دلیل و علت جنگ جمل ۱۴۰۰/۰۲/۲۰ - ۵۵۲ بازدید

سلام و درود خدمت استاد عزیز علت اینکه عایشه جنگ کرد چه بود؟ چون در آن زمان بعید بود که عایشه خلیفه شود در ضمن با توجه به نسبت نزدیکش با پیامبر(ص) احتمالا منصبی از طرف علی(ع) بهش داده می شد در ضمن احتمال برنده شدن در جنگ را نداشت چون علی(ع) طرفدارانش کم نبودند. با تشکر

جواب اجمالی : با ملاحظه‌ی مستندات تاریخى، علل جنگ جمل را از دیدگاه طرفین درگیر بررسى و سپس قضاوت می‌کنیم.الف) علل جنگ از دیدگاه اصحاب جمل: در فرازهایى از خطبه‌هاى موجود عائشه و طلحه، مهم‌ترین علت جنگ جمل خون‌خواهى عثمان بیان شده است. علاوه بر این، این گروه على (ع) را مسئول کشته شدن عثمان می‌دانستند.
برخى از علماى معتزله معتقدند که عائشه و یارانش، قصد امر به معروف و نهى از منکر داشتند.
طلحه، علت دیگرى را که در واقع در راستاى علت قبلى است، ذکر می‌کند و آن هم اصلاح امّت رسول اکرم(ص) و رواج طاعت الهى است.
خلافت و رهبرى على(ع) مطابق با رویه‌ی خلفاى سابق نبود؛ لذا مشروعیت نداشت.
على(ع) در کارهایش با طلحه و زبیر مشورت نمی‌کرد.
ب) علل جنگ از دیدگاه على بن ابی‌طالب(ع) و یارانش:
قدرت‌طلبى طلحه و زبیر: امیرالمؤمنین على(ع) در خطبه‌ی 148 نهج البلاغه می‌فرماید: هر کدام از طلحه و زبیر امیدوار است حکومت را به دست آورد.
عهد و پیمان‌شکنى: على(ع) در بیاناتى ضمن اعلان آماده باش براى جنگ، این دو را متهم به پیمان‌شکنى نمودند.
کینه و کدورت دیرینه: این نکته قابل انکار نیست که کینه‌هایی نسبت به علی(ع) وجود داشت. امیرالمؤمنین(ع) ریشه‌هاى آن‌را چنین برمی‌شمرد: الف) اختصاص اخوت پیامبر(ص) به على(ع)، ب) برترى على(ع) بر ابوبکر، ج) مسدود نشدن «باب على» به مسجد پیامبر(ص)، د) دادن پرچم فتح خیبر به دست على(ع).
هم‌چنین طلحه و زبیر امیدوار بودند که على با آنها در امور مشورت نموده و بخشى از حکومت را به آنها واگذار نماید که هیچ‌کدام تحقق نیافت و موجب عناد با على(ع) شد.
نفاق: دورویى، از دیگر علل بود که على(ع) به آن اشاره نموده است.
از بین بردن امنیت جامعه اسلامى: مصداق بارز این علت، حمله اصحاب جمل در بصره به خزانه بیت المال و کشتن عده‌اى از مردم بود.
سرپوش گذاشتن بر عمل‌کرد خویش: در این رابطه امیرالمؤمنین(ع) در خطبه‌ی 137 نهج البلاغه می‌فرماید: آنها انتقام خونى را می‌خواهند که خود ریخته‌اند.
اما جواب تفصیلی:
براى بررسى علل وقوع جنگ جمل و پژوهش در این راستا، لازم است که به ادله‌ی طرفین درگیر در جنگ نظرى افکنده شود و سپس آنها را با واقعیات تاریخى سنجیده و قول صحیح را برگزید. ابتدا به طور اجمال ادله و علل جنگ از دیدگاه اصحاب جمل و رؤساى آن‌را مورد بررسى قرار می‌دهیم.
الف) علل جنگ جمل از دیدگاه اصحاب جمل
عائشه بعد از بیعت مردم با علی(ع) در اجتماع مردم مکه حضور یافت و چنین گفت: اى جمعیت مسلمانان، همانا عثمان مظلوم کشته شد.[1] این سخن عائشه ظاهراً سنگ بناى مخالفت وى با امیرالمؤمنین(ع) شد و غالباً این علت به عنوان بهانه‌ی اصلى خروج عائشه و اعوانش علیه امام علی(ع) مطرح می‌شود و چون آنها على(ع) را سبب اصلى قتل عثمان می‌دانستند؛ از این‌رو علیه او قیام نمودند.
برخى از علماى معتزله معتقدند که عائشه و یارانش قصد امر به معروف و نهى از منکر داشتند.[2]
طلحه در خطبه‌اى که بین مردم بصره ایراد کرد، چنین وانمود کرد که قیام او براى خلافت و ملک نیست، بلکه او قصد دارد از مردم بصره کمک بگیرد تا همگى براى اصلاح امت پیامبر(ص) کوشش کنند و طاعت خدا را رواج دهند.[3]
همان‌طور که ذکر شد، به طور عموم در اکثر خطبه‌هایى که از عائشه و طلحه نقل شده، قتل عثمان و خون‌خواهى او مهم‌ترین علت پیمان‌شکنى ذکر گردیده است. امّا به موارد دیگرى نیز می‌توان اشاره نمود. از جمله این‌که طلحه، حکومت على بن ابی‌طالب(ع) را مطابق با رویه‌ی خلفاى سابق نمی‌دانست و به این‌که على(ع) با او در کارها مشورت نمی‌نمود، معترض بود.[4]
ب) علل جنگ از دیدگاه على ابن ابی‌طالب(ع) و اصحابش
قبل از بیان علل آغاز جنگ جمل از دیدگاه على(ع) به یک نکته مهم - یعنى عاملان اصلى جنگ - باید توجه کنیم. امیرالمؤمنین(ع) در خطبه‌ی 172 نهج البلاغه می‌فرماید: «... طلحه و زبیر همسر رسول خدا را به همراه خود می‌کشیدند چونان کنیزى را که به بازار برده فروشان می‌برند».[5] از این سخن آن‌حضرت به خوبى متوجه می‌شویم عامل انسانى مهم جنگ جمل، کسى جز طلحه و زبیر نبودند، و عائشه در این بین بیشتر مورد سوء استفاده قرار گرفت.
قدرت‌طلبى طلحه و زبیر: ایشان در خطبه‌ی 148 نهج البلاغه چنین توضیح می‌دهد: «هر کدام از طلحه و زبیر امیدوار است که حکومت را به دست آورد و دیده به آن دوخته و رفیق خود را به حساب نمی‌آورد».[6]
عهد و پیمان‌شکنى: ایشان در خطبه‌اى ضمن فرمان آماده باش به مردم می‌فرماید: «همانا طلحه و زبیر بیعت و عهد را نقض کرده و عائشه را از خانه‌اش بیرون کشیده‌اند تا فتنه بپا کنند و خون‌ریزى راه بیاندازند».[7]
کینه و کدورت دیرینه: این نکته قابل انکار نیست که کینه‌هایی نسبت به علی(ع) وجود داشت؛ از این‌رو، امیرالمؤمنین(ع) سابقه‌ی این امر را در مواردى بر می‌شمارد؛ مانند:
الف) چون پیامبر مرا بر پدر عائشه برترى داده بود.
ب) چون پیامبر(ص) مرا به اخوّت با خویش مختص نموده بود.
ج) چون خداوند دستور داد که همه ابواب منتهى به مسجد بسته شود حتى باب پدر عائشه، اما باب من بسته نشد. د) چون در روز خیبر رسول اکرم(ص) پرچم را بعد از این‌که به دیگران داد آن‌را به من داد و من نیز پیروز شدم موجب غمگین شدن آنان گردید.[8]
علاوه بر این، طلحه و زبیر؛ امیدوار بودند که على(ع) در امور با آنها مشورت نماید؛ چرا که این دو خود را با على(ع) در رتبه و مقام مساوى و حتى بالاتر می‌دانستند، آنها امیدوار بودند که با مرگ عثمان، بخشى از حکومت را به دست گیرند، لیکن هیچ‌کدام از این امور تحقق نیافت و این سبب شد که خصومت قبلى این دو با امیرالمؤمنین(ع) آشکار گردد.
نفاق: على(ع) در خطبه‌ی 13 نهج البلاغه دین این عده را دورویى می‌داند.[9]
از بین بردن امنیت جامعه اسلامى: بعد از آن‌که اصحاب جمل در بصره قدرت گرفتند، به خزانه‌ی بصره و بیت المال حمله نموده و آن‌را غارت کردند. هم‌چنین به مردم حمله نمودند و عده‌اى را شکنجه کرده و عده‌اى را به قتل رساندند.[10]
سرپوش گذاشتن بر عمل‌کرد خویش: وقتى به امیرالمؤمنین(ع) خبر رسید که طلحه و زبیر براى خون‌خواهى عثمان قیام نمودند ایشان فرمود: کسى جز خود ایشان عثمان را نکشت.[11]
مضمون همین سخن را علی(ع) در خطبه‌ی 137نهج البلاغه بیان کرد: آنها انتقام خونى را می‌خواهند که خود ریختند.[12]
با این اوصاف حضرت می‌فرماید: طلحه خود جنگ را به راه انداخته تا برای قتل عثمان مورد سؤال واقع نشود.[13] با تأمل در فقرات فوق متوجه می‌شویم:
اوّلاً: در اکثر طعن‌ها و سرزنش‌هایى که از امیرالمؤمنین(ع) نسبت به اصحاب جمل وارد شده، ایشان روى سخنشان با طلحه و زبیر است. گو این‌که حضرت مسبب اصلى جنگ را این دو می‌داند. و به عبارت دیگر، عائشه نقش فرعى در این غایله داشته و از سوى آنها مورد سوء استفاده قرار گرفت.
ثانیاً، ملاحظه می‌شود که هیچ‌یک از دلیل‌هایى که اصحاب جمل براى کارشان ذکر نموده‌اند موجّه نیست. بویژه وقتى که بدانیم قتل و خون‌خواهى عثمان بهانه‌اى بیش نبود؛ چرا که عائشه با عثمان نیز چندان رابطه خوبی نداشت. نقل شده است که عائشه پیراهن رسول خدا(ص) را نزد عثمان می‌برد و به او می‌گوید: هنوز رطوبت کفن رسول خدا(ص) خشک نشده که تو چنین، احکام او را تحریف می‌کنى.[14]پس ملاحظه می‌کنید اصحاب جمل تحت عنوانى به ظاهر زیبا و حق مآبانه بر علیه اولى الامر خویش قیام نمودند و پیمان و بیعت خویش را شکستند، در حالی‌که این عنوان بهانه‌اى بیش نبود.[15]
برگرفته از پایگاه اسلام کوئست
پی‌نوشت:
[1]. طبرى، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 4، ص 459، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1967م.
[2]. شیخ مفید، الجمل، ص 64، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
[3]. همان، ص 304.
[4]. همان، ص 306؛ انساب الاشراف، ص 226.
[5]. سید رضی، نهج البلاغة، ص 247، قم، دارالهجرة.
[6]. همان، ص 206.
[7]. الجمل، ص 240.
[8]. همان، ص 409 – 410.
[9]. نهج البلاغة، ص 55.
[10]. نهج البلاغه، ص 336، خطبه 218.
[11]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 32، ص 121، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404ق.
[12]. نهج البلاغه، ص 194.
[13]. نهج البلاغه، ص 250، خطبه 174.
[14]. ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغة، ج 6، ص 215، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، 1404ق.
[15]. «عایشه و جنگ جمل»، 4904؛ «حضور امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در جنگ‌ها، همراه امام علی(ع)»، 106277؛ «جوانمردی حضرت علی(ع) در برخورد با فراریان و زخمی‌های جنگ‌ها»، 51946.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام با تشکر از استاد گرامی چگونه و توسط چه کسی عثمان کشته شد و نقش علی ع فکر کنم فقط طرفداری از مردم و جلوگیری از کشته شدن مردم به خاطر انتقام گیری عده ای بود چگونه کشته شدن عثمان ملعون به علی ع نسبت می دادند با تشکر
پرسمان
سلام علیکم، جواب اجمالی:
در باره حوادث تاریخی اختلاف گفتار بسیار است .
در رفتار امام علی(ع) با خلفا و به خصوص عثمان تناقضی وجود ندارد .
- در باره قاتل خلیفه سوم هرگز مشخص نشد که قاتل دقیقا چه کسی است؟ معترضان از گروهها و جریان‌های مختلف خانه عثمان را محاصره کردند بخصوص اهالی مصر که حتی آب را بر او بستند . گفته می شود علی(ع) حسنین را به دفاع از عثمان و جهت جلوگیری از قتل عثمان و جلو گیری از خلیفه کشی بر در خانه عثمان گمارد و حتی علی(ع) با برخی از معترضان گفتگو کرد تا قتل خلیفه اتفاق نیفتد اما معترضان به دلایل مختلف همراهی نکردند .
قتل خلیفه ،پیراهن عثمان شد برای خون خواهی از قاتلان خلیفه که هرگز معلوم نبود چه کسانی هستند؟
شایعه کردند که مخالفان در سپاه علی(ع) هستند و علی باید قاتلان را تحویل دهد در حالی که قاتلان مشخص نبودند .
حضرت در عین نقد صریح خلفا که در سخنان حضرت در نهج البلاغه وجود دارد، معتقد به قتل خلفا و خلیفه کشی نبود و اگر قرار بود خلیفه کشی باب شود سنگ روی سنگ بند نمی شد ! قتل عمر ، قتل عثمان ، شهادت امام علی(ع) ، شهادت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و... نشان از جنگ و درگیری در جامعه اسلامی و مسلمانان داشت .
امام علی(ع) در عین نقد و انتقاد از خلفا ،تاکید بر وحدت و مصلحت و مصالح جامعه داشت و از این جهت حتی از حق خود در باره امامت و ولایت و خلافت چشم پوشی کرد و سکوت کرد تا جامعه اسلامی فرو نپاشد .
و لذا علی(ع) در عین انتقاد از خلفا به خصوص عثمان ،سعی در کنترل و هدایت عثمان داشت تا قتل عثمان . و لذا می دانست که قتل عثمان ، و پیراهن خونین عثمان بهانه ایی برای جنگ و خونریزی های بعدی در جامعه اسلامی می شود . توضیح بیشتر : جریان حمایت امام علی(ع) از عثمان و فرستادن امام حسن و امام حسین(ع) به در خانۀ عثمان، در برخی منابع تاریخی نقل شده است، اما این موضوع؛ مورد نقد و بررسی مورّخان، تحلیل گران مسائل تاریخی و محدّثان قرار گرفته است و به ظاهر این جریان نگاه نکرده و به تفسیر و تحلیل آن پرداخته اند. علامه امینی(ره) در کتاب «الغدیر» تصریح می کند که روایت حمایت امام علی(ع) از عثمان و فرستادن فرزندانش به در خانۀ او، از روایات دروغین و جعلی است. اگر بر فرض، حمایت و دفاع امام علی(ع) را از عثمان بپذیریم، پیرامون عملکرد صحیح حضرت علی(ع) و موضع واقع بینانه آن حضرت، باید گفت: حضور امام حسن و امام حسین(ع) در جبهۀ دفاع از عثمان، صرفاً براى این بود که کسى نتواند امام و فرزندانش را به شرکت در انقلاب علیه عثمان متّهم نماید و آنان را شریک قتل او بداند؛ و به بیان سید مرتضی(ره) مانع قتل عمدی عثمان شوند و از رساندن آب و غذا به خانواده او جلوگیرى نشود. دفاع امام علی(ع) از عثمان بدان معنا نیست که حضرت حکومت وی را قانونی و شرعی دانسته و بدان جهت از عثمان دفاع کرده و مانع قتل او گردید، بلکه به بیان شهید مطهری؛ على(ع) با روش عثمان مخالف است و در عین حال مخالف است که باب خلیفه کشى باز شود؛ نمى خواهد خلیفه را بکشند که باب فتنه بر روى مسلمانان باز گردد. جریان حمایت امام علی(ع) از عثمان و فرستادن امام حسن و امام حسین(ع) به در خانۀ عثمان، در برخی منابع تاریخی نقل شده است،[۱] اما این موضوع؛ مورد نقد و بررسی مورّخان، تحلیل گران مسائل تاریخی و محدّثان قرار گرفته است و به ظاهر این جریان نگاه نکرده و به تفسیر و تحلیل آن پرداخته اند که خلاصه ای از آن در ذیل بیان می شود. الف. جعلی بودن این روایت
۱. علامه امینی(ره) در کتاب «الغدیر» -پس از ذکر این جریان- تصریح می کند که روایت حمایت امام علی(ع) از عثمان و فرستادن فرزندانش به در خانۀ او، از روایات دروغین و جعلی است. و این نوع روایات، با روایات متواتر و مستحکم دیگر که بیان کنندۀ انتقاد امام علی(ع) و برخی از اصحاب پیامبر اکرم(ص) به عملکرد عثمان است، تناقض دارد. آنها نه فقط فرزندانشان را برای پاسداری و دفاع از عثمان نفرستاده اند، بلکه همواره در صف مخالفان وی قرار داشته و یکدم از مجاهدت در راه تصحیح رویّۀ ناپسندش و باز آوردن اسلوب حکومت و اداره آن بر موازین قرآن و سنت نیاسوده اند.[۲] ۲. رفتار ناهنجار عثمان نسبت به امام و فرزندانش، چنین اقدامى را بعید مى گرداند؛ به علاوه، امام و فرزندانش نمى توانستند از مهاجرین و انصار و یاران شایسته رسول خدا(ص) فاصله بگیرند و با آنان به مخالفت بپردازند.[۳] ۳. از گفتار سید مرتضى(ره) چنین برمى آید که وى نیز نسبت به این که امام على(ع) فرزندانش حسن و حسین(ع) را براى دفاع از عثمان فرستاده، شک و تردید دارد. او مى گوید: «اگر حضرت آن دو را فرستاده باشد، براى این بوده که مانع قتل عمد عثمان شوند و از منع خانواده و زنان عثمان از آب و غذا جلوگیرى کنند، نه این که مانع خلع وى توسط انقلابی ها گردند».[۴] ۴. این که گفته شد: طلحه و زبیر نیز فرزندانشان را براى دفاع از عثمان فرستادند،[۵] شکّى در بطلان این سخن نیست؛ زیرا طلحه، زبیر، عایشه و دیگران از سرسخت ترین دشمنان عثمان بودند.[۶] ۵. در درستی محتواى روایتى که مى گوید امام حسن(ع) در دفاع از عثمان زخمى شد، شک و تردید وجود دارد؛ زیرا گرچه ممکن است امام على(ع) دو فرزندش یا تنها امام حسن(ع) را براى دفاع از عثمان فرستاده باشد و آن دو نیز به نزد عثمان آمده و مأموریت محوّله از جانب پدر را به اطلاع او رسانده باشند، اما ظاهراً عثمان آن دو را رد کرد و دفاع آن دو را نپذیرفت؛[۷] همان طور که در برخی از منابع تاریخی آمده: «على پسرش حسن را خواست و به او گفت: پسرم! به نزد عثمان برو و به او بگو: پدرم مى گوید: آیا میل دارى که تو را یارى کنم؟ حسن پیام پدرش را به عثمان رساند. عثمان به او گفت: نه، من یارى او را نمى خواهم؛ زیرا رسول خدا(ص) را دیدم ... حسن سکوت کرد و به نزد پدر بازگشت و پاسخ عثمان را برایش بازگفت ....».[۸] ب. تفسیر این روایت بر فرض پذیرش آن
اگر بر فرض، حمایت و دفاع امام علی(ع) از عثمان را بپذیریم، لازم است پیرامون عملکرد صحیح حضرت علی(ع) و موضع واقع بینانه آن حضرت، مباحثی داشته باشیم. لذا فشرده ای از این تفسیر سیاسی در زیر بیان می شود. حضور امام حسن(ع) در جبهه دفاع از عثمان، صرفاً براى این بود که کسى نتواند امام و فرزندانش را به شرکت در انقلاب علیه عثمان متّهم نماید و آنان را شریک قتل او بداند؛[۹] یعنی همان تحلیل و تفسیر سیاسی دیدگاه بزرگانی همچون سید مرتضی(ره). توضیح این که اگرچه امام علی(ع) خلافت عثمان را تأیید نمی کرد، و بر همه کارهاى خلاف و تعدّى هایى که از سوى هیأت حاکمه سر مى زد، کاملاً آگاهی داشت. با این حال، راه چاره را در این روش انفعالى نمى دانست و علاج واقعه را بدین طریق مصلحت نمى دید. حضرت علی(ع) در مورد عثمان فرمود: «اگر به کشتن او فرمان داده بودم، قاتل محسوب مى شدم، و اگر آنها را باز مى داشتم از یاورانش به شمار مى آمدم، اما کسى که او را یارى کرده نمى تواند بگوید از کسانى که دست از یاریش برداشتند بهترم، و کسانى که دست از یاریش برداشتند نمى توانند بگویند یاورانش از ما بهترند، من جریان عثمان را برایتان خلاصه مى کنم: استبداد ورزید، چه بد استبدادى، و شما ناراحت شدید و از حد گذراندید و خداوند در این مورد حکمى دارد که در بارۀ مستبدان و افراط گران جارى مى شود (و هر کدام به واکنش اعمال نادرست خود گرفتار مى شوند)».[۱۰] امام على(ع) چنین موضعى در پیش گرفت؛ چرا که روش انقلابی ها در قتل عثمان در آن شرایط و با آن وضع خاص نمى توانست به مصلحت اسلام باشد، بلکه برعکس باعث مى شد تا ضربۀ بزرگ و جبران ناپذیرى بر پیکر اسلام وارد آید؛ زیرا چنین عملى به منفعت طلبان و هواپرستانى که به دنبال فرصت و موقعیّت مناسب بودند، فرصت مى داد که با توجّه به آثارى که سیاست حاکم در مفاهیم، تفکّرات، نظرها و عقاید مردم بر جاى گذاشته، از جهل و ضعف و شرایط حاکم بر زندگى آنان سود جسته، به مطامع خویش دست یابند و شعار خون خواهى عثمان سرداده، آن را دستاویزى براى موضع گیرى در مقابل اسلام- که در شخص امیر المؤمنین(ع) عینیّت و تجسّم یافته- قرار دهند و در مقابل آن حضرت با وقاحت تمام بایستند و شبهات و تشکیکاتى را در مورد حضرت و اصحاب مخلص وى القا نمایند. از همین مسئله بود که جنگ هاى جمل، صفین و نهروان- آن طور که در تاریخ ثبت شده- نشأت گرفت و به وقوع پیوست. امیر المؤمنین(ع) کاملاً این مطلب را درک مى کرد و بر آن آگاهی داشت؛ تا جایى که آن موقع که اهالى یمن براى تبریک خلافت به خدمت حضرت مشرّف شدند، به آنان فرمود: «شما ریش سفیدان و بزرگان یمن هستید، اى کاش مى دانستم اگر روزى مسئله اى بر ایمان پیش آید و حادثه اى اتفاق بیفتد، قدرت جنگى شما چقدر است و تا چه اندازه مى توانید صبر و پایدارى داشته باشید و در مقابل دشمن استقامت کنید!».[۱۱] یعنى حضرت از همان موقع، جنگ هایى را انتظار داشت که مى بایست علیه طمع ورزان و منحرفان صورت گیرد. این مسائل در آن موقع گریبان گیر مسلمانان بود و مصائب و مشکلات بسیارى به دنبال داشت که هنوز جامعه اسلامی از آثار آن رنج مى برند و در زحمت هستند. امام على(ع) میل نداشت که عثمان به آن کیفیت نامطلوب کشته شود، و اگر فرزندانش، را براى دفاع از او فرستاد و اگر فرمود: «به خدا سوگند آن قدر از او دفاع کردم که ترسیدم گناهکار باشم»،[۱۲]با این حال، حضرت نمى خواست که دفاع او از عثمان موجب فهم غلط در قبال عثمان و خطاکارى هاى او باشد؛ از این رو، کارهای خلاف عثمان را بیان مى فرمود.[۱۳] گفتنی است؛ محمد بن ابوبکر از مخالفان حکومت عثمان بود و از کسانی بود که مردم را بر ضد حکومت عثمان تحریک کرد. بر اساس برخی منابع تاریخی او قاتل عثمان نیست، بلکه از کسانی بوده که فقط وارد خانۀ عثمان شد، و عثمان را مورد عتاب قرار داده که چرا دین خدا را منحرف کردی و سنّت رسول خدا را نابود کردی، ولی پس از مشاجراتی که بین آن دو صورت گرفت، بیرون رفت و عدّه ‌ای از اهل مصر عثمان را کشتند.[۱۴] ج. نتیجه گیری
۱. از مجموع سخنان امام علی(ع) و رفتار آن حضرت، بر می آید که بر روش عثمان سخت انتقاد داشته است. در عین حال، قتل عثمان را در مقام خلیفه به صلاح جامعه نمی دانست. پیش از آن که عثمان کشته شود، حضرت علی(ع) این نگرانی را داشت و به عواقب وخیم آن می اندیشید. ۲. حضرت علی(ع) می خواست عثمان راهی را که می رود رها کند و راه صحیح سنّت پیامبر اکرم(ص) را پیشه نماید، در غیر این صورت، خلیفه ای که شایسته است روی کار بیاید؛ و به جرایم عثمان رسیدگی کند و حکم لازم را صادر نماید. لذا امام علی(ع) فرمان به قتل عثمان نداد. تمام کوشش علی(ع) در این بود که بدون این که خونی ریخته شود، خواسته های مشروع مخالفان انجام شود؛ یا عثمان روش گذشته خود را تغییر دهد و یا کنار رود و کار را به اهلش بسپارد. ۳. دفاع امام علی(ع) از عثمان بدان معنا نیست که حضرت حکومت وی را تأیید می کرد و بدان جهت از عثمان دفاع کرده و مانع قتل او گردید، بلکه به بیان شهید مطهری «على(ع) با روش عثمان مخالف است و در عین حال مخالف است که باب خلیفه کشى باز شود؛ نمى خواهد خلیفه را بکشند که باب فتنه بر روى مسلمین باز گردد».[۱۵] پی‌نوشت:
[۱]. ر.ک: ابن قتیبة دینوری ، أبو محمد عبد الله بن مسلم، الإمامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء، تحقیق: شیری، علی، ج ۱، ص ۵۲ – ۶۲، دارالأضواء، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۰ق؛ ابن اثیر، عز الدین أبو الحسن على بن ابى الکرم، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۶۷ – ۱۷۵، دار صادر، دار بیروت، بیروت، ۱۳۸۵ق؛ ابن الطقطقى ، محمد بن على بن طباطبا، الفخرى فى الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، تحقیق: عبد القادر محمد مایو، ص ۱۰۲ – ۱۰۴، دار القلم العربى، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
[۲]. ر.ک: علامه امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب ، ج ۹، ص ۳۳۱ – ۳۳۸، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة ، قم، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
[۳]. عاملى، جعفر مرتضى، تحلیلى از زندگانى سیاسى امام حسن مجتبى علیه السلام ، ترجمه: سپهری، محمد، ص ۲۰۲، دفتر تبلیغات اسلامى ، قم، چاپ سوم، ۱۳۷۶ش.
[۴]. به نقل از: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، محقق و مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل ، ج ۳، ص ۸، و ج ۲، ص ۳۲۸ – ۳۳۳، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
[۵]. الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۷۲.
[۶]. تحلیلى از زندگانى سیاسى امام حسن مجتبى علیه السلام ، ص ۲۰۳.
[۷]. ر.ک: همان، ص ۲۱۵ – ۲۲۱.
[۸]. «ثم دعا علی بابنه الحسن، فقال: انطلق یا ابنی إلى عثمان فقل له: یقول لک أبی: أ فتحب أن أنصرک! فأقبل الحسن إلى عثمان برسالة أبیه، فقال عثمان: لا ما أرید ذلک، لأنی قد رأیت رسول الله صلّى الله علیه و سلّم فی منامی فقال: یا عثمان! إن قاتلتهم نصرت علیهم، و إن لم تقاتلهم فإنک مفطر عندی، و إنی قد أحببت الإفطار عند رسول الله صلّى الله علیه و سلّم، فسکت الحسن و انصرف إلى أبیه فأخبره بذلک»؛ ابن اعثم کوفى ، کتاب الفتوح، ج ۲، ص ۴۲۳، دار الأضواء، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
[۹]. تحلیلى از زندگانى سیاسى امام حسن مجتبى علیه السلام ، ص ۲۰۲.
[۱۰]. «لَوْ أَمَرْتُ بِهِ لَکُنْتُ قَاتِلًا أَوْ نَهَیتُ عَنْهُ لَکُنْتُ نَاصِراً غَیرَ أَنَّ مَنْ نَصَرَهُ لَا یسْتَطِیعُ أَنْ یقُولَ خَذَلَهُ مَنْ أَنَا خَیرٌ مِنْهُ وَ مَنْ خَذَلَهُ لَا یسْتَطِیعُ أَنْ یقُولَ نَصَرَهُ مَنْ هُوَ خَیرٌ مِنِّی وَ أَنَا جَامِعٌ لَکُمْ أَمْرَهُ اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الْأَثَرَةَ وَ جَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَعَ وَ لِلَّهِ حُکْمٌ وَاقِعٌ فِی الْمُسْتَأْثِرِ وَ الْجَازِعِ»؛ سید رضی، نهج البلاغه، مصحح: عطاردی، عزیزالله، ص ۳۹، بنیاد نهج البلاغه، بی جا، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
[۱۱]. «إنکم صنادید الیمن و ساداتها فلیت شعری إن دهمنا أمر من الأمور کیف صبرکم على ضرب الطلا و طعن الکلأ؟»؛ کتاب الفتوح، ج ۲، ص ۴۴۰ و ۴۴۱.
[۱۲]. «وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّى خَشِیتُ أَنْ أَکُونَ آثِماً»؛ نهج البلاغه، ص ۳۰۳.
[۱۳]. تحلیلى از زندگانى سیاسى امام حسن مجتبى علیه السلام ، ص ۲۰۴ – ۲۱۴، با تلخیص و ویرایش.
[۱۴]. ر.ک: ابن کثیر دمشقى ، البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۱۸۴ و ۱۸۵، دار الفکر، بیروت، بی تا؛ مسعودی، أبو الحسن على بن الحسین بن على، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: اسعد داغر، ج ۲، ص ۳۴۵، دار الهجرة، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
[۱۵]. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۵۹۵، انتشارات صدرا، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۰ش. جهت مطالعه بیشتر :
زمینه های سیاسی- اجتماعی قتل عثمان ، رحمتی محمدرضا ، پژوهشنامه علوم انسانی، تابستان ۱۳۸۲ , دوره - , شماره ۳۸ (۲) ; از صفحه ۱۶۹ تا صفحه ۱۸۳ .

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.