دیدگاه شیعه و سنی در باره مهدویت ۱۳۹۰/۱/۹ - ۱۵ بازدید

T}موارد اختلاف {T . شخصى یا نوعى بودن مهدى(عج)؛ یکى از اختلافات مهم در این باره آن است که آیا مهدى(عج) شخصیتى معیّن و شناخته شده است یا شخصیتى نامعیّن و ناشناخته است که با این نام و اوصاف خواهد آمد. بسیارى از علماى اهل سنت، مهدویت را «نوعى» دانسته، مى گویند : پس از این در آخرالزمان، در زمانى نامشخص فردى نامعیّن، از پدر و مادرى ناشناخته با این نام و اوصاف متولّد خواهد شد و انجام وظیفه خواهد کرد. اما شیعه امامیه و شمارى از اهل سنت، مهدى(عج) را شخصى، یعنى فردى شناخته شده و معیّن مى دانند و معتقدند : او بیش از این متولد شده و هم اکنون به زندگى خود ادامه مى دهد.

موارد اختلاف


. شخصى یا نوعى بودن مهدى(عج)؛ یکى از اختلافات مهم در این باره آن است که آیا مهدى(عج) شخصیتى معیّن و شناخته شده است یا شخصیتى نامعیّن و ناشناخته است که با این نام و اوصاف خواهد آمد. بسیارى از علماى اهل سنت، مهدویت را «نوعى» دانسته، مى گویند : پس از این در آخرالزمان، در زمانى نامشخص فردى نامعیّن، از پدر و مادرى ناشناخته با این نام و اوصاف متولّد خواهد شد و انجام وظیفه خواهد کرد.
اما شیعه امامیه و شمارى از اهل سنت، مهدى(عج) را شخصى، یعنى فردى شناخته شده و معیّن مى دانند و معتقدند : او بیش از این متولد شده و هم اکنون به زندگى خود ادامه مى دهد. معتقدان به شخصى بودن مهدویت، مصداق بشارت هاى رسول خدا درباره مهدى را، همان مهدى موعود، فرزند امام حسن عسکرى«ع» دانسته اند.
در بررسى احادیث مهدى و اسناد و مدارک دیگر اسلامى، به دلایل و شواهدى بر مى خوریم که مهدویت شخص را تأیید مى کند براى مطالعه و ارزیابى این دلایل ر.ک : فصلنامه انتظار، شماره ۱۱و۱۲، (مقاله مهدویت و مذاهب اسلامى)، ص ۳۴۳-۳۴۶.. «مهدویت نوعى» پیامدهاى منفى فراوانى دارد ؛ چون بر اساس آن، در جهان کنونى، اولى الامرى معصوم، امام و خلیفه قریشى تبار و فردى معصوم از اهل بیت که همراه قرآن باشد، وجود نخواهد داشت. در نتیجه شمار زیادى از احادیث صحیح رسول خدا تکذیب خواهد شد و از آنجا که ساحت مقدس رسول حق، از هر گونه دروغى منزّه است ؛ پس باید اولى الامر معصوم، خلیفه اى قریشى تبار و فردى معصوم از اهل بیت، در جهان وجود داشته باشد.
تولّد و نام پدر حضرت مهدى(عج) ؛شیعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسکرى است که سال ۲۵۶ ه . ق متولّد شد و پدرش امام حسن عسکرى بر امامت او تصریح کرده است. او سپس به اذن خدا، غیبت صغرى و کبرى نمود. غیبت صغرى هنگامى بود که خداوند، وى را از نیرنگ حکومت عباسى نجات داد. وى از هنگام تولّد، مخفى زیسته، پدرش او را از دیده ها، پنهان مى کرد. پس از وفات پدرش در ۲۶۰ ه . ق شیعیان به واسطه نوّاب اربعه، با او ارتباط داشتند. نیابت آنان ۶۹ سال (۲۶۰-۳۲۹ ه .ق) طول کشید. غیبت کبرى، پس از وفات نایب چهارم آغاز شد.
اما بیشتر اهل سنت معتقدند که مهدى هنوز متولّد نشده و در آخرالزمان به دنیا مى آید. برخى از آنان نیز روایت هایى نقل مى کنند که مهدى آخرالزمان، هم نام پیامبر بوده و پدرش هم نام پدر گرامى رسول خدا (عبداللَّه) است. دسته اى از اهل سنّت که تولّد حضرت مهدى را پذیرفته اند، درباره سال ولادت یا ماه و روز آن و نیز پدر گرامى او، اختلافاتى با شیعه دارند.
برخى از علماى اهل سنت (مانند عبداللَّه بن محمد مفارقى، ابن طلحه شافعى، دیار بکرى و...) سال ولادت مهدى را ۲۵۸ ه . ق دانسته اند ؛ ولى علمایى مانند ابن اثیر، ابن عربى، سبط ابن جوزى حنفى، صلاح الدین صفرى، ابن صباغ مالکى، ابن حجر مکى همانند شیعه سال ولادت او را ۲۵۵ ه . ق مى دانند. درباره ماه و روز ولادت مهدى موعود نیز - علاوه بر نیمه شعبان - ۲۳ رمضان، ۹ ربیع الاول، ۸ شعبان و... اشاره شده است ر.ک : فصلنامه انتظار، شماره ۱۱و۱۲، (مقاله مهدویت و مذاهب اسلامى)، ص ۳۴۰و۳۴۱ .
یکى دیگر از اختلافات، درباره تبار و نام پدر مهدى موعود است. برخى از اهل سنت، آن حضرت را از نسل امام حسن«ع» و بسیارى او را از نسل امام حسین دانسته اند. شمارى از دانشمندان سنى - همانند عالمان شیعه - نام پدر مهدى را حسن و آن حضرت را فرزند امام حسن عسکرى دانسته اند. برخى نیز بر اساس زایده اى که در یک حدیث وجود دارد، نام پدر آن حضرت را، همانند نام پدر رسول اکرم«ص» «عبداللَّه» دانسته اند.
اعتقاد یا اعتراف ؛ اعتقاد بنیادین به «اندیشه مهدویت»، شیعه را از سایر مکاتب و مذاهب متمایز مى کند. شیعه حیات و بالندگى خود را مدیون مهدویت است ؛ با آن زندگى و رشد مى کند ؛ نفس مى کشد ؛ امید رستگارى و نجات دارد ؛ هدایت و راهنمایى مى شود و... شیعه مهدویت را در امتداد «امامت» قرار داده و تمامى مسائل و امور سیاسى، فرهنگى، عقیدتى و اجتماعى خود را بر اساس آن تفسیر و تبیین مى کند. از آنجا که امامت در نزد شیعه، امرى، ضرورى، مداوم و جزء جدایى ناپذیر زندگى بشرى است ؛ لذا نمى توان محدویت و پایانى براى آن قائل شد ؛ از این رو «مهدویت» تجلّى کامل الگوى «امامت» است ر.ک : نگارنده، مقاله انتظار و انقلاب، فصلنامه انتظار، ش ۲، ص ۱۲۸..
به نظر ماربین، مستشرق معروف آلمانى در کتاب انقلاب بزرگ، از جمله مسائل اجتماعى بسیار مهم - که همیشه موجب امیدوارى و رستگارى شیعه شده است - همانا اعتقاد به وجود حجّت عصر و انتظار ظهور او است. حتّى اگر آثار معتقدات مذهبى از بین برود، شیعه داراى آن سرمایه اى خواهد بود که شوکت و اقتدار حکومت خود را نگاه خواهد داشت همان، ص ۱۲۹..
اما اندیشه مهدویت در نزد اهل سنت، بار اعتقادى و عملى خاصّى ندارد و تنها اعتراف به روایات و اذعان به ظهور یکى از فرزندان پیامبر - مهدى موعود - در آخرالزمان است. این اعتراف و اقرار، تأثیر خاصى بر عملکرد فرهنگى، سیاسى و اجتماعى اهل سنت ندارد و چشم انداز نوینى فرا روى آنان نمى گشاید. حتّى بحث «انتظار» و بهره مندى از آثار گران مایه این آموزه مثبت، جایگاه برجسته اى در نظر و رأى آنان ندارد! متأسفانه روایات متواتر نبوى - که در آثار معتبر اهل سنت وجود دارد - با کم توجّهى آنان رو به رو شده و به دست فراموشى سپرده شده است!! (مهدویت۱، رحیم کارگر، کد: ۵/۵۰۰۰۲۷)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.