دین خدا ۱۳۹۱/۰۹/۰۷ - ۵۹۹۶ بازدید

دین مورد رضایت خداوند چیست؟

از ابتدای خلقت تا روز قیامت، دین مورد رضایت خداوند متعال یکی بیش نبوده است و تمام انبیای الهی از حضرت آدم(ع) تا حضرت خاتم (ص) بشر را به یک دین دعوت نموده اند، چنان که خداوند متعال می فرماید: «شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا و ...؛ خداوند برای شما دینی قرار داد که قبلا به نوح توصیه شده بود، اکنون به تو توصیه می کنیم و به ابراهیم و موسی و عیسی نیز توصیه کردیم.» (2)خداوند این دین مورد نظر را «اسلام » نام نهاده و در قرآن کریم نیز از آن نام برده است: «ان الدین عندالله الاسلام؛ (3) دین نزد خدا اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است.» «ما کان ابراهیم یهودیا و لانصرانیا ولکن کان حنیفا مسلما؛ (4) ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی بلکه مرد موحد و مسلمانی بود»و در جای دیگر از قرآن می فرماید: «و وصی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنی ان الله اصطفی لکم الدین فلاتموتن الا و انتم مسلمون (5) ؛ابراهیم و یعقوب به فرزندان خود چنین وصیت کرد: خداوند برای شما دین انتخاب کرده پس نمیرید مگر مسلمان باشید.»پس معلوم شد که هدف اصلی از بعثت انبیا تبلیغ یک دین بوده و آن هم دین اسلام است. البته همه ادیان و شرایع در تمام مسائل با هم اشتراک نداشته، بلکه به خاطر موقعیت و مقتضای زمان و مکان اختلافاتی با هم داشته اند، چنان که خداوند متعال فرموده است: «لکل جعلنا منکم شرعة و منهاجا؛ (6) ما برای هر قومی از شما شریعت و طریقه ای «خاص » قرار دادیم.»اما این اختلافات جزئی خللی به مقصد اصلی و اصول فکری و عملی مشترک بین تمام ادیان الهی نمی رساند، چرا که به استناد آیات و روایات، همه ادیان در اصول مانند مبدا و معاد و نبوت اشتراک دارند، آیاتی که ظهور در امر خداوند به پیامبر اکرم(ص) در تبعیت از ملت و دین ابراهیم و شرع نوح(ع) دارند اشاره به همین امر است. (7) با توجه به این که دین یک امر فطری است اهمیت دین واحد برای تمام انسانها بهتر معلوم می شود. چرا که عادتا تمام فطرتها در اصل با هم مشترکند هرچند علل و عوامل زمانی و مکانی مقتضیات خاص خود را می طلبد.مطلب دوم: تمام انبیای الهی مقدمه ظهور و بروز نبوت پیامبر گرامی اسلام بوده اند، لذا تمام آنان موظف و مامور به انذار و بشارت مردم در جهت بعثت این وجود مقدس بوده اند، پیامبر اکرم خود فرموده اند: «کنت اول الانبیاء فی الخلق و آخرهم فی البعث؛ (8) من از جهت آفرینش در بین انبیا، نفر اول بودم و در مبعوث شدن خاتم و آخرین آنها هستم.»
و باز فرموده اند: «نحن الآخرون السابقون یوم القیامة؛ (9) ما که در دنیا آخر از انبیا بودیم، روز قیامت بر همه تقدم و پیشی داریم.»
و نیز فرموده اند: «آدم و من دونه تحت لوایی یوم القیامة؛ (10) تمام پیامبران در قیامت زیر پرچم من هستند.»
از امام صادق(ع) نیز نقل است که: «ما من نبی من ولد آدم الی محمد صلوات الله علیهم الا و هم تحت لواء محمد؛ (11) هیچ کدام از انبیا از فرزندان آدم(ع) تا حضرت محمد نیستند مگر این که زیر لوا و پرچم حضرت باشند.»
آری، تمام انبیا، در روز قیامت پشت سر حضرت و تحت پرچم ایشانند، چرا که آنان مقدمه و ایشان نتیجه اند. آنها درخت و ایشان میوه و ثمره اند، و شریعت آنها برنامه های موقتی بوده است برای تفهیم و تبیین قانون کلی اسلام که توسط پیامبر اکرم(ص) تبلیغ می شده است.
امیرالمؤمنین(ع) چنین فرموده اند: «بعث الله محمدا رسول الله(ص) لانجاز عدته و تمام نبوته ماخوذا علی النبیین میثاقه؛ (12) خداوند سبحان برای وفای به وعده خود و کامل کردن نبوتش، محمد رسول خویش را مبعوث ساخت در حالی که از همه پیامبران [برای بشارت دادن به آمدنش] پیمان گرفته شده بود.»
مطلب سوم: فرق بین رسول و نبی است. در بیان فرق بین رسول و نبی میان علما اختلاف است و حتی به استناد آیات و روایات نیز نمی توان به سادگی بین آن دو فرق خاصی در نظر گرفت. با این که مرحوم ثقة الاسلام کلینی در کتاب شریف اصول کافی (13) بابی را به این موضوع اختصاص داده و روایاتی را ذکر نموده اند در عین حال بعض علما مثل علامه مجلسی فرموده اند: «با این روایات نیز نمی توان دقیقا فرق بین رسول و نبی را مشخص کرد.» (14)
اما مشهور چنین است که از جهت مصداق خارجی مقام رسول از نبی عزیزتر است، چرا که نبی فقط فرشته را در خواب می بیند و احکام را از او می گیرد ولی مامور به ابلاغ نیست، ولی رسول علاوه بر این که فرشته را مستقیما می بیند مامور به ابلاغ تکالیف به مردم نیز هست. ضمن اینکه خود رسولان هم از نظر مقام و موقعیت در حد مساوی نبوده و بلکه بعضی به مقام امامت نیز نایل آمده اند چنان که در تفسیر نمونه آمده است: «از نظر تعبیرات قرآنی و لسان روایات بعضی معتقدند که رسول کسی است که صاحب آیین و مامور به ابلاغ باشد؛ یعنی وحی الهی را دریافت کند و به مردم ابلاغ نماید. اما نبی دریافت وحی می کند ولی موظف به ابلاغ نیست بلکه تنها برای انجام وظیفه خود اوست و یا اگر از او سؤال کنند پاسخ می گوید.» (15)
به تعبیر دیگر، نبی مانند طبیب آگاهی است که فقط در محل کار خود آماده معالجه بیماران است اما او به دنبال بیماران نمی رود ولی اگر بیماری به او مراجعه نماید از درمانش دریغ نمی کند. اما رسول مانند طبیبی است سیار و به تعبیری که امام علی(ع) در نهج البلاغه درباره پیامبر اکرم(ص) فرموده: «طبیب دوار بطبه » (16) او به همه جا می رود و بدون این که منتظر مراجعه به او باشد خود به سراغ دیگران و اجتماع رفته و به هدایت آنها می پردازد.
با توجه به این مطالب می توان گفت که مقام رسالت بالاتر از مقام نبوت است. و بعضی از انبیا فقط دارای مقام نبوت بودند و برخی دیگر علاوه بر مقام نبوت به مقام رسالت نیز مبعوث شدند. چنان که ابوذر غفاری - رضوان الله علیه - از پیامبر اکرم چنین سؤال کرد: «یا رسول الله، تعداد انبیا چند نفرند؟ حضرت فرمود: 124 هزار نفر، باز پرسید چند نفر آنها رسول هستند؟ فرمود 313 نفر.» (17)
پس هر رسولی نبی هست ولی هر نبی رسول نیست، (18) لذا مقام رسالت در بر گیرنده مقام نبوت هم می باشد و خدا نبوت را قبل از رسالت عطا فرموده است. چنان که امام باقر(ع) درباره حضرت ابراهیم(ع) چنین فرموده اند: «خداوند اول ابراهیم را به بندگی پذیرفت و سپس او را به نبوت مفتخر گردانید و بعد مقام رسالت را به او داد و بعد از آن او را خلیل خود قرار داد و در آخر مقام امامت را به او عطا فرمود.» (19)
و باز فرموده اند:«پیامبر اسلام قبل از آن که به رسالت مبعوث شود دارای مقام نبوت بود.» (20)
دین اسلام به دلایل زیر برترین دین الهی است:
الف ) کامل بودن دین اسلام
دین کامل و تمام، یعنى مجموعه اى از قوانین الهى براى بشر تا روز قیامت که:1) انسان را به هدف نهایى برساند.21) به خارج از خودش (سایر مکاتب ) احتیاج نداشته باشد.
ادیان الهى، بنا به نیاز امت ها و تناسب محیط زندگانى با هم مختلف بوده، هر دینى تکمیل شده دین قبلى است و چون اسلام ، آخرین دین الهى است، تمام نیازمندى هاى بشر را براى هدایت و سعادت دارد.
بشر در دوران زندگى خود یک رشته نیازمندى هاى اصیل و ثابتى دارد و نیز در میان شئون زندگى بشر، مانند قوانین طبیعت، واقعیت هایى هست که گذشتِ زمان از اصالت آن ها نمى کاهد; زیرا واقعیت، همیشه واقعیت است.
اساس دین اسلام بر این حقایق نهاده شده و قوانین آن بر پایه احتیاجات تکوینى و فطرى انسانى مستقر گردیده است. بعضى از این قوانین ثابت است و برخى دیگر نیز متغیر و بنابه مصلحت روز از احکام کلى دین استنباط مى شود، در نتیجه، چون تمامى نیازمندى هاى بشر براى هدایت و سعادت، در دین اسلام وجود دارد، مى توان گفت که دینِ اسلام دین کاملى است.
آیه شریفه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِى; (مائدة ، 3) امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم .»به این معناست که پیامبر(صلى الله علیه وآله) با استفاده از نیروى وحى ،آخرین مرحله کمال را با تمام شرایط و خصوصیات در اختیار بشرِ حق جو قرار داده و موانع کار را نیز از سر راه آن ها برداشته ، به طورى که دیگر هیچ نقصى تا قیامت براى راهنمایى انسان باقى نمانده است: «وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِکَلِمَـتِهِ ; (انعام ، 115) و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل به حد تمام رسید; هیچ کس نمى تواند کلمات او را دگرگون سازد.»
ب ) همگانى بودن دین اسلام :
برخى از دلایل همگانى بودن دین اسلام عبارتند از:
1. دین اسلام بر اساس فطرت انسان ها پایه گذارى شده و چون فطرت در همه انسان ها مشترک است ، پس اسلام همگانى است ; چنان که قرآن کریم مى فرماید:«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ.. .; (روم ، 30) پس روى خود را متوجه آیین پروردگار کن!این فطرتى است که خداوند انسان ها را بر آن آفریده ; دگرگونى در آفرینش الهى نیست .» نتیجه ، این که دین همگانى است .
2. دین که همان مجموعه آیات الهى در قرآن است، به «نور» (مائده ، 15)، «کتاب مبین » (حجر ، 1) و «برهان » (نساء ، 174) تعبیر شده است .
این نور براى همه افراد بشر لازم و مفید است ; پس دین اسلام همگانى است ; چنان که خداوند مى فرماید «وَ مَا هِىَ إِلاَّ ذِکْرَى لِلْبَشَرِ» (مدثر ، 31) ; «وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِّلْعَــلَمِینَ ; (قلم ، 52) و اختصاصى به عصرى خاص و یا نژادى ویژه ندارد»; «وَ مَآ أَرْسَلْنَـکَ إِلاَّ کَآفَّةً لِّلنَّاسِ». (سبأ ، 28)
3 .قلمرو انذار پیامبر نیز همه افراد بشرند: «تَبَارَکَ الَّذِى نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَــلَمِینَ نَذِیرًا ; (فرقان، 1) زوال ناپذیر و پر برکت است کسى که قرآن را بر بنده اش نازل کرد تا بیم دهنده جهانیان باشد»; «نذیراً للبشر; نذیر براى بشر است .» (مدثر ، 36)
4.دعوت و ترغیب دین از همه انسان ها به تدبّر و تفکر، شاهد دیگرى بر جهانى بودن آن است : «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ ; (محمّد ، 24) چرا در قرآن تدبّر نمى کنید» .
5. تَحدّى قرآن تا قیامت و اعتراف جهانیان به عجز از آفریدن اثرى همانند آن، دلیل دیگر بر جهانى بودن دین است .
6. اهداف دین (تزکیه ، تعلیم ، حکمت و تربیت ) براى هدایتِ همگان است; هر چند افراد لایق از آن سود مى برند: «الـم * ذَ لِکَ الْـکِتَـبُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ; (بقره ، 1 ـ 2) (بزرگ است خداوندى که این کتاب عظیم را از حروف ساده الفبا به وجود آورد) آن کتاب با عظمتى است که شک در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزکاران است .»22
برای کسب اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به: http://adyan.porsemani.ir/node/1970 و http://adyan.porsemani.ir/node/1967
پی نوشت ها:
1. ر .ک: المیزان ، ترجمه حجتى کرمانى ، ج 5 ، ص 278 ـ 283 ، نشر فرهنگى رجاء .
2) شوری(42) آیه 13.
3) آل عمران(3) آیه 19.
4) همان، آیه 67.
5) بقره(2) آیه 132.
6) مائده(5) آیه 48.
7) ر.ک: الشفاء بتعریف حقوق المصطفی(ص)، قاضی عیاض، ج 2، ص 795.
8) همان، ج 1، ص 61؛ ابن کثیر، سیره پیامبر، ج 1، ص 289 و 318.
9) ابن کثیر، سیره پیامبر، ج 1، ص 319.
10) شهید مرتضی مطهری، ختم نبوت، به نقل از بحارالانوار.
11) شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 2، ص 518، باب لام.
12) نهج البلاغه، خطبه اول.
13) اصول کافی، کتاب الحجة، باب سوم، ج 1، ص 176.
14) ر.ک: بحارالانوار، ج 11، باب معنی النبوة؛ مراءة العقول، ج 2، ص 289.
15) تفسیر نمونه، ج 13، ص 92؛ و همچنین رک: تفسیر منشور جاوید، ج 1، ص 257 - 277؛ مفاهیم القرآن، ج 4، ص 315 - 370.
16) نهج البلاغه، خطبه 108.
17) شرح ملاصدرا بر اصول کافی، کتاب الحجة، ص 453.
18) بحارالانوار، ج 11، ص 32.
19) اصول کافی، ج 2، ص 175.
20) همان، ص 176.
21) ر.ک: تسنیم، آیة الله جوادى آملى، ج 1، ص 31ـ41،مرکز نشر اِسراء.
22) به نقل از پرسمان قرآن

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.