دفتر ۴۴ پرسش ها و پاسخ ها « حضور قلب در نماز » ۱۳۹۲/۸/۴ - ۵۶۴۹ بازدید

دفتر ۴۴ پرسش ها و پاسخ ها « حضور قلب در نماز »




 

 
 

 

 

 

پرسش&#۸۲۰۲;&#۸۲۰۲;ها و
پاسخ&#۸۲۰۲;ها - دفتر چهل و چهارم :

 


حضور قلب در نماز

 

 

 

 

نهاد نمایندگى
مقام معظم رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها

معاونت مطالعات
راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ

سرشناسه: کارگر،
رحیم، ۱۳۴۹ -

عنوان و نام
پدیدآور: حضور قلب در نماز / رحیم کارگر ؛ تنظیم و نظارت: نهاد نمایندگى مقام
معظم رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها، معاونت مطالعات راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ.

مشخصات نشر: قم:
نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۰.

مشخصات ظاهرى: ۱۰۴
ص.

فروست: پرسش&#۸۲۰۲;ها و
پاسخ&#۸۲۰۲;هاى دانشجویى: دفتر ۴۴ ؛ (اخلاق و عرفان؛ ۳)

شابک: ۰۰۰/۱۵ ریال
؛ ۶-۳۷۰-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸؛

وضعیت فهرست
نویسى: فیپا

یادداشت:
کتابنامه.

موضوع: نماز --
پرسش&#۸۲۰۲;ها و پاسخ&#۸۲۰۲;ها

موضوع: نماز --
حضور قلب

شناسه افزوده:
نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها، معاونت مطالعات راهبردى - اداره
مشاوره و پاسخ.

شناسه افزوده:
نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها، دفتر نشر معارف.

رده بندى کنگره:
۱۳۹۰ ـ ۶ح۲ک /۱۸۶ BP

رده بندى دیویى:
۲۵۳/ ۲۹۷

شماره کتابشناسى
ملى: ۲۵۹۸۷۸۸

تنظیم و نظارت:
···  نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها

معاونت مطالعات
راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ

مؤلف: ···  رحیم
کارگر

تایپ و صفحه
آرایى: ···  طالب بخشایش

ناشر: ···  دفتر
نشر معارف

نوبت چاپ: ··· 
اول، زمستان ۱۳۹۰

تیراژ: ···  ۵۰۰۰
جلد

قیمت: ···  ۱۵۰۰
تومان

شابک: ··· 
۶-۳۷۰-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸

«همه حقوق براى
ناشر محفوظ است»

مراکز پخش:

۱. مدیریت پخش
دفتر نشر معارف: قم، خیابان شهدا، کوچه ۳۲، پلاک ۳، تلفن و نمابر: ۷۷۴۰۰۰۴

۲. فروشگاه ۱: قم،
خیابان شهداء، روبه&#۸۲۰۲;روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن ۷۷۳۵۴۵۱

۳. فروشگاه ۲:
تهران، خ انقلاب، چهار راه کالج، جنب بانک ملت، پ ۷۱۵، تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲

نشانى اینترنت: www.Ketabroom.ir  - www.porseman.ir

پست
الکترونیک:info@Ketabroom.ir- info@porseman.org

 

  

فهرست مطالب

مقدمه··· ۹

زمینه&#۸۲۰۲;هاى حضور
قلب

پرسش ۱ . براى
رسیدن به حضور قلب در نماز، چه زمینه&#۸۲۰۲;هایى را باید در خود به وجود آوریم؟··· ۱۱

موانع حضور قلب

پرسش ۲ . چه
چیزهایى مانع مى&#۸۲۰۲;شود که نماز خوب و کاملى بخوانیم؟··· ۱۵

حق نماز

پرسش ۳ . چگونه
مى&#۸۲۰۲;توانم در نماز حضور قلب داشته و حق نماز را بجا آورم؟··· ۲۱

معرفت و حضور قلب

پرسش ۴ . چه
پیوندى میان حضور قلب در نماز و معرفت و شناخت ما از خدا وجود دارد؟··· ۲۲

توفیق حضور قلب

پرسش ۵ . چگونه
مى&#۸۲۰۲;توانیم از خدا بخواهیم که توفیق حضور قلب در نماز به ما بدهد؟··· ۲۵

عشق به نماز

پرسش ۶ . در
خوابگاه آن شور و حالى را که باید در حال نماز داشته باشم و آن عشق و معنویت در
وجودم نیست، دوست دارم در نمازم با خدا خیلى نزدیک شوم و بتوانم با او ارتباط
برقرار کنم؛ براى به دست آوردن این شور و شوق در نمازهایم چه کنم؟··· ۲۸

پریشانى فکرى

پرسش ۷ . خیلى
دوست دارم با ایمان باشم و نمازهایم را اول وقت و با حضور قلب بخوانم؛ اما
شرایط روحى و فکر و خیال وضعیت اقتصادى خانواده&#۸۲۰۲;ام اجازه نمى&#۸۲۰۲;دهد؛ لطفا مرا
راهنمایى کنید؟··· ۳۳

نماز امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

پرسش ۸ . حضور
قلب ائمه (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; چگونه است؟ چرا حضرت على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در نمازى متوجه
بیرون کشیدن تیر از پایش نمى&#۸۲۰۲;شود، ولى در نمازى دیگر به فقیر صدقه مى&#۸۲۰۲;دهد؟···
۳۴

چشم بستن در نماز

پرسش ۹ . آیا
براى تمرکز در نماز و حضور قلب بیشتر مى&#۸۲۰۲;توان چشم&#۸۲۰۲;ها را بست؟ سجده را طولانى
کنیم چه طور؟··· ۳۷

نماز و یوگا

پرسش ۱۰ . فرق
نماز با یوگا چیست؛ اگر با آن به آرامش برسم، چه نیازى به نماز دارم؟··· ۳۹

نشاط در عبادت

پرسش ۱۱ . چه
عواملى موجب لذّت بخش شدن عبادت و نماز مى&#۸۲۰۲;شود و سرور و نشاط معنوى در انسان
ایجاد مى&#۸۲۰۲;کند؟··· ۴۴

اهمیت حضور قلب

پرسش ۱۲ . با
توجّه به اهمیت و اثر حضور قلب در نماز چرا «حضور قلب» را یکى از شرایط واجب در
نماز قرار نداده&#۸۲۰۲;اند؟··· ۴۹

مراتب حضور قلب

پرسش ۱۳ . حضور
قلب داراى چه مراتبى است؟ آیا براى داشتن حضور قلب، باید همه مراتب آن را حفظ
کرد؟!··· ۵۳

آمادگى براى نماز

پرسش ۱۴ . آمادگى
براى اقامه نماز به چه معناست؟ و چگونه باید خود را آماده کنم تا نمازى با حضور
قلب بخوانیم؟··· ۵۴

تمرکز در نماز

پرسش ۱۵ . چگونه
مى&#۸۲۰۲;توانم آرامش و تمرکز ذهنى داشته باشم. من ذهن درگیرى دارم به طورى که براى
خوردن یک لیوان آب هم هیچ تمرکزى ندارم یا هنگام رانندگى. مهم&#۸۲۰۲;تر از همه هنگام
نماز خواندن. و دوست دارم به یک آرامش و تمرکز ذهنى برسم. و به قول معروف در
هنگام انجام یک کار فقط همان کار را انجام دهم. لطفا مرا راهنمایى کنید.··· ۶۰

وضوى با حضور قلب

پرسش ۱۶ . دقت در
وضو و رعایت آداب و شرایط آن چگونه در ایجاد حضور قلب تأثیر دارد؟··· ۷۰

حضور قلب در اذان

پرسش ۱۷ . گفتن
تکبیر و اذان نماز چه تأثیرى در حضور قلب دارد؟··· ۷۲

نماز وداع

پرسش ۱۸ . درباره
این سفارش که نماز را چون افرادى بخوانید که گویا روز آخر آنها در دنیاست و
دارند نماز وداع مى&#۸۲۰۲;خوانند. توضیح دهید؟··· ۷۶

وسوسه شیطان

پرسش ۱۹ . هنگام
شروع نماز یا قرائت قران، افکار و وسوسه&#۸۲۰۲;هاى شیطانى به سراغم مى&#۸۲۰۲;آید و مانع
حضور قلب مى&#۸۲۰۲;شود؛ براى رهایى از وسوسه&#۸۲۰۲;هاى شیطان چه کنم؟··· ۷۸

بى&#۸۲۰۲;حالى نماز

پرسش ۲۰ . آیا
انسان مى&#۸۲۰۲;تواند تنها در حال نشاط و آمادگى براى حضور در نماز، نماز بخواند و
هنگام بى&#۸۲۰۲;حالى و پراکندگى حواس، نماز را ترک کند؟··· ۸۱

نماز اول وقت

پرسش ۲۱ . اگر
کسى در اول وقت به علت خستگى یا بى&#۸۲۰۲;حالى نماز را نخواند بهتر است یا با همان
حال در اول وقت بخواند؟··· ۸۲

تکرار نماز

پرسش ۲۲ . اگر
نماز را بدون حضور قلب خواندیم، آیا اعاده آن لازم است؟··· ۸۷

ترس در نماز

پرسش ۲۳ . چرا
بعضى&#۸۲۰۲;ها که در نماز حضور قلب دارند، حالت ترس از خدا دارند؟ مگر باید از خدا
بترسیم؟··· ۸۹

معانى نماز

پرسش ۲۴ .
بعضى&#۸۲۰۲;ها توصیه مى&#۸۲۰۲;کنند براى حضور قلب در نماز به معانى آن توجه کنیم. چگونه
مى&#۸۲۰۲;توانم این کار را انجام دهم و به حضور قلب برسم؟··· ۹۱

عادت به نماز

پرسش ۲۵ . آیا
کسى که به نماز خواندن عادت کرده مى&#۸۲۰۲;توانیم بگوییم حضور قلب دارد؟!··· ۹۴

کتابنامه··· ۹۹

 

 

مقدمه

«پرسش&#۸۲۰۲;گرى» از
آغاز آفرینش انسان، رخ&#۸۲۰۲;نمایى کرده ؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را نشانده ؛ بر
برگ زرد خود شیطان را افشانده و در این میان، مقام آدمیت را نشان داده است.
آفتاب کوفه چه زیبا فرموده است:

«مَن اَحسَنَ
السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».


هم سؤال از علم
خیزد هم جواب

همچنانکه خار و
گُل از خاک و آب


آرى! هر که
سؤال&#۸۲۰۲;هایش آسمانى است، دانش و بینش پاسخش خواهد بود. پویایى و پایایى «جامعه» و
«فرهنگ»، در گرو پرسش&#۸۲۰۲;هاى حقیقت&#۸۲۰۲;طلبانه و پاسخ&#۸۲۰۲;هاى خِردورزانه است. بدون تردید
سؤال و پرسش&#۸۲۰۲;گرى، وسیله&#۸۲۰۲;اى براى رسیدن به آگاهى&#۸۲۰۲;ها و باورها است، ولى توجه به
چند نکته، داراى اهمیت است.

نخست اینکه
پرسش&#۸۲۰۲;گر به دنبال حقیقت و یادگیرى باشد و پاسخ&#۸۲۰۲;گو در آن موضوع داراى تخصص و
صاحب ایده و فکر باشد. دیگر اینکه گمان نرود این پاسخ، کامل&#۸۲۰۲;ترین و آخرین است،
بلکه براى یک پرسش، ممکن است چندین پاسخ درست وجود داشته باشد. چه بسا تحقیق&#۸۲۰۲;ها
و پاسخ&#۸۲۰۲;هاى قوى دیگرى نیز وجود داشته باشد که با همفکرى اساتید، دانشجویان و
پژوهشگران گران&#۸۲۰۲;قدر، نیل به آنها ممکن خواهد بود.

اداره مشاوره و
پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا «ابر رحمتِ»
پرسش&#۸۲۰۲;ها را بر «زمین اجابت» پاسخ&#۸۲۰۲;گو باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما
اگر بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و بالنده ایران اسلامى باشیم، به خود
خواهیم بالید.

شایان ذکر است که
در راستاى ترویج فرهنگ دینى، اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگى مقام معظم
رهبرى در دانشگاه&#۸۲۰۲;ها، تاکنون بیش از یکصدهزار پرسش دانشجویى را در موضوعات
مختلف اندیشه دینى، مشاوره، احکام و... پاسخ داده است و داراى نه گروه علمى و
تخصصى، به شرح زیر است:


۱.
گروه قرآن و حدیث ؛

۲. گروه احکام
؛

۳. گروه فلسفه
و کلام ؛

۴. گروه حقوق و
فلسفه احکام ؛

۵. گروه اخلاق
و عرفان ؛

۶.
گروه تربیتى و روان شناسى ؛

۷. گروه اندیشه
سیاسى ؛

۸. گروه
فرهنگى، اجتماعى ؛

۹. گروه تاریخ
و سیره.


آنچه پیش&#۸۲۰۲;رو
دارید، مجموعه&#۸۲۰۲;اى از پرسش&#۸۲۰۲;ها و پاسخ&#۸۲۰۲;هاى مربوط به حضور قلب در نماز است که توسط
حجة الاسلام رحیم کارگر(زیدعزّه) نگاشته شده است.

در پایان، از
تلاش&#۸۲۰۲;هاى مخلصانه مؤلف محترم و مجموعه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص
حجة الاسلام والمسلمین صالح قنادى(زیدعزّه ) که در بازخوانى و آماده&#۸۲۰۲;سازى این
اثر تلاش کرده&#۸۲۰۲;اند، تشکر و قدردانى مى&#۸۲۰۲;شود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت
خدمت بیشتر به مکتب اهل&#۸۲۰۲;بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;و ارتقاء فرهنگ دینى جامعه - به ویژه
دانشگاهیان - از خداوند متعال مسئلت داریم.

پیشنهادها و
انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شایسته و پربارِ مجموعه&#۸۲۰۲;هایى از این
دست خواهد بود.

 

 

زمینه&#۸۲۰۲;هاى حضور
قلب

پرسش ۱ .  براى
رسیدن به حضور قلب در نماز، چه زمینه&#۸۲۰۲;هایى را باید در خود به وجود آوریم؟

یکى از زمینه&#۸۲۰۲;هاى
«حضور قلب»، اهتمام و اهمیّت دادن آدمى به نماز است؛ چرا که قلب، به امور مهم
توجّه مى&#۸۲۰۲;کند. چنان&#۸۲۰۲;که در زندگى خود، آنچه براى ما پراهمیت و مهم جلوه کند،
طریقه برخورد با آن هم جدّى است. از این رو نماز هم به هر مقدار در نظر
نمازگزار مهم جلوه کند، به همان تناسب توجّه و حضور قلب در نماز به وجود
مى&#۸۲۰۲;آید. در این باره عارف بزرگ میرزا جواد آقا ملکى تبریزى مى&#۸۲۰۲;گوید: «حضور قلب
سببش همّت آدمى است؛ زیرا قلب، تابع همّت بوده و اگر همتت نماز باشد، قلبت هم
نزد نماز حاضر خواهد بود و اگر همتت در پى چیز دیگرى بوده است، قلبت هم غافل از
نماز و نزد همان چیز خواهد بود؛ چون خداوند براى هیچ کس دو قلب، قرار نداده است
و براى احضار قلب نزد نماز، جز اینکه همّتت را متوجه نماز سازى، راه دیگرى نیست
و هر اندازه که همّت انسان بیشتر باشد، غفلتش از غیر نماز، بیشتر خواهد بود».[۱]

براى انگیزش
«همّت» توجه به «اهمیّت» بسیار کارساز است. انسان بر طبق فطرت خود، همواره به
سوى آن چیزى که برایش اهمیت دارد، توجّه و اهتمام مى&#۸۲۰۲;کند. اگر براى آدمى، امرى
مهم و ضرورى جلوه کند، آن را به هر صورت ممکن، انجام خواهد داد. مهم آن است که
تشخیص دهد به چه چیزى محتاج است و چه چیزى مى&#۸۲۰۲;تواند احتیاج او را برآورده کند.

شناخت فلسفه و
حقیقت نماز و اینکه نماز نیز نیاز ماست، جزو زندگى و حیات ماست؛ به طورى که اگر
فواید آن را در زندگى بدانیم به خوبى و با حضور قلب هر چه بیشتر به نماز
پاى&#۸۲۰۲;بند خواهیم بود.

اهمیّت نماز در
آیات و روایات :

نماز، بهترین
وسیله یاد خداست: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی».[۲]

بازدارنده از
زشتى&#۸۲۰۲;ها و آلودگى&#۸۲۰۲;هاست: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ
الْمُنْکَرِ»
.[۳]

یار و یاور انسان
در مشکلات و غم&#۸۲۰۲;هاست: «وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ».[۴]

وسیله تشکر از
خداوند بر نعمت&#۸۲۰۲;هاى او است: «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ».[۵]

سبب آموزش گناهان
و زدودن آثار لغزش&#۸۲۰۲;ها و خطاهاست: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ».[۶]

نور چشم پیامبر
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; است: «قرّة عینى فى الصلاة».[۷]

سیما و تابلوى
مکتب است: «الصلاة وجه دینکم».[۸]

پرچم و آرم و
نشانه اسلام است: «علم الاسلام الصلاة».[۹]

کلید ورود به بهشت
است: «الصلاة مفتاح الجنة».[۱۰]

پایه و ستون دین
است: «و هى عمود دینکم».[۱۱]

اولین پرسش در
قیامت است: «اول ما یحاسب به العبد الصلاة».[۱۲]

برترین چیز بعد از
شناخت پروردگار است: «واعلم شیئاً بعد المعرفة أفضل من هذه الصلاة».[۱۳]

دژى محکم در برابر
حملات شیطان است: «الصلاة حصِنٌ مِنْ سَطَوات الشیطان».[۱۴]

وسیله قرب و نزدیک
شدن به خداوند است: «الصلاة قربان کل تقى».[۱۵]

فرود آورنده رحمت
است: «الصلاة تستنزل الرّحمه».[۱۶]

داورى بیمارى
تکبّر است: «والصلاة تنزیها عن الکبر».[۱۷]

محبوب&#۸۲۰۲;ترین عمل در
نزد خداوند و آخرین سفارش پیامبران است: «أحبّ الاعمال الى الله عزّ و جلّ
الصلاه و هى آخر وصایا الانبیاء»
.[۱۸]

البته این همه
آثار و برکات براى کسى حاصل مى&#۸۲۰۲;شود که بتواند حد و حقّ نماز را بشناسد؛ چنان&#۸۲۰۲;که
پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; فرموده است: «من اتى الصلاةَ عارفاً بحقها غفرالله
له»
[۱۹]؛
«کسى که نماز بجا آورد، در حالى که به حقیقت آن معرفت داشته باشد، مشمول آمرزش
الهى شده است».

بدیهى است حقیقت
نماز، تنها این عمل ظاهرى نیست که با تکبیره&#۸۲۰۲;الاحرام شروع و به سلام ختم
مى&#۸۲۰۲;شود.

امام خمینى(ره)
درباره لزوم احساس نیاز به نماز مى&#۸۲۰۲;فرماید: «قلب ما باور نکرده است که سرمایه
سعادت عالم آخرت و وسیله زندگانى و روزگارهاى غیرمتناهى نماز است. ما نماز را
سربار زندگى خود و تحمیل و تکلیف مى&#۸۲۰۲;دانیم! علاقه و محبت به چیزى از درک ثمره و
نتایج آن سرچشمه مى&#۸۲۰۲;گیرد. علاقه و شیفتگى ما به دنیا، براى این است که نتیجه و
ثمره آن را دریافته&#۸۲۰۲;ایم و قلبمان به آن ایمان دارد و به همین  دلیل بى&#۸۲۰۲;هیچ دعوت
و سفارش و موعظه&#۸۲۰۲;اى به دنبال دنیا و در صدد کسب آن هستیم. ما چون نیاز خود به
دنیا را به خوبى احساس کرده&#۸۲۰۲;ایم و آن را سرمایه و ارز مى&#۸۲۰۲;شمریم و حفظ موجودیت
خود را به دست آوردن آن مى&#۸۲۰۲;دانیم؛ به آن توجّه کامل داریم و در تحصیل آن
مى&#۸۲۰۲;کوشیم. اگر همین احساس را در مورد حیات آخرت داشته باشیم و به آن ایمان
بیاوریم و عبادت و خصوصاً نماز را سرمایه زندگى ابدى و کلید سعادت آن جهانى
بدانیم، با کمال اشتیاق به نماز رو مى&#۸۲۰۲;آوریم و شرایط حصول و قبول آن را با جان
و دل فراهم مى&#۸۲۰۲;کنیم و هیچ گونه زحمت و رنج و تکلیفى در خود احساس نمى&#۸۲۰۲;کنیم».[۲۰]

 

موانع حضور قلب

پرسش ۲ .  چه
چیزهایى مانع مى&#۸۲۰۲;شود که نماز خوب و کاملى بخوانیم؟

همان گونه که
نماز، شرایط صحّت دارد (مانند طهارت، قبله، پاکى لباس و بدن، مباح بودن لباس و
زمین و...)، «شرایط کمال» نیز دارد؛ مانند ولایت، خشوع، حضور قلب، خوردن غذاى
حلال، تفکّر و توجّه، انجام مستحبات نماز و... که از آن به «قبولى نماز» تعبیر
مى&#۸۲۰۲;شود. اصولاً بیشترین نقش نماز، مربوط به شرایط کمال آن است که با کمال تأسف
نوع  مردم آن را رعایت نمى&#۸۲۰۲;کنند؛ از این رو حلاوت و زیبایى نماز، کمتر بهره&#۸۲۰۲;مند
مى&#۸۲۰۲;شوند.

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: «الصلاة میزانٌ، مَن وفى استوفى»؛ «نماز میزان و ترازو است،
هر کس آن را کامل انجام دهد [و در کفه آن، کم نگذارد]، پاداش کامل دریافت
مى&#۸۲۰۲;دارد».[۲۱]

فیض کاشانى در شرح
این سخن مى&#۸۲۰۲;گوید: «ظاهراً منظور این است که نماز معیار و الگو براى تقرّب بنده
به درگاه خدا است و موجب استحقاق پاداش در پیشگاه الهى مى&#۸۲۰۲;باشد. کسى که شروط و
آداب آن را به طور کامل و فراگیر انجام دهد و آنچه شایسته نماز است، رعایت
نماید؛ به تمام پاداش&#۸۲۰۲;ها و آثار آن مى&#۸۲۰۲;رسد و اگر در این مسیر، کوتاهى کند، به
همان اندازه، دستش از آثار و پاداش نماز، کوتاه مى&#۸۲۰۲;گردد».[۲۲]

شرایط صحت نماز،
انسان را در مرحله پایین، از بعضى از آلودگى&#۸۲۰۲;ها پاک مى&#۸۲۰۲;کند؛ ولى شرایط کمال
نماز، معراج مؤمن است و انسان را در مرحله بالاتر از کمال به پرواز در مى&#۸۲۰۲;آورد.
بعضى از موانع و آفات کمال نماز، عبارت است از:

الف. عدم حضور قلب

در نماز بعد از
مسئله ولایت، هیچ چیز مهم&#۸۲۰۲;تر از خشوع و فروتنى در  برابر عظمت معبود (خدا) و
توجّه قلبى به او نیست. هرگاه نماگزار از آغاز تا پایان نماز، تمام حواسش همراه
نماز باشد، قطعاً به حقیقت نماز رسیده است؛ زیرا روح نماز همان حضور قلب است و
هر نوع فکر غیر نماز در آن، حجابى در برابر وصول به اهداف نماز خواهد بود و
مانند قیچى، ریسمان ارتباط با خدا را قطع مى&#۸۲۰۲;کند و نماز را به صورتى در مى&#۸۲۰۲;آورد
که شاعر مى&#۸۲۰۲;گوید:


این نماز از
بى&#۸۲۰۲;نمازى بدتر است

مایه قهر خداى
اکبر است


شخصى در نماز با
ریش خود بازى مى&#۸۲۰۲;کرد، پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; او را با آن حال دید، فرمود:
«لو خشع قلبه لَخَشعت جوارحُه»؛ «اگر قلب این مرد خشوع داشت، اعضاى و جوارحش
نیز خشوع مى&#۸۲۰۲;کرد».

براساس اخبار و
روایات، نماز بدون حضور قلب اگرچه مقبول حقّ است و از حیث فقهى رفع تکلیف
مى&#۸۲۰۲;کند؛ ولى چنین نمازى محرّک انسان در طریق وصول و مسیر عروج نیست؛ یعنى، اگر
کسى نماز بدون حضور قلب اقامه کند، به تکلیف خود عامل بوده و به همین جهت عقاب
و عذاب تارک الصلاه بر او مترتب نیست و مهر صحت بر آن مى&#۸۲۰۲;خورد؛ لیکن اثر چنین
نمازى به همین مقدار است که فارق میان او و تارک&#۸۲۰۲;الصلاة است.

آمده است: «یکى از
بزرگان ابتدا به جوال&#۸۲۰۲;بافى اشتغال داشته است؛ هر روز یک جوال مى&#۸۲۰۲;بافت و آخر
هفته حساب مى&#۸۲۰۲;کرد و مزد شاگردهایش را مى&#۸۲۰۲;پرداخت. روزى به هنگام حساب یک جوال از
قلم  افتاد، آنچه فکر کرد آن را به چه کسى داده است، به خاطرش نیامد. غروب
نزدیک بود و استاد نماز نخوانده بود؛ مشغول نماز شد و در نماز به خاطرش آمد که
آن جوال را به چه کسى داده است. پس از اتمام نماز، شاگردش را خواسته و به او
گفت: جوال را به فلانى داده&#۸۲۰۲;ایم. شاگردش گفت: استاد! تو نماز مى&#۸۲۰۲;خواندى یا جوال
پیدا مى&#۸۲۰۲;کردى؟ استاد از این واقعه متنبه شد و مشغول اصلاح خود و قلب خود
گردید».[۲۳]

ب. اکتفا به ظاهر
نماز

تکیه کردن به ظاهر
نماز، بدون معرفت عقلى و قلبى، یکى از عوامل مهم عدم تأثیرگذارى نماز است. فهم
معناى اذکار، تعظیم در مقابل عظمت الهى و امیدوارى به لطف و رحمت او، اعتراف و
اقرار به بى&#۸۲۰۲;مقدارى و ناچیز بودن خویش، از شرایط کمال نماز است.[۲۴]

ج. استخفاف و سبک
شمردن نماز

سبک شمردن احکام
دین، به این معناست که از اهمیت آنها بکاهیم. حال این کاستن، مى&#۸۲۰۲;تواند شامل
محافظت نکردن و مراقبت نداشتن به وقت خاص خودش یا ترجیح امور غیر ضرور بر آن و
یا درست ادا نکردن برخى از اجزا و ارکان آن و مواردى دیگر بشود. همه این امور
مى&#۸۲۰۲;تواند در  حقیقت نوعى تضییع یا تضعیف در حکم الهى به شمار آید و هر گونه
تضعیفى، مانع از ظهور برکات و بروز آثار آن حکم خواهد بود.

د. عدم مداومت در
نماز

خداوند متعال نماز
پنج گانه را در اوقات معین، براى بندگانش واجب کرده است. همه فقها اجماع دارند
بر اینکه افضل اوقات نماز، اقامه آن در وقت فضیلت آن است و حتى برخى از فقهاى
شیعه ـ چون شیخ مفید و اتباع ایشان ـ اوقات شرعى نمازهاى یومیه را مضیّق دانسته
و قبول آن در غیروقت را از باب تفضّل مى&#۸۲۰۲;دانند.

اینکه شارع براى
نماز اوقات پراکنده&#۸۲۰۲;اى را تعیین فرموده، شاید بدین&#۸۲۰۲;جهت باشد که هرگاه انسان به
امور زندگى مادى بپردازد و به امر معیشت همّت نماید؛ مشاغل مادى او را از تأمّل
و تفکّر به امور معنوى بازداشته و یا مورد غفلت قرار مى&#۸۲۰۲;دهد، به همین جهت بر
بنده مؤمن امر شد که در میان فواصل کارهاى دنیوى، لحظاتى را به امر معنوى و
روحى اختصاص دهد و در مقابل معبود خویش، کرنش کند تا حقیقت انسانى&#۸۲۰۲;اش به
فراموشى سپرده نشود و شخصیت او به این واسطه تعدیل گردد. نماز چون داروى شفابخش
براى روح است که اگر سستى و فترتى در اقامه آن ایجاد شود و به صورت مداوم انجام
نگیرد، قطعاً سلامت روح را تأمین نخواهد کرد؛ همان&#۸۲۰۲;گونه که در مرض جسم هم همین
است.

در روایتى آمده
است: جوانى نمازش را با پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;خواند؛  ولى گناه و
محرمات را نیز انجام مى&#۸۲۰۲;داد! جریان را به پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; گفتند؛
فرمود: «نمازش، روزى او را از بدى و زشتى باز مى&#۸۲۰۲;دارد». طولى نکشید که دیدند آن
جوان، توبه کرد و دست از کارهاى بد و زشتش برداشت.[۲۵]

البته تأثیر نماز
در هر کسى، تابع میزان معرفت و شناخت، اخلاص در نیّت، حضور قلب و سایر شرایط و
آدابى است که رعایت مى&#۸۲۰۲;کند و چون این امور در افراد با هم متفاوت است، نمازهاى
آنها و آثار آنها نیز مختلف است. انسان با ایمان، باید بکوشد با تمرین و تصمیم
و اراده قوى، به نمازش عمق و شور و حال ببخشد و با مطالعه کتاب&#۸۲۰۲;هایى که در این
مورد نوشته و اسرار و نکات ظریف نماز در آنها بیان شده است و نیز مطالعه شرح
حال بزرگانى که به نماز عشق مى&#۸۲۰۲;ورزیده&#۸۲۰۲;اند و نماز آنها نمونه&#۸۲۰۲;اى از معراج مومن
بوده، به تدریج و کم کم بر حضور و توجّه او در نمازش بیفزاید و شور و نشاط خود
را در حال نماز بیشتر نماید. در این صورت شاهد اثرگذارى نماز به خصوص ترک
گناهان خواهد بود.

انسان مؤمن باید
به هر طریق، با خداى خود مرتبط و پیوسته باشد و رابطه&#۸۲۰۲;اش را با خداى خود ـ هر
چه قدر هم که ضعیف و کم رنگ باشد ـ قطع نکند و همین ارتباط ضعیف را روز به روز
تقویت نماید تا به تدریج به درجات عالى قرب و معرفت خداى متعال برسد.



گرت هواست که
معشوق نگلسد پیوند

نگه دار سر رشته
تا نگه دارد
 


حق نماز

پرسش ۳ .  چگونه
مى&#۸۲۰۲;توانم در نماز حضور قلب داشته و حق نماز را بجا آورم؟

نماز داراى حدود و
معیارهایى است که رعایت آنها و محافظت بر آنها، به حضور قلب در نماز کمک
مى&#۸۲۰۲;کند. هر نمازگزارى باید این حدود را بشناسد؛ چنان که امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;مى&#۸۲۰۲;فرماید: «مَنْ اَتَى الصَّلاةَ عارِفَاً بِحَقِّها غَفَرالله
لَهُ»
[۲۶]؛
«کسى که نماز به جاى آورد؛ در حالى که عارف به حق آن باشد، خداوند او را
مى&#۸۲۰۲;آمرزد».

در واقع حق نماز،
به معناى به جاى آوردن آن، با شرایط و آداب کامل است و این نماز کامل و تمام
است که معراج انسان و موجب صعود روح او به درجات عالى است. حضرت على بن الحسین
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; حق نماز را چنین بیان فرمود: «حق نماز این است که بدانى نماز، در
آمدن به پیشگاه معبود یگانه است و تو در نماز پیش روى وى ایستاده&#۸۲۰۲;اى؛ پس آن&#۸۲۰۲;گاه
که بر این حقیقت آگاه گردیدى، سزاوار آنى که در نماز بایستى، ایستادن کسى که
خواهنده و ترسنده، بیمناک و امیدوار و مستمند و زارى کننده است و خداى را بزرگ
مى&#۸۲۰۲;دارد».[۲۷]

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نیز درباره حدّ و حدود نماز مى&#۸۲۰۲;فرماید: «نماز، کامل نمى&#۸۲۰۲;شود؛ جز از
کسى که داراى وضوى کاملى بوده و نماز را بى&#۸۲۰۲;کم و کاستى تمام کند و هیچ گونه
بیگانگى و دورویى و انحراف در او نباشد. خدا را بشناسد و با شناخت کامل، مقابل
او بایستد. خاضع و افتاده و استوار باشد. میان امیدوارى و ناامیدى، شکیبایى و
نگرانى قرار گیرد؛ یعنى، در چنان حالى باشد که گویا وعده&#۸۲۰۲;هاى خداوند برایش عملى
مى&#۸۲۰۲;شود و از او طلب کمک و یارى و بخشش کند. این نماز است که انسان را از بدى&#۸۲۰۲;ها
و زشتى&#۸۲۰۲;ها دور مى&#۸۲۰۲;کند».[۲۸]

 

معرفت و حضور قلب

پرسش ۴ .  چه
پیوندى میان حضور قلب در نماز و معرفت و شناخت ما از خدا وجود دارد؟

حضور قلب، ارتباط
مستقیمى با شناخت انسان نسبت به خداوند دارد؛ هر چه انسان، خدا را با عظمت
بیشتر بشناسد و غیر خدا در نظرش کوچک&#۸۲۰۲;تر و بى&#۸۲۰۲;ارزش&#۸۲۰۲;تر شود؛ به هنگام نماز
غیرخدا نمى&#۸۲۰۲;تواند در قلب او جاى گیرد و ذهنش را مشغول سازد و فکرش را به خود
جلب کند.

حضرت على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در «خطبه پرهیزگاران» مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«عظم الخالق  فى أنفسهم فصغر
مادونه فى أعینهم»
[۲۹]؛
«پرهیزگاران کسانى&#۸۲۰۲;اند که خدا را با عظمت شناخته&#۸۲۰۲;اند و [به همین جهت ]غیر خدا
در نظر آنها کوچک است».

کسى که خدا را با
عظمت شناخت و غیر خدا در نظرش کوچک شد، به هنگام نماز نظر و فکرش به غیر او جلب
و جذب نمى&#۸۲۰۲;شود. برخى، در حالى که معرفتشان نسبت به خدا در حد پایین و علاقه&#۸۲۰۲;شان
به دنیا در حدّ بالاست، مى&#۸۲۰۲;خواهند در موقع نماز حضور قلب کامل داشته باشند!
این، امکان ندارد!

بنابراین شرط اول
تحصیل حضور قلب، بالا بردن میزان معرفت و پایین آوردن عشق به دنیاست تا توجّه
انسان به این سو و آن سو جلب نشود و این منوط است به آنکه انسان، سعى و تلاش
کند خود را بسازد و با نفس خود مبارزه کند و در مسیر معرفت خداوند گام بردارد.
براى وصول به این مقصود، مطالعه حالات انبیا و اولیاءاللّه&#۸۲۰۲; ـ مخصوصاً در حال
عبادت ـ بسیار مؤثر است.

محمد بن مسلم
مى&#۸۲۰۲;گوید: روزى ابوحنیفه (رهبر یکى از مذاهب چهارگانه اهل تسنن) به حضور امام
صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; آمد و عرض کرد: پسرت موسى را دیدم نماز مى&#۸۲۰۲;خواند و مردم از
جلویش رد مى&#۸۲۰۲;شوند و او آنها را نهى نمى&#۸۲۰۲;کند (که چرا از مقابل او رد مى&#۸۲۰۲;شوند)؛
مگر در او (موسى&#۸۲۰۲;بن  جعفر) چیزى هست (که باعث بى&#۸۲۰۲;توجهى به مردم شده است)؟! امام
صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: «موسى (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; را به حضور آورند وقتى که ایشان به
حضور پدر آمد، امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، به او فرمود: ابوحنیفه مى&#۸۲۰۲;گوید: تو نماز
مى&#۸۲۰۲;خوانى، مردم از جلوى تو رد مى&#۸۲۰۲;شوند و آنها را نهى نمى&#۸۲۰۲;کنى». حضرت کاظم
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در پاسخ عرض کرد: «اى پدر! آن کسى که من برایش نماز مى&#۸۲۰۲;خوانم، از
مردم به نزدیک&#۸۲۰۲;تر است، خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ
حَبْلِ الْوَرِیدِ»
[۳۰]؛
«و ما از رگ گردن به انسان نزدیک&#۸۲۰۲;تریم».

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; از پاسخ جالب پسرش آن چنان مسرور شد که او را در آغوش گرفت و
فرمود: «پدر و مادرم به فدایت! اى کسى که اسرار و نهانى&#۸۲۰۲;ها در قلب تو به ودیعت
گذاشته شده است».[۳۱]

البته براى گام
نهادن در مسیر امامان (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و اولیاى الهى لازم است مراحلى طى شود که
مهم&#۸۲۰۲;ترین آنها عبارت است از:

۱. ایمان به
خداوند و قبول این معنا که انسان با روابط گسترده با خداوند، به کمال و سعادت
خود مى&#۸۲۰۲;رسد و بدون او، زندگى و دنیا و آخرت انسان تباه مى&#۸۲۰۲;شود.

۲. حاکم ساختن
اراده خداوند، بر اراده خود و عبودیت کامل او در دو مرحله قرب فرایض و نوافل؛
چنان&#۸۲۰۲;که حضرت على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;مى&#۸۲۰۲;فرماید: «اگر خدا را دوست مى&#۸۲۰۲;دارید، محبت دنیا
را از قلب&#۸۲۰۲;هایتان خارج کنید».[۳۲]

۳. تخلّق به صفات
الهى و آراسته شدن به فضایل اخلاقى؛ در این راستا اصلاح صفات شخصیتى و پاکسازى
دل و درون از رذایل اخلاقى، از طریق راهکارهاى علم اخلاق و تمرین آنها در
معاشرت با مردم و رعایت اخلاق اجتماعى، یکى از مراحل وسیع و پراهمیت خودسازى
محسوب مى&#۸۲۰۲;شود.

۴. پاکسازى و
تهذیب نفس از عادت&#۸۲۰۲;هاى بد و دلبستگى&#۸۲۰۲;ها و وابستگى&#۸۲۰۲;ها و امورى که مانع کمال و
سیر و سلوک انسان، به سوى خدا تلقى مى&#۸۲۰۲;شود.

۵. انجام وظایف
واجب عبادى و عمل به احکام الهى و ترک گناهان که باعث تحصیل صفت تقوا در انسان
مى&#۸۲۰۲;گردد.

۶. تقویت ارتباط
عاشقانه با خداوند و اولیاى معصوم و مؤمنان اهل ولایت و محبت، از طریق انجام
مستحبات و زیارت و مانند آن.

 

توفیق حضور قلب

پرسش ۵ .  چگونه
مى&#۸۲۰۲;توانیم از خدا بخواهیم که توفیق حضور قلب در نماز به ما بدهد؟

«هنگام نماز» و
«هنگامه ارتباط با خدا»، لحظات شیرین و معنوى  زندگى&#۸۲۰۲;ماست. اما این لحظات از
دیگر ساحت&#۸۲۰۲;هاى زندگى ما جدا نیست؛ پریشانى در برنامه روزانه و نگرانى نسبت به
آینده، در کاهش نشاط روحى و به دنبال آن کاستن معنویت نماز مؤثر است. یکى از
شاگردان علامه طباطبائى، از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مى&#۸۲۰۲;برد؛ به
خدمت وى رسید و راهکارى خواست. ایشان نخست از پاسخ خوددارى کرد؛ پس از چند بار
اصرار به شاگرد خود رو کرد و فرمود: شما نمى&#۸۲۰۲;توانى! شاگرد گفت: آقا شما
بفرمایید حداقل اگر کسى پرسید به او بگویم. علامه فرمود: «فکر در نماز دنباله
افکار شبانه روز است؛ کسى که صبح تا ظهر به یاد خدا نبوده، نمى&#۸۲۰۲;تواند هنگام
نماز یاد خدا را استمرار بخشد».

بنابراین توصیه
مى&#۸۲۰۲;شود محیط زندگى و خوابگاه را از حالت یکنواختى و خسته کننده، بیرون آورید و
با یک برنامه ریزى مناسب به کارهاى شخصى، درسى و روابط خوب با دیگران بپردازید.
در واقع به همه کارهاى روزانه خود رنگ خدایى بدهید و پیش خود بگویید: «خدایا!
من در خوابگاه و کلاس و در طول روز آنچه تو دوست دارى، انجام مى&#۸۲۰۲;دهم. تو نیز
قلب مرا از محبت خود آکنده ساز و نگرانى آینده را از دل من برگردان. چنین
رازگویى و نیازخواهى صادقانه با خدا، دریچه&#۸۲۰۲;اى از نور و عرفان به سوى انسان
مى&#۸۲۰۲;گشاید و تداوم این عهد و پیمان، مشکلات را یکى پس از دیگرى برطرف مى&#۸۲۰۲;سازد.

پیامبر گرامى
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «هرگاه بنده به نماز ایستد و فکر و دلش  متوجه
خداى&#۸۲۰۲;تعالى باشد؛ چون نماز را تمام کند، همچون روزى باشد که از مادر متولد شده
است».[۳۳]

و از امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نقل شده است که: «من دوست مى&#۸۲۰۲;دارم مؤمنى را که هنگام اداى نماز
واجب، با دل و جان متوجّه خدا شود و قلبش به امور دنیایى مشغول نباشد. اگر
مؤمنى چنین کند، خداوند هم به او رو مى&#۸۲۰۲;کند و قلوب مومنان را نیز متوجه او
مى&#۸۲۰۲;سازد و او را محبوب آنها مى&#۸۲۰۲;کند؛ همان&#۸۲۰۲;گونه که خدا او را دوست دارد».[۳۴]

آرى اگر بنده&#۸۲۰۲;اى
یک بار رو به خدا کرده، در برابر عظمت و بزرگى او سر تعظیم فرود آورد و خضوع و
خشوع کند؛ خداى تعالى بارها با نظر لطف و رحمت و کرامت به او توجّه مى&#۸۲۰۲;کند و او
را به مقامات بالاى انسانى و کمال نهایى رهنمون مى&#۸۲۰۲;شود و چه شیرین و مهم است که
خداى تعالى با آن عظمت و بزرگى&#۸۲۰۲;اش، بنده فقیر و سرتا پا نیاز را مورد توجّه و
یاد خود قرار دهد. پس نمازهایمان را کوچک نشماریم و در اداى آنها کوتاهى نکنیم
که نماز، عبد را به معبودش رسانده به او آرامش مى&#۸۲۰۲;دهد.[۳۵]

امیرالمؤمنین على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در معناى «قد قامت الصلاة» مى&#۸۲۰۲;فرماید: «حَاَن وَقْتَ الزِّیارةِ و
المُناجاةِ و قَضاءِ الحَوائجِ وَ دَرْک المُنى و الوُصول اِلى اللهِ عزّ و جلّ
و اِلى کَرامته و عَفْوهِ و رضِوانه و غفرانه»
[۳۶]؛
«عبارت قد قامت  الصلاة؛ یعنى، وقت زیارت و مناجات و قضاى حوایج و رسیدن به
آرزوها و وصال خداى تعالى و کرامت و عفو و بخشش و رضوان او رسید».

 

عشق به نماز

پرسش ۶ .  در
خوابگاه آن شور و حالى را که باید در حال نماز داشته باشم و آن عشق و معنویت در
وجودم نیست، دوست دارم در نمازم با خدا خیلى نزدیک شوم و بتوانم با او ارتباط
برقرار کنم؛ براى به دست آوردن این شور و شوق در نمازهایم چه کنم؟

این توجّه و اقبال
دل و جان به محبوب واقعى، تنها در پرتو یک چیز به دست مى&#۸۲۰۲;آید و آن عشق و محبت
به خدا و تعلّق قلبى شدید به او است.

«عشقه»، گیاهى است
که به دور درخت مى&#۸۲۰۲;پیچد و آب آن را مى&#۸۲۰۲;خورد. اما در اصطلاح، عشق عبارت است از:
«محبت شدید و قوى» و به عبارت دیگر: «عشق مرتبه عالى و اعلاى محبت است؛
هنگامى&#۸۲۰۲;که محبت شدید و قوى شد، عشق نامیده مى&#۸۲۰۲;شود».

عشق حقیقى، عشق به
خداوند سبحان و محبّت درونى و قلبى به آفریدگار توانا است. و در اجراى فرمان
خدا و کسب رضایت از  جان و مال گذشتن است.



**عشق یعنى مستى و
دیوانگى

عشق یعنى با جهان
بیگانگى


عشق یعنى شب نخفتن
تا سحر

عشق یعنى سجده&#۸۲۰۲;ها
با چشم تر


عشق یعنى سر به
دار آویختن

عشق یعنى اشک
حسرت ریختن


عشق یعنى دیده بر
در داشتن

عشق یعنى در
فراقش سوختن


عشق یعنى انتظار و
انتظار

عشق یعنى هر چه
بینى عکس یار


عشق یعنى با گلى
گفتن سخن

عشق یعنى خون
لاله در چمن


عشق یعنى شعله بر
خرمن زدن

عشق یعنى آب بر
آذر زدن


عشق یعنى یک تیمم
یک نماز

عشق یعنى عالمى
راز و نیاز


عشق یعنى قطعه شعر
ناتمام

عشق یعنى بهترین
حسن ختام**


چنین نماز شکوهمند
و پرستش عاشقانه را تنها مى&#۸۲۰۲;توان در مکتب رسول گرامى خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; و
پیروان عاشق او یافت.

امام حسن عسکرى
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;فرمود: زمانى که بنده «بسم&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; الرحمن الرحیم، الحمدللّه&#۸۲۰۲; رب
العالمین» را قرائت کرد و فاتحة الکتاب و سوره را خواند، خداوند تعالى خطاب به
ملائکه خود مى&#۸۲۰۲;گوید: آیا این بنده مرا نمى&#۸۲۰۲;بینید چگونه با قرائت کلام من لذّت
مى&#۸۲۰۲;برد؟ شما را شاهد مى&#۸۲۰۲;گیرم، اى ملائکه من! هر آینه در روز قیامت به او خواهم
گفت: در بهشت من قرائت کن و به درجات (بالا) ارتقا پیدا کن؛ پس او دائم قرائت
مى&#۸۲۰۲;کند و به عدد هر حرف، درجه&#۸۲۰۲;اى از طلا و نقره، درجه از نور ربّ العزّة به او
عطا  خواهد شد».[۳۷]

پیامبر اسلام
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; بعد از نزول وحى و قرآن، عبادت بسیار مى&#۸۲۰۲;کرد و مخصوصاً
ایستاده به عبادت مشغول مى&#۸۲۰۲;شد؛ آن قدر که پاهاى او متورّم مى&#۸۲۰۲;گردید. گاهى براى
آنکه بتواند به عبادت خود ادامه دهد، سنگینى خود را بر یک پا قرار مى&#۸۲۰۲;داد و گاه
بر پاى دیگر و گاه بر پاشنه مى&#۸۲۰۲;ایستاد و گاه بر انگشتان پا. آیاتى نازل شد و به
پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; دستور داد که این همه رنج و ناراحتى بر خود تحمیل
نکند.[۳۸]

یکى از آزادگان
نقل مى&#۸۲۰۲;کند: «صبح زود، با صداى بیدار باش یکى از بچه&#۸۲۰۲;ها ـ که نزدیک شدن اذان
صبح را خبر مى&#۸۲۰۲;داد ـ از خواب بیدار شدم. هنوز خستگى در بدنم باقى بود؛ اما وقتى
فهمیدم که بیشتر بچه&#۸۲۰۲;ها مدت زیادى است بیدار شده&#۸۲۰۲;اند، تعجب کردم. در چهره هیچ
کدام از آنها آثار خواب آلودگى و خستگى دیده نمى&#۸۲۰۲;شد. من هم بلافاصله وضو گرفتم.
پس از اذان، نماز را به جماعت خواندیم، البته این کار به سادگى، عملى نبود؛
مى&#۸۲۰۲;بایست مراقب اطراف مى&#۸۲۰۲;بودیم، به همین دلیل یکى از بچه&#۸۲۰۲;ها را کنار پنجره
گذاشتیم که مواظب باشد و یکى دو پنجره دیگر را هم با لباس پوشاندیم. در
اردوگاه، معمولاً از انجام این گونه فرایض دینى، به شدّت جلوگیرى مى&#۸۲۰۲;شد. با این
حال، بچه&#۸۲۰۲;ها با اشتیاق فراوان مشغول راز و نیاز مى&#۸۲۰۲;شدند و کمترین اهمیتى به
اخطار نگهبان&#۸۲۰۲;ها نمى&#۸۲۰۲;دادند.  در واقع دعا و نیایش، از اعماق وجود بچه&#۸۲۰۲;ها
مى&#۸۲۰۲;جوشید. به حدّى که حتّى یک بار، یکى از نگهبان&#۸۲۰۲;ها گفته بود: مگر شما
پیغمبرید که این قدر نماز مى&#۸۲۰۲;خوانید».[۳۹]

راه رسیدن به عشق
واقعى

براى رسیدن به این
درجه از عشق و محبت، باید خداوند را به جهت خداوندى&#۸۲۰۲;اش بندگى و عبادت کنیم، نه
براى رسیدن به مقام عالى و برتر. آنچه وظیفه ماست، انجام تکلیف است و بندگى
نمودن و به همین انگیزه و نیّت، باید پا به عرصه گذاشت؛ وگرنه هر انگیزه&#۸۲۰۲;اى غیر
از این، شایسته انسان&#۸۲۰۲;هاى طالب کمال نیست. ازاین رو در تشهّد نماز ابتدا شهادت
به بندگى و عبودیت پیامبر مى&#۸۲۰۲;دهیم؛ سپس ایمان خویش را به رسالتش ابراز مى&#۸۲۰۲;داریم
و مى&#۸۲۰۲;گوییم: «و اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُه و رَسولُه».

آیا در قرآن
نیامده است که شیطان گفت: خدایا! به عزتت سوگند که همه انسان&#۸۲۰۲;ها را گمراه خواهم
کرد؛ مگر بندگانت را که از جمله آنان مخلصان هستند.

عشق حقیقى آن&#۸۲۰۲;گاه
آغاز مى&#۸۲۰۲;شود که معشوق با نگاه محبت آمیزش، رضایت و خشنودى خویش را از عاشق و
گفتار و رفتار او ابراز دارد؛ به بیان دیگر عاشقى، «نیازمند قابلیت و شایستگى
ویژه&#۸۲۰۲;اى» است  که معشوق وقتى آن رادر اخلاق و رفتار و گفتار عاشق ملاحظه کرد،
نگاه مهر آمیزش را نثار او مى&#۸۲۰۲;کند. بنابراین گام دیگر براى تحقّق عشق، سیر و
حرکت عملى به سوى خدا و جلب رضایت او است و رضایت و خشنودى حق تعالى بدون نماز
و طاعت و عبادت او و ترک معصیت و توبه از همه گناهان و تهذیب و تخلیه نفس از
صفات رذیله و ناپسند، محقق نمى&#۸۲۰۲;گردد.

دوستى اهل بیت
(علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، نیز وسیله دوستى خداست. انسانى که به خدا عشق و محبت مى&#۸۲۰۲;ورزد،
پاک&#۸۲۰۲;ترین انسان&#۸۲۰۲;ها را نیز به خاطر خدا دوست داشته و از این دوستى، براى قرب و
نزدیکى به خدا استفاده مى&#۸۲۰۲;کند. قرآن مى&#۸۲۰۲;فرماید:

«قُلْ إِنْ
کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ...»
[۴۰]؛
«بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروى کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد».

ابن عربى در وجه
ارتباط بین پیروى از پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; و محبّت خدا مى&#۸۲۰۲;گوید: «اگر
خداوند پیروى از پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; را عامل محبّت برشمرده، به آن دلیل
است که رسول جلوه حق در آیینه عالم است».[۴۱]
بنابراین از نگاه وى هیچ کس نمى&#۸۲۰۲;تواند بدون تبعیت از رسول
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;،
محبوب  حضرت حق گردد؛ زیرا پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; هم تابع دستورات الهى
است. بدین ترتیب، تبعیت هم در پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;و هم در پیروانش
انگیزه محبّت خدا است.[۴۲]

 

پریشانى فکرى

پرسش ۷ .  خیلى
دوست دارم با ایمان باشم و نمازهایم را اول وقت و با حضور قلب بخوانم؛ اما
شرایط روحى و فکر و خیال وضعیت اقتصادى خانواده&#۸۲۰۲;ام اجازه نمى&#۸۲۰۲;دهد؛ لطفا مرا
راهنمایى کنید؟

درست است که شما و
خانواده&#۸۲۰۲;تان، در شرایط دشوارى هستید؛ لیکن بسیارى از بزرگان تاریخ در زمینه&#۸۲۰۲;هاى
مختلف علمى، معنوى، هنرى و... نیز در شرایط دشوار و سخت قرار داشته&#۸۲۰۲;اند. درست
است که شما رنج برده و ملامت مى&#۸۲۰۲;کشید؛ ولى همین سختى&#۸۲۰۲;هاست که شخصیت آدمى را
پرورش و همت&#۸۲۰۲;هاى بلند را شکل مى&#۸۲۰۲;دهد.

با توکل بر خدا و
غلبه بر احساسات و استفاده از نیروى فکر و تدبیر در پى هر مشکلى راه چاره&#۸۲۰۲;اى
نیکو مى&#۸۲۰۲;توان یافت. به هر حال:

۱. به خداوند بزرگ
امیداوار باشید و دائماً بر او توکل کنید.

۲. ارتباط خود را
با او استحکام بخشید و با نماز و ذکر، پیوسته او را  یاد کنید و از او استمداد
بطلبید.

۳. نگذارید
کاستى&#۸۲۰۲;ها و فشارهاى زندگى، بر حضور قلب شما تأثیر گذاشته و باعث شود آن را دست
کم بگیرید.

۴. در مشکلات و
سختى&#۸۲۰۲;ها، وضو گرفته و به مساجد و اماکن مقدّسه رفته و دو رکعت نماز بخوانید و
آن&#۸۲۰۲;گاه رفع حاجات و نیازهاى خود را از خدا بخواهید.

۵. اگر اهل ورزش
نیستید، مقدارى ورزش ساده در برنامه خود قرار دهید.

۶. با نمازگزاران
موفق و شاداب، معاشرت بیشترى داشته باشید و در نمازهاى جماعت و برنامه&#۸۲۰۲;هاى
مذهبى شرکت کنید.

 


نماز امام على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;

پرسش ۸ .  حضور
قلب ائمه (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; چگونه است؟ چرا حضرت على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;در نمازى متوجه
بیرون کشیدن تیر از پایش نمى&#۸۲۰۲;شود، ولى در نمازى دیگر به فقیر صدقه مى&#۸۲۰۲;دهد؟

ابتدا باید بدانیم
که حالات انسان همواره یکسان نیست؛ یعنى، نمى&#۸۲۰۲;توان ادعا کرد مثلاً حضرت على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;، در تمام نمازهاى خود حالتى یکسان داشته و هیچ توجهى، به اطراف و
یا بدن خود نداشته است. بنابراین اشکالى ندارد که آن حضرت در نمازى، چنان غرق
عبادت باشد  که متوجّه بیرون آوردن تیر از پایش نشود و در نمازى به اطراف توجّه
داشته و به فقیر در حال نماز، صدقه بدهد. شرایط زمانى، مکانى و روحى انسان، در
هر حالى اقتضایى دارد. گاهى در حال نماز پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;، امام حسن
و امام حسین (علیهماالسلام)&#۸۲۰۲;، بر دوش آن حضرت سوار مى&#۸۲۰۲;شدند و ایشان سجده خود را
طولانى مى&#۸۲۰۲;کرد تا دو فرزندش به میل خود از دوش ایشان پایین بیایند.

از دریچه&#۸۲۰۲;اى دیگر،
در دیدگاه عارفان و بزرگان اهل معرفت، حضور قلب داراى سه مرحله است:

۱. مرحله&#۸۲۰۲;اى که
عالم کثرات و توجّه به تعلّقات دنیوى، مانع شهود پروردگار و توجّه به او
مى&#۸۲۰۲;گردد؛ این مرتبه براى ائمه (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; وجود نداشته است.

۲. توجّه به حضرت
حق جلّ و علا مانع توجّه به عالم کثرت گردد؛ این مرحله در مدارج بالاى عرفان و
توحید است و براى ائمه (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; چنین حالى وجود داشته است.

۳. مرتبه لاحجاب
مطلق است؛ ولى فناى در حق و توجّه مطلق به ذات پاک ربوبى مانع توجّه به عالم
کثرت نیست؛ بلکه از افق لاهوت به عالم ناسوت نظر مى&#۸۲۰۲;شود و این حالت مخصوص
اولیاى کامل است که در رأس آنان امامان معصوم (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; قرار دارند.

آنان در حالات
خود، مراتب گوناگونى داشته&#۸۲۰۲;اند که با توجّه به سه دیدگاه یاد شده، نحوه حضور
قلب آنان در نماز سه گونه متصور است:

۱. گاهى توجّه به
خدا به گونه&#۸۲۰۲;اى بوده که هیچ چیز دیگر را متوجه نمى&#۸۲۰۲;شدند و نمونه&#۸۲۰۲;هاى بسیارى از
این قبیل از ائمه (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نقل گردیده است.

۲. گاه ممکن است
در ضمن حضور قلب کامل، کم و بیش متوجه امور خارجى نیز بوده؛ ولى به جهت عدم
وظیفه نسبت به آنها، عکس&#۸۲۰۲;العمل نشان نداده&#۸۲۰۲;اند.

۳. در مواردى ضمن
حضور قلب کامل، به برخى از مسائل توجّه داشته و بر حسب وظیفه یا استحباب،
عکس&#۸۲۰۲;العملى نشان داده&#۸۲۰۲;اند؛ بدون آنکه مانع توجّه آنان به خدا باشد. از این
نمونه، اعطاى انگشتر توسط امیرمؤمنان (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;به سائل است.

عرفا مى&#۸۲۰۲;گویند:
این مرتبه از حضور قلب، کامل&#۸۲۰۲;تر از مرتبه اول است؛ زیرا در اولى توجّه به
خداوند حجاب و مانع عالم کثرات است؛ ولى در این مرحله آن چنان فانى در رب و
واصل به اوست که از آن مرتبه، به شهود عالم مى&#۸۲۰۲;پردازد و به اصطلاح مرتبه لا
حجاب مطلق است.[۴۳]

حال براساس دیدگاه
برخى از عارفان، حضور قلب آن حضرت در زمان اشاره به انگشتر، حضور قوى&#۸۲۰۲;ترى است؛
یعنى، در مرحله&#۸۲۰۲;اى که تیر از پاى حضرت بیرون آورده و متوجه نمى&#۸۲۰۲;شوند، مرتبه&#۸۲۰۲;اى
است که حضور در پیشگاه حضرت حق مانع حضور عالم شهود است. اما در مرتبه دیگر که
مرتبه لاحجاب مطلق است؛ نه حضور غیب، مانع حضور شهود است و  نه بالعکس. آنچه
هیچ گاه در نمازهاى آنان وجود نداشته، حجاب شدن عالم شهود نسبت به عالم غیب
است.

به عبارت دیگر
تفاوت امامان با با برخى عرفا، این است که گروهى از عرفا وقتى در یکى از مقامات
سیر و سلوک هستند، حضور در مقامات دیگر براى آنان به آسانى ممکن نیست؛ ولى
امامان داراى آن چنان توانمندى روحى و معنوى هستند که به آسانى مى&#۸۲۰۲;توانند دو
عبادت نماز و زکات را همراه با یکدیگر و بدون کاستى در حضور قلب و اخلاص انجام
دهند و آنجا که امور شخصى و مادى مطرح است، همان مقام معنوى خویش را حفظ کنند و
درد جسمى آنان را از حالت «وصال» و «مقام فنا» خارج نگرداند.

به عبارت دیگر،
مى&#۸۲۰۲;توان گفت که امام على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در هر دو حال مشغول عبادت بود؛ چه آن
زمانى که تیر را از پاى آن حضرت در مى&#۸۲۰۲;آوردند و چه آن زمانى که در حال رکوع به
فقیر صدقه داد. و در هر دو حالت توجّه به خود نداشته است؛ یعنى، هنگام بیرون
آوردن تیر از پا و در حال صدقه دادن، توجّه به خود و دنیا نداشته و مسلماً آنچه
مانع حضور قلب است، توجّه به خود و دنیا و مظاهر آن است که در هیچ یک از
نمازهاى آن حضرت نبوده است.

 

چشم بستن در نماز

پرسش ۹ .  آیا
براى تمرکز در نماز و حضور قلب بیشتر مى&#۸۲۰۲;توان چشم&#۸۲۰۲;ها را بست؟ سجده را طولانى
کنیم چه طور؟

هر چند بهتر است
نماز با چشم باز باشد و نمازگزار به مهر و محل سجده نگاه کند و نماز با چشم
بسته مکروه و ترک آن بهتر است؛ ولى براى کسانى که با بستن چشمان خود در نماز،
تمرکز بیشترى پیدا مى&#۸۲۰۲;کنند و حضور قلبشان در نماز، افزایش مى&#۸۲۰۲;یابد، نماز با چشم
بسته اشکالى ندارد.

شهید ثانى(ره) در
این باره مى&#۸۲۰۲;فرماید: «راه درمان فرد ضعیف و عاجزى که با اندک چیزى که چشمش
مى&#۸۲۰۲;بیند و یا گوشش مى&#۸۲۰۲;شنود، فکرش پراکنده مى&#۸۲۰۲;گردد؛ آن است که در نماز چشمان خود
را ببندد و یا در جایى تاریک و یا در مکانى که چیزى جلب کننده نظر، در مقابل او
نباشد و یا نزدیک دیوارى که چشم&#۸۲۰۲;اندازى نداشته باشد، نماز بخواند و از نماز
خواندن در مکان&#۸۲۰۲;هایى که داراى نقش و نگار است و بر فرش&#۸۲۰۲;هاى زینتى، خوددارى
کند».[۴۴]

بیان این نکته
لازم است که حالت انسان، از نظر کنترل نیروى خیال یکسان نیست؛ چون گاهى در برخى
افراد، نماز در جاى تاریک و با چشم بسته، نه تنها مانع فعالیت نیروى خیال
نمى&#۸۲۰۲;گردد؛ بلکه باعث افزایش آن مى&#۸۲۰۲;گردد. به همین جهت، هر کس در مورد نماز
خواندن با چشم باز و  یا بسته و نیز در جاى خلوت و یا در حضور دیگران، باید حال
خود را ملاحظه کرده، و بر طبق آن عمل کند.[۴۵]

طول دادن رکوع و
سجود نه تنها اشکال ندارد؛ بلکه مستحب است. حتّى طول دادن سجده در بعضى از
روایات تأکید شده است. امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «بر تو باد به طولانى
کردن سجده؛ زیرا این کار از روش&#۸۲۰۲;هاى بندگان شایسته خدا است».[۴۶]
در روایت دیگرى نیز آمده است: «سجده&#۸۲۰۲;ها را طول بدهید؛ زیرا هیچ کارى مانند
سجده&#۸۲۰۲;هاى طولانى، شیطان را ناراحت نمى&#۸۲۰۲;کند».[۴۷]

 

نماز و یوگا

پرسش ۱۰ .  فرق
نماز با یوگا چیست؛ اگر با آن به آرامش برسم، چه نیازى به نماز دارم؟

نماز به هیچ وجه
با یوگا قابل قیاس نیست؛ زیرا یوگا تنها نوعى ورزش همراه با تمرکز است و از
آثار معنوى، فرهنگى و تربیتى و ارتباط با مبدأ هستى کاملاً تهى است. در حالى که
نماز به تعبیر عرفا، مکتب جامع است؛ یعنى، جامع&#۸۲۰۲;ترین و کامل&#۸۲۰۲;ترین راه پرواز از
جهان ماده و پیوستن به معبود و  معشوق حقیقى است. هر یک از شروط، اجزا، اقوال و
افعال نماز، داراى معانى و اسرارى عظیم و دربردارنده اصول تربیتى و پیام&#۸۲۰۲;آور
فرهنگى خاص هستند که هیچ یک از آنان در یوگا وجود ندارد. به نظر مى&#۸۲۰۲;رسد آنچه
باعث این مقایسه نادرست شده دو چیز است:

۱. اینکه غالباً
نمازهاى ما حقیقى و با حضور قلب و آداب باطنى نیست و چون به ژرفاى نماز راه
نیافته و نماز در سویداى دل ما رسوخ نکرده است، با حرکات دیگرى که با نگرش سطحى
مشابه مى&#۸۲۰۲;نماید، یکسان انگاشته مى&#۸۲۰۲;شود.

۲. بى&#۸۲۰۲;توجهى به
اسرار و روح نماز و تعالیم و پیامدهاى معنوى، تربیتى، روحانى، دنیوى و اخروى هر
یک از اجزا و شرایط آن.

آرامش معنوى در
نماز :

همان طور که جسم
انسان براى ادامه زندگى و انجام وظایف خود، نیاز به مواد غذایى و انرژى دارد؛
روح انسان نیز براى آرامش و نشاط و فعالیت خود؛ نیاز به معنویت دارد که در پرتو
آن، از آرامش کامل برخودار باشد.

در میان عبادت&#۸۲۰۲;ها
نماز و نیایش با خدا، بهترین، مفیدترین و آسان&#۸۲۰۲;ترین غذاى&#۸۲۰۲;روح معرفى شده است که
انسان با اقامه نماز و ارتباط مستقیم با خدا، از یک آرامش روحى کامل برخودار
بوده و هیچ گونه اضطراب و ترس و غمى نخواهد داشت. خداوند در قرآن کریم
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ
آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ
الزَّکَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ
هُمْ یَحْزَنُونَ»
[۴۸]؛
«کسانى که ایمان آورده و کارهاى خوب انجام دادند و نماز را بر پا داشتند و زکات
را پرداختند؛ اجر و مزدشان با خداست و ترسى ندارند و غمگین نمى&#۸۲۰۲;شوند».

چون نماز سر مشق
پاکى، معراج و نور مومن، صفاى باطن، کلید تمامى خوبى&#۸۲۰۲;ها، شست و شوى دل، سرچشمه
پاکى و کمال، رشته الفت بین بندگان و خدا است. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:«اَقِمِ الصَّلاةَ
لِِذِکرى»
[۴۹]؛
«نماز را بپا دار تا به یاد من باشى». «وَلذِکْرُ اللهِ
أکْبَر»
[۵۰]؛
«نماز بزرگ&#۸۲۰۲;ترین ذکر الهى است».

اینکه نماز را
برترین مصداق «ذکر» یاد کرده، شاید بدین جهت باشد که در حال قیام به نماز، نفس
آدمى در اثر توجّه به مبدأ اعلا و خالق یکتا، از اضطراب درونى دور شده و
سختى&#۸۲۰۲;ها و ناملایمات را از یاد مى&#۸۲۰۲;برد و شاید وجه کمک گرفتن از نماز در آیه
«واسْتَعینُوا بِالصَّبْر و الصَّلاةِ»[۵۱]؛
«از صبر و نماز استعانت بجویید»، همین باشد.

آیه ۹۱ سوره مائده
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «شیطان مى&#۸۲۰۲;خواهد در میان شما به وسیله شراب و قمار عداوت ایجاد کند
و شما را از ذکر خدا و نماز بازدارد  آیا خوددارى خواهید کرد». در تفسیر این
آیه گفته شده که: «به این دلیل خداوند در این آیه، نماز را جداى از ذکر خدا اسم
برد ـ با توجّه به اینکه نماز هم ذکر خداست ـ که نماز فرد کامل، از ذکر الهى
است و خداوند اهتمام بیشترى به امر آن دارد و در روایت صحیح هم وارد شده که:
«نماز پایه و ستون دین است».[۵۲]

انسان غرق در
افکار و ذهنیت&#۸۲۰۲;هاى روزمره، در فراز و نشیب زندگى و به دنبال تأمین معاش، به
ناچار برخوردهاى زیادى را تحمل مى&#۸۲۰۲;کند تا امنیت و آرامش را در زندگى برقرار
نماید. آن&#۸۲۰۲;قدر اضطراب و نگرانى او را تحت الشعاع قرار مى&#۸۲۰۲;دهد که نمى&#۸۲۰۲;تواند
لحظه&#۸۲۰۲;اى آرامش واقعى را تجربه کند و صداى روح بخش و جان&#۸۲۰۲;فزاى اذان، او را به
میهمانى سفره کرامت و بخشش حق تعالى دعوت مى&#۸۲۰۲;کند.

وضو مى&#۸۲۰۲;گیرد و خود
را پاک و طاهر، آماده ملاقات مى&#۸۲۰۲;کند. بدن را از آلودگى&#۸۲۰۲;ها پاک مى&#۸۲۰۲;سازد تا آماده
شود جان و روح را از بدى&#۸۲۰۲;ها بزداید. رو به سوى خدا مى&#۸۲۰۲;آورد، لحظات زیبا و آرامش
بخشى که افتخار هم صحبتى با رب الارباب را به دست آورده که بزرگ&#۸۲۰۲;ترین افتخار
است.

مى&#۸۲۰۲;تواند راز دل
به محبوبى بگوید که وعده اجابت داده است. فقط دلى سرشار از پاکى و صفا لازم است
و ایمان و عمل صالح که زمینه ساز پذیرا شدن نیاز است. وقتى که زمزمه مى&#۸۲۰۲;کند
«اهدنا الصراط المستقیم»  هدایت را فقط از او مى&#۸۲۰۲;خواهد و هنگامى که سر بر آستان
پاک حضرت حق خم مى&#۸۲۰۲;کند، به ضعف خود در برابر عظمت و جلال الله اعتراف مى&#۸۲۰۲;کند.

اوج اتصال، نهایت
عشق و پرواز در ملکوت را در این لحظات عرفانى تجربه مى&#۸۲۰۲;کند که زیباترین
لحظه&#۸۲۰۲;هاى زندگى است.

براى رسیدن به
آرامش واقعى و یاد خدا و دورى از تمرکز بدون معنویت، برنامه زیر بسیار مؤثر
است:

۱. مراقبه و
محاسبه: در آغاز هر کارى، کمى مکث کنید که اگر واجب است حتماً انجام دهید و اگر
حرام است، حتماً ترک کنید و چنانچه حرام نبود، در انجام و ترک آن مختارید. این
سه چیز را قبل از انجام هر کارى مشخص کنید؛ سپس انجام دهید. اصل این توجّه و
مراقبه باعث مى&#۸۲۰۲;شود انسان به حرام نیفتد و واجبى از او ترک نشود. همچنین از
غفلت شبانه روزى بگریزد و دائماً نفس را به کنترل خود درآورد.

حضرت على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «اِن هذه النَّفْس لَأمّارَة بِالسُوء فَمَن اَهْمَلها،
جَمحت بِه الى المَآثم»
[۵۳]؛
«همانا این نفس پیوسته به بدى و زشتى امر مى&#۸۲۰۲;کند؛ پس هر کس آن را مهمل به حال
خود واگذارد؛ [او انسان را رها نمى&#۸۲۰۲;کند و] او انسان را به سمت گناهان
مى&#۸۲۰۲;کشاند». بنابراین مراقبه و محاسبه را باید جدى گرفت که از اساسى&#۸۲۰۲;ترین
دستورات اخلاقى و سازنده است.

۲. نماز اول وقت:
اگر کار مهمى با نماز اول وقت در تعارض نباشد، نماز  اول وقت را ترک نکنید.
امامان و بزرگان ما نماز اول وقت را اکیداً سفارش کرده&#۸۲۰۲;اند. امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «براى هر نمازى دو وقت است: اول وقت و آخر وقت. پس اول
وقت برتر و با فضیلت&#۸۲۰۲;تر است و براى کسى که نشاید که آخر وقت، را وقت (نماز)
اتخاذ کند؛ مگر از روى علتى و آخر وقت فقط براى شخص بیمار و ناتوان و کسى است
که داراى عذرى مى&#۸۲۰۲;باشد و اول وقت خشنودى خدا را دربر دارد؛ ولى آخر وقت عفو خدا
را».[۵۴]

۳. انجام مستحبات
نشاط آور: از میان مستحبات ـ از نمازهاى نافله گرفته تا دعاى&#۸۲۰۲;کمیل، ندبه و... ـ
آنهایى را انجام دهید که براى شما نشاط&#۸۲۰۲;آور است و از تحمیل نفس بر مستحبات
بپرهیزید. فقط به اقبال قلب بنگرید؛ هر عمل مستحبى که قلب بدان اقبال داشت و
برایتان نشاط بخش و حال آور بود، به همان اکتفا کنید. حتى نسبت به نماز شب که
سفارش زیادى شده است، اگر نشاط نداشتید یا نخوانید یا خیلى خلاصه در ظرف ده
دقیقه، تمام یازده رکعت را با حذف مستحبات بخوانید.

۴. توسل به ائمه
معصومین (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;: گاه گاهى ـ مخصوصاً به اقتضاى حال و اقبال قلب ـ به ائمه
معصومین (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;توسل جویید و توفیق در عبادت و حاجات خود را از آن معادن
کرم بخواهید.

۵. دائم الوضو
بودن: سعى کنید همیشه وضو داشته باشید و اگر براى شب قبل از خواب وضو بگیرید،
کافى است و چنانچه نیمه شب براى کارى  برخاستید و خواستید دوباره بخوابید، وضو
لازم نیست.

 

نشاط در عبادت

پرسش ۱۱ .  چه
عواملى موجب لذّت بخش شدن عبادت و نماز مى&#۸۲۰۲;شود و سرور و نشاط معنوى در انسان
ایجاد مى&#۸۲۰۲;کند؟

ابتدا باید بدانیم
که: خواندن نماز با نشاط، یکى از آداب نماز است. نمازگزار باید بکوشد نماز و
عبادتش را بدون کسالت و خستگى و با تدبّر در معناى کلمات آن به جاى آورد، و
وقتى را براى عبادت و نماز انتخاب کند که با تمام وجود و با شوق و علاقه کامل
نماز بخواند.

امام حسن عسکرى
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرمود: «اذا نَشِطَتْ القُلُوبُ فَاودعوها و إذا نَفرت فوَدّعوها»[۵۵]؛
«هنگامى که قلوب، نشاط و بهجت دارند، به آنها امانت بسپارید و وقتى که
گریزانند، آنها را واگذارید».

پیامبر خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; فرمود: «این دین، محکم و متین است. پس با ملایمت در آن
وارد شوید و عبادت خدا را به بندگان خدا، با کراهت تحمیل نکنید.[۵۶]

امام خمینى(ره) در
این باره مى&#۸۲۰۲;فرماید: «... چنانچه اطبا را عقیده آن است که اگر غذا را از روى
سرور و بهجت میل کنند، زودتر هضم مى&#۸۲۰۲;شود؛  همین طور طبّ روحانى اقتضا مى&#۸۲۰۲;کند که
اگر انسان غذاهاى روحانى را از روى بهجت و اشتیاق تناول کند و از کسالت و تکلف
احتراز کند، آثار آن در قلب زودتر واقع شود و باطن قلب با آن زودتر تصیفه
مى&#۸۲۰۲;شود...».

راه&#۸۲۰۲;هاى حصول نشاط
:

نشاط، از هماهنگى
روحیه و عمل به دست مى&#۸۲۰۲;آید. کسى که عشق به کارى دارد، صبح زود و با نشاط سر کار
مى&#۸۲۰۲;رود. اگر روحیه او مجذوب درس خواندن هم باشد، با نشاط درس مى&#۸۲۰۲;خواند و خود را
در اوج خوشى مى&#۸۲۰۲;بیند؛ چنان&#۸۲۰۲;که از خواجه نصیرالدین طوسى(ره) نقل شده که پس از
مطالعه مى&#۸۲۰۲;گفت: «این الملوک، این ابناء الملوک»؛ «کجایند پادشاهان و فرزندان
آنها، که ببینند خوشى من در مطالعه کجا و خوشى آنها در سلطنت کجا؟». خواجه
مى&#۸۲۰۲;گوید:


لذات دنیوى همه
هیچ است نزد من

در خاطر از تغیر
آن هیچ ترس نیست


روز تنعم و شب و
عِیش و طرب مرا

غیر از شب مطالعه
و روز درس نیست


امید و محبت، دو
حالتى هستند که اگر در انسان به وجود آیند، به دنبال خود نشاط مى&#۸۲۰۲;آورند.
بنابراین اگر انسان به عبادت خداوند عشق بورزد و امید به پاداش او داشته باشد،
هرگز در انجام آن دچار کسالت و سستى نمى&#۸۲۰۲;شود. چنین است که در وصف منافقین
مى&#۸۲۰۲;خوانیم:

«إِذا قامُوا
إِلَى الصَّلاةِ قامُوا کُسالى»
[۵۷]؛
«هنگامى که به نماز  مى&#۸۲۰۲;ایستد، با کسالت مى&#۸۲۰۲;ایستند».

راز این کسالت در
بى&#۸۲۰۲;اعتقادى آنان به پاداش&#۸۲۰۲;ها و کیفرهاى الهى است. هر قدر ایمان و اعتقاد و عشق
و علاقه آدمى به خداوند افزون گردد، به همان میزان شور و نشاط در عبادت زیادتر
مى&#۸۲۰۲;شود.

زیبایى و حلاوت
نماز نیز، به خشوع و خضوع نمازگزار است؛ چنان&#۸۲۰۲;که رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «الخُشَوع زینة الصَّلاة»[۵۸]؛
«خشوع، زینت و زیور نماز است».

راه&#۸۲۰۲;هاى به دست
آوردن خشوع و خضوع

پیش از بیان
راهکارهاى مناسب در این زمینه، ابتدا به روایتى از امام رضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;اشاره
مى&#۸۲۰۲;کنیم که فرمود: «چون خواستى به نماز بایستى با حال کسالت، خواب آلودگى، شتاب
و لهو و بازى نایست؛ بلکه با آرامش و وقار نماز را به جاى آور. بر تو باد که
[در نماز] خاشع و خاضع باشى و براى خدا تواضع کنى و خشوع و خوف را بر خود
هموارسازى. در آن حال که بین بیم و امید ایستاده باشى و پیوسته نگران و محترز
باشى؛ بسان بنده&#۸۲۰۲;اى گریخته و گنه&#۸۲۰۲;کار که [بازگشته] در محضر مولایش ایستاده، در
پیشگاه خدا بایست. پاهاى خود را کنار هم نه و قامتت را راست نگه&#۸۲۰۲;دار و به راست
و چپ روى مگردان؛ و چنین بدان که گویى خدا را مى&#۸۲۰۲;بینى؛ که اگر تو او را
نمى&#۸۲۰۲;بینى او تو را مى&#۸۲۰۲;بیند».[۵۹]

براى به دست
آوردن خشوع و خضوع در نماز و سایر عبادات، توجّه به امور ذیل توصیه مى&#۸۲۰۲;شود:

۱. به دست آوردن
معرفتى که دنیا را در نظر انسان کوچک و خدا را در نظر انسان بزرگ کند تا هیچ
کار دنیوى، نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود، نظر او را به خود جلب و از
خدا منصرف سازد.

۲. توجّه به
کارهاى پراکنده و مختلف، معمولاً مانع تمرکز حواس است و هر قدر انسان، توفیق
پیدا کند که مشغله&#۸۲۰۲;هاى مشوش و پراکنده را کم کند، به حضور قلب در عبادت خود کمک
کرده است.

۳. انتخاب محل و
مکان نماز و سایر عبادات نیز در این امر اثر دارد؛ به همین دلیل نماز خواندن در
برابر اشیاء و چیزهایى که ذهن انسان را به خود مشغول مى&#۸۲۰۲;دارد، مکروه است.
همین&#۸۲۰۲;طور در برابر درهاى باز و محل عبور و مرور مردم و در مقابل آینه و عکس و
مانند آن. بر این اساس اگر مساجد، هر قدر ساده&#۸۲۰۲;تر و خالى از رزق و برق تشریفات
باشد، بهتر است؛ چرا که به حضور قلب کمک مى&#۸۲۰۲;کند.

۴. پرهیز از گناه
نیز عامل موثرى است؛ زیرا گناه قلب را از خدا دور مى&#۸۲۰۲;سازد و از خضوع آن
مى&#۸۲۰۲;کاهد.

۵. آشنایى با
معناى نماز و فلسفه افعال و اذکار آن، عامل مؤثر دیگرى در این زمینه است.

۶. انجام مستحبات
نماز و آداب مخصوص آن؛ چه در مقدمات و چه در اصل نماز.

۷. از همه اینها
گذشته، این کار مانند هر کار دیگر، نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار و پى&#۸۲۰۲;گیرى
دارد. بسیار مى&#۸۲۰۲;شود که در آغاز، انسان در تمام نماز یک لحظه کوتاه، قدرت تمرکز
فکر پیدا مى&#۸۲۰۲;کند؛ امّا با  ادامه این کار و پى&#۸۲۰۲;گیرى و تداوم آن، چنان قدرت نفس
مى&#۸۲۰۲;یابد که مى&#۸۲۰۲;تواند به هنگام نماز دریچه&#۸۲۰۲;هاى فکر خود را بر غیرمعبود مطلقاً
ببیند.[۶۰]

 

اهمیت حضور قلب

پرسش ۱۲ .  با
توجّه به اهمیت و اثر حضور قلب در نماز چرا «حضور قلب» را یکى از شرایط واجب در
نماز قرار نداده&#۸۲۰۲;اند؟

خداى مهربان به
خاطر لطف بى&#۸۲۰۲;کرانى که نسبت به بندگانش دارد و مى&#۸۲۰۲;خواهد آنان به او نزدیک شوند و
همواره مرتبط با ذات پاک او باشند نماز را به آنان عطا فرمود و آنها را بر این
سفره رحمت گسترده&#۸۲۰۲;اش مهمان کرد. هر کس به فراخور معرفت و ظرفیتش، مى&#۸۲۰۲;تواند از
این سفره ربّانى  بهره&#۸۲۰۲;مند گردد و اگر حضور قلب در نماز واجب بود، بسیارى از
مردم از عهده این عمل، بر نمى&#۸۲۰۲;آمدند.

علاوه بر اینکه
نماز، داراى مراتب فراوانى است که کمترین مرتبه آن، رعایت صورت و قالبى از نماز
همین نماز به اندازه خود در حفظ ارتباط با کانون هستى و نگه&#۸۲۰۲;دارى انسان از
لغزش&#۸۲۰۲;ها مؤثر است؛ به گونه&#۸۲۰۲;اى که خداوند در هیچ شرایطى، حتى در حال غرق شدن نیز
راضى به ترک این قالب بى&#۸۲۰۲;محتوا نیست.

بدون شک روح نماز،
حضور قلب است؛ هر چند نماز بى&#۸۲۰۲;حضور قلب نیز صحیح است و موجب اسقاط تکلیف و
وظیفه مى&#۸۲۰۲;شود؛ ولى آنچه که انسان را تربیت مى&#۸۲۰۲;کند و معراج مؤمن نامیده شده است،
و او را از فحشا و منکر و مفاسد اخلاقى باز مى&#۸۲۰۲;دارد و به سوى خوبى&#۸۲۰۲;ها سوق
مى&#۸۲۰۲;دهد و موجب «قرب الى الله» مى&#۸۲۰۲;شود، همان نماز با حضور قلب است.

حضور قلب نه تنها
در نماز و عبادات و امور معنوى؛ بلکه در دیگر اعمال انسان نیز نقشى انکارناپذیر
دارد. امروز از نظر علمى ثابت شده که حتّى غذا خوردن براى کسانى که به هنگام
خوردن، توجّه آنها به امور دیگر است، به درستى مفید واقع نمى&#۸۲۰۲;شود. حضور قلب؛
یعنى، توجّه قلب و روح انسان، به عبادت و محتواى آن و خود را در وقت عبادت، در
محضر پروردگار و در حضور او یافتن و به امور خارج از عبادت، بى&#۸۲۰۲;توجه بودن.

هدف از عبادت
«تقرب به خداوند» است و حضور قلب در نماز،  بال پروازى است که عبادت را اوج
مى&#۸۲۰۲;دهد و به عالم قدس، نزدیک مى&#۸۲۰۲;سازد و انسان را مقرّب و محبوب بارگاه ربوبى
مى&#۸۲۰۲;کند. هر چند قالب و شکل ظاهرى عبادات، پر از رمز و راز است و همین کالبد، در
تأمین هدف نماز نقش آفرین است؛ ولى آثار عمیق و ماندگار، ارزنده و شگفت&#۸۲۰۲;آور
نماز، مربوط به روح آن (حضور قلب) بوده که به منزله عمود خیمه عبادت است.

در حدیثى آمده
است: «اِنَّ العَبْدَ لُرفِعَ لَه مِن صَلاتِه نِصْفُها اَوْ ثُلثُها اَوْ
رُبْعُها او خُمْسُها و مَا یَرفَع لَه اِلا ما اَقْبَلَ عَلَیه بِقَلبِه»
[۶۱]؛
«از نماز، نصف و یا یک سوم و یا یک چهارم و یا یک پنجم آن بالا مى&#۸۲۰۲;رود [و مورد
قبول خداوند قرار مى&#۸۲۰۲;گیرد ]و این مقدار بستگى به میزان حضور قلب انسان در نماز
دارد».

رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «لَیْسَ لَکَ مِن صَلاتِک الا ما اُحضرت فیهِ
قَلْبُک»
[۶۲]؛
«براى تو از نماز چیزى نیست، مگر آن مقدار که قلب تو در حال نماز باشد».

مطالعه کتاب&#۸۲۰۲;هاى
بزرگانى مانند امام خمینى(ره) و میرزا جوادآقا ملکى تبریزى(ره) ـ که با همه
وجود به اهمیت و ارزش نماز و حضور قلب پى برده و خود تبلور حضور قلب در نماز
بودند ـ در این راستا مفید و ثمربخش است.

امام خمینى(ره)
در این باره مى&#۸۲۰۲;نویسد: «اى عزیز! قدرى در حالات خود تفکر کن و به اخبار اهل بیت
(علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; رجوع کن و دامن همّت به کمر زن و با تفکر، به نفس بفهمان که این
عبادات و خصوصاً نمازهاى واجب، مایه سعادت و حیات عالم آخرت و سرچشمه کمالات
است و طبق روایات زیاد و به گواهى برهان و مشاهده اهل مکاشفه، هر عبادتى که در
پیشگاه ربوبى پذیرفته مى&#۸۲۰۲;گردد، صورت&#۸۲۰۲;هاى نورانى غیبى و تجسم ملکوتى آخرتى دارند
که در همه عالم&#۸۲۰۲;ها با انسان همراه و همدم است و در همه سختى&#۸۲۰۲;ها به انسان کمک
مى&#۸۲۰۲;کند و همین صورت&#۸۲۰۲;هاى پنهانى اعمال و عبادات، بهشت جسمانى را مى&#۸۲۰۲;سازد و خود
این صورت&#۸۲۰۲;ها، زاییده حضور قلب است و عبادتى که با حضور قلب نباشد، اعتبار و
ارزشى ندارد و در درگاه الهى پذیرفته نمى&#۸۲۰۲;گردد».[۶۳]

عارف بزرگوار،
میرزا جواد آقا ملکى تبریزى(ره)، نیز در این باره مى&#۸۲۰۲;گوید: «علت حضور قلب «همّت
آدمى» است؛ زیرا قلب، تابع همّت است و اگر هم تو نماز باشد، قلبت نیز در نماز
حاضر خواهد بود و اگر همتت چیز دیگرى باشد، قلبت به دنبال آن و غافل از نماز
خواهد بود. چون خداوند براى هیچ کس دو قلب قرار نداده است و همّت انسان متوجه
چیزى است که آن را به حال خود مفید بداند و از آن، انتظار برآورده شدن حاجتى را
داشته باشد و آن را مایه سعادت خود بداند».[۶۴]

دعا براى رسیدن به
حضور قلب:

صاحب کتاب مقالات
مى&#۸۲۰۲;نویسد: «آن وقت که [نمازگزار ]مى&#۸۲۰۲;خواهد عبادت و ذکر و دعا را شروع کند، از
خداى&#۸۲۰۲;متعال با کمال تضرّع و با اصرار از خدا بخواهد وى را به حضور موفق بدارد
که اصل مسئله، عنایت و خواست اوست از خداوند بخواهد «فکر» و «دل» وى را از
پراکندگى، وسوسه&#۸۲۰۲;هاى شیطان و از خواطر و اوهام و از تهاجم خیالات و افکار محفوظ
بفرماید.

 

مراتب حضور قلب

پرسش ۱۳ .  حضور
قلب داراى چه مراتبى است؟ آیا براى داشتن حضور قلب، باید همه مراتب آن را حفظ
کرد؟!

بزرگان اهل معرفت،
پنج مرتبه براى حضور قلب ذکر کرده&#۸۲۰۲;اند:

مرتبه یکم:
نمازگزار باید اجمالاً بداند که با خداوند سخن مى&#۸۲۰۲;گوید و حمد و ثناى او را
مى&#۸۲۰۲;گوید؛ هر چند به معانى الفاظ توجّه نمى&#۸۲۰۲;کند.

امام خمینى(ره) از
استادش مرحوم شاه آبادى نقل مى&#۸۲۰۲;کند: «این مرتبه  مثل آن است که فردى، قصیده&#۸۲۰۲;اى
در مدح بزرگى بگوید و به بچه&#۸۲۰۲;اى که معناى آن را نمى&#۸۲۰۲;داند، بدهد تا آن را در
حضور آن بزرگ بخواند و به آن بچه بهفماند که این قصیده در مدح این شخص بزرگ
است. البته بچه احتمالاً مى&#۸۲۰۲;داند، ستایش و مدح آن بزرگ را مى&#۸۲۰۲;کند؛ ولى چگونگى
آن را نمى&#۸۲۰۲;داند».

مرتبه دوم: علاوه
بر مرحله قبلى، به معانى&#۸۲۰۲;کلمات و اذکار نیز توجّه مى&#۸۲۰۲;کند و مى&#۸۲۰۲;داند که در نماز
چه مى&#۸۲۰۲;گوید و در این مرحله، قلب تابع زبان است.

مرتبه سوم: اسرار
عبادت و حقیقت اذکار، تسبیح، تحمید و سایر مفاهیم را مى&#۸۲۰۲;فهمد و در حال نماز به
آنها توجّه مى&#۸۲۰۲;کند و خوب مى&#۸۲۰۲;داند چه مى&#۸۲۰۲;گوید و چه مى&#۸۲۰۲;خواهد.

مرتبه چهارم:
علاوه بر مراحل قبلى، اسرار و حقایق اذکار به طور کامل در عمق جانش نفوذ کرده و
به مرحله یقین رسیده است. در این صورت، زبان از قلب پیروى مى&#۸۲۰۲;کند و چون قلب به
آن حقایق ایمان دارد، زبان را به اذکار وادار مى&#۸۲۰۲;کند.

مرتبه پنجم: در
این مرحله، نمازگزار به مرتبه کشف و شهود و حضور کامل مى&#۸۲۰۲;رسد که به این مرحله،
مرحله حضور قلب در معبود مى&#۸۲۰۲;گویند؛ نه حضور قلب در عبادت؛ یعنى، مرحله&#۸۲۰۲;اى که
اسما، صفات و کمالات حق را به چشم باطن مشاهده مى&#۸۲۰۲;کند و چیزى را به جز خدا
نمى&#۸۲۰۲;بیند و حتّى به خود و افعال، حرکات و اذکارش نیز توجّه ندارد. البته این
مرتبه خود داراى مراتب مختلفى است که نسبت به سالکان و درجه معرفت آنان  متفاوت
است.[۶۵]

رعایت این مراحل و
مراتب براى داشتن حضور قلب امرى ضرورى و بایسته است؛ البته رعایت همه آنها
احتمالاً امکان&#۸۲۰۲;پذیر نباشد و در این صورت باید به ترتیب در عمل به آنها کوشید.

 

آمادگى براى نماز

پرسش ۱۴ .
 آمادگى براى اقامه نماز به چه معناست؟ و چگونه باید خود را آماده کنم تا نمازى
با حضور قلب بخوانیم؟

مهیا شدن و آمادگى
براى نماز در تحصیل حضور قلب و کنترل قوه خیال در نماز، نقش به سزایى دارد. اگر
هر عملى و یا گفتارى از انسان بدون مقدمه صادر گردد، ناقص خواهد بود.

در روایت است که
حضرت داوود (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; وقتى مى&#۸۲۰۲;خواست به صحرا براى مناجات برود، از یک هفته
قبل مقدمات آن را فراهم مى&#۸۲۰۲;نمود.[۶۶]

نقل شده است:
هنگامى که امام حسن مجتبى (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; براى نماز برمى&#۸۲۰۲;خاست، بهترین لباس&#۸۲۰۲;هاى
خود را مى&#۸۲۰۲;پوشید. از آن حضرت پرسیدند: چرا بهترین لباس خود را مى&#۸۲۰۲;پوشید؟ امام
در پاسخ مى&#۸۲۰۲;فرمود: «خداوند، زیباست و زیبایى را دوست دارد؛ به همین جهت من لباس
زیبا براى راز و نیاز با پروردگار مى&#۸۲۰۲;پوشم، و هم او فرموده است که به هنگام
 رفتن به مسجد، زینت خود را برگیرید».[۶۷]

امام خمینى(ره)
براى نماز، تمیزترین جامه&#۸۲۰۲;ها را بر تن مى&#۸۲۰۲;کرد. ایشان، بعد از تطهیر و گرفتن
وضو، ریش مبارک خود را شانه مى&#۸۲۰۲;نمودند؛ عطر مى&#۸۲۰۲;زد و بعد از گذاشتن عمامه بر
سرشان، به نماز مى&#۸۲۰۲;ایستاد. حضرت امام، حتى در هنگام بیمارى و در عین خونریزى و
با وجود زخم بزرگ شکم، در موقع نماز، تمیزترین جامه&#۸۲۰۲;ها را که بدون آلودگى بود
بر تن مى&#۸۲۰۲;کرد.[۶۸]

محمود بروجردى نقل
مى&#۸۲۰۲;کند: جالب این بود که امام خمینى همیشه موقع نماز عطر و بوى خوش مصرف مى&#۸۲۰۲;کرد
و شاید بدون بوى خوش سرنماز نایستاده باشد. حتّى در نجف هم که نماز شب را روى
پشت بام مى&#۸۲۰۲;خواند، در همان پشت بام نیز یک شیشه عطر داشت.[۶۹]

شهید مطهرى(ره)
نیز اهمیت فوق&#۸۲۰۲;العاده&#۸۲۰۲;اى براى نماز قائل بودند. ایشان هرگز با لباس خانه نماز
نمى&#۸۲۰۲;خواند؛ به خصوص نماز صبح را. ما که از رختخواب بیرون مى&#۸۲۰۲;آییم با همان لباس
زیر نماز صبح را مى&#۸۲۰۲;خوانیم؛ اما ایشان به هنگام نماز لباس پوشیده، عمامه بر سر
مى&#۸۲۰۲;گذاشت و خودشان را براى نماز آراسته مى&#۸۲۰۲;کرد. شاید این کار بدین سبب بود که
مى&#۸۲۰۲;خواست از همان آغاز که لباس مى&#۸۲۰۲;پوشید، آمادگى روحى پیدا کند؛ یعنى، مى&#۸۲۰۲;خواهم
کارى انجام دهم که سرسرى نیست، این حالت آمادگى  قبل از نماز مسلماً تأثیر روحى
به سزایى دارد.[۷۰]

ائمه اطهار
(علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; به این امر، توجّه خاص داشته و هنگام نماز، عبادت و رفتن به مسجد،
خودشان را معطر و مرتب نموده و بهترین لباس خود را مى&#۸۲۰۲;پوشیدند.

فراغت فکر از شکم
:

نه در حال نماز آن
قدر گرسنه باشد که گرسنگى و سوزش شکم فکر را مشغول سازد و حواس را پرت کند و نه
باید آن&#۸۲۰۲;قدر سیر باشد که پر کردن شکم و سنگینى آن، فکر را مشغول سازد. در همان
ادامه روایت قبلى مى&#۸۲۰۲;فرماید: «و لا مُتثاقِلاً فَانّها مِن خَلال النّفاق»؛ «و
نیز با سنگینى و پرى شکم به نماز نایست؛ زیرا از شکاف نفاق برمى&#۸۲۰۲;خیزد». گویا
نماز خواندن با این حالات ناشى از نفاق است؛ زیرا ظاهرش حکایت از این مى&#۸۲۰۲;کند که
توجّه به خدا دارد ولى باطنش، هیچ اقبال و توجهى به خدا ندارد و این دوگانگى
ظاهر و باطن انسان نفاق است.

اختصاص دادن وقت
مناسب براى نماز:

از عوامل حضور
قلب، فراغت وقت و اهمیت دادن به اول وقت و محافظت بر آن مى&#۸۲۰۲;باشد. «فراغت آن است
که انسان در شبانه روز براى  عبادت خود، وقتى را معین کند تا در آن زمان،
اشتغال دیگرى به غیر از عبادت نداشته باشد»[۷۱]
و لازمه این امر، تنظیم وقت براى عبادت و محافظت بر آن است؛ البته محافظت بر
وقت، باید طورى باشد که نماز در وقت فضیلت خوانده شود.

انسان همان طور که
براى امور دنیوى خود و کسب علم، دانش، ملاقات با دیگران و امور دیگر، وقت تنظیم
مى&#۸۲۰۲;نماید، باید براى عبادت هم وقت تعیین کند تا وقت نماز، انتخابى باشد؛ نه
اکراهى و اضطرارى. نمازى که در وقت کار دیگر، خوانده شود، موجب اکراه در قلب
مى&#۸۲۰۲;شود و در حقیقت با زبان بى&#۸۲۰۲;زبانى به نماز مى&#۸۲۰۲;گوید: کار دارم و تو مزاحم
شدى!! لذا خیلى سریع و با عجله و بى&#۸۲۰۲;حضور قلب، آن را به جا مى&#۸۲۰۲;آورد؛ ولى اگر
نماز در وقت خودش و بهترین وقتش خوانده، دلیلى براى فرار از آن نمى&#۸۲۰۲;بیند؛ چرا
که وقت نماز است؛ نه کار و اشتغال دیگر.

تعیین مکان مخصوص
:

یکى از عوامل حضور
قلب، انتخاب مکانى مخصوص براى عبادت است. تأثیر انتخاب مکان مخصوص براى نماز،
از جهت تداعى معانى است؛ چرا که هر مکان و هر زمان مخصوص، معانیى را که با آن
زمان و مکان انس گرفته، در ذهن انسان حاضر مى&#۸۲۰۲;کنند؛ براى مثال وقتى به مسجد
مى&#۸۲۰۲;رویم، عبادت و مناجات کردن به ذهن مى&#۸۲۰۲;آید؛ لذا انتخاب مکان نماز  و مناجات
در منزل، موجب این مى&#۸۲۰۲;شود که وقتى در آن مکان مى&#۸۲۰۲;ایستیم، احساس قرب و نزدیکى به
خداوند مى&#۸۲۰۲;کنیم (مانند کسى که وارد منزل محبوب باشد) و نورانیت و روحانیت خاصى
در خود مى&#۸۲۰۲;یابیم که همه اینها، موجب تحصیل حضور قلب مى&#۸۲۰۲;شود.[۷۲]

خود به خود با
وارد شدن در مکان مخصوص، اغیار از دل خارج شده، با خدا بودن و در محضر او بودن،
به خاطر مى&#۸۲۰۲;آید و به همین جهت است که در روایات متعددى آمده که مستحب است انسان
در خانه&#۸۲۰۲;اش، اتاقى مخصوص براى عبادت و نماز داشته باشد که از جمله آن روایات،
دستور امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;به حزیر است که فرمود:
«اتخذ مسجداً فى بیتک»
[۷۳]؛
«در خانه&#۸۲۰۲;ات مسجدى و مکانى براى نماز بساز».

در روایت دیگر از
امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; آمده است: «قال على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; قد اتّخذّ مسجداً فى
داره، لیس بالکبیر و لا بالصغیر»
[۷۴]؛
«على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در منزلش مکانى را براى عبادت انتخاب کرده بود که نه بزرگ بود
و نه کوچک».

از آثار انتخاب
مکان مخصوص، تلقین و تفیهم اهمیت نماز به قلب است؛ چرا که با انتخاب چنین
مکانى، قلب اهمیت نماز را باور مى&#۸۲۰۲;کند و همین القاى اهمیت نماز، موجب تحصیل
حضور قلب مى&#۸۲۰۲;شود.

در پایان توصیه
عرفانى یکى از اولیاى خدا را در این باره تقدیم  مى&#۸۲۰۲;کنیم: «در مرحله اول مدتى
قبل از شروع نماز، حداقل پانزده دقیقه به حسابرسى و تخلیه درون بپردازید و به
صورت ارادى عوامل پریشانى خاطر را تعدیل بخشید؛ مثلاً اگر کار ناشایستى انجام
داده&#۸۲۰۲;اید (مثل فریاد زدن بیهوده)، از کرده خود اظهار ندامت کنید که آنچه منظور
این است آن چه در باطن شما رسوب کرده و با نماز برانگیخته مى&#۸۲۰۲;شود، با اختیار
خود شما مورد ارزشیابى و حسابرسى قرار گیرد و براى موارد مشابه تصمیم معقول
بگیرید که رفتار خود را کنترل کنید. پس منظور از این مرحله این است که خود را
براى نماز مهیا سازید.

مرحله دوم در طول
مدت نماز، ابتدا همان اذکار و اوراد نماز را در درون حاضر کنید و سپس الفاظ را
ادا نمایید. امام خمینى(ره) این عمل را این گونه تشبیه مى&#۸۲۰۲;کند که، نمازگزار
اذکار نماز را به درون خود تلقین کند؛ مثل اینکه طفلى در درون او هست و یک یک
اذکار را به او عرضه مى&#۸۲۰۲;کند.

البته حضور قلب در
حال نماز و دعا، یک باره و به طور ناگهانى حاصل نمى&#۸۲۰۲;گردد؛ بلکه نیازمند صبر و
حوصله است و باید با نفس مانند کودکى نوآموز مدارا کرد و به تدریج و با آهستگى
آن را مهار و رام نمود و آن را متوجه نمود. بنابراین باید از مقدار بسیار کم
شروع کرد و به تدریج بر میزان تمرکز و توجّه و حضور قلب افزود.

مطالعه پیرامون
کیفیت نمازهاى اهل بیت (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; و همچنین مطالعه کتاب&#۸۲۰۲;هایى همچون «آداب
الصلوة» یا «پرواز در ملکوت» امام&#۸۲۰۲;خمینى(ره)  و «اسرار الصلاة» مرحوم میرزا
جواد آقا ملکى(ره) بسیار نافع است.

 

تمرکز در نماز

پرسش ۱۵ .
 چگونه مى&#۸۲۰۲;توانم آرامش و تمرکز ذهنى داشته باشم. من ذهن درگیرى دارم به طورى که
براى خوردن یک لیوان آب هم هیچ تمرکزى ندارم یا هنگام رانندگى. مهم&#۸۲۰۲;تر از همه
هنگام نماز خواندن. و دوست دارم به یک آرامش و تمرکز ذهنى برسم. و به قول معروف
در هنگام انجام یک کار فقط همان کار را انجام دهم. لطفا مرا راهنمایى کنید.

به دلایل متعددى
برخى افراد بیش از حد ، تمرکز حواس خود را از دست مى&#۸۲۰۲;دهند و نمى توانند بر روى
یک موضوع دقت و توجه داشته باشند. تمرکز حواس، حالتى ذهنى و روانى است که در آن
حالت، تمام قواى حسى، روانى و فکرى انسان روى موضوع خاصى متمرکز مى&#۸۲۰۲;شود و تضمین
کننده امر یادگیرى و انجام صحیح کارها و رهایى از خطرات احتمالى است. به هر حال
در یک جمع&#۸۲۰۲;بندى کلى، مى&#۸۲۰۲;توان گفت: بیشتر افراد به دلایل عمده زیر، با عدم تمرکز
فکر و حواس مواجه مى&#۸۲۰۲;شوند:

۱. کسانى که خود
را به انجام دادن کارى مجبور مى&#۸۲۰۲;کنند در حالى&#۸۲۰۲;که تمایل درونى چندانى به آن
ندارند. در این صورت تمام قواى ذهنى  و روانى&#۸۲۰۲;شان به طور خودکار از آن موضوع
پرت مى&#۸۲۰۲;شود و دچار حواس&#۸۲۰۲;پرتى مى&#۸۲۰۲;گردند. چنین افرادى ممکن است مدت&#۸۲۰۲;ها با
بى&#۸۲۰۲;علاقگى کارهایى انجام دهند یا به دنبال درس یا رشته تحصیلى خاصى، تلاش&#۸۲۰۲;هایى
کنند و به عبارت دیگر خود را مجبور به انجام دادن آن کار یا مطالعه مى&#۸۲۰۲;بینند.

۲. فشارهاى روانى
نیز از عوامل عمده تشتت فکرى است. بیشتر افراد زمانى که با مسئله&#۸۲۰۲;اى مواجه
مى&#۸۲۰۲;شوند، اگر معتقد باشند زمان کافى براى حل آن ندارند و یا توانایى حل
مسئله و
کسب توفیق را در خود نبینند، دچار نگرانى و اضطراب مى&#۸۲۰۲;شوند و در نتیجه این
نگرانى&#۸۲۰۲;ها، ترس از شکست، افکار منفى ،عدم اعتماد به نفس و خیال&#۸۲۰۲;بافى&#۸۲۰۲;هاى
منفى&#۸۲۰۲;گرایانه، توان عمل و ابتکار و خلاقیت را از آنان سلب مى&#۸۲۰۲;کند و به جاى
اینکه روى موضوع خاص تمرکز کنند، بر ترس و احتمال شکست خود تمرکز مى&#۸۲۰۲;کنند و یأس
و ناامیدى بر آنها چیره شده و موجب حواس&#۸۲۰۲;پرتى مى&#۸۲۰۲;شود.

۳. گاهى برخى
حوادث و اتفاقات، فضاى روانى فرد را دچار اختلال مى&#۸۲۰۲;کند (نظیر آنچه در زندگى
شخصى، تحصیلى، خانوادگى، اجتماعى و اقتصادى و... رخ مى&#۸۲۰۲;دهد)، امکان تمرکز حواس
را از بین مى&#۸۲۰۲;برد.

۴. در برخى موارد
فرد احساس نیاز به موضوعى ندارد و این باعث عدم تمرکز او نسبت به آن موضوع
مى&#۸۲۰۲;شود، زیرا تا احساس نیاز به چیزى  نباشد انگیزه زیادى براى توجه و فهم نسبت
به آن وجود ندارد.

۵. در برخى موارد
تعدد و سنگینى کارها باعث عدم تمرکز حواس مى&#۸۲۰۲;گردد، چرا که باید مقدارى از وقت و
ذهن خود را مشغول هریک از آنها کند، که این به نوبه خود باعث کمتر توجه کردن به
هر یک از این موضوعات مى&#۸۲۰۲;شود.

۶. گاهى عدم رعایت
بهداشت مطالعه و اصول و قوانین آن و بهره نگرفتن از روش مناسب مطالعه، باعث
خستگى جسمى و روانى شده و آمادگى روانى لازم براى مطالعه و درس خواندن از بین
مى&#۸۲۰۲;برد. در نتیجه احساس بى&#۸۲۰۲;علاقگى و به دنبال آن عدم تمرکز حواس بر او مستولى
مى&#۸۲۰۲;شود.

درمان عدم تمرکز :

باید براى مقابله
با هر یک از عوامل فوق که هر کدام به گونه&#۸۲۰۲;اى مانع تمرکز حواس مى&#۸۲۰۲;شود به
راه&#۸۲۰۲;کار خاص و مناسب با آن توجه نمود. در عین حال نکات زیر مى&#۸۲۰۲;تواند به عنوان
راه&#۸۲۰۲;کارهاى کلى، مؤثر واقع شود:

۱. براى تمام
فعالیت&#۸۲۰۲;هایتان برنامه&#۸۲۰۲;ریزى نمایید و اوقات شبانه روز را جدول&#۸۲۰۲;بندى نمایید و طبق
همان برنامه فعالیت&#۸۲۰۲;هایتان را انجام دهید. حتّى در این برنامه زمانهایى نیز
براى فکر کردن به موضوعات مختلف، تخیلات و افکار پراکنده و مزاحم اختصاص دهید و
به این نیز طبق برنامه عمل نمایید. این کار حداقل دو فایده مهم دارد:

الف. نظم و
انضباط در تمام فعالیت&#۸۲۰۲;ها، حتى در اندیشه&#۸۲۰۲;ها و افکارتان راه پیدا مى&#۸۲۰۲;نماید که
این بسیار ارزشمند مى&#۸۲۰۲;باشد.

ب. اگر افکار
مزاحم در غیر زمان معین، به سراغتان آمد و باعث حواس&#۸۲۰۲;پرتى شما شد، مى&#۸۲۰۲;توانید به
خود وعده بدهید که زمان اندیشیدن در این باره، فلان زمان خاص و معین است. تأکید
مى&#۸۲۰۲;کنیم براى هر کار و فعالیتى وقت مشخص معین کنید و در آن وقت به هیچ امرى غیر
از آن کار نپردازید.

۲. در صورتى که
تعدد کارها و فعالیت&#۸۲۰۲;هاى غیردرسى، باعث عدم تمرکز مى&#۸۲۰۲;شود، آنها را به حداقل
ممکن برسانید و به خود بگویید: در این دوره و زمان، مهم&#۸۲۰۲;ترین وظیفه و کار من
مطالعه و درس خواندن و ارتقاى سطح علمى است و فعالیت&#۸۲۰۲;هاى جانبى متعدد، مزاحم
وظیفه اصلى من است.

۳. اگر مشکلات
شخصى، اجتماعى، خانوادگى و... باعث عدم تمرکز حواستان مى&#۸۲۰۲;شود؛ بدانید که:

الف. زندگى فردى
هیچ&#۸۲۰۲;کس، خالى از مشکل نیست و ذهن هیچ فردى خالى محض نیست. از طرف دیگر با صرف
فکر کردن و مشغولیت ذهنى درباره چنین مشکلاتى، هیچ دردى دوا نخواهد شد. پس به
خود تلقین کنید که هنگام درس یا مطالعه، ذهن خود را از آن مسائل برهانید.

ب. به هنگام
مزاحمت آن افکار، به خود قول بدهید در این باره خواهم  اندیشید (و زمانى را
براى این کار در شبانه&#۸۲۰۲;روز اختصاص دهید).

ج. در صورت امکان
به اتفاق یکى از دوستان خود، مطالعه یا مباحثه کنید.

۴. در صورتى که
موضوع یا موضوعات خاص و محدودى، باعث حواس&#۸۲۰۲;پرتى شما مى&#۸۲۰۲;شود، به دنبال راه حل
مناسب آن باشید؛ چرا که آن موضوع خاص، در حکم علت عدم تمرکز حواس شما است. پس
براى مقابله با آن باید ابتدا علت و عامل اصلى را شناسایى کنید و در پى حذف یا
تقلیل آن برآیید.

تمرکز حواس براى
مطالعه :

براى تمرکز حواس
در مطالعه و سر کلاس، اصول و قوانین لازم براى یک مطالعه سودمند را بشناسید و
آن را به دقت رعایت فرمایید. ما نیز در اینجا به چند مورد اشاره مى&#۸۲۰۲;کنیم:

الف. با مد نظر
قرار دادن هدف خویش از مطالعه و درس خواندن، احساس نیاز به مطالعه را در خودتان
شعله&#۸۲۰۲;ور سازید.

ب. به هنگام
مطالعه یا حضور در کلاس، از افکار ناامیدکننده، کسل&#۸۲۰۲;کننده و غیرمنطقى بپرهیزید
و همواره امید، قدرت و توانایى را در ذهن خود حفظ کنید.

ج. همیشه براى
مطالعه یا سر کلاس، کاغذ و قلمى داشته باشید و نت&#۸۲۰۲;بردارى کنید یا خلاصه&#۸۲۰۲;اى از
مطالب را یادداشت کنید تا در فضاى  روانى درس و مطالعه قرار داشته باشید، نه
اینکه به دنبال افکار و ذهنیات خود باشید.

د. با پیش&#۸۲۰۲;مطالعه
وارد کلاس شوید و پرسش&#۸۲۰۲;هایى که درباره درس به ذهنتان مى&#۸۲۰۲;رسد، بلافاصله از استاد
بپرسید و به خود اجازه ندهید سؤال مطرح شده، ذهنتان را به خود مشغول دارد و به
تدریج از فضاى روانى کلاس خارج شوید. با این روش ساده، مى&#۸۲۰۲;توانید فرایند تدریجى
و محتواى درسى کلاس را پى&#۸۲۰۲;گیرى کنید و خود را در فضاى درسى یا مطالعه قرار
دهید.

ه. زمان و مکان
مطالعه، باید از نظر فیزیکى و روانى از شرایط مناسب برخوردار باشد و هرگونه
عاملى را که مى&#۸۲۰۲;تواند باعث حواس&#۸۲۰۲;پرتى شود (نظیر سر و صداها، سرما و گرما، نور
کم یا خیلى شدید و...) از محیط مطالعه خود حذف کنید.[۷۵]

حضور قلب :

اما در مورد حضور
قلب باید دانست که حضور قلب یکى از حالات بلند عرفانى و معنوى است و سال&#۸۲۰۲;هاى
متمادى و پیاپى مى&#۸۲۰۲;خواهد تا انسان به این مقام برسد که در عبادات مخصوصا در
نماز حضور قلب داشته باشد و به هیچ وجه حواس&#۸۲۰۲;اش به غیرعبادت پرت نشود.

باید دانست حضور
قلب کامل نتیجه انس به خداوند و عشق به او است و براى رسیدن به این منظور باید
انسان انس اش را به خداوند از طریق عبادت&#۸۲۰۲;هاى گوناگون زیاد نماید و انس اش به
دنیا کم شود. در غیر این صورت وقتى که فکر و ذهن اش به دنیا مشغول است و با
امور دنیوى انس دارد نباید از خودش توقع داشته باشد که وقتى به عبادت مشغول
مى&#۸۲۰۲;شود و یا به نماز مى&#۸۲۰۲;ایستد، ذهن و دلش کاملاً در اختیارش باشد و به سمت دنیا
نرود. این افراد که اکثریت مردم هستند، به هر مقدار که بخواهند ذهن خود را
کنترل کنند که منحرف نشود، با اندک غفلتى مهار آن را از دست مى&#۸۲۰۲;دهند و ناگهان
مى&#۸۲۰۲;بینند که در همان حالت نماز خواندن، مدتى است که غرق در دنیا و رتق و فتق
امور آن در ذهن خود هستند، زیرا هر کسى به هر چیزى که علاقه و انس دارد در همان
زمینه مى&#۸۲۰۲;تواند تمرکز داشته باشد.

در مقابل این
علاقه و احساس حضور، علاقه و دلبستگى به دنیا و لذت&#۸۲۰۲;هاى مادى و مانند آن قرار
دارد که باعث مى&#۸۲۰۲;شود انسان حواس و تمرکزش به سمت دنیا گرایش پیدا کند و در
نتیجه نسبت به امور معنوى بى&#۸۲۰۲;توجه گردد و در نماز که یک امر معنوى است، حضور
قلب کمترى داشته باشد.

پس از آشنایى با
معیار اصلى حضور قلب اکنون شما نیاز به یک بررسى دارید، شاید دلیل کم شدن تمرکز
و حضور قلب شما در تقویت  گرایش&#۸۲۰۲;هاى عاطفى نسبت به دنیا و لذت&#۸۲۰۲;هاى مادى باشد،
در این صورت اگر بخواهید این حالت را درمان کنید، لازم است رابطه محبت آمیز خود
با خداى متعال را تقویت نمایید. براى این منظور شناخت هر چه بیشتر و حقیقى&#۸۲۰۲;تر
خداى متعال و رابطه از طریق دعا، مناجات و اظهار محبت به او و در مقابل کم کردن
مشغله&#۸۲۰۲;هاى دنیوى و قطع علائق مادى راه درمان واقعى است.

راهکارى از علامه
طباطبایى(ره) :

یکى از شاگردان
علامه طباطبایى(ره) از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مى&#۸۲۰۲;برد به خدمت
علامه(ره) رسید و راهکارى خواست. ایشان نخست از پاسخ خوددارى کردند، پس از
چندبار اصرار به شاگرد خود رو کردند و فرمودند: «شما نمى&#۸۲۰۲;توانى!» شاگرد گفت:
آقا شما بفرمایید حداقل اگر کسى پرسید به او بگویم. علامه(ره) فرمودند: «فکر در
نماز دنباله افکار شبانه&#۸۲۰۲;روز است. کسى که صبح تا ظهر به یاد خدا نبوده
نمى&#۸۲۰۲;تواند هنگام نماز یاد خدا را استمرار دهد».

بنابراین توصیه
مى&#۸۲۰۲;شود محیط زندگى و کار و فعالیت و همچنین فضاى ذهنى خود را سالم کرده و با
نیت خالص و پاک همه امور آن را با یاد و نام خداوند پیگیرى نمود و همچنین آن را
از حالت یک&#۸۲۰۲;نواختى و خسته&#۸۲۰۲;کننده بیرون آوره و با یک برنامه&#۸۲۰۲;ریزى مناسب به
کارهاى شخصى، درسى، کارى و روابط خوب با دیگران بپردازید، و به همه کارهاى
روزانه  خود رنگ خدایى بدهید و پیش خود بگویید: «خدایا من در طول روز در کلاس و
هنگام فعالیت آن چه تو دوست&#۸۲۰۲;دارى انجام مى&#۸۲۰۲;دهم و تو هم قلب مرا از محبت خود پر
گردان و نگرانى از آینده را از دل من برطرف بگردان». چنین رازگویى و نیازخواهى
صادقانه با خدا دریچه&#۸۲۰۲;اى از نور و عرفان به سوى انسان مى&#۸۲۰۲;گشاید. و تداوم این
عهد و پیمان، مشکلات را یکى پس از دیگرى برطرف مى&#۸۲۰۲;سازد.

کسى که در ابتداى
راه کمال و خودسازى قرار دارد نباید از خود انتظار حضور قلب کامل داشته باشد
بلکه باید آن را به تدریج تمرین کند و به دست آورد.

براى نمونه
راه&#۸۲۰۲;هاى حضور قلب در نماز و دعا مى&#۸۲۰۲;توانید از راه&#۸۲۰۲;هاى زیر استفاده کنید:

۱. دقت در انجام
مقدمات نماز، مانند وضوى با معنویت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و... در
کتاب&#۸۲۰۲;هاى حدیث آمده است: شخصى از پیامبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; درخواست کرد که
راهى به او بنمایاند تا حضور قلب بیشترى در نماز پیدا کند حضرت او را به شاداب
گرفتن وضو فرمان دادند. بنابراین وضوى شاداب و با آداب خود در حضور قلب انسان
در نماز مؤثر است.

۲. گزینش مکان
مناسب، دورى ازجاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهیز از هر آنچه که موجب انحراف
توجه از خداوند شود.

۳. گزینش وقت
مناسب و تا آن جا که ممکن است اول وقت خواندن نماز.

۴. تا حد امکان در
مسجد و با جماعت نماز خواندن و دعا کردن (به ویژه در جماعاتى که بعد معنوى
بیشترى دارد).

۵. نماز را با
طمأنینه و دقت در مفاهیم و معانى آن خواندن و دعا را با توجه به عظمت خداوند و
کوچکى خود به جا آوردن.

۶. در نماز در حال
ایستاده به مهر نگریستن و در رکوع پایین پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن.

۷. توجه به عظمت و
رحمت پروردگار، اگر آدمى بداند با چه بزرگى روبه&#۸۲۰۲;رو است با تمام وجود حالت خضوع
و خشوع به خود خواهد گرفت.[۷۶]

 

وضوى با حضور قلب

پرسش ۱۶ .  دقت
در وضو و رعایت آداب و شرایط آن چگونه در ایجاد حضور قلب تأثیر دارد؟

یکى از عوامل مهم
و پیشتاز در ایجاد حضور قلب در نماز، دقت در گرفتن وضو و توجّه قلبى در آن
هنگام است. در واقع وضوى کامل و با معرفت، رکن اساسى نماز خاشعانه و عارفانه
است. رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«بَنیِت الصَّلاةُ عَلى
اَربِعَةً اَسُهمٍ سَهْم مِنها اِسباغ الوضوء، و سهمٌ منها الرکوع و سَهمٌ منها
السُّجود و سَهمٌ منها الخُشُوع»
[۷۷]؛
«نماز بر چهار بخش بنا شد: گرفتن وضوى با نشاط کامل، رکوع، سجود و خشوع».

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «هر کس وضوى خوب بگیرد و دو رکعت نماز با رکوع و سجود
کامل به جاى آورد و با خداى خود خلوت کند و بر رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;
درود فرستد؛ سپس حاجت خود را از خدا درخواست نماید، هرگز ناامید و ناموفق
نخواهد بود».[۷۸]

شخصى از پیامبر
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; درخواست کرد که راهى به او بنمایاند تا حضور قلب بیشترى در
نماز پیدا کند؛ حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان داد؛ یعنى، وضو را با
طراوت، نشاط و توجّه بگیر.

شناخت اسرار وضو :

امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در جواب مسائل محمدبن سنان نوشت: «وضو که به خاطر آن شستن وجه و
ذراعین و مسح رأس و قدمین بر بنده واجب است، قیام بنده در ساحت و حضور پروردگار
خود، و رو آوردن بنده به درگاه او  است با جوارح ظاهرى خود، و ملاقات نمودن
بنده است با آن جوارح ظاهر، با «کرام الکاتبین» است[۷۹].

شستن صورت؛ یعنى،
خدایا! هر گناهى که با این صورت (چشم و گوش و زبان) انجام داده&#۸۲۰۲;ام، آن را شست و
شو مى&#۸۲۰۲;کنم که با صورت پاک به جانب تو عبادت کنم و با پیشانى پاک، سر بر خاک
سپارم.

شست دست&#۸۲۰۲;ها؛ یعنى،
خدایا! از گناه دست شستم و گناهانى که را با دستم مرتکب شده&#۸۲۰۲;ام، دستم را تطهیر
مى&#۸۲۰۲;کنم.

مسح سر؛ یعنى،
خدایا از هر خیال باطل و هوس خام که در سرم پرورانده&#۸۲۰۲;ام، سرم را تطهیر مى&#۸۲۰۲;کنم و
آن خیال&#۸۲۰۲;هاى باطل را از سر به دور مى&#۸۲۰۲;اندازم.

مسح پا؛ یعنى،
خدایا از جاى بد رفتن پا مى&#۸۲۰۲;کشم و این پا را از هر گناهى که با آن انجام
داده&#۸۲۰۲;ام تطهیر مى&#۸۲۰۲;کنم.

اگر کسى نام مبارک
حق تعالى را بر زبان بیاورد، باید دهان را تطهیر کند. این گوشه&#۸۲۰۲;اى از اسرار وضو
گرفتن است.[۸۰]

امام خمینى(ره)
وقتى مى&#۸۲۰۲;خواست وضو بگیرد، دقت زیادى داشت که آب کم مصرف کند. این مراقبت در
جزئى&#۸۲۰۲;ترین حرکاتشان مشاهده مى&#۸۲۰۲;شد. همیشه قبل از اذان ظهر جمعه غسل جمعه مى&#۸۲۰۲;کرد
و هیچ وقت غسل جمعه ایشان ترک نمى&#۸۲۰۲;شد. هر وقت امام وضو مى&#۸۲۰۲;گرفت، تمام  جزئیات
وضو را رو به قبله انجام مى&#۸۲۰۲;داد. حتى اگر دستشویى رو به قبله نبود. در هر مورد،
از اینکه یک کف دست آب بر مى&#۸۲۰۲;داشت، شیر را مى&#۸۲۰۲;بست و رو به قبله آب را به صورت
یا دست مى&#۸۲۰۲;زد. حضرت امام، بر مبناى تعهد و بنا به اعقتاد اسلامى&#۸۲۰۲;شان، کوشش
مى&#۸۲۰۲;کرد همان را عمل کند که مى&#۸۲۰۲;فرمودند؛ مثلاً اگر وقت وضو گرفتن به یکى از
اعضاى خانواده، تذکر مى&#۸۲۰۲;داد که آب را بیش از حد مصرف نکنید، این عمل را خودشان
نیز دقیقاً انجام مى&#۸۲۰۲;داد.[۸۱]

 

حضور قلب در اذان

پرسش ۱۷ .  گفتن
تکبیر و اذان نماز چه تأثیرى در حضور قلب دارد؟

نمازگزار هنگامى
که شروع به گفتن اذان و اقامه مى&#۸۲۰۲;کند؛ آرام آرام، دل خود را متوجه محبوب و
آفریدگار مى&#۸۲۰۲;کند و با هر جمله&#۸۲۰۲;اى، مى&#۸۲۰۲;کوشد ارتباط قلبى خود را با او حفظ و
تقویت کند. پس باید به گوش جان و دل آن را بشنویم.

پیامبر اکرم
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در هنگام اذان مى&#۸۲۰۲;فرمود: «اى بلال ما را راحت کن»؛ زیرا
نور چشم رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در نماز بود.

شهید ثانى
مى&#۸۲۰۲;فرماید: جملات اذان را در نظر بگیر، ببین چگونه  کلمات و جملاتش با نام خدا
شروع شده و با نام خدا ختم مى&#۸۲۰۲;شود. پس بدان که اول و آخر و ظاهر و باطن فقط
خداست؛ پس هنگام شنیدن تکبیر، قلبت را براى بزرگداشت خدا آماده کن و تمام دنیا
را کوچک بشمار؛ مبادا که در تکبیر گفتنت، خدشه و ایرادى باشد و نزد خداى تعالى
دروغگو محسوب شوى!!

هنگامى که صداى
«لا اله الا الله» را شنیدى، هر معبودى غیر از او را نفى کن و هنگامى که صداى
«اشهد ان محمداً رسول&#۸۲۰۲;الله» را شنیدى، حضرت ختمى مرتبت را در نظر بیاور و در
مقابل او و با اخلاص و ادب رسالتش را شهاده ده و بر او و خاندانش درود بفرست و
هنگامى که صداى «حى على&#۸۲۰۲;الصلاة» و «حى على&#۸۲۰۲;الفلاح» و «حى على خیرالعمل» را
مى&#۸۲۰۲;شنوى، خود را آماده کن و در نفست تحرکى ایجاد کن و با جسم و روحت، براى نماز
ـ که موجب رستگارى و بهترین کارهاست ـ بکوش.

هنگامى که صداى
تکبیر آخر اذان را شنیدى، با خدا تجدید عهد کن و بعد از آن همان&#۸۲۰۲;طور که با نام
خدا شروع کردى، با نام او به انجام رسان و او را مبدأ و منتهاى خود بشمار و
قوام و جوهره وجودت را از او بدان و بر نیروى او اعتماد کن که:
«لا حَوْلَ وَ
لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ»
[۸۲].

آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; حاج
شیخ جواد انصارى همدانى مى&#۸۲۰۲;فرمود: روزى وارد مسجدى شدم، دیدم پیرمردى، مشغول
نماز است و دو صف از ملائکه  پشت سر او اقتدا کرده&#۸۲۰۲;اند و پیرمرد، اطلاعى نداشت.
دانستم او براى نماز خود، اذان و اقامه گفته است؛ چون روایت داریم کسى که براى
نمازهاى واجب خود، اذان و اقامه بگوید، دو صف از ملائکه به او اقتدا مى&#۸۲۰۲;کنند که
طول صف آنان از مشرق تا مغرب است و اگر یکى از آنها را بگوید، یک صف از ملائکه
به او اقتدا مى&#۸۲۰۲;کنند.[۸۳]

نمازگزار پس از
اذان و اقامه، خوب است بعضى از آیات و دعاهاى شروع نماز را بخواند؛ مانند آیه
شریفه:

«اِنِّى وَجَّهْتُ
وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ حَنیفاً وَ ما اَنَا مِنَ
الْمُشْرِکینَ ...»
[۸۴]؛
«من از روى اخلاص، پاک&#۸۲۰۲;دلانه روى خود را به سوى کسى گردانیدم که آسمان&#۸۲۰۲;ها و
زمین را پدید آورده است؛ و من از مشرکان نیستم».

منظور از «وجهى»،
صورت ظاهرى نیست؛ زیرا که نمازگزار صورت ظاهرى&#۸۲۰۲;اش به طرف قبله مى&#۸۲۰۲;باشد، بلکه
منظور صورت و چهره قلب است که به طرف خالق آسمان&#۸۲۰۲;ها روى مى&#۸۲۰۲;کند.

پس نمازگزار خوب
است؛ بنگرد قلبش به چه سو نظر دارد: آیا متوجه آرزوهایش شده و همتش منحصر در
خانه و بازار است، و پیرو شهوات خود مى&#۸۲۰۲;باشد؛ یا به سوى خالق آسمان و زمین روى
کرده است؟! برحذر باشد از اینکه اولین جمله&#۸۲۰۲;اش، در مناجات ظاهرسازى باشد.[۸۵]

پس از این
مقدمات، شروع به گفتن تکبیرات هفتگانه مى&#۸۲۰۲;کند که هر تکبیرى، سلاح قدرتمندى در
ایجاد آرامش و حضور قلب است؛ به خصوص در موقع گفتن تکبیر و اجب نماز، کمال
توجّه و محافظت را دارد. رسول خدا (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«اِنَّ
لِکُلِّ شَى&#۸۲۰۲;ءٍ اَنفة و اِنَّ اَنفَة الصّلاةِ التَّکْبیرَةَ الاولى،
فَحافِظُوا عَلَیها»
[۸۶]؛
«براى هر چیزى آغازى است و آغاز نماز نیز تکبیر نخستین آن است؛ پس بر آن محافظت
کنید».

در مصباح الشریعه
آمده که امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرموده است: «هنگامى که تکبیر گفتى همه آنچه را
که میان زمین و آسمان&#۸۲۰۲;هاست، در برابر کبریایى خداوند کوچک بشمار».[۸۷]

امام خمینى خود
اول وقت به نماز مى&#۸۲۰۲;ایستاد و با خضوع و خشوع و حضور قلب، نماز خود را برگزار
مى&#۸۲۰۲;کرد. قبل از فرارسیدن وقت نماز، به تلاوت قرآن کریم مى&#۸۲۰۲;پرداخت و پس از
برگزار کردن نماز مغرب و عشا، به داخل حیاط خانه رفته و رو به قبله مى&#۸۲۰۲;ایستاد.
سپس در حالى که با انگشت به طرف قبله اشاره مى&#۸۲۰۲;کرد، حدود پنج دقیقه دعایى را
زیر لب زمزمه مى&#۸۲۰۲;کرد.[۸۸]

 

نماز وداع

پرسش ۱۸ .
 درباره این سفارش که نماز را چون افرادى بخوانید که گویا روز آخر آنها در
دنیاست و دارند نماز وداع مى&#۸۲۰۲;خوانند. توضیح دهید؟

از جمله امور مهم
براى کسى که مى&#۸۲۰۲;خواهد نماز واجب بخواند، این است که مانند شخصى نماز بخواند که
زندگانى را بدرود گفته و بیم آن دارد که دیگر بر انجام مثل آن قادر نباشد، و
نیز برترى جایگاه و تحفه&#۸۲۰۲;هاى فضیلت نماز را مغتنم شمارد؛ چنان&#۸۲۰۲;که امام على
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; فرموده است: «اِذا قَامَ اَحَدُکُم اِلى الصَّلوة فَلیُصَلِّ
صَلاةَ مُودَّعِ»
[۸۹]؛
«هرگاه یکى از شما به نماز ایستد، باید مانند کسى که با نماز وداع مى&#۸۲۰۲;کند، نماز
بخواند».

یکى از مهم&#۸۲۰۲;ترین
موانع حضور قلب، محبّت و علاقه بیش از حدّ به دنیا است و انسان باید چنان نماز
بخواند که گویا آخرین نماز او و واپسین حضور او در دنیاست.

افکار و اندیشه
انسان، بیشتر متوجه چیزى است که مورد علاقه او بوده و قلب او را تسخیر کرده
است. طبیعى است وقتى کسى به یاد محبوبش باشد، توجّه او به امور دیگر کم مى&#۸۲۰۲;شود.

امام خمینى(ره) در
این باره مى&#۸۲۰۲;فرماید: «طالبان غیر حق ـ که در نظر اهل معرفت، همه طالب دنیا
هستند ـ هرچه مطلوب آنها است، به همان متوجه و متکلفند. آنان که حبّ مال ریاست
و شرف در دل آنهاست، در  خواب نیز مطلوب خود را مى&#۸۲۰۲;بینند و گویى تکبیره&#۸۲۰۲;الاحرام
کلید در دکان یا رافع حجاب بین او و محبوب خود است! یک وقت به خود مى&#۸۲۰۲;آید که
سلام نماز را گفته، در صورتى که هیچ توجّه به آن نداشته و همه&#۸۲۰۲;اش را با فکر
دنیا هم آغوش بوده، این است که چهل پنجاه سال نماز، ما را در دل اثرى جز ظلمت و
کدورت نیست».[۹۰]

به هر حال از
مجموع آیات و روایات روشن مى&#۸۲۰۲;گردد که دنیا، واقعیتى است که باید در آن زندگى
کرد؛ ولى باید بهترین فایده را از آن برد. شرط استفاده بهینه از دنیا آن است که
آن را وسیله&#۸۲۰۲;اى براى رسیدن به حقایق زندگى و کمال خود قرار دهیم و مواظب باشیم
که وسیله، هدف قرار نگیرد و علاقه به دنیا، موجبات اسارت و بندگى در برابر آن
را فراهم نیاورد.

باید از نعمت&#۸۲۰۲;هاى
کم بهاى دنیا بگذریم و از دلبستگى به دنیا بکاهیم و این شدنى نیست؛ مگر اینکه
در ابتدا از نعمت&#۸۲۰۲;هاى غیرحلال چشم بپوشیم و پس از آن نعمت&#۸۲۰۲;هاى حلال دنیا. چون
هر قدر انسان از نعمت&#۸۲۰۲;هاى دنیا ولو نمعت&#۸۲۰۲;هاى حلال استفاده کند، دلبستگى او به
دنیا بیشتر مى&#۸۲۰۲;شود و رفته رفته به حرام نیز کشیده مى&#۸۲۰۲;شود و اگر انسان بخواهد به
حرام مبتلا نشود، باید از برخى نعمت&#۸۲۰۲;هاى حلال نیز چشم بپوشد تا به حرام نیفتد.
به بعضى از صحنه&#۸۲۰۲;هاى حلال و جایز نگاه نکند تا به نگاه&#۸۲۰۲;هاى حرام مبتلا نگردد.

از دیگر عوامل
حواس پرتى، انجام دادن مکروهات است؛ همانند بازى کردن با سر و ریش و لباس و
اعضاى بدن، خاراندن بدن، به اطراف توجّه کردن، پوشیدن لباس تنگ. همچنین پرخورى،
باعث کسالت و بى&#۸۲۰۲;توجهى به نماز مى&#۸۲۰۲;شود. ابن عباس از پیامبر
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;
روایت کرد که فرمودند: «لا یَدخلُ مَلَکوتَ السَماءِ مَن مَلأَ بَطنه»[۹۱]؛
«کسى که شکمش پر باشد، وارد ملکوت آسمان نمى&#۸۲۰۲;شود».

به همین جهت امام
على (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «از پرخورى دورى کنید که موجب قساوت قلب و باعث
کسالت از اقامه نماز و سبب تباهى بدن است»[۹۲].
طبق فرموده قرآن: «نماز با کسالت، نماز مؤمنان و موحّدان نیست».[۹۳]

 

وسوسه شیطان

پرسش ۱۹ .
 هنگام شروع نماز یا قرائت قران، افکار و وسوسه&#۸۲۰۲;هاى شیطانى به سراغم مى&#۸۲۰۲;آید و
مانع حضور قلب مى&#۸۲۰۲;شود؛ براى رهایى از وسوسه&#۸۲۰۲;هاى شیطان چه کنم؟

از مهم&#۸۲۰۲;ترین عوامل
حواس پرتى، وسوسه شیطان در نماز است که نمازگزاران را به دام مى&#۸۲۰۲;اندازد. شیطان
پیوسته از مجراى نفس اماره  و هواى نفس، وارد عمل مى&#۸۲۰۲;شود و انسان را وسوسه و
تحریک مى&#۸۲۰۲;کند و اگر از یک راه موفق نشد، از راه دیگر وارد مى&#۸۲۰۲;شود، تا اینکه
نگذارد انسان در محضر خدا قرار گیرد و به همین جهت است که رسول اکرم
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «اِنَّ العَبْدَ اِذا اُشْتَغل بِالصّلاة
جاءَهُ الشَّیطان و قالَ لَه: اُذکُر کَذا، حتى یَضلّ الرجل اَنْ یَدرى کَم
صَلّى»
[۹۴]؛
«هنگامى که بنده خدا مشغول نماز مى&#۸۲۰۲;شود، شیطان مى&#۸۲۰۲;آید و به انسان مى&#۸۲۰۲;گوید: این
را بگو، این را بگو، تا اینکه نداند، چطور نماز خوانده است».

از این روایت
معلوم مى&#۸۲۰۲;شود که وسوسه&#۸۲۰۲;هاى شیطان در عبادت، همیشگى است و از راه&#۸۲۰۲;هاى مختلف وارد
مى&#۸۲۰۲;شود تا انسان را گرفتار و مشغول کند.

دورى از وسوسه&#۸۲۰۲;هاى
شیطان ـ به ویژه در وقت نماز ـ کارى مشکل و تدریجى است و نباید انتظار داشت در
مدت کوتاهى مشکل حل شود؛ بلکه باید کار را از نقطه کوچکى آغاز کرد و مدت&#۸۲۰۲;ها بر
روى آن تلاش نمود؛ مثلاً تصمیم بگیرد فعلاً تنها ذکر رکوع را با توجّه بگوید و
بعداً که با تمرین بر آن مسلط شد، ذکر سجده را نیز با توجّه بگوید و به تدریج
این توجّه را به قسمت&#۸۲۰۲;هاى دیگر نماز توسعه دهد.

در روایات آمده
است که پیامبر اکرم (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; قبل از شروع به قرائت نماز «اعوذبالله
من الشیطان الرجیم» مى&#۸۲۰۲;گفت[۹۵].
حنان&#۸۲۰۲;بن سدیر نیز مى&#۸۲۰۲;گوید:  پشت سر امام صادق (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; نماز مغرب مى&#۸۲۰۲;خواندم،
آن حضرت با صداى بلند مى&#۸۲۰۲;گفت: «اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم».[۹۶]

استعاذه و پناه
بردن به خدا از شرّ وسوسه&#۸۲۰۲;هاى شیطان، ضرورى است و البته در همین استعاذه هم
باید صادق بود؛ نه اینکه زبانمان استغاذه کند و خاطرمان به غیرخدا متعلق باشد و
مثل کسى باشیم که در حصار استوارى ایستاده و درنده&#۸۲۰۲;اى، درصدد است او را بگیرد و
او پى در پى به زبان گوید که پناه مى&#۸۲۰۲;برم از شرّ این درنده به این قلعه محکم!!
ولى همین طور در جاى خود ایستاده و به درون قلعه نمى&#۸۲۰۲;رود!!

آیه&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲; بهجت
در جواب این پرسش که: چه کنیم از عبادت و نماز لذّت بریم و اندکى از آنچه را که
پیشوایان معصوم (علیهم&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در مورد لذّت و شیرینى عبادت و به ویژه نماز
فرموده&#۸۲۰۲;اند، بچشیم؛ مى&#۸۲۰۲;فرماید: «احساس لذّت در نماز، مقدماتى در خارج از نماز و
مقدماتى در خود نماز دارد. آنچه که باید خارج از نماز مورد ملاحظه باشد و به آن
عمل شود، این است که انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نسازد؛ چون
معصیت و نافرمانى خداوند دل را تیره مى&#۸۲۰۲;کند و نورانیت دل را از بین مى&#۸۲۰۲;برد».[۹۷]

 

بى&#۸۲۰۲;حالى نماز

پرسش ۲۰ .  آیا
انسان مى&#۸۲۰۲;تواند تنها در حال نشاط و آمادگى براى حضور در نماز، نماز بخواند و
هنگام بى&#۸۲۰۲;حالى و پراکندگى حواس، نماز را ترک کند؟

ترک نماز به بهانه
عدم حضور قلب، از وسوسه&#۸۲۰۲;هاى شیطان است که به این بهانه، مى&#۸۲۰۲;خواهد رشته ارتباط
بین انسان و مبدأ هستى را قطع کند و بین او و ملکوت عالم، فاصله و جدایى
بیندازد و زمینه کفر، نافرمانى و عصیان او را فراهم سازد؛ چنانچه در روایت آمده
است: «لیس بَین الایمان و الکفر الاّ ترکُ الصَلاه»[۹۸]؛
«مرز بین ایمان و کفر ترک نماز است».

کسى که به جاى
کوشش و تلاش براى کسب حضور قلب، نماز را ترک مى&#۸۲۰۲;کند؛ در واقع به جاى حل
مسئله،
صورت آن را پاک کرده است مى&#۸۲۰۲;نماید و این حرکتى رو به عقب و صحنه را براى دشمن
بازگذاشتن است و حکایت از روح ضعیف و ایمان متزلزلى دارد که قدرت بر تصمیم&#۸۲۰۲;گیرى
و جبران نقص و کمبود خود ندارد. به هر حال قلوب حالت اقبال و ادبار، نشاط و
کسالت، حوصله و بى&#۸۲۰۲;حوصلگى دارند. وقتى قلب اقبال داشت، بهتر است بر فرائض اضافه
کرد؛ یعنى، مستحبات را هم رعایت نمود. اما وقتى که قلب ادبار داشت و کم حوصله
بود، به فریضه&#۸۲۰۲;ها  اکتفا شود؛ یعنى، انسان متناسب با وضع خود، اعمال را انجام
دهد.

 

نماز اول وقت

پرسش ۲۱ .  اگر
کسى در اول وقت به علت خستگى یا بى&#۸۲۰۲;حالى نماز را نخواند بهتر است یا با همان
حال در اول وقت بخواند؟

اگر واقعاً پس از
استراحت مختصرى، نماز با حال&#۸۲۰۲;ترى مى&#۸۲۰۲;خواند، به تأخیر انداختن آن بهتر است؛ ولى
باید توجّه داشت که این موضوع ممکن است به شکل عادت در بیاید؛ زیرا ممکن است
شیطان به همین وسیله آدمى را فریب داده و از فیض نماز اول&#۸۲۰۲;وقت محروم سازد.

نماز اول وقت در
نصوص دینى، مورد تأکید بسیار قرار گرفته و فضایل فراوانى براى آن نقل شده است.
از نظر تأثیرات روحى، روانى و اجتماعى مى&#۸۲۰۲;توان امور زیرا را نام برد:

الف. عادت دادن
شخص به نظم و انضباط بیشتر.

ب. وجود نشاط و
آمادگى و حضور قلب بیشتر، جهت انس و ارتباط با خدا و تقویت کمالات نفسانى.

ج. زمینه&#۸۲۰۲;سازى جهت
انس و الفت و اتحاد بیشتر مسلمانان.

وقتى جامعه اسلامى
مقید به خواندن نماز در اول وقت باشند، در هر منطقه بسیارى از مردم هم زمان به
نماز مى&#۸۲۰۲;ایستند و صفوف گسترده و پرجمعیت تشکیل مى&#۸۲۰۲;شود. در حالى که نماز در غیر
اول&#۸۲۰۲;وقت، موجب پراکندگى مى&#۸۲۰۲;شود و از اجتماع و شکوه عبادى و انس و الفت
مؤمنان
در  مراکز دینى مى&#۸۲۰۲;کاهد.

نماز گفت&#۸۲۰۲;وگو و
دیدار با معبود است، انسان&#۸۲۰۲;هاى وارسته که جز حضرت حق، دوست و ولى نعمتى براى
خود نمى&#۸۲۰۲;شناسند، مشتاقانه در انتظارند تا در اولین فرصت، جسم و روح خسته از
دنیاى مادیت خود را جانى دوباره بخشند. از این رو حتى قبل از رسیدن وقت نماز،
با انجام مقدمات مستحب و با نظافت و معطّر نمودن بدن و لباس، خود را براى حضور
در پیشگاه معشوق آماده مى&#۸۲۰۲;کنند.

مهم&#۸۲۰۲;ترین پیام پخش
صداى اذان در اول&#۸۲۰۲;وقت این است که مردم در نخستین فرصت، با شتاب و عجله همگى به
سوى نماز حرکت کنند و در اول وقت آن را اقامه نمایند و هیچ کارى را بهانه براى
تأخیر نماز قرار ندهند.

رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; فرموده&#۸۲۰۲;اند: «هیچ نمازى نیست که وقت آن برسد؛ مگر آنکه
فرشته&#۸۲۰۲;اى در برابر مردم ندا کند: اى مؤمنان! برخیزید به جانب آتش&#۸۲۰۲;هایى که به
واسطه ارتکاب معاصى و کارهاى ناشایست، بر پشت&#۸۲۰۲;هاى خود برافروخته&#۸۲۰۲;اید. پس
فرونشانید آنها را به گزاردن نمازى که پروردگار شما واجب کرده است».[۹۹]

سالار شهیدان،
ثابت کرد که در میدان جنگ ـ آن هم در سخت&#۸۲۰۲;ترین شرایط ـ مى&#۸۲۰۲;توان نماز را در «اول
وقت» به جا آورد. آن حضرت  حتّى جهاد با دشمنان را مانع نماز اول وقت نمى&#۸۲۰۲;بیند.
او نمى&#۸۲۰۲;گوید: وقت بسیار است، بگذارید اول تکلیف جنگ را معلوم کنیم، بلکه
مى&#۸۲۰۲;فرماید: نداى اذان سر دهید تا نماز گزاریم؛ زیرا او براى «نماز» جهاد
مى&#۸۲۰۲;کند. کارى که پدرش امیرالمؤمنین (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در جنگ صفین کرد؛ همان کسى که
فرمود: «صَلِّ الصَّلاة لوقْتِها المُوقَّت لَها، و لا تُعجِّل وَقتَها لِفراغ،
و لا تُو&#۱۶۲۰;َّرها عن وَقتِها لِاشْتِغالٍ»
[۱۰۰]؛
«نماز را در وقت معین آن بخوان، و به خاطر اینکه بى&#۸۲۰۲;کارى، پیش از وقت آن را به
جا نیاور، و به بهانه کار داشتن، آن را به تأخیر مینداز».

و نیز آن حضرت
«نماز اول&#۸۲۰۲;وقت» را یکى از موارد امتحان شیعیان دانسته، مى&#۸۲۰۲;فرماید: «شیعیان ما
را به دو خصلت امتحان کنید، اگر این دو را داشتند شیعه هستند: اهمیت به نماز در
اول وقت، و دستگیرى برادران دینى خود با مال. اگر این دو در آنان نبود، از ما
دورند و دورند و دور».[۱۰۱]

امام باقر
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرمود: «بدان که اول وقت همیشه بهتر است؛ پس تا جایى که
مى&#۸۲۰۲;توانى به کار خیر بشتاب. محبوب&#۸۲۰۲;ترین کارها نزد خداى عزّوجلّ کارى است که
بنده به آن مداومت ورزد؛ گرچه اندک باشد».[۱۰۲]

حضرت رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; براى استقبال از برخى علویان بیرون رفت. در این  هنگام وقت نماز
فرا رسید؛ حضرت راه خود را به طرف کلبه&#۸۲۰۲;اى که در آن نزدیکى بود، کج کرد و زیر
صخره&#۸۲۰۲;اى فرود آمد و فرمود: اذان بگو. عرض کردم: آیا منتظر نمى&#۸۲۰۲;مانیم تا
یارانمان هم به ما ملحق شوند؟ حضرت فرمود: خدا تو را بیامرزد، هرگز نمازت را
بدون علت از اول وقت به تأخیر مینداز. همیشه رعایت اول وقت را بکن؛ پس، من اذان
گفتم و نماز خواندیم.[۱۰۳]

امام رضا
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; در حالى که با یکى از پیروان ادیان گذشته، مشغول مباحثه مهمى بودند
و بحث به جاى حساس و تعیین کننده رسیده بود ـ به رغم اصرار مخاطب به ادامه گفت
و گو و اظهار آمادگى براى پذیرش مکتب اسلام ـ چون جلسه با وقت نماز مقارن
گردید، حضرت فوراً گفت&#۸۲۰۲;وگو را ختم کرده و به سوى نماز شتافت.[۱۰۴]

امام خمینى(ره) در
پاریس در حالى که حدود سیصد نفر خبرنگار براى مصاحبه با ایشان در ارتباط با
مسئله فرار شاه از ایران، در منزلشان اجتماع کرده بودند؛ بعد از آنکه حداکثر دو
سه سوال مطرح شده بود و هر چه اصرار شد که مقدارى برنامه را ادامه دهند، با
عصبانیت فرمود: به هیچ وجه نمى&#۸۲۰۲;شود و رفت و مشغول نماز اوّل وقت شد.[۱۰۵]

پس در درجه اول
باید به نماز اهمیت بدهید و آن را بر هر کارى  دیگرى مقدم بدارید و سعى کنید
همیشه قبل از وقت، خود را براى نماز آماده سازید و حتى&#۸۲۰۲;الامکان در نماز جماعت
شرکت کنید. بدیهى است در ابتدا نفس راحت طلب با وسوسه&#۸۲۰۲;هاى شیطانى، انسان را از
این کار منصرف مى&#۸۲۰۲;کند؛ ولى با توکل به خدا و اراده قوى، مى&#۸۲۰۲;توانید بر هواى نفس
و وسوسه&#۸۲۰۲;ها غلبه نمایید. در بعضى از روایات آمده است که نماز در اول وقت رضایت
و خشنودى خداوند را به همراه دارد و در غیر اول وقت، موجب بخشش و غفران خداست و
کسى که بدون هیچ عذرى و از روى سهل انگارى نماز را به آخر وقت موکول کند، حقّ
نماز را ضایع کرده است.

شهید ثانى
مى&#۸۲۰۲;فرماید: هنگامى&#۸۲۰۲;که وقت نماز داخل مى&#۸۲۰۲;شود، بدان که این میقاتى است که
خداى&#۸۲۰۲;تعالى براى تو قرار داده تا به خدمتش برخاسته و براى خواهش از محضر او و
رستگارى با اطاعتش، آمادگى پیدا کنى. پس شایسته است هنگام رسیدن وقت نماز، شادى
بر قلبت غلبه کند و بهجت در چهره&#۸۲۰۲;ات هویدا گردد؛ زیرا همین وقت است که سبب
نزدیکى تو به خدا و وسیله رستگارى است مى&#۸۲۰۲;باشد. بنابراین همان&#۸۲۰۲;طور که براى ورود
سلطانى خود را آماده مى&#۸۲۰۲;کنى، با طهارت و نظافت و پوشیدن لباس&#۸۲۰۲;هاى شایسته
مناجات، خود را براى رسیدنش آماده کن و با این وقت شریف با وقار و سکینه و خوف
و رجا، برخورد کن و عظمت حضرت خالق و نقصان و ناچیزى خود را به یاد داشته باش.[۱۰۶]

 

تکرار نماز

پرسش ۲۲ .  اگر
نماز را بدون حضور قلب خواندیم، آیا اعاده آن لازم است؟

اگر نماز صحیح و
داراى شرایط باشد، اعاده آن لازم نیست؛ هر چند همراه با حضور قلب نباشد. به طور
کلى اگر انسان بعد از نماز، شک در درستى و صحت آن داشته باشد، بنا را بر صحّت
آن مى&#۸۲۰۲;گذارد و دوباره خواندن آن لازم نیست. به جاى اعاده نمازى که بدون حضور
قلب خوانده شده، باید کوشش کرد نمازهاى بعدى، همراه با حضور قلب خوانده شود؛
چون اعاده نماز بى&#۸۲۰۲;حضور قلب، در مواردى باعث وسواس مى&#۸۲۰۲;شود و ناخواسته انسان در
دام شیطان مى&#۸۲۰۲;افتد. در این صورت گاهى انسان، چندبار یک نماز را مى&#۸۲۰۲;خواند تا به
دلش بچسبد و در هر بار، غفلت و عدم حضور قلب او از نماز قبلى بیشتر مى&#۸۲۰۲;شود!! و
همین امر موجب مى&#۸۲۰۲;گردد، انسان در هیچ نمازى، نتواند تمرکز خود را حفظ کند و
اضطراب و دلهره&#۸۲۰۲;اى که از این راه به او دست مى&#۸۲۰۲;دهد، همه نمازهاى او را ضایع و
خراب مى&#۸۲۰۲;کند و این نگرانى به همه امور زندگى او چنگ مى&#۸۲۰۲;اندازد و آرامش را از او
سلب مى&#۸۲۰۲;کند.

یکى از شاگردان
علامه طباطبائى مى&#۸۲۰۲;گوید: در یکى از شب&#۸۲۰۲;هاى آخر عمر علامه طباطبایى، در خدمت او
بودم. ایشان یاراى سخن گفتن نداشت. من از خداوند خواستم که توانى به او بدهد و
در لحظات آخر عمر ایشان، نصیحتى از او بشنوم. علامه در حال احتضار با چشمان
نافذش به گوشه اتاق نگاه مى&#۸۲۰۲;کرد. خود را به او نزدیک کرده و عرض کردم: براى
توجّه به خدا و حضور قلب در نماز، چه راهى را توصیه مى&#۸۲۰۲;فرمایید؟ علامه طباطبایى
به سوى من متوجه شد، لب&#۸۲۰۲;هایش حرکت کرد و با صدایى بسیار ضعیف که به سختى شنیده
مى&#۸۲۰۲;شد، بیش از ده بار این جمله را تکرار کرد: «توجّه، مراوده، توجّه،
مراقبه...»[۱۰۷].

منظور از توجّه و
مراقبه آن است که انسان در نماز فکرش به این طرف و آن طرف نرود. اما منظور از
مراوده در کلام علامه طباطبایى(ره)، ارتباط ظریف و عاشقانه با نماز و جست و جوى
معشوق (خدا) در نماز است.

باید از همه این
الگوها درس گرفت و به جاى اینکه به فکر اعاده و تکرار نمازها بود، فرصت را
غنیمت شمرد و دل و جان را از عوامل حواس&#۸۲۰۲;پرتى باز داشت و به الگوها و اسوه&#۸۲۰۲;هاى
واقعى تأسى جست.

 

ترس در نماز

پرسش ۲۳ .  چرا
بعضى&#۸۲۰۲;ها که در نماز حضور قلب دارند، حالت ترس از خدا دارند؟ مگر باید از خدا
بترسیم؟

یکى از عوامل مهم،
ایجاد حضور قلب در نماز، داشتن حالت فروتنى و درک هیبت پروردگار است. درک
«هیبت»، حالتى است که از شناخت قدرت و حاکمیت و نفوذ اراده خدا در مورد انسان و
هر چه شناخت انسان درباره خدا بیشتر شود، فروتنى او بیشتر مى&#۸۲۰۲;گردد.[۱۰۸]
از این رو باید میان خشیت و فروتنى که از آگاهى برخاسته است با ترس که بیشتر در
ناآگاهى و ناتوانى ریشه دارد، تفاوت اساسى وجود دارد و آنچه نکوهش شده، ترس و
ضعف است اما خشیت و فروتنى به جهت حفظ احترام و رعایت حریم الهى بسیار پسندیده
است.

رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در حال نماز، جذبه و التهاب عجیبى داشت و آن&#۸۲۰۲;قدر گریه
مى&#۸۲۰۲;کرد و اشک مى&#۸۲۰۲;ریخت که آن&#۸۲۰۲;گاه سر به سجده مى&#۸۲۰۲;گذاشت زمین از اشک او خیس
مى&#۸۲۰۲;گردید[۱۰۹].

رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرمود: «دخترم فاطمه علیهاالسلام سیده زنان عالم از
اولین و آخرینشان است... هرگاه در محرابش در برابر پرورگار خود به نماز
مى&#۸۲۰۲;ایستد، نورش براى فرشتگان آسمان آن&#۸۲۰۲;چنان مى&#۸۲۰۲;درخشد مانند  ستارگان براى اهل
زمین؛ و خداوند عزّ و جلّ به فرشتگان مى&#۸۲۰۲;فرماید: اى فرشتگانم! به «فاطمه»
بنگرید که در برابر من ایستاده و از ترس من، بدنش مى&#۸۲۰۲;لرزد و با تمام وجود به
عبادتم برخاسته است. من شما را گواه مى&#۸۲۰۲;گیرم که شیعیانش را از دوزخ در امان
نگاه دارم».[۱۱۰]

هنگامى که امام
باقر و امام صادق (علیهماالسلام)&#۸۲۰۲; به نماز مى&#۸۲۰۲;ایستادند، رنگ صورتشان تغییر مى&#۸۲۰۲;کرد
و مثل اینکه این دو بزرگوار با کسى&#۸۲۰۲;که با چشم او را مى&#۸۲۰۲;بینند، مناجات مى&#۸۲۰۲;کردند.[۱۱۱]

درباره عارف
وارسته میرزا جواد آقا تهرانى آمده است: «وقتى نماز مى&#۸۲۰۲;خواند آثار حضور قلب در
حالات و سیماى ایشان مشهود و معلوم بود؛ وقتى سوره حمد را قرائت مى&#۸۲۰۲;کرد، در
هنگام اداى بعضى از جملات، صداى ایشان تغییر مى&#۸۲۰۲;نمود. وقتى به جمله «ایاک نعبد
و ایاک نستعین» مى&#۸۲۰۲;رسید، آن را با صدایى حزین و ندبه&#۸۲۰۲;کنان مى&#۸۲۰۲;خواند و لرزه و
رعشه&#۸۲۰۲;اى در دست و بدنشان مى&#۸۲۰۲;افتاد که کاملاً محسوس بود.

سراسر این نوع
فروتنى&#۸۲۰۲;ها و خشیت&#۸۲۰۲;ها، زیبایى و لذّت است و آرامش و حضور قلب به انسان مى&#۸۲۰۲;بخشد.
اى کاش، مى&#۸۲۰۲;دانستیم اولیاى خدا چه بهره&#۸۲۰۲;هایى از نماز مى&#۸۲۰۲;برند؛ برخى از بزرگان
مى&#۸۲۰۲;فرمودند: اگر پادشاهان دنیا مى&#۸۲۰۲;دانستند نماز خواندن چه لذتى دارد، دست از
سلطنت مى&#۸۲۰۲;کشیدند و به نماز روى مى&#۸۲۰۲;آورند (از این لحن و سخن بر مى&#۸۲۰۲;آید که خودشان
 به این درجه از معرفت دست یافته بودند).

 

معانى نماز

پرسش ۲۴ .
 بعضى&#۸۲۰۲;ها توصیه مى&#۸۲۰۲;کنند براى حضور قلب در نماز به معانى آن توجه کنیم. چگونه
مى&#۸۲۰۲;توانم این کار را انجام دهم و به حضور قلب برسم؟

از عوامل موثّر در
تحصیل حضور قلب، فهمیدن معانى نماز و توجّه به آن است؛ سرتاسر نماز، با خدا
صحبت کردن است.

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «مَنْ صَلّى رُکَعتینَ یَعْلَمُ ما یَقُولَ فیهِما
اِنْصَرَف وَ لَیس بَیْنَه و بَینَ اللهِ عزّوجلّ ذَنْبٌ اِلاّ غُفِرَ لَه»
[۱۱۲]؛
«آن کس که دو رکعت نماز بخواند و بفهمد چه مى&#۸۲۰۲;گوید، از نماز خارج نمى&#۸۲۰۲;شود؛ مگر
اینکه گناهان او بخشیده شده است».

چه بسیارند معانى
لطیفى که نمازگزار در اثناى نماز به آنها پى مى&#۸۲۰۲;برد؛ در حالى که قبل از آن حتى
در ذهنش خطور نکرده بود، و از همین جهت است که نماز انسان را از فحشا و منکر
باز مى&#۸۲۰۲;دارد؛ زیرا امورى را به انسان مى&#۸۲۰۲;فهماند که خاصیت طبیعى درک آنها، ترک
فحشا و منکر است.[۱۱۳]

فهم معانى نماز
راه علاجى براى رفع خاطره&#۸۲۰۲;ها و اندیشه&#۸۲۰۲;هایى که  باعث اشتغال قلب و پریشانى خاطر
است. هر که خاطرش به کسى یا به چیزى تعلق دارد، آن کس یا آن چیز را بسیار یاد
مى&#۸۲۰۲;کند. این یادکردن&#۸۲۰۲;ها به هنگام نماز نیز امتداد مى&#۸۲۰۲;یابد و ناگزیر در نماز
خود، از ذکر خدا باز مى&#۸۲۰۲;ماند! فهم معانى نماز، کمک مى&#۸۲۰۲;کند که آن خاطره&#۸۲۰۲;ها برطرف
نشود، البته تداوم حضور قلب و فهم معانى، گاه دشوار است. از این روست که خواجه
شیراز گفت:


غلام همّت آنم که
زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلق
پذیر آزاد است

به همین جهت رسول خدا
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «رَکْعَتان خَفیفَتان فِى تَفَکُّرٍ خَیرٌ مِن
قِیامِ لَیْلَةٍ»
[۱۱۴]؛
«دو رکعت نماز سبک، در صورتى که همراه با تفکر و اندیشه باشد، بهتر از عبادت سراسر
یک شب است».

و نیز امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; مى&#۸۲۰۲;فرماید: «مَنْ صَلّى رَکْعَتین یَعْلَمُ ما یَقولُ فیهِما اِنْصَرفَ
وَلَیْسَ بَیْنَه وَ بَیْنَ اللهِ ذَنْبٌ»
[۱۱۵]؛
«کسى که آگاهانه و با توجّه به مفاهیم، دو رکعت نماز بخواند، در حالى که نمازش را
به پایان مى&#۸۲۰۲;برد که میان او و خدایش هیچ گناهى نمانده است».

در هر حال اگر
نمازگزار معانى الفاظ و اذکارى که در نماز قرائت مى&#۸۲۰۲;کند، به خوبى بداند و روى آن
فکر کند، بدون شک با حضور قلب بیشترى به نماز خواهد ایستاد؛ مثلاً، هنگامى که
مى&#۸۲۰۲;گوید: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ  و إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ». یعنى، خدایا! تنها تو را
پرستش مى&#۸۲۰۲;کنم و فقط از تو یارى مى&#۸۲۰۲;جویم معبودم فقط تو هستى و مقصودم هم تویى!. اگر
این معانى را بداند و به آن توجّه داشته باشد، براى حضور قلب بسیار مؤثر است.

براى درک معانى «سبحان
ربى العظیم و بحمده» و نیز «ربى الاعلى» ابتدا باید معانى ظاهرى این جملات براى ما
روشن شود. «سبحان»؛ یعنى، «تنزیه مى&#۸۲۰۲;کنم خدا را از هرگونه نقص و عیب در حالى که به
حمد او اشتغال دارم». اما چگونه به عمق معانى تسبیح و تحمید برسیم؟ اگر با دیدگاه
باز در «صُنع الهى» سیر کنیم، این حقیقت را درخواهیم یافت که خالق این موجودات زیبا
و دقیق، هیچ ناتوانى و نقصى ندارد؛ حال این زیبایى چه در بال&#۸۲۰۲;هاى یک پروانه باشد و
یا در ستارگان و کهکشان&#۸۲۰۲;ها و هزاران هزار پدیده شگفت&#۸۲۰۲;آور دیگر... توجّه به این
حقیقت و دریافت آن، آدمى را وا مى&#۸۲۰۲;دارد تا لب به ستایش خداى هستى بگشاید و او را به
عظمت و علوّ و برترى یاد کند و با ستایش بر زیبایى&#۸۲۰۲;ها و کمالاتش او را بستاید و حمد
کند. بنابراین درک معناى تسبیح و تحمید و عظمت و علوّ پروردگار، نیازمند تفکّر
منطقى و دقیق در احوال موجودات است و به جایى خواهد رسید که هر روز و هر لحظه خواهد
گفت: «سبحان الله و الحمدلله و...».

 

عادت به نماز

پرسش ۲۵ .  آیا کسى
که به نماز خواندن عادت کرده مى&#۸۲۰۲;توانیم بگوییم حضور قلب دارد؟!

در ابتدا باید دانست
عادت به کار خوب، پسندیده است اما اگر عادت به عادى کشیده شود و مانع رشد باشد
نکوهش شده است. چنان که در روایات آمده، گاهى طولانى کردن نماز (رکوع و سجود) به
صورت عادت در مى&#۸۲۰۲;آید و لذا ارزش خود را از دست مى&#۸۲۰۲;دهد.

امام صادق
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;مى&#۸۲۰۲;فرماید: «لا تَنْظُروا اِلى طُولِ رُکُوعِ الرَّجُلِ و سُجُودِه
فَاِنَّ ذلِکَ شَى&#۸۲۰۲;ءٌ اِعتادَه فَلَوْ تَرَکَه اِسْتَوْحَشَ لِذلکَ و لکِن اُنظُروا
اِلى صِدْقِ حَدیثِه و اداءِ اَمانَتِه»
[۱۱۶]؛
«به طولانى کردن رکوع و سجود کسى نگاه نکنید؛ زیرا شاید این چیزى باشد که به آن
عادت کرده باشد که اگر ترکش کند وحشت مى&#۸۲۰۲;کند؛ لیکن به راستى در گفتارش و اداى
امانتش نگاه کنید».

بنابراین با ارزش&#۸۲۰۲;ترین
اعمال انسانى و عبادى، اگر به طورى عادت شود که عمل از روى قصد و توجّه و آگاهى
انجام نشود و نماز بدون توجّه به هدف اصلى آن برگزار شود، آثار سازنده نخواهد داشت.

البته اینکه انسان
باید کارى کند که چیزى برایش به صورت عادت در آید و به آن انس بگیرد به طورى که ترک
کردن آن برایش دشوار باشد به صورت کلى درست است؛ چون عادت بر دو قسم است:

۱. عادت فاعلى: آن است
که انسان تحت تأثیر یک عامل خارجى قرار نمى&#۸۲۰۲;گیرد؛ بلکه کارى را از روى آگاهى و
آزادى و در اثر تکرار و ممارست، بهتر انجام مى&#۸۲۰۲;دهد. مثلاً در اثر تمرین، عادت به
نوشتن، خواندن مى&#۸۲۰۲;کند. بسیارى از ویژگى&#۸۲۰۲;هاى شایسته مانند: شجاعت، سخاوت و عفّت حاصل
عادت فاعلى است. بنابراین خاصیّت این عادات آن است که انسان تا وقتى که عادت نکرده،
اراده&#۸۲۰۲;اش در مقابل موانع ضعیف است و وقتى عادت کرد، قدرت مقاومت پیدا مى&#۸۲۰۲;کند؛
همان&#۸۲۰۲;طور که درباره تقوا و عدالت چنین است و به گونه&#۸۲۰۲;اى است که انسان اسیر آن
نمى&#۸۲۰۲;شود. علاوه بر این عادت کارى را که بر حسب طبیعت براى انسان دشوار است، آسان
مى&#۸۲۰۲;کند و این نه تنها ناپسند نیست؛ بلکه پسندیده و نیکو است.

۲. عادت انفعالى: آن
است که انسان تحت تأثیر یک عامل خارجى، عمل را انجام مى&#۸۲۰۲;دهد و با ایجاد انس با آن،
انسان اسیر آن مى&#۸۲۰۲;شود؛ مثلاً انسان عادت مى&#۸۲۰۲;کند که روى تشک پر قو بخوابد یا به
پرخورى یا غذاى خاصى عادت مى&#۸۲۰۲;کند؛ به طورى که اگر آن غذا به او نرسد بهانه&#۸۲۰۲;گیرى
مى&#۸۲۰۲;کند و به لجاجت مى&#۸۲۰۲;پردازد. بنابراین یکى از معیارهاى  تشخیص عادت&#۸۲۰۲;هاى خوب از
عادت&#۸۲۰۲;هاى بد، پیامدهاى آن است.

در وصیت&#۸۲۰۲;نامه
امیرالمؤمنین (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲; به امام حسن مجتبى (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;مى&#۸۲۰۲;خوانیم:
«اِنَّ
الْخَیْرُ عادَة»
[۱۱۷]؛
«نیکى عادت است!». همین مضمون در کنزالعمال از پیغمبر (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; نقل شده
است که فرمود: «اَلْخَیرُ عادَةٌ و الشَرَّ لِجاجَةٌ»[۱۱۸]؛
«نیکى عادت است و شرّ لجاجت است!».

امام سجاد
(علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;
هم فرمود: «اَحَبّ لِمَنْ عود مِنْکم نَفْسَه عادة مِنَ الْخَیر ان یدومَ علیها»[۱۱۹]؛
«دوست دارم که از شما عادت نیکى را پذیرفته است آن را پیوسته ادامه دهد».

اکنون با توجّه به این
موضوع، روشن مى&#۸۲۰۲;شود در صورتى عادت به نماز خواندن، ناپسند است و باید با آن مبارزه
کنید که احساس نمایید انگیزه خوبى براى اداى آن ندارید و یا تأثیرى در اعمال و
رفتار روزانه شما ندارد و شما را از خلاف و گناه بازمى&#۸۲۰۲;دارد و شما را به خداوند
نزدیک&#۸۲۰۲;تر نمى&#۸۲۰۲;کند. در این صورت است که مى&#۸۲۰۲;توانید با استفاده از راهکارهاى مناسب، به
نماز خواندن خویش عمق بیشترى ببخشید و به حضور قلب واقعى برسید.

در نهایت مهم&#۸۲۰۲;ترین راه
براى اینکه نگذاریم نماز براى ما امرى عادى  و روزمره شود، داشتن شوق حضور و از بین
بردن سستى و کسالت است. ما هر جا هستیم و در هر منزل و مرتبه به سر مى&#۸۲۰۲;بریم، باید
سستى و رخوت را از خود بزداییم و دست کم اوقات نماز را در ظاهر پاس بداریم و در پى
مواظبت باطنى از آن باشیم؛ امام خمینى(ره) سفارش&#۸۲۰۲;هاى زیبایى در این زمینه دارد:

«اى عزیز! تو نیز به
قدر میسور و مقدار مقدور، این وقت مناجات را غنیمت شمار و به آداب قلبیه قیام کن، و
به قلب خود بفهمان که مایه حیات ابدى اخروى و سرچشمه فضایل نفسانیه و رأس&#۸۲۰۲;المال
کرامات غیرمتناهیه، به مراودت و موانست با حق است و مناجات با او؛ خصوصاً نماز که
معجون روحانى ساخته شده با دست جمال و جلال حق است و از جمیع عبادات جامع&#۸۲۰۲;تر و
کامل&#۸۲۰۲;تر است. پس از اوقات آن حتى&#۸۲۰۲;الامکان محافظت کن و اوقات فضیلت آن را انتخاب کن
که در آن نورانیتى است که در دیگر اوقات نیست و اشتغالات قلبیه خود را در آن اوقات
کم کن؛ بلکه قطع کن و این حاصل شود به اینکه اوقات خود را موظّف و معیّن کنى که در
آن وقت کارهاى دیگرى نداشته باشى و قلب را تعلّقاتى نباشد و نماز را با امور دیگر
مزاحم قرار مده تا بتوانى قلب را راحت و حاضر کنى»[۱۲۰].

 

 

کتابنامه

قرآن کریم.

۱. سید روح&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
موسوى خمینى، آداب الصلاة، تهران: انتشارات ناصر، ۱۳۶۸.

۲. ابوحامد محمدبن
محمد غزالى، احیاءالعلوم، تهران: انتشارات علمى فرهنگى، ۱۳۸۱.

۳. میرزا جواد آقا
ملکى تبریزى، اسرار الصلاة، ترجمه: رضا رجب&#۸۲۰۲;زاده، تهران: پیام آزادى، ۱۳۶۳.

۴. زین الدین شهید
ثانى، اسرار الصلاة، ترجمه: على اکبر مهدى&#۸۲۰۲;پور، قم: رسالت، ۱۳۷۵.

۵. عبداللّه&#۸۲۰۲; جوادى
آملى، اسرار عبادات، تهران: الزهراء، ۱۳۷۳ش.

۶. سید عبداللّه&#۸۲۰۲;
شبّر، الاخلاق، ترجمه: محمدرضا جباران، قم: هجرت، ۱۳۷۴.

۷. ابى جعفر محمدبن
یعقوب کلینى، الاصول الکافى، ترجمه: على اکبر غفارى، تهران: دارالکتب الاسلامیة،
۱۳۶۷ ش.

۸. زین الدین شهید
ثانى، التنبیهات العلیه على وظائف الصلاه القلبیه، ترجمه: محمد صالح واعظ، تهران:
بى&#۸۲۰۲;نا، ۱۳۶۸.

۹. على&#۸۲۰۲;بن یونس نباطى،
الصراط المستقیم، نجف: کتابخانه حیدرى.

۱۰. محمد بن على ابن
عربى، الفتوحات المکیه، تهران: نشر مولى.

۱۱. محسن فیض کاشانى،
المحجة البیضاء فى تهذیب الاحیاء (راه روشن)، ترجمه: محمدصادق عارف، مشهد: انتشارات
قدس رضوى، ۱۳۷۲.

۱۲. محمدبن عبداللّه&#۸۲۰۲;
حاکم نیشابورى، المستدرک على الصحیحین، بیروت: دارالمعرفة.

۱۳. محمدبن على&#۸۲۰۲;بن
شهرآشوب، المناقب و آل ابى طالب، نجف: مطبعه حیدریه.

۱۴. سید محمدحسین
طباطبایى، المیزان فى تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة الأعلمى للمطبوعات، ۱۳۹۳ه.ق.

۱۵. محمدباقر مجلسى،
بحارالانوار، بیروت: داراحیاء التراث العربى، ۱۴۰۳ه.ق.

۱۶. حسن بن شعبة
الحرانى، تحف العقول عن آل الرسول (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲;، ترجمه: صادق حسن&#۸۲۰۲;زاده، قم:
انتشارات جامعه مدرسین.

۱۷. ابوجعفر محمدبن
على صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تهران: مکتبة الصدوق، ۱۳۹۸ه.ق.

۱۸. عباس عزیزى، جامع
آیات و احادیث موضوعى نماز، قم: انتشارات نبوغ، چاپ پنجم.

۱۹. ابراهیم امینى،
خودسازى (تزکیه و تهذیب نفس)، قم: انتشارات شفق، ۱۳۸۶.

۲۰. رحیم کارگر،
داستان&#۸۲۰۲;ها و حکایت&#۸۲۰۲;هاى نماز، تهران: ستاد اقامه نماز، ۱۳۸۷.

۲۱. عباس عزیزى،
رهنمودهاى امام صادق (ترجمه: مصباح الشریعه)، قم: نبوغ، ۱۳۷۷.

۲۲. سید روح&#۸۲۰۲;اللّه&#۸۲۰۲;
موسوى خمینى، سرّالصلاة (صلوة العارفین و معراج السالکین)، تهران: مؤسسه تنظیم و
نشر آثار امام خمینى، ۱۳۶۹.

۲۳. رضا مختارى،
سیماى فرزانگان، قم: دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۳۷۲.

۲۴. ابى جعفر محمدبن
على ابن بابویه الصدوق، عیون الاخبار الرضا، ترجمه: غفارى، قم: انتشارات اسلامى.

۲۵. عبدالواحدبن محمد
التمیمى، غررالحکم و دررالکلم، قم: مکتب الأعلام الاسلامى، ۱۳۶۶.

۲۶. ابى جعفر محمدبن
یعقوب کلینى، فروع کافى، تحقیق: على اکبر غفارى، تهران: دارالکتب الاسلامیه .

۲۷. علاءالدین على
متقى هندى، کنز العمال، تحقیق شیخ بکرى حیائى، بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۰۵.

۲۸. میرزا حسین نورى
طبرسى، مستدرک الوسائل، قم: مؤسسه آل&#۸۲۰۲;البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ه.

۲۹. ابى&#۸۲۰۲;جعفر محمدبن
على ابن بابویه الصدوق، معانى الاخبار، تهران: انتشارات اسلامیه.

۳۰. محمد محمدى
رى&#۸۲۰۲;شهرى، میزان الحکمه، قم: چاپ دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۳۶۲.

۳۱. سید رضى،
نهج&#۸۲۰۲;البلاغه، ترجمه و شرح: محمد دشتى، قم: الهادى، ۱۳۷۹ ش.

۳۲. نهج الفصاحه،
گردآورنده و مترجم: ابوالقاسم پاینده، تهران: جاویدان.

۳۳. محمدبن حسن حرّ
عاملى، وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آل&#۸۲۰۲;البیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ه.ق.

 

 

 





پی نوشت ها
:


[۱]. میرزا
جواد آقا ملکى تبریزى، اسرار الصلاة، ص ۳۰۱.



[۲]. طه ۲۰،
آیه ۱۴.




[۳]. عنکبوت
۲۹، آیه ۴۵.




[۴]. بقره ۲،
آیه ۴۵.




[۵]. کوثر
۱۰۸، آیه ۳.




[۶]. هود ۱۱،
آیه ۱۱۴.




[۷]. محمد
باقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۷۷.




[۸]. کلینى،
فروغ کافى، ج ۱، ص ۲۷۹.




[۹]. متقى
هندى، کنزالعمال، ج ۷، ص ۲۷۹.




[۱۰]. نهج
الفصاحه، ح۱۵۸۸.




[۱۱]. میرزا
حسین نورى، مستدرک الوسایل، ج ۱، ص ۱۷۲؛ ر.ک: پرتوى از نماز، ص ۸۰.




[۱۲]. فروغ
کافى، ج ۳، ص ۲۶۸.




[۱۳]. همان،
ص ۲۶۴.




[۱۴].
غررالحکم، ج ۱، ص ۱۲۳.




[۱۵]. فروغ
کافى، ج ۱، ص ۲۶۵؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۶.




[۱۶]. تصنیف
غررالحکم، ح ۳۳۴۱، قم: دفتر تبلیغات اسلامى.




[۱۷]. نهج
البلاغه، حکمت ۲۵۲.




[۱۸]. فروغ
کافى، ج ۳، ص ۲۶۴.




[۱۹].
بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۷؛ تحف العقول، ص ۱۱۷.




[۲۰]. امام
خمینى، آداب الصلاة، ص ۴۵ و ۴۶، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى.




[۲۱]. فروغ
کافى، ج ۳، ص ۲۶۷.




[۲۲]. فیض
کاشانى، المحجة البیضاء، ج ۱، ص ۳۷۹.




[۲۳]. رحیم
کارگر، داستان&#۸۲۰۲;ها و حکایت&#۸۲۰۲;هاى نماز، ص ۲۳۹.




[۲۴]. ر.ک:
نراقى، معراج السعادة، ص ۶۶۶.




[۲۵]. محمد
محمدى رى&#۸۲۰۲;شهرى، میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۷۱، ح ۱۰۲۵۴، قم: چاپ دفتر تبلیغات
اسلامى، ۱۳۶۲.




[۲۶].
بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۷؛ تحف العقول، ص ۱۱۷.




[۲۷]. ر.ک:
تحف العقول، ص ۲۵۸؛ مستدرک سفینة البحار، ج ۶، ص۳۱۲.




[۲۸].
بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۵۰.




[۲۹].
نهج&#۸۲۰۲;البلاغه، خطبه ۱۹۳.




[۳۰]. ق ۵۰،
آیه ۱۶.




[۳۱]. ابن
شهر آشوب، مناقب، ج ۴، ص ۳۱۱.




[۳۲]. میزان
الحکمه، ج ۲، ص ۲۸۸، ح۳۱۶۷.




[۳۳]. ثواب
الاعمال، ص ۱۶۷، ح ۱.




[۳۴]. همان،
ص ۱۶۳، ح ۱.




[۳۵]. ر.ک:
نماز وسیله قرب و معرفت خدا، ص ۲۲.




[۳۶]. معانى
الاخبار، ص ۴۱.




[۳۷].
بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۲۱.




[۳۸]. سنن
نبوى، ص ۱۴.




[۳۹]. نماز
در اسارت، ص ۲۱.




[۴۰]. آل
عمران ۳، آیه ۳۱.




[۴۱].
فتوحات مکیه، ج ۲، ص ۳۳۶.




[۴۲]. سخن
عشق، ص ۱۷۱.




[۴۳]. ر.ک:
مرتضى مطهرى، امامت و رهبرى، ص ۱۸۰ و ۱۸۱.




[۴۴]. شهید
ثانى، التنبیهات العلیه على وظائف الصلاه القلبیه، ص ۱۱۰.




[۴۵]. ر.ک:
حضور قلب در نماز، ص ۵۴.




[۴۶]. وسائل
الشیعه، ج ۴ ا ص ۹۸۱.




[۴۷]. همان.




[۴۸]. بقره
۲، آیه ۲۷۷.




[۴۹]. طه
۲۰، آیه ۱۴.




[۵۰].
عنکبوت ۲۹، آیه ۴۵.




[۵۱]. بقره
۲، آیه ۴۵.




[۵۲].
سیدمحمدحسین طباطبائى، المیزان، ج ۶، ص ۱۲۳، بیروت.




[۵۳].
غررالحکم، ص ۳۳۷.




[۵۴]. میزان
الحکمة، ج ۵، ص ۶۰۱، ح ۱۰۳۹۰.




[۵۵].
مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۴۴؛ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۷۷.




[۵۶]. اصول
کافى، ج ۳، ص ۱۳۷.




[۵۷]. نساء
۴، آیه ۱۴۲.




[۵۸]. همان،
ج ۷۷، ص ۱۳۱.




[۵۹].
مستدرک الوسائل کتاب الصلاة، باب ۱، ۷۷.




[۶۰]. ر.ک:
تفسیر نمونه، ج ۱۴، صص ۲۰۵، ۲۰۴، ۱۹۴، ۱۹۳؛ سوره مؤمنون آیه ۱ و ۲.




[۶۱].
بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۳۸.




[۶۲]. همان،
ص ۲۵۹؛ عده&#۸۲۰۲;الداعى، ص ۱۸۱.




[۶۳]. امام
خمینى، اسرار نماز، انتشارات آزادى قم، ص ۲۸ و ۲۷؛ با کمى تغییر.




[۶۴]. اسرار
الصلاة، ص ۱۰۱.




[۶۵].
ابراهیم امینى، خودسازى، ص ۲۳۱؛ ملکى تبریزى، اسرار الصلاة، ص ۳۰۷.




[۶۶]. قیامت
و قرآن، ص ۷۰.




[۶۷].
داستان دوستان، ج ۱، ص ۴۴.




[۶۸]. امام
در سنگر نماز، ص ۳۷.




[۶۹]. همان،
ص ۳۹.




[۷۰]. نماز
فرزانگان، ص ۹۸.




[۷۱]. ر.ک:
امام خمینى، اربعین ص ۴۷۶.




[۷۲]. عوامل
حواس پرتى و درمان آنها، ص ۱۳۲.




[۷۳]. ر.ک:
وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۵۵۵.




[۷۴]. همان.




[۷۵]. براى
اطلاعات بیشتر منابع زیر را مطالعه بفرمایید:

تقویت و تمرکز
فکر، ترجمه هوشیار، رزم آزما، انتشارات سپنج.

اسرار تمرکز
فکر، على&#۸۲۰۲;اکبر محمدزاده، انتشارات طلایه.




[۷۶].
مطالعه کتاب&#۸۲۰۲;هایى زیر بسیار مؤثر است:

آداب الصلوه
پرواز در ملکوت، امام خمینى؛

اسرار الصلوه،
مرحوم میرزا جوادآقا ملکى تبریزى.




[۷۷].
مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۲۶۵.




[۷۸].
بحارالانوار، ج ۸۵، ص ۳۲۴.




[۷۹]. وسائل
الشیعه، ج ۲، ص ۲۸۳.




[۸۰].
عبداللّه&#۸۲۰۲; جوادى آملى، اسرار عبادات، ص ۲۰ و ۲۱.




[۸۱]. امام
در سنگر نماز، ص ۹۱.




[۸۲]. شهید
ثانى، اسرار الصلاة، ص۱۴۲؛ سیدعبداللّه&#۸۲۰۲; شبّر، الاخلاق، ص ۶۴.




[۸۳].
معادشناسى، ج ۷، ص ۲۵۸.




[۸۴]. انعام
۶، آیه ۷۹.




[۸۵].
المحجة البیضاء، ص ۵۹۸؛ الاخلاق، ص ۷۵.




[۸۶].
المستدرک على الصحیحین، ج ۱، ص ۲۲۴؛ ر.ک: کافى، ج ۳، ص ۲۷۰.




[۸۷]. مصباح
الشریعه، باب ۱۳.




[۸۸]. امام
در سنگر نماز، ص ۳۹.




[۸۹].
غررالحکم، ص ۱۲۹.




[۹۰]. آداب
الصلاة، ص ۴۸.




[۹۱]. احیاء
العلوم، ج ۳، ص ۱۷۱.




[۹۲].
غررالحکم، ص ۸۰.




[۹۳]. ر.ک:
نساء ۴، آیه ۱۴۲.




[۹۴].
بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۵۹.




[۹۵]. وسائل
الشیعه، ج ۶، ص ۱۳۵.




[۹۶].
التهذیب، ج ۲، ص ۲۸۹.




[۹۷]. برگى
از دفتر آفتاب، ص ۴۵.




[۹۸]. على
بن یونس نباطى، الصراط المستقیم، ج ۱، ص ۲۰۴، نجف: کتابخانه حیدرى.




[۹۹]. شیخ
بهایى، اربعین، ص ۷۰۲.




[۱۰۰].
نهج البلاغه، نامه ۲۷.




[۱۰۱].
جامع آیات و احادیث نماز، ج ۱، ص ۳۴۶.




[۱۰۲].
کافى، ج ۳، ص ۲۷۴.




[۱۰۳].
بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۲۱، ح ۲۸.




[۱۰۴].
عیون اخبار الرضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;،
ج ۲، ص ۲۱۵.




[۱۰۵].
سیماى فرزانگان، ص ۱۵۹.




[۱۰۶].
ر.ک: سیدعبداللّه&#۸۲۰۲; شبّر، الاخلاق، ص ۶۵.




[۱۰۷].
هزار و یک داستان نماز، ص ۴۵.




[۱۰۸].
ر.ک: فیض کاشانى، حقایق، ص ۴۴۳.




[۱۰۹].
تفسیر منهج الصادقین، ج ۲، ص ۴۱۰.




[۱۱۰].
بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۷۲.




[۱۱۱].
همان، ج ۸۴، ص ۲۴۸.




[۱۱۲].
شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۴۷۵، ح ۷۱۰۲، قم: مؤسسه آل&#۸۲۰۲;البیت ؛
مجلسى، بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۴۰.




[۱۱۳].
الاخلاق، ص ۸۱.




[۱۱۴].
بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۴۰؛ میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۹۱.




[۱۱۵].
میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۹۱؛ وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۶۸۷.




[۱۱۶].
عیون اخبار الرضا (علیه&#۸۲۰۲;السلام)&#۸۲۰۲;،
ج ۲، ص ۵۱؛ کافى، ج ۲، ص ۱۰۵.




[۱۱۷].
بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۳۲.




[۱۱۸].
کنزالعمال، ح ۲۸۷۲۲.




[۱۱۹].
بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۹۸.




[۱۲۰].
آداب الصلاة، ص ۱۱۴.

 


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.