دوره آخرالزمان-مفاسد آخرالزمان ۱۳۸۶/۰۸/۱۲ - ۲۱۸۸ بازدید

می خواستم در مورد فتنه های آخرالزمان و ادعاهای دروغین مطالب جامع و کاملی به دست بیاورم علاوه بر توضیح لطفا چند کتاب نیز در این مورد معرفی کنید.

از مجموع روایات و سخنان پیشوایان دین استفاده می شود که پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) فتنه ها و شورش های فراوانی بروز می کند طی جنگ های منطقه ای و شورش های محلی و جنگ جهانی عده زیادی از بین خواهند رفت.
از خود حضرت مهدی(عج) نقل شده است که فرمود: «علامه ظهوری کثره الهرج و المرج و الفتن».(محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۵۲، ص ۲۱۷).؛ «نشانه آشکار شدن من، زیاد شدن هرج و مرج و فتنه ها و آشوب هاست». این فتنه ها را در چند بخش می توان مورد اشاره قرار داد:

الف. جنگ جهانی

علی(ع) فرمود: «مهدی(ع) قیام نخواهد کرد تا این که یک سوم مردم [بر اثر جنگ] کشته شوند و یک سوم مردم بمیرند و یک سوم باقی بماند». (عقد الدرر، ص ۶۵).
و امام صادق(ع) فرمود: « این امر - ظهور حضرت مهدی(ع) - صورت نخواهد گرفت تا این که دو سوم مردم از میان بروند، سؤال شد: اگر دو سوم از میان بروند چه کسی باقی می ماند؟ حضرت فرمود: آیا خوشحال نیستید که شما [پیروان اهل بیت] یک سوم باقیمانده باشید؟». (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۱).

ب. شورش های منطقه ای


۱. فتنه سفیانی: پیش از قیام قائم(ع) مردی از نسل ابوسفیان به نام «عثمان بن عنبسه» در منطقه شام، خروج می کند و با تظاهر به دینداری، گروه زیادی از مسلمانان را می فریبد و به گرد خود می آورد و بخش گسترده ای از سرزمین های اسلام را به تصرف خویش در می آورد و بر مناطق پنج گانه: شام، دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین سیطره و تسلط می یابد و در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می پردازد و برای کشتن و یافتن آنها جایزه تعیین می کند.(همان، ج ۵۲، ص۲۱۵)
۲. خروج دجال: از جمله فتنه ها، خروج دجال است. دجال از ریشه دجل به معنای دروغگو و حیله گر است. بر اساس آنچه از ظاهر روایات استفاده می شود دجال فردی است که در آخر الزمان و پیش از قیام مهدی(عج) خروج می کند و با انجام کارها ی شگفت انگیز جمع زیادی از مردم را می فریبد.(ر.ک همان ص۱۹۳)
در برخی روایات از دجال ها سخن به میان آمده است و این احتمال را تقویت می کند که دجال نام مشخصی معینی بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی اساس و با توسل به حیله گری و نیرنگ در صدد فریب مردم باشد، دجال است چنان که پیامبر اکرم(ص) فرمود: قیامت بر پا نمی شود تا وقتی که مهدی(عج) از فرزندانم قیام کند و مهدی قیام نمی کند تا وقتی که شصت دروغگو خروج کند و هر کدام بگوید: من پیامبرم.(ارشاد شیخ مفید بیروت، موسسه الاعلمی، ج۲، ص۳۷۱)
بر این اساس می توان کفت ما دو نوع دجال داریم: یکی همان دجال حقیقی و واقعی که پس از همه دجال ها می آید و در دروغگویی و حیله گری و مردم فریبی سرآمد است و دیگری گروه شیاد و دروغگویند که دست به فریبکاری و گمراهی مردم می زنند.(نهضت انتظار و انقلاب اسلامی، گروهی از محققان ص۱۱۵)
۳. به اهتزاز درآمدن پرچم های سیاه از خراسان
این حادثه در منابع دینی به عنوان نشانه ظهور بیان شده و مضمون روایات در این باره این است که پیش از ظهور مهدی(عج) در منطقه خراسان [قدیم شامل: قسمت هایی از ایران، افغانستان، ترکمنستان، تاجیکستان و ازبکستان] انقلابی بر پا می شود و مردم در حالی که پرچم های سیاه را به اهتزاز در آورده اند، به حرکت در می آیند؛ اینان در زمان ظهور هم هستند و حضرت آنان را به سوی خود فرا می خواند.(ر.ک بحارالانوار، همان، ج۵۲، ص۲۱۷ و نهضت انتظار ص۱۱۲)
ج- فراگیر شدن ظلم و ستم و گناه
در بسیاری از روایات که پیشوایان، قیام حضرت مهدی(عج) را نوید داده اند به این که نزدیک ظهور در جوامع بشری و حتی جوامع اسلامی ظلم و ستم و گناه و فجور و انواع آن رواج کامل خواهد یافت و از آن جمله به این فجایع[به عنوان فتنه و فساد] اشاره فرموده اند:
شراب خواری، خرید و فروش مسکرات، رباخواری، زنا، قساوت قلب، تقلب، نفاق، رشوه خواری، ریاکاری، بدعت، غیبت و سخن چینی، بی عصمتی، بی حیایی، بی حجابی، ترک امر به معروف و نهی از منکر، کفر و الحاد، بی احترامی به پدر و مادر و آزار آنها، قطع صله رحم، ترک خمس و زکات، تسلط بیگانگان بر کشورهای اسلامی، تعطیل حدود الهی و ... .(بحار، ج۵۲، ص۲۵۴، روضه کافی، ص۳۶-۴۲، اثبات الهداه، ج۷، ص۳۹۰ و ۳۹۱)
دانشجوی گرامی در ادامه به توضیحاتی پیرامون امکان و ادعای ملاقات و رویت امام زمان(عج) توجه نمایید.
با توجه به توقیع شریف امام زمان که به هنگام فوت آخرین نایبشان صادر شده و قرائنی که در خود توقیع است مراد از دروغ گو بودن مدعى مشاهده بعد از صدور توقیع. ادعاى ارتباط و نیابت داشتن از جانب حضرت است به عبارت دیگر امام در این توقیع مى فرماید با ازدنیا رفتن تو اى على بن محمد سمرى نیابت خاصه تمام شد و غیبت کبرى آغاز شد ودیگر بعد از این اگر کسى بگوید من حضرت را مى بینم و با او مرتبط هستم و نیابت خاصه از حضرت دارم دروغ گو است.
به متن توقیع و قرائن آن دقت کنید: «بسم الله الرحمن الرحیم، اى على بن محمد سمرى خداوند به برادران دینى تو در مصیبت به تو اجر دهد تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهى رفت به کارهایت رسیدگى کن و به کسى بعد از خودت [جهت نیابت] وصیت نکن چرا که غیبت طولانى آغاز شد و ظهور نخواهد بود مگر بعد از اذن خداوند... و به زودى خواهد آمد کسى که مدعى مشاهده من باشد ولى آگاه باش کسى که مدعى مشاهده باشد قبل از خروج سفیانى و صیحه دروغ گو خواهد بود»، (بحارالانوار، ج ۵۱، ص۳۶۰).
گویا حضرت با دادن این توقیع راه را بر مدعیان دروغین ادعاى نیابت بسته اند و این جمله که مدعى مشاهده دروغ گو است به این معنى نیست که در غیبت کبرى دیگر کسى حضرت را نخواهد دید. بسیارى از صالحین و بزرگان شیعه در طول تاریخ غیبت حضرت را دیده اند و قطعا اکثریت آنها اهل دروغ نبوده اند و حداقل یک مورد آن هم که راست باشد باید حدیث به گونه اى دقیق معنا شود.
مسأله ادبى روایت: امام(ع) در این حدیث به دو نکته اشاره مى کنند. یکى اخبار از آینده که پس از من عده اى پیدا مى شوند و مشاهده و ارتباط با من را ادعا مى کنند و دوم مسأله دروغ گو بودن مدعى است. امام(ع) در حدیث دو تعبیر دارد: ۱- ادعا، ۲- مشاهده. و کسى را که ادعاى مشاهده نماید کاذب معرفى کرده است.
مشاهده به معناى دیدن امام(ع) و ارتباط با او است و ادعا به معناى اعلان و انتشار آن و با خبر کردن مردم از مسأله است، ممکن است کسى با امام(ع) ملاقات داشته باشد همان گونه که براى برخى علماء و غیر آنان نقل مى کنند ولى آن را میان مردم بازگو نکرده و در سینه خودپنهان کرده باشد و اطرافیان از قراین و یا در زمان هاى بعد متوجه ارتباط او با امام زمان(عج) شوند. چنین کسانى مشمول حدیث نخواهد بود چون او مدعى نیست، بنابراین بین مضمون حدیث با داستان ملاقات برخى صالحان با امام زمان(عج) هیچ تعارض و ناسازگارى وجود ندارد.
چند مطلب برای توضیح بیشتر:
الف: آن کس که به یقین امام را ببیند و در این موضوع شک و شبهه نداشته باشد، جزو مدعیان دروغینى که توقیع شریف بدان اشاره دارد ، نیست و اگر موضوع ملاقات یا دیدار خود را براى دیگران بازگو کند دروغگو و مدعى به معناى مذموم محسوب نمى شود. منتها در اینجا دو مطلب است که باید بدانها توجه شود:
اول: چگونگى رسیدن به یقین است. برخى سریع و بدون پشتوانه علمى به یقین مى رسند و به دلیل سادگى بیش از حد یا خوش قلبى فریب دیگران را مى خورند و براى خود و دیگران دچار زحمت مى شوند. به عبارت دیگر حصول و دست آورى یقین و قطع مشکل است و کسى که مدعى رسیدن به چنین علمى است باید با اعتقاد راسخ حکم کند که حتما و بدون شبهه امام را دیده یا صداى ایشان را شنیده است و احتمال هیچ گونه خلاف و شکى نیز در علم خود ندهد. یعنى یقین او دو صورت داشته باشد.
اولاً حکم جزمى به دیدار یا شنیدن صداى مبارک امام داشته باشد.
ثانیاً احتمال ندیدن روى یا نشنیدن صداى امام را در آن زمانى که مدعى است، محال بداند. و محال بداند که چنین رخدادى اتفاق نیافتاده است. وگرنه علم او اعتقاد جازم ثابت و یقینى نیست و اگر شک نباشد ، حداکثر ظن و گمان است که بدان اعتنایى نیست . ملاحظه مى کنید که رسیدن به یقین دیدار یا شنیدار بسیار مشکل است.
دوم: آنکه به یقین رسید به اینکه چهره دلرباى حضرت «روحى فداه» را دیده یا صداى دلکش ایشان را شنیده است، اگر این دیدار یا شنیدار را بیان کرد، دروغگو نیست. اما سیره و روش علماء و بزرگانى که به شرف مشاهده و دیدار نائل آمده اند، چنین بوده که جریان را براى دیگران بازگو نمى کردند. همچون سرى نزد خود نگه مى داشتند و چه بسا بنا به دلایلى این راز از پرده برون مى افتاد. دلیل این امر هم جلوگیرى از سکه هاى تقلبى اى است که توسط مدعیان دروغین (متمهدیان) ضرب مى شود تا از نا آگاهى و علاقه ومحبت برخى از شیعیان نسبت به حضرت به نفع مطامع خود استفاده کنند.
ب: مسلما اگر کسى ادعاى نیابت خاصه داشته باشد، کذاب است و باید با او برخورد کرد. اما آنکه مدعى دیدار است بدون اینکه ادعاى دیگرى داشته باشد، اگر فردى است که در جامعه به صلاح و درست گفتارى و درست کردارى شناخته شده است، و نیز فرد ساده اندیش و ساده لوحى نیست، تکذیب او لزومى ندارد . کار آنها مذموم نیست، اما توصیه شده که باز گو نکند و حق این است که «آنان که خبرشد، خبرى باز نیامد». چنانچه گفتید بین دیدن و ملاقات و ارتباط تفاوت است .
ج: باب مفاعله براى بیان شرکت دو یا چند نفر در یک کار است، مثل مشاعره که به معناى شعر براى هم خواندن و شرکت دو یا چند نفر در مسابقه شعر خوانى است. مشاهده هم به معناى هم دیگر را دیدن است. «ال» بر سر مشاهده آن را از حالت نکره بودن در مى آورد و معرفه مى کند و اشاره به کارى دارد که براى شنونده شناخته شده است. مثلا در جایى که مى گویند: مشاهده به مطلق دیدن یکدیگر اشاره دارند، اما در «المشاهده» به دیدارى خاص اشاره دارند. اما باب تفعیل به معناى تعدیه است. یعنى فعل بجز فاعل به مفعول نیز نیازمند است. مثلا اگر گفته شود که «فرح زید» معنایش این است که «زید خوشحال شد« اما اگر گفته شود: «فرح بکر زیدا» یعنى بکر زید را خوشنود کرد. اما «مدعى» اسم فاعل باب افتعال است، که به معناى ادعا کننده و خواهان است که مردم را از حال خود آگاه و با خبر مى کند و مدعى چیزى مى شود. این ادعا مى تواند درست و صادق باشد و مى تواند نادرست و کاذب باشد. اما مشاهده اى که واقعا رخ داده باشد، حتما درست است.
د: روایت مى فرماید: «سیاتى شیعتى من یدعى المشاهده الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفیانى و الصیحه فهو کذاب مفتر» به زودى از میان شیعیان کسانى مدعى مشاهده مى شوند. اما ادعاى مشاهده پیش از خروج سفیانى و صیحه (درباره علائم ظهور به کتاب «عصر ظهور» سابق الذکر مراجعه کنید. ).
دروغگو و دروغ باف است. برخى با استناد به این توقیع شریف و احادیث مشابه هرگونه دیدار و مشاهده اى را نفى و تکذیب کرده اند. اما با دقت به متن روایت و روایات دیگر و همچنین روش علماى گذشته روشن مى شود که روایت درصدد تکذیب افرادىاست که بنا دارند با ادعاى مشاهده، خود را با حضرت مرتبط بدانند و ادعاى نیابت خاصه از جانب حضرت داشته باشند و بخواهند با دعوى مشاهده و شرفیابى، خود را واسطه بین امام و مردم معرفى کنند و ممکن است مراد، نفى ادعاى اختیارى بودن مشاهده و ارتباط باشد؛ یعنى، اگر کسى ادعا کند که مى تواند هرگاه اراده و اختیار کند خدمت امام شرفیاب شود یا با امام ارتباط پیدا کند؛ چنین ادعایى در عصر غیبت از هیچ فردى پذیرفتنى نیست و کسانى که یک یا چند بار هم ارتباطى پیدا کرده اند به اختیار و اراده خودشان نبوده است، (امامت و مهدویت، آیت الله صافى گلپایگانى، پاسخ به ده پرسش، ص ۶۵).
خلاصه کلام این که امام(ع) نفى ادعاى دروغین افرادى را مى کنند که سخنانشان صرف ادعاست. این افراد راه به ساحت مقدس امام ندارند و فقط اهل ادعا و گزافه گویى هستند.
مدعى خواست بیاید به تماشاگه راز دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد چنین افرادى نامحرمان کوى اسرارند.
زیرا: آن مدعیان در طلبش بیخبرانند آنان که خبر شد خبرى باز نیامد.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
نشانه های دیگری نیز وجود دارد که برای مطالعه آن ر.ک :
۱- ظهور نور, علی سعادت پرور, نشر تشیع
۲- علائم ظهور امام زمان (عج ), محمد حسین همدانی , انتشارات صحفی
۳- نشانه های ظهور, سادات مدنی , نشر منیر
۴- از ولادت تا ظهور, کاظم قزوینی , ترجمه : فریدونی , نشر آفاق
۵- از ولادت تا ظهور, کربی , انتشارات الهادی
۶- مقاله بررسی نشانه های ظهور, اسماعیل اسماعیلی
۷- مهدی موعود، ترجمه ج۱۳ بحار قدیم
۸- مجله حوزه، ۷۱-۷۰

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.