دوری از گناه-عوامل گناه-جلوگیری از گناه-شرمندگی از گناه ۱۳۸۶/۰۸/۲۲ - ۱۲۰۰ بازدید

چرا آدما وقتی گناه میکنن تازه یادشون میاد که نباید گناه می کردن؟ یا چرا وقت گناه کردن اون قول و قرارهایی که با خودشون داشتن رو فراموش میکنن؟ چرا موقع گناه آدما ارادشونو از دست میدن و به سادگی گناه میکنن؟ چرا آدما توان دور کردن بعضی از گناه ها رو دارن ولی بقیه رو ... اصلا راهی وجود داره تا هم اراده آدما نسبت به گناه بیشتر بشه و هم یادشون نره که نباید گناه کنن و به عکس در برابر اون مقاومت کنن؟

اولین مشکل انسان در مسیر کمال خودفراموشی و غفلت از یاد خود و همچنین در پی آن غفلت از یاد خدا است. چون انسان ابتدا در بستر طبیعت و دنیا پدید می آید و رشد می کند این غفلت به صورت طبیعی در انسان وجود دارد که باید قبل از بلوغ توسط مسئولین تربیتی جامعه و پس از بلوغ با همکاری خود او مرتفع گردد. البته عوامل بسیاری هم در محیط زندگی و جامعه هست که باعث تشدید این غفلت می شوند. کسانی که در مسیر تکامل حرکت می کنند, اولین و مهمترین برنامه سلوکی آنها مبارزه با عوامل غفلت و بیدار سازی خود است. اگر انسان بیدار شود, ادامه راه با مشکل چندانی مواجه نیست, زیرا توان حرکت و امکانات حرکت را که همانا عقل از درون و وحی از بیرون و سایر امکانات مادی و معنوی است, خدای متعال در اختیار او قرار داده است.
انسان یعنی موجود مختار و اختیار آمیزه ای از آگاهی و اراده آزاد است. آدمیت و انسانیت انسان در صورتی تحقق می یابد که انسان واقعا بتواند به صورت اختیاری و آگاهانه زندگی کند و تحت فشار محیط و شرایط غریزی و مانند آن انتخاب نکند.
ریشه غفلت را می توان در دو چیز به صورت خلاصه بیان کرد:
۱-نا آگاهی ناشی از کمبود اطلاعات نسبت به زندگی و امور اساسی مانند خداوند, جهان هستی, دین, دنیا, هدف زندگی, خود انسانی, معاد و در نتیجه ضعف ایمان و اعتقاد دینی .
۲- دلبستگی به دنیا و اموری که موقتی و گذرا هستند و باعث فراموشی آخرت و امور واقعی و پایدار می گردند, عدم توجه به ارزش عمر و مسیر حرکت تکاملی و قرب عملی به خدا.
براى درمان غفلت اولین مرحله به تعبیر اصحاب سیرو سلوک «یقظه و بیدارى از خواب غفلت و توجه به غافل بودن خویش» مى باشد. خوشبختانه شما این احساس را دارید که ان شاءالله شروع خوب و مبارکى برایتان خواهد بود.
تا زمانی که انسان با کسب علم و آگاهی خویش را بیدار نساخته و با خودسازی موانع راه کمال را از سر راه خود مرتفع ننموده است هر مقدار که تلاش کند در مسیر زندگی عادی و ایمانی خود منظم و دقیق باشد, در نهایت با شکست مواجه می شود و نمی تواند همیشه در یک روند متعادل و سازنده حرکت کند.
برای اینکه این مشکل مرتفع شود باید اولا سیر مطالعاتی داشته باشید و اطلاعات دینی و بینشی خود را افزایش دهید و ثانیا برنامه خودسازی داشته باشید و به تدریج عادت های بد و دلبستگی های مضر و وابستگی هایی که مانع انتخاب درست در انسان می شود, را در خودتان شناسایی و مرتفع نمایید.
پس از آن مى بایست انسان عزم خود را جزم کرده وتصمیم قاطع بگیرد همیشه تابع خواست خداوند بوده و همواره در صدد انجام تکالیف الهى باشد. چه در امورى عبادى و چه در امور اجتماعى و دیگر ابعاد زندگى. هر قدمى که بر مى دارد و هر سخنى که مى گوید و هر برنامه اى که دارد نخست ببیند آیا رضاى خداوند در آن مى باشد.
راهکار اصلی غفلت زدایی یاد خود و خودشناسی است که باعث تقویت یاد خدا و خودسازی نیز می شود. البته منظور از «خود» و «خویش»، آن حقیقت انسان و آن گوهر ارزشمندى وجود انسان است که از آن به نفس و روح و قلب تعبیر مى کنند. براى شناخت بهتر آن باید در حالات و آثار آن دقت نمود و مرز بین بدن و جسم را که از عالم طبیعت و جسمانیان است با نفس که موجودى مجرّد و بدون زمان و مکان و خارج از احکام جسم و جسمانیات است. مشخص کرد و این باب با برکتى است که معرفت خداوند متعال را به دنبال دارد که: من عرف نفسه فقد عرفه نفسه.
خداوند کریم در قرآن مجید مى فرماید: و فى الارض آیات للمؤمنین و فى انفسکم افلا تبصرون؛ در زمین و در جان ها و درون شما نشانه هایىبراى اهل یقین وجود دارد آیا دقت نمى کنید؟». (ذاریات / ۲۱)
مراحل سه گانه خوشناسی و خودیابی و خودسازی:

الف. خودشناسی:

پیش از هر چیز لازم است انسان بدین موضوع پی ببرد که وجود او آمیزه ای است از بدن مادی و حقیقتی دیگر به نام نفس (روح) است که ، از آن به من یاد می کند ؛ وانگهی، همین بخش از وجود او ، جاودانه خواهد ماند. هم از نگاه قران کریم و هم در روایات معصومین (ع) دست یابی به چنین شناختی، با شناخت خداوند پیوندی ناگسستنی دارد: «و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفاسقون؛ و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، و خدا نیز آن ها را به خود فراموشی گرفتار کرده . آنها فاسقانند.»(حشر، ۱۹) نیز پیامبر (ص) فرمود: «اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه ؛ شناسنده ترین شما نسبت به خودتان ، شناسنده ترین به پروردگارتان است.» علامه طباطبایی ، المیزان ، ج ۶ ، ص ۱۸۲ ، دارالکتب الاسلامیه
همو در سخن دیگر فرمود: الکیس من عرف نفسه و اخلص اعماله؛ انسان زیرک ، کسی است که خود را بشناسد ، و اعمالش را [برای خدا] خالص کند»(همان) نتیجه پیوند یاد شده نیز، اندیشه ورزی درباره توحید می باشد .
امام صادق (ع) درباره رتبه بندی آگاهی های انسان فرمود: «وجدت علم الناس کله فی اربع ؛ اولها ان تعرف ربک و الثانی ان تعرف ما صنع بک والثالث ان تعرف ما اراد منک و الرابع ان تعرف ما یخرجک من دینک؛ همه علم مردم را در چهار چیز یافتم: اول این که پروردگار خود را بشناسی . دوم، این که بدانی خداوند با تو چه کرده (مراد پی بردن به آفرینش موزون و حکیمانه ، نعمت عقل و حواس، ارسال رسل و انزال کتب آسمانی است). سوم، این که بدانی او از تو چه خواسته است ، چهارم اینکه بدانی چه چیز تو را از دینت خارج می کند. (شناخت گناهان و موجبات شرک و ارتداد)»(کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۶۳، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام)
انسان از منظر آیات و روایات دارای جایگاهی ممتاز و بسیار ارزشمند است. او خلیفه خداوند و جامع اسماء و صفات الهی است و می تواند به رفیع ترین قله های کمال و فضیلت دست یابد. قرآن کریم و روایات معصومین(ع) انسان را به خود شناسی دعوت کرده اند و او را به تأمل در خویشتن و سرمایه ها و گوهرهای درونی اش ترغیب و تشویق کرده اند. این خودشناسی آثار و برکات فراوانی به دنبال دارد که از جمله آنها دستیابی به عزت نفس و احساس کرامت و بزرگواری در خود است. اگر انسان به این حقیقت دست یابد که خداوند پس از پشت سر نهادن مراحل پست، به او استعدادهای شگفت انگیز داده و او را به مقامی ارجمند که برتر از همه موجودات است رسانیده است، بی هیچ تردید حاضر نخواهد شد که خود را هم ردیف حیوانات قرار دهد و زمام خود را به دست خواهش های پست و خواسته های حیوانی بسپارد. احساس کرامت نفس زمانی حاصل می شود که انسان به برتری هایی که خداوند کریم به او عطا فرموده است آگاه شود. امیر مؤمنان(ع) در این باره می فرمایدک «من کرمت علیه نفسه، هانت علیه شهواته؛ آن کس که در خود احساس عزت و بزرگواری کند خواهش ها در نزد او پست و بی مقدار می گردد».(نهج البلاغه، حکمت ۴۴۹) شناخت درست و عمیق و واقعی انسان، او را به ارزش وجودی خویش واقف می سازد و سبب می گردد که او، خود را بالاتر از آن ببیند که دامنش را به زشتی ها و گناهان آلوده کند، بلکه سعی می کند عمر خود را چنان سپری کند که گوهر وجودش دستخوش آفت های روزگار نگردد. برعکس آن کس که احساس شخصیت اخلاقی و ارزشمند بودن را از دست بدهد، ممکن است به هر حقارتی تن در دهد و از دست زدن به هیچ گناهی واهمه و ترسی نداشته باشد. امام هادی(ع) می فرماید: «من هانت علیه نفسه فلا تامن شره؛ آن کس که خود را پست و بی ارزش بداند، از شر و آفت او ایمن مباش».(تحف العقول، سخنان حضرت هادی(ع))
از دیدگاه امیرمؤمنان(ع) حداقل بها و قیمت انسان بهشت است و اگر انسان خود را به کمتر از بهشت بفروشد در این معامله دچار خسران و زیان شده است: «انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنه فلا تبیعوها الا بها؛ برای جان های شما قیمتی جز بهشت نیست، پس آن را به کمتر از بهشت نفروشید.»(حکمت ۴۵۶، نهج البلاغه) البته بهشت کمترین بهای انسان مؤمن و خدا باور و جویای کمال است و بالاتر از آن لقای پروردگار و رضوان الهی است که ازکمال بالاتر و از هر لذتی، لذیذتر و گواراتر است. (رجوع کنید به: تهذیب نفس، ابراهیم امینی)

ب. خودیابی (استمرار در توجه به خود و مبارزه با غفلت زدگی):

در رهپویی به کمال حقیقی ، تنها شناخت خود کافی نیست؛ چرا که این شناخت ، در اثر توجه بیش از اندازه به امور دنیوی و نیازهای جسمانی ، دستخوش غفلت و فراموشی قرار می گیرد؛ از این رو ، انسان نباید بسان اشخاص عادی ، تنها در مواقع اضطرار مانند غرق شدن و سایر حوادث طبیعی ، به خود توجه پیدا کند ، بلکه با فاصله گرفتن نسبی از امور مادی، برای توجه به خود حقیقی و نیاز های آن ، برنامه ای مستمر داشته باشد و راهکار شاخص این مهم ، شستشوی گرد و غبار بر نشسته بر جان آدمی در آب زلال عبادت است.

ج. خودسازی:

با گذار از دو مرحله پیشین؛ یعنی خوشناسی و خودیابی، به مرحلهء سوم یعنی خودسازی می رسیم که ، دوری گزینی از کج روی و گناه و نیز انجام اعمال صالح، پایه اصلی آن را تشکیل می دهد. قرآن کریم با بیانی آشکار به انسان نهیب می زند که، به فریاد خودتان برسید: «یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم الی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم تعملون؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، مراقب خود باشید، اگر شما هدایت یافته اید گمراهی کسانی که گمراه شده اند، به شما زیانی نمی رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ و شما را از آن چه عمل می کردید، آگاه می کند.»(مائده، آیه ۱۰۵)
اگر رفتارهای انسان، با هدف از آفرینش او متناسب باشد ، در این صورت نفس او کمال یافته ، به سعادت می رسد. پالایش نفس از بیماری های روانی نیز، نخستین برنامه قرآنی در این راستا است: «قد افلح من زکیها و قد خاب من دیسها؛ هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرد، رستگار ، و آن که نفس خود را با معصیت و گناه آلوده سازد، نومید و محروم گشته است.»(شمس، آیه ۹)
خلاصه آن که ، دست یابی به حقیقت انسانی، وامدار خودسازی است، و اساسا هدف از آفرینش عالم، پدید آوردن کارخانه ای به منظور انسان سازی بوده است.

د.

به دلیل دارا بودن بعد جسمانی، افزون بر جنبه روحی، پیدا ست که انسان نباید تنها به نیاز های روحی پرداخته، از نیازهای جسمی غافل شود. ولی در باره این دسته از نیازهای انسان، توجه به دو نکته ضروری است . اولا به دلیل غریزی بودن نیازهای مزبور، پی بردن به آن ها به پیچیدگی درک نیازهای روحی نیست؛ ثانیا بر آوردن آن ها هدف نبوده و تنها زمینه ای است که ، موانع پرداختن به نیازهای اصلی انسان ، یعنی پرورش روان را، می زداید.
در روایات معصومین (ع) تأمین معاش و پرداختن به لذایذ حلال جسمانی ، از موارد شاخص نیازهای جسمانی برشمرده شده اند، امام علی (ع) در این باره فرمودند: «للمومن ثلاث ساعات ، فساعه یناجی فیها ربه و ساعه یوم معاشه و ساعه یخلی بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل؛ زندگی فرد با ایمان در سه قسمت خلاصه می شود: قسمتی به معنویات پرداخته و با پروردگارش مناجات می کند، و قسمتی به فکر تأمین و ترمیم معاش است، و قسمتی را به این امر اختصاص می دهد که ، در برابر لذت های حلال و مشروع آزاد باشد»( نهج البلاغه ، کلمه ۳۹۰ از کلمات قصار ، به نقل از تفسیر نمونه ، ج ۹ ، ص ۳۳۴)
ناگفته نماند گستره نیازهای اساسی انسان در روابط چهارگانه با «خدا ، مردم ، طبیعت و خویشتن قابل تعریف و بررسی و رتبه بندی است آنچه گفته شد تنها درباره رابطه خود و خداست.
برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر.ک :
۱- انسان و ایمان شهید مطهری
۲- انسان در قرآن شهید مطهری
۳- خودشناسی برای خودسازی محمد تقی مصباح یزدی
۴- جامع السعادات مولی مهدی نراقی
۵- محاسبه النفس سید بن طاووس

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.