دین تحقیقی و تقلیدی ۱۳۹۷/۰۹/۱۶ - ۶۵۷ بازدید

ایا اسلام یک دین تعبدی است و با منطق عقل سازگاری ندارد و به مسلمانان به ارث می رسد؟ ثابت کنید اسلام یک تقلید کورکورانه نیست و این جوری نیست که اسلام هرچیزی که گفت باید بدون فکر کردن انجام دهیم (لطفا پاسخ باذکرمنبع باشد)

برخی مراجع فرموده اند: « شخص مسلمان باید عقیده‌اش به اصول دین از روی بصیرت باشد، و نمی‌تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی گفته کسی را که علم به آنها دارد به‌صرف اینکه او گفته است قبول کند. ولی چنانچه شخص به عقاید حقّه اسلام یقین داشته باشد، و آنها را اظهار نماید ـ هرچند از روی بصیرت نباشد ـ آن شخص مسلمان و مؤمن است، و همه احکام اسلام و ایمان بر او جاری می‌شود.»برخی دیگر فرموده اند: « عقیده ی مسلمان به اصول دین باید از روى دلیل باشد و نمى‌تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنى بدون دلیل گفته ی کسى را قبول کند. ولى اگر از گفته ی غیر به عقاید دینى یقین پیدا کند در حکم به مسلمان بودن او کافى است.»برخی فرموده اند: « شخص مسلمان باید به اصول دین از روى دلیل اعتقاد پیدا کند و نمى‌تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنى بدون سؤال از دلیل، گفته ی کسى را قبول کند .»
و گفته اند: « مسلمان باید به اصول دین ایمان و یقین داشته باشد و این ایمان باید براى هر مسلمانى به اندازه فکر و درک او بر پایه دلیل و برهان استوار باشد.»
و گفته اند: « در اصول دین انسان باید یقین و اعتقاد جزمى داشته باشد و این یقین از هر دلیل و طریقى حاصل شود کفایت مى‌کند چه به واسطه استدلال و برهان باشد یا از گفته والدین و مبلغین؛ هر چند نتواند استدلال کند.»
برخی فرموده اند: « دین اسلام بر اساس اعتقادات صحیح و حق و هم چنین اعمال و دستوراتى در زمینه‌هاى گوناگون بنا شده است. در اعتقادات تقلید جایز نیست هم چنین در اعمال و دستورات غیر اعتقادى که ضرورى دین باشد، تقلید در آن لازم نیست ولى در غیر ضروریات اگر شخص مجتهد باشد، یعنى بتواند از روى دلایل شرعى وظیفۀ خود را تشخیص دهد، باید طبق نظریۀ خود عمل کند و در غیر این صورت عقل براى او دو راه معیّن خواهد کرد: الف «تقلید» یعنى طبق فتاوى و نظریات مجتهدى که واجد شرایط است عمل کند. ب «احتیاط» یعنى بر اساس نظریۀ تمامى و یا گروهى از مجتهدین وظیفۀ خود را انجام دهد. به این معنى که اگر مجتهدى کارى را جایز و دیگرى حرام مى‌داند، آن کار را ترک کند و اگر مجتهدى کارى را واجب و دیگرى مباح مى‌داند، آن را به جا آورد.»
برخی گفته اند: « هیچ مسلمانى نمى‌تواند در اصول دین تقلید نماید بلکه باید آنها را از روى دلیل به فرا خور حال خویش بداند.»
همچنین گفته اند: « شخص مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد، اگر چه از گفتۀ دیگرى براى او یقین حاصل شده باشد.»
ملاحظه می فرمایید که صحبت تحقیق نیست؛ بلکه صحبت دلیل و یقین است. اشتباه شما بزرگوار اینجاست که «غیر تقلیدی بودن» را به معنی «تحقیقی بودن» گرفته اید. در حالی که غیر تقلیدی، اعمّ از تحقیقی است.
۱ـ اصول دین باید غیر تقلیدی باشد؛ و غیر تقلیدی بودن، لزوماً به معنی تحقیقی بودن نیست. منظور این است که هر کسی باید به اصول دین، یقین یا اطمینان داشته باشد. حال این یقین و اطمینان می تواند با تحقیق شخصی به دست آید، یا با مطالعه ی تحقیقات دیگران حاصل شود، یا با یک استدلال ساده پدید آید، یا از طریق ادراک فطری یا وجدانی حاصل شود یا از شواهد خارجی حاصل شود یا ... .
۲ـ اگر کسی قبل از پذیرش اسلام، تحقیق نمود و غیر اسلام را به عنوان دین خود پذیرفت، پیرو آن دین خواهد بود. مثلاً اگر غیر مسلمانی تحقیق نمود و اسلام را حقّ نیافت، روشن است که مسلمان نخواهد بود و با او مثل پیروان دیگر ادیان برخورد خواهد شد نه مثل فرد مرتد. چون او هیچ گاه مسلمان نبوده که ارتداد (برگشت از اسلام) در مورد او معنی پیدا کند. همچنین اگر مسلمان زاده ای که اسلام را با یقین نپذیرفته، تحقیق نمود و اسلام را حقّ نیافت و مثلاً آیین مسیحیّت را حقّ یافت، او مسیحی خواهد بود نه مرتدّ؛ چرا که او هم قبلاً در حکم مسلمان بوده به سبب مسلمان بودن پدر یا مادرش نه آنکه خودش هم مسلمان باشد. امّا اگر کسی ابتدا اسلام را پذیرفت و خود را به عنوان مسلمان به جامعه شناساند و بعد از آن از اسلام دست کشید، مرتد خواهد بود. و اگر بعد از ارتداد، به مبارزه با اسلام برخاست، آنگاه به جرم مبارزه با اسلام، حکمش اعدام است؛ امّا اگر بعد از ارتداد، به مبارزه با اسلام برنخاست، کسی را با او کاری نیست. چرا که در اسلام، تفتیش عقائد جایز نیست.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.