دین گریزی جوانان -علل گریز از نماز ۱۳۹۰/۱۲/۱۳ - ۱۸۸۹ بازدید

علل نماز گریزی در جوانان چیست؟ نقش مسئولین و معلمان در این بین چیست؟

موضوع نمازگریزی و علل آن ازجمله مباحثی است که در زمینه آموزش مسائل دینی واخلاقی مورد توجه همگان بویژه خانواده ها ،مدارس و مسؤولین وکارشناسان مسائل فرهنگی واجتماعی می باشد. لذا رسول خداصلی الله علیه وآله اولین چیزی که به افراد تازه مسلمان می آموختند نماز بود. مناقب ابن شهر آشوب،ج1،ص43. لذا مساله اول در فروع دین نماز است.
بررسی علل نماز گریزی در جوانان:
1- محیط خانواده وبی توجهی والدین: پیامبر اکرم می فرمایند: « خداوند سبحان را کسی ملاقات نمی کند با گناهی که بالاتر از جهالت زن وفرزندش باشد. » محجة البیضاء،ج3،ص73. بی توجهی یا کم توجهی والدین به مسائل دینی بسیار تاثیر منفی روی فرزندان دارد، البته شاید در آینده در اثر عوامل دیگری به نماز روی آورد که این احتمال ضعیفی است. گویا آنها هیچ وظیفه ای در قبال فرزندان ندارند ویا فرزندان آن ها همه مسائل را می دانند ورعایت می کنند. لذا چنین فرزندی به راحتی تن به عبادت نمی دهد.
2- گاهی عدم آگاهی کافی از نماز عالم نبودن به محتوای نماز، آشنا نبودن به اهمیت و احکام و اسرار و فلسفه نماز باعث ترک یا سستی دراصل نماز می شود. باید فکر کنیم که چرا حدود هزار آیه از قرآن کریم بحث از نمار دارد؟ وچرا بیشتر احادیث فروع دین در مورد نماز است فقط در دو کتاب وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل حدود 19000 روایت در مورد نماز وجزئیات آن است؟
3- بی توجهی جامعه : در جوامعی که ارزش های مذهبی احترام چندانی ندارد و مردم به جای هدایت یکدیگر و امر به معروف و نهی از منکر خود مشوق فساد و یا لااقل بی تفاوت به مسائل دینی هستند بی شک نمی توان از جوانان انتظار داشت که به ارزش های مذهبی پایبند باشند.
4- مجالست وهمنشینی با دوستان ناباب: همنشینی با دوستان نقش بسیار مهمی در شکل دهی شخصیت انسان ، خصوصا در سنین نوجوانی و جوانی دارد. دوستان شایسته در سوق دادن انسان به سوی سعادت وکمال مؤثر اند و دوستان ناشایست در انحراف آدمی به سمت ناهنجاری های اخلاقی تاثیر می گذارند. چه بسیارافراد که به مسائل دینی علاقه دارند ولی در اثر همنشینی با افراد ناشایست در محله یا محیط تحصیل یا محل کار منحرف می شوند ودر دام بی دینی و لاابالی گری گرفتار می شوند.
5- سستی و تنبلی: غالبا نوجوانان و جوانان به آسانی تن به هر کاری نمی دهند، مگر در اموری که بیشتر جنبه احساسی و هیجانی دارد و یا در اموری که با انگیزه و شناخت قبلی همراه باشد. برای فردی که تازه به سن تکلیف رسیده قدری مشکل است که در هوای سرد زمستان آستین خود را بالا بزند و، وضوبگیرد و برایش دشوار است که از خواب شیرین صبح برخیزد و نمازش را بخواند، البته علت اصلی ضعف در ایمان است، زیرا اگر از عمق جان اعتقاد به نماز داشتیم با شوق به سمت نماز می رفتیم. چگونه شخص علاقه مند برای رسیدن وقت مسابقه فوتبال همه چیز را کنار می گذارد و فقط به آن فکر می کند همین حالت باید در نماز هم باشد. امام باقر فرمودند:«الصلوة عمود الدین» بحار الانوار،ج82،ص218.«نمازستون دین است.» باید چگونه با ستون دین خود رفتار کنیم؟ باید ایمان تقویت شود تا عمل صالح هم تقویت گردد.
6- تبلیغات شدید بیگانگان: دشمن با استفاده ازوسایل ارتباط جمعی ، رسانه ها وشگردهای تبلیغاتی به جنگ دین آمده است. در این شیوه اول سعی می شود تا ارزش های بومی و مذهبی کم اهمیت جلوه داده شود « مغالطه ی کوچک نمائی » و ازسوی دیگر مظاهر تمدن غرب ستوده شود و به عنوان الگوهای جذاب و متناسب با احساسات جوانان و مناسب جهت پیشرفت وتوسعه معرفی شود «مغالطه ی بزرگ نمائی»و همچنین رواج افراطی فرهنگ غربی در جوامع اسلامی به ویژه در نسل جوان همواره پیامدها وخطراتی داشته است و می تواند همه چیز را نابود کند و یکی از خطرناک ترین پیامدهای آن تضعیف عقاید وفرهنگ دینی است .
بطوری که آداب و سنن اصیل مذهبی به عنوان خرافات از جامعه حذف می شوند و باورهای دینی کم کم به فراموشی سپرده می شوند که کمترین پیامدش ترک نماز و روی آوردن به عقاید توخالی است. تو خود حدیث مفصل، بخوان از این مجمل
7- تلاش شیاطین برای اقامه نشدن نماز: درآیه ی 91 سوره مائده بیان شده است که شیطان می خواهد شما را از یاد خدا و نماز باز دارد چرا چنین نباشد در حالی که نماز بهترین عمل صالح برای مبارزه با شیطان است و شیطان ضربه ها از نماز خورده است.
8- موکول کردن اعمال عبادی وتکالیف دینی به آینده: می گویند فرصت زیاد است می شود در پیری جبران کرد در حالی که به هیچ جوانی ضمانت رسیدن به پیری داده نشده است یا مثلا نماز را از اول وقت تاخیر می اندازند و شیطان به آنها القاء می کند که هنوز وقت باقی است تا اینکه اصل نماز ترک می شود.
9- نقش منفی احساس گناه در دل نوجوانان یا جوانان چون گناهی از آن ها سر زد نا امید می شوند و احساس گناه می کنندو از خودشان متنفر می شوند و چون فکر می کنند نمازشان درست نیست نماز را ترک می کنند مثل آنکه انسان از چاله خودش را به داخل چاه بیندازد. بجای توبه و جبران گناهی بس بزرگتر که ترک نماز است مرتکب می شود.
10- در حاشیه قرار دادن نماز و اصل قرار دادن امور شخصی خیلی از ما در نماز هم به فکر امور شخصی هستیم در حالی که اصل نماز هم باعجله و عدم توجه به احکام و اسرار و آداب و...خوانده می شود و این برای کسی که ادعای پیروی از معصومین علیهم السلام را دارد بسیار ناشایست است پس تصمیم بگیریم در زندگی اصل و متن را نماز قرار دهیم و همه چیز بر محور نماز تنظیم شود.
11- وجود شبهه در ذهن آن ها درباره ی نماز و مسائل دینی وعدم حل شبهات که باید فورا شبهه را به اهلش عرضه کنند تا برای آ ن ها حل شود مثلا: می گویند چرا باید نماز بخوانیم ؟ مگر خدا به نمازمان احتیاج دارد؟ جواب روشن است خداوند به عبادت ما نیازی ندارد آنقدر فرشته هستند که بالاتر از من و شما او را عبادت کنند علاوه بر اینکه خداوند به عبادت آن ها هم نیازی ندارد« ان الله لغنی عن العالمین» یعنی او از همه ی موجودات بی نیاز است. گر جمله ی کائنات کافر گردند ، بر دامن کبریاش ننشیند گرد. نمازمی خوانیم برای1- حفظ ایمان2- عمل به واجب الهی که در قرآن و روایات آمده است.3- آرامش دل4- غذای کامل روح 5- ارتباط با خداوند 6- شستشوی گناهان 7- سدی در برابر گناهان آینده 8- تکامل معنوی 9- دعوت به پاک سازی زندگی 10- کلید بهشت. مگر ما کلید بهشت را نمی خواهیم؟ 11- جامع تمام ارزش ها و کمالات و ...
گوش جان بسپار بر حی علی خیر العمل - هست در افعال نیکو از همه بهترنماز
در وداع آخرینش گفت با زینب حسین - یادی از من کن چو شب می خوانی ای خواهر نماز. توضیحات بیشتر:
درباره مسئله مورد نظر شما از اساتید دانشگاه، مسئولین و دست اندکاران امور فرهنگی مطالبی شنیده می‌شود. اما تحقیق در این باره مستلزم در نظر گرفتن چند مسئله است:
1. اینکه شاخصهای دین داری و تقید به دین روشن شود تقید به دین و دین داری چیزی نیست که در بیرون بصورت ملموس و مشهود بررسی شود بلکه باید شاخص سازی شود مثلا نماز خواندن، شرکت در مراسم، اندازه توکل به خداوند و ... و بر طبق آنها قبل و بعد از دانشگاه سنجیده شود. و از این رو نباید به اموری مانند شکل ظاهر نحوه لباس و ... توجه کرد و از این نکته نباید غافل شد که جوان نیازمند به تنوع و تغییر است و روحیات او چنین است برخی خیال می‌کنند هم جوانانی که شکل خاصی به موی سر می‌دهند یا لباس خاصی را می‌پوشند دینداری آنها کم شده در حالی که چنین نیست. به سادگی و با نگاه به وضع ظاهر و لباس و نحوه پوشش نمی توان گفت: نسل جوان، دانشجویان و اساتید از دین و مذهب دور می‌شوند این موضوع یک موضوع اجتماعی مانند هر مسئله اجتماعی دیگر که باید با ملاکهای خود سنجیده شود باید دینی بودن را تعریف کرد و ملاک کسی که از دین به دور هست را نیز به روشنی توضیح داد که منظور از دینی بودن یا نبودن چیست یا انتظار هست که همه جوانان مانند متدینین درجه یک باشند و به همه اعمال واجب و مستحب دینی عمل کنند؟ یا اینکه دین را به رسمیت بشناسند و تا جایی که می‌توانند واجبات دینی را عمل کنند یا اینکه بین حداقل و حد اکثر یک معیاری باشد که با آن معیارها دینی بودن و نبودن مردم سنجیده شود به هر حال به نظر می‌آید که این پیش فرض که جوانان ما یا نخبگان علمی ما دینی نیستند درست نیست چرا که اکثرا حد اقل دینداری یعنی اعتقاد به خدای یگانه و رسالت رسول اکرم و اوصیای او را قبول دارند هرچند ممکن است در زندگی روزانه لغزشهایی نیز از آنها سربزند که اکثرا بخاطر عوامل بیرونی است مثلاً عده ای از جوانان درگیر مسائل غریزی هستند که ممکن است در لغزش واقع شوند و این نیاز یک امر طبیعی است و طبع زندگی انسانی است که باید از راه شرعی خود ارضا شود اما بدلیل وجود موانعی که مانع از شکل گیری ازدواج و پیمودن راه شرعی است گهگاه ممکن است انحرافهایی در برخی از جوانان دیده شود و یا مثلاً عده ای شغل ندارند و از بیکاری به جرم و انحراف رو می‌آورند که اگر مشغول به کاری شده و تعهدی داشته باشند به این رفتارها دست نخواهند زد مثالهایی مانند این فراوان است که چون عوامل بیرونی و اجتماعی و موانعی در کار هست احیانا لغزشی از برخی سر می‌زند. بنابراین شاخص سازی در این تحقیق امر بسیار مهمی است.
2. اگر بخواهیم تاثیر دانشگاه را بسنجیم باید عوامل دیگر را کنترل کنیم که بسیار مشکل است مثلا سن جوانی خود اقتضائاتی دارد جوان چه به دانشگاه بیاید و چه نیاید اقتضائات جوانی در این سنین افزایش می‌یابد ممکن است تاثیرات این سن و اقتضائات آن را به دانشگاه نسبت بدهیم بنابراین باید بگونه ای باشد که فرد متاثر از این متغیر نباشد. و کنار گذاشتن این متغیر بسیار مشکل است مگر اینکه تحقیق در بین دو گروه جوان که وارد به دانشگاه می‌شوند و گروهی که وارد نمی‌شوند و اقتضائات سنی آنها یکی است صورت بگیرد.
3. دسترسی به اینترنت و تاثیر پذیری از رسانه ها در بین دانشجویان ممکن است بیشتر باشد و این متغیر نیز باید به نوعی کنترل گردد تا مسئله مورد نظر شما یعنی تاثیرات دانشگاه و افزایش دانش آنها مورد بررسی قرار گیرد
4. فرد جوان در این سن نیازمندیهایی دارد دانشجو باشد یا نباشد از جمله احساس استقلال، نیاز به ازدواج، اضطراب آینده شغلی و ... و از آنجایی که کشور ما حکومت اسلامی دارد ممکن است خواسته های خود را از حکومت طلب کند بنابراین اگر تضمینی برای تامین نیازهای خود نداشته باشد ممکن است برآورده نشدن خواسته ها را از دین ببیند زیرا حکومت دینی است و از این رو از دین فاصله بگیرد. بنابراین این مسئله نیز باید در تحقیق مورد نظر قرار بگیرد و این متغیر بنوعی کنار گذاشته شود.
5. وقتی که ما از تاثیر دانشگاه در جوانان به طور کلی سخن می‌گوییم تحقیق ما نیز باید کلی باشد و تحقیق در این زمینه نباید منحصر به یک دانشگاه یا شهر خاص باشد و سپس آن را به همه شهر ها و دانشگاه ها نسبت داد. البته می‌توان از همه شهر ها با شرایطی که در نمونه گیری استاندارد باید باشد نمونه گیری کرد و سپس نتیجه را با درصدی تخلف به همه استناد داد.
با توجه به شرایط فوق که برای چنین تحقیقی لازم است بعید است چنین تحقیقی با این وسعت انجام گرفته باشد البته ممکن است موارد خاص در دانشگاهها و شهرهای خاص صورت بگیرد. اما با توجه به آنچه که برخی گمان می‌کنند که تقید به دین و دین داری در بین دانشجویان کم می‌شود ما تاکید داریم که همانطور که ممکن است افرادی از اعمال دینی فاصله بگیرند به عیان می‌بینیم که عمق دین و اعتقادات دینی نیز در اکثری دانشجویان تعمیق یافته و اعتقاد راسختر علمی تر و محکمتر می‌شود با این حال برخی عوامل را که ممکن است موثر باشند ذکر می‌کنیم:
1. ممکن است برخی از جوانان با توجه به شرایط محیطی و خانوادگی, از روند نارضایتی بیشتری برخوردار باشند و بعضی از نارسایی ها را ناشی از قوانین دینی بدانند و در نتیجه اشکالات خویش را متوجه دین بکنند. البته کارآمدی دین بحثی است و کارآمدی برخی از مدیران بحث دیگر. اتفاقا در برخورد با تعدادی از این جوانان و گفت وگو با آنان، تصریح کردند: اشکالات آنان نه به اصل دین، بلکه به مدیران و کارگزاران بر می گردد. بنابراین، جوانان کشور از بهترین جوانان از حیث سلامت فکری, روحی و دینی می باشند و سرمایه گذاری دشمنان دین و کشور، برای تسخیر این دژ مستحکم و انحراف جوانان، گواهی است بر مدّعای ما، که البته موفق نخواهند شد.
2. خانواده: همان‌ طور که می‌دانید در سالهای اخیر مادیگرایی ایجاد نیازهای فراوان و دغدغه‌های مختلف مادی عمده تمرکز خانواده ها را به خود اختصاص داده در برخی خانواده ها پدر و مادر هر دو به کار مشغولند و زمانی هم که در منزل به سر می‌برند در استراحت بوده و وقت کافی برای تغذیه روحی خود و پاسخ به سوالات فرزندانشان نداشته و اصلاً برای برخی اهمیتی ندارد که فرزند چگونه فکر می‌کند این روند اگر دو سه نسل ادامه پیدا کند فرزندان به همان چیزهایی که احیانا در مدرسه به گوش آنها می‌خورد و حتی عمل به برخی از آنها را نیز نمی‌بینند با سوالات فراوانی رو برو می‌شوند که انباشته شدن آنها منجر به عدم پذیرش برخی از آموزه های دینی یا احیانا اصول دین می‌شود بنابراین خانواده ها با تربیت نادرست و ناقص خود اغلب زمینه های دین گریزی را فراهم می کنند. روایتى از رسول اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است: «کلُّ مولودٍ یُولَد على الفطرةِ فاَبواهُ یَهوّدانهِ او یُمجّسانه»؛(6) هر انسانى که به دنیا مى آید، در ذاتش به خداپرستى گرایش دارد. اما پدر و مادر او را از خالق هستى دور کرده، باعث انحراف وى از دین مى شوند.
3. روند تغییر ارزش ها؛ پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران باز سازی کشور، مدلی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی در پیش گرفته شد که این مدل موجب بروز تضادهای ارزشی و فاصله گرفتن جامعه از شاخص های مطلوب گردید؛ به گونه ای که توسعه، نتایجی از قبیل تغییر ارزش ها را نیز در پی داشت. توضیح اینکه اقدامات اقتصادی ـ نظیر تغییر نرخ ارز و تورم ـ موجب کاهش درآمد واقعی و قدرت خرید مردم گردید. همچنین با ابزار مختلف (واردات، تبلیغات، مراکز تجاری و ...) فرآیند قوی تولید نیاز در مردم، در پیش گرفته شد. در نتیجه سطح نیازهای غالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضای نیازهایشان, با موانع اساسی روبه رو شدند. از آنجا که درآمد واقعی نیز کاهش یافت، دستیابی به درآمد بیشتر و پول بیش از حد معمول، با ارزش شد. از طرف دیگر، عواملی مانند نمایش ثروت قشر بالا و تسهیلاتی که برای قشر بالا فراهم آمد، گرایش بارز مدیران دولتی به تجملات و ظواهر و تغییر فضای کل جامعه، موجب شد که مردم ارزش های جدید را تأیید شده (هنجار) و جست وجوی پول برای ارضای نیازهای جدید را درست و مشروع ببینند! بنابراین پول جویی به ارزش غالب تبدیل شد و حداقل در مورد بیشتر کسانی که پول و درآمدشان کم بود و کفاف ارضای نیازهایشان را نمی داد، ارزش های دیگر را تحت الشعاع قرار داد. در نتیجه این فرآیندها، ارزش های اجتماعی، از سنتی به سوی مدرن، از ساده زیستی به تجمل، از کمک و همیاری و ایثار و گذشت برای جامعه به سودجویی فردی و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فردگرایی و از ارزش دین و خدا به ارزش پول و دنیا حرکت کرده اند( فرامرز رفیع پور، توسعه و تضاد، فصل 4 ـ 8 ـ 3؛ آناتومی جامعه، ص 522 2. مشکلات پس از انقلاب (مانند جنگ و توجه به مسائل امنیتی و دفاعی و...) که نتیجه طبیعی آن، فقدان برنامه ریزی های دقیق و کارشناسی شده برای نهادینه سازی و تثبیت ارزش ها و معارف اسلامی است.
4. تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد و القای شبهه دربارة دین که گاهی بی پاسخ مانده و در ذهن برخی جای گرفته است. این امر گاهی در غالب تهاجم فرهنگی و تولیدات فرهنگی و فیلم و ماهواره و ... بوده و گاهی نیز از طریق القاء شبهاتی که به نظر آنها دین درباره آنها پاسخی ندارد و بلحاظ ایدئولوژیکی ضعیف است.
5. روش های نادرست در آموزش دینی در دوران کودکی و نوجوانی؛ برخی از رفتارها و برخوردهای ناصحیح و مخالف شرع در بیان احکام شرعی، موجبات بدبینی عده ای از افراد ـ به خصوص جوانان ـ را فراهم آورده است. ضعف و سستی بنیان های دینی در برخی از خانواده ها که منجر به عدم تربیت و پروش صحیح جوانان شده است. بسیاری از مراکز فرهنگی ما به زبان جوانان و دغدغه های آنها آشنا نبوده و در فضایی که یک نوجوان و جوان فکر می‌کند نیستند بنابراین کارهایی که انجام می‌دهند به پرسشها و دغدغه های فکری آنان پاسخگو نیست.
6. گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی، خواسته های نا به جای برخی و ناهنجاری عاطفی و روانی آنان و بی بند و باری و گرفتاری در انواع دام های شیطانی و... موجب شده که بسیاری به سستی و فساد و راحتی و سودجویی و... روی آورند و التزام به دین و چهارچوب های دینی را مزاحم خود ببینند. ما بخواهیم یا نخواهیم در دنیایی زندگی می‌کنیم که برای آزمودن انسانها فراهم شده است ﴿ الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُور﴾ ملک/2 « همان که مرگ و زندگى را بیافرید تا شما را بیازماید که کدامتان به عمل نیکوتر است، و او شکست ناپذیر آمرزنده است» در این آزمایش قوای و نیروهای عقل و جهل انسان را به راه درست و خطا فرا می‌خوانند و تمایلات حیوانی نیز سعی او را به بیراهه بکشانند بنابراین هرچه انسان به گرایشات نفسانی توجه داشته باشد و از آنها تبعیت کند از دین و احکام شریعت دور خواهد شد.
7. ناکارآمدی برخی از مدیران جامعه در اجرای برنامه های اعلام شدة حکومت دینی، و توزیع ناعادلانه امکانات و فرصت ها در برخی از ادارات و دستگاه های کشور و بی پاسخ ماندن نیازهای اولیه اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسکن و...).
8. درگیری برخی گروه ها و جناح های سیاسی بر سر کسب، حفظ و استمرار قدرت سیاسی و در نتیجه، ایجاد یأس و ناامیدی جوانان برای نیل به خواسته های مشروع خویش
9. عملکرد منفی و نامطلوب بعضی از دستگاه های فرهنگی در سال های اخیر و میدان دادن به افراد و عناصر غیر معتقد به نظام اسلامی، و ترویج فرهنگ غربی از سوی آنان.
10. عملکرد و رفتار ناشایست گروهی از شاغلان در دستگاه ها و نهادهای دولتی و حکومتی، باعث پیدا شدن تعارض و شکاف بین گفتار و عمل آنان شده و موجب بدبینی به شعارهای انقلاب گشته است.
11. کم کاری نیروها و دستگاه های انقلابی در تولید برنامه های سالم و جذاب و مفیدی که بتواند اوقات فراغت جوانان را پر کند و آنان را از توجّه به برنامه های ضد اخلاقی و فاسد فرهنگ بیگانه باز دارد.
12. مشکل انتقال ارزش ها؛ نسل اول انقلاب و دستگاه های فرهنگی، در انتقال این ارزش های انقلابی و دینی به نسل دوم و سوم انقلاب و حتی تعمیق آن ها برای خود نسل اول انقلاب، سهل انگاری و کم کاری هایی داشته اند که موجب فاصله گرفتن تدریجی برخی از افراد جامعه ـ به خصوص جوانان ـ از ارزش های اسلامی شده است.
13. مشکل دیگری که متاسفانه جامعه ما به آن دچار است بومی نشدن علوم مخصوصا علوم انسانی است و از آنجا که آنچه که هم ا کنون در دانشگاهها تدریس می‌شود عمدتا ترجمه کتابها یا برگرفته از کتابهای آنهاست و از طرفی مبانی جهان شناختی نویسندگان و پدید آورندگان این علوم نیز خواه ناخواه در نوشته های آنها نقش دارد خواننده این کتابها (کسانی که سوالها را انباشته کرده و در پی پاسخ برای سوالهای خود نیستند) ندانسته مبانی آنها را نیز قبول می‌کند که مهمترین آنها مادیگرایی و تجربه گرایی است و در نتیجه علوم و اندیشه های وحیانی و ماورایی در نزد او بی معنا یا کم اهمیت و یا دارای اشکالات فراوان به نظر می‌آید بنابراین می‌بینید احیانا جوانی متدین وارد دانشگاه می‌شود و بی اعتنا به اعتقاد و باورهای خود فارغ التحصیل می‌شود.
در نهایت بایدبه این نکته اذعان داشت که علی رغم تلاشهای دشمن قسم خورده درونی یعنی شیطان و علی رغم تلاشها و سرمایه گذاریهای دشمنان بیرونی اسلام و انقلاب اسلامی از طریق اشاعه فرهنگ ابتذال، اعتیاد، ترویج فرهنگ خوگذرانی، مادیگرایی و ... و نیز علی رغم کمبودهایی که در حوزه ترویج و تبلیغ معارف دینی و ارائه دین ناب به جوان وجود دارد مفاخر علمی این کشور و توده جوانان با توجه به رشد روز افزون معنویت که نماد آن را می‌توان برگزاری مراسم اعتکاف، روزه، و شبهای قدر، و نمازهای جماعت دانست روز به روز به طور علمی تر نه احساساتی به مبانی دینی آشنا شده و به آن عمل می‌کنند و اگر ما توقعات خود را معقول کرده و چشمی نیز به موانع و مشکلات داشته باشیم می‌بینیم جریان دین گرایی در طول تاریخ ایران رو به رشد بوده است با این تفاوت که دینداران کنونی بسیار داناتر عالمتر و آگاهانه‌تر از گذشته دینداری می‌کنند. درباره نخبگان علمی نیز اکثری مبتکران و مخترعان و پیشتازان علوم مختلف در کشور به برکت انقلاب اسلامی از مبانی دینی استوار برخوردارند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر رجوع کنید به کتابهای:
1. نگاه نظام آموزشی به دین {دین دانی یا دین داری} تجاسب کامیاب، انتشارات مجد
2. دین گریزی چرا؟ دین گرایی چه سان؟ قرآن و نظام تربیتی نسل نو، ابوالفضل ساجدی، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)
3. نگاهى به عوامل جامعه شناختى و روان شناختى دین گریزى ؛ابراهیم اصفهانى
4. نگاهی روان شناختی به آسیب شناسی دین باوری جوانان ؛ابوالقاسم بشیری
5. عوامل و ریشه های دین گریزی از منظر قرآن و حدیث ،علی اجزاء شکوهی

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.