دلایل رجعت ۱۳۹۱/۱۱/۸ - ۲۲ بازدید

اولا ، بهتر است پیرامون آیه مورد استناد شما سخنی داشته باشیم : در سوره البقرة (۲): آیه ۲۸:کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ از روى تعجب یا توبیخ و سرزنش میفرماید:« چگونه کافر شدید بخدا و انکار حق نمودید و حال آنکه شما مرده بودید پس زنده نمود شما را پس از آن باز شما را میمیراند پس از آن در قیامت شما را زنده میگرداند و بشما حیات جدید میدهد پس از آن بسوى پروردگار بازگشت مینمائید.»
اولا ، بهتر است پیرامون آیه مورد استناد شما سخنی داشته باشیم :
در سوره البقرة (۲): آیه ۲۸:
کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ
از روى تعجب یا توبیخ و سرزنش میفرماید:« چگونه کافر شدید بخدا و انکار حق نمودید و حال آنکه شما مرده بودید پس زنده نمود شما را پس از آن باز شما را میمیراند پس از آن در قیامت شما را زنده میگرداند و بشما حیات جدید میدهد پس از آن بسوى پروردگار بازگشت مینمائید.»
قرآن در اینجا براى اثبات وجود خدا از نقطه اى شروع کرده که براى احدى جاى انکار باقى نمى گذارد و آن مساله پیچیده حیات و زندگى است.
نخست مى گوید: چگونه شما خدا را انکار مى کنید در حالى که اجسام بى روحى بودید و او شما را زنده کرد و لباس حیات بر تنتان پوشانید (کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ).
قرآن به همه ما یادآورى مى کند که قبل از این شما مانند سنگها و چوبها و موجودات بى جان مرده بودید، و نسیم حیات اصلا در کوى شما نورزیده بود.
ولى اکنون داراى نعمت حیات و هستى مى باشید، اعضاء و دستگاههاى مختلف، حواس و ادراک به شما داده شده، این هستى و حیات را چه کسى به شما عطا کرده آیا خود به خویشتن دادید؟
بدیهى است هر انسان منصفى بدون هیچ تردید اعتراف مى کند که این نعمت از خود او نیست، بلکه از ناحیه یک مبدء عالم و قادر به او رسیده است، کسى که تمام رموز حیات و قوانین پیچیده آن را مى دانسته، و بر تنظیم آن قدرت داشته، آن گاه جاى این سؤال است که پس چرا به خدایى که بخشنده حیات و هستى است کفر مى ورزید؟.
پس از یادآورى این نعمت، دلیل آشکار دیگرى را یادآور مى شود و آن مساله مرگ است مى گوید: سپس خداوند شما را مى میراند (ثُمَّ یُمِیتُکُمْ).
انسان مى بیند اقوام و خویشان و بستگان و آشنایان یکى پس از دیگران مى میرند و جسد بى جان آنها زیر خاکها مدفون مى شود، اینجا نیز جاى تفکر و اندیشه است، چه کسى هستى را از آنها گرفت؟ اگر هستى آنها از خودشان بود، باید جاودانى باشد، اینکه از آنها گرفته مى شود دلیل بر این است که دیگرى به آنها بخشیده.
آرى آفریننده حیات همان آفریننده مرگ است، چنان که در آیه ۲ سوره مالک مى خوانیم: الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا: او خدایى است که حیات و مرگ را آفریده که شما را در میدان حسن عمل بیازماید.
قرآن پس از ذکر این دو دلیل روشن بر وجود خدا و آماده ساختن روح انسان براى مسائل دیگر در دنباله این بحث به ذکر مساله معاد و زنده شدن پس از مرگ پرداخته، مى گوید: سپس بار دیگر شما را زنده مى کند (ثُمَّ یُحْیِیکُمْ).
البته این زندگى پس از مرگ به هیچوجه جاى تعجب نیست، چرا که قبلا نیز انسان چنین بوده است و با توجه به دلیل اول یعنى اعطاى حیات به موجود بى جان، پذیرفتن اعطاى حیات پس از متلاشى شدن بدن، نه تنها کار مشکلى نیست بلکه از نخستین بار آسانتر است (هر چند آسان و مشکل براى وجودى که قدرتش بى انتها است مفهومى ندارد!).
عجب اینکه گروهى بودند که در حیات دوباره انسانها تردید داشته و دارند در حالى که حیات نخستین را که از موجودات بیجان صورت گرفته مى دانند.
جالب اینکه قرآن در آیه فوق، پرونده حیات را از آغاز تا انتها در برابر دیدگان انسان گشوده، و در یک بیان کوتاه آغاز و پایان حیات، و سپس مساله معاد را در برابر او مجسم ساخته است.
و در پایان این آیه مى گوید: سپس به سوى او بازگشت مى کنید (ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ).
مقصود از رجوع به سوى پروردگار همان بازگشت به سوى نعمتهاى خداوند مى باشد، یعنى در قیامت و روز رستاخیز به نعمتهاى خداوند بازگشت مى کنید
چنانکه ملاحظه می شود آیه در موردخلقت انسان و حیات وزندگی او سپس ممات وبار دیگر حیات و زنده شدن او در عالم قیامت ، سخن گفته در واقع سیر حرکت او را مشخص نموده است .اما زندگی در این دنیا وزنده شدن مجدد او را نفی ویا اثبات کند در این مورد ساکت است در حالی که آیاتی دیگر از قرآن ،این موضوع را بیان می کنند که برخی از آنها در ادامه خواهد آمد.
ثانیا؛ پیرامون اثبات رجعت ، بحث می کنیم:
۱- رجعت به معنى عودت وبازگشت است. در اینجا به معناى بازگشت به سوى دنیا مى باشد و در اصطلاح معناى رجعت از نظر علما و دانشمندان شیعه چنین است :
رجعت از مسلمات مذهب شیعه مى باشد به این معنا که بعضى از انسان هایى که قبل از ظهور امام(عج) از دنیا رفته اند به زندگى دنیوى باز مى گردند، یکى از گروه هایى که رجعت مى کنند، ائمه مى باشند.«رجعت» به معنای خاص آن جزء عقاید شیعه است واعتقاد به آن ضروری است وانکار آن , بر اساس بعضی از روایات انسان را از دایره تشیع خارج می سازد . پیرامون رجعت دلایل متعددى از ایات و روایات هم بر وقوع ان در بین امتهای پیشین هم بر اشاره به ان در اخر الزمان وجود دارد.
۱- احادیث:
الف) امام صادق(ع) مى فرماید:
ان الرجعة لیست بعامة و هى خاصة لایرجع الا من محض الایمان محضاً او محض الشرک محضاً{M؛ رجعت همگانى نیست؛ بلکه خاص است و فقط کسانى به دنیا باز مى گردند که مؤمن خالص یا مشرک محض باشندM}، (میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۹۸۴، ح ۶۹۴۱).
ب )یکی از اصول مسلم و قطعی که شیعه بدان معتقد است این است که امام را امام غسل می دهد این برگرفته از حدیث امام رضا (ع) است که می فرماید: امام را جز امام غسل نمی دهد ( اصول مافی ج۱ ص ۳۸۴ ). بنابراین باید یکی از امامان رجعت نموده مراسم تغسیل و خاکسپاری امام عصر(عج) را برعهده بگیرد که طبق روایات رسیده امام حسین(ع) این مهم را انجام می دهند بنابراین در رجعت اولین کسى که زمین بر او شکافته مى شود، امام حسین(ع) مى باشد.
امام صادق(ع) مى فرماید: اول من نشق الارض عنه و یرجع الى الدنیا الحسین بن على(ع){M؛ نخستین کسى که قبر به روى او شکافته مى شود و به دنیا برمى گردد حسین بن على(ع) است M}. (روشن است که این رجعت بعد از امام عصر اتفاق می افتد. )
در تفسیر عیاشی ذیل آیه شریفه «نم رددنا لکم الکره علیهم (اسراء / ۶) « از امام صادق نقل شده است که: مقصود، زنده شدن دوباره امام حسین(ع) و هفتاد نفر از اصحابش در عصر امام زمان(ع) است، در حالی که کلاه خودهای طلایی بر سر دارند و به مردم رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسین (ع) را اطلاع می دهند تا مومنان به شک و شبهه نیفتند و این در حالی است که حضرت مهدی (ع) در میان مردم است.
هنگامی که همه مؤمنان، امام حسین(ع) را شناختند و تأیید کردند که او حسین(ع) است مرگ حضرت مهدی(عج) فرا خواهد رسید و دیده از جهان فرو می بندد. آنگاه امام حسین(ع) وی را غسل و کفن و حنوط می کند و به خاک می سپارد که هرگز امام را جز امام غسل نمی دهد. ( تفسیر عیاشی ج ۲ ص ۲۸۱ )
همچنین در روایت آمده است که امام باقر(ع) به بکیربن اعین فرمود: رسول خدا و على رجعت خواهند کرد، (میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۹۸۲، ح ۶۹۳۲ و ۶۹۳۳ - سفینةالبحار، ج ۳، ص ۳۱۵).
ج ) از حضرت رضا(ع) نقل شده است: مأمون به امام رضا عرض کرد: اى ابالحسن نظر شما درباره رجعت چیست. حضرت فرمود: حقیقت دارد. در میان امت هاى پیشین نیز وجود داشته است و قرآن از آن سخن به میان آورده و رسول خدا(ص) فرموده است: هر چه در امت هاى گذشته بوده در میان این امت نیز عیناً و مو به مو پیش خواهد آمد، (میزان الحکمه، ج ۴، ح ۶۹۲۷، ص ۱۹۸۰). ۳-
لازم به ذکر است رجعت خاص که در دوران ظهور اتفاق می افتد، دو مرحله زمانی دارد؛ مرحله اول؛ مقارن با ظهور و قیام امام زمان(عج) اتفاق می افتد و افرادی که در گذشته زندگی می کرده اند مانند برخی از اصحاب پیامبر(ص) وائمه(ع) به دنیا باز می گردند واز اصحاب امام زمان(عج) می شوند و حضرت را در قیامش یاری می کنند.
مرحله دوم رجعت ؛که زمان بازگشتن ائمه(ع) به دنیاست، هنگام رحلت امام زمان(عج) اتفاق می افتد. اولین امامی که با رجعت ایشان رجعت ائمه(ع) آغاز می شود، امام حسین(ع) است. بنابر روایات، هنگام رحلت امام زمان(عج) امام حسین(ع) زنده می شود و مراسم به خاک سپاری امام زمان(عج) را عهده دار می شود و سپس حکومت را رهبری می نماید و مدت طولانی نیز حکومت می فرماید.(مختصر بصائر الدرجات، ص۴۸).
ائمه(ع) حکومت جهانی را که امام مهدی(عج) ایجاد می کند، به مدت طولانی اداره و ادامه فرمایند. امام صادق(ع) می فرماید: « ما من امام الا و یکرّ فی قرنه»؛ امامی نیست مگر آنکه در زمان خود رجعت می کند.»(الایقاظ من الهجعه، ص ۳۶۱، ح۱۱۲)
در حدیث دیگری امام صادق(ع) می فرماید: « لیس منا من لم یؤمن بکرتنا؛ از من نیست کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد.» لذا ما در زیارت «آل یاسین» که ویژه امام عصر(عج) است، بعد از نام بردن اسامی ائمه(ع) شهادت می دهیم:
« ان رجعتکم حق لاشک فیها؛ رجعت شما بدون شک واقع خواهد شد.»(شیخ صدوق، الفقیه، ج۳، ص۴۵۸) و ما نیز آرزو می کنیم که در آن زمان باشیم، چنان که در زیارت جامعه می خوانیم: « و یکر فی رجعتکم؛ خدا یا ما را از کسانی قرار ده که در رجعت ائمه(ع) باز می گردند».
و در وداع زیارت جامعه آمده « و أحیانی فی رجعتکم؛ و خدا مرا در رجعت شما ائمه زنده گرداند.»
خلاصه آنکه از نظر علما و دانشمندان شیعه چنین پیش از قیام قیامت در ادامه حکومت حضرت مهدى(ع) به ترتیب، دوران رجعت هر یک از ائمه هدی(ع) فرا رسد و جمعى از نیکان بسیار نیک از هر دوران و هم چنین بدکاران بسیار بد از هر زمان به دنیا بازگردند. نیکان براى دیدن دولت کریمه اهل بیت و رسیدن به آرزوى حکومت عدل و داد و بدکاران از براى عقوبت و عذاب دنیا که سزاى اعمال خود را در این دنیاندیده اند.
۲- آیات :
زنده شدن برخى از اموات، (رجعت) در امتهاى پیشین واقع شده است و آیات قرآن و بر آن دلالت دارد:
۱. رجعت عده اى از بنى اسرائیل: «و اذ قلتم یا موسى لن نؤمن لک حتى نرى الله جهره فاخذتکم الصاعقه و انتم تنظرون * ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلّکم تشکرون» ؛ و [یاد کنید] هنگامى را که گفتید اى موسى هرگز به تو ایمان نمى آوریم مگر آنکه خدا را آشکارا ببینیم پس صاعقه شما را فراگرفت در حالى که مى نگریستید * سپس شما را پس از مردنتان برانگیختیم، شاید سپاسگزارى کنید»، (بقره / ۵۵ و ۵۶).
۲. رجعت هزاران نفرى که از شهر خود بیرون آمدند: «الم تر الى الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احیاهم ان الله لذو فضل على الناس و لکن اکثر الناس لا یشکرون»؛ آیا به کسانى که براى گریز از مرگ از شهر خود بیرون آمدند در حالى که هزاران نفر بودند، ننگریستى. پس خدا به آنان گفت بمیرید سپس آنها را زنده ساخت. بى تردید خداوند بر مردم بخشش فراوانى دارد و لکن بیشتر آنان سپاسگزارى نمى کنند»، (بقره / ۲۴۳).
۳. رجعت و زنده شدن مردگان به دست عیسى(ع): «و رسولا الى بنى اسرائیل أنّى قد جنتکم بآیه من ربکم... و احى الموتى باذن الله»؛ و [او را] فرستاده اى به سوى بنى اسرائیل [قرار داد که مى گفت] من از طرف پروردگارتان نشانه اى براى شما آورده ام... و مردگان را به اذن خدا زنده مى کنم»، (آل عمران / ۴۹).
مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه ۲۱۰ سوره مبارکه بقره، (المیزان، ج ۲، ص ۱۰۶) به تفصیل درباره رجعت بحث کرده اند. همچنین آقای علی سعادت پرور در کتاب ظهور نور، ترجمه: سید محمدجواد وزیری فرد، روایات باب را به تفصیل آروده اند، صص ۲۵۷ - ۲۱۹.)
منابع:
۱- پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج) علیرضا رجالی تهرانی، ص .۲۵۷
۲- حضرت مهدی (عج) فروغ تابان ولایت، محمد محمدی اشتهاردی ، ص ۱۱۹ و .۱۱۷
۳- تفسیرالمیزان، علامه طباطبایی، ج ۲، ص ۶۱-.۱۶۰
۴- همان، ص .۱۶۱
۵- بحارالانوار، ج ۵۳، ص .۱۲۷
۶- اثباه الهدا ه ج ۷، ص .۱۵۷
۷- الزام الناصب، شیخ علی یزدی حائری، ج ۲، ص .۳۶۰
۸- بحارالانوار ج ۵۳، ص .۴۶
۹- اصول کافی، کلینی، ج ۱، ص .۳۸۴
۱۰- تفسیر عیاشی، ج ۲، ص .۲۸۱
۱۱- رجعت از نظر شیعه، نجم الدین طبسى
۱۲- رجعت، محمد باقر بهبودى
۱۳- آینده جهان(دولت و سیاست در اندیشه مهدویت)، رحیم کارگر
۱۴-=بازگشت به دنیا در پایان تاریخ , خدامراد سلیمیان
۱۵-شیعه و رجعت ، ایه الله سید محمد میر شاه ولد

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.