دلم می خواهد خودکشی کنم ۱۳۹۱/۳/۶ - ۱۴ بازدید

یک روز سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد. شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچک ایجاد شده درپیله نگاه کرد.!
سپس فعالیت پروانه متوقف شد و به نظر رسید تمام تلاش خود را انجام داده و نمی تواند ادامه دهد.!
آن شخص تصمیم گرفت به پروانه کمک کند و با قیچی پیله را باز کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما بدنش ضعیف و بالهایش چروک بود.!
آن شخص باز هم به تماشای پروانه ادامه داد چون انتظار داشت که بالهای پروانه باز، گسترده ومحکم شوند و از بدن پروانه محافظت کنند.!
هیچ اتفاقی نیفتاد!!!
در واقع پروانه بقیه عمرش به خزیدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.!
یک روز سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد. شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچک ایجاد شده درپیله نگاه کرد.!
سپس فعالیت پروانه متوقف شد و به نظر رسید تمام تلاش خود را انجام داده و نمی تواند ادامه دهد.!
آن شخص تصمیم گرفت به پروانه کمک کند و با قیچی پیله را باز کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما بدنش ضعیف و بالهایش چروک بود.!
آن شخص باز هم به تماشای پروانه ادامه داد چون انتظار داشت که بالهای پروانه باز، گسترده ومحکم شوند و از بدن پروانه محافظت کنند.!
هیچ اتفاقی نیفتاد!!!
در واقع پروانه بقیه عمرش به خزیدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.!
چیزی که آن شخص با همه مهربانیش نمیدانست این بود که محدودیت پیله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن، راهی بود که خدا برای ترشح مایعاتی از بدن پروانه به بالهایش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پیله بتواند پرواز کند.!
گاهی اوقات تلاش تنها چیزیست که در زندگی نیاز داریم.!
اگر خدا اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم، به اندازه کافی قوی نبودیم و هرگز نمیتوانستیم پرواز کنیم.!
پرسشگر گرامی به طور یقین لحظات سخت و طاقت فرسایی را پست سر گذاشته اید؛ شاید سختی این لحظات به قدری باشد که تحمل آن برای انسان کم صبر و تحملی مانند من ممکن نباشد اما شما چی؟ شما که این لحظات سخت را تا به امروز تحمل کرده اید حتما می توانید بعد از این هم تحمل کنید. شاید خدا در تقدیر شما، پروانه شدن را نوشته باشد. هرکسی لایق دشواری پیله لطف خدا نیست. البته قرار نیست که زندگی شما در آینده ن/یز به تلخی گذشته باشد بلکه با یاری خداوند و همت شما؛ می توانید زندگی شیرین و با نشاطی را برای خود ترسیم کنید و در آینده ای نه چندان دور شکوفا شدن فرزندان خود را تماشاگر باشید. چه لحظه شیرینی؛ لحظه ای که انسان به ثمر نشستن فرزندان خود را نظار گر می شود؛ چقدر این لحظه شور انگیز است! حتما شما این لحظات را تجربه خواهید کرد. اکنون که برای دیدن چنین لحظاتی فاصله دارید(البته نه چندان دور)از شما می خواهم که چشمان خود را ببندید و لحظه ای که فرزندتان از مدرسه با شور و نشاط می آید را تصور کنید. مامان سلام با این کلام شیرین تمام خستگی را از تن شما خارج می کند و با کارهای بچه گانه شما را به سالیان دور خواهد برد.
پرسشگر گرامی به طور حتم یکی از دلایل عمده تلخ کامی شما در آینده؛ تاثیر دیگران در زندگی شما بوده است اکنون که به سنی رسیده اید که می توانید برای زندگی خود تصمیم گیری کنید، به طور حتم آسیب های روانی شما در آینده کم می شود البته به شرطی که امید خود را از دست ندهید. رمز اولیه موفقیت شما از دست ندادن امید می باشد؛ که خوشبختانه شما آن را از دست نداده اید چراکه اگر چنین بود با ما مکاتبه نمی کردید. امید به زندگی آدمی شور و نشاط می دهد پس تا زمانی که امیدوار هستید هیچ چیزی نمی تواند شما را از پا در آورد.
اکنون از شما می خواهم با دقت به نکات زیر توجه کنید:
۱ - با افراد شاداب، فعال، اجتماعى، و متدین و در عین حال مثبت نگر معاشرت کنید و از افرادى که همیشه وقتى با آنها مواجه مى شوید از زندگى شکایت مى کنند، دورى گزینید.
۲- در پی آن باشید که با یکی دو تن از دو ستان هم کلاسی و یا هم رشته ای تان آشنا شوید و با انتخاب فردی که از دلسوزی کافی برخوردار است و پای بند دستورات اخلاقی و شرعی است و از گناه و خلاف به دور است و در حفظ خود و پاکدامنی و عفت خود کوشاست، به ایجاد ارتباط صمیمانه و دوستانه پرداخته تا بتوانید نیازی که در بالا به آن اشاره شد، تأمین کنید.
۳- شناخت خود را نسبت به مسائل زندگی اصلاح کنید؛ واقع بینانه به مسائل نگاه کنید، همواره در ارزیابی موفقیت ها و شکست ها علل آن را جستجو کنید و از خیالبافی و شانسی رخ دادن حوادث اجتناب کنید. هیچگاه از شکست ها و ناکامی ها نهراسید بلکه آن را سکوی پرش خود قرار دهید.
۴ـ به جاى اینکه به کمبودها و عیب ها و ناکامیهاى خود فکر کنید به موفقیت ها و آن امکاناتى که در زندگى از آن بهرمند بوده و هستید فکر کنید به عبارت دیگر امکانات و شرایط زندگى ما مانند یک لیوانى است که بخشى از آن پُر است و بخشى خالى و همه افراد این چنین هستند سعى کنید به آن بخش پُر فکر کنید و از آن بهره ببرید و غصه آن نیم خالی را نخورید چه اینکه از آنچه در اختیار دارید نمى توانید بهره مند شوند، فرصتهاى زندگى را مغتنم بشمرید و از آنچه در آینده پیش خواهد آمد نگران نباشید.
۵- با افکار منفى خود مقابله کنید یعنى هر وقت این افکار به شما هجوم آورد به هر صورتى که شده خود را از چنبره آن نجات دهید مثلاً خود را به کارى مانند مطالعه یا هر کار دیگرى که امکان انجام آن براى شما هست، مشغول کنید و نگذارید ذهن شما جولانگاه افکار منفى باشد.
۶- به جنبه هاى مثبت خود فکر کنید و سعى کنید آنها را در یک برگه اى به صورت فهرست، لیست کنید.
۷- ورزش را جزء ضرورى ترین فعالیت هاى خود قرار داده هر روز حداقل نیم ساعت الى یک ساعت ورزش کنید.(هر ورزشى که مورد علاقه شماست)
۷ـ بایک برنامه ریزی شبانه روزی سعی کنید برای تمام اوقات خود برنامه ای داشته باشیدگاهی احساس تنهایی در بیکاری ها بیشتر خود را نشان می دهد واز آن رنج می برد. پس سعی کنید هیچ زمانی در شبانه روز بیکار نباشید و همه اوقات خود را به صورت منطقى پر کنید.
۸ـ به تغذیه خود خصوصا صبحانه اهمیت بدهید و هیچگاه بدون خوردن صبحانه مشغول کار یا مطالعه نشوید.
۹ ـ هر وقت احساس بی‌حالی مى کنید حدود ۱۰ دقیقه یک دوش آب ولرم بگیرید و در صورت امکان شنا کنید.
۱۰ـ ازدواج می‌تواند شادابی و نشاط مناسب را به شما باز گرداند .بنابراین اگر آمادگی کافی هم از طرف خود و هم از طرف خانواده محترمتان وجود دارد مقدمات ازدواج را فراهم کنید چرا که بهترین برای رهایی از این احساس تنهایی پیدا کردن یک شریک زندگی دایمی است ضمن اینکه فرد را ازافتادن در دام های گناه حفظ می کند.
۱۱- مطمئنا یاد خداوند متعال یکی از راه های ایجاد آرامش در قلب است، پس چه خوب است به دستورالعمل های عبادی توجه بیشتری کنید، نمازهایتان را اول وقت بخوانید، در صورت امکان به جماعت بخوانید، خداوند نظر لطف و مرحمتش بیش از آن است که ما تصور می کنیم و هر چه که از خداوند بخواهیم در صورتی که به صلاح بنده اش باشد به او عطا خواهد کرد. پس با تقویت این رابطه معنوی و عبادی به یک عشق حقیقی خواهید رسید. خداوند مظهر تمام کمالات است و اگر به این وجود کامل و مطلق، عشق و علاقه پیدا کنیم، دیگر علاقه های ما نیز در همین راستا قرار خواهد گرفت و معنا پیدا خواهد کرد.
آرى واقعا گمشده انسان خدا است و تا انسان دریافت درست و حقیقى اى از مبدأ و معبود خود نداشته باشد، دلش آرام نمى گیرد. انسان به دنبال این حقیقت است که به نوعى حضور حق تعالى را در زندگى خویش احساس نماید و از این که مى بیند در بسیارى از موارد قادرنمى باشد که حضور او را در زندگى خویش ادراک نماید، به شدت غمگین مى شود و احساس مى کند که از او دور افتاده است.
پرسشگر گرامی از شما می خواهم که نکات بالا را با دقت به کار بگیرید و بعد از گذشت یک ماه دوباره با ما مکاتبه کنید و نتیجه بکارگیری موارد بالا را متذکر شوید.البته چنانچه احساس می کنید که در مدت زمان کمتر از یک ماه نیاز به ارتباط با ما دارید حتما با ما ارتباط بر قرار کنید.
وقتی زندگی خیلی برات سخت شد، یادت باشه که دریای آروم، ناخدای قهرمان نمی‌سازه.
نویسنده: محمد صادق آقاجانی

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.