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید اجازه بگیرد.
اگر شوهر او را از روزه گرفتن بازدارد، باید اطاعت کند ؛ هرچند با حق زناشویى او هم
منافات نداشته‏باشد.[۷۷۷]
 
اموال شوهر
 پرسش ۴۳۱ . آیا زن مى‏تواند در اموال شوهر،
بدون اجازه او تصرف کند؟

همه مراجع: خیر، باید اجازه بگیرد.[۷۷۸]
 
اموال زن
 پرسش ۴۳۲ . آیا شوهر مى‏تواند همسر را از
تصرف در اموال خودش، نهى کند؟

همه مراجع: خیر، زن مى‏تواند هر گونه تصرفى در اموال خود انجام
دهد و اجازه شوهر لازم نیست [هر چند اجازه بگیرد، بهتر است] .[۷۷۹]
 تبصره. در مورد نذر زن از اموال خودش، به مسأله
«نذر زن» مراجعه شود.
 
روابط زناشویى
 پرسش ۴۳۳ . تمکین زن نسبت به روابط زناشویى،
چه مقدار باید باشد؟

همه مراجع: اگر عذر شرعى (مانند حیض، ضرر براى سلامتى بدن و...)
نداشته باشد و شوهر بخواهد، باید تمکین کند.[۷۸۰]
ایام عادت
 پرسش ۴۳۴ . آیا زن و شوهر، مى‏توانند در زمان
حیض به جز نزدیکى، سایر استمتاعات را از یکدیگر داشته باشند؟

همه مراجع: آرى، جایز است ؛ ولى کامیابى از ناف تا زانوى او
کراهت دارد، مگر آنکه از روى لباس باشد.[۷۸۱]
 
نزدیکى از پشت
 پرسش ۴۳۵ . حکم نزدیکى از پشت در زمانى که زن
حائض است، چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و صافى: کراهت شدید دارد.[۷۸۲]
 آیات عظام بهجت، تبریزى و وحید: بنابر احتیاط
واجب، جایز نیست.[۷۸۳]
آیات عظام سیستانى و فاضل: اگر زن راضى باشد، کراهت شدید دارد و
اگر راضى نباشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۷۸۴]
آیه‏اللّه‏ مکارم: در ایام پاکى با رضایت زن کراهت شدید دارد و
در ایام عادت بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[۷۸۵]
آیه‏اللّه‏ نورى: مطلقا جایز نیست.[۷۸۶]
 
 
 
 
احکام پزشکىبازگشت به فهرست
 
 
 
مقدمه
«وَ مَن أَحیاها فَکَأَنَّما أَحیا النّاسَ جَمِیعاً »[۷۸۷]
؛ «...و هر کس کسى را زنده بدارد، چنان است که گویى تمام مردم را زنده داشته است».
پزشکى شغل بسیار خطیر و حساسى است ؛ چه اینکه پزشک هم با جسم و
جان مریض و هم با حکم و دستور الهى در درمان و معالجه ارتباط دارد. در حقیقت او
بایستى به خوبى از عهده این وظیفه و حق بر آید (وظیفه الهى و حق انسانى). اگر پزشک
جان یک انسان را نجات دهد، گویا به همه انسان‏ها جان بخشیده و به ارزش والایى دست
یافته است. در کنار آن اگر به احکام و مسائل مربوط به خود عمل کند، ثواب او دو
چندان مى‏گردد. از آنجایى که پزشک، رسالت بزرگى را بر دوش دارد، باید به احکام و
مسائل پزشکى آشنا و آگاه گردد و چنانچه در این راه اندکى غفلت و کوتاهى کند، مورد
غضب الهى قرار مى‏گیرد. امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید: اهل هر مملکتى به سه کس
محتاج و نیازمندند تا در دین و دنیاى خود، به آنها پناه برند: فقیه دانشمند و
باتقوا، حاکم نیکوکارى که مورد اطاعت مردم باشد و پزشک کاردان و مورد اعتماد».
«پزشکى» نیز مانند سایر موضوعات فقهى، داراى احکام بسیارى است ؛
از قبیل: نگاه و لمس مریض، سقط جنین، تلقیح، تشریح و پیوند اعضا، تغییر جنسیت،
عقیم‏کردن و... هر یک از این عنوان‏ها، خود داراى مسائل گوناگون و جزئى است که در
این کتاب، تنها به بخشى از آن پرداخته شده است.
 
پزشک نامحرم
 پرسش ۴۳۶ . در جایى که پزشک زن در دسترس
باشد، آیا لمس بدن زن از روى لباس، به وسیله پزشک مرد جایز است؟

همه مراجع: اصل لمس بدن زن نامحرم، از روى لباس حرام نیست ؛ ولى
اگر تلذّذ و مفسده‏اى در بین باشد، جایز نیست.[۷۸۸]
 
پزشک متخصص نامحرم
 پرسش ۴۳۷ . در صورتى که پزشک هم‏جنس هم وجود
دارد و معالجه مستلزم نگاه و لمس است ؛ ولى احتمال مى‏رود که متخصص غیرهم‏جنس
بیمارى را بهتر تشخیص دهد، تکلیف چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): تخصص بیشتر باعث نمى‏شود
که زن به پزشک مرد مراجعه کند ؛ مگر آنکه ضرورت و احتمال خطر در میان باشد.[۷۸۹]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر تخصص پزشک مرد در آن بیمارى
بیشتر باشد، مراجعه به او اشکال ندارد.[۷۹۰]
معاینه نامحرم
 پرسش ۴۳۸ . لمس بیمار براى معاینه و درمان،
چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): اگر پزشک هم‏جنس در دسترس
نباشد، لمس بیمار براى معاینه و درمان اشکال ندارد ؛ ولى باید به مقدار ضرورت اکتفا
کند.[۷۹۱]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر پزشک هم جنس در دسترس نباشد و
یا مهارت مرد بیشتر باشد، لمس بیمار براى معاینه و درمان اشکال ندارد ؛ ولى باید به
مقدار ضرورت اکتفا کند.[۷۹۲]
 تبصره ۱. اگر معاینه از روى لباس ممکن باشد، باید
به این راه بسنده کند.
 تبصره ۲. جواز لمس بیمار به منظور معاینه، باعث
نمى‏شود که نگاه به بدن نیز جایز باشد ؛ مگر آنکه نگاه به آن لازم باشد.
 
پرستار نامحرم
 پرسش ۴۳۹ . آیا پرستار مى‏تواند براى گرفتن
نبض و فشار خون و... به بدن نامحرم نگاه و او را لمس کند؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): با وجود پرستار هم‏جنس،
این کار براى غیرهم‏جنس جایز نیست ؛ ولى اگر ضرورت باشد، اشکال ندارد.[۷۹۳]
 آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر براى انجام دادن
این امور، پرستار هم‏جنس در دسترس نباشد و یا مهارت غیرهم‏جنس در این زمینه بیشتر
باشد، اشکال ندارد.[۷۹۴]
 تبصره ۱. پرستار در نگاه و لمس تنها باید به همان
قسمت از بدن - که انجام معاینه به آن ارتباط دارد - اکتفا کند.
 تبصره ۲. چنانچه پرستار براى معاینه، به نگاه و
لمس بدن بیمار نیاز داشت، مانعى ندارد و در غیر این صورت، تنها باید به یکى از آن
دو اکتفا کند.
 تبصره ۳. در صورتى که معاینه از روى لباس ممکن
باشد، باید به این مقدار اکتفا کند و لمس بدن جایز نیست.
 
تزریقات نامحرم
 پرسش ۴۴۰ . حکم آمپول زدن توسط نامحرم چگونه
است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): اگر هم‏جنس در دسترس نباشد
و ضرورت اقتضا کند، اشکال ندارد.[۷۹۵]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر هم‏جنس در دسترس نباشد یا
آمپول‏زن غیرهم‏جنس مهارتش در تزریق بیشتر باشد، اشکال ندارد.[۷۹۶]
 
سقط جنین
 پرسش ۴۴۱ . آیا سقط جنین در ماه‏هاى اول
حاملگى، اشکال شرعى دارد؟

همه مراجع: آرى، سقط جنین پس از انعقاد نطفه، در هر ماهى که
باشد، جایز نیست.[۷۹۷]
دیه سقط جنین
 پرسش ۴۴۲ . دیه سقط جنین چه مقدار است؟
همه مراجع: دیه براى نطفه، ۲۰ مثقال شرعى طلاى سکه دار ؛ براى
علقه (خون بسته شده)، ۴۰ مثقال و براى مضغه (پاره گوشت)، ۶۰ مثقال است. اگر استخوان
داشته و بدون گوشت باشد، ۸۰ مثقال و اگر گوشت آن را پوشانده و خلقت کامل شده باشد،
۱۰۰ مثقال است. اگر روح در آن دمیده شده ؛ چنانچه پسر باشد، ۱۰۰۰ مثقال و اگر دختر
باشد، ۵۰۰ مثقال شرعى طلاى سکه دار دیه دارد. گفتنى است روح در حدود چهار ماهگى، در
جنین دمیده مى‏شود.[۷۹۸]
 
 پرسش ۴۴۳ . دیه جنینى که به وسیله پزشک سقط
مى‏شود، بر عهده کیست؟ وظیفه پدر و مادرى که اقدام به چنین کارى کرده‏اند، چیست؟

همه مراجع (به جز مکارم و وحید): دیه سقط جنین بر عهده قاتل
مباشر است و چون این عمل به وسیله پزشک انجام شده، بر پدر و مادر تکلیفى نیست ؛
بلکه او ضامن است و این دیه به پدر و مادر پرداخت مى‏شود. البته مى‏توانند از حق
خود بگذرند و از او چیزى دریافت نکنند. در هر حال باید از کار خود توبه کنند.[۷۹۹]
 آیات عظام مکارم و وحید: در صورتى که پدر و مادر
نیز رضایت داشته باشند پرداخت دیه بر عهده آنان نیز مى‏باشد که باید به وارثان
بپردازند و یا رضایت آنان را جلب کنند.[۸۰۰]
جنین نامشروع
 پرسش ۴۴۴ . سقط جنین نامشروع، چه حکمى دارد؟
همه مراجع: جایز نیست.[۸۰۱]
 
اعضاى مرگ مغزى
 پرسش ۴۴۵ . آیا استفاده از اعضاى بدن شخصى که
دچار مرگ مغزى شده (مانند قلب و کلیه)، براى نجات جان بیماران دیگر جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، سیستانى، صافى، فاضل و وحید: در
فرضى که هنوز شخص از دنیا نرفته، استفاده از اعضاى او، قتل نفس محسوب مى‏شود و جایز
نیست.[۸۰۲]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر استفاده از اعضاى بدن شخص یاد شده،
باعث تسریع در مرگ وى شود، جایز نیست. در غیر این صورت اگر با اجازه قبلى او صورت
گرفته باشد و یا نجات جان نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد، اشکال ندارد.[۸۰۳]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر مرگ مغزى به طور کامل و مسلم باشد و هیچ
گونه احتمال بازگشت به زندگى عادى وجود نداشته باشد - چنانچه براى نجات جان مسلمانى
باشد - اشکال ندارد.[۸۰۴]
آیه‏اللّه‏ نورى: آرى، جایز است ؛ ولى اگر میت در این باره وصیت
نکرده باشد، باید این کار با اجازه مجتهد جامع شرایط انجام گیرد.[۸۰۵]
اعضاى غیرمسلمان
 پرسش ۴۴۶ . آیا پیوند اعضاى بدن میت
غیرمسلمان (غیر ذمى)، به بدن بیماران مسلمان جایز است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و نورى): اشکال ندارد.[۸۰۶]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر جزء باطنى بدن مسلمان شود (مانند کلیه)،
اشکال ندارد.[۸۰۷]
آیه‏اللّه‏ نورى: اشکال ندارد ولى باید این‏کار با اجازه مجتهد
جامع شرایط انجام گیرد.[۸۰۸]
 
خرید و فروش کلیه
 پرسش ۴۴۷ . در مواردى که پیوند عضو جایز است
؛ آیا خرید و فروش اعضا و کلیه جایز است؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و نورى: در فرض یاد شده، خرید و فروش
آن جایز است ؛ و نیز مى‏تواند پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگیرد.[۸۰۹]
 آیات عظام بهجت، سیستانى، صافى و وحید: در فرض
یاد شده، مى‏تواند پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگیرد.[۸۱۰]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اعضاى بدن انسان، قابل خرید و فروش نیست.[۸۱۱]
آیات عظام فاضل و مکارم: در فرض یاد شده، خرید و فروش آن جایز
است ؛ ولى بهتر است پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگیرد.[۸۱۲]
 
دیه قطع عضو
 پرسش ۴۴۸ . آیا قطع عضو میت مسلمان براى
پیوند زدن، دیه دارد؟ این دیه به چه کسى مى‏رسد؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، سیستانى و نورى: اگر میت در زمان
حیات خود وصیت نکرده، بر قطع کننده، دیه تعلّق مى‏گیرد. این دیه بین ورثه‏ها تقسیم
نمى‏شود ؛ بلکه در راه خیرات، براى خود میت صرف مى‏شود.[۸۱۳]
آیات عظام بهجت، تبریزى و وحید: بر قطع کننده دیه تعلق مى‏گیرد
و این دیه بین ورثه‏ها تقسیم نمى‏شود ؛ بلکه باید در راه خیرات، براى خود میت صرف
شود.[۸۱۴]
آیه‏اللّه‏ فاضل: بر قطع کننده دیه تعلق مى‏گیرد و این دیه بین
ورثه‏ها تقسیم نمى‏شود ؛ بلکه بنابر احتیاط واجب، باید در راه خیرات، براى خود میت
صرف شود (هر چند میت در زمان حیات خود هم وصیت کرده باشد).[۸۱۵]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر میت در زمان حیات خود وصیت نکرده، بر قطع
کننده، دیه تعلق مى‏گیرد. این دیه بین ورثه‏ها تقسیم نمى‏شود ؛ بلکه بنابر احتیاط
واجب در راه خیرات، براى خود میت صرف مى‏شود.[۸۱۶]
طهارت عضو پیوندى
 پرسش ۴۴۹ . پیوند قسمتى از بدن میت به انسان
زنده، از نظر طهارت و نجاست چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر جزء بدن انسان زنده شود، پاک است.[۸۱۷]
 
کالبد شکافى
 پرسش ۴۵۰ . کالبد شکافى براى کشف جرایم و
شناسایى قاتل، چه حکمى دارد؟

آیات عظام بهجت و مکارم: اگر ضرورت ایجاب کند اشکال ندارد ؛
مانند نجات جان بى‏گناه و شناسایى قاتل.[۸۱۸]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: خیر، جایز نیست.[۸۱۹]
آیات عظام خامنه‏اى، فاضل و نورى: اگر کشف حقیقت متوقف بر آن
است، اشکال ندارد.[۸۲۰]
 
تشریح جسد غیرمسلمان
 پرسش ۴۵۱ . حکم کالبد شکافى و تشریح بدن میت
غیرمسلمان (غیرذمى) چیست؟

همه مراجع: تشریح بدن میت غیرمسلمان اشکال ندارد.[۸۲۱]
 پرسش ۴۵۲ . آیا تشریح جسد کافر ذمى جایز است؟
آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، فاضل و مکارم: اشکال ندارد.[۸۲۲]
آیات عظام سیستانى و وحید: بنا بر احتیاط واجب جایز نیست ؛ مگر
آنکه در آیین آنها، تشریح جسد اشکال نداشته باشد.[۸۲۳]
آیه‏اللّه‏ نورى: جایز نیست.[۸۲۴]
 
فروش خون
 پرسش ۴۵۳ . آیا شخص مى‏تواند در مقابل اهداى
خون به بیماران نیازمند، پول بگیرد؟

همه مراجع: آرى، جایز است [؛به شرط آنکه براى او خطر و ضرر قابل
توجهى نداشته باشد] .[۸۲۵]
 
تلقیح مصنوعى
 پرسش ۴۵۴ . حکم باردار نمودن مصنوعى زن با
نطفه شوهرش چیست؟ آیا فرزندى که از این راه متولد مى‏شود، حکم فرزند حقیقى را دارد؟

همه مراجع: اصل این کار اشکال ندارد ؛ به شرط آنکه از مقدمات
حرام (مانند نگاه و لمس نامحرم) پرهیز شود و بچه به دنیا آمده، همه احکام فرزند آن
زن و شوهر را دارا است.[۸۲۶]
اسپرم مرد اجنبى
 پرسش ۴۵۵ . حکم وارد کردن اسپرم مرد اجنبى به
رحم زن - در صورتى که شوهرش عقیم باشد - چیست؟ فرزندى که متولد مى‏شود، متعلق به
کیست؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى): این کار حرام است و اگر فرزندى به
دنیا آید، به صاحب نطفه و به زنى که صاحب رحم است، تعلّق دارد.[۸۲۷]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اصل این کار اشکال ندارد ؛ به شرط آنکه از
مقدمات حرام (مانند نگاه و لمس نامحرم) پرهیز شود و اگر فرزندى به دنیا آید، به
صاحب نطفه و به زنى که صاحب رحم است، تعلّق دارد.[۸۲۸]
 
استعمال مواد مخدر
 پرسش ۴۵۶ . حکم استعمال موادمخدر (هرویین،
تریاک، حشیش و...) چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى و وحید: اعتیاد به مواد مخدر جایز
نیست.[۸۲۹]
آیات عظام خامنه‏اى، صافى، فاضل، مکارم و نورى: استفاده از مواد
مخدر، جایز نیست.[۸۳۰]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: بنابر احتیاط واجب، از استعمال مواد مخدر
اجتناب شود.[۸۳۱]
مواد مخدر و درمان
 پرسش ۴۵۷ . در مواردى که مواد مخدر جنبه
درمانى پیدا کند، استفاده از آن چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر بر اساس تشخیص پزشک متخصص و مورد اطمینان،
استفاده از مواد مخدر، تنها راه درمان محسوب شود (به مقدار ضرورت)، اشکال ندارد.[۸۳۲]
 تبصره. هر چیزى که در دین حرام شمرده شده،
استفاده از آن به عنوان درمان با شرایط یاد شده، جایز است و مواد مخدر هم مصداقى از
آن محسوب مى‏شود.
 
 پرسش ۴۵۸ . آیا حشیش و تریاک نجس است؟
همه مراجع: خیر، پاک است.[۸۳۳]
 
حکم سیگار
 پرسش ۴۵۹ . کشیدن سیگار چه حکمى دارد؟
همه مراجع (به جز مکارم): اگر باعث ضرر قابل توجه باشد، جایز
نیست.[۸۳۴]
آیه‏اللّه‏ مکارم: با توجه به شهادت و گواهى جمعى از پزشکان
آگاه و اساتید متعهد دانشگاه و نیز آمارهاى تکان دهنده از مرگ و میر ناشى از سیگار
و بیمارى‏هاى خطرناکى که از آن نشأت مى‏گیرد ؛ ثابت شده که خطرات مهم دود سیگار، یک
واقعیت است. از این رو کشیدن آن به طور مطلق حرام است.[۸۳۵]
پوست لب
 پرسش ۴۶۰ . کندن و جویدن پوست لب و جاهاى
دیگر بدن، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: پوست‏هاى مختصر لب و جاهاى دیگر بدن - که به آسانى
کنده مى‏شود و در حال افتادن است - پاک است.[۸۳۶]
 
خون دهان
 پرسش ۴۶۱ . اگر از دندان خون بیاید و با آب
دهان مخلوط شود، فرو بردن آن چه حکمى دارد؟ آیا باید دهان را آب کشید؟

همه مراجع (به جز مکارم و نورى): اگر خون به حدى کم باشد که به
واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین مى‏رود، پاک است و فرو بردن آن اشکال ندارد.[۸۳۷]
آیه‏اللّه‏ نورى: اگر خون به حدى کم باشد که واسطه مخلوط شدن با
آب دهان، از بین مى‏رود، پاک است ؛ ولى فرو بردن آن اشکال دارد.[۸۳۸]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر خون به حدى کم باشد که به واسطه مخلوط
شدن با آب دهان از بین مى‏رود، پاک است و فرو بردن آن اشکال ندارد ؛ ولى عمدا این
کار را نکند.[۸۳۹]
 
خون زخم
 پرسش ۴۶۲ . آیا خونى که بر روى زخم خشک
مى‏شود، نجس است؟

همه مراجع: آرى، نجس است ؛ هر چند خشک شده باشد.[۸۴۰]
 
خون تزریقات
 پرسش ۴۶۳ . گاهى هنگام خون‏گیرى از بیمار،
مقدار بسیار کم و ناچیزى از خون سرایت مى‏کند ؛ آیا با پنبه الکلى مى‏توان محل را
تطهیر کرد؟

همه مراجع: خون - هر چند به مقدار ناچیز هم باشد - نجس است و
باید آن را با آب شست.[۸۴۱]
 
تنفس مصنوعى میت
 پرسش ۴۶۴ . آیا ماساژ فردى که نمى‏دانیم زنده
است یا مرده، غسل مس میت دارد؟

همه مراجع: تا وقتى که روح از بدن او جدا نشده و یا بدنش گرم
است، دست زدن به بدن او موجب غسل نمى‏شود.[۸۴۲]
 
لمس مرگ مغزى
 پرسش ۴۶۵ . آیا دست زدن به بیمارى که در کما
بوده و یا دچار مرگ مغزى شده و چند لحظه دیگر مى‏میرد، غسل مس میت دارد؟

همه مراجع: تا وقتى که روح از بدن او جدا نشده و یا بدنش گرم
است، دست زدن به بدن او موجب غسل نمى‏شود.[۸۴۳]
غسل مس میت
 پرسش ۴۶۶ . در هنگام تشریح، اگر دست ما به
مرده‏اى بخورد که نمى‏دانیم مسلمان است یا کافر ؛ آیا غسل مس میت لازم است؟

همه مراجع: غسل مس میت واجب است، خواه میت مسلمان باشد یا کافر
؛ مگر آنکه بدانید میت مسلمانى است که او را غسل داده‏اند.[۸۴۴]
 
استخوان میت
 پرسش ۴۶۷ . حکم دست زدن دانشجویان پرستارى به
استخوان‏هاى (بدون گوشت) میت چیست؟

 آیات عظام امام، خامنه‏اى و نورى: اگر میت را غسل
نداده‏اند، باید براى مس استخوان او غسل کرد.[۸۴۵]
آیات عظام بهجت، صافى و فاضل: اگر میت را غسل نداده‏اند، بنابر
احتیاط واجب باید براى مس استخوان او غسل کرد.[۸۴۶]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید: اگر استخوانى باشد که
گوشت ندارد، براى مس آن غسل واجب نیست.[۸۴۷]

 
مس میت
 پرسش ۴۶۸ . کسى که به بدن میت قبل از غسل دست
بزند، آیا بدن و لباسش هم نجس مى‏شود و باید آب بکشد، یا فقط غسل کند؟

همه مراجع (به جز مکارم): اگر دست یا لباس خودش و یا بدن میت،
مرطوب باشد، نجس مى‏شود و باید محل تماس را تطهیر کند. اگر خشک باشد، بهتر است
(احتیاط مستحب)، محل تماس را بشوید.[۸۴۸]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر دست یا لباس خودش و یا بدن میت مرطوب
باشد، نجس مى‏شود و باید محل تماس را تطهیر کند. اگر خشک باشد، بنابر احتیاط واجب،
باید محل تماس را بشوید.[۸۴۹]
 
 پرسش ۴۶۹ . اگر مس میت با دستکش صورت گیرد،
باز غسل مس میت لازم است؟

 همه مراجع: خیر، غسل واجب نمى‏شود.[۸۵۰]
 
حکم الکل
 پرسش ۴۷۰ . آیا الکل صنعتى مورد استفاده در
آزمایشگاه‏ها و الکلى که در تزریقات و مانند آن به کار مى‏رود، نجس است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و نورى: اگر یقین نداشته
باشید که از الکل مست کننده تهیه شده، پاک است.[۸۵۱]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم و وحید: خیر، پاک است.[۸۵۲]
 تبصره. الکل صنعتى از مایع مست کننده تهیه
نمى‏شود بلکه از گازهاى اتیل و استیل که از فرآورده‏هاى نفتى است به دست مى‏آید.
این الکل آن قدر غلظتش بالا است که باعث مسمومیت مى‏شود نه مستى.
 پرسش ۴۷۱ . به طور کلى حکم طهارت و نجاست
انواع الکل‏ها چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل و نورى: هر کدام از این
الکل‏ها، اگر اصلشان مایع مست کننده باشد، نجس است.[۸۵۳]
آیات عظام تبریزى و خامنه‏اى: هر کدام از این الکل‏ها، اگر
اصلشان مایع مست کننده باشد، بنابر احتیاط واجب نجس است.[۸۵۴]
آیات عظام سیستانى و وحید: تمامى انواع الکل‏ها پاک است. البته
اگر اصل آن مایع مست کننده باشد، بنابر احتیاط مستحب نجس است.[۸۵۵]
آیه‏اللّه‏ مکارم: هر الکلى که به صورت فعلى آن قابل نوشیدن
نباشد و باید آن را رقیق کرد، نجس نیست ؛ ولى اگر به صورت کنونى آن قابل نوشیدن
باشد، بنابر احتیاط واجب نجس است.[۸۵۶]
 
 
 
 
 
احکام آموزشىبازگشت به فهرست
 
 
 
آموزش پزشکى
 پرسش ۴۷۲ . در بیمارستان‏ها و مراکز آموزشى -
پزشکى، دانشجویان جهت آموزش به معاینه نواحى مختلف بدن (شکم، سینه، لگن و عورت)
بیمار زن مى‏پردازند. با توجه به اینکه این امر یک موضوع آموزشى است که در برنامه
پزشکان قرار دارد، حکم آن چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى): اگر فراگیرى مسائل پزشکى، در حدى است
که حفظ سلامتى و جان بیماران (هر چند در آینده)، متوقف بر آن باشد ؛ به مقدار ضرورت
و ناچارى جایز است.[۸۵۷]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر فراگیرى مسائل پزشکى، در حدى است که حفظ
سلامتى و جان بیماران (هر چند در آینده) و یا حفظ پیشرفت و فرهنگ طب مسلمانان،
متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد.[۸۵۸]
 عکس‏هاى آموزشى
 پرسش ۴۷۳ . نگاه کردن به عکس‏هاى عریان موجود
در کتاب‏هاى پزشکى - که آموزش آن براى دانشجویان ضرورى است - چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشکال
ندارد.[۸۵۹]
 
تشریح جسد مسلمان
 پرسش ۴۷۴ . آیا براى آموزش دانشجویان یا کشف
مطالب جدید علم پزشکى، تشریح بدن میت مسلمان جایز است؟

همه مراجع (به جز تبریزى): اگر امکان دسترسى به بدن میت
غیرمسلمان نباشد و کشف مسائل جدید پزشکى در حدى باشد که نجات جان مسلمان (هر چند در
آینده)، متوقف بر آن باشد ؛ تشریح بدن میت مسلمان (به مقدار ضرورت) اشکال ندارد.[۸۶۰]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر نیاز به تشریح است، باید جسد غیرمسلمان
را تهیه کنند و تشریح جسد مسلمان جایز نیست.[۸۶۱]
 
آموزش موسیقى
 پرسش ۴۷۵ . حکم آموزش و یادگیرى نوازندگى
آلات موسیقى چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): آموزش و یادگیرى نوازندگى با
آلات مختص [به لهو] جایز نیست و اگر از آلات مشترک باشد، به منظور استفاده مشروع و
حلال، اشکال ندارد.[۸۶۲]
آیات عظام بهجت و صافى: آموزش و یادگیرى نوازندگى با آلات
موسیقى، حرام است.[۸۶۳]
 
نگاه به استاد
 پرسش ۴۷۶ . حکم نگاه به صورت استاد زن، در
هنگام تدریس چیست؟

همه مراجع (به جز صافى): اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام
باشد، اشکال ندارد.[۸۶۴]
آیه‏اللّه‏ صافى: بنابر احتیاط واجب بدون قصد لذت نیز جایز نیست
؛ ولى اگر نگاه اتفاقى باشد، اشکال ندارد.[۸۶۵]
 
استاد بدحجاب
 پرسش ۴۷۷ . استاد ما بد حجاب است و حجاب شرعى
را رعایت نمى‏کند و در هنگام نوشتن مطالب روى تخته سیاه، دست و موهاى سر او، بیش از
اندازه ظاهر مى‏شود ؛ تکلیف ما چیست؟

 آیات عظام امام، خامنه‏اى، صافى، فاضل و نورى:
نگاه به او - هرچند بدون قصد لذت - اشکال دارد.[۸۶۶]
آیه‏اللّه‏ بهجت: نگاه به او - هر چند بدون قصد لذت - جایز
نیست.[۸۶۷]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید: در صورتى که از زنان
بى‏باکى است که اگر او را امر به حجاب کنند، اعتنا نمى‏کند ؛ نگاه به او - بدون قصد
لذت و ترس افتادن به حرام - اشکالى ندارد.[۸۶۸]
 
دختران هم‏کلاسى
 پرسش ۴۷۸ . با توجه به اینکه کلاس‏هاى
دانشجویان دختر و پسر، با هم برگزار مى‏شود، ناخودآگاه چشم انسان به دختران نامحرم
مى‏افتد ؛ حکم آن چیست؟

همه مراجع: اگر ناخود آگاه و بدون قصد لذت باشد، اشکال ندارد.[۸۶۹]
 
حرمت تقلب
 پرسش ۴۷۹ . حکم تقلّب در امتحان چیست؟
 همه مراجع: تقلب در امتحان جایز نیست.[۸۷۰]
 
تقلب با رضایت
 پرسش ۴۸۰ . اگر طرف مقابل راضى به تقلّب از
روى نوشته‏اش باشد، حکم تقلّب چگونه است؟

همه مراجع: رضایت شخص مقابل، هیچ تأثیرى در حکم ندارد.[۸۷۱]
 
تقلب در آزمون
 پرسش ۴۸۱ . تقلب در امتحان‏هایى که براى
ورزیدگى و تست دانش‏آموزان انجام مى‏شود، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: تقلّب در این نوع امتحانات هر چند حرام نیست ؛ ولى
زیان آن به خود شخص باز مى‏گردد ؛ مگر آنکه بگوید: خودم نوشتم که از باب دروغ، حرام
مى‏گردد.[۸۷۲]
 
تقلّب در آزمون‏هاى استخدامى
 پرسش ۴۸۲ . تقلّب در آزمون‏هایى که جهت
استخدام در مشاغل صورت مى‏گیرد، در دستمزدها و حقوق‏هایى که افراد بعد از تصدى شغل
مربوطه دریافت مى‏کنند، ایجاد شبهه مى‏کند یا نه؟

 همه مراجع (به جز وحید): اگر تخصّص و مهارت لازم
را براى آن کار دارد و مقررات پس از استخدام نیز رعایت شده است ؛ حقوقى که دریافت
مى‏کند، اشکال ندارد.[۸۷۳]
آیه‏اللّه‏ وحید: استفاده از مزایاى آن نهاد، جایز نیست.[۸۷۴]
تقلب آزمون کارشناسى
 پرسش ۴۸۳ . دانشجویى که در خود قدرت ادامه
تحصیل در مقطع کارشناسى ارشد را مى‏بیند، چنانچه در امتحان ورودى تقلب کند و علت آن
را عدم آماده بودن شرایط روحى و روانى، در آن زمان خاص و اصولاً عدم تبحّر در
تست‏زنى قلمداد کند ؛ آیا عمل او جایز است؟

همه مراجع: تقلّب در امتحان در هر صورت، جایز نیست.[۸۷۵]
 
 
 
 
احکام امر به معروفبازگشت به فهرست
 
 
 
اهمیت امر به معروف
 پرسش ۴۸۴ . درباره اهمیت امر به معروف و نهى
از منکر و ضرورت آن توضیح دهید؟

«کُنتُم خَیرَ أُمَّةٍ أُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرُونَ
بِالمَعرُوفِ وَ تَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ »[۸۷۶]
؛ «شما بهترین امتى بودید که به سود انسان‏ها آفریده شده‏اند [؛ چه اینکه] امر به
معروف و نهى از منکر مى‏کنید».
«معروف» آن است که عقل و شرع آن را نیک و خوب بداند و «منکر» آن
است که عقل و شرع آن را ناپسند و بد بداند. بنابراین آنچه که نیک است - اعم از امور
فرهنگى، اعتقادى، اقتصادى، عبادى، اخلاقى، سیاسى، جسمى، روانى و... - معروف است و
کلیه آنچه که ناپسند است، مشمول منکر مى‏گردد. پس امر به معروف، به معناى «فرمان
دادن به کار خوب» و نهى از منکر، به معناى «باز داشتن از کار بد» است.
بهترین راه براى به دست آوردن مصداق‏هاى معروف و منکر، مراجعه
به شرع است. بعضى از معروف‏ها عبارت است از: تقوا، احسان و نیکى، توکل، حسن ظن به
خدا، توبه، تلاوت قرآن، شکر خدا، مشورت، دعا، اخلاق نیک، بردبارى، ایستادگى در راه
دین، خوف از خدا، انفاق، اندیشیدن و تفکر، عفو و بخشش، فرو بردن خشم، جهاد، نماز،
روزه و... بخشى از منکرها نیز عبارت است از: کفر، نفاق، دوستى با کافران، ظلم و
ستم، خیانت به بیت‏المال، کتمان حق، دین فروشى، بخل، کرنش در برابر دشمن، بد گمانى،
دروغ، غیبت، تهمت، ایجاد اختلاف، ریاست‏طلبى، حسادت، قطع رحم و... .
فریضه امر به معروف و نهى از منکر، در همه ادیان مطرح بوده است
و وجوب آن اختصاص به مسلمانان ندارد. این حکم در میان بنى اسرائیل به چشم مى‏خورد.
خداوند در قرآن مى‏فرماید: «اهل کتاب همه یکسان نیستند ؛ بلکه پاره‏اى از آنان به
انجام این فریضه مى‏پردازند و از نیکان به شمار مى‏روند».[۸۷۷]
لقمان اجراى این فریضه را به فرزندش سفارش مى‏کند.[۸۷۸]
خداوند به حضرت موسى و هارون دستور مى‏دهد که با زبان نرم، فرعون را نصیحت کنند.[۸۷۹]
امر به معروف و نهى از منکر، از مهم‏ترین، بهترین و عالى‏ترین
فریضه‏ها و واجبات اسلامى است ؛ به طورى که برخى از فقیهان، آن را از ضروریات دین
دانسته‏اند. در آیات و روایات گوناگونى به آن سفارش شده است و تعابیر زیبایى در
آنها به چشم مى‏خورد. حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید: «تمام کارهاى نیک و (حتى)
جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر، همچون آب دهان در برابر
دریاى پهناورى است».[۸۸۰]
امام باقر علیه‏السلاممى‏فرماید: «بد قومى هستند، قومى که بر امر به معروف و نهى از
منکر عیب مى‏گیرند و آن را بى‏ارزش مى‏پندارند».[۸۸۱]
ذکر چند امر در این زمینه لازم است:
۱. این فریضه از تکالیف همگانى است و همه مسلمانان باید آن را
پاس بدارند. این چنین نیست که در زمان اقتدار حاکمیت اسلامى، این فریضه تنها بر دوش
نیروهاى انتظامى و قوه قضاییه و سایر نهادهاى دولتى قرار داشته باشد ؛ بلکه تک تک
آحاد مردم به انجام این فریضه موظف‏اند. امر به معروف و نهى از منکر، واجب کفایى
است و چنانچه عده‏اى به اجراى آن بپردازند و به گسترش معروف و از بین بردن منکر
اقدام ورزند، انجام دادن آن از دیگران ساقط مى‏شود.
۲. در اجراى فریضه امر به معروف و نهى از منکر، بین زن و مرد
تفاوتى نیست و هر دو گروه، در این راستا وظیفه و مسؤولیت دارند.

۳. یکى از مراتب امر به معروف و نهى از منکر اقدام و برخورد
عملى با شخص گنه‏کار است ؛ ولى به فتواى مراجع تقلید، این امر باید[۸۸۲]
با اجازه حاکم شرع و مسؤولان حکومت اسلامى انجام گیرد و بدون اجازه آنها جایز نیست.[۸۸۳]
۴. این فریضه داراى شرایطى است که بدون فراهم آمدن آنها، انجام
دادن آن بر شخص واجب نیست ؛ بلکه در برخى موارد نیز حرام است.
 
مراتب امر به معروف
 پرسش ۴۸۵ . مراتب امر به معروف و نهى از منکر
کدام است؟

مراتب امر به معروف و نهى از منکر عبارت است از:
 ۱. انکار قلبى،
۲. انکار زبانى،
۳. اقدام عملى.
شرایط امر به معروف
 پرسش ۴۸۶ . شرایط امر به معروف و نهى از منکر
کدام است؟

۱. آمر و ناهى باید معروف و منکر را بشناسد.
۲. احتمال دهد امر و نهى او تأثیر دارد.
۳. امر و نهى مفسده‏اى (ضرر جانى، مالى مهم و آبرویى) نداشته
باشد.
۴. تارک معروف و عامل منکر، بر ادامه شیوه خود اصرار داشته
باشد.
 
 پرسش ۴۸۷ . آیا بر کسى که از احکام شرعى و
راه و روش امر به معروف آگاهى ندارد، امر به معروف واجب است؟

همه مراجع: خیر واجب نیست ؛ ولى باید شرایط و مسائل امر به
معروف را یاد بگیرد تا دچار اشتباه نگردد.[۸۸۴]
 
موارد امر به معروف
 پرسش ۴۸۸ . از نظر شرعى امر به کدام یک از
معروف‏ها و نهى از کدام یک از منکرها واجب است؟

آیات عظام امام، بهجت، مکارم، فاضل، خامنه‏اى و نورى: در واجبات
و محرمات، امر و نهى واجب و در مستحبات و مکروهات، امر و نهى مستحب است.[۸۸۵]
 آیات عظام تبریزى، سیستانى، صافى و وحید: در
واجبات و محرمات امر و نهى واجب و در مستحبات امر مستحب است.[۸۸۶]
وظیفه امر به معروف
 پرسش ۴۸۹ . اگر کسى عملى را مرتکب شود که
مرجع تقلید شخص دیگرى آن را حرام مى‏داند ؛ ولى به نظر مرجع تقلید خودش جایز است ؛
آیا باید او را از آن عمل نهى کند؟

همه مراجع: خیر، نهى از منکر در این مورد واجب نیست.[۸۸۷]
 
 پرسش ۴۹۰ . آیا کسى که خودش به معروف عمل
نمى‏کند و مرتکب گناه مى‏شود ؛ حق دارد دیگران را امر و نهى کند؟

همه مراجع: آرى، بر او هم واجب است که با تحقّق شرایط، امر به
معروف و نهى از منکر کند. البته باید بداند که اگر بخواهد سخنش در قلب دیگران جاى
گیرد و تأثیر بگذارد، با عمل و رفتار خود مى‏تواند، به این هدف دست یابد.[۸۸۸]
 
 امر به معروف فامیل
 پرسش ۴۹۱ . برخى از بستگان و خویشاوندان ما
به طور کلى به نماز و روزه و سایر واجبات توجهى ندارند و اموالشان نیز حرام و یا
مشکوک است و هیچ‏گونه نصیحت و موعظه‏اى در آنها اثر نمى‏کند ؛ آیا معاشرت با آنان
جایز است؟

همه مراجع: معاشرت با آنان اشکال ندارد ؛ به ویژه اگر باعث
هدایت آنان بشود و تا هنگامى که یقین ندارید غذاى مورد استفاده، از مال حرام است،
تصرف در آن جایز است.[۸۸۹]
 
وظیفه نیروى انتظامى
 پرسش ۴۹۲ . در زمان حکومت اسلامى، اگر نیروى
انتظامى در برخورد با مفاسد اجتماعى از خود جدیت نشان ندهد، وظیفه مردم چیست؟ آیا
باید بر اساس فریضه امر به معروف و نهى از منکر اقدام کنند؟

همه مراجع (به جز بهجت): بر همه مکلفان، امر به معروف و نهى از
منکر واجب است و اگر نیروى انتظامى به این فریضه عمل نکند، تکلیف از دیگران ساقط
نمى‏شود ؛ بلکه با فراهم بودن شرایط آن، بر سایرین نیز واجب است البته چنانچه نیاز
به اقدام و برخورد فیزیکى باشد، این امر بدون اجازه حاکم شرع جایز نیست.[۸۹۰]
 آیه‏اللّه‏ بهجت: بر همه مکلفان، امر به معروف و
نهى از منکر واجب است و اگر نیروى انتظامى به این فریضه عمل نکند، تکلیف از دیگران
ساقط نمى‏شود ؛ بلکه با فراهم بودن شرایط آن، بر سایرین نیز واجب است. در جایى که
منجر به جراحت بشود، نهى از منکر جایز نیست و اجازه مجتهد جامع شرایط نیز بنا بر
احتیاط واجب کفایت نمى‏کند.[۸۹۱]
منکرات مجلس عروسى
 پرسش ۴۹۳ . گاهى در عروسى‏ها به پخش نوارهاى
موسیقى - که بعضى از آنها از صدا و سیما هم پخش مى‏شود - مى‏پردازند ؛ آیا نیروى
انتظامى و یا بسیج و یا نهاد دیگرى، مى‏تواند آنها را از این عمل باز دارند و نهى
از منکر کنند؟

همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز
نیست و نهادهاى یاد شده وظیفه دارند ارشاد و نهى از منکر کنند و صرف پخش شدن آن از
رسانه صدا و سیما، دلیلى بر جواز آن نیست ؛ ولى صداهاى مشکوک اشکال ندارد.[۸۹۲]
 
موسیقى خوابگاه دانشجویى
 پرسش ۴۹۴ . با کسانى که در خوابگاه‏هاى
دانشجویى به موسیقى‏هاى مبتذل گوش مى‏دهند، چه باید کرد؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى‏دهید - در صورت فراهم بودن سایر
شرایط - باید به او تذکر دهید و یا در صورت امکان، مسؤولان امر را مطلع سازید.[۸۹۳]
 
امر به معروف بدحجاب
 پرسش ۴۹۵ . وظیفه مردم در قبال بدحجابى و
مفاسد موجود در جامعه چیست؟

همه مراجع: وظیفه هر فردى امر به معروف ونهى از منکر است ؛ ولى
باید به شرایط و مراتب آن توجه داشته باشد.[۸۹۴]
امر به معروف دانشجویان
 پرسش ۴۹۶ . در دانشگاه‏ها، روابط پسر و دختر
غوغا مى‏کند ؛ وظیفه ما نسبت به آنان چیست؟

همه مراجع: بر هر فردى واجب است، ضمن دورى از ابتلا به مفاسد،
در صورت تمکّن و تحقق شرایط نهى از منکر، به این فریضه اقدام کند.[۸۹۵]
 
سختى امر به معروف
 پرسش ۴۹۷ . بعضى از گناهان (مانند بدحجابى
و...) به حدى است که اگر بخواهم تمام وقتم را براى آن سپرى کنم، باز هم نمى‏توانم
به تکلیف خود عمل کنم و از کار و زندگى مى‏افتم ؛ در این صورت تکلیف چیست؟

همه مراجع: امر به معروف و نهى از منکر، تا جایى که باعث ضرر
مالى قابل توجّه یا سختى و اختلال در زندگى نشود، واجب است.[۸۹۶]
 
نگاه به نامحرم
 پرسش ۴۹۸ . هر گاه نهى از منکر باعث نگاه به
زنان بى‏موالات و آرایش کرده شود، آیا باز هم واجب است؟

همه مراجع: نهى از منکر، ملازم با نگاه کردن نیست و نگاه‏هاى
قهرى و اتفاقى، اشکال ندارد.[۸۹۷]
تجسس در خوابگاه
 پرسش ۴۹۹ . براى اینکه اطلاع پیدا کنیم که در
اتاق خوابگاه‏ها، گناه (نه توطئه بر ضد نظام) انجام مى‏شود یا نه، آیا جایز است
تفحّص کنیم؟

همه مراجع: خیر، این کار حرام است.[۸۹۸]
 
نجاست فرش
 پرسش ۵۰۰ . اگر فرش کسى نجس باشد و ببیند
دیگران با پاى مرطوب بر آن قدم مى‏گذارند، تکلیف چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، صافى، فاضل و نورى: لازم نیست به
آنان بگوید.[۸۹۹]
آیه‏اللّه‏ بهجت: خیر، لازم نیست به او بگوید ؛ مگر اینکه با او
طورى معاشرت داشته باشد که اگر نگوید، لوازم مشترک بین آن دو نجس خواهد شد.[۹۰۰]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر در معرض این باشد که نجاست به خوردنى‏ها
و آشامیدنى‏ها سرایت کند، باید به آنان بگوید.[۹۰۱]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر او باعث این امر شده باشد، با دو شرط
باید به وى بگوید: یکى اینکه در معرض این باشد که نجاست به خوردنى‏ها و
آشامیدنى‏هاى او سرایت کند و دیگر آنکه احتمال بدهد آنان به گفته او ترتیب اثر
مى‏دهند ؛ ولى اگر بداند ترتیب اثر نمى‏دهند، گفتن لازم نیست.[۹۰۲]
آیه‏اللّه‏ مکارم: بنابر احتیاط به آنان بگوید.[۹۰۳]
آیه‏اللّه‏ وحید: اگر او باعث این امر شده و در معرض این باشد
که نجاست به خوردنى‏ها و آشامیدنى‏ها سرایت کند، باید به آنان بگوید.[۹۰۴]
 
امر به معروف پدر و مادر
 پرسش ۵۰۱ . اگر پدر و مادر انسان مرتکب گناه
شوند، آیا نهى از منکر آنان بى‏احترامى محسوب نمى‏شود؟

همه مراجع: خیر، نهى از منکر آنان - با فراهم بودن شرایط آن -
بر فرزند واجب است. البته سعى کند این کار را با سخن نرم و اخلاق نیک، انجام دهد و
این امر، بى‏احترامى به آنان محسوب نمى‏شود و اگر تأثیر نکرد، وظیفه دیگرى ندارد.[۹۰۵]
 
تکرار امر به معروف
 پرسش ۵۰۲ . در فریضه امر به معروف و نهى از
منکر، آیا یک بار تذکر دادن کافى است، یا باید چندین بار تکرار کند؟

همه مراجع: اگر در تکرار تذکّر، احتمال اثر مى‏دهد، باید تکرار
کند.[۹۰۶]
 
نهى غذاى نجس
 پرسش ۵۰۳ . اگر انسان ببیند کسى چیز نجسى را
مى‏خورد، آیا لازم است به او بگوید؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، لازم نیست به او بگوید.[۹۰۷]
آیه‏اللّه‏ بهجت: خیر، لازم نیست به او بگوید ؛ مگر اینکه با او
طورى معاشرت داشته باشد که اگر نگوید، لوازم مشترک بین آن دو نجس مى‏شود.[۹۰۸]
 
فضله موش
 پرسش ۵۰۴ . اگر صاحب خانه در بین غذا خوردن،
بفهمد غذا نجس است (مانند دیدن فضله موش در غذا)، آیا لازم است به میهمانان بگوید؟

همه مراجع (به جز سیستانى و مکارم): آرى، باید به آنان بگوید.[۹۰۹]
 آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر احتمال دهد میهمانان به
گفته او ترتیب اثر مى‏دهند، باید به آنان بگوید ؛ ولى اگر بداند ترتیب اثر
نمى‏دهند، گفتن لازم نیست.[۹۱۰]
آیه‏اللّه‏ مکارم: بنابر احتیاط واجب، باید به آنان بگوید.[۹۱۱]
 
دروغ مصلحتى
 پرسش ۵۰۵ . دروغ مصلحتى چه حکمى دارد؟
همه مراجع: «دروغ مصلحتى» به معناى رایج نزد مردم - که در واقع
«دروغ منفعتى» است - حرام است. موارد جواز دروغ در اسلام مشخص است ؛ از جمله آنها
وجود مصلحت اهم (مثل حفظ جان مؤمن و یا رفع نزاع بین دو مسلمان) است.[۹۱۲]
 
حکم غیبت
 پرسش ۵۰۶ . کسى که از شخصى غیبت کرده یا
شنیده است، آیا باید رضایت فرد غیبت شده را به دست آورد؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، کسب رضایت او واجب نیست ؛ ولى
باید از این گناه توبه کند.[۹۱۳]
آیه‏اللّه‏ بهجت: آرى باید رضایت او را جلب کند، مگر اینکه عزت
و آبروى او را نزد کسانى که پیش آنان غیبت کرده، اعاده نماید و اگر امکان رضایت و
یا دسترسى به او نباشد، باید براى او استغفار کرد.[۹۱۴]
 
موارد غیبت
 پرسش ۵۰۷ . کسى که عیب ظاهرى دارد (مثلاً قدش
کوتاه است)، آیا مى‏توان پشت سر او این عیب را گفت؟

همه مراجع: بیان صفات ظاهرى و آشکار شخصى که همه از آن آگاهى
دارند - اگر قصد هتک و تحقیر و مسخره کردن او را نداشته باشد - اشکال ندارد.[۹۱۵]
 
غیبت استاد
 پرسش ۵۰۸ . غیبت در مسائلى که اگر درباره آن
صحبت نشود، حل نمى‏گردد (مثلاً درباره استادى که خوب درس نمى‏دهد)، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: بیان نقاط ضعف استاد، نزد مسؤولان و یا در مقام
مشورت، اشکال ندارد. به طور کلى در مواردى که مصلحت غیبت، اهم از مفسده آن باشد،
غیبت حرام نیست.[۹۱۶]
قطع رحم
 پرسش ۵۰۹ . خویشاوندانى که قطع رحم با آنان
جایز نیست، چه کسانى‏اند؟

همه مراجع: ارحام کسانى‏اند که در مراتب ارث واقع مى‏شوند ؛
مانند: پدر، مادر، برادر، خواهر و فرزندان آنان و نیز عمو، عمه، خاله، دایى و
فرزندان آنان.[۹۱۷]
 
 پرسش ۵۱۰ . اگر برادر یا سایر نزدیکان فرد به
وظایف دینى (نماز، روزه، خمس و...) عمل نمى‏کنند و به تذکر هم گوش نمى‏دهند، آیا
مى‏تواند رفت و آمد با آنان را قطع کند؟

همه مراجع (به جز امام): خیر، نمى‏تواند به این بهانه، صله رحم
را ترک کند ؛ مگر آنکه قطع رابطه (به طور موقّت) باعث تأثیر و بیدارى او گردد. در
این صورت از باب نهى از منکر لازم است.[۹۱۸]
امام: خیر، بکوش با رفت و آمد او را ارشاد کند و از قطع رحم در
هر حال اجتناب ورزد.[۹۱۹]
 
صله رحم
 پرسش ۵۱۱ . صله رحم به چه چیز تحقّق مى‏یابد؟
آیا رفت و آمد با خویشاوندان واجب است؟

همه مراجع: صله رحم، منحصر به رفت و آمد با خویشاوندان نیست ؛
بلکه این عمل با هدیه دادن، میهمانى کردن، پیغام فرستادن، تماس تلفنى، سلام کردن
و... نیز تحقق مى‏یابد. پس همین اندازه که قطع رحم نشود، کافى است.[۹۲۰]
 
لباس شهرت
 پرسش ۵۱۲ . منظور از لباس شهرت چه نوع لباسى
است؟

همه مراجع (به جز سیستانى و مکارم): لباس شهرت، لباسى است که
پوشیدن آن براى شخص - به جهت جنس پارچه، رنگ، کیفیت دوخت و یا مندرس بودنش - معمول
نبوده و خلاف شأن او به حساب آید ؛ به طورى که اگر آن را در برابر مردم بپوشد، توجه
آنان را به خود جلب کرده و انگشت‏نما مى‏شود.[۹۲۱]
آیه‏اللّه‏ مکارم: لباس شهرت، لباسى است که جنبه ریاکارى دارد و
شخص مى‏خواهد به وسیله آن، مثلاً به زهد و ترک دنیا مشهور شود ؛ خواه از جهت پارچه
یا رنگ آن باشد و یا دوخت آن. امّا اگر واقعا قصدش ساده پوشیدن است و جنبه ریا کارى
ندارد ؛ نه تنها جایز بلکه عملى شایسته است.[۹۲۲]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: منظور لباسى است که مؤمن را به صورتى زشت و
نامناسب درآورد.[۹۲۳]
 
پوشیدن لباس شهرت
 پرسش ۵۱۳ . حکم پوشیدن لباس شهرت را بیان
کنید؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: پوشیدن لباسى که موجب
شهرت و انگشت نمایى شود، بنابر احتیاط واجب حرام است.[۹۲۴]
آیات عظام بهجت، صافى و وحید: پوشیدن لباسى که موجب شهرت و
انگشت نمایى شود، حرام است.[۹۲۵]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: پوشیدن آن حرام نیست ؛ مگر آنکه
موجب هتک حرمت و خوارى شخص شود.[۹۲۶]
 آیه‏اللّه‏ مکارم: پوشیدن لباسى که جنبه ریاکارى
دارد و شخص مى‏خواهد به وسیله آن، مثلاً به زهد و ترک دنیا مشهور شود، بنابر احتیاط
واجب حرام است ؛ خواه از جهت پارچه یا رنگ آن باشد و یا دوخت آن. اما اگر واقعا قصد
او ساده پوشیدن است و جنبه ریاکارى ندارد ؛ نه تنها جایز، بلکه عملى شایسته است.[۹۲۷]
 تبصره. پوشیدن هر لباسى که موجب هتک حرمت و خوارى
شخص شود، به فتواى همه مراجع حرام است.
 
لباس جنس مخالف
 پرسش ۵۱۴ . پوشیدن لباس زنانه براى مردان و
بالعکس چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام و بهجت: بنابر احتیاط واجب، پوشیدن لباس مختص به
جنس مخالف، جایز نیست.[۹۲۸]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، صافى، فاضل و وحید: بنابر احتیاط
واجب پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف، در صورتى که آن را زىّ و پوشش خود قرار دهد،
جایز نیست.[۹۲۹]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: بنابر احتیاط واجب، پوشیدن لباس مختص به
جنس مخالف، اگر او را به آن صورت در آورد، جایز نیست.[۹۳۰]
آیه‏اللّه‏ مکارم: پوشیدن لباس جنس مخالف، اگر مفسده خاصى بر آن
مترتب نشود، اشکال ندارد.[۹۳۱]
 آیه‏اللّه‏ نورى: بنا بر احتیاط واجب، پوشیدن
لباس مختص به جنس مخالف، جایز نیست ؛ مگر آنکه انگیزه عقلایى و مصلحت مهم‏ترى در
بین باشد.[۹۳۲]
 
لباس منزل
 پرسش ۵۱۵ . آیا در حرمت پوشیدن لباس جنس
مخالف، تفاوتى بین پوشیدن آن در خانه و بیرون از آن دارد؟

آیات عظام امام و بهجت: خیر، بنابر احتیاط واجب پوشیدن آن جایز
نیست.[۹۳۳]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، صافى، فاضل و وحید: تا زمانى که
لباس جنس مخالف را به عنوان زىّ (لباس و پوشش) خود قرار نداده باشد، اشکال ندارد.[۹۳۴]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر او را به صورت جنس مخالف در آورد،
بنابر احتیاط واجب پوشیدن آن جایز نیست.[۹۳۵]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر مفسده خاصى بر آن مترتب نشود، پوشیدن آن
اشکال ندارد.[۹۳۶]
آیه‏اللّه‏ نورى: اگر از پوشیدن آن انگیزه عقلایى دارد و مصلحت
مهم‏ترى در بین است، اشکال ندارد.[۹۳۷]
پوشیدن دمپایى
 پرسش ۵۱۶ . آیا پوشیدن دمپایى زنان براى
مردان و بالعکس اشکال دارد؟

 همه مراجع (به جز امام و بهجت): خیر، اشکال ندارد
(اگر باعث مفسده نشود).[۹۳۸]
آیات عظام امام و بهجت: اگر مختص به زن یا مرد باشد، بنابر
احتیاط واجب پوشیدن آن براى دیگرى جایز نیست.[۹۳۹]
 تبصره. اگر در موردى پوشیدن دمپایى مختص به جنس
مخالف، به عنوان زىّ و لباس قرار گیرد (مانند پوشیدن آن در بیرون از منزل)، در این
صورت پوشیدن آن اشکال دارد.
 
ریش تراشى
 پرسش ۵۱۷ . تراشیدن ریش تمام صورت، با ماشین
یا تیغ چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): تراشیدن ریش - خواه با تیغ باشد
یا ماشین - بنابر احتیاط واجب حرام است.[۹۴۰]
آیات عظام بهجت و صافى: تراشیدن ریش حرام است.[۹۴۱]
ریش نوجوان
 پرسش ۵۱۸ . آیا تراشیدن موهاى کمِ صورت، به
منظور رشد و پر پشت شدن آن، اشکال دارد؟

همه مراجع: اگر موهاى صورت کم باشد و صدق ریش بر آن نکند،
تراشیدن آن مانعى ندارد.[۹۴۲]
 
مسخره ریش
 پرسش ۵۱۹ . اگر انسان براى اینکه توهین مردم
را نشنود، ریشش را بزند ؛ چه حکمى دارد؟

همه مراجع: گذاشتن ریش براى مسلمانى که به دینش اهمیت مى‏دهد،
باعث خوارى و سرشکستگى نیست و با مسخره کردن دیگران، احکام الهى عوض نمى‏شود ؛ مگر
آنکه باعث حرج بشود و تحمل آن غیرممکن باشد.[۹۴۳]
 
ریش پروفسورى
 پرسش ۵۲۰ . آیا گذاشتن ریش پروفسورى کفایت
مى‏کند؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مکارم): خیر، کفایت نمى‏کند و حکم
تراشیدن تمام آن را دارد.[۹۴۴]
 آیات عظام تبریزى و مکارم: اگر چانه و اطراف آن
(یک چهارم صورت) تراشیده نشود، به طورى که در وقت مواجهه صدق ریش کند، کفایت
مى‏کند.[۹۴۵]
 
وسایل قمار
 پرسش ۵۲۱ . اگر بعضى از وسیله‏هاى بازى، در
شهرى از آلات قمار محسوب شود ؛ ولى در شهر دیگر این طور نباشد، آیا بازى با آنها
جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، صافى، نورى و وحید: اگر تنها در
بعضى شهرها نیز از آلات قمار محسوب شود، بازى با آن جایز نیست.[۹۴۶]
آیات عظام سیستانى، فاضل و مکارم: اگر در عرف محل (شهر) از آلات
قمار محسوب شود، بازى با آن جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد.[۹۴۷]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر این وسیله‏ها در یکى از دو شهر، از
آلات قمار محسوب شود و در گذشته نیز در هر دو مکان از آلات قمار بوده، بازى با آنها
حرام است.[۹۴۸]
 
بازى رایانه
 پرسش ۵۲۲ . بازى قمار، به صورت تک نفره با
رایانه چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت، سیستانى، فاضل و مکارم): بازى با آلات
قمار جایز نیست ؛ خواه طرف مقابل، شخص باشد یا رایانه.[۹۴۹]
آیات عظام بهجت و سیستانى: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۹۵۰]
آیات عظام فاضل و مکارم: اگر طرف دیگر رایانه باشد اشکال ندارد.[۹۵۱]
 بازى شطرنج
 پرسش ۵۲۳ . بازى با شطرنج، بدون برد و باخت و
به منظور تقویت فکر و حافظه، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، فاضل، مکارم و نورى: اگر
(واقعاً) در نظر عرف از آلت قمار بودن خارج شده باشد، بازى با آن اشکال ندارد.[۹۵۲]
آیات عظام بهجت و وحید: اگر بدون برد و باخت باشد، بنابر احتیاط
واجب جایز نیست و این احتیاط بسیار شدید است.[۹۵۳]
آیات عظام سیستانى و صافى: بازى با شطرنج حرام است و انگیزه یاد
شده، هیچ تأثیرى در حکم ندارد و باعث جواز آن نمى‏گردد.[۹۵۴]
 
 پرسش ۵۲۴ . اگر براى مقلّد ثابت شود که شطرنج
در زمان حاضر آلت قمار بودن خود را از دست داده است، بازى با آن بدون برد و باخت،
چه حکمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر احراز شود که از نظر عرف،
آلت قمار بودن خود را از دست داده است، بازى با آن اشکال ندارد.[۹۵۵]
آیه‏اللّه‏ بهجت: بازى با شطرنج، اگر بدون برد و باخت باشد،
بنابر احتیاط واجب جایز نیست و این احتیاط بسیار شدید است.[۹۵۶]
 آیه‏اللّه‏ صافى: بازى با شطرنج، در هر حال حرام
است.[۹۵۷]
جوایز ورزشى
 پرسش ۵۲۵ . آیا در بازى‏هاى ورزشى، تعیین
جایزه از سوى شخص یا گروه دیگر (غیر از مسابقه دهندگان) اشکال دارد؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، اشکال ندارد.[۹۵۸]
 
شرط بندى
 پرسش ۵۲۶ . آیا هر بازى که در آن برد و باخت
و شرط بندى انجام گیرد، حرام است؟

همه مراجع: هر نوع بازى که به صورت برد و باخت و شرط بندى باشد،
حرام است ؛ مگر در مسابقه تیراندازى و اسب سوارى.[۹۵۹]
 
تخت نرد
 پرسش ۵۲۷ . حکم بازى با تخت نرد را بیان
کنید؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، فاضل و مکارم: اگر از آلات
قمار محسوب شود بازى با آن هر چند بدون برد و باخت حرام است.[۹۶۰]
آیات عظام بهجت و وحید: بازى با نرد، اگر به صورت برد و باخت
باشد، حرام است و بدون آن بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[۹۶۱]
آیات عظام سیستانى، صافى و نورى: حرام است.[۹۶۲]
بازى با ورق
 پرسش ۵۲۸ . بازى ورق و یا پاسور چه حکمى
دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، صافى، نورى و وحید: بازى با
آلات قمار - هر چند بدون برد و باخت - حرام است.[۹۶۳]
آیات عظام بهجت و مکارم: اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است
و اگر بدون آن باشد، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[۹۶۴]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است و
اگر بدون برد و باخت و شرط بندى باشد ؛ چنانچه در عرف محل (شهر) از آلات قمار
شناخته شود، بنابر احتیاط واجب بازى و این جایز نیست.[۹۶۵]
آیه‏اللّه‏ فاضل: اگر در عرف از آلت قمار بودن خارج شده باشد و
برد و باختى در کار نباشد اشکال ندارد.[۹۶۶]
 
بیلیارد
 پرسش ۵۲۹ . با توجه به رواج بیلیارد در سطح
جامعه و تمایل بعضى مراکز آموزش عالى به استفاده از آن، لطفا نظر مراجع عظام تقلید
را در این خصوص بیان کنید؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مکارم و نورى:
اگر در نظر عرف وسیله قمار شناخته شود، بازى با آن جایز نیست ؛ هر چند بدون برد و
باخت باشد.[۹۶۷]
آیه‏اللّه‏ بهجت: بازى با بیلیارد جایز نیست.[۹۶۸]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر در نظر عرف محل، وسیله قمار شناخته
شود، با برد و باخت حرام است و بنا بر احتیاط واجب، بدون برد و باخت هم جایز نیست.[۹۶۹]
آیه‏اللّه‏ وحید: اگر در نظر عرف وسیله قمار شناخته شود، با برد
و باخت حرام است و بنا بر احتیاط واجب، بدون برد و باخت هم جایز نیست.[۹۷۰]
 
نگه‏دارى وسایل قمار
 پرسش ۵۳۰ . حکم نگه‏دارى آلات قمار را بیان
کنید؟

همه مراجع (به جز تبریزى و وحید): نگه‏دارى آلات قمار، جایز
نیست و باید آنها را از بین برد.[۹۷۱]
آیات عظام تبریزى و وحید: بنابر احتیاط واجب، نگه‏دارى آلات
قمار، جایز نیست و باید آنها را از بین برد.[۹۷۲]
 
مجسمه سازى
 پرسش ۵۳۱ . ساختن مجسمه انسان یا حیوان، به
صورت نیم تنه و یا برجسته روى دیوار چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، سیستانى، فاضل، مکارم و وحید: تفاوتى بین
مجسمه کامل و ناقص نیست و هر دو اشکال دارد.[۹۷۳]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى و صافى: ساختن مجسمه آنها به صورت
ناقص، اشکال ندارد.[۹۷۴]
آیه‏اللّه‏ نورى: ساختن مجسمه در صورتى که براى هدف عقلایى باشد
و اسراف محسوب نشود، جایز است و در این امر، تفاوتى بین مجسمه کامل و ناقص نیست.[۹۷۵]
 
خرید و فروش مجسمه
 پرسش ۵۳۲ . حکم خرید و فروش و نگه دارى مجسمه
جاندار چیست؟

همه مراجع (به جز صافى و مکارم): خرید و فروش و نگه دارى آن
اشکال ندارد.[۹۷۶]
آیه‏اللّه‏ مکارم: خرید و فروش آن اشکال دارد و سزاوار آن است
که از نگه دارى آن، خوددارى شود.[۹۷۷]
 آیه‏اللّه‏ صافى: بنابر احتیاط واجب، خرید و فروش
و نگه دارى آن، جایز نیست.[۹۷۸]
 
حکم کاریکاتور
 پرسش ۵۳۳ . کشیدن کاریکاتور اشخاص، در صورتى
که موجب استهزا و هتک آنان شود، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: به طور کلى استهزا و هتک حرمت مؤمن، حرام است.[۹۷۹]
شرب شراب
 پرسش ۵۳۴ . حکم شراب از نظر حرمت و نجاست
چیست؟ آیا تفاوتى بین کم و زیاد آن نیست؟

همه مراجع: شراب، نجس و خوردن آن حرام است. تفاوتى بین کم و
زیاد آن نیست و نوشیدن یک قطره آن نیز حرام است. این کار از گناهان بزرگ محسوب
مى‏شود ؛ هر چند شخص را مست نکند.[۹۸۰]
 
 پرسش ۵۳۵ . آیا هر مایع مست کننده، نوشیدن آن
گناه است و باعث جارى شدن حد مى‏گردد؟

همه مراجع: آرى، اگر مایع مست کننده است، نوشیدن آن حرام و از
گناهان بزرگ است و هر کس مرتکب شود، حد بر او جارى مى‏شود.[۹۸۱]
 
شرب مایع مسکر
 پرسش ۵۳۶ . آیا هر مایعى که مست کننده باشد،
نجس و نوشیدن آن حرام است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل و نورى: اگر اصل آن هم مایع
بوده، نجس است ؛ ولى نوشیدن آن در هر حال حرام است.[۹۸۲]
آیات عظام تبریزى و خامنه‏اى: اگر اصل آن هم مایع بوده، بنابر
احتیاط واجب نجس است ؛ ولى نوشیدن آن در هر حال حرام است.[۹۸۳]
آیات عظام سیستانى و وحید: اگر اصل آن هم مایع بوده، بنابر
احتیاط مستحب نجس است ؛ ولى نوشیدن آن در هر حال حرام است.[۹۸۴]
آیه‏اللّه‏ مکارم: بنابر احتیاط واجب نجس است، هر چند اصل آن هم
مایع نبوده باشد ؛ ولى نوشیدن آن در هر حال حرام است.[۹۸۵]
 تبصره. اگر مایع مست کننده از مخلوط کردن یک چیز
جامد (مانند بنگ و حشیش) با محلول آب تهیه شود، نجس نیست ؛ هر چند این محلول مست
کننده باشد (چون اصل آن مایع نبوده است) ؛ ولى استعمال آن حرام است.
 
 
 
 
احکام منزلبازگشت به فهرست
 
 
 
نظافت و پاکیزگى
 پرسش ۵۳۷ . آیا درباره نظافت و پاکیزگى
آیه‏اى وجود دارد؟

در قرآن مجید مى‏خوانیم: «وَ اللّهُ یحِبُّ المُطَّهِّرِینَ »[۹۸۶]
؛ «و خداوند کسانى را که خواهان پاکى‏اند دوست مى‏دارد».
اسلام دین پاکى و پاکیزگى است. طهارت از این رو احکام و قوانینش
بر این اساس تنظیم شده است و به عنوان بخشى از ایمان شمرده شده است. همچنان که
پلیدى و پلشتى بسیارى از نجاسات، نزد بشر فطرى و ذاتى است و طبع او از آن تنفر
دارد. البته بعضى از پدیده‏ها وجود دارند که نجاست آن مخفى است و انسان به راحتى
نمى‏تواند به آنها پى ببرد و چه بسا آنها را پاک مى‏داند ؛ ولى دین اسلام نجاست
آنها را گوشزد کرده است (مانند نجاست سگ، خوک و شراب). از سوى دیگر این دین براى
پاک گردانیدن نجاسات، برنامه و دستورات خاصى دارد.
گفتنى است با توجه به اینکه عموم مردم در شبانه روز با مسائل
طهارت و نجاست سر و کار دارند، دین اسلام احکام این باب را بسیار آسان و منطبق با
فطرت بشرى تشریع کرده و جست و جو و تحقیق و دقت نظر را لازم نشمرده است. حتى در
مواردى شخص را از دقت زیاد و وسواس بر حذر و منع کرده است ؛ زیرا وسواس در طهارت و
نجاست، شخص را دچار بیمارى روحى و افسردگى نموده، زندگى را بر خودش تلخ مى‏کند.
تردیدى نیست که خداوند راضى به رنج و عذاب او و اطرافیانش نیست.
به منظور آگاهى بیشتر در این باره، برخى از احکام خانه را مورد
توجه قرار مى‏دهیم.
 
شستن نجس
 پرسش ۵۳۸ . اگر چیزى به بول، نجس شود چگونه
با آب قلیل پاک مى‏شود؟

همه مراجع (به جز بهجت، سیستانى و صافى): اگر از قبیل بدن و
چیزهاى سفت است (که آب در آن نفوذ نمى‏کند) پس از برطرف شدن عین نجاست (خواه با آب
یا وسیله دیگر)، باید دو بار شسته شود و اگر از قبیل لباس و فرش و مانند اینها است،
باید بعد از هر بار شستن فشار داده شود تا غساله آن بیرون آید.[۹۸۷]
آیات عظام بهجت و صافى: پس از برطرف کردن عین نجاست، یک مرتبه
با آب شسته شود کفایت مى‏کند و در لباس و فرش و مانند آن، فشار یا حرکت دادن لازم
است.[۹۸۸]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر آن چیز لباس و بدن باشد، پس از برطرف
شدن عین نجاست (خواه با آب یا وسیله دیگر)، باید دو بار شسته شود و اگر غیر آن
باشد، یک مرتبه با آب شسته شود کفایت مى‏کند. در هر حال در لباس و فرش و مانند آن،
فشار یا حرکت لازم است.[۹۸۹]
 تبصره. غساله آبى است که در وقت شستن و بعد از
آن، از آن چیزى که شسته مى‏شود خود به خود یا به وسیله فشار و مانند آن، جدا
مى‏شود.
 
 پرسش ۵۳۹ . اگر چیزى به بول، نجس شود چگونه
با آب کر (مانند آب لوله‏کشى) پاک مى‏شود؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: پس از برطرف کردن عین
نجاست یک مرتبه با آب شسته شود، کفایت مى‏کند و در لباس و فرش و مانند آن، بنابر
احتیاط واجب باید آن را فشار یا حرکت داد، تا غساله آن بیرون آید.[۹۹۰]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: پس از برطرف کردن عین نجاست باید دو مرتبه
با آب شسته شود و در لباس و فرش و مانند آن فشار یا حرکت دادن لازم است.[۹۹۱]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: پس از برطرف کردن عین نجاست، باید دو مرتبه
با آب شسته شود و در لباس و فرش و مانند آن، فشار یا حرکت دادن لازم نیست.[۹۹۲]
آیه‏اللّه‏ صافى: پس از برطرف کردن عین نجاست یک مرتبه با آب
شسته شود، کفایت مى‏کند و در لباس و فرش و مانند آن، فشار یا حرکت دادن لازم نیست.[۹۹۳]
 آیات عظام مکارم و وحید: پس از برطرف کردن عین
نجاست، یک مرتبه با آب شسته شود کفایت مى‏کند و در لباس و فرش و مانند آن، باید آن
را فشار یا حرکت داد تا غساله آن بیرون آید.[۹۹۴]
 تبصره. اگر عین نجاست با همان شستن مرتبه اول از
بین برود و بعد از آن آب استمرار داشته باشد، آن چیز پاک مى‏شود و نیاز به شستن بار
دوم نیست ؛ مگر بنابر فتواى کسانى که دو بار شستن را لازم مى‏شمارند.
 
 پرسش ۵۴۰ . اگر چیزى به غیربول، (مانند خون)
نجس شود چگونه با آب قلیل پاک مى‏شود؟

همه مراجع: اگر از قبیل بدن و چیزهاى سفت است (که آب در آن نفوذ
نمى‏کند)، پس از برطرف شدن عین نجاست (خواه با آب یا وسیله دیگر) ؛ یک مرتبه شستن،
پاک مى‏شود و اگر از قبیل لباس و فرش و مانند اینها است باید فشار داده شود تا
غساله آن بیرون آید.[۹۹۵]
 
 پرسش ۵۴۱ . اگر چیزى به غیربول، (مانند خون)
نجس شود چگونه با آب کر (مانند آب لوله‏کشى) پاک مى‏شود؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: پس از برطرف کردن عین
نجاست، یک مرتبه با آب شسته شود کفایت مى‏کند و در لباس و فرش و مانند آن، بنابر
احتیاط واجب باید آن را فشار یا حرکت داد، تا غساله آن بیرون آید.[۹۹۶]
 آیات عظام بهجت، سیستانى و صافى: پس از برطرف
کردن عین نجاست یک مرتبه با آب شسته شود کفایت مى‏کند و در لباس و فرش و مانند آن،
فشار یا حرکت دادن لازم نیست.[۹۹۷]
آیات عظام تبریزى، مکارم و وحید: پس از برطرف کردن عین نجاست یک
مرتبه با آب شسته شود کفایت مى‏کند و در لباس و فرش و مانند آن، باید آن را فشار یا
حرکت داد تا غساله آن بیرون آید.[۹۹۸]
 تبصره. اگر عین نجاست با همان شستن مرتبه اول از
بین برود، آن چیز پاک مى‏شود و نیاز به‏شستن باردوم نیست ؛ مگر بنابرفتواى کسانى‏که
دوبار شستن را لازم‏مى‏شمارند.
 
رنگ نجاست
 پرسش ۵۴۲ . اگر بعد از شستن لباس، رنگ نجاست
روى آن باقى باشد، آیا هنوز نجس است؟

همه مراجع: خیر، پاک است.
 
کف صابون
 پرسش ۵۴۳ . آیا آبى که کف صابون دارد،
مى‏تواند چیز نجس را پاک کند؟

همه مراجع: آرى، آب با کف صابون مضاف محسوب نمى‏شود.[۹۹۹]
 
ماشین لباس‏شویى
 پرسش ۵۴۴ . آیا لباس‏شویى اتوماتیک که چند
بار لباس را مى‏شوید، مى‏تواند لباس نجس را پاک کند؟

آیات عظام امام و نورى: اگر بعد از برطرف شدن عین نجاست، یک
مرتبه با آب لوله‏کشى یا دو مرتبه با آب قلیل مى‏شوید، پاک مى‏کند.[۱۰۰۰]
آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر عین نجاست را برطرف کند و آب متصل به لوله
در داخل ماشین لباس‏شویى، به لباس‏ها و تمامى قسمت‏هاى داخل ماشین برسد، پاک
مى‏کند.[۱۰۰۱]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر هنگام چرخیدن ماشین لباس‏شویى براى شستن
لباس، آب آن به اطراف داخل آن در بار اول پاشیده شود، باید آب کر در بار دوم، تمام
جاهایى را که نجس شده، فرا بگیرد و لباس هم در حال اتصال به آب لوله‏کشى شسته شود و
پس از آن غساله خارج شود، تا لباس پاک گردد.[۱۰۰۲]
آیات عظام سیستانى و مکارم: اگر عین نجاست را برطرف کند، پاک
مى‏کند ؛ خواه در حال شستن لباس‏ها اتصال با آب لوله کشى داشته باشد، یا بعد از قطع
شدن شروع به شست و شو کند.[۱۰۰۳]
آیات عظام خامنه‏اى و صافى: اگر عین نجاست را برطرف کند و آب
متصل به لوله در داخل ماشین لباس‏شویى، به لباس‏ها و تمامى قسمت‏هاى داخل ماشین
برسد و از آن جدا و خارج شود، پاک مى‏کند.[۱۰۰۴]
آیه‏اللّه‏ فاضل: اگر حد اقل آب را سه بار تخلیه مى‏کند، پاک
مى‏کند.[۱۰۰۵]
آیه‏اللّه‏ وحید: در این مورد باید احتیاط کرد.[۱۰۰۶]
 
 پرسش ۵۴۵ . اگر پیش از آنکه لباس‏ها را داخل
لباس‏شویى بریزیم، عین نجاست آنها را برطرف کنیم، آیا لباس‏شویى در این هنگام
لباس‏ها را پاک مى‏کند؟

 همه مراجع (به جز تبریزى): در فرض یاد شده،
لباس‏ها پاک مى‏شود.[۱۰۰۷]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر به غیربول نجس شده باشد که در تطهیر آن
یک بار شستن کافى است و ماشین لباس‏شویى آن را پاک مى‏کند ؛ ولى اگر به بول نجس شده
است، در تطهیر آن دو بار شستن لازم است. از این رو احتیاط آن است که لباس‏ها را یک
بار در بیرون لباس‏شویى هم بشویند.[۱۰۰۸]
 
خون کم
 پرسش ۵۴۶ . آیا خون کم (کمتر از درهم) که در
نماز بخشیده شده، پاک است؟

همه مراجع: خیر، نجس است ؛ ولى اگر در بدن و لباس نمازگزار
باشد، نماز با آن صحیح است.[۱۰۰۹]
 تبصره. درهم تقریبا به اندازه یک بند انگشت اشاره
است.
 
فرش و موکت
 پرسش ۵۴۷ . چگونه موکتى که به زمین چسبیده و
به بول نجس شده، پاک مى‏شود؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: اگر بعد از برطرف ساختن
عین نجاست، توسط شیلنگى که به آب لوله کشى شهر متصل است، یک بار روى آن آب ریخته
شود، پاک مى‏گردد و احتیاط واجب آن است که موکت طورى فشار یا حرکت داده شود که آب
داخل آن خارج شود.[۱۰۱۰]
 آیات عظام بهجت و صافى: اگر بعد از برطرف ساختن
عین نجاست توسط شیلنگى که به آب لوله کشى شهر متصل است، یک بار روى آن آب ریخته
شود، پاک مى‏گردد و فشار یا حرکت دادن موکت لازم نیست.[۱۰۱۱]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر بعد از برطرف ساختن عین نجاست توسط
شیلنگى که به آب لوله کشى شهر متصل است، دو بار روى آن آب ریخته شود، پاک مى‏گردد و
در ضمن باید موکت طورى فشار یا حرکت داده شود، که آب داخل آن خارج گردد.[۱۰۱۲]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر بعد از برطرف ساختن عین نجاست توسط
شیلنگى که به آب لوله کشى شهر متصل است، دو بار روى آن آب ریخته شود، پاک مى‏گردد و
فشار و حرکت دادن موکت لازم نیست.[۱۰۱۳]
آیات عظام مکارم و وحید: اگر بعد از برطرف ساختن عین نجاست توسط
شیلنگى که به آب لوله کشى شهر متصل است، یک بار روى آن آب ریخته شود، پاک مى‏گردد و
در ضمن باید موکت طورى فشار یا حرکت داده شود که آب داخل آن خارج شود.[۱۰۱۴]
 تبصره. اگر عین نجاست با همان شستن مرتبه اول از
بین برود، آن چیز پاک مى‏شود و نیاز به شستن بار دوم نیست ؛ مگر بنابر فتواى کسانى
که دو بار شستن را لازم مى‏شمارند.
 
تطهیر با باران
 پرسش ۵۴۸ . آیا فرش نجس زیر باران زیاد، پاک
مى‏شود؟

همه مراجع (تبریزى و مکارم): اگر عین نجاست در آن باقى نماند،
پاک مى‏شود.[۱۰۱۵]
 آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر عین نجاست در آن باقى
نماند، پاک مى‏شود و بنابر احتیاط واجب، باید فرش فشار داده شود.[۱۰۱۶]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر عین نجاست در آن باقى نماند، پاک مى‏شود
و (باید فرش فشار داده شود) تا غساله آن بیرون بیاید.[۱۰۱۷]
تطهیر با آفتاب
 پرسش ۵۴۹ . آیا لباس و فرش نجس و مانند آن،
با آفتاب پاک مى‏شود؟

همه مراجع: خیر، آفتاب با شرایطى تنها مى‏تواند چیزهاى ثابت از
قبیل در، دیوار و پنجره را پاک کند ؛ ولى لباس و فرش و مانند آن که قابل نقل و
انتقال است، با آفتاب پاک نمى‏شود.[۱۰۱۸]
 
تطهیر لوازم منزل
 پرسش ۵۵۰ . اگر دیوار اتاق یا برخى اثاث آن،
نجس شود، آیا تطهیر آنها واجب است؟

همه مراجع: خیر، تطهیر آنها واجب نیست. تنها براى صحّت نماز،
باید لباس نمازگزار و محل گذاشتن پیشانى(مانند مهر) پاک باشد.[۱۰۱۹]
 
ظروف نجس
 پرسش ۵۵۱ . اگر ظرف یا وسیله‏اى نجس شده و به
دیگرى داده یا فروخته شود ؛ آیا باید به او اعلام شود؟

همه مراجع (به جز امام، مکارم و نورى): اگر بداند که باعث نجس
شدن غذا یا آب آشامیدنى یا آب وضو و غسل او مى‏شود، باید به او اطلاع دهد.[۱۰۲۰]
آیات عظام امام، مکارم و نورى: اگر بداند که باعث نجس شدن غذا
یا آب آشامیدنى یا آب وضو و غسل او مى‏شود، بنابر احتیاط واجب، باید به او اطلاع
دهد.[۱۰۲۱]
فروش لباس نجس
 پرسش ۵۵۲ . اگر لباس نجس شده باشد ؛ آیا
هنگام فروختن به دیگرى و یا هدیه دادن و مانند آن، باید به او اعلام شود (با توجه
به اینکه مى‏دانیم با آن نماز مى‏خواند)؟

همه مراجع (به جز مکارم): خیر، در مورد لباس، اطلاع دادن نجاست
آن به دیگرى واجب نیست ؛ چه اینکه پاک بودن لباس، شرط واقعى نیست.[۱۰۲۲]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر بداند که با آن لباس نماز مى‏خواند،
بنابر احتیاط واجب، باید به او اطلاع دهد.[۱۰۲۳]
 
نجاست مواد غذایى
 پرسش ۵۵۳ . اگر قسمتى از روغن جامد یا رب
گوجه با فضله موش و یا چیز دیگر نجس شده باشد، آیا با برداشتن قسمت نجس شده است،
جایز است از بقیه آن استفاده کرد؟

 همه مراجع: این امر در مورد روغن جامد اشکال
ندارد ؛ ولى در مورد رب گوجه جایز نیست، مگر آنکه رب گوجه به طورى جامد باشد که اگر
قسمتى از آن برداشته شود، فضاى خالى فورا پر نگردد.[۱۰۲۴]
 
خوردن غذاى نجس
 پرسش ۵۵۴ . اگر هنگام خوردن غذا، دهان خونى
شود ؛ آیا خوردن لقمه‏اى که در دهان است، جایز است؟

همه مراجع (به جز مکارم و نورى): خوردن لقمه نجس شده، حرام است
؛ ولى اگر خون به حدى کم باشد که به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین مى‏رود، پاک
است و فرو بردن آن اشکال ندارد.[۱۰۲۵]
آیه‏اللّه‏ مکارم: خوردن لقمه نجس شده حرام است ؛ ولى اگر خون
به حدى کم باشد که به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین مى‏رود، پاک است و فرو
بردن آن اشکال ندارد ؛ ولى عمدا این کار را نکند.[۱۰۲۶]
آیه‏اللّه‏ نورى: خوردن لقمه نجس شده، حرام است ؛ هر چند خون به
حدى کم باشد که واسطه مخلوط شدن با آب دهان، از بین مى‏رود.[۱۰۲۷]
 
کشمش پلو
 پرسش ۵۵۵ . خوردن پلویى که کشمش یا خرماى
جوشیده در آن استفاده شده، چه حکمى دارد؟

 همه مراجع (به جز بهجت): اشکال ندارد.[۱۰۲۸]
آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر خرما یا کشمش خود به خود یا با پختن جوش
بیاید، بنابر احتیاط واجب، نجس و خوردن آن جایز نیست.[۱۰۲۹]
 
آب دهان گربه
 پرسش ۵۵۶ . آیا غذایى که گربه به آن دهان
زده، نجس است؟

همه مراجع: خیر نجس نیست.[۱۰۳۰]
خوراندن غذاى نجس
 پرسش ۵۵۷ . آیا غذایى که نجس شده، خوراندن آن
به بچه جایز است؟

همه مراجع (به جز صافى): آرى جایز است.[۱۰۳۱]
آیه‏اللّه‏ صافى: اگر براى بچه ضرر داشته باشد، خوراندن آن به
بچه جایز نیست.
 
خون تخم مرغ
 پرسش ۵۵۸ . حکم خونى که گاهى در تخم مرغ پیدا
مى‏شود، چیست؟

آیات عظام امام و فاضل: این خون پاک است ؛ ولى بنابر احتیاط
واجب، باید از خوردن آن اجتناب کرد و اگر خون را با زرده تخم مرغ، به هم بزنند که
از بین برود، خوردن آن اشکال ندارد.[۱۰۳۲]
آیات عظام بهجت، تبریزى، صافى، نورى، مکارم و وحید: این خون
بنابر احتیاط واجب نجس است و باید از آن اجتناب شود. اگر خون در زرده باشد (تا پوست
نازک روى آن پاره نشده)، سفیده پاک است.[۱۰۳۳]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: این خون نجس نیست ؛ ولى احتیاط مستحب آن
است که از آن اجتناب شود. اگر خون در زرده باشد [تا پوست نازک روى آن پاره نشده] ،
سفیده پاک است.[۱۰۳۴]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: این خون پاک است ؛ ولى خوردن آن حرام
مى‏باشد و اگر خون را با زرده تخم مرغ، به هم بزنند که از بین برود، خوردن آن اشکال
ندارد.[۱۰۳۵]
ظرف طلا و نقره
 پرسش ۵۵۹ . آیا استفاده از ظرف‏هاى طلا و
نقره جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت و خامنه‏اى: نگه دارى و به کارگیرى آنها
در زینت اتاق اشکال ندارد ؛ ولى استفاده‏هاى دیگر از آنها (مانند خوردن و آشامیدن)
حرام است.[۱۰۳۶]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و
نقره حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر نیز جایز نیست ؛ ولى نگه
دارى و یا به کارگیرى آنها در زینت اتاق و مانند آن اشکال ندارد.[۱۰۳۷]
آیات عظام صافى و مکارم: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره
حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر، حتى نگه دارى آنها نیز جایز
نیست.[۱۰۳۸]
آیه‏اللّه‏ فاضل: نگه‏دارى آنها اشکال ندارد ؛ ولى استفاده‏هاى
دیگر مانند خوردن و آشامیدن و حتى به کارگیرى آنها در زینت اتاق حرام است.[۱۰۳۹]
آیه‏اللّه‏ نورى: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره و
هرگونه استفاده دیگر، حتى نگه دارى آنها نیز حرام است.[۱۰۴۰]
آیه‏اللّه‏ وحید: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره حرام
است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر، هر چند به کارگیرى آن در زینت اتاق
نیز جایز نیست ؛ ولى نگه دارى آنها اشکال ندارد.[۱۰۴۱]
ظرف آب طلا و نقره
 پرسش ۵۶۰ . آیا استفاده از ظرف‏هایى که روى
آن را آب طلا یا نقره داده‏اند، اشکال دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، اشکال ندارد.[۱۰۴۲]
آیه‏اللّه‏ بهجت: آرى، اشکال دارد ؛ هر چند به حدى نباشد که دو
ظرف متصل محسوب شود.[۱۰۴۳]
 
گیره استکان نقره‏اى
 پرسش ۵۶۱ . خوردن چاى از استکان‏هایى که
گیره‏اش طلا یا نقره است، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر به گونه‏اى است که بعد از برداشتن استکان، به
گیره استکان ظرف گفته شود، چاى خوردن از آن اشکال دارد.[۱۰۴۴]
تبصره. آیه‏اللّه‏ مکارم گیره استکان را ظرف نمى‏دانند.
 
قلمدان و عطردان طلا
 پرسش ۵۶۲ . حکم استفاده از قلمدان، عطردان،
سرمه دان و مانند آن که از طلا یا نقره ساخته شده، چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مکارم): استفاده از آن اشکال
ندارد (هر چند بهتر است از آنها اجتناب شود).[۱۰۴۵]
آیه‏اللّه‏ بهجت: استفاده از آن جایز نیست.[۱۰۴۶]
آیات عظام صافى و مکارم: استفاده از آن بنابر احتیاط واجب جایز
نیست.[۱۰۴۷]
فرش ابریشم
 پرسش ۵۶۳ . آیا نماز خواندن بر روى فرش
ابریشم، صحیح است؟

همه مراجع: آرى، صحیح است.[۱۰۴۸]
 
لباس ابریشم
 پرسش ۵۶۴ . حکم پوشیدن لباس ابریشم براى زن و
مرد چیست؟

همه مراجع: اگر ابریشم خالص باشد، پوشیدن آن براى مرد حرام است
؛ ولى براى زن اشکال ندارد.[۱۰۴۹]
 
 لباس موقت
 پرسش ۵۶۵ . گاهى به مدت کوتاهى و به طور موقت
لباس شوهرم را در منزل مى‏پوشم، آیا این کار جایز است؟

همه مراجع (به جز امام و بهجت): خیر، اشکال ندارد.[۱۰۵۰]
آیات عظام امام و بهجت: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۱۰۵۱]
 
تطهیر مخرج بول
 پرسش ۵۶۶ . هنگام تخلّى، مخرج بول باید چند
مرتبه شسته شود؟

آیات عظام امام، بهجت، سیستانى، فاضل و نورى: اگر بعد از برطرف
شدن بول، یک بار شسته شود، کفایت مى‏کند (خواه با آب شیلنگ باشد یا آب قلیل).[۱۰۵۲]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى و صافى: اگر شستن با شیلنگ متصل به
آب لوله کشى شهر باشد، (بعد از برطرف شدن بول) ؛ یک مرتبه شسته شود، کفایت مى‏کند ؛
ولى اگر با آب قلیل باشد، بنابر احتیاط واجب، باید دو مرتبه شسته شود.[۱۰۵۳]
آیه‏اللّه‏ مکارم: اگر شستن با شیلنگ، متصل به آب لوله کشى شهر
باشد، (بعد از برطرف شدن بول) یک مرتبه شسته شود، کفایت مى‏کند ؛ ولى اگر با آب
قلیل باشد، باید دو مرتبه شسته شود.[۱۰۵۴]
 
ترشّحات آب نجس
 پرسش ۵۶۷ . هنگام تطهیر نجاست گاهى آب
لوله‏کشى در اثر رسیدن به عین نجاست به بدن ترشّح مى‏کند، حکم این ترشح چیست؟

همه مراجع: با توجه به اینکه آب لوله کشى، به کر متصل است،
ترشّح آن پاک است ؛ مگر آنکه عین نجاست در آب ترشح شده، دیده شود.[۱۰۵۵]
 
سیفون توالت
 پرسش ۵۶۸ . آبى که هنگام کشیدن سیفون توالت
به بدن ترشح مى‏کند پاک است؟

همه مراجع: اگر هنگام کشیدن سیفون، شیلنگ متصل به شیر آب به آن
جارى باشد، ترشحات پاک است.[۱۰۵۶]
 
چاه منزل
 پرسش ۵۶۹ . آیا جایز است چاه آشپزخانه و
توالت یکى باشد؟

همه مراجع: آرى، اشکال ندارد ؛ ولى بهتر است از یکدیگر جدا
باشند. در هر حال سعى شود مانند نان و... در آن ریخته نشود.[۱۰۵۷]
 
توالت منزل
 پرسش ۵۷۰ . اگر توالت خانه رو یا پشت به قبله
ساخته شده باشد، وظیفه هنگام تخلى چیست؟

همه مراجع: باید هنگام تخلّى طورى بنشیند که بدن به سمت یا پشت
به قبله قرار نگیرد.[۱۰۵۸]
 تبصره ۱. آیه‏اللّه‏ سیستانى در مسئله احتیاط
واجب دارند.
 تبصره ۲. هنگام تطهیر رو یا پشت به قبله بودن،
اشکال ندارد.
 
رهن و اجاره
 پرسش ۵۷۱ . براى رهن خانه چه کنیم تا دچار
ربا نشویم؟

همه مراجع (به جز سیستانى): راه صحیح آن است که از اول به عنوان
اجاره قرارداد بسته شود ؛ به طورى که مالک، خانه خود را تا مدت مشخص به مبلغ معینى،
به مستأجر اجاره دهد و شرط کند که مستأجر مبلغى را به او قرض دهد. اما اگر اول به
عنوان قرض، پول را به صاحبخانه دهد - به شرط آنکه خانه را به کمتر از قیمت اجاره
دهد - ربا و حرام است.[۱۰۵۹]
آیه‏اللّه‏ سیستانى: اجاره به شرط قرض، بنابر احتیاط واجب جایز
نیست.[۱۰۶۰]
 تبصره. اصطلاح «رهن» در رهن و اجاره خانه غلط
مشهور است، اصطلاح قرض و اجاره (اجاره به شرط قرض) صحیح است. از این رو اصل قرض خمس
ندارد.
 
 
 
 
احکام مالىبازگشت به فهرست
 
 
 
اهمیت حقوق مالى
 پرسش ۵۷۲ . درباره حق الناس و حقوق مالى
توضیح دهید؟

«إِنَّ اللّهَ یأمُرُکُم أَن تُؤدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهلِها
»[۱۰۶۱]
؛ «خدا به شما فرمان مى‏دهد که سپرده‏ها را به صاحبان آنها ردّ کنید...».
احکام و مسائل مربوط به حق‏الناس دو قسم است:
۱. امور مالى (مانند بدهى، مظالم، خمس، زکات و...)،
۲. امور غیرمالى (مانند غیبت، تهمت، هتک حرمت و...).
آنچه در این بخش بیان مى‏شود، احکام و مسائل قسم اول است. حقوق
مالى در اسلام از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است و باید در رعایت این حقوق، بسیار دقت
کرد ؛ چه اینکه اگر اندکى از مال دیگران تضییع گردد و وى راضى نشود ؛ به هیچ‏وجه با
توبه و پشیمانى پاک نمى‏گردد! امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید: «اولین قطره خون
شهید، کفاره گناهان او است ؛ مگر بدهکارى که کفاره آن اداى آن است».[۱۰۶۲]
 حق‏الناس دوران کودکى
 پرسش ۵۷۳ . در دوران کودکى، پولى از کسى
برداشته‏ام و نمى‏توانم آن را به او بگویم، وظیفه‏ام چیست؟ آیا مى‏توانم از طرف او
صدقه بدهم؟

همه مراجع: باید به هر طریقى که ممکن است، پول را به او برسانید
و لازم نیست بگویید بابت چه چیز است و حتى مى‏توانید به وسیله شخص دیگرى، به او
برسانید و یا به حساب بانکى او واریز کنید. صدقه دادن کفایت نمى‏کند.[۱۰۶۳]
 
دسترسى به صاحب مال
 پرسش ۵۷۴ . اگر مالى را از کسى برداشته باشیم
و اکنون به او دسترسى نداریم، تکلیف چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى و نورى: اگر از پیدا کردن صاحبش
مأیوس هستید، باید آن را با اجازه مجتهد، از طرف صاحبش به فقیر صدقه بدهید.[۱۰۶۴]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل، مکارم و وحید: اگر
از پیدا کردن صاحبش مأیوس هستید، باید آن را از طرف صاحبش به فقیر صدقه بدهید و
احتیاط واجب آن است که با اجازه مجتهد باشد.[۱۰۶۵]
 
فوت صاحب مال
 پرسش ۵۷۵ . اگر در گذشته، پولى را از کسى
برداشته باشیم و اکنون از دنیا رفته است ؛ چگونه آن را جبران کنیم؟

 آیات عظام امام، بهجت، صافى و نورى: اگر وارثان
او را مى‏شناسید، باید به هر طریق ممکن، به آنها برسانید و اگر از پیدا کردن آنان
مأیوسید، باید آن را با اجازه مجتهد از طرف آنها به فقیر صدقه دهید.[۱۰۶۶]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل، مکارم و وحید: اگر
وارثان او را مى‏شناسید، باید به هر طریق ممکن، به آنها برسانید و اگر از پیدا کردن
آنان مأیوسید، باید آن را از طرف آنها به فقیر صدقه دهید و احتیاط واجب آن است که
با اجازه مجتهد باشد.[۱۰۶۷]
 
بیمه دیگران
 پرسش ۵۷۶ . آیا استفاده از بیمه دیگران، جایز
است؟

همه مراجع: استفاده از دفترچه بیمه دیگرى، برخلاف مقررات و موجب
ضمان استفاده کننده است[۱۰۶۸].
 
تلفن کارتى
 پرسش ۵۷۷ . اختلال در تلفن کارتى و استفاده
از آن، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: استفاده خلاف مقررات از اموال دولت، حرام و موجب
ضمان است.[۱۰۶۹]
 
جابجایى کفش
 پرسش ۵۷۸ . گاهى در سالن دانشگاه و نمازخانه
کفش‏ها جابه جا مى‏شود، آیا جایز است به جاى کفشمان کفشى که باقى مانده برداریم؟

همه مراجع (به جز تبریزى، سیستانى و وحید): اگر بدانید کفشى که
برداشته‏اید، مال کسى است که کفش شما را برده و راضى است آن را به جاى کفش او
بردارید، برداشتن آن اشکال ندارد ؛ وگرنه باید به صاحبش برسانید. اگر از پیدا شدن
آن مأیوس شوید، مى‏توانید آن را براى خود بردارید. اگر قیمت آن از کفش خودتان بیشتر
باشد، باید هر وقت صاحب آن پیدا شد، زیادى قیمت را به او بدهید و چنانچه از پیدا
شدن او ناامید شوید، باید زیادى قیمت را با اجازه حاکم شرع (مجتهد جامع شرایط)، از
طرف صاحبش به فقیر صدقه بدهید.[۱۰۷۰]
آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: اگر بدانید کفشى که
برداشته‏اید، مال کسى است که کفش شما را برده و راضى است آن را به جاى کفش او
بردارید، برداشتن آن اشکال ندارد ؛ وگرنه باید به صاحبش برسانید. اگر از پیدا شدن
آن مأیوس شوید، باید با اجازه حاکم شرع (مجتهد جامع شرایط)، قیمت کل کفش را از طرف
صاحبش به فقیر صدقه بدهید.[۱۰۷۱]
 تبصره. در مال مجهول المالک، بعد از یأس و
ناامیدى با اجازه حاکم شرع به فقیر صدقه داده مى‏شود.[۱۰۷۲]
 
کفش هم‏اتاقى
 پرسش ۵۷۹ . اگر کفش هم اتاقى خود را بدون
رضایت او بپوشد و با آن وضو بگیرد ؛ چه حکمى دارد؟

 همه مراجع: اگر اطمینان به رضایت دارد، اشکال
ندارد و اگر بدون رضایت او این کار را انجام دهد، گناه کرده ؛ ولى وضویش صحیح است.[۱۰۷۳]
کتاب امانتى
 پرسش ۵۸۰ . چند سال پیش، از یکى از دوستانم
در دانشگاه کتابى را امانت گرفتم ؛ ولى بعد از تمام شدن درسمان از هم جدا شدیم و
دیگر نتوانستم او را ببینم و آدرسى هم از او ندارم، حال تکلیف کتاب چه مى‏شود؟

همه مراجع: چنانچه از پیدا کردن او مأیوس هستید، باید آن را با
اجازه مجتهد، از طرف صاحبش به فقیر صدقه دهید.[۱۰۷۴]
بلى اگر مى‏دانید که او راضى است، کتاب براى خودتان باشد و
استفاده از آن بى‏اشکال است.
 تبصره. از دیدگاه عده‏اى از مراجع تقلید
(سیستانى، فاضل، تبریزى، مکارم و وحید)، گرفتن اجازه از مجتهد جامع شرایط بنابر
احتیاط، واجب است.
 
حق دانشجویان
 پرسش ۵۸۱ . در دانشگاه‏ها امکاناتى براى غذا
و لوازم مورد نیاز دانشگاهى به دانشجویان داده مى‏شود - که از سوى وزارت بازرگانى و
مؤسسات دیگر به دانشجویان مشغول به تحصیل اختصاص یافته است - آیا توزیع آنها بین
سایر کارمندان دانشگاه نیز جایز است؟

همه مراجع: خیر، توزیع نیازمندى‏هاى مختص به دانشجویان مشغول به
تحصیل، بین سایر اشخاصى که در آنجا کار مى‏کنند، جایز نیست.[۱۰۷۵]
فیش غذا
 پرسش ۵۸۲ . اعتبار فیش‏هاى غذاى دانشجویان در
صورت عدم دریافت غذا در روز معین باطل مى‏شود ؛ آیا جایز است آنها را در روزهاى
دیگر، به عنوان فیش‏هاى معتبر براى دریافت غذا ارائه دهیم؟

همه مراجع: استفاده از فیش‏هایى که از اعتبار ساقط شده است،
براى دریافت غذا جایز نیست و تصرّف در غذایى که با آن گرفته مى‏شود، جایز نبوده و
موجب ضمان است.[۱۰۷۶]
 
یخچال خوابگاه
 پرسش ۵۸۳ . استفاده دانشجویان از مواد خوراکى
دیگران - که در یخچال مشترک نگه‏دارى مى‏شود - چگونه است؟

همه مراجع: استفاده از آنها، بدون اجازه صاحبش جایز نیست.[۱۰۷۷]
 
مواد خوراکى
 پرسش ۵۸۴ . آیا جایز است از مواد خوراکى
دوستمان استفاده کنیم و پول آن را به او بدهیم؟

همه مراجع: خیر، بدون اجازه صاحبش جایز نیست.[۱۰۷۸]
 
 سود قرض
 پرسش ۵۸۵ . کسى که قرض مى‏گیرد چنانچه سود آن
را با رضایت کامل بدهد، آیا باز حرام است؟

همه مراجع: اگر در آن شرط سود شده باشد، حرام است و رضایت دو
طرف آن را حلال نمى‏نماید ولى اگر بدون آنکه شرط شود خود قرض گیرنده زیادتر از
مقدارى که قرض گرفته، پس بدهد اشکال ندارد بلکه مستحب است[۱۰۷۹].
 
 پرسش ۵۸۶ . از شخصى مبلغى پول طلب دارم که
باید آن را یکسال دیگر بگیرم آیا مى‏توانم مقدارى از آن را کم کنم و باقى آن را
بصورت نقد دریافت نمایم؟

همه مراجع: مى‏توانید با او صلح نمایید و از مقدارى از طلب خود
گذشت کنید و باقى را به صورت نقد دریافت کنید.[۱۰۸۰]
 
بدهى
 پرسش ۵۸۷ . اگر مدیون در سختى قرار گرفته
باشد و نتواند بدهى خود را بپردازد آیا مطالبه طلب از سوى طلبکار جایز است؟ آیا
مى‏تواند بابت تأخیر سود آن را بگیرد؟

همه مراجع: اگر بدهکار غیر از خانه و اثاثیه و سایر چیزهایى که
به آنها احتیاج دارد و یا مناسب شأن او است، چیز دیگرى نداشته باشد مطالبه طلب بر
طلبکار حرام است بلکه باید صبر کند تا بتواند بدهى خود را بدهد و دریافت سود پول به
جهت تأخیر حرام است.[۱۰۸۱]
 
 پرسش ۵۸۸ . رد مظالم چیست؟
واژه مظالم جمع مظلمه عبارت است از چیزى که به ستم از کسى گرفته
شده است و در اصطلاح اموال حرامى است در دست انسان و صاحبان آن را نمى‏شناسد. در
این صورت باید با اجازه مجتهد جامع شرایط به فقیر بدهد[۱۰۸۲].
تقاص
 پرسش ۵۸۹ . اگر بدهکار در پرداخت بدهى خود
کوتاهى نماید آیا جایز است طلبکار از مال او تقاص نماید؟

همه مراجع (به جز فاضل و مکارم): اگر طلب او مسلم باشد و مدیون
قدرت بر پرداخت دارد ولى امتناع مى‏کند مى‏تواند به اندازه طلب خود تقاص و تملک
کند.[۱۰۸۳]
آیه‏اللّه‏ مکارم: با اجازه حاکم شرع مى‏تواند از اموال او تقاص
نماید.[۱۰۸۴]
آیه‏اللّه‏ فاضل: اگر طلب او مسلم باشد و مدیون قدرت بر پرداخت
دارد ولى امتناع مى‏کند مى‏تواند به اندازه طلب خود تقاص و تملک کند و احتیاط آن
است که با اذن حاکم شرع باشد.[۱۰۸۵]
 تبصره. اگر در این زمینه قانونى وجود داشته باشد،
باید مراعات گردد.
 
مال پیدا شده
 پرسش ۵۹۰ . حکم مالى که پیدا مى‏شود و ارزش
آن بسیار کم است ؛ چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): اگر ارزش آن کمتر از یک
درهم (۶/۱۲ نخود نقره سکه دار) باشد و نشانه‏اى ندارد که به واسطه آن، صاحبش معلوم
شود (مانند اسکناس پول) مى‏تواند براى خودش بردارد.[۱۰۸۶]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر نشانه‏اى ندارد که به واسطه
آن، صاحبش معلوم شود (مانند اسکناس پول) مى‏تواند براى خودش بردارد ؛ خواه قیمت آن
کمتر از یک درهم (۶/۱۲ نخود نقره سکه دار) باشد یا نباشد.[۱۰۸۷]
 پرسش ۵۹۱ . اگر مالى پیدا شود و ارزش آن زیاد
باشد تکلیف چیست؟

همه مراجع: اگر ارزش آن به اندازه یک درهم (۶/۱۲ نخود نقره سکه
دار) یا بیش‏تر باشد و نشانه‏اى دارد که به واسطه آن صاحبش معلوم شود، باید آن را
تا یک سال در محل اجتماع مردم (مثلاً از طریق نوشتن و نصب) اعلام کند.[۱۰۸۸]
 تبصره. لازم نیست خودش اعلام کند بلکه مى‏تواند
به شخص مطمئن بدهد تا از طرف او اعلام کند.
 
 پرسش ۵۹۲ . مالى که پیدا شده و باید تا یک
سال اعلام شود، چنانچه با گذشت یک یا دو هفته از پیدا شدن صاحبش مأیوس شویم آیا
مى‏توانیم آن را از طرف صاحبش صدقه بدهیم یا اینکه باید تا یک سال اعلام شود؟

همه مراجع: اگر از پیدا شدن صاحبش مأیوش باشید، مى‏توانید آن را
از طرف او به فقیر صدقه بدهید و اعلام یک سال واجب نیست.[۱۰۸۹]
 
 پرسش ۵۹۳ . مبلغ بیست هزار تومان پول پیدا
کردم ؛ آیا مى‏توانم آن را براى خود بردارم، یا اینکه باید از طرف صاحبش صدقه بدهم؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): اگر نشانه‏اى ندارد که به
واسطه آن، صاحبش معلوم شود، بنابر احتیاط واجب باید از طرف صاحبش به فقیر صدقه
بدهید.[۱۰۹۰]
آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر نشانه‏اى ندارد که به واسطه آن
صاحبش معلوم شود، مى‏تواند براى خودش بردارد.[۱۰۹۱]
گلدکوئیست
 پرسش ۵۹۴ . حکم شرکت در طرح تجارى
«گلدکوئیست» و مانند آن چیست؟

همه مراجع: شرکت و عضو شدن در هر نوع بازاریابى شبکه‏اى که به
صورت هرمى مانند و بى‏انتهاست، جایز نیست.[۱۰۹۲]
 تبصره. هر نوع بازاریابى شبکه‏اى حرام نیست. تنها
بخشى از آن که به صورت دسیسه هرمى (Pyramid Scheme) و
بى‏انتهاست، جایز نیست.
 
 پرسش ۵۹۵ . تکلیف پولى که از طریق معامله با
شرکت گلدکوئیست و مانند آن به دست آمده چیست؟

همه مراجع: اگر صاحبان اصلى پول را مى‏شناسد، باید به آنها
برگرداند و در غیر این صورت، از طرف آنان - با اجازه مجتهد جامع شرایط - به فقیر
صدقه بدهد.[۱۰۹۳]
 تبصره. آیات عظام (تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى،
فاضل، مکارم و وحید) کسب اجازه از مجتهد جامع شرایط را احتیاط واجب مى‏دانند.
 
 
 
 
احکام بانکىبازگشت به فهرست
 
 
 
بانکدارى اسلامى
 پرسش ۵۹۶ . درباره نظام بانکى در کشور ما
توضیح دهید؟

«أَحَلَّ اللّهُ البَیعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا » ؛ «خداوند داد و
ستد را حلال و ربا را حرام گردانیده است».[۱۰۹۴]
قوانین بانکدارى در نظام جمهورى اسلامى، براساس یکى از عقود
شرعى با تصویب نمایندگان مجلس و تحت نظارت و تأیید شوارى نگهبان تدوین گشته است. از
این رو اگر بانک‏ها مطابق قانون مصوب عمل کنند، اعطاى تسهیلات و سود سپرده‏گذارى
مشتریان، دچار ربا و حرام نمى‏گردد ؛ ولى متأسفانه برخى از مسؤولان بانک‏ها، بدون
توجه به قانون و یا براساس اسناد و فاکتورهاى جعلى، عمل مى‏کنند و مشتریان نیز از
مسائل آن آگاهى ندارند. از این رو سپرده و اعطاى تسهیلات، ربوى و حرام مى‏شود. در
این راستا تبیین چند اصطلاح ضرورى مى‏نماید:
 
۱. سود سپرده‏گذارى:
ماهیت سپرده‏گذارى آن است که مشترى، پول خود را براى
سرمایه‏گذارى به صورت سپرده کوتاه یا بلند مدت، نزد بانک مى‏گذارد و بانک را طبق
قراردادى وکیل مى‏کند تا آن را در معاملاتى به کار گیرد. در این صورت عملیات بانکى
بدون ربا است و سود حاصل از این معاملات، به سپرده‏گذار تعلق دارد. تنها بانک از
محل این سود، حق وکالت دریافت مى‏کند.
 
۲. قرض الحسنه:
هر سودى که از حساب قرض الحسنه - اعم از جارى و پس انداز - به
دست مى‏آید، متعلق به بانک است و سودى به قرض دهنده تعلق نمى‏گیرد ؛ مگر اینکه بانک
براى تشویق مشتریان جوایزى اهدا کند.
 
۳. اعطاى تسهیلات بانکى:
بانک براساس یکى از عقود شرعى (مانند جعاله، شرکت، مضاربه
و...)، به مشترى تسهیلات مى‏دهد و در این معامله سودى دریافت مى‏کند. البته بانک
گاهى تسهیلاتى به صورت قرض الحسنه به مشترى مى‏دهد و در ازاى آن سود دریافت نمى‏کند
؛ بلکه از مشترى کارمزد مى‏گیرد که حکم آن در متن بیان شده است.
گفتنى است که آیه‏اللّه‏ بهجت و آیه‏اللّه‏ وحید خراسانى، به
طور کلى با شیوه کنونى عملیات بانکى مخالف بوده و معتقدند: هر کس مى‏خواهد پول خود
را به عنوان سرمایه گذارى به بانک بسپارد یا از بانک تسهیلات دریافت کند، لازم است
خودش با بانک، به مبلغ مورد تقاضاى خود معامله شرعى انجام دهد و در ضمن آن، دریافت
تسهیلات را شرط کند.
تسهیلات بانکى
 پرسش ۵۹۷ . آیا جایز است تسهیلاتى را که بانک
براى استفاده خاصى (مانند تعمیر، خرید و ساخت خانه) به اشخاص و اگذار مى‏کند، در
کارهاى دیگر مصرف کرد؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، حق ندارد آن را در غیر کار معین
شده، مصرف کند.[۱۰۹۵]
آیه‏اللّه‏ بهجت: به طور کلى گرفتن تسهیلات با بهره از بانک
حرام است ؛ مگر آنکه خودش با بانک معامله شرعى انجام دهد.[۱۰۹۶]
 تبصره. نظر آیه‏اللّه‏ بهجت این است که به عنوان
مثال: بانک، جنسى را [هرچه که باشد] ، به مبلغ سود سپرده به مشترى بفروشد ؛ به شرط
اینکه مبلغى را تا مدت معینى به بانک قرض بدهد.[۱۰۹۷]
 
جریمه دیرکرد
 پرسش ۵۹۸ . آیا گرفتن خسارت دیرکرد تسهیلات
توسط بانک‏ها، جنبه شرعى دارد؟

همه مراجع (به جز فاضل، صافى و مکارم): خیر، گرفتن خسارت تأخیر
پرداخت، جایز نیست.[۱۰۹۸]
آیه‏اللّه‏ فاضل: خیر، گرفتن خسارت تأخیر پرداخت، جایز نیست ؛
مگر با سه شرط: ۱. در ضمن عقد لازم شرط شود، ۲. طرف مقابل بتواند آن را بپردازد، ۳.
مقدار آن نیز معلوم باشد.
آیه‏اللّه‏ صافى: خیر، گرفتن خسارت تأخیر پرداخت، جایز نیست ؛
مگر اینکه در ضمن عقد لازم شرط شود و براى مهلت و تأخیر در مطالبه نباشد.[۱۰۹۹]
آیه‏اللّه‏ مکارم: جریمه دیر کرد اگر به معناى سود اجبارى باشد،
جایز نیست ؛ ولى اگر جنبه تعزیر از سوى حکومت داشته و به صورت عادلانه باشد و یا در
ضمن عقد لازم جداگانه‏اى شرط شده باشد، جایز است.[۱۱۰۰]
 
کاهش ارزش پول
 پرسش ۵۹۹ . شخصى ده سال پیش مبلغى را به
دیگرى قرض داده ؛ آیا جایز است به عنوان تورم و کاهش ارزش پول، بیش از آن از او
بگیرد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، فاضل، نورى و وحید: خیر، جایز
نیست بیشتر از مقدار قرض، از او دریافت کند.[۱۱۰۱]
آیات عظام بهجت و خامنه‏اى: خیر، طلبکار تنها باید اصل طلب خود
را دریافت کند و حق ندارد قیمت کاهش ارزش پول را بگیرد ؛ مگر آنکه فاصله طولانى و
تفاوت فاحش باشد که در این صورت بنا بر احتیاط واجب، باید مصالحه کنند.[۱۱۰۲]
آیه‏اللّه‏ صافى: خیر، جایز نیست بیشتر از مقدار قرض از او
دریافت کند ؛ ولى اگر قرض‏دهنده، مطالبه مى‏کرده و قرض گیرنده با وجود قدرت بر
پرداخت بدهى خود، کوتاهى کرده است ؛ باید ضرر قرض دهنده را از این جهت جبران کند و
احتیاط آن است که با هم مصالحه کنند.[۱۱۰۳]
آیات عظام مکارم و نورى: اگر فاصله زمانى به قدرى زیاد باشد که
ارزش پول فوق‏العاده کاهش یابد - به طورى که در نظر عرف اداى قرض محسوب نشود (مانند
بدهکارى‏هاى مربوط به ده، بیست سال قبل) - باید معادل روز در نظر گرفته شود و یا
لااقل مصالحه گردد.[۱۱۰۴]
 
 پرسش ۶۰۰ . آیا در کاهش ارزش پول، بین قرض،
مهریه، مضاربه، خمس و سایر موارد تفاوتى هست؟

همه مراجع: خیر، تفاوتى میان اقسام بدهى‏ها نیست.[۱۱۰۵]
 
ارزش پول
 پرسش ۶۰۱ . از دیدگاه برخى از متخصصان و
کارشناسان اقتصادى، بدهکار ضامن کاهش ارزش پول است و باید آن را جبران کند و این
امر نزد آنان ربا محسوب نمى‏شود ؛ آیا کارشناسى آنان، مى‏تواند معیار قرار گیرد؟

همه مراجع: خیر، احکام شرعى بر محور موضوعاتى دور مى‏زند که از
عرف عام مردم گرفته شود. نظر برخى کارشناسان اقتصادى - هر چند محترم است -
نمى‏تواند معیار احکام شرعى قرار گیرد.[۱۱۰۶]
 تبصره. برخى دیگر از کارشناسان معتقدند، براى کمک
به تولید و رشد نیروى انسانى، باید به بدهکار فرصت بدهیم و از او سود نگیریم. حتى
برخى معتقدند باید به تولید کنندگان یارانه نیز پرداخت شود.
رضایت پرداخت سود
 پرسش ۶۰۲ . کسى که قرض مى‏گیرد، چنانچه سود
آن را با رضایت کامل بدهد، آیا باز حرام است؟

همه مراجع: اگر در آن شرط سود شده باشد، حرام است و رضایت دو
طرف آن را حلال نمى‏کند. اما اگر بدون شرط، خود قرض گیرنده مقدارى زیادتر پس بدهد،
اشکال ندارد ؛ بلکه مستحب است.[۱۱۰۷]
 
سود پول
 پرسش ۶۰۳ . آیا شخص مى‏تواند نزد دیگران پول
بگذارد و هر ماه سود آن را دریافت کند؟

همه مراجع: اگر سپردن اموال نزد دیگران، تحت عنوان یکى از
عقدهاى صحیح با رعایت شرایط شرعى باشد، اشکال ندارد ؛ ولى اگر به عنوان قرض باشد و
در آن شرط سود شود، ربا و حرام است.[۱۱۰۸]
 
کارمزد
 پرسش ۶۰۴ . گرفتن درصد بسیار کم (مانند ۱ %)
به عنوان کارمزد توسط صندوق‏هاى قرض الحسنه، به منظور تأمین مخارج صندوق، چه حکمى
دارد؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل، مکارم و نورى: گرفتن بهره وام
- زیاد باشد یا کم - حرام است ؛ هر چند به اسم کارمزد باشد. اما اگر آنچه گرفته
مى‏شود، در حقیقت براى مخارج صندوق و حقوق کارمندان باشد (به مقدار متعارف)، با
توافق دو طرف اشکال ندارد.[۱۱۰۹]
آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، صافى و وحید: گرفتن کارمزد
حرام است ؛ هر چند آنچه که گرفته مى‏شود، در حقیقت براى مخارج صندوق و حقوق
کارمندان باشد.[۱۱۱۰]
 
رباى حلال
 پرسش ۶۰۵ . در چه مواردى گرفتن ربا جایز است؟
همه مراجع: ۱. ربا گرفتن مسلمان از کافر (که در پناه اسلام
نیست)،
۲. ربا گرفتن پدر و فرزند از یکدیگر،
۳. ربا گرفتن زن و شوهر از یکدیگر.[۱۱۱۱]
 تبصره. طبق فتواى آیه‏اللّه‏ تبریزى معامله ربوى
با کافر نیز حرام است ؛ ولى مسلمان مى‏تواند از او چیزى را به صورت ربا به قصد
استنقاذ (تصرف مجاز) بگیرد.
 
مضاربه و نسیه
 پرسش ۶۰۶ . اگر با سپردن پول به کسى، بخواهم
در هر ماه درصد مشخصى از سود پول از او دریافت کنم ؛ راه حل بدون ربا چیست؟

همه مراجع: اگر پول را به شخصى بدهید و هر ماه به طور مشخص سود
بگیرید ؛ ربا و حرام است و براى دورى از ربا، چند راه وجود دارد:
۱. گیرنده پول را وکیل کنید تا با پول شما، کالایى بخرد و آن را
به هر کس که بخواهد (هر چند به خودش)، به صورت نسیه بفروشد. در هر ماه مبلغ مشخصى
(على‏الحساب) به شما بدهد و در پایان باقى‏مانده را - که شامل اصل پول نیز مى‏شود -
به شما برگرداند.[۱۱۱۲]
۲. او را وکیل کنید تا با پول شما کار حلال و مشروع نماید. هر
چه سود به دست آید، به شما تعلق مى‏گیرد و به او حق وکالت بدهید.
۳. با او عقد مضاربه انجام دهید ؛ به این ترتیب که سرمایه از
شما و کار از او. سودى که حاصل مى‏شود، بین هر دو - به نسبتى که در عقد قرار
مى‏گذارید - تقسیم مى‏گردد. در مضاربه لازم است نسبت سهم، و درصد سود تعیین گردد.
به عنوان مثال قرار مى‏گذارند هر چه سود حاصل شد، مقدارى از آن (نصف، یک سوم و...)
به مالک تعلق گیرد و مقدارى از آن به عامل.[۱۱۱۳]
 تبصره. در قرارداد وکالت، مضاربه و مانند آن،
مى‏توانید هر شرط مشروعى در ضمن آن قرار بدهید.
 
تبدیل قرض به طلا
 پرسش ۶۰۷ . آیا جایز است مبلغى پول، به کسى
داده شود و آن را به قیمت طلا محاسبه کند و هنگام پرداخت بدهى، بر اساس نرخ روز طلا
محاسبه شود؟

همه مراجع: چنانچه پول را به او قرض داده، نمى‏تواند بیش از آن
مقدار طلب نموده و آن را با نرخ روز طلا محاسبه و دریافت کند. اما اگر نرخ روز طلا
معلوم بوده و با آن پول از گیرنده پول، طلا خریده باشد [که طلا را در آینده بدهد] ،
بر فروشنده واجب است، همان طلا را بپردازد.[۱۱۱۴]
خرید و فروش ارز
 پرسش ۶۰۸ . خرید و فروش ارز با تفاوت قیمت،
به صورت نقد و نسیه چه حکمى دارد؟

همه مراجع: خرید و فروش ارز اشکال ندارد.[۱۱۱۵]
 
اسکناس نو
 پرسش ۶۰۹ . آیا فروش اسکناس‏هاى نو و خرده با
قیمت بیشتر جایز است؟

همه مراجع: آرى جایز است.[۱۱۱۶]
 
خرید و فروش چک
 پرسش ۶۱۰ . فروش مبلغ چک مدت دار به صورت نقد
با قیمت کمتر، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام و خامنه‏اى: فروش آن از سوى طلبکار، به بدهکار
اشکال ندارد ؛ ولى فروش آن به شخص سوم صحیح نیست.[۱۱۱۷]
آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر فروشنده چک، مبلغ آن را از صادر کننده چک،
طلبکار باشد ؛ فروش آن به مبلغ کمتر، در صورتى جایز است که در مابه‏التفاوت، معامله
شرعى انجام گیرد و در ضمن آن، شرط قرض (به مبلغ فروش چک) شود.[۱۱۱۸]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم و نورى: اگر فروشنده
چک، مبلغ آن را از صادر کننده چک، طلبکار باشد ؛ فروش آن (به بدهکار یا شخص دیگر)
به قیمت کمتر و به صورت نقد، اشکال ندارد.[۱۱۱۹]
آیه‏اللّه‏ وحید: بنابر احتیاط واجب، جایز نیست.[۱۱۲۰]
 تبصره. با توجه به اینکه آیه‏اللّه‏ بهجت رجوع به
مرجع مساوى را جایز مى‏دانند، مقلدان ایشان مى‏توانند به مرجع تقلید مساوى با او
رجوع کنند ؛ که فتوا به جواز فروش چک داده‏اند.
 
عیدى مشتریان
 پرسش ۶۱۱ . شخصى در اداره دولتى به مناسبت
فرا رسیدن سال نو، به کارمندان عیدى مى‏دهد و یا مبلغى را با رضایت و بدون تبانى
قبلى و به عنوان تشویق به کارمندى که برایش کار را انجام داده مى‏پردازد، آیا گرفتن
آن جایز است؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى): در فرض یاد شده، دادن و گرفتن این
پول اگر مخالف مقررات نظام نباشد، اشکال ندارد.[۱۱۲۱]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: بر کارمندان جایز نیست این نوع هدایا را
به هر عنوانى که باشد، از ارباب رجوع دریافت کنند ؛ مگر آنکه هدیه دهنده با اصرار
زیاد و با امتناع کارمند، به نحوى آن را اهدا کند (آن هم بدون مذاکره و چشم‏داشت
قبلى).[۱۱۲۲]
جوایز بانکى
 پرسش ۶۱۲ . سپردن پول به حساب قرض الحسنه
بانک‏ها و یا مؤسسات خصوصى، به قصد دریافت جوایز (بدون شرط شرکت در قرعه کشى)، چه
حکمى دارد؟

همه مراجع: اشکال ندارد.[۱۱۲۳]
 تبصره ۱. بین انگیزه و شرط ؛ تفاوت هست. بنابراین
اگر پول را به انگیزه شرکت در قرعه کشى پس انداز کند، اشکال ندارد و آنچه که اکنون
در بانک‏ها و مؤسسه‏هاى خصوصى رایج است، به همین صورت است.
 تبصره ۲. از نظر آیه‏اللّه‏ سیستانى، مشتریان
مى‏توانند جایزه را بگیرند ؛ ولى نصف آن را به فقیر متدین بدهند.
 
رشوه ادارى
 پرسش ۶۱۳ . دادن رشوه براى حل مشکل ادارى و
تسریع در کار، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مکارم و نورى:
پرداخت پول یا اموالى، از سوى مراجعه کننده، به کارمندان اداره‏ها - که وظیفه ارائه
خدمات به مردم را دارند - منجر به فساد اداره‏ها خواهد شد که از نظر شرعى حرام است.
گرفتن آن بر دریافت کننده نیز حرام است و حق تصرف در آن را ندارد.[۱۱۲۴]
آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: رشوه دادن در غیر باب قضا،
براى گرفتن حق جایز است ؛ ولى گرفتن آن بر کسى که وظیفه‏اش ارائه کار و خدمت است،
جایز نیست.[۱۱۲۵]
 
 پرسش ۶۱۴ . اگر در کارهاى ادارى گرفتن حق،
مستلزم دادن رشوه باشد ؛ آیا پرداخت آن جایز است؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى): اگر گرفتن حق منحصر به این راه
باشد، اشکال ندارد ؛ ولى بر گیرنده پول، حرام است.[۱۱۲۶]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: خیر، پرداخت رشوه و گرفتن آن در هر حال
حرام است ؛ هر چند براى رسیدن به حق باشد.[۱۱۲۷]
 تبصره. مخالفت با مقررات و قوانین جایز نیست.
 
 
 
 
احکام غیرمسلمانان و خارج از کشوربازگشت به فهرست
 
 
 
طهارت اهل کتاب
 پرسش ۶۱۵ . اهل کتاب پاک‏اند یا نجس؟
آیات عظام امام و بهجت: آرى، آنان نجس هستند.[۱۱۲۸]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، فاضل، سیستانى، نورى و وحید: خیر،
اهل کتاب پاک‏اند ؛ ولى بهتر است (احتیاط مستحب) از آنان اجتناب شود.[۱۱۲۹]
آیات عظام صافى و مکارم: بنابر احتیاط واجب نجس‏اند.[۱۱۳۰]
 تبصره. با توجه به اینکه امام خمینى و آیه‏اللّه‏
بهجت رجوع به مرجع مساوى را جایز مى‏دانند آیه‏اللّه‏ مکارم و آیه‏اللّه‏ صافى،
احتیاط واجب دارند، مقلدان ایشان مى‏توانند به مراجع تقلید دیگر رجوع کنند.
 
 پرسش ۶۱۶ . اگر تحصیل راه‏هاى مطمئن و معتبر
در تعیین قبله ممکن نبود (مانند دانشجویانى که در کشورهاى خارجى زندگى مى‏کنند)
تکلیف چیست؟

 همه مراجع (به جز بهجت): اگر تحصیل راه‏هاى مطمئن
و معتبر ممکن نبود، از هر راهى که براى او گمان به قبله پیدا شود، کفایت مى‏کند.
آیه‏اللّه‏ بهجت: براى نماگزار واجب نیست در تشخیص قبله،
راه‏هاى یقین آور و معتبر را پیگیرى و جست و جو کند ؛ بلکه اگر از هر راهى براى او
گمان عقلایى به قبله پیدا شود، کفایت مى‏کند ؛ هر چند تحصیل راه‏هاى مطمئن بهتر و
موافق احتیاط است.[۱۱۳۱]
 تبصره ۱. مراجع تقلید برخى از راه‏ها و نشانه‏هاى
گمان آور را بیان کرده‏اند که عبارتند از:
۱. قبله محراب مساجد و قبور مسلمانان،
۲. قبله شناس حتى اگر مسلمان نباشد،
۳. قبله نماهاى معمول.[۱۱۳۲]
 تبصره ۲. آیه‏اللّه‏ وحید قبله بلد و قبور
مسلمانان را از راه‏هاى مطمئن و معتبر مى‏داند.
 
 پرسش ۶۱۷ . در مکانى قرار دارم که هیچ راهى
براى پیدا کردن قبله وجود ندارد و به هیچ طرف نیز گمان پیدا نمى‏شود ؛ تکلیف چیست؟

آیات عظام امام، صافى، فاضل و نورى: اگر وقت نماز تنگ نیست،
باید به چهار طرف نماز بخوانید تا یقین پیدا شود که یکى از آنها رو به قبله بوده
است.[۱۱۳۳]
آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید: اگر به یک طرف
نماز بخوانید، کفایت مى‏کند ؛ ولى اگر وقت تنگ نیست، بهتر (احتیاط مستحب) است به
چهار طرف نماز بخوانید.[۱۱۳۴]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر وقت تنگ نیست، بنابر احتیاط واجب باید
به چهار طرف نماز بخوانید.[۱۱۳۵]
 
حجاب در خارج کشور
 پرسش ۶۱۸ . آیا حفظ حجاب در سفر به کشورهاى
غیرمسلمان، واجب است؟

همه مراجع: آرى، حفظ حجاب کامل (شرعى)، بر زن در برابر مرد
نامحرم واجب است ؛ خواه مسلمان باشد یا کافر ؛ در کشور اسلامى باشد یا غیراسلامى.[۱۱۳۶]
 
نگاه به بى‏حجاب
 پرسش ۶۱۹ . حکم نگاه، به زنان مسلمان - که در
کشورهاى خارجى فاقد حجاب و پوشش اسلامى‏اند - چگونه است؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، صافى، فاضل و نورى: بنابر حتیاط
واجب، بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام نیز جایز نیست.[۱۱۳۷]
آیه‏اللّه‏ بهجت: نگاه به آنان جایز نیست ؛ هر چند بدون قصد لذت
باشد.[۱۱۳۸]
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید: اگر بدون قصد لذت و
ترس افتادن به حرام باشد، اشکال ندارد[۱۱۳۹]
(مگر اینکه از زنانى باشند که اگر آنان را نهى کنند، بپذیرند).
دست دادن با غیرمسلمان
 پرسش ۶۲۰ . دست دادن با زنان غیرمسلمان، چه
حکمى دارد؟

همه مراجع: دست دادن با زنان غیرمسلمان جایز نیست ؛ خواه کافر
حربى باشد یا کتابى (مانند یهود و نصارا).[۱۱۴۰]
 
نگاه به غیرمسلمانان
 پرسش ۶۲۱ . نگاه کردن به عکس‏هاى عریان و
برهنه زنان و مردان غیرمسلمان، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل و وحید: اگر
با قصد لذت باشد، حرام است و بنابر احتیاط واجب بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام
نیز جایز نیست.[۱۱۴۱]
آیات عظام بهجت، صافى، مکارم و نورى: نگاه به آنها جایز نیست ؛
هر چند بدون قصد لذت باشد.[۱۱۴۲]
 
 ازدواج با غیرمسلمان
 پرسش ۶۲۲ . آیا ازدواج موقّت با زنان اهل
کتاب (یهود و نصارا) جایز است؟

همه مراجع: آرى، ازدواج موقّت با آنان جایز است.[۱۱۴۳]
 پرسش ۶۲۳ . آیا نحوه ازدواج موقّت با زن
مسلمان و غیرمسلمان متفاوت است؟

همه مراجع: خیر، تفاوتى ندارد و باید در ازدواج موقت با آنان
نیز، صیغه خوانده شود.[۱۱۴۴]
 
 پرسش ۶۲۴ . حکم ازدواج زن مسلمان با مرد
غیرمسلمان چیست؟

همه مراجع: زن مسلمان نمى‏تواند با مرد غیرمسلمان، ازدواج کند ؛
خواه آن مرد کافر کتابى باشد یا غیرکتابى و خواه ازدواج دائم باشد یا موقت.[۱۱۴۵]
 
ازدواج تازه مسلمان
 پرسش ۶۲۵ . آیا براى ازدواج با دختر مسلمانى
که پدرش مسیحى است، اجازه پدرش شرط است؟

همه مراجع: خیر، کافر - هر چند پدر باشد - بر دختر مسلمان ولایت
ندارد.[۱۱۴۶]
 
ازدواج دختر مسیحى
 پرسش ۶۲۶ . آیا ازدواج موقّت با دختر مسیحى و
یهودى، نیاز به اجازه پدرش دارد؟

همه مراجع: اگر در مذهب آنان اجازه پدر در ازدواج دختر شرط
نیست، لازم نیست با اجازه او باشد.[۱۱۴۷]
چت با غیرمسلمان
 پرسش ۶۲۷ . چت کردن با زنان غیرمسلمان و
انجام دادن صحبت‏هاى تحریک‏آمیز با آنها، چه حکمى دارد؟

همه مراجع: حرام است.[۱۱۴۸]
 
هم‏نشینى با شراب خوار
 پرسش ۶۲۸ . آیا جایز است با غیرمسلمان اهل
شراب، هم‏نشین شد؟

آیات عظام امام، بهجت و سیستانى: اصل هم‏نشینى اشکال ندارد ؛
ولى نشستن بر سر سفره‏اى که بر سر آن شراب مى‏خورند، بنابر احتیاط واجب جایز نیست و
خوردن از آن سفره - هر چند غذاى حلال باشد - حرام است.[۱۱۴۹]
آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مکارم، نورى و وحید:
اصل هم نشینى اشکال ندارد ؛ ولى نشستن بر سر سفره‏اى که بر سر آن شراب مى‏خورند،
جایز نیست و خوردن از آن سفره - هر چند غذاى حلال باشد - حرام است.[۱۱۵۰]
 
ذبح اسلامى
 پرسش ۶۲۹ . در برخى کشورهاى غیراسلامى،
فروشگاه‏هایى وجود دارند که فرآورده‏هاى اسلامى مى‏فروشند و بر روى محصولات آنها
مارک ذبح اسلامى نوشته شده است ؛ تهیه وسایل از آنها چه حکمى دارد؟

همه مراجع: صرف نوشته (ذبح اسلامى) بر روى بسته‏هاى‏غذایى، حجت
برتذکیه شرعى نیست ؛ ولى اگر فروشنده مسلمان است و اعلام مى‏کند که به طریق شرعى
تذکیه شده، گفتارش معتبر است.[۱۱۵۱]
وسایل چرمى
 پرسش ۶۳۰ . آیا خرید وسایل چرمى از
غیرمسلمانان جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، نورى و وحید: جایز نیست و معامله
باطل است ؛ مگر آنکه بداند وسایل چرمى از حیوانى است که مطابق دستور شرع یا با
نظارت مسلمانى ذبح شده است.[۱۱۵۲]
آیات عظام تبریزى و مکارم: بنابر احتیاط واجب، جایز نیست و
معامله باطل است ؛ مگر آنکه بداند وسایل چرمى از حیوانى است که مطابق دستور شرع یا
با نظارت مسلمان، ذبح شده است.[۱۱۵۳]
آیات عظام سیستانى و فاضل: اگر احتمال برود از حیوانى است که به
دستور شرع یا با نظارت مسلمان ذبح شده، خرید آن جایز و معامله صحیح است ؛ وگرنه
معامله باطل مى‏باشد.[۱۱۵۴]
 
کفش و لباس چرمى
 پرسش ۶۳۱ . اگر دست خیس با کفش یا صندلى‏هاى
چرمى که از کشورهاى غیر اسلامى وارد مى‏شود تماس پیدا کند، آیا نجس مى‏شود؟

همه مراجع (به جز فاضل و مکارم): اگر احتمال بدهد که وارد کننده
مسلمان، مسئله ذبح و تذکیه حیوان را بررسى و تحقیق کرده، پاک است.[۱۱۵۵]
آیات عظام خامنه‏اى و سیستانى: اگر احتمال بدهد که تذکیه شرعى
شده، پاک است.[۱۱۵۶]
آیات عظام فاضل و مکارم: پاک است.[۱۱۵۷]
 تبصره. چرم‏هاى مصنوعى پاک است و اگر ندانیم چرم
طبیعى است یا مصنوعى، در این صورت هم پاک است.
 
 پرسش ۶۳۲ . دانشجویانى که در کشورهاى
غیراسلامى درس مى‏خوانند ؛ چنانچه از بازار کفش و لباس چرمى تهیه کنند، حکم طهارت و
نجاست آن چگونه مى‏شود؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، نورى و وحید: اگر چرم طبیعى است نه
مصنوعى، نجس است.[۱۱۵۸]
آیه‏اللّه‏ تبریزى: بنابر احتیاط واجب نجس است.[۱۱۵۹]
آیات عظام خامنه‏اى و سیستانى: اگر احتمال بدهد که تذکیه شرعى
شده، پاک است.[۱۱۶۰]
 آیات عظام فاضل و مکارم: پاک است.[۱۱۶۱]
 
 
 
 
احکام کپى‏رایتبازگشت به فهرست
 
 
 
تولید نرم‏افزار
 پرسش ۶۳۳ . آیا اصولاً تولید نرم افزار حقى
براى تولید کنندگان ایجاد مى‏کند؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى و صافى: خیر، حقى براى آنان
ایجاد نمى‏کند.[۱۱۶۲]
آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و وحید: بنابر احتیاط واجب، براى آنان
حق ایجاد مى‏کند.[۱۱۶۳]
آیات عظام مکارم، فاضل و نورى: آرى، از حقوق عقلایى به شمار
مى‏آید و براى آنان حق ایجاد مى‏کند.[۱۱۶۴]
 
 پرسش ۶۳۴ . کپى و تکثیر نرم افزار بدون اجازه
تولید کننده، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى و صافى: اشکال ندارد.[۱۱۶۵]
 آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و وحید: بنابر احتیاط
واجب بدون اجازه و رضایت تولید کننده اصلى، جایز نیست.[۱۱۶۶]
آیات عظام فاضل، مکارم و نورى: این کار بدون اجازه و رضایت
تولید کننده اصلى، جایز نیست.[۱۱۶۷]
 
شرط کپى‏رایت
 پرسش ۶۳۵ . اگر در ضمن معامله نرم‏افزار،
فروشنده (تولیدکننده اصلى) عدم تکثیر و کپى را شرط کند و یا عقد را مبتنى به آن
قراردهد ؛ حکم تکثیر آن چیست؟

همه مراجع: در این صورت، تکثیر آن جایز نیست.[۱۱۶۸]
 
قانون کپى‏رایت
 پرسش ۶۳۶ . تکثیر نرم افزار بدون اجازه تولید
کننده - در صورتى که از نظر قانون ممنوع باشد - چه حکمى دارد؟

همه مراجع: اگر در این زمینه قانونى باشد، باید رعایت شود.[۱۱۶۹]
 
خسارت پدیدآورنده
 پرسش ۶۳۷ . اگر از راه کپى یا تکثیر نرم
افزار، خسارتى به تولید کننده وارد آید، آیا موجب ضمان است؟

 آیات عظام امام، تبریزى و سیستانى: خیر، ضمان
نمى‏آورد.[۱۱۷۰]
آیات عظام بهجت، خامنه‏اى، فاضل، مکارم و نورى: آرى، باید خسارت
جبران شود.[۱۱۷۱]
آیه‏اللّه‏ صافى: اگر خسارتى وارد آید، ضمان مى‏آورد ؛ ولى باید
توجه داشت که سود نبردن، خسارت و ضرر شمرده نمى‏شود.[۱۱۷۲]
آیه‏اللّه‏ وحید: بنابر احتیاط واجب، ضمان مى‏آورد ؛ ولى باید
توجه داشت که سود نبردن، خسارت و ضرر شمرده نمى‏شود.[۱۱۷۳]
 
نرم‏افزار قفل شکسته
 پرسش ۶۳۸ . تکثیر نرم‏افزارهایى که قبلاً
توسط فرد یا افراد دیگرى قفل آنها شکسته شده و در بازار به صورت معمول رایت و توزیع
مى‏شوند، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى و صافى: تفاوتى بین آن دو در
حکم نیست.[۱۱۷۴]
در هر صورت اشکالى ندارد.
آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و وحید: تفاوتى بین شکستن قفل نرم
افزار و تکثیر نرم‏افزار - که قفل آن توسط دیگران شکسته شده - نیست. و در هر دو
صورت بنابر احتیاط واجب تصرف و تکثیر آن جایز نیست.[۱۱۷۵]
 آیات عظام مکارم، نورى و فاضل: تفاوتى بین شکستن
قفل نرم افزار و تکثیر نرم افزارى - که قفل آن توسط دیگران شکسته شده - نیست و در
هر صورت، تصرف و تکثیر آن جایز نیست.[۱۱۷۶]
رایت شخصى
 پرسش ۶۳۹ . رایت کردن نرم‏افزار در حد
استفاده شخصى چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل و صافى: اگر
در این زمینه قانونى نباشد، اشکال ندارد.[۱۱۷۷]
آیات عظام بهجت و وحید: بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[۱۱۷۸]
آیات عظام مکارم و نورى: جایز نیست.[۱۱۷۹]
 
نرم‏افزار خارجى
 پرسش ۶۴۰ . آیا در حکم تکثیر نرم افزار
تفاوتى بین تولید داخل و خارج وجود دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، صافى و وحید: تفاوتى بین
تولید داخل و خارج در حکم نمى‏کند.[۱۱۸۰]
آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر تولید داخل باشد، بنابر احتیاط واجب
اجازه تولید کننده شرط است و اگر تولید خارج باشد، تابع قرارداد است.[۱۱۸۱]
 آیه‏اللّه‏ مکارم: تفاوتى بین تولید داخل و خارج
نمى‏کند ؛ مگر آنکه تولید آمریکا یا اسرائیل باشد.[۱۱۸۲]
آیه‏اللّه‏ وحید: تفاوتى بین تولید داخل و خارج در حکم نمى‏کند.[۱۱۸۳]
رضایت پدیدآورنده
 پرسش ۶۴۱ . اگر ندانیم که تولید کننده نرم
افزار، به کپى و تکثیر و استفاده آن رضایت ندارد، تکلیف چیست؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى و صافى: تکثیر و استفاده از آن
اشکال ندارد.[۱۱۸۴]
آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و وحید: بنابر احتیاط واجب باید رضایت
و اجازه تولید کننده احراز و کسب گردد.[۱۱۸۵]
آیات عظام مکارم، فاضل و نورى: حق نشر و کپى رایت براى مؤلف و
تولید کننده است و باید رضایت و اجازه تولید کننده، احراز و کسب گردد.[۱۱۸۶]
 
 
 
 
 
 
 
کلیدواژه‏ها
(به ترتیب حروف الفبا)
 
 
حرف « الف »
آب دهان گربه - آثار موسیقى - آرم جمهورى اسلامى - آستین کوتاه
- آموزش پزشکى - آموزش موسیقى - آهنگ مبتذل - آهنگ‏هاى صدا و سیما - اجازه پدر -
اجازه دوران عقد - اجازه روزه مستحبى - اجازه صله رحم - اجازه عقد موقت - اجازه
نماز جمعه - اجتهاد و تقلید - احتیاط وجوب مرجع - اخبار عادل - اختلاف افق - اختلاف
مراجع تقلید - اختلاف نظر مراجع - ادامه تحصیل - ادکلن زنان - اردوى مختلط - ارزش
پول - ازدواج اجبارى - ازدواج با اهل سنت - ازدواج با بى‏نماز - ازدواج با
غیرمسلمان - ازدواج تازه مسلمان - ازدواج دختر - ازدواج دختر مسیحى - ازدواج در عده
- ازدواج مجدد - ازدواج‏هاى حرام - اسامى معصومین - اسپرم مرد اجنبى - استاد بدحجاب
- استخوان میت - استعمال مواد مخدر - استمنا با همسر - استمنا در شرایط خاص -
استمنا و آزمایشگاه - استمناى روزه‏دار - اسکناس نو - اسماى جلاله - اسم «عبداللّه
- اشتباه صیغه عقد - اطاعت شوهر - اعتکاف بدون روزه - اعتکاف در دانشگاه - اعضاى
غیرمسلمان -اعضاى مرگ مغزى - اعلمیت مجتهد میت - اقتداى نماز جماعت - امر به معروف
بدحجاب - امر به معروف پدر و مادر - امر به معروف دانشجویان - امر به معروف فامیل -
اموال زن - اموال شوهر - انتخاب لباس - انتخاب مرجع تقلید - اهمیت ازدواج - اهمیت
اعتکاف - اهمیت امر به معروف - اهمیت تیمم - اهمیت حجاب - اهمیت حقوق مالى - اهمیت
خمس - اهمیت روزه - اهمیت غسل - اهمیت نذر - اهمیت نماز – ایام
حرف « ب »
بازى با ورق - بازى رایانه - بازى شطرنج - بانکدارى اسلامى -
بخار حمام - بدهى - بدهى مؤجل - بقاء بر تقلید - بیلیارد – بیمه
حرف « پ »
پاکى ترشّحات زنانه - پرداخت خمس - پرداخت فطریه به فرزند -
پرداخت فطریه به والدین - پرداخت مهریه - پرستار نامحرم - پزشک متخصص نامحرم - پزشک
نامحرم - پوست لب - پوشش آرایش صورت - پوشش پا - پوشش در برابر کودکان - پوشش
زیرچانه - پوشش صورت - پوشیدن دمپایى - پوشیدن لباس شهرت - پیشینه تقلید
حرف « ت »
تأخیر ازدواج - تأخیر غسل جنابت - تبدیل قرض به طلا - تبعیض در
تقلید - تجسس در خوابگاه - تخت نرد - تخصص مراجع تقلید - ترشّحات آب نجس - ترشحات
زنانه - ترک اعتکاف - تزریقات نامحرم - تسبیحات نماز -تسهیلات بانکى - تشخیص اعلم -
تشخیص منى - تشخیص موسیقى - تشریح جسد غیرمسلمان - تشریح جسد مسلمان - تصاویر تحریک
کننده - تطهیر با آفتاب - تطهیر با باران - تطهیر لوازم منزل - تطهیر مخرج بول -
تعریف استمنا - تغییر نذر - تفاوت مرجع تقلید - تقاص - تقلب آزمون کارشناسى - تقلب
با رضایت - تقلب در آزمون - تقلّب در آزمون‏هاى استخدامى - تکثیر نوار موسیقى -
تکرار امر به معروف - تکرار ذکر نماز - تکرار سر بر مهر - تلفن کارتى - تلفن هنگام
اعتکاف - تلقیح مصنوعى - تنفس مصنوعى میت - توالت منزل - تولید نرم‏افزار - تیمم
بدل از غسل - تیمم بدل از وضو - تیمم و جنابت عمدى - تیمم و قرآن
حرف « ث »
ثبوت ماه رمضان
حرف « ج »
جابجایى کفش - جاهل قاصر و مقصر - جریمه دیرکرد - جشن ولادت
امامان - جشن‏هاى دانشگاه - جلوگیرى منى - جنابت روزه‏دار - جنابت زن - جنابت قبل
اذان - جنابت و تأخیر نماز - جنابت و میهمانى - جنین نامشروع - جوایز بانکى - جوایز
ورزشى - جوهر خودکار
حرف « چ »
چاه منزل - چت اینترنتى - چت با جنس مخالف - چت با غیرمسلمان -
چرک زیر ناخن - چشم مسلح
حرف « ح »
حجاب در خارج کشور - حجاب در نماز - حدس و گمان - حرکت در نماز
- حرمت استمنا -حرمت تقلب - حرمت خودارضایى - حفظ وضو - حق‏الناس دوران کودکى - حق
دانشجویان - حق زن - حقوق زن و شوهر - حکم الکل - حکم انواع موسیقى - حکم پلاتین -
حکم حاکم - حکم رقص - حکم سیگار - حکم غیبت - حکم کاریکاتور - حکم مانتو - حکم
نوازندگى - حلقه داماد - حواس‏پرتى در نماز
حرف « خ »
خروج از اعتکاف - خرید و فروش ارز - خرید و فروش چک - خرید و
فروش کلیه - خرید و فروش مجسمه - خسارت پدیدآورنده - خشکى اعضاى وضو - خلط روزه‏دار
- خلوت با نامحرم - خمس بورسیه - خمس پول ازدواج - خمس جهیزیه - خمس درآمد دانشجو -
خمس درآمد زن - خمس رهن - خمس زمین - خمس سپرده‏گذارى - خمس سکه - خمس سهام بورس -
خمس شرکت - خمس طلا - خمس فیش حج عمره - خمس قرض‏الحسنه - خمس کتاب - خمس کمک هزینه
- خمس موبایل و خودرو - خمس وام مسکن - خمس وسایل ضرورى - خمس هدیه - خنده با
نامحرم - خواب وضودار - خواندن صیغه عقد - خوانندگى زن - خواهر لواط دهنده -
خوراندن غذاى نجس - خوردن در نماز - خوردن در وضو - خوردن غذاى نجس - خون تخم مرغ -
خون تزریقات - خون دهان - خون زخم - خون کم - خون لثه روزه‏دار
 حرف « د »
داستان تحریک‏کننده - دختران هم‏کلاسى - دروغ مصلحتى - دست دادن
با غیرمسلمان - دست دادن با نامحرم - دسترسى به صاحب مال - دست کشیدن وضو - دود
وسیله نقلیه - دوران نامزدى - دیه قطع عضو - دیه سقط جنین
حرف « ذ »
ذبح اسلامى
حرف « ر »
راه رفتن در وضو - رایت شخصى - رباى حلال - رجوع به مرجع مساوى
- رساله مرجع تقلید - رشوه ادارى - رضایت پدر - رضایت پدیدآورنده - رضایت پرداخت
سود - رضایت شوهر - رضایت قلبى پدر - رطوبت بعد غسل - رقص همسر - رکوع نماز - رنگ
مو - رنگ نجاست - روابط زناشویى - روابط زناشویى روزه‏دار - روابط قبل عقد - روابط
مشروع - روزه اعتکاف - روزه خواران - روزه‏دار و دندان‏پزشکى - روزه‏هاى حرام -
روزه‏هاى مکروه - روزه‏هاى واجب - روزه اساتید و دانشجویان - رهن و اجاره - ریش
پروفسورى - ریش تراشى - ریش نوجوان - رؤیت هلال - رؤیت هلال در سفر
حرف « ز »
زخم پیشانى - زمان خمس - زمان عروسى - زمان غسل جنابت - زمان
نذر - زنان بدکاره - زن سیده - زن شوهردار - زیورآلات زنان
حرف « ژ »
ژل مو
حرف « س »
سال خمسى - سانسور فیلم - سجده سهو - سحرى و اذان - سختى امر به
معروف - سفر اول - سقط جنین - سلام به نامحرم - سلام نماز - سود پول - سود قرض -
سوره نماز مستحبى - سه بار شستن - سهم سادات - سیفون توالت
حرف « ش »
شاهد ازدواج - شرایط امر به معروف - شرایط عقد ازدواج - شرایط
نامساعد نماز - شرایط نذر - شرایط وضو - شراب - شرب مایع مسکر - شرط ادامه تحصیل -
شرط بندى - شرط کپى‏رایت - شستن در وضو - شستن سر روزه‏دار - شستن نجس - شک بعد
نماز - شک در جنابت - شک در غسل - شک در منى - شک در نذر - شک در نماز - شک در وضو
- شنیدن آهنگ - شنیدن فتوا - شوخى با نامحرم - شیر آب وضو
حرف « ص »
صحبت براى ازدواج - صله رحم - صیغه عقد عربى - صیغه عقد فارسى -
صیغه محرمیت - صیغه موقت - صیغه نذر
حرف « ض »
ضرورت تقلید - ضعف بدن روزه‏دار
حرف « ط »
طلا در نماز - طلاق دختر - طلاى زرد - طلاى سفید - طهارت اهل
کتاب - طهارت عضو پیوندى
حرف « ظ »
ظرف آب طلا و نقره - ظرف طلا و نقره - ظروف نجس - ظهور فیلم
حرف « ع »
عطر روزه‏دار - عقد دائم - عقد در چت - عقد مخفیانه نامزد - عقد
معاطاتى - عقیق اسماى جلاله - عکس اینترنتى - عکس کودکى - عکس‏هاى آموزشى - عمل به
نذر - عیدى مشتریان
حرف « غ »
غسل پیش از وقت - غسل جایگزین وضو - غسل چند منظوره - غسل زیر
دوش - غسل مس میت - غسل موهاى بلند - غسل و باد معده - غیبت استاد
حرف « ف »
فرار از خمس - فراموشى در غسل - فراموشى در وضو - فراموشى غسل
جنابت - فراموشى قضاى روزه - فراموشى نجاست لباس - فراموشى نذر - فرش ابریشم - فرش
و موکت - فروش خون - فروش لباس نجس - فضله موش - فضیلت نماز جماعت - فطریه جنین -
فطریه دانشجو - فطریه نامزد - فوت پدر - فوت صاحب مال - فیش غذا - فیلم‏بردارى
مجالس - فیلم تحریک کننده - فیلم تحریک همسر - فیلم مبتذل - فیلم مجاز - فیلم
نامحرم - فیلم ورزشى
حرف « ق »
قانون کپى‏رایت - قطع اعتکاف - قطع رحم - قلمدان و عطردان طلا
حرف « ک »
کارمزد - کالبد شکافى - کاهش ارزش پول - کتاب امانتى - کثیرالشک
- کرم پوست - کشمش پلو - کفاره استمنا - کفاره روزه - کفاره روزه زن - کفاره نذر -
کف زدن - کفش و لباس چرمى - کفش هم‏اتاقى - کف صابون
حرف « گ »
گردن‏بند اسماى جلاله - گردن‏بند قرآن - گفت و گوى تلفنى -
گلدکوئیست - گیره استکان نقره‏اى
حرف « ل »
لباس ابریشم - لباس جنس مخالف - لباس شهرت - لباس منزل - لباس
موقت - لباس نجس - لباس نماز گزار - لجاجت شوهر - لمس مرگ مغزى
حرف « م »
ماشین لباس‏شویى - مال پیدا شده - مال خمس نداده - مبطلات غسل -
متابعت در سکونت - مجالس عروسى - مجالس موسیقى - مجسمه سازى - مجلس عقد - محاسبات
تقویمى - محاسبه خمس - محرمات اعتکاف - محرمات جنب - محل تیمم - محل نماز آیات -
مخارج اضافى - مخارج زندگى - مخالفت پدر - مداحى زنان - مداد چشم - مدت عقد موقت -
مدت غسل جنابت - مراتب امر به معروف - مرجع تقلید خانوادگى - مسائل مستحدثه - مسافت
شرعى - مسافرت ماه رمضان - مسح پا -مسح سر - مسخره ریش - مسکن زن - مس میت - مصرف
خمس - مضاربه و نسیه - مطالبه مهریه - مطالعه هنگام اعتکاف - معاینه نامحرم - معنا
و فلسفه فطره - معناى احتیاط - معیار تقلید - مکان اعتکاف - مکان نمازگزار -
مکروهات جنب - منکرات مجلس عروسى - مواد خوراکى - مواد مخدر و درمان - موارد امر به
معروف - موارد تیمم - موارد غیبت - موارد وجوب وضو - موانع سجده - موانع وضو -
موزیک‏هاى ورزشى - موسیقى تحریکى - موسیقى حرام - موسیقى خوابگاه دانشجویى - موسیقى
درمانى - موسیقى شب عروسى - موسیقى لهوى - موسیقى مجلس عروسى - موسیقى محل کار -
مهر السنه - مهر نماز
حرف « ن »
نامه‏نگارى نامحرم - نان‏خور دولت - نجاست فرش - نجاست فرش
نمازگزار - نجاست مواد غذایى - نجاست مهر - نذر اعتکاف - نذر روزه - نذر زن - نذر
فرزند - نرم‏افزار خارجى - نرم‏افزار قفل شکسته - نزدیکى از پشت - نشستن کنار
نامحرم - نظافت و پاکیزگى - نفقه زن - نفقه نامزد - نگاه از آینه - نگاه به استاد -
نگاه به برجستگى‏ها - نگاه به بى‏حجاب - نگاه به چشم خواهرى - نگاه به دختران -
نگاه به دختر بچه - نگاه به رقص - نگاه به عکس دختر - نگاه به غیرمسلمانان -نگاه به
مرد - نگاه به نامحرم - نگاه به نامزد - نگاه به ورزشکاران - نگاه خواستگارى - نگاه
روزه‏دار - نگاه لذّت آور - نگاه نامحرم - نگاه‏هاى حرام - نگاه‏هاى حلال -
نگه‏دارى وسایل قمار - نماز احتیاط - نماز استیجارى - نماز با تیمم - نماز با مانتو
- نماز بر روزنامه - نماز جمعه - نماز جمعه در اعتکاف - نماز در هواپیما - نماز روى
تخت - نماز زنان - نماز شب - نماز غفیله - نماز قضا - نماز قضاى پدر - نماز مستحبى
- نمازهاى مستحب - نمازهاى واجب - نواختن موسیقى - نهى غذاى نجس - نیت غسل جنابت
حرف « و »
وجوب ازدواج - وسایل چرمى - وسایل قمار - وضو قبل از اذان - وضو
و نامحرم - وضوى جبیره - وضوى خانم‏ها - وظیفه امر به معروف - وظیفه نیروى انتظامى
- وقت تیمم - وکیل عقد ازدواج
حرف « ه »
هم‏خوابى دوران عقد - همخوانى زنان - همکارى دختر و پسر -
هم‏نشینى با شراب خوار
حرف « ى »
یخچال خوابگاه
 
 
 
 
اصطلاح‏شناسى
اجتهاد - اعتکاف - آلات مختص موسیقى - آلات مشترک موسیقى -
استمنا - تقلید - تیمم - تیمم بدل از غسل - تیمم بدل از وضو - جاهل قاصر و مقصر -
حجاب - خمس - روزه - سپرده گذارى - صله رحم - عقد دائم - عقد موقت - غسل - غسل
ارتماسى - غسل ترتیبى - غنا - فطریه - لباس شهرت - متعه - مذى - مسجد جامع - معروف
- معناى احتیاط - منکر - موسیقى - مؤونه - نذر - نگاه حرام - نماز شب - نماز غفیله
- ودى - وذى - وضو - وضوى ارتماسى - وضوى ترتیبى - وضوى جبیره

 
 
 
 
کتابنامه
 
 
۱. قرآن کریم، ترجمه استاد فولادوند.
۲. امام خمینى، سید روح‏اللّه‏، استفتاءات، دفتر انتشارات
اسلامى، قم، اول، ۱۳۷۲.
۳. ــــــــــــــــــــــ ، المکاسب المحرمة.
۴. ــــــــــــــــــــــ ، تحریر الوسیله، پیام، تهران، پنجم
، ۱۳۶۵ .
۵. ــــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، دفتر انتشارات
اسلامى، قم، نهم، ۱۳۷۹.
۶. بروجردى، سیدحسین، زبدة المقال، مکتبة الداورى، قم.
۷. بنى‏هاشمى خمینى، سید محمدحسن، توضیح المسائل مراجع، دفتر
انتشارات اسلامى، قم، اول، ۱۳۷۷.
۸. بهجت، محمدتقى، توضیح المسائل، شفق، قم، بیست و چهارم، ۱۳۷۹.
۹. تبریزى، میرزا جواد، استفتاءات جدید، سرور، قم، اول، ۱۳۷۸.
۱۰. ـــــــــــــــــــ ، التعلیقة على منهاج الصالحین، مهر،
قم، اول، ۱۴۱۵ق.
۱۱. ـــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، سرور، قم، هفتم، ۱۳۷۹
.
۱۲. ـــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، مهر، هشتاد و یکم،
۱۳۸۱.
۱۳. ـــــــــــــــــــ ، جامع المسائل، مهر، قم، دوم، ۱۳۷۹.
۱۴. ـــــــــــــــــــ ، منهاج الصالحین، دارالصدیقة الشهیده،
قم، دوم، ۱۳۸۲.
۱۵. حرعاملى، محمدبن حسن، وسائل‏الشیعه، مکتبه‏الاسلامیه،
تهران، پنجم، ۱۴۰۱ق.
 ۱۶. حسینى خامنه‏اى، سید على، اجوبة الاستفتاءات،
الهدى، تهران، اول، ۱۳۸۱.
۱۷. ــــــــــــــــــــــ ، رساله نگاه و نکاح، آماده چاپ.
۱۸. حسینى سیستانى، سید على، المسائل المنتخبه، ستاره، قم، ۱۴۱۶
ق .
۱۹. ــــــــــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، دفتر
آیه‏اللّه‏ سیستانى، مشهد، شانزدهم، ۱۴۱۹ ق .
۲۰. ــــــــــــــــــــــــــــ ، منهاج الصالحین.
۲۱. حکیم، سید محسن، مستمسک العروة الوثقى، احیاء التراث
العربى، بیروت، سوم، ۱۳۹۰ ق .
۲۲. حلى، اسد، الامام الصادق والمذاهب الاربعه.
۲۳. خراسانى، محمد کاظم، کفایة الاصول، مؤسسه آل البیت، قم،
اول، ۱۴۰۹ق.
۲۴. خراسانى، وحید، توضیح المسائل، مدرسة الامام باقرالعلوم،
قم، چهارم، ۱۴۲۳ق.
۲۵. ــــــــــــ ، منهاج الصالحین.
۲۶. خویى، سید ابوالقاسم، التنقیح فى شرح العروة الوثقى.
۲۷. ــــــــــــــــــــــ ، صراط النجاة مع تعلیقات التبریزى،
دار الاعتصام، قم، اول، ۱۴۱۷ ق.
۲۸. خویى، سید ابوالقاسم، مصباح الفقاهة.
۲۹. ــــــــــــــــــ ، مستند العروة الوثقى، لطفى، قم، ۱۳۶۴.
۳۰. صافى گلپایگانى، لطف‏اللّه‏، استفتاءات پزشکى.
۳۱. ــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، قم، دوازدهم، ۱۴۱۸ ق
.
۳۲. ـــــــــــــــــــــــــــ ، جامع الاحکام، حضرت معصومه،
قم، دوم، ۱۳۷۸.
۳۳. طباطبایى یزدى، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقى، اسماعیلیان،
قم، چاپ‏پنجم،۱۳۷۷.
۳۴. لنکرانى، محمدفاضل، العروة الوثقى مع تعلیقات...، اعتماد،
قم، اول، ۱۴۲۲ ق .
۳۵. مجلسى، محمد تقى، بحارالانوار.
۳۶. مدرسى، سیدمحمدتقى، احکام الخمس، محبان الحسین، تهران، دوم،
۱۳۸۰.
۳۷. مغنیه، محمدجواد، الفقه على المذاهب الخمسة، مؤسسة الصادق،
چهارم، ۱۳۷۸.
 ۳۸. مطهرى، مرتضى، آشنایى با قرآن، صدرا، تهران،
هشتم، ۱۳۷۴.
۳۹. ـــــــــــــ ، ده‏گفتار، صدرا، تهران، دهم، ۱۳۷۴.
۴۰. ـــــــــــــ ، مسأله حجاب.
۴۱. مکارم شیرازى، ناصر، استفتاءات جدید، مدرسه على بن ابیطالب،
قم، اول، ۱۳۷۹.
۴۲. ـــــــــــــــــــــ ، انوار الفقاهه، نسل جوان، قم، اول،
۱۴۱۶ ق .
۴۳. ـــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، هاتف، مشهد، هفدهم،
۱۳۷۶.
۴۴. ـــــــــــــــــــــ ، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه،
تهران، دوازدهم، ۱۳۷۴.
۴۵. ـــــــــــــــــــــ ، تعلیقات على العروة الوثقى، مدرسه
على‏بن ابیطالب، قم، دوم، ۱۴۱۳ ق.
۴۶. ـــــــــــــــــــــ ، یک‏صد و هشتاد پرسش، دفتر نشر
برگزیده، قم، اول، ۱۳۷۸.
۴۷. مکى عاملى، محمدجمال الدین، اللمعة الدمشقیه، مکتبة
الداورى، قم، اول.
۴۸. نورى همدانى، حسین، التعلیقات على کتاب العروة الوثقى.
۴۹. ــــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، مؤسسه مهدى موعود،
پانزدهم، ۱۳۷۸.
۵۰. ــــــــــــــــــــــ ، هزار و یک مسأله فقهى، مؤسسه مهدى
موعود، اول، ۱۳۸۰.
۵۱. هاشمى شاهرودى، سیدمحمود، کتاب الخمس، مکتب السیدمحمود
الهاشمى، اول، ۱۴۰۹ ق .

پی‌نوشت‌ها:






[۱]
. این منابع عبارت است از: کتاب،
سنت، اجماع و عقل.
 



[۲]
. لسان العرب، ماده، جهد ؛
التنقیح فى شرح العروة الوثقى، الاجتهاد و التقلید ، ص ۲۰.
 



[۳]
. التنقیح فى شرح العروة الوثقى،
الاجتهاد و التقلید ، ص ۸۸ ـ ۸۵.
 



[۴]
. انبیاء ۲۱ ، آیه ۷.
 



[۵]
. توبه ۹ ، آیه ۱۲۲.
 



[۶]
. وسائل الشیعه، ج ۲۷، باب ۴ و ۷.

 



[۷]
. مورخان مى‏نویسند: امام صادق
علیه‏السلام چهار هزار شاگرد داشتند که از بلاد
مختلف به حوزه آن حضرت کوچ کرده بودند. ر.ک: اسد، حیدر،
الامام الصادق و الصادق و المذاهب الاربعة، ج۱، ص۶۹.
 



[۸]
. مستدرک الوسائل، ج ۱۷، باب ۱۱.
 



[۹]
. وسائل الشیعه، ج ۲۷، باب ۱۱.
 



[۱۰]
. همان.
 



[۱۱]
. همان.
 



[۱۲]
. عده‏الاصول.
 



[۱۳]
. توضیح‏المسائل، م ۵ ؛ العروة
الوثقى، ج ۱، م ۳۶ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۲۵ ؛ بهجت،
وسیله‏النجاة، ج ۱، م ۲۷ ؛ نورى و وحید، توضیح‏المسائل، م ۵.
 



[۱۴]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۳۴ ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۲ ؛ نورى و وحید، توضیح‏المسائل، م ۲.
 



[۱۵]
. صافى، توضیح‏المسائل، م ۲.
 



[۱۶]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۶ ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۱ ؛ نورى و وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۱ ؛
العروة الوثقى، ج ۱، التقلید، م ۶۲.
 



[۱۷]
. خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات،
س۹ ؛ توضیح‏المسائل‏مراجع، م ۲ ؛ نورى و وحید، توضیح‏المسائل، م ۲.
 



[۱۸]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۲۵ ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۳ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳ و وحید،
توضیح‏المسائل، م ۳.
 



[۱۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳و۴ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳ و ۴ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳و۴.
 



[۲۰]
. سیستانى، تعلیقات على العروة،
م ۱۳ و ۲۰ و ۲۱ و تبریزى، توضیح‏المسائل، م ۳ و ۴ ؛ استفتاءات، س ۳۲.
 



[۲۱]
. امام، نورى، فاضل، مکارم و
سیستانى، تعلیقات على العروة، ج ۱، التقلید، م ۴۷ و دفتر: همه مراجع.
 



[۲۲]
. وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۶۲.
 



[۲۳]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۲۴ ؛
صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۷ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س ۲۴ ؛ نورى،
استفتاءات، ج ۱، س ۱۴ ؛ دفتر: بهجت، سیستانى، خامنه‏اى، مکارم، وحید و
تبریزى.
 



[۲۴]
. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۱۱ و
ج ۱، س ۴ ؛ امام، استفتاءات، ج ۱، س ۸ و ۹ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۱ ؛
تبریزى، استفتاءات، س ۴۲ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۱ و ۱۲ ؛ صافى،
جامع‏الاحکام، ج ۱،۱۳ و ۱۴، خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۸ ؛ بهجت،
وسیله‏النجاة، ج ۱، م ۴ و توضیح‏المسائل، م ۵ ؛ سیستانى، تعلیقات على
العروة، م ۱۳ و ۳۳.
 



[۲۵]
. وحید، توضیح‏المسائل، م ۴.
 



[۲۶]
. فاضل، توضیح المسائل، م ۱۱ ؛
امام، تحریر الوسیله، ج ۱، م ۴.
 



[۲۷]
. وسیلة النجاة، ج ۱، م ۴ ؛
سیستانى، تعلیقات على العروة، م ۱۱ و ۱۳.
 



[۲۸]
. استفتاءات، س ۱۱.
 



[۲۹]
. جامع الاحکام، ج ۱، س ۱۸.
 



[۳۰]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۳۱.
 



[۳۱]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۴ و
ج ۱، ص ۲۶ ؛ استفتاءات، ج ۲، س ۱۲.
 



[۳۲]
. توضیح المسائل، م ۴.
 



[۳۳]
. مقصود آن است که مقلد،
مى‏تواند به فتواى مجتهد دیگرى که علمش از مرجع تقلید خودش کمتر و از مراجع
تقلید دیگر بیشتر است، عمل کند، اگر مرجع دوم نیز در همان مسأله احتیاط
واجب داشت، باز مى‏تواند به مرجع سومى که علمش از مرجع دوم کمتر و از مرجع
دیگر بیشتر است رجوع کند و ... .
 



[۳۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷ و ۸.
 



[۳۵]
. دفتر: همه مراجع ؛
عروه‏الوثقى، ج ۱، باب التقلید، م ۶۳.
 



[۳۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۹ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۹ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۲۳ ؛ دفتر:
وحید.
 



[۳۷]
. خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات،
س ۳۴ و ۴۱؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۹؛ امام، توضیح‏المسائل، م ۹؛ فاضل،
توضیح‏المسائل، م ۱۰.
 



[۳۸]
. مکارم، توضیح‏المسائل، م ۱۰؛
توضیح‏المسائل، م ۱۲ و ۱۳.
 



[۳۹]
. توضیح‏المسائل، م ۹.
 



[۴۰]
. استفتاءات، س ۱۴ و ۵۰.
 



[۴۱]
. جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۲۰.
 



[۴۲]
. توضیح‏المسائل، م ۸.
 



[۴۳]
. نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۸؛
امام، استفتاءات، س ۲۰؛ خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات، س ۳۵.
 



[۴۴]
. توضیح‏المسائل، م ۱۲ و ۱۳؛
وسیلة النجاة، ج ۱، م ۱۴.
 



[۴۵]
. استفتاءات، س ۲۶.
 



[۴۶]
. توضیح‏المسائل، م ۹ ؛
جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۲۰.
 



[۴۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۹؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۹.
 



[۴۸]
. توضیح‏المسائل، م ۱۰.
 



[۴۹]
. فرائدالاصول، ج ۲، صص ۳۷۴ـ۳۷۹
؛ التنقیح فى شرح العروه‏الوثقى کتاب الاجتهاد و التقلید م ۱۶، صص ۱۹۵ـ۲۰۲.
 



[۵۰]
. مائده ۵ ، آیه ۶.
 



[۵۱]
. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر
نمونه، ج ۴، ص ۲۹۱.
 



[۵۲]
. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۸.
 



[۵۳]
. نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۹ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۵۴ ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۸ و خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۱۰۲.
 



[۵۴]
. العروة الوثقى، ج ۱، افعال
الوضو، م ۱۳ ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۷ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۵۳ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۸ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۵۵]
. العروة الوثقى، ج ۱، افعال
الوضو، الاول و مسأله ۴۷.
 



[۵۶]
. امام، فاضل و نورى، توضیح
المسائل مراجع، م ۲۴۸ و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۰۲.
 



[۵۷]
. بهجت، صافى و سیستانى،
توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۸ ؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۴.
 



[۵۸]
. تبریزى، توضیح المسائل مراجع،
م ۲۴۸.
 



[۵۹]
. مکارم، توضیح المسائل مراجع، م
۲۴۸.
 



[۶۰]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۳۵ ؛
صافى، جامع الاحکام، ج ۱ س ۹۰ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۱۳ ؛ مکارم،
استفتاءات، ج ۱، س ۶۱ و ۶۴ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲ س ۳۹ ؛ دفتر: سیستانى،
بهجت، خامنه‏اى و وحید.
 



[۶۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۵۱ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۵۷ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۵۲ و دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۶۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۵۲؛
نورى، توضیح المسائل، م ۲۵۳ و وحید، توضیح المسائل، م ۲۵۸.
 



[۶۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، ۲۵۲.
 



[۶۴]
. همان؛ خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتائات، س ۱۱۱.
 



[۶۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۵۳ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۵۸ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۵۴ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۶۶]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۴۲ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۲۷ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۴۰ ؛
تبریزى، استفتاءات، س ۱۷۶ ؛ دفتر: سیستانى، بهجت، صافى، نورى، مکارم و
وحید.
 



[۶۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۹۷ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۹۸ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۶۸]
. وحید، توضیح المسائل، م ۳۰۳ و
مکارم، توضیح المسائل، م ۳۲۱.
 



[۶۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۹۷.
 



[۷۰]
. همان، م ۲۴۲ ؛ نورى،
توضیح‏المسائل، م ۲۴۳ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۸ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۷۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۹۱ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۹۷ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۹۲ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۷۲]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۴۱ ؛
صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۹۳ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۲۴ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۴۱ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۷۶ ؛ مکارم،
استفتاءات، ج ۲، س ۵۵ ؛ دفتر: بهجت، وحید، سیستانى و نورى.
 



[۷۳]
. استفتاءات، ج ۲، س ۵۵.
 



[۷۴]




[۷۵]
۵. تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۲ ؛
سیستانى، Sistani.org، وضو ؛ خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتاءات، س ۱۰۴ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۲۵ ؛ امام، استفتاءات، ج
۱، وضو ، س ۴۰ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س۹۱ و ۱۰۶ ؛ دفتر: نورى، وحید،
مکارم و بهجت.
 



[۷۶]
. تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۴ ؛
صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۱۰۶ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۲۵ و ۱۲۷ ؛
امام، استفتاءات، ج ۱ وضو ، س ۴۲ و ۴۳ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س
۱۰۴ و ۱۱۴ و ۱۴۰ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۶۹ ؛ سیستانى،
Sistani.org، وضو: دفتر: نورى، بهجت و وحید.
 



[۷۷]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۷۱ و
دفتر: همه مراجع.
 



[۷۸]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۳۴ ؛
العروة الوثقى، ج ۱، افعال الوضو، م ۴۳ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۴۳ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۲.
 



[۷۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۹۹ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، ۳۰۰.
 



[۸۰]
. وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۰۵ ؛
تبریزى، توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۹۹.
 



[۸۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، ج ۱، م
۳۰۱ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۰۷ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۰۲ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۸۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۰۰ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۰۶ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۰۱ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۸۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۰۳ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۰۴ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۸۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۰۳ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۱۰.
 



[۸۵]
. العروة الوثقى، ج ۱، شرایط
الوضو، م ۴۵.
 



[۸۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۲۰ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۲۶ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۴۲.
 



[۸۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۵۶؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۶۲؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۵۷؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۸۸]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۱۶ ؛
صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۹۷ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س ۱۱۰ ؛ دفتر:
مکارم، سیستانى، تبریزى، نورى و خامنه‏اى.
 



[۸۹]
. العروة الوثقى، ج ۱، م ۲۵،
شرایط الوضو، الحادى عشر.
 



[۹۰]
. العروة الوثقى، ج ۱، شرایط
الوضو و مستحبات الوضو، الرابع عشر.
 



[۹۱]
. العروة الوثقى، ج ۱، موجبات
الوضو، الثالث.
 



[۹۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، ج ۱، م
۳۲۳ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۲۹ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۲۴ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۹۳]
. امام، سیستانى، نورى، مکارم و
فاضل، تعلیقات على العروة، ج ۱، شرایط الوضو، م ۳۰ و تبریزى، استفتاءات، س
۱۵۸ و دفتر: خامنه‏اى، بهجت، صافى و وحید.
 



[۹۴]
. العروة الوثقى، ج ۱، باب
الاستبراء ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۳.
 



[۹۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۳۰ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۳۱ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۹۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۳۰.
 



[۹۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۳۰ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۳۶.
 



[۹۸]
. مائده ۵ ، آیه ۶.
 



[۹۹]
. تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۹۴.
 



[۱۰۰]
. باید دانست که برخى مراجع در
ترتیب شستن اعضا احتیاط واجب دارند.
 



[۱۰۱]
. البته برخى مراجع آیه‏اللّه‏
بهجت شستن از بالا به پایین را احتیاط واجب مى‏دانند.
 



[۱۰۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۸۹ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۹۰ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۹۵ و خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۱۸۷.
 



[۱۰۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۸۹؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۹۵ ؛ فاضل، تعلیقات على العروة، ج ۱، مستحبات غسل
الجنابة، م ۱۵.
 



[۱۰۴]
. بهجت، وسیلة النجاة، ج ۱، م
۲۲۱.
 



[۱۰۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۶۱ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۶۲ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۱۰۶]
. العروة الوثقى، فصل فى
مستحبات غسل الجنابه، م ۱۰.
 



[۱۰۷]
. امام، تحریر الوسیلة، ج ۱،
واجبات الغسل، م ۱۹ ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۸۶ ؛ خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتاءات، س ۱۸۵ و نورى، توضیح المسائل، م ۳۸۷ و تعلیقات على العروة،
فصل فى مستحبات الغسل، م ۸.
 



[۱۰۸]
. بهجت، وسیله‏النجاة، ج ۱، م
۲۱۸.
 



[۱۰۹]
. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۱،
م ۲۰۴.
 



[۱۱۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۸۶.
 



[۱۱۱]
. همان، م ۳۸۶.
 



[۱۱۲]
. وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۹۲.
 



[۱۱۳]
. توضیح المسائل مراجع، م ۳۷۹ و
وحید، توضیح المسائل، م ۳۸۵.
 



[۱۱۴]
. توضیح المسائل مراجع، م ۳۷۹ و
نورى، توضیح المسائل، م ۳۸۰.
 



[۱۱۵]
. بهجت، وسیله‏النجاة، ج ۱، م
۶۷۵ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۱، م ۱۷۸ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۹۳
؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۹۳ ؛ امام، فاضل، نورى و مکارم، تعلیقات
على العروة، احکام الغسل، م ۱۴ و دفتر: خامنه‏اى.
 



[۱۱۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م۳۶۵ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۹۱ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۶۶.
 



[۱۱۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۶۵.
 



[۱۱۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۶۵.
 



[۱۱۹]
. وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۷۰ .
 



[۱۲۰]
. توضیح المسائل مراجع، م ۳۴۵ ؛
وحید، توضیح المسائل، م ۳۵۱: وحید، توضیح المسائل، م ۳۵۱ ؛ نورى، توضیح
المسائل، م ۳۴۶ و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، احکام غسل جنابت.
 



[۱۲۱]
. توضیح المسائل مراجع، م ۷۳ و
۳۴۸ ؛ العروة الوثقى، ج ۱، مستحبات غسل الجنابه، م ۲ و ۳ ؛ نورى، توضیح
المسائل، م ۳۴۹ و ۷۳ ؛ وحید، توضیح المسائل، م ۷۴ و ۳۵۴ و دفتر: خامنه‏اى.
 



[۱۲۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۴۶ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۵۲ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۴۷ ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۱۸۰.
 



[۱۲۳]
. بهجت، توضیح‏المسائل مراجع، م
۳۴۶ و مکارم، تعلیقات على العروة، غسل الجنابة.
 



[۱۲۴]
. توضیح المسائل، م ۱۳۵۲.
 



[۱۲۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۴۶ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۵۲ ؛ سیستانى، تعلیقات على العروة، ج ۱، غسل
الجنابة، الاول ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۷۱. صافى، هدایه‏العباد،
ج ۱، م ۱۷۵.
 



[۱۲۶]
. بهجت، توضیح‏المسائل مراجع، م
۳۴۶.
 



[۱۲۷]
. تبریزى، استفتاءات، س ۲۴۸.
 



[۱۲۸]
. العروة الوثقى، ج ۱، مستحبات
غسل الجنابه، م ۶.
 



[۱۲۹]
. این آیه‏ها در چهار سوره قرآن
آمده است: سجده، فصلت، نجم و علق. البته برخى مراجع تقلید خواندن سوره‏هایى
که سجده واجب در آن است را حرام مى‏دانند.
 



[۱۳۰]
. هر چند از یک در وارد شود و
از در دیگر بیرون رود.
 



[۱۳۱]
. ولى اگر از یک در برود و از
در دیگر خارج شود، مانعى ندارد.
 



[۱۳۲]
. ولى اگر وضو بگیرد یا به
واسطه نداشتن آب بدل از غسل تیمم کند، مکروه نیست.
 



[۱۳۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، ۳۹۱ و
۶۴۶.
 



[۱۳۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۹۱ و
۶۴۶ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۹۷ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۹۲ و ۶۴۷ ؛
مکارم، توضیح‏المسائل، م ۳۹۱ و ۶۴۶.
 



[۱۳۵]
. بهجت، وسیله‏النجاة، ج ۱، م
۶۷۵ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۱، م ۱۷۸ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۹۳
؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۹۳ ؛ امام، فاضل، نورى و مکارم، تعلیقات
على العروة، احکام الغسل، م ۱۴ و دفتر: خامنه‏اى.
 



[۱۳۶]
. العروة الوثقى، ج ۱، احکام
الغسل.
 



[۱۳۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۲۳ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۲۴.
 



[۱۳۸]
. العروة الوثقى، فصل فى غسل
الجنابه.
 



[۱۳۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۵۳ ؛
امام، تحریر الوسیلة، ج ۱ غسل الجنابه، م ۳ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۵۴ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۵۹ و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۹۰.
 



[۱۴۰]
. فاضل، تعلیقات على العروة،
غسل الجنابه، م ۸.
 



[۱۴۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۴۶ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۵۲ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۴۷ ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۱۸۰.
 



[۱۴۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۴۶ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۵۲ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۴۷ ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۱۸۰.
 



[۱۴۳]
. توضیح المسائل، م ۳۵۲.
 



[۱۴۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۴۸ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۵۴ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۴۹ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۱۴۵]
. العروة الوثقى، فصل فى
التیمم، م ۲۶.
 



[۱۴۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۵۷۲
؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۵۸۰ و دفتر: خامنه‏اى.
 



[۱۴۷]
. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س
۱۳۳۰ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۸۴ ؛ تبریزى، استفتاءات س ۲۱۱ ؛ دفتر:
بهجت، مکارم، امام، نورى و خامنه‏اى.
 



[۱۴۸]
. تبریزى، استفتاءات، س ۸۳ و
دفتر: سیستانى و وحید.
 



[۱۴۹]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۱۵۰]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، ۱۰۷۳
و دفتر: همه مراجع.
 



[۱۵۱]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۷۹۰ ؛ امام، استفتاءات، ج ۱، غسل جنابت، س ۹۶ و دفتر: همه مراجع.
 



[۱۵۲]
. سیستانى، Sistani.org،
استمنا و دفتر: همه مراجع.
 



[۱۵۳]
. العروة الوثقى، ۱۹ ؛ فاضل،
جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۸۶ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۱۲۴۶ ؛ تبریزى، صراط
النجاة، ج ۵، س ۶۵۶ ؛ سیستانى، Sistani.org، استمنا
و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۷۸۸.



[۱۵۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۴۶ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۵۲ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۴۷ ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۱۸۰.
 



[۱۵۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۵۲ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۵۸ ؛ نورى، توضیح المسائل، م ۳۵۳ ؛ خامنه‏اى،اجوبة
الاستفتاءات، احکام غسل جنابت.
 



[۱۵۶]
. نساء ۴ ، آیه ۴۳.
 



[۱۵۷]
. بنا بر نظر آیه‏اللّه‏
خامنه‏اى، احتیاط واجب آن است که بار دیگر دست‏ها را به زمین بزند و سپس کف
دست چپ را بر پشت دست راست و کف دست راست را به پشت دست چپ بکشد خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، ۲۰۹ .
 



[۱۵۸]
. تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۴۴۳.
 



[۱۵۹]
. البته در مواردى میان مراجع
تقلید اختلاف نظر هست مانند تیمم بر آجر، گچ و مانند آن که هر کس باید بر
طبقفتواى مرجع تقلید خود عمل کند.
 



[۱۶۰]
. امام، استفتاءات، ج ۱، تیمم،
س ۲۳۶ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۲۱۵ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲،۱۸۴
و دفتر: همه مراجع.
 



[۱۶۱]
. امام و نورى، تعلیقة على
العروة، ج ۱، شرایط التیمم، م ۱۸ ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۰۱.
 



[۱۶۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۰۱ ؛
وحید، توضیح المسائل، م ۷۰۸.
 



[۱۶۳]
. خامنه‏اى، اجوبة، س ۲۰۹.
 



[۱۶۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۰۱.
 



[۱۶۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۲۳ ؛
دفتر: خامنه‏اى.
 



[۱۶۶]
. سیستانى و مکارم،
توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۲۳ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۷۳۰ و نورى،
توضیح‏المسائل، م ۷۲۴.
 



[۱۶۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۶۸۰ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۶۸۱ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۶۸۷ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۱۶۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۲۷ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۷۲۸ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۷۳۴ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۱۶۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۲۶ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۷۲۶ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۷۳۳ و خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۲۰۲ و ۲۰۴.
 



[۱۷۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۶۹۸ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۶۹۹ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۱۷۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۶۹۸ و
وحید، توضیح‏المسائل، م ۷۰۵.
 



[۱۷۲]
. امام، توضیح‏المسائل مراجع، م
۷۲۶ و نورى، توضیح‏المسائل، م ۷۲۷.
 



[۱۷۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۲۶ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۷۳۳ و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۲۰۲.
 



[۱۷۴]
. مکارم، توضیح‏المسائل مراجع،
م ۷۲۶.
 



[۱۷۵]
. توضیح المسائل مراجع، م ۳۱۹ و
خامنه‏اى، اجوبه، س۱۵۷.
 



[۱۷۶]
. توضیح المسائل مراجع، م ۳۱۹ و
وحید، توضیح المسائل م ۳۱۵.
 



[۱۷۷]
. امام، استفتاءات، ج ۱، وضو، س
۷۹.
 



[۱۷۸]
. جامع الاحکام، ج ۱، س ۵۳ و ۵۴
و دفتر: بهجت.
 



[۱۷۹]
. تبریزى، صراط النجاة، ج ۵، س
۹۹۰ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۴۷ و ۱۴۸ و نورى، استفتاءات،۱ س ۵۲.
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۸۴ و دفتر: سیستانى و مکارم.
 



[۱۸۰]
. دفتر: وحید.
 



[۱۸۱]
. تبریزى، صراط النجاة، ج ۵، س
۹۸۷ ؛ امام، استفتاءات، ج ۱، وضو، س ۸۰ ؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱،۵۳ و ۵۴
و دفتر: سیستانى، وحید و نورى.
 



[۱۸۲]
. دفتر: بهجت.
 



[۱۸۳]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۱۵۷.
 



[۱۸۴]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۸۴ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۷۵.
 



[۱۸۵]
. توضیح المسائل مراجع، م ۳۱۹ ؛
مکارم، استفتاءات، ج ۳، س ۱۲۶ ؛ نورى، توضیح المسائل، م ۳۲۰ خامنه‏اى،
اجوبة، س ۱۶۴.
 



[۱۸۶]
. توضیح المسائل مراجع، م ۳۱۹ و
وحید، توضیح المسائل، م ۳۲۵.
 



[۱۸۷]
. امام، استفتاءات، ج ۱، وضو، س
۸۲ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۵۳ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۵۲ ؛
صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۵۴ و دفتر: بهجت.
 



[۱۸۸]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۸۴ ؛ تبریزى، صراط النجاة، ج ۵، س ۹۹۰ و دفتر: سیستانى.
 



[۱۸۹]
. دفتر: مکارم و وحید.
 



[۱۹۰]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۱۵۲ و ۱۵۳ ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۱۹ ؛ نورى، توضیح‏المسائل،۳۲۰.
 



[۱۹۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۱۹ و
وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۲۵.
 



[۱۹۲]
. همان، م ۳۱۹ ؛ وحید،
توضیح‏المسائل، م ۳۲۳ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۱۸ و خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتاءات، س ۱۵۳ و ۱۵۴.
 



[۱۹۳]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۱۹۴]
. طه ۲۰ ، آیه ۱۴.
 



[۱۹۵]
. پیامبران یاد شده عبارت‏اند
از: اسماعیل، لقمان، موسى، عیسى و پیامبر اسلام.
 



[۱۹۶]
. «اَحَبُّ الاعمالِ اِلَى
اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ الصَّلاةُ وَ هِىَ آخِرُ وَصایا الانبِیاء»: کافى، ج
۳ .
 



[۱۹۷]
. طه ۲۰ ، آیه ۱۴.
 



[۱۹۸]
. رعد ۱۳، آیه ۲۸ .
 



[۱۹۹]
. عنکبوت ۲۹، آیه ۴۵ .
 



[۲۰۰]
. بقره ۲، آیه ۲۱ .
 



[۲۰۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۹۲ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۴۳۲ و نورى، توضیح‏المسائل، م ۷۹۳.
 



[۲۰۲]
. توضیح‏المسائل، م ۷۹۸ و بهجت،
توضیح‏المسائل، م ۶۶۵.
 



[۲۰۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۹۲.
 



[۲۰۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۹۷.
 



[۲۰۵]
. آیت‏اللّه مکارم احتیاط واجب
دارند.
 



[۲۰۶]
. امام، نورى، مکارم و فاضل،
تعلیقات على العروة، ج ۲، فصل فى الستر والساتر ؛ وحید، سیستانى و تبریزى،
منهاج الصالحین، م ۵۱۸ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۱، م ۶۶۱ ؛ بهجت،
وسیله‏النجاة، ح ۱، م ۶۲۵ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۲۰۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۰۲ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۴۳۰ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۸۰۳ و وحید،
توضیح‏المسائل، م ۸۰۸.
 



[۲۰۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۰۳ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۸۰۴ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۸۰۹.
 



[۲۰۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۰۳.
 



[۲۱۰]
. همان، م ۸۸۳ ؛ نورى،
توضیح‏المسائل، م ۸۸۴ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۸۹۲ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۲۱۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۰۲۲
و ۱۰۲۳ و نورى توضیح‏المسائل، م ۱۰۲۳ و ۱۰۲۴.
 



[۲۱۲]
. سیستانى، توضیح‏المسائل
مراجع، م ۱۰۲۲ و ۱۰۲۳ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۰۳۱ و ۱۰۳۲.
 



[۲۱۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۰۲۳.
 



[۲۱۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۸۵ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۸۸۶ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۸۹۵ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۲۱۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۸۵ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۸۸۶ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۸۹۵ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۲۱۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۰۶۰.
 



[۲۱۷]
. همان، م ۱۰۶۰ ؛ نورى،
توضیح‏المسائل، م ۱۰۶۱ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۰۶۹ و خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتاءات، س ۴۹۱.
 



[۲۱۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۰۶۶
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۰۶۷ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۰۷۵.
 



[۲۱۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۱۳۶
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۱۳۷ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۱۴۵.
 



[۲۲۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م۱۰۷۱ ؛
نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۱۳۰.
 



[۲۲۱]
. توضیح‏المسائل، م ۱۰۸۰.
 



[۲۲۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۰۰۵
و نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۰۰۶ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۰۱۴. خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۴۸۳.
 



[۲۲۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۰۰۵.
 



[۲۲۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۱۰۵
؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۱۱۴ و نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۱۰۶ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۲۲۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۳۲ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۸۳۳ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۸۳۸.
 



[۲۲۶]
. اجوبة الاستفتاءات، س ۴۴۲.
 



[۲۲۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۸۶ و
نورى، توضیح‏المسائل، م ۹ـ۸۸۷.
 



[۲۲۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۸۶.
 



[۲۲۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۸۶ و
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۳۷۴.
 



[۲۳۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۸۶.
 



[۲۳۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۸۶.
 



[۲۳۲]
. وحید، توضیح‏المسائل، م ۸۹۵ ـ
۸۹۶.
 



[۲۳۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۹۶۸ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۹۶۵ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۹۷۷.
 



[۲۳۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۸۰.
 



[۲۳۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۸۸۰،
اجوبه‏الاستفتاءات، س ۳۸۸ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۸۸۱ ؛ وحید،
توضیح‏المسائل، م ۸۸۷.
 



[۲۳۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۹۷۱ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۹۷۱ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۹۷۸ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۲۳۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۱۵۵
؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۱۶۳ و دفتر: خامنه‏اى.
 



[۲۳۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۱۵۵.
 



[۲۳۹]
. نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۱۵۶.
 



[۲۴۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۹۴۵ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۹۴۶ و حید، توضیح‏المسائل، م ۹۵۴.
 



[۲۴۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۹ ـ
۱۱۶۸ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۱۷۰.
 



[۲۴۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۶ ـ
۱۱۸۵ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۵۱۸ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۱۹۳،
نورى، توضیح‏المسائل، م ۶ ـ ۱۱۸۵.
 



[۲۴۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۲۱۵
و ۱۲۱۶ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۵ ـ ۱۲۲۴ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۷ ـ
۱۲۱۶ و دفتر: خامنه‏اى.
 



[۲۴۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۲۵۰
؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۲۵۹ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۲۵۱ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۲۴۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۳۷۳،
نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۳۷۳، وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۳۸۱ ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۷۴۳.
 



[۲۴۶]
. توضیح‏المسائل مراجع ۱۳۸۸،
نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۳۸۷ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۳۹۶ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۲۴۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۳۹۴
و ۱۳۹۰، نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۳۹۳ ـ ۱۳۹۰ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۴۰۲
ـ ۱۳۹۸ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۲۴۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۴۰۰
و ۱۴۰۲ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۳۹۹ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، ۱۴۱۰ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۲۴۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۴۱۸
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۴۱۵ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، ۱۴۲۶ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۲۵۰]
. استفتاءات، ج ۱، س ۲۶۷۲.
 



[۲۵۱]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۴۹۴
؛ نورى، توضیح المسائل، م ۱۴۹۱ ؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۵۰۲ و خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۷۱۳.
 



[۲۵۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، ۱۵۳۳ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۵۳۰، وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۵۴۱ و
خامنه‏اى،اجوبة الاستفتاءات، س ۷۰۹.
 



[۲۵۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۶۵ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۷۶۶ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۷۷۱ ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۷۲۲.
 



[۲۵۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۹۸۶ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۹۹۵.
 



[۲۵۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۸۱ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۷۸۲ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۷۸۷.
 



[۲۵۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۸۱.
 



[۲۵۷]
. امام، فاضل، توضیح‏المسائل
مراجع، بخش احکام نماز جمعه ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۶۰۶ و ۶۱۱ ؛
نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۲۱۵ و ۲۱۶ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، نماز جمعه، م ۲
؛ سیستانى، توضیح‏المسائل مراجع، بخش دوم احکام نماز جمعه و وحید، منهاج
الصالحین، ج ۲، الفصل الثالث عشر فى صلاة الجمعه، الثالث.
 



[۲۵۸]
. استفتاءات، س ۶۲۷ و ۶۳۰.
 



[۲۵۹]
. جامع الاحکام، ج ۱، س ۳۵۳.
 



[۲۶۰]
. استفتاءات، ج ۲، س ۳۵۶ و ۳۵۷.
 



[۲۶۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۷۵،
نورى، توضیح‏المسائل، م ۷۷۶، وحید، توضیح‏المسائل، م ۷۸۱ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۲۶۲]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۲۶۳]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۳۳۵.
 



[۲۶۴]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۳۳۸.
 



[۲۶۵]
. دفتر: نورى، سیستانى، مکارم،
بهجت، صافى، فاضل و وحید.
 



[۲۶۶]
. دفتر: تبریزى.
 



[۲۶۷]
. اجوبة الاستفتاءات، س ۶۵۹.
 



[۲۶۸]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۳۰۷
و وحید، توضیح المسائل، م ۱۳۱۶ و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۶۴۵.
 



[۲۶۹]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۳۰۷.
 



[۲۷۰]
. امام، استفتاءات، ج ۲، احکام
مسافر، س ۲۶۷.
 



[۲۷۱]
. نورى، استفتاءات، ج۱ و ج۲،
نماز مسافر ؛ بهجت، توضیح المسائل، نماز مسافر، شرط پنجم.
 



[۲۷۲]
. استفتاءات، س ۴۹۸، ۴۷۲.
 



[۲۷۳]
. سیستانى، منهاج الصالحین، ج
۱، صلاة المسافر، الخامس و sistani.org، نماز
مسافر.
 



[۲۷۴]
. دفتر: وحید.
 



[۲۷۵]
. صافى، جامع الاحکام، ج ۱،
نماز مسافر.
 



[۲۷۶]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۲۷۲.
 



[۲۷۷]
. تبریزى، سیستانى و وحید،
منهاج الصالحین، م ۸۸۴.
 



[۲۷۸]
. بقره ۲ ، آیه ۱۸۳.
 



[۲۷۹]
. خوردن و آشامیدن، نزدیکى،
استمناء، دروغ بستن بر خدا و پیغمبر و جانشینان او، رساندن غبار غلیظ به
حلق، فرو بردن تمام سر در آب، باقى ماندن بر جنابت، حیض و نفاس تا اذان
صبح، اماله کردن با چیز روان و قى کردن.
 



[۲۸۰]
. ر.ک: تفسیر نمونه، ج ۱، ص
۶۳۳.
 



[۲۸۱]
. «یا
أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى
الَّذِینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ»:
بقره ۲ ، آیه ۱۸۳.
 



[۲۸۲]
. احادیث بسیارى در این زمینه
آمده است، ر.ک: من لایحضره الفقیه، ج ۲، ح ۱۷۶۹ـ۱۷۶۶.
 



[۲۸۳]
. رسول خدا
صلى‏الله‏علیه‏و‏آله «صُومُوا
تَصِحُّوا» ؛ «روزه بگیرید تا سالم شوید».
 



[۲۸۴]
. به نقل از: تفسیرنمونه، ج ۱،
ص ۶۳۲.
 



[۲۸۵]
. توضیح المسائل مراجع، ۱۷۲۹،
۱۷۲۵، العروة الوثقى، ج ۲ ؛ کتاب‏الصوم، فصل فى طرق ثبوت الهلال.
 



[۲۸۶]
. امام، سیستانى، فاضل و مکارم،
تعلیقات على العروه، الفصل الرابع، م ۱ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،۷۶۳
و دفتر: وحید، بهجت.
 



[۲۸۷]
. تبریزى، استفتاءات، س ۶۴۰ و
دفتر: صافى.
 



[۲۸۸]
. نورى، تعلیقات على العروة،
الفصل الرابع، م ۱.
 



[۲۸۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۵۸۳
ـ۱۵۷۳.
 



[۲۹۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۵۸۰
؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۵۸۸ و دفتر: خامنه‏اى.
 



[۲۹۱]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۵۸۰.
 



[۲۹۲]
. همان، م ۱۵۸۰.
 



[۲۹۳]
. العروة الوثقى، احکام
المفطرات، فصل ۴ و ۵.
 



[۲۹۴]
. سیستانى و نورى، تعلیقات على
العروة، ج ۲، المفطرات، السادس ؛ امام، تبریزى، فاضل و مکارم،
توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۰۵ ؛ بهجت، وسیلة النجاة، ج ۱، م ۱۱۳۲ و دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۲۹۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۰۵.
 



[۲۹۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۰۸
و ۱۶۰۹ و ۱۶۱۰.
 



[۲۹۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۰۸
و ۱۶۰۹ و ۱۶۱۰.
 



[۲۹۸]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۲۹۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۵۹۵
؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۶۰۳ و دفتر: امام، خامنه‏اى و بهجت.
 



[۳۰۰]
. ر.ک: توضیح‏المسائل مراجع، م
۱۵۹۶ ؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۶۰۴.
 



[۳۰۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۷۴۲ و
۱۵۷۴.
 



[۳۰۲]
. امام، نورى، فاضل و مکارم:
تعلیقات على العروة، ج ۳، فصل فیما تعلیق بالقضا، الاربع ؛ سیستانى، وحید،
تبریزى، منهاج الصالحین، م ۱۰۲۳ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۱، م ۱۳۳۶ و دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۳۰۳]
. بهجت، وسیله‏النجاة، ج ۱، م
۱۱۳۲.
 



[۳۰۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۰۳
و ۱۷۴۴.
 



[۳۰۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۵۸۳.
 



[۳۰۶]
. سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج۱،
کفاره‏الصوم ؛ خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات، س۸۲۲ و دفتر: همه مراجع.
 



[۳۰۷]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س
۱۳۱۳ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۴۲۸ و دفتر: همه مراجع.
 



[۳۰۸]
. توضیح المسائل مراجع، ۱۷۰۵،
۱۷۰۹ ؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۷۱۳، ۱۷۱۷.
 



[۳۰۹]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۳۱۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۲۱
؛ مکارم، توضیح‏المسائل، م ۱۳۷۱ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م۱۶۱۸.
 



[۳۱۱]
. وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۶۲۹
و صافى، توضیح المسائل مراجع، م ۱۶۲۱.
 



[۳۱۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۳۲.
 



[۳۱۳]
. تبریزى، صراط النجاة، ج ۱، س
۱۰۷ و منهاج الصالحین، ج ۱، بعد از م ۱۰۰۴ ؛ وحید، منهاج‏الصالحین،ج ۲، بعد
از م ۱۰۰۴ ؛ امام، استفتاءات، ج ۱ روزه، س ۳۱ ؛ خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتاءات، س ۱۹۴ ؛ دفتر: مکارم و بهجت.
 



[۳۱۴]
. سیستانى، منهاج الصالحین، ج
۱، بعد از م ۱۰۰۴ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۵۵۸ ؛ دفتر: صافى و وحید.
 



[۳۱۵]
. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۹.
 



[۳۱۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۲۲.
 



[۳۱۷]
. امام، استفتاءات، ج۱، روزه،
س۳۱ ؛ خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات، س۱۹۵ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س۶۹ ؛
تبریزى، صراط النجاة، ج۱، س۱۰۷؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س۵۵۸ ؛ بهجت،
وسیله‏النجاة، ج۱، م۱۰۸۹؛ سیستانى، تبریزى، منهاج الصالحین، م ۹۸۵ ؛ صافى،
هدایة العباد، ج ۱، م ۱۲۸۲ ؛ دفتر: وحید و مکارم.
 



[۳۱۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۶۵
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۶۶۲ ؛ وحید،توضیح‏المسائل، م ۱۶۷۳.
 



[۳۱۹]
. همان، م ۱۶۶۵ ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۷۸۵.
 



[۳۲۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۶۵.
 



[۳۲۱]
. امام، تحریر الوسیلة، ج ۱،
فیمایجیب الامساک فیه، م ۱۸، فیما یترتب على الافطار، م ۱ ؛ صافى، هدایة
العباد، ج ۱، م ۱۳۱۱، ۱۳۱۸ ؛ نورى، تعلیقات على العروة، الفصل الثالث،
السادس.
 



[۳۲۲]
. بهجت، وسیلة النجاة، ج ۱، م
۱۱۰۹، ۱۱۱۷ ؛ فاضل، تعلیقات على العروة، الفصل الثالث، السادس ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۸۱۷.
 



[۳۲۳]
. تبریزى، وحید: منهاج
الصالحین، کفارة الصوم، تتمیم.
 



[۳۲۴]
. سیستانى، منهاج الصالحین، ج
۱، کفارة الصوم، تتمیم.
 



[۳۲۵]
. مکارم، توضیح المسائل مراجع،
م ۱۶۵۸.
 



[۳۲۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۱۵
و ۱۷۰۳ و العروة الوثقى، فصل ۶ ۷ م ۲۵ و فصل ۱۰، م ۵.
 



[۳۲۷]
. فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س
۵۸۱ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۱۲۲ ؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۳۲۸]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۳۰.
 



[۳۲۹]
. العروة الوثقى، ج ۲، الصوم،
طرق ثبوت الهلال، م ۱.
 



[۳۳۰]
. من لا یحضره الفقیه، ج ۲، باب
الغسل فى اللیالى المخصوصه، ص ۱۵۹.
 



[۳۳۱]
. العروة الوثقى، ج ۲، الصوم،
طرق ثبوت الهلال، م ۱.
 



[۳۳۲]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۵۶۱.

 



[۳۳۳]
. تبریزى، توضیح المسائل مراجع،
م ۱۵۶۱ ؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۵۶۹.
 



[۳۳۴]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۳۲
؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۷۴۰.
 



[۳۳۵]
. العروه‏الوثقى، ج ۲، فصل فى
طرق ثبوت الهلال.
 



[۳۳۶]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۳۵
؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۸۳۷، ۸۳۹.
 



[۳۳۷]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۳۵
؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۷۴۳ و دفتر: فاضل.
 



[۳۳۸]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۳۵
؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۸۳۷، ۸۳۹.
 



[۳۳۹]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۳۵
؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۷۴۳.
 



[۳۴۰]
. توضیح المسائل مراجع، م، ۱۷۳۹
؛ ۱۷۳۵ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۸۳۷ و ۸۳۹.
 



[۳۴۱]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۳۵
؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۷۴۳.
 



[۳۴۲]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۳۱
؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۸۴۲ و ۸۴۳ ؛ بهجت، وسیله‏النجاه، ج ۱، م
۱۱۶۲.
 



[۳۴۳]
. سیستانى، توضیح المسائل، م
۱۷۳۱.
 



[۳۴۴]
. وحید، توضیح المسائل، م ۱۷۳۹.
 



[۳۴۵]
. العروة الوثقى، ج ۲، الصوم،
طرق ثبوت الهلال، م ۱.
 



[۳۴۶]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۳۴۷]
. دفتر: فاضل و خامنه‏اى.
 



[۳۴۸]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۳۰
؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۷۳۸.
 



[۳۴۹]
. من لایحضره الفقیه، ج۲، باب
الفطرة، ص ۱۸۳.
 



[۳۵۰]
. همان، ص ۱۸۳.
 



[۳۵۱]
. کافى، ج ۴، باب الفطره، ص
۱۷۴.
 



[۳۵۲]
. در روایتى در تفسیر آیه شریفه
«قد افلح من زکیها
» آمده است: منظور از
تزکیه زکات فطره است. مستدرک وسائل الشیعه، ج ۷، ابواب زکاة الفطره، ص ۱۳۷.
 



[۳۵۳]
. وسائل الشیعه، ج ۹، ابواب
زکاة الفطره، ص ۳۱۸.
 



[۳۵۴]
. العروة الوثقى، ج ۲، زکات
الفطره، فصل ۲، م ۲.
 



[۳۵۵]
. امام، استفتاءات، ج ۱، زکات،
س ۱۷ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۸۵۹ و ۸۶۰ و ۸۶۳ ؛ فاضل، ج ۱، س ۸۷۶ ؛ تبریزى،
استفتاءات، س ۷۸۰ و ۷۸۱ ؛ دفتر: وحید، بهجت و سیستانى.
 



[۳۵۶]
. استفتاءات، ج ۲، س ۳۰۲.
 



[۳۵۷]
. استفتاءات، ج ۱، س ۳۶۹.
 



[۳۵۸]
. جامع‏الاحکام، ۱، ج ۱، س ۵۶۳.
 



[۳۵۹]
. توضیح المسائل مراجع، م ۲۰۰۸
؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۰۰۴.
 



[۳۶۰]
. العروة الوثقى، ج۲، زکاة
الفطره، فصل ۲، مسأله ۱۲.
 



[۳۶۱]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۹۴۸
؛ نورى، توضیح المسائل، م ۹۴۴.
 



[۳۶۲]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۹۴۸
؛ نورى، توضیح المسائل، م ۱۹۴۴ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۸۸۰.
 



[۳۶۳]
. بقره ۲ ، آیه ۱۲۵.
 



[۳۶۴]
. «اِعتِکافُ عَشرٍ فى شَهرِ
رَمَضانَ یَعدِلُ حَجَّتَینِ وَ عُمرَتَینِ»: وسائل الشیعة، ج ۱۰، ابواب
الاعتکاف و اللمعه‏الدمشقیه، کتاب الاعتکاف.
 



[۳۶۵]
. مسجد جامع مسجدى است که اقشار
مختلف مردم در آن شرکت مى‏کنند و اختصاص به محله یا صنف خاصى ندارد. مساجد
چهار گانه عبارت است از: مسجد الحرام، مسجد نبوى مدینه ، مسجد کوفه و مسجد
بصره.
 



[۳۶۶]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۳۶۷]
. اجوبة الاستفتاءات، س ۸۴۹.
 



[۳۶۸]
. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۲۷۶
؛ سیستانى، Sistani.org، اعتکاف ؛ صافى، جامع
الاحکام، ج ۱، س ۵۱۵ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س ۴۶۲ و دفتر: امام،
خامنه‏اى، مکارم، تبریزى، وحید و بهجت.
 



[۳۶۹]
. العروة الوثقى، شرائط
الاعتکاف، م ۲۰.
 



[۳۷۰]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۳۷۱]
. همان، کتاب الاعتکاف.
 



[۳۷۲]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۳۷۳]
. العروة الوثقى، کتاب
الاعتکاف، م ۴.
 



[۳۷۴]
. همان.
 



[۳۷۵]
. امام، نورى، مکارم و فاضل،
تعلیقات على العروة، الاعتکاف، م ۳۰ ؛ صافى، هدایه‏العباد، ج ۱، م ۱۴۱۲ ؛
بهجت، وسیله‏النجاة، ج ۱، م ۱۲۰۳ ؛ تبریزى، سیستانى و وحید، منهاج
الصالحین، الاعتکاف.
 



[۳۷۶]
. همان، م ۳۷.
 



[۳۷۷]
. العروة الوثقى، شرائط
الاعتکاف، م ۳۹.
 



[۳۷۸]
. همان، م ۴۰.
 



[۳۷۹]
. امام، تحریر الوسیلة، ج ۱،
شروط الاعتکاف، م ۹ ؛ سیستانى، تعلیقات على العروة، شرائط الاعتکاف، م ۳۰ ؛
بهجت، وسیله‏النجاة، ج ۱، م ۱۲۰۳ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۱، م ۱۴۱۲ ؛
مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۴۹۴ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۶۱۹.
 



[۳۸۰]
. وحید، منهاج الصالحین، ج ۲،
الاعتکاف، السادس و تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۱، الاعتکاف، السادس.
 



[۳۸۱]
. دفتر: نورى.
 



[۳۸۲]
. انفال ۸ ، آیه ۴۱.
 



[۳۸۳]
. البته در مورد هدایا، جوایز و
هر فایده‏اى که بدون کسب به دست مى‏آید، میان مراجع بزرگوار تقلید اختلاف
نظر است که در متن بدان اشاره شده است.
 



[۳۸۴]
. العروة الوثقى، ج ۲، م ۷۲.
 



[۳۸۵]
. خویى، سیدابوالقاسم، مستند
العروة الوثقى، کتاب الخمس، ص ۱۹۶ ؛ هاشمى شاهرودى، سیدمحمود، کتاب الخمس،
ج ۲، ص ۴۵ و مدرسى، محمدتقى، احکام الخمس، ص ۱۶.
 



[۳۸۶]
. «لا یَحِلُّ لاَِحَدٍ أن
یَشتَرى مِنَ الخُمسِ شَیئَا حَتى یَصِلَ اِلَینا حَقَّنا»: وسائل الشیعه،
ج ۶، باب ۱، ح ۴.
 



[۳۸۷]
. ر.ک: وسائل الشیعه، ابواب ما
یجب فیه الخمس و ابواب الانفال.
 



[۳۸۸]
. ناصر، مکارم شیرازى، یک صد و
هشتاد پرسش و پاسخ، ص ۴۲۳ ـ ۴۲۵ و تعلیقات على العروة، کتاب الخمس، ص ۳۹۲.
 



[۳۸۹]
. ر.ک: وسائل‏الشیعه، ج ۶،
کتاب‏الخمس، باب ۲، ح ۱۲.
 



[۳۹۰]
. ر.ک: وسائل الشیعه، ج ۶،
ابواب قسمة الخمس، باب ۱، ح ۴ و ۸.
 



[۳۹۱]
. «فَما کانَ لِلّهِ فَهُوَ
لِرَسُولِه یَضَعُهُ حَیثُ شاءَ» ؛ «آنچه خاص خدا است، براى پیامبر اسلام
است، هر جا صلاح بداند قرار مى‏دهد»: همان، ابواب الانفال، باب ۱، ح ۱۲.
 



[۳۹۲]
. در مکاتبه امام رضا
علیه‏السلام به یکى از یارانش آمده است:
«اِنَّ اِخراجَهُ خمس مِفتاحُ رِزقِکُم و تَمحیصُ
ذُنُوبِکُم» ؛ «پرداخت خمس کلید جلب روزى و وسیله آمرزش گناهان است»: همان،
ابواب الانفال، باب ۳، ح ۲.
 



[۳۹۳]
. در همان مکاتبه آمده است
«اِنَّ الخُمسَ عَونُنا عَلى دینِنا» ؛ «خمس، کمک ما در پیاده کردن دین
خداست»: همان، ابواب‏الانفال، باب ۳، ح ۲.
 



[۳۹۴]
. العروة الوثقى، ج ۲، کتاب
الخمس، م ۶۱.
 



[۳۹۵]
. هزینه‏هاى زاید بر نیاز و
شأن افراد، جزء مؤونه محسوب نمى‏شود. بنابراین اگر بیشتر از این مقوله صرف
کند ؛ به گونه‏اى که در عرف اسراف شمرده شود، باید سر سال، خمس آنها را
بپردازد.
 



[۳۹۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۵۷
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۷۵۳ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۹۹۶ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۷۶۵.
 



[۳۹۷]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۱۶۵
؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۹۷۴ ؛ مکارم، استفتاءات، ج۲، س ۵۲۷
؛فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۸۵۰ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۳۷۹ ؛ نورى،
استفتاءات، ج۲، س۳۳۲ ؛ تبریزى، صراط‏النجاة، ج ۱، س ۱۳۸۹ ؛ سیستانى،Sistani.org
، خمس ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۷۲۷ ؛ دفتر: وحید.
 



[۳۹۸]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۸۹ ؛
خامنه‏اى، اجوبة، س ۸۹۹ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۸۰۵ ؛ مکارم،
توضیح‏المسائل، م ۱۵۰۷ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ح ۱، س ۷۳۸ و ۷۴۴ ؛ وحید،
توضیح‏المسائل، م ۱۷۸۳ ؛ دفتر: سیستانى .
 



[۳۹۹]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۷۴۸ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۳۹۱ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۳۴۱ .
 



[۴۰۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۵۷
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۷۵۳ ؛ العروة الوثقى، ج ۲، م ۸۳ ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۹۹۷ ؛ دفتر: وحید.
 



[۴۰۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۵۲
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۷۴۸ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۹۹۵ و
وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۷۶۰.
 



[۴۰۲]
. العروة الوثقى، ج ۲، م ۵۹ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۷۰۸ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س۵۴۳ ؛ سیستانى،
المسائل المنتخبه، م ۵۸۸ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۲۱۳.
 



[۴۰۳]
. نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۲۷۱
؛ تبریزى، التعلیقة على منهاج الصالحین، م ۳۲ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۹۴۸ و
بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۴۰۱.
 



[۴۰۴]
. دفتر: خامنه‏اى، صافى و وحید.
 



[۴۰۵]
. ر.ک: خمس هدیه.
 



[۴۰۶]
. س ۲۳.
 



[۴۰۷]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۹۳
؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۸۱۰ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۴۰۸]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۹۳.
 



[۴۰۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۵۳
؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۸۵۰ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۷۴۹.
 



[۴۱۰]
. همان، م ۱۷۵۳.
 



[۴۱۱]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۵۳
و وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۷۶۱.
 



[۴۱۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۵۳.
 



[۴۱۳]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۲۴ ؛
تبریزى، استفتاءات، س ۸۵۶ ؛ سیستانى، sistani.org،
خمس، ش ۸ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۵۱۶ ؛ دفتر: وحید.
 



[۴۱۴]
. بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۳۹۱
.
 



[۴۱۵]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۷۴۸ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۳۳۰ .
 



[۴۱۶]
. خامنه‏اى، اجوبة، س ۹۸۷ و
۸۶۰.
 



[۴۱۷]
. صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س
۷۳۸.
 



[۴۱۸]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۵۳۳
؛ تبریزى، استفتاءات، س ۸۸۹ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۹۰۸
؛سیستانى، Sistani.org، خمس، ش ۱۰ ؛ دفتر: امام و
وحید.
 



[۴۱۹]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۶۷۷ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۳۹۱ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۳۲۸.
 



[۴۲۰]
. صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س
۷۰۶.
 



[۴۲۱]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۴۲۲]
. دفتر: بهجت.
 



[۴۲۳]
. استفتاءات، ج ۳، س ۳۳۶.
 



[۴۲۴]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۴۱ ؛
صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۷۴۰ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۹۲۲ و
۹۰۴ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۲۶۷ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۷۰۲ ؛
بهجت، توضیح‏المسائل،۱۳۷۶ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۸۸۸ و ۸۲۶ ؛ مکارم،
توضیح‏المسائل، م ۱۵۰۷.
 



[۴۲۵]
. دفتر: سیستانى.
 



[۴۲۶]
. دفتر: وحید.
 



[۴۲۷]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۲۳ ؛
نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۲۸۳ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۶۷۵ ؛ بهجت،
توضیح‏المسائل، م ۱۳۹۱ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۲۱۹ ؛ صافى،
جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۷۱۹ و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۹۰۲ و ۹۵۶.
 



[۴۲۸]
. تبریزى، استفتاءات، س ۸۰۴ ؛
دفتر: وحید.
 



[۴۲۹]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س
۵۱۴.
 



[۴۳۰]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۱۱۶
؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۶۸۷ ؛ دفتر: سیستانى.
 



[۴۳۱]
. بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۳۹۶
؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۶۸۷ و ۶۸۸ ؛ دفتر: وحید و تبریزى.
 



[۴۳۲]
. اجوبة الاستفتاءات، س ۸۹۷ و
۹۴۵.
 



[۴۳۳]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۵۲۴
و توضیح‏المسائل، م ۵۰۶ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۷۰۷.
 



[۴۳۴]
. استفتاءات، ج ۲، س ۳۴۴.
 



[۴۳۵]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۲۴ ؛
مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۵۱۶ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۸۸۰ ؛ صافى،
جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۷۴۷ ؛ سیستانى، sistani.org،
خمس، ش ۸.
 



[۴۳۶]
. بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۳۹۱
.
 



[۴۳۷]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۷۴۸ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۳۳۰ .
 



[۴۳۸]
. خامنه‏اى، اجوبة، ۸۶۰، ۹۷۸.
 



[۴۳۹]
. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۳۲۸
؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۴۴۰]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۹۸ ؛
دفتر: سیستانى، تبریزى و وحید.
 



[۴۴۱]
. بهجت، وسیله‏النجاة، م ۱۳۸۹ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۷۰۴ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۸۸۳ ؛
دفتر: نورى.
 



[۴۴۲]
. دفتر: مکارم.
 



[۴۴۳]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۹۶ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۸۳۳ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۳۱۹ ؛ بهجت،
توضیح‏المسائل، م ۱۳۷۹ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۲۵۱ ؛ نورى،
استفتاءات، ج ۲، س ۳۷۲ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۹۴۶ ؛ خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتاءات، س ۸۷۰ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۶۲۱ ؛ دفتر: وحید.
 



[۴۴۴]
. العروة الوثقى، ج ۲، کتاب
الخمس ، م۷۱.
 



[۴۴۵]
. العروة الوثقى، ج ۲، م ۸۳ ؛
توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۵۷ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۹۹۸ ؛ وحید،
توضیح‏المسائل، م ۱۷۸۳.
 



[۴۴۶]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۶۴۹ ؛ العروة الوثقى، ج ۲، م ۱ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۶۲۸ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۹۵۲.
 



[۴۴۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۸۳۴.
 



[۴۴۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۸۳۴
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۸۳۰ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۸۴۳.
 



[۴۴۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۸۳۴.
 



[۴۵۰]
. همان.
 



[۴۵۱]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۱۰۰۴ و ۱۰۰۲.
 



[۴۵۲]
. همان.
 



[۴۵۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۸۳۴
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۸۳۰ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۸۴۳ ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۱۰۰۳ و ۱۰۰۴.
 



[۴۵۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۸۳۴
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۸۳۰ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۰۲۰ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۸۴۳.
 



[۴۵۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، ۱۸۳۴ ؛
خامنه‏اى، اجوبة، س ۱۰۱۷.
 



[۴۵۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۸۳۴
؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۳۵۵ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۸۳۰ و ۱۸۳۹ ؛
وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۸۴۳ و ۱۸۵۲.
 



[۴۵۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۸۳۴.
 



[۴۵۸]
. مکارم، توضیح المسائل، م ۱۵۸۲
و دفتر: همه مراجع.
 



[۴۵۹]
. امام، تحریر الوسیله، ج ۱،
الخمس ، م ۱۱ ؛ بهجت، وسیلة النجاة، ج ۱، م ۱۴۲۰ ؛ نورى و فاضل، توضیح
المسائل مراجع، م ۱۸۳۴ ؛ خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات، س ۱۰۰۲ و ۱۰۰۴.
 



[۴۶۰]
. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۱،
م ۱۲۶۹.
 



[۴۶۱]
. سیستانى، منهاج الصالحین، ج
۱، م ۱۲۶۹ ؛ توضیح المسائل مراجع، م ۱۸۳۴.
 



[۴۶۲]
. صافى، هدایة العباد، ج ۱،
۱۶۷۴ ؛ توضیح المسائل مراجع، م ۱۸۳۴.
 



[۴۶۳]
. مکارم، توضیح المسائل مراجع،
م ۱۸۵۰.
 



[۴۶۴]
. وحید، منهاج الصالحین، ج ۲، م
۱۲۶۹.
 



[۴۶۵]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۱۳۵
؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۹۹۵ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۸۰۶ و
۸۱۴ ؛ بهجت، وسیله‏النجاة، م ۱۳۸۲ ؛ صافى، توضیح‏المسائل، م ۱۷۷۴ و
جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۶۰۸.
 



[۴۶۶]
. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۳۱۰
؛ تبریزى، التعلیقة على منهاج الصالحین، م ۱۲۱۸ ؛ مکارم، توضیح‏المسائل، م
۱۴۸۶.
 



[۴۶۷]
. سیستانى، المسائل المنتخبه، م
۵۹۳ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۷۷۳.
 



[۴۶۸]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۸۰۷ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۹۹۶ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۳۰۸
؛ دفتر: امام، تبریزى، صافى، سیستانى و وحید.
 



[۴۶۹]
. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۳۱۸
؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۴۰۰.
 



[۴۷۰]
. مکارم، توضیح المسائل، م ۱۵۶۸
؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۷۷۳ ؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۴۷۱]
. البته در آغاز سال خمسى میان
مراجع اختلاف نظر هست. ر.ک: زمان سال خمسى

 



[۴۷۲]
. العروة الوثقى، ج ۲، باب
الخمس، م ۶۷.
 



[۴۷۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۶۵
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۷۶۱ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۷۷۳.
 



[۴۷۴]
. امام، استفتاءات، ج ۱، خمس، س
۲۰۱ ؛ تبریزى، صراط النجاة، ج ۵، س ۳۷۶ ؛ دفتر: بهجت، سیستانى و نورى.
 



[۴۷۵]
. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۳۵۸
؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۷۸۹ ؛ خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات، س ۱۰۲۶ ؛
دفتر: وحید.
 



[۴۷۶]
. جامع الاحکام، ج ۱، س ۵۹۸.
 



[۴۷۷]
. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۱۷۷
؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۳۵۲ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۸۳۰ ؛
تبریزى،صراط‏النجاة، ج۲، س ۵۸۰ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۸۵۶ ؛
دفتر: سیستانى، بهجت و صافى.
 



[۴۷۸]
. استفتاءات، ج ۲، س ۵۸۰.
 



[۴۷۹]
. امام، نورى، مکارم و فاضل:
تعلیقات على العروة، ج ۲، م ۷۶ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۹۲۴ ؛ خامنه‏اى،
اجوبه‏الاستفتاءات، س ۹۸۳ ؛ وحید و سیستانى، منهاج الصالحین، م ۱۲۵۶ ؛
دفتر: صافى.
 



[۴۸۰]
. دفتر: بهجت.
 



[۴۸۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۹۵
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۱۷۹۱ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۴۰۸ ؛ خامنه‏اى،
اجوبة الاستفتاءات، س ۹۳۲، ۹۳۳ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۸۰۳.
 



[۴۸۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۷۹۵.
 



[۴۸۳]
. توضیح المسائل مراجع، م ۱۷۶۲،
وحید ؛ توضیح المسائل، م ۱۷۷۹ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۴۸۴]
. تبریزى و سیستانى، توضیح
المسائل مراجع، م ۱۷۶۲.
 



[۴۸۵]
. انسان ۷۶ ، آیه ۷.
 



[۴۸۶]
. فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۷۵.
 



[۴۸۷]
. آل عمران ۳ ، آیه ۳۶.
 



[۴۸۸]
. انسان ۷۶ ، آیه ۷.
 



[۴۸۹]
. وسائل الشیعه، ح ۲۳، باب ۶ ؛
میزان الحکمه، ح ۱۰، ص ۴۸.
 



[۴۹۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۶۴۱
؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۷۰۵ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۶۳۹ و خامنه‏اى،
استفتاء، س ۱۰۶۰ و ۱۱۰۰.
 



[۴۹۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۶۵۱
؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۷۱۵ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۶۴۹ و خامنه‏اى،
استفتاء، س ۱۰۷۲.
 



[۴۹۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۶۵۲
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۶۵۰ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۷۱۶ و خامنه‏اى،
استفتاء، س ۱۱۱۶.
 



[۴۹۳]
. امام، تحریر الوسیلة، ج ۲،
النذر، م ۱۱، ۱۲ و ۲۴ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۷۲۹ و توضیح المسائل
مراجع،۲۶۵۳ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲، النذر، م ۱۱، ۱۲ و ۲۴ ؛ سیستانى،
توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۶۴۷ و ۲۶۵۳ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۰۷۴ و دفتر:
فاضل، نورى، مکارم، وحید، بهجت.
 



[۴۹۴]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۱۰۹،
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۳۲۹ و دفتر: همه مراجع.
 



[۴۹۵]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س
۱۱۷۳ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۷۳۱ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۰۹ و
دفتر: همه مراجع.
 



[۴۹۶]
. توضیح‏المسائل، مراجع، م ۲۶۵۴
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۶۵۲.
 



[۴۹۷]
. تبریزى، منهاج‏الصالحین، ج ۲،
م ۱۵۶۴ ؛ سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج ۳، م ۷۴۶ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۱۴۹
و ۱۱۰۹ ؛ وحید، منهاج‏الصالحین، ج ۳، م ۱۵۶۴.
 



[۴۹۸]
. امام، تحریر الوسیله، ج ۲،
النذر، م ۳ و خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۰۶۷.
 



[۴۹۹]
. دفتر: بهجت.
 



[۵۰۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۶۴۶
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۶۴۴ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۷۱۰.
 



[۵۰۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۶۴۶.
 



[۵۰۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۶۴۶.
 



[۵۰۳]
. امام، استفتاءات، ج ۲، نذر، س
۱۰ و خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۰۹۳.
 



[۵۰۴]
. بهجت، توضیح‏المسائل مراجع، م
۲۶۴۴.
 



[۵۰۵]
. مکارم، توضیح‏المسائل مراجع،
م ۲۶۴۴ و تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۵۵۱.
 



[۵۰۶]
. صافى و سیستانى،
توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۶۴۴ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۷۰۸.
 



[۵۰۷]
. فاضل، توضیح‏المسائل مراجع، م
۲۶۴۴.
 



[۵۰۸]
. استفتاءات، ج ۱، س ۷۵۹.
 



[۵۰۹]
. نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۲۳۱
؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۵۸۴ ؛ دفتر: وحید، تبریزى، امام و صافى.
 



[۵۱۰]
. دفتر: خامنه‏اى، سیستانى و
بهجت.
 



[۵۱۱]
. مکارم، استفتاءات ، ج ۲، س
۴۸۲ و ۴۷۵.
 



[۵۱۲]
. لقمان ۳۱ ، آیه ۶.
 



[۵۱۳]
. ر.ک: امام خمینى، المکاسب
المحرمة، ج۱، ص۲۲۴ـ۱۹۸ ؛ حسینى، على، الموسیقى، ص۱۶و۱۷ ؛ تبریزى،استفتاءات،
س۱۰۴۶و۱۰۴۷و۱۰۴۸ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س ۹۷۴ و ۹۷۸ و ۹۷۹.
 



[۵۱۴]
. رک: لقمان ۳۱ ، آیه ۶ ؛ فرقان
(۲۵)، آیه ۷۲ ؛ مؤمنون (۲۳)، آیه ۳ ؛ حج (۲۲)، آیه ۳۰ ؛ قصص (۲۸)، آیه ۵۵.
 



[۵۱۵]
. عده‏اى از فقیهان دین در کتب
استدلالى خود و برخى از نویسندگان در نوشته‏هاى فارسى اظهار مى‏دارند که دو
تن از فقیهان شیعى فیض کاشانى و محمد باقر سبزوارى قائل به حلیت غنا هستند
؛ ولى با کمى تأمل و درنگ در کلام آنان، در خواهیم یافت که آنان نیز در اصل
حرمت غنا تردیدى ندارند و تنها در برخى ویژگى‏ها و خصوصیات با آنان اختلاف
نظر دارند. ر.ک: سیدابوالقسم، خویى، مصباح الفقاهه، ج ۱، باب الغناء ؛ امام
خمینى، المکاسب المحرمة، ج ۱، باب الغناء.
 



[۵۱۶]
. در حدیثى از نبى اکرم
صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آمده است:
«الغِناءُ رُقِیَّةُ الزِّنا» ؛ «غنا نردبان زنا است»: بحارالانوار، ج ۷۶،
باب ۹۹، الغناء.
 



[۵۱۷]
. در آیه ۶ از سوره «لقمان» یکى
از عوامل گمراهى از سبیل الهى «لهو الحدیث» دانسته شده و «لهو» آن چیزى است
که انسان را به خودش آنچنان مشغول کند که باعث غفلت و بازماندن از کارهاى
مهم‏تر شود، و در روایات اسلامى از آن به «غنا» تفسیر شده است: وسائل
الشیعه، ج ۱۲، باب ۹۹، ابواب مایکتسب به.
 



[۵۱۸]
. ر.ک: تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص
۲۴.
 



[۵۱۹]
. المکاسب المحرمه، ج ۱، باب
الغناء.
 



[۵۲۰]
. آیات عظام سیستانى، تبریزى،
وحید و مکارم، موسیقى لهوى را حرام مى‏دانند ؛ اگرچه طرب‏انگیز نباشد.
 



[۵۲۱]
. آیه‏اللّه‏ بهجت و آیه‏اللّه‏
صافى، استفاده از هر نوع آلات موسیقى را حرام مى‏دانند.
 



[۵۲۲]
. امام، استفتاءات، ج ۲، مکاسب
محرمه ، س۳۰ ؛ خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات س۱۱۶۴ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج
۱، س۹۹۲ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱ س ۵۲۴ و ۵۲۵ و ج ۲، س ۷۰۷ و ۷۱۰ ؛ تبریزى،
استفتاءات، س ۱۰۵۴ و ۱۰۶۵ و صراط النجاة، ج ۱، س ۱۰۰۵ ؛ دفتر: سیستانى،
وحید و نورى.
 



[۵۲۳]
. صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱ س
۱۰۰۳ و ۱۰۱۵ و ۱۰۱۸ ؛ دفتر: بهجت.
 



[۵۲۴]
. صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س
۱۰۰۲ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۲۷ و ۱۱۴۶ ؛ مکارم، استفتاءات، ج
۱، س ۵۲۷ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۴۳ ؛ سیستانى، Sistani.org،
موسیقى، ش ۲۶ و ۲۲ و ۵ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۵۴۸ و دفتر: بهجت، وحید،
امام، فاضل.
 



[۵۲۵]
. امام، استفتاءات، ج ۲، مکاسب
محرمه ، س ۲۷ و ۲۸ ؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۹۵ و ۹۹۹ و ۱۰۰۵ ؛
خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات، س ۱۱۴۰ ؛ نورى، توضیح المسائل، مسائل
مستحدثه.
 



[۵۲۶]
. صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س
۱۰۱۸ ؛ بهجت: دفتر.
 



[۵۲۷]
. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۴۶ و
۱۰۶۵ ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش ۵ ؛ مکارم،
استفتاءات، ج ۲،۷۰۳ و ۷۰۸ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳ م ۱۷.
 



[۵۲۸]
. امام، استفتاءات، ج ۳، سؤالات
متفرقه، س ۱۱۰ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۶۹۴ و ۶۹۸ ؛ صافى، جامع‏الاحکام،
ج ۱، س ۱۰۰۳ و ۱۰۱۷ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۳۱ و ۱۱۳۵ و ۱۱۵۵ ؛
سیستانى، Sistani.org، موسیقى، ش ۱۵ ؛ تبریزى،
استفتاءات، س ۱۰۳۹ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۹۶ ؛ دفتر: بهجت، وحید و
نورى.
 



[۵۲۹]
. امام، استفتاءات، ج ۲، مکاسب
محرمه، س ۲۵ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۵۷ ؛ بهجت، وسیله‏النجاة،
ج ۱، م ۱۴۴۹ ؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۱۰۰۳ ؛ نورى، توضیح‏المسائل،
مسائل مستحدثه ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۸ و ۱۷ ؛ فاضل،
جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۹۹ ؛ تبریزى، صراط النجاة، ج۱،۱۰۰۸ و ۱۰۲۵ ؛
سیستانى، Sistani.org، موسیقى، ش ۵ ؛ مکارم،
استفتاءات، ج ۲، س ۷۰۸.
 



[۵۳۰]
. امام، استفتاءات، ج ۲، مکاسب
محرمه، س ۲۷ و ج ۳، سؤالات متفرقه، س ۱۰۷ و تحریرالوسیله، ج ۱، مکاسب
محرمه، م ۱۳ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۰۰۵ و ۹۸۷ و ۹۸۸ و ۹۷۴ ؛ نورى،
توضیح‏المسائل، مسائل مستحدثه ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۲۷و۱۱۳۲.
 



[۵۳۱]
. صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س
۹۹۵ و ۱۰۱۸ و دفتر: بهجت.
 



[۵۳۲]
. سیستانى، منهاج الصالحین، ج
۲، م ۲۰ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۷ ؛ تبریزى، التعلیقة على منهاج
الصالحین، المکاسب المحرمه، م ۱۷ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۱۹ و ۵۲۰.
 



[۵۳۳]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۱۱۴۳ و ۱۱۵۷ و ۱۱۴۷ ؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۹۹۹ و ۱۰۰۵ ؛ مکارم،
استفتاءات، ج ۱، س ۵۲۰ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۸۸ ؛ تبریزى، صراط
النجاة، ج ۱، س ۱۰۱۴ و ج ۵، س ۱۱۴۹ ؛ دفتر: بهجت، وحید، نورى، سیستانى و
امام.
 



[۵۳۴]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۱۱۵۲ و ۱۱۵۵ ؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۹۹۹ و ۱۰۰۵ ؛ تبریزى،
استفتاءات، س ۱۰۸۳ و صراط النجاة، ج ۵، س ۱۱۴۹ ؛ دفتر: امام، بهجت، وحید،
مکارم، نورى، سیستانى و فاضل.
 



[۵۳۵]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۷۱۴
؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۱۰۰۴ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۵۱
؛ دفتر: بهجت، وحید، نورى، امام، تبریزى، سیستانى و فاضل.
 



[۵۳۶]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۵۳۷]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۷۱۹
و ج ۱، س ۵۳۷ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۱۰۱۱ و ۱۰۱۳ و ج ۲ س ۱۴۶۶ و
۱۴۷۷ و ۱۴۷۵ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۴۵ و ۱۰۷۱ و ۱۰۷۴ ؛ فاضل،
جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۴۸ و ۹۴۶ و ۹۵۰ و ج ۲، س ۹۴۷ ؛ خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتاءات، س ۱۱۴۲۷ و ۱۴۲۹ و ۱۱۵۴ و دفتر: بهجت، وحید.
 



[۵۳۸]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۶۵۹
؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۹۹۴ و ۱۰۱۸ و ۱۰۲۰ ؛ تبریزى، استفتاءات، س
۱۰۷۷ و ۱۰۵۰ و ۱۰۵۹ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۹۶ ؛ خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتاءات، س ۱۱۵۴ و ۱۱۲۷ ؛ سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج ۲، م ۲۰ ؛ نورى،
استفتاءات، ج ۱ س ۱۰۰۸ و وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۷.
 



[۵۳۹]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۱۲۱۰ و ۱۱۶۵ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۸۱۲ و ج ۱، س ۵۱۸ ؛
توضیح‏المسائل، مراجع م ۲۰۵۵ و ۲۰۶۷ و ۲۰۶۸ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۰۵۱
و ۲۰۶۲ و ۲۰۶۳ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۰۶۳ و ۲۰۷۵ و ۲۰۷۶.
 



[۵۴۰]
. امام ،استفتاءات، مکاسب
محرمه، س ۲۵ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۳۴ و دفتر: فاضل.
 



[۵۴۱]
. دفتر: بهجت، صافى،
جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۱۰۰۶ و ۱۰۰۹.
 



[۵۴۲]
. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۵۴ ؛
سیستانى، Sistani.org، موسیقى، ش ۲ و منهاج
الصالحین، ج ۲ م ۲۰ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲ س ۵۷۱ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱،
س ۵۲۵ و ۵۲۸ ؛ دفتر: وحید.
 



[۵۴۳]
. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۳۵
؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۱۰۲۳ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۳۶ و
۱۷۳۷ ؛ دفتر: سیستانى، امام، نورى، وحید و بهجت.
 



[۵۴۴]
. تبریزى، صراط النجاة، ج ۶، س
۱۴۵۶ و ۱۴۴۸ و ۱۴۴۴.
 



[۵۴۵]
. اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۳۳ و
۱۱۳۴ و ۱۱۶۶.
 



[۵۴۶]
. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س
۱۱۶۰ و ج ۲، س ۱۳۸۸ و ۷۱۹ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۱۰۱۳ و ۱۰۱۱ و ج ۲،
س۱۴۸۲ و ۱۴۵۹ و ۱۰۱۰ و ۱۴۷۵ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۷۱ و ۱۰۷۴ و ۱۰۴۵ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۴۸ و ۹۴۶ و ۹۵۰ ؛ خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتاءات، س ۱۱۶۷ و ۱۱۷۴ و ۱۰۶۴ و ۱۱۹۳ و ۱۴۲۹ و ۱۱۵۴ ؛ سیستانى،
Sistani.org، موسیقى، ش ۱۳ ؛ دفتر: امام، بهجت، وحید،
نورى.
 



[۵۴۷]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۹۲۹ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۴۰ ؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۱،
القول فى شرایط وجوبهما، م ۲ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۷۱، الرابع
؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۲۷۱، الرابع ؛ سیستانى، منهاج الصالحین،
ج ۱، م ۱۲۷۱، الرابع ؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۴۷۵ ؛ دفتر: بهجت،
نورى، مکارم.
 



[۵۴۸]
. امام، تحریرالوسیله، ج ۱، م
۱۳ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۳۴ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، متفرقه،
م ۲۰ و وسلیه‏النجاة، ج ۱، م ۱۴۴۹ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۹۷ ؛
سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج ۲، ۲۰ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۷ ؛
تبریزى، استفتاءات، ۱۰۵۷ و التعلیقة على منهاج الصالحین، المکاسب المحرمه،
م ۱۷ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۲۸ ؛ صافى، هدایه‏العباد، ج ۱، م ۱۶۹۸ و
جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۵ ؛ دفتر: نورى.
 



[۵۴۹]
. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س
۱۱۶۰ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۱۰۱۶ ؛ تبریزى، صراط النجاة، ج ۱،س ۱۰۰۴
و استفتاءات، س ۱۰۷۱ و ۱۰۷۴ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۹۳۳ و ۹۴۷ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۳۸ و ۱۱۵۸ و ۱۰۶۴ ؛ دفتر: بهجت، وحید،
امام و نورى.
 



[۵۵۰]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۵۳۸
و ۵۳۹ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۱ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۵۱ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۸۱ و ۱۱۸۰ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل،
متفرقه، م ۳۰ ؛ دفتر: امام.
 



[۵۵۱]
. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۵۱ ؛
سیستانى، Sistani.org، موسیقى ش ۵.
 



[۵۵۲]
. استفتاءات، ج ۲، س ۵۸۴.
 



[۵۵۳]
. دفتر: وحید.
 



[۵۵۴]
. مکارم، ج ۱، س ۵۳۹ و ۵۳۸ ؛
صافى، جامع‏الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۳ و ۱۵۸۱ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س
۱۱۸۱ ؛ بهجت ،توضیح‏المسائل، متفرقه م ۳۰ و فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۷۳۶ و ۱۷۳۵.
 



[۵۵۵]
. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۳۷ و
صراط‏النجاة، ج ۱، س ۱۰۲۰ ؛ سیستانى، Sistani.org،
کف زدن ش ۳ و ۴.
 



[۵۵۶]
. استفتاءات، ج ۲، س ۵۴۸.
 



[۵۵۷]
. دفتر: وحید.
 



[۵۵۸]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س ۱۱۶۸ ؛ دفتر: امام.
 



[۵۵۹]
. دفتر: بهجت.
 



[۵۶۰]
. استفتاءات، س ۱۰۴۲.
 



[۵۶۱]
. سیستانى، Sistani.org،
رقص ش ۷ ؛ دفتر: وحید.
 



[۵۶۲]
. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۳۴
و ۵۳۵ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۰ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۷۳۶ و ۱۷۳۸ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲ س ۵۷۴.
 



[۵۶۳]
. تبریزى، استفتاءات، س ۱۰۴۲ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۷۴ و ۱۱۷۱ ؛ امام، استفتاءات، ج ۲، س ۳۵
و ۲۵ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۵۷۴ و توضیح‏المسائل، مسائل مستحدثه ؛
مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۵۳۴ و ۵۳۵ و ۵۲۰ ؛ دفتر: وحید ؛ صافى، جامع
الاحکام، ج ۲، س ۱۵۸۰ و ۱۵۸۵ ؛ فاضل، ج ۱، س ۱۷۳۷ و ۹۸۹ ؛ سیستانى،
Sistani.org، رقص، ش ۲.
 



[۵۶۴]
. دفتر: بهجت.
 



[۵۶۵]
. مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۲۱
؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۶۹ ؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۵۶۶]
. صافى، جامع‏الاحکام، ج۲،
س۱۶۷۱ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۲۴ ؛ مکارم، استفتاءات، ج۲، س ۷۰۹ و
ج ۱، س ۵۲۶ ؛ دفتر: بهجت، امام و وحید.
 



[۵۶۷]
. تبریزى، استفتاءات، س۱۰۵۸ و
۱۰۴۹ و ۱۰۷۵ ؛ سیستانى، Sistani.org، غناء ، ش۶ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۱۴۵ ؛ نورى، استفتاءات، ج۱، س۴۴۴ و ج۲،
س۵۴۲ و ۵۴۴ و ۵۴۹.
 



[۵۶۸]
. امام، استفتاءات، ج۳، نظر ،
س۶۴ ؛ تبریزى، استفتاءات، س۱۰۵۸ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س۱۱۴۵ ؛
نورى، استفتاءات، ج۲، س۵۴۴ و ۵۴۵ و ۵۴۹ ؛ سیستانى، Sistani.org،غناء
، س۶ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س۱۷۲۲ و ۹۷۷ و دفتر: امام، سیستانى و وحید.
 



[۵۶۹]
. مکارم، استفتاءات، ج۱، س۵۲۲ ؛
صافى، جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۶۷۴ و ۱۶۷۵ و دفتر: بهجت.
 



[۵۷۰]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج۱ س۲۱۸۲
؛ صافى، جامع الاحکام، ج۲، س۱۶۸۱ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س۱۱۴۵ ؛
نورى، استفتاءات، ج۲، س۵۴۵ ؛ امام، استفتاءات، ج۳، احکام نظر ، ۵۷ و ۶۵ ؛
تبریزى، استفتاءات، س۱۰۵۸ ؛ دفتر: وحید، بهجت و سیستانى.
 



[۵۷۱]
. مکارم، استفتاءات، ج۲، س۷۶۴ و
ج۱، س۷۸۵ و دفتر استفتاءات.
 



[۵۷۲]
. نور ۲۴ ، آیه ۳۱.
 



[۵۷۳]
. مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص
۲۱.
 



[۵۷۴]
. باید توجه داشت که هر چند سال
نزول آیات حجاب و پوشش، در کتب تفسیر و تاریخ ثبت نشده است ؛ ولى با توجه
به اینکه از یک سو این آیات در سورهاى احزاب و نور آمده و سوره احزاب از
نظر ترتیب نزول پیش از سوره نور و بعد از سوره آل عمران قرار دارد و از سوى
دیگر طبق نقل تفسیر نمونه سوره آل عمران در بین سالهاى دوم و سوم نازل
گردیده است، مى‏توان به خوبى حدس زد که سوره احزاب در سال‏هاى چهارم و پنجم
نازل گردیده است. بنابر این آیه حجاب در این سال‏ها تشریع گردیده است.
محتواى این سوره نیز مؤید این مسأله مى‏باشد .
 



[۵۷۵]
. نور ۲۴ ، آیه ۳۱ و احزاب
(۳۳)، آیه ۵۹ و ۳۳.
 



[۵۷۶]
. نور ۲۴ ، آیه ۳۱ و احزاب
(۳۳)، آیه ۵۹.
 



[۵۷۷]
. «صِیانَةُ المَرأَةِ اَنعَمُ
لِحالِها وَ اَدوَمُ لِجَمالِها»: مستدرک الوسائل، ج ۱۴، باب ۷۰.
 



[۵۷۸]
. احزاب ۳۳ ، آیه ۵۹.
 



[۵۷۹]
. امام، استفتاءات، ج۳، احکام
حجاب ، س۲۷ ؛ سیستانى، Sistani.org، حجاب ، س۵ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س۱۷۰۸ ؛ مکارم، استفتاءات، ج۲، س ۱۵۳ و ۱۰۲۳ ؛
نورى، استفتاءات، ج۲، س۶۷۹ ؛ تبریزى، صراط‏النجاة، ج۱، س۹۰۷ ؛ صافى،
جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۶۹۴ و ۱۷۲۹ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۶۱۸ و ۵۵۹ و دفتر:
وحید و بهجت.
 



[۵۸۰]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۳۵،
وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۴ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۳۱.
 



[۵۸۱]
. بهجت، توضیح‏المسائل، م۱۹۳۷.
 



[۵۸۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۳۵.
 



[۵۸۳]
. سیستانى، Sistani.org،
حجاب ، س۳ ؛ تبریزى، صراط‏النجاة، ج۱، س۸۷۸ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱،
س۱۷۰۶ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۶۹۶ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س۴۳۸ ؛ دفتر: امام، بهجت، نورى، وحید.
 



[۵۸۴]
. دفتر: مکارم.
 



[۵۸۵]
. تبریزى، صراط‏النجاة، ج ۵، س
۱۲۷۵ و استفتاءات، س ۱۶۱۴.
 



[۵۸۶]
. مکارم، استفتاءات، ج۱، س۸۳۴ و
تعلیقات على‏العروة، النکاح، م۵۱ ؛ امام، استفتاءات، ج۳، احکام حجاب ، س۱۴
؛ فاضل، تعلیقات على‏العروة، ج۲، النکاح، م۵۱ ؛ تبریزى، استفتاءات، س۱۵۹۱ و
صراط‏النجاة، ج۱، س۱۴۸۷ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۵۵۱ و دفتر: سیستانى.
 



[۵۸۷]
. نورى، استفتاءات، ج۱، س۴۸۳.
 



[۵۸۸]
. دفتر: وحید.
 



[۵۸۹]
. صافى، جامع‏الاحکام، ج۲،
س۱۷۲۲ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م۱۹۳۳ و ۱۹۳۷.
 



[۵۹۰]
. مکارم، استفتاءات، ج۲، س۱۰۱۹
؛ امام، تعلیقات على‏العروة، النکاح، م۵۱ و استفتاءات، ج۳، احکام حجاب ،
س۳۰ و ۲۹ ؛ فاضل و نورى، تعلیقات على‏العروة، النکاح، م۵۱ ؛ سیستانى،
منهاج‏الصالحین، ج۳، النکاح، م۱۸.
 



[۵۹۱]
. تبریزى، صراط‏النجاة، ج۵،
س۱۲۶۲ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م۲۴۴۴ ؛ دفتر: بهجت.
 



[۵۹۲]
. دفتر: صافى.
 



[۵۹۳]
. مکارم، استفتاءات، ج۱،س۷۹۷ ؛
تبریزى، استفتاءات، س۱۶۱۶ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۶۶۷ و ۶۲۱ ؛ نورى،
استفتاءات، ج۱، س۱۰۳۳ ؛ دفتر: وحید، صافى، بهجت، امام، فاضل و سیستانى.
 



[۵۹۴]
. امام، تعلیقات على‏العروة،
الستر ، م۱ و استفتاءات، ج۳، (احکام حجاب)، س ۳۶ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س
۵۴۳ ؛ فاضل، توضیح‏المسائل، م۷۹۶ و جامع‏المسائل، ج۱، ۱۷۰۷ ؛ دفتر: صافى،
بهجت و وحید.
 



[۵۹۵]
. تبریزى، صراط‏النجاة، ج۱،
س۸۸۲ و ۸۸۳ و ۸۸۴.
 



[۵۹۶]
. سیستانى، تعلیقات على‏العروة،
الستر ، م۱.
 



[۵۹۷]
. مکارم، استفتاءات، ج۱، س۸۰۱ و
توضیح‏المسائل، م۷۲۹ ؛ ؛ نورى، استفتاءات، ج۲، س۶۶۹ و ج۱، س۵۴۲.
 



[۵۹۸]
. دفتر: امام و استفتاءات، ج ۳،
احکام حجاب ، س۳۴.
 



[۵۹۹]
. صافى، جامع‏الاحکام، ج۲،
س۱۶۸۳ و دفتر: بهجت و صافى.
 



[۶۰۰]
. تبریزى، صراط‏النجاة، ج ۱، س
۸۸۲ و ۸۸۳ و ج ۵، س ۱۲۳۸.
 



[۶۰۱]
. سیستانى، Sistani.org،
زینت ؛ مکارم، استفتاءات، ج۲، س۱۰۳۴ و ۱۵۱ و ج۱، س۸۰۲ و نورى، استفتاءات،
ج۱، س۴۹۱ و ۵۴۲ و ۵۰۰.
 



[۶۰۲]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۴۷۷ و
۵۶۴ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س۱۷۰۷ و دفتر: وحید.
 



[۶۰۳]
. امام، استفتاءات، ج۳، نظر ،
س۵۲ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م۱۹۳۶ ؛ مکارم، استفتاءات، ج۱، س۸۱۹ ؛ تبریزى،
استفتاءات، ۱۶۲۲ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج۲، ص۱۶۷۳ ؛ نورى، استفتاءات، ج۲،
س۶۵۶ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، ۱۷۱۸ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س۱۱۴۵
؛ العروة الوثقى، ج۲، النکاح م۳ ؛ سیستانى، Sistani.org،
اینترنت ، س۲۰ و ۱۹ ؛ دفتر: وحید.
 



[۶۰۴]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۷۸۲ و
دفتر: همه مراجع.
 



[۶۰۵]
. سیستانى، Sistani.org،
اینترنت ؛ تبریزى، tabrizi.org، اینترنت ؛ دفتر:
همه مراجع.
 



[۶۰۶]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۶۰۷]
. همه، العروة الوثقى، ج۲،
النکاح، م۴۹ ؛ تبریزى، استفتاءات، س۱۵۹۲ و ۱۵۹۴ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۶۴۶
؛مکارم، استفتاءات، ج۱، س۸۱۳ و ۸۰۵ ؛ امام، استفتاءات، ج۳، وظایف اجتماعى
زنان ، س۱۹ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۶۵۶ و ۱۶۵۸ ؛ دفتر: سیستانى، بهجت،
وحید، فاضل و نورى.
 



[۶۰۸]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۶۰۹]
. العروة الوثقى، ج۲، النکاح،
م۳۹ و ۴۱.
 



[۶۱۰]
. همان، م۳۱ و ۳۹ ؛ فاضل،
جامع‏المسائل، ج۱، س۱۷۲۰ و خامنه‏اى، استفتاء، س ۷۸۲.
 



[۶۱۱]
. صافى، جامع‏الاحکام، ج۲،
س۱۶۷۰ ؛ سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج۳، النکاح، م۲۹ ؛ نورى، مکارم و امام،
تعلیقات على‏العروة، النکاح، م۳۹ ؛ دفتر: وحید، تبریزى، بهجت و خامنه‏اى و
فاضل.
 



[۶۱۲]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۷۷۹ و
۶۵۱ و دفتر: همه مراجع.
 



[۶۱۳]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۴۵
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۱ و خامنه‏اى، استفتاء، س ۶۳۹ و ۶۲۷.
 



[۶۱۴]
. همان، م ۲۴۴۵ و وحید،
توضیح‏المسائل، م ۲۵۹۰.
 



[۶۱۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۴۵.
 



[۶۱۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۴۵.
 



[۶۱۷]
. همان، م ۲۴۴۵.
 



[۶۱۸]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۶۴۵ و
۱۵۸۶ ؛ مکارم، استفتاءات، ج۱، س۱۶۶۵ ؛ نورى، استفتاءات، ج۱، س۱۰۳۱ ؛
تبریزى، صراط‏النجاة، ج۲، س۱۱۵۲ ؛ العروه‏الوثقى، ج۲، النکاح، م۴۷ ؛ دفتر:
وحید، بهجت، فاضل، سیستانى و صافى.
 



[۶۱۹]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۵۱۵ و
۴۷۹ ؛ تبریزى، استفتاءات، س۱۶۰۶ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۵۵ ؛ مکارم،
استفتاءات، ج۱، س۸۱۸ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۶۶۰ ؛ فاضل،
جامع‏المسائل، ج۱، س۱۷۱۷ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م۱۹۳۴ ؛ سیستانى،
منهاج‏الصالحین، ج۲، النکاح، م۱۶ ؛ امام، تحریرالوسیله، ج۲، النکاح، م۲۰ ؛
دفتر: وحید.
 



[۶۲۰]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س۱۱۹۶ ؛ سیستانى، Sistani.org، متفرقات، س۷ ؛ دفتر:
همه مراجع.
 



[۶۲۱]
. امام، استفتاءات، ج۳، سوالات
متفرقه، س۱۲۷ ؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۶۲۲]
. نور ۲۴ ، آیه ۳۰.
 



[۶۲۳]
. همان، آیه ۳۱.
 



[۶۲۴]
. «النَّظَرُ سَهمٌ مِن سهامِ
اِبلیس مَسمُومٌ وَ کَم مِن نَظرَةٍ اَورَثَت حَسرةٌ طَویلَةٌ»: بحار، ج
۱۰۱/۴۰.
 



[۶۲۵]
. از نظر برخى مراجع آیات عظام
بهجت و مکارم شیرازى .
 



[۶۲۶]
. جاهایى که به طور معمول
نمى‏پوشانند مانند موها، گردن و دست‏ها .
 



[۶۲۷]
. به جز جاهایى که به طور معمول
مى‏پوشانند.
 



[۶۲۸]
. با استفاده از منابعى که در
عنوان «نگاه خواستگارى» آمده است.
 



[۶۲۹]
. مکارم، تعلیقات على العروة، م
۲۶، و استفتاءات، ج۱، س ۸۱۶ ؛ فاضل، تعلیقات على العروة، ج ۲، النکاح، م ۲۶
؛ صافى، هدایة العباد، ج۲النکاح، م۲۸ ؛ امام، تحریرالوسیله، ج۲ النکاح م۲۸
؛ سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج۲، النکاح، م۲۸ ؛ تبریزى، صراط النجاة، ج ۶، م
۹۴۸ ؛ دفتر: وحید.
 



[۶۳۰]
. توضیح‏المسائل، مراجع م، ۲۴۳۳
؛ العروة الوثقى، ج ۲، النکاح، م ۲۶ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۲ ؛ نورى،
توضیح‏المسائل، م ۲۴۲۹ و خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۴۰۲.
 



[۶۳۱]
. امام، تحریرالوسیله، ج ۲،
النکاح، م ۲۸ ؛ فاضل، تعلیقات على‏العروة، ج۲، النکاح، م۲۶ و خامنه‏اى،
استفتاء، س ۵۲۵.
 



[۶۳۲]
. مکارم، تعلیقات على العروة،
النکاح، م ۲۶ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۲۸ ؛ تبریزى،
استفتاءات، س ۱۵۸۰ ؛ النکاح، م ۲۸ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۹۴۴.
 



[۶۳۳]
. صافى، هدایة العباد، ج ۲.
 



[۶۳۴]
. نورى، تعلیقات على العروة،
النکاح، م ۲۶.
 



[۶۳۵]
. ر.ک: امام، استفتاءات، ج۳،
احکام حجاب ، س۲۷ ؛ سیستانى، Sistani.org، حجاب ،
س۵ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س۱۷۰۸ ؛ مکارم، استفتاءات، ج۲، س ۱۵۳ و ۱۰۲۳
؛ نورى، استفتاءات، ج۲، س۶۷۹ ؛ تبریزى، صراط‏النجاة، ج۱، س۹۰۷ ؛ صافى،
جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۶۹۴ و ۱۷۲۹ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۶۱۸ و ۵۵۹ ؛ العروة
الوثقى، ج ۱، م ۱۶ و دفتر: وحید و بهجت.
 



[۶۳۶]
. مکارم، استفتاءات، ج۱، س ۷۹۹
؛ تبریزى، صراط‏النجاة، ج ۵، س۱۲۷۴ ؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۶۳۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۳۳
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۲۹ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۲ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۶۳۸]
. صافى، توضیح‏المسائل مراجع، م
۲۴۳۳، جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۷۰۰ و هدایة العباد، ج ۲، النکاح م ۱۸.
 



[۶۳۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م۲۴۳۳،
۲۴۳۶ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م۲۴۲۹ و ۲۴۳۲ ؛ العروه‏الوثقى، ج ۱ الستر
 م ۲ و (احکام‏التخلى) م ۸ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م۲۴۴۲ و
۲۴۴۵ و خامنه‏اى، استفتاء، س ۴۸۱.
 



[۶۴۰]
. صافى، جامع‏الاحکام، ج ۲، س
۱۷۱۲، امام، استفتاءات، ج ۳، نظر ، س ۶ و ۳۹ و خامنه‏اى، استفتاء، س ۴۸۷.
 



[۶۴۱]
. بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۹۳۳.
 



[۶۴۲]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، م
۱۰۴۳ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۹۱ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۲ ؛ دفتر:
فاضل و سیستانى.
 



[۶۴۳]
. امام، توضیح‏المسائل مراجع،
م۲۴۳۳ و تحریرالوسیله، ج۲، النکاح، م۲۵ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳،
النکاح م ۲۳.
 



[۶۴۴]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۳۳.
 



[۶۴۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م۲۴۳۳ ؛
تبریزى، التعلیقه على منهاج‏الصالحین، م۱۲۳۲، و صراط‏النجاة، ج۱، س۸۹۲ ؛
دفتر: وحید.
 



[۶۴۶]
. همان، م ۲۴۳۳ ؛ نورى،
توضیح‏المسائل، م ۲۴۲۹.
 



[۶۴۷]
. تبریزى، صراط‏النجاة، ج ۱، س
۸۸۹ ؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۶۴۸]
. دفتر: سیستانى.
 



[۶۴۹]
. نورى، توضیح‏المسائل م ۲۴۳۵ ؛
امام، سیستانى، وحید، مکارم، توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۳۹ ؛ وحید،
توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۸ ؛ تبریزى ؛ صراط‏النجاة، ج۲، س۱۱۵۸.
 



[۶۵۰]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۷۲۸ و ۱۷۳۲ و دفتر: بهجت.
 



[۶۵۱]
. صافى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۸
و خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۴۲۷ و ۴۸۳.
 



[۶۵۲]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س۱۱۹۴ و ۱۲۰۶ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س۱۷۲۶ و ۱۷۲۷ ؛ بهجت،
توضیح‏المسائل، متفرقه ، م۲، مکارم، استفتاءات، ج۱، س۷۷۵ و ۷۷۲ ؛ نورى،
استفتاءات، ج۱، س ۴۵۰ و ۴۵۲ ؛ امام، استفتاءات، ج۳، (نظر)، س ۱۵ و ۱۹ ؛
سیستانى، Sistani.org، فیلم ، س۸ ؛ تبریزى،
استفتاءات، س۱۰۸۱ و ۱۶۰۳ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۷۰۸ و ۱۷۱۹ ؛ دفتر:
وحید.
 



[۶۵۳]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س۱۲۰۳ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۳۲۹ ؛ نورى، استفتاءات، ج۲، س۵۵۴ ؛
سیستانى، Sistani.org، فیلم ، س۳ ؛ دفتر: وحید،
بهجت، امام، فاضل، مکارم.
 



[۶۵۴]
. تبریزى، صراط‏النجاة، ج۵،
س۱۱۲۹ و ج۱، س۸۹۴ و ۸۹۵.
 



[۶۵۵]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س۱۱۹۲ ؛ تبریزى، صراط‏النجاة، ج۵، س۱۱۲۹ ؛ سیستانى، Sistani.org،تصویر
، س ۴ ؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۶۵۶]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س۱۱۸۷ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۷۱۷ و ۱۶۰۵ ؛ فاضل، جامع المسائل، ج۱،
س۱۷۲۹ و ۱۷۳۱ ؛ مکارم، استفتاءات، ج۱، س۷۷۸ و ۷۸۲ ؛ دفتر: امام، بهجت، وحید
و نورى .
 



[۶۵۷]
. تبریزى، استفتاءات، س۱۶۰۳ و
۱۶۰۵ و صراط‏النجاة، ج ۵، س ۱۱۲۹.
 



[۶۵۸]
. سیستانى، Sistani.org،
فیلم ، س۴.
 



[۶۵۹]
. امام، تعلیقات على‏العروة،
احکام التخلى ، م۲ ؛ مکارم، استفتاءات، ج۲، س۱۰۳۳ و تعلیقات على‏العروة،
(احکام التخلى)، م۲ ؛ صافى، جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۷۰۷ ؛ نورى، التعلیقات
على‏العروة، (احکام التخلى)، م۲ ؛ دفتر: بهجت ؛ سیستانى، تعلیقات
على‏العروة، (احکام التخلى)، م۲ و Sistani.org،
تصویر ، س۱ و ۲ ؛ تبریزى، صراط‏النجاة، ج۳، س ۷۷۸ ؛ خامنه‏اى، اجوبة
الاستفتاءات، س۱۳۱۴ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س۱۷۳۱ و تعلیقات على‏العروة،
ج۱، (احکام التخلى)، م۲ ؛ دفتر: وحید.
 



[۶۶۰]
. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،
س۱۲۰۱ ؛ دفتر: امام، فاضل، مکارم.
 



[۶۶۱]
. دفتر: بهجت، صافى، وحید.
 



[۶۶۲]
. دفتر: سیستانى.
 



[۶۶۳]
. امام، استفتاءات، ج۳، نظر ،
س۲۵ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م۲۴۴۸ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س۱۱۸۲ ؛
نورى، استفتاءات، ج۱، س۴۵۸ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س۱۷۳۲ ؛ تبریزى،
استفتاءات، س۱۵۸۸، صافى، جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۷۱۹، و توضیح‏المسائل مراجع،
م۲۴۳۹ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، (متفرقه)، م۲ ؛ مکارم، استفتاءات، ج۲، س۱۰۴۴
؛ سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج۲، النکاح، م۲۳.
 



[۶۶۴]
. مکارم، استفتاءات، ج ۱ س ۷۹۸
و ۸۳۸ ؛ امام، استفتاءات، ج۳، احکام حجاب ، س۱۵ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱،
س۱۷۳۲ و ۱۷۳۰ ؛ دفتر: بهجت، وحید، خامنه‏اى، صافى، سیستانى، تبریزى و نورى.
 



[۶۶۵]
. امام، استفتاءات، ج۳، س ۶ و
۳۹ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۲ ؛ مکارم، تعلیقات على‏العروة، النکاح م۵۱
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۲ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۴۸۲ و دفتر: فاضل.
 



[۶۶۶]
. بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۹۳۳
و دفتر استفتاءات.
 



[۶۶۷]
. دفتر: سیستانى و تبریزى.
 



[۶۶۸]
. نورى، استفتاءات، ج۱، س۴۵۸ ؛
امام، استفتاءات، ج۳، نظر ، س۱۲ و دفتر: سیستانى، وحید.
 



[۶۶۹]
. صافى، جامع‏الاحکام، ج۲،
س۱۶۰۷ و ۱۶۲۲ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، متفرقه، م ۲ و دفتر: مکارم.
 



[۶۷۰]
. صراط‏النجاة، ج۲، س۸۹۷ و ج۱،
س۱۴۸۷.
 



[۶۷۱]
. اجوبة الاستفتاءات، س۱۱۸۹.
 



[۶۷۲]
. نور ۲۴ ، آیه ۳۲.
 



[۶۷۳]
. رسول خدا
صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «ما
بُنِىَ بِناءٌ فِى الاسلامِ اَحَبُّ اِلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ
التَّزویجِ» ؛ «هیچ بنایى در اسلام محبوب‏تر از ازدواج نزد خداوند بنا نشده
است»: وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳.
 



[۶۷۴]
. «مَن تَزَوَّجَ فَقَد اَحرَزَ
نِصفَ دِینَه»: وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵.
 



[۶۷۵]
. البته برخى از مراجع تقلید
آیات عظام: مکارم، وحید و تبریزى معتقدند: اگر مدت عقد موقت از عمر طبیعى
زن و شوهر یا یکى از آن دو بیشتر باشد، احتیاط واجب آن است که احکام عقد
دائم را بر آن جارى سازند و آیه‏اللّه‏ سیستانى مى‏فرماید: این عقد موقت
باطل است و به عقد دائم تبدیل نمى‏شود. ر.ک: سیستانى، وحید و تبریزى،
منهاج‏الصالحین، فى عقد المتعة و مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۰۸.
 



[۶۷۶]
. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۵۶ ؛
دفتر: همه مراجع.
 



[۶۷۷]
. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام
ازدواج، س ۹ ؛ تبریزى، صراط النجاة، ج ۵، س ۵۱۳ ؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۶۷۸]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س۹۷۰
و ۹۷ ؛ نورى، استفتاءات، ج۲، س۵۳۲ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س۴۴۷ ؛
امام، استفتاءات، ج۲، کسب‏هاى حرام ، س۱۴ و ۱۳ ؛ صافى، هدایه‏العباد، ج۱،
۱۶۸۹ ؛ تبریزى، منهاج‏الصالحین، (المکاسب المحرمه)، م۸ ؛ بهجت،
وسیله‏النجاة، ج۱، م۱۴۴۱ و ۱۴۴۲.
 



[۶۷۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م۸۳۲ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م۸۳۳ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س۴۴۴ ؛ وحید،
توضیح‏المسائل، م۸۳۸.
 



[۶۸۰]
. تبریزى، استفتاءات، س۲۱۹۴ ؛
نورى، استفتاءات، ج۲، س۵۱۷ ؛ امام، استفتاءات، ج۱، لباس نمازگزار ، س۵۲ ؛
سیستانى، Sistani.org، (زینت)، س۲ ؛ صافى،
جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۷۳۷ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س۴۴۳ ؛ مکارم،
استفتاءات، ج۱، س۸۱۱ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج۱، س۹۶۹ ؛ دفتر: بهجت، وحید.
 



[۶۸۱]
. مکارم، استفتاءات، ج۱، س۸۱۱ ؛
تبریزى، استفتاءات، س۲۱۹۳ ؛ امام، استفتاءات، ج۱، س۵۰ لباس نمازگزار ؛
سیستانى، Sistani.org، زینت، س۳۳ ؛ فاضل،
جامع‏المسائل، ج۱، س۹۶۹ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س۴۴۳ ؛ صافى،
جامع‏الاحکام، ج۲، س۱۷۳۹ ؛ دفتر: وحید، بهجت، نورى.
 



[۶۸۲]
. تبریزى، صراط النجاة، ج ۵، س
۵۲۱ ؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۶۸۳]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س
۱۰۹۵ و دفتر: همه مراجع.
 



[۶۸۴]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س
۱۰۱۲ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۴ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، عقد
المتعة و م ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۳۳ و ۹۲ ؛
تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، عقد المتعة و م ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ ؛ امام، تحریر
الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۵ و النسب، م ۲ ؛ صافى، هدایة العباد، ج
۲، النکاح المنقطع، م ۵ و النسب، م ۲ و دفتر: خامنه‏اى، بهجت و فاضل.
 



[۶۸۵]
. امام، بهجت، صافى و نورى،
توضیح‏المسائل مراجع، احکام نکاح ؛ فاضل و جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۵۴۴ و
نورى، توضیح‏المسائل، احکام نکاح.
 



[۶۸۶]
. سیستانى، توضیح‏المسائل
مراجع، احکام نکاح.
 



[۶۸۷]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س
۱۰۰۸ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، عقدالمتعه ؛ و تبریزى، منهاج
الصالحین،۲، عقدالمتعه.
 



[۶۸۸]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۴۰ ؛
وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، ۱۳۱۱ ؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۱۱ ؛
سیستانى، منهاج الصالحین، ج۳، م ۲۴۹ ؛ امام، تحریر الوسیلة، ج۲، النکاح
المنقطع، م ۱۱ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱ ؛ نورى،
استفتاءات، ج ۲، س ۶۹۴ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س ۱۲۵۵ ؛ دفتر: بهجت و
مکارم.
 



[۶۸۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۰
؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۳۴ و خامنه‏اى، استفتاء، س ۴۰.
 



[۶۹۰]
. بهجت، توضیح‏المسائل مراجع، م
۲۳۷۰.
 



[۶۹۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۰
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۳۶۶.
 



[۶۹۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۱
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۳۶۷ و وحید، توضیح‏المسائل، م۲۴۳۵.
 



[۶۹۳]
. سیستانى، منهاج الصالحین، ج
۲، م ۳۶ و ۳۷ ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۲ ؛ وحید، توضیح‏المسائل،۲۴۳۶ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۳۶۸.
 



[۶۹۴]
. بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۸۸۴.
 



[۶۹۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۰
؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۳۴ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۳۶۶.
 



[۶۹۶]
. بهجت، توضیح‏المسائل مراجع، م
۲۳۷۰.
 



[۶۹۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۰.
 



[۶۹۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۶۸
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۳۶۴ و وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۳۲ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۶۹۹]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۷۰۰]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۷۰۱]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۶۷
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۳۶۳ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۳۱ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۷۰۲]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۰
؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۳۴ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م۲۳۶۶ ؛ صافى، جامع
الاحکام، ج۲، س ۱۲۶۷ و ۱۲۶۸ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۴۴ و ۱۴۴۵ ؛
خامنه‏اى، استفتاء،۷۰.
 



[۷۰۳]
. امام، نورى، و فاضل، تعلیقات
على العروة، باب العقد و احکامه، م ۱۰ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۸۹۸ ؛
تبریزى،صراط النجاة، ج ۱، س ۸۴۴ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۳۰ ؛ صافى، جامع
الاحکام، ج ۲، م ۱۲۵۸ ؛ دفتر: وحید، بهجت و سیستانى.
 



[۷۰۴]
. تبریزى، صراط النجاة، ج ۱، س
۱۴۷۹ ؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۲۴۹ ؛ امام، نورى، فاضل و مکارم،
التعلیقات على العروة، باب العقد و احکامه، م ۱ ؛ دفتر: سیستانى، بهجت،
وحید و خامنه‏اى.
 



[۷۰۵]
. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳،
۱۲۲۹ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۸۸۷ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲،
النکاح، م ۳ ؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۲۹ ؛ امام، نورى، مکارم و
فاضل، التعلیقة على العروة، النکاح، م ۵، صافى، هدایة العباد ، ج ۲،
النکاح، م ۵ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۲۲.
 



[۷۰۶]
. امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء
العقد، س ۴ و ۲۷ ؛ تبریزى، استفتاءات، ص ۱۵۴۷ و ۱۵۱۲ و ۱۵۵۶ ؛ سیستانى،
منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۷۰ ؛ مکارم، تعلیقات على العروة، اولیاء
العقد، م ۲ ؛ دفتر: نورى.
 



[۷۰۷]
. بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۸۹۱
؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۳۸ و تعلیقات على العروة، ج ۲، النکاح، فصل
فى اولیاء العقد، م ۱.
 



[۷۰۸]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۷۹۸ ؛
وحید، منهاج‏الصالحین، ج ۳، م ۱۲۳۷ و دفتر: صافى.
 



[۷۰۹]
. امام، تعلیقات على العروة،
اولیاء العقد، م ۱ و استفتاءات، ج ۳، اولیاء العقد، س ۳ ؛ سیستانى، منهاج
الصالحین، ج ۲، اولیاء العقد، م ۶۹ ؛ مکارم و فاضل، تعلیقات على العروة،
اولیاء العقد، م ۱ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۸۹۱ ؛ صافى، هدایة العباد، ج
۲، اولیاء العقد م ۲، تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۱۱ و منهاج الصالحین، ج ۲، م
۱۲۳۷ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۳۷ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۶۲۷ و
توضیح‏المسائل، م ۲۳۷۲.
 



[۷۱۰]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۸۶ ؛
امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاى عقد، س ۱۰ ؛ سیستانى، Sistani.org،
عقد موقت، ش ۱۶ ؛ منهاج الصالحین، کتاب النکاح، اولیاء العقد، م ۶۷ ؛ صافى،
جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۱۱ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۶۱ ؛ تبریزى،
استفتاءات، س ۱۴۷۹ ؛ فاضل و بهجت، توضیح‏المسائل مراجع، م ۳۸۵ ؛ دفتر:
نورى.
 



[۷۱۱]
. امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء
العقد، س ۳ ؛ سیستانى، تعلیقات على العروة، التقلید م ۵۵ و توضیح‏المسائل
مراجع، م ۲۳۷۶ ؛ تبریزى، صراط النجاة، ج ۱، س ۱۴۶۷ و منهاج الصالحین، ج ۲،
م ۱۲۳۷ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۶۹۴ و تعلیقات على العروة، التقلید، م
۵۵ ؛ فاضل، تعلیقات على العروة، التقلید، م ۵۵ و توضیح المسائل مراجع، م
۲۳۷۶ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۸۹۱ و وسیله‏النجاة، ج ۱، م ۳۵ ؛ صافى،
هدایة العباد، ج ۱، التقلید، م ۳۶ و توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۶ ؛ دفتر:
وحید ؛ نورى، تعلیقات على العروة التقلید، م ۵۵.
 



[۷۱۲]
. تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۵۷ و
صراط النجاة، ج ۱، س ۸۲۶ ؛ سیستانى، Sistani.org،
موقت، س ۳۳ ؛ امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء العقد، س ۱۹ ؛ خامنه‏اى،
استفتاء، س ۸۷ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۱۷ ؛ دفتر: بهجت، فاضل، وحید،
صافى و نورى.
 



[۷۱۳]
. امام، فاضل، نورى و مکارم،
تعلیقات على العروة، اولیاء العقد، م ۲ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م
۱۲۳۷ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، اولیاء العقد، م ۷۰ ؛ تبریزى، منهاج
الصالحین، اولیاء العقد، م ۱۲۳۷ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۸۴ ؛ بهجت،
توضیح‏المسائل، م ۱۸۹۱ ؛ دفتر: صافى.
 



[۷۱۴]
. امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء
العقد، س ۲۷ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۷۰ ؛ نورى،
توضیح‏المسائل، م ۲۳۷۲ و ۲۳۷۳..
 



[۷۱۵]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۷۹۸ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۳۸ ؛ مکارم، تعلیقات على العروة، اولیاء
العقد، م ۲، وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۳۷ ؛ تبریزى، منهاج الصالحین،
اولیاء العقد، م ۱۲۳۷ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۸۹۱ ؛ دفتر: صافى.
 



[۷۱۶]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۷۱۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۶
؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۳۷ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۰ و
خامنه‏اى، استفتاء، س ۵۵.
 



[۷۱۸]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۳۷۶
؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۶۵ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۷۱۹ ؛ نورى،
توضیح‏المسائل، م ۲۳۷۲ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۳۸۵.
 



[۷۱۹]
. نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۳۷۳
؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲، اولیاء العقد، م ۲ ؛ امام، فاضل و مکارم،
تعلیقات على العروة، اولیاء العقد، م ۱ ؛ سیستانى، توضیح‏المسائل مراجع، م
۲۳۷۷ ؛ دفتر: وحید.
 



[۷۲۰]
. بهجت، توضیح‏المسائل مراجع، م
۲۳۷۷ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۵۶ و صراط النجاة، ج ۲، س ۱۱۳۰.
 



[۷۲۱]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۵۴ ؛
صافى، هدایه‏العباد، ج ۲، اولیاء العقد، م ۲ و جامع‏الاحکام، ج ۲، س ۱۲۶۰.
 



[۷۲۲]
. امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء
العقد، س ۱۹ و دفتر: همه مراجع.
 



[۷۲۳]
. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام
ازدواج، س ۵۵ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۰۷ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۷ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۵۳۳ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۳۷ و
توضیح‏المسائل، م ۲۵۳۴ ؛ دفتر: بهجت.
 



[۷۲۴]
. سیستانى، منهاج الصالحین، ج
۲، م ۳۳۳ ؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۹۵ ؛ صافى، جامع‏الاحکام،۲،
۱۲۵۵.
 



[۷۲۵]
. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م
۱۳۵۹.
 



[۷۲۶]
. امام، تحریرالوسیلة، ج ۲،
النکاح المنقطع، م ۱۸ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۶۴ ؛ صافى، هدایه‏العباد، ج
۲، النکاح المنقطع، م ۱۸.
 



[۷۲۷]
. نورى و فاضل، تعلیقات على
العروة، ج ۲، النکاح، فصل ۴ م ۱۷ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲،
النکاح،۲۶۱ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۰۳ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲،
س ۹۲۷ و تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۰۳.
 



[۷۲۸]
. امام، نورى، مکارم و فاضل،
العروه‏الوثقى، ج ۲ م ۷ ؛ وحید، منهاج‏الصالحین، ج ۳، م ۱۲۹۸ ؛ تبریزى،
منهاج‏الصالحین، ج ۲، م ۲۹۸ ؛ سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج ۲، م ۲ ؛
خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س۲۰ ؛ صافى، هدایه‏العباد، ج ۲، م ۴ ؛ دفتر:
بهجت و خامنه‏اى.
 



[۷۲۹]
. سیستانى، منهاج الصالحین، ج
۲، م ۲۱۵ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۰۸ ؛ امام، تحریر الوسیلة، ج ۲،
القول فى الکفر، م ۸ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲، القول فى الکفر، م ۸ ؛
نورى، استفتاءات، ج ۱، ۶۶۸ ؛ دفتر: فاضل.
 



[۷۳۰]
. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م
۱۲۹۸ ؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۹۸ و دفتر: بهجت.
 



[۷۳۱]
. العروة الوثقى، ج ۲ النکاح،
فصل ۱۱، السابعه و الثامنه.
 



[۷۳۲]
. امام، نورى و مکارم، تعلیقات
على العروة، النکاح، فصل ۴، م ۲۱ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۴۵۶ ؛
صافى، جامع الاحکام، ج۲، س ۱۳۷۰ و ۱۳۸۸ ؛ دفتر: سیستانى، بهجت، وحید و
خامنه‏اى.
 



[۷۳۳]
. منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۲۵۹
و توضیح‏المسائل، م ۲۴۱۴.
 



[۷۳۴]
. امام و بهجت، توضیح‏المسائل
مراجع، م ۲۴۰۵ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۰۱.
 



[۷۳۵]
. مکارم، تبریزى و صافى،
توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۰۵ ؛ فاضل، توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۰۵ و
جامع‏المسائل، ج ۱ س ۱۴۵۵ و ۱۴۵۶.
 



[۷۳۶]
. سیستانى، توضیح‏المسائل
مراجع، م ۲۴۰۵ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۶۹۲۴.
 



[۷۳۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۰۱
؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۶۵ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۳۶۷ ؛ امام،
تحریرالوسیلة، ج ۲، النکاح فى العده، م ۱ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲ النکاح
فى العده، م ۱ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۲۲.
 



[۷۳۸]
. وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م
۱۳۴۹ ؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۴۹ ؛ سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج
۳، م ۲۸۵ ؛ امام، تحریرالوسیلة، ج ۲، العیوب، م ۱۶ ؛ صافى، هدایة العباد، ج
۲، العیوب، م ۱۷ ؛ دفتر: بهجت، خامنه‏اى، فاضل، مکارم و نورى.
 



[۷۳۹]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۴۶
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۲ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۵۱۰ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۷۴۰]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۷۴۱]
. تبریزى، استفتاءات، س ۱۶۳۱ ؛
امام، استفتاءات، ج ۳، احکام مهریه، س ۳۱ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱،۷۳۲ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س ۱۲۸۴ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۲۸۷ ؛
نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۲۸ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲، فصل فى المهر، م ۱
و دفتر: خامنه‏اى، بهجت، وحید.
 



[۷۴۲]
. روم ۳۰ ، آیه ۲۱.
 



[۷۴۳]
. «مَن اَتَّخَذَ المَرأةَ
فَلیُکرِمُها»: وسائل الشیعه، ج ۵، باب ۳.
 



[۷۴۴]
.
«جِهاد المَرَةَ حُسنُ التَّبَعُل»: فروع کافى، ج ۵، ص ۹.
 



[۷۴۵]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س
۱۳۱۳ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۴۲۸ و دفتر: همه مراجع.
 



[۷۴۶]
. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام
نفقه، س ۱۵ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۹۳، و ج ۲، س ۱۳۱۰ و ۱۳۱۱ ؛
مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۴۶ ؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، النفقات ؛
وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، النفقات ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲، النفقات، م
۸ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، م۱۸۹۷ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۰۸ ؛ سیستانى،
منهاج الصالحین، ج ۳، م ۴۲۰ ؛ دفتر: خامنه‏اى.
 



[۷۴۷]
. توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۱۶.
 



[۷۴۸]
. همان، م ۲۴۱۶ و نورى،
توضیح‏المسائل، م ۲۴۱۲.
 



[۷۴۹]
. وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۴۸۰.
 



[۷۵۰]
. امام، تحریر الوسیله، ج ۲،
النفقات، ۱۹ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲، م ۱۹ ؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج
۲، م ۱۴۱۸ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۴۱۸ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲،
س ۱۳۱۰ ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۴۳۳ و دفتر: خامنه‏اى، نورى،
مکارم و بهجت.
 



[۷۵۱]
. صافى، جامع الاحکام، ج۲، س
۱۳۳۳ ؛ امام، استفتاءات، ج ۳، احکام نفقه، س ۱۴ ؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س
۶۶۲ ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س ۱۳۱۲ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۵۱ و
ج ۱، س ۸۳۹ ؛ دفتر: بهجت و خامنه‏اى.
 



[۷۵۲]
. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲،
م ۱۳۹۹ و وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۹۹.
 



[۷۵۳]
. سیستانى، منهاج الصالحین، ج
۳، م ۴۱۵.
 



[۷۵۴]
. خامنه‏اى، استفتاء، س ۳۰ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۸۷ و دفتر: همه مراجع.
 



[۷۵۵]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۵۱
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۴۷ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م۲۵۱۵ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۷۵۶]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۲۷۷
؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۲۷۱ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۲۳۲۹ ؛ دفتر:
خامنه‏اى.
 



[۷۵۷]
. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۱۲
؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۳۳۷ و ۳۳۸. وحید، منهاج الصالحین،۳، م
۱۴۰۷ و نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۷۵.
 



[۷۵۸]
. تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲،
م ۱۴۰۷ و مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۴.
 



[۷۵۹]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۲، س
۱۳۱۸ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۶ ؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۳۳۴ ؛
تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۶۷ ؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۱۹ ؛
دفتر: نورى، وحید، بهجت، سیستانى.
 



[۷۶۰]
. امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق
زوجیت، س ۱۴ و ۱۹ و ۲۵ ؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۲۵۳ و ۱۳۳۴ مکارم،
استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۶ و ۹۰۱ و ۹۰۲ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل متفرقه، م ۱۸ ؛
فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۲۷ و ۱۶۲۵ ؛ تبریزى، صراط النجاة، ج ۵، س ۶۵۰
و۶۵۳ ؛ تبریزى، صراط النجاة، ج ۵، س ۶۵۰ ؛ دفتر: وحید و سیستانى.
 



[۷۶۱]
. نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۷۵.
 



[۷۶۲]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۶۶۴ ؛ دفتر: همه مراجع.
 



[۷۶۳]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۶۲۶ ؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۱۰ و دفتر: همه مراجع.
 



[۷۶۴]
. صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س
۱۳۳۳ ؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق روجیت، س ۲۲ و ۴ و دفتر: بهجت، مکارم،
بهجت، فاضل و نورى.
 



[۷۶۵]
. تبریزى، صراط النجاة، ج ۳،
۷۳۵ ؛ دفتر: وحید.
 



[۷۶۶]
. دفتر: سیستانى.
 



[۷۶۷]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۶۷۷.
 



[۷۶۸]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۶۳۲ ؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، فصل فى القسم و النشوز و استفتاءات، ج ۳،
سؤالات متفرقه، س ۹۰ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲، فصل فى القسم و النشوز ؛
تبریزى، استفتاءات، س ۲۱۸۹ و ۱۵۲۰ و صراط النجاة، ج ۵، س ۶۵۲ ؛ سیستانى،
منهاج الصالحین، ج۲، الفصل الثامن، م ۳۳۸ و Sistani.org،صله
رحم، س ۱ و ۲ و دفتر: بهجت، وحید، نورى و خامنه‏اى.
 



[۷۶۹]
. دفتر معظم له.
 



[۷۷۰]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۶۳۵ ؛ بهجت، توضیح‏المسائل، متفرقه، م ۱۸ ؛ مکارم، توضیح‏المسائل، م ۲۰۶۲
؛ نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۶۸۷ و دفتر: همه مراجع.
 



[۷۷۱]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۶۳۴ ؛ امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق زوجیت، س ۲۶ و ۲۹ ؛ بهجت،
توضیح‏المسائل، متفرقه، م ۱۸ ؛ دفتر: سیستانى، وحید، صافى و نورى.
 



[۷۷۲]
. مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۷۶
و ۹۶۳ و تبریزى، استفتاءات، س ۱۴۵۴.
 



[۷۷۳]
. امام، استفتاءات، ج ۳، حقوق
زوجیت، س ۸ ؛ تبریزى، استفتاءات، س ۱۵۵۷ ؛ مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۹۶۹ ؛
وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۴۰۷ ؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۴۰۷
؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۳۳۹ و ۳۴۰ ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲،
النشوز ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۱۶۷۳ و دفتر: خامنه‏اى، نورى و بهجت.
 



[۷۷۴]
. فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س
۱۶۷۳ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۳۶۵ و فصل فى النفقات ؛ تبریزى،منهاج
الصالحین، ج ۲، م ۱۳۶۵ و فصل فى النفقات ؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲،
النشوز ؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲، النشوز ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳،
م ۳۵۰ و دفتر: خامنه‏اى، بهجت، نورى و مکارم.
 



[۷۷۵]
. امام، سیستانى و نورى،
تعلیقات على العروة، اقسام الصوم، السابع ؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۱، م
۱۰۶۷ ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۰۶۷ و دفتر: خامنه‏اى.
 



[۷۷۶]
. مکارم، تعلیقات على العروة،
اقسام الصوم، السابع و بهجت، وسیله‏النجاة، ج ۱، م ۱۱۸۶.
 



[۷۷۷]
. صافى، هدایة العباد، ج ۱، م
۱۳۹۹.
 



[۷۷۸]
. دفتر: همه مراجع.
 



[۷۷۹]
. تبریزى، صراط النجاة، ج۵، س
۵۱۸ و دفتر: همه مراجع.
 



[۷۸۰]
. امام، استفتاءات، ج ۳، احکام
نفقه، س ۲۵ ؛ توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۴۱۲ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م۲۴۷۶ ؛
نورى، توضیح‏المسائل، م ۲۴۰۸ و دفتر: خامنه‏اى.
 



[۷۸۱]
. العروة الوثقى، احکام الحیض،
السابع.
 



[۷۸۲]
. نورى، توضیح‏المسائل، م ۴۵۲ ؛
امام و صافى، توضیح‏المسائل مراجع، م ۴۵۰ ؛ مکارم، تعلیقات على العروة،
احکام الحیض، السابع و خامنه‏اى، استفتاء، س ۴۲۵.
 



[۷۸۳]
. وحید، منهاج الصالحین، ج ۲، م
۲۲۸ ؛ بهجت، وسیلة النجاة، ج ۱، م ۲۶۸ ؛ تبریزى، منهاج الصالحین،۱،۲۲۸.
 



[۷۸۴]
. فاضل، تعلیقات على‏العروة،
احکام الحیض، السابع ؛ سیستانى، توضیح‏المسائل مراجع، م ۴۵۰.
 



[۷۸۵]
. تعلیقات على العروة، احکام
الحیض، السابع.
 



[۷۸۶]
. توضیح‏المسائل، م ۴۵۲ .
 



[۷۸۷]
. مائده ۵ ، آیه ۳۲.
 



[۷۸۸]
. بهجت، احکام، استفتاءات
پزشکى، ص۳۱، س۹ ؛ امام، فاضل، مکارم و نورى، تعلیقات على‏العروة، النکاح،
م۴۷ ؛ صافى، هدایه‏العباد، ج۲، النکاح، م۲۰ ؛ سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج۳،
النکاح، م۱۶ ؛ دفتر: وحید و تبریزى.
 



[۷۸۹]
. صافى، هدایة العباد، ج۲،
النکاح، م۲۲، نورى، استفتاءات، ج۱، س۹۳۳ ؛ امام، استفتاءات، ج۳، نظر ، س۴۲
و ۴۳ و۸۴ ؛ بهجت، احکام و استفتاءات پزشکى، ص۳۰، س۵ و ۶ ؛ فاضل،
جامع‏المسائل، ج۱، س۲۰۸۹ ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س ۱۳۰۳ ؛ مکارم،
استفتاءات، ج۱، س۱۵۷۲ ؛ دفتر: وحید.
 



[۷۹۰]
. سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج۲،
النکاح، م۲۱ و Sistani.org، پزشکى ، س۱ ؛ تبریزى،
استفتاءات، س۱۵۴۵ و صراط‏النجاة، ج۵، س۱۰۲۴ و ۱۰۲۳.