ذل عبودیت و عز ربوبیت ۱۳۹۱/۰۵/۰۴ - ۱۸۹۲ بازدید

سلام
طاعات وعبادات قبول؛ما را نیزازخدای خیرتان محروم نسازید.
حضرت امام خمینی ره در کتاب آداب الصلوات در آداب قلبی نماز می فرماید توجه به عز ربوبیت و ذل عبودیت.
لطفا در این خصوص توضیح دهید. ومعانی کلمات ذکر شده رو هم شرح دهید. چرا نمی گوید توجه به خدا و اینطور پیچیده می گوید عز ربوبیت و ذل عبودیت.
باتشکر

دلیل آن این است که با این عبارت، انسان، متوجه چگونگی موقعیت خودش باخدا ونحوه برقرار کردن ارتباط با او می شود ، درحالیکه درعبارت:« توجه به خدا » این توجه مخفی است .
«ذل عبودیت »: یعنی اینکه عبد بداند باید در برابر خداوند ذلیل باشد ودیگر خودیّت و منیّت که صفتى از صفات در مقابل خدا است،نداشته باشد .
واما «عزربوبیت » : یعنی بزرگی وجمال خدا . پس اگرانسانی بیابد «ذل عبودیت» را، خواه ناخواه می یابد«عز ربوبیت» را و این حالت معلوم است بالاترین لذتها را به انسان می دهد. انسان همان وقتی که راستی می لرزد از خوف خدا، چشم هایش به گودی فرورفته است از خوف خداوهمان وقتی که صفت جلال خدا بر دل کسی حکمفرما شده؛ در همان وقت، بیابد آن جمال را؛ بیابد جمال خدا را ! واین یافتن ،بالاترین لذتهاست برای او. در همین دنیا لذت دارد. معلوم است دیگر در آخرت چه لذتهایی دارد.
کمال بندگی خدا ،این است که درک کند و بیابد «ذلّ عبودیّت و عزّ ربوبیّت» را. یک موقع انسان مى داند که باید در مقابل پروردگار عالم ذلیل باشد، مى داند که باید به اندازه اى که ممکن است عظمت پروردگار حفظ شود، لذا مثلاً سجده را که بیانگر این حالت است زیاد به جا مى آورد و این خوب است.
دانستن اینکه سجده از نظر عمل، یعنى «ذلّ عبودیّت و عزّ ربوبیّت!» و زیاد سجده مى کند که بهترین حالات براى بنده هم همین سجده است. چون سجده علامت «ذل عبودیت و عزّ ربوبیت» است .
ایستادن در مقابل خدا، دعا و راز و نیاز در مقابل او، رکوع در مقابل خدا، اینها همه اش علامت «ذلّ عبودیّت و عزّ ربوبیّت» است، امّا آنکه مهم است، سجده است. سجده نمایانگر این است که او مى داند ذلّ عبودیت را و اینکه عبد مى داند باید در برابر خداوند ذلیل باشد. دیگر خودیّت و منیّت که صفتى از صفات در مقابل خدا است، را ،نداشته باشد .
مى داند اینکه باید در سجده بنمایاند که هرچه هست خدا است نه من، نه ما وآنچه که باید پیدا شود یافتنى هایى است که انسان در سجده مى یابد «ذلّ عبودیّت و عزّ ربوبیّت» را یافتن، نظیر آدمى تشنه که آب مى خورد سیر مى شود. چگونه تشنگى را مى یابد؟ این دانستنى نیست، یافتنى است.
همینکه انسان در سجده بیابد عبد است. و آن ربوبیّت را بیابد و به عبارت دیگر آن ربوبیت را که یافتنى است نظیر آدم تشنه، بیابد.
این یافتن کار دارد، به همین زودیها براى انسان پیدا نمى شود. این همان «کمال انقطاع» است که در مناجات شعبانیه است: «ربّ هب لى کمال الانقطاع إلیک» انسان برسد به جایى که مقام «انقطاع إلى اللّه » پیدا کند. مقام انقطاع الى اللّه ممکن است در هر حالتى براى انسان پیدا شود ولى این خیلى ریاضت مى خواهد، ریاضت دینى. هیچ چیز، هیچ کس در دل انسان نباشد جز خدا. اتّکا به هیچ چیز، هیچ کس نداشته باشد جز خدا. بریدن از همه چیز، وصل به خدا. انقطاع عن النّاس انقطاع الى اللّه . و خوب عالَمى است.
اگر این براى انسان پیدا شود. خدا یاور اوست. حتى مى رسد به جایى که دیگر شیطان با او کارى ندارد «إنه لیس لهُ سلطانٌ على الذین امنوا و على ربّهم یتوکّلون» (النحل ـ آیه 99) این یتوکلون اینجا یعنى انقطاع إلى اللّه . با این تأکیدها «انه لیس له سلطانٌ على الذین امنوا و على ربهم یتوکلون» کسیکه زیر پرچم اوست و زیر پرچم شیطان نیست و راستى صد درصد زیر پرچم خدا باشد این وعده خدا است که شیطان دیگر با او کارى ندارد. یعنى نه اینکه کارى ندارد بلکه کاربرد ندارد. در سوره «و الصافات» بعضى جاها تأکید شده که شیطان وقتى قسم خورد گفت با «مخلَص» کارى ندارم یعنى دیگر نمى توانم با «مخلَص» کارى داشته باشم. گفت «فبعزتک لَأُغوینَّکُم أَجمعین الّا عبادَکَ منهم المُخلصین» (الص ـ آیه 82) که ظاهرا مخلَص یعنى معصومین. بعید است انسان بتواند به مقام مخلَص برسد به مقام مخلَص رسیدن با آن مراتبى که گفتم مشکل است ولى مى شود رسید.
باتوجه به آنچه گفته شد ، کلام امام خمینى قدس سره در کتاب آداب الصلاة ،بهتر فهمیده می شود:
یکى از آداب قلبیه در عبادات و وظایف باطنیه سالک طریق آخرت، توجه به عز ربوبیت و ذل عبودیت است و آن یکى از منازل مهمه سالک است؛ که قوت سلوک هر کس به مقدار قوت این نظر است، بلکه کمال و نقص انسانیت تابع کمال و نقص این امر است. و هر چه نظر انیت و انانیت و خودبینى و خود خواهى در انسان غالب باشد، از کمال انسانیت دور و از مقام قرب ربوبیت مهجور است.
و حجاب خودبینى و خود پرستى از جمیع حجب ضخیم تر و ظلمانى تر است، و خرق (یعنی پاره کردن)این حجاب از تمام حجب مشکل تر و خرق همه حجب را مقدمه است، بلکه مفتاح مفاتیح غیب و شهادت و باب الابواب عروج به کمال روحاینت، خرق این حجاب است.
تا انسان را نظر به خویشتن و کمال و جمال متوهم خود است، از جمال مطلق و کمال صِرف ، محجوب و مهجور است؛ و اول شرط سلوک الى الله خروج از این منزل است، بلکه میزان در ریاضت حق و باطل همین است. پس هر سالک که با قدم انانیت و خودبینى و در حجاب انیت و خود خواهى طى منزل سلوک کند، ریاضتش باطل و سلوکش الى الله نیست، بلکه الى النفس است : مادر بتها بت نفس شما است.
سالک الى الله را ضرور است که به مقام ذل خود پى برد و نصب العین او ذلت عبودیت و عزت ربوبیت باشد. و هر چه این نظر قوت گیرد، عبادت روحانى تر شود و روح عبادت قوى تر شود، تا اگر به دستگیرى حق و اولیاى کمل (علیهم السلام) توانست به حقیقت عبودیت و کنه آن واصل شود، از سر عبادت لمحه اى در مى یابد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.