دلایل از بین رفتن حب امامان ۱۳۹۲/۰۱/۲۱ - ۶۰۸ بازدید

دلایل از بین رفتن حب امامان از دل مسلمان چیست؟



امامان ،همان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله هستند و در قرآن و روایات اسلامی ـ اعم از شیعی و سنّی ـ بر مودّت و محبّت اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ تأکید فراوان شده است؛ و این تنها بدان جهت نیست که آنان ذریه ی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ و از نسل اویند، بلکه از آن جهت است که آنان دارای فضایل و کمالات، و به عبارت دیگر جامع همه صفات کمال و جمالند؛ به تعبیر دقیق تر، مظهر صفات جمال و جلال الهی اند.
  لذا در حقیقت، دوست داشتن آنان با آن جامعیت، محبت به خوبی هایی است که در آنان به نحو کامل تجلّی نموده ، و منبع همه این خوبی ها خداوند متعال است. پس در حقیقت محبت و اظهار عشق و ارادات قلبی به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ محبت و اظهار ارادات به خداوند متعال است و از آن جا که محبّت، نیرویی است که انسان را به سوی محبوب سوق می دهد، پس از جنبه تربیتی، محبت به خوبان، انسان را به خوبی ها سوق می دهد.
پس اگر کسی سؤال کند که :« به چه دلایلی حب امام از دل انسان مسلمان از بین می رود ؟» :
الف)   پاسخ اجمالی به او این است:به این دلیل که محبت به امام علیه السلام عین محبت به خدا است ! پس همان اموری که محبت خدا را در دل از بین می برد ، محبت امام رانیز از دل می رباید!
ب)   پاسخ تفصیلی : این است که می توان از جمله دلایل کم شدن محبت خدا دردل را،کم شدن معنویت در دل وجان آدمی دانست : اما برخی از عواملی که موجب می شود تا بعضی از افراد دچار رکود معنوی گردند ، به شرح ذیل می باشد:
اول: عدم احساس نیاز
برخی از انسان‌ها که به مشکلی بزرگ گرفتارند، گرایش شدیدی به مسائل معنوی نشان می‌دهند؛ اما پس از آنکه گرفتاری آن‌ها برطرف شد، آنرا فراموش می‌کنند. این حالت بدلیل عدم احساس نیاز به خداوند متعال می باشد. این افراد، تا وقتی گرفتارند، گرایش شدیدی به نماز و دعا پیدا می کنند؛ اما پس از پشت سر گذاشتن مشکلات، همه چیز را تمام شده می دانند؛ لذا به سرعت وضعیت گذشته خود را فراموش کرده و به مسائل معنوی کم توجه می شوند و حتی به آن پشت می نمایند.
خداوند متعال در وصف چنین افرادی فرموده است: وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ ما کانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلیلاً إِنَّکَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ (الزمر: 8) هنگامى که انسان را زیانى رسد، پروردگار خود را مى خواند و بسوى او باز مى گردد؛ امّا هنگامى که نعمتى از خود به او عطا کند، آنچه را به خاطر آن قبلاً خدا را مى خواند از یاد مى برد و براى خداوند همتایانى قرار مى دهد تا مردم را از راه او منحرف سازد؛ بگو: «چند روزى از کفرت بهره گیر که از دوزخیانى!»
در اینجا این نکته را باید یادآوری کنیم که توجه به خداوند متعال و اهل بیت علیهم السلام از لوازم زندگی یک مومن است که از سوی خودشان نیز به این امر توصیه شده است.
حضرت موسى (علیه السلام) در گفتاری که با خداوند داشت عرض کرد: خدایا دوست ندارم که بیمار و ضعیف گردم و در عبادت من سستى پیدا گردد و هم دوست ندارم همیشه سالم باشم که تو را فراموش کنم، بلکه دوست دارم گاهى بیمار شوم که تو را یاد کنم و گاهى سالم شوم، و تو را شکرگذارم. (ارشاد القلوب-ترجمه سلگى، ج 1، ص: 122)
اما آنچه که در این خصوص نباید فراموش کرد این است که انسان در تمامی لحظات زندگی به عنایات الهی محتاج است و حتی یک لحظه نیز از خداوند متعال بی نیاز نمی باشد.

دوم: فقدان برنامه ریزی
جوانانی که شبها را به شب نشینى و بیهودگى به نیمه مى رسانند، و معده خود را تا به حلقوم از خوردنى ها پر مى کنند، و سپس در جای گرم و نرم خود به خواب میروند، چنین خوابیده اى براى نماز شب بیدار نخواهد شد. چرا که او از ابتداى شب اسباب خواب را فراهم مى کرده، نه شب زنده داری را. (أسرارالصلاة ص: 459)
همچنین اگر کسی تا ساعات پایانی شب خود را با رایانه و اینترنت و چت و ... مشغول نماید، نباید توقع داشته باشد که بتواند نماز صبحش را اول وقت بخواند (اگر نگوئیم که چنین کسی حتی نمی تواند برای نماز صبح بیدار شود).

سوم: تضعیف بنیه های اعتقادی در برخی محیطها و دانشگاهها
امروزه بخش عظیمی از جوانان که در کتب درسی خوانده اند که خدا و قیامتی هست و مسائل دینی تا حدودی به آنان گفته شده و لیکن به باور و یقین نرسیده اند. اینگونه افراد اصول اعتقادی را به صورت مستدل و متقن فرا نگرفته بلکه اصول را چون فروع مقلدانه باور دارد. تعالیم دین را با انگیزه و اعتقاد انجام نمی دهد و بیش از آنکه با درایت و بینش همراه باشد با احساس و عاطفه با امور دینی برخورد دارند.
از همین رو این ضعف در عقیده و عدم استواری آن بر پایه منطق موجب گردیده تا جوانان به محض استقلال یافتن و بویژه ورود به دانشگاه و مواجه شدن با تمسخر برخی افراد جاهل و با القاء شبهات دینی که از سوی برخی افراد و اساتید و دانشجویان و کتب و نشریات و... القاء می شود، به سرعت پایبندی خود را نسبت به مسائل دینی از دست داده و مسائل معنوی به شدت در آنها کمرنگ گردد؛ تا آنجا که خجالت می کشند حتی نماز خود را نیز بخوانند.

چهارم: گناه
این عامل از عواملی است که تاثیر فراوانی در کاهش حالات معنوی انسان دارد؛ لذا انسان نسبت به این مساله باید بسیار حساس بود و اگر کسی دید بی میلی به اعمال عبادی (همچون نماز و ادعیه) در وی طولانی شده، این امر نشانگر بروز مشکلی در زوایای وجودی او می باشد که بوسیله گناه در او ایجاد شده است.
بعضی از گناهان که معمولا دامنگیر جوانان می باشد از قرار ذیل می باشد:
1- دیدن صحنه ها و تصاویر غیراخلاقی از طریق اینترنت، ماهواره، تلفن همراه و ...
2- چشم چرانی
3- برقراری روابط نامشروع با جنس مخالف
4- جای گیری حب دنیا و زرق و برق آن در دل آدمی
5- استفاده از غذاهایی که حلال نیستند
6- استفاده از غذاهایی که پاک نیستند
7- دروغ گفتن (نقطه هاى آغازدراخلاق عملى ص: 258)
8- استهزاء و تحقیر مؤمنان است (نقطه هاى آغازدراخلاق عملى ص: 289)
9- تکرار گناه به حدی که دل سیاه گردد و شوق عبادت گرفته شود. که با تفحص در نفس خود باید علت را پیدا کرد و مداوا نمود.

پنجم: تکبر و غرور
عامل دیگری که درترک نماز و سایر فرایض عبادی می تواند موثر باشد تکبر و غرور است. صفت غرور از پست ترین اوصاف انسانی است که شاید بتوان گفت منشا بسیاری از گناهان و معاصی می گردد.
معمولا این غرور در افراد پس از رسیدن به مدارج بالای علمی و یا قرار گرفتن در شرایط مناسب مالی و یا رسیدن به پست و مقام، گریبانگیر آنها می گردد و با فراموش کردن گذشته خود تصور می نمایند هر آنچه کسب نموده اند بدلیل قابلیت های شخصی خودشان می باشد و ارتباطی با عنایات الهی ندارد.
خداوند در باره این گروه از افراد می فرماید: فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى عِلْمٍ بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ (الزمر: 49)؛ هنگامى که انسان را زیانى رسد، ما را (براى حلّ مشکلش) مى خواند؛ سپس هنگامى که از جانب خود به او نعمتى دهیم، مى گوید: «این نعمت را بخاطر کاردانى خودم به من داده اند»؛ ولى این وسیله آزمایش (آنها) است، امّا بیشترشان نمى دانند.

ششم: همنشینی با دوستان ناباب
از مهمترین عوامل دیگری که موجب می شود تا انسان رغبت خود را نسبت به معنویات از دست بدهد دوستان ناباب می باشد. چراکه معاشرت با افرادى که کارهاى نادرست انجام مى دهند یا حرفهاى لغو و بیهوده مى زنند به مرور زمان موجب مى گردد که حالات و رفتار آنها در روح انسان تأثیر بگذارد و حال دعا و مناجات از انسان سلب شود.

دوست عزیز؛ در نهایت برای بالا بردن کیفیت و اشتیاق خود به خدا ( ودر نتیجه به امامان علیهم السلام) نکات ذیل را رعایت فرمائید:
1- مراقب اعمال و رفتار خود بوده و سعی کنید گناهان را چه کوچک و چه بزرگ کنار بگذارید و ترک کنید. برای شناختن گناهان نیز می توانید به گناهان کبیره شهید دستغیب و همینطور کتاب گناه شناسى، محسن قرائتى مراجعه فرمائید.
2- از گناهان گذشته توبه نموده و با توبه، آثار گناهان را از بین برده و همیشه مراقب بود که دیگر گناه مرتکب نشوید.
3- یک دوره مطالعا تی در زمینه اصول عقاید برنامه ریزی نمائید.
در این باره از کتاب هاى اعتقادى آقاى محسن قرائتى آغازکنید و سپس از کتاب هاى استاد شهید مطهرى مثل: «توحید»، «نبوّت»، «اصل عدل در اسلام»، «امامت و رهبرى»، «معاد». کتاب «عدل الهى» آن شهید هم مفید است. کتاب «آموزش عقاید» اثر استاد مصباح هم در سیر مطالعاتى اصول عقاید مفید و لازم است.
4- از گفتگو با جنس مخالف و نگاه کردن به آنها جدا خودداری کنید.
5- شب ها قبل از خواب وضو بگیرید و حتی المقدور چند آیه ای از قرآن را با توجه تلاوت کنید یا دو رکعت نماز مستحبی بخوانید و بعد بخوابید.
6- محاسبه نفس که هر شب یا هر هفته و یا لااقل هر ماه گذشته خود را بررسى نماید و به تعبیرى به خود نمره بدهد. اگر کار شایسته اى انجام داده سپاسگزار بوده و از خداوند ادامه توفیق را بخواهد و اگر مرتکب خلافى شده استغفار نموده و تصمیم بر ترک آن بگیرد.
7- از ثقل اصغر و ائمه هدا (علیهم السلام) و توسل به ایشان بهره گیرى نمائید.
8- سعى کنید همیشه وضودار باشید.
9- شرکت در مجالس ذکر اهل بیت, سخنرانی, درس اخلاق و مراسم مذهبی می تواند به صفای باطن شما کمک نماید.
10- یکى از امورى که موجب توفیق بیشتر در امور معنوی مى گردد شکر نعمات خداوند است. چنانچه انسان به خاطر نعمت‌های الهی، شکر خالصانه به درگاه پروردگار داشته باشد مطمئناً خداى سبحان نعمتش را بر او بیشتر خواهد کرد که خود فرموده است: لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ،(ابراهیم /7).
11- از همنشینی با دوستان ناباب پرهیز نمائید.
در این زمینه، مطالعه‌ی کتاب حکمت عبادات، آیت الله جوادی آملی به شما کمک خواهد کرد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.