نسخه آزمایشی

دفتر نـوزدهم پرسش ها و پاسخ ها «احکام تقلید و بلوغ» ۱۳۹۲/۷/۳ - ۴۳۶۷ بازدید

دفتر نـوزدهم پرسش ها و پاسخ ها «احکام تقلید و بلوغ»




                

 


پرسش  ها و پاسخ ها ـ دفتر نوزدهم :
 


احکام تقلید و بلوغ

 


(مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام)

 

 

 

نهاد نمایندگى
مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها

معاونت مطالعات
راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ

سرشناسه: حسینى،
سید مجتبى، ۱۳۴۵ - گردآورنده

عنوان و نام
پدیدآور: احکام تقلید و بلوغ، (مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام) / مؤلف سید
مجتبى حسینى؛ تنظیم و نظارت نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها،
معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ.

مشخصات نشر: قم:
نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۵.

مشخصات ظاهرى: ۹۶
ص

فروست: مجموعه
پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى؛ دفتر نوزدهم (احکام؛ ۵)

شابک:
۸-۰۳۷-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸

یادداشت:
کتابنامه: ص [۹۳] ـ ۹۵؛ همچنین به صورت زیرنویس.

موضوع: فقه جعفرى
ـ رساله عملیه.                         موضوع: شیعه ـ فتواها.


شناسه افزوده:
نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره
مشاوره و پاسخ.

شناسه افزوده:
نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف.

رده بندى کنگره:
۱۳۸۵  ۳الف/ ۹ ۱۸۳ bp

رده بندى دیویى:
۳۴۲۲/۲۹۷

شماره کتابشناسى
ملى: ۱۱۶۶۰۹۴

پرسش ها و
پاسخ ها: دفتر نوزدهم ـ احکام تقلید و بلوغ (مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام)

تنظیم و نظارت:
···  نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها

معاونت مطالعات
راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ

مؤلف: ··· 
سیدمجتبى حسینى

تایپ و صفحه
آرایى: ···  طالب بخشایش

انتشارات: ··· 
دفتر نشر معارف

نوبت چاپ: ··· 
ششم، بهار ۸۹

تیراژ: ··· 
۰۰۰/۱۰ جلد

قیمت: ··· ۱۲۰۰
تومان

شابک: ··· ۸ -۰۳۷-
۵۳۱ - ۹۶۴-۹۷۸

«کلیه حقوق براى
ناشر محفوظ است»

مراکز پخش:

قم: معاونت
مطالعات راهبردى نهاد، تلفن ۲۹۰۴۴۴۰

قم: مؤسسه فرهنگى
و اطلاع رسانى طلوع طاها، تلفن ۷۷۴۸۳۴۵

قم: خیابان شهدا،
کوچه ۳۲، پلاک ۳، تلفن و نمابر: ۷۷۴۴۶۱۶

فروشگاه قم: خ
شهدا، روبه روى دفتر رهبرى، تلفن۷۷۳۵۴۵۱ نمابر ۷۷۴۲۷۵۷

فروشگاه تهران: خ
انقلاب، چهارراه کالج، جنب بانک ملت پ ۷۱۵، تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲ نمابر ۸۸۸۰۹۳۸۶

نشانى اینترنت:
www.nashremaaref.ir - پست الکترونیک: info@porseman.org

  

 

 


فهرست تفصیلى

مقدمه ··· ۱۹

اجتهاد و تقلید

معناى اجتهاد و
تقلید

پرسش ۱ . «اجتهاد»
و «تقلید» به چه معناست؟··· ۲۳

پیشینه تقلید

پرسش ۲ . تقلید از
مجتهد از چه زمانى شروع شده است؟ آیا در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله)  و
ائمه (علیهم السلام)  نیز مطرح بوده است؟··· ۲۴

چرایى اختلاف
فتاوا

پرسش ۳ . علت
اختلاف فتاوا و نظرات بین مراجع تقلید چیست؟··· ۲۸

ضرورت تقلید

پرسش ۴ . چرا
تقلید کنیم؟ فلسفه آن چیست؟··· ۳۲

تقلید و دین فطرى

پرسش ۵ . تقلید به
معناى رجوع جاهل به عالم است. علت اینکه مجتهدان، تقلید را بر مردم واجب
کرده اند، این است که مردم را جاهل و بى سواد مى دانند! همین نکته باعث مى شود
قشر تحصیل کرده، هرگز سراغ تقلید نروند و بگویند که اسلام، دین فطرى بوده و امر
فطرى همگانى است نه تخصصى! پس چه ضرورتى دارد که حتما به مجتهد رجوع شود؟··· ۳۴

عقلانیت تقلید

پرسش ۶ . تقلید،
پذیرفتن بدون دلیل است و عقل انسان چیزى را بدون دلیل نمى پذیرد!؟··· ۳۵

قلمرو تقلید

تحقیق در اصول دین

پرسش ۷ . مراد از
تقلیدى نبودن اصول دین چیست و چگونه مى توان با تحقیق به این اصول رسید؟··· ۳۹

یادگیرى احکام

پرسش ۸ . آیا کسى
که در آموختن احکام دینى مورد نیاز خود کوتاهى مى کند، گناه کار است؟··· ۴۰

وجوب تقلید

پرسش ۹ . آیا
تقلید از مجتهد بر هر کسى حتى تحصیل کرده ها واجب است؟··· ۴۰

ضروریات دین

پرسش ۱۰ . آیا
تقلید در احکام ضرورى دین جایز است؟··· ۴۰

تقلید و اعتقادات

پرسش ۱۱ . من تا
به حال در مسائل اعتقادى از شخصى تقلید نکرده ام، وظیفه من چیست؟··· ۴۱

انتخابات و رأى
مرجع

پرسش ۱۲ . اگر
مرجع تقلید نسبت به دادن رأى به یک شخص خاص اظهار تمایل کند، آیا مقلد مى تواند
بر خلاف آن عمل نماید؟··· ۴۱

تقلید و مقررات
دولت

پرسش ۱۳ . آیا در
نظام جمهورى اسلامى، مخالفت با قوانین و مقررات دولت ـ که به تصویب مجلس شوراى
اسلامى و شوراى نگهبان رسیده ـ، جایز است؟··· ۴۱

تقلید مجتهد

پرسش ۱۴ . آیا یک
مجتهد، مى تواند از مجتهدى که نسبت به او اعلم است، تقلید کند؟··· ۴۲

چگونگى تقلید

راه هاى دستیابى
فتوا

پرسش ۱۵ . راه به
دست آوردن فتواى مرجع تقلید چگونه است؟··· ۴۳

پرسش ۱۶ . آیا
براى تقلید از مرجع، گفتن زبانى یا تهیه رساله مرجع لازم است؟··· ۴۳

دفاتر مراجع تقلید

پرسش ۱۷ . آیا
شنیدن مسئله از طریق تلفنى که منسوب به مرجع تقلید است، براى مکلف حجیت دارد و
آیا مى تواند آن را براى مردم به عنوان حکم شرعى و نظر مجتهد بیان کند؟··· ۴۴

معیار تقلید

پرسش ۱۸ . در چه
صورت، تقلید از یک مرجع تحقق مى یابد؟··· ۴۴

مسائل مستحدثه

پرسش ۱۹ . با
پیشرفت علم، ممکن است مسائلى مانند بازاریابى شبکه اى پیش بیاید که در منابع
اسلامى ذکرى از آن به میان نیامده باشد، در این صورت تکلیف چیست؟ آیا مراجع
تقلید مى توانند پاسخگوى آن باشند یا اینکه مى توانیم از عقلمان کمک بگیریم؟···
۴۴

انتخاب مرجع

پرسش ۲۰ . آیا شخص
مى تواند بدون تحقیق، مرجع تقلید خود را انتخاب کند؟··· ۴۵

شهرت فتوا

پرسش ۲۱ . اگر در
میان مردم فتواى مرجع تقلید مشهور و رایج باشد، آیا مى توان به آن عمل کرد؟···
۴۵

نقل فتوا

پرسش ۲۲ . کسى که
فتواى مرجع تقلید را براى دیگران نقل کرده و سپس متوجه شده که نظر ایشان تغییر
کرده، آیا لازم است که به آنان خبر دهد؟··· ۴۶

پرسش ۲۳ . اگر شخص
فتواى مرجع تقلید را به طور اشتباه نقل کند، تکلیف چیست؟··· ۴۶

پرسش ۲۴ . هرگاه
دفتر استفتاى مرجع تقلید، نظر او را مخالف با آنچه در رساله ایشان است نقل
کنند، تکلیف چیست؟··· ۴۷

پرسش ۲۵ . اگر
گروه دفتر استفتاى مرجع تقلید، در نقل فتواى او اختلاف داشتند، نظر کدام معتبر
است؟··· ۴۷

رساله مرجع

پرسش ۲۶ . آیا
لازم است براى تقلید از یک مجتهد، تمام رساله او را بخوانیم؟··· ۴۸

تغییر فتواى مجتهد

پرسش ۲۷ . هرگاه
فتواى مجتهد تغییر یابد، آیا جایز است به همان نظر ایشان عمل کرد؟ اگر بعد از
عمل فهمیدیم نظر مجتهد عوض شده وظیفه چیست؟··· ۴۸

تشخیص اعلم

پرسش ۲۸ . راه
تشخیص اعلم چیست؟··· ۴۹

تعارض در تشخیص
اعلم

پرسش ۲۹ . اگر
عده اى از علما به اعلم بودن مجتهدى شهادت بدهند و در مقابل، گروهى شخص دیگرى
را اعلم بدانند، و ما نتوانیم مجتهد اعلم را تشخیص دهیم، وظیفه چیست؟··· ۵۰

اجتهاد اهل خبره

پرسش ۳۰ . آیا اهل
خبره ـ به عنوان مرجع تشخیص اعلم ـ باید مجتهد باشند؟··· ۵۱

نوجوانان و تشخیص
اعلم

پرسش ۳۱ . کسانى
که به تازگى بالغ مى شوند و با تحقیق و بررسى از اهل خبره نمى توانند به نتیجه
قطعى برسند، تکلیفشان چیست؟··· ۵۱

عقل و انتخاب مرجع

پرسش ۳۲ . آیا
مى توان بر اساس تشخیص عقل و درایت خود، مرجع تقلید را انتخاب کرد؟··· ۵۲

رأى اکثر فقیهان

پرسش ۳۳ . آیا
مى توان در مسائل مورد اختلاف، به جاى تقلید از یک شخص معین، رأى اکثریت فقیهان
را ملاک عمل قرار داد؟··· ۵۲

تبعیت در تقلید

پرسش ۳۴ . آیا
درست است که تقلید افراد خانواده (همسر و فرزند)، تابع سرپرست خانواده باشد؟···
۵۳

پرسش ۳۵ . مرجع
پدر و مادرم با من تفاوت دارد؛ در مسائلى که برایمان پیش مى آید (مانند طهارت و
نجاست، پرداخت خمس جهیزیه و...) باید به نظر کدام مرجع عمل کنم؟··· ۵۴

شرایط مرجع تقلید

مجتهد اعلم

پرسش ۳۶ . آیا
تقلید از مجتهد اعلم واجب است، یا مى توان از مجتهد غیر اعلم هم تقلید کرد؟···
۵۵

جهل به اعلمیت

پرسش ۳۷ . اگر
فردى پس از چند سال، متوجه شود مرجعش اعلم نبوده، آیا مى تواند به مرجع اعلم
عدول کند؟··· ۵۶

تقواى مجتهد

پرسش ۳۸ . اگر دو
یا چند مجتهد از نظر مقام علمى مساوى باشند؛ ولى یکى با تقواتر باشد، وظیفه
چیست؟··· ۵۶

تخصص مراجع تقلید

پرسش ۳۹ . آیا
تخصصى شدن مراجع تقلید در زمینه هاى مختلف علمى جایز است؟··· ۵۷

پرسش ۴۰ . اگر
مجتهدى اعلم و مجتهد دیگر با تقواتر؛ ولى علمش کمتر باشد، آیا تقلید از عالم با
تقواتر جایز است؟··· ۵۸

عدالت مرجع

پرسش ۴۱ . آیا
عدالت معتبر در مرجع تقلید با عدالت امام جماعت، تفاوت دارد؟··· ۵۸

پرسش ۴۲ . آیا از
مجتهدى که در عدالتش شک داریم، جایز است تقلید کنیم؟··· ۵۹

ملیت مرجع

پرسش ۴۳ . آیا
تقلید از علماى کشورهاى دیگر ـ که دسترسى به آنان امکان ندارد ـ جایز است؟···
۵۹

اظهار نظر غیر
مجتهد

پرسش ۴۴ . آیا غیر
مجتهد، مى تواند در احکام و مسائل شرعى نظر و فتوا بدهد؟··· ۵۹

تداوم شرایط
مرجعیت

پرسش ۴۵ . اگر
شخصى نسبت به مرجع تقلید خود، دچار شک شود، چه باید بکند؟··· ۵۹

پرسش ۴۶ . اگر
مرجع تقلید رساله نداشت، آیا تقلید از او جایز است؟··· ۶۰

مرجعیت زن

پرسش ۴۷ . آیا شخص
مى تواند از زن مجتهد تقلید کند؟··· ۶۰

پرسش ۴۸ . آیا زن
مى تواند در مسائل زنان، مرجع آنان شود؟··· ۶۰

پرسش ۴۹ . اگر زنى
به مقام اجتهاد برسد، آیا بر او نیز تقلید حرام است؟··· ۶۰

تقلید ابتدایى

تقلید از مجتهد
میت

پرسش ۵۰ . براى
کسى که تازه مى خواهد تقلید کند آیا مى تواند از مرجعى که در قید حیات نیست
تقلید کند؟ اگر نتواند از میان مراجع زنده اعلم را پیدا کند، چطور؟··· ۶۱

تقلید از امام
خمینى رحمه الله

پرسش ۵۱ . بنده
سیزده سال داشتم که از امام خمینى تقلید کردم؛ آیا اکنون مى توانم به تقلید او
باقى بمانم یا خیر؟··· ۶۱

پرسش ۵۲ . در حالى
که امام خمینى از دنیا رفته بود، مقلد ایشان شدم؛ آیا این کار من صحیح است؟···
۶۲

پرسش ۵۳ . در
زمانى که امام خمینى رحمه الله در قید حیات بود، در نظر داشتم از ایشان تقلید
نمایم تا اینکه از دنیا رفتند؛ آیا مى توانم از ایشان تقلید کنم؟··· ۶۲

پرسش ۵۴ . وقتى به
سن تکلیف رسیدم، پدر و مادرم از امام خمینى رحمه الله تقلید مى کردند؛ ولى من
به فکر تقلید نبودم، آیا اکنون مى توانم از حضرت امام تقلید کنم؟··· ۶۳

بقا بر تقلید

پرسش ۵۵ . اگر
مجتهد میت با مجتهد زنده، در علم و تقوا مساوى باشند، حکم بقا بر تقلید میت
چیست؟··· ۶۴

اعلمیت مجتهد زنده

پرسش ۵۶ . از
مجتهدى که از دنیا رفته، تقلید مى کردم؛ اکنون مجتهد زنده را اعلم از او
مى دانم، آیا مى توانم بر تقلید وى باقى بمانم؟··· ۶۵

اعلمیت مجتهد میت

پرسش ۵۷ . مرجع
تقلیدم از دنیا رفته و او را از مجتهدان زنده اعلم مى دانم، آیا مى توانم بر
تقلید او باقى بمانم؟··· ۶۵

مرجع تقلید سوم

پرسش ۵۸ . از
مجتهدى تقلید مى کردم، سپس بعد از مدتى از دنیا رفت و به مجتهد زنده رجوع کردم
و با اجازه او در بعضى مسائل بر او باقى ماندم. او نیز از دنیا رفت و به مجتهد
سومى رجوع کردم، آیا اکنون مى توانم بر تقلید مجتهد اول یا دوم باقى بمانم؟···
۶۶

پرسش ۵۹ . اگر
مرجع تقلید کسى از دنیا برود و از مرجع زنده تقلید نکند، چه حکمى دارد؟··· ۶۷

پرسش ۶۰ . شخصى
بدون تحقیق به فتواى مجتهد وقت، رفتار کرده است؛ آیا این مقدار براى تحقّق
تقلید و بقاى پس از وفات او کافى است؟··· ۶۸

عمل بدون تقلید

اعمال بى تقلید

پرسش ۶۱ . اعمالى
که انسان بدون تقلید انجام داده، چه حکمى دارد؟··· ۶۹

پرسش ۶۲ . اگر
مرجع تقلید انسان از دنیا برود و تا پیدا کردن مرجع دیگر مدتى را بدون تقلید
سپرى کند، وظیفه او در این مدت چیست؟··· ۷۰

عمل به احتیاط

پرسش ۶۳ . آیا
انسان مى تواند بدون انتخاب مرجع تقلید، در مسائل به احتیاط عمل کند؟··· ۷۰

عقل و فتوا

پرسش ۶۴ . آیا شخص
مى تواند بدون تقلید، بر اساس عقل و درایت خود، به تکلیف شرعى عمل کند؟··· ۷۱

پرسش ۶۵ . در صورت
تعارض بین فتواى مرجع تقلید و عقل انسان، کدام یک رجحان دارد؟··· ۷۱

تغییر مرجع تقلید

پرسش ۶۶ . ابتدا
مجتهدى را براى تقلید انتخاب کردم و بعد بدون تحقیق، از ایشان عدول نمودم، آیا
تقلید من درست است؟ به طور کلى آیا تغییر مرجع تقلید اشکال دارد؟··· ۷۳

پرسش ۶۷ . کسى که
ابتدا بدون تحقیق از یک مجتهد تقلید کرده، آیا اکنون مى تواند به مرجع دیگرى
مراجعه کند؟··· ۷۴

تبعیض در تقلید

پرسش ۶۸ . آیا
تبعیض در تقلید جایز است؟ آیا جایز است در یک مسئله، به رساله چندین مجتهد رجوع
نموده و یکى از آنها را انتخاب کرد؟··· ۷۴

رجوع به مجتهد
مساوى

پرسش ۶۹ . آیا
عدول از مرجع تقلید زنده به مرجع مساوى با او، جایز است؟ به طور مثال آیا در
نماز و روزه دانشجوى مسافر، مى توان به مرجع دیگرى که مساوى با مجتهد اول است،
رجوع کرد؟··· ۷۵

رجوع به اعلم

پرسش ۷۰ . از یکى
از مراجع زنده تقلید مى کنم، اکنون تشخیص داده ام دیگرى اعلم است، تکلیف
چیست؟··· ۷۶

رجوع به میت

پرسش ۷۱ . بعد از
آنکه از مجتهد میت به مجتهد زنده، رجوع و به فتوایش عمل کردم؛ آیا مى توانم
دوباره به او باز گردم؟··· ۷۷

رجوع به زنده

پرسش ۷۲ . در
مسائلى که شخص به فتواى مجتهد میت باقى مانده است، آیا مى تواند دوباره به
فتواى مرجع تقلید زنده باز گردد؟··· ۷۷

حکم اعمال گذشته

پرسش ۷۳ . در جایى
که عدول از یک مجتهد ـ که بر اساس موازین شرعى وظیفه شخص تقلید از او بوده ـ به
مجتهد اعلم صورت گرفته، حکم اعمال گذشته چگونه است؟··· ۷۸

پرسش ۷۴ . اگر
مرجع تقلیدمان در مسئله اى احتیاط واجب نمود و ما هم به آن عمل کردیم، آیا
مى توانیم بعد از عمل، به مجتهد دیگرى که اعلم بعد از او است رجوع کنیم؟··· ۷۸

دانستنى هاى تقلید

اهل خبره

پرسش ۷۵ . اهل
خبره به چه کسانى گفته مى شود؟··· ۷۹

ضروریات دین

پرسش ۷۶ . ضروریات
دین چیست؟··· ۷۹

احتیاط واجب

پرسش ۷۷ . اصطلاح
«احتیاط واجب» را توضیح دهید؟ وظیفه مقلد در این رابطه چیست؟··· ۸۰

احتیاط مستحب

پرسش ۷۸ . احتیاط
مستحب را توضیح دهید؟··· ۸۰

پرسش ۷۹ . تفاوت
احتیاط واجب و احتیاط مستحب را بیان کنید؟··· ۸۱

جاهل قاصر و
مقصر

پرسش ۸۰ . جاهل
قاصر و مقصر را توضیح دهید؟··· ۸۱

فتوا، حکم و قضاوت

پرسش ۸۱ . معناى
فتوا، حکم و قضاوت را بیان کنید؟··· ۸۲

الاعلم فالاعلم

پرسش ۸۲ . مراد
از «الاعلم فالاعلم» که در برخى رساله هاى عملیه آمده، چیست؟··· ۸۳

اصطلاح «جایز
نیست»

پرسش ۸۳ . فرق
بین جایز نبودن و حرام چیست؟··· ۸۳

اصطلاح «اشکال
دارد»

پرسش ۸۴ . معناى
جمله «اشکال دارد»، «محل اشکال است» و «محل تأمل است» چیست؟ اگر مجتهدى از این
الفاظ استفاده کند و مقلد، آن عمل را انجام دهد، آیا عملش باطل بوده و مرتکب
کار حرام شده است؟··· ۸۳

اصطلاح «اقوى»

پرسش ۸۵ . معناى
جمله «اقوى این است»، «بعید نیست» و «خالى از قوت نیست» چیست؟··· ۸۴

احتیاط بعد از
فتوا

پرسش ۸۶ . اگر
مجتهدى در عملى، نخست فتواى صریحى به جواز داده است و سپس گفته احتیاط آن است
که ترک نشود؛ در این صورت تکلیف چیست؟··· ۸۴

احتیاط واجب

پرسش ۸۷ . آیا در
احتیاط واجب، مى توان به هر مجتهد دیگر رجوع کرد؟··· ۸۴

تقلید ابتدایى و
بقایى

پرسش ۸۸ . مفهوم
تقلید ابتدایى و بقایى را توضیح دهید.··· ۸۵

مسائل بلوغ

تقلید قبل بلوغ

پرسش ۸۹ . آیا
قبل از دوران بلوغ مى توان تقلید کرد؟··· ۸۷

علائم بلوغ

پرسش ۹۰ . نشانه
بلوغ پسر را بیان کنید؟··· ۸۷

پرسش ۹۱ . نشانه
بلوغ دختر را بیان کنید؟··· ۸۸

پرسش ۹۲ . آیا
روییدن موى درشت در صورت و پشت لب، مى تواند نشانه بلوغ پسر باشد؟··· ۸۸

پرسش ۹۳ . آیا
دیدن خون حیض در دخترى که نمى داند ۹ سال او تمام شده یا نه، مى تواند نشانه
بلوغ باشد؟··· ۸۹

پرسش ۹۴ . آیا
رشد برجستگى هاى بدنى در دختران، مى تواند در بلوغ آنان تأثیر بگذارد؟··· ۸۹

پرسش ۹۵ . آیا
رابطه اى بین بلوغ و رشد وجود دارد؟··· ۸۹

سن تمییز

پرسش ۹۶ . مراد
از سن تمییز چه سنى است؟··· ۹۰

سن تکلیف

پرسش ۹۷ . سن
تکلیف دختر و پسر، بر مبناى سال شمسى چقدر است؟··· ۹۰

پرسش ۹۸ . کسانى
که تاریخ تولد ثبت شده در شناسنامه، با تاریخ واقعى آنان مطابقت ندارد و اکنون
نمى دانند که به حد بلوغ رسیده اند یا خیر، تکلیفشان چیست (البته تاریخ قمرى
ولادت خود را نیز نمى دانند)؟··· ۹۱

کلید واژه ها···
۹۳

کتابنامه··· ۹۵

  

  

 

مقدمه

«پرسش گرى» از
آغاز آفرینش انسان، رخ نمایى کرده؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را نشانده؛ بر برگ
زرد خود شیطان را افشانده و در این میان، مقام آدمیت را نشان داده است. آفتاب
کوفه چه زیبا فرموده است:

«مَن اَحسَنَ
السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».


هم سؤال از علم
خیزد هم جواب

همچنانکه خار و
گُل از خاک و آب


آرى! هر که
سؤال هایش آسمانى است، دانش و بینش پاسخش خواهد بود. پویایى و پایایى «جامعه» و
«فرهنگ»، در گرو پرسش هاى حقیقت طلبانه و پاسخ هاى خِردورزانه است.

از افتخارات ایران
اسلامى، آن است که از سویى، سرشار از جوانانى پاک  دل، کمال  خواه و پرسش گر
مى باشد و از دیگر سوى، از مکتبى غنى برخوردار است که معارف بلند آن، گوارا نوش
دل هاى عطشناک پرسش گر و دانش جو است.

اداره مشاوره و
پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا «ابر رحمت»
پرسش ها را به «زمین اجابت» پذیرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر
بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و بالنده ایران پرگهرمان باشیم، به خود
خواهیم بالید.

شایان ذکر است
در راستاى ترویج فرهنگ دینى، اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگى مقام معظم
رهبرى در دانشگاه ها با همکارى گروه هاى علمى، بیش از ۷۰ هزار پرسش دانشجویى را
در موضوعات مختلف اندیشه دینى، مشاوره، احکام و غیره پاسخ داده است.

این اداره داراى
هشت گروه علمى و تخصصى، به شرح زیر است:

۱. گروه قرآن
و حدیث؛     ۵. گروه تربیتى و روان شناسى؛

۲. گروه
احکام؛     ۶. گروه اندیشه سیاسى؛

۳. گروه
فلسفه، کلام و دین پژوهى؛     ۷. گروه فرهنگى و اجتماعى؛

۴. گروه
اخلاق و عرفان؛     ۸. گروه تاریخ و سیره.

آن چه پیش رو
دارید، بخشى از سؤالات فقهى درباره احکام تقلید و بلوغ و فلسفه آن است که توسط
محقق ارجمند حجه الاسلام و المسلمین سیدمجتبى حسینى(زیدعزه) پاسخ داده شده است.
ویژگى هاى این مجموعه و شیوه تنظیم آن در چند نکته ذیل بیان مى شود:

الف . پاسخ
پرسش ها همراه با مأخذ و مستندات آن آورده شده است.

ب . پاسخ هاى
هم مضمون با عبارت یکسان و روان تحریر شده است؛ از این رو بیشتر پاسخ ها به
صورت اقتباس مى باشد.

ج . جهت اتقان و
اطمینان بیشتر علاوه بر مستندسازى پاسخ ها، از دفاتر مراجع بزرگوار نیز استفتا
گردیده است.

د . در تنظیم
کتاب، نظر حضرت امام خمینى (قدس سره)  به عنوان اولین فتوا آمده و فتاواى دیگر
مراجع بزرگوار که نامشان به ترتیب حروف الفبایى در ذیل مى آید، سپس ذکر گردیده
است:

۱. حضرت
آیه اللّه  حاج شیخ محمدتقى بهجت (دام ظله العالى)

۲. حضرت
آیه اللّه  حاج شیخ میرزا جواد تبریزى (قدس سره) 

۳. حضرت
آیه اللّه  حاج سیدعلى حسینى خامنه اى (رهبرمعظم انقلاب) (دام ظله العالى)

۴. حضرت
آیه اللّه  حاج سید على حسینى سیستانى (دام ظله العالى)

۵. حضرت
آیه اللّه  حاج شیخ لطف اللّه  صافى گلپایگانى (دام ظله العالى)

۶. حضرت
آیه اللّه  حاج شیخ محمد فاضل لنکرانى (قدس سره) 

۷. حضرت
آیه اللّه  حاج شیخ حسین نورى همدانى (دام ظله العالى)

۸. حضرت
آیه اللّه  حاج شیخ ناصر مکارم شیرازى (دام ظله العالى)

۹. حضرت
آیه اللّه  حاج شیخ حسین وحید خراسانى (دام ظله العالى)

لازم به ذکر است
که در متن کتاب تنها به ذکر اسامى مراجع بزرگوار به اختصار اکتفا شده است، لذا
از ساحت آن بزرگواران پوزش مى طلبیم و از درگاه خداوند متعال براى ایشان دوام
عزت و سلامتى مسئلت داریم.

ه . در این کتاب
تنها به بیان احکام تکلیفى «واجب و حرام» و احکام وضعى «باطل و صحیح» بسنده شده
و از بیان احکام استحبابى خوددارى شده است.

بر آنیم با توفیق
خداوند، به تدریج ادامه این مجموعه را تقدیم شما خوبان کنیم. پیشنهادها و
انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شایسته و پربارِ مجموعه هایى از این
دست خواهد بود.

در پایان از
تلاش هاى مخلصانه مؤلف محترم و مجموعه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص
حجه الاسلام والمسلمین جناب آقاى صالح قنادى که در آماده سازى این اثر تلاش
کرده اند، تشکر و قدردانى مى شود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت
بیشتر به مکتب اهل بیت (علیهم السلام)  و ارتقاء فرهنگ دینى جامعه به ویژه
دانشگاهیان از خداوند متعال مسألت داریم.

 

  

اجتهاد و تقلید

 

معناى اجتهاد و
تقلید

پرسش ۱ .
«اجتهاد» و «تقلید» به چه معناست؟

«اجتهاد» در لغت
به معناى تلاش و کوشش تا سرحد توانایى است؛ به گونه اى که با تحمل رنج و سختى
همراه باشد. در اصطلاح فقه عبارت است از: «به کار بردن تلاش و کوشش خویش در راه
به دست آوردن احکام شرعى از راه ها و منابعى[۱]
که نزد فقیهان اسلام، معمول و متعارف است». در نتیجه مجتهد کسى است که بتواند
احکام را از روى دلیل به دست آورد و طبق رأى و نظر خویش عمل کند.[۲]

«تقلید» به معناى
پیروى و دنباله روى است و در اصطلاح فقهى «عمل کردن به آنچه مجتهد در مسائل
شرعى فتوا مى دهد» گفته مى شود.

گفتنى است؛ اگر چه
واژه تقلید به معناى پیروى بدون چون و چرا، نزد افکار عمومى پذیرش آن مشکل است،
اما در آموزه هاى فرهنگ اسلامى،  مقلد کسى است که از حاصل تلاش علمى مجتهد
استفاده مى کند و مسئولیت درستى و نادرستى استنباط احکام را بر عهده مجتهد
مى گذارد و چه بسا کاربرد واژه «تقلید» برگرفته از «قلادة» به معناى گردن بند،
به گردن گذاشتن و عهده سپارى به این منظور باشد.

 

پیشینه تقلید

پرسش ۲ . تقلید
از مجتهد از چه زمانى شروع شده است؟، آیا در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله)  و
ائمه (علیهم السلام) نیز مطرح بوده است؟

مراجعه به فقیه و
اسلام شناس جهت آگاهى به احکام الهى و اطمینان نسبت به درستى اعمال، ریشه در
تاریخ صدر اسلام و عصر ائمه (علیهم السلام)  دارد و طبق نظر برخى از بزرگان، دو
آیه در این زمینه نازل شده است[۳]؛
آنجا که خداوند متعال مى فرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ
لا تَعْلَمُونَ»
[۴]؛
«اگر نمى دانید از آگاهان بپرسید».

هر چند «اهل ذکر»
در روایات به امامان (علیهم السلام)  که مصداق بارز و کامل آیه هستند تفسیر شده؛
ولى شأن نزول و مورد، کلیت آیه را تخصیص نمى زند و محدود به آنان نمى سازد و
شامل هر اهل خبره اى مى گردد و فقیهان نیز از جمله آنها است.

در جاى دیگر
مى فرماید: «وَ ما کانَ الْمُؤمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ
مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ
لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ  لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»
[۵]؛
«شایسته نیست مؤمنان همگى [ به سوى میدان جهاد] کوچ کنند؛ چرا از هر گروهى،
طایفه اى از آنان کوچ نمى کنند [ و طایفه اى بمانند] تا در دین [ و معارف و
احکام اسلام ]آگاهى پیدا کنند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها، را انذار
نمایند تا [ از مخالفت فرمان پروردگار] بترسند و خوددارى کنند».

تردیدى نیست که
«تفقّه»[۶]
در این آیه، مفهومى گسترده دارد و شامل معارف و احکام اسلام ـ اعم از اصول و
فروع دین ـ مى شود. از سوى دیگر مردم به پذیرش سخنان این گروه ـ که در حوزه دین
تربیت و پرورش یافته اند ـ دعوت شده اند و این همان رجوع به فقیه و اهل خبره
است.

رسول اکرم
(صلی الله علیه وآله)  برخى از صحابه را براى تبلیغ و تعلیم احکام دین به
سرزمین هاى اطراف مى فرستاد. مصعب بن عمیر و معاذ بن جبل از نمونه هاى بارز آن
به شمار مى آیند. آن حضرت مى فرمود: «از افتا بدون علم خوددارى کنید که لعن
فرشتگان را به دنبال خواهد داشت».[۷]
این امر نشانگر آن است که فتوا دادن از سوى مفتى و فقیه، و تقلید و پیروى کردن
از طرف مردم، در عصر پیامبر (صلی الله علیه وآله) مطرح بوده است و رجوع به فقیه
پس از رحلت آن حضرت نیز همانند گذشته، ادامه داشت تا آنکه در دوران امام باقر و
امام صادق (علیهماالسلام) ، فزونى گرفت. فقیهان بى شمارى در مکتب آن دو بزرگوار،
تربیت و پرورش یافتند[۸]
و به منظور احیا و تعلیم احکام، به شهرهاى مختلف کوچ کردند   و بسیارى از مردم
ـ که شیفته و تشنه معارف و احکام الهى بودند و در نقاط دور دست زندگى مى کردند
و دستشان از اهل بیت کوتاه بود ـ به سراغ آنان مى رفتند و مسائل خود را از
ایشان مى پرسیدند و از علم بى کران ائمه (علیهم السلام)  سیراب مى گشتند. این همان
«تقلید» است که به نمونه هایى از آن اشاره مى کنیم:

۱. حضرت باقر
(علیه السلام)  به ابان بن تغلب مى فرماید:


«اِجْلِس فى مسجد
المَدینة و اَفتِ النّاسَ فَاِنّى اُحِبُّ اَنْ اَرى فى شیعَتى مِثْلَکْ»
؛ «در
مسجد مدینه بنشین و به مردم فتوا بده؛ زیرا دوست دارم در میان شیعیانم کسانى
همچون تو باشند».[۹]

۲. شعیب عقرقوقى
مى گوید: به امام صادق (علیه السلام)  عرض کردم:


«رُبَما
اِحْتَجْنا اَنْ نَسْأَلَ عَنِ الشَى ءِ فَمَنْ نَسْأَل»
؛ «گاهى ما مى خواهیم
سؤال و مشکل دینى خود را از کسى بپرسیم (و به شما به جهت دورى راه یا حالت تقیه
و... دسترسى نداریم)، شما بگویید به چه کسى رجوع کرده و سخن او را بپذیریم؟»

حضرت در جواب
فرمود: «عَلَیْکَ بِالاْسَدى یَعْنى اَبا بَصیر»؛ یعنى، شما مى توانید به
ابوبصیر مراجعه کنید.[۱۰]

این امر به همین
شکل در عصر امامان بعد نیز تا زمان غیبت صغراى حضرت مهدى(عج) ادامه یافت. به
خصوص هرچه به زمان غیبت صغرى نزدیک تر مى شویم، ارجاع به وکلاى ائمه
(علیهماالسلام)  نمود بیشترى مى یابد.

۳. حسن بن على بن
یقطین مى گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم:
«لا اَکادُ  اَصِلُ اِلَیْک
اَسْأَلَکَ عَنْ کُلِ مااحْتاجُ اِلَیْهِ مِنْ مَعالِمِ دینى. اَفَیُونُسُ بنُ
عَبْدِ الرَّحْمانِ ثِقَةٌ آخُذُ مِنْهُ ما احْتاجُ اِلَیْهِ مِنْ مَعالِمِ
دینى؟ فَقالَ نَعَم»
[۱۱]؛
«من نمى توانم به جهت هر مشکل دینى که برایم پیش مى آید، از شما سؤال کنم! پس
آیا یونس بن عبدالرحمان ثقه و راستگو است و مى توانم پاسخ نیازهاى دینى خود را
از او دریافت کنم؟ حضرت فرمودند: آرى».

۴. حضرت مهدى(عج)
در توقیع شریف و معروف خود به اسحاق بن یعقوب به عنوان یک قاعده کلى، این چنین
مى نگارد: «... و اَمَا الْحَوادِثُ الواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها اِلى رُواةِ
اَحادیثِنا فَاِنَّهُم حُجَّتى عَلَیْکُم و اَنَا حُجَّه اللّهِ عَلَیْهِم»
[۱۲]؛
«در پیشامدهایى که رخ مى دهد، به راویان احادیث ما (فقها) مراجعه کنید که آنها
حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر ایشان».

بر اساس این توقیع
و دیگر روایات، مسئله رجوع به فقیه در عصر غیبت کبرى، شکل دیگرى به خود گرفت و
دو راه «اجتهاد» و «تقلید» مصطلح آغاز گشت و فقیهان و مجتهدان جامع شرایط،
مسئولیت افتا و پاسخ گویى را به عهده گرفتند و خلأ و مشکل عدم دسترسى به امام
معصوم را با حضور خود در عرصه اجتماع پر کردند. این امر تاکنون ادامه دارد و
خواهد داشت؛ چنان که شیخ طوسى مى گوید: «من شیعه امامى را از زمان حضرت على
(علیه السلام)  تاکنون (قرن پنجم هجرى) این گونه یافتم که پیوسته سراغ فقیهان خود
رفته و در احکام و عبادات خود از آنان استفتا مى کردند و بزرگان آنان نیز پاسخ
و راه عمل به فتوا را به آنان نشان مى دادند».[۱۳]

  

چرایى اختلاف
فتاوا

پرسش ۳ . علت
اختلاف فتاوا و نظرات بین مراجع تقلید چیست؟

از جمله پرسش هایى
که همواره مطرح بوده و در میان نسل جوان امروز بر شدّت آن افزوده شده، همین
پرسش است. پیش از بررسى ریشه ها و علل آن، اشاره به چند نکته بایسته است:


یکم. در مسائل
نظرى هر رشته اى، متخصصان و دانشمندان آن، در یک سرى از مسائل با یکدیگر اختلاف
نظر دارند. دانش فقه و اجتهاد نیز این چنین است. مجتهد بایستى در تمامى احکام و
مبادى آن، تلاش کرده و به یک نقطه فکرى و اجتهادى برسد. طبیعى است که در صدها
مسئله فقهى، نمى توان انتظار داشت که بین دو یا چند نفر، وحدت نظر کاملى وجود
داشته باشد. حتى در علوم تجربى مانند «رشته پزشکى» نیز که مبتنى بر حس و آزمایش
است، اختلاف نظر و تفاوت تشخیص طبیعى است.

دوم. ممکن است
عده اى منشأ اختلاف فتاوا را تعدد وجود مراجع در زمان ما بدانند و علت را از
آنجا جست و جو کنند؛ در حالى که این پندارى بیش نیست! زیرا این امر در بین
فقیهان و مراجع گذشته نیز به چشم مى خورد. اگر کسى کتاب هاى فقهى را ورق بزند و
بررسى اجمالى کند؛ به خوبى در خواهد یافت که چنین اختلاف هایى، همیشه در بین
نظرها بوده است.[۱۴]

سوم. اختلاف فتواى
مجتهدان، به هوا و هوس و منافع شخصى آنان باز نمى گردد؛ بلکه گاهى تقوا به حدى
است که وقتى از مرجع تقلیدى  سؤال مى کنند: حکم چیز نجسى که در چاه بیفتد چیست؛
پیش از پاسخ به آن، دستور مى دهد چاه خانه اش را پر کنند تا مبادا در بیان حکم
خدا، دچار هوا و هوس گردد! و منافع شخصى اش در استنباط و بیان حکم خدا، اثر
بگذارد و اگر مرجع تقلیدى بر اساس منافع شخصى فتوایى صادر کند، صلاحیت مرجعیت
را از دست خواهد داد.

چهارم. اختلاف
فتاوا مسئله اى نیست که در این عصر پیدا شده باشد؛ بلکه این امر در زمان ائمه
اطهار (علیهم السلام)  نیز در میان اصحاب و شاگردان به چشم مى خورد. در روایت عمر
بن حنظله آمده است: امام صادق (علیه السلام)  براى رفع نزاع و کشمکش ها میان مردم،
آنان را به فقیهان ارجاع داده، مى فرمود: «هرگاه دو یا چند نفر از آنان در فهم
روایات و استنباط احکام اختلاف نظر داشتند، به کسى که اعلم و با تقواتر است
مراجعه کنید».[۱۵]
در اینجا بدون آنکه حضرت اختلاف نظر میان آنان را سرزنش کند، آن را امرى بدیهى
تلقى مى کرد.

پنجم. مجتهدان در
بسیارى از مسائل فقهى ـ از جمله مسائل ضرورى و قطعى دین (مانند وجوب نماز و
روزه و احکام وضو) و نیز بى شمارى از احکام فرعى ـ اتفاق نظر دارند و حوزه
اختلاف، تنها در بعضى از احکام فرعى است.

ششم. خداوند متعال
در هر مورد و مسئله اى، بیش از یک حکم ندارد و فقیهان به دنبال یافتن حکم خدا
هستند. و اگر برخى فقیهان اشتباه کنند حکم خدا تغییرى نمى کند و متعدد نمى شود.
اما مجتهد و مقلدان چون تلاش کرده اند و به وظیفه خود عمل کرده اند از لطف و
ثواب الهى بهره مند مى شوند.

پس از این
مقدمات، اکنون به بررسى ریشه ها و عوامل اختلاف فتاوا پرداخته، مى گوییم: دانش
فقه و اجتهاد بر یک سلسله از مبادى و اصول فکرى مبتنى است و اختلاف در فتوا از
آنجا سرچشمه مى گیرد و آنها عبارت است از:

یک. اصول فقه

یکى از مهم ترین و
اساسى ترین مبادى فقه، «علم اصول» است. این علم به شناخت مسائلى همچون اوامر،
نواهى، مفاهیم، اجماع، خبر واحد و متواتر، تعارض، استصحاب، برائت و...
مى پردازد و مجتهد براى استنباط احکام فقهى، از نتیجه آن سود مى جوید. هر یک از
این موضوعات، اندیشه هاى گوناگونى را در خود بر مى تابد و تأثیر این اختلاف، در
تفاوت فهم حکم الهى نمایان مى شود. به عنوان مثال در مسئله اى چند روایت در
کتاب هاى حدیث موجود است که با هم تعارض دارد: بر این اساس دیدگاه علما، متفاوت
مى شود. یکى مى گوید: به عللى این روایت بر آن روایت تقدم دارد؛ دیگرى مى گوید:
به جهات دیگرى، آن روایت بر این روایت ترجیح دارد و هر کدام از آنان، بر طبق
روایت مورد نظر خود فتوا مى دهند و تردیدى نیست که «تعارض» یک مسئله اصولى و
مقدمه اى براى دانش فقه است.

دو. ادبیات عرب

این علم شامل صرف،
نحو و شناخت معانى الفاظ مى شود و یکى از مقدمات اجتهاد به شمار مى رود. گاهى
اختلاف فقیهان، به اختلاف در مسائل نحوى و صرفى باز مى گردد. براى مثال مجتهدى،
فلان کلمه در روایت را به صورت مرفوع مى خواند و آن را فاعل فعل مى داند؛ در
حالى که دیگرى آن را منصوب و مفعول فعل قلمداد مى کند و تردیدى نیست که این
اختلاف، به تفاوت در حکم و فتوا منجر مى شود.

سه. مفاهیم

گاهى تفاوت فتوا،
از اختلاف در شناخت معانى و مفاهیم الفاظ نشأت مى گیرد. به عنوان مثال در واژه
«یوم» ـ که در بسیارى از روایات آمده ـ میان فقیهان اختلاف نظر هست؛ برخى
فرموده اند: از طلوع خورشید تا غروب را یوم گویند و عده اى آن را توسعه داده و
ابتداى یوم را طلوع فجر دانسته اند. این اختلاف، تأثیر خود را در بسیارى از
احکام فقهى بر جاى گذاشته و باعث اختلاف در فتوا گردیده است که ذکر آنها ما را
از ادامه بحث باز مى دارد.

چهار. علم رجال

در زمان معصومین
(علیهم السلام) ، سند و مدرک روایات و شناخت راویان و ناقلان احادیث، کمتر مورد
نیاز بود؛ زیرا احادیث و احکام را یا از خود معصوم مى پرسیدند و یا راوى را به
دلیل نزدیکى زمانى با معصوم (علیه السلام) مى شناختند. اما در زمان هاى بعد احادیث
با واسطه هاى زیادى نقل مى شد و عده اى در این میان، به دروغ روایاتى را جعل
مى کردند. از این رو در زمان غیبت نیاز به شناسایى راویان سالم و راستگو از غیر
آنها ضرورى گشت و بر اساس آن «علم رجال» پایه گذارى شد. این علم به بررسى نقاط
ضعف و قوت کسانى مى پردازد که در اسناد احادیث آمده اند. در این علم روایات را
به معتبر و غیر معتبر تقسیم مى کنند و بر اساس آن، گاهى یک روایت نزد مجتهدى
معتبر و نزد دیگرى ضعیف محسوب مى شود و این امر عامل بسیار مهمى براى پیدایش
اختلاف فتاوا به شمار مى رود. به عنوان مثال در مسئله نگاه کردن به زنان
روستانشینى که معمولاً خود را نمى پوشانند، میان فقیهان اختلاف هست که آیا این
امر جایز است یا خیر؟ عده اى به آن پاسخ مثبت داده و بر این باورند  که در این
زمینه روایت معتبر رسیده است. عباد بن صهیب مى گوید: از امام صادق
(علیه السلام) 
شنیدم که فرمود: «لا بَأْسَ بِالنَّظَرِ اِلى رُؤُوسِ اَهْلِ تَهامَة و
الاَعْراب و اَهْلِ السَّواد و العَلُوج لاَِنَّهُم اِذا نُهُوا لا
یَنْتَهُون»
.

ولى گروهى از
فقیهان مى گویند: این روایت به جهت وجود عباد بن صهیب در سلسله سند آن، ضعیف
محسوب مى شود؛ زیرا این شخص در علم رجال توثیق ندارد و بر این اساس فتوا به
حرمت نگاه به این نوع زنان داده و یا لااقل در مسئله احتیاط کرده اند.

 

ضرورت تقلید

پرسش ۴ . چرا
تقلید کنیم؟ فلسفه آن چیست؟

ذهنِ پرسش گر هر
مسلمانى، در جست وجوى فلسفه احکام شرعى است. اهمیّت آگاهى از فلسفه تقلید، نسبت
به دیگر احکام، بیشتر است؛ زیرا:

در شریعت اسلام،
واجبات و محرماتى وجود دارد که خداى حکیم، آنها را براى سعادت دنیا و آخرت
انسان تشریع کرده است؛ واجبات و محرماتى که اگر انسان آنها را اطاعت نکند، نه
به سعادتِ مطلوب مى رسد و نه از عذاب سرپیچى از آنها در امان مى ماند.

براى شناخت احکام
شرعى، آگاهى هاى فراوانى، از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیر
صحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات و ده ها مسئله دیگر لازم است که آموختن
آنها، نیازمند سال ها تلاش جدى است.

در چنین حالتى،
مکلف خود را در برابر سه راه مى بیند:

نخست اینکه راه
تحصیل این علم (اجتهاد) را در پیش گیرد؛

دوم اینکه در هر
کارى آراى موجود را مطالعه کرده، به گونه اى عمل کند که طبق همه آرا عمل او
صحیح باشد (احتیاط کند)؛

سوم اینکه از رأى
کسى که این علوم را به طور کامل آموخته و در شناخت احکام شرعى کارشناس است،
بهره جوید.

بى شک، اگر او در
راه اول به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعى شده، از دو راه دیگر بى نیاز،
خواهد بود؛ امّا تا رسیدن به آن، ناگزیر از دو راه دیگر است.

راه دوم نیازمند
اطلاعات کافى از آراى موجود در هر مسئله و روش هاى احتیاط است و در بسیارى از
موارد، به دلیل سختى احتیاط، زندگى عادى او را مختل مى کند. ناگزیر گزینه
«تقلید» براى توده مردم حتمیت مى یابد. این سه راه اختصاص به برخورد انسان با
احکام شرعى ندارد؛ بلکه در هر رشته تخصصى دیگر نیز وجود دارد. به عنوان مثال یک
مهندس متخصص را فرض کنید که بیمار مى شود. او براى درمان بیمارى خویش، یا باید
خود به تحصیل علم پزشکى بپردازد، یا تمام آراى پزشکان را مطالعه کرده، به
گونه اى عمل کند که بعداً پشیمان نشود و یا به پزشک متخصص رجوع کند.

راه نخست او را به
درمان سریع نمى رساند. راه دوم نیز بسیار دشوار است و او را از کار تخصصى خود
(مهندسى) باز مى دارد. از این رو بى درنگ از پزشک متخصص کمک مى گیرد و به رأى
او عمل مى کند.

وى در عمل به رأى
پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آینده و احیانا سرزنش دوستان نجات
مى دهد؛ بلکه در اغلب موارد، درمان نیز مى شود. مکلف نیز در عمل به رأى مجتهد
متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آخرت و عذاب الهى نجات مى دهد؛ بلکه به مصالح
احکام شرعى نیز دست مى یابد.

  

تقلید و دین فطرى

پرسش ۵ . تقلید
به معناى رجوع جاهل به عالم است. علت اینکه مجتهدان، تقلید را بر مردم واجب
کرده اند، این است که مردم را جاهل و بى سواد مى دانند! همین نکته باعث مى شود
قشر تحصیل کرده، هرگز سراغ تقلید نروند و بگویند که اسلام، دین فطرى بوده و امر
فطرى همگانى است نه تخصصى! پس چه ضرورتى دارد که حتما به مجتهد رجوع شود؟

یکم. اینکه
«تقلید، رجوع جاهل به عالم است»، هیچ بار منفى براى مقلد ندارد؛ جاهل در اینجا،
به معناى جاهل نسبى و کسى است که در مسائل شرعى، مجتهد و کارشناس نیست؛ هر چند
خودش در مسائل دیگرى متخصص و کارشناس باشد و یا حتّى در مسائل فقهى، از آگاهى
نسبى خوبى برخوردار باشد.

خودِ مجتهدان نیز
در مسائل دیگر، به متخصص رجوع مى کنند و این را از باب رجوع جاهل به عالم و اهل
خبره مى دانند. نمونه بارز آن امام خمینى بود که پزشک معالج ایشان گفت: تا به
حال کسى را ندیده ام که این قدر در درمان، مطیع پزشک باشد.

در جهان امروز،
تحقیق در همه علوم براى یک نفر کارى غیر ممکن و غیر ضرورى است. بسیارى از
روحانیان نیز در مسائل شرعى تقلید مى کنند؛ زیرا یا هنوز مقدمات اجتهاد را
تحصیل نکرده اند و یا وقت خود را در تخصص هاى دیگر علوم دینى صرف مى نمایند.

دوم. اینکه گفته
شد: «مجتهدان تقلید را بر مردم واجب کرده اند»، از دو جهت باطل است:

۱. لزوم تقلید از
مسائلى نیست که فتواى مجتهد در آن، براى مقلّد  سودمند باشد؛ زیرا لزوم تقلید
مسئله اى است عقلى که هر عاقلى آن را درمى یابد. پس اصل «لزوم تقلید»، تقلیدى
نیست. آرى، فروع تقلید، مانند بقا بر تقلید میت و امثال آن، از مسائل تقلیدى
است. مکلف پس از آنکه خودش در مسئله لزوم یا جواز تقلید، به نتیجه اى رسید و از
مجتهدى تقلید کرد، فتاواى او براى مکلف اعتبار مى یابد.

۲. آیات و روایات
نیز لزوم تقلید را تأیید کرده است؛ مانند آیه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ
إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»
[۱۶]؛
«اگر نمى دانید از آگاهان بپرسید» و سخن امام صادق (علیه السلام) :
«و امّا مَن
کان من الفُقِهاء صائِنا لِنَفْسِهِ حافِظا لِدینهِ، مُخالِفا لهواه مطیعا لامر
مولاه فللعوام ان یقلدوه»
[۱۷]؛
«هر کس از فقهاى امّت ما که از نفس خود مواظبت کند و از دینش پاسدارى کند، با
هواى نفس مخالفت و فرمان مولاى خود را اطاعت کند؛ سزاوار است که عوام از او
تقلید کنند».

به نظر مى رسد،
تبلیغ این فکر که علماى دین، مردم را جاهل به حساب مى آورند و امثال آن، از
تبلیغات نادرست کسانى است که مى خواهند میان آنان و مردم فاصله ایجاد کنند.

 

عقلانیت تقلید

پرسش ۶ . تقلید،
پذیرفتن بدون دلیل است و عقل انسان چیزى را بدون دلیل نمى پذیرد!؟

عقل انسان هرگز
چیزى را بدون دلیل نمى پذیرد؛ امّا تقلیدى که مسلمانان از آن بحث مى کنند،
پذیرش بدون دلیل نیست. براى مثال مجتهد به مسئله  وجوب خمس فتوا مى دهد و دلیل
او آیه ۴۱ سوره «انفال» و روایاتى است که در این زمینه وارد شده است. مقلّد نیز
هرگز این فتوا را بدون دلیل نمى پذیرد. دلیل او براى پذیرش فتواى مجتهد، این
است که مى داند خداوندِ حکیم، تکالیفى را براى انسان معیّن کرده؛ یعنى، بعضى
کارها را بر او واجب یا حرام کرده است و احتمال مى دهد که یکى از این واجبات،
وجوب خمس باشد. همین مقدار از علم او به احکام، او را مسئول مى کند؛ لذا باید
آن احکام را بشناسد و ببیند آیا خمس واجب است یا نه و چه شرایطى دارد. امّا فهم
این احکام از قرآن، سنّت، عقل و اجماع، نیازمند مقدمات فراوان و آشنایى با علوم
بسیارى است. از آنجایى که او در این علوم متخصص نیست، باید از راه دیگرى این
احکام را بشناسد و آن، رجوع به متخصصان این علوم است. در واقع، دلیل مقلّد براى
پذیرش فتواى مجتهد، همان دلیل او بر لزوم تقلید است. پس او با دلیل، به فتواى
مجتهد عمل مى کند؛ نه بدون دلیل. اگر بیمارى به پزشک مراجعه کند و بر اساس
دستور و نظر او عمل کند، هیچ فرد عاقلى وى را سرزنش نمى کند؛ بلکه کار وى را
عین خردورزى مى داند.

به عبارت دیگر،
عقل حکم به لزوم تقلید مى کند؛ پس تقلید مبتنى بر خردورزى است. تقلیدى که قرآن
به بت پرستان نسبت داده، تقلید بدون دلیل و از روى عادت است. اسلام، تقلید
یهودیان از علمایشان را نکوهش کرده است.

بیان این مطلب که
«احکام شرعى، خود را باتوجه به عقل و منطق انجام مى دهیم» به چه معنا است؟ براى
مثال شما چگونه از راه عقل مى فهمید مبطلات روزه چیست؟ کفاره روزه عمد چه
مى باشد؟ زکات فطره چه مقدار باید باشد؟ نمازهاى یومیه چند تا و چند رکعت و
داراى  چه اجزا و شرایطى است؟ حکم انفال و حقوق دریاها و فلات قاره از نظر دینى
چیست؟ صدها و هزارها مسئله دیگر؟! واقع مطلب آن است که ما، نمى توانیم بسیارى
از احکام دینى خود را به طور مستقل، از طریق عقل به دست آوریم و آنها را انجام
دهیم؛ گاه نیز ممکن است به پندارهاى خود و به جهت ندانستن دلایل و منابع یک
حکم، با آن بستیزیم و آن را خلاف عقل به حساب آوریم! در حالى که با اندکى جست و
جو و کاوش و با مراجعه به کارشناسان دین، درخواهیم یافت دانش ما در این زمینه
ناقص است. در چنین مواردى همان عقل و منطق حکم مى کند انسان باید از طریق
متخصص، احکام دین را فرا بگیرد و ناشیانه و با پندار نادرست به بى راهه نرود.

  

 

قلمرو تقلید:

 

تحقیق در اصول دین

پرسش ۷ . مراد از
تقلیدى نبودن اصول دین چیست و چگونه مى توان با تحقیق به این اصول رسید؟

مراد از «تقلیدى
نبودن اصول دین» این است که هر کس، باید عقاید دینى را با یقین و حجّت بپذیرد.
رسیدن به این مرحله در افراد، بسیار متفاوت است. بیشتر انسان ها براساس همان
فطرت اولیه، ایمان یقینى به وجود خداوند دارند و یا براساس عقل فطرى خویش،
براهینى بسیار ساده و در عین حال محکم، بر وجود خدا اقامه مى کنند (مانند
پیرزنى که از طریق چرخ نخ ریسى بر وجود خداوند دلیل آورد و پیامبر اکرم
(صلی الله علیه وآله)  آن را مورد تأیید قرار داد). بنابراین تحقیقى بودن معارف
دینى، لزوما به معناى جست وجوى وسیع و بررسى همه ادله و شبهات دربارؤ آنها و
پاسخ هایشان نیست. البته براى برخى از افراد، چنین تحقیقاتى لازم است؛ زیرا
دفاع عقلانى از دین و معارف دینى، متخصصان برجسته اى را مى طلبد. این
مسئله
همگانى نیست و هر کس در حد توانایى خود و مسائلى که با آن روبه رو مى شود،
نیازمند تحقیق است.

  

یادگیرى احکام

پرسش ۸ . آیا کسى
که در آموختن احکام دینى مورد نیاز خود کوتاهى مى کند، گناه کار است؟

همه مراجع: اگر
نیاموختن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بینجامد، گناه کار است.[۱۸]

 

وجوب تقلید

پرسش ۹ . آیا
تقلید از مجتهد بر هر کسى حتى تحصیل کرده ها واجب است؟

همه مراجع: اگر
مجتهد نیستند و نمى توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید
نمایند.[۱۹]

تبصره. عمل به
احتیاط نیاز به اطلاعات وسیعى از مسائل فقهى دارد؛ از این رو تنها راه براى
عموم مردم، همان تقلید از مجتهد است.

 

ضروریات دین

پرسش ۱۰ . آیا
تقلید در احکام ضرورى دین جایز است؟

همه مراجع: تقلید
در مسائل ضرورى و قطعى دین ـ مانند اصل وجوب نماز، روزه، حجاب و... ـ صحیح
نیست.[۲۰]

تبصره. مقصود از
«ضرورى دین» در بخش دانستنى ها آورده شده است.

  

تقلید و اعتقادات

پرسش ۱۱ . من تا
به حال در مسائل اعتقادى از شخصى تقلید نکرده ام، وظیفه من چیست؟

همه مراجع: تقلید
در مسائل اعتقادى دین جایز نیست و باید آنها را از روى دلیل دانست.[۲۱]

 

انتخابات و رأى
مرجع

پرسش ۱۲ . اگر
مرجع تقلید نسبت به دادن رأى به یک شخص خاص اظهار تمایل کند، آیا مقلد مى تواند
بر خلاف آن عمل نماید؟

همه مراجع: رأى
دادن به یک شخص خاص، جزء موضوعات شمرده مى شود و تقلید در این نوع موضوعات،
صحیح نیست و مکلف باید بر اساس تشخیص خود به فرد صالح، امین و داراى شرایط مقرر
رأى دهد.[۲۲]

تبصره. مقصود از
موضوعات (یا موضوعات صرفه)، امورى است که مفاهیم آن، بدون نیاز به اعمال نظر و
اجتهاد، روشن است؛ مانند مفهوم آب و شراب. در چنین موضوعاتى، تقلید صحیح نیست.
بدین ترتیب اگر شک کند که آیا مایع موجود در ظرف، آب است یا شراب و یا خودش
مى داند که آب است؛ ولى مجتهد بگوید شراب است مجاز نیست از مجتهد تقلید کند.
بلى، گفته مجتهد به عنوان یک مخبر عادل نه به عنوان مرجع تقلید، مى تواند مورد
پذیرش واقع شود.

  

تقلید و مقررات
دولت

پرسش ۱۳ . آیا در
نظام جمهورى اسلامى، مخالفت با قوانین و مقررات دولت ـ که به تصویب مجلس شوراى
اسلامى و شوراى نگهبان رسیده ـ، جایز است؟

همه مراجع (به جز
بهجت و سیستانى): خیر، مخالفت با آن جایز نیست.[۲۳]

آیه اللّه  بهجت:
در موارد مختلف حکم تفاوت مى کند.[۲۴]

آیه اللّه 
سیستانى: مخالفت با قوانینى که نظم اجتماعى را برهم مى زند یا حداقل یک مجتهد
جامع شرایط آن را تصویب کرده، جایز نیست.[۲۵]

تبصره. تردیدى
نیست که اگر مجلس و شوراى نگهبان، قانونى بر خلاف شرع تصویب و تأیید کنند،
اطاعت از آن واجب نیست.

 

تقلید مجتهد


پرسش ۱۴ . آیا یک
مجتهد، مى تواند از مجتهدى که نسبت به او اعلم است، تقلید کند؟

همه مراجع: خیر،
تقلید مجتهد از دیگرى حرام است.[۲۶]

  

 


چگونگى تقلید :

 

راه هاى دستیابى
فتوا

پرسش ۱۵ . راه به
دست آوردن فتواى مرجع تقلید چگونه است؟

همه مراجع: ۱.
شنیدن از خود مجتهد،

۲. شنیدن از دو
نفر عادل،

۳. شنیدن از کسى
که انسان به گفته او اطمینان دارد،

۴. دیدن فتوا در
رساله اى که مورد اطمینان باشد.[۲۷]

تبصره. برخى از
مراجع (مانند: امام، بهجت، مکارم و نورى)، شنیدن از یک نفر عادل را نیز کافى
مى دانند.

 

پرسش ۱۶ . آیا
براى تقلید از مرجع، گفتن زبانى یا تهیه رساله مرجع لازم است؟

همه مراجع: خیر،
براى تقلید از مرجع جارى ساختن بر زبان و یا تهیه رساله لازم نیست.[۲۸]

  

دفاتر مراجع تقلید

پرسش ۱۷ . آیا
شنیدن مسئله از طریق تلفنى که منسوب به مرجع تقلید است، براى مکلف حجیت دارد و
آیا مى تواند آن را براى مردم به عنوان حکم شرعى و نظر مجتهد بیان کند؟


همه مراجع: اگر به
گفته او اطمینان پیدا نماید، حجت است.[۲۹]

 

معیار تقلید

پرسش ۱۸ . در چه
صورت، تقلید از یک مرجع تحقق مى یابد؟

همه مراجع (به جز
صافى): معیار تحقق تقلید، عمل به فتواى مجتهد است.[۳۰]

آیه اللّه  صافى:
معیار تحقق تقلید، یادگرفتن فتواى مجتهد به قصد عمل است.[۳۱]

 

مسائل مستحدثه

پرسش ۱۹ . با
پیشرفت علم، ممکن است مسائلى مانند بازاریابى شبکه اى پیش بیاید که در منابع
اسلامى ذکرى از آن به میان نیامده باشد، در این صورت تکلیف چیست؟ آیا مراجع
تقلید مى توانند پاسخگوى آن باشند یا اینکه مى توانیم از عقلمان کمک بگیریم؟


هر چند دین اسلام
به بسیارى از مسائل کلى و جزیى پرداخته و حکم آن ها  را بیان کرده است ولى با
وجود آن یک سرى از مسائل است که به طور صریح و روشن از آن ها نامى به میان برده
نشده است اما در آن یک سلسله قواعد کلى وجود دارد که مجتهد مى تواند بر اساس آن
مسائل جدیدى که پیش مى آید، پاسخ دهد و هیچ راه بن بستى وجود ندارد امام رضا
(علیه السلام)  فرمود: «عَلَینا اِلْقاءُ الاُصُولِ وَ عَلَیْکُم التَّفْریعُ» ؛
«ما بیانگر قواعد کلى هستیم و شما با استفاده از آن ها عهده دار استنباط فروعات
و (مسائل جدید)».[۳۲]

 

انتخاب مرجع

پرسش ۲۰ . آیا
شخص مى تواند بدون تحقیق، مرجع تقلید خود را انتخاب کند؟

همه مراجع: مرجع
تقلید باید بر اساس معیارهاى خاص برگزیده شود.[۳۳]

تبصره. ضابطه
تشخیص مجتهد اعلم در جاى خود بیان شده است. (ر.ک: «تشخیص اعلم»)

 

شهرت فتوا

پرسش ۲۱ . اگر در
میان مردم فتواى مرجع تقلید مشهور و رایج باشد، آیا مى توان به آن عمل کرد؟


همه مراجع: اگر
موجب اطمینان شود، لازم است به آن عمل کند.[۳۴]

تبصره. یکى از
راه هاى دستیابى به فتوا، شنیدن از کسى است که از گفته او،  براى انسان اطمینان
پیدا شود. اگر این اطمینان از راه دیگرى به دست آید (مانند شهرت فتوا)، در این
صورت نیز حجت است.

 

نقل فتوا

پرسش ۲۲ . کسى که
فتواى مرجع تقلید را براى دیگران نقل کرده و سپس متوجه شده که نظر ایشان تغییر
کرده، آیا لازم است که به آنان خبر دهد؟

همه مراجع (به جز
فاضل): خیر، واجب نیست به آنها خبر دهد.[۳۵]

آیه اللّه  فاضل:
بنابر احتیاط واجب، باید فتواى جدید مرجع تقلید را به آنان خبر دهد.[۳۶]

 

پرسش ۲۳ . اگر
شخص فتواى مرجع تقلید را به طور اشتباه نقل کند، تکلیف چیست؟

همه مراجع (به جز
سیستانى): واجب است اشتباه خود را در صورت امکان برطرف سازد.[۳۷]

آیه اللّه 
سیستانى: بنابر احتیاط واجب، باید اشتباه خود را در صورت امکان برطرف سازد.[۳۸]

تبصره. حکم یاد
شده در صورتى است که گفته او، باعث شود شنونده بر خلاف وظیفه شرعى اش عمل کند؛
وگرنه هیچ گونه الزامى  در کار نیست. از این رو برخى از مراجع تقلید (سیستانى و
وحید) در رساله عملیه خود به این نکته تصریح کرده اند.

 

پرسش ۲۴ . هرگاه
دفتر استفتاى مرجع تقلید، نظر او را مخالف با آنچه در رساله ایشان است نقل
کنند، تکلیف چیست؟

همه مراجع: اگر
رساله مرجع تقلید از اشتباه مصون باشد، بر نقل دفتر استفتا ترجیح دارد و باید
به آن عمل کرد؛ وگرنه نقل دفتر [مشروط بر آنکه از آن اطمینان حاصل شود] مقدم
است.[۳۹]

تبصره. اگر دفتر
استفتاى مرجع تقلید، بگوید که نظر مرجع تقلید عوض شده است؛ در این صورت نقل او
بر آنچه که در رساله هست، ترجیح دارد.

 

پرسش ۲۵ . اگر
گروه دفتر استفتاى مرجع تقلید، در نقل فتواى او اختلاف داشتند، نظر کدام معتبر
است؟

آیات عظام امام،
تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل و مکارم: در فرض یاد شده، هیچ کدام اعتبار
ندارد و باید از خود مرجع تقلید پرسید.[۴۰]

آیات عظام بهجت،
صافى و نورى: باید به نظر آن کس که مطمئن تر است، عمل کرد و در غیر این صورت
باید از خود مرجع تقلید پرسید.[۴۱]

  

رساله مرجع

پرسش ۲۶ . آیا
لازم است براى تقلید از یک مجتهد، تمام رساله او را بخوانیم؟

همه مراجع: خیر،
خواندن تمام رساله لازم نیست؛ ولى مسائلى را که انسان به طور معمول به آنها
نیاز دارد، واجب است یاد بگیرد.[۴۲]

 

تغییر فتواى مجتهد

پرسش ۲۷ . هرگاه
فتواى مجتهد تغییر یابد، آیا جایز است به همان نظر ایشان عمل کرد؟ اگر بعد از
عمل فهمیدیم نظر مجتهد عوض شده وظیفه چیست؟

همه مراجع: خیر
باید به فتواى جدید او عمل کرد و لازم نیست عباراتى که بر طبق فتواى پیشین
انجام گرفته قضا شود.[۴۳]

تبصره. اگر فتواى
پیشین مرجع تقلید موافق با احتیاط باشد، مى تواند به آن عمل کند.

 

 

انتخاب مرجع تقلید
:

 

تشخیص اعلم

پرسش ۲۸ . راه
تشخیص اعلم چیست؟

همه مراجع: مجتهد
اعلم را از سه راه مى توان شناخت:

۱. خود شخص یقین
کند؛ مثل آنکه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد اعلم را بشناسد.

۲. دو نفر عالم
عادل ـ که مى توانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند ـ اعلم بودن او را تصدیق نمایند؛
به شرط آنکه با گفته دو عالم عادل دیگر تعارض نیابد.

۳. از گفته عده اى
از اهل علم ـ که مى توانند اعلم را تشخیص دهند ـ یقین یا اطمینان پیدا شود.[۴۴]

تبصره ۱. طبق
فتواى آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید چنانچه یک نفر عالم خبره و مورد
اطمینان تصدیق کند، کافى است.

تبصره ۲. طبق
فتواى آیه اللّه  بهجت و آیه اللّه  وحید، چنانچه از هر راهى که انسان اطمینان
به اعلمیت پیدا کند، کافى است.

  

تعارض در تشخیص
اعلم

پرسش ۲۹ . اگر
عده اى از علما به اعلم بودن مجتهدى شهادت بدهند و در مقابل، گروهى شخص دیگرى
را اعلم بدانند، و ما نتوانیم مجتهد اعلم را تشخیص دهیم، وظیفه چیست؟

آیات عظام امام،
خامنه اى و نورى: در هر کدام احتمال اعلمیت داده شود، بنابر احتیاط واجب از او
تقلید کند و در صورت تساوى، مخیر است.[۴۵]

آیات عظام بهجت،
فاضل و صافى: در هر کدام احتمال اعلمیت داده شود، باید از او تقلید کند و در
صورت تساوى، مخیر است.[۴۶]

آیه اللّه 
تبریزى: آگاهى و تخصص هر گروه از علما بیشتر باشد، شهادت و نظرشان مقدم است و
در صورت تعارض، در هر کدام احتمال اعلمیت داده شود، از او تقلید کند و در صورت
تساوى، مخیر است.[۴۷]

آیه اللّه 
سیستانى: آگاهى و تخصص هر گروه از علما بیشتر باشد، شهادت و نظرشان مقدم است و
در صورت تعارض، در هر کدام احتمال اعلمیت داده شود، باید از او تقلید کند و در
صورت تساوى، مخیر است؛ مگر در موارد علم اجمالى بر تکلیف، (مانند قصر و اتمام)
که در این هنگام بنابر احتیاط واجب باید هر دو فتوا را رعایت کند.[۴۸]

آیه اللّه  مکارم:
بنابر احتیاط واجب از کسى تقلید کند که گمان به اعلمیت او دارد و در صورت
تساوى، مخیر است.[۴۹]

آیه اللّه 
وحید: در هر کدام احتمال اعلمیت داده شود، باید از او تقلید کند و در صورت
تساوى باید از کسى تقلید کند که فتوایش مطابق احتیاط است و چنانچه احتیاط ممکن
نبود و یا مشقت داشت، مخیر است.[۵۰]

تبصره. فرض مسئله
جایى است که هر دو در تقوا مساوى باشند.[۵۱]

 

اجتهاد اهل خبره

پرسش ۳۰ . آیا
اهل خبره ـ به عنوان مرجع تشخیص اعلم ـ باید مجتهد باشند؟

همه مراجع: خیر
لازم نیست مجتهد باشند؛ ولى باید در حدى از مرتبه علم باشند که بتوانند مجتهد
را از غیر مجتهد و اعلم را از غیر اعلم تشخیص دهند.[۵۲]

تبصره. کلام مراجع
تقلید در رساله هاى عملیه «مطلق» است و اهل خبره را به «مجتهد» تفسیر
نکرده اند.

 

نوجوانان و تشخیص
اعلم

پرسش ۳۱ . کسانى
که به تازگى بالغ مى شوند و با تحقیق و بررسى از اهل خبره نمى توانند به نتیجه
قطعى برسند، تکلیفشان چیست؟

آیات عظام امام،
خامنه اى و نورى: در هر کدام احتمال اعلمیت داده شود، بنابر احتیاط واجب از او
تقلید کنند و در صورت تساوى، مخیرند.[۵۳]

آیات عظام بهجت،
تبریزى، صافى و فاضل: در هر کدام احتمال اعلمیت داده شود، باید از او تقلید
کنند و در صورت تساوى، مخیرند.[۵۴]

آیه اللّه 
سیستانى: در هر کدام احتمال اعلمیت داده شود، باید از او تقلید کنند و در صورت
تساوى مخیرند؛ مگر در موارد علم اجمالى تکلیف (مانند قصر و اتمام) که در این
هنگام بنابر احتیاط واجب، باید هر دو فتوا را رعایت کنند.[۵۵]

آیه اللّه  مکارم:
بنابر احتیاط واجب از کسى تقلید کنند که گمان به اعلمیت او دارند و در صورت
تساوى، مخیرند.[۵۶]

آیه اللّه  وحید:
در هر کدام احتمال اعلمیت داده شود، باید از او تقلید کنند و در صورت تساوى،
باید از کسى تقلید کنند که فتوایش مطابق احتیاط است و چنانچه احتیاط ممکن نبود
و یا مشقت داشت، مخیر است.[۵۷]

تبصره. فرض مسئله
جایى است که مجتهدان یاد شده در تقوا مساوى باشند و اگر یکى از آنان باتقواتر
باشد، حکم آن در عنوان تقلید مجتهد ذکر شده است.

 

عقل و انتخاب مرجع


پرسش ۳۲ . آیا
مى توان بر اساس تشخیص عقل و درایت خود، مرجع تقلید را انتخاب کرد؟

همه مراجع: خیر،
مگر آنکه شخص خود از اهل علم باشد و بتواند مجتهد اعلم را بشناسد.[۵۸]

  

رأى اکثر فقیهان

پرسش ۳۳ . آیا
مى توان در مسائل مورد اختلاف، به جاى تقلید از یک شخص معین، رأى اکثریت فقیهان
را ملاک عمل قرار داد؟

آیات عظام امام و
خامنه اى: خیر، عمل به رأى اکثر جایز نیست و بنابر احتیاط واجب، باید از مجتهد
اعلم تقلید کرد؛ مگر آنکه نظر آنان با احتیاط موافق باشد.[۵۹]

آیات عظام بهجت،
تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم، نورى و وحید: خیر، عمل به رأى اکثر جایز نیست و
باید از مجتهد اعلم تقلید کرد؛ مگر آنکه نظر آنان با احتیاط موافق باشد.[۶۰]

آیه اللّه  صافى:
خیر، عمل به رأى اکثر جایز نیست و بنابر احتیاط واجب باید از مجتهد اعلم تقلید
کرد؛ مگر آنکه نظر آنان با احتیاط موافق باشد و یا نظر اعلم نادر باشد که در
فرض دوم، باید به فتوایى که با احتیاط مطابق است، عمل کرد.[۶۱]

 

تبعیت در تقلید

پرسش ۳۴ . آیا
درست است که تقلید افراد خانواده (همسر و فرزند)، تابع سرپرست خانواده باشد؟

همه مراجع: خیر،
در تقلید پیروى از یکدیگر درست نیست و هر کس  در این امر مستقل است.[۶۲]

تبصره. البته اگر
افراد خانواده به صحت تحقیق سرپرست خانواده اطمینان یابند، مى توانند بر اساس
گفته او عمل کنند.

 

پرسش ۳۵ . مرجع
پدر و مادرم با من تفاوت دارد؛ در مسائلى که برایمان پیش مى آید (مانند طهارت و
نجاست، پرداخت خمس جهیزیه و...) باید به نظر کدام مرجع عمل کنم؟


همه مراجع: هر کس
باید به نظر مرجع تقلید خویش، عمل کند.[۶۳]

  

 

شرایط مرجع تقلید
:

 

مجتهد اعلم

پرسش ۳۶ . آیا
تقلید از مجتهد اعلم واجب است، یا مى توان از مجتهد غیر اعلم هم تقلید کرد؟

آیات عظام امام و
خامنه اى: بنابراحتیاط واجب، بایداز مجتهد اعلم تقلید کرد.[۶۴]

آیات عظام بهجت،
تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم، نورى و وحید: آرى، تقلید از مجتهد اعلم واجب
است.[۶۵]

آیه اللّه  صافى:
بنابر احتیاط واجب، باید مجتهد دیگر، اعلم از او نباشد.[۶۶]

تبصره ۱. تقلید از
اعلم در جایى لازم است که مجتهدان، اختلاف نظر دارند و اگر فتواى همگى یکسان
باشد، تقلید از هر کدام فرقى نمى کند.

تبصره ۲. اگر در
مسئله اى فتواى غیر اعلم موافق با احتیاط باشد، در این هنگام تقلید از مجتهد
اعلم در آن مسئله، واجب نیست و مقلد مى تواند احتیاط کند.

  

جهل به اعلمیت

پرسش ۳۷ . اگر
فردى پس از چند سال، متوجه شود مرجعش اعلم نبوده، آیا مى تواند به مرجع اعلم
عدول کند؟

آیات عظام امام،
خامنه اى و صافى: در صورتى که مجتهد دوم اعلم باشد؛ بنابر احتیاط واجب باید به
او رجوع کند.[۶۷]

آیات عظام بهجت،
تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم، نورى و وحید: در صورتى که مجتهد دوم اعلم باشد،
باید به او رجوع کند.[۶۸]

تبصره. مسئله لزوم
رجوع به مجتهد اعلم در مسائل اختلافى است؛ وگرنه رجوع لزومى ندارد.

 

تقواى مجتهد

پرسش ۳۸ . اگر دو
یا چند مجتهد از نظر مقام علمى مساوى باشند؛ ولى یکى با تقواتر باشد، وظیفه
چیست؟

آیات عظام امام،
تبریزى، خامنه اى، صافى، مکارم و نورى: در تقلید از هر یک، مخیر است.[۶۹]

آیه اللّه  فاضل:
بنابر احتیاط واجب باید از مجتهدى که تقوایش بیشتر است، تقلید کرد.[۷۰]

آیه اللّه 
وحید: باید از کسى تقلید کند که فتوایش مطابق احتیاط است و چنانچه احتیاط ممکن
نبوده و یا مشقّت دارد؛ بنابر احتیاط واجب از مجتهدى که تقوایش بیشتر است،
تقلید کند.[۷۱]

آیه اللّه 
سیستانى: اگر در استنباط احکام شرعى و فتوا دادن با تقواتر است، باید از او
تقلید کرد. اگر در امور دیگرى تقوایش بیشتر است، در تقلید از هر یک مخیر است؛
مگر در مسئله اى که علم اجمالى به تکلیف دارد؛ مانند موارد قصر و تمام که در
این صورت احتیاط واجب آن است که به هر دو فتوا عمل کند.[۷۲]

آیه اللّه  بهجت:
باید از مجتهدى که تقوایش بیشتر است، تقلید کرد.[۷۳]

تبصره. کسانى که
تقلید از مجتهد اورع را لازم نمى شمارند، لااقل آن را مستحب و یا احتیاط مستحب
مى دانند.

 

تخصص مراجع تقلید

پرسش ۳۹ . آیا
تخصصى شدن مراجع تقلید در زمینه هاى مختلف علمى جایز است؟

همه مراجع: اگر هر
یک از آنان در بخشى از فقه اعلم باشند، مقلد باید در هر بخشى، از مجتهد اعلم
تقلید کند.[۷۴]

  

پرسش ۴۰ . اگر
مجتهدى اعلم و مجتهد دیگر با تقواتر؛ ولى علمش کمتر باشد، آیا تقلید از عالم با
تقواتر جایز است؟

همه مراجع (به جز
امام و خامنه اى): خیر، باید از اعلم تقلید کند.[۷۵]

آیات عظام امام و
خامنه اى: خیر، بنابراحتیاط واجب باید از اعلم تقلید کند.[۷۶]

تبصره. از شرایط
مرجع تقلید، اعلم بودن است، نه تقواى بیشتر؛ بنابراین وصف اعلمیت مقدم است.

 

عدالت مرجع

پرسش ۴۱ . آیا
عدالت معتبر در مرجع تقلید با عدالت امام جماعت، تفاوت دارد؟

آیات عظام امام،
خامنه اى، فاضل و نورى: با توجه به اهمیت منصب مرجعیت، بنابر احتیاط واجب، مرجع
تقلید باید علاوه بر داشتن عدالت، حریص به دنیا نیز نباشد.[۷۷]

آیات عظام بهجت،
سیستانى، صافى، مکارم و وحید: عدالت در هر دو یکى است.[۷۸]

آیه اللّه 
تبریزى: با توجه به اهمیت منصب مرجعیت، مرجع تقلید باید علاوه بر داشتن عدالت،
سابقه فسق معروفى در بین مردم نداشته باشد.[۷۹]

  

پرسش ۴۲ . آیا از
مجتهدى که در عدالتش شک داریم، جایز است تقلید کنیم؟

همه مراجع: خیر،
تقلید از او جایز نیست.[۸۰]

 

ملیت مرجع

پرسش ۴۳ . آیا
تقلید از علماى کشورهاى دیگر ـ که دسترسى به آنان امکان ندارد ـ جایز است؟

همه مراجع: در
تقلید از مجتهد جامع شرایط، لازم نیست که کشور و محل سکونت او، با کشور و محل
سکونت مقلدش یکى باشد.[۸۱]

تبصره. روشن است
که اگر مرجع تقلید شخص در کشورى سکونت کند که دسترسى به فتواى او نباشد، تقلید
از او امکان ندارد.

 

اظهار نظر غیر
مجتهد

پرسش ۴۴ . آیا
غیر مجتهد، مى تواند در احکام و مسائل شرعى نظر و فتوا بدهد؟

همه مراجع: فتوا
دادن و اظهار نظر کردن در مسائل شرعى، براى کسى که مجتهد نیست، حرام است.[۸۲]

 

تداوم شرایط
مرجعیت

پرسش ۴۵ .  اگر
شخصى نسبت به مرجع تقلید خود، دچار شک شود، چه باید بکند؟

همه مراجع: تا
هنگامى که شرایط مرجعیت در او از بین نرفته، مى تواند بر تقلیدش باقى باشد و به
شک خود اعتنا نکند.[۸۳]

  

پرسش ۴۶ . اگر
مرجع تقلید رساله نداشت، آیا تقلید از او جایز است؟

همه مراجع: اگر
شرایط مرجع تقلید را داشته باشد، تقلید از او جایز است و داشتن رساله شرط نیست.[۸۴]

 

مرجعیت زن

پرسش ۴۷ . آیا
شخص مى تواند از زن مجتهد تقلید کند؟

همه مراجع: خیر،
تقلید از او جایز نیست.[۸۵]

تبصره. تردیدى
نیست که تحصیل علم و نیل به مقام اجتهاد، مخصوص مرد نیست و زن نیز مى تواند به
این مقام دست یابد؛ ولى تقلید از او جایز نیست.

 

پرسش ۴۸ . آیا زن
مى تواند در مسائل زنان، مرجع آنان شود؟

همه مراجع: خیر،
زن نمى تواند مرجع تقلید شود.[۸۶]

 

پرسش ۴۹ . اگر
زنى به مقام اجتهاد برسد، آیا بر او نیز تقلید حرام است؟

همه مراجع: آرى بر
زن مجتهد نیز تقلید از دیگرى حرام است.[۸۷]

تبصره. این مسئله
هر چند در اکثر رساله هاى عملیه مراجع تقلید ذکر نشده است؛ ولى در کتاب هاى
استدلالى از آن بحث شده و نزد آنان از مسلّمات است.

  

 

تقلید ابتدایى
:

 

تقلید از مجتهد
میت

پرسش ۵۰ . براى
کسى که تازه مى خواهد تقلید کند آیا مى تواند از مرجعى که در قید حیات نیست
تقلید کند؟ اگر نتواند از میان مراجع زنده اعلم را پیدا کند، چطور؟

همه مراجع (به جز
خامنه اى و مکارم): خیر، تقلید ابتدایى از مجتهد میت، جایز نیست.[۸۸]

آیات عظام
خامنه اى و مکارم: تقلید ابتدایى از مجتهد میت، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۸۹]

 

تقلید از امام
خمینى رحمه الله

پرسش ۵۱ . بنده
سیزده سال داشتم که از امام خمینى تقلید کردم؛ آیا اکنون مى توانم به تقلید او
باقى بمانم یا خیر؟

همه مراجع (به جز
صافى): تقلید نا بالغ ممیز صحیح است؛ لذا مى توانید  بر تقلید امام خمینى باقى
بمانید.[۹۰]

آیه اللّه  صافى:
اگر علم به تقلید صحیح داشته باشید بقا بر تقلید بعید نیست؛ اما اصالة الصحة در
تقلید نابالغ جارى نیست

تبصره ۱. در فرض
یاد شده بقا بر تقلید در صورتى است که شخص بداند تقلیدش در آن دوران (سیزده
سالگى) درست انجام گرفته است.

تبصره ۲. پاسخ یاد
شده بر اساس اصل درستى بقا بر تقلید میت است؛ وگرنه چنانچه مجتهد میت اعلم
باشد، طبق فتواى برخى مراجع، بقا واجب است. (رک: عنوان بقا بر تقلید میت اعلم).

 

پرسش ۵۲ . در
حالى که امام خمینى از دنیا رفته بود، مقلد ایشان شدم؛ آیا این کار من صحیح
است؟

همه مراجع (به جز
خامنه اى و مکارم): خیر، تقلید ابتدایى از مجتهد مرده جایز نیست (هر چند تازه
از دنیا رفته باشد) و باید از مجتهد زنده تقلید کرد.[۹۱]

آیات عظام
خامنه اى و مکارم: تقلید ابتدایى از مجتهد میت، بنابر احتیاط واجب جایز نیست؛
هر چند تازه از دنیا رفته باشد.[۹۲]

 

پرسش ۵۳ . در
زمانى که امام خمینى رحمه الله در قید حیات بود، در نظر داشتم از ایشان تقلید
نمایم تا اینکه از دنیا رفتند؛ آیا مى توانم از ایشان تقلید کنم؟

همه مراجع (به جز
وحید): خیر، چون معیار تقلید (از ایشان) تحقق نیافته،  نمى توانید بر تقلید
ایشان باقى بمانید.[۹۳]

آیه اللّه  وحید:
اگر ایشان نسبت به مجتهدان زنده اعلم بداند، باید بر تقلید ایشان باقى بماند و
اگر مجتهد زنده را اعلم بدانید، نمى توانید از او تقلید کنید.[۹۴]

تبصره. در فرض یاد
شده، تقلید این شخص از امام خمینى رحمه الله، در حکم تقلید ابتدایى از میت بوده
و این امر جایز نیست. البته آیات عظام خامنه اى و مکارم، بنابر احتیاط واجب
جایز نمى دانند.

 

پرسش ۵۴ . وقتى
به سن تکلیف رسیدم، پدر و مادرم از امام خمینى رحمه الله تقلید مى کردند؛ ولى
من به فکر تقلید نبودم، آیا اکنون مى توانم از حضرت امام تقلید کنم؟

همه مراجع (به جز
سیستانى و وحید): خیر، شما نمى توانید از ایشان تقلید کنید.[۹۵]

آیه اللّه  وحید:
اگر ایشان را اعلم بدانید، باید از او تقلید کنید و چنانچه مجتهد زنده اعلم
باشد، باید از او تقلید کنید.[۹۶]

آیه اللّه 
سیستانى: اگر در برخى مسائل تصمیم داشته اید به فتواى ایشان عمل کنید (هر چند
عمل نکرده باشید) چنانچه او را اعلم بدانید، باید بر تقلید او باقى بمانید و
چنانچه مجتهد زنده اعلم باشد، باید از او تقلید کنید.[۹۷]

  

بقا بر تقلید

پرسش ۵۵ . اگر
مجتهد میت با مجتهد زنده، در علم و تقوا مساوى باشند، حکم بقا بر تقلید میت
چیست؟

آیات عظام امام،
خامنه اى، فاضل و نورى: کسى که در برخى مسائل به فتواى مجتهدى عمل کرده است،
بعد از رحلت او مى تواند در همه مسائل بر تقلید او باقى بماند.[۹۸]

آیات عظام بهجت و
مکارم: تنها در مسائلى که به آنها عمل کرده، مى تواند باقى بماند.[۹۹]

آیه اللّه  وحید:
اگر مجتهدى که وظیفه انسان تقلید از او بوده (لااقل حیات او را درک کرده) از
دنیا برود؛ تا وقتى که اعلمیت مجتهد زنده نسبت به او، برایش ثابت نشود (حتى در
صورت تساوى)، باید به فتواى مجتهد میت عمل کند.[۱۰۰]

آیه اللّه 
تبریزى: تنها در مسائلى که براى عمل یاد گرفته، مى تواند باقى بماند.[۱۰۱]

آیه اللّه  صافى:
کسى که در برخى مسائل، به فتواى مجتهدى عمل کرده و یا به قصد عمل یاد گرفته
است، مى تواند در همه مسائل بر تقلید او باقى بماند.[۱۰۲]

آیه اللّه 
سیستانى: کسى که در برخى مسائل، تصمیم داشته به فتواى مجتهدى عمل کند (هر چند
عمل نکرده باشد)؛ بعد از رحلت او، مى تواند در همه  مسائل بر تقلید او باقى
بماند؛ مگر در موارد علم اجمالى بر تکلیف که بنابر احتیاط واجب باید هر دو فتوا
را رعایت کند (مانند موارد اختلاف در قصر و تمام).[۱۰۳]

تبصره. حکم یاد
شده در جایى است که پس از فوت مجتهد، به فتواى مجتهد زنده عمل نکرده باشد؛ و
گرنه حکم بازگشت از مجتهد زنده به مجتهد میت، در جاى خود ذکر شده است.

 

اعلمیت مجتهد زنده

پرسش ۵۶ . از
مجتهدى که از دنیا رفته، تقلید مى کردم؛ اکنون مجتهد زنده را اعلم از او
مى دانم، آیا مى توانم بر تقلید وى باقى بمانم؟

آیات عظام امام و
خامنه اى: آرى، مى توانید بر تقلید او باقى بمانید.[۱۰۴]

آیات عظام بهجت،
تبریزى، سیستانى، صافى، نورى، فاضل و وحید: خیر، نمى توانید بر تقلید او باقى
بمانید و باید از مجتهد زنده اعلم تقلید کنید.[۱۰۵]

 

اعلمیت مجتهد میت

پرسش ۵۷ . مرجع
تقلیدم از دنیا رفته و او را از مجتهدان زنده اعلم مى دانم، آیا مى توانم بر
تقلید او باقى بمانم؟

آیات عظام امام،
خامنه اى و نورى: آرى، مى توانید بر تقلید او باقى بمانید.[۱۰۶]

آیه اللّه 
بهجت: در مسائلى که به آنها عمل کرده اید، واجب است بر او باقى بمانید.[۱۰۷]

آیه اللّه  صافى:
بنابر احتیاط واجب، باید بر تقلید او باقى بمانید.[۱۰۸]

آیات عظام
سیستانى، فاضل و وحید: باید بر تقلید او باقى بمانید.[۱۰۹]

آیه اللّه  مکارم:
باید در مسائلى که به فتواى میّت عمل کرده اید، بر او باقى بمانید.[۱۱۰]

آیه اللّه 
تبریزى: باید در مسائلى که در زمان حیات، از او یاد گرفته اید، بر تقلید او
باقى بمانید.[۱۱۱]

 

مرجع تقلید سوم

پرسش ۵۸ . از
مجتهدى تقلید مى کردم، سپس بعد از مدتى از دنیا رفت و به مجتهد زنده رجوع کردم
و با اجازه او در بعضى مسائل بر او باقى ماندم. او نیز از دنیا رفت و به مجتهد
سومى رجوع کردم، آیا اکنون مى توانم بر تقلید مجتهد اول یا دوم باقى بمانم؟

آیات عظام امام،
خامنه اى و نورى: بین تقلید از مجتهد زنده و بقا بر تقلید مجتهد دوم، مخیرید.[۱۱۲]

آیه اللّه  مکارم:
مى توانید در مسائلى که به فتواى مجتهد اول عمل کرده اید، باقى بمانید.[۱۱۳]

آیه اللّه 
تبریزى: در مسائلى که یاد گرفته اید هر کدام را که اعلم از دیگرى و اعلم از
مجتهد زنده بدانید، باید بر تقلید او باقى بمانید و در صورت شک، مى توانید به
مجتهده زنده رجوع کنید و در مسائلى که یاد نگرفته اید، باید به مجتهد زنده رجوع
نمایید.[۱۱۴]

آیه اللّه  بهجت:
تنها در مسائلى که به فتواى آن دو عمل کرده اید، باید بر اعلم باقى بمانید. اگر
مجتهد زنده اعلم باشد، نمى توانید بر آن دو باقى بمانید.[۱۱۵]

آیه اللّه  صافى:
اگر مجتهد دوم، اعلم از مجتهد اول و زنده باشد، بقا بر تقلید او اشکال ندارد و
اگر مجتهد اول اعلم و مجتهد دوم اعلم از مجتهد زنده باشد، در فتواى این دو
مجتهد (میت)، به احتیاط عمل کنید.[۱۱۶]

آیات عظام
سیستانى، فاضل و وحید: باید از کسى که اعلم است، تقلید کنید.[۱۱۷]

 

پرسش ۵۹ . اگر
مرجع تقلید کسى از دنیا برود و از مرجع زنده تقلید نکند، چه حکمى دارد؟


همه مراجع: حکم
عمل بدون تقلید را دارد[۱۱۸].[۱۱۹]

  

پرسش ۶۰ . شخصى
بدون تحقیق به فتواى مجتهد وقت، رفتار کرده است؛ آیا این مقدار براى تحقّق
تقلید و بقاى پس از وفات او کافى است؟

همه مراجع: اگر
روشن شود که وظیفه اش تقلید از او بوده، کفایت مى کند.[۱۲۰]

تبصره. در تحقّق
تقلید، علم و جهل و نیز تحقیق و عدم تحقیق، تأثیر ندارد و تنها معیار آن است که
تقلیدش طبق وظیفه بوده باشد.

  

 

عمل بدون تقلید:

 


اعمال بى تقلید

پرسش ۶۱ . اعمالى
که انسان بدون تقلید انجام داده، چه حکمى دارد؟

آیات عظام امام،
بهجت، خامنه اى، فاضل و نورى: این اعمال، در یکى از سه صورت صحیح است:


۱. شخص بفهمد به
وظیفه واقعى خود رفتار کرده است.

۲. عمل او با
فتواى مجتهدى که وظیفه اش تقلید از او بوده، مطابق باشد.

۳. عمل او با
فتواى مجتهدى که اکنون باید از او تقلید کند، مطابق باشد.[۱۲۱]

آیات عظام تبریزى،
صافى، مکارم و وحید: عمل او در صورتى صحیح است که بفهمد به وظیفه واقعى خود
رفتار کرده و یا با فتواى مجتهدى که اکنون  باید از او تقلید کند، مطابق باشد.[۱۲۲]

آیه اللّه 
سیستانى: در یکى از سه صورت صحیح است:

۱. بفهمد به وظیفه
واقعى خود رفتار کرده است.

۲. عمل او با
فتواى مجتهدى که اکنون باید از او تقلید کند، مطابق باشد.

۳. جاهل قاصر بوده
و نقص عملش به ارکان و مانند آن باز نگردد.[۱۲۳]

 

پرسش ۶۲ . اگر
مرجع تقلید انسان از دنیا برود و تا پیدا کردن مرجع دیگر مدتى را بدون تقلید
سپرى کند، وظیفه او در این مدت چیست؟

همه مراجع: باید
در این مدت به احتیاط عمل کند.[۱۲۴]

تبصره. هر کس
بخواهد احتیاط کند، همین بس که در آراى مجتهدانى که احتمال اعلم بودن آنان داده
مى شود، احتیاط کند.

 

عمل به احتیاط

پرسش ۶۳ . آیا
انسان مى تواند بدون انتخاب مرجع تقلید، در مسائل به احتیاط عمل کند؟

همه مراجع: اگر
طریق احتیاط را بداند اشکال ندارد؛ ولى دانستن آن نیاز به اطلاعات وسیعى از
مسائل فقهى دارد که براى افراد عادى  دست یابى به آن دشوار است.[۱۲۵]

تبصره. دستیابى به
راه هاى احتیاط، باید از روى اجتهاد و یا تقلید از مجتهد انجام گیرد.

 

عقل و فتوا

پرسش ۶۴ . آیا
شخص مى تواند بدون تقلید، بر اساس عقل و درایت خود، به تکلیف شرعى عمل کند؟

همه مراجع: خیر.
تنها راه دستیابى به احکام الهى، اجتهاد، تقلید و یا احتیاط است و با تکیه بر
عقل و درایت خود، نمى توان به احکام شرعى دست یافت.[۱۲۶]

 

پرسش ۶۵ . در
صورت تعارض بین فتواى مرجع تقلید و عقل انسان، کدام یک رجحان دارد؟


همه مراجع: باید
به نظر مرجع تقلید عمل کرد.[۱۲۷]

تبصره. احکام شرع
و عقل با یکدیگر متعارض نیستند و اگر تعارض به نظر رسد، ابتدایى است که پس از
درک عقل نسبت به مصلحت احکام، آن تعارض برطرف مى شود.

  

تغییر مرجع تقلید

پرسش ۶۶ . ابتدا
مجتهدى را براى تقلید انتخاب کردم و بعد بدون تحقیق، از ایشان عدول نمودم، آیا
تقلید من درست است؟ به طور کلى آیا تغییر مرجع تقلید اشکال دارد؟

آیات عظام امام،
بهجت، سیستانى و فاضل: اگر مجتهد دوم اعلم یا مساوى با ایشان باشد، تقلید شما
صحیح است.[۱۲۸]

آیه اللّه 
تبریزى: اگر مجتهد دوم اعلم باشد و یا احتمال اعلمیت در او داده شود، تقلید شما
صحیح است.[۱۲۹]

آیات عظام
خامنه اى، صافى، مکارم، نورى و وحید: اگر مجتهد دوم اعلم باشد، تقلید شما صحیح
است.[۱۳۰]

تبصره. بر اساس
نظر برخى از مراجع (بهجت و سیستانى)، رجوع به مساوى در غیر موارد علم اجمالى به
مخالفت قطعى جایز است.

  

پرسش ۶۷ . کسى که
ابتدا بدون تحقیق از یک مجتهد تقلید کرده، آیا اکنون مى تواند به مرجع دیگرى
مراجعه کند؟

همه مراجع: اگر
شرایط مرجعیت را نداشته، باید به مجتهد داراى آن شرایط، رجوع کند.[۱۳۱]

 

تبعیض در تقلید

پرسش ۶۸ . آیا
تبعیض در تقلید جایز است؟ آیا جایز است در یک مسئله، به رساله چندین مجتهد رجوع
نموده و یکى از آنها را انتخاب کرد؟

همه مراجع (به جز
وحید): تبعیض در تقلید، در صورت تساوى دو یا چند مجتهد، جایز است؛ براى مثال
مى توان در مسائل نماز و روزه، از مجتهدى و در خمس از مجتهد دیگر و در ازدواج
از شخص سومى تقلید کرد. اما در مسائلى که به هم مربوط است ـ چنانچه عمل به
فتواى آنان باعث بطلان عمل و یا مخالفت قطعى حکم خدا شود ـ تبعیض جایز نیست.[۱۳۲]
مانند این که در احکام نجاست بدن و لباس به فتواى مجتهدى عمل کند و در احکام
لباس نمازگزار به فتواى دیگر عمل کند.

آیه اللّه  وحید:
تبعیض در تقلید جایز نیست و در صورت تساوى دو یا چند مجتهد، باید به فتواى کسى
عمل کنید که نظرش مطابق با احتیاط است  و در غیر این صورت بین آن دو جمع نمایید
(مثل اینکه یکى به شکسته شدن نماز و دیگرى به تمام فتوا داده است). اگر احتیاط
ممکن نبود و یا مشقت داشت، مى توانید از یکى از آنان تقلید کنید.[۱۳۳]

تبصره ۱. حکم بالا
در تبعیض ابتدایى است؛ یعنى، جایگاه این اختیارى که براى مقلّد منظور شده، به
پیش از عمل باز مى گردد و اگر بخواهد بعد از عمل، به فتواى مجتهد دیگر رفتار
نماید؛ در این صورت حکم رجوع را پیدا مى کند.

تبصره ۲. طبق
فتواى آیه اللّه  بهجت و آیه اللّه  سیستانى در صورتى تبعیض در تقلید جایز است
که مجتهدان در تقوا و ورع نیز مساوى باشند.

 

رجوع به مجتهد
مساوى

پرسش ۶۹ . آیا
عدول از مرجع تقلید زنده به مرجع مساوى با او، جایز است؟ به طور مثال آیا در
نماز و روزه دانشجوى مسافر، مى توان به مرجع دیگرى که مساوى با مجتهد اول است،
رجوع کرد؟

آیات عظام امام و
فاضل: آرى، رجوع به مساوى جایز است.[۱۳۴]

آیه اللّه 
تبریزى: در خصوص مسائلى که یاد گرفته، رجوع به دیگرى جایز نیست.[۱۳۵]

آیه اللّه  صافى:
در خصوص مسائلى که یاد گرفته، بنابر احتیاط واجب رجوع به مساوى جایز نیست.[۱۳۶]

آیه اللّه 
خامنه اى: بنابر احتیاط واجب، رجوع به مساوى جایز نیست.[۱۳۷]

آیات عظام مکارم و
نورى: در خصوص مسائلى که تقلید (عمل) کرده، رجوع به مساوى جایز نیست.[۱۳۸]

آیات عظام بهجت و
سیستانى:اگر در علم و ورع مساوى باشند، رجوع به مساوى در مسائل غیر مرتبط به هم
جایز است، براى مثال نمى تواند در مسائل احکام روزه مسافر باقى بماند و در
احکام نماز رجوع کند.[۱۳۹]

آیه اللّه  وحید:
باید به فتوایى عمل کند که مطابق احتیاط است و اگر احتیاط ممکن نبود و یا مشقت
داشت، مى تواند به فتواى دیگرى عمل کند.[۱۴۰]

 

رجوع به اعلم

پرسش ۷۰ . از یکى
از مراجع زنده تقلید مى کنم، اکنون تشخیص داده ام دیگرى اعلم است، تکلیف چیست؟


آیات عظام امام،
خامنه اى و صافى: اگر مجتهد دوم اعلم است، بنابر احتیاط واجب باید به او رجوع
کنید.[۱۴۱]

آیات عظام بهجت،
تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم، نورى و وحید: اگر مجتهد دوم اعلم است، باید به
او رجوع کنید.[۱۴۲]

  

رجوع به میت

پرسش ۷۱ . بعد از
آنکه از مجتهد میت به مجتهد زنده، رجوع و به فتوایش عمل کردم؛ آیا مى توانم
دوباره به او باز گردم؟

آیات عظام امام و
خامنه اى: در مسائلى که به فتواى مجتهد زنده رفتار کرده اید، بنابر احتیاط واجب
نمى توانید دوباره به مجتهد میت بازگردید.[۱۴۳]

همه مراجع (به جز
امام و خامنه اى): در مسائلى که بر اساس وظیفه به فتواى مجتهد زنده رفتار
کرده اید، نمى توانید دوباره به مجتهد میت باز گردید.[۱۴۴]

 

رجوع به زنده

پرسش ۷۲ . در
مسائلى که شخص به فتواى مجتهد میت باقى مانده است، آیا مى تواند دوباره به
فتواى مرجع تقلید زنده باز گردد؟

آیات عظام امام،
خامنه اى و نورى: آرى، مى تواند به فتواى مجتهد زنده عمل کند.[۱۴۵]

آیات عظام بهجت،
تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم و وحید: اگر مرجع تقلید میت اعلم باشد، نمى تواند
به فتواى مجتهد زنده رفتار کند.[۱۴۶]

آیه اللّه  صافى:
اگر مرجع تقلید میت اعلم باشد، بنابر احتیاط واجب نمى تواند به فتواى مجتهد
زنده رفتار کند.[۱۴۷]

  

حکم اعمال گذشته

پرسش ۷۳ . در
جایى که عدول از یک مجتهد ـ که بر اساس موازین شرعى وظیفه شخص تقلید از او بوده
ـ به مجتهد اعلم صورت گرفته، حکم اعمال گذشته چگونه است؟

همه مراجع (به جز
سیستانى): اعمال گذشته او صحیح است و احتیاج به قضا ندارد.[۱۴۸]

آیه اللّه 
سیستانى: اگر اعمال گذشته او مطابق با فتواى مجتهدى باشد که اکنون باید از او
تقلید کند و یا اینکه از روى نادانى (جهل قصورى)، نقص اعمالش به ارکان و مانند
آن باز نگردد، صحیح است و احتیاج به قضا ندارد.[۱۴۹]

 

پرسش ۷۴ . اگر
مرجع تقلیدمان در مسئله اى احتیاط واجب نمود و ما هم به آن عمل کردیم، آیا
مى توانیم بعد از عمل، به مجتهد دیگرى که اعلم بعد از او است رجوع کنیم؟

همه مراجع: آرى،
مى توانید رجوع کنید.[۱۵۰]

تبصره. اگر بدون
توجه به مسئله، بر خلاف احتیاط وجوبى مجتهد خویش عمل کرده باشد و مطابق فتواى
مرجع دیگر الاعلم فالاعلم باشد صحیح مى باشد.

  

 

دانستنى هاى تقلید
:

 


اهل خبره

پرسش ۷۵ . اهل
خبره به چه کسانى گفته مى شود؟

اهل خبره،
عالمانى اند که قدرت تشخیص مقام علمى و استعداد و صلاحیت مرجع تقلید را دارند
که آن را با شرکت در بحث هاى خارج فقه و اصول او و یا با مطالعه و بررسى
کتاب هاى علمى وى، احراز مى کنند. لازم نیست اهل خبره، خود مجتهد باشند.[۱۵۱]

 

ضروریات دین


پرسش ۷۶ .
ضروریات دین چیست؟

هر چیزى که جمیع
مسلمانان آن را قبول دارند و جزء دین اسلام مى شمارند و نیز حکمش براى همه آنان
روشن است، «ضرورى دین» نامیده مى شود. اصل وجوب نماز، روزه، زکات، خمس و...
ضرورى اسلام است. حکم ضروریات، به صراحت در آیات و روایات ذکر شده است.[۱۵۲]

  

احتیاط واجب


پرسش ۷۷ . اصطلاح
«احتیاط واجب» را توضیح دهید؟ وظیفه مقلد در این رابطه چیست؟

اگر دلیل یک مسئله
شرعى، به طور صد در صد براى مجتهد روشن باشد، درباره آن مسئله به صراحت فتوا
مى دهد؛ ولى گاه به عللى از فتوا و نظر دادن خوددارى کرده و در مسئله احتیاط
مى کند. این عمل یا به جهت آن است که دلیل مسئله، به خوبى و به طور صد در صد
براى او روشن نیست و یا اینکه نظر او با همه یا بیشتر فقها تفاوت دارد و به
دلیل رعایت احتیاط و تقوا، بر خلاف آنان فتوا نمى دهد و احتیاط مى کند و یا به
جهت عوامل دیگرى است که در کتاب هاى استدلالى ذکر شده است. این نوع خوددارى از
فتوا دادن را «احتیاط واجب» گویند و در این مورد مقلد، یا باید به این احتیاط
عمل کند و یا به فتواى مجتهدى که بعد از او اعلم است، عمل نماید.[۱۵۳]

 

احتیاط مستحب

پرسش ۷۸ . احتیاط
مستحب را توضیح دهید؟

در جایى که مجتهد
فتواى صریحى دارد؛ ـ مثلاً گفته یک بار تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز
کفایت مى کند ـ و با وجود آن احتیاط مى کند و مى گوید: احتیاط آن است که سه
مرتبه بگویند، این را «احتیاط مستحب» مى گویند.[۱۵۴]
و عمل به این احتیاط واجب نیست؛ بلکه مستحب است.

  

پرسش ۷۹ . تفاوت
احتیاط واجب و احتیاط مستحب را بیان کنید؟

در احتیاط واجب،
ترک عمل براى مقلد جایز نیست؛ بلکه باید به احتیاط واجب مرجع تقلید خود عمل کند
و یا در این مسئله به مرجع دیگرى با رعایت «الاعلم فالاعلم»[۱۵۵]
رجوع کند. اما در احتیاط مستحب، ترک عمل براى مقلد جایز است ـ اگر چه انجام
دادن آن ثواب و پاداش است ـ ولى نمى تواند در این مسئله، به مرجع دیگرى رجوع
کند. بنابر این در احتیاط واجب، مقلد بین عمل به احتیاط مرجع خود، یا رجوع به
نظر مرجعى دیگر مخیر است؛ اما در احتیاط مستحب مقلد بین عمل به احتیاط مستحب،
یا به فتواى همراه آن، مخیر است.[۱۵۶]

 

جاهل قاصر و مقصر

پرسش ۸۰ . جاهل
قاصر و مقصر را توضیح دهید؟

«جاهل قاصر» کسى
است که در تحصیل علم کوتاهى نکرده است؛ یعنى، در شرایطى است که امکان دسترسى به
حکم خدا براى او وجود ندارد و یا خود را جاهل نمى داند و احتمال بطلان اعمالش
را نمى دهد. اما «جاهل مقصر» کسى است که در تحصیل علم کوتاهى کرده است؛ یعنى،
امکان آموختن و یادگیرى معارف اسلامى و احکام الهى را داشته؛ ولى آنها را یاد
نگرفته است. جاهل قاصر در برخى موارد مورد عقاب و عذاب خداوند قرار نمى گیرد؛
ولى جاهل مقصر بایسته و سزاوار آن است.[۱۵۷]

  

فتوا، حکم و قضاوت


پرسش ۸۱ . معناى
فتوا، حکم و قضاوت را بیان کنید؟

«فتوا»، بیان حکم
کلى الهى است که مجتهد، استنباط کرده است البته تطبیق آن بر موضوعات و موارد
آن، بر عهده مقلد است. فتوا تنها براى مقلدان فتوا دهنده حجت است؛ براى مثال
اگر مجتهدى فتوا دهد که گفتن «تسبیحات اربعه» در نماز یک بار و مجتهد دیگرى
فتوایش این باشد که سه بار واجب است؛ در این صورت هر مقلّدى باید از مرجع تقلید
خود پیروى و اطاعت کند و نمى تواند از فتواى مرجع دیگر تقلید نماید.

«قضاوت»، انشاى
حکم است که قاضى جامع شرایط، براى بر طرف کردن نزاع و خصومت بین مردم، در
قضایاى جزئى حکم مى کند؛ براى مثال مى گوید: این مال و یا این حق، به فلان شخص
تعلّق دارد.

«حکم»، همان مفهوم
قضاوت را دارد؛ ولى در دایره وسیع ترى به کار مى رود. در حکم، مجتهد جامع شرایط
از روى موازین شرعى در موضوعات جزئى ـ از قبیل ثبوت اول ماه، تعیین سرپرست،
تعیین متولى، رفع خصومت بین مردم و... ـ انشا حکم مى کند. به تعبیر دیگر حکم،
اعم از قضاوت است و باید توجه داشت که حکم و قضاوت، بر تمامى مکلّفان ـ حتى
مجتهدان ـ حجت است و همه باید از این حکم پیروى و اطاعت کنند و هیچ مجتهدى
نمى تواند حکم او را نقض کند؛ مگر آنکه به اشتباه و خطاى او پى ببرد.[۱۵۸]

  

الاعلم فالاعلم

پرسش ۸۲ . مراد
از «الاعلم فالاعلم» که در برخى رساله هاى عملیه آمده، چیست؟

بیشترین کاربرد
این اصطلاح جایى است که مرجع تقلید در مسئله اى احتیاط واجب کرده و مقصود آن
است که مقلد، مى تواند به فتواى مجتهد دیگرى ـ که علمش از مرجع خودش کمتر و از
مراجع دیگر بیشتر است ـ عمل کند و اگر مرجع دوم نیز در همان مسئله قائل به
احتیاط واجب بود، باز مى تواند به مرجع سومى ـ که علمش از مرجع دوم کمتر و از
مرجع دیگر بیشتر است ـ رجوع کند و... .[۱۵۹]

 

اصطلاح «جایز
نیست»

پرسش ۸۳ . فرق
بین جایز نبودن و حرام چیست؟

در مقام عمل
تفاوتى بین آن دو نیست.[۱۶۰]

 

اصطلاح «اشکال
دارد»

پرسش ۸۴ . معناى
جمله «اشکال دارد»، «محل اشکال است» و «محل تأمل است» چیست؟ اگر مجتهدى از این
الفاظ استفاده کند و مقلد، آن عمل را انجام دهد، آیا عملش باطل بوده و مرتکب
کار حرام شده است؟

عبارات یاد شده به
معناى «احتیاط واجب» است که مقلد، یا باید مطابق آن رفتار کند و یا به فتواى
مجتهد دیگر با رعایت «الاعلم فالاعلم» رجوع نماید.[۱۶۱]

  

اصطلاح «اقوى»

پرسش ۸۵ . معناى
جمله «اقوى این است»، «بعید نیست» و «خالى از قوت نیست» چیست؟

عبارات یاد شده در
حکم فتوا است و باید مقلّد طبق آن رفتار کند.[۱۶۲]

 

احتیاط بعد از
فتوا

پرسش ۸۶ . اگر
مجتهدى در عملى، نخست فتواى صریحى به جواز داده است و سپس گفته احتیاط آن است
که ترک نشود؛ در این صورت تکلیف چیست؟

احتیاط مذکور،
احتیاط مستحبى است؛ یعنى، اگر آن کار را انجام دهد، بهتر است و اگر ترک شود،
اشکالى ندارد.[۱۶۳]

 

احتیاط واجب

پرسش ۸۷ . آیا در
احتیاط واجب، مى توان به هر مجتهد دیگر رجوع کرد؟

آیات عظام امام و
نورى: خیر، بنابر احتیاط واجب باید به مجتهدى رجوع کرد که پس از او، نسبت به
دیگران اعلم باشد.[۱۶۴]

آیات عظام
تبریزى، خامنه اى، سیستانى، صافى، فاضل و وحید: خیر، باید به مجتهدى رجوع کرد
که پس از او نسبت به دیگران اعلم باشد.[۱۶۵]

آیه اللّه  بهجت:
خیر، بنابر احتیاط واجب، باید به مجتهدى رجوع کرد که پس از او نسبت به دیگران
اعلم و یا حداقل مساوى با او باشد.[۱۶۶]

آیه اللّه  مکارم:
خیر، باید به مجتهدى رجوع کرد که پس از او نسبت به دیگران اعلم و یا حداقل
مساوى با او باشد.[۱۶۷]

 

تقلید ابتدایى و
بقایى

پرسش ۸۸ . مفهوم
تقلید ابتدایى و بقایى را توضیح دهید.

تقلید ابتدایى:
 تقلید کردن از مجتهد مرده بدون آنکه در زمان حیات وى از او تقلید کرده باشد.

تقلید بقایى:
 باقى بودن بر تقلید از مجتهد مرده اى که در زمان حیات وى از او تقلید کرده
است.

  

 

مسائل بلوغ
:

 

تقلید قبل بلوغ

پرسش ۸۹ . آیا
قبل از دوران بلوغ مى توان تقلید کرد؟

همه مراجع: بله،
قبل از سن بلوغ نیز تقلید صحیح است اما واجب نیست. ولى پس از بلوغ براى کسانى
که به تقلید نیاز دارند، لازم است.[۱۶۸]

 

علائم بلوغ

پرسش ۹۰ . نشانه
بلوغ پسر را بیان کنید؟

همه مراجع: نشانه
بالغ شدن پسر یکى از سه چیز است:

۱. روییدن موى
درشت و خشن زیر شکم (اطراف آلت تناسلى)،

۲. بیرون آمدن
منى،

۳. تمام شدن
پانزده سال قمرى. هر یک از این سه نشانه، به تنهایى علامت بلوغ و رسیدن به حد
تکلیف شرعى محسوب مى شود.[۱۶۹]

  

پرسش ۹۱ . نشانه
بلوغ دختر را بیان کنید؟

همه مراجع (به جز
سیستانى):نشانه بالغ شدن دختر یکى از سه چیز است:

۱. روییدن موى
درشت و خشن زیر شکم (اطراف آلت تناسلى)،

۲. بیرون آمدن
منى،

۳. تمام شدن ۹ سال
قمرى.

هر یک از این سه
نشانه به تنهایى، علامت بلوغ و رسیدن به حد تکلیف شرعى محسوب مى شود.[۱۷۰]

آیه اللّه 
سیستانى: نشانه بلوغ در دختر، تنها به تمام شدن ۹ سال قمرى است.[۱۷۱]

 

پرسش ۹۲ . آیا
روییدن موى درشت در صورت و پشت لب، مى تواند نشانه بلوغ پسر باشد؟

همه مراجع (به جز
بهجت و سیستانى): خیر، نشانه بلوغ نیست.[۱۷۲]

آیات عظام بهجت و
سیستانى: آرى نشانه بلوغ است.

تبصره. مسئله یاد
شده در جایى است که انسان از راه این امور یقین به بلوغ خود پیدا نکند؛ و گر نه
همه مراجع تقلید اتفاق نظر دارند که در این صورت (با حصول یقین)، شخص بالغ شده
است.

  

پرسش ۹۳ . آیا
دیدن خون حیض در دخترى که نمى داند ۹ سال او تمام شده یا نه، مى تواند نشانه
بلوغ باشد؟

آیات عظام امام،
تبریزى، سیستانى، مکارم، نورى و وحید: اگر نشانه هاى حیض را داشته باشد (و
اطمینان به حیض بودنش پیدا کند)، نشانه بلوغ او محسوب مى شود.[۱۷۳]

آیات عظام صافى و
فاضل: نمى تواند نشانه بلوغ او محسوب شود.[۱۷۴]

آیه اللّه  بهجت:
بنا بر احتیاط واجب، نمى تواند نشانه بلوغ او محسوب شود.[۱۷۵]

 

پرسش ۹۴ . آیا
رشد برجستگى هاى بدنى در دختران، مى تواند در بلوغ آنان تأثیر بگذارد؟

همه مراجع: خیر،
امر یاد شده به هیچ وجه در بلوغ دختران تأثیر ندارد.[۱۷۶]

 

پرسش ۹۵ . آیا
رابطه اى بین بلوغ و رشد وجود دارد؟

بین رشد و بلوغ،
هیچ تلازمى نیست؛ ولى معمولاً در پسران رشد فکرى و بلوغ با هم حاصل مى شود و در
دختران با رسیدن به سن بلوغ، این رشد پیدا نمى شود. به هر حال چنین نیست که هر
بالغى رشید باشد و یا هر رشیدى بالغ باشد؛ از این رو اگر کسى به حد رشد فکرى
رسیده، ولى از نظر شرعى نابالغ است، تکلیفى ندارد.[۱۷۷]

  

سن تمییز

پرسش ۹۶ . مراد
از سن تمییز چه سنى است؟

سنى است که بچه
(دختر یا پسر) خوب و بد را مى فهمد و حالت شهوانى در او پیدا شده و یا ممکن است
دیگران با نگاه شهوانى به او نظر کنند.[۱۷۸]

 

سن تکلیف

پرسش ۹۷ . سن
تکلیف دختر و پسر، بر مبناى سال شمسى چقدر است؟

سن بلوغ در پسر
۱۶۳ روز و ۶ ساعت از پانزده سال شمسى کمتر است و در دختر ۹۷ روز و ۲۲ ساعت و ۴۸
دقیقه از ۹ سال شمسى کمتر است.

تبصره. سال قمرى
از اول محرم شروع و به آخر ذى حجه ختم مى شود و هر ماه قمرى ۲۹ روز و دوازده
ساعت و ۴۴ دقیقه است و یک سال قمرى ۳۵۴ یا ۳۵۵ شبانه روز است. سال شمسى از اول
فروردین شروع و به آخر اسفند ختم مى شود و شش ماه اول سال، هر ماه ۳۱ روز و پنج
ماه بعد هر ماه سى روز و ماه اسفند در سال هاى عادى ۲۹ روز و در سال کبیسه سى
روز است. بر اساس این محاسبه، هر سال شمسى یازده روز بیشتر از سال قمرى خواهد
بود و چون ملاک عبادت و تکالیف شرعى از نظر قرآن و روایات، ماه هاى قمرى است؛
از این روز بلوغ شرعى (اول تکلیف)، به حساب قمرى تعیین شده است.

 

پرسش ۹۸ . کسانى
که تاریخ تولد ثبت شده در شناسنامه، با تاریخ واقعى آنان مطابقت ندارد و اکنون
نمى دانند که به حد بلوغ رسیده اند یا خیر، تکلیفشان چیست (البته تاریخ قمرى
ولادت خود را نیز نمى دانند)؟

همه مراجع: تا
یقین به بلوغ پیدا نشود، تکالیف شرعى بر آنان واجب نیست. شناسنامه نیز میزان
نیست، مگر آنکه با تاریخ واقعى مطابقت داشته باشد؛ در این صورت بر اساس آن،
تاریخ قمرى محاسبه مى شود. اگر پانزده سال (در پسر) و یا ۹ سال (در دختر) تمام
شد، محکوم به بلوغ مى گردند.[۱۷۹]

  

  

 


کتابنامه

۱. امام خمینى، روح
اللّه ، استفتائات، قم: دفتر انتشارات اسلامى، اول، ۱۳۷۲.

۲.
ـــــــــــــــــــ ، تحریرالوسیله، تهران: پیام، پنجم، ۱۳۶۵.

۳.
ـــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، قم: دفتر انتشارات اسلامى، نهم، ۱۳۷۹.

۴. انصارى، شیخ مرتضى،
فرائدالاصول، قم: مؤسسة النشر الاسلامى.

۵. بروجردى، سیدحسین،
عده الاصول، قم: مکتبة الداورى.

۶. بنى هاشمى خمینى،
سید محمدحسن، توضیح المسائل مراجع، قم: دفتر انتشارات اسلامى، اول، ۱۳۷۷.

۷. بهجت، محمدتقى،
توضیح المسائل، قم: شفق، بیست و چهارم، ۱۳۷۹.

۸. تبریزى، میرزاجواد،
استفتائات جدید، قم: سرور، اول، ۱۳۷۸.

۹. ــــــــــــــــــ
، التعلیقة على منهاج الصالحین، قم: مهر، اول، ۱۴۱۵ق.

۱۰.
ــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، قم: سرور، هفتم، ۱۳۷۹.

۱۱. حر عاملى، محمدبن
حسن، وسائل الشیعه، تهران: مکتبه الاسلامیه، پنجم، ۱۴۰۱ق.

۱۲. حسینى خامنه اى،
سید على، اجوبه الاستفتائات، تهران: الهدى، اول، ۱۳۸۱.

۱۳. حسینى سیستانى،
سید على، المسائل المنتخبه، قم: ستاره، ۱۴۱۶ ق.

۱۴.
ــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، مشهد: دفتر آیه اللّه  سیستانى، شانزدهم، ۱۴۱۹
ق.

۱۵.
ــــــــــــــــــ ، منهاج الصالحین.

۱۶. حکیم، سیدمحسن،
مستمسک العروه الوثقى، بیروت: احیاء التراث العربى، سوم، ۱۳۹۰ق.

۱۷. خویى، سید
ابوالقاسم، مستند العروة الوثقى، قم: لطفى، ۱۳۶۴.

۱۸.
ــــــــــــــــــ ، صراط النجاة مع تعلیقات التبریزى، قم: دار الاعتصام، اول،
۱۴۱۷ ق.

۱۹.
ــــــــــــــــــ ، التفتیح فى شرح العروة الوثقى، ایران: مؤسسه انصاریان، چهارم،
۱۴۱۷ ق.

۲۰.
ــــــــــــــــــ ، مصباح الاصول، قم: مکتبة الداورى، پنجم، ۱۴۱۷ ق.

۲۱.
ــــــــــــــــــ ، مبانى تکملة المنهاج، قم: المطبعة العلمیه، دوم، ۱۳۹۶.

۲۲. صافى گلپایگانى،
لطف اللّه ، توضیح المسائل، قم: دوازدهم، ۱۴۱۸ ق.

۲۳.
ــــــــــــــــــ ، جامع الاحکام، قم: حضرت معصومه، دوم، ۱۳۷۸.

۲۴. صدر، اسد، الامام
الصادق و المذاهب الاربعة، بیروت: دارالکتاب العربى، دوم، ۱۳۹۰ ق.

۲۵. طباطبایى یزدى،
سیدمحمد کاظم، العروة الوثقى، قم: اسماعیلیان، چاپ پنجم، ۱۳۷۷.

۲۶. لنکرانى،
محمدفاضل، العروة الوثقى مع تعلیقات...، قم: اعتماد، اول، ۱۴۲۲ ق.

۲۷.
ــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، قم: مهر، هشتاد و یکم، ۱۳۸۱.

۲۸.
ــــــــــــــــــ ، جامع المسائل، قم: مهر، دوم، ۱۳۷۹.

۲۹. مکارم شیرازى،
ناصر، استفتائات جدید، قم: مدرسه على بن ابیطالب، اول، ۱۳۷۹.

۳۰.
ــــــــــــــــــ ، تعلیقات على العروه الوثقى، قم: مدرسه على بن ابیطالب، دوم،
۱۴۱۳ق.

۳۱.
ــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، مشهد: هاتف، هفدهم، ۱۳۷۶.

۳۲. نجفى، شیخ محمد
حسن، جواهر الکلام، تهران: دارالکتب الاسلامیة، ششم، ۱۳۹۷ ق.

۳۳. نورى همدانى،
حسین، التعلیقات على کتاب العروة الوثقى.

۳۴.
ــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، قم: مؤسسه مهدى موعود، پانزدهم، ۱۳۷۸.

۳۵.
ــــــــــــــــــ ، هزار و یک مسئله فقهى، قم: مؤسسه مهدى موعود، اول، ۱۳۸۰.

۳۶. وحید خراسانى،
حسین، توضیح المسائل، قم: مدرسة الامام باقر العلوم، اول، ۱۴۱۹ ق.

 

 

 





پی نوشت ها :



[۱]
. این
منابع عبارت اند از: کتاب، سنت، اجماع و عقل.





[۲]
. لسان
العرب، ماده، جهد؛ التنقیح فى شرح العروة الوثقى، الاجتهاد و التقلید، ص
۲۰.





[۳]
. التنقیح
فى شرح العروة الوثقى، الاجتهاد و التقلید، ص ۸۸ ـ ۸۵.





[۴]
. انبیاء
۲۱، آیه ۷.





[۵]
. توبه ۹،
آیه ۱۲۲.





[۶]
. فهم عمیق
از دین.





[۷]
. وسائل
الشیعه، ج ۲۷، باب ۴ و ۷.





[۸]
. مورخان
مى نویسند: امام صادق
(علیه السلام)  چهارهزار
شاگرد داشتند که از بلاد مختلف به حوزه آن حضرت کوچ کرده بودند. ر.ک: اسد،
حیدر، الامام الصادق والصادق والمذاهب الاربعة، ج۱،
ص۶۹.





[۹]
. مستدرک
الوسائل، ج ۱۷، باب ۱۱.





[۱۰]
. وسائل
الشیعه، ج ۲۷، باب ۱۱.





[۱۱]
. همان.





[۱۲]
. همان.





[۱۳]
.
عده الاصول.





[۱۴]
. جهت
دستیابى به اختلاف آراى مجتهدان، ر.ک: اللمعة الدمشقیة و جواهر الکلام.





[۱۵]
. وسائل
الشیعة، کتاب القضاء، باب ۹، ح ۱.





[۱۶]
. نحل
۱۶، آیه ۴۲؛ انبیا (۲۱)، آیه ۷.





[۱۷]
. وسائل
الشیعه، ج ۱۸، ص ۹۴.





[۱۸]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۶؛ العروة الوثقى، ج ۱، التقلید، م ۲۸ و ۱؛
تبریزى، التعلیقة على منهاج الصالحین، م ۱۸؛ توضیح المسائل مراجع، م ۱۱؛
وحید و نورى، توضیح المسائل، م ۱۱.





[۱۹]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۱، نورى و وحید؛ توضیح المسائل، م ۱؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س۱و۲.





[۲۰]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۱؛ نورى و وحید، توضیح المسائل، م ۱، العروة
الوثقى، ج ۱، م ۶.





[۲۱]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۱؛ نورى و وحید، توضیح المسائل، م ۱.





[۲۲]
.
العروة الوثقى، ج ۱، م ۶۷؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۵.





[۲۳]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۱۹۸۷؛ امام، استفتائات، ج ۲، س ۱۵۰،
کسب هاى حرام؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۵۳۱؛ مکارم،
استفتائات، ج ۱، س
۱۶۴۳ و ۱۸، تبریزى، استفتائات، س ۱۱۹۸؛ نورى، استفتائات، ج ۲، س ۵۹۱ و ۵۹۲؛
فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۹۱۰ و ۹۱۶ و دفتر: وحید.





[۲۴]
. دفتر:
بهجت.





[۲۵]
. دفتر:
سیستانى.





[۲۶]
. دفتر:
همه مراجع.





[۲۷]
. بهجت،
توضیح المسائل، م ۵ و وسیلة النجاة، ج ۱، م ۲۷؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۲۵؛ مکارم، تعلیقات على العروة، م ۳۶ و
توضیح المسائل، ۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۵؛ امام و نورى و وحید،
توضیح المسائل مراجع، م ۵.





[۲۸]
. دفتر:
همه مراجع.





[۲۹]
.
توضیح المسائل، م ۵؛ العروة الوثقى، ج ۱، م ۳۶؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۲۵؛ بهجت، وسیله النجاة، ج ۱، م ۲۷؛ نورى و وحید،
توضیح المسائل، م ۵.



[۳۰]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۳۴؛ توضیح المسائل مراجع، م۲؛ نورى و وحید،
توضیح المسائل، م۲.


[۳۱]
. صافى،
توضیح المسائل، م ۲.




[۳۲]
. وسایل
الشیعه، ج ۲۷، ص ۶۲.





[۳۳]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۳۴؛ توضیح المسائل مراجع، م۳؛ نورى و وحید،
توضیح المسائل، م ۳.





[۳۴]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۵، العروة الوثقى، ج ۱، م ۳۶؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۲۵؛ بهجت، وسیلة النجاة، ج ۱، م ۲۷؛ نورى و وحید،
توضیح المسائل، م ۵.





[۳۵]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۱۳، وحید و نورى، توضیح المسائل، م ۱۳.





[۳۶]
. فاضل،
تعلیقات على العروه الوثقى، ج ۱، م ۵۸.





[۳۷]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۱۳، نورى و وحید، توضیح المسائل، م ۱۳، خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۲۸؛ فاضل، تعلیقات على العروة، ج ۱، م ۴۸.





[۳۸]
.
توضیح المسائل، م ۱۱.





[۳۹]
.
العروه الوثقى، ج ۱، م ۵۹.





[۴۰]
. امام،
تحریرالوسیله، ج ۱، م ۲۲؛ فاضل، مکارم و سیستانى، التعلیقات على العروة، ج
۱، م ۵۹؛ تبریزى، التعلیقة على منهاج الصالحین، م ۲۸ و دفتر: خامنه اى.





[۴۱]
. نورى،
التعلیقات على العروة الوثقى، م ۵۹؛ بهجت، وسیله النجاة، ج ۱، م ۲۹؛ صافى،
هدایة العباد، ج ۱، م ۲۵.





[۴۲]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۶؛ توضیح المسائل مراجع، م ۱۱؛ نورى و
وحید، توضیح المسائل، م ۱۱؛ العروة الوثقى، ج ۱، التقلید، م ۶۲.





[۴۳]
.
العروة الوثقى، ج ۱، م ۳۱.





[۴۴]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۲۵؛ توضیح المسائل مراجع، م۳؛ نورى،
توضیح المسائل، م۳.





[۴۵]
. امام،
توضیح المسائل، م ۴ و ۳؛ نورى، توضیح المسائل، م ۴ و ۳.





[۴۶]
. صافى،
جامع الاحکام، ج ۱، س ۸؛ توضیح المسائل مراجع، م ۳ و ۴.





[۴۷]
.
توضیح المسائل، م ۳ و ۴.



[۴۸]
.
تعلیقات على العروة، م ۱۳، ۲۰ و ۲۱.




[۴۹]
.
توضیح المسائل، م ۴، ۵ و ۶.





[۵۰]
.
توضیح المسائل، م ۳ و ۴.





[۵۱]
. حکم
مسئله در جایى که یکى با تقواتر باشد در ص ۵۶، پرسش ۳۸ بیان شده است.





[۵۲]
.
تبریزى، استفتائات، س ۵۶؛ توضیح المسائل، م ۳؛ نورى و وحید، توضیح المسائل،
م ۳؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۲۴ و ۲۵؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۲، س
۱۱؛ العروة الوثقى، ج۱، م ۱۷.





[۵۳]
. امام،
توضیح المسائل، م ۳ و ۴؛ نورى، توضیح المسائل، م ۳ و ۴.





[۵۴]
.
توضیح المسائل مراجع، ۳ و ۴؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۸.





[۵۵]
.
تعلیقات على العروة، م ۱۳، ۲۰ و ۲۱.





[۵۶]
.
توضیح المسائل، م ۵ و ۶.





[۵۷]
.
توضیح المسائل، م ۳ و ۴.





[۵۸]
.
توضیح المسائل مراجع، م۳؛ نورى و وحید، توضیح المسائل، م۳، خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۲۵.





[۵۹]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۲۱.





[۶۰]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲؛ نورى و وحید، توضیح المسائل، م ۲؛ مکارم،
استفتائات، ج ۱، س۱۷.





[۶۱]
.
توضیح المسائل، م ۲.





[۶۲]
. امام،
استفتائات، ج ۱، س ۲۴؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۷؛ فاضل، جامع المسائل،
ج ۲، س ۲۴؛ نورى، استفتائات، ج ۱، س ۱۴؛ دفتر: بهجت، سیستانى، خامنه اى،
مکارم، وحید و تبریزى.





[۶۳]
.
العروه الوثقى، ج ۱، م ۵۴.





[۶۴]
. امام،
توضیح المسائل مراجع، م ۲؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۲۱.





[۶۵]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲، نورى و وحید، توضیح المسائل، م ۲.





[۶۶]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲.





[۶۷]
. امام،
تحریر الوسیله، ج ۱ م ۴؛ صافى، جامع الاحکام، س ۹؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۴۴.





[۶۸]
.
تبریزى، استفتائات، س ۶۱؛ نورى، استفتائات، ج ۲، س ۱۲؛ فاضل، جامع المسائل،
ج ۱، س ۱۴؛ سیستانى و مکارم، تعلیقات على العروة، م۱۱؛ وحید،
توضیح المسائل؛ بهجت، وسیله النجاة، ج۱، م۴.





[۶۹]
.
تبریزى، التعلیقة على منهاج الصالحین، م ۸؛ امام، تحریرالوسیلة، ج ۱ م ۵؛
نورى، تعلیقات على العروة، م ۱۳؛ صافى، توضیح المسائل، م ۴؛ مکارم، تعلیقات
على العروة، م ۱۳ و دفتر: خامنه اى.





[۷۰]
.
تعلیقات على العروة، ج ۱، م ۱۳.





[۷۱]
.
توضیح المسائل، م ۴.





[۷۲]
.
تعلیقات على العروة، م ۱۳.





[۷۳]
.
توضیح المسائل، م ۲.





[۷۴]
. امام،
نورى، فاضل، مکارم و سیستانى، تعلیقات على العروة، ج ۱، التقلید، م ۴۷ و
دفتر: همه مراجع.





[۷۵]
.
تبریزى، استفتائات، س ۴۳؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۶؛ مکارم،
استفتائات،
ج ۲، س ۱۰؛ سیستانى، فاضل و بهجت، توضیح المسائل مراجع، م ۲؛ وحید و نورى،
توضیح المسائل، م ۲.





[۷۶]
. امام،
استفتائات، ج ۱، س ۳؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۲۱.





[۷۷]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۱۲ و ۵۶۲؛ توضیح المسائل، م ۲ و ۱۴۵۳؛
نورى، توضیح المسائل، م۲ و ۱۴۵۰.





[۷۸]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲ و ۱۴۵۳ و وحید، توضیح المسائل، م ۲ و ۱۴۶۱.





[۷۹]
.
توضیح المسائل، م ۲ و ۱۴۶۲.





[۸۰]
.
العروة الوثقى، ج ۱، التقلید، م ۷۱.





[۸۱]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س۱۱؛ توضیح المسائل مراجع، م۲، نورى و وحید،
توضیح المسائل، م۲.





[۸۲]
.
العروه الوثقى، ح ۱ م ۴۳؛ تبریزى، التعلیقة على منهاج الصالحین، م ۲۱.





[۸۳]
.
العروة الوثقى، ج ۱، م ۳۹.





[۸۴]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۹؛ توضیح المسائل مراجع، م ۲؛ نورى و وحید،
توضیح المسائل، م۲.





[۸۵]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲؛ نورى و وحید، توضیح المسائل، م ۲.





[۸۶]
.
تبریزى، استفتائات، س ۵ و دفتر: همه مراجع.





[۸۷]
. فاضل،
جامع المسائل، ج ۲، س ۸؛ مکارم، استفتائات، ج ۱، م س ۲۵؛ بهجت،
توضیح المسائل، (احکام تقلید).





[۸۸]
.
توضیح المسائل، م ۹؛ نورى، توضیح المسائل، م ۹ و دفتر: وحید.





[۸۹]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۲۲؛ مکارم، توضیح المسائل، م ۹ و دفتر:
وحید.





[۹۰]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۴۲؛ تبریزى، التعلیقه على منهاج الصالحین،
م ۵؛ سیستانى، المسائل المنتخبه، م ۱۰؛ دفتر: فاضل، بهجت، امام، مکارم،
نورى و وحید. 




[۹۱]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۹ ؛ نورى، توضیح المسائل، م ۹ ؛ دفتر: وحید.





[۹۲]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۲۲؛ مکارم، توضیح المسائل، م ۹.





[۹۳]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۳۴؛ توضیح المسائل مراجع، م ۲؛ نورى،
استفتائات، ج ۱، س ۲؛ مکارم، تعلیقات على العروة، التقلید، م ۸.





[۹۴]
.
توضیح المسائل، م ۹.





[۹۵]
.
توضیح المسائل، م ۹؛ نورى، توضیح المسائل، م ۹؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، ۳۴ و ۴۱.





[۹۶]
.
توضیح المسائل، م ۹.





[۹۷]
.
توضیح المسائل، م ۸.





[۹۸]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۳۴ و ۴۱؛ نورى، توضیح المسائل، م ۹؛ امام،
توضیح المسائل، م ۹؛ فاضل، توضیح المسائل، م ۱۰.





[۹۹]
.
مکارم، توضیح المسائل، م ۱۰؛ توضیح المسائل، م ۱۲ و ۱۳.





[۱۰۰]
.
توضیح المسائل، م ۹.





[۱۰۱]
.
استفتائات، س ۱۴ و ۵۰.





[۱۰۲]
.
جامع الاحکام، ج ۱، س ۲۰.





[۱۰۳]
.
توضیح المسائل، م ۸.





[۱۰۴]
.
امام، تحریر الوسیلة، ج ۱، م ۱۳؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۳۵ و ۳۹.





[۱۰۵]
.
توضیح المسائل، م ۹؛ نورى و وحید، توضیح المسائل، م ۹؛ تبریزى، صراط
النجاة، ج ۱، س ۱۳۳۷ و ج ۲، س ۱۴۴۲؛ مکارم، استفتائات، ج ۲، س ۶.





[۱۰۶]
.
نورى، استفتائات، ج ۱، س ۸؛ امام، استفتائات، س ۲۰؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۳۵.





[۱۰۷]
.
توضیح المسائل، م ۱۲ و ۱۳؛ وسیلة النجاة، ج ۱، م ۱۴.





[۱۰۸]
.
توضیح المسائل، م ۹؛ جامع الاحکام، ج ۱، س ۲۰.





[۱۰۹]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۹؛ وحید، توضیح المسائل، م ۹.





[۱۱۰]
.
توضیح المسائل، م ۱۰.





[۱۱۱]
.
استفتائات، س ۲۶.





[۱۱۲]
.
امام و نورى، تعلیقات على العروة، م ۶۱ و دفتر: خامنه اى.





[۱۱۳]
.
استفتائات، ج ۱، س ۲۷.





[۱۱۴]
.
استفتائات، س ۸.





[۱۱۵]
.
توضیح المسائل، م ۱۲، ۱۴، ۱۵.





[۱۱۶]
.
جامع الاحکام، ج ۱، س ۳۴.



[۱۱۷]
.
سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۶؛ وحید، توضیح المسائل، م ۹؛ فاضل،
جامع المسائل، ج ۱، س۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲، ۲۳، ۲۴.




[۱۱۸]
.
امام، فاضل، نورى، مکارم، سیستانى، تعلیقات على العروه الوثقى، التقلید، م
۵۲ ؛ تبریزى، استفتائات، س ۱۰؛ صافى، هدایه العباد، ج ۱ (التقلید)، م ۱۵؛
بهجت، وسیله النجاة، ج ۱، (التقلید)، م ۱۵ و دفتر: خامنه اى و وحید.





[۱۱۹]
.
حکم آن در بخش «عمل بدون تقلید» بیان شده است از ص ۶۹ به بعد.





[۱۲۰]
.
دفتر: همه مراجع.





[۱۲۱]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۱۴؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱ س ۲۸ و ۳۳؛ نورى،
توضیح المسائل، م ۱۴؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۳۲ و ۷. 




[۱۲۲]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۱۴؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۴؛ تبریزى،
استفتائات،
س ۶۶.





[۱۲۳]
.
توضیح المسائل، م ۱۲.





[۱۲۴]
.
امام، استفتائات، ج ۱، احکام تقلید، س ۲۱؛ فاضل، مکارم، سیستانى و نورى،
العروة الوثقى، ج۱، م ۵۰؛ دفتر: صافى، بهجت، خامنه اى، تبریزى و وحید.





[۱۲۵]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۲؛ العروه الوثقى، ج ۱، التقلید، م ۲ و ۶۶؛
توضیح المسائل مراجع، م ۱؛ نورى، توضیح المسائل، م ۱؛ وحید، توضیح المسائل،
م ۱.





[۱۲۶]
.
توضیح المسائل، م ۱؛ نورى و وحید، توضیح المسائل، م ۱؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۱.





[۱۲۷]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۱؛ نورى و وحید، توضیح المسائل، م ۱.





[۱۲۸]
.
امام، تحریرالوسیله، ج ۱، م ۴؛ بهجت، توضیح المسائل، م ۶؛ فاضل،
توضیح المسائل، م ۱۱؛ سیستانى، تعلیقات على العروة، م ۱۱ و ۱۳.





[۱۲۹]
.
استفتائات، س ۶۱.





[۱۳۰]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۴۵؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۱۴؛ مکارم،
استفتائات، ج ۲، س ۱۴؛ نورى، تعلیقات على العروة، م ۱۱؛ وحید،
توضیح المسائل، م ۴.





[۱۳۱]
.
العروة الوثقى، ج ۱، م ۳۷.





[۱۳۲]
.
نورى، استفتائات، ج ۲، س ۱۱ و ج ۱، س ۴؛ امام، استفتائات، ج ۱، س ۸ و ۹؛
مکارم، استفتائات، ج ۲، س ۱۱؛ تبریزى، استفتائات، س ۴۲؛ فاضل،
جامع المسائل، ج ۱، س ۱۱ و ۱۲؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۱۳ و ۱۴،
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۱۸؛ بهجت، وسیله النجاة، ج ۱، م ۴ و
توضیح المسائل، م ۵؛ سیستانى، تعلیقات على العروة، م ۱۳ و ۳۳.





[۱۳۳]
.
توضیح المسائل، م ۴.





[۱۳۴]
.
فاضل، توضیح المسائل، م ۱۱؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۱، م ۴.





[۱۳۵]
.
استفتائات، س ۱۱.





[۱۳۶]
.
جامع الاحکام، ج ۱، س ۱۸.





[۱۳۷]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۳۱.





[۱۳۸]
.
مکارم، استفتائات، ج ۲، س ۱۴ و ج ۱، ص ۲۶؛ استفتائات، ج ۲، س ۱۲.





[۱۳۹]
.
وسیله النجاة، ج ۱، م ۴؛ سیستانى، تعلیقات على العروة، م ۱۱ و ۱۳.





[۱۴۰]
.
توضیح المسائل، م ۴.





[۱۴۱]
.
امام، تحریرالوسیله، ج ۱، م ۴؛ صافى، جامع الاحکام، س ۹؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۴۴.





[۱۴۲]
.
تبریزى، استفتائات، س ۶۱؛ نورى، استفتائات، ج ۲، س ۱۲؛ فاضل، جامع المسائل،
ج ۱، س ۱۴؛ تعلیقات على العروة، م ۱۱؛ مکارم و بهجت، توضیح المسائل، م ۶؛
سیستانى، تعلیقات على العروة، م ۱۱؛ وحید، توضیح المسائل، م ۴.





[۱۴۳]
.
امام، تحریرالوسیله، ج ۱، م ۱۳؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۳۳ و ۳۸.





[۱۴۴]
.
وحید و نورى، توضیح المسائل، م ۱۰؛ توضیح المسائل مراجع، م ۱۰؛ مکارم،
تعلیقات على العروة، م ۱۰؛ بهجت، وسیله النجاة، ج ۱، م ۱۴؛ فاضل، تعلیقات
على العروة، ج ۲، م ۱۰.





[۱۴۵]
.
امام و نورى، توضیح المسائل، ۹؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۳۵.





[۱۴۶]
.
مکارم، توضیح المسائل، م ۱۰ و استفتائات، ج ۲، س ۵؛. توضیح المسائل مراجع،
م ۹؛ وحید، توضیح المسائل، م ۹؛ بهجت، توضیح المسائل، م ۱۲ و ۱۳؛
وسیله النجاة، ج ۱، م ۱۴؛ تبریزى، استفتائات، س ۲۶.





[۱۴۷]
.
توضیح المسائل، م ۹؛ جامع الاحکام، ج ۱، س ۲۰.





[۱۴۸]
.
فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۲۵؛ امام، استفتائات، ج ۱، س ۱۸؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۳۲؛ تبریزى، استفتائات، س ۱، العروه الوثقى، ج ۱، م
۵۳؛ بهجت، وسیله النجاة، ج ۱، م ۱۹؛ مکارم، توضیح المسائل، م ۱۷؛ دفتر:
وحید، صافى و نورى.





[۱۴۹]
.
سیستانى، منهاج الصالحین، ح ۱ م ۱۱.





[۱۵۰]
.
دفتر: همه مراجع؛ عروه الوثقى، ج ۱، باب التقلید، م ۶۳.





[۱۵۱]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۳.





[۱۵۲]
.
جواهرالکلام، ج ۶، ص ۴۶ و ۴۷.





[۱۵۳]
. در
اینکه آن مجتهد باید از سایر مجتهدان دیگر، اعلم باشد، اختلاف نظر هست ر.
ک: عنوان «احتیاطات».





[۱۵۴]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۸.





[۱۵۵]
. ر.
ک: عنوان «الاعلم فالاعلم»، ص ۶۷.





[۱۵۶]
.
توضیح المسائل مراجع، ۷ و ۸.





[۱۵۷]
.
مصباح، فوائد الاصول، ج ۲؛ خاتمة الکلام فى الجاهل العالم قبل الفصح؛
الثانى، کفایة الاصل خاتمه الاصول، صص ۳۷۴ـ۳۷۹؛ التنقیح فى شرح العروة
الوثقى کتاب الاجتهاد والتقلید، مسئله ۱۶، ص۱۹۵ـ۲۰۲.





[۱۵۸]
.
مبانى تکملة المنهاج کتاب القضاء، ص ۳؛ التنقیح فى شرح الالعروة الوثقى
(کتاب الاجتهاد والتقلید)، م ۵۷ و ۶۸؛ العروه الوثقى، م ۵۷؛ توضیح المسائل
مراجع، م ۷.





[۱۵۹]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۷.





[۱۶۰]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۵۱؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۲، س ۳۴؛
سیستانى، سایت، مصطلحات فقهى، س ۲؛ نورى، استفتائات، ج ۲، س ۵۲۴.





[۱۶۱]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۷؛ نورى، توضیح المسائل،
م ۷؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۵۰.





[۱۶۲]
.
مکارم، توضیح المسائل مراجع، م ۷؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۲ س ۳۲؛ بهجت،
توضیح المسائل، مقدمه و دفتر: همه مراجع.





[۱۶۳]
.
العروه الوثقى، ج ۱ م ۶۳.





[۱۶۴]
.
امام و نورى، توضیح المسائل، م ۷.





[۱۶۵]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۷؛ فاضل، تعلیقات على العروة، م ۶۳؛ خامنه اى،
اجوبه الاستفتائات، س ۸؛ وحید، توضیح المسائل، م ۷؛ تبریزى،
استفتائات، س
۳۳.





[۱۶۶]
.
توضیح المسائل، م ۹.





[۱۶۷]
.
استفتائات، ج ۲، س ۲.





[۱۶۸]
.
خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۴۲؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۱، س ۲۸؛
تبریزى، التعلیقة على منهاج الصالحین، ج ۱، م ۵؛ سیستانى، المسائل
المنتخبة، م ۱۰؛ دفتر: فاضل، بهجت، امام مکارم، نورى و وحید.





[۱۶۹]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۲۵؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۲۴۶؛ وحید،
توضیح المسائل، م ۲۳۰۴؛خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۱۸۸۹ و ۱۸۹۰.





[۱۷۰]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۲۵؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۲۴۶؛ وحید،
توضیح المسائل، م ۲۳۰۴؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س ۱۸۸۹ و ۱۸۹۰.





[۱۷۱]
.
سیستانى، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۵۲.





[۱۷۲]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۵۳؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۳۰۵؛ نورى،
توضیح المسائل، م ۲۲۴۷.





[۱۷۳]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۴۳۸؛ وحید، توضیح المسائل، م ۴۴۴؛ نورى،
توضیح المسائل، م ۴۴۰.





[۱۷۴]
.
صافى، هدایه العباد، ج ۱، م ۲۱۷؛ فاضل، تعلیقات على العروة، ح ۱، م ۷۰۱.





[۱۷۵]
.
بهجت، وسیله النجاة، ج ۱، م ۲۳۹.





[۱۷۶]
.
دفتر: همه مراجع.





[۱۷۷]
.
دفتر: همه مراجع.





[۱۷۸]
.
توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۳۵، ۲۴۳۳؛ نورى، توضیح المسائل، م ۲۴۳۱؛
العروه الوثقى، ج۲، النکاح م ۳۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۴.





[۱۷۹]
.
دفتر: همه مراجع.

 


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.