نسخه آزمایشی

دفتر پنجاه و هشتم پرسش ها و پاسخ ها «امر به معروف و نهی از منکر » ۱۳۹۵/۲/۱۹ - ۱۶۹۸ بازدید

دفتر پنجاه و هشتم پرسش ها و پاسخ ها «امر به معروف و نهی از منکر »


 


 


پرسش ها و پاسخ های دانشجویی


دفتر پنجاه و هشتم


امر به
معروف و نهی از منکر
 
 
 
 
 


 نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها



معاونت آموزشی و پژوهشی


 اداره مشاوره و پاسخ

 

 

 



مراکز پخش:




مدیریت پخش دفتر نشر معارف:


قم، خیابان شهدا، کوچه ۳۲، پلاک ۳، تلفن و نمابر: ۳۷۷۴۰۰۰۴

 



پاتوق کتاب قم (شعبه ۱):


خیابان شهدا، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن ۳۷۷۳۵۴۵۱

 



پاتوق کتاب قم (شعبه ۲):


بلوار جمهورى اسلامى، نهاد رهبرى در دانشگاه ها، تلفن ۳۲۹۰۴۴۴۰

 



پاتوق کتاب تهران:


خیابان انقلاب، چهار راه کالج، پ ۷۱۵، تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲

 


قم، مؤسسه فرهنگى و اطلاع رسانى طلوع طاها، تلفن ۳۷۷۴۸۳۴۵

 


نشانى اینترنت:

www.ketabroom.ir - www.porseman.org -

www.porsemani.ir


 


پست الکترونیک:

info@ketabroom.ir   -   info@porseman.org
 


 


 







شناسنامه :


سرشناسه: موسوی، سیدحسن،  ‫۱۳۵۵



 عنوان و نام پدیدآ امر به معروف و نهی از منکر/
[تنظیم و نظارت] نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، معاونت
آموزشی و پژوهشی- اداره مشاوره و پاسخ؛ تدوین و تالیف سیدحسن موسوی.


 مشخصات نشر: قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری
در دانشگاهها، دفتر نشر معارف‏ ‫،  ‫۱۳۹۴.


 مشخصات ظاهری: ۲۴۴ ص.


 فروست: پرسش‌ها و پاسخ‌های
دانشجویی؛ دفتر پنجاه و هشتم.


 شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۱-۹۱۱-۱


 وضعیت فهرست نویسی: فیپا


 یادداشت: کتابنامه ص. [۲۴۰] - ۲۴۴؛



 موضوع: امر به معروف و نهی و از منکر -- پرسش‌ها
و پاسخ‌ها


 شناسه افزوده: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در
دانشگاهه ‫. معاونت آموزشی- پژوهشی. اداره مشاوره و پاسخ


 شناسه افزوده: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در
دانشگاهه ‫. دفتر نشر معارف


 رده بندی کنگره:  ‫bp۲۲۶/۴
‫/م۷۴الف۸
۱۳۹۳


 رده بندی دیویی:  ‫۲۹۷/۳۷۷۵


 شماره کتابشناسی ملی:  ۳۷۳۰۸۷۷


 تدوین و تألیف: سیدحسن موسوی


ناشر: دفتر نشر معارف


تایپ و صفحه آرایی: طالب بخشایش


نوبت چاپ: اول، پاییز ۱۳۹۴


شابک: ۱-۹۱۱-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸




 
 

فهرست
موضوعات
 (برای
دسترسی سریع به متن روی موضوع مورد نظر کلیک کنید.)


 



مقدمه

 
 



جایگاه امر به معروف



فریضه امر به معروف -
مقایسه با دیگر واجبات -
موسی به دین خود، عیسی به دین خود
-
نمی
‌دانم
از چه راهی
-
بعضی ها اصرار دارند
-
تأثیری در زندگی
-
تحمل کلاس
-
ترک امر به معروف
-
هر کس گناه خودش
-
آزادی انسان ها
-
ظهور امام زمان(عج)

 
 



شیوه امر به معروف



زمان پیامبر(صلی
الله علیه و آله و سلم)
 -
اعتراض به دیگران
-
آیه «لااکراه»
-
بر سر خودمان خواهد آمد
-
درگیری ها
-
اوضاع و احوال دانشگاه ها
-
از کجا شروع کنم؟
-
شیوه های امر به معروف

 
 



شرایط امر به معروف



از کجا بفهمم -
خودتان را به هلاکت نیاندازید
-
داشتن قدرت
-
جراحت شدید
-
ویژگی های رفتاری
-
حریم خصوصی

 
 



اجرای امر به معروف



تنش زدایی -
هرج و مرج
-
آیا حق دارم
-
چرا امروزه؟!
-
واهمه دارم
-
آدم خشک
-
مشکلات خانوادگی
- خجالت می کشم
- اصرار دارم -
بحث های سنگین
-
اهل سنت
-
نماز نمی خواند
- شوهر شراب خوار
- دختر خوب -
موسیقی در خوابگاه
-
رابطه با جنس مخالف
-
سایت ها
-
غیبت
 - مجالس عروسی -
مسائل سیاسی -
تیپ عجیب

 
 



حاکمیت و امر به معروف



دستگاه های حکومتی -
گشت امر به معروف
 -
وظیفه مردم
-
دیدگاه مقام معظم رهبری

 
 



احکام امر به معروف



وجوب امر به معروف -
امر به معروف فامیل
-
امر به خمس
- امر به معروف عملی
- تکرار امر به معروف -
جلب رضایت -
خجالت در امر به معروف
-
مسائل اختلافی
-
گناهکار
-
کلاس های دانشگاه
- استاد بدحجاب
- مراسم جشن -
موسیقی
-
موسیقی در خوابگاه
- موسیقی اجباری
- موسیقی در محل کار -
انواع موسیقی -
آهنگ های صدا و سیما
-
شکستن

cdهای
مبتذل
-
دخالت مأمورین
-
نهی شراب
‌خوار
- ظرف شراب -
نجاست فرش
-
نجاست غذا

 
 



 کتابنامه



 
 


مقدمه

«پرسش‌گرى»
از آغاز آفرینش انسان، رخ‌نمایى کرده؛ بر بال سبز خود،
فرشتگان را فرانشانده، بر برگ زرد خود، شیطان را فرونشانده و در این میان، مقام
آدمیت را نشان داده است. آفتاب کوفه چه زیبا فرموده است:


«مَن اَحسَنَ السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال»


هم سؤال از علم خیزد هم جواب         همچنانکه خار و گُل از خاک و
آب

آری! هر
که سؤال‌هایش آسمانی است، دانش و بینش پاسخش خواهد بود.
پویایی و پایایی «جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسش‌های حقیقت‌طلبانه
و پاسخ‌های خِردورزانه است.

از
افتخارات ایران اسلامی، آن است که از سویی، سرشار از جوانانی پاک دل، کمال خواه و
پرسش گر می‌ باشد و از دیگر سوی، از مکتبی غنی برخوردار است
که معارف بلند آن، گوارا نوش دل های عطشناک پرسش گر و دانش جوست.


اداره
مشاوره و پاسخ معاونت آموزشی و پژوهشی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه
ها، محفل انسی فراهم آورده است، تا «ابر رحمت» پرسش ها را به «زمین اجابت» پذیرا
باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و
بالنده ایران پرگهرمان باشیم، به خود خواهیم بالید.

شایان
ذکر است در راستای ترویج فرهنگ دینی، اداره مشاوره و پاسخ نهاد، تاکنون بیش از
چهارصد هزار پرسش دانشجویی را در موضوعات مختلف اندیشه دینی و مشاوره ای پاسخ داده
است.

این
اداره دارای گروه های علمی و تخصصی، به شرح زیر است:


- قرآن و حدیث؛


- تربیتی و روان شناسی؛


- احـکـام؛


- اندیشه سیاسی؛


- فلسفه، کلام و دین پژوهی؛


- فرهنگی و اجتماعی؛


- حقوق و فلسفه احکام؛


- تاریخ و سیره؛


- اخلاق و عرفان؛


- ادیان و مذاهب.

آنچه پیش
رو دارید، بخشی از پرسش های دانشجویی درباره امر به معروف و نهی از منکر است که
توسط پژوهشگر ارجمند حجت الاسلام سیدحسن موسوی پاسخ داده شده است.


در پایان
از صاحبان اندیشه و قلم حجج اسلام دکتر محمدحسین توانایی و ناصر صفری
افلاکی
که ارزیابی متن حاضر را قبول زحمت نموده و نیز همه همکاران ارجمند اداره
مشاوره و پاسخ به ویژه حجت الاسلام والمسلمین آقای صالح قنادی که در
بازخوانی و آماده سازی این اثر تلاش کرده اند، تشکر و قدردانی می شود.


دوام
توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب اهل بیت(علیهم
السلام) و ارتقای فرهنگ دینی جامعه - به خصوص دانشگاهیان -
از خداوند متعال مسألت داریم.

 


الله ولى التوفیق


معاونت آموزشى و پژوهشى نهاد


 

جایگاه امر به معروف
 


فریضه امر به معروف


علاقه دارم به عنوان یک مسلمان به فریضه امر به معروف و نهی از
منکر عمل نمایم اما این‌که گفته می شود کاری معروف و یا
منکر به حساب می آید برای من مبهم است؟

باید
دانست «معروف» به عملی گفته می‌شود که از راه عقل و شرع
نیکویی‌اش شناخته شده باشد و «منکر» به کاری گفته می‌شود
که عقل و شرع آن را ناپسند بداند[۱]
و به عبارت دیگر «معروف» یعنی کاری که نزد عرف و افکار عمومی یک ارزش و هنجار
اجتماعی می باشد، لذا لازم است ارزش ها و خوبی ها به طوری در جامعه ترویج شود که
نزد همگان «معروف» باشد.

امام
خمینی(رحمت الله علیه) در این باره می نویسد:

«هر یک
از امر به معروف و نهی از منکر، به واجب و مستحب تقسیم می شود. پس هر چه که 
از نظر عقل یا شرع واجب باشد، امر کردن به آن واجب است و هر کاری که از نظر عقل،
زشت یا از نظر شرع حرام باشد، نهی کردن از آن واجب است، و هر چه که انجام آن
پسندیده و مستحب است، امر به آن نیز مستحب، و هر چه انجام آن ناپسند و مکروه است،
نهی از آن مستحب است».[۲]

بهترین
منابع شناخت معروف و منکر،‌ فطرت و عقل و دین می باشد که به
طور مختصر به آن اشاره می شود:


فطرت پاک

خداوند،
ساختار وجودی انسان را به‌گونه ای آفریده است که با «فطرت»
خود «زشتی و زیبایی» و «خوبی و بدی» را تشخیص می دهد؛ و آن را با عمق وجود درک می
کند و به همین خاطر فطرت انسان به طور ذاتی متمایل به خوبی و روی‌گردان
از بدی است.

در قرآن
کریم آمده است:

«وَ
نَفْسٍ وَ مَا سَوَّیَهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَیَه
»[۳]؛«سوگند
به نفس و آن کس که آن را درست کرد. سپس پلیدکاری و پرهیزگاری‌اش
را به آن الهام کرد».

یکی از
اصحاب پیامبر به نام «وابصه» می گوید: وقتی آیه «تَعَاوَنُوا
عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوی وَ لاَ تَعَاوَنُوا عَلَی الْاِثْمِ وَالْعُدْواَنِ
»[۴]
نازل شد خدمت پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدم و خواستم از همه ی موارد
«برّ» و «اثم» سؤال کنم. آن حضرت فرمود:

«الْبِرُّ
مَا اطْمَأَنَّتْ إِلَیْهِ النَّفْسُ وَ الْبِرُّ مَا اطْمَأَنَّ إِلَیْهِ
الصَّدْرُ وَ الْإِثْمُ مَا تَرَدَّدَ فِی الصَّدْرِ وَ جَالَ فِی الْقَلْبِ
»[۵]؛
«ای وابصه! نیکی، همان است که نفس و سینه ی انسان، بدان اطمینان داشته باشد و گناه،
چیزی است که قلب نسبت به آن تردید دارد...».

بر این
اسـاس خداوند راه شناخت خوب و بــد را در قلب هر بشری قـرار داده است.

نتیجه آن
که فطرت خالص و پاک که تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار نگرفته باشد می تواند منبع خوبی
برای شناخت معروف و منکر باشد.


عقل سلیم

عقل نیز
بسیاری از خوبی ها و بدی ها را تشخیص می دهد، از بدی ها ناسزا و خوبی ها را سزاوار
می یابد. قرآن کریم از قول کسانی که به راهنمایی های عقل خویش گوش فرا نداده و
جهنمی شده اند، می فرماید:

«لَوْ
کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ماَ کُنَّا فی اَصْحَابِ
السَّعیِر
»[۶]؛«اگر
گوش شنوا داشتیم یا تعقل می کردیم، در میان دوزخیان نبودیم».

قرآن
کریم با عباراتی مانند «افلا تعقلون» یا «لعلکم تعقلون» و... در صدد هشیارسازی مردم
و توجه دادن آنها به این سرمایه ی گرانبهاست.[۷]


دین

دین
همواره فطرت و عقل را در مسیر درست خود نگه می دارد. پیامبران و امامان(علیهم
السلام) گم شده های عقل و فطرت، (پاکی ها و معروف ها) را به ما نشان می دهند و به
سوی آن دعوت می کنند و (زشتی ها و منکرها) را به ما می نمایانند و از آن باز می
دارند.

بنابراین
می توان بهترین ملاک های شناخت معروف و منکر را چنین برشمرد: هر چیزی که شارع مقدس
مردم را به آن تشویق کرده و عقل آن را پسندیده و فطرت سلیم آن را پذیرفته است،
«معروف» است و هر چیزی که شارع از آن نهی کرده و عقل و فطرت آدمی آن را ناپسند و
ناخوشایند شمرده، منکر و زشت است.

 
 


مقایسه با دیگر واجبات


اهمیت و جایگاه امر به معروف در مقایسه با دیگر واجبات چگونه است؟


امیرمؤمنان(علیه السلام) می فرماید:

«وَ
مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عِنْدَ
الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ إِلَّا کَنَفْثَةٍ فِی
بَحْرٍ لُجِّیٍّ
»[۸]؛
«همه اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف همچون رطوبت دهان
در مقایسه با دریای پهناور است»

شاید
سِرّ برتری امر به معروف و نهی از منکر بر سایر عبادات و نیکی ها این باشد که اثر
این دو در اصلاح جامعه، بیشتر از جهاد است. زیرا جهاد گهگاه پیش می آید، ولی امر به
معروف و نهی از منکر غالباً وجود دارد.

انجام
امر به معروف و نهی از منکر به طور پی در پی موجب پاداش و ارزش مکرر خواهد شد، ولی
جهاد گاه به گاه پیش می آید و کشته شدن در را او هم برای یک‌بار
اتفاق می افتد. علاوه بر این‌که امر به معروف و نهی از
منکر، زیربنای جهاد است و جهاد بدون آن تحقق نمی یابد.[۹]



مبنای تشکیل حکومت اسلامی:

این
فریضه از چنان جایگاه و اهمیتی برخوردار است که اگر اجرای آن نیاز به تشکیل حکومت
داشته باشد لازم است ابتدا اقدام به تشکیل حکومت اسلامی نمود تا زمینه برای امر به
معروف و نهی از منکر فراهم گردد و به عبارت دیگر این فریضه فلسفه تشکیل حکومت
اسلامی و معیاری برای ارزیابی صلاح و فساد حکومت‎هاست.

محقق حلی
فرموده: «در صورتی که اجرای امر به معروف و نهی از منکر مشروط به تحصیل حکومت و
ولایت و منحصر به شخص مخصوصی باشد، تحصیل حکومت و ولایت واجب است، و زمینه‌سازی
و سعی و تلاش در تهیه مقدمات بر آن شخص لازم و ضروری است تا در پرتو ولایت، امر به
معروف و نهی از منکر در جامعه اجرا شود»[۱۰]

صاحب
جواهر در ادامه فرموده است: «اطلاق امر به معروف، دلالت بر وجوب تمام مقدمات می کند
و این وجوب فقط در صورت عجز و ناتوانی ساقط می شود. بنابراین «ولایت» و غیر آن جزء
مقدمات امر به معروف و نهی از منکر است»[۱۱]


مقام امر کنندگان به معروف:

پیامبر
اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«مَنْ
أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَی عَنِ الْمُنْکَرِ فَهُوَ خَلِیفَةُ اللَّهِ فِی
الْأَرْضِ وَ خَلِیفَةُ رَسُولِه
»[۱۲]؛
«کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند خلیفه خدا در زمین و خلیفه رسول اوست».

روزی
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به یاران خود فرموداند: آیا به شما
خبر دهم از گروه هایی که پیامبران و شهیدان نیستند و روز رستاخیز پیامبران و شهیدان
به جایگاه های ایشان در پیشگاه الهی که بر منابر نور است غبطه می خورند؟ گفته شد:
ای رسول خدا ایشان کیستند؟

فرمودند:
آنانی هستند که محبت خدا را در دل های بندگانش می افکنند و بندگان را هم محبوب
خداوند قرار می دهند. گفتیم: محبت خدا را بر دل بندگان افکندن فهمیدیم ولی بندگان
را چگونه محبوب خداوند قرار می دهند؟ فرمودند:

«یَأْمُرُونَهُمْ
بِمَا یُحِبُّ اللَّهُ وَ یَنْهَوْنَهُمْ عَمَّا یَکْرَهُ اللَّهُ فَإِذَا
أَطَاعُوهُمْ أَحَبَّهُمُ اللَّهُ
»[۱۳]؛
«بندگان را به آنچه خداوند دوست دارد فرمان می دهند و از آنچه ناخوش می دارد باز می
دارند و هر گاه اطاعت کنند خداوند ایشان را دوست می دارد».

امام
صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:


«إِنَّ
أَعْظَمَ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَمْشَاهُمْ فِی
أَرْضِهِ بِالنَّصِیحَةِ لِخَلْقِه
»[۱۴]؛
«بزرگ‌ترین مردم از لحاظ مرتبه نزد خدا در روز قیامت 
کسی است که برای نصیحت خلق در زمین بیشتر دوندگی کند».


علت نابودی جامعه:

ارتکاب
پاره ای گناهان، تنها دامنن‌گیر مرتکب آنها می شود اما امر
به معروف و نهی از منکر از چنان اهمیتی برخوردار است که ترک آن، نظام اجتماعی را می
گسلد و شیرازه ی آن را از هم می پاشد.

امیرمؤمنان(علیه السلام) در این باره می فرماید:

«خداوند
سبحان، امت هایی را که پیش از شما بودند تنها به این سبب لعن کرد، که امر به معروف
و نهی از منکر را ترک کردند. خداوند متعال سفیهان را به دلیل ارتکاب معصیت ها و
ساکتان را به سبب ترک نهی از منکر، لعن فرمود»[۱۵][۱۶]


ضامن بقای اسلام:

«امر به
معروف و نهی از منکر، یگانه اصلی است که ضامن بقای اسلام است؛ به اصطلاح، «علت
مُبقیه» است. آیا یک کارخانه بدون بازرسی و رسیدگی دائمی مهندسین متخصص که ببینند
چه وضعی دارد، قابل بقاست؟ حسین‎بن علی(علیه السلام) در راه امر به معروف و نهی از
منکر یعنی در راه اساسی‎ترین اصلی که ضامن بقای اجتماع اسلامی است کشته شد؛ بله،
این اصل این مقدار ارزش دارد. آیات قرآن در این زمینه بسیار زیاد است. قرآن کریم
بعضی از جوامع گذشته را که یاد می‎کند و می‎گوید این‌ها
متلاشی و هلاک شدند، تباه و منقرض شدند، می‎فرماید: به موجب این‌که
در آنها نیروی اصلاح نبود، نیروی امر به معروف و نهی از منکر نبود، حس امر به معروف
و نهی از منکر در میان این مردم زنده نبود»[۱۷]

 
 


موسی به دین خود، عیسی به دین خود!


می خواستم درباره اهمیت امر به معروف و نهی از منکر بدانم؛ برخی می
گویند موسی به دین خود عیسی به دین خود!‍ دین هرکس ارتباط
قلبی اون با خداشه! آیا در قرآن آمده که حتماً امر به معروف کنیم؟

در قرآن
آیاتی آمده است که نشان می‌دهد حتی مردم و امت‌های
گذشته نیز موظف به امر به معروف و نهی از منکر بوده‌اند.
خداوند می فرماید:

«لَیْسُوا
سَواءً مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّةٌ ... یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ
یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ

وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ
أُولئِکَ مِنَ الصَّالِحینَ
»[۱۸]؛«همه
اهل کتاب یکسان نیستند. گروهی از آنها امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند
و در نیکوکاری می‌شتابند؛ و آنها از صالحانند».

حضرت
لقمان نیز در وصیت خود به پسرش می گوید:

«یا
بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ
اصْبِرْ عَلی  ما أَصابَکَ

إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»[۱۹]؛«پسرم!
نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصایبی که به تو می
رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است!»

و یا در
آیه دیگری علمای یهود و نصاری به دلیل عدم انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر
مورد نکوهش قرار گرفته اند:

«لَوْ
لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ
أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما کانُوا یَصْنَعُونَ
»[۲۰]؛
«چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود، آنها را از سخنان گناه آمیز و
خوردن مال حرام، نهی نمی کنند؟! چه زشت است عملی که انجام می دادند!»

اهمیت
امر به معروف تا آنجاست که به عنوان مهم ترین ویژگی جامعه اسلامی شمرده شده است:

«کُنْتُمْ
خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ
عَنِ الْمُنْکَر
»[۲۱]؛«شما
بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اند؛ (چه این‌که)
امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید».

و این
فریضه در کنار مهمم‌

«الَّذینَ
إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ
أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ
الْأُمُورِ
»[۲۲]؛«همان
کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می دارند، و زکات می
دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می کنند، و پایان همه کارها از آن خداست»!

همچنین
این دو فریضه به عنوان اوصاف برجسته زنان و مردان مؤمن شمرده شده است.

«وَ
الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ
بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ
یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ یُطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ
اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ
»[۲۳]؛«مردان
و زنان باایمان، ولی (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛
نماز را برپا می دارند؛ و زکات را می پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می کنند؛ به‌زودی
خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار می دهد؛ خداوند توانا و حکیم است!»

و کسانی
که از امر به معروف و نهی از منکر خودداری می کنند مورد لعن و نکوهش قرار گرفته
اند.

«لُعِنَ
الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنی  إِسْرائیلَ عَلی  لِسانِ داوُدَ وَ عیسَی
ابْنِ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ. کانُوا لا یَتَناهَوْنَ
عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ
»[۲۴]؛
«کافران بنی اسرائیل، بر زبان داوود و عیسی بن مریم، لعن (و نفرین)
شدند! این به‌خاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز می
نمودند. آنها از اعمال زشتی که انجام می دادند، یکدیگر را نهی نمی کردند؛ چه بد
کاری انجام می دادند!»

البته
برای اجرای درست وظیفه امر به معروف و نهی از منکر باید «معروف» و «منکر» را شناخت
و دانست که چه کاری در محدوده «معروف» قرار دارد تا انجام آن پیگیری شود و چه کاری
در محدوده «منکر» قرار دارد تا «نهی» از آن واجب باشد. و
اگر انسان بدون شناخت صحیح معروف و منکر دیگران را امر و نهی کند،نه تنها ممکن است
خدمتی انجام ندهد، بلکه هر لحظه امکان دارد در برداشت خود دچار اشتباه شده و چه بسا
به کاری اقدام کند که زشت و ناپسند باشد و نه تنها دیگران
را به سوی خوبی ها نکشاند، بلکه زمینه بدبینی به دین و دین‌داران
را فراهم کند!![۲۵]؛
از همین‌رو فقهای بزرگ شیعه اولین شرط وجوب امر به 
معروف و نهی از منکر را آگاهی از معروف و منکر دانسته اند.[۲۶]

البته
ناگفته نماند که بدرفتاری برخی که امر به معروف می کنند نباید دست آویزی برای ترک
این کار مهم شود بلکه باید با آگاهی و مدیریت شایسته تلاش شود امر به معروف و نهی
از منکر به خوبی در جامعه اجرا شود.د.

[۲۷]؛
«بر شما چه خواهد گذشت هنگامی که زنان و جوانانتان فاسد و فاسق شده باشند و شما امر
به معروف و نهی از منکر ننمایید؟ عرضه داشتند: یا رسول الله، آیا چنین خواهد شد؟
فرمود: آری و بدتر از این بر شما چه خواهد گذشت زمانی که امر به منکر و از معروف
نهی نمایید؟ باز عرضه داشتند: آیا چنین خواهد شد؟ فرمود: آری بدتر از این. بر شما
چه خواهد گذشت آن‌گاه که معروف (زیبا) را منکر (زشت) ببینید
و منکر(زشت) را معروف(زیبا) به حساب آورید».

 
 


نمی‌دانم از چه راهی!


نمی دانم از چه راهی و چگونه می توانم کارهایی را که گفته می شود
معروف و منکر است را بشناسم و آنها را به درستی از یکدیگر تشخیص بدهم؟

باید
دانست؛ معروف و منکر دامنه گسترده ای دارد و تنها در محدوده «عبادات» و یا «نیکی به
مردم» خلاصه نمی شود و اسلام از آن‌جا که نخواسته است،
موضوع امر به معروف و نهی از منکر را به امور معین  مثل عبادات، معاملات،
اخلاقیات، محیط خانوادگی و... محدود کند، از کلمه ی عام «معروف» یعنی هر کار خیر و
نیک و نقطه ی مقابلش منکر یعنی هر کار زشتی استفاده کرده است.[۲۸]

در اینجا
جهت آشنایی هر چه بیشتر علاقه مندان به انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، به
گوشه هایی از مهم‌ترین مصادیق معروف و منکر اشاره می نماییم
تا با شناخت بیشتری گام در مسیر امر به معروف و نهی از منکر بگذارند:



[۲۹]




«معروف»ها:

-
اعتقادی؛;؛‌ ایمان به خدای متعال، ایمان به پیامبران، ایمان
به امامان(علیهم السلام)، ایمان به معاد، ایمان به ملائکه و...

- عبادی؛‌
نمازهای واجب، زکات،‌ خمس،‌آنچه در برابر معروف ها قرار بگیرد «منکر» به شمار می آید مانند: کفر و نفاق و
ترویج باطل.


«منکر» ها:

دروغ،
غیبت، تهمت، ایجاد مزاحمت، موسیقی های حرام، ناهنجاری مدها و لباس ها.


منکرات عبادی:

- سهل
انگاری در نماز، روزهزه‌خواری.

- اسراف،
احتکار، رشوه، قمار، شراب، قانون‌شکنی، سوء استفاده از
موقعیت اجتماعی، نشر اکاذیب، شرارت و فتنه‌انگیزی، اختلاط
پسر و دختر، استفاده از علایم مربوط به گروه های منحرف اخلاقی، وب‌گردی
مبتذل.

[۳۰]؛«همانا
خداوند به عدل (وداد) و نیکی کردن و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد».

«إِنَّ
اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی  أَهْلِه
»[۳۱]؛«همانا
خداوند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبان آنها
بدهید».

«إِنَّ
اللَّهَ ... یَنْهی  عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْی

»[۳۲]؛«خداوند
از فحشا و منکر و ستم، نهی می کند»

«وَ
لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ
»[۳۳]؛ «و
(در خوردن آشامیدن) اسراف (و زیاده‌روی) نکنید که خداوند
اسراف‌کنندگان را دوست ندارد».

«وَ
لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبین
»[۳۴]؛«گام
های شیطان را پیروی و دنبال نکنید که او دشمن آشکار برای شما است».

«وَ
الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ
بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ
»[۳۵]؛«مردان
و زنان با ایمان ولی (دوست و یار) یکدیگرند، امربه معروف و نهی از منکر می کنند»[۳۶]

از امام
باقر(علیه السلام) نقل شده است که:

«إِنَّ
الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبِیلُ الْأَنْبِیَاءِ وَ
مِنْهَاجُ الصُّلَحَاء
»[۳۷]؛
«به یقین، امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و روش صالحان
(و شایستگان) است».

 
 


بعضی ها اصرار دارند!


چرا بعضی ها اصرار دارند حتماً امر به معروف و نهی از منکر انجام
شود؟

مسئله
امر و نهی و تشویق و هشدار، ریشه در درون هر انسانی دارد و فطرت پاک هر شخصی اعمال
زشت و ناپسند را نمی پذیرد و نسبت به کارهای خوب روی خوش نشان می دهد.[۳۸]


گذشته از
این;ن‌[۳۹]

«و همین
که هدهد در پرواز خود از فضای کشور سبا متوجه انحراف مردم شد و دریافت که مردم
خورشید پرستند، نزد حضرت سلیمان آمد و با ناله خود،از این انحراف شکایت کرد»[۴۰][۴۱]



بنابراین، انجام امر به معروف و نهی از منکر ریشه در غریزه ها و فطرت انسان ها
دارد.


اصلاح فرد و جامعه :

امر به
معروف و نهی از منکر هم می تواند نقش بازدارندگی و پیشگیری را ایفا کند و به حفظ و
ارتقای سلامت فردی و سلامت اجتماعی کمک کند و هم می تواند نقش درمان و رشد را ایفا
کند و از گسترش ناهنجاری ها و آسیب های گناه و فساد جلوگیری کند.


به عبارت
دیگر با گسترش فرهنگ امر به معروف، هر فردی از اجتماع سعی می کند خودش به خوبی ها
آراسته شود و از پلیدی ها دوری کند؛ زیرا اگر می خواهد به
دیگران امر به معروف کند به خود می آید که از ناهنجاری ها دور باشد و کسی مرتکب خطا
می شود از پذیرش افکار عمومی جامعه دور می شود و برای او بسیار شکننده و آزاردهنده
است و سعی می کند در اولین فرصت از کار خطای خود پشیمان شود تا مورد احترام دیگران
قرار گیرد.


ضمانت اجرای قانون :

بدیهی
است زندگی اجتماعی انسان دو نیاز حتمی دارد، یکی آن که بشر در
زندگی خود نیازمند قانون است و زندگی اجتماعی، بدون قانون سامان
نمی یابد. دیگر آن که قانون، نیازمند ضمانت اجراست، زیرا تدوین قانون و ارائه آن،
به تنهایی مشکل انسان را حل نمی کند.[۴۲]

ضمانت
اجرایی قوانین و مقررات در جامعه دو گونه است: درونی و برونی.;.

ضمانت
اجرایی درونی قوانین و مقررات همان ایمان به خدا و قیامت است، اگر انسانی در پرتو
تربیت صحیح به ایمان دست یابد و خدا را ناظر بر اعمال خود بداند و بیابد که پیوسته
در محضر خداست و قیامتی وجود دارد که او باید پاسخ گوی اعمال خود باشد، به‌[۴۳]

هم‌اکنون
نیز بسیاری از کشورهای جهان برای اجرایی شدن قوانین خود و مبارزه با تخلفات، شیوه
های مختلفی را اعمال می نمایند که شباهت های زیادی به این فریضه اسلامی دارد.[۴۴]
بنابراین وجود امر به معروف، اگر نگوییم تنها عامل لازم برای اجرای قانون در جامعه
است، بی شک برای نظارت بر اجرای قانون و سلامت اجرای آن، نقش اساسی و اجتناب ناپذیر
دارد.[۴۵]


ضرورت ایجاد امنیت :

برخی
نیازهای جوامع بشری به منزله هوا برای بدن انسان می باشند و همیشه جامعه به آن نیاز
دارد؛نیاز جامعه به امنیت از این نوع است.ت.

[۴۶]؛
«دو نعمت پوشیده و ناشناخته است، امنیت و عافیت».

راز
ناشناخته بودن این دو نعمت در آن است که وقتی جامعه به اهمیت آنها
پی می برد که آنها را از دست داده باشد.

یکی از
مهم ترین راهکارهای تحقق امنیت در جامعه و جلوگیری از بزه کاری و انحرافات اجتماعی،
وجود یک سیستم کنترل اجتماعی مؤثر و کارآمد است و این همان
نقش اساسی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است.[۴۷]

از همین;ن‌رو
در روایات اسلامی برقراری امنیت به عنوان یکی از فلسفه های تشریع این دو فریضه الهی
یاد گردیده است.

[۴۸]؛
«به وسیله امر به معروف و نهی از منکر، واجبات و وظایف برپا می شود و راه ها ایمن
می گردد».


ضامن حفظ شریعت:

خداوند
متعال به وسیله تشریع امر به معروف و نهی از منکر، نظارت بر حسن اجرای احکام الهی
را برعهده فرد فرد جامعه اسلامی از هر قشری نهاد، از این;ن‌رو
هر فرد و گروهی همواره چشمان بیدار امت اسلامی را مراقب خویش دانسته و تلاش می کند
حتی الامکان قوانین اسلامی را رعایت نموده و زیر پا نگذارد.

بررسی
متون اسلامی  نیز گویای آن است که هیچ یک از عبادات و اعمال شایسته، به جز امر
به  معروف و نهی از منکر، به عنوان عامل برپایی شریعت و ضامن بقا و استمرار
احکام و دستورات الهی معرّفی نشده است.

[۴۹]؛
«برپایی شریعت و دین، امر به معروف و نهی از منکر است».

امام
حسین(علیه السلام) نیز فرموده اند:

«فَبَدَأَ
اللَّهُ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ فَرِیضَةً
مِنْهُ لِعِلْمِهِ بِأَنَّهَا إِذَا أُدِّیَتْ وَ أُقِیمَتِ اسْتَقَامَتِ 
الْفَرَائِضُ  کُلُّهَا هَیِّنُهَا وَ صَعْبُهَا
»[۵۰]؛
«خداوند از امر به معروف و نهی از منکر به عنوان تکلیف واجب از خود آغاز کرد، زیرا
می دانست اگر امر به معروف و نهی از منکر انجام شود، همه دستورات دینی از آسان و
دشوارش، برپا می شود».

گذشته از
متون دینی تجربه نشان می دهد که در طول تاریخ پرنشیب و فراز اسلام نیز هرگاه
مسلمانان نسبت به هم احساس مسئولیت می کردند و یکدیگر را به اعمال شایسته دعوت می
کردند و از بدی ها بازمی داشتند؛ دستورات الهی نیز ارزش خود را در متن جامعه پیدا
می کرد و گناه در جامعه کمتر رخ می داد.
در غیر این صورت احکام الهی از مانند نماز، روزه، زکات، حج و... هر روز کم‌رنگ
تر و بی‌فروغ تر می گشت.[۵۱]


مصلحت عمومی جامعه:

یکی دیگر
از فلسفه های امر به معروف و نهی از منکر در تأمین مصالح عمومی جامعه نهفته می
باشد؛بر همین اساس حضرت زهرا(سلام الله علیه) در خطبه فدکیه فرموده اند:


«جعل
الله... الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّةِ
»[۵۲]؛
«خداوند امر به معروف را به خاطر صلاح توده مردم قرار داده است»


طرد نااهلان از پست های کلیدی:

حضرت
علی(علیه السلام) در این باره فرموده اند:

«فَرَضَ 
اللَّهُ  ... الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ وَ النَّهْیَ
عَنِ الْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاء
»[۵۳]؛
«خداوند امر به معروف را به خاطر مصلحت توده مردم، و نهی از منکر را برای بازداشتن
بی خردان، تشریع و واجب کرد».

و یا در
بیان دیگری فرمودند:

«لَا
تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّی 
عَلَیْکُمْ  [أَشْرَارُکُمْ ] شِرَارُکُمْ
»[۵۴]؛
«امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که تبهکاران بر شما چیره می گردند».


اعتراف یک غیرمسلمان:

مایکل
کوک، استاد تحقیقات خاور نزدیکِ دانشگاه پرینستون آمریکا و اسلام شناس متفکر در یکی
از روزهای ماه سپتامبر ۱۹۸۸ در روزنامه ای می خواند که در ایستگاه قطار شهریِ
شیکاگو، در حضور جمعی از مردم زنی مورد تجاوز قرار می گیرد. زن از حاضران در صحنه
کمک می خواهد، ولی فریادهای او بی پاسخ می ماند. متجاوز به سادگی از صحنه می گریزد.
پس از رسیدن قطار، همه با بی تفاوتی سوار می شوند و به راه خود می روند.


نویسنده
کتاب پس از خواندن این خبر با خود می اندیشد: «ما به نوعی وظیفه داریم دیگران را از
ارتکاب کارهای ناپسند نسبت به هم‌نوعان خود باز داریم»، اما
به این نتیجه می رسد که در زندگی دنیای غرب نامی برای این وظیفه وجود ندارد و
دستورالعملی برای آن تدوین نشده است. نویسنده اعتراف می کند که خود چیزی در این
مورد نمی دانسته، تا این‌که در جریان پژوهش های اسلامیِ
خود، از آن آگاه شده و دریافته است که اسلام نام و تعالیمی ویژه برای چنین وظیفه ای
دارد که اسم آن «امر به معروف و نهی از منکر» است.[۵۵]

 
 


تأثیری در زندگی


امر به معروف و نهی از منکر چه تأثیری در زندگی فردی دارد و چه
نقشی در «تکامل جامعه» ایفا می کند؟

امر به
معروف و نهی از منکر، آثار و برکات مادی و معنوی فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی
بر جای می گذارد که به طور مختصر اشاره می شود:


سلامت دنیا و آخرتی:

امام
علی(علیه السلام) فرمود:

«ثَلاث
خِصال مَن کُنَّ فیه سَلِمَت له الدّنیا و الآخره: مَن أمَر بالمعروف و أئتَمربه،
وَ نَهی عَن المنکَر و انتَهی عنه، وَ حافَظَ عَلی حُدود الله
»[۵۶]؛
«هر کس سه خصلت و ویژگی را داشته باشد، در دنیا و آخرتش سالم (و سودمند) خواهد بود:
کسی که امر به معروف کند و خودش نیز به آن گردن نهد. و کسی که نهی از منکر کند و
خود نیز بدان روی نیاورد. و کسی که حدود الهی را محافظت و پاسداری نماید».


عــزت:

حضرت
باقر(علیه السلام) می فرماید:

«الْأَمْرُ
بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ خَلْقَانِ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ
فَمَنْ نَصَرَهُمَا

أَعَزَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ خَذَلَهُمَا
خَذَلَهُ اللَّه
»[۵۷]؛
«امر به معروف و نهی از منکر دو مخلوق از مخلوقات خدای عزوجل هستند. پس کسی که آن
دو را یاری کند خدا او را عزیز کند و کسی که آنها را یاری نکند خدا او را یاری
نخواهد کرد»


نجات از بلای الهی:

درباره
اصحاب سبت و گروهی از یهودیان که در روز شنبه صید بر آنان تحریم شده بود، عده ای با
حیله شرعی حوضچه هایی در ساحل حفر کردند تا بر اثر جزر و مدّ دریا، ماهی ها در
حوضچه ها جمع شوند و بعد در روز بعد آنها را صید نمایند.

در این
ماجرا عده ای بی طرف بودند و عده ای نهی از منکر می نمودند. براساس قرآن کریم وقتی
عذاب الهی نازل گشته فقط ناهیان از منکر نجات یافتند، اما خطاکاران و حتی تماشا
چیان بی طرف هلاک شدند.[۵۸]


«فَلَمَّا
نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ
أَخَذْنَا الَّذینَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئیسٍ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ
»[۵۹]؛«پس
چون آنچه را که به انان تذکر داده شده بود، فراموش کردند، ما نهی‌کنندگان
از بدی را نجات دادیم و کسانی را که فسق، می ورزیدند، به عذاب زیان بار گرفتار
کردیم».


شرکت در ثواب دیگران:

رسول
خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«مَنْ
... یَأْمُرْ بِمَعْرُوفٍ أَوْ یَنْهَ عَنْ مُنْکَرٍ أَوْ دَلَّ عَلَی خَیْرٍ أَوْ
أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیکٌ وَ مَنْ أَمَرَ بِشَرٍّ أَوْ دَلَّ عَلَیْهِ أَوْ
أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیکٌ
»[۶۰]؛
«هر کس امر به معروف و نهی از منکر کند، یا به کار خیری راهنمایی نماید، یا حتی
اشاره ی بدان نماید، (راه خوب و کار نیک را با اشاره نشان دهد.) پس او (در ثواب آن
عمل) شریک است. هر کس به کار بد، (بدی‌ها) امر کند یا بدان
دلالت و یا اشاره نماید، او نیز (در گناه آن عمل) شریک است».


رهایی از دوزخ:

نبی
اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«رَأَیْتُ
رَجُلًا مِنْ أُمَّتِی فِی الْمَنَامِ قَدْ أَخَذَتْهُ الزَّبَانِیَةُ مِنْ کُلِّ
مَکَانٍ فَجَاءَهُ أَمْرُهُ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهْیُهُ عَنِ الْمُنْکَرِ
فَخَلَّصَاهُ مِنْ بَیْنِهِمْ وَ جَعَلَاهُ مَعَ الْمَلَائِکَة
»[۶۱]؛
«شبی در خواب دیدم که شعله های آتش (دوزخ) مردی را در برگرفته اند ولی امر به معروف
و نهی از منکر آمدند و او را از آتش نجات داده با فرشتگان قرارش دادند»
 


آثار اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر:


امر به
معروف و نهی از منکر ارزندهنده‌[۶۲]؛
«(امر به معروف و نهی از منکر). همچنین تقسیم (عادلانه‌­ی)
بیت المال و غنائم را در پی دارد و صدقات (مالیات های شرعی) از جاهای لازم گرفته
شده در جای حق و مناسب مصرف می شود».


جلوگیری از انحراف دستگاه های حکومتی

نظام
اجتماع از طریق امر به معروف و نهی از منکر می۴۰;‌[۶۳]


در این
مورد نیز حضرت امام باقر(علیه السلام) می فرماید:

«...
بها ... یَسْتَقِیمُ  الْأَمْرُ
»[۶۴]؛
«به وسیله امر به معروف و نهی از منکر امر (حکومت)، مستقیم می گردد.با اجرای این
فریضه، حکومت اصلاح شده و قوام می یابد».

مقام
معظم رهبری نیز در اهمیت امر به معروف و نهی از منکر می فرماید:

«جامعه
اسلامی با امر به معروف و نهی از منکر زنده می ماند، قوام حکومت اسلامی به امر به
معروف و نهی از منکر است. بقای حاکمیت اخیار (فرهیختگان) به این است که در جامعه،
امر به معروف و نهی از منکر زنده باشد».[۶۵]


حلال شدن درآمدها

از دیگر
آثار و برکات امر به معروف و نهی از منکر حلال شدن درآمدها می باشد چرا که با انجام
این فریضه است که راه های صحیح کسب و تجارت و پیشرفت صنعت هموار گشته و هر کسی در
خور استعداد خویش به امرار معاش می پردازد و از طرفی بیکاری، گرانران‌فروشی،
احتکار، اختلاس، قاچاق، رشوه، کم‌فروشی و کسب و کار زیان
آور و سایر انحرافات اقتصادی ریشه‌کن گشته کسب و درآمد مردم
حلال و پاکیزه می گردد.

[۶۶]؛
«به وسیله امر به معروف و نهی از منکر کسب و کارها حلال می شود».[۶۷]



عمران و آبادی زمین

سلامتی
جامعه و فراوانی خیر و برکت آبادی و عمران زمین از دیگر ثمرات برجسته امر به معروف
و نهی از منکر می باشد. د.

[۶۸]؛
«تا زمانی که امّت من امر به معروف و نهی از منکر کنند، و در کار نیک به یاری یک
دیگر برخیزند، بر خیر و سلامتند؛ و چون چنین نکنند، برکات از ایشان گرفته می شود».


امام
باقر(علیه السلام) در بیان یکی دیگر از برکات امر به معروف نیز بیان داشتهشته‌[۶۹]؛
«به وسیله امر به معروف و نهی از منکر زمین آباد می شود».


تقویت روحیه نقد و نقدپذیری در جامعه

تقویت
روحیه نقدپذیری انسان با اجرای این دو فریضه امکان پذیر می شود؛ وقتی به صورت مکرر
انسان مورد نقد خیرخواهانه دیگران واقع شود، روحیه نقدپذیری در او احیاء و تقویت می
شود. فرد وقتی که از طریق امر به معروف و نهی از منکر عملش در بوته نقد گذاشته شد،
آستانه تحملش بالا می رود و خود همین عمل باعث اصلاح او خواهد گردید.[۷۰]
 

 


تحمل کلاس


وظیفه ما به عنوان دانشجوی مذهبی نسبت به امر به معروف و نهی از
منکر در دانشگاه چیه؟! گاهی وقت ها واقعاً تحمل کلاس و یا محیط دانشگاه سخت می شه؟!

باید
توجه داشت که عرصه تدریس، تیغ تیز و دولبه ای است که هم زمینه «خدمت» و تحصیل توشه
ای برای آخرت باشد و هم گاهی پرتگاهی هولناک؛ و متأسفانه زمینه ساز «خیانت» گردد؛
چرا که سر و کار یک استاد با روح و روان و اندیشه و تفکر انسان هاست. بنابراین،
اساتید به عنوان تأثیرگذارترین گروه بر دانشجویان باید افرادی متعهد و متخصص و
شایسته و دین دار متخلّق به اخلاق اسلامی باشند و یا حداقل اگر تعهد اسلامی ندارند،
فقط منتقل کننده علم و دانش خود به دانشجویان بوده و تأثیر منفی نداشته باشند. در
حالی۷۴۰;‌که گاهی با خودنمایی و خودستایی و تجمل‌گرایی
در نوع پوشش و وسیله نقلیه و سخت گیری ها و آسان گیری های افراطی و انتقادناپذیری و
عصبانیت و رفتارهای ناشایست نامتناسب با شأن استادی و بگو بخند و قدم زدن و گفت‌وگو
از فاصله بسیار نزدیک و چهره به چهره با دانشجوی جنس مخالف و همچنین جناح گرایی
سیاسی و سوء استفاده از امکانات بیت المال و دانشگاه و سیاه نمایی وضعیت جامعه و
ایجاد ناامیدی در شأن استاد نبوده و باعث ایجاد آشفتگی ذهنی و یأس و ناامیدی در
دانشجویان می گردند.

هم‌چنین
در سطح دانشجویان به طور خلاصه می توان گفت: توجه ننمودن به علم آموزی و دانش پژوهی
به عنوان وظیفه اصلی، سیاست‌زدگی و یا انفعال و بی تفاوتی و
افسردگی و یأس و ناامیدی و یا پرخاش گری و تندخویی و توجه نداشتن به احترام و شأن
استاد و یا چاپلوسی، احساس رهایی (در میان برخی دانشجویان، خصوصاً اگر دور از
خانواده و در شهر دیگری باشند)، بی تجربگی و آسیب‌ترک امر به معروف


عاقبت ترک امر به معروف و نهی از منکر چیه؟با ترک این کار چه آسیب
هایی جامعه رو تهدید می کنه؟

اگر کسی
امر به معروف و نهی از منکر را به طور کلی رها کند، به تدریج بی تفاوتی در زندگی او
حاکم می شود و چنین شخصی از حیات سعادتمند محروم می شود.


امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود:

«مَنْ
تَرَکَ إِنْکَارَ الْمُنْکَرِ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ (وَ یَدِهِ) فَهُوَ مَیِّتٌ
بَیْنَ الْأَحْیَاءِ
»[۷۱]؛
«آن کس که زشتی ها را در دل و به وسیله دست و زبانش انکار نکند،
مرده ای است میان زندگان!»

درحالی
که قرآن کریم در آیات متعددی حیات حقیقی را تنها در پرتو ایمان و عمل صالح به می
داند.[۷۲]
خداوند می فرماید:

«مَنْ
عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی  وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ
حَیاةً طَیِّبَة
»[۷۳]؛«هر
کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به
حیاتی پاک زنده می داریم»

بنابراین
ترک امر به معروف و نهی از منکر به طور کلی و در یک سیر تدریجی انسان را از حیات
طیبه و راستین محروم می کند.[۷۴]


عدم استجابت دعا

هنگامی
که امر به معروف و نهی از منکر متروک شود و مردم به آن توجهی نکنند دعایشان مستجاب
نمی شود.[۷۵]

امام
علی(علیه السلام) فرمود:

«امر به
معروف و نهی از منکر را ترک نگویید و اگر آن را ترک گفتید: «تدعون
فلا یستجاب لکم
»[۷۶]؛
«دعا می کنید ولی دعایتان به اجابت نمی رسد».


شریک گناه

چنانچه
شخصی عمل منکر و زشتی را مشاهده کند که از فرد یا افرادی سرمی زند، و با این۴۰;ن‌[۷۷]

بنابراین
هر کس با عده ای در رفتارشان موافق باشد و به اعمال آنها رضایت دهد، اگر چه در عمل
آنها را یاری نکند، از آنان محسوب می شود و رضایت قلبی او نسبت به فعل گناه، و
اظهار ناراحتی نکردن در برابر منکر، به معنای رضایت به گناه آنان است، او را نزد
خدا شریک جرم معصیت کاران قرار می دهد.دهد.

[۷۸]؛
«هر کس همسایه ای دارد که اهل معصیت است و او را نهی نمی کند، در گناه او شریک
است».


مبارزه علنی با خداوند متعال

کمتر
معصیتی در دین اسلام یافت می شود که در حکم مبارزه و دشمنی علنی با خداوند متعال به
حساب آید و گناه ترک امر به معروف و نهی از منکر از جمله ی این معدود موارد می
باشد.اشد.

[۷۹]؛
«...هرگاه کسی منکر را مشاهده کند و آن را انکار ننماید در حالی که قدرت بر انکار
دارد، در حقیقت دوست دارد که معصیت خدا شود و کسی که دوست داشته باشد که معصیت خدا
شود آشکارا به دشمنی خدا برخاسته...»[۸۰]
 


پیامدهای اجتماعی:

از آنجا
که مهم‌ترین ثمره امر به معروف ترویج اخلاق و فرهنگ دینی در
جامعه اسلامی و حفظ ان از آفات گوناگون است، مهم‌ترین
پیامدهای منفی ترک این وظیفه آسیب ها و آفات فراوان اجتماعی است:[۸۱]


دوری از رحمت الهی

خداوند
متعال در قرآن کریم می فرماید:

«لُعِنَ
الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنی  إِسْرائیلَ عَلی  لِسانِ داوُدَ وَ عیسَی
ابْنِ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ * کانُوا لایَتَناهَوْنَ
عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُون
»[۸۲]؛«از
بنی اسرائیل آنان که کافر شدند، بر زبان داوود و عیسی بن مریم لعن و نفرین شدند،
این بدان جهت بود که گناه می کردند و تجاوز می نمودند. آنها از منکراتی که انجام می
دادند یکدیگر را نهی نمی کردند. چه بدکاری پیشه ساخته بودند».

با توجه
به آیه شریفه روشن می شود که هم آنان که مرتکب گناه می کردند از رحمت الهی دور شده
«ملعون و مطرود» هستند و هم آنان که توانایی بازداشتن نهی را دارند ولی نهی نمی
کنند.[۸۳]
امیر مؤمنان علی(علیه السلام) فرمود:

«فَإِنَّ
اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ  یَلْعَنِ  الْقَرْنَ  الْمَاضِیَ 
[الْقُرُونَ الْمَاضِیَةَ] بَیْنَ أَیْدِیکُمْ إِلَّا لِتَرْکِهِمُ الْأَمْرَ
بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ
»[۸۴]؛
«خداوند مردم گذشته را لعن نکرد و از رحمت خود دور نساخت مگر به جهت آن‌که
امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند».


عذاب فراگیر

یکی از
عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر که در آیات و روایات مکرّر، یادآوری شده است،
مسئله عذاب و هلاکت بر امتی است که این فریضه الهی را ترک گفته باشند.شند.

[۸۵]؛
«زمانی که امت من امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذارند، (یعنی هر کس
سکوت کند به انتظار اینکه گروهی خاص و یا دیگران امر به معروف و نهی از منکر کند و
در نتیجه هیچ کس قیام نکند) باید آماده پذیرش عذاب و هلاکت خداوند باشند».

امام
سجاد(علیه السلام) در این باره فرموده اند:

«وَ
الذُّنُوبُ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلَاءَ تَرْکُ إِغَاثَةِ الْمَلْهُوفِ وَ تَرْکُ 
مُعَاوَنَةِ الْمَظْلُومِ  وَتَضْیِیعُ  الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ
النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَر
»[۸۶]؛
«گناهی که سبب فرود آمدن بلا (و معصیت) بر مردم می شود عبارت است از: به فریاد
ستمدیده و دلسوخته نرسیدن و به یاری مظلوم نشتافتن و پایمال ساختن امر به معروف و
نهی از منکر».


زوال نعمت ها و سلب برکات الهی

یکی از
آثار وضعی ترک امر به معروف و نهی از منکر آنر آن‌[۸۷]


دگرگونی ارزش ها

از
خطرناکرناک‌[۸۸]؛
«حالتان چون خواهد بود آن‌گاه که معروف را منکر بدانید و
منکر را معروف؟!»

روشن است
وقتی به تدریج اوامر و نواهی الهی به فراموشی سپرده می شود.

نسل بعد
نسلی نیست که بداند معروف چیست و منکر چیست؟ و سرانجامِ آن، ایجاد تحریف و انحراف
در ارزش ها است.[۸۹]



دخالت و سلطه بیگانگان


امیرمؤمنان(علیه السلام) در این باره چنین می فرماید:

«ای
مردم! اگر در یاری حق کوتاهی نمی کردید و در از بین بردن باطل سستی نداشتید دیگران
بر شما طمع نمی کردند و بر تسلط آنها افزوده نمی شد ولی شما سرگردان شدید مانند
سرگردانی بنی اسرائیل. به جان خودم سوگند که پس از من این سرگردانی شما چندین برابر
خواهد شد چرا که حق را رها کرده اید»[۹۰]

بارزترین
نمونه این مسئله را می توان در تجربه تلخ اندلس دید؛ کشور اسپانیا در جنوب غرب
اروپا قرار دارد و از کشورهای حاصل خیز و خوش آب و هوای اروپا است. این کشور در سال
۷۱۱ میلادی به دست مسلمانان فتح شد. سپاه اسلام به فرماندهی طارق بن زیاد از سوی
آفریقا حرکت کردند وارد اندلس شدند و با روحیه سلحشوری و شهامتی که داشتند مقاومت
مسیحیان را درهم شکستند. این فتح و پیروزی اندلس را در اختیار مسلمانان قرار داد و
آن سرزمین یکی از پایگاه های تمدن اسلامی  گردید. در طول این مدت مسیحیان
بارها و بارها به نبرد با مسلمانان پرداختند و با تمام تجهیزات به میدان جنگ آمدند
ولی هر بار با تحمل ضربه های سخت تر از گذشته مجبور به عقب نشینی شدند و سرانجام با
شیوع فساد و انجام منکرات در میان مسلمانان و به ویژه در میان جوانان به هدف خود
دست یافتند و آنچه را در طی صدها سال با جنگ و دادن تلفات فراوان به دست نیاوردند
در یک زمان کوتاه با تزریق آلودگی های اخلاقی بر پیکر جامعه اسلامی  اندلس
مالک شدند. آنان مشروبات الکلی را به میزان زیاد و رایگان در اختیار جوانان مسلمان
گذاشتند. دختران فاسد اروپایی را وارد شهرهای مسلمان نشین کردند و در تفریح گاه های
عمومی  در کنار جوانان مسلمان قرار دادند و سرانجام پس از رواج عیاشی و
بی‌بند و باری با یک حمله گسترده به حکومت
مسلمانان در اسپانیا پایان دادند و سپس به قتل و غارت مسلمانان و تجاوز به ناموس
آنها پرداختند و مراکز علم و فرهنگ را به آتش کشیدند.[۹۱]



تسلط اشرار بر جامعه

پیامبر
خدا فرمودند:

«لَتَأمُرنّ
بالمعروف و لَتَنهُنّ عن المنکر، أو لَیُسَلِّطَنّ اللَّه شرارَکم على خیارِکم
»[۹۲]؛
«امر به معروف و نهى از منکر کنید، وگرنه خدا بدان شما را بر نیکانتان
چیره مى کند، و چون چنین شود، هر چه نیکان دعا کنند خدا مستجاب
نخواهد کرد.»

بارزترین
نمونه این مسئله را می توان در مسائل اجتماعی دید که مثلاً اگر نسبت به اراذل و
اوباش نهی از منکر صورت نپذیرد پس از مدتی چنان قدرتی می۷۴۰;‌یابند
که دیگر کسی جرأت برخورد با آنها را پیدا نخواهد کرد و یا اگر در منطقه‌ای
که تازه بدحجابی شروع شده نهی از منکر نکرد کار به جایی می‌رسد
که زنان چادری مورد تمسخر واقع می‌شوند و دیگر فرزندانمان
جرأت نمی‌کنند وارد دانشگاه‌ها شوند
و حتی این مسئله در خصوص مسائل سیاسی هم مصداق دارد مثلاً اگر نسبت به کاندیداهایی
ناصالح و ناکارآمد که در انتخابات شرکت می‌کنند مردم را نهی
از منکر نکرد این امر باعث می‌شود تا چند سال چنین افرادی
بر جامعه مسلط شوند و مشکلات فراوانی را برای مردم و کشورمان فراهم نمایند.

 




هر کس گناه خودش


در قرآن آمده است، هیچ کس گناه دیگری را به گردن نمی گیرد، و هر کس
بار گناهش را خودش به دوش می کشد آیا این آیات با امر به معروف و نهی از منکر قابل
جمع می باشد؟

به عنوان
مقدمه باید این نکته را یادآوری نمود که نوع رابطه­‌ی انسان
ها با یکدیگر، هم‌چون ارتباط «چوب های کبریت» که در یک قوطی
در کنار هم قرار گرفته اند نیست، تا هر یک از دیگری بیگانه و جدا باشند، بلکه:
«نیازهای مشترک اجتماعی و روابط ویژه زندگی انسان، انسان ها را آن چنان به یکدیگر
پیوند می زند و زندگی را آن چنان وحدت می بخشد که افراد را در حکم مسافرانی قرار می
دهد که در یک اتومبیل یا یک هواپیما یا یک کشتی سوارند و به سوی مقصدی در حرکتند و
همه با هم به منزل می رسند و یا همه با هم از رفتن می مانند و همه با هم دچار خطر
می گردند و سرنوشت یگانه ای پیدا می کنند، به دلیل همین پیوند شدید و اثرگذاری
فراوان است که گناهان علنی گناهکاران در جامعه سرایت نموده و محیط اطراف خود را تحت
تأثیر قرار می دهند مانند افراد سیگاری که اگر چه در ظاهر
برای خود سیگار می کشند اما با این اقدام تمام محیط اطراف خود را آلوده می نماید.

بنابراین
گفتن جملاتی همچون «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» و یا این‌که
«من و گناهکار را در یک قبر نمی گذارند» و یا عبارت «می توان در جامعه ای زیست و با
خیر و شرّ آن جامعه کاری نداشت و سرنوشت خود را از دیگران جدا کرد» کمترین توجیه
منطقی و واقعی ندارد.[۹۳]

اما
درباره آیه قرآن باید گفت:

«وَ
لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری
»[۹۴]؛«و
گنهکاری گناه دیگری را متحمّل نمی شود».

این آیه
شریفه، برای دور کردن افراد از ساده انگاری و سطحی اندیشی است که فکر نکنند می
توانند در دنیا هر خطایی را انجام بدهند و در آخرت یک جوری مسئله حل می شود و
دیگران بار گناه را می کشند. بلکه هر کس بار گناه خود را می کشد و حتی یکی از
گناهان عدم انجام وظیفه درباره امر به معروف و نهی از منکر است و باید دانست موضوع
شفاعت شامل چنین افرادی نمی شود زیرا شفاعت برای کسانی است که در دایره دین بوده
اند و محبت و ولایت امامان را پذیرفته اند. علاوه بر این۴۰;ن‌[۹۵]؛
«آنها باید روز قیامت، (هم) بار گناهان خود را به طور کامل بر دوش
کشند؛ و هم سهمی  از گناهان کسانی که به خاطر جهل، گمراهشان می سازند! بدانید
آنها بار سنگین بدی بر دوش می کشند!»


بنیان زشتی و گناه

اگر
کسانی بنیان‌گذار عمل نیک و بدی باشند، در نتائج آن شریک
خواهد بود و در این خصوص احادیث فراوانی مربوط به «سنت حسنه» و «سنت سیئه» از طرق
شیعه و اهل تسنن وارد شده است.[۹۶]


به عنوان
نمونه پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:

«مَنْ 
سَنَ  سُنَّةً حَسَنَةً، فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلی 
یَوْمِ الْقِیَامَةِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ  مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْ ءٌ
»[۹۷]؛
«هرکس سنّت و قانون نیکی را بنیان گذارد پاداشش از آن اوست و نیز از ثواب همه آنان
که تا روز قیامت بدان عمل می کنند بهره می برد بی آن‌که از
ثواب خود آنان چیزی کاسته شود».

و در
روایت دیگری فرموده اند:

«مَنْ 
سَنَ  سُنَّةً سَیِّئَةً کَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ
بِهَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَة
»[۹۸]؛
«هرکس روش ناپسندی از خود به جای بگذارد، گناه آن و گناه کسی که به آن عمل نموده تا
روز قیامت برای او خواهد بود»


ترک امر به معروف

یکی از
آثار شوم ترک امر به معروف و نهی از منکر شریک بودن در گناه گناهکار می باشد. امام
صادق(علیه السلام) فرمودند:

«مَنْ
لَهُ جَارٌ وَ یَعْمَلُ  بِالْمَعَاصِی  فَلَمْ یَنْهَهُ فَهُوَ شَرِیکُه

»[۹۹]؛
«هر کس همسایه ای دارد که اهل معصیت است و او را نهی نمی کند، در گناه او شریک
است».

بنابر
آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که گناهانی که به صورت فردی و پنهانی انجام می شود
بیشتر دامندامن‌[۱۰۰]؛
«تردیدی نیست که اگر بنده ای در پنهان (از اوامر و نواهی حق) نافرمانی کند، پیآمد و
زیان آن تنها گریبان گیر خود او خواهد شد. ولی اگر آشکارا چنین کار ناشایسته ای را
انجام دهد و مورد سرزنش مردم قرار نگیرد، آثار سوء ناشی از آن، دامن گیر عموم مردم
و زیان آن فراگیر خواهد شد».

لذا در
چنین شرایطی وظیفه الهی مسلمانان امر به معروف و نهی از منکر می باشد و این عمل هیچ
منافاتی با آیه ذکر شده ندارد.

 
 


آزادی انسان ها


انسان آزاد آفریده شده و خودش قدرت انتخاب دارد؛ کسانی که به
دیگران امر به معروف و نهی از مـنکر می کنند؟ آیا با آزادی انسان ها مخالف نیستند؟

نخست
باید دانست «آزادی» با «رهایی» متفاوت است. و داشتن «قدرت انتخاب و اختیار» با
جسارت در «بی بند و باری» قابل توجیه نیست. واقعیت آن است که نمی توان ناهنجاری های
شخصی در جامعه را یک مسئله فردی دانست بلکه رفتارهای نامناسب در سطح جامعه آثار
منفی فراوانی دارد و فضای جامعه را آلوده می کند. به‌گونه
ای که نسل جدید به ویژه کودکان و نوجوانان آسیب می بینند هم‌چنان‌که
کسی که در فضای عمومی سیگار می کشد نمی تواند توجیه کند که کارش براساس آزادی فردی
است. از این‌رو در بینش اسلامی، هر کسی تا هنگامی که گناهش
علنی نشده، آزاد است و کسی حق مزاحمت او را ندارد؛ هر چند خدا در روز جزا او را به
سبب این گناه مجازات خواهد کرد؛ اما اگر این گناهان آشکار شوند، جنبه اجتماعی می
یابند و از مصادیق منکرات آشکار به شمار می روند.
در این صورت است که حاکم و بلکه هر فرد مسلمان وظیفه ی نهی و بازداشتن از ارتکاب
عمل را دارد. بنابراین می توان گفت که فریضه امر به معروف و نهی از منکر با آزادی
در تعارض نمی باشد بلکه حد و مرز آزادی های افسار گسیخته را که نتیجه ای جز هرج و
مرج اجتماعی ندارد تصحیح می نماید.
 

 


ظهور امام زمان(عج)


بعضی ها بهانه می آورند ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه
الشریف) وقتی تحقق می یابد که فساد همه جهان را فراگرفته باشد. پس اگر امر به معروف
و نهی از منکر کنیم ظهور حضرت به تأخیر می افتد!؟

امام
خمینی در این باره فرموده اند:

«یک دسته
ای می گفتند که خوب! باید عالَم پر معصیت بشود تا حضرت بیاید. ما باید نهی از منکر
نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می خواهند بکنند، گناهان زیاد بشود
که فرج نزدیک بشود. یک دسته از این بالاتر بودند و می گفتند: باید دامن زد به
گناهان، دعوت کرد مردم را به گناه، تا دنیا پر از جور و ظلم شود حضرت(علیه السلام)
تشریف بیاورند. این هم یک دسته ای بودند که البته در بین این دسته منحرف هایی هم
بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرف هایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن
می زدند».[۱۰۱]

«... ما
باید بنشینیم دعا کنیم به صدام! هر کسی نفرین به صدام کند، خلاف امر کرده است!،
برای این‌که حضرت دیر می آید... ما باید دعاگوی آمریکا
باشیم و دعاگوی شوروی باشیم ... بعد حضرت تشریف بیاورند چه کنند؟!»[۱۰۲]

شهید
مطهری نیز به رابطه انتظار فرج به امر به معروف توجه داشته و در این زمینه گفته
است: ست:

«انتظار
فرج دو گونه است: انتظاری که سازنده است تحرک‌بخش است و
تعهدآور است و انتظاری که ویران گر است باز دارنده است و فلج‌کننده
است و نوعی اباحی گری محسوب می شود.

انتظار
ویرانگر این است که قیام مهدی موعود ماهیت انفجاری دارد فقط و فقط از گسترش و اشاعه
و رواج ظلم ها و تبعیض ها و اختناق ها و حق‌کشی ها ناشی می
شود. بنابراین هر اصلاحی محکوم است زیرا تا در صحنه اجتماع نقطه روشنی است دست غیب
ظاهر نمی شود و بر عکس هر فساد و هر گناه و هر ظلم و هر حق کشی به عنوان این که
مقدمه اصلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع می کند پس کمک به تسریع در ظهور و
بهترین شکل انتظار ترویج و اشاعه فساد است! این گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و
آمران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت می نگرد زیرا آنان را تأخیر
اندازان و ظهور و قیام مهدی موعود(عج) می شمارند.

[۱۰۳]؛«خداوند
به مؤمنان و شایسته کاران وعده داده است که آنان را جانشینان زمین قرار دهد دینی را
که برای آنان پسندیده است مستقر سازد دوران خوف آنان را به دوران امنیت کند (دشمنان
آنان را نابود سازد). بدون ترس و واهمه خداوند خود را بپرستند و اطاعت غیرخدا را
گردن ننهند و چیزی در عبادت و یا طاعت شریک حق نسازند».

لذا می
بینیم هیچ یک از دانشمندان و فقیهان شیعه تکلیف امر به معروف و نهی از منکر را در
عصر غیبت حضرت ولی عصر (عج) ساقط ندانسته اند.[۱۰۴]

از دیگر
دلایل اشتباه بودن چنین برداشتی آن است که مخالف با سیره و سنّت معصومین(علیهم
السلام) می باشد چرا که اگر قرار بود برای رسیدن به عدل و قسط راهی جز گسترش فساد
نباشد خود ائمه معصومین(علیهم السلام) به گسترش ظلم و جور دامن می زدند و مردم را
به چنین مسیری توصیه می نکردند و حال آنال آن‌که هم در گفتار و
روایات متعدد به این فریضه الهی تشویق می نمودند و مورد حمایت قرار می دادند.

نمونه وقتی امام کاظم(علیه السلام) جنازه شهید فخ را دید فرمود:

«انا
لله و انا الیه راجعون مضی و الله مسلما صالحاً صواماً قواماً آمراً بالمعروف
ناهیاً عن المنکر ما کان فی اهل بیته مثله
»[۱۰۵]؛
«ما از خداییم و به سوی خدا بازمی گردیم. به خدا قسم در حالی که مسلمان، صالح تر
روزه دار، نماز شب گزار، آمر به معروف و ناهی منکر بود از دنیا رفت و در خانواده اش
مانندی نداشت».

در نتیجه
باید دانست که قرآن میزان و معیار صحت روایات است و هر روایتی اگر مخالف قرآن باشد،
آن روایت اعتبار ندارد.دارد.

صادق(علیه السلام) به نقل از جدّ بزرگوارشان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)
فرمودند:

«إِنَّ
عَلَی کُلِّ حَقٍّ حَقِیقَةً وَ عَلَی کُلِّ صَوَابٍ نُوراً فَمَا وَافَقَ کِتَابَ
اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ
»[۱۰۶]؛
«هر حقی حقیقتی دارد و هر کار خوبی نوری دارد، پس هر چه موافق کتاب خدا باشد آن را
اخذ کنید و هر چه مخالف کتاب خدا باشد آن را ترک نمایید».

بر همین
اساس امام خمینی فرموده اند:

«ما اگر
فرض می کردیم هزار تا روایت هم در این مورد داشته باشیم همه را به دیوار می زدیم
برای این که خلاف آیات قرآن است اگر روایتی بیاید و بگوید که نهی از منکر نباید کرد
این را باید به دیوار زد این‌گونه روایات قابل عمل نیست».[۱۰۷]

 

  


شیوه امر به معروف


زمان پیامبر(صلی الله علیه
و آله و سلم)



آیا امر به معروف در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هم
مانند امروز مطرح بود؟ خود پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و یاران ایشان چگونه
امر به معروف می کردند؟

آیات و
روایات و مستندات تاریخی به خوبی بازگو کننده آن است که در تاریخ صدر اسلام این دو
فریضه الهی نه تنها فقط از سوی پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، بلکه از سوی
تمامی مسلمانان به عنوان یک واجب دینی همچون دیگر واجبات مورد اهتمام بوده است و
مسلمانان به اجرای این فریضه ی بزرگ پایبند بوده و اهیمت خاصی برای آن قائل بوده
اند و به دلیل دارا بودن همین ویژگی است که خداوند فرموده:

«کُنْتُمْ
خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ
عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ
»[۱۰۸]؛«شما
بهترین امتی بودید که به سود انسان ها آفریده شده اند؛ (چه این‌که)
امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید».

از همین۷۴۰;ن‌علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه می گوید:

«جامعه
صالحی که برای اولین بار در مدینه تشکیل شده و سپس تمامی  شبه جزیره عربستان
را گرفت، عالی ترین جامعه ای بود که در تاریخ اسلام تشکیل یافت، جامعه ای بود که در
عهد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در آن نماز به پا می شد، زکات داده می شد،
امر به معروف و نهی از منکر می شد، بی تردید امّت زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله
و سلم)، بارزترین مصداق این آیه می باشند»[۱۰۹]

در دوران
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر چنان برای
مسلمانان صدر اسلام نهادینه شده بود که تمامی اقشار آن را می شناختند و به و به‌عنوان
یکی از اساسی‌ترین احکام اسلام بدان عمل می نمودند تا جایی
که هنگامی‌و سلم) به ایشان عرض کرد که قصد گوشه گیری و شب زنده داری دارد و برای این کار
سوگند خورد و حضرت را گواه عهد خود گرفت، حضرت او را به دلیل محروم شدن از فریضه
امر به معروف و نهی از منکر برحذر داشت و فرمود:

«لَمْ
تَصْنَعْ شَیْئاً کَیْفَ  تَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ  وَ تَنْهَی عَنِ
الْمُنْکَرِ إِذَا لَمْ تُخَالِطِ النَّاس
»[۱۱۰]؛
«اگر با مردم در نیامیزی، چگونه امر به معروف و نهی از منکر خواهی کرد؟»

اما
مستندات و نمونه های تاریخی قبل و بعد از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
نشان دهنده نهادینه بودن این فریضه در میان تمامی اقشار مختلف مسلمان دارد که این
امر بیان گر آن است که نه تنها پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان
شخصیت اول جامعه اسلامی بلکه عموم مسلمانان به این فریضه دینی اهتمام داشتند. که در
اینجا تنها به دو مورد اشاره می نماییم:۴۰;م:

به معروف سلمان فارسی

در دوران
رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) روزی سلمان به ملاقات ابودرداء رفت،
زن او را دید که افسرده حال و پریشان خاطر است. وضع او و خانه اش نامرتب و
به‌هم ریخته بود. از او پرسید: چرا اوضاع
چنین است؟ پاسخ داد: برادرت ابودرداء ترک دنیا کرده و به زن و زندگی توجهی ندارد.
در این بین غذایی آوردند، سلمان به ابودرداء گفت: بخور، جواب داد: من روزه ام (روزه
مستحبی). سلمان گفت: اگر غذا نخوری، من هم نخواهم خورد. ابودرداء ناچار به خوردن
غذا شد. شب فرارسید. سلمان داخل بستر شد. دید ابودرداء برای خواندن دعا و نماز
برخاست. سلمان دست او را گرفت و از او خواست بخوابد او هم خوابید. پس از مدتی
دومرتبه خواست برخیزد باز سلمان گفت: بخواب، ابودرداء خوابید. ثلث آخر شب فرا رسید.
سلمان او را صدا زد و گفت: اکنون برخیز. هر دو برخاستند و به نماز و عبادت پرداختند
و سلمان از در نصیحت و ارشاد به وی گفت: خدا بر تو حقّی دارد. خانواده هم بر تو
حقّی دارند، حق هر کسی را به صاحبش بده. بعداً سلمان خدمت پیامبر(صلی الله علیه و
آله و سلم) رسید و ماجرا را تعریف کرد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
سلمان راست گفته است.[۱۱۱]

۲. امر
به معروف ابوذر غفاری#۱۷۴۰;

ابوذر
غفاری که یکی از بهترین شاگردان مکتب نبوی است بر اساس وظیفه امر به معروف و نهی از
منکر عثمان - خلیفه سوم- را همواره به کتاب و سنت رسول الله(صلی الله علیه و آله و
سلم) فرامی خواند و نسبت به حیف و میل بیت المال و بذل و بخشش بی حساب آن به
اطرافیان عثمان بارها به او هشدار داد. عثمان که از او به ستوه آمده بود روزی بحث
جار و جنجال برانگیزی را با ابوذر در میان کشید و موضع‌گیری
های ابوذر را علیه حکومت خود و فرماندارش معاویه برشمرد و او را مورد بازخواست قرار
داد.

ابوذر
گفت: آنچه را من در مورد تو و رفیقت (معاویه) گفته ام از سرنصیحت بوده است.

گفت: دروغ می گویی تو فتنه جو هستی و از فتنه انگیزی خوشت می آید!

ابوذر:
انگیزه ای برای کار من جز امر به معروف و نهی از منکر نمی یابی.[۱۱۲]

 
 


اعتراض به دیگران


آیا بهتر نیست به جای اعتراض به دیگران و
اشکال گرفتن از دیگران، به نماز و روزه خودمان توجه داشته باشیم و کار خودمان را
بکنیم؟!

خداوند
می فرماید:

«یا
أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ
إِذَا اهْتَدَیْتُمْ
»[۱۱۳]؛«ای
کسانی که ایمان آورده اید! مراقب خود باشید! اگر شما هدایت یافته اید، گمراهی کسانی
که گمراه شده اند، به شما زیانی نمی رساند»

 در
ابتدا شاید چنین به نظر برسد که میان این آیه و دستور «امر به معروف و نهی از منکر»
که از دستورات قاطع و واجب اسلامی  است یک نوع تضاد وجود دارد،اما درباره
برداشت از این آیه مفسران به نکات جالبی اشاره نموده اند:


استقامت در دین

از آنجا
که مشرکان بر آیین گذشتگان و نیاکان خود پافشاری می کردند در این آیه تأکید می کند
گمراهی آنان شما را به تردید و سستی در دین نکشاند به عبارت دیگر آیه شریفه در این
مقام است که بفرماید اگر شما خود اهل هدایت باشید ضلالت کفار شما را آسیب نمی
رساند.[۱۱۴]


امر به معروف بخشی از اصلاح خود

علامه
طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید:

«دعوت به
خدا و امر به معروف و نهی از منکر خود یکی از شؤون به خود پرداختن و راه خدا پیمودن
و وظیفه الهی را انجام دادن است، با این حال چه جای این است که کسی احتمال دهد آیه
مورد بحث با آیات دعوت به دین و امر به معروف و نهی از منکر منافات دارد یا ناسخ
آنها است؟ با این‌که خدای سبحان امر به معروف و نهی از منکر
را یکی از مشخصات روحی اسلام بلکه یکی از پایه هایی نامیده که دین خود را بر آن
اساس بنا نهاده و استوار ساخته است».[۱۱۵]


اشاره به شرایط تأثیر امر به معروف

این آیه
اشاره به شرایطی دارد که امر به معروف و نهی از منکر تأثیرگذار نمی شود، در این
صورت بعضی از افراد ناراحت می شوند که با این حال، تکلیف ما چیست؟ قرآن به آنها
پاسخ می دهد که برای شما هیچ جای نگرانی وجود ندارد زیرا وظیفه خود را انجام داده
اید، و آنها نپذیرفته اند و یا زمینه پذیرشی در آنها وجود نداشته است، بنابراین
زیانی از این ناحیه به شما نخواهد رسید.۷۴۰;د.

از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره این آیه سؤال کردند و حضرت فرمودند:


«وَ
أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ  الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلی  ما
أَصابَکَ  حَتَّی إِذَا رَأَیْتَ شُحّاً مُطَاعاً وَ هَوًی مُتَّبَعاً وَ
إِعْجَابَ کُلِّ ذِی رَأْیٍ بِرَأْیِهِ فَعَلَیْکَ بِنَفْسِکَ وَ دَعْ عَنْکَ
أَمْرَ الْعَامَّةِ
»[۱۱۶]؛
«امر به معروف کنید و نهی از منکر، اما هنگامی  که ببینید، مردم دنیا را مقدّم
داشته و بخل و هوی بر آنها حکومت می کند و هر کس تنها رأی خود را می پسندد (و گوشش
بدهکار سخن دیگری نیست) به خویشتن بپردازید و عوام را رها کنید»[۱۱۷]

از مجموع
مطالب گفته شده به دست می آید این آیه شریفه نه تنها هیچ گونه تعارضی با دستور امر
به معروف و نهی از منکر ندارد بلکه بر هرچه بهتر پیاده شدن این فریضه دینی در جامعه
اسلامی تأکید می ورزد و در هر حال شک نیست که مسئله امر به معروف و نهی از منکر از
مهم‌ترین ارکان اسلام است که به هیچ‌وجه
نمی توان شانه از زیر بار مسئولیت آن خالی کرد، تنها در موردی این دو وظیفه ساقط می
شود که امیدی به تأثیر آن نباشد و شرایط لازم در آن جمع نگردد.[۱۱۸]
 

 


آیه «لااکراه»


آیا مجبور کردن دیگران به رعایت حجاب و چیزهای دیگر با آیه «لا
اکراه فی الدین» در تعارض نیست؟ آیا بهتر نیست فرهنگ‌سازی
شود و کم کم خودشان وظیفه‌شان را انجام دهند؟!

برای دست
یابی به پاسخ این سؤال ابتدا باید معنای آیه «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»[۱۱۹]؛
روشن گردد. باید دانست اعتقاد و ایمان از امور قلبی است که اکراه و اجبار در آن راه
ندارد، زیرا اعتقاد درونی هر کس مربوط به خود اوست حتی اگر کسی را به گفتن شهادتین
مجبور نمایند و او هم بگوید این گفتن ظاهری، دین نیست و در مقابل اگر کسی را مجبور
کنند و کلمه کفر آمیز بگوید، کافر نخواهد بود زیرا ایمان و کفر مربوط به زبان نیست
و به قلب و باطن بستگی دارد[۱۲۰]
و این موضوع - یعنی اکراه به پذیرش اعتقادات- با موضوع امر به معروف و نهی از منکر
کاملاً متفاوت است؛ چراکه امر به معروف و نهی از منکر در حوزه رفتار عملی افراد در
سطح اجتماع مطرح می باشد نه در حوزه اندیشه و بحث علمی، از همین‌رو
درصورتی‌که گناهی در سطح اجتماع صورت می پذیرد بر اساس آیات
دیگر قرآن باید فریضه امر به معروف و نهی از منکر صورت پذیرد و پس از طی نمودن
مراتب مختلف آن اگر متخلفی از گناه علنی خود منصرف نگردید با اقدامی عملی جلوی آن
منکر گرفته شود زیرا فریضه امر به معروف و نهی از منکر جهت سالم‌سازی
اجتماع است چنان که راننده متخلّف با هر دین و آیینی از سوی پلیس جریمه می شود و در
صورت لزوم، به اجبار ملزم به اجرای قانون می گردد.

مهم آن
است که به این باور برسیم که «منکرات» کرات» ‌و پلیدی هاست که جامعه را گرفتار هیجانات و بی بندوباری ها می کند و هم چنان که
کنترل و نظارت ترافیک شهری و سلامتی و بهداشت مواد غذایی از حقوق شهروندی است کنترل
آلودگی های صوتی و دیداری و مزاحمت های خیابانی از حقوق شهروندان است به ویژه در
حکومت اسلامی که رشد و سلامت معنوی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
 

 


بر سر خودمان خواهد آمد


مگر نمی گویند: هر کس عیب دیگران را بگیرد خودش گرفتار همان می
شود! آیا امر به معروف و نهی از منکر نیز موجب سرزنش دیگران نمی شود؟! و بر سر
خودمان خواهد آمد!؟

در این
باره باید دانست؛ تفاوت های متعددی میان امر به معروف و نهی از منکر با صفت ناپسند
ملامت گری و سرزنش دیگران وجود دارد. برخی از این تفاوت ها از قرار ذیل می باشد:

ناهی از
منکر، مصلح است و در راستای اصلاح فرد و جامعه به مبارزه با منکر برمی خیزد ولی
ملامت گر با نیّت تخریب، به سرزنش می پردازد.ردازد.

ناهی از
منکر خیرخواه و دلسوز فرد خاطی است، در حالی که سرزنش کننده، از روی  حسد و
کینه چنین می کند.

منکر تلاش می کند افراد را به خوبی ها و دستورات خداوند دعوت کند، ولی ملامت گر با
زبان گزنده، به دنبال سلیقه های شخصی و دخالت های بی مورد است.

ملامت
گران، فاقد دل پاک و عقل سلیم اند در حالی که ناهیان از منکر با دلی پاک و عقلی
سالم به مبارزه با منکرات برمی خیزند.[۱۲۱]

لذا این
رذیله اخلاقی باید از حوزه رفتاری همه مردم به خصوص آمرین به معروف و ناهیان از
منکر خارج گردد. چرا که این آسیب اخلاقی پیامدهای ناگواری دارد و ممکن است نه تنها
نتیجه مطلوب را برای آمر به معروف و ناهی از منکر حاصل نماید بلکه موجب لجبازی و
کینه ورزی و پافشاری بر گناه نسبت به سرزنش کننده می شود. همان. همان‌که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می فرماید:

«الْافْراطُ
فِی الْمَلامَةِ یَشُبُّ نارَ اللَّجاجَةِ
»[۱۲۲]؛
«زیاده روی در نکوهش، موجب شعله ور شدن آتش لجاجت می شود».

و یا در
بیان دیگری فرموده اند:

«إِیَّاکَ
انْ تُکَرِّرَ الْعَتْبَ فَانَّ ذلِکَ یُغْری  بِالذَّنْبِ وَ یُهَوِّنُ
الْعَتْبَ
»[۱۲۳]؛
«از تکرار ملامت بپرهیز که حرص بر گناه می آورد و سرزنش را بی ارزش می کند».

از همین‌رو
در سیره معصومین(علیهم السلام) می بینیم آنها نیز در حال امر به معروف و نهی از
منکر، فرد خطا کار را سرزنش نمی کردند و هر جا که احتمال سرزنش و ملامت می رفت، به
صراحت آن را نفی می کردند[۱۲۴]؛
به عنوان نمونه نقل شده است که امام زین العابدین(علیه السلام) به زهری، یکی از
علمای معروف اهل سنّت، نامه ای نوشت و در آن نامه او را امر به معروف و نهی از منکر
کرد و در پایان نامه نوشت:

«لَا
تَحْسَبْ أَنِّی أَرَدْتُ تَوْبِیخَکَ وَ تَعْنِیفَکَ وَ تَعْیِیرَکَ لَکِنِّی
أَرَدْتُ أَنْ یَنْعَشَ اللَّهُ مَا قَدْ فَاتَ مِنْ رَأْیِکَ وَ یَرُدَّ إِلَیْکَ
مَا عَزَبَ مِنْ دِینِک
»[۱۲۵]؛
«گمان نکن می خواهم تو را توبیخ و ملامت کنم و بر تو درشتی روا دارم، بلکه می خواهم
خداوند، رأی و نظر و بینش صحیح و نیز آن مقدار از دینت را که از دست داده ای، به تو
بازگرداند».

با توجه
به آنچه گفته شد معلوم می شود امر به معروف و نهی از منکر فریضه ای الهی است که
انسان جهت بازداشتن از منکرات با نیت الهی و بر اساس مراتب و تکالیف شرعی از سوی
دین انجام می دهد و با سرزنش دیگران متفاوت است.

 
 


درگیری ها!


با توجه به درگیری ها و مشاجرات لفظی،آیا پیامبر(صلی الله علیه و
آله و سلم) و امامان(علیهم السلام) خودشان هم در عمل، اهل امر به معروف و نهی از
منکر بودند؟

تمامی
معصومین(علیهم السلام) علاوه بر بیان ضوابط و مراتب و ارائه مباحث امر به معروف و
نهی از منکر به طور عملی نیز اهتمام فراوان به این اصل سرنوشت ساز و حساس داشته اند.[۱۲۶]


نکوهش احتکار

یکی از
نمونه های امر به معروف و نهی از منکر پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) آن
بود که در بازار می گشت و محتکران و گرانفروشان را ارشاد می فرمود و بر کارشان
نظارت می کرد. در یکی از موارد مردی از قریش بود که به او حکیم ابن حزام می گفتند و
شیوه اش این بود که هرگاه گندم و خواربار وارد مدینه می شد او همه آن را یک جا می
خرید. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گذرش بر وی افتاد او را نصیحت کرده و
فرمود:

«یَا
حَکِیمَ بْنَ حِزَامٍ إِیَّاکَ أَنْ تَحْتَکِر
»[۱۲۷]؛
«ای حکیم پسر حزام زنهار از این‌که ارزاق مردم را انبار کنی
و به انتظار گران شدن آن باشی».


دفاع از ولایت

حضرت
فاطمه(سلام الله علیه) در مقام نهی از منکر برای زنان مدینه فرمود:

«وای بر
دوستان دنیا! چرا نگذاشتند حق در مرکز خود بماند و خلافت بر پایه‌های
نبوت بچرخد؛ چرا که آنان خلافت را از خانه‌ای که جبرئیل
نازل می‌شد، به جای دیگر بردند و حق را از علی(علیه السلام)
که به مسائل دین و سیاست آگاه بود، گرفتند. سپس آن حضرت آیاتی از سوره‌های
اعراف، زمر، رعد، کهف و... را قرائت فرمود».[۱۲۸]



نکوهش سازش کاری

در جنگ
صفین مردی خدمت حضرت علی(علیه السلام) رسید و تقاضای مصالحه کرد تا معاویه و یارانش
به شام برگردند و حضرت نیز به همراه سپاهیان خود به عراق باز گردد. حضرت علی(علیه
السلام) ضمن رد این پیشنهاد علت اصرار خود بر ادامه مبارزه را اقامه امر به معروف و
نهی از منکر ذکر کرده و فرمود:

«إِنَّ
اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یَرْضَ مِنْ أَوْلِیَائِهِ أَنْ یُعْصَی فِی
الْأَرْضِ وَ هُمْ سُکُوتٌ مُذْعِنُونَ لَا یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَا
یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَوَجَدْتُ  الْقِتَالَ  أَهْوَنَ 
عَلَیَّ مِنْ مُعَالَجَةِ الْأَغْلَالِ فِی جَهَنَّم
»[۱۲۹]؛
«خداوند از اولیای خود راضی نیست که در هنگام گناه در روی زمین، آنها ببینند و
بدانند و ساکت باشند و امر به معروف و نهی از منکر نکنند. از این جهت جنگ را بر
خودم آسان تر از تحمل غُل های جهنم یافتم».


نکوهش سخن چینی

امام
حسن(علیه السلام) به کسی که سخن چینی و غیبت کرده بود؛ در بیانی زیبا و به طور
غیرمستقیم وی را متوجه اشتباهش نموده و به او فرمود:

«أَلْقَیْتَنِی
فِی تَعَبٍ أُرِیدُ الْآنَ أَنْ أَسْتَغْفِرَ اللَّهَ لِی وَ لَه
»[۱۳۰]؛
«تو مرا به زحمت انداختی (از این که غیبت یک مسلمان را شنیدم) باید درباره خود
استغفار کنم و (از این که گفتی آن شخص با بدگویی از من، مرتکب گناه شده) بایستی
برای او نیز دعا کنم».


مبارزه با فساد

بارزترین
و زیباترین تصویری که از امام حسین(علیه السلام) در امر به معروف و نهی از منکر در
طول زمان و بستر زمین، به یادگار، جاودانه و ماندگار گشته است، مبارزه با ظلم و
فساد بود.

«وَ
أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ
إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی(صلی الله علیه و آله و
سلم) أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسِیرَ
بِسِیرَةِ جَدِّی وَ أَبِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ(علیه السلام)
»[۱۳۱]؛
«من نه از روی خودخواهی و نه برای خوش گذرانی (و ارضای هواهای نفسانی) از مدینه
خارج می شوم و نه برای فساد گستری (و تباهی دیگران) و ظلم و ستم. این تصمیم را
گرفته ام. هدف من از این حرکت، اصلاح طلبی در امت جدّم محمد(صلی الله علیه و آله و
سلم) است. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و مطابق روش و سیره جدّم پیامبر
و پدرم علی بن ابی طالب عمل کنم».


رازداری

امام
سجاد(علیه السلام) به فرد سخن چین فرمود:

«سوگند
به خدا حقّ برادر خود را حفظ نکردی، زیرا او تو را امین دانسته، (و رازی با تو
گفته) ولی تو به او خیانت کردی و حرمت مرا هم نگاه نداشتی، زیرا چیزی را به من گفتی
که نیازی به شنیدنش نداشتم، سپس فرمود: «أَ مَا عَلِمْتَ
أَنَّ نَقَلَةَ النَّمِیمَةِ هُمْ کِلَابُ النَّار
»[۱۳۲]؛
«مگر نشنیده ای که سخن چین ها سگ های دوزخ اند؟» ضمنا به آن شخص بگو به زودی مرگ
همه ما را می گیرد و در گور جای خواهیم گرفت و در قیامت وعده گاه و حاکم بین مردم،
خداوند است».


کار و تلاش

محمد بن
منکدر (از دانشمندان اهل سنّت) می گوید: باور نداشتم علی#۱۷۴۰;‌بن‌الحسین
(امام سجاد(علیه السلام)) فرزندی به یادگار گذارد که فضل و دانشش مانند خود او
باشد، تا این که پسرش محمد بن علی (امام باقر(علیه السلام)) را دیدم من خواستم او
را موعظه کنم و پند و اندرز دهم امّا او مرا موعظه کرد اصحابش گفتند: به چه چیز (و
چگونه) تو را موعظه کرد؟

من در
ساعتی از روز که هوا بسیار گرم بود، به قصد اطراف مدینه بیرون رفتم و در راه به
محمد بن علی (امام باقر(علیه السلام)) برخورد کردم، در حالی که از شدت تلاش و کار
خسته شده بود به او گفتم: اگر اکنون مرگ تو فرا رسد و در این حال باشی چه خواهی
کرد؟ آن جناب روی پای خود ایستاد و فرمود:

اگر مرگ من در این حال فرا رسد در حالی نزد من آمده است که در حال اطاعت خداوند
هستم، زیرا به وسیله این کار و تلاش نیازمندی خود را به تو و مردم دور می سازم از
این می ترسم که مرگ در حالی به سراغ من بیاید که در حالت نافرمانی خداوند باشم».

محمدبن
منکدر می گوید گفتم: خدایت رحمتت کند، من می خواستم تو را موعظه کنم امّا تو مرا
پند دادی.[۱۳۳]


موسیقی

مردی
خدمت امام صادق(علیه السلام) رسید و عرض کرد: پدر و مادرم به فدایت، همسایه هایی
دارم که کنیزان آوازه خوانی دارند، می خوانند و می نوازند. گاهی به دست شویی می روم
و صدای آنان را می شنوم و به همین خاطر نشستن خود را طولانی می کنم!! کنم!!


فرمود: این کار را نکن! مگر این آیه را نشنیده ای که خداوند می فرماید:


«إِنَّ
السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُل
»[۱۳۴]؛
«همانا هر یک از گوش و چشم و دل، مورد پرسش (و سؤال) واقع خواهد شد
(و انسان مورد بازخواست عمل کرد آنان قرار خواهد گرفت)».

سپس
امام(علیه السلام) به او فرمود: برخیز و غسل کن و نماز (مستحبّی و توبه) بخوان زیرا
بر کار بزرگی اقدام کرده ای، اگر در این حال مرگ تو فرامی رسید در بدحالی بودی. خدا
را حمد و ثنا کن و از هر کاری که خدا آن را خوش ندارد و تو انجام داده ای توبه کن،
زیرا خداوند کار زشت و قبیح را خوش ندارد، و تو کار زشت و قبیح را به اهلش واگذار،
چه این که هر کاری (از خوب و بد) اهل و طرف دارانی دارد.[۱۳۵]


نکوهش قطع رَحِم

شخصی به
نام یعقوب در مکّه خدمت امام کاظم(علیه السلام) می رسد. امام تا نگاهش به او افتاد
فرمود:

«ای
یعقوب تو دیروز به این جا (مکّه) وارد شدی و بین تو و برادرت در فلان‌جا
نزاع و درگیری واقع شد و کارتان به جایی رسید که همدیگر را دشنام دادید. این طریقه
و روش ما نیست، دین ما و پدران ما بر این (دشمنی و اختلاف) نیست. «فَلَا
نَأْمُرُ بِهَذَا أَحَداً مِنْ شِیعَتِنَا فَاتَّقِ اللَّهَ
»[۱۳۶]؛
«ما به کسی این‌گونه کارها را توصیه نمی کنیم، از خداوند
یگانه بی شریک بپرهیز»


نکوهش اسراف

روزی
غلامان حضرت امام رضا(علیه السلام) میوه ای را نیم خورده بیرون انداخته بودند.
امام(علیه السلام) ناراحت شد و به آنان فرمود:

«إِنْ
کُنْتُمْ اسْتَغْنَیْتُمْ فَإِنَّ النَّاسَ لَمْ  یَسْتَغْنُوا أَطْعِمُوهُ 
مَنْ  یَحْتَاجُ  إِلَیْهِ
»[۱۳۷]؛
«اگر شما سیر شده‌اید و به آن نیازی ندارید، عدّه ای از
مردم به این میوه محتاجند؛ آن را به کسانی که نیاز دارند، بدهید».


رعایت تقوای علمی

هنگامی#۱۷۴۰;‌عبدالله بن موسی، عموی امام جواد(علیه السلام) در پاسخ به سؤال شرعی جمعی از شیعیان
پاسخ اشتباه داد، امام(علیه السلام) به خشم آمد و رو به او کرد و فرمود:


«یَا
عَمِّ اتَّقِ اللَّهَ اتَّقِ اللَّهِ إِنَّهُ لَعَظِیمٌ أَنْ تَقِفَ یَوْمَ
الْقِیَامَةِ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَیَقُولَ لَکَ لِمَ أَفْتَیْتَ
النَّاسَ بِمَا لَا تَعْلَمُ
»[۱۳۸]؛
«عمو جان از خدا بترس این کار خیلی سخت است که در روز قیامت به پیشگاه پروردگار
بایستی، از تو بازخواست کند که چرا برای مردم فتوی دادی با این‌که
اطلاع نداشتی».


موعظه حاکم!

امام
هادی(علیه السلام) را نزد متوکل بردند در حالی که متوکل مشغول شراب خوردن بود.
موقعی امام وارد شد که جام در دست متوکل بود. همین که چشمش به ایشان افتاد عظمت و
هیبت امام او را فراگرفت و بی اختیار حضرت را احترام کرد و در کنار خود نشاند و جام
شرابی را که در دست داشت به آن حضرت تعارف کرد، امام سوگند یاد کرد و فرمود: به خدا
گوشت و خون من آلوده شراب نشده، مرا معذور معذور‌‌دار متوکل گفت:
برایم شعری بخوان.

امام
فرمود: من زیاد شعر از حفظ ندارم.

چاره ای نیست باید یک شعری بخوانی.

امام
اشعاری[۱۳۹]
خواند که ترجمه آن ها چنین است:

(زمام
داران جهان خوار و مقتدر) بر قله کوهسارها شب را به روز آوردند؛ در حالی که مردان
نیرومند از آنان پاسداری می کردند؛ ولی قله ها نتوانستند آنان را (از خطر مرگ)
برهانند. آنان پس از مدت ها عزت، از جایگاه های امن به زیر کشیده شدند و در گودال
ها (گورها) جایشان دادند؛ چه منزل و آرامگاه ناپسندی! پس از آن که به خاک سپرده
شدند، فریادگری فریاد برآورد: کجاست آن دست بندها و تاج ها و لباس های فاخر؟ کجاست
آن چهره های در ناز و نعمت پرورش یافته که به احترامشان پرده ها می آویختند (بارگاه
و پرده و دربان داشتند)؟ گور به جای آنان پاسخ داد: اکنون کرم ها بر سر خوردن آن
چهره ها با هم می ستیزند.

تأثیر
کلام امام چنان بود که متوکل به سختی گریست؛ چنان‌که ریشش،
تر شد و دیگر مجلسیان نیز گریستند. متوکل جام را بر زمین زد و دستور داد بساط شراب
را جمع کنند و مبلغ چهار هزار دینار به امام تقدیم کرد و امام را با احترام به منزل
خود بازگرداند.[۱۴۰]


شیوه غیرمستقیم

یکی از
فیلسوفان معاصر امام حسن عسکری(علیه السلام) فردی است به نام «اسحاق کندی» که در
عراق اقامت داشت. او کتابی به نام «تناقض های قرآن» را تألیف کرد. وی مدت های زیادی
در منزل نشسته و گوشه نشینی اختیار کرده و خود را به نگارش آن کتاب مشغول ساخته
بود. روزی یکی از شاگردان او به محضر امام حسن عسکری(علیه السلام) شرفیاب شد.
هنگامی که چشم حضرت به او افتاد فرمود: رمود:

آیا در
میان شما مردی رشید وجود ندارد که گفته های استادتان «کندی» را پاسخ گوید:

شاگرد
گفت: ما همگی از شاگردان او هستیم و نمی توانیم به اشتباه استاد اعتراض کنیم .


امام(علیه السلام) فرمود: اگر مطالبی به شما تلقین و تفهیم شود می توانید آن را
برای استاد خود نقل کنید؟

شاگرد
گفت: آری.


امام(علیه السلام) فرمود: از این جا که برگشتی به حضور استاد برو و با او به گرمی و
محبت رفتارنما و سعی کن با او انس و الفت پیدا کنی. هنگامی که کاملاً انس و آشنایی
رخ داد به او بگو مسئله ای برای من پیش آمده است که غیر از شما کسی شایستگی پاسخ آن
را ندارد و آن مسئله این است که آیا ممکن است گوینده قرآن از گفتار خود معانی ای
غیر از آنچه شما حدس می زنید، اراده کرده باشد؟ او در پاسخ خواهد گفت: بلی ممکن است
چنین منظوری داشته باشد.

هنگام بگو: شما چه می دانید شاید گوینده قرآن معانی دیگری غیر از آنچه شما حدس می
زنید اراده کرده باشد و شما الفاظ او را در غیر معنای خود به کار برده اید؟
امام(علیه السلام) در اینجا اضافه کرد: او آدم باهوشی است طرح این نکته کافی است که
او را متوجه اشتباه خود کند.

شاگرد به
حضور استاد رسید و طبق دستور امام رفتار نمود تا آن که زمینه برای طرح مطلب مساعد
گردید. سپس سؤال امام را به این نحو مطرح ساخت: ساخت:

آیا ممکن
است گوینده سخنی بگوید و از آن مطلبی اراده کند که به ذهن خواننده نیاید؟ و به دیگر
سخن مقصود گوینده چیزی باشد مغایر با آنچه در ذهن مخاطب است؟

فیلسوف
عراقی با کمال دقت به سؤال شاگرد گوش داد و گفت: سؤال خود را تکرار کن. شاگرد سؤال
را تکرار کرد.

تأملی نمود و گفت: آری هیچ بعید نیست، امکان دارد که چیزی در ذهن گوینده سخن باشد
که به ذهن مخاطب نیاید و شنونده از ظاهر کلام گوینده چیزی بفهمد که وی خلاف آن را
اراده کرده باشد. استاد که می دانست شاگرد او چنین سؤالی از پیش خود نمی تواند مطرح
کند و در حدّ اندیشه او نیست، رو به شاگرد کرد و گفت: تو را قسم می دهم که حقیقت را
به من بگویی، چنین سؤالی از کجا به فکر تو خطور کرد؟

شاگرد
گفت: چه ایرادی دارد که چنین سؤالی به ذهن خود من آمده باشد؟ باشد؟

استاد
گفت: نه هنوز زود است که تو به چنین مسائلی رسیده باشی بگو از کجا این سؤال را یاد
گرفته ای؟

شاگرد
حقیقت را گفت و این که از امام حسن عسکری(علیه السلام) آن را آموخته است.

گفت: اکنون واقع امر را گفتی و افزود: چنین سؤال هایی تنها زیبنده این خاندان است.

آن گاه
استاد با پی بردن به اشتباهات خود دستور داد آتشی روشن کردند و آنچه را درباره
تناقض های قرآن نوشته بود سوزاند![۱۴۱]



وفای به عهد

امام
زمان
زمان(عجل الله
تعالی فرجه الشریف)فرموده اند:

«اگر
پیروان ما – که خداوند آنان را در اطاعت توفیق دهد – دل های خود را در وفاء به عهد
و پیمانی که بر آنان است یگانه سازند برکت و شرف دیدار ما از آنان به تأخیر نمی
افتد و سعادت مشاهده ما را زودتر خواهند یافت. چیزی که ما را از شیعیان محبوس و
آنان را از دسترسی به ما دور ساخته است آن کارهایی است که از آنان به ما می رسد و
موجب ناراحتی ما را فراهم می سازد و ما آن اعمال را از آنان نمی پسندیم».[۱۴۲]

 
 


اوضاع و احوال دانشگاه ها!


به نظر من با توجه به اوضاع و احوال دانشگاه ها تأثیرگذاری امر به
معروف خیلی مشکله! تکلیف ما چیست؟

برای
فراهم نمودن زمینه های تأثیر نیز دو کار لازم است؛

اول:
شناخت موانع تأثیرگذاری و برطرف نمودن آنها

یکی از
مهم
مهم‌شناخت موانع تأثیرگذاری و برطرف نمودن آنها است که در اینجا به اختصار به برخی از
آنها اشاره می نماییم:


رعایت مراتب

رعایت
مراتب، اصل مهمی است که از جنبه های اخلاقی و روانی خاصی برخوردار است. بی توجهی به
این اصل، امر و نهی را کم رنگ یا دشوار می سازد. به کارگیری مراتب و مراحل بالاتر
در صورت کافی بودن مراتب پایین، امر و نهی دینی را با فشار بیشتر و در نتیجه لج
بازی با عکس العمل منفی گنه کار روبهر روبه‌آن را بدون تأثیر می کند. وقتی با یک اخم کردن گناه ترک می شود ضرورتی بر به
کارگیری مراتب بالاتر نیست و اگر کسی با موعظه یا درخواست و امثال آن انجام واجب یا
ترک گناه را می پذیرد ضرورتی بر خشونت در کلام و رفتار مشابه آن وجود ندارد.



برخوردهای سلیقه ای

آنچه
باید در امر و نهی دینی مورد توجه قرار گیرد بایدها و نبایدهای شرعی و عقلی است.
اما اگر با اعمال سلیقه ها و حب و بغض های شخصی درآمیزد قداست امر و نهی دینی از
بین می رود و اثرگذاری آن به دشواری می گراید. در حالی که باید به مسائل جزیی و
جانبی حساسیت نورزد که چه بسا این حساسیت ها سبب ترک واجب یا انجام گناه گردد.



بی توجهی به زمان و مکان

برخی از
امر و نهی های غیرموفق ریشه در انتخاب مکان یا زمان آنها دارد. انتخاب زمان یا مکان
نامناسب لجاجت و پرخاش گری گنه کار را به همراه دارد. گاهی نهی از منکر دربین
دوستانش غرور و مخالفت او را ظاهر می کند اما همین تذکر اگر در خلوت صورت پذیرد عکس
العمل منفی او را به همراه ندارد ضمن این‌که تأثیرات مطلوبی
را به همراه دارد.[۱۴۳]


دوم:
شناخت روش های تأثیرگذار و به کارگیری آنها

امام
خمینی با تصریح به این۱۷۴۰;ن‌که برای تأثیر باید از راه های مختلف
استفاده کرد، به ذکر نمونه های ذیل پرداخته اند:

۱. اگر
می داند که تنها با موعظه و تقاضا می تواند به این هدف برسد باید از این روش
استفاده کند.

۲. اگر
احتمال می دهد یا می داند که با تکرار امر و نهی تأثیر خواهد داشت باید امر و نهی
را تکرار کند.

۳. اگر
می داند که با اجازه به گناه کوچک تری می تواند جلوی یک گناه بزرگ را بگیرد مثل این‌که
دست نامحرم را بگیرد برای این‌که جان او را حفظ کند، باید
از این روش استفاده کند و اجازه این تخلف و معصیت کوچک تر را بدهد.

۴. اگر
بداند امر و نهی هر چند در حال حاضر اثری ندارد ولی برای آینده اثر خواهد داشت باید
انجام دهد.

۵. اگر
می داند که امر و نهی نسبت به دیگران مؤثر واقع می شود هر چند بر مخاطب اثر نمی
بخشد امر و نهی واجب است.

امر و نهی را تنها موجب کم شدن معصیت و نه ریشه کن شدن آن بداند باید انجام دهد.

۷. اگر
می داند نهی از منکر نه تنها موجب ترک منکر نمی شود بلکه موجب اصرار بیشتر گناه می
شود و بداند اگر او را امر به منکر کند آن را ترک می کند درصورتی که محذور دیگر
نباشد لازم است به جای نهی از منکر امر به منکر کند!! [چه بسا در مواردی است که طرف
لج بازی می کند و با ارتکاب منکر سرش به سنگ می خورد و موجب جلوگیری از تکرار خطا و
گناه می شود].[۱۴۴]


۸. ممکن
است که اگر کاری به تنهایی انجام پذیرد، تأثیری از خود بر جای نگذارد، اما اگر به
صورت جمعی و تشکیلاتی صورت پذیرد، تأثیر خود را خواهد داشت. در این صورت نمی توان
شانه از بار مسئولیت خالی کرد و کنار نشست.[۱۴۵]


 
 


از کجا شروع کنم؟


یکی از احکام اسلامی بسیار مهم امربه معروف و نهی از منکر می‌باشد.
اما من در خصوص این مسئله احساس سردرگمی می‌کنم، لذا الان
که که دانشجو هستم نمی‌دانم وظیفه‌ام
در این مورد چیست؟ از کجا و چگونه باید شروع کنم؟ لطفاً من را راهنمایی کنید.

امر به
معروف و نهى از منکر، یک واجب مهم اسلامى است که متأسفانه  مسلمانان، هم شناخت
کافى در مورد آن ندارند و هم به‌طور شایسته مورد توجه 
قرار نگرفته است. حتى در جامعه اسلامى ما، با این که قرآن و احکام در درجه اول
اهمیت قرار دارد، باز هم این اصل مهم از سوی اقشار مختلف جامعه مورد غفلت و کم مهرى 
واقع شده و توجه کافى بدان نشده است و همین امر موجب شده تا افرادی که قصد اقامه
این فریضه دینی را دارند دچار سردرگمی گردند.

سردرگمی
در اجرای امر به معروف و نهی از منکر به سه عامل عمده بازگشت می#۱۷۴۰;‌

اول: عدم
آگاهی‌های لازم پیرامون مصادیق معروف و منکر، احکام، شرایط
و مراتب امر به معروف و نهی از منکر است .[۱۴۶]

دوم:
چگونگی ورود به انجام این فریضه الهی و به تعبیر دیگر اینکه از کجا باید شروع کنند.

سوم:
گاهی نیز منشأ سردرگمی عدم شناخت نسبت به روش‌ها و شیوه‌های
امر به معروف می‌باشد.[۱۴۷]


مهمترین
راه برای برطرف نمودن عوامل سردرگمی، افزایش بصیرت و آگاهی‌های
لازم پیرامون احکام، مراتب و شیوه‌های مختلف امر به معروف و
نهی از منکر می‌باشد که در این زمینه علاوه بر رساله مراجع
تقلید می‌توانید به کتاب‌های متعددی
که به تبیین روش‌های کاربردی و تأثیرگذار پرداخته است
مراجعه نمایید.[۱۴۸]

پس از
فراگیری مقدمات علمی و کسب آگاهی#۱۷۴۰;‌های لازم زمینه برای
اقدامات عملی فراهم می‌گردد که نقطه آغاز ورود به این مرحله
نیز می‌


اول. شروع از خود

یکی از
بهترین نقطهن نقطه‌این است که افراد از خود شروع کنند که این کار در دو جهت باید صورت پذیرد:

الف.
قائل شدن حق امر و نهی برای خود

برخی امر
به معروف و نهی از منکر را دخالت در امور دیگران می#۱۷۴۰;‌پندارند
و به خود اجازه ورود به این حوزه را نمی‌خداوند متعال جهت تعالی جامعه و جلوگیری از بروز منکرات این حق را برای مؤمنین قائل
شده است و فرموده:

«وَ
الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ
بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ
»[۱۴۹]؛
«مردان و زنان باایمان، ولىّ(و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهى از منکر
مى کنند»

گذشته از
اینکه نقش هر مسلمان در تعیین سرنوشت جامعه و تعهدی که باید در پذیرش مسؤولیت۱۷۴۰;ت‌های
اجتماعی داشته باشد، ایجاب می‌کند که او ناظر و مراقب همه
اموری باشد که پیرامون وی اتفاق می‌


لذا یکی
از مهمترین دغدغه‌های هر مؤمنی باید امر به معروف و نهی از
منکر باشد و به سادگی از کنار منکرات عبور نکند و حتی در مواقعی که امکان برقراری
ارتباط و صحبت‌های مفصل با فرد خطاکار وجود ندارد - مانند
زمانی به‌وسیله خودرو در حال عبور می‌باشد-
به نوعی انزجار خود را از گناه صورت گرفته نشان دهد به‌عنوان
نمونه در یک جمله کوتاه و رسا اشتباه بودن عمل فرد خطاکار را به وی تذکر دهد کما
اینکه سیره امام صادق(علیه السلام) این‌گونه بود، به‌گونه‌ای
که هرگاه به جماعتی برخورد می‌کرد که با یکدیگر نزاع داشته
و دشمنی می‌ورزیدند، از آنها نمی‌گذشت
مگر اینکه با صدای بلند سه بار می‌فرمود: «اتقوا الله».[۱۵۰]


و یا اگر
حتی امکان نهی از منکر در این حد وجود ندارد با عبوس کردن چهره از عمل صورت گرفته
اعلان انجزار نمایید هماند همان‌گونه که حضرت علی(علیه السلام) از
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل نموده‌

«أَمَرَنَا
رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) أَنْ نَلْقَى أَهْلَ الْمَعَاصِی
بِوُجُوهٍ مُکْفَهِرَّة
»[۱۵۱]؛
«پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) امر فرمود که ما با گناهکاران، عبوس و ترش
روى برخورد نماییم.»

ب.
پالایش رذایل اخلاقی از خود

ناگفته
پیداست که تأثیر کلام ما، زمانى بیشتر است که خود گرفتار منکر نباشیم و به آنچه
سفارش مى کنیم، ابتدا خودمان عمل کرده باشیم. ۴۰;م.

على(علیه السلام) می فرماید:

«أَیُّهَا
النَّاسُ إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّکُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُکُمْ
إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاکُمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَکُمْ
عَنْهَا
»[۱۵۲]؛«
اى مردم! سوگند به خدا من شما را به هیچ طاعتى وادار نمى کنم مگر آن که پیش از آن
خود، عمل کرده ام، و از معصیتى شما را باز نمى دارم جز آن که پیش از آن، ترک گفته
ام.»

آرى!
آئینه زمانى مى تواند زشتى و زیبایى را نشان دهد که خودش گرد و غبار نداشته باشد.
البته، عمل، رمز موفقیت است و نه رمز وجوب یعنى کسى به بهانه اینکه خود صالح نیستم،
پس امر به معروف و نهى از منکر بر من واجب نیست، نمى تواند از زیر بار مسئولیت شانه
خالى کند.[۱۵۳]


دوم. شروع از خانواده و فامیل

از آنجا
که روابط عاطفی بین اعضای خانواده زمینه‌های مناسبی را جهت
امر و نهی دینی فراهم می‌نماید یکی از بهترین نقاط شروع امر
به معروف و نهی از منکر اعضای خانواده و بستگان می‌باشد.
شاید از همین‌رو است که پیامبر اسلام در ابتداى بعثت مأمور
مى شود که بستگان نزدیکش را هشدار دهد[۱۵۴]و
در جایی دیگر خداوند متعال به پیامبر چنین دستور داده است:

«یا
ایُّهَا النَّبِىُّ قِلْ لَازْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِسآءِ الْمُوْمِنِین
»[۱۵۵]؛
«اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو.»[۱۵۶]

با این
تأثیر چه خوب است که امر به معروف و نهی از منکر را از کانون گرم خانواده و بستگان
آغاز نمود. نمود.

شخصی از
امام صادق(علیه السلام) پیرامون این آیه که خداوند متعال که فرموده است: «قُوا
أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نار»؛ «خود و خانواده خویش را از آتش نگه دارید»سؤال نمود که چگونه خانواده خود را از این آتش حفظ کنیم؟ امام(علیه السلام) در پاسخ
فرمود:

«تَأْمُرُهُمْ
بِمَا أَمَرَ اللَّهُ وَ تَنْهَاهُمْ عَمَّا نَهَاهُمُ اللَّهُ فَإِنْ أَطَاعُوکَ
کُنْتَ قَدْ وَقَیْتَهُمْ وَ إِنْ عَصَوْکَ کُنْتَ قَدْ قَضَیْتَ مَا عَلَیْک
»[۱۵۷]؛
«به آنچه خدا فرمان داده امر کند و از آنچه آنها را نهی نموده بر حذر دارد، پس اگر
او را پیروی کردند، محققاً اهل خود را از آتش حفظ نموده است و اگر سرپیچی کردند،
محققاً اهل خود را از آتش حفظ نموده است و اگر سرپیچی نمودند، وظیفه‌ات
را انجام داده‌ای».

مسلماً
اگر تمامی والدین بر اساس این دستور الهی به وظیفه خود عمل می#۱۷۴۰;‌کردند
بسیاری از منکرات شایع جامعه فعلی ما همچون بدحجابی، پخش موسیقی‌های
غیر شرعی و آزار دهند از سوی برخی رانندگان وسایل نقلیه که اکثر آنها نیز جوانان و
نوجوانان می‌باشند به حداقل خود می‌رسید.

آغاز امر به معروف و نهی از منکر از خانواده و فامیل بدان معنا نیست که تا بستگان
اصلاح نشده اند، انسان به سراغ دیگران نرود، زیرا گاهى همسر و فرزند قابلیّت هدایت
ندارند، ولى دیگران حرف حق را مى پذیرند. نمونه آن، پسر نوح  و همسر لوط است.


سوم. شروع از دوستان و همسایگان

گاهی
روابط افراد به دلایلی همچون دوستی و یا همسایگی به قدری به هم نزدیک می#۱۷۴۰;‌شود
که حتی از روابط خانوادگی نزدیک‌تر و مستحکم‌تر
می‌گردد. وجود چنین روابطی شرایط بسیار مساعدی را جهت انجام
امر به معروف و نهی از منکر فراهم می‌نماید و این فرصت می‌تواند
نقطه شروع خوبی برای علاقه‌مندان به این فریضه دینی باشد.

رسول خدا(صلی
الله علیه و آله و سلم)آموزش نمى دهند؟ موعظه نمى کنند؟ امر به معروف و نهى از منکر نمى کنند؟ و چرا
همسایگان حاضر نمى شوند آموزش ببینند؟

سپس
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
فرمود: من این همسایگان بى تفاوت را تحت تعقیب و عقوبت قرار خواهم داد.[۱۵۸]

 
 


شیوه های امر به معروف


طریقه صحیح امر به معروف و نهی از منکر را توضیح دهید. از چه شیوه
و روش هایی می توانیم امر به معروف و نهی از منکر نماییم به گونه ای که مؤثر واقع
شده و نتیجه عکس ندهد؟

در امر
به معروف و نهی از منکر، آنچه بسیار مهم است، اطّلاع و توجّه به شیوه های امر و نهی
است؛ زیرا چه بسا به کارگیری یک شیوه نادرست موجب شود که امر به معروف و نهی از
منکر، بی نتیجه بماند، یا خدای نخواسته، در طرف، اثر معکوس بر جای گذارد.

رسول
خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرماید:

«مَنْ
عَمِلَ عَلَی غَیْرِ عِلْمٍ کَانَ مَا یُفْسِدُ أَکْثَرَ مِمَّا یُصْلِح
»[۱۵۹]؛
«کسی که جاهلانه، دست به اقدامی  بزند، مفاسد کارش بیش تر از مصالح آن خواهد
بود».


امر و نهی ساده

یکی از
مؤثرترین روش های امر به معروف و نهی از منکر که مورد غفلت عموم مردم جامعه گردیده
امر و نهی ساده می باشد. در این شیوه امر به واجب و نهی از حرام در قالب جمله ای
ساده مانند: «این کار واجب دینی است و باید انجام شود» و یا «این کار شما حرام و
خلاف است انجام ندهید» صورت می پذیرد.۴۰;رد.

مقام
معظم رهبری در خصوص ایـن روش مهـم و تأثیرگــذاری فراوان آن فرموده اند:

«بعضی
جوانان به ما نامه می نویسند که اجازه بدهید ما با این تظاهرات منکراتی، مقابله و
مبارزه کنیم. خیلی خوب، مقابله بکنید؛ اما چه‌طور؟ بریزید،
طرف مقابل را تکه پاره کنید؟! نه، این نیست. حرف بزنید، بگویید؛ یک کلمه بیشتر هم
نمی خواهد؛ لازم نیست یک سخنرانی بکنید. کسی که می بیند خلافی را مرتکب می شود
دروغ، غیبت، تهمت، کینه ورزی و یا پوشش نامناسب و حرکت زشت دارد یک کلمه ی آسان
بیشتر نمی خواهد؛ بگویید «این کار شما خلاف است، نکنید»؛ لازم هم نیست که با خشم
همراه باشد. شما بگویید، دیگران هم بگویند، گناه در جامعه خواهد خشکید».

سخنان دیگری فرموده اند:

«بعضی
گفته اند که باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد، من می گویم احتمال تأثیر همه جا
قطعی است مگر در نزد حکومت های قلدر، قدرتمند و سلاطین. آنهایند که البته حرف حساب
به گوششان فرو نمی رود و اثر نمی کند. اما برای مردم، حرف اثر دارد».[۱۶۰]


نقاط مثبت

در امر و
نهی سعی شود نخست نقاط مثبت و خوبی ها گفته شود وآن گاه امر و نهی  شود. مثل
اشاره به نمرات خوب او، همّت بالای وی، و مرتب بودنش، هنرمند بودنش و...



آگاهی بخشی

روحیه
برخی به‌گونه ای است که اگر به آنها گوشزد شود، پذیرش
بیشتری دارند و به خود می آیند. مثلاً کسی که با قیافه ناهنجاری در جامعه ظاهر می
شود بگوییم مردم ذهنیت بدی از تو پیدا می کنند و یا به کسی که با نامحرم شوخی می
کند، گفته شود: «با هر کلمه ای که با نامحرم شوخی کنیم باید سال ها در قیامت معطل
بشویم!» و یا برای او آیه و حدیثی خوانده شود. به طور مثال: به زنی که زینت های خود
را آشکار کرده است بگوییم: قرآن می فرماید: «وَ لا
یُبْدینَ زینَتَهُنَّ
»[۱۶۱]؛
«زنان زینت های خود را آشکار نکنند».

و به کسی
که خود را شبیه غربی ها و یا هر گروه های منحرف می کند بگوییم: رسول خدا(صلی الله
علیه و آله و سلم) فرمود:

«مَنْ 
تَشَبَّهَ  بِقَوْمٍ  فَهُوَ مِنْهُم
»[۱۶۲]؛
«کسی که خود را شبیه گروهی گرداند از آنها خواهد بود.

یا به
کسی که با زنی خلوت می کند نظیر آنچه در دفاتر، ادارات، منازل اتفاق می افتد،
بگوییم: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«لَا
یَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامَرَأَةٍ فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا شَیْطَان
»[۱۶۳]؛
«مردی با زنی خلوت نکند که سومی آنها شیطان خواهد بود».

عدّه ای
هستند که ذکر یک فتوا از مراجع تقلید در آنها تأثیر خوبی می گذارد.گذارد.

مردی که طلا استفاده می کند بگوییم: تمامی مراجع تقلید فرموده اند: زینت به طلا مثل
زنجیر طلا و انگشتر طلا و ساعت مچی طلا برای مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل
است.


طرح سؤال

امر به
معروف به شیوه سؤالی از ظرافت های خاص و امتیازهای قابل توجهی برخوردار است البته
سؤال باید از ابعاد مختلفی کارشناسی شده باشد و جهات دینی، روان شناختی، اجتماعی
ادبی آن مورد توجه قرار گیرد تا آثار سازنده ای را در گنهکار پدید آورد. به طور
مثال به او بگوید: آیا شما می دانید دروغ از گناهان بزرگ است؟


خود اظهاری!

گاهی
موقعیت گنه کار بهکار به‌گونه ای است که به هر دلیل نمی توان او
را امر و نهی کرد. به طور مثال از سنین بالایی برخوردارند یا عناوین و مقام خاص یا
از اعتبار قابل توجهی برخوردارند در این صورت بهترین شیوه آن است که تذکر ما به روش
خود اظهاری باشد یعنی نظر او را درباره ی گناهی که می کند یا واجبی که به آن عمل
نمی کند به طور غیرمستقیم جویا شویم.

مثلاً به
کسی که نماز نمی خواند بگوییم: یکی از دوستان یا اقوام ما نماز نمی خواند به نظر
شما به او چه بگوییم که این واجب الهی را انجام دهد؟

یا به
زنی که حجاب دینی را رعایت نمی کند بگوییم: به نظر شما یک خانم مسلمان که به سن
تکلیف رسیده است چه اندازه خود را باید بپوشاند که به آنچه خداوند واجب کرده است
عمل کرده باشد؟!

در
داستانی که در پی می آید به روشنی بهره گیری از شیوه غیرمستقیم مشاهده می شود:


 امام
حسن و امام حسین(علیه السلام) از جایی عبور می کردند، پیرمردی را دیدند، که وضو می
گیرد اما آن را به خوبی (و درستی) انجام نمی دهد. آن دو طرحی ریختند، تا به گونه ای
غیرمستقیم او را متوجه سازند و وضوی کامل درست را به او بیاموزانند. هر دو به ظاهر
با هم بگو مگو کردند و هر یک به دیگری می گفت، من درست وضو می گیرم اما وضو تو درست
نیست. به پیرمرد که ناظر این درگیری ساختگی بود گفتند: بیا بین ما قضاوت و داوری
کن، ما هر دو وضو می گیریم. ببین وضوی کدام یک از ما درست تر است؟

وضوی کامل و درستی گرفتند و منتظر پاسخ و داوری پیرمرد ماندند، اما او که به اشتباه
خود پی برده بود و نیز فهمید که آنان با این روش خواسته اند کار او را اصلاح کنند
گفت: وضوی هر دو خوب و درست است، من پیرمرد جاهل هستم که وضو درستی نگرفتم و از این
پس درست وضو می گیرم.


سوژه‌سازی

گاهی
شرایط زمانی، مکانی یا ویژگی اشخاص، بهاص، به‌گونه ای است، که نمی
توان به شکل مستقیم، امر و نهی کرد و شاید هم اثر منفی داشته باشد، در این موارد از
شیوه غیرمستقیم استفاده می شود به نمونه های از این روش توجه شود:


به طور
مثال، در حضور گنهکار با فرد دیگری درباره آثار سوء آن گناه گفت‌کنیم، مهم نیست که کسی که با او صحبت می کنیم از نیّت ما آگاه باشد یا نباشد آنچه
مهم است این است که گنهکار، امر و نهی دینی ما را به خوبی احساس کند و در جریان
قرار بگیرد. و یا به کسی که برای پدر و مادر خود نیکی نمی کند بگوییم: امام
صادق(علیه السلام) فرمود:

«صله
ارحام و نیکی به پدر و مادر عمر را طولانی می کنند و روزی را زیاد می گردانند».[۱۶۴]


و یا
بگوییم: «خدا وعده داده، جوانی که قدرت انجام گناهی را دارد ولی به خاطر خدا ترک
کند، اجر شهید را به او بدهد».


امر به معروف تدریجی

روحیه
گنه کاران متفاوت است و ظرفیت آنها از مراتب مختلفی برخوردار است. برخی تحمل ندارند
که در یک بار به طور کامل امر به معروف شوند و چه بسا در برابر آن لجاجت کرده و آن
را رد کنند اما اگر به تدریج به آنها گفته شود می توانند آن را هضم کرده و بپذیرند. ;رند.


کسی که خمس مال خود را نمی پردازد و اگر یکباره به او گفته شود یک پنجم مال خود را
بپردازد رویگردان می شود باید در یک مرحله او را با حکم خمس آشنا سازیم، در مرحله
بعد آثار مثبت انجام این واجب را در زندگی برای او توضیح دهیم و از برکت مال و دوری
بل ها برای او بگوییم. و برای پرداخت خمس به او فرصت داده شود که در چند نوبت تسویه
کند.


امر و نهی نوشتاری

گاهی به
دلایلی، شرایط برای امر به معروف و نهی از منکر زبانی و گفتاری، مناسب نیست، اما
یادآوری کتبی و نوشتاری مؤثر است البته در یاداشت کتبی نیز، نرم بودن جملات،
پندآمیز بودن، حفظ کرامت و شخصیت مخاطب باید مراعات گردد. از دیگر شیوه ها، نوشتن
مقالات سودمند، کتاب ها و پیام های تبلیغاتی، در راستای تشویق به معروف ها می باشد.


امر و نهی تمثیلی

امر و
نهی با محوریت تمثیل و تشبیه انجام گیرد مثلاً بگوییم: جامعه مانند یک کشتی است و
اثر مخرّب گناه مثل سوراخ کردن آن است و سوراخ کردن کشتی حتی توسط یک نفر، جان همه
مسافران را به خطر می اندازد.


استفاده از الگوها

به طور
مثال برای کسی که نسبت به نماز کم اهمیت است از زندگی بزرگانی همچون شهید رجایی
برای او گفته شود که می گفت: «به نماز نگو کار دارم به کار بگو وقت نماز است».


رعایت جنسیت

یکی از
اموری که لازم است در اجرای امر و نهی رعایت شود، تطابق جنسیتی است؛ یعنی بهتر است
بانوان، بانوان را، و آقایان، آقایان را امر و نهی نمایند؛ به‌ویژه
در موضوعاتی مثل حجاب رعایت این موضوع ثمربخش است.[۱۶۵]


یادآوری نعمت ها

برخی از
افراد، بر اثر غفلت زدگی، در انجام واجب ها، سستی می ورزند، یا پاره ای از گناهان
را مرتکب می شوند، اگر کسی به آنان یادآوری کند که؛ توانمندی و سلامتی جسم، نعمت
هایی است که خداوند به تو ارزانی داشته است، سپاس گزاری از خداوند و شکر نعمت هایش،
استفاده درست از آنها است، چه بسا به خود آید و از ناهنجاری ها خودداری کند.


ارائه جایگزین

از دیگر
شیوه های امر به معروف جایگزینی رفتارهای مناسب است که گاه به فردی که عمل نادرستی
انجام می دهد، پیشنهاد انجام کار دیگری بدهند. مثلاً اگر در مجلسی که گروهی، گرد هم
آمده اند، تا به اصطلاح گپی بزنند و خوش باشند! چنانچه غیبت و بدگویی دیگران را در
پیش گیرند، می توان سمت و سوی این گفت;ن گفت‌وموضوعی دیگر را جایگزین آن سازد و از خورد و خوراک خودشان و کارهای روزانه و آینده
خودشان حرف را به میان بکشاند.


قداست مکان

اگر وقوع
گناه در مکان های مقدسی مثل حرم مطهّر ائمه یا امام زادگان، گلزار شهدا، مسجد،
حسینیه، مجلس قرآن و... باشد می توان تقدس مکان را محور بیان قرار داد. مثلاً گفته
شود: اینجا حرم ملکوتی امام رضا(علیه السلام) است. امام ناظر من و شماست. رضایت
ایشان به این است که در محضرشان چنین خطایی انجام نشود.


قداست زمان

مثلاً
اگر در روزهای شهادت ائمه(علیهم السلام) مواجه با گناه کاری شدیم و یا سوار ماشینی
شدیم که موسیقی گذاشته با توجه دادن او به این۱۷۴۰;ن‌است به او امر به معروف کنیم.


موقعیت اجتماعی

مثلاً
کسی که به شغل مقدس پزشکی، پرستاری و یا دانشگاهی رو آورده باشد، این چنین آغاز
کنیم: خوش به حال شما که در لباس پرستاری خدمت می کنید و بعد درباره حجاب به او
تذکر بدهیم و یا به دانشجو بگوییم شایسته نیست شما، این رفتار را داشته باشید.


حفظ شخصیت

سعی کنید
شخص خطاکار را کنار بکشید و بدون توهین و تحقیر، در خلوت با او صحبت کنید تا جلوی
دیگران احساس حقارت و شرمندگی نکند. انتقادمان نسبت به کار شخص باشد نه خود شخص؛ تا
احساس شخصیت کند. تا امکان دارد از نام بردن گناه خطاکار به صورت مستقیم خودداری
کنید و کار خطا را به طور مستقیم به او نسبت ندهیم مثلاً این گونه بگوییم: «جالب
نیست انسان این کار را انجام دهد» یا «اگر این کار و این خطا صورت نگیرد بهتر است».


مسائل شخصی

مسائل
شخصی را در امر به معروف دخالت ندهید و دور از انتقام گیری و با نیت خیر، امر به
معروف نمایید تا طرف مقابل شما لجاجت نکند.


انتخاب بهترین زمان

برای
انتقاد و امر به معروف، بهترین زمان را انتخاب کنید تا درصد تأثیرگذاری انتقاد شما
بیشتر شود. البته طوری نشود که با تاخیر در امر به معروف، هم گناه صورت بگیرد و هم
دسترسی به خطاکار برای انتقاد به او امکان نداشته باشد.


هدیه

اگر
همراه جملات زیبای خود، هدیه کوچک فرهنگی و معنوی و یا متن زیبا، کتاب مفید و... به
او دهید، اثرگذاری امر به معروف شما دوچندان می شود. شود.

در
پایان، ذکر این نکته ضروری است که برای موفقیت و اثرگذاری در امر به معروف و نهی از
منکر، حتماً باید از قبل، تمرین ذهنی داشت، حتماً باید در ساعات و وقت های آزاد
خود، شیوه هایی متنوع را در ذهن مرور کنید و حتی با دوستان خود در این موضوع مباحثه
و گفت‌افراد گوناگون جملات زیبا ساخته تا در بزنگاه هایی که باید امر به معروف کنید
آمادگی روحی و ذهنی کامل برای انجام این تکلیف الهی داشته باشید.

سعی کنید
قبل از هر امر به معروف و نهی از منکر به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و
اهل‌بیت(علیهم السلام) توسل کوتاهی داشته باشید و از ایشان
بخواهید تا آنچه مؤثر است بر زبان شما جاری نماید.[۱۶۶]

 

   


شرایط امر به معروف
 


از کجا بفهمم!


مگر گفته نمی شود که برای هر کاری باید شرایط آن را داشت از کجا
بفهمم شرایط امر به معروف و نهی از منکر را دارم و واجب است که امر به معروف و نهی
از منکر کنم؟

کسی که
می خواهد امر به معروف کند؛ نخست باید «معروف» و «منکر» را بشناسد، تا در انجام
وظیفه۷۴۰;فه‌­ی خود دچار اشتباه نشود. بداند چه مسائلی واجب و چه
مسائلی حرام است، چه مسائلی مستحب و چه مسائلی مکروه است. و بداند کدام یک مورد
اتفاق همه فقهای اسلام است، بنابراین اگر کاری نزد مرجع تقلید کسی جایز باشد، نمی
توان او را از آن عمل نهی نمود.

صادق(علیه السلام) می فرماید:

«صَاحِبُ
الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ یَحْتَاجُ  إِلَی  أَنْ  یَکُونَ 
عَالِماً بِالْحَلَالِ  وَ الْحَرَامِ
»[۱۶۷]؛
«آمر به معروف، در کار خود، به شناخت حلال و حرام نیازمند است».


احتمال تأثیر

امر به
معروف و نهی از منکر از تکالیفی است که برای واجب شدن آن احتمال تأثیر کافی است و
لازم نیست مکلّف علم قطعی به تأثیر داشتن پیدا کند.ا کند.
این تکلیف تنها زمانی ساقط می شود که ما یقین به بی فایده بودن امر و نهی داشته
باشیم و چنین فرضی واقعا نادر می باشد. بنابراین بر هر مسلمان واجب است هرجا که
احتمال تأثیری می دهد به نحو مقتضی عکس العمل نشان دهد و وسوسه شیطان، بهانه راحت
طلبی و شانه خالی کردن از زیر بار نشود.

خمینی(رحمت الله علیه) می فرماید:

«وجوب
امر به معروف و نهی از منکر با ظن به عدم تأثیر ساقط نمی شود هرچند این ظن و گمان
قوی باشد. بنابراین با احتمال تأثیر - احتمالی که از نظر عقلا مورد اعتنا و توجه
است - امر به معروف واجب می شود»[۱۶۸]

مقام
معظم رهبری در این باره فرمودهفرموده‌

«بعضی
گفته‌اند که باید احتمال تاثیر وجود داشته باشد، من می‌گویم
احتمال تاثیر همه جا قطعی است مگر در نزد حکومت‌های قلدر،
قدرتمند و سلاطین. آنهایند که البته حرف حساب به گوششان فرو نمی‌رود
و اثر نمی‌کند. اما برای مردم، حرف اثر دارد»[۱۶۹]


اصرار بر گناه

یکی دیگر
از شرایط امر به معروف و نهی از منکر آن است که گناهکار قصد داشته باشد به کار غلط
خود ادامه دهد و بر آن پافشاری داشته باشد اما اگر فرد گناهکار پس از عملِ خلافِ
خود، تصمیم بر ترک آن گناه داشته باشد، نهی او لازم نیست.[۱۷۰]

البته
باید مراقب بود به واسطه‌ی «امر و نهی» ضرر جانی یا آبرویی
و یا مالی قابل توجهی به او یا یکی از نزدیکان و دوستانش متوجه نشود که در این
صورت، در برخی موارد امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.[۱۷۱]


 
 


خودتان را به هلاکت نیاندازید


خداوند متعال فرموده «خودتان را به دست خود، به هلاکت نیفکنید!» پس
چگونه امام حسین(علیه السلام) اقدام به نهضت کرد با آن‌که
می دانست کشته خواهد شد و امر به معروف و نهی از منکر نمود؟

پیش از
پاسخ به سؤال ذکر دو نکته ضروری می باشد: باشد:

اول: این
آیه بعد از آیات ۱۹۱ -۱۹۴ سوره بقره قرار گرفته است. و مقصود آن این است که اگر در
راه خدا انفاق نکنید و سپاه اسلام را از نظر مالی پشتیبانی نکنید و تقویت ننمایید
موجبات هلاکت خود را فراهم آورده‌اید.

طباطبایی در ذیل این آیه فرموده است:

«لا
تلقوا بایدیکم الی التهلکه
» کنایه از آن است که نیرو و توان خود را از
بین نبرید و در مقابل دشمن از تمام توان خود استفاده نمایید چه این که خودداری از
انفاق مال خود در راه پشتیبانی از مجاهدان، خود یکی از عوامل از دست دادن قدرت و در
نتیجه غلبه دشمن و هلاکت است.[۱۷۲]

شأن نزول
آیه نیز تأیید کننده همین تفسیر است.

دوم:
هلاکت به معنی تباه شدن و از بین رفتن و بدبختی و سیاه روزی است درحالی‌که
مبارزه در راه خدا از بالاترین سعادت هاست و بیشترین پاداش الهی را به‌دنبال
دارد.[۱۷۳]

در تفسیر
آیه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ
مَرْضاتِ اللَّه
»[۱۷۴]؛
«بعضی از مردم، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشند» از امیرمؤمنان علی(علیه
السلام) چنین نقل شده است: مقصود آیه «الرَّجُلُ یُقْتَلُ
عَلَی الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَر
»[۱۷۵]؛
«کسی است که به واسطه امر به معروف و نهی از منکر به شهادت می رسد».

به علاوه
در قرآن کریم از انسان های مؤمن و فداکاری که به واسطه امر به معروف و نهی از منکر
شدیدترین مصیبت ها را می بینند و تحمل می کنند با عظمت و بزرگی یاد شده است. به
عنوان نمونه در سوره یس سرگذشت یکی از ایثارگران (حبیب نجار) آمده است: او مردم را
از مخالفت با پیامبران بر حذر داشته است و قوم طغیان۷۴۰;ان‌بی رحمی  به جان او افتادند و او را به شهادت رساندند. در همان لحظه بود که
فرمان الهی به او رسید:

«قیلَ
ادْخُلِ الْجَنَّةَ
»[۱۷۶]؛
«به بهشت وارد شو»

از همین۱۷۴۰;ن‌که امام حسین(علیه السلام) در پاسخ کسانی که به او می گفتند که: چرا با این که می
دانی شهید می شوی، باز هم به کربلا می روی، ایشان پاسخ فرمودند که:

«مرگ در
راه خدا تهلکه نیست».[۱۷۷]

با توجه
به مقدمات گفته شده باید اهمیت انجام واجب و یا ترک حرام نسبت به ضرر احتمالی آن،
سنجیده شود؛ اگر مصلحت آن بیشتر باشد؛ شرعاً تحمل ضرر لازم است و ترک امر به معروف
جایز نیست. به بیان دیگر: فرق است بین امر به معروف و نهی از منکرهای عادی و معمولی
و بین امر به معروف و نهی از منکری که جنبه عمومی و کلّی دارد و یا احیای دین و
بقای احکام و شعائر، به آن وابسته باشد و ترک آن موجب خسارت ها و مصایب جبران
ناپذیری بر مسلمانان شود. امام حسین(علیه السلام) کاملاً از خطری که متوجه دین شده
بود، آگاه بود؛ از این‌span>‌حضرت توصیه کرد که با یزید بیعت کند - فرمود:

«انّا
للّه و انّا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامّة براع مثل یزید
»[۱۷۸]؛
«... باید با اسلام وداع کرد؛ زیرا امت به راعی و شبانی مانند یزید مبتلا شده است»

در مقابل
چنین خطر و منکری، امام حسین(علیه السلام) باید به پا خیزد و دفاع کند و سنگر اسلام
را خالی نگذارد؛ هر چند خودش و عزیزانش را بکشند زیرا آن حضرت بقای اسلام و بقای
احکام اسلام را از بقای خودش مهم تر می دانست؛ پس جان خود را فدای اسلام کرد و با
آنا
آن‌برنامه خود و انجام وظیفه منصرف نشد.

از این
رو، است که می گوییم: نهضت حسینی، ارزش امر به معروف و نهی از منکر را - در مقام
اثبات - بالا برد؛ زیرا او نه تنها جان و مال خود، که جان عزیزانش را هم در این راه
فدا کرد و حتی به اسارت اهل بیتش هم برای اقامه این اصل، راضی شد. با این کار
امام(علیه السلام)، دیگر جای شک نیست که در مسائل مهم، امر به معروف و نهی از منکر
با وجود هر‌گونه خطری واجب خواهد بود و در راه آن هر ضرری
را باید به جان خرید.[۱۷۹]

 
 


داشتن قدرت


یکی از شرایط عمومی امر به معروف و نهی از منکر، داشتن قدرت است،
اگر قدرتش را نداشتیم باز هم بر ما واجب است؟

استاد
مطهری در این باره می فرماید: ۴۰;د:

«شخص
ناتوان نباید امر به معروف و نهی از منکر کند. این یعنی نیروی خود را حفظ کن و
نتیجه بگیر، اما آنجا که ناتوانی و نیرویت هدر می رود، اقدام نکن. اینجا هم یک
اشتباه بزرگ برای بعضی پیدا شده که می گویند: من که قدرت ندارم فلان کار را انجام
دهم، اسلام هم گفته اگر قدرت نداری انجام نده؛ پس تکلیف از من ساقط است! در جواب
باید گفت: خیر! اسلام می گوید: برو و قدرت به دست بیاور؛ این، «شرط وجود» است نه
«شرط وجوب»؛ یعنی گفته اند تا ناتوانی دست به کاری نزن که به نتیجه نمی رسی، ولی
برو توانایی را به دست آور تا بتوانی به نتیجه برسی».

این که هر فردی بر اساس توان و قدرتی که دارد باید به وظیفه خود عمل کند. پیامبر
خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:

«هرکس
منکری را مشاهده کند و از آن جلوگیری کند بی گناه است و هرکس که قدرت جلوگیری عملی
را ندارد و با زبان آن را انکار کند بی گناه است و هرکس که نمی تواند با زبانش
انکار کند با قلبش آن را انکار کند، بی گناه است و این ضعیف ترین درجه ایمان است».[۱۸۰]

تمامی
پیامبران الهی نیز به مقدار قدرت خود اقدام به امر به معروف و نهی از منکر می
نمودند هماند همان‌خود فرمود:

«وَ
ما أُریدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلی  ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُریدُ إِلاَّ
الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْت
»[۱۸۱]؛
«من هرگز نمی خواهم چیزی که شما را از آن باز می دارم، خودم مرتکب شوم! من جز
اصلاح-تا آنجا که توانایی دارم- نمی خواهم!»

امام
حسین(علیه السلام) نیز برای فراهم نمودن شرایط لازم جهت امر به معروف و نهی از منکر
بود که در مکه میان سران قبایل اقدام به سخنرانی و افشاگری نسبت به یزید نمود و
برای اشراف و سران پنجگانه بصره، نامه فرستاد و آنها و دیگر پیروان خویش را به یاری
فراخواند، در حالی که پیش از آن هیچ کس از بصره برای امام نامه ای ننوشته بود.[۱۸۲]


در ادامه
همین روند بود که آن حضرت به نامه های فراوان مردم کوفه که نزدیک به دوازده هزار
نامه بود پاسخ مثبت داده و بیعت آنها را پذیرفتند و حتی جهت اطمینان از اراده جدی
مردم در مبارزه با یزید نماینده ویژه خود یعنی مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد که
در ابتدای کار هجده هزار نفر با ایشان بیعت کردند.[۱۸۳]

تمامی
این موارد شاهد و گواه بر فراهم بودن شرایط از جمله قدرت و توان مندی کافی جهت
مقابله با حکومت یزید بود و امام حسین(علیه السلام) نیز براساس همین شرایط برای
مقابله با یزید به سوی کوفه حرکت نمودند و هنگامی هم که کوفیان به عهد خود وفا
نکردند؛ امام(علیه السلام) تا آن مقدار که قدرت داشتند به تکلیف خود عمل نموده و به
اقامه این فریضه پرداختند تا جایی که جان پاک خود را در این راه فدا نمودند. البته
می توان گفت اگر چه امام حسین(علیه السلام) و یاران ایشان شهید شدند اما پیروز
میدان بودند زیرا با روشنگری های اسرای کربلا به خصوص امام زین العابدین(علیه
السلام) و حضرت زینب(سلام الله علیه) و شروع قیام های متعدد پس از عاشورا همچون
قیام مردم مدینه، قیام توابین، قیام مختار و دیگر قیام ها که به برکت قیام امام
حسین(علیه السلام) صورت پذیرفت، زمینه ریشه کنی خاندان بنی امیه در مدت کوتاهی
فراهم گردید.۷۴۰;د.


 


جراحت شدید


متأسفانه شنیدیم که برای انجام امر به معروف و نهی از منکر برخی
دچار جراحت شدیدی شدند و حتی در میان مجروحان روحانیانی بودند که چشم خود را از دست
داده اند؛ ولی عدّه ای می گویند این کار اشتباه است و انسان با این کار ناقص می شود
و یک عمر زن و خانواده اش را گرفتار می کند؛ بالاخره از نظر اسلام امر به معروف و
نهی از منکر در صورتی که برای انسان خطر یا مشکل جانی، مالی یا آبرویی داشته باشد،
واجب است یا خیر؟

امر به
معروف و نهی از منکر را تا زمانی که ضرری بر آن مترتّب نیست به عنوان یکی از واجبات
همه قبول دارند. اما وقتی که پای ضرر پیش می آید، این دغدغه به وجود می آید که
قلمرو و مرز این کار تا کجاست؟ و تا چه مرحله ای می توانیم جلو برویم؟۷۴۰;م؟

در پاسخ
به این دغدغه ها باید گفت برای هر امر به معروف و نهی از منکری که ضرر احتمالی به
همراه دارد، لازم است اهمیت «منکر» و «ضرر» مورد توجه و بررسی قرار گیرد، به این
معنا که هر کدام مهم تر و رعایت آن لازم تر بود، مقدم داشته شود.

اوقات موضوع امر به معروف و نهی از منکر موضوع ساده و کوچکی است. مثلًا فردی کوچه
را کثیف می کند، و باید با نهی از منکر او را متوجه اشتباهش نمود. حالا اگر برای
نهی از منکر کردن در چنین مسئله‏ ی کوچکی، بدانید طرف مقابل با فحاشی آبروی انسان
را به خطر می اندازد و یا اقدام به درگیری می کند، در این صورت اسلام اجازه متحمّل
شدن آسیب جانی و یا به خطر انداختن آبرو را نمی دهد چرا که این کار آن قدر ارزش
ندارد که کسی به خاطر آن درگیر شده و متحمل آسیب جانی گردد، لذا در این گونه موارد
حفظ آبرو و جان انسانی اهمیت بیشتری دارد و به همین دلیل امر به معروف و نهی از
منکر از گردن انسان ساقط می گردد.

اما
مواردی نیز وجود دارد که جلوگیری از منکر دارای اهمیت فوق‌العاده
ای در اسلام می باشد در این صورت انجام امر به معروف حتی بر حفظ جان و آبرو مقدّم
می شود و باید نسبت به انجام این فریضه قیام نمود هرچند به شنیدن تهمت، درگیری و
آسیب جانی کشیده شود. به عنوان نمونه اگر اسلام و قرآن به خطر بیفتد، عدالت به خطر
بیفتد، نمی توان گفت: امر به معروف و نهی از منکر نمی کنم؛ زیرا اگر حرفی بزنم آسیب
جانی می بینم و جانمان در خطر می افتد، آبرویمان در خطر است و یا اجتماع نمی پسندد.[۱۸۴]

همچنین
در مسائلی همچون تجاوز به عنف که فرد یا افرادی تصمیم تجاوز به زن مسلمانی داشته
باشند، و اگر کسی بخواهد او را از این کار بازدارد، ضرری متوجه او می شود، در این
صورت نیز قطعاً تحمّل آن ضرر لازم و نهی از منکر هم واجب است.

در این
باره شخصی از امام رضا(علیه السلام) چنین سؤال می نماید: «مردی مسافرت می کند و
گروهی به او حمله می کنند...»؛ «اگر مادر و یا دختر و یا زنی از خویشاوندان همراه
او باشد باز هم لازم است از آنها دفاع کند و اگر چه در این مبارزه و دفاع کشته شود،
فرمود: آری...»[۱۸۵]

بر این
اساس نیز رهبر فقید انقلاب اسلامی  حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه) چنین فتوا
داده اند:

اگر
معروف و منکر از اموری است که شارع مقدس به آن اهتمام دارد مثل حفظ جان مسلمان و
حفظ نوامیس آنها و یا خطر از بین بردن برخی از شعائر اسلامی  مثل بیت الله
الاحرام باشد به‌گونه ای که آثار و محل آن از بین برود و
امثال این موارد باید ملاحظه اهمیت را نمود و هر چند مشقت یا ضرر جانی داشته باشد،
تکلیف را بر نمی دارد. از این‌رو اگر به بذل جان یا جان ها
نیازمند باشد این کار لازم است.[۱۸۶]

بنابراین
به طور خلاصه می توان چنین نتیجه گرفت که اگر کسی احتمال بدهد امر و نهی او موجب
مفسده ای جانی، حیثیتی یا مالی است، باید محاسبات اهم و مهم را به پیش بکشد و امور
مهم باید فدای اهم شود؛ لذا هر کجا منکری رخ داد، باید نهی کرد و اگر ضرر و خطری در
کار است، باید محاسبه کرد و دید منکر در چه حدّی و خطر و ضرر در چه حدّی است، و کسی
که به استقبال خطر می رود، چه شخصی است؟ گاهی گناهی که انجام می شود، یک گناه صغیره
است؛ اما اگر بخواهیم نهی کنیم، باید تاوان زیادی برای آن بدهیم. در اینجا از نهی
آن صرف نظر می کنیم؛ اما اگر واجب مهمی  از دست می رود و یا منکر مهمی 
انجام می شود و سکوت و کتمان در اینجا سبب جسارت ستمگران، توهین به مقدسات، هتک
نوامیس، ضعف عقیده مردم به دین و علما و یا از دست دادن عزّت اسلامی، عفّت عمومی 
و نظام مقدس اسلامی  و یا جان رهبری حق در خطر باشد، در این موارد باید به
استقبال خطر رفت و نهی از منکر کرد.[۱۸۷]

همان طور
که روحانیون مورد اشاره در این پرسش نیز به دلیل اهمیت فراوان حفظ نوامیس مسلمانان
به وظیفه شرعی خود عمل نموده و هرچند در این راه دچار آسیب گردیده اند اما در نزد
پروردگار مأجور خواهند بود.

 
 


ویژگی های رفتاری


اگر بخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و در انجام این فریضه
دینی موفق باشم، باید چه ویژگی های رفتاری را لحاظ کنم؟

بدیهی
است، به نتیجه رسیدن امر به معروف با همکاری دوجانبه شخص «امر کننده» و شخص «نهی
شونده» تحقق خواهد یافت. اما وجود پاره ای از ویژگی ها در امرکننده باعث می شود
بازده کار بیشتر و موفقیت دوچندان شود. که در اینجا به تعدادی از این ویژگی ها
اشاره می نماییم:


اخلاص

اخلاص
رمز موفقیت حرکت های الهی است. اگرچه امر به معروف از جمله عباداتی نیست که اخلاص
در نیّت، شرط آن باشد اما وجود چنین حالت ارزنده ای اجر و تأثیر آن را افزایش می
دهد و به عکس، خودنمایی و غرض ورزی امر و نهی را بی اثر و چه بسا با آثار نامطلوب
همراه سازد.[۱۸۸]
لذا امام صادق(علیه السلام) فرموده است:

«صَاحِبُ
الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ یَحْتَاجُ أَنْ یَکُونِ ...
مُجَرِّداً نِیَّتَهُ لِلَّهِ
»[۱۸۹]؛
«آمر و ناهی باید... نیت خود را در این دعوت خالص و تنها برای خدا قرار داده ».


توکّل

توکّل
پشتوانه همه حرکت های ایمانی است. هر چند انسان از همه عوامل موفقیت در امر و نهی
دینی برخوردار باشد نباید بر آنها اتکاء داشته باشد بلکه باید ضمن به کارگیری همه
امکانات برای اصلاح دیگران تنها بر خداوند توکل کند و امر خود را بر او واگذارد.[۱۹۰]


میانه
روی
[۱۹۱]

امام
صادق(علیه السلام) می فرماید:

«عَادِلٌ
فِیمَا یَأْمُرُ عَادِلٌ فِیمَا یَنْهَی
»[۱۹۲]؛
«عادل باشد در امر و نهی ای که می کند»

عدالت و
میانه روی در امر به معروف نیز به این معنا می باشد که در انجام این فریضه از
اقدامات افراطی و تفریطی اجتناب نماید و از برخوردهای نسنجیده که نتیجه عکس می دهد
پرهیز نماید.

معنای
دیگر عدالت در امر و نهی آن است که بین افراد فرق نگذارد، به طوری که اگر شخص
بیگانه کاری انجام دهد آن را منکر بداند ولی اگر فرزند خودش انجام دهد، منکر نداند.
بالاتر از این  بین خود و دیگران عدالت داشته باشد و اگر دیگران را نهی از
منکر می کند، اوّل خود را نهی از منکر کند. این خصلت هم به عنوان شرط واجب است نه
شرط وجوب.[۱۹۳]



رفق و مدارا

برخلاف
تصور بسیاری از افراد که امر به معروف و نهی از منکر را مساوی با خشونت و درگیری می
دانند، در آیات و روایت معصومین(علیهم السلام) رفق و مدارا را به را به‌یکی از ویژگی های اصلی آمر و ناهی برشمرده اند.

خداوند
متعال هنگامی#۱۷۴۰;‌فرعون بروند و او را به توحید فراخوانند فرموده است:

«فَقُولا
لَهُ قَوْلاً لَیِّن
»[۱۹۴]؛
«اما به نرمی  با او سخن بگویید».

امام
صادق(علیه السلام) نیز در این باره فرموده اند:

«نَاصِحاً
لِلْخَلْقِ رَحِیماً لَهُمْ رَفِیقاً بِهِمْ دَاعِیاً لَهُمْ بِاللُّطْفِ وَ حُسْنِ
الْبَیَان
»[۱۹۵]؛
«در صفا و مهربانی و نرمی  و مدارا رفتار کند، و دعوت به حق و امر و نهی را با
لطف و مهربانی و حسن گفتار و بیان خوش صورت دهد»


صبر و بردباری

بدیهی
است که کسانی که نهی از منکر می کند در راه انجام این فرضیه بزرگ الهی، گاه با
مشکلاتی روبه رو می شوند، از آن جمله، مورد نامهربانی مخاطبین خود واقع می شوند و
پاسخ عمل خداپسندانه ی خویش را آزار و تمسخر و توهین می یابند، لذا اینان برای
رسیدن به هدف مقدس خود باید از ویژگی صبر و استقامت و بردباری برخوردار باشند و
برای رضای خداوند این مشکلات را تحمل نمایند. خداوند به پیامبر گرامی(صلی الله علیه
و آله و سلم) می فرماید:

«فَاصْبِرْ
عَلی  ما یَقُولُون
»[۱۹۶]؛«نسبت
به آنچه می گویند، صبر پیشه‌ساز».

لقمان
نیز به فرزندش چنین سفارش فرموده است:

«یا
بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ
اصْبِرْ عَلی  ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
»[۱۹۷]؛
«پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصایبی که
به تو می رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است!»

از
امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «وَاصبر
عَلی ما اَصابک من المشقّه و الأذی فی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر
»[۱۹۸]
مراد آیه مبارکه «صبر کن بر آنچه به تو می رسد» آن است که از ناراحتی ها و آزار ها
در راه امر به معروف و نهی از منکر.[۱۹۹]


شجاعت

از مشخصه
های لازم برای امر به معروف، نترسیدن و اقدام شجاعانه و به موقع است. سستی، سکوت و
دودلی مؤثر نیست، بلکه برخورد شجاعانه و بدون محافظه‌کاری
می تواند از انجام منکر و ترک معروف و یا دست‌کم ادامه
یافتن آن جلوگیری کند.[۲۰۰]



موافقت عمل با گفتار

از دیگر
ویژگی هایی که نقش مهمی در موفقیت امر به معروف دارد پایبندی و عمل به آنچه خود می
گوید، باشد و همین موضوع زمینه اثرگذاری بیشتر را فراهم می نماید.۷۴۰;د.

علی(علیه السلام) فرموده اند:

«إِنِّی
لَا أَحُثُّکُمْ عَلَی طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُکُمْ إِلَیْهَا وَ لَا
أَنْهَاکُمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَی قَبْلَکُمْ عَنْهَا
»[۲۰۱]؛
«به درستی که من تشویق نمی کنم شما را بر طاعتی مگر این که پیشی می گیرم بر شما به
سوی آن و نهی نمی کنم شما را از گناهی مگر این که و بازمی ایستم پیش از شما از آن».

 
 


حریم خصوصی


آیا امر به معروف و نهی از منکر دخالت در حریم خصوصی دیگران نیست؟
و باعث تجسس در زندگی خصوصی دیگران نمی شود؟

در پاسخ
به این سؤال ابتدا مناسب است توضیح مختصری پیرامون مفهوم «حریم خصوصی» ارائه نماییم
سپس به بیان دیدگاه اسلام درباره حریم خصوصی و تجسس پرداخته و نسبت آن را با فریضه
امر به معروف و نهی از منکر بیان نماییم.


مفهوم حریم خصوصی :

مفهوم
«حریم خصوصی» و حقوق ناشی از آن در دهه ی ۱۸۹۰ توسط یکی از قضات دادگاه های ایالات
متحده به نام «لوئیس براندیس» در مقاله ای با عنوان «حقوق مصونیت و حقوق خصوصی» به
کار رفت. او در این مقاله، حریم خصوصی را به معنای حق تنها بودن برای افراد دانست.


از آنجا
که تعیین دامنه ی حریم خصوصی عملاً به عرف جامعه واگذار شده است، حالتی سیال و نسبی
به خود می گیرد. با بررسی آموزه های وحیانی، ضرورت تکریم و عدم مداخله و تجاوز به
حریم خصوصی نمایان می شود. به عنوان مثال، دستورات مختلفی در قرآن وجود دارد که از
آنها استفاده می شود در حدّ امکان باید آبروی اشخاص حفظ شود مانند: اجازه گرفتن
برای ورود به منزل دیگران[۲۰۲]،
ممنوعیت سوء ظن، تجسس و غیبت[۲۰۳]،
ممنوعیت تهمت[۲۰۴]،
ممنوعیت تمسخر[۲۰۵]،
ممنوعیت بدزبانی[۲۰۶]،
و ممنوعیت فاش کردن عیوب مؤمنان[۲۰۷]

از جمع
بندی این نمونه آیات، استفاده می شود که پذیرش حریم خصوصی و عدم مداخله ی بی مورد
در آن و نقض نکردن آن، حداقل حقوق انسان ها و مؤمنان است؛ هرچند هر مؤمنی مکلف است
که خود نیز در خلوت و آشکار به مراقبت و رعایت حدود الهی بپردازد.



مفهوم تجسس :

در فرهنگ
قرآن، تجسّس عبارت است از: دنبال عیب های پنهانی مردم رفتن و از رازهای آنها جهت
آگاهی از امور ناپسند و پنهانی، تفتیش نمودن.[۲۰۸]

تجسس از
دیدگاه اسلام خصلتی ناپسند است و قرآن مجید می فرماید:

«لاتَجَسَّسُو»[۲۰۹]؛«(در
کار دیگران) تجسّس نکنید»

زیرا این
خصلت باعث بر ملاشدن نقاط ضعف دیگران و چه بسا موجب جسارت خطاکار و آشکار کردن زشتی
های خود و حتی بی پروایی و بی باکی و یاد گرفتن دیگران شود!! قرآن مجید می فرماید:

«انَّ
الَّذینَ یُحِبُّونَ انْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ امَنُوا لَهُمْ عَذابٌ
الیمٌ
»[۲۱۰]؛
«کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای
آنان (مقدّر) است».


امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در عهدنامه مالک اشتر می نویسد:

«دورترین
و مبغوض ترین رعیت ها در نزد تو، آنها باشند که درباره عیب های مردم بیش از همه
کنجکاوی و پیگیری می نمایند، زیرا در مردم عیب هایی وجود دارد که ولی امر مسلمین
سزاوارترین مردم به پوشانیدن آنهاست، پس هیچ گاه چیزهایی را که از تو غایب است فاش
مساز، همانا تو به آنچه که ظاهر است مکلف هستی و آنچه از تو پنهان است، حکم آن
باخداست و تا می توانی عیب ها و زشتی های مردم را بپوشان»[۲۱۱]

ناگفته
نماند حریم خصوصی چند صورت دارد؛ دارد؛

۱.
مواردی که به طور کامل باورها و رفتارها شخصی است و به هیچ وجه جنبه ی اجتماعی
ندارد؛ مثل آن‌که فرد در منزل شخصی، نوع خاصی غذا می خورد
یا لباس خاصی می پوشد، در این صورت باید گفت: هرگونه ورود، مصداق تجسس نکوهش شده
است.

۲.
مواردی را شامل می شود که نتایج و آثار آن دامن گیر جامعه می شود. مانند این‌مخفیانه شراب بخورد اما شروع به رانندگی در جاده کند که در این صورت براساس نهی از
منکر می توان از ادامه رانندگی او جلوگیری و حتّی او را جریمه کرد. هم چنین کسی که
از کتاب های گمراه کننده و یا شبکه های انحرافی و مبتذل استفاده می کند و همان
شنیده های انحرافی و رفتارهای مبتذل را به جامعه منتقل می کند. در این صورت نیز اگر
این گونه پیامدهای منفی در جامعه حتمی باشد در شرایط خاص می توان وارد حریم خصوصی
او شد و پیش گیری کرد و انبار مشروبات الکلی و یا ابزار ارتباط با شبکه های انحرافی
را توقیف کرد.

 

 

 


اجرای امر به معروف
 


تنش زدایی


به هنگام رویارویی با منکراتی ها باید چگونه با آنها رفتار کنیم تا
تأثیر حرف بیشتر باشد و ایجاد تنش نکند؟ اگر این افراد در برابر ما مخالفت کردند
باید چه عکس‌العملی از خودمان نشان دهیم؟


نوع
برخورد در پذیرش امر به معروف و نهی از منکر نقش بسیار مهمی را ایفا می کند، چه بسا
برخوردی مناسب باعث تغییر اساسی در رفتار فرد خطاکار گردیده و در مقابل برخوردی
نامناسب زمینه لجاجت و پافشاری گناهکار بر گناه خود را فراهم نماید.۷۴۰;د.

به معروف باید همراه با ویژگی های ذیل باشد:


پرهیز از برخوردهای تحریک کننده و تنش زا

درباره
گفت
گفت‌

«إِنَّا
أَوْ إِیَّاکُمْ لَعَلی  هُدی أَوْ فی  ضَلالٍ مُبینٍ
»[۲۱۲]؛
«ما یا شما بر(طریق) هدایت یا در ضلالت آشکاری هستیم!»

خداوند
به طور صریح و یک جانبه نمی فرماید: ما بر حق و شما باطل هستید؛ برای این#۱۷۴۰;ن‌که
طرف مقابل را تحریک نکند و بتواند او را به پذیرش گفتارش دعوت نماید.

اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در ابتدای دعوت به عشیره خود به جای بیان موضوعات
تحریک کننده و حساسیت زا همچون سنت های ناپسند جاهلی فرمود:

«یَا
بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَعْلَمُ أَحَداً مِنَ الْعَرَب
جَاءَ قَوْمَهُ بِأَفْضَلَ مِمَّا جِئْتُکُمْ بِهِ، إِنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ
بِأَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ- وَ قَدْ أَمَرَنِی اللَّهُ أَنْ أَدْعُوَکُمْ
إِلَیْه
»[۲۱۳]؛
«ای فرزندان عبدالمطلب! خدا شاهد است که تا به حال سراغ ندارم که جوانی از عرب قیام
کرده و چیزی را برای قوم خودش آورده باشد که بهتر از آن چیزی که من برای شما آورده
ام، بوده باشد. آری! من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام. پروردگارم دستور
داده است تا شما را به‌سوی او دعوت کنم».


متانت

امر و
نهی دینی باید متین یعنی محکم و استوار باشد و ضعف و سستی در آن راه نداشته باشد.
وقتی کلمات ارشادی با وقار و ثبات لازم همراه باشد درصد اعتماد و پذیرش را بالا می
برد مثلاً اگر به کسی که دیگران را مسخره می کند بگوییم: یک انسان با شخصیت دیگران
را مسخره نمی‌کند با این جمله که بگوییم: «بی‌مزه‌گی
نکن» تفاوت بسیار دارد.[۲۱۴]


جدیّت

نوع
رفتار باید جدّی و به دور از هرر از هر‌گونه شوخی و تسامح باشد، در
غیر این صورت مخاطب، آنها را جدّی نخواهد گرفت و امر نهی دینی صورت نخواهد پذیرفت.
نمونه جدّی تذکر این است که به کسی که تکبر می‌خداوند انسان های متکبر را دوست ندارد پس تو متکبر نباش.


اعتدال

در
مواجهه با فرد خطاکار باید رعایت اعتدال را نموده و از هرگونه افراط و تفریط در
برخورد باید پرهیز کرد. به عنوان نمونه جملهنه جمله‌نهی دینی باید از هرگونه افراط و تفریط و بزرگ و کوچک کردن گناه به دور باشد، مکروه
را حرام جلوه ندهیم، معصیت کوچک را معصیت کبیره معرفی نکنیم و معصیت بزرگ را گناه
کوچک نشان ندهیم و خلاصه بدی و زشتی و قبح گناه را به همان اندازه که در شرع اسلام
وارد شده است بیان کنیم نه کم نه زیاد.


سلامت

در نحوه
برخورد با دیگران همواره باید این نکته را در نظر داشت که الفاظ و جمله های تذکر
باید شایسته باشد و از آفاتی چون نیش زدن، تحقیر، توهین و هرگونه بدگویی برکنار
باشد تا وظیفه ی دینی انجام گیرد در امر به معروف پیروز شود. ز شود.



«من
کان آمرا بمعروف فلیکن أمره ذلک بمعروف
»[۲۱۵]؛
«هر کسی که به معروف فرمان می دهد باید نوع گفتن او به نیکی باشد».

همچنین
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود:

«مَنْ
حَسُنَ کَلَامُهُ کَانَ  النُّجْحُ  أَمَامَه
»[۲۱۶]؛
«کسی که سخنش نیکو باشد پیروزی در پیش روی اوست».

گذشته از
این#۱۷۴۰;ن‌توهین، موجب خُردشدن شخصیّت، از بین  رفتن حرمت و آبرو و در نتیجه برافروخته 
شدن آتش لجاجت فرد مقابل شده و نه تنها در او اثر مثبتی نمی گذارد، بلکه چه بسا او
را در پیمودن راه خلافی که در پیش گرفته، جسورتر سازد.


احترام

لازم
است، نصایح حکیمانه و امر و نهی های مشفقانه همواره آمیخته با ادب و احترام بوده و
با الفاظی شیرین و محبّت آمیز ادا گردد؛ تا نه تنها موجب لجاجت و واکنش منفی شنونده
نشود. بلکه همچون باران دل پذیر روح او را از انواع پلیدی ها شست وشو دهد و غنچه
های عطرآگین فضیلت را در سرزمین جانش شکوفا سازد.

شایسته
است انسان قبل از امر به معروف و نهی از منکر به فراخور موقعیّت اجتماعی شنونده،
قدری از او تمجید کند و بر نکات مثبت اخلاقی، خانوادگی، علمی، انقلابی، شغلی و ...
او تأکید ورزد؛ به عنوان مثال، با جملاتی از قبیل: «شما فرد متعهّدی هستید»، «شما
از سرمایه های این مملکت هستید»، «شما دانش آموز یا دانشجوی درس خوان و موفّقی
هستید»، «شما فرزند یا برادر یک شهید هستید و بر گردن همه ما حق دارید»، «شما به
خانواده ای اصیل و نجیب وابسته اید»، «شما یک بسیجی و مایه افتخار مایید»، «شما
کارمند منظّم و پرتلاشی هستید» و ... بکوشد تا به او کرامت ببخشد و جایگاه او را در
نقطه بلندی از عزّت ها و ارزش ها تثبیت کند، آن‌گاه با لحنی
ملایم و دل نشین او را از منکر باز دارد و به معروف دعوت کند.[۲۱۷]

در قرآن
مجید می فرماید:

«ادْفَعْ
بِالَّتی  هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَصِفُونَ
»[۲۱۸]؛
«بدی را به بهترین راه و روش دفع کن (و پاسخ بدی را به نیکی ده)! ما به آنچه توصیف
می کنند  آگاه‌تریم!»


برخورد منطقی و قانع کننده

عقل و
منطق، نیرویی کارساز در وجود انسان است. اگر تذکر و امر و نهی انسان، به نحوی منطقی
و قانع کننده باشد که طرف، راهی جز پذیرفتن نداشته باشد، مفیدتر است. برخورد تحکم‌آمیز
و آمرانه، گاهی سود نمی بخشد. خیلی ها اگر از نظر عقلی و منطقی، نسبت به خوبی یا
بدی کاری قانع شوند. آن را می پذیرند. اما اجبار، تحمیل، زورگویی و تحمیل عقیده،
اثر معکوس می گذارد.[۲۱۹]


موضع گیری های گنهکار

پس از
تذکر، سه نوع موضع گیری از سوی گنه کار میمی‌

الف.
پذیرش

در این
صورت شایسته است او را دعا کند نظیر آن۷۴۰;ر آن‌که بگوید: از پذیرش
شما سپاس‌گزارم، خداوند شما را از خوبان و پرهیزکاران قرار
دهد و یا امیدوارم همیشه در انجام این وظیفه موفق باشید و یا امیدوارم برای همیشه
از این گناه دوری کنید. دعا به گنهکار سه ویژگی مثبت را به همراه دارد:

- کمک
بیشتر خداوند،

- اثبات
صداقت و صمیمیت امر و نهی کننده،

بیشتر تذکر.

ب.
سکوت

این سکوت
می تواند علامت رضایت و یا نشانه ی ناخوشنودی گنهکار باشدو در هر صورت مأموریت تذکر
دهنده پایان می یابد. البته در این موقعیت هم می توان برای تأثیر تذکر در او دعا
کرد و در صورت تکرار خطا تذکر خود را تکرار کند.[۲۲۰]


ج.
مخالفت

البته در
این موقعیت هم می توان برای تأثیر تذکر در او دعا کرد. البته باید صحنه را مدیریت
کند و با استفاده از تجربیات بداند در چه موقعیتی چه تصمیمی بگیرد و چه بگوید چه
نگوید.[۲۲۱]

به طور
مثال اگر او بگوید: گناه من یک مسئله شخصی است!۷۴۰; است!

در جواب
بگوید: گناه شخصی را که در حضور دیگران نباید انجام داد!

اگر او
بگوید: دوست دارم چنین کنم، عیسی به دین خود موسی به دین خود!

در جواب
بگوید: ولی این شعار اسلام نیست اسلام همه را مسئول یکدیگر می داند.

اگر او
بگوید: قلبت پاک باشد!

در جواب
بگوید: گناه آهسته آهسته قلب را آلوده می کند!

اگر او
بگوید: حالا ما دیگر گرفتار شده ایم!

در جواب
بگوید: همیشه امکان بازگشت وجود دارد و اراده کن!

بگوید: حالا دیگر همه مشکلات برطرف شده و تنها همین کار من مانده است؟!

در جواب
بگوید: هر مشکلی به اندازه خودش مشکل است!
 

 
 


هرج و مرج


اگر همه مردم به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر اقدام کنند و
بنا شود که همه ی افراد در وضع اجتماع دخالت کرده و ناظر بر رفتار یک دیگر باشند،
آیا این موضوع موجب برخوردها در جامعه و در نهایت هرج و مرج اجتماعی نمی شود؟


اسلام
دین الهی است و تمام احکام و قوانین آن، در جهت رشد و تکامل بشر وضع و تشریع شده
است؛ از سوی دیگر، با توجه به پیوند سرنوشت افراد در زندگی جمعی، حق نظارت بر رفتار
دیگران حق طبیعی و از آثار زندگی در اجتماع است و این مقتضای حکم عقل و فطرت است.
اما در پاسخ این سؤال باید بگوییم که:

 اولاً،
هرج و مرج زمانی به وجود مید می‌آید که قوانین و چارچوب‌های
این فریضه مشخص نباشد و هر کسی بخواهد به صورت سرخود اقدام نماید اما زمانی که در
احکام اسلام معروف‌ها و منکر‌ها
مشخص شده؛ وظایف افراد و حکومت به‌طور دقیق مشخص شده و حتی
مراتب، شرایط و نحوه امر به معروف نیز معلوم گردیده لذا دیگر جایی برای هرج و مرج
باقی نمی‌

ثانیاً،
برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر، یک مرتبه وظیفه ی عمومی مردم است.[۲۲۳]
و همه موظف اند که با رعایت شرایط آن را انجام دهند، و یک مرتبه ی بالاتری هم وجود
دارد که مخصوص جمعیت خاص و آموزش دیده است.[۲۲۴]

قسمت اول
که وظیفه ی عمومی مردم است، محدود به توانایی افراد است و از تذکر دادن، اندرز
نمودن، اعتراض و انتقاد و نظایر آن تجاوز نمی کند و مسلماً یک اجتماع زنده باید
تمام افرادش در برابر منکرات و مفاسد اجتماعی دارای چنین مسئولیتی باشد.


امّا
قسمت دوّم که مخصوص جمیعت ویژه است، از شئون حکومت اسلامی محسوب می شود؛ به این
معنا که اگر نیاز به شدت عمل و حتّی قصاص و اجرای حدود باشد، این جمعیت اختیار
دارند که زیر نظر حاکم و متصدیان حکومت اسلامی انجام وظیفه کنند.[۲۲۵]
این دو شکل از مبارزه با فساد و دعوت به سوی حق، از ابتکارهای قوانین اسلامی به
شمار می آید و این خود مهم‌ترین مانع در ایجاد هرج و مرج
اجتماعی در اجرایی شدن این فریضه دینی می باشد.

علاوه بر
این، برخوردهای متعارض زمانی روی می دهد که اختلاف نظرهایی در حوزه تئوری و عملی
این فریضه دینی وجود داشته باشد در حالی که امر به معروف و نهی از منکر در حیطه
امور واجب و حرام صورت می گیرد و ضوابط امر به معروف و نحوه آن مشخص است که همین
امر مانع از دخالت سلیقه های گوناگون در این موضوع و ایجاد هرج و مرج می گردد.[۲۲۶]

باید
خاطر نشان نمود بیشتر خشونت هایی که تصور می شود به دلیل عدم رعایت دقیق شروط و
ویژگی های این اصل می باشد که با آموزش و راهنمایی مردم و جوانان می توان مانع از
برخوردهای احتمالی متعارض گردید.دید.

افراط و تفریط در این فریضه، خود گناهی بزرگ می باشد که ناظران و اطرافیان و یا حتی
همان فرد خاطی (نهی شونده) می تواند بر اساس قواعد این فریضه نسبت به افراط و سوء
استفاده (طرف مقابل خود) تذکر دهد. یعنی این فریضه قابلیت آن را دارد که خودش را
اصلاح نماید و با گذشت زمان چنان نهادینه شود که جلوی هرگونه سوء استفاده ای را
بگیرد. بنابراین با توجه به شرایط و مراحل مختلف امر به معروف و نهی از منکر و حدود
و مقررات هر یک، نه تنها هرج و مرجی در جامعه ایجاد نمی شود، بلکه اجتماع از صورت
جامعه ی بی تفاوت و فاقد تحرک بیرون آمده و به جامعه ی زنده و پویا تبدیل می گردد و
یکی از مهم‌هم‌اهداف امر به معروف و نهی از منکر همان جلوگیری از هرج و مرج و ایجاد امنیت و صلح و
صفا در جامعه است.


 
 


آیا حق دارم!


شاید عجیب باشد اما بعضی وقتت‌ها که شخصی را
نهی از منکر می کنم خودم به همان گناه دچار هستم. آیا با وجود آیات و روایات متعددی
که به انتقاد از کسانی که به گفتار خود عمل نمی کنند پرداخته شده، همچنان این فریضه
بر من واجب است و حق دارم دیگران را نسبت به گناهی که خودم انجام می دهم نهی از
منکر کنم؟

خداوند
متعال در نکوهش بنی بنی‌بود و آن را می خواندند و دیگران را نیز به نیکی فرمان می دادند، اما خود را فراموش
می کردند می فرماید:

«أَ
تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ
»[۲۲۷]؛
«آیا مردم را به نیکی دعوت می کنید، ولی خودتان را فراموش می نمایید»

و یا در
سوره صف می خوانیم:

«لِمَ
تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ
»[۲۲۸]؛
«چرا می گویید آنچه را که به آن عمل نمی کنید»

در
روایتی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:

«مَثَلُ
مَنْ یُعَلِّمُ النَّاسَ الْخَیْرَ وَ لا یَعْمَلُ بِهِ کَالسِّرَاجِ یُحْرِقُ
نَفْسَهُ وَ یُضِی ءُ غَیْرَهُ
»[۲۲۹]؛
«مثل کسی که به دیگران کار نیک می آموزد اما خود به آن عمل نمی کند مانند چراغی است
که خود می سوزد و به دیگران روشنایی می بخشد».

همچنین
از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است:

«یَقْبُحُ
عَلَی الرَّجُلِ أَنْ یُنْکِرُ عَلَی النَّاسِ مُنْکَرَاتٍ وَ یَنْهَاهُمْ عَنْ
رَذَائِلَ وَ سَیِّئَاتٍ وَ إِذَا خَلَا بِنَفْسِهِ ارْتَکَبَهَا وَ لَا
یَسْتَنْکِفُ مِنْ فِعْلِهَا
»[۲۳۰]؛
«برای انسان زشت است بر مردم منکری را بد بداند و نهی کند آنها را از رذائل و
گناهان، اما هرگاه با خود خلوت کند مرتکب همان گناهان شود و از انجام آن خودداری
نکند»

برداشت
اولیه از این دسته آیات و روایات آن است که گناهکار به دلیل این این‌خود مرتکب گناه می شوند اگر دیگران را امر به معروف و نهی از منکر کند، از سوی خدا
و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نکوهش شده است. اما توجه به نکاتی پیرامون این‌;ن‌

این آیات
و روایات در صدد نکوهش کسی نیست که امر به معروف و نهی از منکر را انجام می دهد،
بلکه کسی را سرزنش می کند که خودش را فراموش کرده و مطابق گفتارش عمل نمی کند.[۲۳۱]

از همینهمین‌آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم می فرمایند که:

«عدالت و
گناهکار نبودن آمران به معروف شرط کمال است به دلیل آن که نکوهش، متوجه امر به
معروف نیست بلکه متوجه خود فراموشی است»[۲۳۲]

تحلیل
ساده از آیات و روایات نشان دهنده آن است که در این دسته از آیات و روایات به دو
واجب اشاره شده است:ه شده است:

الف.
وجوب دعوت مردم به سوی نیکی ها و نهی کردن از بدی ها.

ب. وجوب
عمل به نیکی ها و اجتناب از بدی ها.

واجب دومی را انجام نداد و مرتکب گناهان شد، این دلیل نمی شود که واجب اول از گردن
او ساقط شود و دیگر به این فریضه الهی عمل ننماید.

آنچه در
بیشتر این آیات و روایات بدان تأکید شده در حقیقت شرط تأثیر است نه وجوب. یعنی اگر
کسی خود بدان چه می گوید پایبند باشد، بی شک گفته اش پذیرفتنی تر خواهد بود؛ زیرا
چنین گفته ای از عمق جان بر می آید و کردار، گواه راستی آن است و «هر سخن کز دل
برآید، لاجرم بر دل نشیند» نه این‌که در صورت گناهکار بودن
دیگر فریضه امر به معروف واجب نباشد.[۲۳۳]

همان طور
که در روایتی آمده است که گروهی پس از شنیدن اوصاف زاهدان از امیرالمؤمنین(علیه
السلام) گفتند: ما دیگر امر به معروف نمی کنیم تا زمانی که خود به همه اوامر الهی
عمل کرده باشیم و نهی نمی کنیم مگر زمانی که همه منکرات را بتوانیم ترک کنیم.نیم.

در پاسخ فرمودند:

«لَا
بَلْ مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ إِنْ لَمْ تَعْمَلُوا بِهِ کُلِّهِ وَ انْهَوْا عَنِ
الْمُنْکَرِ وَ إِنْ لَمْ تَنْتَهُوا عَنْهُ کُلِّه
»[۲۳۴]؛
«نه این کار را نکنید، بلکه شما امر به معروف کنید اگر چه به تمام گفته های خود عمل
نمی کنید و نهی از منکر کنید اگر چه تمام آنچه را که نهی می کنید عمل نمی کنید»

از همین‌رو
مراجع عظام تقلید در پاسخ به این سؤال که آیا کسی که خودش به معروف عمل نمی کند و
مرتکب گناه می شود؛ حق دارد دیگران را امر و نهی کند؟ فرموده اند: آری، بر او هم
واجب است که با تحقّق شرایط، امر به معروف و نهی از منکر کند. البته باید بداند که
اگر بخواهد سخنش در قلب دیگران جای گیرد و تأثیر بگذارد، با عمل و رفتار خود می
تواند، به این هدف دست یابد.[۲۳۵]


 


چرا امروزه؟!


با وجود اهمیت و تأکید فراوان دین اسلام بر اجرای فریضه امر به
معروف و نهی از منکر، چرا امروزه در کشور اسلامی ما این فریضه کمتر انجام می شود؟؟

باید
دانست این نقطه ضعف و کمبود از عوامل متعددی ریشه می گیرد که به مهم که به مهم‌آنها اشاره می شود:


ضعف ایمان

پیامبر
اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«إِنَّ
اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِیفَ  الَّذِی لَا دِینَ 
لَهُ  فَقِیلَ لَهُ وَ مَا الْمُؤْمِنُ الَّذِی لَا دِینَ لَهُ قَالَ الَّذِی
لَا یَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ
»[۲۳۶]؛
«خداوند مؤمن ضعیفی را که دین ندارد، مبغوض می دارد، سؤال شد: مؤمن ضعیف بی دین چه
کسی است؟ حضرت فرمودند: آن که نهی از منکر نمی کند».


وسوسه شیطان

یکی از
عوامل ترک امر به معروف و نهی از منکر و بی توجهی به این فریضه، ترس های بی موردی
است که از سوی شیطان القا می شود. در قرآن آمده است:

«إِنَّما
ذلِکُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ
کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ
»[۲۳۷]؛
«این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بی اساس) می ترساند. از
آنها نترسید! و تنها از من بترسید اگر ایمان دارید!»

از این
آیه شریفه استفاده می شود که یکی از القائات شیطان ایجاد ترس در دل مؤمنین است ترس
بر «از دست دادن چیزی که به آن علاقه دارد» القا می کند که اگر امر و نهی کنی
محبوبیت تو از میان خواهد رفت، موقعیت تو از کف می رود، منفور دیگران می گردی و
گاهی این وسوسه ها را در یک لحظه به صورت رگبار بر گوش جان انسان فرومی ریزد و از
بیان پیام حق جلوگیری می کند و راه خدا را می بندد.

مؤمن
باید بداند که القائات شیطان، القائات دشمن قسم خورده اوست و نباید به آنها توجه
داشته باشد. بلکه باید با ذکر خدا این القائات را دفع نماید.[۲۳۸]



ترس از سرزنش ها

یکی دیگر
از عوامل بازدارنده افراد از امر و نهی، ترس از ملامت ها و سرزنش ها و نیش زبان
هایی است که گاه از سوی افرادی که به منکرات روی آورده اند و گاه از طرف دوستان و
خویشان یا همسر شخص، انجام می گیرد، که تو را چه به این کارها؟! تو خودت چه‌قدر
اهل عملی که دیگران را می خواهی وادار به عمل کنی؟! مگر تو خودت کم گناه کرده ای که
دیگران را منع می کنی؟! این حرف ها به تو نیامده ؟! چرا در کار دیگران دخالت می
کنی؟![۲۳۹]


طمع کاری

طمع،
زبان «امر به معروف و نهی از منکر» را به زبان «تملق و چاپلوسی» تبدیل می کند، طمع
در میان امت های پیشین نیز موجب ترک این فریضه و در نتیجه نزول عذاب الهی می شد. ۱۷۴۰; شد.


حسین(علیه السلام) از پدر بزرگوارش نقل می کند که فرمود:

«ای مردم
از آنچه خداوند اولیائش را موعظه کرده است، پند بگیرید که چگونه از «احبار و کشیش
ها» به بدی در قرآن یاد می کند. فلسفه این توبیخ الهی آن است که آنها از ستمکاران،
فساد و منکر را می دیدند، ولی به واسطه دل بستگی و رغبتی که به کمک های مادی آنها،
داشتند، ستم کاران را نهی نمی کردند»[۲۴۰]

از اینجا
روشن می شود که انسان تا در بند مادیات است نمی تواند، امر به معروف و نهی از منکر
کند، و آن‌گاه «زبان و قلم» انسان آزاد می گردد و آزادانه
امر و نهی می کند که «دل» از بند طمع رها گشته باشد.[۲۴۱]


قطع امید

برخی این; این‌استدلال می کنند که «گفتن ما اثری ندارد و کسی حرف ما را قبول نمی کند» و با این
بیان به خیال خود تکلیف را از خود ساقط کرده، خود را در مقابل آنچه در جامعه می
گذرد، غیرمسئول می دانند.

اشتباه
این گروه آن است که گمان کرده اند امر به معروف و نهی از منکر صرفاً یک کار انفرادی
است حال آن‌که اگر گفتن یک نفر مؤثر نیست باید تعداد بیشتری
اقدام کنند تا مؤثر واقع شود و اگر گفتار، تأثیری نداشته باشد، نوبت به مرحله‌­ی
«دوری کردن و کناره گیری از گناهکاران» فرا می رسد.[۲۴۲]


گاهی
ممکن است برخی کسانی که دغدغه امر به معروف دارند به خاطر مشاهده ظاهر بسیار زننده
فرد خطاکار فکر کنند اینگونه افراد درست شدنی نیستند، در حالی که برخی از این افراد
چه بسا دل پاکی داشته باشند و با یک تذکر و یا رابطه عاطفی به خود آیند و اصلاح
شوند.


برداشت غلط

از دیگر
موانع مهم در سستی جامعه برای قیام به امر به معروف و نهی از منکر، انحرافات فکری و
برداشت های غلط از موضوعات مختلف دینی می باشد. این‌که برخی
انتظار فرج را مساوی با گسترش ظلم و فساد می دانند و یا وجود گناه و فساد در جامعه
را بر اساس تفکرات جبرگرایانه تفسیر نموده و آن را مشیت الهی می دانند و یا حضور در
عرصه های اجتماعی را از مقوله های دینی جدا نموده و یا به دلیل برداشت غلط از موضوع
تقیه و مخالف دانستن آن با امر به معروف و ده ها انحراف فکری دیگر همه و همه دست به
دست هم داده و زمینه گسترش امر به معروف و نهی از منکر را از بین می برند.[۲۴۳]


توجیهات بی اساس

از موانع
ترک امر به معروف می توان به توجیهات بی اساس برخی از افراد اشاره نمود. گاهی اوقات
این توجیهات رنگ و بوی دینی نیز به خود می گیرد. یرد.

به عنوان
نمونه برخی افراد با حضور در مجالس عروسی به جای امر به معروف و نهی از منکر در
خصوص پخش موسیقی های حرام در توجیه کار خود می گویند:
«در شرع میان سماع (شنیدن) و استماع (گوش دادن) تفاوت وجود دارد و ما به‌گوش دادن به این صد ها در مجلس نمی نشینیم»؛ این در حالی است که بنا به فتاوای
مراجع تقلید، اصل حضور در مجلس گناه حرام می باشد و حداقل کاری که یک مسلمان در
صورت عدم توانایی بر امر به معروف و نهی از منکر باید انجام دهد ترک مجلس گناه می
باشد نه حضور و تأیید ضمنی فعل حرام. و یا حداقل زمانی وارد مجلس عروسی شود که
برنامه های آن چنانی تمام شده باشد.


دوستی بی جا

گاهی
دوست داشتن دیگران، مانع از این می شود که اگر کار خلافی از آنان سر زد. انسان به
آنان تذکر دهد. زیرا نمی خواهد آزرده خاطر شوند! یا خاطره ناگواری!وار&#۱در ذهن آنان بجا ماند! قرآن کریم می فرماید:

«قُلْ
إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ
عَشیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ
مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی 
سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّی یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی
الْقَوْمَ الْفاسِقینَ
»[۲۴۴]؛

«(ای
پیامبر) بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به
دست آورده اید، و تجارتی که از کساد شدنش می ترسید، و خانه هایی که به آن علاقه
دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب تر است، در انتظار
باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند؛ و خداوند جمعیّت نافرمان بردار را هدایت
نمی کند!»


تساهل گرایی

اگر دولت
مردان به دلایلی همچون جلب نظر سازمان های بین; بین‌المللی و
بهانه نمودن کارهای فرهنگی به جای امر به معروف و... از این اصل اسلامی حمایت
ننمایند، نتیجه این تسامح همان تضعیف امر به معروف در جامعه می شود.

بدیهی
است که باید از افراط گری برخی به بهانه امر به معروف،‌کرد. اما لازم است احترام به ارزش ها و حریم ها در جامعه نهادینه شود و به کسانی که
حریم شکنی می کنند تذکر داده شود و یا بازخواست شوند.


فقدان آگاهی عمومی

افرادی
هستند که اگر نسبت به اهمیت یک موضوع آگاهی کافی داشته باشند و بدانند میزان اهمیت
این مسئله از نظر اسلام چه اندازه است به دنبال عمل می روند ولی اگر ندانند اقدامی
نمی کنند. بنابراین، جهل نسبت به آثار مثبت و منفی، انجام و ترک امر به معروف، نیز
می تواند یکی از این ریشه ها باشد.[۲۴۵]


 
 


واهمه دارم


از امربه معروف و نهی از منکر کردن واهمه دارم، چه کنم؟ چگونه جرأت
نهی از منکر را در خود ایجاد کنم؟؟

اصولاً
امر به معروف و نهی از منکر نقطه اعتراض و تعارض صالحان و گناهکاران است. البته
لازم است با استفاده از شگردهای مختلف، عکس العمل منفی و مقاومت مخاطب را به حداقل
رساند، اما در هر صورت باید تحمل سختی و پرداخت هزینه انجام چنین کار مهمی را
بپذیریم.[۲۴۶]

در
مواجهه با چنین احساسی باید گفت: ترس های انسان بر دو نوع است. ترس های معقول که از
تجزیه و تحلیل و عاقبت اندیشی های صحیح ناشی می شود و دیگری ترس هایی که از ضعف
انسان سرچشمه می گیرد.گیرد.

های متعددی برای رفع ترس های بی مورد و جرأت یافتن در انجام فریضه امر به معروف و
نهی از منکر وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می نماییم:


ترس از خدا

پیامبر
اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:

«هیچ یک
از شما، خود را این‌گونه حقیر و پست نگرداند که اگر مسئله
ای مشاهده کند که خداوند را حقی در آن باشد، حق خدا را اظهار نکند، مبادا که خدای
عزوجل، شخص را در روز قیامت نگه می دارد و به او می گوید: وقتی چنین و چنان (عملی)
را دیدی، چه چیز مانع تو شد که درباره آن سخن بگویی؟ شخص می گوید: خدایا ترسیدم.
خداوند می گوید: من سزاوارتر بودم که از من بترسی».[۲۴۷]

امام
حسین(علیه السلام) در پاسخ به نامه شخصی که از وی درخواست نموده بود تا او را از
خیر دنیا و آخرت آگاه نماید چنین نوشتند:

«بِسْمِ
اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّهُ مَنْ طَلَبَ رِضَی اللَّهِ
بِسَخَطِ النَّاسِ کَفَاهُ اللَّهُ أُمُورَ النَّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَی النَّاسِ
بِسَخَطِ اللَّهِ وَکَلَهُ اللَّهُ إِلَی النَّاسِ وَ السَّلَام
»[۲۴۸]؛
«هر که رضای خدا جوید در برابر خشم مردم خدا امورش را کفایت کند و هر که رضای مردم
جوید در برابر خشم خدا، خدا او را به مردم واگذارد والسلام»


حرف خوب، و خوب حرف زدن

گاهی امر
کننده به معروف از این می ترسد که وقتی به شخص خطاکار، امر به معروف می کند آن شخص،
برخورد نامناسبی با او داشته باشد؛ با خود می گوید: نکند با من تندی کند، نکند با
من دعوا کند، نکند مرا تهدید کند، نکند مرا مسخره کند، نکند به من کم محلی و بی
اعتنایی کند! و از این قبیل امور.۷۴۰;ل امور.

یکی از
عوامل این ترس ها مربوط می شود به این‌را بلد نیستیم و نمی دانیم با چه جملات و منطقی با او صحبت کنیم که در صورت فراگیری
شیوه هایی صحیح امر و نهی بخش عمده ای از این ترس ها از بین خواهد رفت.


البته
این نکته را باید توجه داشت که همیشه حق گویی، باعث ایجاد رعب و ترس در خطاکار می
شود و این چیزی است که خدا در حق گویی مؤمن قرار داده تا با ابهتی که از حق طلبی و
حق گویی او ایجاد می شود افراد گنه کار از او حساب ببرند لذا با دانستن این نکته
ممکن است خیلی از ترس های آمر به معروف زائل شود.[۲۴۹]
به عبارت دیگر حرف خوب زدن و خوب حرف زدن در درون انسان احساس منطقی بودن و حق بودن
ایجاد می کند و مخالفان در نگاه او بدون منطق و توخالی می شوند. در نتیجه نه تنها
احساس ترس نمی کند بلکه احساس قدرت و برتری پیدا می کند.


اعتماد به نفس

یکی از
مهم ترین راه های جرأت پیدا کردن بر امر به معروف و نهی از منکر تمرین و تکرار صحبت
با دیگران در موضوعات مختلف است. آن گاه بعد از مدتی می تواند بدون هراس به امر و
نهی دینی بپردازد.[۲۵۰]



اعتماد به خدا

یکی دیگر
از راه حل های جرأت یافتن بر امر به معروف و نهی از منکر اعتماد به وعده های الهی
می باشد که در روایات ما تبلور یافته است؛ امیرالمؤمنین(علیه السلام) در این باره
فرموده اند:

«اَیهَا
النّاسُ مُرُوا بِالمَعرُوفِ وَانَهو عَنِ المُنکَر فَاِنَّ الاَمرَ بِالمَعرُوفِ
وَ النَّهی عَنِ المُنکَر لا یقَرِّبُ اجَلاً وَ لا یؤخِّرُ رِزقاً
»[۲۵۱]؛
«ای مردم! امر به معروف و نهی از منکر کنید (و ترسی به دل راه مدهید) چرا که امر به
معروف و نهی از منکر نه اجلی را نزدیک می کند نه رزقی را دور».


 
 


آدم خشک!


چرا تو این دوره زمونه هر کی می خواد امر به معروف کنه، مسخره اش
می کنند؟ به او می گویند آدم خشک! مثلاً در خوابگاه منو بهه‌خاطر
این‌که می گویم شنیدن ترانه حرام است،‌
مسخره  می کنند. وقتی می گویم غیبت نکنید، می گویند این‌قدر
خشک نباش! من چه کار کنم با این همه نیش و کنایه؟

البته
این موضوع چیز تازه ای نیست اگر به تاریخ زندگی انبیاء و اولیای الهی بنگرید،
ملاحظه خواهید کرد که تمام پیامبران، بی هیچ استثنایی، مورد تمسخر و استهزای مردم
قرار گرفتند؛ قرآن کریم می فرماید:

«یا
حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ ما یَأْتیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ کانُوا بِهِ
یَسْتَهْزِؤُنَ
»[۲۵۲]؛
«افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر این‌که
او را استهزا می کردند!»

بنابراین
دعوت به حق و امر به معروف و نهی از منکر، کار انبیاست از همین همین‌رو
مشکلات انبیا را نیز خواهد داشت. لذا اجرای آن بدون تحمل سختی، شدنی نیست.


غفاری از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می خواهد وی را پند و اندرز دهد و
راهنمایی کند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«قُلِ 
الْحَقَ  وَ إِنْ  کَانَ  مُرّاً قُلْتُ زِدْنِی قَالَ لَا تَخَفْ
فِی اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِم
»[۲۵۳]؛
«حق را اگر چه به مذاق برخی تلخ باشد، بگو»

ابوذر می
گوید: گفتم بیشتر پندم دهید. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در راه
خداوند از سرزنش هیچ کسی هراسی به دل خویش راه مده».

امام
باقر(علیه السلام) نیز فرموده اند:

«فَأَنْکِرُوا
بِقُلُوبِکُمْ وَ الْفَظُوا بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ صُکُّوا بِهَا جِبَاهَهُمْ وَ لَا
تَخَافُوا فِی اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ
»[۲۵۴]؛
«(مُنکرات را) با قلب خویش انکار کنید و با زبان بگویید و از سرزنش هیچ کس در راه
خدا نهراسید».

ناگفته
نماند برای این; این‌جایگزین های مناسب را فراهم کنیم و ابتکار عمل داشته باشیم. به طور مثال وقتی غیبت
می کنند با تغییر موضوع و یا گفتن خاطرات جذاب و خنده دار از ادامه غیبت جلوگیری
کنیم و یا برای کسی که ترانه گوش می دهد یک برنامه ورزشی مناسب با تفریح دیگر فراهم
کنیم. در این صورت اتهام خشک بودن نیز منتفی خواهد شد.


 


مشکلات خانوادگی


من امتحان کرده ام که هرگاه امر به معروف می کنم افراد از دور من
پراکنده می شوند و این کار باعث ایجاد اختلاف و مشکلات خانوادگی و کدورت میان افراد
می شود؛ به نظر شما آیا در چنین شرایطی هم امر به معروف بکنم؟ لطفاً راهنمایی ام
کنید..

نباید
فراموش کرد که هدف از فریضه امر به معروف و نهی از منکر ایجاد اختلاف میان مسلمانان
و یا اعضای خانواده و فامیل نیست بلکه هدف، شناساندن مسیر درست به دیگران و همراه
شدن با یکدیگر در مسیر الهی می باشد.

شهید
مطهری با توجه به همین نکته می گوید:

«یکی از
درجات و مراتب امر به معروف و نهی از منکر و در واقع یکی از اقسام تنبیه که در
مواردی باید اجرا شود این است که شما نسبت به عامل منکر سردی نشان دهید، بی اعتنایی
کنید و آن صمیمیتی را که سابقاً به او نشان می دادید بعد از این نشان ندهید. این
خود نوعی تنبیه است البته انسان باید در باب امر به معروف و نهی از منکر منطق به
کار ببرد. عمل او منطبق با منطق باشد. این در موردی است که اگر شما با آن شخصی که
با او صمیمیت دارید قطع رابطه کنید و نسبت به او سردی نشان دهید این عمل شما نسبت
به او تنبیه باشد و تنبیه تلقی شود. و این عمل شما در جلوگیری از کار بد او تأثیر
داشته باشد. و الا مواردی هم هست که کسی، فرزند شما، دوست شما، جوانی، مبتلا به
عادت زشتی شده است و رابطه او با شما روی عادتی است که از گذشته داشته است، چه بسا
از این‌که شما با او قطع رابطه کنید استقبال می کند تا او
هم با شما قطع رابطه کند و آزادتر دنبال منکرات زشت برود. در اینجا قطع رابطه شما
با او نه تنها اثر تنبیهی ندارد بلکه اثر تشویقی دارد یعنی او را بیشتر در کار خود
آزاد می گذارید و عملاً به آن کار تشویق می کنید، در چنین مواردی این کار درست
نیست. پس این‌که علما می گویند یکی از درجات امر به معروف و
نهی از منکر اِعراض و روگردانی است در موردی است که کار شما اثر بگذارد و اثر آن هم
تنبیه طرف باشد».[۲۵۵]


لذا اگر
به معروف و نهی از منکر موجب کدورت میرت می‌شود باید عوامل آن را
شناسایی و برطرف نمود که در اینجا به چند مورد اشاره می‌


در نظر نداشتن شرایط و استعدادهای طرف مقابل زمینه های مناسب


برای
دوری از اختلاف و تنش، امام صادق(علیه السلام) و فرموده است:

«عَارِفاً
بِتَفَاوُتِ أَخْلَاقِهِمْ لِیُنَزِّلَ کُلًّا مَنْزِلَتَه
»؛ «و اخلاق
و اندازه درک و فهم اشخاص را در نظر گرفته، و هر کسی را مطابق مقام و درک او مورد
توجه قرار بدهد»


نرمی و ملاطفت در گفتار

خدای
متعال در یک آموزش زیبای عملی به حضرت موسی و برادرش  هارون دستور داد تا به
نزد فرعون رفته و با او سخن بگویند و در ضمن سخن گفتن با او جانب نرمش و ملایمت را
مراعات کنند. جالب آن که مقصود از این ابراز ملایمت در گفتار با فرعون را نیز آگاه
ساختن و وادار ساختن او به کرنش در برابر خداوند دانسته است که این خود معنای کامل
هدایت و نتیجه نهایی امر به معروف و نهی از منکر است. قرآن کریم این فرمان دقیق
خداوند را چنین بازگو می کند:

«اذْهَبا
إِلی  فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغی. فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ
یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشی
»[۲۵۶]؛
«به سوی فرعون بروید؛ که طغیان کرده است!. اما به  نرمی  با او سخن
بگویید؛ شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد!»

بنابراین
عدم رعایت ملاطفت نیز باعث پراکندگی دیگران از اطراف انسان می گردد، همان گردد، همان‌که خداوند متعال نیز خطاب به پیامبر خود فرموده است:

«لَوْ
کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ
»[۲۵۷]؛
«اگر خشن و سنگدل بودی، (مردم) از اطراف تو، پراکنده می شدند»


افراط در سرزنش

یکی دیگر
از عوامل اختلاف افراط در سرزنش است که باید کنترل شود. امیرمؤمنان علی(علیه
السلام) می فرماید:

«الْإِفْرَاطُ
فِی  الْمَلَامَةِ یَشُبُ  نِیرَانَ اللَّجَاجَة
»[۲۵۸]؛
«زیاده روی در نکوهش، موجب شعله ور شدن آتش لجاجت می شود».

در روایت
دیگری نیز فرموده اند:

«إِیَّاکَ
انْ تُکَرِّرَ الْعَتْبَ فَانَّ ذلِکَ یُغْری  بِالذَّنْبِ وَ یُهَوِّنُ
الْعَتْبَ
»[۲۵۹]؛
«از تکرار ملامت بپرهیز که حرص بر گناه می آورد و سرزنش را بی ارزش می کند».


سخت گیری

از دیگر
اصولی که عدم رعایت آن در اجرای امر به معروف و نهی از منکر موجب پراکندگی افراد از
اطراف انسان می گردد سخت‌گیری بی جهت است به عنوان نمونه
نباید به نحوه خوراک و پوشاک و حتی چگونه هزینه نمودن مردم برای مخارج زندگی امر و
نهی بی مورد نمود.[۲۶۰]
امام صادق(علیه السلام) فرموده اند:

«إِنَّ
اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یُحِبُّ أَنْ یُؤْخَذَ بِرُخَصِهِ  کَمَا
یُحِبُ  أَنْ یُؤْخَذَ بِعَزَائِمِه
»[۲۶۱]؛
«خدای متعال چنان دوست دارد که به رخصت‌ها (جوازها-
استثناها)ی احکام او عمل شود، چنان که دوست دارد به واجبات قطعی دینی عمل شود»


برخورد متکبرانه

اگر
خداوند به آمر و ناهی، توفیق داده است تا واجب ها را انجام دهد و از گناهان پرهیز
کند، باید این موفقیت را سرمایه سعادت و کمال خود قرار دهد و خودبینی و خودپسندی را
به خود راه ندهد و گمان نکند که او فردی صالح و شایسته و برگزیده خداوند است و
دیگران اهل گناه و دوزخ، زیرا انسان موجودی است که، هر آن دچار تحول و انقلاب درونی
می گردد، ممکن است، فردی صالح به انسانی ناشایست و یا انسانی ناشایست به فردی
پرهیزکار، تبدیل شود. عدم توجه به چنین اصلی مهمی موجب برخورد متکبرانه آمر و ناهی
با دیگران شده و به تدریج زمینه پراکندگی افراد را فراهم می آورد.[۲۶۲]

امام
خمینی(رحمت الله علیه) در این باره سخنی زیبا دارند:

سزاوار
است، که آمر به معروف و ناهی از منکر ... خویشتن را منزّه از گناه و عیب نبیند و
خود را برتر از کسی که گناه مرتکب شده است، نپندارد، زیرا مرتکب گناه هرچند که گناه
کبیره ای را انجام داده باشد، ممکن است دارای صفات و ویژگی هایی باشد، که مورد
رضایت خداوندی است و خداوند به آن جهت او را دوست داشته باشد، هر چند که به خاطر
گناهانش مورد بغض و خشم خداوند است.[۲۶۳]

بنابراین
از مجموع مطالب گفته شده معلوم می شود که امر به معروف و نهی از منکر مایه همبستگی،
تنش زدایی و همسانی افراد با همدیگر است و اگر در این میان مشکلی به وجود می آید به
دلیل عدم اجرای صحیح آن توسط آمران به معروف و ناهی از منکر می باشد که در صورت
رعایت صحیح تمامی شرایط و آداب امر و نهی این مشکل نیز برطرف خواهد شد.


 


خجالت می کشم


موقع امر به معروف خیلی خجالت می کشم و به خودم فشار می آورم که
امر به معروف کنم و با خودم درگیر می شوم تا اینن‌که موقعیت
از دست می رود!! در این‌گونه مواقع چه باید بکنم؟

یکی از
زمینه های روحی و روانی که عامل بازدارنده امر به معروف و نهی از منکر در اشخاص می
گردد، وجود شرم و حیا در آنهاست، و به اصطلاح «رُوش نمیشه» امر و نهی کند. اما باید
دانست؛ حیا و خجالت دو قسم است: یک حیای خوب و پسندیده و در اصطلاح «حیای ممدوح»
دوم: «حیای مذموم» و ناپسند.

«حیای
ممدوح»، آن حیایی است که انسان را از ارتکاب معصیت و گناه بازدارد، یعنی وقتی در
برابر ارتکاب گناهی قرار گرفت از پروردگارش، از فرشتگان مراقب اعمالش، از اولیاء
و... حیا کند و گناه نکند این «حیا» عنصر اساسی و حیاتی برای انسان در جهت حفظ
پاکدامنی و پای بندی به ارزش های مکتبی بوده و حضرت علی(علیه السلام) پیرامون آن
فرموده است:

«عَلَی 
قَدْرِ الْحَیَاءِ تَکُونُ  الْعِفَّةُ
»[۲۶۴]؛
«میزان عفت و پاکدامنی نسبت به میزان حیا در انسان است».

اما، آن
«حیا» که مانع از انجام وظیفه گردد، «حیای مذموم» و ناپسند است، به عنوان مثال:
نمازش را ترک می کند، چون در میان بی نمازها خجالت می کشد!

برای
رهایی از این مشکل دو راهکار عمده وجود دارد:


تمرین و تکرار

تمرین
یکی از عوامل رشد و پرورش صفات اخلاقی است. امام علی(علیه السلام) فرموده اند:

 «عَوِّدْ
نَفْسَکَ  فِعْلَ  الْمَکَارِمِ
»[۲۶۵]؛
«نفست را به انجام اعمال پسندیده عادت ده».

بنابراین
اگر حیا و خجالت کشیدن مانع از امر به معروف و نهی از منکر می شود، در این صورت
باید با تمرین و تکرار و قراردادن خود در موقعیت ها، خجالت را از خود دور نمود.[۲۶۶]
البته در مراحل اولیه خوب است از فعالیت های کم و کوتاه شروع شود مانند شناگری که
در ابتدا از عمق کم و مدت زمان کوتاه در آب شروع می کند. درباره امر به معروف نیز
اگر گروهی رفتار نامناسب دارند، از تذکر به یک‌نفر و به
اندازه یک عبارت شروع شود و به کسانی تذکر داده شود که احتمال تأثیرپذیری بیشتر و
رابطه دوستی بیشتری دارند. البته برای این‌که موقعیتی از
دست نرود، لازم است آمادگی قبلی داشته باشید.


روش غیرمستقیم

گاهی
اوقات علت خجالت کشیدن در امر به معروف، موقعیت و جایگاه خاص طرف مقابل می باشد؛
مانند زمانی که مخاطب او، پدر و مادر و برادر و یا خواهر بزرگ‌تر
و یا استاد و ... باشد. در این صورت بهترین راهکار پرهیز از امر و نهی های مستقیم و
روی آوردن به امر و نهی غیر مستقیم می باشد، مانند واسطه قرار دادن افراد مطمئن و
صاحب نفوذ، تذکر خطا و اشتباه به صورت کنایه ای و یا رفتار شایسته را خودش انجام
دهد و به صورت عملی الگوسازی کند.[۲۶۷]


 


اصرار دارم!




تحصیلاتم لیسانس مهندسی معدن است. ظاهر مذهبی داشته و نسبت به حفظ
آن اصرار دارم. با مطالعات دینی انجام گرفته و آیات و روایاتی که در باب امر به
معروف و نهی از منکر دیدم، به راحتی نمی توانم گناهان و جرائم افراد را نادیده
بگیرم و سعی می کنم اهل مسامحه نباشم. همه کس که امر به معروف ما را قبول نمی کنند.
مسلماً خیلی ها با ما درگیر می شوند. به هر حال یک واجب دینی است و مأمور به این
کار هستیم آیا می توانیم از زور و خشونت، برای برخورد با منکرات استفاده نماییم؟؟

نخست
باید دانست؛ همان گونه که بی تفاوتی و عدم برخورد با اشخاص سهل انگار و متخلف موجب
بروز ناهماهنگی در یک جامعه می شود. برخوردهای ناموزون و نامتناسب نیز نه تنها مشکل
را حل نمی کند، که بر وخامت اوضاع می افزاید.زاید.

برخورد
با کسی که یک درجه انحراف دارد با کسی که ده درجه انحراف دارد فرق می کند، و با هر
کسی باید به فراخور ظرفیت، شخصیت، سن، استعدادها، میزان هدایت‌پذیری،
و دفعات تکرار جرم او برخورد کرد. لذا نمی توان برای مقابله و برخورد با تمامی
منکرات از یک روش استفاده نمود.

به عنوان
مثال، پزشک ماهر و کاردان پس از علم به چگونگی حال بیمار شناخت نوع بیماری، درمان
با داروهای ضعیف تر که تنش و عوارض کمتری در بیمار ایجاد می کند، آغاز و به تدریج
بر داروها می افزاید، تا اثر مثبت آنها را در بیمار بیابد.

در فریضه
امر به معروف و نهی از منکر نیز، همین گونه است و کیفیت برخورد و شدت و ضعف آن باید
با نوع تخلف، متناسب و هماهنگ باشد.

استاد
مطهری می فرماید:

«گاهی
طرف در مرتبه ای از معصیت و گناه است که نه روگردانی ما تأثیری بر او می گذارد و نه
می توانیم با منطق و با بیان تشریح مطلب او را از منکر بازداریم بلکه باید وارد عمل
شویم که اگر وارد عمل شویم می توانیم از ادامه خطای او جلوگیری کنیم اما چه‌طور
وارد عمل شویم؟ وارد عمل شدن مختلف است. معنای وارد عمل شدن تنها زور گفتن نیست،
کتک زدن و مجروح کردن نیست. البته نمی گوییم در هیچ جا نباید تنبیه عملی شود بلکه
مواردی هم هست که جای تنبیه عملی است. اسلام دینی است که طرفدار حدّ است طرفدار
تعزیر است یعنی دینی است که معتقد است مراحل و مراتبی می رسد که گناهکار را چیزی جز
تنبیه عملی بیدار نمی کند و از کار زشت باز نمی دارد اما انسان نباید اشتباه کند و
خیال کند که همه موارد جای سخت گیری و خشونت است».

علی(علیه السلام) درباره حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) این طور تعبیر می
کند:

«طَبِیبٌ
دَوَّارٌ بِطِبِّهِ  قَدْ أَحْکَمَ  مَرَاهِمَهُ  وَ أَحْمی 
مَوَاسِمَه
»[۲۶۸]؛
«پزشکی (روحانی) است که با پزشکی خود (برای درمان بیماران روحی) دوره گردی می کند؛
مرهم های خود را به خوبی درهم آمیخته، و اسباب داغ کردن خود را نیکو گرم کرده است»

جالب این
است که در این تشبیه پزشک اول با مهربانی از پماد و مرهم استفاده می کند اما در
صورتی که عفونت قابل معالجه نباشد از روش داغ کردن و عمل جراحی اقدام می شود. سعدی
می گوید:

درشتی و
نرمی  به هم در، به است         چو رگزن که جراح و مرهم نه است[۲۶۹]

از همین همین‌رو
امام خمینی مرحله عملی را منحصر در ضرب و جرح ندانسته و برای این مرحله نیز مراتبی
را ذکر نموده است از آن جمله:

۱. اگر
جلوگیری از منکر با فاصله انداختن بین فاعل و فعل منکرش امکان پذیر است باید به
همین مقدار اکتفا کند.

۲. اگر
این فاصله انداختن مستلزم آن است که تصرف و دخالتی کند، مثل این که دست او را بگیرد
و یا او را کنار بکشد و یا مستلزم آن است که در لوازم فعل منکر او تصرفی کند مثل آن
که ظرف شراب را بردارد یا چاقو را از محل درگیری ببرد، این گونه از تصرفات جایز،
بلکه واجب است.

۳. اگر
به بیش از آنچه برای جلوگیری از منکر لازم است اقدام کند و در نتیجه ضرری متوجه
فاعل منکر شود ضامن خواهد بود به علاوه این که این تعدّی حرام  می باشد.

برای فاصله انداختن بین فرد گناهکار و رفتار ناشایسته اش لازم باشد که او را در
محلی حبس کند یا از بیرون رفتن او از منزل جلوگیری کند مانعی ندارد بلکه باید با
حفظ مراتب سهولت و بدون ایذاء و اذیت انجام دهد به گونه ای که از نظر زندگانی در
تنگنا قرار نگیرد.

ناگفته
نماند چنانچه مرحله اقدام عملی متوقف بر ضرر مالی و ضرب و جرح و یا قتل شود باید با
اجازه فقیه جامع الشرایط باشد و از طریق رسمی  و قانونی باشد و افراد نمی
توانند به طور مستقیم و فردی نسبت به این مرحله اقدام کنند چون سبب هرج و مرج خواهد
شد و عواقب ناگوار دیگری را در پی خواهد داشت.[۲۷۰]


 
 


بحث های سنگین


بعضی از دانشجویان بحث های اعتقادی سنگینی می کنند و مطالعه زیاد
دارند اما همهه‌چیز را زیر سؤال می برند، حتّی نسبت به خدا و
پیامبر و امامان! با این‌ها چگونه برخورد کنیم؟

تلاش و
کوشش جهت هدایت و تشویق افراد به طرف خدا و تقویت ایمان آنها کاری بس ارزشمند است.
چنانچه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هنگامی که حضرت علی(علیه السلام) را
جهت تبلیغ دین به یمن اعزام می نمود به او فرمود:

 «...
وَ ایْمُ اللَّهِ لَأَنْ یَهْدِیَ اللَّهُ عَلَی یَدَیْکَ رَجُلًا خَیْرٌ لَکَ
مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْس ...
»[۲۷۱]؛
«به خدا سوگند، اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند، برای تو بهتر است از
آنچه آفتاب بر آن می تابد».

اما در
مورد افرادی که مشکل اعتقادی دارند قبل از ارائه هر راهکاری باید روشن شود که مشکل
اعتقادی او بر چه اساس است؛ چه بسا این مشکل اعتقادی برخاسته از نقطه ضعفی در دین
داران باشد و یا به خاطر ناکامی و شکست در زندگی باشد و یا ناشی از یک سؤال و شبهه
اعتقادی باشد؛ بی تردید شکل برخورد با هر یک از این افراد نیز متفاوت است. تفاوت است.


به‌نمونه کم نیستند افرادی که نمی توانند بین اسلام و مسلمانی و یا میان نظام و نقطه
ضعف برخی از مسئولان تفکیک قائل شوند و هر کاستی از سوی مسلمانی را به حساب اسلام و
هر عیبی از مسئولان را به عهده کل نظام می گذارند! این افراد در مواجهه با یک فرد
مذهبی شروع به عقده گشایی می کنند. به عبارت دیگر این افراد انگیزه دارند و نه
اندیشه، بنابراین اگر کسی جواب شبهاتشان را بدهد باز به دنبال شبهه جدید می گردند.


بهترین
روشی که در برابر این افراد می توان پیش گرفت این است که حرف های آنها را شنید، با
این کار آنها تخلیه روانی می شوند و بعد مقداری آمادگی شنیدن حرف حساب را پیدا می
کنند. بی جهت نیست که خداوند یکی از صفات پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
را گوش خوب بودن «اذن خیر»[۲۷۲]
می داند.

در مجموع
برای ترغیب و تشویق به دین، در آغاز بایستی زیر بناهای فکری فرد را مورد بررسی قرار
داده و در اصلاح آن بکوشید تا دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستی، انسان، معاد
و... به تبیین صحیح و دقیقی برسد. ۷۴۰; برسد.

از مباحث
پراکنده و شاخه به شاخه پریدن اجتناب کنید و صرفاً در اطراف همان موضوع، سخن بگویید
و بشنوید.

گاهی
اوقات برای جواب دادن به برخی از افراد، کافی است به معرفی کتاب اکتفا کنید و از
بحث خودداری ورزید.

اشخاص
شرکت کننده در بحث باید محدود و معین باشند، دیگران باید با سکوت و شنیدن، بحث را
هدایت کنند.

در صورت
لزوم گفت‌مسائل اعتقادی انجام پذیرد.


 
 


اهل سنت


یکی از دوستانم که علاقه زیادی به او دارم از برادران اهل سنت می
باشد. قصد دارم او را با مکتب تشیع آشنا نمایم. می خواستم بدانم برای امر به معروف
دوستم در این زمینه راه حلی وجود دارد؟؟

امر به
معروف اهل تسنن و آشنا کردن آنها به مذهب شیعه را باید در چهار رویکرد کلّی دنبال
نمود:


بیدار نمودن حس حقیقت جویی

یکی از
امور فطری انسان حس کنجکاوی و حقیقت جویی اوست، اگر بتوان این حس را در برادران اهل
تسنن ایجاد کرد، راحت تر میتر می‌توان آنها را به مکتب تشیع جذب
نمود.

در مرحله
ی بیدار نمودن حسّ حقیقت جویی مناسب است که با آنها بر این واقعیت تأکید کنیم که
همیشه باید سعی کنیم در انتخاب خود بهترین را انتخاب کنیم. از این‌رو
اگرچه در میان اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) افراد خوب بسیاری وجود دارد
اما باید سعی کنیم بهترین را پیدا کنیم و به او اعتماد کنیم. چنان‌در قرآن مجید آمده است:

«وَالسَّابِقُونَ
السَّابِقُونَ. أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ
»[۲۷۳]

به گواهی
تاریخ و احادیث فراوان سبقت امام علی(علیه السلام) در اسلام بر هیچ کس پوشیده نیست
در حالی که برخی صحابه از سال چهارم به بعد اسلام آورده اند و قبل از آن سابقه شرک
و جاهلیت داشتند. همچنین در قرآن آمده است:

«هل
یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون...
»؛ «آیا کسانی که می دانند و
کسانی که نمی دانند با یکدیگر برابرند».

به گواهی
تاریخ و احادیث فراوان آمده که علم امام علی(علیه السلام) از همه صحابه بیشتر بود و
از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در کتاب های شیعه و اهل سنت روایت شده:

«اعلمکم
علی»؛ «لولا علی لهلک فلان [عمر]».

و همچنین
در قرآن می خوانیم:

«فضل
الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما
»

و به
گواهی تاریخ و احادیث فراوان امام علی(علیه السلام) در جنگ بدر و احد و خندق و خیبر
پیروز میدان بود در حالی که بسیاری از صحابه اقدامی نداشتند. در ادامه نیز کسانی
مانند معاویه و یزید در برابر امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) قرار
گرفتند. در حالی که به گواهی احادیث مورد اتفاق اهل سنت و شیعه از پیامبر(صلی الله
علیه و آله و سلم) «ان الحسن والحسین سیّدی شباب اهل الجنه» بنا بر آنچه گفته شد
بدون هیچن هیچ‌گونه تعصب و توهین برتری امامان بر دیگران تأیید
می شود و راه اطمینان بخش مشخص می شود.

این زمینه هرگز نباید منتظر پاسخ سریع باشید، بلکه باید فرصت کافی برای تفکر و
مطالعه به دوستان غیرشیعه خود بدهید.


ارائه الگوی عملی

کسانی که
به مکتب تشیع دعوت می شوند پیش از آن۷۴۰;ش از آن‌که حرف های شیعه را
مورد بررسی قرار دهند، رفتارهای شیعیان را ارزیابی می نمایند، لذا اگر دعوت کنندگان
به مذهب تشیع به عنوان یک شیعه واقعی آموزه‌های دینی را به
طور دقیق عمل نمایند، بهتر و بیشتر می‌توانند در افکار
دیگران نفوذ کرده و آنها را تحت تأثیر قرار دهند. از همین‌امام صادق(علیه السلام) فرموده اند:

«کُونُوا
دُعَاةَ النَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الِاجْتِهَادَ وَ
الصِّدْقَ وَ الْوَرَع
»[۲۷۴]؛
«مردم را بدون زبان خود به طرف ما بخوانید، آنها اگر از شما عبادت، راستی و ورع را
دیدند متوجه ما می شوند».


تکیه بر منطق و استدلال

جذب
دیگران به تشیع باید با تکیه بر منطق و استدلال صورت پذیرد و اگر قرار باشد این
مسئله با جدل، خشونت، جنجال و توهین به اعتقادت طرف مقابل همراه باشد، ممکن است فرد
مقابل حالت تدافعی گرفته و از پذیرش تشیع امتناع ورزد. به عبارت دیگر نگذارید غرور
او جریحه دار شده و یا احساس تحقیر کند بلکه تا حدّ امکان تلاش کنید تا در جوّی
دوستانه، صمیمی و کاملاً منطقی او را دعوت کنید. باید او احساس کند که شما منطقی
سخن می گویید و قصد کمک او را دارید.[۲۷۵]



معرفی کتب سودمند

تشویق به
مطالعه کتاب هایی که درباره موضوعات اعتقادی و تاریخی صدر اسلام و مکتب اهل
بیت(علیهم السلام) تدوین شده به ویژه کتاب هایی که نگارندگان آن برادران اهل تسننی
هستند که به مذهب تشیع گرویده اند و در این کتاب ها به بیان دلایل تشرف خود به مذهب
شیعه پرداخته اند از بهترین روش های جذب اهل تسنن به مکتب تشیع می باشد.[۲۷۶]

در پایان
به چند نکته مهم نیز باید توجه داشت:د توجه داشت:

در گفت‌وگوهای
خود با طرف مقابل اگر با مشکلی روبه رو شدید، حتماً با کارشناس مسایل اعتقادی مشورت
نمایید.

ممکن است
گفت‌وگوی شما جلسات متعددی به درازا بکشد؛ در این صورت با
صبر و شکیبایی و به طور مؤدبانه بحث و گفت وگو را با یک پشتوانه علمی مناسب ادامه
دهید.

حسن
رفتار داشته و از تحریک تعصبات مذهبی بپرهیزید. همان‌گونه
که قرآن، اخلاق نیکوی پیامبر را مایه گرایش مردم به دین معرفی کرده است، اخلاق
نیکوی شما نیز می تواند وسیله استحکام ایمان اطرافیان و علاقه دیگران به مکتب تشیع
و ما شود.

افزون بر
مذاهب اهل سنّت رسمی، چند قرنی است که فرقه ی وهّابیّت نیز با مذهب تشیّع وارد
مناقشه شده شبهاتی را بر ضدّ مذهب اهل البیت(علیهم السلام) نشر می دهد. این‌برخلاف مذاهب اهل سنّت که محترمانه بحث می کنند. از ابزارهای ضدّ اسلامی نیز بهره
برده شیعیان را مشرک و کافر معرّفی می کنند و اموری چون زیارت و عزاداری و توسّل به
اهل بیت را شرک معرّفی می کنند، درحالی که بسیاری از اهل سنّت به چنین اموری اعتقاد
دارند.


بنابراین، لازم است که جدا از مطالعات عادی در زمینه ی اعتقادات دو مذهب شیعه و اهل
سنّت، مطالعاتی نیز درباره وهّابیون داشته باشید تا ناخواسته گرفتار ترفندهای
تبلیغاتی آنها نگردید. چرا که برخی از مبلّغین وهّابی کاملاً برای مناظره و مباحثه
با جوانان شیعه تربیت شده اند، و به ویژه در برخی خوابگاه ها و دانشگاه ها در حال
تبلیغ عقاید مسموم خود هستند.[۲۷۷]


 


نماز نمی خواند!


من یک خواهر ۱۴ ساله و یک برادر ۲۱ ساله دارم که در نماز خواندن
سستی می کنند. خواهرم از ۹سالگی تا الان که ۱۴ سال دارد همیشه هر وقت میلش باشد می
خواند ! برادرم هم تا حدود ۱۸ یا ۱۹ سالگی نمی خواند لکن بعد از آن مدتی نمازخوان
شد. خیلی با او حرف زده بودم که مدتی خوب شد. ولی حالا شک دارم نمی توانم به
نمازهایش اطمینان کنم. چگونه آنها را امر به معروف کنم تا به خواندن مستمر نماز روی
بیاوند؟؟

از آنg="fa">از آن‌جا
که خوبی ها و بدی های هر یک از اعضای خانواده در سرنوشت همدیگر بی تأثیر نیست باید
نسبت به کارهای هم نظارت آگاهانه و دل سوزانه داشته باشند و یکدیگر را در به سازی
زندگی مادّی و معنوی، یاری رسانند و در این زمینه احساس مسؤلیت بیشتری در امر به
معروف و نهی از منکر یکدیگر داشته باشند.

برای
فرهنگ‌استفاده کرد که به برخی اشاره می شود:


الگوسازی عملی

در خانه
خود به طور مرتب اول وقت نماز بخوانیم و آثار نماز اول وقت برای خود ما و دیگران
آشکار شود مانند نظم در زندگی، نشاط و روحیه شاداب، موفقیت بیشتر در درس و زندگی،
آرامش روحی و معنوی و شخصیت محترمانه و دورماندن از خطاها و ناهنجاری ها.ری ها.

با
دوستان و خانواده های نمازخوان رفت و آمد خود و برادر و خواهرمان را زیاد کنیم به
طوری که در مدرسه و دانشگاه و دیدارهای فامیلی نمازها به جماعت خوانده شود.

خوبی های
نمازخوان ها و مشکلات بی نمازها را برجسته و به طور مستمر تذکر بدهیم.

تجربه حس
معنوی و شکرگزاری و حال نماز خواندن را در شرایطی مانند: رفتن به مسجد و زیارت برای
اعضای خانواده فراهم کنیم، به طوری که لذت عبادت و حس آرامش معنوی نماز به خوبی
برای آنها تجربه شود.

احساس و
عاطفه پدر و مادر و دوستان نمازخوان می توانند با ابراز محبت و رابطه صمیمی، علاقه
به نماز را در میان اطرافیان به وجود آورند و با بیان داستان های عبرت آموز، احساس
محبت و عاطفه آنها را نسبت به نمازگزاران در دیگران زنده کنند. مثلاً شما می توانید
با بیان داستان نماز ظهر عاشورا، اهمیت نماز و علاقه به نماز را در مخاطبان خود به
وجود آورید. همچنین تلاش کنید از نماز بزرگان و شخصیت ها نخبه های علمی، فرهنگی و
ورزشی در نزد ایشان صحبت کنید که با چه اشتیاقی به اقامه نماز می پرداختند. کسانی
مانند شهید رجایی، شهید بابایی و...

در پایان
جهت رسیدن به نتیجه مطلوب و عملی شدن آنچه تاکنون گفته شد، نکاتی را حتماً باید
لحاظ نمایید:

متناسب
با جایگاهی که طرف مقابل شما از لحاظ سنّی و یا نوع ارتباطی که با شما دارد مثل
دوست، خواهر، برادر، همسر و یا فرزند می توانید از ابزارهای تشویقی متناسب با هر یک
استفاده کنید. مثلاً برای دختران چادر نماز زیبا و یا جا نماز تهیه کنید و...

از زور و
تحمیل خودداری نمایید چرا که تحمیل، فطرت خداداد را آزرده می سازد و او را از
خواندن نماز منصرف می کند. به شخصیت او به‌خصوص در جمع
دوستان احترام بگذارید و از سخت گیری و زیاده روی پرهیز نموده و نماز را سهل و آسان
جلوه دهید و به او متذکر شوید که میزان وقتی که انسان در طول ۲۴ساعت روز، برای نماز
صرف می نماید در مقایسه با وقتی که انسان برای خواب و خوراک و حتی دیدن فیلم و...
بسیار اندک است.

همچنین
می توانید آیات یا احادیثی که در مورد اهمیت نماز است در معرض دید او نصب کنید.

زمینه
های گناه همچون وجود ماهواره و فیلم های مبتذل و موسیقی های حرام را از بین ببرید.

فضای
مناسب را جهت اقامه نماز فراهم نمایید.

بهترین
روشی که از سوی معصومین(علیهم السلام)
برای جذب دیگران به راه خدا معرفی شده این است که خودمان با اشتیاق و علاقه به
احکام دینی عمل کنیم و همیشه به دستورات دینی پایبند باشیم.

 


شوهر شراب خوار


اگر شوهری مشروبب‌خوار باشد وظیفه زن در
برابر او چیست؟

نهی از
منکر شوهر دارای حساسیت های خاصی می باشد و در این زمینه باید به نحوی عمل نمود که
به رابطه زناشویی لطمه ای وارد نشود و پیش از هر اقدامی شایسته است به نکات ذیل
توجه داشت:

۱. برای
حذف یک رفتار ناشایست باید پلّه پلّه پیش رفت.#۱۷۴۰;ش رفت.

۲. رفتار
هیجانی و عصبانیت نه تنها کمکی نمی کند بلکه باعث می شود فاصله ها بیشتر شود.

۳. ابراز
حساسیت افراطی، مچ‌گیری های علنی، به طور معمول بداخلاقی و
لج بازی بیشتر چنین افرادی را به دنبال خواهد داشت.

۴. از
آنجا که یکی از عوامل تأثیرپذیری جلب اعتماد است، باید همسران افراد مشروب‌خوار
در مراحل اول با رازداری و محبت و پذیرش شوهر (ترجیحاً در اوقاتی که مشروبات الکلی
استعمال نکرده) بیشترین سعی را جهت جلب اعتماد وی فراهم نماید.

طور تدریجی و بدون عجله به راهکارهایی که در اختیار شما می گذاریم عمل کنید.


پیشنهادها و راهکارها

بهترین
راه نهی از منکر مشروب خوار شناسایی عوامل و زمینه های گرایش به مشروب۰;ش به مشروب‌خواری
و ارائه راهکار های مناسب پیش‌بسیاری از مواقع با بر طرف شدن علت و زمینه ها، این موضوع نیز خود به خود برطرف می
شود. در اینجا نیز با توجه به زمینه های گرایش به مشروب خواری راه کارهایی ذیل را
ارائه می نماییم:


بیان پیامدها

حضرت
رضا(علیه السلام) فرموده اند:

«خداوند
شراب را حرام کرده است برای آن که شراب مایه فساد است»[۲۷۸]

بنابراین
سعی کنید در فرصت های مناسب، از آثار منفی شراب برای خودش و خانواده بگویید البته
به مقداری که جنبه تذکر داشته باشند.


تصحیح باورها

یکی از
عوامل گرایش به مشروب خواری تأثیرپذیری از فرهنگ غرب و تبلیغات ناشی از برنامه ها و
فیلم های غربی می باشد که تفکرات غلطی همچون فراموشی مشکلات، شادآوری، آرامش بخشی،
بالا بردن توانایی های جسمی و... به مخاطبان القاء می نمایند.

باید
چنین فردی را توجیه کرد که هر چند ممکن است منافع زودگذر و اندکی در مشروب‌خواری
وجود داشته باشد - چنان‌که قرآن کریم هم تصریح فرموده است[۲۷۹]-
ولی تأثیراتی بسیار مخرّب و بلندمدت بر جسم و روح آنان دارد که به هیچ وجه قابل
مقایسه با فواید زودگذر و اندک آن نمی باشد.[۲۸۰]



کم کردن زمینه ها

در چنین
روشی ابتدا باید اطلاعاتی پیرامون زمینه ها و زمان های مصرف مشروبات الکلی را به
دست آورد. به طور مثال: موقعیت هایی را که وی تمایل به مصرف مشروبات الکلی دارد و
انگیزه این رفتار در وی به وجود می آید، نظیر شرکت در میهمانی دوستان و یا مواقعی
که به نادرست دنبال کسب آرامش و شادی است، مشخص نمایید.۴۰;ید.

با
دانستن اطلاعات مورد نظر سعی گردد به طور غیرمستقیم شرایط را تغییر دهید. به طور
مثال: اگر هنگام خلوتی منزل و یا در تعطیلات آخر هفته چنین کاری می کند. سعی کنید
میهمان به خانه خود دعوت کند و یا این‌میهمانی بروند تا شرایط و زمینه های خطاکاری نامناسب شود.

در برخی
موارد زمینه های مناسبی در فرد مشروب خوار برای بازگشت به شخصیت سالم وجود دارد؛[۲۸۱]
در صورت مواجه شدن با چنین نشانه هایی باید، به بهترین وجه از این فرصت جهت نهی از
منکر و بازگرداندن فرد مشروب‌خوار به زندگی عادی استفاده
نمود به عنوان نمونه در ایام عزاداری اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و یا شب های
قدر که شب های توبه و استغفار است و یا به هنگام فوت ناگهانی دوستان و نزدیکان که
با یادآوری معلوم نبودن زمان مرگ و این‌که این مسئله ممکن
است برای هرکس دیگری اتفاق بیفتد و هیچ تضمینی برای زنده بودن تا روز دیگر و فراهم
بودن فرصت توبه چه بسا نباشد، او را به خود آرید به طوری که تصمیم گیرد ترک کند.


اوقات فراغت

زمینه
رشد برخی از مفاسد اجتماعی، ماعی، ‌در اوقات فراغتِ بی هدف، بی
برنامه و آسیب زا است به ویژه کسانی‌که سرشار از انرژی و
نیرو بوده و متناسب با توان خویش فعالیت هایی نمی یابند تا به نوعی مفید و سازنده
باشند ناگزیر به مشغولیت هایی پناه می برند که نه تنها مفید و آموزنده نیست بلکه به
مراتب مخرّب و بدآموز می باشد، گرایش به اموری نظیر مواد مخدر، مشروب و قمار و سایر
مفاسد اخلاقی، از پیامدهای زشت آن است به همین جهت پیشنهاد می شود به‌گونه
ای اوقات فراغت این‌مسئول کاری او صحبت شود که زمان بیشتری در محیط کار بماند و یا با همدیگر برای خرید
بروید و یا رسیدگی به درس فرزندان را به عهده او بگذارید.


کنترل دوستان

یکی از
دلایل مصرف مسکرات هم نشینی با دوستان ناباب است. به طور مثال: اگر قصد دارد با
دوستانش به سینما یا گردش یا هر تفریح دیگری برود، سعی کنید خانوادگی با او همراه
شوید. البته در این کار هم نباید افراط کرد به گونه ای که متوجه شود و عکس العمل
نشان دهد. در مرحله بعد باید دوستان خوب را جایگزین دوستان ناباب کرد یعنی زمینه
معاشرت با افراد و خانواده های سالم و نمازخوان را فراهم نمود.


خانواده و فرزندان

استفاده
از مشروبات، زیان های غیرقابل جبرانی بر خانواده ها و فرزندان وارد می کند. چنین
خانواده ای فرزندانی ناسالم از لحاظ جسمی و روحی به دنیا می آورند و در بین این
خانواده ها رابطه عاطفی از بین می رود و در اکثر موارد به از هم پاشیدن خانواده و
طلاق منجر می شود.[۲۸۲]
از همین‌رو باید در مورد تأثیر مخرّب این نوع اختلالات
رفتاری بر روی خانواده و کودکان خود با شوهر مشروب خوار به صحبت نشسته و در این راه
از اخبار و اطلاعاتی که هر از چند گاهی منتشر می شود استفاده نمود.


همسران
در هنگام نهی از منکر شوهران مشروبشوهران مشروب‌خوار لازم است نکات زیر
را رعایت کنند:

به حرف
او گوش کنید و خواسته های مشروع او را به تأخیر نیندازید.

نیازهای
روحی و روانی همسر در خانه باید تأمین گردد و نباید با برخوردهای نامناسب کاری کنید
که همسرتان از فضای خانه دلزده شده و بیرون از خانه را ترجیح دهد به همین دلیل
شرایط خانه و زندگی را به‌گونه ای برای او ترتیب دهید که
محیطی آرامش بخش و دوست داشتنی برای او باشد.

به هر
طریق ممکن رفتارهای مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأیید قرار دهید؛ به‌گونه
ای که همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید.

در هر
فرصتی که پیش می آید، با همسرتان ارتباط کلامی  و عاطفی برقرار کنید.


خود را
در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانی و وضع نامرتب
بپرهیزید.

از
رفتارهای مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را
بیش تر سازید.

تذکر خود
را در موقعی با همسر مطرح کنند که وی در حالت آرامش روحی به سر می‌برد
و دچار تشویش، خستگی، یا عصبانیت نیست، چون در این حالات، افراد نه تنها اشتباه خود
را نمی‌پذیرند بلکه به شدت در مقابل آن ایستادگی می‌کنند.

خانم ها
به این نکته توجه داشته باشند که رعایت حرمت و جایگاه مرد به عنوان سرپرست خانواده
لازم است حفظ شود. در هنگام تذکر دادن به مرد بایستی مواظب باشد سخن خود را به‌گونه‌ای
مطرح نکند که مرد احساس کند همسرش به توانمندی و شایستگی او اعتماد ندارد و او را
در اداره و سرپرستی همسر و خانواده ناتوان می‌بیند. چرا که
این کار به روحیه و شخصیت مرد به شدت آسیب می‌زند و انگیزه
او را در تلاش برای سعادت و پیشرفت همسر و فرزندان از بین می‌برد.


روابط نزدیک زن و شوهری پیدا کردن نقطه پذیرش که در عرف مردم به آن رگ خواب می
گویند، بسیار آسان تر است لذا همسران باید از این فرصت استثنایی بهترین بهره را
ببرند.

افزایش و
یا با کیفیت کردن برقراری روابط زناشویی از طریق مشروط نمودن آن به عدم استعمال
مسکرات نیز راهکار مناسبی است در جهت بالا بردن انگیزه شوهر در جهت دوری از
خطاکاری.اکاری.

حق او دعا کند و از خداوند بخواهد که به او کمک کند و موجبات هدایتش را فراهم
نماید.


 


دختر خوب


همکلاسی من اصلاً حجابش را رعایت نمی کند. دختر خوبیه، حتّی خودش
هم می داند که کار گناهی انجام می;‌دهد ولی ۲۳ ساله که با
این فرهنگ بزرگ شده و نشان داده که به مسائل مذهبی هم علاقه دارد. من به خاطر این‌که
دوست صمیمیش هستم نمی دانم چه طور باید امر به معروف و نهی از منکر کنم تا به حجاب
اسلامی گرایش پیدا کند؟

عوامل
روانعوامل
روان‌شناختی و جامعه‌شناختی متعددی
در گرایش به بدحجابی مؤثر است که بدون توجه به عوامل و ریشه های گرایش به بدحجابی
نمی توان به‌نمود. برخی از این عوامل که باید مدّ نظر داشت از قرار ذیل می باشد:


جوّ زدگی

برخی
دختران و زنان، به لحاظ جوّ غالب جامعه، گرایش به بدحجابی دارند و به نوعی هم رنگی
با دیگران برای آنها مهم است.[۲۸۳]


ضعف شخصیت

می‌توان
ادعا کرد که بخش عمده ای از پدیده خودنمایی، خودآرایی، آرایش های غلیظ و بی حجابی
در معرض جامعه، از آثار و عوارض شوم ضعف شخصیتی است.[۲۸۴]


آنان در
حقیقت خودشان نیستند بلکه هر لحظه به رنگی و جلوه‌ای خود را
می‌آرایند.[۲۸۵]


مرد انگاری

فمینیسم
یکی از مظاهر عصر پست مدرنیسم محسوب می‌شود و پیامدهایی به‌دنبال
خود دارد. مانند مرد انگاری دختر ها و زنان به‌گونه ای که
از جهت کار و پوشش میان خود و مردان تفاوتی نمی بینند![۲۸۶]


تربیت خانوادگی

مادرانی
که دختران خردسالشان را به پوشش مناسب عادت نمی دهند، در سال‌های
بعد نیز، رعایت حجاب برای آنان مشکل است و شاید استفاده از لباس های تنگ و کوتاه
برای آنها عادی باشد و این نوع پوشش ها و رفت و آمدها جزو فرهنگ خانوادگی آنها می
باشد.[۲۸۷]


ضعف مدیریت مرد

مردانی
که از قاطعیت و صراحت در خصوص حجاب، برخوردار نیستند، به طور ضمنی به آن‌ها
اجازه استفاده از هر نوع پوشش را می‌دهند.[۲۸۸]

در هر
صورت امر به معروف و نهی از منکر بدحجاب در دو سطح باید صورت پذیرد:ت پذیرد:

الف. در
سطح عمومی و کلان

با فرهنگ
سازی و برطرف نمودن زمینه های گرایش به بدحجابی همچون ممانعت از تولید مُدهای
هنجارشکن و حمایت از تولید مدهای مناسب، تبلیغ صحیح حجاب اسلامی در رسانه و... صورت
می پذیرد.

ب. سطح
خصوصی و محدود

در این
سطح که بیشتر مربوط به اعضای خانواده و دوستان و آشنایان می شود، زمینه برقراری
ارتباط و گفت‌برنامه ریزی بیشتری وجود دارد.
 


راهکارها


الگوهای موفق

انسان به
طور طبیعی الگوگزین و الگوپذیر است .پیوسته در این اندیشه است تا ارزش هایی را که
باور دارد در چهره ای مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد، اما از تحقیر و
عقب افتادگی نیز گریزان است. اگر الگوهایی را پیش; را پیش‌باشند که از چهره های موفق در خانواده و اجتماع و دانشگاه و باحجاب باشند، به خوبی
دغدغه ذهنی او حل می شود و می تواند از آنها الگو بگیرد.


تصحیح باورها

یکی از
عواملی که طی سال های اخیر نقش مؤثری در ترویج بدحجابی داشته القاء برخی باورهای
غلط و عوام فریب می باشد که متأسفانه حتّی این نوع از باورها در برخی از فیلم های
سینمایی ایرانی نیز ترویج می شود به عنوان نمونه به دختران چنین القاء می شود که
حضور آرایش کرده دختران در جامعه باعث جذابیت آنها و ازدواج سریع تر آنها می شود.
اگر چنین باوری صحیح بود باید شهرهایی همچون تهران که در آن بدحجابی فراوان است
دختری در خانه نمی ماند و حال آن ماند و حال آن‌که نه تنها این‌نیست بلکه آمارها گویای آن است که بالاترین سن ازدواج دختران مربوط به همین کلان
شهرها می باشد.


توجیهات بی پایه

برخی می
گویند: «دلت باید پاک باشد» این درحالی است که رابطه مستقیمی میان ظاهر انسان و
باطن وجود دارد. و به تعبیری: از کوزه همان برون تراود که در اوست

در
روایتی علی(علیه السلام) می فرماید:

«لِکُلِّ
ظَاهِرٍ بَاطِنٌ عَلَی مِثَالِهِ فَمَنْ طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَا
خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُه
»[۲۸۹]؛
«برای هر ظاهری باطنی همانند ظاهر هست. پس هر که ظاهرش پاک باشد باطنش نیز پاک است
و هر که ظاهرش پلید است، باطنش نیز پلید است».

و یا در
روایت دیگر فرموده اند:

«مَنْ
حَسُنَتْ سَرِیرَتُهُ حَسُنَتْ عَلَانِیَتُه
»[۲۹۰]؛
«هرکس درونش نیکو باشد، ظاهرش نیز نیکو می گردد»[۲۹۱]


تبیین مقام زن

در تجزیه
و تحلیل دلایل بد حجابی و خودآرایی زنان، درمی یابیم عدهّ ای از زنان برای مطرح
کردن خود دست به چنین اعمالی می زنند.[۲۹۲]
لذا شناسایی و تبیین قابلیت ها و توانایی های زنان و دختران، یادآوری چهرهای
ماندگار و برجسته زنان مسلمان در طول تاریخ، برشمردن آمار و ارقام هایی از فعالیت
های سیاسی و اجتماعی و علمی کشورهای مسلمان، تحلیل و توصیف نقش های سرنوشت‌ساز
زنان در تاریخ صدر اسلام، تبیین نقش زنان در دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
کشورمان ایران و مباحثی ازاین دست که تبیین کننده مقام زن و جایگاه والای شخصیتی
آنان است موجب رشد و تقویت روحیه ی خودارزشمندی زن بوده و نقش مهمی در کنار گذاشتن
بدحجابی خواهد داشت.


آموزش حجاب

بسیاری
از خانم ها اگر در مقاطع مختلف تحصیلی و یا از طریق رسانه ها چگونگی رعایت حجاب را
آموزشی ببینند، انگیزه با حجاب شدن در آنها به‌وجود می آید.[۲۹۳]


نظارت بر رسانه ها

فراموش
نکنیم که تبلیغات و رسانه ها مانند ماهواره، اینترنت، تلفن همراه، گاهی آموزش و
تأثیر منفی دارند و لازم است استفاده از این رسانه ها در محیط خانه ضابطه مند شود.[۲۹۴]


کنترل دوستان

گاهی بی
حجابی از سوی دوستان شخص تشدید می شود، بنابراین باید سعی شود بین او و دوستانش
فاصله قرار دهید. البته این کار باید به صورت تدریجی و با ظرافت انجام شود؛ ابتدا
باید خود شما ارتباطتان را با او بیشتر کنید و با او رفیق شوید و به گونه ای وقت او
را پر کنید که کمتر فرصت رفت و آمد با دوستانش را داشته باشد. اگر قصد دارد به خرید
از بازار یا هر تفریح دیگری برود، در صورت امکان شما هم با او همراه شوید.


بیان دیدگاه اندیشمندان

عفاف و
حجاب خواسته ای فطری و بسیار فراتر از توصیه یک دین خاص است و سخنان شخصیت های
معروف جهان این ادعا را ثابت می کند. این شخصیت ها ضمن توجه به عفاف و حجاب، دلایل
مهمی را هم برای آن مطرح کرده اند که می تواند مورد استفاده قرار گیرد؛ار گیرد؛

برتراند
راسل (فیلسوف)

از لحاظ
هنر مایه تأسف است که به آسانی بتوان به زنان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال
زنان دشوار باشد.

چارلی
چاپلین (بازیگر معروف کمدی)

دخترم
هیچ کس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری
ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند... برهنگی بیماری عصر ماست. به گمان من تن
عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش از آن توست.

ویل
دورانت (مورخ معروف)

زنان
دریافتند که دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است، اما رعایت عفّت، زن را توانا می
سازد که با جست و جوی بیشتری عاشق خود را، یعنی کسی را که افتخار پدری فرزندان او
را خواهد داشت، برگزیند.

گاندی (رهبر انقلاب هند)

«زن با
این‌که به ظاهر در صدد آزادی برآمد، ولی در واقع وسیله هوس
رانی مرد قرار گرفت. من ترجیح می دهم که نسل انسان نابود شود تا این‌که
بماند و با تبدیل زن - این یا ظریف ترین مخلوق الهی - به یک وسیله ابزار عیاشی و
شهوت رانی مرد، از هر حیوانی پست تر گردد. تا در اجتماع وجود زن وقف لذت بخشیدن به
مرد است، ما همه به نام مرد باید سر از شرم به زیر افکنیم».[۲۹۵]



آگاه‌سازی نسبت به توطئه دشمنان


آگاه
سازی دختران و زنان از نقشه ها و توطئه های دشمنان برای کشف حجاب در طول تاریخ و
بیان ماجراهای سرنوشت ساز مربوط به حجاب در کشورهای اسلامی همچون اسپانیا در قرن
هفتم هجری و جنگ روسری در برخی کشورها در زمان کنونی، عامل خوبی برای شناخت مهم
بودن حجاب در جامعه اسلامی است.[۲۹۶]


تبیین فلسفه و فواید حجاب

با بیان
فلسفه حجاب و نتایج دنیوی و اخروی می توان افراد بدحجاب را متقاعد نمود.

اصل حجاب
و پوشش زنان علاوه بر این‌که فرمان مهم خداوند است،
دربردارنده حکمت ها و مصلحت هایی است که به برخی از آنها اشاره می شود؛ باید دانست
احکام الهی بیش از آن که به محدودیت لذت ها بیانجامد به ماندگاری لذت ها و پایداری
نشاط و خوشی ها می انجامد از این‌رو اگر چه حجاب از یک سو
برای خانم ها محدودیت است و موجب خستگی و زحمت اما از سوی دیگر اوج احساسات را سالم
نگه می دارد و عاطفه ها و محبت ها را در کانون گرم خانواده متمرکز می سازد و زن و
مرد را از بی تفاوتی نسبت به همدیگر در نظام خانواده نجات می دهد. این بحرانی است
که هم اکنون دامن گیر جوامع غربی شده است، به طوری که در هنگامه برپایی کانون
خانواده، که براساس عشق و محبت باید تحکیم شود و مهم ترین ابزار آن میل جنسی نسبت
به یکدیگر است این میل رو به افول گذاشته و بنیان خانواده ها را متزلزل ساخته است،
و عشق و عاطفه آن دو، در سال های قبل از ازدواج و بعد از ازدواج در میان افراد
متعدد پخش شده است و تمرکز خود را از دست داده است.

علاوه بر
اینبر
این‌که حجاب همانند صدفی است که گوهر را درخشنده و بدون
خدشه در خود نگه می دارد در حالی که مروارید کف خیابان با انواع خطرها و خدشه ها و
پایمال شدگی ها روبه‌زودگذر و ناپایدار از دست می دهد. به همین جهت امام علی(علیه السلام) فرموده است:

«صیانة
المرأة انعم لحالها و ادوم لجمالها
»؛ «خویشتن داری زن خوشایندتر برای
حال او و پایدارتر برای زیبایی اوست»[۲۹۷]


 


موسیقی در خوابگاه


در خوابگاه، همم‌اتاقی‌هایم
علاقه شدیدی به موسیقی های غیرمجاز و مبتذل دارند و من همیشه رنج می برم. آنها می
گویند شاد ی که حرام نیست. چگونه می توانم آنها را از این کار بازدارم به‌گونه
ای که سراغ این مسائل نروند؟

در ابتدا
باید گفت روحیه پاک و احساس مسئولیت دینی شما ستودنی است اما برای این۷۴۰; این‌که
وضعیت خوابگاه قابل تحمل باشد و یا راه حلی پیدا شود باید توجه داشته باشید، در هر
صورت، خوابگاه برخلاف آن چه که از اسمش پیداست، تنها محلّی برای خواب نیست بلکه
دارای خدمات و عملکردهای دیگری نیز هست، چرا که از یک طرف به دلیل پیگری مباحث کلاس
و آمادگی برای انجام تکالیف درسی، ادامه ی دانشگاه به حساب می آید و از طرف دیگر،
محلّی برای تهیه ی خوراک، بهداشت تن و لباس، عبادت و محل گفت و گوهای سیاسی -
اجتماعی است. در عین حال، نه چتر حمایت عاطفی خانواده را بر سر دارد و نه قوانین
خشک همراه با نظارت استاد در کلاس را؛ بنابراین، ترکیب اموری همچون گروه همسال،
انرژی متراکم دوره ی جوانی و احساس آزادی بیشتر از حدّ معمول و به دور از نظارت
خانواده، دانشگاه و استاد و وجود سلیقه های متفاوت و گاهی متضاد بین دانشجویان و
نیز فشار روانی ناشی از دوری از خانواده و خلأ عاطفی و دغدغه ی ازدواج به همراه
نگرانی های مربوط به اشتغال و مسکن، عواملی هستند که محیط خوابگاه را به طور معمول
از کنترل عادی خارج می سازند. البته، وجود چنین فضایی در خوابگاه با آن ویژگی هایش
(که با هر مجتمع دیگر تفاوت دارد)، تا حدّی طبیعی است.

به نکات گفته شده، برای امر به معروف و نهی از منکر افرادی که مبتلا به موسیقی های
حرام می باشند راه کارهای زیر پیشنهاد می شود:


ترویج قانون مندی و قانون پذیری

افرادی
که در یک مکان با هم زندگی می کنند شایسته است به آداب و شرایطی که بر زمان و مکان
حاکم است احترام بگذارند تا با مراعات آن آداب، محیطی مطلوب برای ایشان مهیّا شود.
انسان آزاده و فرهیخته، حرمت و ادب حضور دیگران را نگه می دارد و از آنچه موجب رنجش
هم نوع شود می پرهیزد. پرهیزد.

پخش
موسیقی در اماکن عمومی هرچند از نوع حلال آن، شاید به خودی خود، بی اشکال باشد اما
به دلیل اینکه موجب آزار و اذیت دیگران می‌شود از لحاظ شرعی
اشکال داشته و پیامدهای منفی دنیوی و اخروی فراوانی به دنبال خواهد داشت، لذا باید
چنین افرادی را متوجه این مسئله مهم نموده و آنها ملزم به رعایت چهارچوب‌های
قانونی و ضوابط اخلاق فردی و اجتماعی نمود، مخصوصاً در محیط خوابگاه یا خانه جمعی و
کوچه و خیابان که اخلاق و آداب خاصی دارد، چرا که اگر هرکس بخواهد بنا به سلیقه
شخصی و ساعت دلخواه خود، اقدام به پخش موسیقی نماید دیگر جایی برای آسایش برای هیچ
کس باقی نخواهد ماند. تصور کنید اگر در خوابگاه فردی که به موسیقی سنتی علاقه دارد
در ساعات اولیه شب با صدای بلند اقدام به پخش موسیقی نماید و دانشجوی دیگری که به
موسیقی غیر سنتی علاقه دارد، در ساعات پایانی شب موسیقی پخش کند و در این میان
دانشجویی هم علاقه داشته باشد در سحرگاهان با صدای مداح محبوب خود به مناجات با خدا
بپردازد. آیا واقعا در چنین شرایطی دیگر می‌زندگی نمود؟


کمک گرفتن از دیگران

از آنجا
که بیشتر علاقه مندان به موسیقی از قشر جوان و نوجوان می باشند توصیه می گردد اگر
به سخنان شما چندان اهمیت نمی دهند از فرد قابل اعتمادی بخواهید با دلسوزی کامل
آنها را از این عمل باز دارد و پیامدهای عملشان را به آنها متذکر شود تا شاید متنبه
شوند.


جایگزین موسیقی

در این
خصوص باید توجه نمود گوش دادن موسیقی کدام نیاز فرد را برطرف می نماید. گاهی به
صورت تفریحی و بی هدف گوش می کند و زمانی برای زمینه شاد بودن گوش می کند. در هر
مورد جایگزینی تفریحات سالم می تواند مؤثر باشد.
 


تبیین آثار و پیامدها

در گفت‌وگوهای
دوستانه و غذا خوردن با همدیگر در خصوص آثار زیان‌بار جسمی
و روحی ناشی از موسیقی حرام، توضیح دهید.[۲۹۸]
برخی از آثار زیان بار موسیقی از قرار ذیل می باشد:


محروم از لطف الهی

 امام
صادق(علیه السلام) فرمودند:

«الْغِنَاءُ
مَجْلِسٌ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ  إِلَی  أَهْلِهِ  وَ هُوَ مِمَّا
قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ
لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ
»[۲۹۹]؛
«مجلس غنا و خوانندگی مجلسی است که خدا به اهل آن نمی نگرد و آنها را مشمول لطفش
قرار نمی دهد و این مصداق همان چیزی است که خداوند عزّوجل فرموده: بعضی از مردم
هستند که سخنان بیهوده را خریداری می کنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند»[۳۰۰]


خروج از تعادل و جدیت

موسیقی
باعث کاهش عقل و دوری از واقع بینی می۱۷۴۰; می‌جوانی که با تندتر شدن موسیقی، از تعادل خارج شده و به سرعت ماشین می افزاید. شاید
بتوان از آیه ۶۴ سوره اسراء این اثر سوء را استفاده کرد. در این آیه به شیطان خطاب
شده است:

«وَ
اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ
»[۳۰۱]؛
«با آوازت - که یک مصداق آن موسیقی است - هر قدر می‌توانی
از ذریه آدم گمراه کن»

تعبیر
«استفزاز» که در آیه آمده به این معنی است که برای سست کردن یک شیء محکم و استوار،
در آغاز اطراف و جوانب آن را سست نموده و سپس از جا بکنند. عقل انسان مانند میخ
پولادین در ساختمان وجود انسان قرار گرفته است و موسیقی به منزله عامل مخرّب و سست
کننده قوام و استواری عقل آدمی است. از این‌رو از آن به
استفزاز با صوت شیطان تعبیر شده است.[۳۰۲]



آسیب افکار و احساسات

موسیقی
گرایی نوعی تحریف و تغییر در حسّ زیبایی خواهی و ایجاد دگرگونی در ذائقه روحی و
فکری است. بهی است. به‌گونه‌<ای که به وسیله
موسیقی، معیارهای شنوندگان تغییر داده می شود و آنها را با تربیت والدینشان بیگانه
می کند.

نمونه
کاملاً مستندِ این گفتار همان چیزی است که در برخی موسیقی های امروزی نیز القاء می
شود. در این موسیقی ها که عمدتاً توسط گروه هایی شیطان پرست تهیه و توزیع می گردد!!
این مفاهیم تکرار می شود: «به جهنّم خوش آمدید، سرودی از جهنّم، شهروند جهنّم، به
مِن شیطان گوش بده، شیطان خداوندِ ماست، ما با تمامِ ارواح شریر تسخیر شده ایم».[۳۰۳]

پروفسور
«ولف آدلر» استاد دانشگاه کلمبیا ثابت کرده که: بهترین و دل کش ترین نوارهای موسیقی
شوم ترین آثار را روی دستگاه اعصاب انسان باقی می گذارد، مخصوصاً اگر هوا گرم باشد
این تأثیر مخرّب، شدیدتر می شود. «توجه دقیق به بیوگرافی مشاهیر موسیقی جهان نشان
می دهد که در دوران کهولت عمر به‌تدریج دچار ناراحتی های
روحی گردیده اند و عده ای نیز مبتلا به بیماری  شده اند. چنان‌که
هنگام نواختن موسیقی درجه فشار خونشان بالا رفته و دچار سکته ناگهانی شده اند».[۳۰۴]


عامل فقر

حضرت
علی(علیه السلام) در این باره فرموده اند:

«کَثْرَةُ
الِاسْتِمَاعِ إِلَی الْغِنَاءِ یُورِثُ  الْفَقْرَ
»[۳۰۵]؛
«گوش دادن زیاد به غنا موجب فقر و تنگدستی می شود»

البته
باید دانست این‌گونه آثار چه بسا نسبی باشد به این معنا که
کسی که موسیقی گوش می دهد اگرچه الان پولدار است اما اگر گوش نمی داد و عقل و تدبیر
او بیشتر می شد از امکانات و توانمندی های بیشتری بهره می برد و یا این‌که
اگر غرق موسیقی شود رفته رفته آلودگی او را فرامی گیرد و گرفتار فقر و بیچارگی می
شود.


مستجاب نشدن دعا

امام
صادق(علیه السلام) فرمود:

«بَیْتُ
الْغِنَاءِ بَیْتٌ ... لَا تُجَابُ  فِیهِ  الدَّعْوَةُ وَ لَا
تُدْخِلُهُ  الْمَلَائِکَةُ
»[۳۰۶]؛
«خانه ای که در آن غنا و ساز و آواز نواخته شود، ... دعا در آن خانه مستجاب نمی
گردد و فرشتگان به آن خانه وارد نمی شوند»


زوال برکت از زندگی

رسول
خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«لَا
تَدْخُلُ  الْمَلَائِکَةُ بَیْتاً فِیهِ  خَمْرٌ أَوْ دَفٌ  أَوْ
طُنْبُورٌ أَوْ نَرْدٌ وَ لَا یُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ وَ تُرْفَعُ عَنْهُمُ
الْبَرَکَة
»[۳۰۷]؛
«فرشتگان وارد خانه ای که در آن شراب یا دایره یا طنبور (نوعی از آلات موسیقی) و یا
نَرد (نوعی وسیله قمار) باشد، نمی شوند و دعای اهل آن خانه مستجاب نمی گردد و برکت
از آنان برداشته می شود».


ایمن نبودن از بلای ناگهانی

امام
صادق(علیه السلام) میلسلام) می‌<فرمایند:

«بَیْتُ
الْغِنَاءِ لَا تُؤْمَنُ  فِیهِ  الْفَجِیعَة
»[۳۰۸]؛
«خانه ای که در آن غناء و ساز و آواز نواخته شود، از مصیبت ها و بلاهای سخت و
دردناک  در امان نیست.


عذاب دردناک

رسول
خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مَنِ 
اسْتَمَعَ  إِلَی  اللَّهْوِ یُذَابُ فِی أُذُنِهِ الْآنُک
»[۳۰۹]؛
«کسی که به چیزهای لهو و بیهوده گوش فرادهد (روز قیامت) در گوشش سرب گداخته (و ذوب
شده) ریخته می شود».


ارائه مستندات عینی

یکی از
بهترین روش های تأثیرگذار در امر به معروف و نهی از منکر علاقه مندان به موسیقی
ارائه مستندات عینی از آثار و پیامدهای زیانبار موسیقی ها در افراد می باشد که در
این قسمت به اسامی استادان معروف موسیقی و بیماری های روحی و جسمی آنان اشاره می
نماییم:#۱۷۴۰;یم:

بتهون:
پریشان فکری - بدبینی – اختلال شنوایی – دیوانگی؛

مندلسن:
اختلالات روحی و عصبی - تند خویی - سکته و جوانمرگی؛

موریس
راول: اغتشاشات فکری - عصبانیت - بالاخره کوری؛


مالیبران: سکته در سن ۲۷ سالگی در حال خواندن آواز؛


متروپولوس: اختلالات عصبی، فشار خون، سکته در حال اجرای موسیقی؛

بولدن
(رهبر جاز): اختلالات عصبی - ناراحتی‌<های روحی – دیوانگی؛


آرمسترانک (سلطان جاز): ضعف عمومی - فرسودگی - سکته قلبی.[۳۱۰]


آخرین راهکار

به عنوان
آخرین راهکار چنانچه امکان ارتباط مؤثر و سازنده با این گونه افراد برای تغییر
رفتارشان وجود نداشته و آنان مایل به ترک چنین رفتاری نیستند، لازم است برای
مصونیّت خویشتن از آثار سوء چنین پدیده۰;ن پدیده‌ای، آنان را رها
کرده و از آن‌ها دوری نمود.

قرآن
کریم به پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره رفتار ناهنجار برخی دشمنان
می‌<فرماید:

«فَذَرْهُمْ
یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتَّی یُلاقُوا یَوْمَهُمُ الَّذی یُوعَدُونَ
»[۳۱۱]


 


رابطه با جنس مخالف


وقتی با بعضی از بچه های کلاس که روابط دوستی با جنس مخالفشون
دارند صحبت می کنیم و با کنایه به آنها اعتراض می کنیم، می گویند: «آیا بهتر نیست
قبل از ازدواج مدتی برای شناخت بیشتر با هم دوست باشیم و بعد تصمیم بگیریم»؟ برای
قانع کردن این تیپ بچه ها چه بگوییم؟؟

برای نهی
از منکر این دسته افراد می توان از روش های متعددی بهره جست اما قبل از ارائه روشبل از ارائه روش‌<ها
باید یادآوری کنیم که اسلام، برقراری روابط مخفیانه و نامشروع را نهی نموده و در
قرآن کریم چنین دستور داده است که:

«فَانْکِحُوهُنَّ
بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَیْرَ
مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدان
»[۳۱۲]؛
«آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور
پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گیران پنهانی
نباشند»

پیامبر
خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز نسبت به عقوبتز نسبت به عقوبت‌<های
اخروی روابط غیرشرعی هشدار داده و فرموده اند:

«...
مَنْ صَافَحَ امْرَأَةً حَرَاماً جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَغْلُولًا ثُمَّ
یُؤْمَرُ بِهِ إِلَی النَّارِ وَ مَنْ فَاکَهَ امْرَأَةً لَا یَمْلِکُهَا حُبِسَ
بِکُلِّ کَلِمَةٍ کَلَّمَهَا فِی الدُّنْیَا أَلْفَ عَامٍ فِی النَّارِ...
»؛[۳۱۳] «و
کسی که با زن نامحرمی  دست دهد، در روز قیامت در حالی‌که
به زنجیر کشیده شده است محشور می شود و سپس فرمان می رسد که او را راهی دوزخ سازند.
و کسی که با زنی نامحرم از سر شهوت شوخی و مزاح کند، به ازای هر کلمه ای که بر زبان
آورده باشد هزار سال او را نگاه دارند».


دعوت به ازدواج شرعی

اولین
راه برای جلوگیری از این منکر، پیشنهاد ازدواج میازدواج می‌باشد چرا
که بر اساس آموزه‌های اسلامی بهترین وسیله‌ای
که می‌تواند انسان را نسبت به این‌گونه
روابط مصون بدارد ازدواج است.

البته
اسلام عزیز طرفدار ازدواج ساده و آسان بوده و حتی به افرادی که به دلیل فقر و نداری
اقدام به ازدواج نمی‌<کنند وعده غنا و بی نیازی داده و
فرموده:

«وَ
أَنْکِحُوا الْأَیامى  مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ
إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ
واسِعٌ عَلیم
»[۳۱۴]؛
«مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان
را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى نیاز مى سازد؛ خداوند
گشایش دهنده و آگاه است!»

متأسفانه
هنگامی که به برخی از جوانان و خانوادهوانان و خانواده‌ها، ازداواج مورد
نظر اسلام توصیه می‌شود حاضر به پذیرش آن نبوده و آن را
امری غیرممکن می‌پندارند اما همین دختران و پسران از آنجایی
که نمی‌توانند به ازدواج خیالی خود دست‌یابند
به تمامی ارزش‌های دینی و اخلاقی خود پشت پا زده و با
نادیده گرفتن تمامی پیامدهای فردی، خانوادگی و اجتماعی با جنس مخالف خود روابط
نامشروع بر قرار نمایند و حتی حاضر می‌شوند بدون هیچ‌گونه
مهریه و جهیزیه‌ای که به بهانه آن ازدواج نکرده‌<اند
با عناوین مختلف مانند ازدواج سفید همچون زن و شوهر زیر یک سقف زندگی کنند.



برانگیختن احساس مسئولیت خانواده‌ها


خانواده‌ها گاهی نسبت به این روابط هیچ‌گونه
مخالفتی را از خود بروز نمی‌دهند و اختیار کامل برای
تصمیم‌گیری به دختران و پسران خود می‌دهند.
در حالی‌که لازم است با احساس مسئولیت این‌گونه
خانواده‌ها را بر انگیخت تا با هم‌فکری
به فرزندان خود کمک کنند و آنان را از بحران و انحراف نجات دهند[۳۱۵]


افزایش روابط عاطفی

با
توجه به اینکه در این سن نیاز به دوست و روابط عاطفی بیشتر احساس می احساس می‌شود
باید اطرافیان سعی نمایند او تنها نباشد و برای او دوستانی که از لحاظ دینی، اخلاقی
و رفتاری مناسب‌تر هستند را جهت گذراندن اوقات فراغت در
نظر بگیرند، و تا آنجا که امکان دارد با افزایش و استمرار روابط عاطفی با این افراد
سعی در رفع لغزش‌های وی نمایند.<



تقویت باورها و برنامه ها

عمق
بخشیدن به اعتقادات دینی از طریق انس با قرآن، ارتباط با محافل و مجالس دینی، تمرین
مبارزه با نفس در پرتو این ارتباطات، تفکر مستمر درباره عواقب و کیفر گناه در دنیا
و آخرت و توبه از معصیت از معصیت‌معصومین(علیهم السلام) پشت شیطان را می‌ی‌

تقویت آگاهی


نیازهاى عاطفى و غرایز دیگر در ایام نوجوانى و جوانی، آدمى را به سوى «دوست داشتن و
عشق ورزیدن» سوق مى دهد. و از سوی دیگر فطرت پاک جوان و
اراده او نیز قوی است. به‌طوری‌که
فشار شهوت را می‌تواند با اراده پرتوان خود کنترل کند اگر
چه تجربه او کم است. اما با تقویت آگاهی نسبت به دوران بلوغ و چالش‌های
آن راحت‌تر می‌تواند
این دوران را طی نماید.[۳۱۶]
 


هشدار نسبت به پیامدهای منفی این‌گونه
روابط

به
تجربه ثابت شده دوستیشده دوستی‌های قبل از ازدواج ناپدار و
دردسرساز است و پیامدهای منفی متعددی را به دنبال دارد که به برخی از انها اشاره می‌

افت تحصیلی:

 این این‌گونه
روابط باعث می شود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقات
های حضوری و تلفنی خود بکنند و این بزرگ ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است<.


از دست دادن فرصت ها:

از
آنجا که این‌گونه روابط ناشی از موانع متعدد پیش روی
دختر و پسر می‌باشد[۳۱۷]،
ممکن است این رابطه سالیان متمادی وجود داشته باشد و در این میان فرصت‌های
مناسب جهت ازدواج سالم از دست برود چراکه دختران به امید ازدواج با طرف مقابل خود،
خواستگارانشان را – که چه بسا
شرایط بهتری نسبت به دوست پسر خود دارد- را رد نموده و پسران نیز به همین دلیل
ازدواجشان به تأخیر بیفتد.


اضطراب، تشویش و احساس نگرانی:

این‌گونه
دوستی ها با مخاطرات روانی گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است. وجود افکار
دیگری همچون نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می
گیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به‌دنبال خود
دارد.

علاوه
بر این احساس گناه طولانی و آزار دهنده۰; و آزار دهنده‌ای است که سالیان
دراز با آدمی همراه خواهد بود و موجبات اندوه عمیق وی را فراهم می‌حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیه به اباذر فرمودند:

«رُبَّ
شَهْوَةِ سَاعَةٍ تُورِثُ حُزْناً طَوِیلاً
»[۳۱۸]؛
«چه بسا ساعتی، کامروایی و شهوت، اندوه طولانی به بار می‌آورد
و غم و غصه فراوان از پی دارد.»


فساد جنسی


بسیاری از روابط دوستی پسر و دختر از یک کلام ساده شروع و در ادامه به تماسر ادامه به تماس‌های
تلفنی سپس به هم‌دوشی و گشت و گذار و در نهایت به هم
آغوشی و فساد جنسی منتهی می‌شود. و این خسارت جبران‌ناپذیری
به ویژه برای دختران می‌باشد که هیچ راه بازگشتی را برای
وی باقی نمی‌

پاشیدگی خانواده

وقتی
دختر و پسری با جنس مخالف خود رابطه داشته باشد باعث بدبینی اعضای منزل به طرف
مقابل می
مقابل می‌شود و پرخاشگری‌ها و
سؤال و جواب‌و در نهایت به اختلافات ریشه دار منجر می‌گردد و این
اختلافات حتی اگر چنین روابطی به ازدواج نیز منجر شود ادامه پیدا می‌

خیانت

یکی
از تأثیرات بسیار ناخوشایند این‌گونه دوستی‌ها
مربوط به دوران بعد از ازدواج می‌باشد چرا که در موراد
متعددی این دوستی‌ها پس از دوران ازدواج نیز ادامه می‌یابد
و دختران و پسران با وجود داشتن همسر شرعی و قانونی به آنها خیانت نموده و همچنان
به روابط نامشروع خود ادامه می‌دهند.[۳۱۹]

 




سایت ها


برادرم اهل نماز و روزه است، اما سراغ سایت های غیراخلاقی هم می
رود و ساعت ها اعتیادوار به دیدن تصاویر و فیلم های مستهجن مشغول می شود. برای نهی
از این کار چه راهی پیشنهاد می کنید؟؟

در جامعه
امروز وسایل ارتباط جمعی از قبیل رایانه و اینترنت به خانه ها و خانواده ها راه
پیدا کرده و وظیفه خانواده را سنگین تر نموده است. اما از آنجا که اقدامات اصلاحی
باید متناسب و مناسب باشد؛ راهکارهایی مطرح می شود و امیدواریم با بهره گرفتن از آن
اصول و راهکارها بتوان به نحو مؤثری نهی از منکر نمود.


تغییر بینش و نگرش

او باید
به این باور برسد که هر آنچه می بیند قابل دسترسی نیست در نتیجه آرامش روحی و روانی
خود را بی جهت از دست داده و دچار اندوه و حسرت فراوان می گردد.[۳۲۰]


بیان آثار مراقبت از نگاه

رسول
خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«کُلُّ
عَیْنٍ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا ثَلَاثَ أَعْیُنٍ عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ
خَشْیَةِ اللَّهِ وَ عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ عَیْنٌ بَاتَتْ
سَاهِرَةً فِی سَبِیلِ اللَّه
»[۳۲۱]؛
«روز قیامت همه چشم‌ها گریان است جز سه چشم، یکی چشمی است
که از نگاه به نامحرم فروخوابانده شود، دوم، چشمی که از خوف خدا قطره‌ای
اشک ریخته باشد و سوم، چشمی که برای دفاع از اسلام شب را تا صبح بیدار بوده باشد».

در روایت
دیگری از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:

«النَّظِرَةُ
سَهْمٌ  مَسْمُومٌ  مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ فَمَنْ تَرَکَهَا خَوْفاً
مِنَ اللَّهِ أَعْطَاهُ إِیمَاناً یَجِدُ حَلَاوَتَهُ فِی قَلْبِه
»[۳۲۲]؛
«نگاه کردن (به نامحرم) تیری است مسموم و زهردار از تیرهای شیطان، و هر که آن را از
جهت ترس از خدا ترک نماید در این صورت خداوند ایمانی به وی عنایت فرماید که حلاوت و
لذت او را در قلب خود می چشد».


تقویت روحیه تقوا

جهت
تقویت روحیه تقوا می توان با استناد به آیات قرآن کریم، ناظر بودن خداوند متعال و
معصومین(علیهم السلام) بر اعمال افراد را گوشزد نمود[۳۲۳]
و به عبارت دیگر تأکید نمود که آنچه انجام می‌دهیم در محضر
خداوند و رسول گرامی اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) است. چنانچه انسان به این مرتبه
از تقوا برسد، هیچ گناه و خلافی از او صادر نمی‌شود بلکه در
سطحی بالاتر به فکر گناه هم نخواهد بود.[۳۲۴]


هدفمند نمودن حضور در فضای مجازی

یکی از
عوامل به دام افتادن در سایت های مستهجن حضور بی هدف در فضای اینترنت می باشد و حال
آن که اگر به این دسته از افراد توصیه شود به جای حضور بی دلیل در اینترنت؛ به
هنگام نیاز از این فضا استفاده نموده و پس از اتمام کار، بلافاصله از آن خارج گردند
این مشکل کمتر به وقوع می پیوندد.

در این
زمینه یکی از بهترین روش های حضور هدفمند در اینترنت که می تواند افراد را از پرسه
زنی در سایت های مستهجن باز بدارد طراحی یک وبلاگ شخصی در اینترنت می باشد که هر
فردی بنا به سلیقه خود می تواند اقدام به طراحی وبلاگ نموده و براساس توانایی و
معلوماتی که دارد برای آن تولید محتوا نماید.[۳۲۵]


استفاده از روش جایگزین

یکی دیگر
از روش هایی که به واسطه آن می توان افراد را از سایت های مستهجن دور نگه داشت، سوق
دادن این افراد به استفاده از سایت های مفید اینترنت می باشد.ت می باشد.

به‌عنوان
نمونه به تناسب علاقه افراد سایت های آموزشی و بهره گیری از سایت های مشاوره و پرسش
و پاسخ مسائل دینی و خانوادگی، بهره گیری از سایت مراجع عظام تقلید جهت دانستن
احکام شرعی، استفاده از سایت های خبری از بهترین موارد قابل توصیه می باشد.


برنامه ریزی برای اوقات فراغت

غالب
افراد هنگامی به سراغ سایت های غیراخلاقی میی می‌روند که بیکار
باشند. لذا توصیه می‌شود وقت این شخص را با اعمالی شایسته و
مورد علاقه اش پر کنید تا فرصت پرداختن به این گونه امور را نداشته باشند. علاوه بر
این می توان فیلم های سالم و جذاب برای آنها تهیه نمایید و آنها را در معرض قرار
دهید. فیلم های سینمایی، فیلم های علمی  بسیار شیرین، راز بقا، مناظر تاریخی و
طبیعی دلکش و جذابی که به تدریج ایشان را از فیلم های مبتذل منصرف سازد.


مدیریت استفاده از رایانه

می توان
استفاده از رایانه را بهیانه را به‌گونه ای مدیریت نمود که امکانی
برای دیدن سایت های مستهجن وجود نداشته باشد. به عنوان نمونه مکان رایانه در یک
اتاق عمومی باشد به‌گونه ای که در زمان استفاده از اینترنت
صفحه نمایش در معرض دید همگان قرار گرفته باشد.


 


غیبت


چگونه ما جوان ها پدر و مادرمان را درخصوص مجالس غیبت امر به معروف
کنیم با وجود اینن‌که از ما بزرگ‌تر
هستند و ممکن است از دست ما ناراحت و یا حداقل رنجیده خاطر می شوند. در این مواقع
اگر امر به معروف لازمه چگونه باید باشد؟

امر به
معروف و نهی از منکر والدین باید با رعایت ادب و احترام و انتخاب الفاظ ملایم انجام
پذیرد، بنابراین رعایت موارد ذیل ضروری است:

هرگز سعی
در ایجاد تغییر ناگهانی و با برخوردهای تند و عجولانه نداشته باشید.شته باشید.

از بحث و
جدل با آنها جداً خوداری کنید.

با خدمت
صادقانه و رفتار صمیمانه باید سعی در جلب اعتماد آنها نمود.

مواظب
باشید تذکر دادن به آنها با فاصله انجام گیرد و به‌گونه ای
این کار را انجام دهید که منجر به عصبانیت و از کوره در رفتن آنها نشود زیرا در این
صورت تأثیر سخن از بین می رود و جوّ ناراحتی و ستیز ایجاد می شود.

سعی کنید
مطالب را به نقل از روایات و سخن بزرگان و یا روحانی مسجد محله و افراد دیگری که
مورد اعتماد آنهاست به آنان منتقل کنید و مستقیماً وارد عمل نشوید.

اما نکته
مهمی که در خصوص نهی از منکر غیبت کننده وجود دارد و پیش از هر چیز باید نسبت به آن
توجه داشت اطمینان به غیبت بودن سخنان می باشد چرا که «غیبت» دارای تعریفی خاص بوده
وحتی در مواردی نیز از منظر اسلام غیبت دیگران جایز می باشد لذا بر اساس تعریف
علمای اخلاق غیبت دارای چهار مؤلفه اصلی می باشد که در صورت فقدان این موارد غیبت
محسوب نمی شود:

۱. عیب،
یا نقص باشد.۱۷۴۰;ا نقص باشد.

۲. پشت
سر فرد گفته شود.

۳.
بدانیم کسی که غیبتش می شود، از شنیدن حرفی که پشت سرش گفته شده ناراحت می شود.

۴. کسی
که غیبتش می شود، برای مخاطب، شناخته شده باشد.[۳۲۶]

با توجه
به آنچه گفته شده چه بسا بسیاری از صحبت ها اصلاً غیبت نباشد بلکه برخی افراد اقدام
به بیان شرح حال و اتفاقی که برایشان پیش آمده می باشد و ما به گمان اینه گمان این‌که
غیبت است؛ نسبت به آن معترض می شویم. گذشته از این‌که در
موارد خاصی غیبت مجاز یا واجب می گردد و این در جایی است که پای مصلحت مهم تری در
کار باشد به‌گونه ای که حفظ آن مصلحت بر مفاسد بزرگ غیبت
غالب و چیره گردد. از جمله آنها موارد زیر است:

در مورد
دادخواهی و رفع ظلم و گرفتن حق که اگر شخص مظلوم افشاگری نکند کسی به داد او نمی
رسد و حق او پایمال می گردد.

در مورد
بدعت گذاران و توطئه گران و کسانی که بر ضدّمصالح مسلمین نقشه می کشند که اگر کار
آنها برملا و آشکار گردد مردم به پا می خیزند و جلوگیری کامل یا نسبی می کنند، غیبت
این گونه افراد نیز جایز بلکه واجب است.

در مورد
مسلمانی که جان یا مال یا ناموسش از سوی دیگری در خطر قرار گرفته و او آگاه نیست،
افشای این خطر نیز جایز بلکه گاهی واجب است.

در مورد
مشورت؛ یعنی در آنجا که کسی می خواهد مثلاً با دیگری ازدواج کند یا شرکتی تشکیل دهد
و از انسان درباره شخص مورد نظرش سؤال می کند، در اینجا امانت در مشورت اقتضا می
کند آنچه را می داند به مقدار لازم بازگو کند چون پرده پوشی در این گونه موارد
خیانت است و خیانت در مشورت جایز نیست.

در مورد
شهادت دادن در جایی که از انسان تقاضای شهادت کنند، نیز غیبت کردن جایز است چون
مصلحت شهادت قوی تر است.

طرف
متجاهر به فسق باشد؛ یعنی، هیچ گونه پروایی نداشته باشد که علناً به گناه و معصیتی
دست بزند، که در خصوص گناه علنی او غیبت جایز است.

ممکن است
فردی را برای سِمَتی نظیر نمایندگی یا ریاست قسمتی خاص، نامزد نموده و مورد بحث
قرار دهند. در اینجا انسان می تواند اگر نقطه ضعفی را اطلاع دارد، به مسئولین گوشزد
کند.[۳۲۷]


دفاع از غیبت شونده

باید سعی
کرد از غیبت شونده که فرد مؤمنی است، به نحوی دفاع نمایید تا آبرویش حفظ شود و بدین
وسیله زمینه غیبت را از بین برد.ز بین برد.

امام
باقر(علیه السلام) در این باره فرموده اند:

«مَنِ
اغْتِیبَ عِنْدَهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فَنَصَرَهُ وَ أَعَانَهُ نَصَرَهُ اللَّهُ
وَ أَعَانَهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ مَنِ اغْتِیبَ عِنْدَهُ أَخُوهُ
الْمُؤْمِنُ فَلَمْ یَنْصُرْهُ وَ لَمْ یُعِنْهُ وَ لَمْ یَدْفَعْ عَنْهُ وَ هُوَ
یَقْدِرُ عَلَی نُصْرَتِهِ وَ عَوْنِهِ إِلَّا حَقَّرَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَ
الْآخِرَة
»[۳۲۸]؛
«هر که از برادر مؤمنش نزد او غیبت کنند و او به برادرش کمک کند و یاریش نماید
خداوند او را در دنیا و آخرت کمک کند و یاری رساند و هر که از برادر مؤمنش نزد او
غیبت کنند و او برادرش را با وجود توانایی بر یاریش یاری نرساند [و از او دفاع
ننماید] خداوند او را در دنیا و آخرت خوار سازد».


ترک مجلس غیبت

اگر
راهکارهای گفته شده مؤثر نبود، یکی از روش های نهی از منکر آن است که موقعیت را به
عنوان اعتراض ترک نمود تا باعث تنبه شود. البته نسبت بـه والدین این عمل بایـد با
کمال احتـرام و ادب و ذکــر علت تـرک مجلس باشــد.

پیامبر
اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرموده اند:

«مَنْ
کانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یَجْلِسُ فِی مَجْلِسٍ
یُسَبُّ فِیهِ إِمَامٌ أَوْ یُغْتَابُ فِیهِ مُسْلِم
»[۳۲۹]؛
«هر کس که ایمان به خدا و روز قیامت داشته باشد در مجلسی نمی نشیند که به امام
(عادل) ناسزا گفته می شود و یا از مسلمانی غیبت می شود».


 


مجالس عروسی


لطفاً بفرمایید وظیفه ما درباره شرکت در جلسات و مراسم های
خانوادگی مثل مهمانی و عروسی که با موسیقی های حرام و رقص و... به ابتذال کشیده می
شود چیست؟ وقتی هم ایراد وارد می کنیم، می گویند بابا خشک نباش! یک شب که هزار شب
نمی شود! و... در چنین شرایطی وظیفه ما از باب امر به معروف و نهی از منکر چیست؟؟

در
روایات از امام صادق(علیه السلام) در وصف مجلس عروسی آمده است:

«به
درستی که خداوند متعال خانه ای که در آن عروسی باشد را دوست دارد»[۳۳۰]

پس چرا
باید مجلسی را که خداوند آن را دوست دارد به مجلس گناه که مورد غضب الهی است تبدیل
نمود. #۱۷۴۰;ل
نمود.

نکته
قابل توجه در خصوص امر به معروف و نهی از منکر مجالس عروسی آن است که گاهی افراد به
هنگام مواجه شدن با کاری که با موازین شرعی ناسازگار است، خیلی سریع واکنش نشان
داده و این باعث به وجودآمدن ناراحتی ها و اختلاف هایی بین این افراد و دوستان، یا
خانواده می شود. بنابراین هر اقدامی که به عنوان امر به معروف و نهی از منکر نسبت
به مجالس عروسی صورت می گیرد، باید حساب شده و دقیق باشد.

به همین
منظور برخی از راهکارهایی که می تواند جهت جلوگیری از گناه انجام داد، به شرح ذیل
می باشد:


برنامه های جایگزین

برای
جلوگیری از گناهانی که در مجالس عروسی به وقوع می پیوندد می توان برنامه های مفیدی
را به عنوان جایگزین معرفی نمود.عرفی نمود.

به عنوان
نمونه می توان توصیه نمود مراسم جشن هم زمان با یکی از اعیاد اسلامی برگزار گردیده
و به همین مناسبت از مداحان جهت اجرای برنامه و خواندن اشعار ویژه آن عید و مولودی
خوانی دعوت نمود؛ علاوه بر این می توان از نقل لطیفه ها و حکایات جالب و شنیدنی
توسط بعضی سخنرانان ماهر که به راحتی می توانند مخاطب خود را بدون گناه تا پایان
مجلس بخندانند استفاده نمود و یا از افرادی که کارهای تردستی و دیدنی انجام می دهند
استفاده کرد و... که همه این موارد نمونه هایی از برنامه های می باشد که به مجلس و
مراسم، شادی و گرمی  لازم را می بخشد و می توان آنها را به عنوان جایگزین به
خانواده عروس و داماد معرفی نمود.


اعلام موضع پیش از مجلس عروسی

یکی از
روش های تأثیرگذاری که بزرگان فامیل و افراد صاحب نفوذ خانواده مانند روحانیون، جهت
جلوگیری از وقوع منکر در مجالس عروسی می توانند انجام دهند آن است که پیش از
برگزاری مراسم عروسی مواضع و خطوط قرمز خود را برای شرکت در این مجلس اعلام نمایند.

 این
افراد می توانند به صورت صریح و کاملاً محترمانه اعلام نمایند که بنا به نظر تمامی
مراجع عظام تقلید، شرکت در مجالس گناه حرام می باشد[۳۳۱]
و به همین دلیل در صورت عدم رعایت موازین شرعی از حضور در این مراسم معذور می باشند
و در نهایت از آنها بخواهند که مجلس را به‌گونه ای برگزار
کنند که امکان شرکت در آن را داشته باشند.


کمک گرفتن از بزرگان فامیل

یکی از
راه های نهی از منکر به هنگام برگزاری مجالس عروسی، صحبت با بزرگان فامیل و درخواست
از آنها جهت کنترل مجلس می باشد.[۳۳۲]



ترک مجلس گناه

در صورت
ادامه روند گناه در مجلس عروسی و بی تأثیر بودن تذکرات داده شده وظیفه شرعی هر
متدینی آن است که در اعتراض به این روند مجلس گناه را ترک نماید.ترک نماید.

امام
صادق(علیه السلام) در این باره فرموده اند:

«نباید
مؤمن در مجلس گناهی بنشیند که قدرت بر تغییر آن را ندارد»[۳۳۳]


 


مسائل سیاسی


آیا می شود بگویید در برابر بعضی از دانشجو ها که آدم های بدی هم
نیستند و خدا را قبول دارند و گاهی نماز هم می خوانند اما با نظام مخالف بوده و به
آن توهین می کنند چه کار باید کرد؟ و آیا در این موارد هم می شود امر به معروف و
نهی از منکر کرد؟؟

با وجود
تمامی پیشرفت ها و برکاتی که نظام مقدس جمهوری اسلامی به دنبال داشته، همواره عده
ای به مخالفت با آن می پردازند که تأثیرگذاری و اصلاح فکری آنها، تلاشی پردامنه
همراه با آگاهی، استقامت و تعهد را می طلبد.ا می طلبد.

از سویی
دیگر از آنجا که افراد مخالف از جهت میزان آگاهی، روند تأثیرپذیری، میزان حقیقت
طلبی یا حقیقت گریزی، مراتب بسیار متفاوتی دارند. بنابراین هرگز نمی توان انتظار
داشت که با ارائه نسخه واحدی، بتوان همه را قانع کرد. بنابراین در برخورد با چنین
افرادی باید متناسب با شخصیت و انگیزه مخالفت هر فرد، از روش  های مختلف و
عوامل تأثیرگذار بر مخاطب استفاده کرد.

در اینجا
ما نیز با اشاره به انگیزه برخی مخالفت ها به برخی از روش هایی که در این زمینه
کاربرد دارد اشاره می نماییم:


تغافل و چشم پوشی

بعضی به
علت مشکل یا مصیبتی که برایشان پیش آمده به جهت کم تحملی اقدام به توهین به مقدسات
یا انقلاب اسلامی می نمایند. در برخورد با این گروه باید مدتی سکوت نمود و خود را
به تغافل زد زیرا بعد از فروکش شدن خشم و عصبانیت خود آن شخص از عملش پشیمان می
شود.


دعوت به تقوای در گفتار

از تقوی
به عنوان نیروی باز دارنده۱۷۴۰; باز دارنده‌ی آدمی از زشتی‌ها
و منکرات، تعبیر شده است و تقوای کلام به این معناست که انسان چیزی را بیان کند که
کاملاً به آن آگاهی دارد و یا به عبارت دیگر از آن یقین دارد و در غیر این صورت
انسان متقی چیزی را که به آن یقین ندارد، هرگز بیان نمی‌کند.
نهی قرآن از این‌گونه سخنان دلیل محکمی برای رعایت تقوای
کلام می‌باشد.

«وَ
لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ
کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُل
»[۳۳۴]؛
«از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسئولند».

از اینfa">از این‌رو
یکی از روش های بازدارنده کسانی که تنها بر اساس شنیده‌ها و
بدون هیچ تأملی به نظام اسلامی توهین می نمایند دعوت به تقوای در گفتار می باشد.

نکته مهم
این است در مقابل هر ادعایی که این‌گونه افراد طرح می کنند
دلیل بخواهیم. البته خود ما نیز باید برای ادعاهای خود باید دلیل منطقی و قانع‌کننده
داشته باشیم.

طبیعتاً
اگر اطلاعات ما در آن موضوع کم باشد یا شیوه بحث و گفت‌وگو
و مناظره را به خوبی ندانیم یا از قدرت بیان کافی برخوردار نباشیم بهتر است شخصاً
وارد بحث نشویم و او را به فرد دیگری که از عهده این کار بر می آید معرفی کنیم.


تبیین خدمات و آثار

برخی
مخالفت ها به جهت عدم اطلاع کافی از عملکرد مسئولین و پیشرفت های نظام مقدس جمهوری
اسلامی در عرصه های مختلف بین‌المللی، اقتصادی، علمی،
فرهنگی، خدمات‌رسانی به مردم و... می باشد، به همین دلیل
اگر خدمات صورت گرفته به این گروه از مردم تبیین گردد، ظرفیت اعتمادسازی مردم به
نظام و مسئولان، رشد و بالندگی بیشتری یافته و نسبت به آن مخالفت نمی ورزند.[۳۳۵]


مرز بندی میان مسئولین متخلف با اسلام و نظام اسلامی


جای
تردیدی نیست که عملکرد پاره‌ای از مسئولان در سطوح مختلف
نظام، ناموفق و نادرست بوده است و قابل نقد و تحلیل منصفانه می‌باشد
ولیکن برخی مایلند این نوع رفتارها را به نظام و یا اسلام منتسب نموه و در نهایت
موجب دلسردی از نظام اسلامی را فراهم آورند. در حالی که واقعیت امر این است که باید
بین اسلام و عملکرد مسلمین و نیز میان اهداف و برنامه های نظام اسلامی و عملکرد
برخی از مسئولان نظام، تفکیک قائل شد و هر مسئله را در جایگاه واقعی خود مورد بررسی
و ارزیابی قرار داد.[۳۳۶]

در پایان
یادآوری می نماییم بحث و گفت۱۷۴۰;م بحث و گفت‌وگو پیرامون مسائل سیاسی باید
با استفاده از بیان مؤثر و ملایم، باشد قرآن نیز، رهنمودهای مؤثری و از جمله در آیه
زیر ارائه می‌فرماید:

«وَ
عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ
الْجاهِلُونَ قالُوا سَلام
»[۳۳۷]؛
«بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی تکبّر بر زمین راه می
روند؛ و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها
سلام می گویند (و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند)».

و از
بهترین شیوه ها آن است که اجازه بدهیم کسی که اعتراض دارد کاملاً حرف های خودش را
بگوید طبیعی است وقتی حرف های خود را مطرح کرد خود به خود تخلیه می شود و آرامش
نسبی پیدا می کند و به طور معمول در میان صحبت های فراوان او مواردی پیدا می شود که
زیاده روی کرده باشد و ما به طور قانع کننده ای می توانیم جواب او را بدهیم. در این
صورت کافی است با آرامی و لبخند از میان حرف های او تنها نسبت به یک مورد اشاره
کنیم و به طور منطقی پاسخ بدهیم. با این روش کسی که اعتراض کرده متوجه می شود این
طور نیست که همیشه حق با او باشد و حرف های دیگر او نیز به او نیز به‌گونه
ای مورد تردید قرار می گیرد آنچه مهم است در گفت و گوهای این چنینی ما عصبانی نشویم
و یا صحنه را ترک نکنیم، بلکه با خوب گوش کردن و یک دلیل منطقی، شخصیت خودمان را
حفظ کنیم و با رعایت اخلاص و اخلاق برای همگان ثابت شود دفاع از نظام اسلامی برای
حفظ عظمت اسلام و استقلال ایران است و همگی به این باور برسیم که «توجیه» نقاط ضعف
حماقت است. «تخریب نظام» خیانت است. اما اصلاح وظیفه و رسالت است.


 


تیپ عجیب


بعضی از دوستانم به شدت به مدگرایی رو آورده اند و هر چند وقت یکک‌بار
تیپ عجیب و غریبی به خودشان می دهند.من چه‌طور می توانم
آنها را امر به معروف کنم تا دست از این کارهاشون بردارند؟

درباره
افراد مدگرا، ابتدا باید به انگیزه های گرایش آنها پی برده، سپس متناسب با هر یک از
انگیزه ها، راهکار مناسبی را پیش‌رو گرفت. چرا که هر یک از
افرادی که با مدهای مختلف در خیابان ها و مجامع عمومی حاضر می شوند با انگیزه های
متفاوتی به این مسئله روی آورده اند که برای تأثیرگذاری راهنمایی و ارشاد آنها باید
متناسب با انگیزه های آنها اقدام نمود.

در اینجا
به مهم ترین انگیزه های افراد مدگرا و همچنین راهکارهای که می توان جهت ارشاد آنها
به کار برد اشاره می نماییم.


انگیزه های روانشناختی

انگیزه
های روان شناختی را می توان از عمده ترین عوامل گرایش به مدگرایی برشمرد که در این
قسمت به چند مورد اشاره می شود:


تنوع طلبی و نوگرایی

جوانی،
فصل تازه ای در زندگی و سرآغاز ورود انسان به جهان پرشور و رنگارنگ است که غرایز
طبیعی در شکل دهی آن، نقش اصلی را بر عهده دارند. استقلال طلبی، تنوّع دوستی، هیجان
خواهی، نقد گذشته و نوگرایی از جمله ویژگی های دوران جوانی است که به شدّت،
رفتارهای جوانان را تحت تأثیر قرار می دهد. تمایل به امروزی شدن و نوگرایی به درجات
مختلف در هر نوجوان وجود دارد و گواه نیاز وی به شکستن قالب های موجود، فاصله گرفتن
از هنجارهای پیشین و رسیدن به هویّتی متمایز از کسانی که پیش از او بوده اند و
همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است. این نیاز، زمانی که نمود بیرونی به خود
می گیرد و در رفتار جوان منعکس می شود، به صورت مدگرایی ظاهر می گردد.[۳۳۸]


همانندسازی


همانندسازی به فرایندی اطلاق می شود که فرد، طی آن نگرش ها و الگوهای رفتاری شخص
دیگری را برای خود سرمشق قرار می دهد و با تقلید از نگرش ها و ویژگی رفتاری وی
احساس می کند که مقداری از قدرت و کفایت او را نیز به دست آورده است. منبع اصلی
همانندسازی در دوران کودکی والدین هستند؛ زیرا کودک، اولین و بیشترین برخورد را در
زندگی با والدین خود دارد؛ اما در دوران نوجوانی که فرد از والدینش فاصله می گیرد،
الگوهایی را که خود را با آنها شبیه کرده است، از دست می دهد و در درون او خلأیی به
وجود می آید. چنین خلأیی می باید از طریق یافتن الگوهای دیگر، یعنی از طریق
همانندسازی های جدید با دیگری، پر شود. به اعتقاد روان شناسان، همین خلأ و احساس ن
امنی ناشی از آن باعث می شود که نوجوان در مسیر خود به راه حل هایی متوسل شود که
این راه حل ها از طریق همانندسازی با شخصیت هایی است که الگوی نوجوان قرار می
گیرند. این شخصیت ها ممکن است چهره های محبوب و معروف یا گروه خاصی (مانند رپ ها)
باشند و جوان خود را از نظر ظاهری شبیه آنها ساخته، در شیوه لباس پوشیدن و طرز
رفتار با آنان همانندسازی کند؛ به محض این که یک هنرمند یا ورزشکار لباسی را بپوشد
و در صحنه ای ظاهر شود، جوانان با وی همانندسازی نموده، سعی می کنند به عنوان مد،
آن را در جامعه طرح کنند.[۳۳۹]


رقابت منفی

انگیزه
رقابت و چشم و هم چشمی با دیگران، از دیگر عوامل پیروی از مُد در بین جوانان و
نوجوانان محسوب می شود. این انگیزه، در همه افراد وجود دارد و به‌گونه
های مختلف بروز می کند. رقابت اگر در زمینه های مثبتْ جهت داده شود، باعث پیشرفت و
رشد و تکامل معنوی فردی می شود؛ اما اگر جهت گیری آن به سوی امور مادّی و مُدپرستی
باشد و فرد، سعی کند از لحاظ ظاهری (و مثلاً در سبک و شیوه لباس پوشیدن) از دیگران
عقب نماند، سرانجامِ خوبی نخواهد داشت.[۳۴۰]


ترس از سرزنش

علاوه بر
این‌که تمایل شدید به همسان‌سازی با
گروه های هم سال و الگوپذیری از دوستان در مدگرایی جوانان نقش اساسی دارد؛ ترس و
نگرانی از سرزنش ها ازسوی دوستان در گرایش جوانان و نوجوانان در انتخاب نوع پوشش و
آرایش آنها نقش بسزایی ایفا می نماید. لذا از آنجا که عدم هم رنگ نشدن با دیگران
ممکن است به تحقیر و تمسخر، پوزخند زدن و متلک گفتن اطرافیان منجر شود، همین امر
انگیزه ای می شود تا جوانان و نوجوانان خود را شبیه اطرافیان نموده و از مدهای رایج
پیروی کنند.[۳۴۱]


خودنمایی

تمایل به
برانگیختن احساسات دیگران و اشتیاق به پسندیدگی و پذیرفتگی، شاید نیرومندترین محرک
زندگی این دسته از افراد باشد. لذا با تعویض و تغییر هر روزه لباس و آرایش خود و
خریدن لباس های گران قیمت و مُدِ روز، در صدد جلب توجه دیگران برآمده و باعث جلب
توجه دیگران شده، نگاه هایی را به خود معطوف می دارند.[۳۴۲]


عقده ی حقارت

یکی از
مسائل مهم در زندگی برخی از انسان ها، عقده هایی است که بر اثر تحقیرها یا ارضا
نشدن برخی امیال و خواسته های او انباشته می شود که با ایجاد یک زمینه (مد غربی و
زینت کردن و...) خود را نمایان می کند؛ عقده هایی که فرد را نسبت به خود بی اعتماد،
و اراده را از او سلب می کند و فرد برای جبران آن به رفتار نابهنجار مدگرایی گرایش
می یابد.[۳۴۳]


چگونگی و نحوه امر به معروف

کسانی که
تصمیم به ارشاد و امر به معروف چنین افرادی را دارند همواره باید توجه داشته باشند
که علت بروز این رفتار جوان یا نوجوان برخاسته از احساس استقلال طلبی، نوگرایی،
عقده حقارت و... است و نباید با موضع گیری های تند و تخریبی، آنها را به لجاجت و
مقابله واداشته شوند. لذا در این حالت ابتدا باید از چنین افرادی دلجویی کرد و به
آنها تفهیم نمود که هیچ گاه مراعات ضوابط صحیح دینی و اجتماعی در نحوه پوشش و آرایش
مناسب، به معنای محرومیت و محدودیت و سلب آزادی نیست. ۴۰; نیست.

با توجه
به مقدمه ای که ذکر گردید در مسیر امر به معروف و ارشاد افراد مدگرایی نکاتی در خور
توجه و سزاوار پیگیری است:

از کسانی
که اقدام به مدگرایی می نمایند بخواهید در انتخاب دوست خوب دقت نمایید و با هشدار
نسبت به پیامدهای دوستان ناباب این نکته را یادآوری نمایید که معمولاً این دوره
زودگذر است.

خاطر
نشان نمایید که زیبایی و خوشبختی، مساوی با خوش چهره بودن و یا پوشیدن لباس های
عجیب و غریب نیست.

از کسانی
که به دلیل عقده های حقارت و خود کم بینی به مدگرایی گرایش پیدا کرده اند بخواهید
تا توانایی ها و استعدادهای خود را شناسایی کرده آنها را بر روی کاغذی یادداشت
کنند. به چنین افرادی ارزش های واقعی را معرفی نموده و از آنها بخواهید این ارزش ها
را ملاک رفتار خود قرار دهند.

این دسته
از افراد باید بدانند که ارزش واقعی انسان ها با داشتن پول و ثروت ارزیابی نمی شود
بلکه آنچه که ارزش واقعی انسان ها را می سازد؛ داشتن تقوا، سخاوت، فروتنی، قناعت،
دستگیری از نیازمندان و... می باشد و خداوند متعال نیز افراد را بر همین اساس
ارزیابی می نماید و از همین‌رو فرموده است:

«إِنَّ
أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ
»[۳۴۴]؛
«گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست».

باید
دیدگاه این افراد را نسبت به فلسفه درست در زندگی تغییر داد، چرا که کسانیا که کسانی‌که
نسبت به فلسفه زندگی بینش درستی ندارند به راحتی تحت تأثیر فشارهای اجتماعی قرار
گرفته و این گونه فشار ها همچون بادی آنها را به هر سویی سوق می دهد.
 


انگیزه های سیاسی

در بخشی
از مباحث جامعه‌شناسی به موضوع تأثیر پذیری افراد از پدیده
ها و کنش های سیاسی پرداخته شده است، که به موجب آن، فرد زمانی که به هر علت - بجا
یا نابجا - با موجودیت سیاسی حاکم مخالف شود با بخشی از عملکرد آن را نپسندد و از
سویی نتواند به واکنشی ستیزه جویانه دست زند، مخالفت خود را در رفتارهای اجتماعی
ظاهر می سازد. به عنوان نمونه اگر حاکمیت سیاسی و اجتماعی با مذهب گرایان است او
سعی می کند هر چه نشان مذهب دارد از خود دور سازد و بر ضد آن موضع گیری کند.[۳۴۵]


از همین
روست که می بینیم اولین مدهایی که در جهان شکل گرفت همچون بیتلهمچون بیتل‌ها
«beetele» و هیپی‌ها «hippie»
و یا پانک‌ها «punk» با همین انگیزه
به وجود آمد.

در کشور
ما نیز در برخی مقاطع همچون روند انتخابات ها شاهد بروز چنین رفتارهایی از سوی
طرفداران برخی جریان ها بوده ایم که در اعتراض به نتیجه انتخابات اقدام به پوشیدن
لباس ها و یا مچ بندهایی به رنگ خاص بوده اند و در مقطعی این نوع پوشش مد گردیده
است بهترین روش ارشاد و راهنمایی، در مواجهه با افرادی که مدل مو و یا لباسی را به
عنوان شیوه ای برای اظهار نارضایتی سیاسی خود انتخاب می نمایند، تبیین تاریخی بی
نتیجه بودن این‌گونه روش ها، در به ثمر نشاندن اعتراضات
سیاسی می باشد.

 




حاکمیت و امر به معروف

 


دستگاه های حکومتی


در حکومت اسلامی نقش دستگاه های حکومتی در امر به معروف و نهی از
منکر چیست؟؟

قرآن
کریم می فرماید:

«الَّذینَ
إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ
أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ
الْأُمُورِ
»[۳۴۶]؛
«همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می دارند، و
زکات می دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می کنند، و پایان همه کارها از آن
خداست!»

از این
آیه استفاده می شود که مهم ترین دستاوردهای حکومت اسلامی  حاکمیت ارزش ها است.
از میان آن ارزش ها بر پا داشتن نماز به عنوان سمبل عبادت و پرداخت زکات به عنوان
نماد عدالت اقتصادی یاد می شود و پس از آن نیز از امر به معروف و نهی از منکر که
پیام آور همه خوبی ها و از بین رفتن همه بدی ها است یاد شده است.

حکومت
اسلامی با توجه به امکانات وسیعی که در اختیار دارد می تواند مردم سراسر کشور را
امر و نهی زبانی و رسانه ای نماید که این کار توسط ولیّ امر مسلمین و دستگاه های
تبلیغاتی و مطبوعاتی به ویژه رادیو و تلویزیون صورت می پذیرد و وزارت ارشاد اسلامی،
وزارت کشور و قوه ی قضائیه از عوامل و هسته های اصلی امر و نهی دینی و حکومتی در
جامعه اند.[۳۴۷]

بر همین
اساس می توان نقش دستگاه های حکومتی را در موارد ذیل خلاصه نمود:۷۴۰;ل خلاصه نمود:

بسیج
تمام امکانات مادی و معنوی در راستای تحقق معروف ها و برچیده شدن منکرات.

برخورد
با منکرات وسیع و سازمان یافته ای که از حوزه فردی خارج است.

امر به
معروف و نهی از منکر در اموری که نیاز به برخورد عملی و فیزیکی دارد و در زمان
حکومت اسلامی از حوزه وظایف افراد عادی خارج می باشد.

سالم
سازی محیط بر اساس مبانی اسلامی و برچیدن زمینه های گسترش منکر.

ترویج
فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر و به صحنه کشاندن مردم.

گسترش
فرهنگ پذیرش امر به معروف و نهی از منکر از سوی جامعه.

آمران به معروف و ناهیان از منکر.


 


گشت امر به معروف


آیا بهتر نیست فقط گشت امر به معروف و یا نیروهای آموزش دیده با
رعایت شرایط امر به معروف کنند و دیگران دخالت نکنند و یا کارهای خودسرانه انجام
ندهند؟؟

در خصوص
امر به معروف و نهی از منکر بدون شک بر همگانی بودن آن تأکید شده است. خواه بگوییم
به وجوب عینی[۳۴۸]
یا کفایی[۳۴۹]
زیرا در وجوب کفایی نیز، وجوب، به عموم تعلّق گرفته، هر چند با انجام دادن بعضی، از
سایرین ساقط می‌شود. در قرآن مجید می خوانیم:


«کُنْتُمْ
خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ
عَنِ الْمُنْکَر
»[۳۵۰]؛
«شما بهترین امتی بودید که به سود انسان‌ها آفریده شده اند؛ (چه
این‌که) امر به معروف و نهی از منکر می کنید»

البته
انجام وظیفه «امر به معروف و نهی از منکر»، در دو سطح قابل اجرا می باشد:را می باشد:

۱. در
سطح عموم اُمّت اسلامی به‌گونهای
که هر فردی در حد توان خود، دیگری را امر به معروف و نهی از منکر نماید.

۲. علاوه
بر مسئولیت همگانی، افراد ویژه ای نیز، خود را مجهز و آماده برای اجرای این دو
فرضیه مهم نمایند، و در این راه، مقدمات لازم مانند علم و تجربه و تجهیزات مناسب و
شرایط دیگر را فرا گیرند. به ویژه این‌که برخی از مراحل امر
به معروف و نهی از منکر نیاز به پشتوانه های قدرتمند مادی و معنوی جهت ترویج معروف
و برخورد با منکرات دارد. لذا چه بسا آیه «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ
لِلنَّاسِ ...» نظر مسئولیت همگانی داشته باشد و آیه «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ
یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ ...» ناظر به شکل دوم امر به معروف و نهی از منکر باشد.[۳۵۱]


 


وظیفه مردم


اگر نیروی انتظامی  در برخورد با مفاسد اجتماعی از خود جدیت
نشان ندهد، وظیفه مردم چیست؟؟

در این
باره مراجع بزرگوار تقلید چنین بیان داشته اند که:

بر همه
مکلّفان، امر به معروف و نهی از منکر واجب است و اگر نیروی انتظامی  به این
فریضه عمل نکند، تکلیف از دیگران ساقط نمی شود؛ بلکه با فراهم بودن شرایط آن، بر
سایرین نیز واجب است. البته چنانچه نیاز به اقدام و برخورد فیزیکی باشد، این امر
بدون اجازه حاکم شرع جایز نیست.[۳۵۲]

مقام
معظم رهبری نیز در پاسخ به سؤالی در همین زمینه فرموده اند:

«با توجه
به این که در زمان حاکمیت و اقتدار حکومت اسلامی می توان مراتب دیگر امر به معروف و
نهی از منکر را که بعد از مرحله ی امر و نهی زبانی هستند به نیروهای امنیتی داخلی
(پلیس) و قوه ی قضاییه واگذار کرد، به خصوص در مواردی که برای جلوگیری از ارتکاب
معصیت چاره ای جز اعمال قدرت از طریق تصرف در اموال کسی که فعل حرام انجام می دهد
یا تعزیر و حبس او و مانند آن نیست، در چنین زمانی با حاکمیت و اقتدار چنین حکومت
اسلامی، واجب است مکلّفین در امر به معروف و نهی از منکر به امر و نهی زبانی اکتفا
کنند و در صورت نیاز به توسل به زور، موضوع را به مسئولین ذیربط در نیروی انتظامی و
قوه ی قضاییه ارجاع دهند».[۳۵۳]


 


دیدگاه مقام معظم رهبری


می خواستم با دیدگاه مقام معظم رهبری درباره امر به معروف و نهی از
منکر آشنا بشوم، آیا با وضعیت جامعه و دانشگاه از نزدیک آشنا هستند؟ خلاصه وظیفه ما
در این اوضاع چیست؟؟

البته
مقام معظم رهبری با اقشار مختلف جامعه در ارتباط هستند و گزارش های متعدد به دست
ایشان می رسد که در این جا سعی می کنیم به بخشی از سخنان ایشان که در مناسبت های
مختلف با مردم و دانشگاهیان مطرح کرده اند اشاره کنیم:


ضرورت امر به معروف

«امروز
فقط جنگ  نظامی  نیست ؛ اما همه تهاجم های دیگر، با شدّت کم‌سابقه
ای وجود دارد. در مقابل این تهاجم، این جامعه اسلامی، باید زنده، هوشیار، آسیب
ناپذیر، پرامید، آماده مقاومت، آماده ضربه زدن و به صورتِ یک موجود زنده مقاوم
بماند و مقاومت کند. این، چگونه ممکن است؟ این است که بنده موضوع امر به معروف و
نهی از منکر را مطرح کردم. موضوع امر به معروف که موضوع جدیدی نیست. این، تکلیف
همیشگی مسلمانان است. جامعه اسلامی، با انجام این تکلیف زنده می ماند. قوام حکومت
اسلامی، با امر به معروف و نهی از منکر است، که فرمود: اگر این کار نشود، آن وقت
«لَیُسلِّطَنَّاللَّه
عَلَیْکم شِرارُکم فَیَدْعُوا خِیارُکُم فلا یُسْتَجابُ لَهُم
»
قوام حکومت اسلامی و بقای حاکمیت اخیار، به این است که در
جامعه امر به معروف و نهی از منکر باشد.[۳۵۴]

ارزش امر
به معروف

«کار
نیکی که مخاطب خود را به آن امر می کنیم و رفتار زشتی که وی را از آن برحذر می
داریم، هرچه بزرگ‌تر و تأثیر اجتماعی یا فردی آن ژرف تر و
ماندگارتر باشد، امر به معروف و نهی از منکر ما ارزشمندتر است »[۳۵۵]

«البته
در مسائل فردی، تقوا بسیار زیاد مورد توصیه ی امیر المؤمنین است؛ اما در زمینه ی
مسائل اجتماعی شاید هیچ  خطابی  به  مردم  شدیدتر، غلیظ‌تر،
زنده تر و پُرهیجان تر از خطاب امر به معروف و نهی از منکر نیست»[۳۵۶]



کارآمدترین شیوه تعامل اجتماعی

«اگر
معنای امر به  معروف  و نهی  از منکر و حدود آن برای مردم روشن شود،
معلوم خواهد شد یکی از نوترین، شیرین ترین، کارآمدترین و کارسازترین شیوه های تعامل
اجتماعی، همین امر به  معروف  و نهی  از منکر است»[۳۵۷]



هدایت جامعه

«وقتی در
جامعه گناه منتشر شود و مردم با گناه خو بگیرند، کار کسی که در رأس جامعه قرار دارد
و می خواهد مردم را به خیر و صلاح و معروف و نیکی سوق دهد، با مشکل مواجه خواهد شد؛
یعنی نخواهد توانست، یا به آسانی نخواهد توانست و مجبور است با صرف هزینه ی فراوان
این کار را انجام دهد. یکی از موجبات ناکامی  تلاش های امیرمؤمنان با آن قدرت
و عظمت در ادامه ی این راه، که بالاخره هم به شهادت آن بزرگوار منجر شد، همین بود»[۳۵۸]

«ما هنوز
تا یک جامعه ی کاملاً اسلامی  که نیک بختی دنیا و آخرت مردم را به طور کامل
تأمین کند و تباهی و کج روی و ظلم و انحطاط را ریشه کن سازد، فاصله ی زیادی داریم.
این فاصله، باید با همت مردم و تلاش مسئولان طی شود و پیمودن آن، با همگانی شدن امر
به  معروف  و نهی  از منکر آسان گردد»[۳۵۹]


ارکان اساسی اسلام

«امر به 
معروف  و نهی  از منکر که یکی از ارکان اساسی اسلام و ضامن برپاداشتن همه
ی فرایض اسلامی  است، باید در جامعه ی ما احیا شود و هر فردی از آحاد مردم،
خود را در گسترش نیکی و صلاح و برچیده شدن زشتی و گمراهی و فساد، مسئول احساس کند».[۳۶۰]


واجب فراموش شده

«ما باید
خود را به سرچشمه ی اسلام برسانیم تا زندگی به تمامی  شیرین شود. قرآن کریم می
فرماید: «الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ
أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا
عَنِ الْمُنکَرِ
»[۳۶۱]

من می خواهم این واجب فراموش شده ی اسلام را به یاد شما و ملت
ایران بیاورم: امر به  معروف  و نهی  از منکر. همه ی آحاد مردم باید
وظیفه ی امر کردن به کار خوب و نهی کردن از کار بد را برای خود قائل باشند. این،
تضمین کننده ی حیات طیبه در نظام اسلامی  خواهد بود. عمل کنیم تا آثارش را
ببینیم »[۳۶۲]


وظیفه همگانی

«قانون
شکنی جرم است. تخلّف از قانون و خروج از مدار قانونی برای مقابله با هر چیزی که به
نظر انسان منکر می آید- بدون اجازه ی حکومت- خودش یک جرم است؛ مگر نهی از منکر
زبانی، که بارها گفتیم نهی از منکر زبانی جایز و واجب  و وظیفه ی همه است و در
هیچ شرایطی هم ساقط نمی شود؛ اما آنجایی که نوبت اجرا و عمل برسد، همه باید طبق
قوانین عمل کنند. هیچ چیزی مجوّز این نیست که بگویند چون نیروی انتظامی  و
قوّه ی قضائیّه عمل نکردند، خودمان وارد میدان شدیم؛ نخیر، آن روزی که لازم باشد
مردم برای حادثه ای خودشان وارد عمل شوند، رهبری صریحاً به آن ها خواهد گفت»[۳۶۳]


وظیفه فردی

«اساس
برنامه ی تربیتی و همه ی برنامه های زندگی در اسلام، همین موارد است. هرکس باید
واعظ خود باشد، خود را مراقبت کند، از تخطّی خود مانع شود، امر به  معروف 
و نهی  از منکر هم بکند که آن امرِ خود به معروف و نهی خود از منکر و موعظه
کردنِ خود، بر امر و نهی و موعظه ی دیگران مقدّم است. این، همان تقوای الهی است که
از ما خواسته اند، تقوا را مراقبت کنیم و به یکدیگر توصیه نماییم. من هم به شما
برادران و خواهران توصیه می کنم که تقوای الهی را فراموش نکنید. بزرگ‌ترین
محصول ماه رمضان، تقواست. آنچه را به دست آورده اید، حفظ کنید و برای سال‌های
آینده و إن شاء اللّه تا آخر عمر، افزایش دهید»[۳۶۴]


وظیفه مسئولان

«امر به
معروف و نهی از منکر واجب حتمی  همه است؛ فقط من و شما به عنوان مسئولان کشور
وظیفه مان  در باب  امر به معروف و نهی از منکر سنگین تر است. باید از
شیوه ها و وسایلِ مناسب استفاده کنیم »[۳۶۵]

چندی پیش
گفتم: «همه امر به معروف و نهی از منکر کنند». الآن هم عرض می کنم: نهی از منکر
کنید. این، واجب است. این، مسئولیت شرعی شماست. امروز مسئولیت انقلابی  و
سیاسی  شما هم  هست»[۳۶۶]


زنان

«اسلام
وقتی که می گوید: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ
بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ
الْمُنْکَرِ
»[۳۶۷]
یعنی مؤمنین و مؤمنات در حفظ مجموعه ی نظام اجتماعی و امر به  معروف  و
نهی  از منکر همه سهیم و شریکند؛ زن را استثناء نکرده. ما هم نمی توانیم زن را
استثناء کنیم. مسئولیت اداره ی جامعه ی اسلامی  و پیشرفت جامعه ی اسلامی 
بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدامی  به نحوی برحسب توانایی های
خودشان».[۳۶۸]


نظام همیشه جوان

«قوام و
رشد و کمال و صلاح، وابسته ی به امر به  معروف  و نهی  از منکر است.
این هاست که نظام را همیشه جوان نگه می دارد. حال که نظام ما بیست و یک ساله و جوان
است و در مقایسه ی با نظام فرتوت هفتاد و چندساله ی پیر کمونیستی در شوروی به طور
طبیعی هم جوان است؛ اما اگر صد سال هم بر چنین نظامی  بگذرد، چنانچه امر به
معروف باشد و شما وظیفه ی خودتان بدانید که اگر منکری را در هر شخصی دیدید، او را
از این منکر نهی کنید، آن‌گاه این نظام اسلامی، همیشه تر و
تازه و باطراوت طراوت و شاداب می ماند»[۳۶۹]


خلاف ها

«گناهکار
هم فقط بدحجاب نیست که بعضی فقط به مسئله ی بدحجابی چسبیده اند. این، یکی از گناهان
است و از خیلی از گناهان کوچک تر است. خلاف های فراوانی از طرف آدم های لاابالی در
جامعه وجود دارد: خلاف های سیاسی، خلاف های اقتصادی، خلاف در کسب و کار، خلاف در
کار اداری، خلاف های فرهنگی. این ها همه خلاف است. کسی غیبت می کند، کسی دروغ می
گوید، کسی توطئه می کند، کسی مسخره می کند، کسی کم کاری می کند، کسی ناراضی تراشی
می کند، کسی مال  مردم را می دزدد، کسی آبروی مردم را بر باد می دهد. این ها
همه منکر است. در مقابل این منکرات، عامل بازدارنده، نهی است؛ نهی از منکر. بگویید:
«آقا، نکن». این تکرار «نکن»، برای طرف مقابل، شکننده است  با عواملی که محیط
را از شکل اسلامی  خارج می کنند، مقابله کنید»[۳۷۰]


خانواده

«در محیط
خانواده هم می شود نهی از منکر کرد. در بعضی از خانواده ها حقوق زنان رعایت نمی
شود؛ در بعضی از خانواده ها حقوق جوانان رعایت نمی شود؛ در بعضی از خانواده ها، به
خصوص حقوق کودکان رعایت نمی شود. این ها را باید به آن ها تذکّر داد و از آن ها
خواست. حقوق کودکان را تضییع کردن، فقط به این هم نیست که انسان به آن ها محبّت
نکند؛ نه. سوء تربیت ها، بی اهتمامی ها، نرسیدن ها، کمبود عواطف و از این قبیل
چیزها هم ظلم به آن هاست»[۳۷۱]


منکرات جامعه

«منکراتی
که در سطح جامعه وجود دارد و می شود از آن ها نهی کرد و باید نهی کرد، از جمله این
هاست: اتلاف منابع عمومی، اتلاف منابع حیاتی، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، اتلاف
مواد غذایی، اسراف در آب و اسراف در نان.
ما این همه ضایعات نان داریم؛ اصلًا این یک منکر است؛ یک منکر دینی است؛ یک منکر
اقتصادی و اجتماعی است؛ نهی از این منکر هم لازم است»[۳۷۲]


بالاترین تخلف

«تخلّف
ها یک اندازه و یک نوع نیست. بالاترین تخلّف‌ها، آن تخلّف‌ها
و جرایمی  است که پایه های نظام را سست می کند: نومید کردن مردم، نومید کردن
دل های امیدوار، کج نشان دادنِ راه راست، گمراه کردن انسان های مؤمن و بااخلاص،
سوءاستفاده کردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامی، کمک کردن به دشمن،
مخالفت کردن با احکام اسلامی  و تلاش برای به فساد کشاندن نسل مؤمن»[۳۷۳]


همه جا

«همه جا،
جای  نهی  از منکر است. یک دانشجو هم، در محیط درس می تواند نهی از منکر
کند. یک کارمند شریف هم، در محیط کار خود می تواند نهی از منکر کند. یک کاسب مؤمن
هم، در محیط کار خود می تواند نهی از منکر کند. یک هنرمند هم، با وسایل هنری خود،
می تواند نهی از منکر کند. روحانیون در محیطهای مختلف، یکی از مهم ترین عوامل نهی
از منکر و امر به معروفند. نمی شود این واجبِ بزرگ الهی را در دایره های کوچک،
محدود کرد. کار هم کار همه است. این طور نیست که مخصوص عدّه خاصی باشد. البته هرکس
وظیفه ای دارد»[۳۷۴]


شناخت معروف و منکر

«البته
به شما بگویم عزیزان من! منکر را باید بشناسید. چیزهایی ممکن است به نظر بعضی منکر
بیاید؛ در حالی که منکر نباشد. باید معروف و منکر را بشناسید. واقعاً باید بدانید
این منکر است»[۳۷۵]

«مسئله ی
امر به معروف و نهی از منکر، مثل مسئله ی نماز است. یاد گرفتنی است. باید بروید یاد
بگیرید. مسئله دارد که کجا و چگونه باید امر به معروف و نهی از منکر کرد؟»[۳۷۶]

 

  



  احکام
امر به معروف

 


وجوب امر به معروف


از نظر شرعی امر به کدام یک از معروف ها و نهی از کدام یک از
منکرها واجب است؟

همه
مراجع: در واجبات و محرمات، امر و نهی واجب و در مستحبات و مکروهات، امر و نهی
مستحب است.[۳۷۷]


 


امر به معروف فامیل


اگر برادر یا سایر نزدیکان فرد به وظایف دینی (نماز، روزه، خمس
و...) عمل نمی کنند و به تذکر هم گوش نمی دهند، آیا می تواند رفت و آمد با آنان را
قطع کند؟

همه
مراجع (به جز امام): خیر، نمی تواند به این بهانه، صله رحم را ترک کند؛ مگر آن که
قطع رابطه (به طور موقّت) باعث تأثیر و بیداری او گردد. در این صورت از باب نهی از
منکر لازم است.[۳۷۸]


امـام:
خیر، بکوشد با رفت و آمد او را ارشاد کند و از قطع رحم در هر حال اجتناب ورزد.[۳۷۹]


 


امر به خمس


رفت و آمد با خانواده ای که خمس پرداخت نمی کنند، چه حکمی 
دارد؟؟

همه
مراجع (به جز آیات عظام تبریزی و سیستانی): معاشرت با آنان اشکال ندارد و اگر یقین
نداشته باشد به غذای آنها خمس تعلق گرفته، خوردن آن نیز جایز است و چنانچه احتمال
تأثیر بدهد، آنان را ارشاد کند.[۳۸۰]

آیات
عظام تبریزی و سیستانی: معاشرت با آنان اشکال ندارد و می تواند از غذای آنها
استفاده کند؛ هر چند بداند که خمس آن پرداخت نشده است. چنانچه احتمال تأثیر بدهد،
آنان را ارشاد کند.[۳۸۱]


 


امر به معروف عملی


در زمان حکومت اسلامی، اگر نیروی انتظامی  در برخورد با مفاسد
اجتماعی از خود جدیت نشان ندهد، وظیفه مردم چیست؟ آیا باید بر اساس فریضه امر به
معروف و نهی از منکر اقدام کنند؟؟

همه
مراجع (به جز آیت الله بهجت): بر همه مکلفان، امر به معروف و نهی از منکر واجب است
و اگر نیروی انتظامی  به این فریضه عمل نکند، تکلیف از دیگران ساقط نمی شود؛
بلکه با فراهم بودن شرایط آن، بر سایرین نیز واجب است البته چنانچه نیاز به اقدام و
برخورد فیزیکی باشد، این امر بدون اجازه حاکم شرع جایز نیست.[۳۸۲]

 آیت
الله بهجت: در جایی که منجر به جراحت بشود، نهی از منکر جایز نیست و اجازه مجتهد
جامع شرایط نیز بنا بر احتیاط واجب کفایت نمی کند.[۳۸۳]


 


تکرار امر به معروف


در فریضه امر به معروف و نهی از منکر، آیا یک بار تذکر دادن کافی
است، یا باید چندین بار تکرار کند؟؟

همه
مراجع: اگر در تکرار تذکّر، احتمال اثر می دهد، باید تکرار کند.[۳۸۴]


 


جلب رضایت


وقتی به شخصی امر به معروف و نهی از منکر می کنی، آن شخص مقابل
ناراحت می شود، آیا نیاز است که باز او را راضی نگه داشت؟؟

در امر
به معروف اگر احتمال تأثیر بدهیم باید بیان کنیم اگرچه فرد ناراضی باشد.د ناراضی باشد.


 


خجالت در امر به معروف


امر به معروف و نهی از منکر برای کسی که خجالت می کشد، چه حکمی
دارد؟؟

خجالت
عذر شرعی برای ترک واجب نیست. اگر در موردی امر به معروف بر شما واجب شد باید به
وظیفه خود در این خصوص عمل نمایید. نمایید.


 
 


مسائل اختلافی


اگر کسی عملی را مرتکب شود که مرجع تقلید شخص دیگری آن را حرام می
داند؛ ولی به نظر مرجع تقلید خودش جایز است؛ آیا باید او را از آن عمل نهی کند؟؟

همه
مراجع: خیر، نهی از منکر در این مورد واجب نیست.[۳۸۵]


 


گناهکار


آیا کسی که خودش به معروف عمل نمی کند و مرتکب گناه می شود؛ حق
دارد دیگران را امر و نهی کند؟؟

همه
مراجع: آری، بر او هم واجب است که با تحقّق شرایط، امر به معروف و نهی از منکر کند.
البته باید بداند که اگر بخواهد سخنش در قلب دیگران جای گیرد و تأثیر بگذارد، با
عمل و رفتار خود می تواند، به این هدف دست یابد.[۳۸۶]


 


کلاس های دانشگاه


در بیشتر کلاس های دانشگاه، پسران و دختران با هم هستند، ‌وظیفه
ما چیست؟

همه
مراجع عظام (به جز بهجت و صافی): اگر نگاه گناه آلود انجام نشود و ترس افتادن به
حرام نباشد، اشکال ندارد؛ ولی با وجود آن سزاوار است که مسئولان کشورهای اسلامی،
برنامه ای برای جدا ساختن مراکز تحصیلی پسران و دختران تنظیم کنند.[۳۸۷]

آیات
عظام بهجت و صافی: با توجه به این‌که اختلاط دختر و پسر، در
معرض فساد است، جایز نیست.[۳۸۸]


 


استاد بدحجاب


استاد ما بد حجاب است و حجاب شرعی را رعایت نمی کند و در هنگام
نوشتن مطالب روی تخته سیاه، دست و موهای سر او، بیش از اندازه ظاهر می شود؛ تکلیف
ما چیست؟

آیات
عظام امام، خامنه ای، صافی، فاضل و نوری: نگاه به او - هرچند بدون قصد لذت - اشکال
دارد.[۳۸۹]

آیت‌الله
بهجت: نگاه به او - هر چند بدون قصد لذت - جایز نیست.[۳۹۰]

آیات
عظام تبریزی، سیستانی، مکارم و وحید: در صورتی که از زنان بی باکی است که اگر او را
امر به حجاب کنند، اعتنا نمی کند؛ نگاه به او - بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام
- اشکالی ندارد.[۳۹۱]


 


مراسم جشن


برگزاری جشن ها و مراسم در دانشگاه - که در آن دختران و پسران
مختلط اند - چه حکمی  دارد؟

همه
مراجع: اصل اجتماع دختران و پسران، در یک محیط اشکال ندارد؛ ولی اگر بانوان حجاب
کامل را رعایت نکنند و آقایان نگاه گناه آلود داشته باشند و محرمات دیگری (از قبیل
موسیقی حرام و مانند آن) انجام گیرد، اجتماع آنان در آن محل جایز نیست.[۳۹۲]



 


موسیقی


شرکت در مجالسی که موسیقی و ترانه مبتذل پخش می کنند - در حالی که
تذکر دادن فایده ندارد - چگونه است؟؟

همه
مراجع: شرکت در مجالسی که باعث استماع موسیقی حرام و یا تأیید گناه می گردد، جایز
نیست؛ مگر آن که بتواند نهی از منکر کند.[۳۹۳]



 


موسیقی در خوابگاه


با کسانی که در خوابگاه های دانشجویی به موسیقی های مبتذل گوش می
دهند، چه باید کرد؟؟

همه
مراجع: اگر احتمال تأثیر می دهید - در صورت فراهم بودن سایر شرایط - باید به او
تذکر دهید و یا در صورت امکان، مسئولان امر را مطلع سازید.[۳۹۴]



 


موسیقی اجباری


در صورتی که در مجلسی، مجبور باشیم موسیقی مطرب و لهوی را تحمل
کنیم، آیا باز هم مرتکب گناه شده ایم؟؟

همه
مراجع: اگر احتمال تأثیر می دهید - با فراهم بودن سایر شرایط - باید نهی از منکر
کنید. اگر نمی پذیرند چنانچه حضور شما در آنجا باعث استماع موسیقی حرام و یا تأیید
گناه گردد مجلس را ترک کنید؛ مگر آن که باعث فتنه و فساد شود. در این صورت ماندن در
آن محل به مقدار ضرورت، اشکال ندارد. البته در صورت امکان باید از گوش دادن به
موسیقی حرام، اجتناب ورزید و اگر صدای آن بدون دلخواه به گوش شما رسید، اشکال
ندارد.[۳۹۵]



 


موسیقی در محل کار


من در مکانی کار می کنم که صاحب آن همیشه به نوارهای موسیقی مبتذل
و حرام گوش می دهد و من هم مجبور به شنیدن آن هستم؛ آیا این کار برای من جایز است
یا خیر؟

همه
مراجع: اگر احتمال تأثیر می دهید - با تحقق سایر شرایط - باید او را نهی از منکر
کنید و اگر نمی پذیرد، چنانچه مجبورید در آن مکان حضور داشته باشید کار کردن در
آنجا برای شما اشکال ندارد؛ ولی باید به موسیقی مبتذل حرام گوش ندهید. و اگر صدای
آن بدون دلخواه به گوش شما رسید، اشکال ندارد.[۳۹۶]

تبصره.
اگر این شخص بتواند بدون زحمت و مشقّت، شغل مناسب دیگری انتخاب کنید، باید این راه
را برگزیند و فرض مسئله جایی است که ترک آن مکان و اختیار شغل دیگر، برای او دشوار
و سخت است. دشوار
و سخت است.


 


انواع موسیقی


آیا میان انواع موسیقی ها - از قبیل اصیل(سنتی)، کلاسیک، محلی، پاپ
و... - تفاوتی در حکم هست؟؟

همه
مراجع: خیر، هیچ‌گونه تفاوتی میان آنها در حکم نیست و معیار
حرمت استماع موسیقی، طرب انگیزی و لهوی بودن آن است.[۳۹۷]


 


آهنگ های صدا و سیما


گاهی از صدا و سیما و یا نوار ضبط صوت، آهنگ هایی پخش می شود که به
نظر می رسد مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانی است؛ در حالی که در نظر دیگران این
چنین نیست! آیا می توانم آنان را از گوش دادن به آن منع کنم؟

همه
مراجع: بر شما واجب است به آن گوش ندهید؛ ولی نهی دیگران، مبتنی بر این است که آنان
هم آن را موسیقی حرام بدانند.[۳۹۸]



 


شکستن cdهای مبتذل


کسی که cdهای مبتذل گوش می دهد و نهی از
منکر را قبول نمی کند، بی اجازه، برداشتن cdها و شکستنشان
چه حکمی دارد؟

توسّل به
زور و برخورد فیزیکی، منحصر به اجازه از حاکم شرع است لذا می تواند از دفتر مرجع
تقلید خود کسب تکلیف کنید. #۱۷۴۰;ف کنید.


 


دخالت مأمورین


گاهی در عروسی ها به پخش نوارهای موسیقی - که بعضی از آنها از صدا
و سیما هم پخش می شود - می پردازند؛ آیا نیروی انتظامی  و یا بسیج و یا نهاد
دیگری، می تواند آنها را از این عمل باز دارند و نهی از منکر کنند؟؟

همه
مراجع: اگر از نوع موسیقی حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست و نهادهای یاد شده
وظیفه دارند ارشاد و نهی از منکر کنند و صرف پخش شدن
آن از رسانه صدا و سیما، دلیلی بر جواز آن نیست؛ ولی صداهای مشکوک اشکال ندارد.[۳۹۹]


 


هرگاه نهی از منکر باعث نگاه به زنان کم توجّه و آرایش کرده شود،
آیا باز هم واجب است؟

همه
مراجع: نهی از منکر، ملازم با نگاه کردن نیست و نگاه های قهری و اتفاقی، اشکال
ندارد.[۴۰۰]


 


نهی شراب‌خوار


آیا جایز است با غیرمسلمــان اهل شـراب، هم نشین شــد؟؟

آیات
عظام امام، بهجت و سیستانی: اصل هم نشینی اشکال ندارد؛ ولی نشستن بر سر سفره ای که
بر سر آن شراب می خورند، بنابر احتیاط واجب جایز نیست و خوردن از آن سفره - هر چند
غذای حلال باشد - حرام است.[۴۰۱]

آیات
عظام تبریزی، خامنه ای، صافی، فاضل، مکارم، نوری و وحید: اصل هم نشینی اشکال ندارد؛
ولی نشستن بر سر سفره ای که بر سر آن شراب می خورند، جایز نیست و خوردن از آن سفره
- هر چند غذای حلال باشد - حرام است.[۴۰۲]


 


ظرف شراب


اگر به ظرف شراب دسترسی داشته باشیم و بدانیم می خواهند آن را
بنوشند، وظیفه ما چیست؟ آیا باید آن را از بین ببریم؟؟

اگر نهی
از منکر جز با از بین بردن آن ممکن نیست می توانید آن را از بین ببرید.#۱۷۴۰;ن ببرید.


 


نجاست فرش


اگر فرش کسی نجس باشد و ببیند دیگران با پای مرطوب بر آن قدم می
گذارند، تکلیف چیست؟؟

آیات
عظام امام، خامنه ای، صافی، فاضل و نوری: لازم نیست به آنان بگوید.[۴۰۳]

آیت‌الله
بهجت: خیر، لازم نیست به او بگوید؛ مگر این‌که با او طوری
معاشرت داشته باشد که اگر نگوید، لوازم مشترک بین آن دو نجس خواهد شد.[۴۰۴]

آیت‌الله
تبریزی: اگر در معرض این باشد که نجاست به خوردنی ها و آشامیدنی ها سرایت کند، باید
به آنان بگوید.[۴۰۵]

آیت‌الله
سیستانی: اگر او باعث این امر شده باشد، با دو شرط باید به وی بگوید: یکی این‌که
در معرض این باشد که نجاست به خوردنی ها و آشامیدنی های او سرایت کند و دیگر آن که
احتمال بدهد آنان به گفته او ترتیب اثر می دهند؛ ولی اگر بداند ترتیب اثر نمی دهند،
گفتن لازم نیست.[۴۰۶]

آیت‌الله
مکارم: بنابر احتیاط به آنان بگوید.[۴۰۷]


آیت‌الله
وحید: اگر او باعث این امر شده و در معرض این باشد که نجاست به خوردنی ها و
آشامیدنی ها سرایت کند، باید به آنان بگوید.[۴۰۸]


 




نجاست غذا


اگر صاحب خانه در بین غذا خوردن، بفهمد غذا نجس است (مانند دیدن
فضله موش در غذا)، آیا لازم است به میهمانان بگوید؟

همه
مراجع (به جز سیستانی و مکارم): آری، باید به آنان بگوید.[۴۰۹]


آیت‌الله
سیستانی: اگر احتمال دهد میهمانان به گفته او ترتیب اثر می دهند، باید به آنان
بگوید؛ ولی اگر بداند ترتیب اثر نمی دهند، گفتن لازم نیست.[۴۱۰]


آیت‌الله
مکارم: بنابر احتیاط واجب، باید به آنان بگوید.[۴۱۱]
 

 




کتابنامه :

قرآن
کریمfa">قرآن
کریم

 ابوالفرج
علی بن الحسین الأصفهانی (م۳۵۶)، مقاتل الطالبیین، بیروت، دارالمعرفة.

آقا جمال
الدین خوانساری، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم ، تهران ، دانشگاه تهران،
۱۳۶۶ ش.


ابوالقاسم پاینده ، نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ، تهران ، دنیای دانش
، ۱۳۸۲ش .

احمد بن
علی طبرسی ، الإحتجاج علی أهل اللجاج ، مشهد، مرتضی ، ۴۰۳ ق .

احمد بن
محمد بن خالد برقی، المحاسن، قم، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ق.

امام
عسکری، التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری، قم، مدرسه امام مهدی ، ۱۴۰۹ ق .

تاج
الدین شعیری ، جامع الاخبار، قم ، انتشارات رضی ، ۱۴۰۵ق .

حامد
سلطانی، شراب و ارتباط دختران و پسران، قم، زمینه‌سازان
ظهور امام عصر(عج)، ۱۳۸۸ش، اول.

حسن بن
شعبه حرّانی ، تحف العقول، بهراد جعفری ، تهران ، اسلامیه ، ۱۳۸۰ش ، اول .

حسین
احمدی، تعریف معروف و منکر و اهمیت آن، قم، انتشارات صبح امید یاران، ۱۳۸۹ش، اول.

حسین
احمدی، قانون‌مندی سازندگی (مبارزه با منکرات)، قم،
انتشارات صبح امید ایران، ۱۳۸۹ش، اول.

حسین
عبداللهی خوروش، تأثیر موسیقی بر اعصاب و روان، اصفهان، بادران، ۱۳۸۶، ششم.

حسین
نوری همدانی، محمد محمدی اشتهاردی، امر به معروف و نهی از منکر، قم، انتشارات دفتر
تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش، چهارم.

خامنه‌ای،
اجوبة الاستفتاءآت، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل،
۱۳۸۸ش.

خسرو
تقدسی نیا، درس هایی از امر به معروف و نهی از منکر، قم، انتشارات ائمه، ۱۳۷۵ش،
اول.

روح الله
ولی ابرقویی، جذاب سازی امر و نهی، قم، مشهور، ۱۳۸۹ش، اول.

سعید بن
هبة الله  قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، قم ، مؤسسه امام مهدی(عج) ،
۱۴۰۹ ق، اول.

سید حسن
اسلامی اردکانی، امر به معروف و نهی از منکر، قم، نشر خرم، ۱۳۷۵ش.

سید
غلامرضا خسروی حسینی، مفردات الفاظ القرآن، تهران ، انتشارات مرتضوی ، ۱۳۷۵ ش ، دوم
.

سید فضل
الله راوندی ، النوادر للراوندی، قم ، دار الکتاب، بی تا، اول.

سیدمهدی
حجازی، سیدعلی‌رضا حجازی و محمد عیدی خسروشاهی، دررالأخبار
با ترجمه ، قم ، دفتر مطاالعات تاریخ و معارف اسلامی، ۱۴۱۹ق.

سیدروح
الله موسوی خمینی، تحریر الوسیله، قم ، دفتر انتشارات اسلامی  جامعه 
مدرسین حوزه علمیه قم .


سیدمحمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر
انتشارات اسلامی  جامعه  مدرسین حوزه علمیه قم ، ۱۳۷۴ش.

سیدمحمد
قرة العین عابدی، اصلاح اجتماعی در اسلام، قم، انتشارات استاد مطهری، ۱۳۸۲ ش، اول.

سید هاشم
رضوی، ترنم تذکر، تهران، انتشارات آبژ،۱۳۹۰ش، اول.

سیف الله
نحوی، نقش خانواده در پیشگیری از انحرافات، قم، نورالسجاد، ۱۳۸۸ش، اول.

شریف
الرضى، محمدبن حسین، نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ۱جلد، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

شواهد
التنزیل لقواعد التفضیل ، تهران ، موسسه طبع و نشر، ۱۴۱۱ ق ، اول.

شیخ حر
عاملی، وسائل الشیعة، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ هـ.ق، اول.

شیخ حسن
دیلمی ، إرشاد القلوب إلی الصواب ، قم ، شریف رضی ، ۱۴۱۲ق ، اول .

شیخ حسن
طبرسی، مکارم الأخلاق ، قم، شریف رضی ، ۱۳۷۰ش ، چهارم.

شیخ
صدوق، الخصال ، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ ش ، اول.

أمالی،
بیروت، اعلمی ، ۱۴۰۰ ق ، پنجم .

 ثواب
الأعمال و عقاب الأعمال ، قم ، دار الرضی ، ۱۴۰۶ ق ، اول .

 معانی
الأخبار، قم ، جامعه مدرسین ، ۱۴۰۳ ق ، اول .

 من
لا یحضره الفقیه ، قم ، جامعه مدرسین ، ۱۴۰۴ ق ، دوم .

شیخ
طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی ، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۰ ق، سوم.

شیخ
طوسی، تهذیب الأحکام ، تهران ، دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۶۵ ش چهارم .

شیخ
کلینی ، الکافی ، تهران ، اسلامیه ، ۱۳۶۲ ش ، دوم .

شیخ نجم
الدین طبسی ، با کاروان حسینی(ج ۲)، تهران، زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش.

صافی
گلپایگانی، پرتوی از عظمت امام حسین، قم، مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله
العظمی صافی، ۱۴۳۰ هـ ق.

طبرسی
فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، 
انتشارات ناصرخسرو، ۱۳۷۲ ش ، سوم.

عبد علی
بن جمعه  عروسی حویزی ، تفسیر نور الثقلین، قم ، انتشارات اسماعیلیان ، ۱۴۱۵ ق
، چهارم .


عبدالحسین رضایی راد، امر به معروف در ترازوی تاریخ، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش،
دوم.


عبدالرزاق گیلانی، مصباح الشریعة، تهران، پیام حق ، ۱۳۷۷ ش ، اول .

عبدالله
بن جعفر حمیری، قرب الإسناد(ط- الحدیثة)، قم ، مؤسسة آل البیت ، ۱۴۱۳ق ، اول.


عبدالواحد تمیمی آمدی ، تصنیف غررالحکم و دررالکلم ، قم ، دفتر تبلیغات ، ۱۳۶۶ش ،
اول .

عزیز
الله عطاردی، مسند الإمام الرض ، مشهد، آستان قدس(کنگره)، ۱۴۰۶ق، اول.

علی اصغر
رضوانی، مدینه فاضله در پرتو امر به معروف و نهی از منکر، قم، انتشارات مسجد مقدس
جمکران، ۱۳۸۶ش، اول.

علی 
احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ایران؛ قم ، دارالحدیث، ۱۴۱۹ ق ، اول .

علی بن
ابراهیم  قمی ، تفسیر قمی ، قم، دار الکتاب ، ۱۳۶۷ش ، چهارم.

علی بن
حسن  طبرسی، مشکاة الأنوار فی غررالأخبار، نجف ، المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۵ق -
۱۳۴۴ ش ، دوم.

علی بن
محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ(للیثی)، قم ، دار الحدیث ، ۱۳۷۶ش ، اول.

فتال
نیشابوری، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، قم، انتشارات رضی ، اول.

گروه
مولفان، پرسش و پاسخ های برگزیده ویژه محرم، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۲.

گروه
مولفان، مجموعه مقالات دومین همایش ناجا و نظارت همگانی، تهران، مرکز نظارت همگانی
بازرسی کل ناجا، ۱۳۸۷ش، اول.

مایکل
کوک، امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی، احمد نمایی، مشهد، بنیاد پژوهش
های اسلامی، ۱۳۸۶ ش، چهارم.

المتقی
الهندی، کنزالعمال، بیروت، موسسه الرساله، ۱۹۳۹م.

مجلسی ،
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران، اسلامیه .

مجموعه
مقالات همایش علمی امر به معروف و نهی از منکر، دانشگاه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۷ش، اول.

مجموعه
مقالات همایش ملی نظارت همگانی، خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد،
۱۳۸۷ش.

محدث
نوری، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت قم، ۱۴۰۸ هـ. ق، اول .

محسن
قرائتی، امر به معروف و نهی از منکر، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی
از قرآن، ۱۳۷۶ش.

تفسیر
نور، تهران ، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن ، ۱۳۸۳ ش ، یازدهم .

ده درس
پیرامون امر به معروف و نهی از منکر، تهران، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، ۱۳۸۳ش.

محمد
اسحاق مسعودی، آموزش ملی امر به معروف و نهی از منکر(تکمیلی)، تهران، پیام آزادی،
۱۳۸۸ش.

 پژوهشی
در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، تهران، سازمان تبلیغات
اسلامی، ۱۳۸۷ش.

محمد بن
أبی طالب  حسینی موسوی، تسلیة المُجالس و زینة المَجالس (مقتل الحسین )،
ایران؛ قم ، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۸ ق، اول.

محمد بن
محمد مفید، الإختصاص ، ایران؛ قم، الموتمر العالمی  لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳
ق ، اول.

محمد بن
محمد مفید، الفصول المختارة، قم ، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ ق، اول.

 محمد
بن محمدرضا قمی  مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحرالغرائب، تهران، سازمان چاپ و
انتشارات وزارت ارشاد اسلامی ، ۱۳۶۸ش ، اول.

محمد بن
مکرم  ابن منظور، لسان العرب ، بیروت ، دار صادر، ۱۴۱۴ق ، سوم.

محمد
سروش، امر به معروف و نهی از منکر، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش، دوم.

محمد
عابدی میانجی، به سوی فردای بهتر، قم، زائر، ۱۳۸۷ش، دوم.

محمدباقر
بن محمدتقی مجلسی،  ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، قم ، کتابخانه آیت
الله مرعشی نجفی ، ۴۰۶ ق، اول.

محمدبن
حسن  شیخ حر عاملی، هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة ، مشهد، آستانة الرضویة
المقدسة، مجمع البحوث الإسلامیة، ۴۱۴ ق ، اول.

محمدبن
حسن  طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، داراحیاء التراث العربی ، بیروت.

محمدبن
زین الدین  ابن أبی جمهور، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، قم ،
دار سیدالشهداء للنشر، ۱۴۰۵ ق، اول.

محمدبن
علی  ابن بابویه، إعتقادات الإمامیة(للصدوق)، محمدعلی بن سیدمحمد حسنی، تهران
، اسلامیه ، ۱۳۷۱ ش ، اول.

محمدرضا
اکبری، تحلیلی نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر، پیام عترت،
۱۳۷۸ش، ششم.

محمدرضا
اکبری، معجزه‌ی تذکر زبانی، انتشارات پیام آزادی، ۱۳۸۷ش،
چهارم.

محمدرضا
رجب‌نژاد، نگرشی به مبانی فقهی موسیقی، تهران، عابد، ۱۳۷۹،
اوّل.

محمدرضا
شرفی، روش‌های کاربردی امر به معروف و نهی از منکر، تهران،
ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر، ۱۳۸۷ش، دوم.

مرتضی
حسینی اصفهانی، امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، قم، انتشارات فرهنگ قرآن،
۱۳۷۹ش، سوم.

مرتضی
مطهری، مجموعه آثار، تهران: صدرا.

مرکز
تحقیقات اسلامی سپاه، امر به معروف و نهی از منکر، نمایندگی ولی فقیه در سپاه،
۱۳۷۶، سوم.

مصطفی
ادیب، پژوهشی فقهی پیرامون امر به معروف و نهی از منکر، تهران، انتشارات علاء،
۱۳۹۰ش، اول.

مقدس نیا
- محمدی ، آداب معاشرت، قم، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۷ ش.

مهدیه
خسروی، شیوه های امر به معروف و نهی از منکر در مکتب معصومین، قم، نورالسجاد،
۱۳۹۰ش.

ناصر
اسماعیل نژاد، زهرا اسماعیل‌نژاد، اعظم خلج، برتر از جهاد،
معاونت فرهنگی ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر، ۱۳۸۷ ش.

ناصر
مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، قم: مدرسةالامام علی‌بن ابی‌طالب،
۱۳۸۷ش، پنجم.

تفسیر
نمونه ، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ ش ، اول .

مشکات
هدایت، قم: مدرسةالامام علی‌بن ابی‌طالب،
۱۳۸۵ش، اول.

نصر بن
مزاحم المنقری (م ۲۱۲)، وقعة صفین، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، القاهرة، المؤسسة
العربیة الحدیثة، الطبعة الثانیة، ۱۳۸۲، افست قم، منشورات مکتبة المرعشی النجفی،
۱۴۰۴ق.

نعمان بن
محمد مغربی  ابن حیون، دعائم الإسلام ، قم ، مؤسسة آل البیت ، ۱۳۸۵ق ، دوم.

ورام ابن
ابی فراس ، مجموعة ورام(تنبیه الخواطر)، قم، مکتبه فقیه ، اول .



 
 


پی نوشت ها:



[۱]
. سید غلامرضا خسروى حسینى،
مفردات الفاظ القرآن، تهران ، انتشارات مرتضوى ، ۱۳۷۵ش ، دوم ، ذیل واژه
عرف، ص۵۶۱.




[۲]
. تحریرالوسیله، ج۱، ص۴۶۳.




[۳]
. شمس (۹۱)، آیه ۸.




[۴]
. مائده (۵)، آیه ۲ ؛ «بر
نیکی و تقوا همکاری کنید و بر گناه و آنچه موجب  دشمنی  است،
همکاری نکنید».




[۵]
. بحارالأنوار، بیروت، ج
۱۸، ص۱۱۸.




[۶]
. ملک (۶۷)، آیه ۱۰.




[۷]
. محمد سروش، امر به معروف
و نهی از منکر، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش، دوم، ص۳۹.




[۸]
. شریف الرضى، محمدبن حسین،
نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص ۵۴۲، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق؛ تسلیة
المجالس و زینة المجالس (مقتل الحسین(علیه
السلام))، ج ۲، ص۱۶۲.




[۹]
. محمد عابدی میانجی، به
سوی فردای بهتر، قم، زائر، ۱۳۸۷ش، دوم، ص۱۲ پاورقی.




[۱۰]
. خسرو تقدسی نیا، درس
هایی از امر به معروف و نهی از منکر، قم، انتشارات ائمه(علیهم السلام)،
۱۳۷۵ش، اول، ص۴۴.




[۱۱]
. همان.




[۱۲]
. مستدرک الوسائل و مستنبط
المسائل؛ ج ۱۲؛ ص۱۷۹.




[۱۳]
. روضة الواعظین و بصیرة
المتعظین، ج ۱، ص۱۲.




[۱۴]
. الکافی، ج ۲، ص۲۰۸.




[۱۵]
. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲،
خطبه قاصعه.




[۱۶]
. سیدحسن اسلامی اردکانی،
امر به معروف و نهی از منکر، قم، نشر خرم، ۱۳۷۵ش، اول، ص۳۲و ۳۳.




[۱۷]
. مجموعه آثار شهید مطهری
ج ۱۷(حماسه حسینی صفحه) ۲۳۵ - ۲۳۶.




[۱۸]
. آل عمران (۳)، آیات
۱۱۴و۱۱۳.




[۱۹]
. لقمان (۳۱)، آیه ۱۷.




[۲۰]
. مائده (۵)، آیه ۶۳.




[۲۱]
. آل عمران (۳)، آیه ۱۱۰.




[۲۲]
. حج (۲۲)، آیه ۴۱.




[۲۳]
. توبه (۹)، آیه ۷۱.




[۲۴]
. مائده (۵)، آیات ۷۹و۷۸.




[۲۵]
. شهید مطهری می گوید:
«رفتارهایی در این اواخر [اشاره به زمان رژیم پهلوی] به نام امر به معروف و
نهى از منکر در زندگى اجتماعى ما پیدا شده که باید گفت اگر معناى امر به
معروف و نهى از منکر این است خوب است متروک بماند» (مجموعه آثار شهیدمطهرى،
ج ۲۰، ص۱۹۸).




[۲۶]
. ر.ک: توضیح المسائل
مراجع عظام تقلید.




[۲۷]
. درر الأخبار با ترجمه،
متن عربى، ص۳۹۴.




[۲۸]
. مجموعه  آثار استاد
شهید مطهرى (حماسه حسینی)، ج ۱۷، ص۲۳۶.




[۲۹]
. در برخی کتب به تفصیل به
بیان مصادیق معروف در ابعاد مختلف واجب، مستحب و مصادیق منکر در محورهای
حرام و مکروه پرداخته شده است که برای آگاهی بیشتر ر.ک:


- تحلیلی نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر، محمد رضا
اکبری،


- امر به معروف و نهی از منکر، محسن قرائتی،


- پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، محمد
اسحاق مسعودی.




[۳۰]
. نحل (۱۶)، آیه ۹۰.




[۳۱]
. نساء (۴)، آیه ۵۸.




[۳۲]
. نحل (۱۶)، آیه ۹۰.




[۳۳]
. اعراف (۷)، آیه ۳۱.




[۳۴]
. بقره (۲)، آیه ۱۶۸.




[۳۵]
. توبه (۹)، آیه ۷۱.




[۳۶]
. محمداسحاق مسعودی، آموزش
ملی امر به معروف و نهی از منکر (مقدماتی)، تهران، پیام آزادی، ۱۳۸۹ش، ششم،
ص۱۳۷- ۱۴۷.




[۳۷]
. تفصیل وسائل الشیعة إلى
تحصیل مسائل الشریعة، ج ۱۶، ص۱۱۹.




[۳۸]
. حسین احمدی، تعریف معروف
و منکر و اهمیت آن، قم، انتشارات صبح امید یاران، ۱۳۸۹ش، اول، ص۲۱.




[۳۹]
. «حَتّى  اذا اتَوْا
عَلى  وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ یا ایُّها النَّمْلُ ادْخُلُوا
مَساکِنَکُم لایَحْطِمَنَّکُم سُلَیمانُ و جُنُودُه و هُم لایَشْعُرونَ»،
(نمل/ ۱۸).




[۴۰]
. «وَجَدْتُها و قَومَها
یَسجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللّه ...»، (نمل/ ۲۴).




[۴۱]
. محسن قرائتی، ده درس
پیرامون امر به معروف و نهی از منکر، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی
از قرآن، ۱۳۸۳ش، دوم، ص۱۶.




[۴۲]
. مبانی عقلانی امر به
معروف و نهی از منکر، محمد سروش، حکومت اسلامی، بیست و چهار، ص۴۲-۶۲.




[۴۳]
. نظارت عمومی، امر به
معروف و نهی از منکر از عوامل پیشرفت، محمد رضا مصطفی پور، پاسدار اسلام،
آذر ۱۳۸۵، شماره ۳۰۰.




[۴۴]
. هرناندو گومز بواندیا،
جرایم شهری گرایش ها و روش های مقابله با آنها، ترجمه دکتر فاطمه گیوه
چیان، ص۳۰ به بعد. در این کتاب بر اساس تحقیقی که از چندین شهر (از جمله
بوگوتا در کلمبیا، لاگوس در نیجریه، توکیو در ژاپن، ورشو در لهستان) صورت
گرفته، تدابیر تأدیبی دولتی، اجتماعی و محلی، از راه های مقابله با جرم ذکر
شده‌اند که این تدابیر شباهت زیادی به امر به معروف
دارند. (دکتر عبدالحسین رضایی راد، امر به معروف در ترازوی تاریخ، قم،
موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش، دوم، ص۳۲).




[۴۵]
. دکتر عبدالحسین رضایی
راد، امر به معروف در ترازوی تاریخ، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش، دوم،
ص۳۱.




[۴۶]
. روضة الواعظین و بصیرة
المتعظین (ط - القدیمة)، ج ۲، ۴۷۲.




[۴۷]
. امنیت اجتماعی و نقش امر
به معروف و نهی از منکر، عاطفه قرشی، روزنامه کیهان، شماره ۱۹۰۶۶، ص۶
(معارف).




[۴۸]
. الکافی (ط - الإسلامیة)،
ج ۵، ص۵۶.




[۴۹]
. تصنیف غرر الحکم و درر
الکلم، ۳۳۲ حدیث ۷۶۳۹.




[۵۰]
. تحف العقول، النص، ۲۳۷.




[۵۱]
. محمد سروش، امر به معروف
و نهی از منکر، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش، دوم، ص۲۳.




[۵۲]
. من لا یحضره الفقیه، ج
۳، ۵۶۸.




[۵۳]
. نهج البلاغه، ص۵۱۲.




[۵۴]
. نهج البلاغه.




[۵۵]
. ر.ک: مایکل کوک، امر به
معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی، احمد نمایی، مشهد، بنیاد پژوهش های
اسلامی، ۱۳۸۶ ش، چهارم، جلد ۱.




[۵۶]
. مستدرک الوسائل و مستنبط
المسائل، ج ۱۲، ص۲۰۷.




[۵۷]
. مستدرک الوسائل و مستنبط
المسائل؛ ج ۱۲؛ ص۱۸۱.


الکافی (ط - دارالحدیث) / ج ۹ / ۴۹۲ / ۲۸ - باب الأمر بالمعروف و النهی عن
المنکر...، ص۴۸۱ منبع اصلی.




[۵۸]
. تفسیر نمونه، ج ۶، ص۴۲۲.




[۵۹]
. اعراف (۷)، آیه ۱۶۵.




[۶۰]
. مستدرک الوسائل و مستنبط
المسائل، ج ۱۲، ص۱۷۸.




[۶۱]
. مستدرک الوسایل، ج۱۲،
ص۱۸۱.




[۶۲]
. وسایل الشیعه، ج۱۱،
ص۴۰۳.




[۶۳]
. مرکز تحقیقات اسلامی
سپاه، امر به معروف و نهی از منکر، نمایندگی ولی فقیه در سپاه، ۱۳۷۶، سوم،
ص۱۰۹.




[۶۴]
. وسائل الشیعة، ج ۱۶،
ص۱۱۹.




[۶۵]
. روزنامه جمهوری اسلامی،
۸/۵/۱۳۷۱.




[۶۶]
. وسائل الشیعة، ج ۱۶،
ص۱۱۹.




[۶۷]
. مرکز تحقیقات اسلامی
سپاه، امر به معروف و نهی از منکر، نمایندگی ولی فقیه در سپاه، ۱۳۷۶، سوم،
ص۱۱۴.




[۶۸]
. وسائل الشیعة، ج ۱۶،
ص۱۲۳.




[۶۹]
. وسائل الشیعة ج ۱۶، ص
۱۱۹.




[۷۰]
. کارکردهای تربیتی امر به
معروف و نهی از منکر، محمدغلام احمد زاده، مجموعه مقالات همایش علمی امر به
معروف و نهی از منکر، دانشگاه مذاهب اسلامی، ۱۳۸۷ش، اول، ص۳۰۹- ۳۳۵.




[۷۱]
. وسائل الشیعة، ج ۱۶،
ص۱۳۲.




[۷۲]
. المیزان، ج۱۲، ص۳۴۲.




[۷۳]
. نحل (۱۶)، آیه ۹۷.




[۷۴]
. آثار امر به معروف و نهی
از منکر و پیامدهای ترک آن از دیدگاه نهج البلاغه، اسماعیل ملکوتی‌خواه،
مجموعه مقالات همایش ملی نظارت همگانی، خرم‌آباد،
دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم‌آباد، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۱-
۱۱۷.




[۷۵]
. مرتضی حسینی اصفهانی،
امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، قم، انتشارات فرهنگ قرآن، ۱۳۷۹ش،
سوم، ص۲۲۰.




[۷۶]
. نهج البلاغه، ص۴۲۲.




[۷۷]
. همان، ص۳۱۹.




[۷۸]
. إرشاد القلوب إلى الصواب
(للدیلمی)، ج ۱، ص۱۸۳.




[۷۹]
. معانی الأخبار، ص۲۵۲.




[۸۰]
. علی اصغر رضوانی، مدینه
فاضله در پرتو امر به معروف و نهی از منکر، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران،
۱۳۸۶ش، اول، ص۳۹.




[۸۱]
. مرکز تحقیقات اسلامی
سپاه، امر به معروف و نهی از منکر، نمایندگی ولی فقیه در سپاه، ۱۳۷۶، سوم،
ص۱۳۱.




[۸۲]
. مائده (۵)، آیات ۷۸- ۷۹.




[۸۳]
. محمد اسحاق مسعودی،
پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، تهران،
سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۷ش، اول، ص۲۰۴.




[۸۴]
. نهج البلاغه، ص۲۹۹.




[۸۵]
. تهذیب الأحکام (تحقیق
خرسان)، ج ۶، ص۱۷۷.




[۸۶]
. على  احمدى میانجى،
مکاتیب الرسول(صلی الله علیه و آله و سلم) ، ایران؛ قم ، دار الحدیث، ۱۴۱۹
ق ، اول، ج ۳، ص۵۷۴ ؛ بحارالأنوار (ط - بیروت)، ج ۹۷، ص۹۴ ؛ معانی الاخبار،
ص۲۷۱، منبع اولیه.




[۸۷]
. «لَا یَزَالُ النَّاسُ
بِخَیْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ
تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ فَإِذَا لَمْ یَفْعَلُوا ذَلِکَ  نُزِعَتْ 
عَنْهُمُ  الْبَرَکَات »؛ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج ۹۷، ص۹۴.




[۸۸]
. محمدباقر بن محمدتقى
مجلسى،  ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، قم ، کتابخانه آیت الله
مرعشی نجفی ، ۱۴۰۶ ق، اول، ج ۹، ص۴۶۹ ؛ الکافی (ط - دارالحدیث)؛ ج ۹؛ ص۴۹۴.




[۸۹]
. محمد عابدی میانجی، به
سوی فردای بهتر، قم، زائر، ۱۳۸۷ش، دوم، ص۱۰۶.




[۹۰]
. نهج البلاغه، ص۲۴۱.




[۹۱]
. محمد سروش، امر به معروف
و نهی از منکر، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش، دوم، ص۱۵۲.




[۹۲]
. الحیاة، ترجمه احمد
آرام، ج  ۱، ص ۴۱۳.




[۹۳]
. سیدحسن اسلامی اردکانی،
امر به معروف و نهی از منکر، قم، نشر خرم، ۱۳۷۵ش، اول، ص۱۶.




[۹۴]
. انعام (۶)، آیه ۱۶۴.




[۹۵]
. نحل (۱۶)، آیه ۲۵.




[۹۶]
. تفسیر نمونه، ج ۶، ص۶۴.




[۹۷]
. الکافی (ط - الإسلامیة)،
ج ۵، ص۹.




[۹۸]
. محمدبن محمد مفید،
الفصول المختارة، قم ، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ ق، اول؛ ص۱۳۶.




[۹۹]
. إرشاد القلوب إلى الصواب
(للدیلمی)، ج ۱، ص۱۸۳.




[۱۰۰]
. عبد الله بن جعفر
حمیرى، قرب الإسناد(ط- الحدیثة)، قم ، مؤسسة آل البیت(علیهم
السلام) ، ۱۴۱۳ ق ، اول، متن، ص۵۵.




[۱۰۱]
. صحیفه امام، ج۲۱، ص۱۴.




[۱۰۲]
. ر.ک: نقش امام خمینی در
احیای اندیشه انتظار، نشریه جامعه شماره ۴۵ - خرداد ۱۳۸۷ صص۳۴- ۳۶.




[۱۰۳]
. نور (۲۴)، آیه ۵۵.




[۱۰۴]
. مجموعه  آثار
استاد شهید مطهرى (قیام و انقلام مهدی(علیه
السلام))، ج ۲۴، ص۴۳۶ – ۴۳۸ به اختصار.




[۱۰۵]
. مقاتل الطالبیین، ص۳۸۰.




[۱۰۶]
. الکافی (ط -
الإسلامیة)؛ ج ۱؛ ص۶۹.




[۱۰۷]
. صحیفه نور، ج۲۰، ص۱۹۸.




[۱۰۸]
. آل عمران (۳)، آیه ۱۱۰.




[۱۰۹]
. سید محمد باقرموسوى
همدانى، ترجمه تفسیر المیزان ، قم ، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسین
حوزه علمیه قم ، ۱۳۷۴ ش ، پنجم ، ج ۱۴، ص۵۴۷.




[۱۱۰]
. سید فضل الله راوندى ،
النوادر للراوندی، قم ، دار الکتاب، بی تا، اول، ص۲۶.




[۱۱۱]
. محمد اسحاق مسعودی،
آموزش ملی امر به معروف و نهی از منکر (تکمیلی)، تهران، پیام آزادی، ۱۳۸۸ش،
اول، ص۱۵۴ به نقل از کتاب سلمان محمدی، علی مهاجرانی، ص۱۰۶.




[۱۱۲]
. بحارالانوار، ج۲۲،
ص۴۱۷.




[۱۱۳]
. مائده (۵)، آیه ۱۰۵.




[۱۱۴]
. سید محمدباقر موسوى
همدانى، ترجمه تفسیر المیزان ، قم ، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسین
حوزه علمیه قم ، ۱۳۷۴ ش ، پنجم ، ج ۶، ص۲۶۱.




[۱۱۵]
. سید محمدباقر موسوى
همدانى، ترجمه تفسیر المیزان ، قم ، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسین
حوزه علمیه قم ، ۱۳۷۴ ش ، پنجم ، ج ۶، ص۲۴۲.




[۱۱۶]
. مصباح الشریعة، ترجمه
مصطفوى، متن، ص۲۶۹.




[۱۱۷]
. تفسیر نمونه، ج ۵،
ص۱۱۰- ۱۱۱.




[۱۱۸]
. همان.




[۱۱۹]
. بقره (۲)، آیه ۲۵۶.




[۱۲۰]
. ترجمه مجمع البیان فی
تفسیر القرآن، ج ۳، ص۱۱۴.




[۱۲۱]
. برگرفته از اخلاق و
تربیت اسلامى، ص۱۶۳.




[۱۲۲]
. تصنیف غرر الحکم و درر
الکلم، ص۲۲۳.




[۱۲۳]
. همان.




[۱۲۴]
. مهدیه خسروی، شیوه های
امر به معروف و نهی از منکر در مکتب معصومین(علیهم السلام)، قم، نورالسجاد،
۱۳۹۰ش، اول، ص۲۰۰.




[۱۲۵]
. تحف العقول عن آل
الرسول ص۲۷۶.




[۱۲۶]
. ر.ک: محمد سروش، امر به
معروف و نهی از منکر، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش، دوم، ص۲۹.




[۱۲۷]
. من لا یحضره الفقیه، ج
۳، ص۲۶۶.




[۱۲۸]
. بحار الأنوار، ج ۴۳،
ص۱۶۰.




[۱۲۹]
. نصر بن مزاحم المنقرى
(م ۲۱۲)، وقعة صفین، القاهرة، المؤسسة العربیة الحدیثة، الطبعة الثانیة،
افست قم، منشورات مکتبة المرعشى النجفى، ۱۴۰۴ق، النص، ص۴۷۴.




[۱۳۰]
. بحار الأنوار الجامعة
لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۴۳، ص۳۵۰.




[۱۳۱]
. بحار الأنوار (ط -
بیروت)، ج ۴۴، ص۳۲۹.




[۱۳۲]
. إرشاد القلوب إلى
الصواب، ج ۱، ص۱۱۸.




[۱۳۳]
. شیخ طبرسى، إعلام الورى
بأعلام الهدى ، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۰ ق، سوم، ص۲۶۹.




[۱۳۴]
. اسراء (۱۷)، آیه ۳۶.




[۱۳۵]
. من لا یحضره الفقیه، ج
۱، ص۸۰.




[۱۳۶]
. سعید بن هبة الله 
قطب الدین راوندى، الخرائج و الجرائح، قم ، مؤسسه امام مهدى(عج) ، ۱۴۰۹ق،
اول، ج ۱، ص۳۰۷.




[۱۳۷]
. احمد بن محمد بن خالد
برقى، المحاسن، قم، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ ق، دوم، ج ۲، ص۴۴۱.




[۱۳۸]
. بحارالأنوار الجامعة
لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۵۰، ص۸۵.




[۱۳۹]
. باتوا علی قلل الاجبال
تحرسهم غلب الرجال فلم تنفعهم القلل ؛


 و استنزلوا بعد عز من معاقلهم و اسکنوا حفرا یا بئسما نزلوا؛


 ناداهم صارخ من بعد دفنهم این الاساور و التیجان و الحلل ؛


 این الوجوه التى کانت منعمة من دونها تضرب الاستار و الکلل ؛


 فافصح القبر عنهم حین ساء لهم تلک الوجوه علیها الدود تقتتل



 قد طال ما اکلوا دهرا و قد شربوا و اصبحوا الیوم بعد الاکل قد أکلوا




[۱۴۰]
. بحارالأنوار، ج ۵۰،
ص۲۱۱.




[۱۴۱]
. بحارالأنوار، ج ۱۰،
ص۳۹۲.




[۱۴۲]
. «وَ لَوْ أَنَّ
أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ
الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ
عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ
بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا
فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ
وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُم »، (الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ۲، ص۴۹۹).




[۱۴۳]
. محمدرضا اکبری، تحلیلی
نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر، پیام عترت، ۱۳۷۸ش،
ششم، ص۱۱۷- ۱۲۱.




[۱۴۴]
. سید روح الله خمینی،
تحریرالوسیله، ترجمه فارسی، ج۱، ص۵۳۳.




[۱۴۵]
. همان، مسئله ۳، ص۳۹۸.




[۱۴۶]
. بیشتر مباحث گذشته در
تبیین همین موضوع بود.




[۱۴۷]
. در پرسش بعدی به تفصیل
در این موضوع را تبیین خواهیم نمود.




[۱۴۸]
. ر.ک:


- معجزه‌ی تذکر زبانی، محمدرضا اکبری، انتشارات
پیام آزادی، ۱۳۸۷ش، چهارم


- آموزش ملی امر به معروف و نهی از منکر (تکمیلی)، محمد اسحاق مسعودی،
تهران، پیام آزادی، ۱۳۸۸ش، اول


- روش‌های کاربردی امر به معروف و نهی از منکر دکتر
محمد رضا شرفی / انتشارات پیام آزادی / ستاد احیاء امر به معروف و نهی از
منکر /تهران- چاپ دوم- ۱۳۸۷


- جذاب‌سازی امر و نهی، قم، روح الله ولی ابرقویی،
مشهور، ۱۳۸۹ش، اول




[۱۴۹]
. توبه (۹)، آیه ۷۱.




[۱۵۰]
. «کَانَ أَبُو عَبْدِ
اللَّهِ ع إِذَا مَرَّ بِجَمَاعَةٍ یَخْتَصِمُونَ لَا یَجُوزُهُمْ حَتَّى
یَقُولَ ثَلَاثاً اتَّقُوا اللَّهَ یَرْفَعُ بِهَا صَوْتَه » (مشکاة
الأنوار فی غرر الأخبار، ص ۵۰ ).




[۱۵۱]
. وسائل الشیعة، ج ۱۶، ص
۱۴۳.




[۱۵۲]
. نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵،
ص ۲۵۰.




[۱۵۳]
. محسن قرائتی، امر به
معروف و نهی از منکر، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۷۶ش، دوم، ص
۱۵۷.




[۱۵۴]
. وَ انْذِرْ عَشِیرَتَکَ
اْلَاقْرَبِین. (شعراء/ ۲۱۴)




[۱۵۵]
. احزاب/ ۵۹.




[۱۵۶]
. محسن قرائتی، امر به
معروف و نهی از منکر، تهران، ص ۱۵۸.




[۱۵۷]
. الکافی (ط -
الإسلامیة)، ج ۵، ص ۶۲.




[۱۵۸]
. کنز العمال، ج ۳، ص
۶۸۴.




[۱۵۹]
. بحارالأنوار الجامعة
لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۷۴، ص۱۵۲.




[۱۶۰]
. سخنرانی مقام معظم
رهبری در دانشگاه تهران ۲۲/۲/۷۷.




[۱۶۱]
. نور (۲۴)، آیه ۳۱.




[۱۶۲]
. محمدبن على  ابن
بابویه، إعتقادات الإمامیة(للصدوق)، محمدعلى بن سید محمد حسنى، تهران ،
اسلامیه ، ۱۳۷۱ ش ، اول، متن، ص۶.




[۱۶۳]
. مستدرک الوسائل و
مستنبط المسائل، ج ۱۴، ص۲۶۶.




[۱۶۴]
. «عَنْ أَبِی عَبْدِ
اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ
یَمُدُّ اللَّهُ بِهِمَا فِی الْعُمُرِ وَ یَزِیدُ فِی الْمَعِیشَة»؛ مشکاة
الأنوار فی غرر الأخبار، ص ۱۶۶.




[۱۶۵]
. شیوه های ارشادی،
عبدالرضا خوشنویس، پیام پیشگیری، شماره ۲۸، ص۱۰۸- ۱۱۴.




[۱۶۶]
. ر.ک:



- جذاب‌سازی امر و نهی، روح الله ولی ابرقویی، قم،
مشهور، ۱۳۸۹ش، اول؛


- معجزه تذکر زبانی، محمد رضا اکبری، انتشارات پیام آزادی، تهران، ۱۳۸۷ش،
چهارم، صص۴۳-۱۲۷؛


- آموزش ملی امر به معروف و نهی از منکر(مقدماتی)، محمد اسحاق مسعودی،
تهران، پیام آزادی، ۱۳۸۹ش، ششم.




[۱۶۷]
. مصباح الشریعة، ترجمه
مصطفوى، متن، ص۲۷۲.




[۱۶۸]
. تحریر الوسیله، ج۱،
ص۴۶۷، مسئله ۱.




[۱۶۹]
. سخنرانی معظم له در
دانشگاه تهران ۲۲/۲/۷۷.




[۱۷۰]
. ر.ک: همان، ج۱، ص۴۷۰،
مسئله ۴.




[۱۷۱]
. مصطفی ادیب، پژوهشی
فقهی پیرامون امر به معروف و نهی از منکر، تهران، انتشارات علاء، ۱۳۹۰ش،
اول، ص۱۳۲.




[۱۷۲]
. المیزان فی تفسیر
القرآن، ج ۲، ص۶۴.




[۱۷۳]
. محمد سروش، امر به
معروف و نهی از منکر، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش، دوم، ص۵۴.




[۱۷۴]
. بقره (۲)، آیه ۲۰۷.




[۱۷۵]
. مجمع البیان فی تفسیر
القرآن، ج ۲، ص۵۳۵ - وسائل الشیعة ج ۱۵، ص۱۴۳.




[۱۷۶]
. یس (۳۶)، آیه ۲۶.




[۱۷۷]
. عبدالحسین رضائی راد،
امر به معروف در ترازوی عقل، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش، اول، ص۱۶۴ به
نقل از مستدرک سفینه البحار، ج۱۰، ص۵۴۷.




[۱۷۸]
. بحارالأنوار الجامعة
لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۴۴، ص۳۲۶.




[۱۷۹]
. گروه مولفان، پرسش و
پاسخ های برگزیده ویژه محرم، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۲ ش، اول، ص۹۱.




[۱۸۰]
. نهج الفصاحة مجموعه
کلمات قصار حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و
سلم)، ص۷۶۸.




[۱۸۱]
. هود (۱۱)، آیه ۸۸.




[۱۸۲]
. شیخ نجم الدین طبسى ،
با کاروان حسینى(ج ۲)، تهران، زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش، ص۳۱.




[۱۸۳]
. ر.ک: سیره پیشوایان،
مهدی پیشوایی، زندگی امام حسین(علیه السلام).




[۱۸۴]
. ر.ک: مجموعه  آثار
استاد شهید مطهرى، حماسه حسینی، ج ۱۷، ص۲۶۷.




[۱۸۵]
. مسند الإمام الرضا(علیه
السلام)، ج ۲، ص۳۸۳، (باب)(الامر بالمعروف و النهى عن المنکر).




[۱۸۶]
. تحریرالوسیله، ج۱،
ص۴۷۲، مسئله ۶.




[۱۸۷]
. محسن قرائتی، امر به
معروف و نهی از منکر، ص۹۵ و ۸۹.




[۱۸۸]
. محمدرضا اکبری، تحلیلی
نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر، پیام عترت، ۱۳۷۸ش،
ششم، ص۶۳.




[۱۸۹]
. مصباح الشریعة، ص۱۹.




[۱۹۰]
. محمدرضا اکبری، تحلیلی
نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر، پیام عترت، ۱۳۷۸ش،
ششم، ص۶۳.




[۱۹۱]
. برنامه درس هایى از
قرآن سال ۷۵، امربه  معروف ۲۱، ص۴.




[۱۹۲]
. بحارالأنوار، ج ۷۵،
ص۲۴۰.




[۱۹۳]
. آیت‌الله
العظمى مکارم شیرازى، مشکات هدایت، قم، مدرسة‌الامام
علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه
السلام)، ۱۳۸۵ش، اول، ص۲۱۶.




[۱۹۴]
. طه (۲۰)، آیه ۴۴.




[۱۹۵]
. مصباح الشریعة، ص۱۹.




[۱۹۶]
. طه (۲۰)، آیه ۱۳۰.




[۱۹۷]
. لقمان (۳۱)، آیه ۱۷.




[۱۹۸]
. بحارالأنوار، ج ۶۶،
ص۳۶۰.




[۱۹۹]
. محمد اسحاق مسعودی،
پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، تهران،
سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۷ش، اول، ص۲۷۹.




[۲۰۰]
. محمد عابدی میانجی، به
سوی فردای بهتر، قم، زائر، ۱۳۸۷ش، دوم، ص۳۳.




[۲۰۱]
. تصنیف غررالحکم و
دررالکلم، ص۱۱۹.




[۲۰۲]
. نور (۲۴)، آیه ۲۷.




[۲۰۳]
. حجرات (۴۹)، آیه ۱۲.




[۲۰۴]
. نساء (۴)، آیه ۱۱۲.




[۲۰۵]
. حجرات (۴۹)، آیه ۱۹.




[۲۰۶]
. حجرات (۴۹)، آیه ۱۱.




[۲۰۷]
. نساء (۴)، آیه ۱۴۸.




[۲۰۸]
. المیزان، ج۱۸، ص۳۲۳.




[۲۰۹]
. حجرات (۴۹)، آیه ۱۲.




[۲۱۰]
. نور (۲۴)، آیه ۱۹.




[۲۱۱]
. نهج البلاغه، نامه ۵۳،
ص۴۲۶.




[۲۱۲]
. سبأ (۳۴)، آیه ۲۴.




[۲۱۳]
. شواهد التنزیل لقواعد
التفضیل ، تهران ، موسسه طبع ونشر، ۱۴۱۱ ق ، اول، ج ۱، ص۴۸۶.




[۲۱۴]
. محمدرضا اکبری، معجزه‌ی
تذکر زبانی، انتشارات پیام آزادی، ۱۳۸۷ش، چهارم، ص۲۷.




[۲۱۵]
. نهج الفصاحة (مجموعه
کلمات قصار حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و
سلم))، ص۷۳۹.




[۲۱۶]
. عیون الحکم و المواعظ
(للیثی)، ص۴۵۶، ح ۸۲۴۹.




[۲۱۷]
. مقدس نیا، محمدى ، آداب
معاشرت، قم، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۷ ش، ص۵۶.




[۲۱۸]
. مؤمنون (۲۳)، آیه ۹۶.




[۲۱۹]
. بررسی راهکارهای اجرایی
و ترویج امر به معروف و نهی از منکر، حسین باقری آستانی، مجموعه مقالات
همایش ملی نظارت همگانی،خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد،
۱۳۸۷ش، ص۲۹۱- ۳۰۷.




[۲۲۰]
. محمدرضا اکبری، معجزه‌ی
تذکر زبانی، انتشارات پیام آزادی، ۱۳۸۷ش، چهارم، ص۳۴.




[۲۲۱]
. همان، ص۳۵.




[۲۲۲]
. همان، ص۳۶.




[۲۲۳]
. آل عمران (۳)، آیه ۱۱۰
«کنتم خیر أمة اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون
باللّه»؛ ر.ک توبه/۷۱ و ۱۱۲.




[۲۲۴]
. آل عمران (۳)، آیه۱۰۴
(و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و
اولئک هم المفلحون)، (حج/۴۱، اعراف/۱۵۷).




[۲۲۵]
. تفسیر نمونه، ج ۳، ص۴۱
؛ ر.ک حر عاملی، محمدبن حسن، وسایل الشیعه، ج۱۸، ص۳۳۸، ابواب مقدمات حدود.




[۲۲۶]
. ر.ک: عبدالحسین رضائی
راد، امر به معروف در ترازوی عقل، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش، اول، ص۷۵-
۸۱.




[۲۲۷]
. بقره (۲)، آیه ۴۴.




[۲۲۸]
. صف (۶۱)، آیه ۲.




[۲۲۹]
. مستدرک الوسائل، ج۱۲،
ص۲۰۵.




[۲۳۰]
. تصنیف غرر الحکم و درر
الکلم، ص۳۳۳، ح ۷۶۵۷.




[۲۳۱]
. آیت الله حسین نوری،
محمد محمدی اشتهاردی، امر به معروف و نهی از منکر، قم، انتشارات دفتر
تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش، چهارم، ۲۴۷.




[۲۳۲]
. سیدمحمد قرة العین
عابدی، اصلاح اجتماعی در اسلام، قم، انتشارات استاد مطهری، ۱۳۸۲ ش، اول،
ص۵۹ به نقل از تفسیر تسنیم، قم، اسراء، ۱۳۸۱، ج۴، تفسیر آیه ۴۴ بقره.




[۲۳۳]
. محمد اسحاق مسعودی،
پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، تهران،
سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۷ش، اول، ص۲۸۱.




[۲۳۴]
. إرشاد القلوب إلى
الصواب، ج ۱، ص۱۴.




[۲۳۵]
. امام، تحریر الوسیله،
ج۱، شرایط الامر بالمعروف، الشرط الرابع، م۲؛ وحید، منهاج الصالحین، ج۲،
م۱۲۷۲ و ۱۲۷۵؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج۱، م۱۲۷۲ و ۱۲۷۵؛ سیستانى، منهاج
الصالحین، ج۲، م۱۲۷۲ و ۱۲۷۵؛ صافى، جامع الاحکام، ج۲، س ۱۴۵۸ و دفتر: خامنه
اى، بهجت، نورى، مکارم و فاضل.




[۲۳۶]
. الکافی (ط -
الإسلامیة)، ج ۵، ص۵۹.




[۲۳۷]
. آل عمران (۳)، آیه ۱۷۵.




[۲۳۸]
. محمدرضا اکبری، تحلیلی
نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر، پیام عترت، ۱۳۷۸ش،
ششم، ص۱۵۷.




[۲۳۹]
. محمد اسحاق مسعودی،
پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، تهران،
سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۷ش، اول، ص۳۲۳- ۳۲۷.




[۲۴۰]
. تحف العقول، النص، ۲۳۷.




[۲۴۱]
. محمد سروش، امر به
معروف و نهی از منکر، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش، دوم، ص۱۲۴.




[۲۴۲]
. مرکز تحقیقات اسلامی
سپاه، امر به معروف و نهی از منکر، نمایندگی ولی فقیه در سپاه، ۱۳۷۶، سوم،
ص۱۴۹.




[۲۴۳]
. ر.ک: محمد سروش، امر به
معروف و نهی از منکر، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش، دوم، ص۱۳- ۱۴۰.




[۲۴۴]
. توبه (۹)، ‌آیه
۲۴.




[۲۴۵]
. محمداسحاق مسعودی،
پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، تهران،
سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۷ش، اول، ص۳۲۱.




[۲۴۶]
. موانع نهی از منکر از
منظر شهید رمضان، محمد عابدی، مبلغان، آذر ۱۳۸۰، شماره ۲۳، ص۵۸.




[۲۴۷]
. محمدبن زین‌الدین 
ابن أبی‌جمهور، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث
الدینیة، قم ، دارسیدالشهداء، ۱۴۰۵ ق، اول، ج ۱، ۱۱۵.




[۲۴۸]
. أمالی الصدوق، المجلس
السادس و الثلاثون، ص ۲۰۱.




[۲۴۹]
. روح الله ولی ابرقویی،
جذاب‌سازی امر و نهی، قم، مشهور، ۱۳۸۹ش، اول، ص۱۳.




[۲۵۰]
. ر.ک: محمد رضا اکبری،
تحلیلی نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر، پیام عترت،
۱۳۷۸ش، ششم، ص۱۵۶.




[۲۵۱]
. محمد بن محمد
مفید،الإختصاص ، ایران؛ قم، الموتمر العالمى لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ ق ،
اول، النص، ص۱۵۹.




[۲۵۲]
. یس (۳۶)، آیه ۳۰.




[۲۵۳]
. الخصال، ج ۲، ص۵۲۳.




[۲۵۴]
. الکافی (ط -
الإسلامیة)، ج ۵، ص۵۵.




[۲۵۵]
. مجموعه آثار استاد شهید
مطهری (کتاب حماسه حسینی)، ج۱۷، ص۲۴۶.




[۲۵۶]
. طه (۲۰)، آیات ۴۳- ۴۴.




[۲۵۷]
. آل عمران (۳)، آیه ۱۵۹.




[۲۵۸]
. علی بن محمد لیثى
واسطى، عیون الحکم و المواعظ(للیثی)، قم ، دار الحدیث ، ۱۳۷۶ ش ، اول، ص۲۲.




[۲۵۹]
. تصنیف غرر الحکم و درر
الکلم، ص۲۲۳، ح ۴۵۱۰.




[۲۶۰]
. ر.ک: حسین جوادی نیا،
امر به معروف و نهی از منکر در آثار شهید آیت الله مطهری، تهران، انتشارات
صدرا، ۱۳۸۷ش، دوم، ص۹۵.




[۲۶۱]
. على بن ابراهیم 
قمى ، تفسیر قمى ، قم، دار الکتاب ، ۱۳۶۷ ش ، چهارم، ج ۱، ص۱۶.




[۲۶۲]
. محمد اسحاق مسعودی،
آموزش ملی امر به معروف و نهی از منکر(مقدماتی)، تهران، پیام آزادی، ۱۳۸۹ش،
ششم، ص۵۵.




[۲۶۳]
. تحریرالوسیله، ج۱،
ص۴۶۲، مسئله ۱۳.




[۲۶۴]
. علی بن محمد لیثى
واسطى، عیون الحکم و المواعظ(للیثی)، قم ، دار الحدیث ، ۱۳۷۶ش ، اول، ص۳۲۷،
ح ۵۶۱۳.




[۲۶۵]
. همان، ص۳۴۱، ح ۵۸۱۷.




[۲۶۶]
. محسن قرائتی، امر به
معروف و نهی از منکر، تهران، تهران، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، ۱۳۷۶ش،
دوم، ص۷۶.




[۲۶۷]
. در مباحث بعدی به‌طور
مصداقی به نحوه امر به معروف و نهی از منکر هر یک از این موارد خواهیم
پرداخت.




[۲۶۸]
. نهج البلاغه، ص۱۵۶.




[۲۶۹]
. مجموعه  آثار
استاد شهیدمطهرى (حماسه حسینی)، ج ۱۷، ص۲۴۷- ۲۴۸.




[۲۷۰]
. محمد سروش، امر به
معروف و نهی از منکر، انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش، دوم، ص۷۱.




[۲۷۱]
. الکافی (ط -
الإسلامیة)، ج ۵، ص ۲۷.




[۲۷۲]
. توبه (۹)، آیه ۶۱.




[۲۷۳]
. واقعه (۵۶)، آیات ۱۱ -
۱۰ .




[۲۷۴]
. بحارالانوار، ج۶۷ ص۲۹۶
ط بیروت.




[۲۷۵]
. در روایات نیز از
مجادله با اهل سنت جهت دعوت آنها به مکتب تشیع نهی شده است که در این زمینه
می توانید ر.ک: مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ ج ۱۲؛ ص۲۴۴.




[۲۷۶]
. ر.ک:


- معارف اسلامی از دیدگاه دو مکتب (ترجمه کتاب معالم المدرستین)، علامه سید
مرتضی عسگری، ترجمه: دکتر جلیل تجلیل؛


- مناظرات (ترجمه المراجعات)، سید شرف الدین عاملی، ترجمه حیدر قلی بن
نورمحمدخان؛


- شیعه پاسخ می دهد، سید رضا حسینی نسب، نشر مشعر؛


- آن‌گاه هدایت شدم، دکتر محمد تیجانی سماوی؛


- اهل سنت واقعی کیست؟ دکتر محمد تیجانی سماوی؛


- پاسخ به پرسشها از دیدگاه تشیع و تسنن در ۳ مجلّد، دفتر نمایندگی مقام
معظم رهبری در امور اهل سنت بلوچستان؛


- گزیده ای جامع از الغدیر(علامه امینی).




[۲۷۷]
. جهت اطلاع بیشتر ر.ک:
http:\\www.vahabiat.porsemani.ir




[۲۷۸]
. «إِنَّ اللَّهَ
تَعَالَى حَرَّمَ الْخَمْرَ لِمَا فِیهَا مِنَ الْفَسَادِ وَ بُطْلَانِ
الْعُقُولِ فِی الْحَقَائِقِ وَ ذَهَابِ الْحَیَاءِ مِنَ الْوَجْهِ وَ
إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا سَکِرَ فَرُبَّمَا وَقَعَ عَلَى أُمِّهِ أَوْ قَتَلَ
النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ وَ یُفْسِدُ أَمْوَالَهُ وَ یَذْهَبُ
بِالدِّینِ وَ یُسِی ءُ الْمُعَاشَرَةَ وَ یُوقِعُ الْعَرْبَدَةَ وَ هُوَ
یُورِثُ مَعَ ذَلِکَ الدَّاءَ الدَّفِین » بحار الأنوار، ج ۶۳، ص۴۹۰.




[۲۷۹]
. «یَسْئَلُونَکَ عَنِ
الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ کَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ
وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما»((۲) البقرة ۲۱۹)؛ «درباره شراب و
قمار از تو سؤال مى کنند، بگو در آنها گناه و زیان بزرگى است؛ و منافعى (از
نظر مادى) براى مردم در بردارد؛ (ولى) گناه آنها از نفعشان بیشتر است.»




[۲۸۰]
. ر.ک:حامد سلطانی، شراب
و ارتباط دختران و پسران، قم، زمینه‌سازان ظهور
امام عصر (عج)، ۱۳۸۸ش، اول، ص۲۱.




[۲۸۱]
. دکتر محمدرضا شرفی، روش‌های
کاربردی امر به معروف و نهی از منکر، تهران، ستاد احیاء امر به معروف و نهی
از منکر، ۱۳۸۷ ش، دوم، ص۲۳۱.




[۲۸۲]
. حامد سلطانی، شراب و
ارتباط دختران و پسران، قم، زمینه‌سازان ظهور امام
عصر(عج)، ۱۳۸۸ش، اول، ص۲۲.




[۲۸۳]
. دکتر محمدرضا شرفی، روش‌های
کاربردی امر به معروف و نهی از منکر، تهران، ستاد احیاء امر به معروف و نهی
از منکر، ۱۳۸۷ ش، دوم، ص۱۰۶.




[۲۸۴]
. سیف الله نحوی، نقش
خانواده در پیشگیری از انحرافات، قم، نور السجاد، ۱۳۸۸ش، اول، ص۷۲.




[۲۸۵]
. دکتر محمدرضا شرفی، روش‌های
کاربردی امر به معروف و نهی از منکر، تهران، ستاد احیاء امر به معروف و نهی
از منکر، ۱۳۸۷ ش، دوم، ص۱۰۶.




[۲۸۶]
. همان.




[۲۸۷]
. همان، ص۱۰۷.




[۲۸۸]
. همان.




[۲۸۹]
. تصنیف غرر الحکم و درر
الکلم، ص،۴۷۹ ح ۱۱۰۱۴.




[۲۹۰]
. همان، ص۲۵۴، ح ۵۳۴۱.




[۲۹۱]
. تربیت فرزند و غیرت
انسانی و الهی، اصلاح ظاهر، اولین محور تربیت، آیت الله شیخ مجتبی تهرانی،
شماره ۱۹۷۸۱، ۱۳ آبان ۱۳۸۹،صفحه معارف.




[۲۹۲]
. سیف الله نحوی، نقش
خانواده در پیشگیری از انحرافات، ص۷۳.




[۲۹۳]
. همان،‌
ص۷۶.




[۲۹۴]
. همان.




[۲۹۵]
. پیام پیشگیری، شماره
۳۲-سال ششم، آذر ۱۳۹۰ - ۱۲۲ -۱۲۵.




[۲۹۶]
. سیف الله نحوی، نقش
خانواده در پیشگیری از انحرافات، قم، نورالسجاد، ۱۳۸۸ش، اول، ص۷۸.




[۲۹۷]
. جهت مطالعه بیشتر ر.ک:


- مسئله حجاب، شهید مطهری؛


- پوشش زن در اسلام، محمد اشتهاردی؛


- حجاب شناسی، حسین مهدی‌زاده؛


- پوشش زن در گستره تاریخ، طیبه پارسا؛


- فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، دکتر حداد عادل.




[۲۹۸]
. دکتر محمدرضا شرفی، روش‌های
کاربردی امر به معروف و نهی از منکر، تهران، ستاد احیاء امر به معروف و نهی
از منکر، ۱۳۸۷ ش، دوم، ص۲۶.




[۲۹۹]
. الکافی (ط -
الإسلامیة)، ج ۶، ص۴۳۳.




[۳۰۰]
. تفسیر نمونه، ج ۱۷،
ص۲۴.




[۳۰۱]
. اسراء(۱۷)؛ ۶۴.




[۳۰۲]
. رجب نژاد، محمدرضا،
نگرشی به مبانی فقهی موسیقی، تهران، عابد، چاپ اوّل، ۱۳۷۹، ص۹۲.




[۳۰۳]
. ر.ک: صفى زاده، فاروق،
موسیقى شیطانى در غرب.




[۳۰۴]
. ر.ک: تأثیر موسیقى بر
روان و اعصاب، صص ۳، ۶، ۲۶ و ۹۲ به بعد.




[۳۰۵]
. الخصال، ج ۲، ص۵۰۴.




[۳۰۶]
. دعائم الإسلام ، قم ،
مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) ، ۱۳۸۵ ق ، دوم، ج ۲، ص۲۰۸.




[۳۰۷]
. محمدبن زین الدین 
ابن أبی جمهور، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، قم ،
دارسیدالشهداء للنشر، ۱۴۰۵ ق، اول، ج ۱، ص۲۶۱.




[۳۰۸]
. الکافی (ط -
الإسلامیة)، ج ۶، ص۴۳۳.




[۳۰۹]
. مستدرک الوسائل و
مستنبط المسائل، ج ۱۳، ص۲۲۲.




[۳۱۰]
. حسین عبداللهی‌خوروش،
تأثیر موسیقی بر اعصاب و روان، اصفهان، بادران، ۱۳۸۶، ششم، ص۷۴.




[۳۱۱]
. زخرف (۴۳)،‌
آیه ۸۳.




[۳۱۲]
. نساء (۴)، آیه ۲۵.




[۳۱۳]
. ثواب الأعمال و عقاب
الأعمال، ص۲۸۳.




[۳۱۴]
. نور (۲۴)، آیه ۳۲.




[۳۱۵]
. حامد سلطانی، شراب و
ارتباط دختران و پسران، قم، زمینه‌سازان ظهور امام
عصر (عج)، ۱۳۸۸ش، اول، ص ۷۰




[۳۱۶]
. برای مطالعه بیشتر ر.ک:


- تحلیل روان شناختی روابط دختر و پسر نوشته آقای دکتر علی اصغر احمدی از
انتشارات انجمن اولیا و مربیان


- پرسش‌ها و پاسخ‌های
دانشجویی، دفتر ۲۵ (روابط دختر و پسر)، قم، دفتر نشر معارف .




[۳۱۷]
. اگر چنین موانعی وجود
نداشت به‌طور طبیعی این دو با یکدیگر ازدواج می‌نمودند
و نیازی به روابط مخفیانه نبود اما وجود موانعی همچون فراهم نبودن شرایط
اولیه ازدواج و عدم تناسب پسر و دختر از لحاظ اختلاف سن، شرایط فرهنگی،
اقتصادی، علمی،... طرفین باعث گردیده تا والدین با چنین ازدواجی مخالف
باشند.




[۳۱۸]
. مجموعة ورام(تنبیه
الخواطر)، ج ۲، ۵۹ الجزء الثانی .




[۳۱۹]
. باید خاطر نشان کرد که
برقراری روابط نامشروع با زن شوهر دار علاوه بر اینکه باعث حرمت ابدی می‌شود
حد شرعی (سنگسار) را به دنبال دارد.




[۳۲۰]
. دکتر محمدرضا شرفی، روش‌های
کاربردی امر به معروف و نهی از منکر، تهران، ستاد احیاء امر به معروف و نهی
از منکر، ۱۳۸۷ ش، دوم، ص۳۳۳.




[۳۲۱]
. الخصال، ج ۱، ص۹۸.




[۳۲۲]
. مستدرک الوسائل و
مستنبط المسائل، ج ۱۴، ص۲۶۸.




[۳۲۳]
. توبه (۹)، آیه ۱۰۵.




[۳۲۴]
. دکتر محمدرضا شرفی، روش‌های
کاربردی امر به معروف و نهی از منکر، تهران، ستاد احیاء امر به معروف و نهی
از منکر، ۱۳۸۷ ش، دوم، ۳۳۵.




[۳۲۵]
. البته لازمه این کار
مقداری آشنایی با وبلاگ نویسی است که این را نیز می توان از خود اینترنت به
دست آورد و تنها لازم است در یکی از موتورهای جستجوگر جمله «آموزش وبلاگ
نویسی» را جستجو نمود.




[۳۲۶]
. هرچند برای کسی که غیبت
شونده را نمی شناسد این عمل غیبت به حساب نمی آید اما از آنجا که در مجلس
حرام حضور دارد بهتر است مجلس غیبت را ترک نماید.




[۳۲۷]
. ر.ک: برای مطالعه بیشتر
به کتب اخلاقی ذیل مراجعه شود:


 - چهل حدیث امام خمینی، ص۳۱۵.


- نقطه های آغاز در اخلاق اسلامی، ص۱۵۷.


- گناهان کبیره، شهید دستغیب شیرازی، بحث غیبت.




[۳۲۸]
. ثواب الأعمال و عقاب
الأعمال، ص۲۵۱.




[۳۲۹]
. بحار الأنوار، ج ۲۳،
ص۲۰۹.




[۳۳۰]
. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ
وَ جَلَّ یُحِبُّ الْبَیْتَ الَّذِی فِیهِ  الْعُرْسُ » الکافی (ط -
الإسلامیة)، ج ۶، ۵۴، باب کراهیة طلاق الزوجة الموافقة...»،. ص۵۴.




[۳۳۱]
. ر.ک: استفتاءآت در مورد
جشن‌های میلاد و مراسم عروسی، نشریه مبلغان، شماره
۶، ۱۴۲۱ق، صفحه ۷۵-۷۷.




[۳۳۲]
. ر.ک: محمود اکبری، غم و
شادی در سیره معصومان(علیهم السلام)،
صفحه نگار، قم، اول، ۱۳۸۰، ص۵۰.




[۳۳۳]
. «عَنْ أَبِی عَبْدِ
اللَّهِ(علیه السلام)
قَالَ لَا یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَجْلِسَ مَجْلِساً یُعْصَى اللَّهُ
فِیهِ وَ لَا یَقْدِرُ عَلَى تَغْیِیرِهِ» الکافی (ط - الإسلامیة)، ج ۲،
۳۷۴.




[۳۳۴]
. اسراء (۱۷)، آیه ۳۶.




[۳۳۵]
. دکتر محمدرضا شرفی، روش‌های
کاربردی امر به معروف و نهی از منکر، تهران، ستاد احیاء امر به معروف و نهی
از منکر، ۱۳۸۷ ش، دوم، ص۱۳۸.




[۳۳۶]
. همان، ص ۱۳۸ -۱۳۴.




[۳۳۷]
. فرقان (۲۵)، آیه ۶۳.




[۳۳۸]
. جوانان و مدگرایی،
محمدصادق شجاعی، حدیث زندگی مهر و آبان ۱۳۸۲، شماره ۱۳.




[۳۳۹]
. مد؛ نوآوری یا
هنجارشکنی؟!، علی ترکاشوند، روزنامه رسالت، شماره ۶۵۳۸، ص ۲۰.




[۳۴۰]
. همان.




[۳۴۱]
. همان.




[۳۴۲]
. ر.ک: یوسف غلامی، اخلاق
و رفتارهای جنسی، قم، بهار ۱۳۸۶، دفتر نشر معارف، سوم، ص۱۸۶- ۲۱۴.




[۳۴۳]
. ر.ک: مدگرایی، سید محمد
تقی قاضوی، صباح، بهار و تابستان ۱۳۸۴، شماره ۱۵ و ۱۶.




[۳۴۴]
. حجرات(۴۹)، آیه ۱۳.




[۳۴۵]
. ر.ک: یوسف غلامی، اخلاق
و رفتارهای جنسی، قم، بهار ۱۳۸۶، دفتر نشر معارف، سوم، ص۲۰۴.




[۳۴۶]
. حج (۲۲)، آیه ۴۱.




[۳۴۷]
. محمدرضا اکبری، تحلیلی
نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر در عصر حاضر، پیام عترت، ۱۳۷۸ش،
ششم، ص۱۱۲.




[۳۴۸]
. واجب عینی واجبی است که
همه، مکلفند به آن، عمل کنند مانند نمازهای واجب پنجگانه در شبانه روز.




[۳۴۹]
. واجب کفایی نیز همگانی
است، ولی با عمل کردن یک یا چند نفر به آن، تکلیف از بقیه، ساقط می شود
مانند نماز میت.




[۳۵۰]
. آل عمران (۳)، آیه ۱۱۰.




[۳۵۱]
. ر.ک: آیت الله حسین
نوری همدانی، محمد محمدی اشتهاردی، امر به معروف و نهی از منکر، قم،
انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش، چهارم، ص۳۷- ۴۵.




[۳۵۲]
. امام و فاضل، توضیح
المسائل مراجع، م۲۸۲۴؛ صافى، جامع الاحکام، ج۲، س ۱۴۵۵ و ۱۴۵۶؛ نورى، توضیح
المسائل، م۲۸۱۱؛ مکارم، استفتاءآت، ج۲، س ۱۳۷۳؛ خامنه اى، اجوبة
الاستفتاءآت، س ۱۰۵۴ و ۱۰۶۳؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج۱، م۱۲۷۲ و ۱۲۷۳؛
سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۱، م۱۲۷۲ و ۱۲۷۳؛ وحید، منهاج الصالحین، ج۲،
م۱۲۷۲ و ۱۲۷۳.


آیت‌الله بهجت بر همه مکلفان، امر به معروف و نهى
از منکر واجب است و اگر نیروى انتظامى به این فریضه عمل نکند، تکلیف از
دیگران ساقط نمى شود؛ بلکه با فراهم بودن شرایط آن، بر سایرین نیز واجب
است. در جایى که منجر به جراحت بشود، نهى از منکر جایز نیست و اجازه مجتهد
جامع شرایط نیز بنا بر احتیاط واجب کفایت نمى کند. (بهجت، توضیح المسائل،
م۱۶۱۱).




[۳۵۳]
. اجوبةالاستفتاءآت، حضرت
آیت‌الله خامنه ای، امر به معروف و نهی از منکر،
ص۲۳۲، سؤال۱۰۶۴.




[۳۵۴]
. سال ۱۳۷۱ بیانات مقام
معظم رهبرى در دیدار علما و روحانیان.




[۳۵۵]
. سال ۱۳۷۹ پیام به
نخستین اجلاس پژوهشى امر به معروف و نهى از منکر.




[۳۵۶]
. سال ۱۳۷۹ بیانات در
خطبه هاى نماز جمعه ى تهران.




[۳۵۷]
. سال ۱۳۷۹ بیانات در
خطبه هاى نماز جمعه ى تهران.




[۳۵۸]
. همان.




[۳۵۹]
. سال ۱۳۶۹، پیام به
مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره).




[۳۶۰]
. همان.




[۳۶۱]
. حج (۲۲)، آیه ۴۱.




[۳۶۲]
. سال ۱۳۶۸ سخنرانى در
دیدار با جمع کثیرى از اقشار مختلف مردم قم، به مناسبت فرارسیدن ۱۹دى
ماه(سالروز قیام مردم قم).




[۳۶۳]
. سال ۱۳۸۰ بیانات پس از
مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى آقاى سید محمد خاتمى.




[۳۶۴]
. سال ۱۳۷۴ بیانات در
خطبه هاى نماز عید فطر.




[۳۶۵]
. سال ۱۳۷۹ بیانات در
دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران.




[۳۶۶]
. سال ۱۳۷۱ بیانات در
دیدار فرماندهان گردان‌ها، گروهان‌ها
و دسته هاى عاشوراى نیروهاى مقاومت بسیج سراسر کشور، در سالروز شهادت امام
سجاد(علیه السلام) .




[۳۶۷]
. توبه (۹)، آیه ۷۱.




[۳۶۸]
. سال ۱۳۸۶، بیانات رهبر
معظم انقلاب اسلامى در دیدار گروه کثیرى از زنان نخبه در آستانه ى سالروز
میلاد حضرت زهراى اطهر(سلام الله علیه).




[۳۶۹]
. سال ۱۳۷۹ بیانات در
دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران.




[۳۷۰]
. سال ۱۳۷۱ بیانات در
مراسم دیدار قشرهاى مختلف مردم.




[۳۷۱]
. سال ۱۳۷۹ بیانات در
خطبه هاى نماز جمعه ى تهران.




[۳۷۲]
. سال ۱۳۷۹ بیانات در
خطبه هاى نماز جمعه ى تهران.




[۳۷۳]
. سال ۱۳۷۱ بیانات مقام
معظم رهبرى در دیدار علما و روحانیان.




[۳۷۴]
. سال ۱۳۷۱ بیانات مقام
معظم رهبرى در دیدار علما و روحانیان.




[۳۷۵]
. سال ۱۳۷۷ بیانات در
جلسه ى پرسش و پاسخ دانشگاه تهران.




[۳۷۶]
. سال ۱۳۷۱ بیانات در
دیدار فرماندهان گردان ها، گروهان ها و دسته هاى عاشوراى نیروهاى مقاومت
بسیج سراسر کشور، در سالروز شهادت امام سجاد(علیه
السلام) .




[۳۷۷]
. امام و فاضل، توضیح
المسائل مراجع، م۲۷۸۶؛ بهجت، توضیح المسائل، امر به معروف؛ نورى، توضیح
المسائل، م۲۷۸۴؛ وحید، منهاج الصالحین، ج۲، م۱۲۷۱؛ تبریزى و سیستانى، منهاج‌الصالحین،
ج۱، م۱۲۷۱؛ صافى، توضیح المسائل، م۲۸۶۰ و ۲۸۶۱؛ دفتر مکارم و خامنه اى.




[۳۷۸]
. صافى، جامع الاحکام،
ج۲، س ۴۸۰ و ۴۸۱؛ فاضل، جامع المسائل، ج۱، س ۹۴۰ و ۹۴۱؛ خامنه اى، اجوبة
الاستفتاءآت، س ۱۰۵۷؛ مکارم، استفتاءآت، ج۱، س ۱۱۵۶؛ نورى، استفتاءآت، ج۱،
س ۱۰۶۴؛ دفتر وحید، تبریزى، بهجت و سیستانى.




[۳۷۹]
. امام، استفتاءآت، ج۱،
امر به معروف، س ۱۳ و ۱۷ و ۲۲.




[۳۸۰]
. توضیح المسائل مراجع،
م۱۷۹۵؛ آیت الله نورى، توضیح المسائل، م۱۷۹۱؛ آیت الله بهجت، توضیح
المسائل، م۱۴۰۸؛ آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءآت، س ۹۳۲، ۹۳۳؛ آیت
الله وحید، توضیح المسائل، م۱۸۰۳.




[۳۸۱]
. توضیح المسائل مراجع،
م۱۷۹۵.




[۳۸۲]
. امام و آیت الله فاضل،
توضیح المسائل مراجع، م۲۸۲۴؛ آیت الله صافى، جامع الاحکام، ج۲، س ۱۴۵۵ و
۱۴۵۶؛ آیت الله نورى، توضیح المسائل، م۲۸۱۱؛ آیت الله مکارم، استفتاءآت،
ج۲، س ۱۳۷۳؛ آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءآت، س ۱۰۵۴ و ۱۰۶۳؛ آیت
الله تبریزى، منهاج‌الصالحین، ج۱، م۱۲۷۲ و ۱۲۷۳؛
آیت الله سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۱، م۱۲۷۲ و ۱۲۷۳؛ آیت الله وحید،
منهاج الصالحین، ج۲، م۱۲۷۲ و ۱۲۷۳.




[۳۸۳]
. آیت الله بهجت، توضیح
المسائل، م۱۶۱۱.




[۳۸۴]
. دفتر همه مراجع.




[۳۸۵]
. آیت الله صافى، جامع
الاحکام، ج۲، س ۱۴۷۵؛ امام، تحریر الوسیله، ج۱، القول فى شرایط وجوبهما،
م۲؛ آیت الله وحید، منهاج الصالحین، ج۲، م۱۲۷۱، الرابع؛ آیت الله تبریزى،
منهاج‌الصالحین، ج۱، م۱۲۷۱، الرابع؛ آیت الله
سیستانى، منهاج الصالحین، ج۱، م۱۲۷۱، الرابع و دفتر آیت الله خامنه اى، آیت
الله بهجت، آیت الله نورى، آیت الله مکارم و آیت الله فاضل.




[۳۸۶]
. امام، تحریر الوسیله،
ج۱، شرایط الامر بالمعروف، الشرط الرابع، م۲؛ آیت الله وحید، منهاج‌الصالحین،
ج۲، م۱۲۷۲ و ۱۲۷۵؛ آیت الله تبریزى، منهاج الصالحین، ج۱، م۱۲۷۲ و ۱۲۷۵؛ آیت
الله سیستانى، منهاج الصالحین، ج۲، م۱۲۷۲ و ۱۲۷۵؛ آیت الله صافى، جامع
الاحکام، ج۲، س ۱۴۵۸ و دفتر آیت الله خامنه اى، آیت الله بهجت، آیت الله
نورى، آیت الله مکارم و آیت الله فاضل.




[۳۸۷]
. آیت‌الله
خامنه اى، استفتاء، س ۶۴۶ و ۶۳۸؛ آیت‌الله تبریزى،
استفتاءآت، س ۱۵۹۲ و ۱۶۲۳؛ آیت‌الله مکارم،
استفتاءآت، ج۱، س ۸۱۳؛ امام خمینى، استفتاءآت، ج۳، (وظایف اجتماعى زنان)، س
۱۹؛ دفتر آیات عظام نورى، وحید، فاضل و سیستانى.




[۳۸۸]
. آیت‌الله
صافى، جامع الاحکام، ج۲، س ۱۶۵۶ و ۱۶۵۷ و ۱۶۵۸ و دفتر آیت‌الله
بهجت.




[۳۸۹]
. امام، فاضل و نورى،
تعلیقات على العروة الوثقى، النکاح، م ۲۷؛ صافى، هدایة العباد، ج ۲، النکاح
م ۲۷ و خامنه اى، استفتاء، س ۵۰۹، ۵۸۲ و ۱۳۹۹.




[۳۹۰]
. دفتر بهجت.




[۳۹۱]
. سیستانى، توضیح المسائل
مراجع، م ۲۴۳۴؛ تبریزى، التعلیقه على منهاج الصالحین، النکاح م ۱۲۳۲؛
مکارم، استفتاءآت ج ۲، س ۱۰۲۹، ۱۰۳۹ و تعلیقات على العروة الوثقى، النکاح،
م ۲۷؛ وحید، توضیح المسائل م ۲۴۴۳.




[۳۹۲]
. همه، العروة الوثقى، ج
۲، النکاح، م ۴۹؛ تبریزى، استفتاءآت، س ۱۵۹۲ و ۱۵۹۴؛ خامنه اى، استفتاء، س
۶۴۶؛ مکارم، استفتاءآت، ج ۱، س ۸۱۳ و ۸۰۵؛ امام، استفتاءآت، ج ۳، (وظایف
اجتماعى زنان)، س ۱۹؛ صافى، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۶۵۶ و ۱۶۵۸؛ دفتر
سیستانى، بهجت، وحید، فاضل و نورى.




[۳۹۳]
. مکارم، استفتاءآت، ج۲،
س ۷۱۹ و ج۱، س ۵۳۷؛ صافى، جامع الاحکام، ج۱، س ۱۰۱۱ و ۱۰۱۳ و ج۲ س ۱۴۶۶ و
۱۴۷۷ و ۱۴۷۵؛ تبریزى، استفتاءآت، س ۱۰۴۵ و ۱۰۷۱ و ۱۰۷۴؛ فاضل، جامع
المسائل، ج۱، س ۹۴۸ و ۹۴۶ و ۹۵۰ و ج۲، س ۹۴۷؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتاءآت،
س۱۱۴۲۷ و ۱۴۲۹ و ۱۱۵۴ و دفتر بهجت، وحید.




[۳۹۴]
. دفتر همه مراجع.




[۳۹۵]
. دفتر همه مراجع.




[۳۹۶]
. مکارم، استفتاءآت، ج۱،
س ۱۱۶۰؛ صافى، جامع الاحکام، ج۱، س ۱۰۱۶؛ تبریزى، صراط النجاة، ج۱، س ۱۰۰۴
و استفتاءآت، س ۱۰۷۱ و ۱۰۷۴؛ فاضل، جامع المسائل، ج۱، س ۹۳۳ و ۹۴۷؛ خامنه
اى، اجوبةالاستفتاءآت، س ۱۱۳۸ و ۱۱۵۸ و ۱۰۶۴؛ دفتر امام، بهجت، وحید و
نورى.




[۳۹۷]
. آیت الله صافى، جامع
الاحکام، ج۱، س ۱۰۰۲؛ آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءآت، س ۱۱۲۷ و
۱۱۴۶؛ آیت الله مکارم، استفتاءآت، ج۱، س ۵۲۷؛ آیت الله تبریزى، استفتاءآت،
س ۱۰۴۳؛ آیت الله سیستانى، sistani.org،
موسیقى، ش ۲۶ و ۲۲ و ۵؛ آیت الله نورى، استفتاءآت، ج۲، س ۵۴۸ و دفتر آیت
الله بهجت، آیت الله وحید، امام، آیت الله فاضل.




[۳۹۸]
. فاضل، جامع المسائل،
ج۱، س ۹۲۹؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتاءآت، س ۱۱۴۰؛ امام، تحریرالوسیله، ج۱،
القول فى شرایط وجوبهما، م۲؛ وحید، منهاج الصالحین، ج۲، م۱۲۷۱، الرابع؛
تبریزى، منهاج الصالحین، ج۱، م۱۲۷۱، الرابع؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج۱،
م۱۲۷۱، الرابع؛ صافى، جامع الاحکام، ج۲، س ۱۴۷۵؛ دفتر بهجت، نورى، مکارم.




[۳۹۹]
. مکارم، استفتاءآت، ج۲،
س ۱۳۷۲ و ۱۷۱۲؛ صافى، جامع المسائل، ج۲، س ۱۴۶۲ و ۱۴۵۹ و ج۱، س ۱۰۱۶ و
۱۰۰۷؛ تبریزى، استفتاءآت، س ۱۰۷۱ و ۱۰۵۹؛ فاضل، جامع المسائل، ج۱، س ۹۴۷ و
۹۴۶ و ۹۹۵؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتاءآت، س ۱۱۵۴ و ۱۰۶۶ و ۱۱۳۹؛ سیستانى،
sistani.org، موسیقى ش ۱۳ و
۲۲؛ بهجت، توضیح المسائل، م۱۶۰۸ و متفرقه م۲۰؛ نورى، استفتاءآت، ج۱ س ۱۰۱۱
و ۱۰۱۵.




[۴۰۰]
. آیت الله مکارم،
استفتاءآت، ج۲، س ۱۳۷۸؛ آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءآت، س ۱۰۸۵ و
۱۰۶۷؛ آیت الله تبریزى، استفتاءآت، س ۱۵۸۵ و ۹۷۴؛ دفتر آیت الله وحید، آیت
الله سیستانى، آیت الله نورى، آیت الله صافى، آیت الله فاضل، امام و آیت
الله بهجت.




[۴۰۱]
. توضیح المسائل مراجع،
م۲۶۳۴.




[۴۰۲]
. توضیح المسائل مراجع،
م۲۶۳۴؛ آیت الله وحید، توضیح المسائل، م۲۶۹۸؛ آیت الله خامنه اى، اجوبة
الاستفتاءآت، س ۱۴۲۵.




[۴۰۳]
. توضیح المسائل مراجع،
م۱۴۴؛ نورى، توضیح المسائل، م۱۴۴؛ دفتر خامنه اى.




[۴۰۴]
. توضیح المسائل مراجع،
م۱۴۴.




[۴۰۵]
. توضیح المسائل مراجع،
م۱۴۴.




[۴۰۶]
. توضیح المسائل مراجع،
م۱۴۲ و ۱۴۴.




[۴۰۷]
. مکارم، توضیح المسائل
مراجع، م۱۴۳.




[۴۰۸]
. توضیح المسائل، م۱۴۵.




[۴۰۹]
. توضیح المسائل مراجع،
م۱۴۵؛ وحید، توضیح المسائل، م۱۴۶؛ نورى، توضیح المسائل، م۱۴۵؛ دفتر خامنه
اى.




[۴۱۰]
. سیستانى، توضیح المسائل
مراجع، م۱۴۲ و ۱۴۵.




[۴۱۱]
. مکارم، توضیح المسائل
مراجع، م۱۴۵.


 


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.

انتشار اینترنتی مطالب یا چاپ در نشریات دانشجویی با ذکر منبع موجب امتنان است.
نقل مطالب در دیگر نشریات با اطلاع این مجموعه و ذکر منبع بلامانع است.
برای چاپ در کتب، کسب اجازه کتبی الزامی است.
اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها