دلایل بد حجابی ۱۳۹۱/۰۵/۰۳ - ۱۵۴۰ بازدید

عوامل بد حجابی در کشور چیست؟

دلایل افزایش بی حجابی

از منظر تیپ شناسی اجتماعی، افراد جامعه در ارتباط با تعهّد و وفاداری به اجرای ارزش های دینی، به دو گروه تقسیم می شود: ۱. اقلیت موافق یا مخالف (بسیار فعّال و تأثیرگذار)؛ ۲. اکثریت منفعل و تأثیرپذیر. جهت گیری مثبت یا منفی اکثریت جامعه، دربارة اجرای ارزش ها و شعائر دینی، تابعی از تفوّق هر کدام از این دو گروه اقلیت بر دیگری است. اگر در مقطعی گروه مخالف ارزش های دینی، به حکومت برسد و با مکانیسم های مختلف، شروع به ترویج هنجارها و ارزش هایی مخالف ارزش ها و هنجارهای دینی کند؛ اکثریت جامعه به مرور زمان در سطوح متفاوتی، دست از ارزش های دینی برداشته، ناهنجارهای جدید را به جای هنجارهای پیشین می پذیرد. درست عین همان وضعیتی که در بسیاری از کشورهای اسلامی (مانند ترکیه و یا ایران زمان پهلوی) رخ داد و بسیاری از افراد سست ایمان، بر اثر ضعف دینی یا تحت تأثیر تبلیغات غربزدگان، به سمت بی حجابی کشیده شدند و زشت ترین صورت آن را در سطح جامعة اسلامی، به نمایش گذاشتند؛ تا آنجا که، بسیاری از ارزش های اسلامی (مانند حجاب) در سطح جامعه، به صورت نوعی امل گری و ضدارزشی در زندگی نوین، تلقی شد!! اگر در آن زمان عده ای افراد متدیّن، به ارزش های اسلامی (مانند حجاب و...) پایبند بودند، تنها به علت کوشش سخت و فعّالانه دستگاه های مذهبی بود ـ که به رغم تمام محدودیت ها و خفقان ناشی از دین ستیزی نظام پهلوی ـ بازهم چراغ هدایت دین را روشن نگه داشتند و در این راه، درد و رنج شکنجه، زندان و شهادت را به جان خریدند. اگر در مقطعی گروه اقلیت فعّال و تأثیرگذار موافق ارزش های دینی، بتوانند ادارة امور جامعه را در دست گیرند و زمینه های تحقّق و احیای معارف و ارزش های الهی را در جامعه مهیّا سازند، اکثریت جامعه نیز از این روند تأثیر پذیرفته، پذیرای ارزش های دینی می شوند؛ مانند همان اتفاقی که در بعد از انقلاب اسلامی در سطح جامعة ایران افتاد و چهرة جامعة را متحول ساخت. بنابراین گسترش ارزش های الهی در جامعه ای، با دو عامل مهم در ارتباط است: یکی تشکیل حکومت دینی به وسیلة نیروهای ارزشی و متدین و دیگری عزم و اراده این نیروها در تعمیق و بسط ارزش های الهی است و اگر در زمانی، یکی از این دو عامل نباشد، ارزش های الهی در جامعه کم رنگ می شود و به سوی جایگزینی و تغییر در ارزش ها پیش می رود. اکنون با توجّه به مقدمه فوق، دربارة سؤال باید گفت: یکی از مهم ترین وظایف و اهداف حکومت اسلامی، اجرا و گسترش احکام و ارزش های الهی در جامعه است و اصولاً نمی توان حکومتی را اسلامی و دینی نامید، بدون آنکه آن حکومت دغدغه ای نسبت به اجرای احکام و ارزش های دینی نداشته باشد. از این رو حکومت اسلامی، باید قوانین و مقررات الهی را به صورت رسمی و با استفاده از مکانیسم های قانونی خود به اجرا گذاشته و بر اجرای دقیق آنها نظارت کند. حجاب یکی از قوانین الهی است و قانون حجاب در جمهوری اسلامی، چیز جدیدی در اسلام نیست و اگر مجازاتی در قانون تعیین شده، همان مجازاتی است که در متون و منابع اسلامی برای متخلّفان مشخص شده است. اما اینکه آیا این قانون موفق بوده یا نه؟ بر عملکرد سایر دستگاه های اجرایی و فرهنگی جامعه و مسئولان آنها باز می گردد. در زمینه راهکارهای عملی برای اجرا و ترویج فرهنگ حجاب می توان از روش های متعددی بهره جست از قبیل ؛ - تشویق و ترغیب افراد به مطالعه و در اختیار گذاشتن منابع صحیح ، علمی ، زیبا و موردپسند. - برگزاری جلسات سخنرانی به مناسبت های مختلف با موضوع فلسفه و کارکردهای حجاب. - برگزاری جلسات پرسش و پاسخ با حضود افراد متبحر. - تشکیل گروه های مطالعاتی و جلسات بحث و بررسی چند نفره . - مسابقه کتاب خوانی و مقاله نویسی در موضوعات ریز معرفی شده . - استفاده از شیوه های هنری ، نظیر شعر ، نقاشی ، نمایش ، تئاتر ... - همچنین استفاده از تابلوهای موجود در دانشگاه وخوابگاهها که در محل دید و اجتماع دانشجویان قرار دارد می تواند جایگاه خوبی برای انتقال و ترویج فرهنگ حجاب باشد . افزون بر راهکارها و روشهای فوق باید به ریشه یابی دقیق معضل بدحجابی پرداخت و با شناخت صحیحی از آن اقدام به مقابله اصولی با آن پرداخت. در این زمینه به صورت مختصر مطالبی ارائه می شود: در مورد مشکل بدحجابى باید گفت که این معضل در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد که باید آن عوامل را در جامعه مورد شناسایى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حسابشده انجام داد. بر این اساس عوامل بدحجابى در جامعه به دو دسته تقسیم مى شود: الف) عوامل درونى: منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفه هایى است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشى از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى حاکم بر آن است. مهم ترین آنها عبارت است از: ۱. از نظر انسان شناختى و روان شناختى انسان موجودى است که داراى قدرت اختیار مى باشد، یعنى، هم توانایى انتخاب راه درست و طى کردن مراتب کمال انسانى را دارد و هم توانایى پیروى از امیال و هواهاى نفسانى و طى کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن مى فرماید:«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»، (انسان، آیه ۳). بر این اساس در جامعه اى مانند جامعه اسلامى ما ـ که بسیارى از احکام، ارزش ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبیین شده و جاى هیچگونه عذر و بهانه اى نیست ـ بعضى از احکام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد نادیده گرفته مى شود، به این اصل و عنصر روان شناختى باز مى گردد. به عبارت دیگر یکى از مهم ترین عوامل بدحجابى در جامعه، پیروى از هواهاى نفسانى است که خود ناشى از ضعف ایمان و تقوا،تزلزل شخصیت است و... مى باشد و در مظاهرى از قبیل تجمل گرایى، خودنمایى در مقابل بیگانگان و... نمود پیدا مى کند. در بسیاری از موارد خودباختگی و تزلزل شخصیت و عدم اعتماد به نفس موجب تقلید و تظاهر به رفتارهای ناصحیح دیگران می گردد. بر اثر خودباختگی ملاک در کرامت و شایستگی اجتماعی را محبوب بودن و مطرح بودن در چشم دیگران می دانند. البته اگر انسان با تقوا و پاکدامن و مقید به رعایت ارزش های الهی باشد هم محبوب خواهد بود و هم در چشم و دل و زبان اولیاء مطرح خواهد بود، لیکن این مسأله نیاز به خودباوری و ایمان قوی و انگیزه های عالی و معرفت صحیح از حیات طیبه دارد. چنین انسانی برای خود رسالتی عظیم را قایل است که به رفتارهای او جهت می دهد. یکى از راه های اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان شناختى آن و تقویت ایمان و تقواى افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجراىاحکام الهى و موازین و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى باشد. قرآن کریم مى فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقومٍ حتى یغیروا ما بأنفسهم...»؛ خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییرنمى دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند، (رعد، آیه ۱۱). این عامل درونی اختصاص به جامعه ای خاص یا پیروان دین مخصوصی ندارد اما در هر جامعه ای عوامل تشدید کننده یا کنترل کننده وجود دارد که باید پیشینه تاریخی و وضعیت فرهنگی را بررسی کرد. در خصوص جامعه ایرانی به ریشه های تاریخی آن اشاره می کنیم. ۲. ریشه هاى تاریخى این مسأله که به اقدامات رژیم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بى بند و بارى و کشف حجاب بر مى گردد، که توانست بخشى از جامعه ما را دچار این انحراف کند و بى حجابى را در خانواده ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش این معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادى کنترل شد؛ ولى به دلایل متعددى، رگه ها و ریشه هاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوبارهمجال ظهور و بروز پیدا کرد. ۳. کوتاهى و بى توجهى برخى از مسؤولان فرهنگى کشور در تثبیت ارزش ها و احکام اسلامى و تعمیق بخشیدن به آن، از وسایل دیگر گسترش بدحجابى است. گفتنى است که به علت وجود مشکلات ناشى از تثبیت انقلاب اسلامى، جنگ تحمیلى، فشارهاى خارجى محاصره هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى و... باعث شد که بیشترین وقت و انرژى مسؤولان و دستگاه هاى دولتى به این امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راه کارها و برنامه هایى در جهت تثبیت و تعمیق ارزش ها و احکام اسلامى مبذول نگردد. ۴. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال ۱۳۶۸ (از قبیل سیاست هاى پولى و ارزى و...) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش هاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدرک گرایى، تجمل پرستى و...گردید. ۵. عملکرد منفى و نامطلوب برخى از دستگاه هاى فرهنگى (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال هاى اخیر) و میدان دادن به افراد و عناصرى که هیچ اعتقادى به نظام اسلامى ندارند و با استفاد از تسهیلات مادى و معنوى وزارت ارشاد و فضاى باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترویج فرهنگ فاسد منحط دوران پهلوى و ارزشهاى حاکم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگى کشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه اى که مقام معظم رهبرى هشدارهاى شدید به مسئولین فرهنگى داده، نارضایتى خود را از عملکرد وزارت ارشاد اعلام نمودند که در نهایت منجر به استعفاى وزیر ارشاد گردید. ۶. برخى از افراط و تفریطهایى که در سالهاى اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبیل استفاده روشهاى خشونت آمیز و فیزیکى و... باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینى به این حکم الهى گردید. ۷. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهى از منکر یا نظارت ملى به صورت فراگیر و گسترده و نظام مند از طرف آحاد جامعه، که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنى و... شمرده شده است. ب) عوامل بیرونى: مهمترین عامل بیرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش هاى اسلامى و ملّى ما، براى بى هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهاى عقیدتى در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامى در ایران با استفاده از پیشرفته ترین وسایل تکنولوژى ـاعم از نرم افزارى و سخت افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه هاى فرهنگى و اقتصادى و... در جهت حاکم نمودن فرهنگ و ارزش ها و مظاهر تمدن غرب. مجموعه عوامل فوق سبب گردیده که متأسفانه علیرغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بد حجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد. اما در مورد راه هاى برخورد و مقابله با این پدیده زشت دو راهکار قابل پیش بینى مى باشد: ۱. راهکارهاى فیزیکى و برخورد از موضع قدرت با متخلفین البته این برخورد باید حساب شده و هنجارمند باشد. ۲. کار بنیادى فرهنگى. مسلما برخورد با این پدیده به صورت فیزیکى و از طریق دستگاههاى دولتى، بسیار دشوار و تا حدّى ناممکن است. زیرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامى صرفا بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت و لزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فواید و برکات اجراى این فریضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و... را با کار فرهنگى مستمر عمیق و ریشه اى با استفاده از دستگاههاى فرهنگى و رسانه هاى جمعى و مطبوعات و... به زیباترین و بهترین صورت، ارائه دلیل و برهان، ثابت کنیم، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلامیمان باشیم. عامل مهم دیگرى که مى تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعى یارى نماید اهتمام جدى جامعه و دانشجویان به انجام فریضه امر به معروف و نهى از منکر است. بدیهى است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدى وارد عمل شود و این فریضه الهى را منطبق با شرایط و مراتبى که در شرع مقدس معین گردیده، عملى سازد دستگاه هاى فرهنگى و مراکز موجود در دانشگاه ها نیز بهتر مى توانند در حل این معضل اجتماعى اقدام نمایند و ضمن تشویق و ترغیب دانشجویان به انجام شؤونات اسلامى، راه کارها و اقدامات بنیادى فرهنگى را در جهت گسترش ارزش هاى اسلامى در بین دانشجویان فراهم سازند. به امید روزى که با همکارى مسؤولین و دانشجویان شاهد محیطى سرشار از پاکىو صفا و اهتمام جدى به رعایت ارزش هاى اسلامى در دانشگاه ها باشیم، ان شاءالله. ناگفته نماند بسیاری از ناهنجارهای اجتماعی از جمله بدحجابی به بی سامانی اقتصادی نیز گره خورده است، معضل بیکاری، تورم و... مولد بسیاری از مفاسد اجتماعی هستند که ظهور و بروزهای آن در شکل های مختلف صورت می پذیرد. از این رو نظام اسلامی و همه علاقه مندان به این نظام مقدس باید در جهت کارآمدی نظام و حل معضلات اقتصادی و اجتماعی تلاش جدی انجام دهند. فرمایشات و رهنمودهای مقام معظم رهبری در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی و اجتماعی به شکل قاطع و نیز نهضت خدمت رسانی به مردم و تلاش برای کارآمدی هرچه بیشتر نظام اسلامی ، در این راستا ارزیابی می شود. براى آگاهى بیشتر ر.ک: ۱. نامه ای به خواهرم ، مهدی عدالتیان ، مشهد : موسسه فرهنگی موعود ، ۱۳۸۲ . ( کتاب جذاب ، مختصر و مفید است. ) ۲.شهید مطهرى، مسأله حجاب ، تهران:صدرا، ۱۳۷۹ . ۳. حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى ۴. فرامرز رفیع پور، توسعه و تضاد ۵ . على ذوعلم، انقلاب و ارزشها ۶ . علی ، محمدی،حجاب در ادیان الهی ، قم :اشراق ، ۱۳۷۲ . ۷ . حسین مهدی زاده،حجاب شناسی چالش ها و کاوشهای جدید، قم :حوزه علمیه مرکز مدیری ، ۱۳۸۱. ۸ . حسین مهدی زاده ، «دفاع غیر منطقی از بدحجابی» قسمت اول، نشریه رسالت مورخه ۳/۴/۱۳۸۳. ۹ . تاریخچه حجاب در اسلام ، اسدالله جمشیدى خبرگزاری فارس . ۱۰ . نگاه و پوشش ، سید مجتبی حسینی ، پرسش و پاسخ دانشجویی ، قم : معارف ،۱۳۸۵ . برخی از مهمترین شبهاتد انشجویی و پاسخ های آن : سوال:بعضی میگن در قرآن حجاب فردی است پس چرا با بدحجابی برخورد میشه؟ حجاب یک حکم شرعی قطعی برای زنان مسلمان است نه یک امر فردی،زیرا مسلمانی اقتضائاتی داردومسلمان نشانه ای باید داشته باشد.حجاب نماد ایمان است. در مورد مسائل و موضوعات مختلفی پیرامون حجاب نظیر فردی و اختیاری بودن آن یا اصل وجود و ضرورت آن بر اساس مبانی دینی و کارکرد های فردی و اجتماعی و آثار مختلف آن در سلامت فرد و جامعه و... ، وجود دارد که به اختصار مطالبی بیان می شود :

تاریخچه حجاب:

لباس پوشیدن سابقه ای به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکی از مکاتب فکری که بر لزوم برهنه زیستی پای می فشارند،(۱) همه افراد به نوعی آن را تجربه می کنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردی و اجتماعی انسان، دست کم به سه نیاز وی پاسخ می دهد: - حفاظت در سرما و گرما و برف و باران - حفظ عفت و شرم - آراستگی، زیبایی و وقار این نوشتار به بررسی معنای حجاب اسلامی و دلیل های ضرورت آن می پردازد. «حدود پوشش در اسلام» و نیز نوع پوشش هایی که پیشوایان دین سفارش یا نکوهش کرده اند، در شماره های آینده بررسی خواهد شد.

رابطه حجاب و پوشش اسلامی

«حجاب» به معنای پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن و منع از وصول است.(۵) این واژه تنها به معنای پوشش ظاهری یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از دید مرد بیگانه است. بدین سبب، هر پوششی حجاب نیست. حجاب پوششی است که از طریق پشت پرده واقع شدن تحقق یابد؛ ولی بر خلاف تصور عموم و نیز آنچه مشهور است، آیه حجاب(۶) در قرآن «وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ...؛(۷) چون از زنان پیغمبر(ص) متاعی خواستید، از پس پرده بخواهید». درباره زنان آن حضرت و بیش تر به منظور مسائل سیاسی و اجتماعی فرود آمده است(۸) نه پوشش زن در مقابل نامحرم. به کارگیری کلمه «حجاب»(۹) در خصوص پوشش زن اصطلاحی نسبتاً جدید است و همین سبب گردیده بسیاری گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود؛(۱۰) یا مثل «ویل دورانت» بگویند: «این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان به شمار می رود»؛(۱۱) و یا مدّعی شوند حجاب به وسیله ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت کرده است؛ در حالی که آیات مربوط به حجاب (پوشش اسلامی زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ایرانیان نازل شده است. در عهد جاهلیت نیز - همان طور که ویل دورانت می گوید(۱۲) و کتب تفسیر شیعه و سنی(۱۳) تأیید می کند - اعراب چنین پوششی نداشتند و عادتشان تبرّج و خودنمایی بود که اسلام آن را ممنوع ساخت: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی .»(۱۴) آنچه از قدیم به ویژه نزد فقها در بحث نماز (کتاب الصلوة) و ازدواج (کتاب النکاح) رواج داشته، واژه «ستر» و «ساتر» به معنای پوشش و وسیله پوشش زن در مقابل نامحرمان بوده است. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامی بانوان به معنای حبس و زندانی کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیت های اجتماعی نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد و مشارکتش در فعالیت ها بر اصول انسانی و اسلامی استوار باشد.(۱۵)

ضرورت پوشش اسلامی در قرآن

پوشش اسلامی از احکام ضروری اسلام(۱۶) است و هیچ مسلمانی نمی تواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهی می دهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنی به اتّفاق به آن فتوا داده اند. همان طور که نماز و روزه به دورانی خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن بی دلیل و غیر کارشناسانه می نماید. خداوند متعال در آیه ۳۰ سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان می دهد از چشم چرانی اجتناب کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ. [ای پیامبر] به مردان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار برای پاکی و پاکیزگی شان بهتر است و خداوند بدانچه می کنند، آگاه است». «غضّ» در لغت عرب - چنان که مرحوم طبرسی در مجمع البیان(۱۷) و راغب اصفهانی در مفردات(۱۸) گفته اند - به معنای «کاستن» است و «غضّ بصر» یعنی کاهش دادن نگاه نه بستن چشم. البتّه متعلق این فعل و این که از چه چیز چشمان خود را فرو بندند، ذکر نشده است؛ امّا با توجّه به سیاق آیات، به ویژه آیه بعد، روشن می گردد مقصود آن است که خیره خیره زنان نامحرم را تماشا نکنند و از چشم چرانی(۱۹) بپرهیزند. از سوی دیگر، ممکن است مقصود از «حفظ فرج» در این آیه پاکدامنی و حفظ آن از آلودگی به زنا و فحشا باشد؛ ولی عقیده مفسران اولیه اسلام و نیز مفاد روایات از جمله سخن امام صادق(ع)(۲۰) این است که مراد از «حفظ فرج» در همه آیات قرآن کریم پاکدامنی و حفظ آن از آلودگی به فحشا است؛ جز در این دو آیه که به معنای حفظ از نظر و وجوب پوشش در مقابل نامحرم است. آنگاه خداوند متعال فلسفه این آموزه را نظافت و پاکی روح می داند و بر خلاف اهل جاهلیت قدیم و جدید - مانند «برتراند راسل» که این ممنوعیت را یک نوع محرومیت و اخلاق بی منطق و به اصطلاح «تابو» (تحریم های ترس آور رایج در میان ملل وحشی) می داند - می گوید: این پوشش به منظور طهارت روح بشر از این که پیوسته درباره مسائل مربوط به اسافل اعضا بیندیشد،(۲۱) واجب شده است. سپس در آیه بعد می فرماید: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ [ای پیامبر] به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز برای شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسری های خویش را به گریبان ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش ها پوشیده باشد و پاهاشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان می کنند، معلوم شود. ای بندگان مؤمن، همه به سوی خدا توبه کنید تا رستگار شوید». در این آیه خداوند تعالی، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر مردان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش می دهد: پوشیدگی سر و گردن؛ پوشاندن زینت ها. «خُمُر» جمع «خِمار» و به معنای روسری و سرپوش(۲۲) است. «جیوب» از واژه «جیب» به معنای قلب و سینه و گریبان است.(۲۳) در تفسیر مجمع البیان چنین می خوانیم: زنان مدینه اطراف روسری های خود را به پشت سر می انداختند و سینه و گردن و گوش های آنان آشکار می شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسری خود را به گریبان ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.(۲۴) فخر رازی یاد آور می شود: خداوند متعال با به کارگرفتن واژه های «ضَرب» و «عَلی » که مبالغه در القا را می رساند، در پی بیان لزوم پوشش کامل این نواحی است.(۲۵) ابن عبّاس در تفسیر این جمله می گوید: «یعنی زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند».(۲۶) برخی ادّعا می کنند، حجاب به معنای مقابله با برهنگی را قبول داریم؛ ولی در هیج جای قرآن از پوشش مو سخن به میان نیامده است؛ نا درستی این سخن آشکار می نماید؛ زیرا، با چشم پوشی از گفتار ابن عبّاس و نیز شأن نزول آیه، این واقعیت که زنان مسلمان حتّی قبل از نزول این آیه موهای خود را می پوشاندند و آشکار بودن گردن و گوش و زیر گلو و گردنشان تنها مشکل به شمار می آمد، تردیدناپذیر است. در آیه از رو سری سخن به میان آمده است، باید پرسید: آیا روسری جز آنچه بر سر می افکنند و موها را می پوشانند، معنایی دارد. افزون بر این، حکم میزان پوشش در روایات متعدد وارد شده است.(۲۷) اگر قرار باشد مانند برخی از صحابه یا گروهی روشنفکر مآبان جدید فقط به قرآن اکتفا کنیم، در کشف جزئیات ضروری ترین احکام مانند رکعات نماز نیز ناکام می مانیم. در خصوص «زینت» پرسشی مهم مطرح است. آیا مفهوم آن واژه «زیور» فارسی (زینت های جدا از بدن مانند جواهرات) را نیز در بر می گیرد یا تنها آرایش های متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل می شود.؟(۲۸) در پاسخ باید گفت: حکم کلی آن است که خودآرایی جایز و خودنمایی در مقابل نامحرم ممنوع است. آرایش امری فطری و طبیعی است(۲۹) و حسّ زیبایی دوستی سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگی بشر شمرده می شود. این گرایش طبیعی، افزون بر آن که آثار مثبت روانی در دیگران پدید می آورد، به تحقق آثار گرانبهای روانی در شخص آراسته نیز می انجامد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگی و پریشانی در نظام فکری و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایی نه دلیل وارستگی از قید نفس است و نه علامت بی اعتنایی به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزی و نظافت ظاهری، خود به خود شخصت افراد را در نگاه دیگران خوار می سازد و زبان طعن و توهین دشمن را می گشاید.(۳۰) بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهره گیری از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤکد و برنامه های روزانه مسلمانان است.(۳۱) حضرت امام حسن مجتبی(ع) بهترین جامه های خود را در نماز می پوشید و در پاسخ کسانی که سبب این کار را می پرسیدند، می فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّی ؛ خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد. پس خود را برای پروردگارم زیبا می سازم».(۳۲) بنابراین، خداوند زینت و خودآرایی را نهی نمی کند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایی و تحریک و تهییج به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعی است؛ چنان که می فرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی .»(۳۳) و نیز می فرماید: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ.»(۳۴) این آیه زنان عرب را که معمولاً خلخال به پا می کردند و برای این که بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پای خود را محکم به زمین می کوفتند، از این کار نهی می کند. فقیه بزرگوار علامه مطهری می گوید: «از این دستور می توان فهمید هر چیزی که موجب جلب توجّه مردان می گردد، مانند استعمال عطرهای تند و همچنین آرایش های جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور کلی زن در معاشرت، نباید کاری بکند که موجب تحریک و تهیج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.»(۳۵) در آیه ۳۱ سوره نور می فرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها». زینت های زن دو گونه است: یک نوع زینتی که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست؛ و نوع دیگر زینتی که پنهان است مگر آن که عمداً بخواهد آن را آشکار سازد؛ مانند گوشوار و گردن بند. پوشانیدن این نوع زینت واجب است. البتّه استثناهایی دارد که بعداً بیان خواهد شد.(۳۶) قرآن کریم، با همین معیار، در خصوص پوشش بانوان سالمند و از کار افتاده که امید زناشویی ندارند، سهل گیری کرده، به آن ها اجازه داده است روی سرها را برگیرند؛(۳۷) ولی در عین حال آن ها نیز اجازه خودنمایی و تهییج ندارند: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ».(۳۸) آیات دیگری که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامی و فلسفه آن را بیان می کنند، چنین است: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً. ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش های (روسری و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این برای آن که شناخته گردند و اذیت نشوند، [به احتیاط] نزدیک تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است.(۳۹) با این حال، ممکن است گروهی از اراذل و اوباش به هتک حیثیت زنان مؤمن ادامه دهند. در این صورت، حاکم اسلامی وظیفه دارد با شدت تمام با این افراد بیمار دل برخورد کند. بنابراین، مسأله حفظ پوشش و عدم مزاحمت برای بانوان تنها یک توصیه اخلاقی نیست و حکمی اسلامی و حکومتی به شمار می آید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً؛ اگر منافقان و بیماردلان و کسانی که در شهر نگرانی به وجود می آورند، از کارهای خود دست برندارند، ما تو را علیه آن ها بر خواهیم انگیخت و تو را سخت بر آنان مسلط می کنیم تا جز مدتی اندک در همسایگی تو زندگی نکنند؛ از رحمت خدا دور گردیدند و هر کجا یافت شوند دستگیر و به سختی گشته خواهند شد»(۴۰) در این آیات، سه مطلب مهم قابل توجّه می نماید: جلباب چیست و نزدیک کردن آن یعنی چه؟ فلسفه پوشش اسلامی مجازات افراد مزاحم چه نوع پوششی توصیه شده است؟ در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آنچه، با توجّه به کتب لغت(۴۲) و گفتار مفسران شیعه مانند علامه طباطبایی(۴۳) و فیض کاشانی(۴۴) و اهل سنّت مانند قرطبی(۴۵) صحیح تر به نظر می رسد، آن است که «جلباب» ملحفه و پوششی چادر مانند است نه روسری و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روایت شده که منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه ای است که همه بدن را می پوشاند. ضمناً همان طور که مفسران بزرگ مانند شیخ طوسی و طبرسی فرموده اند، در گذشته دو نوع روسری برای زنان معمول بود: روسری های کوچک که آن ها را «خِمار» یا «مقنعه» می نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده می کردند؛ و روسری های بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار می آمد. زنان با این روسری بزرگ که جلباب خوانده می شد و از «مقنعه» بزرگ تر و از «رداء» کوچک تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را می پوشاندند.(۴۶) نزدیک ساختن جلباب - «یدنین علیهنّ من جلابیبهنّ» - کنایه از پوشیدن چهره و سر و گردن با آن است.(۴۷) یعنی چنان نباشد که چادر یا رو پوش های بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشریفاتی و رسمی داشته باشدو همه پیکرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند که نشان دهد اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند؛ از نگاه چشم های نامحرم نمی پرهیزند و از مصادیق «کاسیات عاریات»(۴۸) شمرده می شوند. قرآن فرمان می دهد: بانوان با مراقبت جامه شان را بر خود گیرند و آن را رها نکنند تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار می آیند. تعلیل پایانی آیه نیز بیانگر همین امر است؛ یعنی آن پوششی مطلوب است که خود به خود دورباش ایجاد می کند و ناپاکدلان را نومید می سازد.(۴۹)

۲. چرا پوشش ضرورت دارد؟

خداوند متعال درباره علت ضرورت پوشش اسلامی می فرماید: «ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ.» برخی این آیه را چنین معنا کرده اند: «بدین وسیله شناخته می شوند آزادند نه کنیز؛ پس با آزار و تعقیب جوانان رو به رو نمی شوند. بنابراین، در عصر حاضر که مسأله بردگی از میان گرفته، این حکم نیز منتفی می شود؛ ولی باید گفت:(۵۰) ایجاد مزاحمت و آزار کنیزان نیز روا نیست. حقیقت آن است که وقتی زن پوشیده و با وقار از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاک دامنی را رعایت کند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتک حیثیت او را در خود نمی یابند. بیمار دلانی که در پی شکار می گردند، فرد دارای حریم را شکاری مناسب نمی بینند. در روایات آمده است: «المرأة ریحانه؛(۵۱) زن همچون ریحانه یا شاخه گلی ظریف است.» بی تردید اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین مصون نمی ماند. قرآن کریم، زنان ایده آل را که در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه می کند: «کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ.»(۵۲) افزون بر این، گاه آن ها را به جواهرات اصیلی چون یاقوت و مرجان که جواهر فروشان در پوششی ویژه قرار می دهند تا همچون جواهرات بَدَلی به آسانی در دسترس این و آن قرار نگیرند و ارزش و قدرشان کاستی نپذیرد، تشبیه می کند.(۵۳) بر این اساس، مرحوم علامه طباطبایی(۵۴) همین تفسیر را بر می گزیند. استاد شهید مطهری در این باره می فرماید: «حرکات و سکنات انسان گاهی زبان دار است. گاهی وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بی زبانی می گوید: دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن؛ گاهی بر عکس، با زبان بی زبانی می گوید: دست تعرّض از این حریم کوتاه است.»(۵۵) پی نوشت ها: ۱. انسانیت از دیدگاه اسلامی، مصطفوی، ص ۱۲۹. ۲. نحل (۱۶): ۸۰. ۳. سوره نور (۲۴): ۳۱ و ۳۰ و ۵۹؛ احزاب (۳۳): ۵۹ و ۶۰. ۴. سوره اعراف (۷): ۲۶. ۵. ر. ک: المفردات فی غرائب القرآن، راغب اصفهانی و قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی. ۶. در اصطلاح تاریخ و حدیث اسلامی، هر جا نام «آیه حجاب آمده است مقصود این است نه آیات سوره نور که در خصوص پوشش اسلامی است. ۷. احزاب (۳۳): ۵۳. ۸. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، ص ۷۴. ۹. واژه حجاب هفت بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ ولی هرگز به معنای حجابِ اسلامی مصطلح نیست. ۱۰. مسأله حجاب، ص ۷۳. ۱۱. تاریخ تمدن؛ ویل دورانت، مترجمان احمد آرام (و دیگران)، ج ۱، ص ۴۳۳ و ۴۳۴. ۱۲. مسأله حجاب، ص ۲۲. ۱۳. ر. ک: تفاسیر مجمع البیان (طبرسی) و کشّاف (ز مخشری) ذیل آیات ۳۳ احزاب و ۶۰ نور. ۱۴. سوره احزاب (۳۳): ۳۳. ۱۵. مسأله حجاب، ص ۷۳. نیز ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۰۱ - ۴۰۳. ۱۶. اصل قانون حجاب اسلامی، صرفاً از ضروریات فقه نیست؛ بلکه از ضروریات دین مبین است؛ چه این که نصّ صریح قرآن بر آن گواهی می دهد و تنها ظهور آیات قرآن دلیل بر آن نیست تا جای اختلاف برداشت و محل تردید باشد. ۱۷. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۶. ۱۸. المفردات فی غریب القرآن؛ راغب اصفهانی، ص ۳۶۱. ۱۹. مسأله حجاب، ص ۱۲۵ - ۱۲۸. ۲۰. تفسیر مجمع البیان، ص ۲۱۶ و ۲۱۷. ۲۱. مسأله حجاب، ص ۱۲۹. ۲۲. المفردات فی غرائب القرآن، ص ۱۵۹؛ مجمع البیان، ص ۲۱۷. ۲۳. مجمع البیان، ص ۲۱۷. ۲۴. همان. ۲۵. التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص ۱۷۹. ۲۶. مجمع البیان، ص ۲۱۷. (قال ابن عبّاس: تفطّی شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها). ۲۷. ر. ک: تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ج ۳، ص ۴۳۰ و ۴۳۱. ۲۸. مسأله حجاب، ص ۱۳۱. ۲۹. علامه طباطبائی(ره) در تفسیر آیه ۳۲ سوره اعراف می فرماید: خدای متعال در این آیه زینت هایی را معرفی می کند که برای بندگان ایجاد و آنان را فطرتاً به وجود آن زینت ها و استعمال و استفاده از آن ها ملهم کرده است؛ و روشن است که فطرت جز به چیزهایی که وجود و بقای انسان نیازمند آن است، الهام نمی کند. (ر. ک: المیزان، ج ۸، ص ۷۹) ۳۰. آیین بهزیستی در اسلام، احمد صبور اردوبادی، ج ۱ (جنس پوشاک)، ص ۵۷. ۳۱. حلیة المتقین، محمدباقر مجلسی، ص ۳ - ۵ و ۱۰ - ۱۲ و ۹۱ - ۱۰۷. ۳۲. مجمع البیان، ج ۴ - ۳، ص ۶۷۳. ۳۳. سوره احزاب(۳۳): ۳۳. ۳۴. سوره نور(۲۴): ۳۱. ۳۵. مسأله حجاب، ص ۱۴۶ - ۱۴۷. ۳۶. ر. ک: تفسیر الصافی، ج ۳، ص ۴۳۰ و ۴۳۱. ۳۷. وسایل الشیعه، حر عاملی، ج ۱۴، ص ۱۴۰. ۳۸. سوره نور (۲۴): ۶۰. ۳۹. سوره احزاب(۳۳): ۵۹. ۴۰. سوره احزاب (۳۳): ۶۰ و ۶۱. ۴۱. مجازات این گونه افراد از نظر اسلام بسیار شدید است و بعد از ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر، چنانچه این بیماردلان از عمل زشت خویش دست برندارند، باید از جامعه اسلامی تبعید شوند؛(مسأله حجاب، ص ۱۶۴) و در صورت استمرار، در ردیف محاربان با حکومت اسلامی جای می گیرند و به حکم قرآن اعدام می گردند. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۳۶۱ و ۳۶۲) ۴۲. ر. ک: مسأله حجاب، ص ۱۵۸ و ۱۵۹؛ قاموس قرآن، قرشی، ج ۲، ص ۴۱ و ۴۲. (این کتاب ها کلمات اهل لغت را ذکر کرده اند؛ مانند تعبیر به «الجلباب: القمیص أوالثواب الواسع» یا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطّی به المرأة رأسها و صدرها) ۴۳. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۳۶۱. (هو ثوب تشتمل به المرأة فیغطّی جمیع بدنها) ۴۴. تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ج ۴، ص ۲۰۳. ۴۵. الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج ۱۴؛ ص ۱۵۶. ۴۶. درباره جلباب گفته اند: آن روسری خاصی که بانوان هنگامی که برای کاری به خارج از منزل می روند، سر و روی خود را با آن می پوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذی یفطّی رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبیان فی تفسیر القرآن، طوسی ج ۸، ص ۳۶۱؛ مجمع البیان، ج ۸ - ۷، ص ۵۷۸) ۴۷. مجمع البیان، ص ۵۸۰؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۳۶۱. ۴۸. زنانی که ظاهراً پوشیده هستند ولی در واقع برهنه اند، روی عن رسول اللّه(ص): صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سیاط کأذناب البقر یضربون بها الناس و نساء کاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ کأسنمة البُخت المائلة....» (میزان الحکمة، ری شهری، ج ۲، ص ۲۵۹) ۴۹. مسأله حجاب، ص ۱۶۰ و ۱۶۱. ۵۰. آسیب شناسی حجاب، ص ۱۹ ۵۱. وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۱۲۰. ۵۲. سوره واقعه(۵۶): ۲۳. ۵۳. گستره عفاف به گستردگی زندگی، حمیده عامری، کتاب زنان، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش ۱۲، ص ۱۱۷. ۵۴. المیزان، ج ۸، ص ۳۶۱. ۵۵. مسأله حجاب، ص ۱۶۳. کارکردهای فردی و اجتماعی حجاب برای حجاب کارکردهایی در دو حوزه فردی و اجتماعی، قابل تصوّر است: الف. کارکردهای فردی؛ همچون: پاسخ گویی به نیاز فطری «خوداستتاری» و تأمین امنیّت در برابر گرما و سرما و... . ب. کارکردهای اجتماعی؛ مانند: هویّت بخشی و ایجاد امنیّت اجتماعی و... . زن با عنصر حجاب اسلامی، نه تنها به تهذیب، تزکیة نفس و ملکات نفسانی پرداخته و قرب الهی را فراهم می سازد؛ بلکه باعث گسترش روزافزون امنیّت اجتماعی و ایجاد زمینه ای جهت رشد معنوی مردان می گردد. خداوند سبحان، خطاب به پیامبر خود می فرماید: «به مردان مؤمن بگو: تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان، بهتر است». نور(۵۴)، آیة ۳۰. همچنین می فرماید: «به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو: خویشتن را با چادرهای خود بپوشانند که این کار برای آن است که آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نکشند (در امنیّت کامل باشند) ؛ خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است». احزاب(۳۳)، آیة ۵۹ همان گونه که ذکر گردید، حجاب و پوشش اسلامی برای مردان و زنان، تنها از کارکرد فردی برخوردار نیست و فقط برای سامان دهی خلقیّات و ملکات نفسانی آدمیان، مؤثر نمی باشد؛ بلکه از کارکرد اجتماعی نیز برخوردار است. حجاب، غرایز، التهاب های جسمی و معاشرت های بی بند و بار را کنترل کرده، بر تحکیم نظام خانواده می افزاید. همچنین از انحلال کانون مستحکم و پایدار زناشویی جلوگیری کرده، امنیّت اجتماعی را فراهم می سازد. حال اگر کسانی با نگرش دینی، اسلامی یا با رویکرد جامعه شناختی و روان شناسی به چنین کارکردها و تأثیرات مطلوب ـ به ویژه تأمین امنیّت اجتماعی پی ببرند ـ نه تنها هدفمندانه، زندگی می کنند؛ بلکه برای رفتارها و اندیشه هایشان دست به گزینش می زنند تا به اهداف متعالی الهی ـ انسانی دست یازند. از این رو به مورد حجاب نیز به عنوان راهبردی کارساز، جهت تأیید و ترویج ارزش های اجتماعی، تأمین کنندة سعادت آدمی و منشأ قرب الهی می نگرند. بنابراین پوشش اسلامی به منزله یک حفاظ ظاهری و باطنی در برابر افراد نامحرم، قلمداد می شود که مصونیت اخلاقی و خانوادگی و پیوند عمیق میان حجاب ظاهری و بازداری باطنی و از همه مهمّ تر امنیّت اجتماعی را فراهم می سازد و پیشینة آن به اندازه تاریخ آفرینش انسان است؛ چراکه پوشش و لباس هر بشری، پرچم کشور وجود او است. پرچمی که وی بر خانه وجودش نصب کرده و با آن اعلام می دارد که از کدام فرهنگ تبعیّت می کند. غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص ۴۰ در ادامه به بیان هدف و فلسفه این مصداق مهمّ اسلامی و رابطه فراگیر و تنگاتنگ آن با امنیّت اجتماعی از جنبه های مختلف می پردازیم: امنیّت اجتماعی، هدف اساسی وجوب حجاب با توجه به آیات قرآن مجید، به خوبی روشن می شود که هدف از تشریع وجوب حکم حجاب اسلامی، دستیابی به تزکیه نفس، طهارت، عفّت و پاکدامنی، جهت استحکام و گسترش امنیّت اجتماعی است: «و اِذا سَأَلْتُموهُنَّ مَتاعا فَسْئلوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُم أطْهَرُ لِقلوبِکُم و قُلُوبِهِنَّ؛». احزاب(۳۳)، ۵۳ چون نگاه نامحرم توسط مردان، باعث تحریک و تهییج جنسی آنان و در نتیجه منجر به فساد و ریشه کنی امنیّت اجتماعی می شود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، مردان را نیز امر به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر ایشان، حرام کرده است. در این باره از امام رضا(ع) نقل شده است: «حرّم النَّظَر الی شُعورِ النّساء المَحْجوبات بالاَزْواج و غَیْرهِنَّ مِنَ النّساء لما فیه مِنْ تَهْییجِ الرّجال و ما یَدْعوا التَّهْییج الی الفَساد و الدُّخول فیما لا یحلّ و لا یجمل»؛ بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۳۴ «نگاه به موهای زنان باحجاب ازدواج کرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمی انگیزد و آنان را به فساد فرامی خواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شایسته». از مجموع این گفتار به دست می آید که هدف از وجوب حجاب اسلامی ـ علاوه بر موارد مذکور ـ ایجاد صلاح و پیشگیری از فساد، جهت تأمین و گسترش امنیّت اجتماعی است. امنیّت اجتماعی، فلسفه حقیقی وجوب حجاب یکی از فلسفه های حقیقی وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونیّت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشیدن به امنیّت اجتماعی با توسعه آن است؛ زیرا نفس آدمی، دریایی موّاج از تمایلات و خواسته های او است که مهم ترین آنها به خوراکی ها، امور جنسی و مال و جاه و مقام، مربوط می شود و بدون شک بالاترین خواسته های مردان، تمایل به جنس زن است. در سخنان عرفا آمده است: «أعْظَمُ الشَّهْوَة، شَهْوَة النّساء»؛ محجة البیضاء، ج ۵، ص ۱۷۷ «بزرگ ترین خواسته های مرد، رغبت به زنان است». ارائه زیبایی ها و مواضع بدن زن، به شهوت و طمع مردان، دامن می زند و آنها را به یک کانون جدّی خطر، مبدّل می سازد که به سلب آرامش زن و امنیّت اجتماعی منتهی می گردد. آنچه می تواند از این نا امنی پیشگیری کند، پوشش زن از چشمان گرسنه نامحرمان است که با حجاب کامل اسلامی، عملی خواهد شد. پوشش دینی، پیام عفّت، شخصیّت و خداترسی زن مسلمان است و مردان جامعه، نه تنها به چنین بانویی چشم طمع نخواهند داشت که او را نیرویی بالفعل در هرچه سعت بخشیدن امنیّت اجتماعی دانسته و نجابتش را می ستایند. در این صورت زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تیر نگاه های زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهای اراذل جامعه در امان خواهد بود؛ بلکه امنیّت و آرامش درونی خود و اجتماع خویش را برقرار خواهد کرد. نکته معنوی و عرفانی قابل ذکر در این باب، پیام آسمانی، خطاب به زنان است: «ای زن! آگاه باش، دنیا خراب آبادی است که هر نقطه آن به مین های شیطان و نگاه های آلوده، ناامن گشته است. اما فرشته های حجاب در محفل انس و یاد خدا در امنیّتی بی نظیر به سر می برند که دیگران از طعم آن بی خبرند». محمدرضا اکبری، تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، ص ۱۴ ـ ۱۶ شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها پایه های تحقق امنیّت اجتماعی، در سایه سار حجاب بانوان پوششی که اسلام آن را به عنوان یک حکم شرعی اعلام کرده است، یک عمل ظاهری و گسسته از عوامل و پایه ها نیست؛ بلکه حجاب، خیمة عفاف بانوانی است که آن را بر پایه های خود استوار نموده و باعث ترویج ارزش امنیّت اجتماعی می گردند و به تحقق آن در جامعه اسلامی، کمک می کنند. این پایه های اساسی عبارت است از: ۱. ایمان به خدا و جهان آخرت؛ از مهم ترین عواملی که بانوان توسط آن به آرامش روحی و روانی دست یافته، امنیّت اجتماعی جامعه را فراهم می کنند، این است که وقتی زن به خدای تعالی و علم و حکمت او ایمان آورد و معتقد گردد احکامی که برای بشریّت تشریع کرده، بدون نقص و دارای آثار مطلوبی است، از حکم الهی حجاب استقبال کرده، امنیّت اجتماعی جامعه را تضمین می کند. ۲. تقوا؛ پرهیزکاری بانوان، ضامن تأمین امنیّت اجتماعی است و تا این پایه محکم معنوی در قلب بانوان شکل نگیرد، حجاب را نوعی محدودیّت برای خود قلمداد کرده و امنیّت اجتماعی انسان ها را تهدید می کند. خانمی که بداند تقوای الهی پادزهر بیماری دل ها است ـ که حجاب های تاریک جان را غرق می کند و لانه های هوس را برمی اندازد ـ آن را به کام جان خود می ریزد تا عالم جانش، گلستان گل های طاعت و تسلیم گردد و خیمه حجابش را برمی افروزد تا حافظ بوستان ارزش های خویشتن و آرامش درونی اجتماع خود شود. ۳. آگاهی؛ شناخت سیمای زن، حقیقت حجاب، فلسفه و آثار آن، از جمله پایه های مستحکم پوشش دینی و تبلور امنیّت اجتماعی است. وقتی خانمی به پاسخ درونی خود که چرا باید پوشیده باشم نایل شود، پایه های حجاب دینی در او شکل گرفته و با آگاهی کامل به امنیّت اجتماعی ارزش می بخشد و دوام آن را تضمین خواهد کرد. به طور کلّی، آگاهی زن نسبت به آثار مطلوب حجاب و مهم تر از آنها مسئلة امنیّت اجتماعی، باعث می شود که نه تنها احساس سنگینی از پدیده حجاب نکند؛ بلکه از آن به خوبی استقبال کرده، وسوسه های شیطانی را هیچ می انگارد و آرامش برونی و درونی اجتماع را وسعت می بخشد. همچنین این پیام اصیل و عرفانی را همیشه آویزة گوش های خود می گرداند: «خواهرم! سرزمین جانت را با خورشید آگاهی، روشن کن تا بر زوایای وجودت بتابد و آن چنان که هستی خود را بشناسی، آن گاه دریابی که حجاب باله های شنا به سوی سرچشمه هستی، امنیّت فردی و اجتماعی کامل است و پوشش های مهیّج، وزنه های سنگینی است که زن را غریق ژرفای مهیب دنیا کرده، امنیّت او و جامعه اش را برهم می زند». برگرفته از: مهدی سلطانی رنانی «مقاله حجاب و امنیّت اجتماعی» و بالاخره ممکن است برای برخی این سوال مطرح شود که مگه نه اینکه در قرآن داریم «لا اکراه فی الدین» (دین اجباری نیست) پس چرا در ایران داشتن پوشش حجاب اجباری است؟ در پاسخ گفتنی است : «لا اکراه» در اصل پذیرش دین است نه در پذیرش احکام آن، لذا فرموده است: «لا اکراه فى الدین» و الا معنى ندارد که کسى یک سیستم حقوقى یا اعتقادى را بپذیرد و یا عضو یک حزب یا سازمان شود ولى به مقررات آن پایبند نباشد. توضیح آن که شناخت معناى دقیق «لا اکراه فى الدین»، منوط به نگرشى جامع به آیات قرآن و مجموعه معارف آن است. مسلم است که در اسلام، احکام اجبارى فراوانى وجود دارد؛ مانند «حدود» و قوانین اجتماعى. این محدوده نیز، مشتمل بر احکام اکراهى فراوانى است. مسلما کسانى که حد بر آنان جارى مى شود، راضى به آن نیستند و... . ازاین رو باید در فهم ابتدایى از جمله «لا اکراه فى الدین» تجدید نظر کرد. معناى ظاهرى این آیه آن است که اصل پذیرش دین، قابل اکراه و اجبار نیست؛ یعنى، نمى توان کسى را به زور به پذیرش آیینی وادار نمود و یا عقیده اى را از او سلب کرد. بنابراین «عقیده» قابل تحمیل نیست؛ ولى این محدوده غیر از محدوده احکام است. توضیح این که: کلیه نظام هاى فکرى، براى خود نظامى اجتماعى را نیز طراحى مى کنند. در نظام هاى اجتماعى، اکراه و اجبار از ابزارهاى پیش بینى شده در کلیه نظام ها است؛ یعنى، در هر نظامى در مقوله هاى اجتماعى و حقوقى آن، جبر قانونى وجود دارد و بدون آن، جامعه قابل اداره و کنترل نیست. نظام هاى قضایى و نیروهاى انتظامى در همه نظام ها، امرى مقبول و معقول هستند. بنابراین بایستى محدوده عقیده را از محدوده عمل و حقوق جدا کرد. در حیطه «عقیده» اجبار راهى ندارد؛ ولى در حیطه عمل، آنچه که به نظم عمومی جامعه (Public order) مربوط می شود رفتارهای اجتماعی تحت نظارت و کنترل در آمده و احیانا با آن برخورد می شود. چنان که در تمامی جوامع قوانین و مقرراتی وضع می شود و همگان ملزم به رعایت آن می باشند. با این تفاوت که در برخی جوامع، تنها به رفاه عمومی و آسایش جسمی افراد جامعه توجه دارند و هر چه که اختلال در آسایش بدنی باشد، خلاف قانون شمرده می شود ولی در جامعه اسلامی افزون بر آسایش بدنی به حفظ ارزش های معنوی نیز توجه شده است و آنچه تأثیر سویی بر معنویت افراد جامعه دارد، خلاف قانون شمرده می شود. از جمله اموری که پی آمدهای ناخوشایندی در زندگی اجتماعی افراد دارد منکرات است. به همین جهت شارع مقدس، برای دور نگه داشتن جامعه از پی آمدهای سوء آنها امر به معروف و نهی از منکر را در سطح جامعه واجب کرده است. با مروری به شرایط و آداب امر به معروف و نهی از منکر روشن می شود که نهی از منکر در منکرات آشکار واجب است و آمر به معروف و ناهی از منکر، حق تجسس و تفتیش و دخالت در زندگی افراد را ندارد. خواست اسلام آن است که ظاهر جامعه از هر گناهی پیراسته باشد، اما داوری درباره درون انسان و یا کارهای ناشایستی که برخی مرتکب می شوند ولی آنها را نهان می دارند با خداست. بنا بر آنچه گفته شد، افزون بر این که در پذیرش شریعت اسلام اجباری نیست، پس از پذیرش آن نیز کسی حق تفتیش عقاید و تجسس در امور شخصی افراد را ندارد اما در صورتی که رفتار شخص در اجتماع با قوانین اجتماعی اسلام ناهماهنگ باشد همانند همه نظام های جهان، اسلام حق برخورد را با او برای خود با شیوه های گوناگون محفوظ می دارد. سوال:مگه نه اینکه در قرآن داریم «لا اکراه فی الدین» (دین اجباری نیست) پس چرا در ایران داشتن پوشش حجاب اجباری است؟ [کامل از کد۳۲۸۲۷] «لا اکراه» در اصل پذیرش دین است نه در پذیرش احکام آن، لذا فرموده است: «لا اکراه فى الدین» و الا معنى ندارد که کسى یک سیستم حقوقى یا اعتقادى را بپذیرد و یا عضو یک حزب یا سازمان شود ولى به مقررات آن پایبند نباشد. توضیح آن که شناخت معناى دقیق «لا اکراه فى الدین»، منوط به نگرشى جامع به آیات قرآن و مجموعه معارف آن است. مسلم است که در اسلام، احکام اجبارى فراوانى وجود دارد؛ مانند «حدود» و قوانین اجتماعى. این محدوده نیز، مشتمل بر احکام اکراهى فراوانى است. مسلما کسانى که حد بر آنان جارى مى شود، راضى به آن نیستند و... . ازاین رو باید در فهم ابتدایى از جمله «لا اکراه فى الدین» تجدید نظر کرد. معناى ظاهرى این آیه آن است که اصل پذیرش دین، قابل اکراه و اجبار نیست؛ یعنى، نمى توان کسى را به زور به پذیرش آیینی وادار نمود و یا عقیده اى را از او سلب کرد. بنابراین «عقیده» قابل تحمیل نیست؛ ولى این محدوده غیر از محدوده احکام است. توضیح این که: کلیه نظام هاى فکرى، براى خود نظامى اجتماعى را نیز طراحى مى کنند. در نظام هاى اجتماعى، اکراه و اجبار از ابزارهاى پیش بینى شده در کلیه نظام ها است؛ یعنى، در هر نظامى در مقوله هاى اجتماعى و حقوقى آن، جبر قانونى وجود دارد و بدون آن، جامعه قابل اداره و کنترل نیست. نظام هاى قضایى و نیروهاى انتظامى در همه نظام ها، امرى مقبول و معقول هستند. بنابراین بایستى محدوده عقیده را از محدوده عمل و حقوق جدا کرد. در حیطه «عقیده» اجبار راهى ندارد؛ ولى در حیطه عمل، آنچه که به نظم عمومی جامعه (Public order) مربوط می شود رفتارهای اجتماعی تحت نظارت و کنترل در آمده و احیانا با آن برخورد می شود. چنان که در تمامی جوامع قوانین و مقرراتی وضع می شود و همگان ملزم به رعایت آن می باشند. با این تفاوت که در برخی جوامع، تنها به رفاه عمومی و آسایش جسمی افراد جامعه توجه دارند و هر چه که اختلال در آسایش بدنی باشد، خلاف قانون شمرده می شود ولی در جامعه اسلامی افزون بر آسایش بدنی به حفظ ارزش های معنوی نیز توجه شده است و آنچه تأثیر سویی بر معنویت افراد جامعه دارد، خلاف قانون شمرده می شود. از جمله اموری که پی آمدهای ناخوشایندی در زندگی اجتماعی افراد دارد منکرات است. به همین جهت شارع مقدس، برای دور نگه داشتن جامعه از پی آمدهای سوء آنها امر به معروف و نهی از منکر را در سطح جامعه واجب کرده است. با مروری به شرایط و آداب امر به معروف و نهی از منکر روشن می شود که نهی از منکر در منکرات آشکار واجب است و آمر به معروف و ناهی از منکر، حق تجسس و تفتیش و دخالت در زندگی افراد را ندارد. خواست اسلام آن است که ظاهر جامعه از هر گناهی پیراسته باشد، اما داوری درباره درون انسان و یا کارهای ناشایستی که برخی مرتکب می شوند ولی آنها را نهان می دارند با خداست. بنا بر آنچه گفته شد، افزون بر این که در پذیرش شریعت اسلام اجباری نیست، پس از پذیرش آن نیز کسی حق تفتیش عقاید و تجسس در امور شخصی افراد را ندارد اما در صورتی که رفتار شخص در اجتماع با قوانین اجتماعی اسلام ناهماهنگ باشد همانند همه نظام های جهان، اسلام حق برخورد را با او برای خود با شیوه های گوناگون محفوظ می دارد. در مورد حجاب مسائل و موضوعات مختلفی نظیر تاریخچه آن در اقوام و ملل مختلف ، اهمیت و ضرورت حجاب بر اساس مبانی دینی و کارکرد های فردی و اجتماعی و آثار مختلفی که در سلامت فرد و جامعه دارد و...که به اختصار مطالبی بیان می شود :

تاریخچه حجاب:

لباس پوشیدن سابقه ای به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکی از مکاتب فکری که بر لزوم برهنه زیستی پای می فشارند،(۱) همه افراد به نوعی آن را تجربه می کنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردی و اجتماعی انسان، دست کم به سه نیاز وی پاسخ می دهد: - حفاظت در سرما و گرما و برف و باران - حفظ عفت و شرم - آراستگی، زیبایی و وقار این نوشتار به بررسی معنای حجاب اسلامی و دلیل های ضرورت آن می پردازد. «حدود پوشش در اسلام» و نیز نوع پوشش هایی که پیشوایان دین سفارش یا نکوهش کرده اند، در شماره های آینده بررسی خواهد شد.

رابطه حجاب و پوشش اسلامی

«حجاب» به معنای پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن و منع از وصول است.(۵) این واژه تنها به معنای پوشش ظاهری یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از دید مرد بیگانه است. بدین سبب، هر پوششی حجاب نیست. حجاب پوششی است که از طریق پشت پرده واقع شدن تحقق یابد؛ ولی بر خلاف تصور عموم و نیز آنچه مشهور است، آیه حجاب(۶) در قرآن «وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ...؛(۷) چون از زنان پیغمبر(ص) متاعی خواستید، از پس پرده بخواهید». درباره زنان آن حضرت و بیش تر به منظور مسائل سیاسی و اجتماعی فرود آمده است(۸) نه پوشش زن در مقابل نامحرم. به کارگیری کلمه «حجاب»(۹) در خصوص پوشش زن اصطلاحی نسبتاً جدید است و همین سبب گردیده بسیاری گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود؛(۱۰) یا مثل «ویل دورانت» بگویند: «این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان به شمار می رود»؛(۱۱) و یا مدّعی شوند حجاب به وسیله ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت کرده است؛ در حالی که آیات مربوط به حجاب (پوشش اسلامی زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ایرانیان نازل شده است. در عهد جاهلیت نیز - همان طور که ویل دورانت می گوید(۱۲) و کتب تفسیر شیعه و سنی(۱۳) تأیید می کند - اعراب چنین پوششی نداشتند و عادتشان تبرّج و خودنمایی بود که اسلام آن را ممنوع ساخت: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی .»(۱۴) آنچه از قدیم به ویژه نزد فقها در بحث نماز (کتاب الصلوة) و ازدواج (کتاب النکاح) رواج داشته، واژه «ستر» و «ساتر» به معنای پوشش و وسیله پوشش زن در مقابل نامحرمان بوده است. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامی بانوان به معنای حبس و زندانی کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیت های اجتماعی نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد و مشارکتش در فعالیت ها بر اصول انسانی و اسلامی استوار باشد.(۱۵)

ضرورت پوشش اسلامی در قرآن

پوشش اسلامی از احکام ضروری اسلام(۱۶) است و هیچ مسلمانی نمی تواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهی می دهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنی به اتّفاق به آن فتوا داده اند. همان طور که نماز و روزه به دورانی خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن بی دلیل و غیر کارشناسانه می نماید. خداوند متعال در آیه ۳۰ سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان می دهد از چشم چرانی اجتناب کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ. [ای پیامبر] به مردان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار برای پاکی و پاکیزگی شان بهتر است و خداوند بدانچه می کنند، آگاه است». «غضّ» در لغت عرب - چنان که مرحوم طبرسی در مجمع البیان(۱۷) و راغب اصفهانی در مفردات(۱۸) گفته اند - به معنای «کاستن» است و «غضّ بصر» یعنی کاهش دادن نگاه نه بستن چشم. البتّه متعلق این فعل و این که از چه چیز چشمان خود را فرو بندند، ذکر نشده است؛ امّا با توجّه به سیاق آیات، به ویژه آیه بعد، روشن می گردد مقصود آن است که خیره خیره زنان نامحرم را تماشا نکنند و از چشم چرانی(۱۹) بپرهیزند. از سوی دیگر، ممکن است مقصود از «حفظ فرج» در این آیه پاکدامنی و حفظ آن از آلودگی به زنا و فحشا باشد؛ ولی عقیده مفسران اولیه اسلام و نیز مفاد روایات از جمله سخن امام صادق(ع)(۲۰) این است که مراد از «حفظ فرج» در همه آیات قرآن کریم پاکدامنی و حفظ آن از آلودگی به فحشا است؛ جز در این دو آیه که به معنای حفظ از نظر و وجوب پوشش در مقابل نامحرم است. آنگاه خداوند متعال فلسفه این آموزه را نظافت و پاکی روح می داند و بر خلاف اهل جاهلیت قدیم و جدید - مانند «برتراند راسل» که این ممنوعیت را یک نوع محرومیت و اخلاق بی منطق و به اصطلاح «تابو» (تحریم های ترس آور رایج در میان ملل وحشی) می داند - می گوید: این پوشش به منظور طهارت روح بشر از این که پیوسته درباره مسائل مربوط به اسافل اعضا بیندیشد،(۲۱) واجب شده است. سپس در آیه بعد می فرماید: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ [ای پیامبر] به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز برای شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسری های خویش را به گریبان ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش ها پوشیده باشد و پاهاشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان می کنند، معلوم شود. ای بندگان مؤمن، همه به سوی خدا توبه کنید تا رستگار شوید». در این آیه خداوند تعالی، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر مردان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش می دهد: پوشیدگی سر و گردن؛ پوشاندن زینت ها. «خُمُر» جمع «خِمار» و به معنای روسری و سرپوش(۲۲) است. «جیوب» از واژه «جیب» به معنای قلب و سینه و گریبان است.(۲۳) در تفسیر مجمع البیان چنین می خوانیم: زنان مدینه اطراف روسری های خود را به پشت سر می انداختند و سینه و گردن و گوش های آنان آشکار می شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسری خود را به گریبان ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.(۲۴) فخر رازی یاد آور می شود: خداوند متعال با به کارگرفتن واژه های «ضَرب» و «عَلی » که مبالغه در القا را می رساند، در پی بیان لزوم پوشش کامل این نواحی است.(۲۵) ابن عبّاس در تفسیر این جمله می گوید: «یعنی زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند».(۲۶) برخی ادّعا می کنند، حجاب به معنای مقابله با برهنگی را قبول داریم؛ ولی در هیج جای قرآن از پوشش مو سخن به میان نیامده است؛ نا درستی این سخن آشکار می نماید؛ زیرا، با چشم پوشی از گفتار ابن عبّاس و نیز شأن نزول آیه، این واقعیت که زنان مسلمان حتّی قبل از نزول این آیه موهای خود را می پوشاندند و آشکار بودن گردن و گوش و زیر گلو و گردنشان تنها مشکل به شمار می آمد، تردیدناپذیر است. در آیه از رو سری سخن به میان آمده است، باید پرسید: آیا روسری جز آنچه بر سر می افکنند و موها را می پوشانند، معنایی دارد. افزون بر این، حکم میزان پوشش در روایات متعدد وارد شده است.(۲۷) اگر قرار باشد مانند برخی از صحابه یا گروهی روشنفکر مآبان جدید فقط به قرآن اکتفا کنیم، در کشف جزئیات ضروری ترین احکام مانند رکعات نماز نیز ناکام می مانیم. در خصوص «زینت» پرسشی مهم مطرح است. آیا مفهوم آن واژه «زیور» فارسی (زینت های جدا از بدن مانند جواهرات) را نیز در بر می گیرد یا تنها آرایش های متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل می شود.؟(۲۸) در پاسخ باید گفت: حکم کلی آن است که خودآرایی جایز و خودنمایی در مقابل نامحرم ممنوع است. آرایش امری فطری و طبیعی است(۲۹) و حسّ زیبایی دوستی سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگی بشر شمرده می شود. این گرایش طبیعی، افزون بر آن که آثار مثبت روانی در دیگران پدید می آورد، به تحقق آثار گرانبهای روانی در شخص آراسته نیز می انجامد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگی و پریشانی در نظام فکری و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایی نه دلیل وارستگی از قید نفس است و نه علامت بی اعتنایی به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزی و نظافت ظاهری، خود به خود شخصت افراد را در نگاه دیگران خوار می سازد و زبان طعن و توهین دشمن را می گشاید.(۳۰) بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهره گیری از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤکد و برنامه های روزانه مسلمانان است.(۳۱) حضرت امام حسن مجتبی(ع) بهترین جامه های خود را در نماز می پوشید و در پاسخ کسانی که سبب این کار را می پرسیدند، می فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّی ؛ خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد. پس خود را برای پروردگارم زیبا می سازم».(۳۲) بنابراین، خداوند زینت و خودآرایی را نهی نمی کند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایی و تحریک و تهییج به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعی است؛ چنان که می فرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی .»(۳۳) و نیز می فرماید: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ.»(۳۴) این آیه زنان عرب را که معمولاً خلخال به پا می کردند و برای این که بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پای خود را محکم به زمین می کوفتند، از این کار نهی می کند. فقیه بزرگوار علامه مطهری می گوید: «از این دستور می توان فهمید هر چیزی که موجب جلب توجّه مردان می گردد، مانند استعمال عطرهای تند و همچنین آرایش های جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور کلی زن در معاشرت، نباید کاری بکند که موجب تحریک و تهیج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.»(۳۵) در آیه ۳۱ سوره نور می فرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها». زینت های زن دو گونه است: یک نوع زینتی که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست؛ و نوع دیگر زینتی که پنهان است مگر آن که عمداً بخواهد آن را آشکار سازد؛ مانند گوشوار و گردن بند. پوشانیدن این نوع زینت واجب است. البتّه استثناهایی دارد که بعداً بیان خواهد شد.(۳۶) قرآن کریم، با همین معیار، در خصوص پوشش بانوان سالمند و از کار افتاده که امید زناشویی ندارند، سهل گیری کرده، به آن ها اجازه داده است روی سرها را برگیرند؛(۳۷) ولی در عین حال آن ها نیز اجازه خودنمایی و تهییج ندارند: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ».(۳۸) آیات دیگری که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامی و فلسفه آن را بیان می کنند، چنین است: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً. ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش های (روسری و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این برای آن که شناخته گردند و اذیت نشوند، [به احتیاط] نزدیک تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است.(۳۹) با این حال، ممکن است گروهی از اراذل و اوباش به هتک حیثیت زنان مؤمن ادامه دهند. در این صورت، حاکم اسلامی وظیفه دارد با شدت تمام با این افراد بیمار دل برخورد کند. بنابراین، مسأله حفظ پوشش و عدم مزاحمت برای بانوان تنها یک توصیه اخلاقی نیست و حکمی اسلامی و حکومتی به شمار می آید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً؛ اگر منافقان و بیماردلان و کسانی که در شهر نگرانی به وجود می آورند، از کارهای خود دست برندارند، ما تو را علیه آن ها بر خواهیم انگیخت و تو را سخت بر آنان مسلط می کنیم تا جز مدتی اندک در همسایگی تو زندگی نکنند؛ از رحمت خدا دور گردیدند و هر کجا یافت شوند دستگیر و به سختی گشته خواهند شد»(۴۰) در این آیات، سه مطلب مهم قابل توجّه می نماید: جلباب چیست و نزدیک کردن آن یعنی چه؟ فلسفه پوشش اسلامی مجازات افراد مزاحم چه نوع پوششی توصیه شده است؟ در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آنچه، با توجّه به کتب لغت(۴۲) و گفتار مفسران شیعه مانند علامه طباطبایی(۴۳) و فیض کاشانی(۴۴) و اهل سنّت مانند قرطبی(۴۵) صحیح تر به نظر می رسد، آن است که «جلباب» ملحفه و پوششی چادر مانند است نه روسری و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روایت شده که منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه ای است که همه بدن را می پوشاند. ضمناً همان طور که مفسران بزرگ مانند شیخ طوسی و طبرسی فرموده اند، در گذشته دو نوع روسری برای زنان معمول بود: روسری های کوچک که آن ها را «خِمار» یا «مقنعه» می نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده می کردند؛ و روسری های بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار می آمد. زنان با این روسری بزرگ که جلباب خوانده می شد و از «مقنعه» بزرگ تر و از «رداء» کوچک تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را می پوشاندند.(۴۶) نزدیک ساختن جلباب - «یدنین علیهنّ من جلابیبهنّ» - کنایه از پوشیدن چهره و سر و گردن با آن است.(۴۷) یعنی چنان نباشد که چادر یا رو پوش های بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشریفاتی و رسمی داشته باشدو همه پیکرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند که نشان دهد اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند؛ از نگاه چشم های نامحرم نمی پرهیزند و از مصادیق «کاسیات عاریات»(۴۸) شمرده می شوند. قرآن فرمان می دهد: بانوان با مراقبت جامه شان را بر خود گیرند و آن را رها نکنند تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار می آیند. تعلیل پایانی آیه نیز بیانگر همین امر است؛ یعنی آن پوششی مطلوب است که خود به خود دورباش ایجاد می کند و ناپاکدلان را نومید می سازد.(۴۹)

۲. چرا پوشش ضرورت دارد؟

خداوند متعال درباره علت ضرورت پوشش اسلامی می فرماید: «ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ.» برخی این آیه را چنین معنا کرده اند: «بدین وسیله شناخته می شوند آزادند نه کنیز؛ پس با آزار و تعقیب جوانان رو به رو نمی شوند. بنابراین، در عصر حاضر که مسأله بردگی از میان گرفته، این حکم نیز منتفی می شود؛ ولی باید گفت:(۵۰) ایجاد مزاحمت و آزار کنیزان نیز روا نیست. حقیقت آن است که وقتی زن پوشیده و با وقار از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاک دامنی را رعایت کند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتک حیثیت او را در خود نمی یابند. بیمار دلانی که در پی شکار می گردند، فرد دارای حریم را شکاری مناسب نمی بینند. در روایات آمده است: «المرأة ریحانه؛(۵۱) زن همچون ریحانه یا شاخه گلی ظریف است.» بی تردید اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین مصون نمی ماند. قرآن کریم، زنان ایده آل را که در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه می کند: «کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ.»(۵۲) افزون بر این، گاه آن ها را به جواهرات اصیلی چون یاقوت و مرجان که جواهر فروشان در پوششی ویژه قرار می دهند تا همچون جواهرات بَدَلی به آسانی در دسترس این و آن قرار نگیرند و ارزش و قدرشان کاستی نپذیرد، تشبیه می کند.(۵۳) بر این اساس، مرحوم علامه طباطبایی(۵۴) همین تفسیر را بر می گزیند. استاد شهید مطهری در این باره می فرماید: «حرکات و سکنات انسان گاهی زبان دار است. گاهی وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بی زبانی می گوید: دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن؛ گاهی بر عکس، با زبان بی زبانی می گوید: دست تعرّض از این حریم کوتاه است.»(۵۵) پی نوشت ها: ۱. انسانیت از دیدگاه اسلامی، مصطفوی، ص ۱۲۹. ۲. نحل (۱۶): ۸۰. ۳. سوره نور (۲۴): ۳۱ و ۳۰ و ۵۹؛ احزاب (۳۳): ۵۹ و ۶۰. ۴. سوره اعراف (۷): ۲۶. ۵. ر. ک: المفردات فی غرائب القرآن، راغب اصفهانی و قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی. ۶. در اصطلاح تاریخ و حدیث اسلامی، هر جا نام «آیه حجاب آمده است مقصود این است نه آیات سوره نور که در خصوص پوشش اسلامی است. ۷. احزاب (۳۳): ۵۳. ۸. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، ص ۷۴. ۹. واژه حجاب هفت بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ ولی هرگز به معنای حجابِ اسلامی مصطلح نیست. ۱۰. مسأله حجاب، ص ۷۳. ۱۱. تاریخ تمدن؛ ویل دورانت، مترجمان احمد آرام (و دیگران)، ج ۱، ص ۴۳۳ و ۴۳۴. ۱۲. مسأله حجاب، ص ۲۲. ۱۳. ر. ک: تفاسیر مجمع البیان (طبرسی) و کشّاف (ز مخشری) ذیل آیات ۳۳ احزاب و ۶۰ نور. ۱۴. سوره احزاب (۳۳): ۳۳. ۱۵. مسأله حجاب، ص ۷۳. نیز ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۰۱ - ۴۰۳. ۱۶. اصل قانون حجاب اسلامی، صرفاً از ضروریات فقه نیست؛ بلکه از ضروریات دین مبین است؛ چه این که نصّ صریح قرآن بر آن گواهی می دهد و تنها ظهور آیات قرآن دلیل بر آن نیست تا جای اختلاف برداشت و محل تردید باشد. ۱۷. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج ۷ - ۸، ص ۲۱۶. ۱۸. المفردات فی غریب القرآن؛ راغب اصفهانی، ص ۳۶۱. ۱۹. مسأله حجاب، ص ۱۲۵ - ۱۲۸. ۲۰. تفسیر مجمع البیان، ص ۲۱۶ و ۲۱۷. ۲۱. مسأله حجاب، ص ۱۲۹. ۲۲. المفردات فی غرائب القرآن، ص ۱۵۹؛ مجمع البیان، ص ۲۱۷. ۲۳. مجمع البیان، ص ۲۱۷. ۲۴. همان. ۲۵. التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص ۱۷۹. ۲۶. مجمع البیان، ص ۲۱۷. (قال ابن عبّاس: تفطّی شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها). ۲۷. ر. ک: تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ج ۳، ص ۴۳۰ و ۴۳۱. ۲۸. مسأله حجاب، ص ۱۳۱. ۲۹. علامه طباطبائی(ره) در تفسیر آیه ۳۲ سوره اعراف می فرماید: خدای متعال در این آیه زینت هایی را معرفی می کند که برای بندگان ایجاد و آنان را فطرتاً به وجود آن زینت ها و استعمال و استفاده از آن ها ملهم کرده است؛ و روشن است که فطرت جز به چیزهایی که وجود و بقای انسان نیازمند آن است، الهام نمی کند. (ر. ک: المیزان، ج ۸، ص ۷۹) ۳۰. آیین بهزیستی در اسلام، احمد صبور اردوبادی، ج ۱ (جنس پوشاک)، ص ۵۷. ۳۱. حلیة المتقین، محمدباقر مجلسی، ص ۳ - ۵ و ۱۰ - ۱۲ و ۹۱ - ۱۰۷. ۳۲. مجمع البیان، ج ۴ - ۳، ص ۶۷۳. ۳۳. سوره احزاب(۳۳): ۳۳. ۳۴. سوره نور(۲۴): ۳۱. ۳۵. مسأله حجاب، ص ۱۴۶ - ۱۴۷. ۳۶. ر. ک: تفسیر الصافی، ج ۳، ص ۴۳۰ و ۴۳۱. ۳۷. وسایل الشیعه، حر عاملی، ج ۱۴، ص ۱۴۰. ۳۸. سوره نور (۲۴): ۶۰. ۳۹. سوره احزاب(۳۳): ۵۹. ۴۰. سوره احزاب (۳۳): ۶۰ و ۶۱. ۴۱. مجازات این گونه افراد از نظر اسلام بسیار شدید است و بعد از ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر، چنانچه این بیماردلان از عمل زشت خویش دست برندارند، باید از جامعه اسلامی تبعید شوند؛(مسأله حجاب، ص ۱۶۴) و در صورت استمرار، در ردیف محاربان با حکومت اسلامی جای می گیرند و به حکم قرآن اعدام می گردند. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۳۶۱ و ۳۶۲) ۴۲. ر. ک: مسأله حجاب، ص ۱۵۸ و ۱۵۹؛ قاموس قرآن، قرشی، ج ۲، ص ۴۱ و ۴۲. (این کتاب ها کلمات اهل لغت را ذکر کرده اند؛ مانند تعبیر به «الجلباب: القمیص أوالثواب الواسع» یا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطّی به المرأة رأسها و صدرها) ۴۳. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۳۶۱. (هو ثوب تشتمل به المرأة فیغطّی جمیع بدنها) ۴۴. تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ج ۴، ص ۲۰۳. ۴۵. الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج ۱۴؛ ص ۱۵۶. ۴۶. درباره جلباب گفته اند: آن روسری خاصی که بانوان هنگامی که برای کاری به خارج از منزل می روند، سر و روی خود را با آن می پوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذی یفطّی رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبیان فی تفسیر القرآن، طوسی ج ۸، ص ۳۶۱؛ مجمع البیان، ج ۸ - ۷، ص ۵۷۸) ۴۷. مجمع البیان، ص ۵۸۰؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۳۶۱. ۴۸. زنانی که ظاهراً پوشیده هستند ولی در واقع برهنه اند، روی عن رسول اللّه(ص): صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سیاط کأذناب البقر یضربون بها الناس و نساء کاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ کأسنمة البُخت المائلة....» (میزان الحکمة، ری شهری، ج ۲، ص ۲۵۹) ۴۹. مسأله حجاب، ص ۱۶۰ و ۱۶۱. ۵۰. آسیب شناسی حجاب، ص ۱۹ ۵۱. وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۱۲۰. ۵۲. سوره واقعه(۵۶): ۲۳. ۵۳. گستره عفاف به گستردگی زندگی، حمیده عامری، کتاب زنان، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش ۱۲، ص ۱۱۷. ۵۴. المیزان، ج ۸، ص ۳۶۱. ۵۵. مسأله حجاب، ص ۱۶۳. کارکردهای فردی و اجتماعی حجاب برای حجاب کارکردهایی در دو حوزه فردی و اجتماعی، قابل تصوّر است: الف. کارکردهای فردی؛ همچون: پاسخ گویی به نیاز فطری «خوداستتاری» و تأمین امنیّت در برابر گرما و سرما و... . ب. کارکردهای اجتماعی؛ مانند: هویّت بخشی و ایجاد امنیّت اجتماعی و... . زن با عنصر حجاب اسلامی، نه تنها به تهذیب، تزکیة نفس و ملکات نفسانی پرداخته و قرب الهی را فراهم می سازد؛ بلکه باعث گسترش روزافزون امنیّت اجتماعی و ایجاد زمینه ای جهت رشد معنوی مردان می گردد. خداوند سبحان، خطاب به پیامبر خود می فرماید: «به مردان مؤمن بگو: تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان، بهتر است». نور(۵۴)، آیة ۳۰. همچنین می فرماید: «به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو: خویشتن را با چادرهای خود بپوشانند که این کار برای آن است که آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نکشند (در امنیّت کامل باشند) ؛ خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است». احزاب(۳۳)، آیة ۵۹ همان گونه که ذکر گردید، حجاب و پوشش اسلامی برای مردان و زنان، تنها از کارکرد فردی برخوردار نیست و فقط برای سامان دهی خلقیّات و ملکات نفسانی آدمیان، مؤثر نمی باشد؛ بلکه از کارکرد اجتماعی نیز برخوردار است. حجاب، غرایز، التهاب های جسمی و معاشرت های بی بند و بار را کنترل کرده، بر تحکیم نظام خانواده می افزاید. همچنین از انحلال کانون مستحکم و پایدار زناشویی جلوگیری کرده، امنیّت اجتماعی را فراهم می سازد. حال اگر کسانی با نگرش دینی، اسلامی یا با رویکرد جامعه شناختی و روان شناسی به چنین کارکردها و تأثیرات مطلوب ـ به ویژه تأمین امنیّت اجتماعی پی ببرند ـ نه تنها هدفمندانه، زندگی می کنند؛ بلکه برای رفتارها و اندیشه هایشان دست به گزینش می زنند تا به اهداف متعالی الهی ـ انسانی دست یازند. از این رو به مورد حجاب نیز به عنوان راهبردی کارساز، جهت تأیید و ترویج ارزش های اجتماعی، تأمین کنندة سعادت آدمی و منشأ قرب الهی می نگرند. بنابراین پوشش اسلامی به منزله یک حفاظ ظاهری و باطنی در برابر افراد نامحرم، قلمداد می شود که مصونیت اخلاقی و خانوادگی و پیوند عمیق میان حجاب ظاهری و بازداری باطنی و از همه مهمّ تر امنیّت اجتماعی را فراهم می سازد و پیشینة آن به اندازه تاریخ آفرینش انسان است؛ چراکه پوشش و لباس هر بشری، پرچم کشور وجود او است. پرچمی که وی بر خانه وجودش نصب کرده و با آن اعلام می دارد که از کدام فرهنگ تبعیّت می کند. غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص ۴۰ در ادامه به بیان هدف و فلسفه این مصداق مهمّ اسلامی و رابطه فراگیر و تنگاتنگ آن با امنیّت اجتماعی از جنبه های مختلف می پردازیم: امنیّت اجتماعی، هدف اساسی وجوب حجاب با توجه به آیات قرآن مجید، به خوبی روشن می شود که هدف از تشریع وجوب حکم حجاب اسلامی، دستیابی به تزکیه نفس، طهارت، عفّت و پاکدامنی، جهت استحکام و گسترش امنیّت اجتماعی است: «و اِذا سَأَلْتُموهُنَّ مَتاعا فَسْئلوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُم أطْهَرُ لِقلوبِکُم و قُلُوبِهِنَّ؛». احزاب(۳۳)، ۵۳ چون نگاه نامحرم توسط مردان، باعث تحریک و تهییج جنسی آنان و در نتیجه منجر به فساد و ریشه کنی امنیّت اجتماعی می شود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، مردان را نیز امر به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر ایشان، حرام کرده است. در این باره از امام رضا(ع) نقل شده است: «حرّم النَّظَر الی شُعورِ النّساء المَحْجوبات بالاَزْواج و غَیْرهِنَّ مِنَ النّساء لما فیه مِنْ تَهْییجِ الرّجال و ما یَدْعوا التَّهْییج الی الفَساد و الدُّخول فیما لا یحلّ و لا یجمل»؛ بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۳۴ «نگاه به موهای زنان باحجاب ازدواج کرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمی انگیزد و آنان را به فساد فرامی خواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شایسته». از مجموع این گفتار به دست می آید که هدف از وجوب حجاب اسلامی ـ علاوه بر موارد مذکور ـ ایجاد صلاح و پیشگیری از فساد، جهت تأمین و گسترش امنیّت اجتماعی است. امنیّت اجتماعی، فلسفه حقیقی وجوب حجاب یکی از فلسفه های حقیقی وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونیّت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشیدن به امنیّت اجتماعی با توسعه آن است؛ زیرا نفس آدمی، دریایی موّاج از تمایلات و خواسته های او است که مهم ترین آنها به خوراکی ها، امور جنسی و مال و جاه و مقام، مربوط می شود و بدون شک بالاترین خواسته های مردان، تمایل به جنس زن است. در سخنان عرفا آمده است: «أعْظَمُ الشَّهْوَة، شَهْوَة النّساء»؛ محجة البیضاء، ج ۵، ص ۱۷۷ «بزرگ ترین خواسته های مرد، رغبت به زنان است». ارائه زیبایی ها و مواضع بدن زن، به شهوت و طمع مردان، دامن می زند و آنها را به یک کانون جدّی خطر، مبدّل می سازد که به سلب آرامش زن و امنیّت اجتماعی منتهی می گردد. آنچه می تواند از این نا امنی پیشگیری کند، پوشش زن از چشمان گرسنه نامحرمان است که با حجاب کامل اسلامی، عملی خواهد شد. پوشش دینی، پیام عفّت، شخصیّت و خداترسی زن مسلمان است و مردان جامعه، نه تنها به چنین بانویی چشم طمع نخواهند داشت که او را نیرویی بالفعل در هرچه سعت بخشیدن امنیّت اجتماعی دانسته و نجابتش را می ستایند. در این صورت زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تیر نگاه های زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهای اراذل جامعه در امان خواهد بود؛ بلکه امنیّت و آرامش درونی خود و اجتماع خویش را برقرار خواهد کرد. نکته معنوی و عرفانی قابل ذکر در این باب، پیام آسمانی، خطاب به زنان است: «ای زن! آگاه باش، دنیا خراب آبادی است که هر نقطه آن به مین های شیطان و نگاه های آلوده، ناامن گشته است. اما فرشته های حجاب در محفل انس و یاد خدا در امنیّتی بی نظیر به سر می برند که دیگران از طعم آن بی خبرند». محمدرضا اکبری، تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، ص ۱۴ ـ ۱۶ شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها پایه های تحقق امنیّت اجتماعی، در سایه سار حجاب بانوان پوششی که اسلام آن را به عنوان یک حکم شرعی اعلام کرده است، یک عمل ظاهری و گسسته از عوامل و پایه ها نیست؛ بلکه حجاب، خیمة عفاف بانوانی است که آن را بر پایه های خود استوار نموده و باعث ترویج ارزش امنیّت اجتماعی می گردند و به تحقق آن در جامعه اسلامی، کمک می کنند. این پایه های اساسی عبارت است از: ۱. ایمان به خدا و جهان آخرت؛ از مهم ترین عواملی که بانوان توسط آن به آرامش روحی و روانی دست یافته، امنیّت اجتماعی جامعه را فراهم می کنند، این است که وقتی زن به خدای تعالی و علم و حکمت او ایمان آورد و معتقد گردد احکامی که برای بشریّت تشریع کرده، بدون نقص و دارای آثار مطلوبی است، از حکم الهی حجاب استقبال کرده، امنیّت اجتماعی جامعه را تضمین می کند. ۲. تقوا؛ پرهیزکاری بانوان، ضامن تأمین امنیّت اجتماعی است و تا این پایه محکم معنوی در قلب بانوان شکل نگیرد، حجاب را نوعی محدودیّت برای خود قلمداد کرده و امنیّت اجتماعی انسان ها را تهدید می کند. خانمی که بداند تقوای الهی پادزهر بیماری دل ها است ـ که حجاب های تاریک جان را غرق می کند و لانه های هوس را برمی اندازد ـ آن را به کام جان خود می ریزد تا عالم جانش، گلستان گل های طاعت و تسلیم گردد و خیمه حجابش را برمی افروزد تا حافظ بوستان ارزش های خویشتن و آرامش درونی اجتماع خود شود. ۳. آگاهی؛ شناخت سیمای زن، حقیقت حجاب، فلسفه و آثار آن، از جمله پایه های مستحکم پوشش دینی و تبلور امنیّت اجتماعی است. وقتی خانمی به پاسخ درونی خود که چرا باید پوشیده باشم نایل شود، پایه های حجاب دینی در او شکل گرفته و با آگاهی کامل به امنیّت اجتماعی ارزش می بخشد و دوام آن را تضمین خواهد کرد. به طور کلّی، آگاهی زن نسبت به آثار مطلوب حجاب و مهم تر از آنها مسئلة امنیّت اجتماعی، باعث می شود که نه تنها احساس سنگینی از پدیده حجاب نکند؛ بلکه از آن به خوبی استقبال کرده، وسوسه های شیطانی را هیچ می انگارد و آرامش برونی و درونی اجتماع را وسعت می بخشد. همچنین این پیام اصیل و عرفانی را همیشه آویزة گوش های خود می گرداند: «خواهرم! سرزمین جانت را با خورشید آگاهی، روشن کن تا بر زوایای وجودت بتابد و آن چنان که هستی خود را بشناسی، آن گاه دریابی که حجاب باله های شنا به سوی سرچشمه هستی، امنیّت فردی و اجتماعی کامل است و پوشش های مهیّج، وزنه های سنگینی است که زن را غریق ژرفای مهیب دنیا کرده، امنیّت او و جامعه اش را برهم می زند». برگرفته از: مهدی سلطانی رنانی «مقاله حجاب و امنیّت اجتماعی» سوال:آیا بی حجابی در جامعه حق الناس است؟ اگر نیست: مگه افراد بی حجاب جو و محیط جامعه رو خراب نمی کنند و مقدمات گناه رو برای مردان فراهم نمی کنند؟ این کار حق الناس به حساب نمی آید توضیح بیشتر در مورد معضل بد حجابی و بی بند و باری در جامعه این است که معضل بد حجابی و بی عفتی در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد که باید آن عوامل را در جامعه مورد شناسایى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حساب شده انجام داد. بر این اساس عوامل بدحجابى در جامعه به دو دسته تقسیم مى شود:

الف) عوامل درونى:

منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفه هایى است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشى از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى حاکم بر آن است. مهم ترین آنها عبارت است از: ۱. از نظر انسان شناختى و روان شناختى انسان موجودى است که داراى قدرت اختیار مى باشد، یعنى، هم توانایى انتخاب راه درست و طى کردن مراتب کمال انسانى را دارد و هم توانایى پیروى از امیال و هواهاى نفسانى و طى کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن مى فرماید:«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»، (انسان، آیه ۳). بر این اساس در جامعه اى مانند جامعه اسلامى ما ـ که بسیارى از احکام، ارزش ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبیین شده و جاى هیچگونه عذر و بهانه اى نیست ـ بعضى از احکام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد نادیده گرفته مى شود، به این اصل و عنصر روان شناختى باز مى گردد. به عبارت دیگر یکى از مهم ترین عوامل بدحجابى در جامعه، پیروى از هواهاى نفسانى است که خود ناشى از ضعف ایمان و تقوا، تزلزل شخصیت و بی هویتی است و... مى باشد و در مظاهرى از قبیل تجمل گرایى، خودنمایى در مقابل بیگانگان و... نمود پیدا مى کند. در بسیاری از موارد خودباختگی و تزلزل شخصیت و عدم اعتماد به نفس موجب تقلید و تظاهر به رفتارهای ناصحیح دیگران می گردد. بر اثر خودباختگی ملاک در کرامت و شایستگی اجتماعی را محبوب بودن و مطرح بودن در چشم دیگران می دانند. البته اگر انسان با تقوا و پاکدامن و مقید به رعایت ارزش های الهی باشد هم محبوب خواهد بود و هم در چشم و دل و زبان اولیاء مطرح خواهد بود، لیکن این مسأله نیاز به خودباوری و ایمان قوی و انگیزه های عالی و معرفت صحیح از حیات طیبه دارد. چنین انسانی برای خود رسالتی عظیم را قایل است که به رفتارهای او جهت می دهد. یکى از راه های اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان شناختى آن و تقویت ایمان و تقواى افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجراىاحکام الهى و موازین و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى باشد. قرآن کریم مى فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقومٍ حتى یغیروا ما بأنفسهم...»؛ خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییرنمى دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند، (رعد، آیه ۱۱). این عامل درونی اختصاص به جامعه ای خاص یا پیروان دین مخصوصی ندارد اما در هر جامعه ای عوامل تشدید کننده یا کنترل کننده وجود دارد که باید پیشینه تاریخی و وضعیت فرهنگی را بررسی کرد. در خصوص جامعه ایرانی به ریشه های تاریخی آن اشاره می کنیم. ۲. ریشه هاى تاریخى این مسأله که به اقدامات رژیم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بى بند و بارى و کشف حجاب بر مى گردد، که توانست بخشى از جامعه ما را دچار این انحراف کند و بى حجابى را در خانواده ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش این معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادى کنترل شد؛ ولى به دلایل متعددى، رگه ها و ریشه هاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوباره مجال ظهور و بروز پیدا کرد. ۳. کوتاهى و بى توجهى برخى از مسؤولان فرهنگى کشور در تثبیت ارزش ها و احکام اسلامى و تعمیق بخشیدن به آن، از وسایل دیگر گسترش بدحجابى است. گفتنى است که به علت وجود مشکلات ناشى از تثبیت انقلاب اسلامى، جنگ تحمیلى، فشارهاى خارجى محاصره هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى و... باعث شد که بیشترین وقت و انرژى مسؤولان و دستگاه هاى دولتى به این امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راه کارها و برنامه هایى در جهت تثبیت و تعمیق ارزش ها و احکام اسلامى مبذول نگردد. ۴. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال ۱۳۶۸ (از قبیل سیاست هاى پولى و ارزى و...) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش هاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدرک گرایى، تجمل پرستى و...گردید. ۵. عملکرد منفى و نامطلوب برخى از دستگاه هاى فرهنگى (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال هاى اخیر) و میدان دادن به افراد و عناصرى که هیچ اعتقادى به نظام اسلامى ندارند و با استفاد از تسهیلات مادى و معنوى وزارت ارشاد و فضاى باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترویج فرهنگ فاسد منحط دوران پهلوى و ارزشهاى حاکم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگى کشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه اى که مقام معظم رهبرى هشدارهاى شدید به مسئولین فرهنگى داده، نارضایتى خود را از عملکرد وزارت ارشاد اعلام نمودند که در نهایت منجر به استعفاى وزیر ارشاد گردید. ۶. برخى از افراط و تفریطهایى که در سالهاى اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبیل استفاده روشهاى خشونت آمیز و فیزیکى و... باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینى به این حکم الهى گردید. ۷. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهى از منکر یا نظارت ملى به صورت فراگیر و گسترده و نظام مند از طرف آحاد جامعه، که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنى و... شمرده شده است. ۸. مشکلات اقتصادی و اجتماعی در زمینه اشتغال، مسکن و ازدواج نیز هر کدام می تواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم در بروز این پدیده در افراد خصوصا با توجه به تغییر جو ارزشی جامعه، مؤثر باشد. ۹. عدم طراحی مدها و الگوهای لباسی جذاب و مناسب با ویژگی های ملی و اسلامی کشورمان نیز در این موضوع دخیل است.

ب) عوامل بیرونى:

مهمترین عامل بیرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش هاى اسلامى و ملّى ما، براى بى هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهاى عقیدتى در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامى در ایران با استفاده از پیشرفته ترین وسایل تکنولوژى ـاعم از نرم افزارى و سخت افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه هاى فرهنگى و اقتصادى و... در جهت حاکم نمودن فرهنگ و ارزش ها و مظاهر تمدن غرب. مجموعه عوامل فوق سبب گردیده که متأسفانه علیرغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بد حجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد. اما در مورد راه هاى برخورد و مقابله با این پدیده زشت دو راهکار قابل پیش بینى مى باشد: ۱. راهکارهاى فیزیکى و برخورد از موضع قدرت با متخلفین البته این برخورد باید حساب شده و هنجارمند باشد. ۲. کار بنیادى فرهنگى. مسلما برخورد با این پدیده به صورت فیزیکى و از طریق دستگاههاى دولتى ( به غیر از دستگاه های فرهنگی دولتی) بسیار دشوار و تا حدّى ناممکن است. زیرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامى صرفا بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت ولزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فواید و برکات اجراى این فریضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و... را با کار فرهنگى مستمر عمیق و ریشه اى با استفاده از دستگاههاى فرهنگى و رسانه هاى جمعى و مطبوعات و... به زیباترین و بهترین صورت، ارائه دلیل و برهان، ثابت کنیم و یا این که در زمینه پوشش نتوانیم مد و الگویی صحیح و مناسب با معیارهای فرهنگی ملی و اسلامی کشورمان به جوانان عرضه کنیم و همچنین اگر دستگاه های فرهنگی از وزارت ارشاد گرفته تا صدا و سیما به جای تعمیق و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف خدای ناکرده دچار کم توجهی شده و یا برنامه هایی مغایر با یان ارزش ها به نسل جوان ارائه کنند، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلامیمان باشیم. عامل مهم دیگرى که مى تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعى یارى نماید اهتمام جدى جامعه و دانشجویان به انجام فریضه امر به معروف و نهى از منکر است. بدیهى است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدى وارد عمل شود و این فریضه الهى را منطبق با شرایط و مراتبى که در شرع مقدس معین گردیده، عملى سازد دستگاه هاى فرهنگى و مراکز موجود در دانشگاه ها نیز بهتر مى توانند در حل این معضل اجتماعى اقدام نمایند و ضمن تشویق و ترغیب دانشجویان به انجام شؤونات اسلامى، راه کارها و اقدامات بنیادى فرهنگى را در جهت گسترش ارزش هاى اسلامى در بین دانشجویان فراهم سازند. به امید روزى که با همکارى مسؤولین و دانشجویان شاهد محیطى سرشار از پاکىو صفا و اهتمام جدى به رعایت ارزش هاى اسلامى در دانشگاه ها باشیم، ان شاءالله. ناگفته نماند بسیاری از ناهنجارهای اجتماعی از جمله بدحجابی به بی سامانی اقتصادی نیز گره خورده است، معضل بیکاری، تورم و... مولد بسیاری از مفاسد اجتماعی هستند که ظهور و بروز آن در شکل های مختلف صورت می پذیرد. از این رو نظام اسلامی و همه علاقه مندان به این نظام مقدس باید در جهت کارآمدی نظام و حل معضلات اقتصادی و اجتماعی تلاش جدی انجام دهند. فرمایشات و رهنمودهای مقام معظم رهبری در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی و اجتماعی به شکل قاطع و نیز نهضت خدمت رسانی به مردم، در این راستا ارزیابی می شود. سوال:بدحجابی و بی حجابی و افزایش فساد ناشی از چه گناه در بین مسلمین هست؟ دغدغه های شما دانشجوی گرامی را در قبال نظام و جامعه اسلامیمان می ستاییم و ارج می نهیم. متاسفانه بی حجابی و رعایت نکردن برخی از ظواهر اسلامی در جامعه ما کم و بیش وجود دارد. و این فاجعه ی بزرگی است که همه ی کسانی که آن را درک کرده و از توانایی تاثیر گذاری برخوردارند ؛ باید به نوبه خود به فکر چاره بوده و جهت حفظ سلامت اجتماع و دست یابی به آثار گرانبهای تحقق احکام اسلامی ، ضمن شناسایی علل و ریشه ها ، راهکارهای منطقی لازم را اتخاذ و عملی سازند. در رابطه با پرسش گفتنی است ؛

یکم . حجاب و جلوگیری از مفاسد

هرچند وجود حجاب نقش موثری در کاهش و کنترل مفاسد اخلاقی و اجتماعی دارد اما این موضوع زمانی است که در کنار رعایت کامل پوشش اسلامی بانوان در مقابل نامحرم اعم از محیط خانه ، محیط کار و سایر محیط های اجتماعی ، سایر زمینه های گناه نیز وجود نداشته باشد . به عبارت مختصر در مبارزه با مفاسد اخلاقی و انحرافات جنسی ، رعایت پوشش کامل اسلامی هرچند امری لازم است ؛ اما علت تامه برای جلوگیری از مفاسد نیست و باید از بروز و ظهور سایر عوامل موثر در بروز این قبیل معاصی نیز جلوگیری نمود. به عنوان نمونه در محیط هایی که بانوان حجاب را رعایت نمایند؛ اما در کنار آن در رابطه و نوع معاشرت با افراد نا محرم، به سایر ضوابط اسلامی ، توجه نداشته و بدون هیچ محدودیتی گفتگو ، شوخی و ... داشته باشند و شرایط نیز به گونه ای باشد که جنس مخالف به خاطر مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی ، ازدواج نکرده و شدیدا تحت فشار غریزه جنسی باشد و کنترل ها و تضمین های کامل معنوی نیز وجود نداشته باشد ؛ به صورت طبیعی زمینه های ارتکاب گناه فراهم خواهد بود . بر این اساس در مبارزه با مفاسد اخلاقی و...باید در کنار توجه جدی به حجاب ، سایر عوامل موثر را شناسایی و درمان نمود.

دوم . دلایل افزایش مفاسد و بی حجابی

تحقق جامعه ای اسلامی و سالم ، یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی بوده و نگاهی به جهت گیری ها و عملکرد های کلان آن موید این واقعیت است ؛ بعد از حضرت امام (ره) ، مقام معظم رهبری با جدیت این راه را ادامه داده و می دهند ؛ فرامین و دستورات لازم را به مسؤلین کشور درخصوص مقابله با مفاسد اجتماعی , اخلاقی و منکرات ارایه داده و بر مبارزه و مقابله با مفاسد اخلاقی و منکرات اجتماعی همواره تأکید دارند و بر همین اساس مبارزه با فساد را یکی از محورهای اصلی اصلاحات حقیقی می دانند : « من می خواهم خواهش کنم که حتماً مسآله مبارزه با فساد را جدی بگیرید و دنبال کنید این که ما دو سه سال قبل گفتیم اصلاحات واقعی در کشور مبارزه با فقر و فساد و تبعیض است , هر روز که می گذرد , اعتقاد بنده به این مسأله راسخ تر می شود هیچ اصلاحی در کشور بدون پرداختن به این مقوله اساسی و بنیانی ممکن نیست صورت بگیرد , اینها محور همه اصلاحات است. » (میثم موسی پور، منشور دولت اسلامی , باز خوانی مواضع و انتظارات مقام معظم رهبری از قوه مجریه ، قم , همای غدیر ۱۳۸۴ ، ص ۱۴۲ و ۲۴۳ سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیئت دولت ۴ شهریور ۸۱ ) نگاهی گذرا به سخنان مقام معظم رهبری و تأکیداتی که ایشان در سخنرانی ها و در دیدار با مسئولان نظام دارند گویای این نکته است که برخورد و مقابله مسئولان نظام با مفاسد اجتماعی و منکراتی که متأسفانه در سطح جامعه مشاهده می شود یکی از دل مشغولی ها و نگرانی های مقام معظم رهبری می باشد ایشان در مورد برخورد با مفاسد و تذکر به مسؤلان نظام در جمع دانشجویان فرمودند: « آن مقدار که شما می بینید بنده در سخنرانی ها , نماز جمعه و در دیدار با هیئت دولت تذکر می دهم و نصیحت می کنم -که در خبر ها پخش می شود- چند برابرش را گاهی با زبان های بسیار تلخ , در جلسات خصوصی به مسئولان می گویم لیکن بنا نیست که هر چه به مسئولان تذکر می دهیم و می گوییم یا تلخی نشان می دهیم حتماً پخش شود تا مردم مطلع شوند. »(پرسمان , مجموعه پرسش و پاسخ های دانشگاهیان با مقام معظم رهبری , نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها قم , نشر معارف ۱۳۸۲ ص ۱۹۴ « بیانات مقام معظم رهبری در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲/۲/۸۲ ») همچنین فرمودند :« با این فساد های اخلاقی و منکرات باید مقابله و مبارزه کرد ... قدرت نظام باید جلوی سیر فساد و فحشا را بگیرد . اجازه ندهید که هوس های یک عده معدود یک گروه کوچک و اندک در داخل جامعه موجب اغوای ذهن و فکر دختر و پسر جوان و مرد و زن مؤمنی شود که هیچ انگیزه فساد ندارند شما باید جلوی آن گونه افراد را بگیرد . همه مسؤلان بخش های مختلف کشور در این زمینه مسئولند اجازه ندهید عده ای با تکیه به نام آزادی منکرات و بی بند و باری را در جامعه رایج کنند عکس العمل آن این است که عده ای به نظام بدبین شوند »(میثم موسی پور ، منشور دولت اسلامی , بازخوانی مواضع و انتظارات مقام معظم رهبری از قوه مجریه ، قم , همای غدیر ۱۳۸۴ ، ص ۱۷۸ سخنرانی مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری حجه الاسلام و المسلمین خاتمی ۱۱/۵/۸۰) بنا بر این مقام معظم رهبری تأکیدات و دستورات لازم را در خصوص مقابله با مفاسد اجتماعی و منکرات از جمله بدحجابی و بی بند و باری و بد حجابی به مسئولین کشور می دهند و در مواقع لزوم سختگیری هایی نیز انجام می دهند اما نکته اساسی این است که رفع معضل بد حجابی و بی بند و باری و برخی مفاسد اجتماعی و اخلاقی نیازمند عزم و اراده جدی مسئولان نظام و همکاری مردم است نمی توان انتظار داشت که تنها با دستورات مقام معظم رهبری بدون دغدغه مسئولان نظام برای حل معضلات فرهنگی و اجتماعی و بدون همکاری و عزم مردم , فساد از جامعه اسلامی ریشه کن شود. ریشه یابی مفاسد و بد حجابی: از منظر تیپ شناسی اجتماعی، افراد جامعه در ارتباط با تعهّد و وفاداری به اجرای ارزش های دینی، به دو گروه تقسیم می شود: ۱. اقلیت موافق یا مخالف (بسیار فعّال و تأثیرگذار)؛ ۲. اکثریت منفعل و تأثیرپذیر. جهت گیری مثبت یا منفی اکثریت جامعه، دربارة اجرای ارزش ها و شعائر دینی، تابعی از تفوّق هر کدام از این دو گروه اقلیت بر دیگری است. اگر در مقطعی گروه مخالف ارزش های دینی، به حکومت برسد و با مکانیسم های مختلف، شروع به ترویج هنجارها و ارزش هایی مخالف ارزش ها و هنجارهای دینی کند؛ اکثریت جامعه به مرور زمان در سطوح متفاوتی، دست از ارزش های دینی برداشته، ناهنجارهای جدید را به جای هنجارهای پیشین می پذیرد. درست عین همان وضعیتی که در بسیاری از کشورهای اسلامی (مانند ترکیه و یا ایران زمان پهلوی) رخ داد و بسیاری از افراد سست ایمان، بر اثر ضعف دینی یا تحت تأثیر تبلیغات غربزدگان، به سمت بی حجابی کشیده شدند و زشت ترین صورت آن را در سطح جامعة اسلامی، به نمایش گذاشتند؛ تا آنجا که، بسیاری از ارزش های اسلامی (مانند حجاب) در سطح جامعه، به صورت نوعی امل گری و ضدارزشی در زندگی نوین، تلقی شد!! اگر در آن زمان عده ای افراد متدیّن، به ارزش های اسلامی (مانند حجاب و...) پایبند بودند، تنها به علت کوشش سخت و فعّالانه دستگاه های مذهبی بود ـ که به رغم تمام محدودیت ها و خفقان ناشی از دین ستیزی نظام پهلوی ـ بازهم چراغ هدایت دین را روشن نگه داشتند و در این راه، درد و رنج شکنجه، زندان و شهادت را به جان خریدند. اگر در مقطعی گروه اقلیت فعّال و تأثیرگذار موافق ارزش های دینی، بتوانند ادارة امور جامعه را در دست گیرند و زمینه های تحقّق و احیای معارف و ارزش های الهی را در جامعه مهیّا سازند، اکثریت جامعه نیز از این روند تأثیر پذیرفته، پذیرای ارزش های دینی می شوند؛ مانند همان اتفاقی که در بعد از انقلاب اسلامی در سطح جامعة ایران افتاد و چهرة جامعة را متحول ساخت. بنابراین گسترش ارزش های الهی در جامعه ای، با دو عامل مهم در ارتباط است: یکی تشکیل حکومت دینی به وسیلة نیروهای ارزشی و متدین و دیگری عزم و اراده این نیروها در تعمیق و بسط ارزش های الهی است و اگر در زمانی، یکی از این دو عامل نباشد، ارزش های الهی در جامعه کم رنگ می شود و به سوی جایگزینی و تغییر در ارزش ها پیش می رود. اکنون با توجّه به مقدمه فوق، دربارة سؤال باید گفت: یکی از مهم ترین وظایف و اهداف حکومت اسلامی، اجرا و گسترش احکام و ارزش های الهی در جامعه است و اصولاً نمی توان حکومتی را اسلامی و دینی نامید، بدون آنکه آن حکومت دغدغه ای نسبت به اجرای احکام و ارزش های دینی نداشته باشد. از این رو حکومت اسلامی، باید قوانین و مقررات الهی را به صورت رسمی و با استفاده از مکانیسم های قانونی خود به اجرا گذاشته و بر اجرای دقیق آنها نظارت کند. حجاب یکی از قوانین الهی است و قانون حجاب در جمهوری اسلامی، چیز جدیدی در اسلام نیست و اگر مجازاتی در قانون تعیین شده، همان مجازاتی است که در متون و منابع اسلامی برای متخلّفان مشخص شده است. اما اینکه آیا این قانون موفق بوده یا نه؟ بر عملکرد سایر دستگاه های اجرایی و فرهنگی جامعه و مسئولان آنها باز می گردد. در این زمینه نسبت به قبل از انقلاب اسلامی و شرایط جهانی که در آن قرار دادیم و با شدیدترین تهاجم فرهنگی مواجهیم، در مجموع با موفقیت نسبی قابل توجهی روبه رو هستیم؛ هر چند کاستی ها و ناکامی هایی نیز وجود دارد که ناشی از عوامل زیر است: یک. عوامل درونی: منظور از عوامل درونی، مجموعه مؤلّفه هایی است که در به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشی از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر آن است. مهم ترین آنها عبارت است از: ۱ـ۱. از منظر انسان شناختی، انسان موجودی است که دارای قدرت اختیار می باشد؛ یعنی، هم توانایی انتخاب راه درست و طی کردن مراتب کمال انسانی را دارد و هم توانایی پیروی از امیال و هواهای نفسانی و طی کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن می فرماید: «إِنّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمّا شاکِرًا وَ إِمّا کَفُورًا؛». انسان(۷۶)، آیة ۳ بر این اساس در جامعه ای مانند جامعه اسلامی ما ـ که بسیاری از احکام، ارزش ها و معارف اسلامی برای اداره جامعه تبیین شده و جای هیچ گونه عذر و بهانه ای نیست ـ بعضی از احکام الهی (مانند حجاب) از سوی برخی افراد نادیده گرفته می شود، به این اصل و عنصر روان شناختی باز می گردد. به عبارت دیگر یکی از مهم ترین عوامل بدحجابی در جامعه، پیروی از هواهای نفسانی است که خود ناشی از ضعف ایمان و تقوا و تزلزل شخصیت است و در مظاهری از قبیل تجمل گرایی، خودنمایی در مقابل بیگانگان و... نمود پیدا می کند. یکی از راه های اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان شناختی آن و تقویت ایمان و تقوای افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجرای احکام الهی و موازین و مقررات اسلامی در سطح جامعه می باشد. قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ... ؛ «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند». رعد(۱۳)، آیة ۱۱ ۱ـ۲. ریشه های تاریخی مسئله (دوران پهلوی)؛ روند گسترش این معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامی و فضای ناشی از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادی کنترل شد؛ ولی به دلایل متعددی، رگه ها و ریشه های خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشی جامعه و فاصله گرفتن از فضای معنوی حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوباره مجال ظهور و بروز پیدا کرد. ۱ـ۳. کوتاهی و بی توجهی برخی از مسئولان فرهنگی کشور در تثبیت ارزش ها و احکام اسلامی و تعمیق بخشیدن به آن، از وسایل دیگر گسترش بدحجابی است. گفتنی است که به علت وجود مشکلات ناشی از تثبیت انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، فشارهای خارجی محاصره های گوناگون اقتصادی، سیاسی و... باعث شد که بیشترین وقت و انرژی مسئولان و دستگاه های دولتی، به این امور صرف شود و توجه چندانی به مسائل فرهنگی جامعه و اجرای راه کارها و برنامه هایی در جهت تثبیت و تعمیق ارزش ها و احکام اسلامی مبذول نگردد. ۱ـ۴. بعضی از اقدامات انجام گرفته بعد از سال ۱۳۶۸ (از قبیل سیاست های پولی و ارزی و...) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادی، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش های جامعه، به سوی هنجارهای مادی، مدرک گرایی، تجمل پرستی و... گردید. ۱ـ۵. عملکرد منفی و نامطلوب برخی از دستگاه های فرهنگی (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال های اخیر) و میدان دادن به افراد و عناصری که هیچ اعتقادی به نظام اسلامی ندارند و با استفاده از تسهیلات مادی و معنوی وزارت ارشاد و فضای باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترویج فرهنگ و ارزش های حاکم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگی کشور را به شدت مسموم و آلوده ساختند؛ به گونه ای که مقام معظم رهبری هشدارهای شدید به مسئولان فرهنگی داده، نارضایتی خود را از عملکرد وزارت ارشاد اعلام نمودند که در نهایت منجر به استعفای وزیر ارشاد گردید. ۱ـ۶. برخی از افراط و تفریط هایی که در سال های اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بی حجابی و بدحجابی شد ـ از قبیل استفاده روش های خشونت آمیز و فیزیکی و... ـ باعث به وجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینی به این حکم الهی گردید. ۱ـ۷. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر یا نظارت ملی، به صورت فراگیر و گسترده و نظام مند از طرف آحاد جامعه؛ که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنی و... شمرده شده است. دو. عوامل بیرونی: تا کنون تهاجم فرهنگی گسترده و همه جانبه غرب به ارزش های اسلامی و ملّی ما، برای بی هویت کردن نسل جوان، تضعیف باورهای عقیدتی در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامی در ایران با استفاده از پیشرفته ترین وسایل تکنولوژی ـ اعم از نرم افزاری و سخت افزاری، عناصر وابسته داخل در عرصه های فرهنگی و اقتصادی و... ـ صورت گرفته است. مجموعة عوامل فوق سبب گردیده که متأسفانه به رغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامی، معضل بد حجابی در جامعه اسلامی ما وجود داشته باشد.

سوم . راه کار های رفع بد حجابی

در مورد راه های برخورد و مقابله با این پدیده زشت دو راه کار قابل پیش بینی است: ۱. راه کارهای فیزیکی و برخورد از موضع قدرت با متخلفان؛ البته این برخورد باید حساب شده و هنجارمند باشد و با استفاده از مکانیسم های مناسب، از گرایش جامعه به سمت بی حجابی جلوگیری گردد. ۲. کارهای فرهنگی و تبلیغی؛ برخورد با این پدیده به صورت فیزیکی و از طریق دستگاه های دولتی، بسیار دشوار و تا حدّی ناممکن است؛ زیرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامی صرفاً بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت و لزوم پوشش اسلامی، آثار مثبت و فواید و برکات اجرای این فریضه الهی در ابعاد مختلف زندگی شخصی و اجتماعی افراد و فلسفه حجاب و... را با کار فرهنگی مستمر عمیق و ریشه ای، ثابت کنیم، متأسفانه باید منتظر گسترش بدحجابی و رواج ارزش های غربی به صورت گسترده در جامعة اسلامی باشیم. البته این موضوع به معنای اختیاری گذاشتن حجاب نیست. ۳. امر به معروف و نهی از منکر: عامل مهم دیگری که می تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعی یاری رساند، اهتمام جدی جامعه به انجام دادن فریضة امر به معروف و نهی از منکر است. بدیهی است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدی وارد عمل شود و این فریضه الهی را منطبق با شرایط و مراتبی که در شرع مقدس معین گردیده، عملی سازد؛ دستگاه های فرهنگی نیز بهتر می توانند در حل این معضل اجتماعی اقدام کنند. برای آگاهی بیشتر ر.ک: حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی؛ فرامرز رفیع پور، توسعه و تضاد؛ علی ذوعلم، انقلاب و ارزش ها؛ شهید مطهری، مسألة حجاب

چهارم . وضعیت کشورهای غربی

علی رغم آسیب های فوق که جامعه اسلامی ما را تهدید می نامید ؛ اما باید این واقعیت را نیز در نظر داشت که بحمدالله جامعه ما از نظر سلامت و پرهیز از مفاسد اخلاقی و ... به مراتب وضعیت بسیار بهتری نسبت به جوامع غربی و... داشته و به هیچ وجه قابل مقایسه با آنان نی باشد . کافی است نیم نگاهی به واقعیات موجود آن جوامع داشته باشیم. به عنوان نمونه : مرکز مطالعات زنان و فمنیسم آمریکا اعلام کرد، طبق تازه‌ترین آمار، ۵۰ درصد از زنان شاغل و ۱۵ درصد از مردان شاغل در محیط کار خود مورد آزار و اذیت یا سوء استفاده های جنسی قرار می گیرند. سوء استفاده های جنسی در محیط کار، معمولا آسیب های جدی و عمیقی را بر سلامت جسمی و احساسی زنان وارد می کند. پایگاه اینترنتی گروه تحقیقاتی IG که یک گروه تحلیل آماری در مرکز نیویورک است، یافته‌های محققان این گروه نشان می‌دهد که نسل جدید جوانان دختر نیویورکی برخلاف نسل‌های قبلی علاقه‌ چندانی به خودنمایی و پوشیدن لباس‌های بدن نما ندارند. ملسیا لاویجن از محققان این گروه در توضیح این تحلیل‌های آماری گروه خود می‌افزاید: از نظر ما آمارهای دریافتی از نسل جوان ما دختران نیویورک حاکی از آن است که مردم به پوشیدگی بیشتر روی آورده‌اند. او می‌افزاید: علت اصلی این امر از نظر من نگاه ساده انگارانه و بی‌بند و باری است که در چند سال اخیر با شعار همه چیز می‌گذرد رایج شده بود و اکنون در عکس‌العمل به آن موج بی‌بند و باری گرایش به پوشیدگی بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان اوج می‌گیرید. لاویجن معتقد است که پس از چندین سال از اوج فرهنگ خودنمایی و لباس‌های کوتاه و بدن نمایی که افراد را در کمترین میزان پوشش قرار می‌داد، اکنون مردم به دنبال چیز متفاوتی هستند؛ چیزی که دیگر آن قدر بدن نمایانه نباشد. محققان این گروه دلیل دیگر این روی آوردن دختران جوان را تمایل آن‌ها به داشتن کنترل خویش و راحت بودن از آزار دیگران می‌دانند و اضافه می‌کنند: به طور کلی گرایش به مذهب، رفتن به کلیسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومی بی‌بند و باری علامت آن است که نسل جوان قصد دارد که خودش بر خود کنترل بهتری داشته باشد. این تنها گوشه کوچکی از واقعیات این جوامع است ؛ بماند بحرانهای متعدد اجتماعی و اخلاقی که در حال فزونی بوده و به سرعت فروپاشی این جوامع را تسهیل می نماید. سوال:تفاوت بد حجاب و بی حجاب چیست و کدام (در جامعه ما) بدتر هستند؟ آیا کسی که از روی غفلت کمی در مورد حجاب بی تفاوت باشد با کسی که تعمدا با پوشش نامناسب در انظار ظاهر می شود برابر هستند؟ و تکلیف ما در برخورد با این دو قشر چیست؟ بی‌‌ حجابی به این معنی است که فردی حجاب لازم و واجب از نظر شرع مقدس را نداشته باشد که مصادیق آن مانند بدون روسری بودن یا برهنه بودن اعضای دیگر بدن او می‌باشد که خوشبختانه این نوع در جامعه با بسیار به ندرت ممکن است اتفاق بیفتد و بر اساس قوانین جمهوری اسلامی حتی افراد بیگانه نیز ملزم به رعایت حداقل حجاب هستند. و بد حجابی یعنی اینکه کسی حجاب دارد ولی بصورت ناقص و به نحوی است که همین حجاب ظاهری را نیز برای تزیین خود بکار برده و روشن است که غالبا بی‌‌ حجابی بدتر از بد حجابی است. در پاسخ به قسمت دوم سؤال باید گفت البته این درست است که اکثر افرادی که به ظاهر در جامعه با حجابی نامناسب حضور پیدا می‌کنند قصد و غرضی ندارند و غالبا فشار جامعه و دیگران احساس اینکه گونه ای از لباس پوشیدن مد شده و تبعیت از دیگران باعث می‌شود که اینگونه رفتار کنند و بنا به نظر کارشناسان ۸۰% افرادی که بد حجاب شناخته می‌شوند این‌‌چنین طرز تلقی دارند و افرادی که با عناد و عمد بد حجاب ظاهر بشوند افراد بسیار کمی هستند. در برخورد با این افراد باید گفت که اصل امر به معروف و نهی از منکر بر همه واجب بوده و یکی از فروع دین مقدس اسلام است و در ردیف نماز و روزه و سایر واجبات قرار می‌گیرد ولی باید توجه داشت که امر به معروف و نهی از منکر برای کسی است که عالما و عامدا دست به یک گناهی می‌زند یعنی هم می‌داند که فلان امر گناه است و هم متوجه و با قصد انجام می‌‌دهد بنابراین اگر کسی نداند یا متذکر نباشد درباره او تذکر یا تعلیم صادق است نه امر به معروف به هر حال وظیفه ای که بر عهده آحاد مسلمان است این است که ابتدا با زبان نرم و لین ﴿ فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّنًا لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى (طه/۴۴) به آنها متذکر شد چرا که انسان خواسته یا ناخواسته در پی ارضا کردن جامعه و برآوردن خواست آن است و تشویقها و تنبیه‌های دیگران ولو در حد یک نگاه خوشایند یا ناخوشایند به افراد جهت می‌دهد که چگونه رفتار کنند. پس با متذکر شدن آیاتی نظیر (وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ (نور/۳۱) و بگو به زنان مؤمنه فروپوشند دیدگان خود را و نگه دارند فرجهاى خود را و آشکار نسازند زیور خود را) و انذار به عذاب الهی و تبشیر به بهشت و نعمتها و خوشی های آن آنها را از بی‌‌ توجهی به این مسائل آگاه کرد و گفت که حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت و حفظ زینتهای ارزشمند بانوان و تأمین امنیت فردی و اجتماعی و تکریم انسانیت و شخصیت آنان است. بخاطر نیازمندی جامعه به نظم اجتماعی و تقسیم کارهای اجرایی کشور برخورد فیزیکی و بیشتر از لسان که در روایات امر به معروف آمده است بر عهده نیروی محترم انتظامی است که طبق قوانین برخورد کنند و افراد عادی سعی کنند این امور را به این نیروها بسپارند و از درگیریهای فیزیکی برحذر باشند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.