رابطه دختر و پسر؛ دختران حتماً بخوانند ۱۳۹۷/۰۱/۲۵ - ۵۵۱۷۲۴ بازدید

گرگ‌ها همیشه زوزه نمی‌کشند ...
گاهی هم می‌گویند :
دوستت دارم ...
و زودتر از آنکه بفهمی بره‌ای ...
می‌درند خاطراتت را ...
و تو میمانی با تنی که بوی گرگ گرفته ... ! (شاعر: نامعلوم)

گرگ‌ها همیشه زوزه نمی‌کشند ...
گاهی هم می‌گویند :
دوستت دارم ...
و زودتر از آنکه بفهمی بره‌ای ...
می‌درند خاطراتت را ...
و تو میمانی با تنی که بوی گرگ گرفته ... ! (شاعر: نامعلوم)


*** روابط دختر و پسر قبل از ازدواج یکی از موضوعات مبتلابه جوانان امروز جامعه ماست. ما در این جستار، می خواهیم اطلاعاتی را در اختیار دختران (که آسیب پذیری شان در این روابط، بسیار بالاست) بگذاریم تا با توجه به آن ها جنس مقابل شان را بهتر بشناسند و با داشتن آگاهی های لازم، در دام سوء استفاده کنندگان نیفتند : (تذکر : پسرانی که حقیقتاً مقید به احکام شرع و دستورات دینی هستند، خود به خود از بحث ما خارج هستند، چرا که هیچ گاه وارد این نوع روابط نمی شوند).
* 1. پر واضح است که در پس هر رابطه، هدف یا اهدافی وجود دارد (خوب یا بد) مانند : رابطه به قصد کمک به دیگران، برای کسب معنویات، صله رحم، کسب دانش و ارتقای علمی، ضربه زدن به دیگری، به قصد دوستی، تجارت و کسب مال، تجسس، تفریح و ... . پس از این توضیح بسیار کوتاه، حال باید دید یک پسر چه هدفی از ارتباط عاطفی با دختر دارد؟ دو هدف اصلی را در اینجا می توان متصور شد :
الف) به قصد ازدواج؛ ب) به قصد کسب لذت و سوء استفاده.
- اگر به قصد ازدواج باشد اولاً از کجا معلوم و مشخص است که پسر حقیقت را می گوید؛ فراموش نکنید کسی که بخواهد سوء استفاده بکند، باید با نقابی موجه و زیبا جلو بیاید و با وعده هایی دروغین طرف مقابل را فریب دهد و بهره برداری کند چون در غیر اینصورت به اهداف پلیدش نمی رسد؛ مشاوره های متعددی که در این زمینه با مرکز ما (پرسمان) می شود و اخباری که در رسانه ها منعکس می گردد، نمونه بسیار کوچکی از جامعه آماری دخترانی است که تنها با شنیدن جمله «قصد ازدواج با شما را دارم» از زبان پسر، فریب خورده اند. ثانیاً چه تضمینی است که پس از مدتی قصدش عوض نشود به دلایل مختلف مانند : دیدن رفتاری ناخوشایند از دختر، عاشق دختری دیگر شدن، مخالفت خانواده را بهانه کردن، تفاوت فرهنگ ها، اگر بگوید تو که الان با من رابطه داری از کجا معلوم قبل از من با دیگری نبودی و از کجا معلوم بعد از ازدواج با پسرهای دیگر رابطه برقرار نکنی! پس تو شایسته ازدواج نیستی و ... ؛ وقتی هم تعهدی در میان نباشد و جایی ثبت نشده باشد و قانونی از آن حمایت نکند دست دختر به هیچ کجا بند نیست و او می ماند و آسیب های شدید روحی و عاطفی که به دلیل اشتباه و زودباوری خود، بدان دچار شده است.
- اگر به قصد لذت و سوء استفاده هم باشد که موضوع مشخص است و هیچ دختر عاقلی حاضر نیست عفت و پاکدامنی خود را دانسته به حراج بگذارد.
* 2. دختران! این معیار طلایی را همیشه در ذهن داشته باشید : معیار سنجش عشق و علاقه پسر در جامعه و عرف ما این است : «خواستگاری رسمی پسر به همراه خانواده اش از دختر مورد نظر»؛ پسری که اینگونه اقدام کند، سه پیام را می رساند :
- به دختر مورد نظر علاقه مند است و دوستش دارد و می خواهد هر چه زودتر به او برسد، وگرنه او را از خانواده اش خواستگاری نمی کرد.
- مسئولیت پذیر است و می خواهد زیر بار تعهد زندگی مشترک برود.
- هوس باز و عیاش نیست؛ در غیر اینصورت به خواستگاری رسمی نمی آمد و دست به روابط پنهانی و بی تعهد می زد و پس از سوء استفاده از دختر، رهایش می کرد.
هر پسری راهی غیر از این برود، نمی شود به احساس و عشقش اطمینان کرد. این را نیز بدانید که عاشق، در همه جای دنیا، فردی متعهد است؛ مطمئن باشید اگر پسری به دختری علاقه مند باشد، هر چه سریعتر (چون مبادا دختر مورد علاقه اش را به خاطر تعلل خود از دست بدهد) رسماً به همراه خانواده اش از او خواستگاری می کند و هیچ گاه دست به این نوع روابط نمی زند که می داند برای دختر اضطراب زاست و با فاش شدن آن به معشوقش ضربه می خورد. اگر دختران جامعه ما به این معیار توجه کنند هیچ گاه دچار آسیب های روابط دختر و پسر نخواهند شد.
* 3. یکی از خصوصیات جنس زن، قوی بودن احساسات و عواطفش نسبت به مرد است؛ به دلیل همین حس عاطفی قویتر، زن ها در روابط، تأثیرپذیرتر نیز می باشند. همین عواطف قویتر و تأثیرپذیرتری بیشتر، اگر قبل از ازدواج مدیریت نشود و با عقل و منطق در آمیخته نگردد سبب آسیب پذیری زن در این روابط می شود. وقتی جنس مرد با این خصوصیات جنس زن آشنا می شود و متوجه می شود که عواطف طرف مقابل، افساری به نام عقل و منطق را به کنار نهاده، با چند جمله بر او تأثیر می گذارد و او را عاشق و دلبسته خود می کند : «من عاشقت هستم»، «تو بهترین و زیباترین دختر دنیایی»، «بدون تو نمی توانم زندگی کنم»، «مطمئن باش با تو ازدواج خواهم کرد و در کنار تو خواهم آرمید» و ... تا به هدفی که مدنظر دارد جامه عمل بپوشاند.
* 4. همانطور که گفته شد، قدرت و شدت احساسات و عواطف در زنان بیشتر است؛ همین موضوع باعث می گردد خیلی اوقات وقایعی که در این روابط احتمال وقوع شان بسیار زیاد است را نادیده بگیرند و تن به این رابطه ها بدهند و متأسفانه از همین زاویه نیز بیشترین ضربه را می خورند : «او پسر خوبی است»، «او با دیگران فرق می کند»، «او فردی با خداست»، «مطمئنم که قصدش ازدواج است» و طرف مقابل هم پیام های مثبت مخابره می کند؛ ولی ناگاه می بیند تمام تصوراتش اشتباه بوده و طرف مقابل به راحتی زیر همه چیز زده و حال، او می ماند و صدمات عاطفی و پشیمانی از اعمال گذشته. این موضوعی که مطرح کردیم بارها و بارها اتفاق افتاده و کاملاً واقعی است ولی باز هم برخی دختران دچار آن می شوند؛ حتی برخی اوقات شرایط حادتری هم به وجود آمده است (رابطه جنسی، باردار شدن دختر، از دست دادن باکرگی، درگیر بیماری های آمیزشی شدن و ...) که آینده زندگی دختر را به تباهی کشانده است. وقتی دیگران این مسیر اشتباه را تجربه کرده و تلخی آن را گزارش کرده اند، عاقلانه نیست که ما هم همان مسیر اشتباه را برویم.
* 5. حتماً این جمله به گوش تان خورده است : «با اینکه چهره زیبایی ندارد، ببین چه زن زیبایی گرفته است» در اینگونه موارد چند احتمال برای شکل گیری ازدواج این دختر پر رنگ است : الف) به دلیل وجهه دینی و معنوی، علمی، اجتماعی یا مالی طرف مقابل، ب) ازدواج اجباری (جبر شرایط)، ج) علاقه واقعی پیدا کردن به دلیل شنیدن حرف های خواستگارش. ما با مورد سوم کار داریم. منظور از مطرح کردن جمله بالا این است که بگوییم اینکه گفته می شود «زن ها از راه گوش عاشق می شوند و مردان از راه چشم» در خیلی از موارد واقعیت دارد. زن مردی را می خواهد که به او محبت کند و تکیه گاه امنی برایش باشد. در مقابل مرد دوست دارد مورد اعتماد همسرش قرار گیرد. زنان نیاز به دریافت محبت کلامی دارند و می خواهند همسرشان به احساساتش درباره او، نمود بیرونی دهد و بی پرده بگوید «همسرم عاشقانه دوستت دارم». در مقابل بسیاری از مردان این روش را پیاده نمی کنند و می گویند ما با اعمال و رفتارمان عشق مان را نشان می دهیم و نیازی به گفتن نیست. حال وقتی جنس زن این مطلب برایش مهم است و پسری این را می داند، در برقراری رابطه روی این موضوع انگشت می گذارد و محبت کلامی را در نهایت خود ابراز می دارد (یعنی از راه گوش وارد می شود) و طرف مقابل را شیفته و واله خود می گرداند و وقتی به این مرحله رسید در بسیاری از موارد، درخواست های ناسالم او (جنسی و ...) بی پاسخ نخواهد ماند.
* 6. از منظر جنسی، نوع نگاه زن و مرد با هم متفاوت است. مردان مقاربت گرا هستند و می خواهند هر چه زودتر اقدام به عملیات فیزیکی و دخول کنند در حالیکه در زنان مسائل عاطفی و احساسی مقدم بر مسائل جنسی است و پس از معاشقه و ارضای حس عاطفی، رابطه جنسی برایشان معنا پیدا می کند و لذت بخش می شود. حال با توجه به این ویژگی ها در رابطه دختر و پسر، یکی از مهمترین اهداف پسر، کسب لذت جنسی است. پسری که معتقد به احکام شرع باشد، برای رسیدن به خواسته هایش از مسیر شرعی وارد می شود تا به ازدواج برسد، ولی اگر پسری اهمیتی به احکام شرع ندهد برای رسیدن به این خواسته اش باید درب احساسات و عواطف دختر را باز کند تا او را راضی به این عمل گرداند. پس با نقابی دروغین و وعده ازدواج به میدان می آید و پس از لذت جویی کافی، ارتباط را پایان می دهد. برخی از دختران اینگونه فکر می کنند که با تن دادن به رابطه جنسی، مرد دیگر با او ازدواج خواهد کرد؛ در حالیکه پسری که اینگونه، اقدام به برقرار رابطه جنسی با یک دختر کند، این باور را در ذهن خود دارد که دختری که با من رابطه جنسی برقرار کرده به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست و معلوم نیست قبل از من با چه افرادی بوده و بعد از من با چه افرادی خواهد بود؛ پس به هیچ وجه، شایسته ازدواج نیست. در مشاوره هایی که با ما می شود بارها این موضوع پیش آمده و دختران فریب خورده اند و متضرر اصلی شده اند. نگارنده به عنوان کسی که که در زمینه روابط دختر و پسر مشاوره داده، فراوانی این اتفاقات و آسیب های تلخ برای دختران را بارها و بارها مشاهده کرده و تأسف خورده ام که چرا با کسب چند مهارت و آگاهی، جلوی این اتفاق (که گاهی آینده دختر را به نابودی می کشاند) توسط دختر، گرفته نشده است.
* 7. اکثر مردان در ورود به هر رابطه ای افق نگر و هدف گرا هستند ولی اکثر زنان مسیرگرا هستند و به خود رابطه، اهمیت بیشتری می دهند؛ می توان اینگونه این جمله را تبیین کرد که با شروع هر رابطه، مرد انتهای آن را در ذهن خود متصور است و می داند در رابطه ای که برقرار کرده، می خواهد به چه سمت و سویی حرکت کند، ولی زن مسیر رابطه را می بیند و فضای خود ارتباط برایش مهم است و البته خوش بین است که همانگونه که او می خواهد بشود؛ برای مثال در رابطه ای، هدف پسر، سوء استفاده جنسی از دختر و رها کردن اوست و این افق را برای خود ترسیم کرده ولی در ظاهر قصد ازدواج خود را مطرح می کند تا به چیزی که می خواهد برسد؛ در طرف مقابل، دختر، خوش بین و امیدوار است که پسر حقیقت را می گوید و این رابطه به ازدواج می انجامد و به همین دلیل آن را ادامه می دهد. این خصوصیت دختران در این گونه روابط، باعث آسیب پذیری آن ها می گردد که شایسته است به آن توجه گردد تا جلوی این آسیب گرفته شود.
* 8. این جمله را حتماً شنیده اید : «زنان جزیی نگر هستند و مردان کلی نگر». این خصوصیت زنانه در زمینه روابط دختر و پسر، برخی اوقات می تواند سبب آسیب پذیری جنس زن شود. اما چگونه ؟ دخترها در جریان روابط با دیگران به جزئیات و حرکات ریز طرف مقابل هم توجه دارند، در حالیکه پسرها معمولاً اینگونه نیستند. بارها شده که دختری یک لبخند یا یک کلمه و جمله ای را نشان عشق طرف مقابل به خود دانسته در حالیکه به هیچ وجه اینطور نبوده؛ حال اگر پسری که مقید به مسائل شرعی نیست، متوجه شود که یک دختر چنین برداشتی نسبت به او پیدا کرده، می تواند به راحتی از او سوء استفاده کند و از سفره ای که ناخواسته جلوی او پهن شده، بهره ناسالم ببرد و خود را آنگونه که آن دختر تصور کرده جلوه دهد تا به اهدافی که برای خود ترسیم کرده برسد.

نویسنده : علی حسینعلی پور

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
با عرض سلام و خسته نباشین من سینگلم ولی هر پسری رو می بینم وارد قلبم میشه وقتی کسی با من‌حرف میزنه میگه دوستت دارم جدی میگرم چکار کنم
پرسمان
سلام علیکم، انسان باید از هر گونه عملی که می‌تواند عواقب ناگواری برای او داشته باشد خودداری کرد. روابط با نامحرم، امر خطیری است و انسان نباید در این باره بیش از حد نسبت به خود یا فرد مقابل خوشبین باشد. شیطان به عنوان خطرناک ترین دشمن انسان، همواره در کمین ماست و منتظر است تا از کوچک‌ترین منفذی ما را از راه به در کند و منحرف نماید. مهم‌ترین عاملی که می‌تواند افراد را در سنین نوجوانی و جوانی به سوی گناه سوق دهد و از خدا دور سازد، گناهان مربوط به ارتباط با جنس مخالف است. پس باید به شدت در این باره احتیاط کرد و تا حد امکان از برقراری رابطه با جنس مخالف اجتناب نمود.
میهمان
سلام.لطفاراهنماییم کنیدخیلی بهش نیازدارم،من یه چندوقتیه که بایه پسردوست شدم من ۱۹سالمه اون پسرسه سال ازمن کوچکتره خیلی دوسش دارم بخاطرهمین بهش دروغ گفتم.بهش گفتم من یه سال ازت کوچکترم گفتم ماهمشهریم میترسم راستشوبهش بگم ولم کنه خیلی دوسش دارم نمیتونم راستشوبهش بگم.همیشه ام هی اصرارمیکنه بیاتاببینمت ولی من هردفعه یه بهونه ای میارم فک میکنم دیگع حرفموباورنمیکنه شایدم ولم کنه لطفاراهنماییم کنیدکع چیکارکنم دلشوبه دست بیارم....
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ایجاد محدودیت و رعایت حدود الهی در برخورد با نا محرم، به سود و نفع هر دو طرف، یعنی زن و مرد می باشد. قدم گذاشتن در نواهی الهی و انجام اعمالی که حضرت حق تعالی ما را از آن نهی نموده است، در مدت زمانی کوتاه یا طولانی، به ضرر خود و جامعه ماست. یکی از مضرات ارتباط غیر شرعی با نا محرم، ایجاد مشغله ی فکری و محبت قلبی نسبت به جنس مخالف است؛ این مشغله، کم کم انسان را وارد معاصی بزرگتر می کند ؛ تا جایی که خدای ناکرده ، بعضی از گناهان ناشی از این ارتباط ، ضربه ای سهمگین به پیکره جسم و روح انسان وجامعه وارد کرده و چه بسا تبعات ملال آوری به دنبال خواهد داشت. یکی از همین تبعات وابستگی عاطفی است که شما به این پسر پبدا کردید بنابراین دلسوزانه از شما می خواهیم که به این رابطه پایان دهید و تمام راههای ارتباطی را مسدود کنید. شما باید تمام هم و غم تان را بر روی تحصیل و موفقیت در این عرصه بگذارید. مشغول کردن ذهن تان با این مسائل مانع جدی برای رشد و خوشبختی شما در آینده است. پس مطالعه کنید، با دوستان هم جنس خود رفت و آمد داشته باشید، در مهمانی های خانوادگی شرکت کنید، ورزش های مورد علاقه تان را انجام دهید، به سراغ کارهای مورد علاقه و تفریحات سالم بروید، قرآن بخوانید، در مراسم مذهبی شرکت نمایید و ... تا این برهه زمانی را به خوبی بگذرانید.
میهمان
سلام من یک پسر بین ۱۴ و ۱۵ سالم عاشق دختری میشم و بااو چت میکنم منو بلاک میکنه راهنمایم کنید تا بتونم یک دختر رو کاری کنم عاشقم شه
پرسمان
سلام علیکم، تردیدی در این نیست که راهی که شما در پیش گرفته اید و با دختران رابطه دوستانه برقرار می کنید، راهی صد در صد اشتباه و بنایی که ساخته اید در زمین ناهموار و سست بوده است، به همین خاطر اگر این گونه روابط آسیب زا و خطرآفرین را قطع نکنید؛ طبیعتاً دیر یا زود دچار عوارض نامطلوب و پیامدهای منفی آن خواهید شد و دنیا و آخرت تان را به باد فنا خواهید داد.
اگر شما قصد ازدواج دارید باید از راهش اقدام کنید و نیز شرایط سنی و دیگر شرایط آن را لحاظ نمایید تا دچار مشکلی از این جهت نگردید.
میهمان
سلام خسته نباشید ،من یه دختره ۱۹ساله و دلنشجوهستم ،وقتی ۱۵سالم بود با پسری از شهر دیگ در فضای مجازی اشنا شدم و به مدت دوسال باهم از طریق پیامک در ارتباط بودیم و کلا شاید ده بار تو اون دوسال باهم تلفنی حرف زدیم و ازم میخاست تا برم دیدنش اما من حتی عکسمم بزور میدادم و از رفتن بع دیدنش میترسیدم ،چون میگفتم ممکنه نشه و من اسیب بخورم،اونم زیاد اذیتم نکرد و تو اون دوسال هموخیلی دوست داشتیم،خیلی مرد بود و هیچ وقت هیچ سواستفاده ای نکرد نه کلامی ونه هیچی،اما من شرایط ادامه دادن رو خوب ندونستم و رفتم و رابطع باتمام این موضو که دیوانه وار عاشقش بودم پایان دادم و تاچندماه گریه میکردم تااینکه حالم خوب شد و یروز پسری از همروستایی هام به پیجم در اینستا پیام داد و ابراز علاقه و دوست داشتن کرد،وگفت عاشقمه و میخواد نظرمو بدونه و قصد دیگه ای ندارع وووو....منم درجواب گفتم اگ تو قصد دیگ ای نداشتی از طریق پیام باهام سعی نمیکردی حرف بزنی اما اون هی حرفشو توجیح کرد و ادعاکرد دوسالع زیر نظرم داره و من اولین عشق او هستم و اگ برم اون خودشو میکشه منم که ساده بودم از سر ترحم موندم اما اجازع نمیدادم حتی استیکر بوس بفرسته و عصبی میشدم تااینکه گفتم نمیخام اینجوری باهاش ادامه بدم و تو قصدت چیز دیگس و بلاکش کردم و رفتم،بعد دوروز خاستگاریم اومد و خانوادم رد کردن،اما اونا همچنان چندبار دیگ اومدن و به اشناها گفته بودن وساطت کنن ،منم ک عذاب وجدان گرفته بودم ازاینکه ترکش کردم و باورم شده بود عاشقمه و خودشو ثابت کرده رفتم و باهاش حرف زدم اما اون گولم زد ک مگ تو منو باور نداری؟مگ قرارنیست من شوهرت بشم؟پس چرا میترسی بیای پیشم تا برات خاطرع نشه؟خیلی باهام حرف میزد که مگ ندیدی اومدم خاستگاریت! به صاحب اسمم قسم عاشقتم من ترکت نمیکنم ،بدون تو نمیتونم،بخدا دلم برات تنگه فقط یبار بیا ببینمت وووو... تا اخر من باکلی نگرانی و ناراحتی راضی شدم ببینمش،و قول گرفتم همین یبار فقط ،اونم قبول کرد،اما هی بعد از اون یبار منو تو شرایطی قرار داد تا نه نیارم و اظار ناراحتی میکرد و همش ازم عکس میخواست و این رابطع منو دچار کرده بود و داشت عذابم میداد،اون بهانه میاورد ک فعلا شرایط ازدواج نداره و باید من صبرکنم،تواون مدت دوساله منو به انحراف جنسی کشوند ،اون میدید من ناراحتم اما ارومم میکرد ک ناراحت نباشم و ما کاربدی نمیکنیم و اون قراره شوهرمن بشه پس من نباید عذاب وجدان داشته باشم،هربار کلییی قربون صدقم میرفت،اخرای سال پیش بود ک بهم گفت دوست داره باهام رابطه داشته باشه و مستقیم باهام دخول داشته باشه امامن اینبار هرچی از دهنم در اومد بهش گفتم و باز اون جبهه گرفت که انگار شک داری ک من شوهرت میشم و معلومه منو نمیخای،اما اینبار بع زبون بازیش اهمیت ندادم و کاملا ارتباطمو باهاش قط کردم و باخانوادم در میون گذاشتم،من همچنان امیدداشتم ک اون ب خاستگاریم میاد اما تو دوماه خبری ازش نشد و من رفتم دوبارع پیام دادم و اون ب سردی جوابمو داد ک ما ب درد هم نمیخوریم، هیچ توضیحی نداد فقط گفت تو شهری من مشهد و باهم خیلی فرق داریم ما نمیتونیم باهم ازدواج کنیم😔حس عذاب وجدان داشت دیوونم میکرد ،حس نفرت ازش بهم دست داد. همونجا سپردمش به خدا و کلی حرفای قشنگ زدم ،بعداینکه قشنگ حرفامو زدم و بخشیدم حالم خوب شد اما تاچندوقت همش گریه میکردم و حس عذان داشت دیوانم میکرد،من هنوزم ازش کینه ب دل ندارم،همش میگم تقصیر خودم بود ک بااینکه میدونستم این رابطه اشتباهه اما ادامه دادم. من الان چندماه از اون ماجرا میگذرع و بالاخره خودمم بخشیدم و الان حالم عالیه،الانم حدود یه دوماهی میشه که همون پسری ک ۱۵سالم بود عاشق هم بودین برگشته و من از اون جایی ک یادم میاد توی اون دوسالی ک باهاش بودم هیچ اسیبی بهم نزد وهمش میگفت من نمیخام تورو وارد گناع کنم چون تو پاکی و منم خواهر دارم،دوست ندارم ب اونام اسیب برسه برگشتم باهاش،تلفنی باهم در ارتباطیم از اونجایی ک دیگ ترسیده شدم نمیخام باهاش سر قرار برم ،چون من راه جدیدیو شرو کردم و نمیخام دوبارع بهم اسیب برسه اما نمیدونم چطوری بهش بگم ک حاضر نیستم برم دیدنش تا قبل ازدواج ،اونم ب خانوادش از من گفته و اونا قبول کردن اما من دیگ نمیخام توی اینجور روابط برم و اونم خودش ب قصد ازدواج اومده ،اگ میشع راهنماییم کنید چطوری بگم مستقیم از خانوادم منو خاستگاری کنه و بخواد ببینه ؟ من واقعا حاضر ب ادامه هیچ رابطه مخفی نیستم،همین الانشم بااینکه حالم از بودنش خوبه چون میدونم اوت شهوت ران نیست اما بازم میترسم،لطفا کمکم کنید،اینم بگم ک من شیعه هستم و اون سنی ایا ازدواج درسته؟ من خودم فرد خیلی مذهبی نیستم حتی فک میکنم اون خیلی باخدا تر از من حتی باشه
پرسمان
سلام علیکم، مطمئنًا با فردی معتقد همراه فطرت پاک و طالب پاکی و نورانیت روبرو هستیم و این صفات خوب شما را می ستاییم.امیدواریم راهنمای خوبی برای تصمیم گیری در رابطه با این مسئله مهم زندگی شما بوده و در این وضعیت کمک یار شما باشیم.ابتدا وضعیت کنونی شما را بررسی نموده ودر پایان راهکارهای عملی را جهت بهبود این وضعیت ارائه می نماییم.
خواهر گرامی، در مورد رابطه اولی همانگونه که شما هم می دانید اولین گام در این مسیر درست، توبه به درگاه مهربان عالم است و تصمیم محکم برای عدم طی دوباره این راه ناکجاآباد؛ راهی که مقصدی جز فرسودگی روح و جسم شما نخواهد داشت و آیندۀ شما را به طوفانی ناجوانمردانه خواهد سپرد. پس بسیار کار درستی کردید رابطه را قطع کردید.
از طرف دیگر شما نباید دچار عذاب وجدان شوید و اجازه دهید این عذاب وجدان شما را آزار دهد چون شما در حال انجام کار خدا پسندانه ای هستید پس جای عذاب وجدان نیست و نباید خودتان را مسؤول آینده ایشان بدانید. پس تمام تلاش خود را برای فراموشی ایشان مبذول نمایید و رابطه را کلا قطع نمایید.
در مورد رابطه دوم نیز ازدواج با فرد سنی اصلا به صلاح شما نیست و با مشکلات زیادی برخورد خواهید کرد. این کشمش از سه بعد قابل بررسی است.
۱. تفاوت های اعتقادی خود زن و شوهر و تلاش آنها برای تاثیر گذاری بر دیگری و شاید هر از گاهی، از کوره در رفتن و یا توهین به مذهب فرد مقابل.
۲. دخالت های خانواده ها و اینکه ممکن است خانواده یک طرف، فرد تازه وارد به فامیل را به سبب بیگانه بودن مذهبش بیگانه و یا مهاجم فرض کرده و رفتار بدی با او داشته باشد و البته این رفتار بد با واکنش فرد مقابل روبرو شده و در نتیجه منجر کشیده شدن درگیری به کانون زندگی مشترک می گردد.
۳. در تربیت فرزند نیز هر کدام از زن و شوهر دوست دارند فرزندشان بر طبق مذهب خودشان تربیت شود و این خود اختلافی بزرگ است و باعث سردرگمی فرزند نیز می شود.
بنابراین توصیه می کنیم ایشان را فراموش کنید و این ارتباط را قطع نمایید و تلاش کنید با فکر نکردن به این مسأله و ایجاد سرگرمی و برنامه ریزی فشرده و منسجم اجازه ورود این افکار را به ذهنتان ندهید.
موفق باشید.
میهمان
عشق فقط عشق خودم دوساله با مدیگه ارتباط داریم جز از ازدواج و علاقش به من هیچی نگفته همیشه بهم میگه زینب عشق ما پاکه پس ما هم باید جوری رفتار کنیم که عشقمون پاک بمونه برخلاف پسرای دیگه میگه ما هرگز نباید تنها باشیم چون نفر سوم شیطان است و ما حضرت یوسف نیستیم که از گناه دوری کننیم پس باید از شرایطی که احتمال گناه وجود داره دوری کنیم عشقم پسر عممه تو این دوسال دوبار تنها شدیم اونم مثلا من رفتم خونه عمم بعدش فهمیدم عمم خونه نیس شاید باورتون نشه تو اون لحظه ها با جدیت کامل باهم میحرفیدیم و من بعد از برداشتن وسیله موردنیازم بدون اتلاف وقف برگشتم خونه اومدم خونه بهم زنگ زده عذر خواهی کرده ببخش باهات جدی حرف زدم چون میدونم شیطان همیشه درکمینه الانم عمم باهام صحبت کرده که من با ازدواج شما راضیم و اینکه پسر عمم دانشجوعه واز اول هم گفت بعد اتمام تحصیلش به خواستگاری اقدام میکنه فقط از خانواده خودم میترسم چون پسرعمم روماتیسم داره
پرسمان
سلام علیکم، شما برای ادامه رابطه با پسر عمه تان لازم است از مشاوره های پیش از ازدواج بهره بگیرید تا موضوع به خوبی و در یک فضای ایمن توسط مشاوران و کارشناسان حوزه خانواده و ازدواج بررسی شود و تصمیم نهایی خودتان را بگیرید. اساساً برای داشتن یک ازدواج پایدار و آرامش بخش لازم است از مشاوره های پیش از ازدواج بهره بگیرید، زیرا علت ناپایداری بسیار از ازدواج ها اکتفاء به معیارهای سطحی و عدم بررسی همخوانی ویژگیهای شخصیتی ـ روانشناختی، زیستی، نگرشی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و تحصیلی دختر و پسر با یکدیگر است.
اگر شما قصد جدی ازدواج هم داشته باشید به ناچار باید رابطه را موقتاً قطع کنید و برای ازدواج از راهش اقدام کنید و از برقراری رابطه دوستانه قبل از ازدواج پرهیز کنید تا مرتکب گناه در روابط نشوید.
میهمان
سلام من با یکی از اعضای خانوادم رابطه داشتم تا اینکه جدیدا رفته خواستگاری این رابطه ای که من با او داشتمم خودش این رابطه رو شروع کرد و من فقط ۹ سالم بود که وارد این رابطه شدم و رفته رفته عاشقش شدم حالا هم رفته خاستگاری منم الان بد ضرربه ای خوردم الان من باید چیکار کنم که بتونم با خودم کنار بیام چرا باهام این کار رو کرده؟
پرسمان
سلام علیکم، شکی در این نیست که ارتباط شما با یکی از اعضای خانواده تان نوعی خطای استراتژیک بوده و مورد تأیید شرع و قانون نبوده و شما مجاز نبوده اید که خارج از چارچوب‌های شرعی، ضوابط عقلی و ملاحظات عرفی باهم در ارتباط باشید. اگر گناهانی بین شما صورت گرفته است نیازمند توبه است.
این را هم بدانید ازدواج با محارم در دین اسلام و دیگر ادیان آسمانی ممنوع است؛ بنابراین اینکه شما عاشق شده اید وجهی نداشته است و باید با این عشق تان مقابله کنید.
باید توجه داشت که میل و کشش به جنس مخالف، فقط یک انرژی روانی است که از اعماق ناهشیار برمی خیزد و به هشیار وارد می شود و فرد را به سوی موضوعش می کشاند، این انرژی که از غریزه جنسی برخاسته است، کور است و فاقد بینش، مثل موتور ماشین که فقط تولید انرژی می کند و اگر فرمان و راننده نباشد ماشین را به ته دره سقوط می دهد، در انسانها نیز همین است؛ یعنی غریزه فقط تولید انرژی می کند و چون کور است و شعور ندارد می تواند به واسطه ی عوامل مختلف مثل عوامل تربیتی، دلبستگی های نوجوانی و... به هر طرف بلغزد، لذا خداوند دین و عقل را همانند فرمان و راننده قرار داده که این نیرو را کانالیزه کنند تا انسان را به سوی هلاکت سوق ندهد. لذا کشش و علاقه شما به سوی جنس مخالف باید با بهره گیری از عقل و دین مهار شود و به سوی کانال درست و مسیر مثبت هدایت شود.
میهمان
سلام من دختری ۱۶ساله هستم دوست پسرم ۱۹ساله هست الان ۴ماه ک باهمیم با خانوادش راجب ازدواج هم حرف زده ولی گفته ک خانوادش راضی نیستن با من ازدواج کنه من پسررو دوست دارم اونم منو دوست داره خونمون هم نزدیک همه ب نظر شما چیکار کنم ک خانوادش رو راضی کنم اخه اونا دوست دارن عروسشون چادری باشه و من هم تا بحال چادر نزدم و اونا ب خاطر بی حجابی من راضی ب این وسلت نیستن حالا چیکار کنم
پرسمان
سلام علیکم، اگر خانواده پسری که قصد ازدواج با او را دارید، مذهبی هستند؛ باید به آنها حق بدهید ک دنبال دختری مذهبی و پایبند به اصول دینی و با رعایت کامل حجاب و عفاف اسلامی باشند؛ شما نیز اگر پسر مورد نظر را مورد مناسبی برای ازدواج می دانید؛ طبیعتاً باید خودتان را شبیه عروس مورد پسند آنها کنید.
میهمان
سلام من ۱۱ سالمه و همسایمون پیش مامانم از من خواستگاری کرده و مامانم اینو به من گفت منم گفتم مامان من هنوز بچم و مامانم ردشون کرد بعد از یک هفته هر جا میرم دنبالم هست چیکار کنم
پرسمان
سلام علیکم، این مسئله را می توانید با مادرتان در میان بگذارید تا با طرف مقابل تان برخورد لازم صورت بگیرد. در هر صورت شما باید مراقب باشید و هیچگاه نباید با طرف مقابل تان و دیگر نامحرمان وارد بازی ارتباط شوید تا آسیبی متوجه شما نگردد.
میهمان
سلام من دوست پسری ندارم و نداشتم
من ی دوست دارم همه کارم براش انجام دادم دلداریش میدادم . امتحاناش رو میدادم. راهنماییش میکردم ولی اون اصلا واسش مهم نبود انگار وظیفه من این بود کار هاش رو انجام بدم
دوستم یک دوست دیگش رو خیلی دوست داره میمیره براش خیلی هم روش حساسه
یک بار دوستم امتحان داشت من رفتم انجام بدم ک وقت تموم شد دوستم منو بلاک کرد منم بش پیم دادم ت فقط از من سو استفاده کردی و فقط ازم خواستی جواب امتحانات رو بدم چند روز داغون بودم تا ی شب بم پیم داد گفت من ازت ناراحت نیستم یکم با هم چت کردیم و باز هم با هم خوب شدیم
هر کاری کردم نتونستم دوستم رو فراموش کنم شما میشع منو راهنمایی
کنید چطوری دوستم رو فراموش کنم
پرسمان
سلام علیکم، با سلام و عرض ادب خدمت شما پرسشگر محترم
از ارتباط و حُسن اعتماد شما با «مجموعه پرسمان» صمیمانه تشکر می کنیم.
از پیام شما متوجه شدم که از سوء استفاده های دوستتان ناراحتید و ادامه این رابطه را به صلاح خود نمی دانید چون ثمره ای برای ان نمی بینید و در مورد راهکاری برای فراموشی ایشان درخواست کمک کردید.
در ادامه راهکارهایی را برای فراموش کردن دوست تان که دوستی و آشنایی با او ثمره ای برای شما ندارد یادآور می شویم:
۱. به صورت جدی تصمیم بگیرید او را فراموش کنید. او را از زندگی تان خط بزنید تا بتوانید او را فراموش کنید. مطمئن باشید که در صورت اراده حتمی و قطعی، صد در صد موفق خواهید شد.
۲. سعی کنید یکبار برای همیشه برای ترک چنین فردی تصمیم خود را قطعی کنید.
۳. هر آنچه از او دارید یا شما را به یاد او می اندازد را از بین ببرید. موقعیت هایی را که در آن خاطرات و افکار وی بیشتر به سراغ شما می آید، شناسایی کنید و از قرار گرفتن در این موقعیت ها خودداری کنید و به محض هجوم افکار خیالی، با ایجاد حواس پرتی اختیاری، ذهن گردانی، تغییر موقعیت و جابه جای مکانی و ایجاد مشغولیت فکری و ذهنی از آن فضای روانی خارج شوید.
۴. دل خود را نیز کنترل کنید و از فکر کردن به او خودداری کنید و هرگونه آثاری که شما را به یاد او می اندازد را از خود دور کنید.
۵. هرگاه فکر او به ذهن شما خطور کرد بلافاصله خود را به فکر و یا کار دیگرى مشغول کنید. به موضوعات جدید فکر کنید و از اشتغال ذهنى درباره او بپرهیزید.
۶. اگر نمی توانید با فکرتان مقابله کنید از تکنیک شمارش استفاده کنید. یعنی برای مقابله با یک فکر خاص از ۱۰۰۰ بصورت معکوس بشمارید، به این صورت: ۱۰۰۰، ۹۹۹، ۹۹۸ و .... آنقدر به شمارش ادامه دهید تا آن فکر کاملاً از ذهن تان خارج شود. اگر با وجود شمارش باز فکرتان درگیر آن فرد است سعی کنید سه تا سه تا به صورت معکوس از ۱۰۰۰ کم کنید.
۷. سعى کنید از قرار گرفتن در تنهایى اجتناب کنید مگر در مواقع ضرورى. ارتباط خود را با اهل خانواده و فامیل که با آنها رفت و آمد دارید، تقویت کنید و از گوشه گیری و انزوا اجتناب کنید.
۸. از بیکارى اجتناب کنید و اوقات خود را با اشتغالات مختلف و خلاقیت ها و برنامه هاى مورد علاقه تان نظیر مطالعه، انجام کارهاى هنرى و ورزشى، چنان تنظیم کنید که فرصت فکر کردن درباره وى را نداشته باشید.
۹. هرگاه فکر او به ذهنتان آمد، موضوع یا موضوعات مختلفى را در ذهن یا در دفترچه یادداشت خود داشته باشید و به سراغ آنها بروید و دربارۀ آنها فکر کنید.
۱۰. هرگاه متوجه شدید ذهنتان ناخودآگاه به آن مشغول شده است به خود چنین تلقین کنید و بگوئید «بس است» و آهسته مشت خودتان را روى میز یا زمین بزنید. بدین ترتیب تغییر حالت به وجود آمده، فضاى ذهنى تان را تغییر خواهد داد.
۱۱. هرگاه ذهنتان به سوى او معطوف شد بلافاصله به ویژگى هاى منفى او فکر کنید و به خود بگوئید او به خاطر این اوصاف، مناسب و شایسته من نیست.
۱۲. به خود چنین بگوئید که مطمئناً بهتر از او هم وجود دارد و من می توانم دستان خوب و بهتر دیگرى پیدا کنم.
موفق باشید.
میهمان
سلام من دختر ۱۸ ساله ام و اولین بار با پسری که آشنا شدم که قصد ازدواج داشت اصلنم به نظر بد نمیومد اما بعد مدتی ازدواج کرد و زیر همه چی زد چون ما از هم خیلی دور بودیم اما منم لطمه خوردم که چرا صبر نکرد بعد ازون هیچ کسو جدی نمیگرفتم چت میکردم اما اصلا حرفا مهم نبود حالم اینطوری بهتر بود الانم با یه نفر آشنا شدم که خیلی جدی ازم درخواست ازدواج کرد شرایطشم خوب بود اما خب من پدر مادرم راضی به ازدواجم نیستن با این حال با روانشناس حرف زدم و این آقا رو هم رد کردم آیا اشتباه کردم
پرسمان
سلام علیکم، برای اینکه بفهمید خواستگارتان چگونه فردی است؛ طبیعتاً با یک یا چند رفتار نمی توان به این مهم دست یافت. پی بردن به شناخت واقعی همسر و نوع شخصیت و تفکرات وی، تابع متغیرهای گوناگونی است و نمی‌توان به سهولت و با یک نگاه و یا صحبت معمولی، به این مهم دست یافت. باید بدانید شناخت واقعی طرف‌مقابل به هیچ وجه با گفتگوی دو نفره، سؤال و جواب کلیشه‌ای و یا چندبار نشست و برخاست و رفت و آمد خانوادگی و یا تحقیق از چند نفر مشخص نمی‌شود. بخصوص در فضای مجازی که مشکلات متعددی ممکن است اتفاق بیفتد نباید به هیچ وجه به فرد دل بست. شما اکنون در بهار ازدواج قرار دارید و مطمئنا خواستگاران زیادی برای شما خواهد آمد منتها دقت در شناخت آنها بسیار مهم است.
برخی افراد تبحر زیادی در ظاهرسازی دارند و به‌راحتی می‌توانند با حرّافی و چرب‌زبانی، دروغ‌گویی و... حقیقت را پنهان کنند و یا حقیقت را جور دیگری جلوه دهند و نهایتاً به مقصودشان برسند؛ به همین خاطر، گاهی برخی شناخت‌ها تنها از طریق اجرای آزمون‌های روان‌شناختی و نیز تحقیق از افراد آگاه به دست می‌آید. می‌توانید برای آگاهی از شخصیت خود و طرف‌مقابل، بعد از آشنایی اولیه در جلسات خواستگاری به اتفاق او و با اطلاع خانواده‌ها به مراکز مشاوره‌ای و خدمات روانشناختی معتبر مراجعه کنید و با کمک گرفتن از مشاوران ازدواج و روانشناسان با تجربه و اجرای تست‌های مختلف شخصیت، از خصوصیات شخصیتی هم و نیز از میزان تناسب خود با طرف‌مقابل‌تان، اطلاع حاصل فرمایید.
کار درستی کردید این موارد را کنار گذاشتید فقط مراقب باشید در فضای مجازی مجددا اسیر این روابط نشوید چون مشکلات زیادی را برای شما به وجود خواهد آورد.
میهمان
من قبلا با یه پسری حرف میزدم که باهاش کات کردم اصلا دوسش نداشتم بعد از چن روز یه پسری به من زنگ زد و گفت با من دوست شو من فردای اون روز بادوستام رفتم مدرسه و اون وسر دوباره به من زنگ زد و گفت چجور همدیگه را ببینیم من وقتی که میخواستم از مدرسه برگردم خونه با اون پسر قرار گذاشتم همدیگه را دیدیم من ازش خوشم اومد عاشقش شدم خییلی دوسش داشتم اما اونو نمیدونم بعد از چن وقت که من بهش گفتم دوست دارم و عاشقتم اون به من گفت که من کسه دیگه ای را دوس دارم و حاظرم بخاطرش دنیا را بپاش بریزم من خیلی نلراحت شدم ولی بخاطر اینکه دوسش داشتم رابطمونو قط نکردم بعد از چن وقت از من عکس سکسی خواست من گفتم نمیدم گفت اگه ندی نه من نه تو من گفت اگه بدی شاید اون دختری که دوسش دارمو فراموش کنم و با تو ادواج کنم گفت دوست دارم منم فرستادم اما من مطمئن بودم که منودوس نداره بعدش به من‌گفت بریم جایی تا سکس انجام بدیم من گفتم نه هر وقت که دعوامون میذد زود رابطه تموم میکرد اصلا بهم زنگ نمیزد تا وقتی که بهش پیام نمیدادم اونم نمیداددیگه واقعا فهمیده بودم دوسم نداره بعد از یه مدت یکی از فامیلمون فهمید و مجبور شدیم رابطومونو قط کنیم مامانم به پسره پیام داد که چرا با دختر من ارتباط برقرار کردی اون به مامانم گفته بود که من از اول کسه دیگه دوست داشتم اون اسرار داشت باهم دوست باشیم و رابطمون تموم شد اما من هنو دوسش دارم هر روز چکش میکنم بعد از این اتفاق من دیگه زوقم به هیچ کاری نمیکشه دوس ندارم با کسی حرف بزنم و زود عصبی میشم من فهمیدم که اون منو بخاطر رابطه جنسی میخواد حالا من باید چجوری فراموشش کنم ایا واقعا منو دوس نداشته
پرسمان
سلام علیکم، ارتباط شما با ما گویای این است که در صدد انتخاب مسیر صحیح هستید و امیدواریم ما نیز راهنمای خوبی برایتان باشیم.
پرسشگر محترم! ارتباط دوستانه با نامحرم اگرچه به قصد ازدواج باشد، شرعا جایز نیست. وقتی رابطه رسمی نباشد و مخفیانه باشد، رابطه دوستی بدون ازدواج بوجود آید، علاوه بر گناه و عدم جواز شرعی عواقب فردی و اجتماعی منفی زیادی دارد که عبارتند از:
• اولا ازدواج شرایط و مقدماتی دارد که باید ابتدا آنها مهیا باشد و گرنه عملا ازدواج غیر ممکن می شود. به نظر می رسد فرد مقابل شما اصلا لیاقت این ازدواج را با چنین خواسته های آلوده ای ندارد.
• شما هنوز تا حدودی با ازدواج فاصله دارید و این رابطه عملا به جایی نمی رسد. شما به درستی می دانید که این رابطه بی سرانجام است و می تواند آسیب های زیادی داشته باشد. بسیاری از این رابطه ها به ازدواج منجر نمی شود.
• وابستگی های زیادی بین دختر و پسر در این رابطه ها اتفاق می افتد که در صورت منجر نشدن به ازدواج مشکلات جدی برایشان بوجود می آورد که عذاب روحی زیادی به دنبال خواهد داشت.
• بزرگی می گفت زن و مرد همچون پنبه و آتش می باشند و اگر در مجاورت هم قرار گیرند شعله های آتش زبانه خواهد کشید. معمولا دختر و پسر اگر چه مذهبی باشند بخاطر کشش ذاتی که بین دختر و پسر وجود دارد به تدریج در گناه فرو رفته و پاکی و نجابت خود را از دست می دهند.
• فردی که چند مورد از این دوستی ها را تجربه کند سرمایه محبت روانی اش کم شده و بعد از ازدواج نمی تواند رابطه گرم و عاشقانه با همسرش برقرار کند و چه بسا بعد از ازدواج مرتب همسرش را با دیگران مقایسه کرده و دچار احساس زیان شود.
• بسیاری از این رابطه ها به درگیری، آبروریزی، منجر می شود تصور کنید که شما می خواهید مثلا چند سال با او در ارتباط باشید بالاخره احتمال اینکه خانواده اش متوجه شوند زیاد است و آنوقت دیگر با ازدواج شما مخالفت می کنند و حتی ادامه رابطه نیز مقدور نخواهد بود.
• یکی دیگر از مشکلات در رابطه دختر و پسر تحریک جنسی است. شما در سنی قرار دارید که تحریک جنسی و غریزه جنسی در اوج خود قرار دارد و رابطه داشتن با جنس مخالف تحریک را بیشتر می کند و اضطراب مداوم خواهید داشت و این سلامتی را به خطر می اندازد.
• همچنین مشکل بزرگی که در این رابطه ها وجود دارد عدم شناخت فرد مقابل است. زیرا هر فردی دوست دارد در زندگی مشترک خوشبخت شود و خوشبختی زمانی تحقق می یابد که فرد مقابل فرد مناسبی برای شما باشد. حال چه کسی برای شما مناسب است؟
پس پیشنهاد ما این است که تا به عوارض وخیم تری گرفتار نشده اید این رابطه را خاتمه دهید و خودتان را نجات دهید. (در صورت نیاز راهکارهای فراموشی او را در مکاتبات بعدی از ما بخواهید). سعی کنید تا زمانی که شرایط ازدواج تان مهیا نشده با فرد مقابل رابطه برقرار نکنید که در این صورت نه تنها شناخت درستی از او برایتان حاصل نمی شود بلکه وقت و سرمایه و عمرتان نیز در این راه به هدر می رود.
موفق باشید.
میهمان
من بیست سال دارم ودوست پسرم بیست و دوساله هست یک سال هست که از آشنایی مون میگذره ایشون میگن که نیتشون خواستگاری بوده ولی نتونسته که خانوادشون رو راضی کنند و بر اثر یک اتفاق خانواده من متوجه ارتباط مون شدند که خیلی بد رابطه منو ایشون قطع شد به مدت چهل روز بعد چهل روز دوباره تو فضای مجازی با هم ارتباط داریم و من نمیدونم چکار کنم چون خانواده من و خانواده خودشون به شدت مخالف ازدواج ما هستند و خانواده من این اقارو شهوت ران خطاب میکنند ولی ما همدیگه رو دوست داریم و فکر میکنیم گذر زمان ممکنه نظر خانواده هامون رو تغییر بده ولی بر اثر اون اتفاق نابهنجار که افتاد و خانواده من فهمیدن و مارو از هم جدا کردند ممکنه هیچوقت نظر خانواده هامون تغییر نکنه و من هر شب با چشمان اشکبار میخوابم و این وضعیت تمرکز رو ذهن من صلب کرده و افت تحصیلی کردم و اینکه باید بگم منو ایشون با هم ارتباط فیزیکی هم داشتیم.
ممنون میشم راهنمایی کنید.
پرسمان
سلام علیکم، ضمن تقدیم احترام خدمت شما پرسشگر محترم! ارتباط شما با ما گویای این است که در صدد انتخاب مسیر صحیح هستید و امیدواریم ما نیز راهنمای خوبی برایتان باشیم.
پرسشگر محترم! ارتباط دوستانه با نامحرم اگرچه به قصد ازدواج باشد، شرعا جایز نیست. وقتی رابطه رسمی نباشد و مخفیانه باشد، رابطه دوستی بدون ازدواج بوجود آید، علاوه بر گناه و عدم جواز شرعی عواقب فردی و اجتماعی منفی زیادی دارد که عبارتند از:
• اولا ازدواج شرایط و مقدماتی دارد که باید ابتدا آنها مهیا باشد و گرنه عملا ازدواج غیر ممکن می شود. یکی از این شرایط معیارهای ازدواج است که به نظر می رسد پسری که از الان بخواهد با روابط آزاد شناخت ها را حاصل کند نمی تواند همسر خوبی برای شما باشد. خانواده تان خیرخواه شماست و باید این رابطه را قطع کنید.
• شما هنوز تا حدودی فاصله با ازدواج دارید و این رابطه عملا به جایی نمی رسد. شما به درستی می دانید که این رابطه بی سرانجام است و می تواند آسیب های زیادی داشته باشد. بسیاری از این رابطه ها به ازدواج منجر نمی شود.
• وابستگی های زیادی بین دختر و پسر در این رابطه ها اتفاق می افتد که در صورت منجر نشدن به ازدواج مشکلات جدی برایشان بوجود می آورد که عذاب روحی زیادی به دنبال خواهد داشت.
• بزرگی می گفت زن و مرد همچون پنبه و آتش می باشند و اگر در مجاورت هم قرار گیرند شعله های آتش زبانه خواهد کشید. معمولا دختر و پسر اگر چه مذهبی باشند بخاطر کشش ذاتی که بین دختر و پسر وجود دارد به تدریج در گناه فرو رفته و پاکی و نجابت خود را از دست می دهند.
• فردی که چند مورد از این دوستی ها را تجربه کند سرمایه محبت روانی اش کم شده و بعد از ازدواج نمی تواند رابطه گرم و عاشقانه با همسرش برقرار کند و چه بسا بعد از ازدواج مرتب همسرش را با دیگران مقایسه کرده و دچار احساس زیان شود.
• بسیاری از این رابطه ها به درگیری، آبروریزی، منجر می شود تصور کنید که شما می خواهید مثلا چند سال با او در ارتباط باشید بالاخره احتمال اینکه او شما را رها کند و به خواستگاری نیاید زیاد است.
یکی دیگر از مشکلات در رابطه دختر و پسر تحریک جنسی است. شما در سنی قرار دارید که تحریک جنسی و غریزه جنسی در اوج خود قرار دارد و رابطه داشتن با جنس مخالف تحریک را بیشتر می کند و اضطراب مداوم خواهید داشت و این سلامتی را به خطر می اندازد.
پس پیشنهاد ما این است که تا به عوارض وخیم تری گرفتار نشده اید این رابطه را خاتمه دهید و خودتان را نجات دهید. (در صورت نیاز راهکارهای فراموشی او را در مکاتبات بعدی از ما بخواهید). سعی کنید تا زمانی که شرایط ازدواج تان مهیا نشده با فرد مقابل رابطه برقرار نکنید که در این صورت نه تنها شناخت درستی از او برایتان حاصل نمی شود بلکه وقت و سرمایه و عمرتان نیز در این راه به هدر می رود . با این فرد قطع رابطه کنید و بگویید هر زمان شرایط ازدواج داشتی رسما از طریق خانواده اقدام کن!
موفق باشید.
میهمان
دوستان بخدا این دوستت دارما و عاشقتمو اینجور حرفا همه الکی و دروغن مگر اینکه ب خاستگاری شما بیاید هیچ باور نکنید از من گفتن از شمل شنیدن
پرسمان
سلام علیکم، سخنانی که شما بیان کردید، حرف های درستی است. اگر بخواهیم سخن شما را در یک جمله خلاصه کنیم باید بگوییم: «جانا سخن از زبان ما می‌گویی»
امیدواریم سخنان ارزشمند شما آویزه گوش جوانان خصوصاً دختران و پسران پاک این سرزمین باشد که اگر قصد ازدواج دارند از راهش اقدام کنند و با راه های انحرافی و برقراری روابط دوستانه قبل از ازدواج که این گونه روابط غالباً آسیب زاست در صدد ازدواج نباشد.
میهمان
من با یه پسر تو گروه گپ رل اشنا پسره اومد پی وی من و گفت من قصد ازدواج دارم من گفتم باشه چند روز بعد زنگ زد و با مامانم حرف زد و گفت من پسری هوس باز نیستم از دخترتون خوشم میاد میخوام باهاش ازدواج کنم و بعد مامانم گفت بیا شهر ما گفت کار دارم ولی تا هفته دیگه میام نیومد وچند روز بعد زنگ زد و گفت را ها باز شن میام بازم نیومد و بعد ی مدت گفتم بابام گفته فقط ی هفته وقت داری بیای گفت من نمی تونم تو روخوشبت کنم و بعد چند روز زنگ زد ب مامانم گفت باهاش شوخی کردم حالا میخوام ببینم واقعا دوسم داشته یا نه؟
پرسمان
سلام علیکم، اساساً اگر کسی قصد واقعی ازدواج با شما را داشته باشد، مطمئناً از راهش اقدام می کند و حاضر نیست به این سادگی شما را از دست بدهد و نگران از دست دادن شماست. ارجاع خواستگاران به خانواده نوعی محک زدن قصد و نیت واقعی آنهاست؛ بنابراین وقتی خواستگارتان اقدامی نکرد و یا از پیشنهاد منطقی شما ناراحت و عصبی شد و یا پیشنهاد دوستی داد، معلوم می شود که وی قصد واقعی ازدواج ندارد و یا مورد مناسبی برای ازدواج نیست؛ بنابراین شما نیز نباید به او بیندیشید و عمر و وقت خویش را بیهوده صرف او کنید.
میهمان
سلام من ۱۶ سالمه و با یه پسر ۱۷ ساله یک ماه و نیم رل زدم ما همشهری نبودیم من خیلی دوسش داشتم و اون یبار کات کرد با من و بعد دو سه ساعت اومد گفت عصبانی بودم چون تو بی محلی میکردی و ازم پرسید فقط با من بودی ؟؟ این سوالو چند بار کرده و ده روز بعد از کات کردن اون من فهمیدم واقعا دارم بهش علاقه مند میشم و می دونستم قصدش ازدواج نیس چون غیر مستقیم بهم فهمونده ک قصد ازدواج نداره من باهاش کات کردم اون پرسید چرا من گفتم نمیخوام دوس پسر داشته باشم اونم گفت باشه ممنون بابت این چند وقت و یکم بعد گفت یه چیزایی باید بگم بهت یه روز که وقت داشتم پیام میدم من پرسیدم درباره چی گفت هدف اولم دوستی خوب و طولانی بود من گفتم هدف بعدیت چی بود گفت به اون جاها نرسید و بازم رفت و یکم بعد گفت به عنوان یه دوست پیشم میمونی منم گفتم ن و بازم اومد گفت میشه بهت زنگ بزنم ک صداتو بشنوم من گفتم باید همدیگرو فراموش کنیم گف واس همون فراموشی میگم منم یه تایم گفتم بهش ولی اون موقع پشیمون شدم و حرف نزدم باهاش دلیل این سوال که میگفت (فقط با من بودی ؟؟)رو نمی دونم میشه شما بگین
پرسمان
سلام علیکم، ارتباط شما با ما گویای این است که در صدد انتخاب مسیر صحیح هستید و امیدواریم ما نیز راهنمای خوبی برایتان باشیم.
خواهر گرامی! نمی دانیم انگیزه شما از ابراز علاقه به این فرد چیست ولی توصیه می کنیم در چنین سنینی ذهن خود را درگیر چنین روابطی نکنید.
زیرا:
* شما تا حدودی زیادی با ازدواج فاصله دارید و این رابطه عملا به جایی نمی رسد. شما به درستی می دانید که این رابطه بی سرانجام است و می تواند آسیب های زیادی داشته باشد. بسیاری از این رابطه ها به ازدواج منجر نمی شود.
* وابستگی های زیادی بین دختر و پسر در این رابطه ها اتفاق می افتد که در صورت منجر نشدن به ازدواج مشکلات جدی برایشان بوجود می آورد که عذاب روحی زیادی به دنبال خواهد داشت.
* بزرگی می گفت زن و مرد همچون پنبه و آتش می باشند و اگر در مجاورت هم قرار گیرند شعله های آتش زبانه خواهد کشید. معمولا دختر و پسر اگر چه مذهبی باشند بخاطر کشش ذاتی که بین دختر و پسر وجود دارد به تدریج در گناه فرو رفته و پاکی و نجابت خود را از دست می دهند.
* فردی که چند مورد از این دوستی ها را تجربه کند سرمایه محبت روانی اش کم شده و بعد از ازدواج نمی تواند رابطه گرم و عاشقانه با همسرش برقرار کند و چه بسا بعد از ازدواج مرتب همسرش را با دیگران مقایسه کرده و دچار احساس زیان شود.
* بسیاری از این رابطه ها به درگیری، آبروریزی، منجر می شود تصور کنید که شما می خواهید مثلا چند سال با او در ارتباط باشید بالاخره احتمال اینکه خانواده اش متوجه شوند زیاد است و آنوقت دیگر با ازدواج شما مخالفت می کنند و حتی ادامه رابطه نیز مقدور نخواهد بود.
* یکی دیگر از مشکلات در رابطه دختر و پسر خیانت دو طرف به همدیگر است چون ممکن است این فرد با افراد دیگری نیز ارتباط داشته باشد. برای همین نگران رابطه عشقی خود می شود و می ترسد فرد مقابل او نیز با افراد دیگر ارتباط داشته باشد.
پس پیشنهاد ما این است که تا به عوارض وخیم تری گرفتار نشده اید این رابطه را خاتمه دهید و خودتان را نجات دهید. (در صورت نیاز راهکارهای فراموشی او را در مکاتبات بعدی از ما بخواهید). سعی کنید تا زمانی که شرایط ازدواج تان مهیا نشده با فرد مقابل رابطه برقرار نکنید که در این صورت نه تنها شناخت درستی از او برایتان حاصل نمی شود بلکه وقت و سرمایه و عمرتان نیز در این راه به هدر می رود.
موفق باشید.
میهمان
سلام یه پسره اومد بم گف ک خیلی دوسم داره ولی من همون اوایل دوسش نداشتم و فقط باهاش چت میکنم ولی الان در حد مرگ عاشقشم ولی نمیتونم بش بگم ولی اون خیلی دوس داره بام وارد رابطه بشه ولی من چون میترسم لو برم بخاطر همین باهاش دوس نشدم ولی یه فامیلامون فهمیده که ما باهم چت میکنیم‌ میترسم بره به مامانم بگه برا همین چون پسره رو دوس دارم نمیخوام بلاکش کنم ولی از ترس اینکه لو برم نمیدونم باید چیکار کنم
میشه راهنماییم کنین ک چیکار کنم؟؟
پرسمان
سلام علیکم، اینکه طرف مقابل تان عاشق شما شده و تمایل به ازدواج با شما دارد چندان مهم نیست، مهم این است که شما در برابر فرد مورد نظر یا هر فردی از جنس مخالف شؤنات اسلامی و اخلاقی را کاملاً رعایت کنید؛ چرا که انجام برخی رفتارهای خاص، جلوه‌گری‌ها، خودنمایی‌ها، عشوه‌گری‌ها، ناز و کرشمه، اظهار عشق و علاقه مستقیم به جنس مخالف، خنده و شوخی، گپ و گفت‌های غیر ضروری و غیر معمول ضمن این که ارزش انسانی و کرامت ذاتی‌تان را زیر سؤال می‌برد و شما را بی‌شخصیت جلوه می‌دهد، مفهوم بدی را به طرف مقابل‌تان القاء می‌کند و به جای این که وی اندیشه ازدواج با شما را در سر بپروراند، بیشتر در پی خوشگذرانی و ارضای امیال حیوانی خود باشد و یا به بهانه ازدواج، طرح دوستی با شما بریزد و احساسات و عواطف‌تان را به بازی گرفته و عفت و پاکی‌تان را خدشه دار ساخته و در نهایت شما را رها سازد.
البته اگر پسری به شما ابراز علاقه کرد در این فرض شما در برابر ابراز علاقه و احساسات وی تنها می توانید وی را به انجام خواستگاری رسمی از طریق خانواده ها سوق دهید تا زمینه برای آشنایی بیشتر فراهم گردد.
این طوری انگیزه و قصد واقعی او مشخص می شود. یادتان باشد کسی که قصد واقعی ازدواج با شما را داشته باشد، مطمئناً از راهش اقدام می کند و حاضر نیست به این سادگی شما را از دست بدهد و نگران از دست دادن شماست. ارجاع خواستگاران به خانواده نوعی محک زدن قصد و نیت واقعی آنهاست؛ بنابراین وقتی خواستگارتان اقدامی نکرد و یا از پیشنهاد منطقی شما ناراحت و عصبی شد و یا پیشنهاد دوستی داد، معلوم می شود که وی قصد واقعی ازدواج ندارد و یا مورد مناسبی برای ازدواج نیست؛ بنابراین شما نیز نباید به او بیندیشید و عمر و وقت خویش را بیهوده صرف او کنید.
میهمان
خوب
میهمان
سلام من دختری ۱۶ ساله هستم و تقریبا چهل روز پیش با پسری ۱۷ ساله در یک گروه گپ رل زدم و اون هم بهم ابراز علاقه کرده من خیلی دوسش دارم و نمیخام از دستش بدم راستش من قبلا با چند تا پسر دیگه هم چت کردم ولی اونا از روی هوس با من بودن ولی پسری,ک بهش علاقه دارم انگار اصلا هوس باز نیست و تاحالا از مساعل جنسی حرف نزده اون خیلی کم انلاین میشه و دیر جواب پیامم رو میده و کم حرف میزنه و میگه اگه بی محلی نکنی باهات میمونم اینو قول داده و اینکه اون کرج زندگی میکنه من زنجان ممنون میشم راهنماییم کنید
پرسمان
سلام علیکم، شاید این ضرب المثل ها را شنیده اید که می گویند: «ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی *** این ره که تو می روی به ترکستان است».
اگرچه ارتباط با جنس مخالف می تواند هیجان انگیز باشد اما حتی اگر شما قصد ازدواج داشته باشید چنین روابطی علاوه بر اینکه تخطی آشکار از چارچوب‌های دینی، ضوابط عقلی و ملاحظات عرفی است در ازدواج و فرایند همسرگزینی به شدت نقش منفی بازی می‌کند و باعث شکل‌گیری ازدواج‌های احساسی پشیمان‌کننده می‌گردد که طبق تحقیقات انجام گرفته در این زمینه و گزارشاتی که سازمان ‌های مربوطه اعلام می ‌کنند معمولاً شکست در ازدواج را به همراه دارد.
شما نیز اگر قصد جدی ازدواج دارید، بهتر است به جای برقراری رابطه دوستانه با جنس مخالف از طریق خانواده ها و خواستگاری رسمی موضوع را پیگیری کنید تا آسیبی متوجه شما نگردد و زودتر به هدف و خواسته خود برسید.
میهمان
سلام من دختری ۱۶ ساله هستم و با یه پسر در یک گروه گپ اشنا شدم و اون ۱۷ سالشه من بهش علاقه مند شدم و اون هم بار ها گفته ک دوسم داره خیلی کم حرف میزنه و وقتی بهش پیام میدم دیر جواب میده اون بهم قول داده هیچ وقت ترکم نکنه و من فکر میکنم اون با بقیه فرق داره و تا الان حتی ذره ای از مساعل جنسی و تحریک کننده حرف نزده من دوسش دارم ولی حرف زدن در مورد ازدواج زود چون ما هر دو کم سن و سالیم میشه راهنماییم کنید
پرسمان
سلام علیکم، اگرچه ارتباط با جنس مخالف می تواند هیجان انگیز باشد اما چنین روابطی علاوه بر اینکه تخطی آشکار از چارچوب‌های دینی، ضوابط عقلی و ملاحظات عرفی است در ازدواج و فرایند همسرگزینی به شدت نقش منفی بازی می‌کند و باعث شکل‌گیری ازدواج‌های احساسی پشیمان‌کننده می‌گردد که طبق تحقیقات انجام گرفته در این زمینه و گزارشاتی که سازمان ‌های مربوطه اعلام می ‌کنند معمولاً شکست در ازدواج را به همراه دارد.
شما نیز اگر قصد جدی ازدواج دارید، بهتر است به جای ارتباط گیری از طریق خانواده ها و خواستگاری رسمی موضوع را پیگیری کنید تا آسیبی متوجه شما نگردد و زودتر به هدف و خواسته خود برسید.
عشق و علاقه و وابستگی شما نسبت به پسر مورد نظر چیز چندان عجیبی نیست؛ بلکه از یک اصل ساده روانشناسی به نام اصل مجاورت و اصل مشابهت ناشی شده است. چون شما در گذشته با پسری تا به این مقدار دوست و صمیمی نبوده اید و حالا که به هر دلیلی با وی آشنا شده اید و احتمالاً نقاط اشتراک و شباهت هایی نیز با او داشته اید و با او هم کلام و رو در رو شده اید و چون شرایط تقریباً یکسانی داشته اید و قصد ازدواج داشته اید، بهتر از هر کس دیگری یکدیگر را درک کرده اید و این درک متقابل باعث شده نسبت به او احساس خاصی پیدا بکنید و به او علاقه‌مند گردید. هر کس دیگری به غیر از آن شخص هم می توانست در آن شرایط این نقش را بازی کند تنها منحصر در او نبوده است.
به هر حال، نه این گونه ارتباطات و آشنایی ها و نه این گونه عشق و علاقه ها هیچکدام درست نمی باشد و نمی تواند برای امر ازدواج که یک امر واقعی و مقدسی است معیار قضاوت قرار گیرد.
میهمان
... نمیدونم چجوری بگم
نمیخوام چیزی بگم فقط لطفا بگید چجوری به یه نفر بگم دوستش دارم
هنوز به اون فکر میکنم همیشه هس میکنم پیشمه
پسر داییمه و مامان بابام ازندگی اون خوششون میاد مخصوصا بابام
ولی وقتی تو یه جایی با همیم اصلا فکر میکنم به من نگاه هم نمیکنه و این خیلی بده ولی از یه طرف فکر میکنم همه پسر ها اینطورین
خلاصه چجوری چکار کنم از من خوشش بیاد من دوسش دارم؟
پرسمان
سلام علیکم، اساساً انتخاب همسر باید بر اساس ملاک ها و معیارهای صحیح و عقل پسند باشد. کسی که می خواهد ازدواج کند ابتدا باید ببیند آمادگی و موقعیت آن را دارد یا نه، سپس در مورد ویژگی های همسر آینده اش فکر کند و معیارهای اصلی را کشف کند؛ در مرحله سوم باید بکوشد تا افرادی را در نظر بگیرد که بهترین و بیشترین معیار همسر خوب را دارا هستند. این سه مرحله از اصول اساسی ازدواج است و باید رعایت شود. اگر می بینیم هر روز آمار طلاق در بین زوج های جوان بالاتر می رود به خاطر این است که اصول فوق رعایت نمی شود و بلکه ازدواج بر پایه احساسات زودگذر جوانی بنا می شود. معلوم است که اگر چنین چیزی پایه زندگی شد با سرد شدن آن زندگی نیز سرد می شود. آیا اکثر کسانی که در زندگی به بن بست می رسند و به ناچار از یکدیگر جدا می شوند از ابتدا با هم سرد بودند؟ اگر درباره زندگی آنها مطالعه کنید خواهید دید که زندگی را با چه عشق سوزانی شروع کردند ولی چون زندگی شان غیر از عشق، پایه و هدف دیگری نداشت، سرد و خاموش شد. زیرا عشق و دوستی اگر قبل از شناخت متقابل بیاید چشم اندیشه را کور می کند و جلوی تصمیم صحیح را می گیرد.
در این مورد شما بدون در نظر داشتن علاقه به ایشان نظر نمایید آیا ایشان معیارها و شرایط شما را دارند یا خیر؟
نکته دیگر اینکه در ازدواج همیشه پسران طالبند و دختران مطلوب، این عادت براساس فطرت انسانی آنهاست. به همین جهت پسران به خواستگاری می روند نه دختران، حتی در روایتی که مربوط به ازدواج آدم و حواست، آدم با این که خلیفه خدا و مسجود ملائکه شد ولی مأمور شد که از حوا خواستگاری کند و خداوند اجازه نداد حوا از آدم خواستگاری کند. حال اگر عکس این عادت فطری اتفاق افتد، نتیجه مطلوبی نخواهد داد و بلکه گاهی سبب تحقیر و شکست روحی دختر می شود.
در مورد مسأله ای که برای شما پیش آمده، اگر با بررسی و تحقیق و مشورت های لازم ایشان را فردى صالح و مناسب تشخیص دادید، بهترین راه آن است که از طریق واسطه اى مورد اعتماد نظر طرف مقابل را درباره خویش جویا شوید. در صورتى که او نیز واقعا به ازدواج با شما تمایل دارد، به طور رسمى و از طریق خانواده محترمشان از شما خواستگارى کند تا ان شاء اللّه هر چه زودتر با توافق شما و وى و خانواده هاى محترمتان مقدمات ازدواج فراهم شود. از هرگونه ارتباط مستقیم و دور از نظارت بزرگ ترها جدا بپرهیزید؛ (حتى ارتباط تلفنى یا مکاتبه اى). در مسیر احراز شرایط سخت دقت نمایید که بعد از ازدواج دیگر جای بازگشت نیست و باید یک عمر ناهنجاری را تحمل نمایید.
اگر با بررسى هاى به عمل آمده ایشان را مناسب تشخیص ندادید احساسات خود را کنترل و از ابراز محبت خوددارى کنید؛ زیرا علاقه یک سویه راه به جایى نمى برد.
میهمان
سلام من دختری ۱۴ ساله هستم رلمم ۱۴ سالشه هم بهش میگه دوست دارم خیلی میخوامت اگه اومدم خواستگاریت قبول نکردن خانوادت میرم خودم رو میکشم و سرم خیلی حساسه می خوام بدونم همه حرفاش راسته هیچ تردیدی نداشته باشم
پرسمان
سلام علیکم، خترم پیدایش مسئله عشق و علاقه در سنین نوجوانی و جوانی نسبت به جنس مخالف تا حدودی طبیعی است؛ چرا که این مسئله یک فرایند طبیعی و خدادادی است که معمولاً برای دختران و پسران در سنین نوجوانی و جوانی به خاطر فعل و انفعالات خاصی که در بدن انسان به خاطر رسیدن به دوران بلوغ به وجود می آید، رخ می دهد تا آنان را به تدریج برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک آماده سازد؛ بنابراین اگر علاقه خاصی در وجود شما نسبت به جنس مخالف ایجاد شده، اصلاً و ابداً چیز عجیبی نیست. منتها آنچه ما با آن مخالفیم بها دادن زیاد به چنین مسئله ای و برقراری رابطة دوستانه با جنس مخالف است؛ اگر این گونه عشق و علاقه های غریزی نسبت به جنس مخالف تبدیل به عشق و علاقه کور و بی ضابطه گردد و یا باعث شکل گیری روابط دختر و پسر و دوستی پنهانی آنان و پیدایش وابستگی روانی، دل مشغولیت های افراطی و مشکلات دیگر گردد و یا موجب شکل گیری ازدواج های احساسی پشیمان کننده شود در هر صورت، مشکلات عدیده ای را برای دختران و پسران و خانواده آنها ایجاد خواهد نمود.
همچنین لازم است به این نکته هم توجه داشته باشید که رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج دارای چه حکمی است. این نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستی بین دختر و پسر و اینگونه روابط نهی کرده است؛ زیرا عفت عمومی جامعه با اینگونه روابط آسیب جدی می‎بیند، پایه‎های ازدواج و خانواده سست می‎شود و صدها مفسده اخلاقی برای دختر و پسر و جامعه دارد.
لذا دخترم! توصیه ما این است که به احساس خود در این سنین نوجوانی نباید اطمینان کنید. زیرا نوجوانی مانند شما در این سنین دچار خیالات بسیار قوی ای نسبت به جنس مخالف است و به تجربه ثابت شده عشق هایی که در این سن ایجاد می شوند نه واقعی هستند و نه پایدار و بیشتر ناشی از غلیان احساس هستند. باید سعی کنید از دلبستگی در این سن پرهیز کنید و به خودتان فرصت بدهید تا قدری عاقلانه تر با مسایل مهم زندگی مانند ازدواج برخورد نمایید. ازدواج یکی از مهمترین حوادث زندگی انسان است و نقش مهمی در سرنوشت، سعادت و خوشبختی و همچنین ناکامی و شقاوت انسان دارد لذا باید با دقت کافی همهء جوانب مسئله مد نظر قرار گیرد و غفلت از هر بعدی از ابعاد این مسئله می تواند پیامدهای ناگوار و جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد. از نظر ما و با توجه به تجربیات گذشته مان این علاقه ها راه به جایی نمی برد و فقط فکر و ذهن را درگیر می کند و بیشترین آسیب ها در این روابط متوجه دختر می شود. بنابراین بهتر است هرگونه رابطه ای را با ایشان قطع کنید تا به پختگی کامل برسید و زمان ازدواج شما فرا برسد، آنگاه با توجه به معیارهای یک همسر مناسب در مورد وی تصمیم بگیرید.
خوشحال می شویم از یکی از راههای زیر با ما تماس بگیرید تا بتوانیم بیشتر در مورد مسئله ای که با آن روبرو هستید و راهکارهای حل مسئله با هم صحبت کنیم.
** درج سوال به وسیله پیامک : ۳۰۰۰۱۶۱۹
** درج سوال در سایت پرسمان : http://www.porseman.org/q/newq.aspx
** درج سوال به وسیله ایمیل : info@porseman.org
** درج سوال به وسیله ربات سروش، بله و گپ پرسمان: @porsemanbot
میهمان
بعضی از پسرا فقط بخاطر هوس بازی و.. با جنس مخالفی دوست میشنمن همه نظرات رو خوندم نمیدونم فقط چرا یک پسرنظر داده واکثرا خانوم هستن
بنظرم به خاطر عاطفشون این بلا به سرشون میاد
برای پسر اصلا مهم نیست یک دختری عاشقش هست یا نیست دوستش داره یا نداره البته بعضی ازپسرها
اگه کسی شما رو ازته قلب دوست داره بگید بیادبه خاستگاریتون اگه مردنه بهش یک هفته فرصت دیداگه نیومد بدونید که همه این عشق بازی ها ازالکی هستش وهوس بازی پیش نیست
من از دیدگاه خودم که پسرم میگم که حواستون باشه.
پرسمان
سلام علیکم، دوست عزیز!
از شما ممنون و سپاسگزاریم. مطمئناً تجربیات ارزشمند شما برای همۀ دختران راهگشا خواهد بود.
میهمان
سلام من دختر ۱۸ ساله هستم ورلم ۲۱ ساله وقصدش ازدواج هست وهشت ماه هست که با هم دوستیم خیلب دوسش دارم اونم همینطور و محل زندکیمون هم خیلی دوره اون میگه تا از اندام تناسلیت برانم نفرستی نمیام به دیدنت منم بهش اعتماد دارم که کار نمیکنه باعمسی که میفرستم ولی میترسم که عکس رو بدم مه تنها نیاد خاستگاری کلا نیاد به دیدنم واینکه تماس تصویری با مادرش گرفت به مادرش گفت که من با این دختر قصد ازدواج دارم در آینده میخام بگیرمش نمی پونم بهش دراین مورد اعتماد کنم یانه لطفا راهنماییم کنید ممنونم
پرسمان
سلام علیکم، تردیدی نداشته باشید که فردی که شما با او آشنا شده اید شیادی بیش نیست و وی با سخنانش درصدد فریب دادن شما و سوءاستفاده جنسی و غیرجنسی از شماست؛ بنابراین شما باید هوشمدانه و با جرئت ورزی ارتباط را قطع کنید و خودتان را از آسیب های احتمالی دور نگه دارید.
متأسفانه برخی از افراد مریض و هوس ران در بین همۀ اقشار جامعه در همه اقصا نقاط جهان وجود دارند که به بهانۀ های مختلف و... در پی اغفال دختران و زنان جوان و کامجویی از آنها هستند که لزوم هوشیاری آنها را می طلبد تا در دام آنها نیفتند و اجازه ندهند عفت و پاکی خویش ناجوانمردانه به تاراج برود.
در هر صورت شما باید از ارتباط پنهانی با او بپرهیزید و به خواسته های نامشروع وی تن ندهید تا آسیبی متوجه شما نگردد. همچنین برای پی بردن به عشق و علاقه واقعی او شما تنها می توانید وی را به انجام خواستگاری رسمی از طریق خانواده ها سوق دهید تا انگیزۀ واقعی وی مشخص گردد و نیز زمینه برای آشنایی و شناخت بیشتر فراهم گردد. این طوری انگیزه و قصد واقعی او مشخص می شود. یادتان باشد کسی که قصد واقعی ازدواج با شما را داشته باشد، مطمئناً از راهش اقدام می کند و حاضر نیست به این سادگی شما را از دست بدهد و نگران از دست دادن شماست. ارجاع خواستگاران به خانواده نوعی محک زدن قصد و نیت واقعی آنهاست؛ بنابراین وقتی طرف مقابل تان اقدامی نکرد، بهانه آورد و یا از پیشنهاد منطقی شما ناراحت و عصبی شد و یا پیشنهاد دوستی داد، معلوم می شود که وی قصد واقعی ازدواج ندارد و یا مورد مناسبی برای ازدواج نیست؛ بنابراین شما نیز نباید به او بیندیشید و عمر و وقت خویش را بیهوده صرف او کنید.
میهمان
من دختر ۱۲ ساله میخوام هرچی درباره مسائل جنسی بدونم
پرسمان
سلام علیکم، اگرچه شما به انگیزه و هدف خود از طرح چنین سؤالاتی و کسب اطلاع از مسائل زناشویی و جنسی مشخص نکرده اید، اما تردیدی در این نیست که آگاهی از مسائل زناشویی و جنسی برای نوجوانان و جوانانی که هنوز شرایط ازدواج را ندارند بسیار مفسده برانگیز بوده و به صلاح شان نیست؛ چون همان طور که ندانستن و عدم آگاهی به انسان ضربه وارد می کند، گاهی دانستن زودهنگام و پیش از موعد، موجب خسارت و آسیب می گردد و انسان را در وادی گمراهی می کشاند؛ به همین خاطر لازم است آموزش ها و دانش افزایی ها حساب شده، به موقع و توسط منابع و افراد ذی صلاح صورت گیرد چرا که اگر نوجوانان و جوانان در این خصوص به درستی، به موقع و توسط افراد ذی صلاح آموزش نبینند، ممکن است دچار افراط و تفریط هایی در این زمینه گردند و یا به انحراف کشیده شوند و آسیب ها و خطرات متعددی آنها را تهدید کند.
با این اوصاف، برای پیشگیری از آسیب های احتمالی و نیز خودتحریکی و آلودگی به گناه بهتر است از خواندن مطالب جنسی و مسائل زناشویی و کنجکاوی در این خصوص خودداری کنید و آن را به زمان ازدواج و بعد از ازدواج موکول کنید.
میهمان
سلام من دختری ۱۱ ساله هستم و به پسره ۱۲ ساله عاشق شدم من بهش نگفتم لطفا راهنماییم کنید من الان در این سن بهش بگم یا وقتی یکم بزرگ شدم ؟
پرسمان
سلام علیکم، در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما ابراز علاقه دختر به پسر پسندیده و مطلوب نیست؛ ضمن اینکه این گونه ابرار علاقه ها ممکن است سبب شکل گیری ارتباطات آزاد بین دختر و پسر گردد و زمینه برای سوءاستفاده جنسی و غیرجنسی از دختر را فراهم آورد. حتی اگر چنیئ روابطی در آینده به ازدواج ختم شود، باز در زندگی مشترک آسیب زا خواهد بود و ممکن است پسر از این حربه برای آزار و اذیت دختر استفاده کند و به سرزنش وی بپردازد؛ بنابراین توصیه می شود تا قبل از اینکه به سن ازدواج برسید، از ارتباط با جنس مخالف پرهیز کنید تا آسیبی متوجه شما نشد.
میهمان
سلام من دختری ۱۱ ساله هستم و به پسره ۱۲ ساله عاشق شدم من بهش نگفتم لطفا راهنماییم کنید من الان در این سن بهش بگم یا وقتی یکم بزرگ شدم ؟
پرسمان
سلام علیکم، اگرچه مسئله عشق و عاشقی یک فرایند کاملاً طبیعی و خدادادی است که معمولاً برای دختران و پسران در سنین نوجوانی و جوانی به خاطر فعل و انفعالات خاصی که در بدن انسان به وجود می آید، رخ می دهد تا آنان را به تدریج برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک آماده سازد؛ منتها باید توجه داشت عشق و علاقه های بی ضابطه می تواند باعث دردسر و آسیب گردد و مشکلاتی را برای انسان به وجود آورد.
اگر این گونه عشق و علاقه های غریزی تبدیل به عشق و علاقه کور و بی ضابطه گردد و یا باعث شکل گیری روابط دختر و پسر و دوستی پنهانی آنان خارج از چارچوب های دینی و شرعی گردد و باعث پیدایش وابستگی روانی و مشکلات دیگر گردد و یا موجب شکل گیری ازدواج های احساسی پشیمان کننده شود در هر صورت، مشکلات عدیده ای را برای دختران و پسران جوان و خانواده آنها ایجاد خواهد نمود. برای پیشگیری از این مشکلات توصیه اکید ما این است که از دامن زدن به مسئله عشق و عاشقی بپرهیزید تا آسیبی متوجه شما نگردد.
میهمان
دخترخالم۱۴سالشه با پسر۱۹ساله حرف میزنه ۳ماهه دوس دارن همدیگرو ولی دختر خالم میترسه ک خانوادش بفهمن ابروش بره حالا دو دل هس راه حل چیه؟
پرسمان
سلام علیکم، از لحاظ اخلاقی و روانشناختی بهتر است با دختر خاله تان در یک فضای صمیمی و آرام گفتگو کنید تا انگیزه وی برای ترک چنین رفتار گناه آلودی بیشتر شود. در این وضعیت آگاهی‌بخشی و بودن شما در کنار دختر خاله تان و آگاهی بخشی می‌تواند وی را از آسیب‌های احتمالی برحذر دارد تا او از اشتباه بودن رفتار خویش آگاه بشود.
دختر خاله تان اگر قصد ازدواج دارد باید صبر کنند و از برقراری رابطه دوستانه با جنس مخالف پیش از ازدواج بپرهیزد.
میهمان
دختری ۲۱ ساله هستم و دوساله که با یک پسری که هفت ماه از خودمکوچک تر است رابطه دارم در این دوسال تا حالا حتی یک کلمه تحریک کننده هم نزده و فقط از دوست داشتن و ازدواج حرف میزنه و جدیدا تمالم تلاششو میکنه ت کار مناسب پیدا کنه همیشه میپه میترسم از دستت بدم. من واقعا از ته قلبم دوسش دارم و مطمعنم اونم همینطور. لطفاراهنماییم کنید ولی بهم نگید این رابطه درست نیست چون واقعا عاشق همیم و اون روزی چهار پنج بار به من زنگ میزنه و حالمو میپرسه من بدون اون نمیتونم لطفا راهنماییم کنید. مادر من و مادر اون هم از عشق ما خبر دارن.
پرسمان
سلام علیکم، اگر شما قصد جدی ازدواج هم داشته باشید به ناچار باید رابطه را موقتاً قطع کنید و برای ازدواج از راهش اقدام کنید و از برقراری رابطه دوستانه قبل از ازدواج پرهیز کنید.
اساساً برای ازدواج درست و اصولی باید در انتخاب همسر از راهش اقدام کرد و هرگز از طریق روابط دختر و پسر و آشنایی قبل از ازدواج در صدد انتخاب همسر نبود. آسیب های ازدواج های که با روابط دوستانه آغاز شده به حدی است که خود روانشناسان غربی بر این باورند که اساساً هرگز نباید دوست دختر و دوست پسر باهم ازدواج کنند، زیرا دوستی یکی از انواع ارتباط است و ازدواج نیز یک نوع دیگری از آن که هر کدام ویژگی ها و قوانین خاص خود را دارد و اگر دو دوست با هم ازدواج کنند ویژگی ها و قوانین دو نوع خاص از ارتباط با هم تداخل می کند و موجب آسیب زایی، عدم موفقیت و ناپایداری ازدواج می گردد.
میهمان
من دختره ۱۲ساله هستم عاشق پسره۲۰ساله شدم خواستم بهش پیام بدم بهش بگم دوستش دارم اما ترسیدم خانواده ام بفهمن و منو دعوا کنن من خیلی بهش علاقه دارم شب و روز به فکرشم پسره خیلی مذهبی هست با ادب با پدرم دوسته منم خودم مذهبی هستم لطفا بهم بگید که ایا بهش بگم دوستش دارم و بگم که چند سال به خاطره من وایسه که بشه ۱۵،۱۷سالم بعد بیاد خاستگاریم لطفا کمکم کنید ولی تورو خدا جواب امید وار کننده ایی بهم بدید.
پرسمان
سلام علیکم، دخترم پیدایش مسئله عشق و علاقه در سنین نوجوانی و جوانی نسبت به جنس مخالف تا حدودی طبیعی است؛ چرا که این مسئله یک فرایند طبیعی و خدادادی است که معمولاً برای دختران و پسران در سنین نوجوانی و جوانی به خاطر فعل و انفعالات خاصی که در بدن انسان به خاطر رسیدن به دوران بلوغ به وجود می آید، رخ می دهد تا آنان را به تدریج برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک آماده سازد؛ بنابراین اگر علاقه خاصی در وجود شما نسبت به جنس مخالف ایجاد شده، اصلاً و ابداً چیز عجیبی نیست. منتها آنچه ما با آن مخالفیم بها دادن زیاد به چنین مسئله ای و فکر کردن مداوم به آن و یا حتی فراتر از آن برقراری رابطة دوستانه با جنس مخالف است. چراکه اینگونه روابط و یا افکار آفت ها و آسیب های روانی و اجتماعی جبران‌ناپذیری برای فرد به ارمغان خواهد آورد.
دخترم شما در ابتدای نوجوانی هستید و اقتضای این سن احساسات زودگذر است. ازدواج امر بسیار مهمی در زندگی انسان است لذا نمیتوان در این مورد از روی احساسات تصمیم گرفت.
ابراز علاقه شما به ایشان نیز کار درستی نیست و از قدر و منزلت شما مى کاهد؛ به ویژه اگر پاسخ منفى باشد؛ براى روحیه شما شکننده و خردکننده است چراکه در ازدواج همیشه پسران طالبند و دختران مطلوب و این عادت بر اساس فطرت انسانی آنهاست، به همین جهت پسران به خواستگاری می روند نه دختران.
شما به هیچ وجه نباید در این سن عشق و علاقه تان را نسبت به جنس مخالف ابراز کنید چراکه بدون شک باعث دردسر خود و طرف مقابل تان میگردد. توصیه اکید میکنیم که سعی کنید علاقه خود را کنترل کنید و اجازه شدت یافتن به آن ندهید.
بهتر است این علاقه را فعلا فراموش کنید و با توجه و جدیت بیشتر به درس و تحصیلتان برسید که آینده شما را می سازد.
میهمان
من دختری ۱۶ساله هستم سه سال پیش با پسری دوس شدم اون الان ۲۰ سال داره هیچ نوع رابطه ای از لحاظ جنسی نداشتیم بجز اینکه چن بار دست همو گرفتیم همو بغل کردیم و بوسیدیم .البته تو چت خیلی مختصر درباره رابطه جنسی بعد ازدواج صحبت میکنیم هم شهری هستیم و تقریبا نزدیک همیم خیلی همو دوس داریم من بخاطر ترس از خانواده چن بار تموم کردم و هربار ب مدت چن ماه باهاش حرف نمی زدم ولی اون سعی داشت هیچوقت رابطه مون تموم نشه .پارسال اومد خاستگاری و تقریبا قبول کردن خانواده من اما بعد از چن روز پشیمون شدن و جلوی اینکه ما نشون همدیگ بشیم رو گرفتن .ب بهونه های مختلف میگن ک ب درد هم نمیخوریم.و بعد از اون مسئله بدون اینکه خانواده من بفهمه با هم در ارتباطیم قراره برای راضی کردن خانواده من خونه بندازه و الان رفته شهری دیگ خیلی دور برای کار .خودم ک فک میکنم.دوسم داره لطفا راهنمایی کنید
پرسمان
سلام علیکم، اگرچه ممکن است شما کمی خوشبینانه به این گونه روابط نگاه کنید و به ظاهر هیچ گونه قصد و غرض سوئی در کار نباشد و یا شما قصد جدی ازدواج داشته باشید، اما این گونه روابط آزاد و بی ضابطه با نامحرمان به شدت وسوسه انگیز بوده و ممکن است شما و طرف مقابل تان را به تدریج به گناهان بزرگ تر سوق دهد و آبرو و حیثیت خانوادگی تان را از بین ببرد؛ بنابراین باید رابطه خود را قطع کنید و اجازه دهید ازدواج تان مسیر طبیعی خود را طی کند.
میهمان
من ی دختر ۱۲ساله هستم عاشق ی پسر ۲۰ ساله شدمولی اون نمیدونه که من دوستش دارم.هی میخوام بهش پیام بدم که من دوستش دارم. ولی میترسم که خانواده ام بفهمن و بهم حرف بزنن .
نمیدونم که بهش بگم دوستش دارم یا نه لطفا کمکم کنید.
پرسمان
سلام علیکم، اگرچه مسئله عشق و عاشقی یک فرایند کاملاً طبیعی و خدادادی است که معمولاً برای دختران و پسران در سنین نوجوانی و جوانی به خاطر فعل و انفعالات خاصی که در بدن انسان به وجود می آید، رخ می دهد تا آنان را به تدریج برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک آماده سازد؛ منتها باید توجه داشت عشق و علاقه های بی ضابطه می تواند باعث دردسر و آسیب گردد و مشکلاتی را برای انسان به وجود آورد.
به هر حال، شما نباید در این سن عشق و علاقه تان را نسبت به جنس مخالف ابراز کنید و باعث دردسر خود و طرف مقابل تان گردید.
میهمان
سلام
من با یک پسر که از شهر دیگه هست دوس هستم و اینکه میخواستم بگم وقتی ارزوی ازدواج رو هر دومون داریم باید. من چیکار کنم
چون هنوز خانواده ها نمیدونن و اگه بفهمن ممکنه اصلا اجازه ندهند...
من میخواستم بپرسم که باید چیکار کنم ؟
اون بعد از اینکه یکبار قهر کردیم بعد دو ماه با کلی قسم و اینکه حالش خوب نبوده و رفته برگشته و میگه ک قدر تو ندونستم .
من باید چیکار کنم؟
پرسمان
سلام علیکم، اگر شما دختری هستید که پسری به شما ابراز عشق و علاقه می کند باید از ارتباط پنهانی با او بپرهیزید تا آسیبی متوجه شما نگردد. همچنین برای پی بردن به عشق و علاقه واقعی او شما تنها می توانید وی را به انجام خواستگاری رسمی از طریق خانواده ها سوق دهید تا انگیزۀ واقعی وی مشخص گردد و نیز زمینه برای آشنایی و شناخت بیشتر فراهم گردد. این طوری انگیزه و قصد واقعی او مشخص می شود. یادتان باشد کسی که قصد واقعی ازدواج با شما را داشته باشد، مطمئناً از راهش اقدام می کند و حاضر نیست به این سادگی شما را از دست بدهد و نگران از دست دادن شماست. ارجاع خواستگاران به خانواده نوعی محک زدن قصد و نیت واقعی آنهاست؛ بنابراین وقتی طرف مقابل تان اقدامی نکرد، بهانه آورد و یا از پیشنهاد منطقی شما ناراحت و عصبی شد و یا پیشنهاد دوستی داد، معلوم می شود که وی قصد واقعی ازدواج ندارد و یا مورد مناسبی برای ازدواج نیست؛ بنابراین شما نیز نباید به او بیندیشید و عمر و وقت خویش را بیهوده صرف او کنید.
اگر شما و طرف مقابل تان به یکدیگر علاقه مند هستید و قصد ازدواج دارید باید موقتاً رابطه را قطع کنید تا زمینه برای ازدواج دائم فراهم گردد. اگر هم زمینه فراهم می باشد برای عقد دائم اقدام کنید.
میهمان
من دختری ۱۷ سالم ک با دوست پسرم رابطه بدون دخول داشتیم ما خیلی هم دیگرو دوست داریم و عاشق همیم ایا این مشکلی داره؟
پرسمان
سلام علیکم، اگرچه ممکن است شما کمی خوشبینانه به این گونه روابط نگاه کنید و به ظاهر هیچ گونه قصد و غرض سوئی در کار نباشد و یا شما قصد جدی ازدواج داشته باشید، اما این گونه روابط آزاد و بی ضابطه با نامحرمان به شدت وسوسه انگیز بوده و ممکن است شما و طرف مقابل تان را به تدریج به گناهان بزرگ تر سوق دهد و آبرو و حیثیت خانوادگی تان را از بین ببرد.
اگر شما قصد جدی ازدواج دارید باید از راهش اقدام کنید و بساط خواستگاری رسمی را فراهم آورید و قبل از ازدواج از برقراری رابطه دوستانه با طرف مقابل تان جداً خودداری کنید.
به هر حال، توجه داشته باشید که هر نوع ارتباط با جنس مخالف به حساسیت و مواظبت خاصّ نیاز دارد؛ زیرا جاذبه طبیعی و زیستی دختر و پسر، به ویژه در سنین جوانی، زمینه انحراف ارتباط های انسانی را فراهم می سازد و ارتباط ها را تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین، نباید از آفاتی که در جاذبه های زیستی ریشه دارد، غفلت کرد؛ زیرا روابط انسانی سخت از این ناحیه آسیب می پذیرد و به انحراف می گراید.
میهمان
سلام
من یه دختر ۱۸ ساله پشت کنکوری هستم هدفمم پزشکیه و بین یه دو راهی گیر کردم که ازدواج کنم یا تحصیلمو با جدیت دنبال کنم قبلا بهیه نفر که ظاهرا دوسم داشت ( این فکره من بود صرفا) بهش وابسته شدم دوساله که به سختی تونستم فراموشش کنم
مشکله الانه من اینه که می دونم باید درسمو بخونم اما گاهی اوقات به این فکر می کنم اگه ازدواج کنم شاید وضع بهتری داشته باشم و می دونم این کار غلطه و الان امادگیشو ندارم اما هرچی دلیل میارم که قانع بشم نمی تونم و با هر روانشناسیم حرف می زنم اثره حرفاش تا دوهفته بیشتر نیست
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی؛ ازدواج و تحصیل هیچ منافاتی با هم ندارند. افراد می‌توانند در کنار درس خواندن ازدواج کنند و زندگی مشترک تشکیل بدهند.هم اکنون هم بسیاری از دانشجویان در کنار تحصیل خود ازدواج می‌کنند و ازدواج مانعی در برابر تحصیل آنان نیست. مطمئنا اگر فردی که برای ازدواج انتخاب می شود از هماهنگی کافی برخوردار باشد می تواند در ادامه تحصیل و موفقیت های علمی همسرش تأثیر مثبت بگذارد.
میهمان
سلام من یک دختر ۱۷ساله هستم که عاشق پسر عموم که ۲۱ سالش هست شدم.اما بسیار خوب میدانم که ما مناسب هم نیستیم چه از نظر فرهنگی و طبقه خانوادگی وچه از نظر اقتصادی .اما من نسب بهش احساساتی دارم واگر که به خوایم به صورت عامیانه بگیم یه جورایی ازش خوشم میاد و احساس میکنم ایشون هم تمایلاتی نسبت به من دارن البته از روی رفتار ایشون متوجه شدم وگرنه صحبتی بین ما نشده .
من خیلی دوسش دارم و خواهان اینم که اون رو بیشتر بشناسم
ولی از اونجایی که پایبند به قواعد دینی اسلامی هستم میدونم این کار حرام است و نباید در این سن خودم رو درگیر این مسائل کنم .لطفا به من یک راه حلی معرفی کنید که ایشون رو فراموش کنم .
میهمان
سلام خواهرم عاشق پسرداییم شده و فکر می‌کنه منم اونو دوست دارم اما من دوستش ندارم باید چه کار کنم که به خواهرم بفهمانم من اونو دوست ندارم
لطفاً زودتر جواب بدید🙏🙏🙏 ممنون🌹🌹🌹
پرسمان
سلام علیکم، خواهر گرامی!
برای این منظور بهتر است در یک فضای آرام و صمیمی با خواهرتان صحبت کنید و به وی صراحتاً بگویید که به پسردایی تان علاقه ای ندارید و تصمیم به ازدواج با او ندارید. البته در کنار این مسئله می توانید به خواهرتان گوشزد کنید که عشق و علاقه به تنهایی برای موفقیت و پایداری ازدواج کافی نیست.
علت ناپایداری بسیار از ازدواج ها اکتفاء به معیارهای سطحی و عدم بررسی همخوانی ویژگیهای شخصیتی ـ روانشناختی، زیستی، نگرشی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و تحصیلی دختر و پسر با یکدیگر است.
میهمان
سلام من دختری ۱۳ساله هستم . به پسر داییم علاقه مند شدم اونم هم سن منه وقتی ۱۱سالم بود فهمیدم اونم منو دوست داره وبعد قصد رابطه جنسی داشت ک من تو اون سن نمی‌دونستم چیکار کنم اما خدارو شکرکاراشتباهی نکردم و به اون گفتم نه اما بعدش ک بهش گفتم نه اول مظلوم نمایی کرد اما من بازم گفتم نه اما بعدش اون زیاد کاری میکرد انگار هیچ اتفاقی نیفتاده ومن ازبتد اون که فهمیدم هرچقدر پیش هرروانشنای آنلاینی ک رفتم همه ی راه کار ها ی روانشناس آنلابن ک گفته بودو انجام کردم حتی ازقلبم هم پاکش کردم اما خوب بازم یادم خاطراتش و.....خواستم ازتون بپرسم لازم من فراموششکنم؟ و چیکار کنم که بتونم فراموشش کنم؟
پرسمان
سلام علیکم، ضمن تشکر از ارتباط شما در پاسخ باید عرض کنیم که به احساس خود در این سنین نوجوانی و جوانی نباید اطمینان کنید. نوجوان در این سنین دچار خیالات بسیار قوی ای نسبت به جنس مخالف است و به تجربه ثابت شده عشق هایی که در این سن ایجاد می شوند نه واقعی هستند و نه پایدار و بیشتر ناشی از غلیان احساس هستند. باید سعی کنید از دلبستگی در این سن پرهیز کنید و به خودتان فرصت بدهید تا قدری عاقلانه تر با مسایل مهم زندگی برخورد نمایید.
اما نکته مهم در موضوع فراموش کردن این فرد این است که شما راهکارها را می دانید ولی این ذهن شماست که از فکر کردن لذت می برد لذا باید اراده خود را تقویت کنید تا بتوانید گذشته را فراموش کنید و این فقط به خواست خودتان بستگی دارد.
باید تصمیم بگیرید مدت شش ماه برای همیشه این فرد را از ذهن خود دور سازید تا کامل موفق شوید.
میهمان
دختری ۱۶ سالم با پسری دوست بودم خانواده‌اش میدونستند که با من هست پدر و مادر من هم بعد چند ماه فهمیدند و دعوا کردن با من بعد اون ماجرا من هنوز باهاش بودم ولی الان می‌خوام برم چون گناه هست دوست ندارم خدام ناراحت باشه و بدبخت بشم دوباره ولی خودش گفت اگه بی دلیل برم نمیبخشه منو بگید چیکار کنم همش فکر میکنم خدا منو بدبخت می‌کنه تلافی می‌کنه
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر محترم؛ همانطور که شما خودتان هم به خوبی می دانید ایجاد رابطه با غیر همجنس به دلیل اینکه از پشتوانه ای قانون مند و منطقی برخوردار نیست دارای تبعات و آسیب های فراوانی می تواند باشد. این روابط پیامدهای بسیار بدی بخصوص برای دختر به دنبال دارد. لذا قطع کردن رابطه تان با او بهترین تصمیمی بود که می توانید بگیرید؛ بدانید در اینگونه مسائل که حالت شرعی ندارد و در فضای شریعت مردود است، بحث نبخشیدن و حلال نکردن و حق داشتن و حق الناس مطرح نیست. وقتی فردی به دستور خدا و دین عمل نکند، صاحب حق نیست. حق داشتن زمانی مطرح است که با توجه به دستورات دین و قوانین نظام اسلامی باشد و موضوعی که شما مطرح کردید در این حیطه نیست؛ فرد مذکور هیچ حقی به گردن شما ندارد و در جایگاهی نیست که بخواهد شما را ببخشد یا نبخشد؛ راضی باشد یا نباشد؛ نفرین کند یا نکند. همانطور که شما در این رابطه سهم داشته اید، به همان نسبت هم او سهم داشته است و یک پای قضیه بوده. او فردی عاقل و بالغ بوده و نباید وارد این رابطه غیر شرعی می شد. بهترین کار این است که به هیچ بهانه ای با او ارتباط برقرار نکنید، پیام هایش را نخوانید و اگر به تلفن تان زنگ زد، جوابش را ندهید. وقتی او کم محلی ها و بی توجهی شما را ببیند رهایتان خواهد کرد.
میهمان
سلام من یه دختر ۱۵ساله هستم و سه ساله عاشق پسر داییم هستم بعد از مدت ها فهمیدم اونم منو دوس داره تا اینکه چند وقت پیش شمارمو از گوشی هالم برداشته و به من پیام داده،اولاش سر نمازام خیلی عذاب وژدان داشتم به خاطر این رابطه ولی خب بعدن بیخیال شدم ،رابطه خاصی ندارم و دوس ندارم پاشته باشم به هر حال اون نامحرمه الان میخام بدونم این که من با اون از طریق تلفن پیام میدم و صحبت میکنیم گناهه؟؟؟
پرسمان
سلام علیکم، اگرچه ارتباطات دختر و پسر در صورتی که باعث تهییج جنسی و روابط گناه آلود نشود و در چارچوب های شرعی، ضوابط عقلی و ملاحظات عرفی قرار بگیرد به خودی خود حرام نیست، اما چون معمولاً این گونه ارتباطات جولانگاه شیطان است و انسان ها را به بیراهه می کشاند، توصیه به چنین ارتباط های بین دختر و پسر نمی شود.
میهمان
سلام من دختری چهارده ساله هستم با پسری بیست ساله اشنا شدم خونمون هم به هم نزدیک هست به من هی درخواست رابطه جنسی میده به من کمک کنید ایا این رابطه رو قطع کنیم یا چیکار کنم نمیخوام گناه کنم و با اون رابطه داشته باشم لطفا کمک کنید
پرسمان
سلام علیکم، اینکه طرف مقابل تان تقاضای رابطه جنسی با شما دارد جای تعجبی ندارد؛ چون اساساً خلقت زنان و دختران به گونه ای است که برای اکثریت قریب به اتفاق مردان جاذبه دارد و زنان و دختران جوان به طور طبیعی به خاطر بهره‌مندی از جذابیت‌‌های جنسی و زیبایی خدادادی و شور و طراوت زنانه برای بسیاری از مردان جاذبه دارند و باعث جذب آنها به خود می شوند و در تهییج شهوت و تحریک جنسی آنها نقش دارند؛ به طوری که اگر زمینه آن فراهم گردد مردان هیچ ابایی ندارند که حتی با متوسل شدن به زور و اجبار با دختران و زنان رابطه جنسی برقرار کنند و از آنان کام بگیرند؛ بنابراین همواره در خصوص مردان نامحرم، معاشرت و تعامل با آنها باید جانب احتیاط را رعایت کنید و با آنها با تکبر و غرور برخورد کنید و از برقرار رابطه دوستانه و آزاد با آنها و حتی معاشرت با آنها شدیداً پرهیز کنید تا بیماردلان در شما طمع نکنند و آسیبی متوجه شما نگردد.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.