دین بشری یا الاهی ۱۳۹۹/۰۵/۱۵ - ۳۲۱ بازدید

جواب به کسانی که فکر میکنند و میگویند دین ساخته بشر است چیست

در این زمینه ابتدا باید ساخته بشر بودن روشن گردد؛ اگر معنای این تعبیر آن است که یک امر بواسطه ذهن بشر ادراک می شود و انسان به وجود آن پی می برد، در واقع این امر کشف وجود یک حقیقت است نه ساختن یک امر غیر واقعی؛ بر این اساس ادراکات ذهنی انسان نسبت به چگونگی موجودات و حقایق بیرونی که هیچگاه با حس ادراک نشدند نیز به گونه ای ساخته ذهن بشر است. اما در عین حال حقیق و دارای واقعیت خوانده می شوند.
مانند ادراک از کم و کیف ذرات اتمی و یا حوادثی که در کائنات در میلیاردها سال پیش رخ داده و انسان امروزین آن را واقعی و محقق شده می داند یا حتی امور غیر محسوسی که بشر با استنتاجات عقلی به وجود آن پی می برد مانند امواج نامرئی و نیروهایی همچون الکتریسیته و... .
اما در مقابل برخی از امور ذهنی انسان چیزهایی بوده و هستند که در عالم واقع حقیقت و واقعیتی ندارند و تنها معلول توهمات و ذهنیات بشر هستند مانندن بسیاری از خرافات و باورهای بی اساسی که در بین انسان های گوناگون وجود دارند که این امور به معنای واقعی کلمه ساخته و پرداخته ذهن بشر هستند و واقعیت در وراء ذهن و ذهنیات بشر ندارند. پس در مورد دین و خدا باید دید که این گونه باورها در زمره کدام قسم از ذهنیات بشر هستند؟ دسته اول یا دوم .
برای پاسخگویی درست به این پرسش ابتدا باید دید که مراد ما از خدا و دین چیست ؟ روشن است که ما در مقام بررسی و نقد دیدگاه های مختلف از خدا و دین و تامل در مصادیق متفاوت از خدا و دین نیستیم و از خدا به معنایی خاص و دین به عنوان حقیقتی مشخص بحث می کنیم ؛ بحث ما از خدا به عنوان موجودی است که "خودآ" است یعنی خود آمده است و دیگری آن را به وجود نیاورده و به عبارت روشن تر واجب الوجودی است که وجود داشتن ذاتی اوست که علت ایجاد همه موجودات دیگر نیز به حساب می آید.(۱)
چنین خدایی در راس هرم وجود عالم قرار گرفته و دارای همه کمالات و فضائل ممکن است و از هر نوع نقص و بدی و ضعفی به دور است ؛ خالق عالم و همه موجودات در آن است و تدبیر و ادراه امور عالم را در اختیار دارد.
در مورد وجود چنین موجودی در مجموعه جهان هستی در طول تاریخ دیدگاه ها و نظرات گوناگونی ارائه شده است و البته روشن است که بسیاری از نظرات توده ناآگاه جامعه در مورد خدا اصولا در مورد چنین موجودی نبوده و نیست؛ به عبارت روشن تر کسانی که برخی اجرام آسمانی یا برخی ساخته های دست خود را خدا می انگاشتند در واقع دچار اشتباه لفظی و نوعی اشتراک لغتی بودند. زیرا در مورد خدا به معنای دقیق کلمه بحث نمی کردند، در حالی که بحث ما از خدا با همان تعریفی است که ارائه دادیم.
آنچه این انسان های اولیه در طول تاریخ خدا می خواندند همان تخیلات ذهنی و امور بی ارزش و خرافی بوده که هیچ واقعیتی در خارج نداشته و ما هم هیچ اعتباری برای آن قائل نیستیم، اما نباید فراموش کرد که از قرن ها پیش تا کنون بسیاری از انسان های فکور و اندیشمند بودند که نگاهی دیگر به حقیقت خدا داشتند و وجود یا عدم خداوند با همان توصیفاتی که بیان کردیم را مورد تامل و دقت های عقلی و فلسفی قرار داده در مورد آن به نظرات و جمع بندی هایی رسیدند .
این نظرات همان برهان های گوناگونی است که در مورد اثبات خدا مطرح شده و اندیشمندان بسیاری بواسطه همین براهین به وجود خداوند معتقد گشتند و هنوز نیز اندیشمندان بسیاری بر مبنای همین براهین عقلی به خدا به عنوانی حقیقتی که شکل گیری عالم بدون آن متصور نیست معتقدند؛ وجود این براهین خود بهترین دلیل برآن است که خدا ساخته ذهن بشر نیست. بلکه نتیجه منطقی و عقلانی عقلانیت بشر است همانند همه باورهای عقلانی بشر که در طول تاریخ انسان به حقیقت و واقعیت آن ها رسید .
در نتیجه اگر کسی مدعی توهمی بودن اعتقاد به خدا و ساخته ذهن بودن این عقیده است باید بر نادرستی این براهین دلیل عقلی روشن ارائه دهد و الا این ادعای او خود ساخته و پرداخته ذهن و امری بی اساس خواهد بود.
البته روشن است که در نفس هر معتقد به خدایی ممکن است خواسته یا نا خواسته تصویری از خداوند شکل بگیرد که صرف تحقق چنین تصویری در ذهن نه موجب محدود شدن خدا می شود و نه اثبات می کند که خدا ساخته ذهن بشر است، زیرا تصویری که ما در ذهن از خدا داریم، هیچ ربطی به خدا نداشته، مخلوق ذهن ماست؛ همین نکته در برخی از روایات مورد اشاره قرار گرفته است :
«کلّما میّزتُموهُ بأوهامکم من أدقّ المعانی فَهُو مخلُوقٌ مِثلُکُم مردودٌ إلیکُمْ؛(۲) هر آنچه از معانی دقیق که با قوة خیالتان تشخیص می‌دهید، مخلوقی مثل شماست که به خلاقیت ذهن شما بر می‌گردد».
در مورد دین هم تعاریف گوناگونی ارائه می شود؛ اما روشن است که بحث کنونی ما در مورد دین به معنای عام نیست. زیرا در معنای عام دین همان شیوه و راه زندگی است که آدمی در دنیا به ناچار آن را می پیماید.» (۳) و روشن است که همه انسان ها در طول تاریخ بشر راهی برای کم و کیف بهتر زیستن خود برای خود تدویم نموده اند که جزییات آن از ذهن و تشخیص خودشان نشات گرفته است؛ بلکه مراد شما و ما مجموعة معارف، احکام و دستور عمل هایی که منشأ الهی دارد و برای هدایت انسان و وصول به سعادت دنیایی و آخرتی به دست بشر می رسد. (۴) عده ای معتقدند که دین آسمانی وجود ندارد و بسیاری هم به ادیان آسمانی معتقدند؛ حال باید دید حق با کیست؟
ما معتقدیم پاسخ این پرسش در درک صحیح از حقیقت خداوند نهفته است و کسی که خداوند را با همه ویژگی های خاصش شناخت و پذیرفت تردیدی نمی کند که بر اساس حکیم بودن خداوند لازم ات خداوند برای بشر دستور العملی به عنوان زمینه معرفتی جدیدی در کنار عقل او مهیا نماید تا او بتواند زندگی خود در دنیا را بهترین شکل پشت سر بگذارد و در آخرت نیز به سعادتی که درخور آن است برسد .
در نتیجه اصل ارسال دین و شریعت و برقراری فرایند وحی یک ضرورت عقلی محسوب می شود و در نتیجه حتما خداوند حکیم چنین بستری را فراهم خواهد آورد؛ اما اگر بحث و قضاوت در مورد ادیان موجود و بحث و برسی تک تک آنان است، باید گفت این امر مجال دیگر و تامل و بررسی های جدیدی را می طلبد تا بتوانیم از نظر تاریخی و عقلی و محتوایی در مورد ادیان آسمانی موجود به نظر منطقی و قابل قبولی برسیم .
پی نوشت ها:
۱. محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ۱۳۸۰ ش، ص۲۱.
۲. علامه مجلسی ، بحارالانوار،دارالکتب الإسلامیه ، تهران، بی تا ، ج ۶۹، ص ۲۹۳.
۳ . علامه محمد حسین طباطبائی، المیزان، دارالکتب الإسلامیه ، تهران ، ۱۳۷۲ش، ج ۸، ص ۱۳۴.
۴. محمّد تقی مصباح یزدی، آموزش عقاید، ج ۱ و ۲، سازمان تبلیغات اسلامی ،تهران،۱۳۷۰ش ، ص ۲۸ و ۲۹.
(https://www.pasokhgoo.ir/)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.