رامین جهانبگلو؟ ۱۳۹۴/۲/۲۴ - ۲۰ بازدید

با سلام، رامین جهانبگلو از تحصیل کرده های ایرانی در اروپا می باشد که بعد از فارغ التحصیلی با بنیادهای دموکراسی در غرب همکاری کرده و در ادامه در راستای براندازی نرم علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت داشت که در سال ۱۳۸۶ شناسایی و دستگیر شد و اعترافات وی در برنامه به اسم دموکراسی منتشر گردید وی بعد از آزادی از زندان در سال ۸۷ به فرانسه رفت.
با سلام، رامین جهانبگلو از تحصیل کرده های ایرانی در اروپا می باشد که بعد از فارغ التحصیلی با بنیادهای دموکراسی در غرب همکاری کرده و در ادامه در راستای براندازی نرم علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت داشت که در سال ۱۳۸۶ شناسایی و دستگیر شد و اعترافات وی در برنامه به اسم دموکراسی منتشر گردید وی بعد از آزادی از زندان در سال ۸۷ به فرانسه رفت. جهانبگلو در معرفی خودش و فعالیتهایی که داشته، می گوید: من رامین جهانبگلو هستم فرزند امیرحسین جهانبگلو و خجسته کیا که در ۷ دی ۱۳۳۵ در تهران متولد شدم تحصیلات ابتدایی و متوسطه ام را در تهران انجام دادم تا سال ۱۳۵۳ و از سال ۱۳۵۳ تا سال ۱۳۷۲ در فرانسه مشغول تحصیل فلسفه ، علوم سیاسی و تاریخ بودم. با افرادی آشنا شدم همکارانم که از جمله یکی از آنها( دیوید کمران)بود، مرابا مجله دموکراسی آشنا کرد ودر آن مجله من یک مقاله ای در مورد این تحقیقم در مورد روشنفکران نوشتم که چاپ شد و از طریق ایشان من آشنا شدم با آقای (مارک پلتنر) که رئیس این مجله دموکراسی بود و از عناصر مهم ned که می شه گفت بنیاد در حقیقت دموکراسی یا صندوق مالی دموکراسی در آمریکا. آقای پلتنر با من تماس گرفتند وگفتند در همان سال۲۰۰۱ به من گفتند که ما یکسری بورسهایی داریم فلورشیپهایی داریم که امسال سال اول آنهاست و اگر شما برایتان جالب هست ما با شما تماس بگیریم و من گفتم بله برای من جالب است در آن دوره کار من در دانشگاه تورنتو تمام شده بود ومن فعالیتی نداشتم و ایشان با من تماس گرفتند و گفتند که این بورس هست و اگر شما بخواهید می توانید از اکتبر ۲۰۰۱ بیایید به آمریکا ، واشنگتن و کارتان را شروع کنید از آنجا ارتباط من با نهادهای سیاسی آمریکا شروع شد.
بخاطراینکه خانم اسفندیاری که ایشان مسئول بخش خاورمیانه نهاد وودرو ویلسون هستند و همسر آقای شائول بخاش هستند که ایشان یهودی الاصل هستند و در ایران قبل از انقلاب هم فعالیت داشتند ، رئیس یک روزنامه فکر می کنم تهران تایمزبودند یا کیهان اینترنشنال به زبان انگلیسی و در دانشگاه جورج میسن تدریس می کنند . خانم اسفندیاری دقیقا خیلی از افراد را در نهادهای مختلف آمریکا می شناخت و موجب شد که این آشنایی ها با آن افراد صورت بگیرد افرادی از بنیاد کارنگی ، افرادی از بنیاد بروکین ،افرادی از کنگره و خود نهاد وودرو ویلسون در حقیقت می شه گفت پول اصلی اش ، هزینه اصلی کارش را از نهاد کنگره آمریکا می گرفت بنابراین آشنایی ها و نزدیکی هایی با همدیگر داشتند. خانم هاله اسفندیاری و آن نهادهای آمریکایی از همان سال ۲۰۰۲ یک دعوتی از من کرده بودند و از چند تن از هموطنان دیگربه یک کنفرانسی به نام کنفرانس یوسی اله که این کنفرانس اسمش یوسی اله بود برای اینکه توسط یک بخشی از دانشگاه یوسی اله برگزار می شد ولی در حقیقت خرج کنفرانس را وزارت خارجه آمریکا بیشتر تقبل می کرد و در این کنفرانس یکسری از افرادی که انتخاب شده بودند از خاورمیانه ، اسرائیلی ، فلسطینی، اردنی ، عربستان سعودی ، کویتی ، عراقی و آمریکایی به این کنفرانس می آمدند و به مدت سه ، چهار روز با همدیگر در مورد مباحث مختلف در گروههای مختلف صحبت می کردند این کنفرانس تقریبا دو بار و گاهی سه بار در سال برگزارمی شد واین محیط خیلی مهمی بود برای اینکه افراد بتوانند با هم آشنا شوندو من هم در این کنفرانس شرکت کردم این کنفرانسی که من شرکت کردم بیشتر در آتن بود و دوبارآن در اردن بود و در آنجا با یکسری افراد آمریکایی اشنا شدم و یکسری افراد که از اسرائیل می آمدند و این افراد ،افرادی مثل آقای یوسی آی فل بود که بیشتر ماموران اطلاعاتی بودند.
هاله اسفندیاری در این زمینه می گوید: درارتباط با مسائل جوانان مثالی برای شما بزنم اتفاق ۱۸ تیر که در ایران افتاد من با آقای دکتر جهانبگلو تماس گرفتم و خواهش کردم بیایند مرکز ویلسون و یک صحبتی در ارتباط با آن حادثه و مسئله رفراندوم و غیره و ذالک کنند. ایشان گفتند که ترجیح می دهند اشاره به صحبت جوانان بکنند در چهارچوب مطرح کردن مسائل روشنفکران و ما هم پذیرفتیم و آمدند صحبتشان را کردند.ولی بعد از آن واقعه ایران اخیرا امسال الان اینجا که من نشستم آقای افشاری یک بورس مطالعاتی از آن صندوق دموکراسی ned گرفتند یعنی بهرحال این رابطه ها هم کماکان ادامه دارد. برای خیلی ها ورودشان برنامه خاورمیانه مرکز ویلسون بود یعنی یک نوع شاهراهی بود برای آوردن این سخنرانان ازایران و آشنا کردن آنها با مراکز تحقیقاتی همانطور که قبلا گفتم با سیاست سازان که اینکه منجر شود که دعوت بشوند به مراکز تحقیقاتی بورس تحقیقاتی بگیرند و در ارتباط با آقای دکتر جهانبگلودقیقا این اتفاق افتاد. دانشگاهها بالاخره از بنیاد ها کمک می گیرند همانطور که گفتم بورس های مطالعاتی می دهند جلسات می گذارند و مثلا الان یکی از این مراکز خیلی فعال در ارتباط با ایران دانشگاه هاروارد هست که الان آقای دکتر سازگارا آنجا یک بورس مطالعاتی دارند. بودجه مرکز از دو راه تامین می شود بودجه اجرایی مرکز را کنگره آمریکا تامین می کند ولی بودجه برنامه هارا باید خود برنامه ها از طریق بنیاد ها بخش خصوصی و افراد تامین کنند.موقعی که با من درارتباط با مسائل خاورمیانه تماس گرفتند. بنیاد سوروس در زمینه های مختلف کار می کند فرهنگ سازی می کند ‍نهادهای مدنی زنان را تقویت می کند مثلا این کار را در گرجستان کرد ،نهادهای آموزشی و بهداشتی را تقویت می کند ورسانه های گروهی داخل کشورها و خارج کشورها را که مخالف با آن کشور هستند تقویت می کند و از این قبیل فعالیتها در داخل کشور و در داخل آمریکا بورس های مختلف و کمکهای مالی به برنامه های مختلف در زمینه کشورهای مختلف می کند. طی این سالهایی که ما با بنیاد سوروس کار کردیم یعنی اینها سه بودجه در ارتباط با برنامه ایران به ما دادند.
رامین جهانبگلو در ادامه اظهار می دارد: جالب اینجا بود که یکسری ازاین افرادی که در آن کنفرانسهای وودی ویلسون بودند درکنفرانسهای یوسی اله هم شرکت داشتند و می آمدند و بنابراین همدیگر را می دیدند و می توانستند افراد دیگر رامرتب در آنجا ببینند طبیعتا این حلقه هم شکل مهمی به خودش می گرفت و می توانست یک کارخیلی عملیاتی مهمی را که می خواهد انجام بدهد تقریبا تمام این حلقه ها وقتی در کنار هم قرار می گیرند به این صورت بود که ما می بینیم که یک فعالیتی که سفارتخانه ها داشتند چه در وجه اروپای شرقی و چه در وجه اروپای غربی و چه فعالیتی که خانم اسفندیاری و نهاد وودرو ویلسون داشتند در دعوت ایرانیان و بعد از دعوت، بورس دادن به یکسری از ایرانیانی که می توانستند بروند و یک مدتی در آمریکا بمانند.
از آنجا بود که این بحثی که من داشتم می کردم آن چیزی که به نظر خودمن اصلاح خشونت پرهیز جامعه ایران می آمد تقریبا افتاد به نوعی در دام ، می شه گفت.. در ذهنیت این نهادهای آمریکایی که به آن شکل جدیدی دادند و من را آشنا کردند با افراد مختلف وبا نهادهای مختلف واز آنجا کار من که در ned تمام شد و در یک ریپورت نهائی ، گزارش نهائی که من برای آن سازمان نوشته بودم من به این مسائل توجه کردم و این وضعیت تطبیقی بین جامعه مدنی و جامعه اروپای شرقی و وضعیت فروپاشی را با هم دیگر اشاراتی به آن کرده بودم آقای پلتنر من را آشنا کردند با نهاد وودرو ویلسون و خانم هاله اسفندیاری و در حقیقت خانم هاله اسفندیاری و نهاد وودرو ویلسون یک نهاد جدیدی شد که جایگزین ned شد و می شه گفت دنباله آن بحثی که در ned شروع شده بود را به یک نوعی دنبال کرد. من الان که بر می گردم به این فعالیتهای چندساله ام از دوره آمریکا تا ایران می بینم که فعالیتهایی که داشته ام بیشتر در راستای منافع دشمنان ایران قرار گرفته تا در راستای منافع ملت ایران و از کرده خودم خیلی پشیمان هستم و فکر می کنم به بهترین وجه باید آن را جبران کنم. (برنامه به اسم دموکراسی، ۲۷ و ۲۸ تیرماه ۸۶، شبکه اول سیما)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.