دوستی با نامحرم-دوستی قبل ازدواج-معیار انتخاب همسر-مشاوره ازدواج ۱۳۸۷/۳/۸ - ۲۲۳ بازدید

من ۲ ماهه با یک آقا پسری آشنا شدم. ایشان شخصیت مذهبی دارند خانواده ایشان نیز همین طور است ولی خودشان حرکات و حرف های غیرمذهبی می زنند. به طوری که من که تا قبل از آشنایی با ایشان با هیچ پسری نبودم. خود ایشان میگن من حساسم ولی من تمام کارا و حرف های ایشون رو زیر سؤال می برم و می گم شما اگر منو می خواهید و دوست دارید در رفتارتون تجدید نظر کنید ایشون قبول می کنن ولی باز میرن خونه اول. آدم فهمیذه و تحصیل کرده هستند نمی دونم چرا خود رأی هستند. من دانشجو هستم و وقت و ذهن من ایشون شده. خونواده من با این کارا مخالفن و خبر ندارن من با ایشون رابطه دارم. ایشون الان تو شرکت خودشون کار می کنن. سؤال من اینه چی کار کنم رابطه را ادامه بدم یا نه؟ من با ایشون در بیشتر زمینه ها تفاهم داریم.

بدون تردید می دانید که نیازهاى عاطفى - جنسی در ایام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزیدن» سوق مى دهد که البته این یک امر طبیعى و غریزى است و کمتر مى توان راهى برگریز از آن پیدا کرد.
روح حاکم بر این گونه دوستى ها، عشق ورزیدن است؛ نه خردورزى. پاى خرد و عقل در میدان عاشقى لنگ است؛ در حالى که براى تصمیم گیرى در مورد ازدواج با فرد خاص، ابتدا جز بر عقل تکیه کردن خطا است. اول باید تعقّل نمود و فارغ از دوستى و محبت، مشورت و تحقیق کرد و فرد مورد نظر را برگزید. سپس خالصانه ترین عشق و ناب ترین دوستى ها را بدون منت به شخص برگزیده (همسر خود) تقدیم کرد. دوستى هاى قبل از انتخاب همسرو تصمیم گیرى در مورد ازدواج با فرد خاص، راه عقل را مسدود و چشم بصیرت را کور مى سازد و اجازه نمى دهد تا یک تصمیم صحیح و عارى از خطا گرفته و فرد مناسب برگزیده شود. این نوع انتخاب، موجب دردسر و گرفتارى شده و زندگى را تلخ و آینده را تیره و تار مى سازد.
آنچه در این مقوله اهمیت دارد، کنترل عقلایى بر احساسات و پرهیز از مخاطراتى است که ممکن است فرد را به گرفتارى هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.
«دوست داشتن و عشق ورزیدن» اگر از مسیر معین، مشخص و صحیح استیفا نشود، ممکن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ایجاد کند.
شما خوب مى دانید جاذبه بین دو جنس مخالف (زن و مرد) بسیار قوی است؛ مخصوصا در سنین جوانى، که این جاذبه و حساسیت در اوج خود مى باشد، در نتیجه هر چند جوان بخواهد رعایت مسایل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنماید، اما تمایلات نفسى و وسوسه هاى شیطانى قوى تر از آنند که انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همین جهت عقل اقتضا مى کند انسان خود را در معرض خطرى که بسیارى از خوش باوران را گرفتار کرده قرار ندهد. روشن است که هر فرد خود بهتر مى تواند تشخیص دهد که کجا از مرز فراتر رفته است.بل الانسان على نفسه بصیره؛ آدمى بر نفس خود آگاه و بیناست.(قیامت ، آیه ۱۴)
قرآن در سوره مائده آیه ۵ و در سوره نساء آیه ۲۵ زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آیه ۲۵ سوره نساء به مردان می گوید با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نکنید... «فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان» یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند.
در آیه ۵ سوره مائده نیزخطاب به مردان می فرماید شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنید و خود نیز پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید «... ولا متخذی اخدان ...»
یک دختر یا پسر مسلمان که هر روز با یاد خدا روز را آغاز می کند و معتقد به دستورات الهی و قرآن کریم است هرگز این سخن خداوند را زیر پا نخواهد گذاشت، و این که قرآن یکی از شرایط ازدواج را همین قرار داده است شاید به این خاطر باشد که هر کدام که قبل از ازدواج چنین تجربیاتی داشته باشد و با فرد یا افراد دیگری رابطه دوستی داشته است مطمئنا پس از ازدواج و در روابط عاطفی و نزدیک خود با همسرش، آن تجربیات به یادش خواهد آمد ویژگی های رفتاری، اخلاقی و شخصیتی دوست جنس مخالف قبل از ازدواج به خاطرش می آید و در یک مقایسه بین همسر فعلی و دوست قبلی اش خواهد پرداخت و در برخی موارد به احساس شکست در این ازدواج یا برتر بودن تجربه قبلی نتیجه گیری کند و این بزرگترین لطمه ای است که در همان اوایل ازدواج به خود وارد می کند زیرا همانطور که خوب می دانید ازدواج باید به آرامش بیانجامد و اصلا فلسفه ازدواج هم همین رسیدن به آرامش است که قرآن نیز به آن اشاره می کند ولی وقتی چنین تجربه ای به چنین مقایسه ای و سپس به چنین سرخوردگی بیانجامد چگونه ازدواج می تواند آرامش بخش باشد و زن و شوهر (زوجین) به تکمیل و رشد همدیگر بپردازند و این آغاز اضطراب است. اضطرابی که در تمام وجود و هستی آنها لانه می کند و به جای داشتن یک زندگی مشترک لذت بخش به یاد تجربه ای احساسی و موقت گذشته می اندیشند و افسوس انتخاب فعلی و در نتیجه شالوده زندگی در هم پیچیده می شود.
توصیه ما این است که از ایشان بخواهید در صورتی که مایل به ازدواج با شما است به صورت رسمی و توسط خانواده از شما خواستگاری کند. در صورتی که ایشان به خواستگاری شما آمد معلوم می شود شما را برای ازدواج انتخاب کرده است و راست می گوید، در غیر این صورت فورا ارتباط خود را با ایشان قطع نمایید، زیرا معلوم می شود که از شما سوء استفاده می کند و می خواهد با شما تمایلات خویش را ارضا نماید.
در صورتی که رسما از شما خواستگاری کرد، در مورد صفات و ویژگی های ایشان تحقیق و با خانواده خود مشورت نمایید، و سپس تصمیم بگیرد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.