دوست داشتن همجنس ۱۳۹۷/۱۰/۱۹ - ۳۹۰۱۷ بازدید

اگر پسر جوانی, پسر نوجوانی دیگر را به خاطر زیبایی چهره دوست داشته باشد و همیشه او موازین شرعی را در این رابطه رعایت کند . وظیفه او چیست؟ آیا این احساس محبت درست است؟

یکی از نیازهای روحی و عاطفی انسان، داشتن دوستان صمیمی است. دوستی رابطه ای است براساس محبت که دو انسان را به هم دیگر ،پیوند می دهد و نیاز عاطفی آن ها را برآورده می سازد. علاوه بر آن، دوستان صمیمی، یار و یاور یک دیگر در حل مشکلات زندگی هستند. بدون داشتن دوستان واقعی، انسان ،هم تنها و بی یاور است و هم از نظر روحی و عاطفی با مشکلات جدّی روبرو است. از این رو در روایات اسلامی نیاز انسان به داشتن دوستان خوب به نیاز انسان به غذا ، تشبیه شده است.
ارزش دوست
دوستی در دوران نوجوانی اهمیت خاصی دارد، زیرا در سنین بلوغ، عواطف انسانی بیدار شده و آماده ی شکل گیری و شکوفایی است و به همین علت، انگیزه ی عاطفی نیرومندی ، نوجوانان را به سوی دوستی با هم سالان ،سوق می دهد. این انگیزه که در سنین کودکی، سطحی و زودگذر بود، اکنون به صورت عمیقی در دورن نوجوان، فعال است و لذا دوستی های نوجوانان ،به زودی به دست فراموشی سپرده نمی شود.
برقراری پیوند دوستی ،در این دوران به شکوفایی و پرورش عواطف نوع دوستی و محبت انسانی کمک می کند و سبب می شود شخصیت اجتماعی نوجوانان شکل گیرد. وقتی علاقه ی قلبی بین دو دوست ایجاد می شود، آن دو از صفات و حالات یک دیگر، تأثیر می پذیرند. این تأثیر، ناآگاهانه و تدریجی است و با گذشت زمان بر میزان آن افزوده می شود و به هم خویی و هم رنگی می انجامد.
در روایتی از امام علی (علیه السلام) به این تأثیر ناآگاهانه و تدریجی اشاره شده است: «لاتَصحَب الشریر فَاِنَّ طبعَکَ یَسرِقُ مِن طبِعه شراً و انت لا تَعلمُ؛ (1) از مصاحبت با مردم فاسد بپرهیز که طبیعتت به طور ناآگاه، ناپاکی و بدی را از طبع او می دزدد، در حالی که تو از آن بی خبری». پس محبت کردن انسانها به یکدیگر جدای از اسلام وایمان دستوری «انسانی» و«اجتماعی » است.
هشدار!
باید مراقب بود که این «محبت کردن» در عین اینکه بسیار تاکید شده همان نقطه ای است که «هوی وهوس »وبه تعبیر دیگر «شیطان»، مترصد است که بتواند آن را به «فساد» و«لجن» بکشاند ! گاهی شیطان انسانها را با به «افراط» کشیدن در دوستی ، فریب می دهد! ، چنین دوستیهایی گاهی به جاهای نادرستی می رسد وشخص ناخواسته ویا بی توجه مبتلا به انحرافات اخلاقی میشود ،به گوشه هایی ازنامه یکی از این افراد توجه کنید:«... من دوستی دارم که احساس میکنم بیش از حد معمول به من وابسته شده به طوریکه شبها در خوابگاه تا دست مرا نگیرد نمیخوابد و هرگاه سعی کنم دست او را نگیرم ناراحت میشود و میگویدقبلا ها بیشتر دست مرا میگرفتی....اگر دوست به من بگوید دوست دارم در آغوشت باشم آیا این هوس است؟....» ببینید؛ مطمئن نیست که اگر اورا در آغوش بگیرد به گناه افتاده! درحالی که به صراحت دستور داده شده دو انسان همجنس در زیر یک روانداز نخوابند ودر آن حال یکدیگر را در بغل نگیرند...
جملاتی که در نامه آمده مانند :«من از2یا3سال پیش عاشق یکی از دوستام(همجنس)شدم.» ویا این جمله « ...در حد بغل گرفتن و بوسیدن لب » مارا برآن داشت که از روی خیر خواهی عرض کنیم که چنین دوستیی خدایی وخدا پسند نیست ومطمئن باشید که اگر به همین شکل ادامه پیدا کند به گناهان دیگری نیز کشیده می شود! همان گونه که اکنون با بوسیدن لب به گناه منجر شده! بوسیدن لب دوست ! چنین چیزی جایز نیست . آیا این هوی وهوس نیست؟ عشق وعاشقی هوس نیست؟!
دوستی های نادرست!
گاهی بعض ازافراد از دوستیهای خود با جنس موافق چنان سخن می گویند که ارتباطشان با دوستشان همانند ارتباط با جنس مخالف است ومی گویند که ما باداشتن چنین دوستانی دیگر تمایل به ازدواج باجنس مخالف را نداریم!!!،لذا به ایشان باید چنین گفت که: میل به جنس مخالف؛ که طبیعی و فطری است جای خود را به رابطه با جنس موافق، (یعنی دوستانتان) داده است و البته رابطه محبت­آمیز با دوستانتان، در حدعادی و معمولی آن، طبیعی است؛ اما بیش از آن، وقتی چنین احساساتی درشما به وجود می آیند، یعنی شما دراین رابطه ها افراط کرده اید و از حد و مرز مشروع آن ، فراتر رفته اید. درچنین مواقعی باید رابطه خود را کمتر کنید و سعی کنید از برقراری تماس جسمی تا حد امکان بپرهیزید؛ تا خدای ناکرده مرتکب گناهی نشده باشید.
- بنابراین هر چند شما منظور خاص و انگیزه بدی از این جمله که « پسر جوانی, پسر نوجوانی دیگر را به خاطر زیبایی چهره دوست داشته باشد» ندارید ، اما به هرحال چنین خواسته ای شما را به گناه می اندازد.همانطوری که گفتیم غریزه شما به میل به مخالف، با دوستی کردن با همجنس، ارضا شده است و این خودش فساد آور است !
- نوشته خود را مزین به حدیثی نورانی از پیامبر( ص ) می نمایم، باشد که مارا در مسیر دوستی راهنما باشد، انشاالله « مَثلُ الجَلیس الصّالح مَثَلُ العطّارِ ، اِن لَم یُعطکَ مِن عِطرهِ اصابَکَ مِن ریحِهِ و مَثَلُ الجَلیسِ السّوءِ مَثَلُ القَینِ ، اِن لَم یُحرِق ثَوبکَ اصابَکَ مِن ریحِهِ » ؛ همنشین شایسته ، مانند عطر فروش است . اگر از عطرش به تو ندهد ، بوی عطرش به تو خواهد رسید و همنشین بد ، مانند آهنگر است ، اگر لباست را نسوزاند ، از بویش به تو می رسد . (حکمت نامه جوان ، محمدی ری شهری ص210، ح 357)
یادی از بهترین دوست زندگیم !
خدا رحمت کند استاد فرزانه، حاج آقای مجتهدی تهرانی را ، ایشان دراین باب ،سفارشات زیادی به طلاب می کردند ،حتی طلبه هایی که تازه وارد مدرسه علمیه می شدند ، چون غالبا بچه سال بودند وهنوز محاسنشان رشد نکرده بود ، می فرمود که: با هم سن وسالان خودت، مباحثه کن وهم اتاقی بشو ،وبا طلبه های بزرگتر از خودت هم اتاقی نشو! یادم هست وقتی تازه وارد مدرسه ایشان درتهران شده بودم وهنوز بچه سال بودم ، گاهی به من می فرمود رفیق وهم مباحثه ات را بیاور من ببینم ! همینکه خواستم حجره ای بگیرم ، می فرمود که این حجره خوبه، آن حجره نه، وتوجه اودر خوبی وبدی به همحجره ایها (یعنی هم اتاقیها) بود ، بعد ها متوجه شدم که چرا ایشان اینقدر به این موضوعات توجه می کردند ومن درآن موقع توجهی نداشتم .
معیارقرآنی وروایی در دوستیها!
در سوره الزخرف / 67 دارد :«الْأَخِلاَّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِینَ »این آیه ،ازدلیل دوستی دوستانى که در مسیر گناه و فساد، و یا زرق و برق دنیا، دست مودت به هم مى دهند پرده برداشته، مى گوید: الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ: دوستان دنیا در آن روز، بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ: بعضى از ایشان مر بعضى را دشمن باشند، إِلَّا الْمُتَّقِینَ: مگر پرهیزکاران از اهل ایمان که ایشان در قیامت نیز دوستان یکدیگرند! تبدیل شدن این گونه دوستیها به عداوت در آن روز طبیعى است، چرا که هرکدام از آنها دیگرى را عامل بدبختى و بیچارگى خود مى شمرد، تنها پرهیزکارانند که پیوند دوستى آنها جاودانى است، چرا که بر محور ارزشهاى جاودانى ، دور مى زند، و نتایج پر بارش در قیامت آشکارتر مى شود.
آیه شریفه آگاهى است که تمام دوستى ها روز قیامت مبدل به دشمنى گردد الا دوستى که براى خدا و در راه خدا باشد، لذا حضرت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله فرمود: «احب فى اللّه و ابغض فى اللّه» دوستى کن درراه خدا و دشمنى نما درراه خدا.
و حضرت صادق علیه السّلام فرمود:« الا کل خلة کانت فى الدنیا فى غیر اللّه فانها تصیر عداوة یوم القیمة» : آگاه باشید هر دوستى که در دنیا براى غیر خدا باشد ، آن دوستى، دشمنى روز قیامت مى گردد.
وحضرت علی علیه السلام می فرماید :« أَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَعْصِیَکَ یَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَکُونَ حَبیبَکَ یَوْمًا ما.»با دوستت آرام بیا،( دردوستیت بااو تعادل را حفظ کن)، بسا که روزى دشمنت شود؛و با دشمنت آرام بیا (دردشمنیت بااو تعادل را حفظ کن)، بسا که روزى دوستت شود.
برای آگاهی بیشتر لطفا به کتب زیر مراجعه نمایید :
- دوستی در قرآن و حدیث , نوشته آقای ری شهری
- دوستی و دوستان , نوشته آقای سید هادی مدرس , ترجمه حمیدرضا شیخی و حمیدرضا آژیر, از انتشارات آستان قدس رضوی , 1376
- آئین دوستی (دوست یابی) نوشته دیل کارنگی , انتشارات پیمان 1378
- آئین دوستی در اسلام , نوشته آقای بابازاده

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام

من یک دختر ۱۴ ساله هستم که تو خانواده مذهبی هم بزرگ شدم اوایل خوب بودم اما بعد بخاطر داشتن دوستایی ک دختر فامیلامون بودن از ۱۳ سالگی تمام مسائل جنسی سکس و همجنسگرایی رو فهمیدم متاسفانه خیلی روم تاثیر بد گذاشت. من حتی نزدیک چند ماه ب عمل خود ارضایی مبتلا و معتاد شده بودم و به سختی تونستم از دست این اعتیاد وحشتناک فرار کنم ...
جدا از این مسائل و بی اهمیتی های پدر و مادرم ب احساساتم )
یک مشکل دیگ هم دارم و اون اینه ک علاقه زیادی ب جنس مخالف ندارم
من عاشق دختر ها ، همجنسای خودم میشم ن از نظر هوس و یا برقراری رابطه نه!
دوست دارم که یه دوست داشته باشم که همیشه کنارم باشه وقتی ناراحتم بغلش کنم و بوسش کنم ...یعنی علاقه دارم و علاقمم ب هیچ وجه از روی هوس و یا همجنسگرایی نیست در حد بودن عشق و عاطفه .....گاهی میترسم حتی این ک عاشق هم جنس خود باشم نوعی گناه باشه و برای همین دوست دادم یک نفر بهم کمک کنه
کلاس پنجم ک بودم علاقه زیادی به خانوم معلممون داشتم همش میخاستم بغلش کنم کنارش باشم عاشقش بودم
هیچ کدوم از دوستام مثل من نیستن و عاشق دخترا نمیشن ....برای همین مورد خیانت های زیادی توسط دوستانم قرار گرفتم
خیلی دوست دارم خواهر کوچیکم رو از لب ببوسم و اینکارم میکنم اینکارو خیلی دوست دارم مثلا دوست دارم گردنش و ببوسم و.....
اما ب هیچ وجه هوس نیست و عشقی که بهش دارم
دارم با این افکار دیوونه میشم نمیدونم چیکار کنم که یک دوست داشته باشم ک هیچ وقت ترکم نکنه و بهم محبت کنه به هم کلمات عاشقانه بزنیم و......
آیا این حس ها همجنسگرایی و یا گناه محسوب میشن؟؟؟


اگ بهم کمک کنید واقعا ممنون میشم چون واقعا نیاز دارم ب این کمک

یا علی
پرسمان
سلام علیکم، پرسگر گرامی ،
۱ . همانطور که در جواب سایت گفته شد ، شیطان استاد مکر و فریب است ، و انسان را کم کم و به تدریج به منجلاب گناه می کشاند،شاید در ابتدا چنین تصور شود که چنین ارتباط محبت آمیزی از روی هوا و هوس و گناه نیست اما کم کم و به تدریج با افراط و زیاده روی در این زمینه تبدیل به هوا و هوس و گناه می شود ، بنابراین باید مراقب بود که این «محبت کردن» در عین اینکه بسیار تاکید شده اگر مراقبت نشود به «هوی وهوس » تبدیل می شود وبه تعبیر دیگر «شیطان»، مترصد است که بتواند آن را به «فساد» و«لجن» بکشاند ! گاهی شیطان انسانها را با زیاده روی در دمحبت، فریب می دهد! ، چنین محبتهایی گاهی به جاهای نادرستی می رسد وشخص ناخواسته ویا بی توجه مبتلا به انحرافات اخلاقی میشود . ۲ . گاهی بعض ازافراد از دوستیهای خود با جنس موافق چنان سخن می گویند که ارتباطشان با دوستشان همانند ارتباط با جنس مخالف است ومی گویند که ما باداشتن چنین دوستانی دیگر تمایل به ازدواج باجنس مخالف را نداریم!!!،با توجه به اینکه میل به جنس مخالف؛ از نیازهای طبیعی و فطری است ، جایگزین کردن محبت به جنس موافق امری خلاف نیاز طبیعی و فطرت است و در آینده مشکلات زیادی در زندگی زناشویی برای چنین افرادی پیش خواهد آمد ، بنابراین نیاز است که هرچه زودتر جلوی چنین احساساتی گرفته شود و حتی اگر نیاز بود به پزشک مشاور مراجعه شود . ۳ . بعضی از راهکارهای مقابله با این مشکل
۱ . ۳ . مراجعه به روانشناس
قبل از هر اقدامی چه خوب است با مراجعه به روانشناس مجرب و دین‌آگاه و انجام برخی معاینات و آزمایشات، از ترشح عادی و نرمال غدد درون‌ریز خود مطمین شوید. چه بسا در اثر ترشح غیرعادی غدد درون ریز چنین تمایلاتی به وجود آمده و با تنظیم ترشح غدد با مصرف دارو تمایلات جنسی شما نرمال شده و به سادگی درمان خواهد شد. یادآوری می‌شود از مراجعه به روان‌پزشک امتناع نکنید و خجالت نکشید، که این مسأله احتمالا یک مشکل جسمانی است و هم‌چون دیگر مشکلات قابل درمان. باید درمان شده و قبل از تشدید بیماری، آن را حل کرد.
۲ . ۳ . بی‌توجهی به افکار مبتنی به علاقه به هم‌جنس
عدم توجه به ذهنیت‌ها و افکار مبتنی بر تمایل به هم‌جنس و عدم تمایل به جنس مخالف. هیچ‌گاه به خود تلقین نکنید که:« من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ‌گاه به خود تلقین نکنید که « علاقه به همجنس و تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف در وجود من نهادینه شده است و امکان تغییر آن وجود ندارد»، چون اولا این‌گونه نیست و شما با تلاش خود می‌توانید این مشکل را برطرف سازید، و ثانیا، این تصور جلوی هر گونه تلاش اصلاحی شما برای تغییر را می‌گیرد.
۳ . ۳ . مقابله با افکار شیطانی
گاهی اوقات شیطان برای وادار کردن آدمی به گناه از این کانال بهره می‌گیرد یعنی مسیر هر گناهی را به شکلی هموار می‌سازد در این‌جا نیز مسیر آلوده شدن به برخی گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج می‌گذرد و این نوع افکار و ذهنیت مقدمه‌ی ورود به آن وادی است. باید با این‌گونه افکار که جز افکار شیطانی نام دیگری بر آن نمی‌توان نهاد باید به مقابله پرداخت یعنی ذره‌ای در شیطانی بودن این افکار تردید نداشته باشید.
۴ . ۳ . بسیاری از این رفتارها در دوران نوجوانی تشدید می شود که با گذشت زمان و حذف برخی از عوامل و عناصر، یا حصول جدایی در یک مدت زمان، روند درمان تسریع خواهد شد.
میهمان
سلام من یه پسرم و دو زن لزبین رو میشناسم که خیلی همو دوست دارن حتی نمیتونن بدون هم یه روز باشن و ۱۳ سال است با همن و خیلی عاشق همن آیا این گناه داره بخاطری اینکه هوس نیست این عشق واقعی است و عشق جنسیت نمی شناسه با احترام
پرسمان
سلام علیکم، با عرض سلام، اینکه انسانها همدیگر را دوست داشته باشند امر پسندیده ای است اما هر نوع دوستی ای حد ومرز خاص خود را دارد و اگر از حد ومرز خود بگذرد اسیب زا خواهد شد.
لزبینیسم هم نوعی گرایش جنسی انحرافی است که آسیبهای روانی و اجتماعی خاص خود را دارد که در سایت به آنها اشاره شده است.
میهمان
سلام
منم مثل همه عاشق شدم بطوریکه ۲ ساله هیج چیزی از زندگیم نفهمیدم ۱۶ سالمه و عاشق یک خانمی که ۳۳ سال از خودم بزرگتره شدم ،آیا بوسیدن لب و بغل کردن بدون داشتن نیت بد در این رابطه دوستانه کار اشتباهیه ؟؟؟
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. این کار شما هم حرام و گناه است و هم عاقلانه نیست که شما در این سن عاشق یک زنی با این سن شوید. هر گونه ارتباط جنسی و تماس بدنی با نامحرم حرام است.
میهمان
با سلام و وقت بخیر خدمت ادمین محترمبنده یک دانش آموز و همچنین بسیجی هستم
بنده از ۴سال پیش که کلاس نهم بودم در روز اول مدارس با پسری برخورد کردم که سالهای قبل هم کلاس بودیم اما اینبار فرق داشت تپش عجیبی در قلبم افتاد طوری که روزایی که مدرسه تعطیل بود بدون دیدن او حال خوشی نداشتم
تا اخر سال که به تابستان رسید و لحظه جدایی رسید
او من رو فقط به عنوان یک دوست دور میدید نه حتی نزدیک اما اون همه چیز من بود حتی لحظه به لحظه زندگیم ب اسم او بود
پس از جدایی من نسبت به اون حال خیلی بدی داشتم چون اونو نمیدیدم و بماند چه اهنگایی گوش میدادم
بعد از یک سال خودش به من پیام داد و از خوشحالی ذوق میکردم درکنار او حالم عالی بود تقریبا دوسال اینطور بودیم من بهش ابراز علاقه میکردم
من هیچگونه چشم بدی نسبت به جنس مخالف ندارم و نداشتم و نخواهم داشت فقط اونو دوست داشم البته نه به عنوان هوی و هوس بلکه به عنوان یک همدم رفیق و هیچ فکر بدی نسبت به اون نداشتم و ندارم
علاقه من یکطرفه بود و هست
اون منو الان درنظر نمیگیره و حتی دو سه روز پیش بینمون همین بحث بود که بیشتر از هر کسی اونو دوس دارم و جملاتی به من گفت که قلبمو شکست
خیلی هم ناراحتم الان که مراجعه کودم به این سایت
آیا ادامه دادن این رابطه به صلاح هست یا ضرر
باید به کلی قطع رابطه کنم که در این صورت خودم نابود میشم یا اینکه علاقه باطنی رو بهش نگم و خشک رفتار کنم که باز فشار روانی این کار منو دیوونه میکنه
لذا در این خصوص از شما کمک خواسته تا با نظر شماکسب تکلیف کرده و تصمیماتی بگیرم
لطفا جواب را به این ایمیل ارسال بفرمایید
mortezamoousavi۰۱۳۸۱@gmsil.com
پرسمان
سلام علیکم، پاسخ اجمالی
در اسلام دوستی اهمیت به سزایی دارد؛ به همین دلیل می بینیم برای این دوستی شرایطی؛ مانند، خوش خلقی، صداقت، ایمان، و ... بیان شده است که باید در امر دوستی لحاظ شود.
آفرینش انسان ها بر اساس نر و ماده است. خداوند بر اساس حکمت هایی آفرینش را به گونه ای قرار داده که فقط زن و مرد از نظر جنسی باید نسبت به هم دیگر دل ببندند. از این رو است که خداوند زن را مایه آرامش مرد قرار داده است.
علاوه بر این آفرینش مرد و زن به گونه ای است که هر یک از آن دو فى نفسه ناقص، و محتاج به طرف دیگر است، و از مجموع آن دو، واحدى تام و تمام درست مى شود.
در استحباب معانقه و هم آغوشى خلافى نیست، مگر آن که در آن غرض باطلى باشد یا شهوت و هیجانى بیاورد؛ مانند هم آغوشى با نوجوان و بچه زیبا و بوسیدن آن یا هم آغوشی دو جوان .
در بیان حدود تماس مرد با مرد دیگر در روایت آمده است: بوسیدن لب صحیح نیست مگر از همسر و بچه کوچک.
پس چنین ارتباطی به هیچ وجه در راستای آموزه های دینی نیست و چه بسا منجر به ارتکاب حرام شود، بنابر این هر چه زودتر باید از این کار دست بکشید.
*** بنابراین اساس رابطه دوستی با همجنس از نظر عقل و شرع و دین و عرف و... ممنوع و گناه نیست، اما آثار آن مهم است لذا باید مراقب پیامدهای آن بود و نیز حریم ها و حرمت ها را حفظ کرد. شیطان قوی و حیله گر است مراقب وسوسه ها و گامهای بی صدای او باشید ، دام هاى شیطان بسیار متنوع و رنگارنگ است. شیطان که استاد مکر و فریب است براى هر فردى دامى ویژه او دارد براى بندگان با تقواى الهى دامى و براى بندگان فاسق دامى دیگر دارد.

پاسخ تفصیلی
در ضمن بیان چند نکته به پاسخ پرسشتان خواهیم رسید.
۱. در اسلام دوستی و محبّت نسبت به دیگران اهمیت بسزایی دارد تا جایی که پیامبر اسلام (ص) بعد از هجرتشان به مدینه بین اصحابشان عقد اخوّت برقرار نمودند، به همین دلیل می بینیم برای این دوستی شرایطی؛ مانند، خوش خلقی، صداقت، ایمان، و ... بیان شده است[۱] که باید در امر دوستی لحاظ شود.
۲. آفرینش انسان ها بر اساس نر و ماده است، خداوند در قرآن می فرماید: "اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم ".[۲] "خدا از آن دو زوج قرار داد".[۳]
علاوه بر آن خداوند بر اساس حکمت هایی آفرینش را به گونه ای قرار داده که فقط زن و مرد از نظر جنسی باید نسبت به هم دیگر دل ببندند، از این رو است که خداوند زن را مایه آرامش مرد قرار داده است.[۴]
۳. آفرینش زوج ها و قرار دادن مودّت و مهربانى بین زن و مرد از آیات خدا است.
خداوند در قرآن می فرماید: "و از نشانه هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید".[۵]
هر یک از زن و مرد فى نفسه ناقص، و محتاج به طرف دیگر است، و از مجموع آن دو، واحدى تام و تمام درست مى شود، و به خاطر همین نقص و احتیاج است که هر یک به سوى دیگرى حرکت مى کند، و چون بدان رسید آرام مى شود، چون هر ناقصى مشتاق به کمال است، و هر محتاجى مایل به زوال حاجت و فقر خویش است، و این حالت همان شهوتى است که در هر یک از این دو طرف به ودیعت نهاده شده.[۶]
۴. تماس مرد با مرد در این حدّی که بیان نمودید مورد تأیید شرع نیست، دلیل آن روایاتی است که از ائمه (ع) به ما رسیده است. در اینجا توجه شما را به چند حدیث جلب می کنیم.
امام علی علیه السلام می فرماید: مرد با مرد (و زن با زن در یک جامه نمى خوابد) هر که چنین کند باید او را با تازیانه تأدیب کرد.[۷]
در حدیث طولانی آمده است که خداوند سبحان به پیامبر اسلام (ص) درباره نشانه ظهور امام زمان (ع) فرمود: "... مرد با مرد همخواب شود و زن با زن".[۸]
بدین جهت فرمودند: میان ما شیعیان در جواز استحباب معانقه و هم آغوشى خلافى نیست، مگر آن که در آن غرض باطلى باشد، یا شهوت و هیجانى بیاورد؛ مانند هم آغوشى با جوان امرد[۹] و بچه زیبا و بوسیدن آن.[۱۰]
امام موسى بن جعفر (ع) در ضمن پاسخ به نامه یکی از اصحابشان فرمودند: "بوسیدن لب، جز از همسر و بچه کوچک صحیح نیست".[۱۱]
*** بنابراین با توجه به نکته هایی بیان شد نتیجه این می شود: این نیات و افکاری که در ذهنتان است و رفتاری که با دوست خود دارید ، تحقیقاً از وسوسه های شیطانی است که باید از آن فاصله بگیرید و چنین ارتباطی به هیچ وجه در راستای آموزه های دینی نیست و چه بسا منجر به ارتکاب حرام شود. بنابر این هر چه زودتر باید از این کار دست بکشید و به ازدواج بیندیشید که رسول اکرم (ص) فرموده: "افراد با ایمانى که ازدواج می کنند با این عمل نصف دین خود را از خطر حفظ می کنند.[۱۲] پی نوشتها :
[۱] ابن شعبه حرانى ، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، حسن زاده، ص ۶۶۷، انتشارات آل على (ع)، قم ، چاپ اول ، ۱۳۸۲ ش .
[۲] حجرات، ۱۳.
[۳] قیامت، ۳۹.
[۴] روم، ۲۱، از این رو خداوند در قرآن می فرماید:
و از نشانه هاى او این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه هایى است براى گروهى که تفکّر مى کنند!.
[۵] روم، ۲۱.
[۶] طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ۱۶، ص ۲۴۹و ۲۵۰، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، قم ، چاپ پنجم ، ۱۳۷۴ ش .
[۷] مجلسی، محمد باقر، احتجاجات، خسروى، موسى، ج ۲، ص ۱۰۶، ناشر اسلامیه ، تهران ، چاپ اول ، ۱۳۷۹ ش .
[۸] محدث عاملى، زین العابدین، الجواهر السنیة (کلیات حدیث قدسى)، کاظمى خلخالى، ص ۵۳۱، انتشارات دهقان ، تهران ، چاپ سوم ، ۱۳۸۰ ش .
[۹] نوجوانی که هنوز صورتش مو نروئیده است.
[۱۰] مجلسی، محمد باقر، آداب و سنن، کمره اى، محمد باقر، ص ۲۴، ناشر اسلامیه ، تهران، چاپ اول ، ۱۳۶۵ ش .
[۱۱]مجلسی، محمد باقر، احتجاجات، خسروى، موسى ، ج ۲، ص ۲۳۴.
[۱۲] شعیرى، تاج الدین، جامع الأخبار، ص ۱۰، انتشارات رضى ، قم ، چاپ اول، ۱۴۰۵ ق ،۱، روایات زیادی در این رابطه به همین آدرس وجود دارد که برای اطلاع بیشتر می توانید به آن مراجعه نمایید.
میهمان
سلام.من یک دختر هستم. من مثل بعضی از دوستانی که نظر دادن، عاشق دوست و یا همجنس خودم نشدم!
من بعضی از وقت ها میرم، فیلم های کوتاهی، مثلا ۳ تا ۴ دقیقه می بینم که درمورد رابطه های دو پسر هستش. فقط فیلم هایی که درباره‌ی دو پسر هستش، یعنی دختر نه! و من نمی خوام که مثل پسرا باشم.
من به گروه های کیپاپ (پاپ کره‌ای) علاقه دارم.
و بخاطر همین هم فیلم هایی از رابطه‌ی پسر کشور های جنوب شرق آسیا می بینم.
مثل: کره جنوبی _ چین _ تایلند چون این سه تا کشور خیلی فیلم و سریال در مورد رابطه دو پسر می سازن!
و می خواستم بدونم که از نظر دین اسلام اشکالی داره، یا نه؟ چون من نمی خوام که دستورات اسلام رو زیر پا بذارم. چون من کاملا به احکام و دستورات دینی ایمان دارم.
اگر این کار گناه هستش، زود تر بگید که من دیگه این کار و نکنم و گناه ها بیشتر نشه، و ممنون از سایت خوبتون.😃
لطفا هر چه سریع تر جواب بدید!
پرسمان
سلام علیکم، با سلام و احترام حضور شما پرسشگر گرامی. پاسخ شما را در دو بخش تقدیمتان می کنیم.
الف) حکم نگاه کردن به فیلم و عکس مستهجن: نگاه به عکس و فیلم های سکسی و سایت های مبتذل، غالبا موجب تحریک شهوت و مقدمه ارتکاب گناه است و لذا دیدن آن حرام است؛ هر چند که تاثیری در شخص نداشته باشد.(آیت الله خامنه ای، اجوبه الاستفتاآت , ج ۲, ص ۴۰)
ب) راهکارهای عملی برای ترک این عمل: ۱. موقعیت هایی که شما را بیشتر تحریک می کند تا چنین برنامه های را ببینید را شناسایی کنید و آن زمینه‌ها را از بین ببرید. آیا وقتی بی حوصله هستید یا وقتی عصبانی می باشید؟ یا وقتی دلتان شکسته؟ خسته یا احساس تنهایی می کنید؟ ۲. اوقات خالی خود را با برنامه های مفید پر کنید؛ به گونه اى که اصولاً مجال دیدن آن فیلم ها را نداشته باشید. ۳. تلاش کنید تنها و بیکار نمانید، بویژه شبها. ۴. تهیه فهرستی از فعالیت های جایگزین برای تان مفید است. به تناوب دیدن این گونه فیلمها را با دیگر سرگرمی ها و مشغولیت های جذاب که قبلا انجام می شدند جایگزین کنید. ۵. فیلم هاى سالم و جذاب دیگرى در صورت امکان تهیه و آنها را در معرض قرار دهید. ۶. یک عادت تازه و مورد علاقه‌ای را شروع کرده تا جایگزین عادت به هرزه‌بینی شود. مثلا رمان زیبایی بخوانید یا به ورزش با دوستان بروید.
موفق ومؤید باشید.
میهمان
من میثم هستم ۲۲سالمه علاقه شدیدبرای رابطه ازپشت بانوجوانهادارم الانم یدونه پسرهست ۱۶سالشه میخام ازپشت باهاش رابطه داشته باشم نمیدونم چطوربهش بفهمونم یاراضیش کنم لطفاراهنمایی کنیدممنون
پرسمان
سلام علیکم، لواط از گناهان بزرگ است. شخصى که مرتکب این عمل شنیع مى شود از نظر خدا و رسول او و ملائکه مورد لعنت واقع مى شود و اگر در حال بلوغ و یا اختیار اراده و عقل مرتکب این عمل شده باشد و بدون توبه واقعى مرده باشد عذاب او شدید خواهد بود. پیامبر اکرم(ص) مى فرماید: «وقتى که لواط کننده در قبر نهاده شد بیشتر از سه روز باقى نمى ماند و خداوند او را میان قوم هلاک شده لوط پرتاب مى کند و روز قیامت هم با آن قوم ستمکار محشور مى شود»، (میزان الحکمه ج۱۱ ص ۵۳۶۹).ولی این در مورد کسی است که موفق به توبه نشود، به طور کلی اگر کسى مرتکب گناهى شود ولى پشیمان شده و به درگاه خداوند حقیقتا توبه نماید خداوند توبه او را مى پذیرد. توبه راستین از گناهان آن است که واقعا قصد بازگشت به آن گناه را نداشته باشد. خداوند متعال بارها در قرآن مجید وعده غفران به تائبان داده است و حتى گناهکاران را فرمان به مأیوس نشدن از رحمت خویش داده است. چنانچه در آیه ۵۳ سوره زمر مى فرماید: به آن بندگانم که در گناه کردن بر نفس خویش اسراف کرده اند بگو هرگز از رحمت بى منتهاى خدا ناامید مباشید البته خداوند همه گناهان شما را خواهد بخشید که او خدایى بسیار آمرزنده و مهربان است. همچنین مى توان آیات (۱۳۵)آل عمران و (۴۸)نسا را به دقت ملاحظه نمایید. دوست عزیز، هر گناهی با توبه پاک می شود و خداوند بخشنده و مهربان است. ان الله یغفر الذنوب جمیعا ; خداوند همه گناهان را می آمرزد. در برخى موارد مانند غیبت و تهمت طلب رضایت از غیبت شونده نیز در صورت امکان لازم است، ولى در مورد گناهانى همچون زنا و لواط، پشیمانى واقعی، تصمیم بر عدم تکرار و طلب مغفرت از خداوند براى توبه کافى است.در آیه ۷۰ سوره فرقان بیان شده است: A}«إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛{A مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آوردند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات تبدیل مى کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است».
میهمان
سلام من ۲۲سالمه گی هستم من وقتی بیرون از خانه میرم با دیدن پسرهای زیبا ی جوری میشم بد جور به پسر علاقه دارم واز جنس مخالف بشدت بدم میاد هرچه قد میخام وابسته نشم نمیتونم و با هرکی دوست میشم نمیمونه ومیره با کسی دیگه الان به هیچکی اعتماد ندارم من بیشتر از این که برنامه داشتم باشم دوست دارم باهم باشیم اما هرکی امده واسه سکس میاد دیگه خستم والان هرکی میاد برا دوستی بهش اعتماد ندارم وفکر میکنم واسه سکس میخاد منو لطفا بهم توضیح بدین چرا اینجورین ادما


پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ،
الف ) خداوند کسی را همجنسگرا نیافریده
خلقت علیمانه و حکیمانه و بر اساس نظم است. رعایت این نظم در هر امری، موجب آرامش می‌گردد و عدم رعایت آن آرامش (تسکین) و بالتبع رشد در هر زمینه‌ای را مختل می‌سازد. از این رو می‌فرماید: شما را زوج (زن و مرد) آفریدم و برای شما همسری و عشق، محبت و جاذبه فی‌مابین را قرار دادم « لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» تا با آنها به آرامش دست‌یابید. پس هر گونه جایگزینی و هنجارشکنی در امور و روابط همسری که «زناشویی، همبستری یا جماع» از اهمّ آن است، سبب می‌شود که آرامش فردی [جسمی، روانی، روحی، اخلاقی، ایمانی و ...] به هم بریزد و بالتبع آرامش اجتماعی [اخلاقی، امنیتی، اقتصادی، حتی سیاسی و ...] نیز مختل گردد (چنان چه امروزه در امریکا و اروپا شاهد این ناآرامی فردی و اختلال اجتماعی هستیم): «و َمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» (الرّوم - ۲۲)
ترجمه: و از نشانه هاى او این است که از خودتان (نوع انسان، نه ملک یا جن یا حیوان) همسرانى براى شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید، و میانتان دوستى و مهربانى نهاد. آرى در این [نعمت ] براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است.
در حدیثی از امام رضا (ع) در فلسفه تحریم همجنس‌گرایی چنین آمده است: " فلسفه تحریم مردان بر مردان و زنان بر زنان این است که این امر بر خلاف طبیعتی است که خداوند برای زن و مرد قرار داده (و مخالفت با این ساختمان فطری و طبیعی، سبب انحراف روح و جسم انسان خواهد شد) و به خاطر این است که اگر مردان و زنان همجنس‌گرا شوند، نسل بشر قطع می‌گردد، و تدبیر زندگی اجتماعی به فساد می‌گراید، و دنیا به ویرانی می‌کشد."
از سوی دیگر باید توجه داشت هم‌جنس بازی و بخصوص لواط، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی ندارد، تأثیر سوء دارد و بر تحیر و سرگردانی و پریشانی آن ها افزوده می‌شود. به همین دلیل روایات زیادی درباره مذمت هم جنس بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. با مطالعه روایات می‌توان به زشت بودن این عمل پی برد. ب ) علل همجنس‌گرایی
کشیده شدن افراد به اینگونه انحراف جنسی علل بسیار مختلفی دارد و حتی گاهی طرز رفتار پدر و مادر با فرزندان خود، و یا عدم مراقبت از فرزندان همجنس، و طرز معاشرت و خواب آنها با هم در خانه ممکن است از عوامل این آلودگی گردد. گاهی ممکن است انحراف اخلاقی دیگر سر از این انحراف بیرون آورد. قابل توجه اینکه در حالات قوم لوط می‌خوانیم که عامل آلودگی آنها به این گناه این بود که آنها مردمی بخیل بودند و چون شهرهای آنها بر سر راه کاروان‌های شام قرار داشت و آنها نمی‌خواستند از میهمانان و عابرین پذیرایی کنند در آغاز چنین به آنها وانمود می‌کردند که قصد تجاوز جنسی به آنان دارند تا میهمانان و عابرین را از خود فرار دهند، ولی این عمل تدریجا به صورت عادت برای آنها در آمد و تمایلات انحراف جنسی تدریجا در وجود آنها بیدار شد و کارشان به جایی رسید که از فرق تا قدم آلوده شدند. [مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۲ ص۱۴۷. ]
حتی شوخی‌های بی‌موردی که گاهی در میان پسران و یا دختران نسبت به همجنسان خود می‌شود گاهی انگیزه کشیده شدن به این انحرافات می‌گردد، به هر حال باید به دقت مراقب اینگونه مسائل بود، و آلودگان را به سرعت نجات داد و از خدا در این راه توفیق طلبید.
در روایات و تواریخ اسلامی اعمال زشت و ننگین دیگری به موازات انحراف جنسی از آنها نقل شده است از جمله در "سفینة‌البحار" می‌خوانیم: «قیل کانت مجالسهم تشتمل علی انواع المناکیر مثل الشتم و السخف و الصفح و القمار و ضرب المخراق و خذف الاحجار علی من مر بهم و ضرب المعازف و المزامیر و کشف العورات؛ گفته می‌شود مجالس آنها مملو بود از انواع منکرات و اعمال زشت، فحش‌های رکیک و کلمات زننده با هم ردوبدل می‌کردند، با کف دست بر پشت یکدیگر می‌کوبیدند، قمار می‌کردند، و بازی‌های بچه‌گانه داشتند، سنگ به عابران پرتاب می‌کردند و انواع آلات موسیقی را بکار می‌بردند و در حضور جمع بدن خود را برهنه و کشف عورت می‌نمودند.» [قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، ص۵۱۷.]
روشن است در چنان محیط آلوده‌ای، انحراف و زشتی هر روز ابعاد تازه‌ای به خود می‌گیرد، و اصولا قبح اعمال ننگین برچیده می‌شود و آن‌چنان در این مسیر پیش می‌روند که هیچ کاری در نظر آنها زشت و منکر نیست! و از آنها بدبخت‌تر اقوام و ملتهایی هستند که در عصر پیشرفت علوم و دانش‌ها در همان راه گام برمی دارند و حتی گاهی اعمالشان به قدری ننگین و رسوا است که اعمال قوم لوط را به فراموشی می‌سپارد.

ج ) پیشگیری مهمتر از درمان
پیشگیری مهمتر از درمان است ، به همین دلیل در متون دینی ، انسان از همجنسگرایی پرهیز داده شده تا از وقوع گناهی بزرگتر که همجنس بازی است ، دور نگه داشته شود ، نمی شود که انسان زمینه یک بیماری را در خود ایجاد کند ولی به آن بیماری مبتلا نشود.
برای روشن شدن این مطلب، نظر شما را به چند مثال جلب می کنم:
۱ـ پزشکان به طور کلی در بازگرداندن سلامتی به بیمار، دو برنامه دارد: ۱ـ برنامه بهداشت و پیش گیری ۲ـ برنامه درمان و به عبارت دیگر پزشک در علاج خود دارای دو دستور منفی و مثبت است، در مورد برنامه منفی می گوید: باید از این چند موضوع پرهیز کنی، و اگر قبلاً نیز پرهیز می کردی گرفتار بیماری نمی شدی، و در برنامه مثبت می گوید: از این چند مورد دارو (از قرص، و شربت و آمپول و...) باید استفاده کنی، و طبق دستور تنظیم شده رفتار نمایی، تا درمان یابی. در این برنامه، قطعاً مسأله پیش گیری و پرهیز مهم تر و آسان تر و کم هزینه تر از برنامه مثبت و درمان (داروها) است، حتی ممکن است بیمار بر اثر ادامه پرهیز بی آنکه دارو مصرف کند، سلامتی خود را بازیابد.
۲ـ درختی را در نظر بگیرید،برای رشد و به ثمر رسیدن آن نیاز به فراهم شدن عوامل کمال مانند: نور، حرارت، غذا(کود)، آب و هوای آزاد است، با ایجاد این عوامل به طور طبیعی و سریع رشد نموده و به رشد و کمال خود ادامه می دهد. ولی آیا همین آمادگی کافی است، قطعاً نه، بلکه باید از عوامل ضد تکامل مانند آفت های مختلف گیاهی نیز جلوگیری و پیش گیری شود، و گرنه آن آفت ها تار و پود گیاه را می خورند، و آن را درهم می شکنند و از درون متلاشی می سازند. در انسان نیز در رابطه با کمالات و رشد معنوی نیاز به فراهم شدن عوامل تکامل مانند: علم،ایمان،عمل صالح و رابطه عرفانی و تنگاتنگ با خدا است. ولی همین آمادگی کافی نیست، بلکه باید از هرگونه عوامل ضد تکامل، یعنی زمینه های های گناه دوری کرد، و با سپر تقوا و دژ نیروی ملکوتی ضدگناه، از نفوذ هرگونه گناه به طور قاطع جلوگیری نمود. وگرنه همان گناه همانند آفت های گیاه در این مثال، تار و پود معنویت انسان را می خورد، و انسان را بی محتوا و بی هویت نموده و در پرتگاه هلاکت و سقوط قرار می دهد. د ) درمان
۱_ هموسکشوالیتی یا همجنس گرایی که در زمره انحرافات جنسی است به این معنا است که فردی دچار گرایش عاطفی، روانی و بویژه جنسی به جنس موافق خود باشد در حالی که فاقد چنین تمایلی به جنس مخالف است. بنابراین به صرف علاقه به جنس موافق در حالی که به جنس مخالف نیز گرایش وجود داشته باشد همجنس گرایی گفته نمی شود.
۲_ همجنس گرایی ممکن است ژنتیک و یا اکتسابی ( متاثر از محیط و تربیت) باشد. که درمان و برطرف کردن نوع دوم یعنی اکتسابی ساده‌تر است.
۳_ همجنس گرایی اگر تمایلی غیر ارادی باشد و منجر به رفتار و ارتباط نامشروع نگردد، از لحاظ شرعی فاقد اشکال است.
۴_ اگر فردی همجنس گرا باشد نیازمند است تحت مراقبت درمانی یک سکس تراپیست متعهد قرار بگیرد، در عین حال تا فراهم شدن زمینه مراجعه، لازم است:
- از تخیل و خیال پردازی در ارتباط با افراد همجنس خودداری شود و ذهن به سایر امور منصرف شود.
- مدیریت حضور و تماس چشمی با افراد همجنس و حذف ارتباطهای تحریک آمیز
- خودداری از یاس و نامیدی و پرهیز از تلقین منفی از قبیل ناتوان یا ضعیف دانستن خود در برطرف کردن این خصیصه
- تکرار تصویر ذهنی و تخیل نقشهایی از قبیل پدر بودن، همسر موفق بودن و نیز بال و پر دادن به این نقش تا جایی که از داشتن چنین نقشهایی لذت ببرد
-اجتناب از حضور در موقعیت ها و مکانهایی که تمایل به همجنس گرایی را تحریک یا تشدید می‌کند.
-افزایش سطح برنامه های متنوع ورزشی، هنری، مهارتی و...
- تقویت ارتباط با خدای متعال با انجام واجبات و ترک محرمات و استعانت و یاری جستن از حضرتش
میهمان
سلام
من با یکی از دوستام خیلی خیلی صمیمی و رفیق هستم
حاضرم هر کاری که در توانم باشه براش بکنم
خیلی برام عزیزه
یه روز ازم پرسید چرا اینقدر منو دوست داری
من جوابی نداشتم بهش بدم
به نه نظر شما چه چیزی باعث
صمیمیت دوستان میشود
و چرا دوستان با محبت یکی از طرف های مقابل جذب هم میشوند
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، دوستی و رفاقت با دیگران آثار بسیاری در زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی انسان به جا می گذارد. مهارت دوست یابی یکی از مهم ترین مهارت زندگی اجتماعی است. شناخت عوامل و موجبات دوستی می تواند کمک بسیاری برای کسب این مهارت بکند؛ از این رو نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا این عوامل و موجبات را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
عوامل و موجبات دوگانه دوستی
دوستی یک رابطه دو سویه عاطفی و روانی است که آثار آن در حوزه های گوناگونی خودش را نشان می دهد. انسان زمانی می تواند یک رابطه صمیمانه دوستی را تجربه کند که به درستی بتواند عوامل و موجبات آن را به کار گیرد. شاید برای شما این شگفت انگیز باشد که برخی ناتوان از دوستی یا دوست یابی بوده یا به سادگی می توانند رابطه دوستی را از میان ببرند و در حقیقت فاقد مهارت زندگی در دوست یابی و حفظ دوستان هستند؛ زیرا عوامل و موجبات دوستی را نمی شناسند و با موانع دوستی آشنایی ندارند و یا اگر دارند نمی توانند آن علم را در مقام عمل به تجربه درآورند و از دانش خود برای دوست یابی و یا حفظ آن بهره برند.
در آموزه های وحیانی اسلام عوامل و موجباتی به عنوان عوامل ایجاد دوستی و حفظ رابطه دوستانه مطرح شده است که شامل دو دسته اصلی:
الف . عوامل منشی ؛ ب . عوامل کنشی دسته بندی می شود.
به این معنا که عوامل و موجبات دوستی شامل عوامل و موجباتی است که به حوزه اخلاق و فضایل فردی و حوزه اخلاق اجتماعی و رفتاری تعلق دارد. بنابراین، عوامل و موجبات دوستی را باید در این دو حوزه شناخت و در مقام عمل و کردار به کار گرفت.
الف ) عوامل خلقی و منشی دوستی
عوامل و موجباتی که در حوزه خلق و خوی انسان و منش شخصیتی هر کسی لازم است تا زمینه و بسترساز دوستی و ایجاد و بقای رابطه دوستی باشد، بسیار متعدد و متنوع است. در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:
۱. خوش نیتی: نیت یک حالت باطنی در انسان است که بیانگر انگیزه واقعی رفتار انسان نیز است. انسان هر کاری را با انگیزه ای انجام می دهد که اصطلاحا به آن نیت عمل می گویند. اگر انسان در زندگی نیت نیک و خیر داشته باشد، به طور طبیعی یک نیرو و انرژی از وی ساطع می شود که موجب جلب خوبان و نیکان به سوی او می شود. بنابراین، برای ایجاد دوستی و حفظ آن لازم است تا انسان نیت نیک داشته باشد. در برابر هر کسی سوء نیت داشته باشد از وی انرژی منفی بیرون می آید و به طور طبیعی دیگران را از خود دور می کند. پس باید نیت بد و سوء داشتن را به عنوان مانع دوستی و صداقت میان انسان مطرح کرد. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: مَن حَسُنَت نِیَّتُهُ کَثُرَت مَثوبَتُهُ، وطابَت عیشَتُهُ، وَوَجَبَت مَوَدَّتُهُ؛ هر که خوش نیّت گردد، پاداشش فراوان مى شود، زندگى اش خوش مى گردد و دوستى اش [بر دیگران] لازم مى شود.(غرر الحکم: ۹۰۹۴ )
۲. خوش گمانی: حسن ظن که ضد سوء ظن است، از دیگر عوامل و موجبات دوستی است. انسان اگر بخواهد در جامعه زندگی سالم و بی اضطرابی داشته باشد، باید نسبت به دیگران خوش گمان باشد؛ زیرا بدگمانی عامل اضطراب و ده ها بیماری روانی و رفتاری است. از همین روست که در آیات قرآنی از بدگمانی نهی شده است. خداوند می فرماید: یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱجْتَنِبُوا۟ کَثِیرًۭا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ ٱلظَّنِّ إِثْمٌۭ ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است.(حجرات، آیه ۱۲) خوش گمانی به دیگران موجب می شود تا نسبت به دیگران احساس آرامش داشته باشد و هراسان و ترسان نشود و رابطه با دیگران برایش سخت و دشوار نشود. این گونه است که به سادگی با دیگران ارتباط برقرار کرده و گرم می گیرد و همین امر موجب می شود تا دیگران نیز به وی گرایش یابند و زمینه دوستی میان او و دیگران فراهم آید. امام على علیه السلام درباره نقش خوش گمانی در ایجاد و بقای دوستی می فرماید: مَن حَسُنَ ظَنُّهُ بِالنّاسِ حازَ مِنهُمُ المَحَبَّهَ؛ هر که به مردم خوش گمان گردد، دوستى آنان را به دست مى آورد.(غرر الحکم: ۸۸۴۲.)
۳. خوش خویی: در آیات و روایات بر خوش خویی و حسن خلق تاکید بسیار شده است. همین خوش خویی در پیامبر(ص) موجب شده تا مردمان به ایشان گرایش یابند و پیرو عقاید اسلام و مکتب وحیانی آن شوند. اگر پیامبر(ص) بد خلق بود مردمان از دور ایشان پراکنده می شدند و کسی به ایشان گرایش پیدا نمی کرد. در خوش خویی ایشان همین بس که خداوند در آیه ۴ سوره قلم درباره ایشان می فرماید: وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍۢ ؛ و تو اخلاق عظیم و خویی والا و برجسته‌ای داری! آن حضرت(ص) خود آینه خوش خویی بوده است ؛ چنان که خداوند در آیات قرآنی بر این نکته تاکید و توجه می دهد. سنت و سیره آن حضرت (ص) و اهل بیت(ع) خوش خویی بوده است و حسن خلق ایشان زبانزد عام و خاص و دوست و دشمن بوده است. به هر حال، در روایات بر حسن خلق و خوش خویی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل و موجبات جلب محبت دیگران و دوستی آنان تاکید شده است. امام على علیه السلام می فرماید: عَلَیکَ بِحُسنِ الخُلُقِ ؛ فَإِنَّهُ یَکسِبُکَ المَحَبَّهَ ؛ پایبند خوش خویى باش که دوستى [مردم] را نصیبت مى کند.(غرر الحکم: ۶۱۰۰) امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: طَلَبتُ صُحبَهَ النّاسِ فَوَجَدتُها فی حُسنِ الخُلُقِ ؛ خواستار همراهى مردم شدم، پس [ریشه] آن را در خوش خویى یافتم. (مستدرک الوسائل: ۱۲، ۱۷۴، ۱۳۸۱۰ نقلاً عن مجموعه الشهید.) پس اگر کسی بخواهد دوستی دیگران را برای خود جلب کند، باید خوش خویی را در خود تقویت کند؛ زیرا عامل و موجب دوستی در خود شخص است نه در جایی دیگر. امام صادق علیه السلام در جایی دیگر می فرماید: حُسنُ الخُلُقِ مَجلَبَهٌ لِلمَوَدَّهِ ؛ خوش خویى، جلب کننده دوستى است.(الکافی: ۱، ۲۷، ۲۹ عن مفضّل بن عمر، تحف العقول: ۳۵۶، بحار الأنوار: ۷۸، ۲۶۹، ۱۰۹.) البته همان طوری که خوش خویی در ذات آدمی موجب جلب دیگران به سوی وی است، هم چنین عامل بقای دوستی است؛ زیرا اگر انسانی خوش خو باشد دیگران تمایل به بقای دوستی خود با وی دارند و بدخویی آنان را گریزان می کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله خود درباره تاثیر خوش خویی در بقای دوستی و افزایش درجه و مرتبه آن می فرماید: حُسنُ الخُلُقِ یُثبِتُ المَوَدَّهَ ؛ خوش خویى، دوستى را استوار مى کند. (تحف العقول: ۴۵، مشکاه الأنوار: ۷۰ عن الإمام الکاظم علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله، بحار الأنوار: ۷۷،۱۴۸،۷۱.) امام على علیه السلام نیز می فرماید: حُسنُ الأخلاقِ یُدِرُّ الأَرزاقَ ویونِسُ الرِّفاقَ ؛ خوش خویى، روزى را فراوان مى کند و دوستان را [با انسانْ ] مأنوس مى نماید.(غرر الحکم: ۴۸۵۶ ) امام على علیه السلام: حُسنُ الخُلُقِ یورِثُ المَحَبَّهَ، ویُؤَکِّدُ المَوَدَّهَ ؛ خوش خویى، محبّت به بار مى آورد و دوستى را استوار مى کند.(غرر الحکم: ۴۸۶۴.)
۴. خوش رفتاری: خوش رفتاری بازتابی از خوش خویی آدمی است. بنابراین، کسی که خوش رفتار است نیت خوب و نیکی دارد و نسبت به دیگران خوش گمان است. همین امور موجب می شود تا دیگران به ایشان رغبت داشته و گرایش یابند و دوستانش افزایش پیدا کنند. امام على علیه السلام می فرماید: بِحُسنِ العِشرَهِ تَأنَسُ الرِّفاقُ؛ با خوش رفتارى، رفیقان، انس مى گیرند.(غرر الحکم: ۴۲۳۳.) امام على علیه السلام در جایی دیگر می فرماید: مَن حَسُنَت عِشرَتُهُ کَثُرَ إخوانُهُ ؛ هر که خوش رفتار باشد، برادرانش فراوان مى گردند. (غرر الحکم: ۸۳۹۲.) این خوش رفتاری در خوش صبحتی و مصاحبت و همراهی با دیگران نیز خودش را نشان می دهد که عامل ترغیب دوستان است. امام على علیه السلام در این باره نیز فرموده است: فی حُسنِ المُصاحَبَهِ یَرغَبُ الرِّفاقُ؛ با خوش رفتارى، رفیقان [به دوستى با انسانْ] تمایل پیدا مى کنند. (غرر الحکم: ۶۵۱۴.)امام على علیه السلام در جایی دیگر در این باره می فرماید: بِحُسنِ الصُّحبَهِ تَکثُرُ الرِّفاقُ ؛ با خوش رفتارى، رفیقانْ فراوان مى شوند. (غرر الحکم: ۴۲۸۲.) شاید بتوان گفت که نیک مصاحبت و همراهی با دیگران در زندگی محبت را در دل ها افزایش می دهد و همین موجب افزایش دوستان می شود. امام على علیه السلام به این ارتباط نیز این گونه اشاره داشته و فرموده است: حُسنُ الصُّحبَهِ یَزیدُ فی مَحَبَّهِ القُلوبِ ؛ خوش رفتارى، بر محبّت دل ها مى افزاید. (غرر الحکم: ۴۸۱۲.) ایشان در جایی دیگر می فرماید: مَن أحسَنَ المُصاحَبَهَ کَثُرَ أصحابُهُ ؛ هر که خوش رفتارى پیشه کند، دوستانش فراوان مى شوند.(غرر الحکم: ۸۳۴۱. )
۵. اخلاص و خلوص: چنان که گفته شد انسان باید خوش نیت باشد تا دیگران رغبت به دوستی ایشان پیدا کنند. اخلاص در دوستی بازتابی از این خوش نیتی است؛ زیرا بدون اخلاص در دوستی نمی توان از خوش نیتی و صفا و صمیمیت در دوستی سخنی به میان آورد. امام علی (ع) می فرماید: دارِ عَدُوَّکَ، وأخلِص لِوَدودِکَ ؛ تَحفَظِ الاُخُوَّهَ، وتُحرِزِ المُروءَهَ ؛ با دشمنت مدارا کن و براى دوستت خالص شو، تا [حقّ ]برادرى را حفظ کرده، مروّت را به دست آورده باشى.(غرر الحکم: ۵۱۳۰.) پیامد و نتیجه این گونه دوستی آن است که اگر انسان در دوستی صداقت و خلوص داشته باشد، و راستی راستی دوست باشد، با جفای دوست هرگز دست از دوستی بر نمی دارد و بر دوستی اش باقی می ماند، چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: لا یَحولُ الصَّدیقُ الصَّدوقُ عَنِ المَوَدَّهِ وإن جُفِیَ ؛ دوستِ راستین، از دوستى اش بر نمى گردد، گرچه در حقش جفا شود.(غرر الحکم: ۱۰۸۲۴)
۶. گشاده رویی: بازتاب خوش خویی، گشاده رویی و بشاشت وجه است. انسان هایی که خوشخو هستند، گشاده رو هستند. از این رو وقتی با ایشان مواجه می شویم هماره با گشاده رویی به استقبال آدمی می آیند و هرگز عبوس و اخمو نیستند. همین گشاده رویی که بازتابی از باطن نیک ایشان است، عامل جلب و جذب دیگران است. برای همین امیرمومنان امام علی(ع) از گشاده رویی به عنوان دام و صید یاد کرده و می فرماید: البَشاشَهُ فَخُّ المَوَدَّهِ ؛ گشاده رویى، وسیله شکار کردنِ دوستى است. (تحف العقول: ۲۰۲، کنز الفوائد: ۱، ۹۳، أعلام الدین: ۱۷۸، بحار الأنوار: ۷۸، ۳۹، ۱۳.) و در جایی دیگر می فرماید: البَشاشَهُ حِبالَهُ المَوَدَّهِ ؛ گشاده رویى، دامى براى دوستى است.(نهج البلاغه: الحکمه ۶، مشکاه الأنوار: ۲۲۳، روضه الواعظین: ۴۱۳، غرر الحکم: ۱۰۷۵ و ۶۱۰۱ وفیه «علیک بالبشاشه»، بحار الأنوار: ۷۴، ۱۶۷، ۳۵.) هم چنین گشاده رویی موجب می شود تا دوستان با هم انس بیش تری بگیرند. امام على علیه السلام می فرماید: البِشرُ یونِسُ الرِّفاقَ؛ گشاده رویى، رفیقان را [با انسانْ] مأنوس مى کند. (غرر الحکم: ۷۳۶.) از نظر امام على علیه السلام محبت میان افراد بشر با گشاده رویی ایجاد می شود؛ در حقیقت برای هر چیزی اسبابی است که از اسباب محبت نیز گشاده رویی است. ایشان می فرماید: سَبَبُ المَحَبَّهِ البِشرُ ؛ گشاده رویى، عامل دوستى است. (غرر الحکم: ۷۳۶، ۵۵۴۶.) به سخن دیگر، بشر بیانگر خوشخویی و خوش نیتی و خوش گمانی است که در چهره ظاهر می شود و همین چهره ظاهر سبب می شود تا دیگران از محبت شما آگاه شده و بدان گرفتار آیند. بر همین اساس کلینی در کافى ـ به نقل از فُضَیل ـ نقل می کند که: [امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام ]فرموده است: صَنائِعُ المَعروفِ وحُسنُ البِشرِ یَکسِبانِ المَحَبَّهَ، ویُدخِلانِ الجَنَّهَ. وَالبُخلُ وعَبوسُ الوَجهِ یُبعِدانِ مِنَ اللّهِ، ویُدخِلانِ النّارَ ؛ نیکوکارى در حقّ دیگران و گشاده رویى، دوستى را نصیب [انسان] مى کنند و او را به بهشتْ مى برند. بُخل و تُرشرویى، [انسان را] از خدا دور مى کنند و به دوزخ وارد مى کنند.(الکافی: ۲، ۱۰۳، ۵، بحار الأنوار: ۷۴، ۱۷۲، ۴۰.)
۷. ادب: ادب لطائف رفتاری است که انسان در هر جایی باید مراعات کند؛ زیرا هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. از این رو، انسان در هر مجلسی نمی تواند از یک نوع بیان بهره گیرد؛ به عنوان نمونه در مصاحبت با کودکان نمی توان همان رویه ای را در پیش گرفت که در مصاحبت با دوستان یا دیگران در پیش گرفته می شود. شناخت لطائف رفتار با دیگران و به کارگیری جزئیات در رفتار از مصادیق ادب است. ادب ورزی خود عاملی مهم در حفظ و جذب دوستان است. امام کاظم علیه السلام می فرماید: لا تُذهِبِ الحِشمَهَ بَینَکَ وبَینَ أخیکَ، أبقِ مِنها ؛ فَإِنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَیاءِ، وبَقاءُ الحِشمَهِ بَقاءُ المَوَدَّهِ ؛ احترام میان خود و برادرت را از بین مَبَر و چیزى از آن بگذار ؛ زیرا از میان رفتن آن، از میان رفتن شرم است و بر جاى بودن احترام، [عامل ]بر جاى بودن دوستى است.(تحف العقول: ۴۰۹ و ص ۳۷۰، الکافی: ۲، ۶۷۲، ۵ عن الإمام الکاظم علیه السلام ولیس فیه «وبقاء الحشمه»، مشکاه الأنوار: ۲۲۰ و ص ۱۰۵ عن خالد بن نجیح عن الإمام الصادق علیه السلام، بحار الأنوار: ۷۸، ۳۲۰، ۱۴.)
۸. مودت: مودت اظهار دوستی و محبتی است که در باطن است. این امر خود عامل جلب و جذب دیگران و ایجاد زمینه دوستی با ایشان است. امام علی(ع) می فرماید: بِالتَّوَدُّدِ تَکونُ المَحَبَّهُ ؛ با اظهار دوستى، دوستى پدید مى آید.(غرر الحکم: ۴۱۹۴ ) هم چنین از نظر آن حضرت(ع) مودت و اظهار دوستی در آشکار و بیان و رفتار موجب می شود تا دوستی های باقی و برقرار بماند و استواری یابد: بِالتَّوَدُّدِ تَتَأَکَّدُ المَحَبَّهُ؛ با اظهار دوستى، دوستى استوار مى شود.(غرر الحکم: ۴۳۴۱.)
۹. فروتنی و تواضع: از جمله عوامل باطنی و فضایل فردی که عامل جلب محبت و دوستی دیگران است، فروتنی و تواضع است. در این باره بسیار گفته و نوشته شده است. امام علی (ع) می فرماید: ثَمَرَهُ التَّواضُعِ المَحَبَّهُ؛ محبت و دوستى، میوه فروتنى است.(غرر الحکم: ۴۶۱۳، شرح نهج البلاغه: ۲۰، ۲۹۶، ۳۸۹.)
۱۰. وفاداری: وفا به معنای انجام تعهدات و پیمان ها و قول و قرارها، هم عامل ایجادی دوستی و محبت و هم عامل حفاظت آن است. امام على علیه السلام می فرماید: سَبَبُ الاِیتِلافِ الوَفاءُ؛ وفادارى، عامل الفت گرفتن [مردم با شخص ]است.(غرر الحکم: ۵۵۱۱ ) ایشان هم چنین در بیان بقای دوستی می فرماید: مَن کانَ ذا حِفاظٍ ووَفاءٍ لَم یَعدَم حُسنَ الإِخاءِ؛ هرکه باوفا و مرزْ نگهدار باشد، برادرىِ نیکو را از دست نمى دهد.(غرر الحکم: ۸۷۲۶.)
۱۱. انصاف: این فضلیت اخلاقی بیانگر این معنا است که انسان اگر خیری به او رسید بر آن است تا با دیگران تقسیم کند. چنین رفتار و رویه در زندگی موجب می شود که انسان جنبه ای از عدالت اجتماعی و به ویژه اقتصادی را مراعات کند. این که انسان همه خیر را برای خود بخواهد و نسبت به دیگران مانع الخیر باشد، دور از انصاف است. انصاف کردن یعنی نیمی از خیر و نعمتی برای من و نیمی دیگر از آن تو. این گونه است که در معامله همه سود را برای خود نمی خواهد و با انصاف بر آن می شود تا بهره ای از سود را به مشتری بدهد. اتخاذ چنین رویه ای در معاملات و اقتصاد بسیار مهم است. این که در مشکلات نیز همه تقصیر را به گردن دیگری نیاندازد و انصاف دهد که بخشی از مشکل از سوی خود یا دیگران ایجاد شده نیز نوعی دیگر از اقتصاد است که در روابط اجتماعی می تواند موجب الفت میان آدم ها شده و محبت را ایجاد نمایند و دوستی را پدید آورد. امام على علیه السلام می فرماید: الإِنصافُ یُؤَلِّفُ حدیث القُلوبَ؛ انصاف، دل ها را به یکدیگر مى پیوندد.(غرر الحکم: ۱۱۳۰.) ایشان هم چنین می فرماید: الإِنصافُ یَرفَعُ الخِلافَ، ویوجِبُ الإیتِلافَ ؛ انصاف، اختلاف را مى زداید و الفتْ پدید مى آورد.(غرر الحکم: ۱۷۰۲.) از نظر آن حضرت(ع) نه تنها انصاف موجب ایجادی محبت و الفت میان مردمان است، بلکه عامل حفظ محبت و بقای دوستی نیز است: الإِنصافُ یَستَدیمُ المَحَبَّهَ ؛ انصاف، دوستى را پایدار مى کند.(غرر الحکم: ۱۰۷۶.) ایشان هم چنین می فرماید: مَعَ الإِنصافِ تَدومُ الاُخُوَّهُ ؛ با انصاف، برادرى ادامه مى یابد.(غرر الحکم: ۹۷۳۶.) امام على علیه السلام: با انصاف می توان در دلها رسوخ و نفوذ کرد و دل ها را به گونه ای در آورد تا خود گرفتار محبتی شوند که اطاعت برآیند آن است. امام على علیه السلام در این باره می فرماید: عَلَى الإِنصافِ تَرسَخُ المَوَدَّهُ ؛ برپایه انصاف، دوستى استوار مى شود.(غرر الحکم: ۶۱۹۰) برای افزایش دوستان نیز می بایست این خلق و خو را در خود تقویت کرد. امام على علیه السلام می فرماید: المُنصِفُ کَثیرُ الأَولِیاءِ وَالأَوِدّاءِ؛ شخص با انصاف، یاران و دوستان بسیارى دارد.(غرر الحکم: ۲۱۱۶.) امام جواد علیه السلام نیز می فرماید: ثَلاثُ خِصالٍ تُجتَلبُ بِهِنَّ المَحَبَّهُ: الإِنصافُ فِی المُعاشَرَهِ، وَالمُؤاساهُ فِی الشِّدَّهِ وَالاِنطِواعِ، وَالرُّجوعُ إلى قَلبٍ سَلیمٍ؛ با سه خصلت، دوستى را به دست مى آورند: انصاف در معاشرت، همدردى [با دیگران ]در خوشى و ناخوشى، و داشتن قلبى پاک [از گناهان].(کشف الغمّه: ۳، ۱۳۹، بحار الأنوار: ۷۸، ۸۲، ۷۷.)
۱۲. صداقت و راستی: از دیگر عوامل موثر در جلب و جذب دیگران به دوستی و محبت می بایست به راستی و صداقت اشاره کرد؛ زیرا انسان ها با دروغ و کذب از یک دیگر دور می شوند و با صداقت به یک دیگر گرایش می یابند. انسان راستگو و صادق محبوب دل ها است. امام على علیه السلام می فرماید: یَکتَسِبُ الصّادِقُ بِصِدقِهِ ثَلاثا: حُسنَ الثِّقَهِ بِهِ، وَالمَحَبَّهَ لَهُ، وَالمَهابَهَ عَنهُ ؛ شخص راستگو با راستگویى خود، سه چیز را به دست مى آورد: اعتماد، دوستى و هیبت و شُکوه [در دل ها].(غرر الحکم: ۱۱۰۳۸، وفی بعض الطبعات «منه» بدل «عنه».)
۱۳. نرمی: نرمی در اشکال گوناگونی چون رفق و لیانت می تواند موجب جذب و جلب قلوب مردمان شود و انسان ها را به هم نزدیک کند. این نرمی میان افراد یک جامعه ایمانی بسیار مهم است. خداوند در آیات قرآنی در توصیف پیامبر(ص) و یارانش می فرماید که ایشان با خودشان رحیم و مهربان و با دشمنان شدید و سخت هستند. (فتح، آیه ۲۹) نرم سخن گفت و نرم رفتاری به جای درشت خویی و درشت گویی امری است که در روایات بسیار تاکید شده است. مدارا کردن با دیگران حتی موجب می شود که انسان محبوب دشمنانش شود. امام على علیه السلام می فرماید: رِفقُ المَرءِ وسَخاؤُهُ یُحَبِّبُهُ إلى أعدائِهِ ؛ نرمى و بخشندگى انسان، او را محبوبِ دشمنانش مى کند.( غرر الحکم: ۵۴۲۹. ) در این میان نرمی با افراد جامعه بسیار مهم و اساسی است. امام على علیه السلام می فرماید: مَن لانَت عَریکَتُهُ وَجَبَت مَحَبَّتُهُ ؛ هر که نرمخو گردد، دوستى اش [در دل ها ] جای گیر مى شود. (غرر الحکم: ۸۱۵۲.) امام على علیه السلام هم چنین در جایی دیگر می فرماید: مَن یُلِن حاشِیَتَهُ یَعرِفَ صَدیقُهُ مِنهُ المَوَدَّهَ ؛ هر که نرمخو گردد، دوستش [آثار ]دوستى را از او خواهد شناخت.( الکافی: ۲، ۱۵۴، ۱۹ عن یحیى عن الإمام الصادق علیه السلام.)
۱۴. کرامت: کرامت امری فراتر از بزرگواری است. کریم افزون تر از محسن عمل می کند و نه تنها اهل گذشت است بلکه اهل ایثار است. از این روست که در میان دوستان انسان باید فراتر از احسان به اکرام معروف باشد. شخصیت کریم بسیار محبوب در نزد خدا و خلق است؛ چنان که امیرمومنان امام على علیه السلام می فرماید: الکَریمُ عِندَ اللّهِ مَحبورٌ مُثابٌ،وعِندَ النّاسِ مَحبوبٌ مُهابٌ ؛ شخص بزرگوار، نزد خداوند، خرّم و باپاداش است و نزد مردم، محبوب و با شُکوه و هیبت.(غرر الحکم: ۲۱۴۶.)
۱۵. خاموشی: سخن گفتن آفاتی دارد. از این روست که در اسلام کم گویی و گزیده گویی و حتی بر سکوت و خاموشی تاکید شده است. در روایات خاموشی را به عنوان عامل ایجادی محبت معرفی کرده اند. امام رضا علیه السلام می فرماید: مِن عَلاماتِ الفِقهِ الحِلمُ، وَالعِلمُ، وَالصَّمتُ. إنَّ الصَّمتَ بابٌ مِن أبوابِ الحِکمَهِ. إنَ الصَّمتَ یَکسبُ المَحَبَّهَ. إنَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیرٍ؛ بردبارى، دانش و خاموشى، از نشانه هاى فهم است. خاموشى، درى از درهاى حکمت است. خاموشى، دوستى را نصیب [انسان] مى کند و راهنمایى به سوى هر نیکى است. (الکافی: ۲، ۱۱۳، ۱، الخصال: ۱۵۸، ۲۰۲، قرب الإسناد: ۳۶۹، ۱۳۲۱، عیون أخبار الرضا علیه السلام: ۱، ۲۵۸، ۱۴ وفیه «الفقیه» بدل «الفقه» کلّها عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر، تحف العقول: ۴۴۵ وفیه «الحلم والعلم، والصمت بابٌ.» و ص ۴۴۲، الاختصاص: ۲۳۲ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ۷۱، ۲۷۶، ۸، وراجع مشکاه الأنوار: ۱۷۵.)
۱۶. سخاوت و جود: سخاوت به معنای استفاده از مالی به گونه ای است که هم خودش استفاده می کند و هم به دیگران می دهد. در روایات بر سخاوت تاکید شده و آثار و برکاتی برآن بیان شده که از جمله آن ها جلب محبت و دوستی دیگران است. امام على علیه السلام می فرماید: السَّخاءُ یَکسِبُ المَحَبَّهَ، ویُزَیِّنُ الأَخلاقَ ؛ سخاوت و بخشندگى، دوستى را نصیب [انسان ]مى کند و اخلاق را زینت مى بخشد.( غرر الحکم: ۱۶۰۰.) آن حضرت (ع) سخاوت را سبب ایجادی محبت دانسته و می فرماید: سَبَبُ المَحَبَّهِ السَّخاءُ ؛ بخشندگى، عامل دوستى است.( غرر الحکم: ۵۵۱۰، وراجع بحار الأنوار: ۱۵، ۳۱، ۴۸.) به نظر ایشان سخاوت مزرعه و کشتزار محبت است: السَّخاءُ یَزرَعُ المَحَبَّهَ ؛ بخشندگى، [بذر] دوستى را [در دل ها] مى کارد.(غرر الحکم: ۳۰۶.) ایشان هم چنین آن را عامل افزایش رزق و روزی دانسته و می فرماید: عَلَیکُم بِالسَّخاءِ وحُسنِ الخُلُقِ ؛ فَإِنَّهُما یَزیدانِ الرِّزقَ، ویوجِبانِ المَحَبَّهَ؛ پایبند بخشندگى و خوش خویى باشید؛ زیرا این دو، روزى را افزایش مى دهند و باعث دوستى مى شوند.(غرر الحکم: ۶۱۶۱.) از نظر ایشان جود که بخشندگی برتر از جنس های نیک و دارای جودت است، می تواند تاثیر مثبتی بگذارد: جودُ الرَّجُلِ یُحَبِّبُهُ إلى أضدادِهِ، وبُخلُهُ یُبَغِّضُهُ إلى أولادِهِ ؛ جود و بخشندگىِ انسان، او را محبوب مخالفانش مى کند و بُخلش او را منفور فرزندانش مى سازد.(غرر الحکم: ۴۷۲۹.) از ویژگی های جواد آن است که محبوب همگان است: الجَوادُ مَحبوبٌ مَحمودٌ وإن لَم یَصِل مِن جودِهِ إلى مادِحِهِ شَیءٌ، وَالبَخیلُ ضِدُّ ذلِکَ ؛ آدم بخشنده، محبوب و ستوده است، گرچه از بخشش او چیزى به ستایشگرش نرسد، برعکسِ شخص بخیل.(غرر الحکم: ۱۹۰۹.) ایشان هم چنین می فرماید: السَّیِّدُ مَحسودٌ، وَالجَوادُ مَحبوبٌ مَودودٌ؛ انسان بزرگ، مورد حسادت است و انسان بخشنده، محبوب و دوست داشتنى است.(غرر الحکم: ۱۷۶۳.)
۱۷. بیزاری از بدی: همان طوری که فضایلی چون صداقت و سخاوت موجب جلب محبت و دوستی دیگران است، نداشتن گرایش به بدی بلکه گریزش از آن خود عامل جلب محبت و دوستی است. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: مَن کَرَّهَ اللّهُ إلَیهِ الشَّرَّ… رَزَقَهُ اللّهُ مَوَدَّهَ النّاسِ ومُجامَلَتَهُم، وتَرَکَ مُقاطَعَهَ النّاسِ وَالخُصوماتِ، ولَم یَکُن مِنها ولا مِن أهلِها فی شَیءٍ ؛ هرکه خداوند، بدى را منفورش ساخته باشد،… دوستى و سازگارى با مردم را روزى او ساخته است. چنین کسى، از گسستن از مردم و دشمنى ها به دور است و هیچ نسبتى با این خصلت ها و صاحبان آنها ندارد.(الکافی: ۸، ۱۲، ۱ عن إسماعیل بن مخلّد السراج وإسماعیل بن جابر وحفص المؤذّن، تحف العقول: ۳۱۴، بحار الأنوار: ۷۸، ۲۲۲، ۹۳.)
۱۸. فقدان حسادت: هم چنین فقدان حسادت در آدمی موجب جلب محبت دیگران و دوستی آنان می شود. امام على علیه السلام می فرماید: مَن تَرَکَ الحَسَدَ کانَت لَهُ المَحَبَّهُ عِندَ النّاسِ؛ هرکه حسادت را رها کند، محبوب مردم مى شود. (تحف العقول: ۸۹ وص ۹۹، بحار الأنوار: ۷۷، ۲۳۷، ۱.) امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: إنَّ صاحِبَ الدّینِ… اِطَّرَحَ الحَسَدَ فَظَهَرَتِ المَحَبَّهُ؛ شخص دیندار،… حسادت را رها کرده است. در نتیجه، دوستى پدیدار شده است.(الأمالی للمفید: ۵۲، ۱۴ عن محمّد بن نضر بن قرواش، بحار الأنوار: ۶۹، ۲۷۷، ۱۲.)
۱۹. فراموشی بدی دیگران: عفو و گذشت از مهم ترین عوامل روابط اجتماعی سالم است. در این میان فراموشی بدی دیگران مهم تر است؛ زیرا موجب آرامش شخص و تاثیر مثبت در اخلاق و رفتار وی می گذارد. امام على علیه السلام می فرماید: تَناسَ مَساوِئَ الإِخوانِ تَستَدِم وُدَّهُم؛ بدى هاى برادران را فراموش کن، تا دوستى شان را پایدار کنى. (غرر الحکم: ۴۵۸۴.) ـ در حکمت هاى منسوب به امام على علیه السلام آمده که ایشان می فرماید: مِمّا تَکتَسِبُ بِهِ المَحَبَّهَ أن تَکونَ عالِما کَجاهِلٍ، وواعِظا کَمَوعوظٍ ؛ یکى از عوامل به دست آوردن دوستى، آن است که دانا باشى [امّا با ظاهرى] چون نادان، و پند دهنده باشى، [با ظاهرى] چون پند گیرنده. (شرح نهج البلاغه: ۲۰، ۳۳۰، ۷۸۸.)
۲۰. اقبال دل به خدا: از مهم ترین عوامل دیگر موثر می توان به اقبال دل به سوی خداوند اشاره کرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: تَفَرَّغوا مِن هُمومِ الدُّنیا مَا استَطَعتُم ؛ فَإِنَّهُ مَن أقبَلَ إلَى اللّهِ بِقَلبِهِ جَعَلَ اللّه ُقُلوبَ العِبادِ مُنقادَهً إلَیهِ بِالمَوَدَّهِ وَالرَّحمَهِ،وکانَ اللّهُ بِکُلِّ خَیرٍ یُسرِعُ ؛ هر چه مى توانید، از اندوه هاى دنیا فارغ شوید؛ زیرا هر که با دل خود به خدا روى بیاورد، خدا دل هاى بندگان را به دوستى و مهربانى، رام او خواهد ساخت و خدا به هر خیرى [برایش ]مى شتابد.(الدرّه الباهره: ۱۷ وفی هامشه «کذا، وفی بعض النسخ: کان اللّه إلیه بکلّ خیر أسرع، وهذا هو الصحیح»، بحار الأنوار: ۷۷،۱۶۶،۳. ) آن حضرت (ص) هم چنین می فرماید: ما أقبَلَ عَبدٌ بِقَلبِهِ إلَى اللّهِ إلاّ جَعَلَ اللّهُ قُلوبَ المُؤمِنینَ تَفِدُ إلَیهِ بِالوُدِّ وَالرَّحمَهِ، وکانَ اللّهُ بِکُلِّ خَیرٍ إلَیهِ أسرَعَ ؛ هر گاه بنده اى با دل خود به خدا روى بیاورد، خدا دل هاى مؤمنان را بر آن مى دارد تا با دوستى و مهربانى به او روى آورند، و خدا برایش به هر خیرى شتابان تر است.( المعجم الأوسط: ۵،۱۸۶،۵۰۲۵، حلیه الأولیاء: ۱،۲۲۷ کلاهما عن أبی الدرداء، کنز العمّال: ۳،۱۸۵،۶۰۷۷.) ب ) عوامل رفتاری و کنشی دوستی
همان طوری که عوامل خلقی و منشی در جلب و جذب مردم و محبت ایشان و نیز دوستی و بقای آن نقش دارد، رویه و رفتارها و کردارهای اجتماعی ما نیز نقش بسیار تعیین کننده و حساس در ایجاد و بقای محبت و دوستی دارد که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:
۱. احسان و نیکی به مردم: خداوند درباره تاثیر نیکی به مردم به ویژه در برابر بدی ایشان که از مصادیق احسان و گاه اکرام است، می فرماید وَ لاَ تَسْتَوِى الْحَسَنَهُ وَ لاَ السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ و عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِیمٌ (خوبى و بدى برابر نیستند. [بدى را ]به آنچه بهتر است، پاسخ ده. پس آن گاه، آن که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى یک دل مى گردد.(فصلت، آیه ۳۴) پیامبر(ص) نیز می فرماید: إذا أرَدتَ أن یُحِبَّکَ المَخلوقونَ فَأَحسِن إلَیهِم، وَارفُض ما فی أیدیهِم ؛ هرگاه خواستى که آفریدگان دوستت بدارند، به آنان نیکى کن و آنچه را در دست دارند، رها کن و طمع در اموال آنان مدار(أعلام الدین: ۲۶۸ عن الإمام علیّ علیه السلام، بحار الأنوار: ۸۵، ۱۶۴، ۱۲.) رسول خدا صلی الله علیه و آله هم چنی می فرماید: جُبِلَتِ القُلوبُ عَلى حُبِّ مَن أحسَنَ إلَیها، وبُغضِ مَن أساءَ إلَیها ؛ دل ها بر دوستى آن که به آنها نیکى کند و دشمنى آن که بدان ها بدى کند، سرشته شده اند.(کتاب من لا یحضره الفقیه: ۴، ۳۸۱، ۵۸۲۶ و ص ۴۱۹، ۵۹۱۷ عن الإمام الرضا علیه السلام، تحف العقول: ۳۷، نثر الدرّ: ۱، ۲۶۴، بحار الأنوار: ۷۷، ۱۴۰، ۱۸ ؛ شُعب الإیمان: ۶، ۴۸۱، ۸۹۸۴، تاریخ بغداد: ۷، ۳۴۶، حلیه الأولیاء: ۴، ۱۲۱ کلّها عن عبداللّه بن مسعود، کنز العمّال: ۱۶، ۱۱۵، ۴۴۱۰۲.) رسول خدا صلی الله علیه و آله هم چنین می فرماید: ومَن بَسَطَ کَفَّهُ لَهُم بِالمَعروفِ رُزِقَ المَحَبَّهَ مِنهُم ؛ هرکه دستش را براى نیکى به مردم بگشاید، دوستى آنان روزى اش خواهد شد.(کنز الفوائد: ۱، ۱۳۵، أعلام الدین: ۳۱۵، بحار الأنوار: ۷۵، ۳۵۹، ۷۴ و ح ۷۵.) امیرمومنان امام علی(ع) به صراحت احسان و نیکی را از اسباب و عوامل محبت و دوستی دانسته و فرموده است: سَبَبُ المَحَبَّهِ الإِحسانُ ؛عامل دوستى، نیکوکارى است.(غرر الحکم: ۵۵۱۸.) از نظر آن حضرت(ع) افزایش دوستان با افزایش نیکی و احسان به دیگران شدنی است: مَن کَثُرَ إحسانُهُ أحَبَّهُ إخوانُهُ ؛ هرکه بسیار نیکى کند، برادرانش دوستش خواهند داشت.(غرر الحکم: ۸۴۷۳.)
۲. بخشش مالی: بخشش مالی در قالب عطا و بذل و صدقات و مانند آن ها موجب دیگری است که در روایات به عنوان عوامل جلب محبت و ایجاد دوستی مطرح شده است. پیامبر(ص) می فرماید: مَن طَلَبَ مَحَبَّهَ النّاسِ فَلیَبذِل مالَهُ ؛ هرکه خواستار دوستى مردم است، از دارایى خود ببخشد.( فردوس الأخبار: ۴، ۷۷، ۵۷۲۶ عن أنس بن مالک، کنز العمّال: ۶، ۳۹۱، ۱۶۲۰۵.) این بذل مال می تواند حتی نسبت به کیفیت دوستی دوستان نیز تاثیر گذار باشد و محبت ایشان را به سمت کمال سوق دهد. چنان که آن حضرت عیسی(ع) می فرماید: کَیفَ یَستَکمِلُ حُبَّ خَلیلِهِ مَن لا یَبذِلُ لَهُ بَعضَ ما عِندَهُ ؟! چگونه کسى که پاره اى از آنچه را دارد، نمى بخشد، محبّت کاملِ دوستش را مى خواهد ؟(تحف العقول: ۵۰۶، بحار الأنوار: ۱۴، ۳۰۹، ۱۷.) اگر چه محبت امری عاطفی و روانی است و با امر مادی نمی توان آن را مقایسه کرد ولی می توان امر مادی را به خدمت گرفت و در ایجاد یا تقویت آن بهره گرفت. خداوند در آیات قرآنی می فرماید که نمی توان محبت مردمان را پول خرید یا ایجاد کرد بلکه این خداوند است که موجبات محبت و الفت و گرایش مردم را به شخصی فراهم می آورد: وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِیعًۭا مَّآ أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰکِنَّ ٱللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُۥ عَزِیزٌ حَکِیمٌۭ؛ و میان دلهایشان اُلفت انداخت، که اگر آنچه در روى زمین است همه را خرج مى‌کردى نمى‌توانستى میان دلهایشان اُلفت برقرار کنى، ولى خدا بود که میان آنان اُلفت انداخت، چرا که او تواناى حکیم است.(انفال، آیه ۶۳) ولی به عنوان بستر و مقدمه ای می تواند مال و بذل آن نقش داشته باشد و دلهای مردم را به سوی شخص یا اشخاص متمایل سازد. از همین روست که امیرمومنان امام علی می فرماید: العَطاءُ مَحَبَّهٌ ؛ بخشش، محبت و دوستى است.(مطالب السؤول: ۵۶.) هم چنین می فرماید: مَن بَذَلَ مَعروفَهُ کَثُرَ الرّاغِبُ إلَیهِ ؛ هرکه نیکى [و دارایى] خود را ببخشد، راغبان به او فراوان مى گردند.( غرر الحکم: ۸۴۹۲.) پس بذل مال بدون چشمداشت و اعلان نیاز موجب جلب قلوب مردمان می شود: مَن بَذَلَ النَّوالَ قَبلَ السُّؤالِ فَهُوَ الکَریمُ المَحبوبُ ؛ هرکه پیش از آن که از او بخواهند، ببخشد و عطا کند، بزرگوار و محبوب است.(غرر الحکم: ۸۶۴۳.)
۳. زهد و بی رغبتی به مال مردم: همانطوری که بخشش و نیکی به دیگران موجب جلب محبت و ایجاد دوستی می شود، هم چنین بی رغبتی به داشته های مردم و زهد ورزی نسبت به آن موجب می شود تا مردم به شخص گرایش یابند. امام على علیه السلام می فرماید: تَحَبَّب إلَى النّاسِ بِالزُّهدِ فی ما أیدیهِم تَفُز بِالمَحَبَّهِ مِنهُم؛ با بى رغبتى به آنچه در دست مردم است، با آنان دوستى بورز، تا دوستى شان را به دست آورى. (غرر الحکم: ۴۵۰۶ فی طبعه بیروت ص ۳۱۲، ۴۶ و ط طهران ص ۳۴۹، ۴۶: بین أیدیهم. )و نیز می فرماید: تَحَلَّ بِالیَأسِ مِمّا فی أیدِی النّاسِ تَسلَم مِن غَوائِلِهِم، وتُحرِزِ المَوَدَّهَ مِنهُم ؛ با طمع نداشتن به آنچه در دست مردم است، خود را بیاراى، تا از کینه هایشان ایمن گردى و دوستى شان را به دست آورى. (غرر الحکم: ۴۵۰۷.)
۴. حق محوری: از دیگر عوامل رفتاری که موجب گرایش مردم به سوی شخص و محبت و دوستی با وی می شود، حق محوری است. الإمام علیّ علیه السلام می فرماید: مَن عَمِلَ بِالحَقِّ مالَ إلَیهِ الخَلقُ ؛ هرکه بر اساس حق رفتار کند، خلق به سوى او روى خواهند آورد.(غرر الحکم: ۸۶۴۶.)
۵. با کفایت و کاردان: هر انسانی دارای کفایت و کاردانی در میان مردم محبوب می شود و حتی فرمانروایان نیز افراد کاردان و با کفایت را دوست داشته و به کار می گیرند و مردم به دوستی او گرایش و افتخار می کنند. امام على علیه السلام می فرماید: مَن حَسُنَت کِفایَتُهُ أحَبَّهُ سُلطانُهُ ؛ هرکه کاردان باشد، فرمانروایش او را دوست خواهد داشت.(غرر الحکم: ۸۴۷۴. )
۶. دید و بازدید: رفت و آمد با دیگران و دید و بازدید موجب محبت و دوستی می شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: الزِّیارَهُ تُنبِتُ المَوَدَّهَ؛ دید و بازدید، دوستى را استوار مى کند. (مستدرک الوسائل: ۱۰، ۳۷۴، ۱۲۲۱۰، بحار الأنوار: ۷۴، ۳۵۵،۳۶.) رسول خدا صلی الله علیه و آله هم چنین می فرماید: یا أهلَ القَرابَهِ تَزاوَروا، ولا تَجاوَروا، وتَهادَوا؛ فَإِنَّ الهَدِیَّهَ تَسُل السَّخیمَهَ، وَالزِّیارَهَ تُثبِتُ المَوَدَّهَ ؛ اى خویشاوندان! به دیدار یکدیگر بروید وهمسایگى مکنید و به یکدیگر هدیه دهید ؛ زیرا هدیه دادن، کینه را ریشه کن مى کند و دید و بازدید، دوستى را استوار مى سازد.( مستدرک الوسائل: ۱۳، ۲۰۳، ۱۵۱۰۹ ) آن حضرت صلی الله علیه و آله در جایی دیگر می فرماید: یا أهلَ القَرابَهِ تَزاوَروا، ولا تَتَجاوَروا، وتَهادَوا ؛ فَإِنَّ الزِّیارَهَ تَزیدُ فِی المَوَدَّهِ، وَالتَّجاوُرَ یُحدِثُ القَطیعَهَ، وَالهَدِیَّهَ تَسُلُّ الشَّحناءَ؛ اى خویشاوندان ! به دیدار یکدیگر بروید و همسایگى مکنید و به یکدیگر هدیه بدهید ؛ زیرا دید و بازدید، بر دوستى مى افزاید و همسایگى، جدایى به بار مى آورد و هدیه دادن، کینه را ریشه کن مى کند.(مستدرک الوسائل: ۱۳، ۲۰۵، ۱۵۱۱۸، دعائم الإسلام: ۲، ۳۲۶، ۱۲۳۳. )
۷. صله رحم: در آیات و روایات درباره آثار صله رحم بسیار مطلب گفته شده است. از جمله آثار صله رحم جلب محبت و دوستی و افزایش آن است. امام على علیه السلام می فرماید: صِلَهُ الرَّحِمِ توجِبُ المَحَبَّهَ ؛ صله رحم، سبب دوستى مى شود. (غرر الحکم: ۵۸۵۲.) امام باقر علیه السلام می فرماید: صِلَهُ الأَرحامِ تُزَکِّی الأَعمالَ… وتُحَبِّبُ فی أهلِ بَیتِهِ صله رحم، کارها[ى انسان] را بارور مى کند… و [شخص را ]محبوب خاندانش مى سازد. (الکافی: ۲، ۱۵۲، ۱۳ عن أبی حمزه، بحار الأنوار: ۷۴، ۱۱۸، ۸۱.) رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: صِلَهُ القَرابَهِ مَحَبَّهٌ فِی الأَهلِ، ومَثراهٌ فِی المالِ، ومَنسَأَهٌ فِی الأَجَلِ؛ دیدار خویشان، [مایه] دوستى در خاندان، افزایش دارایى و به تأخیر افتادن مرگ است.( عوالی اللآلی: ۱، ۲۵۵، ۱۹ ؛ المعجم الأوسط: ۸، ۱۴، ۷۸۱۰ عن عمرو بن سهل نحوه، کنز العمّال: ۳، ۳۵۸، ۶۹۲۵.)
۸. از دیگر عوامل رفتاری که موجب جلب محبت و دوستی دیگران می شود می توان به سلام کردن و اظهار و افشای آن(صحیح مسلم: ۱، ۷۴، ۹۳، سنن أبی داود: ۴، ۳۵۰، ۵۱۹۳، سنن الترمذی: ۵، ۵۲، ۲۶۸۸، سنن ابن ماجه: ۱، ۲۶، ۶۸ و ج ۲، ۱۲۱۷، ۳۶۹۲، مسند ابن حنبل: ۳، ۴۴۷، ۹۷۱۵ و ص ۵۵۶، ۱۰۴۳۶ )، نرمی و لیانت در سخن(تحف العقول: ۹۱، غرر الحکم: ۷۹۴۱، بحار الأنوار: ۷۱، ۳۹۶، ۷۹)، شیرین سخنی و عذوبت در کلام(المناقب للخوارزمی: ۳۷۵، ۳۹۵ عن الجاحظ.)، هدیه دادن؛ چنان که پیامبر(ص) می فرماید: الهَدِیَّهُ تورِثُ المَوَدَّهَ، وتُجَدِّدُ الاُخُوَّهَ، وتُذهِبُ الضَّغینَهَ ؛ هدیه دادن، دوستى به بار مى آورد، برادرى را تازه مى سازد و کینه را مى زداید.( عوالی اللآلی: ۱، ۲۹۴، ۱۸۳، بحار الأنوار: ۷۷، ۱۶۶، ۲.) دست دادن و مصافحه کردن؛ چنان که پیامبر (ص) می فرماید: مِن تَمامِ المَحَبَّهِ المُصافَحَهُ ؛ دست دادن، یکى از نشانه هاى کمالِ دوستى است.( جامع الأحادیث للقمّی: ۱۲۲)، نصحیت شنوی، خیرخواهی در حق دیگران، و مانند آن ها اشاره کرد.

ج ) عوامل دوستی از نظر روانشناسی
روان شناسان در طول پ‍ژوهش هایی که درباره عوامل و چگونگی شکل گیری دوستی انجام داده اند به چهار عامل اصلی و کلی رسیده اند که می توان از آنها به عنوان زمینه هایی که باعث به وجود آمدن دوستی و دوست شدن افراد می شود، اشاره کرد.
۱ . عوامل محیطی
از شرایط بدیهی دوستی این است که دو فرد با یکدیگر در تماس و مجاورت قرار گیرند؛ اما این مجاورت و تماس زمانی رخ می دهد که دو نفر در طول روز، هفته یا ماه با هم سر و کار داشته باشند. افراد به احتمال زیاد بیشتر با کسانی دوست می شوند که محل زندگی یا کارشان نزدیک هم است.
۲ . عوامل موقعیتی
افراد اغلب معتقدند از آنهایی که پیش بینی می کنند بعدا با آنها تعاملاتی داشته باشند بیشتر خوششان می آید. همچنین هر چه ما در شرایط مختلف کسی را بیشتر ببینیم بیشتر به او خو گرفته و جذبش می شویم. به نظر می رسد مهم ترین عامل موقعیتی موثر در شکل گیری دوستی ها، امکان دسترسی باشد.
اما مجاورت و تماس بیشتر نوعی زمینه برای آشنایی و دوستی بالقوه است، با این وجود واقعیت این است که ما به طور بالفعل با هر کسی که در تماس باشیم دوستی نمی کنیم .
۳ . عوامل فردی
اینجاست که عوامل فردی اهمیت پیدا می کند و تبدیل به ملاک و معیاری برای شکل دادن به یک رابطه می شود. ویژگی هایی هست که وجود آنها احتمال دوستی با فرد دیگری را برای ما بیشتر می کند؛ جذابیت جسمی، مهارت های اجتماعی، حساسیت و واکنش متقابل و شباهت، از این دست ویژگی ها هستند.
در واقع یکی از فرآیندهای مهم در دوستیابی، متقابل بودن علاقه دو نفر به یکدیگر است. اگر دوطرف با صمیمیت خود را آشکار سازند، آن هم به طور تدریجی و متقابل، دوستی به شکل محکم تر و عمیق تری شکل گرفته و تداوم می یابد.
ما قطعاً نمی توانیم با کسی که از نظر ما ظاهری نیکو ندارد، رفتار اجتماعی اش غلط و مهارت های ارتباطی کافی ندارد و همچنین بی ادب و بی ملاحظه است، دوستی کنیم. همچنین دوستی ما متداوم نمی شود مگر این که طرف مقابل به آنچه می گوییم حساسیت نشان دهد، به علایق و نفرت های ما واکنش نشان دهد، آداب گفت وگو را بلد باشد و ما را بشنود. محقق شدن این امور فرد را برای ما خواستنی می کند، چرا که می دانیم دوستی با او به ما احساس خوبی می بخشد.
۴ . دوقطبی
یکی دیگر از عوامل شکل گیری دوستی را دوقطبی است ، تعامل دو نفر با هم در شکل گیری دوستی و ماهیت آن بسیار موثر است. در واقع یکی از فرآیندهای دو قطبی مهم در این امر، متقابل بودن علاقه دو نفر به یکدیگر است. اگر دوطرف با صمیمیت خود را آشکار سازند، آن هم به طور تدریجی و متقابل، دوستی به شکل محکم تر و عمیق تری شکل گرفته و تداوم می یابد.
عوامل محیطی، فردی، موقعیتی و دوقطبی باید جمع باشد تا دوستی ایجاد شود، عوامل محیطی تماس را ممکن می سازد و ما رابطه را با شخصی که با او مرتبط شدیم ادامه می دهیم اگر برایمان جذاب باشد، مهارت های اجتماعی داشته باشد، دارای حساسیت متقابل باشد و از جهات مختلف به ما شباهت داشته باشد. در نهایت هم دوستی بسیار وابسته به این است که شخص دیگر از ما خوشش بیاید و پا به پای ما دست به خود آشکارسازی صمیمانه و تدریجی بزند.
میهمان
با سلام خدمت همه !!!
اولا خدا خیرتون بده که مشکلات مردم رو حل میکنید
به خدا ایمان دارم از ۱۰۰۰ تا نماز شب خوندن ثوابش بیشتره !!!
دوما هم قبل از این که اینجا را ببینم فکر میکردم خیلی بدبختم ولی میبینم از من بدتر هم هست !!
خوب بهتره برم سر مشکلم
من علی هستم
۱۶ ساله
از اصفهان
کمی خیلی خیلی اهل درس و ...
من امسال که رفتم اول دبیرستان مجبور شدم با ادم های جدیدی دوست بشم (به خاطر ترک راهنمایی)
به همین دلیل هم با یکی دوست شدم
البته با ایشون از نیم سال دوم دوست شدم و دوستیمون ریشه گرفت (بهتون بگم روز اول که ایشون رو دیدم ازش متنفر شدم تا جایی که میخواستم دست به هر کاری بزنم که ایشون رو از همه لحاظ به خصوص درسی کله کنم.
گذشت و گذشت تا جایی که من به خودم اومدم و دیدم دیگه با هیچکس دوست نیستم (نه اینکه دشمن باشم )ولی فقط به ایشون زنگ میزنم و میدونم ایشون هم همینطوری شد
تا رسید به عید و قرار شد هرکی بره خونه خودش !
اون وقت بود که فهمیدم چقدر به ایشون وابسته شدم
خیلی عجیبه
اخه مگه زنه که اینطوری من بهش احساس دارم
یا نکنه شهوته ؟
میشه یک راهنمایی کنید تا بفهمم شهوته یا نه !
اخه تو خودم نمیبینم وقتی با اوشونم تحریک بشم
اخه چرا من این بسر را اینقدر دوست دارم
اخه مگه میشه یک بسر یک بسر دیگه رو اینقدر به خاطر رفاقت دوست داشته باشه !!
ایا معقوله ؟؟؟
الان هم که دیگه تابستونه و من هفته ای ۲-۳ بار ایشون رو میبینم (خیلی خیلی سخته )
ایشون هم فکر کنم چنین احساسی به من داره ولی نمیدونم چرا من انگار به کم قانع نیستم !
یعنی جواب اس نده خیلی خیلی ناراحت میشم
و دوست دارم به هم جملات عاشقانه بگیم
نمیدونم دوستیمون رو تموم کنم ؟!؟!
میترسم چون اخه وقت انتخاب رشته و دانشگاه هست و چون اوشون میره تجربی و من ریاضی مشکل ساز بشه برام
البته بدونید که خیلی بسر خوبی هست و از همه لحاظ به من کمک کرده (به خصوص دینی)(و به خصوص درسی تا جایی که از خودش هم جلو زدم )
تا جایی این علاقه ی من به ایشون زیاد شده که همه توی مدرسه یا حتی خانواده ها هم میدونند ما با هم خیلی خیلی خیلی صمیمی هستیم
حالا حس میکنم مشکل از خودمه که خیلی به ایشون دل بستم
زندگیم شده به ایشون فکر کردن و چون احساس میکنم علاقه ی من به اوشون خیلی بیشتر از اوشون به منه خیلی عذاب میکشم
و دیوانه میشم
تا جایی که فکر میکنم زشته همش بهش اس ام اس بدم و زنگ بزنم
حالا هم مجبور شدم بهش دروغ بگم که دارم میرم از این شهر و دبیرستان تا هم من یکم کمتر بهش زنگ و اس بزنم و بدم و هم اوشون تا کلا یادم بره ایشون رو
درصورتی که از خدامه سال دیگه با ایشون تو یک کلاس باشم
حالا چیکار کنم ؟!؟!
برم بگم دروغ گفتم و خودمو راحت کنم یا ...
کمممکککککک
خواهش یک حرفه ای کمکم کنه !!
الان هم منتظر جواب اس ام اسشم که متاسفانه ...

یا حق
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی؛ بدون تردید انسان دارای یک سلسله نیازهای مادی و غیرمادی است و رشد و کمال او نیز در گرو ارضای صحیح و به موقع این نیازهاست . یکی از مهمترین نیازهای انسان، نیازهای عاطفی است. عواطف انسان از بدو تولد تا پایان عمر باید ارضا شود و الا دچار مشکل می گردد. نیاز به محبت ورزیدن به دیگران و مورد محبت دیگران واقع شدن دقیقاً یک نیاز عاطفی است. این نیاز در طی مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگی شکل های مختلفی پیدا می کند و در هر دوره ای به گونه ای متناسب با آن زمان باید ارضا شود. در دوره نوزادی از طریق والدین به خصوص مادر با بوسیدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه های محبت آمیز مادر به او و با چسباندن او به خود، نیاز کودک ارضا می شود. در این دوره تأمین نیازهای عاطفی کودک به اندازه نیازهای فیزیولوژیکی مانند آب و غذا و پوشاک برای رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره کودکی تأمین این نیاز توسط اعضای خانواده و همه کسانی که به نحوی با کودک ارتباط دارند تأمین می شود. در دوره نوجوانی از طریق دوستان و گروه همسالان و در دوره جوانی از طریق دوستان، خویشاوندان و همسر به این نیاز پاسخ داده می شود. روان شناسان علت وابستگی انسانها را به یکدیگر همین نیازهای عاطفی می دانند. اگر این نیازها از همان اول به طور صحیح و به موقع تأمین شود نوزاد، کودک و نوجوان وابستگی ایمن پیدا می کند و الا وابستگی ناایمن و مرضی در او شکل می گیرد، یعنی در عین حال که به دیگران وابسته است ولی احساس امنیت کافی نیز نمی کند و مستعد انواع اختلالات روانی مانند بیماری های اضطرابی، افسردگی و ... می شود و دیر یا زود به دامن یکی از این بیماری های روانی فرو می غلتد.
گفتنی است اساس و پایه دوستی ها در سن نوجوانی و جوانی که با جذبه و شور زیادی همراه است، غالباً بر مبنای عواطف و احساسات شکل می گیرد و نه بر اساس منطق و عقل. مقدمه این دوستی ممکن است جاذبیت یک فرد از نظر ظاهری یا شخصیتی یا پاره ای از صفات اخلاقی باشد که او را برای فرد دیگر دوست داشتنی می سازد که توانسته در روح و روان او تأثیر عمیقی بگذارد و خلأ عاطفی اش را به وسیله آن پر کند. ماهیت این دوستی گرچه دوستانه، پاک و بی شائبه است، ولی امکان آلوده شدن آن به مسایل دیگر وجود دارد. زمانی که این علاقه به اوج خود می رسد، آنها را دچار سرگردانی می کند که اکنون چه باید بکنند. این سرگردانی ممکن است با بعضی آثار مخرب دیگر روانی همراه شود. لازم به ذکر است جوانانی که از روحیه عاطفی بیشتری برخوردارند و اجتماعی تر و خونگرم هستند تحت تأثیر احساسات و عواطف دیگران بیشتر واقع می شوند.
علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى که موجب اخلال در برنامه زندگى و کارى انسان، مشغولیت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ایمان نگردد اشکالى ندارد، بلکه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشیدن به این امور باشد بسیار خوب و مفید خواهد بود، البته بهترین سیاست در این مسائل، میانه روى است و زیاده روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشکلات ذکر شده خواهد گشت، در نتیجه اگر بخواهید دانش‌اموزان در این مسأله در حد اعتدال رفتار نماید آنان را تشویق کنید تا درباره مشکلات آن فکر کنند و سعى کنند خود را قانع کنند که افراط در این زمینه به ضرر روح و سلامت روان است.
همچنین تذکر این نکته ضروری است که افراط در اینگونه وابستگی ها به زندگی آینده آنها به صورت جدی آسیب می رساند زیرا هزینه کردن عواطف بیش از حد معمول با دوستان، باعث می شود در آینده نتوانند روابط عاطفی وجنسی مطلوبی با همسر خود داشته باشند، چون هر انسانی دارای یک منبع محدودی از انرژی روانی است و همین طور که توانایی جسمانی او محدود است انرژی های روانی او نیز محدود است بنابراین باید این انرژی ها را به موقع، به تدریج و با احتیاط هزینه کرد.
یکی دیگر از آسیب های خطرناک وابستگی های افراطی، ضعیف شدن اراده و محدود شدن قدرت انتخاب است، زیرا افراد وابسته در تصمیم گیری های خود نیز به دیگران وابسته می شوند و نمی توانند به موقع و به نحو صحیح تصمیم بگیرند. در رابطه با مشکلى که برخی دانش‌آموزان با آن مواجه هستند، توجه به چند نکته الزامى است :
۱. دوست و دوست یابى از نیازهاى واقعى زندگى است و داراى فلسفه خاصى است، اما آنچه مهم است این است که در این راستا همچون دیگر جنبه هاى زندگى رعایت اعتدال لازم وضرورى است؛ به عبارت دیگر، علاقه به دوست، احساسى پاک و لطیف است اما همواره باید عواطف با تعقل همراه باشند و عقل و منطق علاقه افراط گونه و آسیب زننده را تأیید نمی کند. باید با روش‌های گوناگون به دانش آموزان این نکته مهم انتقال داده شود که افراط در دوستی می‌تواند آسیب‌های زیادی را به دنبال داشته باشد.
۲. باید زمینه ارتباط اجتماعی فردی که دچار دوستی افراطی است فراهم شود. باید به گونه‌ای برنامه ریزی کنید که حلقه ارتباطی فرد دارای دوستی‌های افراطی، به یک یا چند نفر محدود نشود. فرد باید روابط اجتماعى خود را افزون سازد تا عمل جانشینى به طور عادى انجام گیرد و انرژی روانی او بین چندد نفر تقسیم شود و متمرکز بر یک نفر نگردد.
۳. تجربه نشان داده چنین دوستی‌هایی بیشتر در افرادی که دارای گرایشات مذهبی نیستند دیده می‌شود، بنابراین می‌توان با افزایش انگیزه‌های دینی در دانش‌آموزان، آنان را در برابر دوستی‌های افراطی بیمه کرد.
۴. به صورت غیر مستقیم آسیب‌های دوستی‌های افراطی را برای دانش آموزان بیان کنید.
۵. انسان خواهان این است که مرزهای روانی محکمی را با دیگران ترسیم کند. تمایز یافتگی با دیگران یکی از ویژگی‌های روانی انسان است؛ به دانش آموزان خود آموزش دهید تا این مرزها را در روابط خود با دیگران حفظ کنند و از رفتارهایی که موجب از بین رفتن این مرزها می شود، دوری نمایند. شایسته است مرز صحبت کردن ‌ها و شیوه رفتار دانش آموزان با دوستان خود طوری باشد که حریم‌ها حفظ شده و خط قرمز‌هایی رعایت گردد.
۶. زمینه فعالیت ورزشی دانش آموزان را فراهم کنید به گونه‌ای که حداقل هفته‌ای سه بار در هفته ورزش کنند.
۷. تعیین اهداف تحصیلی و بالا بردن انگیزه تحصیلی دانش آموزان روش دیگری است که می‌تواند آنان را از دوستی افراطی حفظ کند؛ بنابراین سعی کنید انگیزه تحصیلی دانش آموزان را بالا ببرید.
۸. به آنان بیاموزید تا خودشان را دوست بدارند؛ مشکل اغلب افراد وابسته این است که معمولاً خود را دست‌کم می گیرند و به خود توجهی نشان نمی‌دهند. وقتی ما درباره خود احساس خوبی نداشته و خود را دوست نداریم به همین علت به خود فرصت نمی‌دهیم که به اهداف بزرگ خود برسیم، زیرا احساس می‌کنیم استحقاق آنها را نداریم. بعضی از ما اینگونه رفتارها را از محیط خانواده آموخته‌ایم. اما مهم نیست که علت آن چیست بلکه مهم آن است که باید از همین حالا آن را متوقف کنیم. باور داشته باشیم که خوب هستیم و آنچه هستیم فوق‌العاده و افکار و احساساتمان هم درست و مناسب است. ما درست در همان جایی قرار داریم که امروز و در این لحظه باید در آن می‌بودیم. هیچ اشکالی در ما نیست و چیزی به نام مشکل اساسی وجود ندارد. اگر هم اشتباهی مرتکب شده‌ایم، اشکالی ندارد زیرا ما نهایت تلاش خود را کرده‌ایم. همه ما می‌توانیم پذیرای خود باشیم. از هرجا که هستید شروع کنید. به تدریج خود را بیشتر خواهید پذیرفت . توانایی‌ها و استعدادهای خود را پرورش دهید و به خود اعتماد کنید. ما قابل اعتماد هستیم، بنابراین به خود افتخار کنیم.
۹. یکی دیگر از شیوه های مقابله با دوستی‌های افراطی، جایگزین کردن با فعالیت های ذوقی، هنری، فکری و عملی است تا دانش آموزان بتوانند فکرشان را از اینگونه روابط منصرف نمایند.
۱۰. تجربه نشان می‌دهد، تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس می تواند دانش اموزان را در خروج از این بحران یاری دهد.
نویسنده : محمدصادق آقاجانی
میهمان
سلام با تشکر از سایت خوبتون
من تابستون سال گذشته با یک پسر ۴ سال کوچیکتر از خودم صمیمی شدیم و من تقریبا در اون تابستون به شدت بهش وابسته شدم و هنوز هم هنوزه دوریش رو به سختی تحمل میکنم اما خدا شاهده من اصلا به قصد لذت جنسی یا هر قصد بد دیگری باهاش رابطه برقرار نکردم و نیتم فقط دوستی بود.بعد بعضی اوقات هم به قولی وقتی میگن اون حس محبت گل میکنه میبوسمش در حالی که تحریکی در کار نیست این مشکلی داره؟و اون هم با این کار مشکلی نداره.من واقعا دوسش دارم و تابحال فداکاری های زیادی براش کردم ولی اصلا نمیتونم از این محبت خلاص بشم میخواستم ببینم اگه مشکلی داشت دیگه با هر بدبختی شده دیگه ادامه ندم هر چند حتی نمیتونم تصورش رو هم بکنم.لطفا اگه قراره دیکه ادامه ندم راه خوبی رو پیش روم بذارید طوری که اذیت نشم و بتونم دل بکنم.
قسمت دوم سوال:اگر با بوسیدن یا در بغل گرفتنش نه به قصد لذت جنسی اما تحریک اتفاق بیفته چی؟
منظورم اینه که اگر قصد لذت بردن جنسی نداشته باشم و یه موقع ببوسمش یا بغلش کنم و بعد از اون تحریک اتفاق بیفته تکلیف چیه؟
با تشکر
پرسمان
سلام علیکم،
پاسخ اجمالی
در اسلام دوستی اهمیت به سزایی دارد؛ به همین دلیل می بینیم برای این دوستی شرایطی؛ مانند، خوش خلقی، صداقت، ایمان، و ... بیان شده است که باید در امر دوستی لحاظ شود.
آفرینش انسان ها بر اساس نر و ماده است. خداوند بر اساس حکمت هایی آفرینش را به گونه ای قرار داده که فقط زن و مرد از نظر جنسی باید نسبت به هم دیگر دل ببندند. از این رو است که خداوند زن را مایه آرامش مرد قرار داده است.
علاوه بر این آفرینش مرد و زن به گونه ای است که هر یک از آن دو فى نفسه ناقص، و محتاج به طرف دیگر است، و از مجموع آن دو، واحدى تام و تمام درست مى شود.
در استحباب معانقه و هم آغوشى خلافى نیست، مگر آن که در آن غرض باطلى باشد یا شهوت و هیجانى بیاورد؛ مانند هم آغوشى با نوجوان و بچه زیبا و بوسیدن آن یا هم آغوشی دو جوان .
در بیان حدود تماس زن با زن دیگر در روایت آمده است: بوسیدن لب صحیح نیست مگر از همسر و بچه کوچک.
پس چنین ارتباطی به هیچ وجه در راستای آموزه های دینی نیست و چه بسا منجر به ارتکاب حرام شود، بنابر این هر چه زودتر باید از این کار دست بکشید.
*** بنابراین اساس رابطه دوستی با همجنس از نظر عقل و شرع و دین و عرف و... ممنوع و گناه نیست، اما آثار آن مهم است لذا باید مراقب پیامدهای آن بود و نیز حریم ها و حرمت ها را حفظ کرد. شیطان قوی و حیله گر است مراقب وسوسه ها و گامهای بی صدای او باشید ، دام هاى شیطان بسیار متنوع و رنگارنگ است. شیطان که استاد مکر و فریب است براى هر فردى دامى ویژه او دارد براى بندگان با تقواى الهى دامى و براى بندگان فاسق دامى دیگر دارد.

پاسخ تفصیلی
در ضمن بیان چند نکته به پاسخ پرسشتان خواهیم رسید.
۱. در اسلام دوستی و محبّت نسبت به دیگران اهمیت بسزایی دارد تا جایی که پیامبر اسلام (ص) بعد از هجرتشان به مدینه بین اصحابشان عقد اخوّت برقرار نمودند، به همین دلیل می بینیم برای این دوستی شرایطی؛ مانند، خوش خلقی، صداقت، ایمان، و ... بیان شده است[۱] که باید در امر دوستی لحاظ شود.
۲. آفرینش انسان ها بر اساس نر و ماده است، خداوند در قرآن می فرماید: "اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم ".[۲] "خدا از آن دو زوج قرار داد".[۳]
علاوه بر آن خداوند بر اساس حکمت هایی آفرینش را به گونه ای قرار داده که فقط زن و مرد از نظر جنسی باید نسبت به هم دیگر دل ببندند، از این رو است که خداوند زن را مایه آرامش مرد قرار داده است.[۴]
۳. آفرینش زوج ها و قرار دادن مودّت و مهربانى بین زن و مرد از آیات خدا است.
خداوند در قرآن می فرماید: "و از نشانه هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید".[۵]
هر یک از زن و مرد فى نفسه ناقص، و محتاج به طرف دیگر است، و از مجموع آن دو، واحدى تام و تمام درست مى شود، و به خاطر همین نقص و احتیاج است که هر یک به سوى دیگرى حرکت مى کند، و چون بدان رسید آرام مى شود، چون هر ناقصى مشتاق به کمال است، و هر محتاجى مایل به زوال حاجت و فقر خویش است، و این حالت همان شهوتى است که در هر یک از این دو طرف به ودیعت نهاده شده.[۶]
۴. تماس زن با زن در این حدّی که بیان نمودید مورد تأیید شرع نیست، دلیل آن روایاتی است که از ائمه (ع) به ما رسیده است. در اینجا توجه شما را به چند حدیث جلب می کنیم.
امام علی علیه السلام می فرماید: مرد با مرد (و زن با زن در یک جامه نمى خوابد) هر که چنین کند باید او را با تازیانه تأدیب کرد.[۷]
در حدیث طولانی آمده است که خداوند سبحان به پیامبر اسلام (ص) درباره نشانه ظهور امام زمان (ع) فرمود: "... مرد با مرد همخواب شود و زن با زن".[۸]
بدین جهت فرمودند: میان ما شیعیان در جواز استحباب معانقه و هم آغوشى خلافى نیست، مگر آن که در آن غرض باطلى باشد، یا شهوت و هیجانى بیاورد؛ مانند هم آغوشى با جوان امرد[۹] و بچه زیبا و بوسیدن آن.[۱۰]
امام موسى بن جعفر (ع) در ضمن پاسخ به نامه یکی از اصحابشان فرمودند: "بوسیدن لب، جز از همسر و بچه کوچک صحیح نیست".[۱۱]
*** بنابراین با توجه به نکته هایی بیان شد نتیجه این می شود: این نیات و افکاری که در ذهنتان است و رفتاری که با دوست خود دارید ، تحقیقاً از وسوسه های شیطانی است که باید از آن فاصله بگیرید و چنین ارتباطی به هیچ وجه در راستای آموزه های دینی نیست و چه بسا منجر به ارتکاب حرام شود. بنابر این هر چه زودتر باید از این کار دست بکشید و به ازدواج بیندیشید که رسول اکرم (ص) فرموده: "افراد با ایمانى که ازدواج می کنند با این عمل نصف دین خود را از خطر حفظ می کنند.[۱۲] ۵ . راهکارهایی برای بی میلی به جنس موافق ودرمان همجنس گرایی
۱- ۵ . قبل از هر اقدامی چه خوب است با مراجعه به روان پزشک و انجام برخی معاینات و آزمایشات، از ترشح عادی و نرمال غدد درونریز خود مطمین شوید. چه بسا در اثر ترشح غیرعادی غدد درون ریز چنین تمایلاتی به وجود آمده و با تنظیم ترشح غدد با
مصرف دارو تمایلات جنسی شما نرمال شده و به سادگی درمان خواهد شد. یادآوری می شود از مراجعه به روان پزشک امتناع نکنید و خجالت نکشید، که این مسأله احتمالا یک مشکل جسمانی است و همچون دیگر مشکلات قابل درمان. باید درمان شده و قبل از تشدید بیماری، آن را حل کرد.
۲- ۵ . عدم توجه به ذهنیت ها و افکار مبتنی بر تمایل به همجنس و عدم تمایل به جنس مخالف. هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ گاه به خود تلقین نکنید که «علاقه
به همجنس و تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف در وجود من نهادینه شده است و امکان تغییر آن وجود ندارد»، چون اولا این گونه نیست و شما با تلاش خود می‌توانید این مشکل را برطرف سازید، و ثانیا، این تصور جلوی هر گونه تلاش اصلاحی شما برای
تغییر را می‌گیرد.
۳- ۵ . گاهی اوقات شیطان برای وادار کردن آدمی به گناه از این کانال بهره می گیرد یعنی مسیر هر گناهی را به شکلی هموار می سازد در اینجا نیز مسیر آلوده شدن به برخی گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج می گذرد و این نوع افکار و ذهنیت مقدمه ی ورود به آن وادی است باید با این گونه افکار که جز افکار شیطانی نام دیگری بر آن نمی توان نهاد باید به مقابله پرداخت یعنی ذره ای در شیطانی بودن این افکار تردید نداشته باشید.
۴ -۵ . صحنه هائی از زندگی که در آن شخص همجنس گرا نقش یک مرد، پدر، همسر و پسر خانواده را بر عهده دارد تصور کند و به آن بال و پر دهد و نقش خود را پر رنگ و کاملا مردانه بیان کند. لازم است این تصویر گری را در قالب ذهن پروری و نوشته ها و
رفتار روزانه و تمام حالات واقعی و خیالی و... استمرار دهید. در یک کلام به مرد بودن خود فکر کند، و همانگونه عمل کند، زندگی مردی و اجتماعی خود را تعقیب کند اگر شش ماه با این طرز تفکر زندگی کند برای همیشه از آن افکار رهائی خواهد یافت.
۵- ۵ . اجتناب از نگاه شهوت‌آمیز به پسرها. مراقب نگاه خود باشید و همان طور که از نگاه شهوت آمیز به جنس مخالف اجتناب می‌کنید از نگاه هوس آلود به پسرها نیز بپرهیزید.
چون از نظر شرعی، نگاه از روی شهوت به همجنس هم حرام است. رسول اکرم صلی الله وعلیه وآله فتنه جوان زیبا را از فتنه دختر باکره بیش‌تر دانسته است (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۵۷).
۶ -۵ . اجتناب ازتمام ارتباطها، مکانها و موقعیت هائی که انجام اندیشه همجنس گرایی را تداعی می کند.
۷- ۵ . افکار خود را کنترل کنید. سعی کنید به افکار هوس‌آلود در مورد رابطه جنسی با همجنس فکر نکنید. هیچگاه در ذهنتان به این افکار بال و پر ندهید و آن را برای خود نیارایید. برای این کار، تلاش کنید تنها نمانید، چون این گونه افکار بیشتر در هنگام
تنهایی به سراغ انسان می‌آید. اگر این افکار، به طور ناخواسته به سراغتان آمد، آن را قطع کنید، از جای خود برخیزید و به میان دوستان یا اهل خانواده بروید و تا زمانی که این افکار کاملا از ذهنتان خارج نشده، جمع دوستان یا خانواده را ترک نکنید.
۸- ۵ . توجه به آثار و عواقب همجنس بازی: انسان به صورت طبیعی تمایل به جنس مخالف دارد. هرگونه کاری که تمایل طبیعی او را منحرف سازد، یک نوع بیماری تلقی می شود. از دست دادن احساسات طبیعی بر جسم و روح انسان تأثیر می گذارد. چه بسا افرادی که به این بیماری مبتلا باشند، گرفتار ضعف قوه جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی شوند. از امام صادق علیه‌السلام در مورد فلسفه تحریم لواط سؤال شد، فرمود: اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زن‌ها بی نیاز می شدند و این باعث قطع نسل انسان می شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعی می گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بار می آورد.
ازدواج شرعی، چون موافق فطرت است، به فرمایش قرآن آرام بخش است (سوره روم، آیه ۲۱). ولی هم جنس بازی و لواط، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی نداشت، تأثیر سوء دارد، یعنی نه تنها فاعل و مفعول با این عمل به آرامش نمی رسند، بلکه بر تحیر و سرگردانی آن‌ها افزوده می شود. به همین دلیل روایات زیادی درباره هم جنس بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. با مطالعه آن روایات، می توان به پلید بودن این عمل پی برد. قطعاً روایات در جلوگیری از این عادت ناپسند مؤثر است. پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) فرموده‌اند: هر کس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت ناپاک وارد محشر می‌شود، آن چنان که تمام آب‌های جهان او را پاک نخواهند کرد و خداوند او را غضب می‌کند و از رحمت خویش دور میدارد و دوزخ را برای او آماده ساخته و چه بد جایگاهی است. سپس فرمود: هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به لرزه درمی‌آید (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۴۹). البته واضح است‌ که با توبه، این گناه مانند گناهان دیگر بخشیده می‌شود.
۹ - ۵ . از خوابیدن با پسر در یک بستر اجتناب کنید: رسول خدا صلی الله وعلیه وآله می فرماید: بستر فرزندان خود را از سن ده سالگی جدا سازید، یعنی دو برادر یا دو خواهر یا برادر و خواهر زیر یک لحاف نخوابند (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۷۱).
۱۰- ۵ . قطع ارتباط با دوستانی که انسان را به سمت این گونه رفتارها و افکار دعوت می کنند و همچنین دوری از موقعیت هایی که وقتی در کنار آنها قرار می گیرد این افکار را برایش تداعی می کنند.
۱۱- ۵ . نهایت تلاش خود را بکنید که بیکار نباشید. برای این کار، برای ساعات شبانه روز خود برنامه ریزی کنید. اوقات خود را با مطالعه، گردش با دوستان، ورزش، و... پر کنید.
۱۲- ۵ . روابط اجتماعی‌تان را گسترش دهید. سعی کنید روابطتان را با دوستان و همکلاسی‌های خوبی که دارید توسعه دهید. با آنان به گردش، سینما، کوهنوردی، شنا، و... بروید و از تنها ماندن دوری کنید. به هر حال، سعی کنید تا حد امکان از انزوا و
گوشه‌گیری به در آیید.
*** در روزها و موقعیت های نخستین، عمل کردن به این راهکارها و دل بریدن از این حالت سخت و چه بسا ناممکن جلوه کند اما باید توجه داشته باشید که به گفته ی علی(ع) «با ارزش ترین کارها دشوارترین آنهاست» پس این حالت نشان از ارزشمندی و اهمیت تصمیم شخص دارد و باید در مسیر عمل کردن به این تصمیم بجا و ارزشمند گامهای بهتر و بلندتر بردارد. پی نوشتها :
[۱] ابن شعبه حرانى ، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، حسن زاده، ص ۶۶۷، انتشارات آل على (ع)، قم ، چاپ اول ، ۱۳۸۲ ش .
[۲] حجرات، ۱۳.
[۳] قیامت، ۳۹.
[۴] روم، ۲۱، از این رو خداوند در قرآن می فرماید:
و از نشانه هاى او این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه هایى است براى گروهى که تفکّر مى کنند!.
[۵] روم، ۲۱.
[۶] طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ۱۶، ص ۲۴۹و ۲۵۰، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، قم ، چاپ پنجم ، ۱۳۷۴ ش .
[۷] مجلسی، محمد باقر، احتجاجات، خسروى، موسى، ج ۲، ص ۱۰۶، ناشر اسلامیه ، تهران ، چاپ اول ، ۱۳۷۹ ش .
[۸] محدث عاملى، زین العابدین، الجواهر السنیة (کلیات حدیث قدسى)، کاظمى خلخالى، ص ۵۳۱، انتشارات دهقان ، تهران ، چاپ سوم ، ۱۳۸۰ ش .
[۹] نوجوانی که هنوز صورتش مو نروئیده است.
[۱۰] مجلسی، محمد باقر، آداب و سنن، کمره اى، محمد باقر، ص ۲۴، ناشر اسلامیه ، تهران، چاپ اول ، ۱۳۶۵ ش .
[۱۱]مجلسی، محمد باقر، احتجاجات، خسروى، موسى ، ج ۲، ص ۲۳۴.
[۱۲] شعیرى، تاج الدین، جامع الأخبار، ص ۱۰، انتشارات رضى ، قم ، چاپ اول، ۱۴۰۵ ق ،۱، روایات زیادی در این رابطه به همین آدرس وجود دارد که برای اطلاع بیشتر می توانید به آن مراجعه نمایید.
میهمان
سلام خسته نباشید
من دختری۱۶ساله هستم که به یه خانوم که خیلی ازم بزرگتره میتونم بگم همسن مامانمه علاقه مند شدم وخیلی دوسشون دارم ولی اصلأ به فکر شهوت واینجور چیزا نیستم واتفاقأ اخلاقای خوب ایشون رو مثل اینکه نماز سروقت میخونن واینکه اخلاق بسیار خوبی دارن وشخصیت محترمی دارن رو هم سرمشق خودم قرار دادم ولی یه مشکلی که هست اینه که خیلی زود به زود دلم براشون تنگ میشه ونمیخوام هم ناراحتشون کنم ومزاحمشون بشم آخه من شمارشون رو هم دارم وتا جایی که بشه سعی میکنم مزاحمشون نشم ولی وقتی دلم براشون تنگ میشه خیلی بهم میریزم...
الان این احساس من از نظر دین اشکال داره؟
پرسمان
سلام علیکم، خواهر گرامی. ظاهرا علاقه شما به آن خانم به خاطر خوبی های آن خانم است و این علاقه نه تنها بد نیست بلکه بسیار خوب است و باعث درس آموزی و الگو گیری از رفتار خوب ایشان می شود و می توانید او را وسیله نزدیک شدن به خداوند قرار دهید. موفق باشید.
میهمان
ایا باید دوستان حتمان همسن هم باشند یا نهمثلان یه پسر ۲۰ ساله با یه ۲۵ ساله اشکال داره
یا یه پسر ۱۹ ساله با یه ۱۶ ساله
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی . بهتر است دوستان همسن باشند تا بتوانند به هم کمک نمایند اما کمی اختلاف سنی مانع دوستی نیست.
میهمان
سلام خسته نباشین من نوجوانی ۱۶ ساله هستم وارد رابطه ای با یک مرد ۳۶ ساله که اتفاقا زندگی موفق زناشویی دارد شدم ...ما بهم علاقه داریم ولی کاملا عرفانی ...دست و پیشونی همو میبوسیم من هم چندین باز امتحانش کردم واقعا مرد با خدا و عالیه هست اما خانواده من مخالف هستن البته ایشون رو تمیشناسن. .. حالا من چکار کنم باشم تو این رابطه یا نه ....بعدش من خودم میل جنسی به ایشون دارم ولی اون نه هرچند قرار نیست وارد سکس بشیم...
پرسمان
سلام علیکم، با عرض سلام، داشتن عشق به کسی آنهم با مختصاتی که شما به آن اشاره کردید، هرگز و هرگز و هرگز منجر به یک ازدواج پایدار نمی شود، لذا برای جلوگیری از اسیب بیشتر باید هر چه زودتر خود را از این رابطه ی آسیب زا بیرون بکشید و ارتباط خود را با این فرد قطع نمایید تا آینده ی تان تباه نگردد.
احساسی که شما به او دارید فقط صرف یک تکانه ی جنسی(هیجان جنسی) است، طبق تحقیقات انجام شده کسانی که کنترل برتکانه و هیجانات خود دارند در عرصه های مختلف زندگی موفق‌تر عمل می‌کنند و کمتر دچار زیان می گردند. چندین دهه پیش در یکی از کشورهای اروپایی تحقیقی جالب به این مضمون انجام گرفت که تعدادی کودک را روی صندلی هایی نشاندند و روی میز جلو آنها شیرینی ای بسیار خوشمزه قرار دادند و از آنها خواستند که تا ده دقیقه به این شیرینیها دست نزنند، آنها بچه ها را با دوربین مدار بسته تحت کنترل داشتند، برخی از این بچه ها تا یک دقیقه بیشتر نتوانستند خود را کنترل کنند و به شیرینی ها حمله ورشدند برخی دو دقیقه و یک دو نفر در عرض ده دقیقه به شیرینی ها دست نزدند محققان این بچه ها را در ۲۵ سال آینده زیر نظر گرفتند و ملاحظه نمودند که بچه هایی که کنترل بیشتری بر خود داشتند و توانسته بودند دقایق بیشتری در مقابل خوردن شیرینی مقاومت کنند در عرصه‌های مختلف زندگی از جمله شغل و ازدواج موفق تر عمل کردند.
اسلام از کنترل تکانه به نام صبر یاد می کند و آنرا کلید درب گنج موفقیت و کامیابی در دنیا و آخرت معرفی می‌کند اهمیت خویشتن داری و صبر چنان زیاد است که آیات و روایات فراوانی به توضیح آن اختصاص یافته است. اگر نیاز به پاسخ تفصیلی دارید سوالتان را در بخش درج سوال ثبت کنید.
میهمان
سلاممن یه مشکل دارم که تو مدرسه خیلی من رو بغل می کنند. نمی دونم جرا یا مثلا کلام های احساسس می زنند. مثل عاشقتم واینا. واینکه من حالم از این کارها بهم می خوره من کسی هستم که حتی به مادرم بالاتر از دوستدارم نه گفتم . نه از خجالت ها من حتی پای مامانم هرردز می بوسم . ولی بنظرمن عشق ففقط خدا و اهل بیت هست. و قسم خوردم که به کس دیگه ای جز خداو اهل بیت نگویم.
ولی همکلاسی های من خیلی من رو بغل می کنند. و حتی تلاش می کنند که ببوسند. ولی م نمی ذارم . و اینکه ببخشید این رو می گم ولی به من تقاضا های زشت دادند. راهنمایی کنید رای دورشدن از این ها و اینکه من تازه این جور مسایل رو فهمیدم. ۱۴ سالمه
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. احتمالا وضعیت فیزیکی شما به نحوی است که دوستان شما به شما طمع کرده اند و قصد لذت بردن دارند. اینگونه دوستان را با جدیت از خود برانید و برخورد قاطعی داشته باشید تا با چنین قصدی به سمت شما نیایند. کمی جدی تر باشید و به کسی رو ندهید تا با شما عشق بازی کند خدای ناخواسته. موفق باشید.
میهمان
سلام،من پسری ۱۶ ساله هستم، من و یکی از دوستام خیلی به هم علاقه‌مند شدیم حتی همو بغل و چند دفعه بوس هم کردیم ولی اصلا این رابطه جنسی نیست به طوری که وقتی همو بغل میکنیم هیچ حس جنسی‌ایی به هم نداریم (حداقل من اینجوری ام) و فقط برای علاقه به هم هست، من قبلا خیلی دوست فابریک داشتم ولی به این دوستم حس خیلی خوبی دارم ، ولی الان چند وقته که ذهنم درگیره که نکنه این رفتارهامون از نظر دینی مشکل داشته باشه؟؟ اگه در همین حد بمونه مشکلی نداره یا باید کمتر بشه؟؟؟
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، در اسلام دوستی اهمیت به سزایی دارد؛ به همین دلیل می بینیم برای این دوستی شرایطی؛ مانند، خوش خلقی، صداقت، ایمان، و ... بیان شده است که باید در امر دوستی لحاظ شود.
در استحباب معانقه و هم آغوشى خلافى نیست، مگر آن که در آن غرض باطلى باشد یا شهوت و هیجانى بیاورد؛ مانند هم آغوشى با نوجوان و بچه زیبا و بوسیدن آن یا هم آغوشی دو جوان ، مانند هم آغوشى با جوان امرد[۱] و بچه زیبا و بوسیدن آن.[۲]
امام موسى بن جعفر (ع) در ضمن پاسخ به نامه یکی از اصحابشان فرمودند: "بوسیدن لب، جز از همسر و بچه کوچک صحیح نیست".[۳]
*** بنابراین اساس رابطه دوستی با همجنس از نظر عقل و شرع و دین و عرف و... ممنوع و گناه نیست، اما آثار آن مهم است لذا باید مراقب پیامدهای آن بود و نیز حریم ها و حرمت ها را حفظ کرد. شیطان قوی و حیله گر است مراقب وسوسه ها و گامهای بی صدای او باشید ، دام هاى شیطان بسیار متنوع و رنگارنگ است. شیطان که استاد مکر و فریب است براى هر فردى دامى ویژه او دارد براى بندگان با تقواى الهى دامى و براى بندگان فاسق دامى دیگر دارد.
زیبا جلوه دادن اعمال زشت توسط شیطان
قرآن کریم در آیات متعدد به این نکته اشاره می‌کند که شیطان هنگامی که می‌خواهد در انسان نفوذ کند و او را از راه هدایت منحرف سازد، اعمال زشت را در نظرش زیبا جلوه می‌دهد؛ به عنوان نمونه می‌فرماید: «وَ إِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ»؛[۴] هنگامى را که شیطان، اعمال آنها (مشرکان ) را در نظرشان زیبا جلوه داد.
گفتنی است که شیطان همواره در کمین انسان است. وقتی ببیند که برای انسان زمینه گناه است و آمادگى گمراه شدن را پیدا کرده، فوراً به سراغ او می‌رود و با وسوسه‌هاى خود زمینه های گناه را کم کم برای او فراهم می کند تا آمادگی ارتکاب گناه را در او ایجاد کند وگناه را چنان در برابر او آرایش می‌دهد که انسان خیال می‌کند کار خوبى است.
شیطان اعمال انسان را به وسیله تحریک عواطف درونی مربوط به آن عمل تزیین می‌کند؛ یعنی در دل انسان می‌اندازد که فلان کار، کار بسیار خوبی است. در نتیجه انسان از عمل خود لذت می‌برد و قلباً آن‌را دوست می‌دارد. قلب آن‌قدر متوجه آن عمل می‌شود که دیگر فرصتى برایش نمی‌ماند تا در عواقب وخیم و آثار سوء و شوم آن اندیشه‌ای کند.[۵]
*** بنابراین سعی کنید که چنین ارتباطی را با دوست خود کم کرده و به اندازه ای که شرع اجازه داده با دوست خود معاشرت و ارتباط داشته باشید . پی نوشتها :
[۱] نوجوانی که هنوز صورتش مو نروئیده است.
[۲] مجلسی، محمد باقر، آداب و سنن، کمره اى، محمد باقر، ص ۲۴، ناشر اسلامیه ، تهران، چاپ اول ، ۱۳۶۵ ش .
[۳]مجلسی، محمد باقر، احتجاجات، خسروى، موسى ، ج ۲، ص ۲۳۴.
[۴]. انفال، ۴۸.
[۵]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۹۷، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
میهمان
سلام با عرض ادب خدمتتون باید عرض کنم که مطلبتون کاملا چرند و بی اساس بود بزارید بیشتر توضیح بدم: جانبعالی سر سوزنی هم در روانشناسی سر رشته ندارید! زیگموند فروید میگه هر انسانی ترکیبی از روان زن و مرده و هر انسانی کاملا زن یا کاملا مرد نیست و این حرف فروید کاملا اثبات شده است! پس علایق درحدی جزو طبیعت یک شخصه و میتونی همجنسگرا/جنس مخالف گرا/دو جنس گرا باشه و اگر جلوش گرفته بشه باعث تخریب های روانی میشه مثلا فرد تا اخر عمر یک حس ناراحتی داره یا عصبیه یا کم حوصله همچنین سوادتون در زیست شناسی بسیار پایینه! هیچ جا یک مطلب صحیح علمی نگفته که تمایل و غریضه انسان به جنس مخالفه؛ بلکه همونطور که بالا عرض کردم از نظر علمی فرد میتونه هر گونه گرایشی داشته باشه و این کاملا عادیه و در کشور ها غربی جا افتاده شده. پس هیچ چیز یک انسانو منع نمیکنه که به جنس مخالف علاقه داشته باشه! و هیچ دین و مذهبی اجازه نداره ماهیت و علایق یک فرد رو ازش بگیره و ازش یک کشیش یا یک طلبه درست کنه! اگر یکم شعور داشتین میفهمیدید که به هیچ‌ وجه اجازه ندارید توی زندگی شخصی یک فرد به بهانه به فساد کشیده شدن دخالت کنید!! ممنون و عرض سپاس بابت سایت بی محتواتون همچنین فکر نکنم بتونید کامنت من رو جواب بدین!!!!😂
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. امروزه حرف های فروید رد شده و نظراتش درباره میل جنسی و آزادی جنسی و مانند آن بدرد خود غربی ها هم نمی خوره و فساد انگیز شده و خانواده و اساس جامعه و فرهنگ و انسانیت را به خطر انداخته است. تنها راه رستگاری تمسک به دین و وحی و سخنان معصومین است ولی چون شما تحت تاثیر علم گرایی قرار دارید و خیال می کنید علم قطعی است قادر به درک تاثیرات مثبت رهنمودهای دینی نیستید کسانی که دین باورند و به حقانیت احکام و اخلاق دینی اعتقاد کامل دارند از دین برای سعادت خود بهره می برند و به رضایت و آرامش واقعی می رسند. از نظر اسلام همجنس گرایی یک انحراف جنسی است نه اینکه طبیعی باشد البته اکثر روان شناسان هم همین نظر را دارند و تنها روان شناسانی مانند فروید که خودشان دچار انحراف در اندیشه جنسی شده اند به این مسایل دامن می زنند و افراد ناآگاه که بنیان های فکری خود را با آموزه های وحیانی نساخته اند نیز از ایشان تبعیت می کنند. موفق باشید.
میهمان
ایا بوسیدن دوست نه از روی شهوت بلکه از روی محبت و علاقه اشکالی دارد؟
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. بوسیدن دوست از روی محبت و علاقه اشکالی ندارد و همان مصافحه است که از نظر دینی مستحب می باشد ولی در ایام جوانی باید مراقب دخالت شیطان بود و همچنین در ایام کرونا هم این کار از نظر بهداشتی صحیح نیست.
میهمان
سلام .. ایا ابراز محبت و علاقه به بهترین دوست تا حدی که بهش بگی عاشقتم ممنون که هستی اشکال دارد
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. ابراز محبت به دوست اگر انگیزه های جنسی در آن نباشد اشکالی ندارد.
میهمان
بابا من پسرم اونم پسره نامحرم دیگه چیه؟ اشتباه گرفتی
پرسمان
سلام علیکم، برادر گرامی سؤال شما را در سابقه سؤالات پیدا نکردیم . اگر اشتباهی شده است عذر خواهی می کنیم و چون سؤال را نمی دانیم و از نوشته های شما احتمال می دهیم که منظوراین بوده که راجع به حد و مرز دوستی با همجنس،صحبت شود،لذا مطالبی را هرچند کوتاه عرض می کنیم:(اگر سؤال شما باز هم پاسخ داده نشد لطفا سؤال خود را تکرارکنید وبفرستید متشکریم ) یکی از نیازهای روحی و عاطفی انسان، داشتن دوستان صمیمی است. دوستی رابطه ای است براساس محبت که دو انسان را به هم دیگر ،پیوند می دهد و نیاز عاطفی آن ها را برآورده می سازد. علاوه بر آن، دوستان صمیمی، یار و یاور یک دیگر در حل مشکلات زندگی هستند. بدون داشتن دوستان واقعی، انسان ،هم تنها و بی یاور است و هم از نظر روحی و عاطفی با مشکلات جدّی روبرو است. از این رو در روایات اسلامی نیاز انسان به داشتن دوستان خوب به نیاز انسان به غذا ، تشبیه شده است.
ارزش دوست
دوستی در دوران نوجوانی اهمیت خاصی دارد، زیرا در سنین بلوغ، عواطف انسانی بیدار شده و آماده ی شکل گیری و شکوفایی است و به همین علت، انگیزه ی عاطفی نیرومندی ، نوجوانان را به سوی دوستی با هم سالان ،سوق می دهد. این انگیزه که در سنین کودکی، سطحی و زودگذر بود، اکنون به صورت عمیقی در دورن نوجوان، فعال است و لذا دوستی های نوجوانان ،به زودی به دست فراموشی سپرده نمی شود.
برقراری پیوند دوستی ،در این دوران به شکوفایی و پرورش عواطف نوع دوستی و محبت انسانی کمک می کند و سبب می شود شخصیت اجتماعی نوجوانان شکل گیرد. وقتی علاقه ی قلبی بین دو دوست ایجاد می شود، آن دو از صفات و حالات یک دیگر، تأثیر می پذیرند. این تأثیر، ناآگاهانه و تدریجی است و با گذشت زمان بر میزان آن افزوده می شود و به هم خویی و هم رنگی می انجامد.
در روایتی از امام علی (علیه السلام) به این تأثیر ناآگاهانه و تدریجی اشاره شده است: «لاتَصحَب الشریر فَاِنَّ طبعَکَ یَسرِقُ مِن طبِعه شراً و انت لا تَعلمُ؛ (۱) از مصاحبت با مردم فاسد بپرهیز که طبیعتت به طور ناآگاه، ناپاکی و بدی را از طبع او می دزدد، در حالی که تو از آن بی خبری». پس محبت کردن انسانها به یکدیگر جدای از اسلام وایمان دستوری «انسانی» و«اجتماعی » است.
هشدار!
باید مراقب بود که این «محبت کردن» در عین اینکه بسیار تاکید شده همان نقطه ای است که «هوی وهوس »وبه تعبیر دیگر «شیطان»، مترصد است که بتواند آن را به «فساد» و«لجن» بکشاند ! گاهی شیطان انسانها را با به «افراط» کشیدن در دوستی ، فریب می دهد!
گاهی بعض ازافراد از دوستیهای خود با جنس موافق چنان سخن می گویند که ارتباطشان با دوستشان همانند ارتباط با جنس مخالف است ومی گویند که ما باداشتن چنین دوستانی دیگر تمایل به ازدواج باجنس مخالف را نداریم!!!،لذا به ایشان باید چنین گفت که: میل به جنس مخالف؛ که طبیعی و فطری است جای خود را به رابطه با جنس موافق، (یعنی دوستانتان) داده است و البته رابطه محبت­آمیز با دوستانتان، در حدعادی و معمولی آن، طبیعی است؛ اما بیش از آن، وقتی چنین احساساتی درشما به وجود می آیند، یعنی شما دراین رابطه ها افراط کرده اید و از حد و مرز مشروع آن ، فراتر رفته اید. درچنین مواقعی باید رابطه خود را کمتر کنید و سعی کنید از برقراری تماس جسمی تا حد امکان بپرهیزید؛ تا خدای ناکرده مرتکب گناهی نشده باشید.
- نوشته خود را مزین به حدیثی نورانی از پیامبر( ص ) می نمایم، باشد که مارا در مسیر دوستی راهنما باشد، انشاالله « مَثلُ الجَلیس الصّالح مَثَلُ العطّارِ ، اِن لَم یُعطکَ مِن عِطرهِ اصابَکَ مِن ریحِهِ و مَثَلُ الجَلیسِ السّوءِ مَثَلُ القَینِ ، اِن لَم یُحرِق ثَوبکَ اصابَکَ مِن ریحِهِ » ؛ همنشین شایسته ، مانند عطر فروش است . اگر از عطرش به تو ندهد ، بوی عطرش به تو خواهد رسید و همنشین بد ، مانند آهنگر است ، اگر لباست را نسوزاند ، از بویش به تو می رسد . (حکمت نامه جوان ، محمدی ری شهری ص۲۱۰، ح ۳۵۷)
یادی از بهترین دوست زندگیم !
خدا رحمت کند استاد فرزانه، حاج آقای مجتهدی تهرانی را ، ایشان دراین باب ،سفارشات زیادی به طلاب می کردند ،حتی طلبه هایی که تازه وارد مدرسه علمیه می شدند ، چون غالبا بچه سال بودند وهنوز محاسنشان رشد نکرده بود ، می فرمود که: با هم سن وسالان خودت، مباحثه کن وهم اتاقی بشو ،وبا طلبه های بزرگتر از خودت هم اتاقی نشو! یادم هست وقتی تازه وارد مدرسه ایشان درتهران شده بودم وهنوز بچه سال بودم ، گاهی به من می فرمود رفیق وهم مباحثه ات را بیاور من ببینم ! همینکه خواستم حجره ای بگیرم ، می فرمود که این حجره خوبه، آن حجره نه، وتوجه اودر خوبی وبدی به همحجره ایها (یعنی هم اتاقیها) بود ، بعد ها متوجه شدم که چرا ایشان اینقدر به این موضوعات توجه می کردند ومن درآن موقع توجهی نداشتم .
معیارقرآنی وروایی در دوستیها!
در سوره الزخرف / ۶۷ دارد :«الْأَخِلاَّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِینَ »این آیه ،ازدلیل دوستی دوستانى که در مسیر گناه و فساد، و یا زرق و برق دنیا، دست مودت به هم مى دهند پرده برداشته، مى گوید: الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ: دوستان دنیا در آن روز، بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ: بعضى از ایشان مر بعضى را دشمن باشند، إِلَّا الْمُتَّقِینَ: مگر پرهیزکاران از اهل ایمان که ایشان در قیامت نیز دوستان یکدیگرند! تبدیل شدن این گونه دوستیها به عداوت در آن روز طبیعى است، چرا که هرکدام از آنها دیگرى را عامل بدبختى و بیچارگى خود مى شمرد، تنها پرهیزکارانند که پیوند دوستى آنها جاودانى است، چرا که بر محور ارزشهاى جاودانى ، دور مى زند، و نتایج پر بارش در قیامت آشکارتر مى شود.
آیه شریفه آگاهى است که تمام دوستى ها روز قیامت مبدل به دشمنى گردد الا دوستى که براى خدا و در راه خدا باشد، لذا حضرت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله فرمود: «احب فى اللّه و ابغض فى اللّه» دوستى کن درراه خدا و دشمنى نما درراه خدا.
و حضرت صادق علیه السّلام فرمود:« الا کل خلة کانت فى الدنیا فى غیر اللّه فانها تصیر عداوة یوم القیمة» : آگاه باشید هر دوستى که در دنیا براى غیر خدا باشد ، آن دوستى، دشمنى روز قیامت مى گردد.
وحضرت علی علیه السلام می فرماید :« أَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَعْصِیَکَ یَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَکُونَ حَبیبَکَ یَوْمًا ما.»با دوستت آرام بیا،( دردوستیت بااو تعادل را حفظ کن)، بسا که روزى دشمنت شود؛و با دشمنت آرام بیا (دردشمنیت بااو تعادل را حفظ کن)، بسا که روزى دوستت شود.
برای آگاهی بیشتر لطفا به کتب زیر مراجعه نمایید :
- دوستی در قرآن و حدیث , نوشته آقای ری شهری
- دوستی و دوستان , نوشته آقای سید هادی مدرس , ترجمه حمیدرضا شیخی و حمیدرضا آژیر, از انتشارات آستان قدس رضوی , ۱۳۷۶
- آئین دوستی (دوست یابی) نوشته دیل کارنگی , انتشارات پیمان ۱۳۷۸
- آئین دوستی در اسلام , نوشته آقای بابازاده
میهمان
سلام من یک پدر هستم یک پسر نوجوان دارم . پسرم نه اهل مسجد بود نه نماز .. حالا جدیدن وقتی میاد خانه اخلاقش عوض شده خیلی با ادب شده صبح ها واسه نماز صبح بلند میشه و بعد هر روز مسجد میره .. چند روز پیش دیدمش لباس بسیجی پوشیده بود گفت میخام برم بسیج خیلی تعجب کردم ...الان رفتم تحقیق کردم فهمیدم همیشه به مسجد محل میره و داخل مسجد به بسیج میره اونجا رفتم فهمیدم که توسط یکی از جوانان مسجد جذب شده . من الان خیلی خوش حالم که پسرم با همچین جوانی دوست شده و اون جوان از دوستی استفاده کرده و اون رو اورده تو راه... من براش دعای خیر کردم .. ولی هنوز ازش زبانی تشکر نکردم انشالا خدا هر چی میخاد بهش بده
میهمان
این طوری که شما گفتین مخالف نیست . پدر من نگران هست با کسایی دوست بشم که من رو به بیراهه ببرند فقط یه ذره نگرانم هست همین ، چون من اعتماد به نفسم کم هست، ولی میدونم اگه پدرم باهاش اشنا بشه پدرم اون رو تایید میکنه ، اصلان این داستان هایی که شما گفتین در شان این پسر نیست ... این پسر بغلم میکنه اما کاملان عادی البته همه رو کاملان عادی و رایج بغل میکنه. بخدا من میبینم پدر و مادرای بقیه بچه ها میان با این پسر صحبت میکنن که بچه شون رو با خودش بیاره مسجد و بسیج این پسر با چند تا اردو و سالن فوتبال با انان شروع کرد الان اون بچه ها همه میگن تغیر کردند.فقط باید ادم یه ذره همیشه چشم بصیرت داشته باشه حقیقت رو ببینه ...
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. در هر صورت این موضوع قابل توجیه نیست چون خدای متعال به این کار و رابطه با نامحرم راضی نیست و شرعا اشکال دارد. به طور قطع بدانید وقتی شارع کاری را حرام می کند مطابق مصالح بنده است و نمی شود با این توجیهات عقلانی و عرفی حکم خدا را توجیه نمود موفق باشید.
میهمان

سلام پسری هستم ۱۵ساله . دو سال پیش بود داخل مسجد محل با پسری ۱۸ ساله اشنا شدم .. من تازه اومده بودم مسجد ولی اون پسر هفت هشت سالی میشد میامد مسجد اون سال خیلی باهاش دوست شدم اون پسر با اخلاق مذهبی و مهربانش هم منو مثل خودش نماز خوان و مذهبی کرد جدیدان منو وارد بسیج گرده --. من توی زندگیم پسری مثل این ندیدم بهترین رفیقم هست الان اون پسره ۱۹سالشه و من ۱۵ سال خانوادم اون رو نمیشناسن ولی بیشتر دوستای نزدیک خودم اون رو میشناسن و اونا هم اون رو تایید میکنن از لحاظ پاکی - جدیدن هم چند تا از بچه های نوجوان اطراف مسجد خیلی بی ادب بودن و همیشه زنجیر و چاقو دستشون بود ولی اون پسر با اخلاق خوبش کاری باهاشون کرد که خودشون زنجیر و چاقو رو گذاشتن کنار - همه اون رو به عنوان یک پسر ولایی و بسیجی قبول دارند -- مشکلی که هست اینه بابام بهم گفته با پسر بزرگتر از خودت نگرد ولی من میخام این پسر رو به خانوادم معرفی کنم و بهشون بگم این پسر بهترین پسر دنیاست—ولی من استرس بابام رو دارم
اون پسر چیزی از برادری برای من کم نگذاشته ... چطور باید اقدام کنم ؟
نظر شما چیه در این مورد؟
پرسمان
سلام علیکم، این تعریفهایی که از این جوان کرده اید نشان می دهد که او را قبول دارید و به او به عنوان یک مسلمان متدین اعتماد دارید ، نکته ای که پدر شما در مورد دوست نشدن با جوان غیرهمسال گفته است نیز قابل توجه است . گذشته از اینکه او پدر شما است و حرف شنوی از او بر شما مانند نماز خواندن واجب است ، فرمایش او مطابق حکمت است وحرف درستی را زده است واین سخن حکیمانه را بسیاری از انسانهای اهل خرد می گویند. خوب شما ایشان را آزموده اید و به ایشان اعتماد کرده اید ولی بایستی حتما پدر شما نیز ایشان را ببیند و کاملا با پدرتان رو راست باشید وهرچه را که می پرسد حقیقتش را بگویید و اگر احیانا خواست که با او مراوده نداشته باشید و یا مثلا در حد مسجد رفتن و... با جدیت حرف ایشان را گوش بدهید و مطمئن باشید که گوش دادن به حرف پدر واجب و مطابق با عقل و خرد است .
اینکه آن جوان ، جوان خوبی است یک حرف است و حتما هم درست است ولی اینکه انسان با غیر همسال خودش رفیق نشود نیز حرف درستی است .
یکی از نیازهای روحی و عاطفی انسان، داشتن دوستان صمیمی است. دوستی رابطه ای است براساس محبت که دو انسان را به هم دیگر ،پیوند می دهد و نیاز عاطفی آن ها را برآورده می سازد. علاوه بر آن، دوستان صمیمی، یار و یاور یک دیگر در حل مشکلات زندگی هستند. بدون داشتن دوستان واقعی، انسان ،هم تنها و بی یاور است و هم از نظر روحی و عاطفی با مشکلات جدّی روبرو است. از این رو در روایات اسلامی نیاز انسان به داشتن دوستان خوب به نیاز انسان به غذا ، تشبیه شده است.
ارزش دوست
دوستی در دوران نوجوانی اهمیت خاصی دارد، زیرا در سنین بلوغ، عواطف انسانی بیدار شده و آماده ی شکل گیری و شکوفایی است و به همین علت، انگیزه ی عاطفی نیرومندی ، نوجوانان را به سوی دوستی با هم سالان ،سوق می دهد. این انگیزه که در سنین کودکی، سطحی و زودگذر بود، اکنون به صورت عمیقی در دورن نوجوان، فعال است و لذا دوستی های نوجوانان ،به زودی به دست فراموشی سپرده نمی شود.
برقراری پیوند دوستی ،در این دوران به شکوفایی و پرورش عواطف نوع دوستی و محبت انسانی کمک می کند و سبب می شود شخصیت اجتماعی نوجوانان شکل گیرد. وقتی علاقه ی قلبی بین دو دوست ایجاد می شود، آن دو از صفات و حالات یک دیگر، تأثیر می پذیرند. این تأثیر، ناآگاهانه و تدریجی است و با گذشت زمان بر میزان آن افزوده می شود و به هم خویی و هم رنگی می انجامد.
در روایتی از امام علی (علیه السلام) به این تأثیر ناآگاهانه و تدریجی اشاره شده است: «لاتَصحَب الشریر فَاِنَّ طبعَکَ یَسرِقُ مِن طبِعه شراً و انت لا تَعلمُ؛ (۱) از مصاحبت با مردم فاسد بپرهیز که طبیعتت به طور ناآگاه، ناپاکی و بدی را از طبع او می دزدد، در حالی که تو از آن بی خبری». پس محبت کردن انسانها به یکدیگر جدای از اسلام وایمان دستوری «انسانی» و«اجتماعی » است.
هشدار!
باید مراقب بود که این «محبت کردن» در عین اینکه بسیار تاکید شده همان نقطه ای است که «هوی وهوس »وبه تعبیر دیگر «شیطان»، مترصد است که بتواند آن را به «فساد» و«لجن» بکشاند ! گاهی شیطان انسانها را با به «افراط» کشیدن در دوستی ، فریب می دهد! ، چنین دوستیهایی گاهی به جاهای نادرستی می رسد وشخص ناخواسته ویا بی توجه مبتلا به انحرافات اخلاقی میشود ،به گوشه هایی ازنامه یکی از این افراد توجه کنید:«... من دوستی دارم که احساس میکنم بیش از حد معمول به من وابسته شده به طوریکه شبها در خوابگاه تا دست مرا نگیرد نمیخوابد و هرگاه سعی کنم دست او را نگیرم ناراحت میشود و میگویدقبلا ها بیشتر دست مرا میگرفتی....اگر دوست به من بگوید دوست دارم در آغوشت باشم آیا این هوس است؟....» ببینید؛ مطمئن نیست که اگر اورا در آغوش بگیرد به گناه افتاده! درحالی که به صراحت دستور داده شده دو انسان همجنس در زیر یک روانداز نخوابند ودر آن حال یکدیگر را در بغل نگیرند...
جملاتی که در نامه ای آمده مانند :«من از۲یا۳سال پیش عاشق یکی از دوستام(همجنس)شدم.» ویا این جمله « ...در حد بغل گرفتن و بوسیدن لب » مارا برآن داشت که از روی خیر خواهی عرض کنیم که چنین دوستیی خدایی وخدا پسند نیست ومطمئن باشید که اگر به همین شکل ادامه پیدا کند به گناهان دیگری نیز کشیده می شود! همان گونه که اکنون با بوسیدن لب به گناه منجر شده! بوسیدن لب دوست ! چنین چیزی جایز نیست . آیا این هوی وهوس نیست؟ عشق وعاشقی هوس نیست؟!
گاهی بعض ازافراد از دوستیهای خود با جنس موافق چنان سخن می گویند که ارتباطشان با دوستشان همانند ارتباط با جنس مخالف است ومی گویند که ما باداشتن چنین دوستانی دیگر تمایل به ازدواج باجنس مخالف را نداریم!!!،
- نوشته خود را مزین به حدیثی نورانی از پیامبر( ص ) می نمایم، باشد که مارا در مسیر دوستی راهنما باشد، انشاالله « مَثلُ الجَلیس الصّالح مَثَلُ العطّارِ ، اِن لَم یُعطکَ مِن عِطرهِ اصابَکَ مِن ریحِهِ و مَثَلُ الجَلیسِ السّوءِ مَثَلُ القَینِ ، اِن لَم یُحرِق ثَوبکَ اصابَکَ مِن ریحِهِ » ؛ همنشین شایسته ، مانند عطر فروش است . اگر از عطرش به تو ندهد ، بوی عطرش به تو خواهد رسید و همنشین بد ، مانند آهنگر است ، اگر لباست را نسوزاند ، از بویش به تو می رسد . (حکمت نامه جوان ، محمدی ری شهری ص۲۱۰، ح ۳۵۷)
یادی از بهترین دوست زندگیم !
خدا رحمت کند استاد فرزانه، حاج آقای مجتهدی تهرانی را ، ایشان دراین باب ،سفارشات زیادی به طلاب می کردند ،حتی طلبه هایی که تازه وارد مدرسه علمیه می شدند ، چون غالبا بچه سال بودند وهنوز محاسنشان رشد نکرده بود ، می فرمود که: با هم سن وسالان خودت، مباحثه کن وهم اتاقی بشو ،وبا طلبه های بزرگتر از خودت هم اتاقی نشو! یادم هست وقتی تازه وارد مدرسه ایشان درتهران شده بودم وهنوز بچه سال بودم ، گاهی به من می فرمود رفیق وهم مباحثه ات را بیاور من ببینم ! همینکه خواستم حجره ای بگیرم ، می فرمود که این حجره خوبه، آن حجره نه، وتوجه اودر خوبی وبدی به هم حجره ایها (یعنی هم اتاقیها) بود ، بعد ها متوجه شدم که چرا ایشان اینقدر به این موضوعات توجه می کردند ومن درآن موقع توجهی نداشتم .
معیارقرآنی وروایی در دوستیها!
در سوره الزخرف / ۶۷ دارد :«الْأَخِلاَّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِینَ »این آیه ،ازدلیل دوستی دوستانى که در مسیر گناه و فساد، و یا زرق و برق دنیا، دست مودت به هم مى دهند پرده برداشته، مى گوید: الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ: دوستان دنیا در آن روز، بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ: بعضى از ایشان مر بعضى را دشمن باشند، إِلَّا الْمُتَّقِینَ: مگر پرهیزکاران از اهل ایمان که ایشان در قیامت نیز دوستان یکدیگرند! تبدیل شدن این گونه دوستیها به عداوت در آن روز طبیعى است، چرا که هرکدام از آنها دیگرى را عامل بدبختى و بیچارگى خود مى شمرد، تنها پرهیزکارانند که پیوند دوستى آنها جاودانى است، چرا که بر محور ارزشهاى جاودانى ، دور مى زند، و نتایج پر بارش در قیامت آشکارتر مى شود.
آیه شریفه آگاهى است که تمام دوستى ها روز قیامت مبدل به دشمنى گردد الا دوستى که براى خدا و در راه خدا باشد، لذا حضرت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله فرمود: «احب فى اللّه و ابغض فى اللّه» دوستى کن درراه خدا و دشمنى نما درراه خدا.
و حضرت صادق علیه السّلام فرمود:« الا کل خلة کانت فى الدنیا فى غیر اللّه فانها تصیر عداوة یوم القیمة» : آگاه باشید هر دوستى که در دنیا براى غیر خدا باشد ، آن دوستى، دشمنى روز قیامت مى گردد.
وحضرت علی علیه السلام می فرماید :« أَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَعْصِیَکَ یَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَکُونَ حَبیبَکَ یَوْمًا ما.»با دوستت آرام بیا،( دردوستیت بااو تعادل را حفظ کن)، بسا که روزى دشمنت شود؛و با دشمنت آرام بیا (دردشمنیت بااو تعادل را حفظ کن)، بسا که روزى دوستت شود.
برای آگاهی بیشتر لطفا به کتب زیر مراجعه نمایید :
- دوستی در قرآن و حدیث , نوشته آقای ری شهری
- دوستی و دوستان , نوشته آقای سید هادی مدرس , ترجمه حمیدرضا شیخی و حمیدرضا آژیر, از انتشارات آستان قدس رضوی , ۱۳۷۶
- آئین دوستی (دوست یابی) نوشته دیل کارنگی , انتشارات پیمان ۱۳۷۸
- آئین دوستی در اسلام , نوشته آقای بابازاده
میهمان
سلام من یه دختر ۱۷سالم میخمیخوام بپرسم ایا بقل کردن دوس فقط در جایگاه خودش ینی:((فقط رفیق فابریکم کار بدیه ))با ذکر اینکه ما در اینده کنار هم زندگی میکنیم ایا ممکنه این کار غلط باشه و اخرش به راه بد کشیده بشه؟و اینکه دوست من به من ارامش میده ایا این حس افراطیه؟¿
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. بغل کردن دوست همجنس اگر به انگیزه لذت جنسی نباشد اشکال ندارد. ولی در صورتی که انگیزه لذت جنسی است درست نیست و کم کم شهوت تحریک می شود و زمینه گناهان بزرگتری برای شما فراهم خواهد شد و نوعی انحراف جنسی محسوب می شود. موفق باشید.
میهمان
خیلی خیلی عالی بود .. جوابی که به اون پسر ۱۵ ساله دادید واقعا بی‌نقص و معرکه بود .. هر خطش رو باید قاب گرفت .. واقعا ممنونم ازتون بابت این کمک بزرگ .. برای من واقعا مفید بود .. خدا یار و یاورتون باشه 🙏
میهمان
من پسری ۱۵ساله هستم که عاشق همکلاسیم شدم مثل همون دوست عزیزی که در بالا گفت اما عشق و محبت من در حد شهوت نیست ولی نزدیکه .و باید این رو هم بگم که نه من به خونشون رفتم و نه اون به خونه ما فقط در کلاس هست که دیدار میکنیم و اون هم انگار علاقه چندانی به من نداده .اون نزدیک بودن به شهوت رو هم که گفتم در رهن من نزدیکه نه جسمانی من چیکار کنم؟؟
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر محترم، مساله ای که شما با آن مواجه هستید علاقه و وابستگی افراطی به دوست همجنس تان است؛ بر این اساس ما مطالب و راهکارهایی را در اختیارتان می گذاریم که توجه و عمل به آن ها، ان شاء الله شما را از این وضعیت ناراحتی زا بیرون می آورد؛ پیش از پرداختن به این مطالب ذکر چند نکته ضروری است :
۱. مشکلاتی که برای فرد به وجود می آید و با اراده و اختیارش سرکار دارد ، جز با تلاش خودش حل نمی گردند، چون دیگران صاحب اراده و اختیار او نیستند؛ اگر کسی مدام بگوید من نمی توانم بر مشکلاتم غلبه کنم، مسلماً نمی تواند، چون خودش اینگونه خواسته است. ما یا هر مشاور دیگری تنها راهنمایی های لازم را در اختیار شما می گذارد و این شما هستید که باید آن ها را عملی کنید؛ اگر شما همت لازم را برای غلبه بر این مشکل به کار نبندید و بر طبل ناامیدی و نمی شود نمی شود، بکوبید، از دست کسی کاری بر نمی آید و در آینده حسرت روزهایی را خواهید خورد که می توانستید کاری بکنید و نکردید.
۲. شما بر این مشکل غلبه خواهید کرد به شرط اینکه امید به حل مشکل داشته باشید و برای رفع آن اراده و تلاش کنید و هیچ گاه نا امید نشوید. اراده آدمی می تواند کوه آهن را ذوب کند. در مکاتباتی که با ما می شود نمونه هایی داشته ایم که با مشکل شما مواجه بوده اند و حتی وابستگی هایشان از شما شدیدتر و حادتر بوده، ولی توانسته اند به خوبی وضعیت خود را مدیریت کنند و زندگی سالم و شادابی را برای خود رقم بزنند؛ پس شما هم می توانید.
۳. یکی از نشانه های انسان عاقل دوری از افراط و تفریط است؛ دوستی با همجنس خوب است به شرط اینکه در حد تعادل باشد، نه اینکه به زندگی و آینده فرد آسیب وارد کند. دوست شما، خواهی نخواهی پس از مدتی ارتباطش با شما کم می شود (فارغ التحصیلی، ازدواج و ...) و روی محبتش را به سمت همسر خود تغییر خواهد داد. پس واقع بین باشید و احساسات خود را در تقابل با او درست خرج کنید.
۴. مشکل شما به مرور زمان و به تدریج، حل می شود؛ پس عجله نداشته باشید، خود را زیاد نگران نکنید و حساسیت بیش از حد نسبت به این موضوع به خرج ندهید. حداقل ۶ ماه و به طور مستمر به راهکارهایی که ارائه می شود عمل کنید تا نتیجه مثبت آن را ببینید.
۵. وابسته شدن به امور دنیایی (چه وابستگی به اشخاص و چه وابستگی به دیگر تعلقات دنیایی) به شکلی که آدمی را از هدف اصلی خلقت خویش، که همان عبادت خالق و عمل به دستورات او جهت قرب الهی است باز دارد، امری مذموم و نکوهیده است و برای تأمین سلامت ایمانی، باید خود را از قید این تعلقات خارج کرد، چرا که این دنیا فانی است (کل من علیها فان) و تنها باید در فرصتی که به ما داده شده است، توشه معنوی لازم را برداشت کرد و زندگی ابدی خویش را آباد ساخت، در غیر این صورت جز خسران و ضرر چیزی عاید فرد نخواهد شد؛ البته دل بستن به معنای اینکه آدمی خانواده خویش را دوست داشته باشد و یا به کار خود علاقه مند باشد و دل به کار بدهد و تلاش های لازم را برای رسیدن به اهداف مشروعش به خرج دهد و این دل بستن ها را در جهت رضای خدا به کار بگیرد نه در جهت دوری از خالق خویش، و حضور خداوند را همواره در زندگی خویش احساس کند و همانگونه که او دستور داده عمل کند، امر پسندیده ای است.
۶. همواره به یاد داشته باشید که وجود مشکلات و ناکامی ها در زندگی افراد جامعه امری طبیعی است و تنها مختص شما نیست. مشکلات و ناراحتی ها در زندگی افراد به وجود می آید ولی لازم نیست شما به آن مشکلات یک صندلی هم تعارف کنید و به آن ها بگویید بفرمایید و با خیال راحت بنشینید! وظیفه شما هنگام مواجهه با مشکلات و ناکامی ها تلاش در حد وسع و توان، جهت رفع آن ها است. امری که زشت، مذموم و نکوهیده است، سستی، تلاش نکردن و تسلیم شدن در برابر این مشکلات است. در روانشناسی گفته شده است که خشم بهتر از یأس و نومیدی است، از آنجا که یأس آدمی را خموده و افسرده و نا امید می سازد تا جایی که اقدام به هیچ کاری نمی کند و در برابر محیط اطرافش منفعل می شود و عکس العملی نشان نمی دهد و تبدیل به عنصری خنثی، بی فایده و بی اثر می گردد، در حالی که خشم (در معنای مثبت و کنترل شده که باعث آزار و تجاوز به حقوق دیگران نشود) حداقل فایده ای که در اینگونه موارد دارد این است که آدمی را به فعالیت و تحرک وا میدارد؛ فعالیتی که اگر در جهت صحیح هدایت شود مفید خواهد بود. با نگاهی به تاریخ دنیا متوجه خواهید شد که بی تحرکی و ناامیدی هیچ مساله ای را تاکنون حل نکرده است و نمی کند؛ پس همواره باید به آینده امید داشت و در راه آن تلاش کرد.
۷. بهتر است بدانید بسیاری از افراد به خاطر رفتارهای مناسب همجنس خود به او علاقه پیدا می کنند. به عنوان مثال کسی به خاطر ادب یک فرد به او علاقه پیدا می کند، دیگری به خاطر علم کسی به او علاقه مند می شود و .... و این ها رفتارهایی طبیعی است. انسان ها فطرتاً عاشق خوبی ها و پاکی ها هستند و هر فردی دارای این صفات باشد معمولاً مورد علاقه دیگران قرار می گیرد. مشکل از جایی آغاز می شود که این علایق به همجنس از حالت طبیعی خود خارج گردد و به صورت افراط و وابستگی در آید و باعث اختلال در روند زندگی فرد گردد، به عنوان یک رفتار غیر طبیعی و در برخی موارد یک نوع اختلال روانی نام خواهد گرفت و باید به عنوان یک مشکل به آن نگاه کرد و به فکر چاره بود.
۸. همین که این موضوع برای شما تبدیل به یک دغدغه و نگرانی شده، نشان می دهد که این علاقه شما به همجنس، از حد عادی آن گذشته و یک چیزی طبیعی نیست و از همین امروز باید به فکر برطرف کردن این مسأله باشید؛ همانطور که در بالا هم اشاره شد، افرادی با وابستگی هایی بسیار شدیدتر از شما بوده اند که توانسته اند بر این مسأله چیره شوند و آن را برای خود حل کنند. پس شما هم می توانید.
۹. عشق و علاقه به همجنس فقط تا زمانی می تواند مفید و سازنده باشد که به صورت معمول و طبیعی آن باشد و برای فرد وابستگی و دغدغه ای ایجاد نکند. اما اگر بیش از حد باشد مانند آنچه برای شما پیش آمده باید آن را درمان کرد. نکته قابل توجه در این زمینه این است که متاسفانه اگر فرد چنین گرایشی پیدا نماید و درمان نگردد، معمولاً دیگر متوقف نمی گردد و تا نهایت خود پیش می رود.
حال ما مطالب و راهکارهایی را در این زمینه تقدیم تان می کنیم که امیدواریم با توجه و عمل به آن ها از این مشکل رهایی یابید. خوشبختانه شما به مشکل خود آگاه هستید و به فکر درمان آن افتاده اید و این نشانه بسیار خوبی است، چرا که اولین و مهمترین گام برای درمان هر مشکلی، آگاهی و اشراف به آن است. *** وابستگی افراطی به دوست همجنس و راهکارهای درمان :
همانگونه که می دانید، انسان دلبستگی های زیادی به اطراف و اشیاء و افراد و ... دارد و این به مقتضای طبیعی انسان است. بنابراین داشتن تعلق تا جایی که مانع رشد و تکامل انسان نباشد، امری عادی و قابل قبول است، در زمینه وابستگی ها باید دانست که زمانی این وابستگی آسیب زا است که دست و پای شما را برای پرواز و هجرت به سوی پیشرفت های مادی و معنوی می بندند، بنابراین آنچه که باید از آن رهایی پیدا کرد تعلقات و وابستگی هایی است که مانع کمال و پیشرفت است. دلبستگی به همسر ، خانواده، والدین، خواهر و برادر و دوست و.... یکی از ملزومات زندگی اجتماعی است و نشانه سلامت فرد می باشد. اما اگر وابستگی آنچنان زیاد و شدید شود که نتوان به امور روزمره و عادی خود رسیدگی کرد، غیرعادی و غیرطبیعی است و مانع زندگی تلقی می شود.
علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى که موجب اخلال در برنامه زندگى و کارى انسان، تضییع حقوق والدین، مشغولیت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ایمان نگردد اشکالى ندارد، بلکه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشیدن به این امور باشد بسیار خوب و مفید خواهد بود، البته بهترین سیاست در این مسائل، میانه روى است و زیاده روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشکلات عدیده ای خواهد گشت، در نتیجه اگر بخواهید در این مسأله در حد اعتدال رفتار نمایید درباره مشکلات آن فکر کنید و سعى کنید خود را قانع کنید که افراط در این زمینه به ضرر روح و سلامت روان شما است. علاوه بر این، افراط در این گونه دوستى ها گاهى اثر عکس مى گذارد و روابط دوست با انسان به جاى گرمى به سردى مى گراید. زیرا افراط شما موجب به وجود آمدن توقع زیادتان مى گردد و ممکن است او نتواند در حدّ توقّع تان شما را راضى نماید.
یکی دیگر از آسیب های خطرناک وابستگی های افراطی، ضعیف شدن اراده و محدود شدن قدرت انتخاب است زیرا افراد وابسته در تصمیم گیری های خود نیز به دیگران وابسته می شوند و نمی توانند به موقع و به نحو صحیح تصمیم بگیرند.
* پرسشگر گرامی؛ دوست و دوست یابی از نیازهای واقعی زندگی است و دارای فلسفه خاصی است. اما آنچه مهم است، این است که در این راستا همچون دیگر جنبه های زندگی رعایت اعتدال لازم و ضروری است . این احتمال (که خوتان صحت و سقم آن را بهتر می دانید) وجود دارد که احساس شما نسبت به دوستتان احساسی پاک و لطیف باشد، اما همواره باید عواطف با تعقل همراه باشند و عقل و منطق این مقدار علاقه شما به دوستتان را تایید نمی کند. *** توجه و عمل به راهکارهای زیر می تواند شما را در حل این مشکل یاری کند :
۱. انسان در برابر هر یک از نعمت های الهی - از جمله دوست خوب - همواره باید بداند که بالاخره روزی آن را از دست خواهد داد. بنابراین دل سپاری در برابر هر چیز باید به گونه ای باشد که فقدانش موجب آزار انسان نگردد.
۲. سعی کنید نسبت به دشواری دوری از دوستتان خونسرد باشید. مسلماً به تدریج رنج این فراق کاهش خواهد یافت و عادی خواهد شد.
۳. سعی کنید دوستان دیگری را جایگزین ایشان کنید و روابط اجتماعی خود را افزون سازید تا تا عمل جانشینی به طور عادی انجام گیرد و به تدریج از این حس علاقه تان کاسته شود و ظرفیت های عاطفی تان به طور متناسب میان سایر دوستان تان پخش گردد و در یک نفر متمرکز نشود؛ این کار، جلوی این نوع آسیب ها را می گیرد.
۴. اگر امکان ارتباط با ایشان را دارید، سعی کنید به تدریج مدت زمانی که در طول روز در کنار او به سر می برید را کاهش دهید.
۵. به صفات رفتاری منفی او هم توجه کنید تا این احساس در شما از بین برود و او را به عنوان یک دوست معمولی نگاه کنید و نه یک معشوق.
۶. تلقین در جهت منفی و مثبت اثر خود را به همراه دارد. بنابراین سیگنال های منفی را باید کنار گذاشت. هرگز به خود تلقین نکنید که چنین گرایشی در شما قوی است.
۷. به این فکر کنید که این نوع وابستگی باعث خواهد شد، فرصت هایی که دیگر برگشت ناپذیر هستند را از دست بدهید و آینده زندگی خود را متزلزل بنا نمایید.
۸. اوقات خالی خود را با برنامه های مفید پر کرده و از تنهایی و بیکاری پرهیز کنید تا این افکار به سراغتان نیاید.
۹. افراط در اینگونه دوستی ها و وابستگی ها به زندگی آینده شما به صورت جدی آسیب می رساند. زیرا هزینه کردن بیش از حد عواطف برای دوستان، باعث می شود در آینده نتوانید روابط عاطفی مطلوبی با همسر خود داشته باشید؛ زیرا هر انسانی دارای یک منبع محدودی از انرژی روانی است؛ همین طور که توانایی جسمانی او محدود است انرژی های روانی او نیز محدود است بنابراین باید این انرژی ها را به موقع، به تدریج و با احتیاط هزینه کرد.
۱۰. همانطور که گفتیم عجله نداشته باشید و بدانید غلبه بر این وضعیت به تدریج صورت می گیرد. از خداوند و ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز کمک بگیرید و بدانید اقدام شما برای حل مسائل نفسانی، نشان از پاک بودن طینت شما و توجه خداوند به شما است. معنویات به ویژه نماز نیروهای خارق العاده ای هستند که خداوند آنها را قرارداده تا انسان در دام شیاطین گرفتار نشود. از این نیروها نهایت استفاده را ببرید.
موفق باشید.
برای آگاهی بیشتر لطفا به کتب زیر مراجعه نمایید :
- دوستی در قرآن و حدیث , نوشته آقای ری شهری
- دوستی و دوستان , نوشته آقای سید هادی مدرس , ترجمه حمیدرضا شیخی و حمیدرضا آژیر, از انتشارات آستان قدس رضوی , ۱۳۷۶
- آئین دوستی (دوست یابی) نوشته دیل کارنگی , انتشارات پیمان ۱۳۷۸
- آئین دوستی در اسلام , نوشته آقای بابازاده
میهمان
عالی بود استفاده کردم
میهمان
من دختری ۱۶ ساله هستم و عاشق همکلاسی ام شدم بطوری که او تمام دنیای من شده
پرسمان
سلام علیکم، یکی از مهمترین نیازهای انسان، نیازهای عاطفی است. نیاز به محبت ورزیدن به دیگران و مورد محبت دیگران واقع شدن دقیقا یک نیاز عاطفی است. این نیاز در طی مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگی شکل های مختلفی پیدا می کند و در هر دوره ای به گونه ای متناسب با آن زمان باید ارضا شود. در دوره نوجوانی از طریق دوستان و گروه همسالان و در دوره جوانی از طریق دوستان، خویشاوندان و همسر به این نیاز پاسخ داده می شود. روان شناسان علت وابستگی انسانها را به یکدیگر همین نیازهای عاطفی می دانند. اما اینکه این موضوع برای شما تبدیل به یک دغدغه شده، نشان می دهد که علاقه و عشق شما به دوستتان، از حد عادی آن گذشته است. چرا که فکر شما را به خود مشغول ساخته و نمیتوانید تمرکز لازم را داشته باشید. اما افراط در هر چیزی می تواند آسیب زا باشد. دوستی و ارتباط با دیگران نیز از این قاعده مستثناء نیست. محبت افراطی به چیزی پایداری روحی انسان را کم می کند و او را از فعالیت مناسب علمی و اجتماعی و حتی رفتار صحیح با اطرافیان باز می دارد.
علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى که موجب اخلال در برنامه زندگى و کارى انسان، مزاحمت با حقوق والدین، مشغولیت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ایمان نگردد اشکالى ندارد، اما زیاده روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشکلات ذکر شده خواهد گشت، در نتیجه اگر بخواهید در این مسأله در حد اعتدال رفتار نمایید درباره مشکلات آن فکر کنید و سعى کنید خود را قانع کنید که افراط در این زمینه به ضرر روح و سلامت روان شماست. در صورت تمایل می توانید از راه های زیر با ما مکاتبه کنید تا بیشتر در این باره صحبت کنیم:
http://www.porseman.org/q
ربات @porsemanbot
پیامک ۳۰۰۰۱۶۱۹
میهمان
خداوند به شما خیر بده .بسیار از مطلبتون استفاده کردم.یازهرا

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.