دلگیری عصر ظهور ۱۳۹۹/۰۴/۰۷ - ۲۱۲ بازدید

باسلام.
آیا مطالبی که در مورد دلگیربودن غروب جمعه و ناراحتی امام زمان گفته می شود صحت دارد یا این موضوع می تواند ریشه های دیگری داشته باشد؟

برای دلگیر بودن عصر جمعه بزرگان احتمالاتی داده اند که خدمت شما عرض می کنیم:
۱- چون در غروب جمعه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنا فداه) به سبب عرضه‌ی اعمال انسان‌ها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر می‌شوند. او قلب و مدار وجود است، از این رو حتی اهل تسنن هم در غروب جمعه دلتنگ می شوند.
۲- یکى از تکالیف دوران غیبت کبرى این است که مؤمن از فراق و دور ماندن از حضرت مهدى (عج) اندوهگین باشد، و این از نشانه هاى دوستى و اشتیاق به آن حضرت است. روایاتى است دایر بر این که از جمله نشانه هاى یک فرد شیعه آن است که در اندوه و حُزن امامان(ع) محزون باشد و تردیدى در این نیست که غیبت مولایمان حضرت حجت(ع) و آن چه از محنت ها بر آن حضرت و بر شیعیانش وارد مى گردد. از بزرگترین و مهم ترین علل اندوه امامان(ع) است. چنان چه امام صادق(ع) مى فرماید: شخص غمگینى که غم و اندوهش از جهت ظلمى است که بر ما رفته است نفس کشیدنش تسبیح گویى است و همّ او به خاطر امر ما عبادت است، و پنهان داشتنش سرّ ما را جهاد در راه خداوند است(اصول کافى، ج ۲، ص ۲۲۶).
آرى یکى از حقوق شخص مؤمن بر مؤمن دیگر آن است که به خاطر اندوه او اندوهگین گردد، که بدون تردید این حق براى مولایمان امام زمان(ع) بر تمامى افراد با ایمان ثابت است. حال هر گاه افراد عادى از مؤمنین چنین حقّى را دارا باشند، امام و مولایمان حضرت مهدى(ع) که پیشواى ما و رکن ایمان است به طور قطع این حق برایش ثابت مى باشد.
در دیوان منسوب به مولایمان حضرت على(ع) در بیان نشانه هاى دوستى راستین چنین آمده:
من الدَّلائل ان یُرى من شوقه-- مثلُ السّقیمِ و فى الفؤادِ غلائلُ...
و از نشانه ها این است که از شدّت شوقش دیده شود همچون بیمارى که دلش از شدّت درد مى جوشد و دیگر این که از فرط انس گرفتن با محبوب، از هر چه او را از آن مشغول مى دارد وحشت کند. و دیگر از نشانه ها این است: در میان مردم مى خندد، در حالى که دلش مالامال از اندوه است. همچون زن جوان از دست داده» ( مکیال المکارم، ج ۲، ص ۲۳۵). چند مطلب مفید:
این مطلب اول. مشکل ما این است که از معرفت حضرت کوتاهى کرده ایم. قهراً وقتى انسان موضوع غیبت و حجّت زمان(ع) را آن طور که شایسته است نشناخت، نه از جهت قلبى وظیفه اش را انجام مى دهد و نه از جهت بدنى.
این که خداوند مى فرماید: انّما یخشى الله من عباده العُلماء؛ یعنى خداترسان از بین بندگان دانشمندان مى باشند ( سوره فاطره، آیه ى ۲۸). این واقعیت را باید فهمید که نور و هدایت و حکمت فقط در قرآن و سنت است.، لذا شناخت و معرفت امام(ع) از واجبات و ضروریات است
مطلب دوم. یکى از خصوصیاتى که براى آشنایى با آن مقام پرعظمت لازم است، پیوسته به یاد او بودن و توجه به آن حضرت است. اگر شما روح را به یک طرف متوجه کردید ممکن نیست رابطه برقرار نشود. توجه زیاد نسبت به امام عصر(ع)، مقابله روحى را ایجاد مى کند. البته با حفظ استعداد و ظرفیت و شرایط... هر چه توجه بیشتر باشد رابطه عمیق تر و در نتیجه اثر بخش زیادى خواهد داشت( امام اگر در نظر ما غایب است به خاطر این است که ما توان و ظرفیت درک حضورش را نداریم. امام ما منتظر اجازه ظهور است و نگران و غمگین نسبت به مسلمانان و مردم دنیاست. پس جا دارد که ما نیز نگران او باشیم). لااقل دو موعد در شبانه روز، یکى صبح و یکى شب به حضرت توجّه کنید: السلام علیک فى اللّیل اذا یغشى و النّهار اذا تجلّى... السلام علیک حین تُصبّحُ و تمسى؛ درود بر تو در هر صبحگاهان و شامگاهان...(حاج شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، زیارت آل یاسین). بعد از نماز صبح دعاى عهد و زیارت مخصوص حضرت را، و در هنگام غروب و شب هنگام زیارت آل یاسین را بخوانید همه این زیارت ها و دعاها درس و بیان راه و معرفت است
مطلب سوّم. این است که انسان باید کارى کند و به اصطلاح تحرک و تحوّلى در خودش به وجود آورد. به طور حتم به قدر تحوّلى که در وجودش ایجاد کرده اثر مى گیرد. یعنى بعد از کسب شناخت، باید به تکالیف دوران غیبت جامه ى عمل پوشید.
- براى آگاهى بیشتر ر.ک: خورشید مغرب، علامه محمد رضا حکیمى.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.