دیدن خدا و لزوم عبادت ( ضرورت تکالیف دینی ) ۱۳۹۷/۱۲/۶ - ۱۷۲ بازدید

خدایی که رخ نمایی نمی کندچراخودرازیبامعرفی کرده خدایی که زیارت یک خانم زیبارورابه اقای جوان حرام می کند چگونه زیبایی رادوست دارد؟
ذکرصلوات چرامفعول ندارد

ـ عجز از طرف ماست نه از طرف خدا.آیا شما می توانید خود را به بنده نشان دهید یا نه؟ یقیناً می توانید. پس قادرید بر نشان دادن خودتان. حال خود را به سنگ هم نشان دهید! آیا می توانید؟ شکّ نیست که می توانید؛ ولی سنگ نمی تواند شما را ببیند، امّا این مشکل شما نیست، مشکل سنگ است که چشم برای دیدن ندارد. عجز از طرف اوست نه از طرف شما. شما خود را نشان می دهید ولی ضعف وجودی سنگ مانع از این است که بتواند شما را ببیند. بلی اگر سنگ قوّه ی بینایی داشت ، می توانست شما را ببیند؛ امّا اگر سنگ قوّه ی بینایی داشت، دیگر سنگ نبود بلکه موجودی چشم دار می شد. اینکه هم سنگ ، سنگ باشد هم بتواند ببیند، چنین چیزی مستلزم جمع بین نقیضین و محال است. در عین سنگ بودن قوّه ی بینایی هم داشته باشدکه تناقض بودن چنین امری روشن است. خدا هم قابل دیدن است. فرض خدایی که با این چشم ما قابل دیدن است، فرض موجودی است غیر از خدا. چون چشمها تنها نور حسّی را می بینند. پس اگر خدا با چشم سر دیده شود، معلوم می شود که خدا همان نور حسّی است. و شکّ نیست که نور حسّی ، ممکن الوجود می باشد. بنا بر این، از فرض دیده شدن خدا با چشم، لازم می آید که خدا (واجب الوجود) ، ممکن الوجود باشد؛ یعنی خدا در عین خدا بودن، خدا نباشد. همچنین هر چه با چشم دیده شود، محدود است. پس اگر خدا با چشم دیده شود، محدود خواهد بود. از طرفی ، هر محدودی ممکن الوجود می باشد. چون محدود یعنی دارای ماهیّت ؛ و امکان ، لازمه ی ماهیّت است. پس اگر خدا با چشم قابل دیدن باشد، لازم می آید که ممکن الوجود باشد.
عمده عامل شک درباره ی خدا یا انکار خدا ، نداشتن تصوّری درست از خداست. لذا شخص ابتدا تصوّری نادرست از خدا پیدا می کند و آنگاه وجود آن را ردّ می کند یا درباره اش گرفتار شبهات غیر قابل حلّ می شود.
واژه ی خدا و معادلهای متعدد آن در زبانهای گوناگون، لفظی تک معنایی نبوده در هر فرهنگ و دین و مذهب و مکتبی معنایی خاصّ دارد. برای مثال خدای مدّ نظر مسیحیان، یک اَبَر انسان و یک پدر آسمانی است که در ضمن، نقش خالقیت و ربوبیّت نیز دارد؛ و می تواند به صورت بشر (عیسی مسیح) در آمده فدای گناهان امّت شود ؛ یا خدای مطرح در کتاب مقدّس تحریف شده ی یهودیان، خدایی است که گاه ناتوان و جاهل نیز هست؛ و برخی اوقات از کار خود اظهار پشیمانی هم می کند؛ یا خدای واحد زرتشتیان قادر به خلقت مستقیم موجودات نیست لذا دو منشاء خلقت آفریده است تا آنها موجودات خیر و شرّ عالم را پدید آورند؛ یا خدای مورد نظر علمای اشعری مذهب، خدایی است که اوصافش عین ذاتش نبوده در اتّصاف به عالمیّت و قادریّت و امثال آنها محتاج به علم و قدرت و امثال اینهاست که خارج از ذات خدا بوده ازلی هستند و ... . بنا بر این هر کسی می خواهد درباره ی خدا بحث کرده وجود خدا را اثبات یا انکار نماید ، قبل از ورود در بحث ابتدا باید روشن کند که چه تعریفی از خدا دارد و می خواهد وجود چگونه خدایی را اثبات یا ردّ نماید. - برترین انگیزه و نیت برای عبادت، محبت و عشق به مبدأ هستى است که از آن به «عبادت احرار» یاد مى شود. برخی از مردم در حدى هستند که اگر بهشت و جهنمى در کار نبود، تن به عبادت نمى دادند. بنابراین بهشت و جهنم دو نعمت برزگ الهى است که انسان را - که به شوق آن و ترس آن بندگى خدا را مى کند - کم کم به سمت خود محبوب دو سرا مى کشاند. و قرآن نیز با توجه به اینکه مخاطبانش انسان ها هستند، بر هر سه جنبه بندگى آزادگان، بردگان و تاجران تأکید کرده است. آرى عبادت کردن از روى ترس یا شوق، بسیار بهتر از بندگى شیطان و نفس است که انسان را به کلى از کمال مطلوبش باز مى دارد.
در تمام ادیان مسلم است مراسمی به عنوان عبادت و پرستش وجود دارد. محور تربیت و تعالى انسان در مکتب اسلام، با توجه به خداوند و در نظر گرفتن موقعیت او و نیز جایگاه خود انسان میسّر است. غفلت انسان از خداوند، زمینه سقوط وى به پست ترین درجات را فراهم مى کند. حال آن که یاد خداوند او را بر طریق مستقیم نگاه مى دارد و در طوفان حوادث زندگى و فراز و نشیب آن دست او را مى گیرد. یاد خدا بهترین وسیله براى خویشتن دارى و کنترل غرایز سرکش و جلوگیرى از روح طغیان است . انـسـان غـافـل از خـدا در عـاقبت اعمال و کردار خود نمى اندیشد و براى ارضاى تمایلات و غرایز سـرکـش خـود حد و مرزى را نمى شناسد . یاد خدا تیرگى غفلت را از روح و روانش پاک مى سازد . به راستى , انسان که پایه حکومت غرایز در کانون وجود او مستحکم است , بهترین راه براى کنترل غرایز و خواستهاى مرز نشناس او همان یاد خدا , یاد کیفرهاى خطاکاران و حسابهاى دقیق و اشتباه ناپذیر آن مى باشد .
علّت و فلسفه احکام (یا حداقل برخی از احکام) بر کسی روشن نیست. براساس متون معتبر دینی متوجه میشویم :
تکالیف تعبدی و توقیفی اند.
عبودیّت و بندگی است.
راه بازشناسی جایگاه انسان در هستى و به ویژه در برابر خداوند هستند و متناسب با آن تصمیم گیری و عمل کند. به عبارت دیگر ابتدا باید جهان بینى خود را درست کرده و موضع خویش را در برابر خداى هستى روشن ساخت. در این جا دو روى کرد وجود دارد:
بیانگر مالک تمام هستى از جمله انسان خداست .
کمال نهایى انسان در عبادت و پیروى پروردگار است.
لازمه عبادت شناخت معبود و بازشناسى این نکته است که چگونه عبادتى شایسته مقام وى مى باشد .
چون خداوند بهتر از هرکس حقیقت خویش و چگونگى عبادت شایسته را مى شناسد پس همو بهتر مى تواند ما را بر این امر هدایت فرماید. از همین رو ما را به بهترین نوع عبادات وآداب آن رهنمون فرموده است.
موجب رسیدن به هدف واقعی زندگی انسان، یعنی قرب به خداوند است .
عوارض سستی در عبادت :
۱- حب نفس و دوست داشتن بیش از حد خود.
۲- جای گیری حب دنیا و زرق و برق آن در دل آدمی.
۳- استفاده از غذای حرام و ناپاک.
۴- تکرار گناه به حدی که دل سیاه گردد و شوق عبادت گرفته شود. با تفحص در نفس خود باید علت را پیدا کرد و مداوا نمایند.
۵- نشناختن عبادات و اهمیت و اسرار نهفته در آن.
۶- نشناختن نیاز انسان به تکامل و سعادت خود.
۷- عدم شناخت و توجه کافی نسبت به معبود.
۸- اشتغال ذهن و فکر و اندیشه و تعلق قلب به دنیا و مسائل مادی. - متوجه بخش مربوط به صلوات در پرسش نشدم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.