راهکارهای رعایت سکوت ۱۳۹۸/۱۱/۱۹ - ۲۲۷ بازدید

سلام علیکم.اگه فردی زیادغیبت میکندچکارکندکه غیبت رابرای همیشه ترک کند؟وآداب آن چیست؟چگونه توبه کند؟وبرای اینکه انسان پرحرفی راترک کندچکارکندکم حرف باشدواهل سکوت باشد؟چون شخص پرحرفی هست میخوادخوب باشد؟

هشدارهایی برای کنترل زبان !!!
زبان مهم ترین کلید دانش و فرهنگ و عقیده و اخلاق است و اصلاح آن سرچشمه همه اصلاحات اخلاقی، و انحراف آن سبب انواع انحرافات است.زبان ترجمان دل و نماینده عقل و کلید شخصیت و مهم ترین دریچه روح است. آن چه بر صفحه روح انسان نقش می بندد. قبل از هر چیز بر صفحه زبان و در لابلای گفته های او ظاهر می شود. زبان در عین اینکه یکی از شگفت انگیزترین آفریدهای پروردگار و از بزرگترین نعمتهای او است ، می تواند بسیار خطرناک و سرچشمه گناهان بیشماری باشد و خرمن سعادت انسان را به آتش بکشد.پیامبر مکرم اسلام زیبایی انسان را در زبان او می داند. «الجمال فی اللسان»( بحار الانوار، ج۷۷، ص ۱۴۱.) سخن گفتن نعمت بسیار بزرگی است که عامل تفهیم در زندگی اجتماعی آدمی است، هر چه اجتماع بزرگ تر و روابط گسترده تر شود نیاز به خوب صبحت کردن و مقید به آداب گفتگو شدن بیشتر می شود. در جامعه کسانی موفق ترند که بهتر می توانند خواسته ها و نظریات خود را بیان کنند و یا خوب و فصیح و زیبا سخن گویند، و از آنجا که زبان مهم ترین وسیله ارتباط انسان ها با یکدیگر و اطلاع رسانی و مبادله افکار و اندیشه ها است، می توان آن را از فعال ترین عضو بدن یاد کرد، زبان بیش از هر چیز دیگر بر انسان حاکمیت دارد، و همیشه در اختیار انسان است از این رو اگر افسار گسیخته باشد، خطرات آن با خطرات هیچ یک از اعضاء دیگر قابل قیاس نیست، آفات و گناهان کبیره ای که از زبان برمی خیزد، بسیار است که می توان آن را به گفته بعضی به صدها رسانید مانند: تهمت، دروغ، غیبت، سخن چینی، گواهی به باطل، خودستایی،اشاعه فحشاء و نشر اکاذیب، بیهوده گفتن، ناسزا گویی، خشونت با زبان، اصرار بی جا، تکدی گری و چاپلوسی با زبان، مسخره کردن، و آزار رسانی به دیگران با زبان، نکوهش دیگران، کفران نعمت با زبان، تبلیغ باطل و تشویق به گناه، وعده دروغ، بدزبانی، نهی از معروف و امر به منکر با زبان و...
و بعضی از گناهان نیز به طور غیرمستقیم از زبان سرچشمه می گیرد و می تواند رابطه ای با زبان داشته باشد، مانند: ریا، حسادت، تکبّر، قتل نفس، زنا و روابط نامشروع و...بر همین اساس از رسول خدا(ص) روایت شده فرمود: «انّ اکثر خطایا ابن آدم فی لسانه؛ قطعاً بسیاری از گناهان انسان از ناحیه زبان او است.» و نیز فرمود:«نجاة المؤمن فی حفظ اللسان (نجات و رستگاری انسان با ایمان در کنترل زبان است روز قیامت باطن همین دنیاست، یعنی عالم نظیر سکه دو رویی است که ظاهرش دنیا و باطنش آخرت می باشد. به فرمایش قرآن اینجا عرض و آنجا حقیقت، اینجا ظاهر و آنجا باطن است و در روز قیامت باطن ها بر ملا می شوند. زبان درازی، بداخلاقی و زخم زبان در دنیا اینچنین نتیجه ای نیز در آخرت دارد. یعنی هر چه زبان در دنیا درازتر باشد در آخرت نیز درازتر می گردد، بطوری که بر روی زمین افتاده و پایمال می شود.
دیدن عیوب خویش و ناخوشنودی از گناهان و پشیمانی از رفتارهای ناپسند، از نشانه های ایمان است و شما دوست عزیز میبایست برای داشتن چنین حالی خداوند را شاکر باشید.
آزار و اذیت مومن در اسلام حرام است و به طور کلی شکستن دل انسان مؤمن که به تعبیر روایات، احترام او از کعبه بیشتر است، دارای آثار وضعی و جانبی فراوانی است و دلی که شکست به سادگی التیام نمی یابد و جبران آن دشوار است؛ پس در مرحله اول باید انسان مراقب باشد دل کسی را نشکند و قلبی را جریحه دار نسازد و اگر خدای ناخواسته این اتفاق افتاد باید به سرعت جبران و تلافی کند و دل شکسته را التیام بخشد و آن را به دست آورد و تنها استغفار و آمرزش کافی نیست مگر این که به آن فرد دسترسی نداشته و یا از انسان دور باشد و انسان، قدرت جبران نداشته باشد که در این صورت علاوه بر استغفار و طلب آمرزش از درگاه الهی باید در حق آن فرد دعای خیر کرد و خیر دنیا و آخرت او را از خداوند درخواست نمود و با این کار انشاءالله قلب او در باطن از شما راضی و خشنود می گردد.
در حدیث آمده است که خداوند می فرماید: «انا عند المنکسرة قلوبهم؛ من همدم قلب های شکسته هستم» یعنی انسان دل شکسته، در پیشگاه خداوند دارای جایگاه ویژه ای است و مورد توجه خداوند می باشد و دعا و نفرین انسان دل شکسته خیلی زود اثر می بخشد.
امام زین العابدین(علیه السلام) در حدیث شریفی می فرماید: پدرم در لحظات آخر عمر عزیزش، در آن شرایط سخت روز عاشورا در حالی که خون در رگ هایش می غلطید مرا در آغوش گرفت و به من فرمود: تو را به آن چه پدرم نزدیک وفاتش به من فرمود وصیت می کنم و آن این که: «یا بنی! ایاک و الظلم من لا تجد علیک ناصرا الا الله؛ پسر عزیزم! از ظلم و ستم به کسی که یار و یاوری جز خدا ندارد بپرهیز. (منتهی الامال، ج ۱، ص ۷۱۳، انتشارات هجرت)
شکستن دل انسان و ناراحت کردن او از گناهانی است که دارای عواقب بدی است و باید خیلی سریع از آن توبه کرد و به نحوی دل آن فرد را به دست آورد و او را از خود راضی و خشنود نمود. مثلا با عذرخواهی و جبران کردن به وسیله احسان و یا هدیه ای و یا کلمات دلنشینی اندوه و گرفتگی را از آن فرد برطرف نمود؛ چون دل شکستن آثار بدی به دنبال دارد و شکستگی او نه تنها در اعمال و زندگی و آسایش ما تأثیر منفی دارد، بلکه اگر جبران نشود، ناخشنودی الهی و عذاب اخروی را نیز در پی دارد.
رعایت چند نکته درکنترل زبان:
۱- همیشه در هر کاری، توکل به خدای تعالی و توسل به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) داشته باشید و از آن ذوات نورانی، بویژه ولی عصر (عج الله تعالی فرجه) کمک و یاری بخواهید.
۲- از ابتدای صبح که بیدار می شوید با خود و خدای خود عهد کنید که در این روز غیبتی نکنید ویاهیچ دلی را نشکسته و مراقب گفتار و رفتار خود خواهید بود.
۳- دفتری تهیه کرده، با نوشتن ایام هفته، اگر دلی را در روز نرنجاندید و با زبان خود آزار ندادید، یا بالعکس اگر از عهد خود تخلف کردید در هر دو صورت، در آن دفتر یادداشت کنید.
۴- در آخر شب با مرور دفتر، اگر به عهد خود پایبند بودید خود را تشویق کرده، سپاسگزار لطف خداوند باشید؛ اگر تخلف کردید، با استغفار به درگاه الهی، خود را تنبیه کنید. مثلا فردای آن روز را روزه بگیرید؛ یا مقداری پول بعنوان صدقه کنار بگذارید.
۵- عادت کنید قبل از هر حرف و عملی، کمی فکر کنید. اگر آن کار به نفع دنیا و آخرت شما بود، آن را انجام دهید و اگر به ضرر شما بود از انجام آن کار یا زدن آن حرف اجتناب کنید.
۶- با خود تصور کنید عده ای همه ی اعمال شما را زیر نظر دارند و قرار است کارهایتان را ثبت و ضبط کنند و به دیگران نشان دهند. سپس از خود بپرسید در چنین صورتی چه رفتاری از خود نشان می دهید؟ در حالی که خدای قادر و توانا همه اعمال ما را زیر نظر دارد و هیچ عملی از منظر او مخفی نیست! بدون شک با تقویت چنین فرضی، در گفتار و رفتارتان تجدید نظر خواهید کرد.
۷- دوستانی انتخاب کنید که از اخلاق و رفتار مناسبی برخوردار باشند و آنها را الگوی خود قرار دهید.
۸- اینکه ناخواسته چنین رفتارهایی از شما سر می زند، نشان دهنده ی این است که به اینگونه رفتارها عادت کرده اید و همانطور که می دانید ترک هر عادتی نیاز به تلاش و زحمت و استقامت دارد. ینابراین کمر همت خود را محکم ببندید و ایمان داشته باشید که در صورت استقامت، خداوند شما را یاری خواهد کرد.
مهمترین اموری که می تواند ما را در کنترل زبان و پرگویی یاری کند عبارتند از:
۱. توجه جدی به خطرات زبان:
برای پرهیز آسیبهای زبان قبل از هر چیز توجه کامل به خطرات آن لازم است. هر روز صبح که انسان از خواب بیدار می شود باید به خود توصیه کند که باید مراقب خطرات زبانش باشد. زیرا این عضو می تواند انسان را به اوج سعادت یا خاک ذلت و شقاوت بکشاند. در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) چنین آمده است: هنگامی که فرزندان آدم صبح می کنند تمام اعضای بدن به زبان هشدار می دهند و می گویند تقوای الهی را در مورد ما رعایت کن، چرا که اگر تو به راه راست بروی، ما نیز به راه راست می رویم و اگر تو به راه کج بروی ما نیز به راه کج می رویم. (اخلاق در قرآن، آیه ا... مکارم شیرازی، ج ۱، ص ۳۱۹)
دوحدیث هشدار دهنده ازامیرالمومنان علیه السلام!:
- کسی که سخن بسیار بگوید خطا و لغزش او فراوان می شود و کسی که خطا و لغزشش فراوان گردد حیاء او کم می شود و کسی که حیائش کم شود، پرهیزگاری اش کم می شود و کسی که پرهیزگاریش کم شود، قلبش می میرد و کسی که قلبش بمیرد، داخل آتش دوزخ می شود. (نهج البلاغه، کلمات قصار ۳۴۹)
- الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل سخن مانند داروست، اندکش مفید زیادش کشنده است غرر الحکم، شماره ۲۱۸۲
۲.سکوت:
از طرف دیگر توجه به اهمیت و آثار سکوت در روایات پیشوایان دین و طبیبان روح و جان انسان؛ فرد را از پرگویی نگه می دارد. هر قدر انسان کمتر سخن بگوید، لغزش های او کمتر است و هر قدر بیشتر سکوت کند، سلامت او بیشتر است. علاوه بر این تمرین و تجربه سکوت سبب می شود که انسان زبانش را در اختیار خود بگیرد و از طغیان و سرکشی آن بکاهد. باید توجه داشت که مراد سکوت مطلق نیست چون بسیاری از مسائل مهم زندگی اعم از معنویات و مادیات و عبادات و فرا گرفتن علوم و فضایل و اصلاح در میان مردم، از طریق سخن گفتن است، بلکه منظور کم سخن گفتن، یا به تعبیر دیگر خاموشی در برابر سخنان فساد انگیز یا مشکوک و بی محتوا و مانند آن است.
روایاتی که ارزش و آثار سکوت را بیان می کند:
۱. سکوت طولانی را رعایت کن چون شیطان را از تو می راند و در امر دین یاور و مددکار توست.
۲. سکوت دری از درهای حکمت است؛ سکوت محبت می آورد و راهنما به هر کار خیر است.
۳. انسان ساکت هیبتش زیاد است.
۴. اگر سخن گفتن نشانه سخنوری است در سکوت سلامت و ایمنی از لغزش است.
۵. هیچ نگهبانی چون سکوت نیست.
در حدیثی جامع و جالب از امیرمومنان(ع) می خوانیم: اگر دوست داری از سلامت نفس برخوردار شوی و عیب ها و کاستی هایت پوشیده بماند، کمتر سخن بگوی و بیشتر خاموش باش تا فکرت قوی و قلبت نورانی گردد. (تصنیف غررالحکم، ص ۲۱۶، ش ۴۲۵۲ )البته سکوت همواره امر مطلوبى نیست؛ چنانچه سخن گفتن نیز این طور است. پس بایستى سخنان را طبقه بندى کرد و در موارد لزوم سخن گفت. در موارد غیرضرورى نیز از سخن باز ایستاد؛ مثلاً اگر سخن گفتن براى هدایت کسى یا براى ابراز محبت به همسر و فرزند باشد، بسیار نیکو است. هم چنین احوال پرسى از دیگران و...؛ ولى اگر سخن لغو و بیهوده و یا خداى ناکرده مشتمل بر گناه باشد، در این صورت بایستى از آن پرهیز کرد. ر.ک: (میزان الحکمه، ج ۵، ص ۴۳۵)
سعدی نیز در این باب سروده است:
اگر چه پیش خردمند خامشی ادب است // به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
دو چیز طیره عقل است: دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی!
و نیز گفته است: سخن گرچه دلبند و شیرین بود //سزاوار تصدیق و تحسین بود
چو یکبار گفتی، مگو باز پس // که حلوا چو یکبار خوردند، بس
۳.مراقبه :
داشتن حالت مراقبه نسبت به همه اعمال به ویژه گفتار و فعالیت هایی که توسط زبان انجام می گیرد و محاسبه و حسابرسی در هنگام خواب و در پایان فعالیت های روزانه عاملی مهم در کنترل زبان و بازداشتن آن از پرگویی است. کنترل دایم بر گفتار و سخنان هم چون پاسبانی که با چشم باز و حواس جمع مواظب اعمال مجرمان است و فعالیت های آنها را شدیدا تحت نظر دارد و سپس حسابرسی و رسیدگی به پرونده اعمال زبان در طول روز، موجب می گردد که به تدریج گفتار انسان تحت کنترل درآید و پرگویی انسان مهار گردد.
۴.خستگی ناپذیری :
باید توجه داشت که منع زبان از پرگویی کاری تدریجی و طولانی است. انسانی که سالها به پرگویی و کنترل نداشتن بر زبانش عادت داشته و این عمل در او به صورت ملکه درآمده است، نمی تواند یک روزه بر خلاف آن عمل کند، بلکه باید قرار بر این بگذارد که هر روز مقداری از پرگویی اش را کم کند تا به تدریج با تسلط بر زبان و سخنانش بتواند به مقدار لازم و ضروری از زبانش استفاده کند و سخن بگوید.
توصیه ها و راهکارهای بیشتر!:
۱.هر روز صبح با خود شرط کنید که زبان خود را به کنترل خود درآورید و کمتر سخن بگویید در طول روز نیز در موقعیت هایى که احتمال خروج از حد معمول حرف زدن است این شرط را به یاد آورید.
۲.در پایان روز نیز به حسابرسی عملکرد روزانه خود بپردازید تا به تدریج تسلط کافى و کاملى بر سخن گفتن خود پیدا کنید
۳.برای خود پاداشها و جریمه هائی را در نظر بگیرید و در پایان هر روز وقتی حسابرسی می کنید اگر در رسیدن به اهداف(کمتر حرف زدن)موفق بودید به خود پاداش دهید و اگر اهداف آن روز بدست نیامد نفس خود را تنبیه کنید تا کنترل آنرا بدست خود بگیرید مثلا در ابتدای روز شرط کنید که اگر زیاد روی در حرف زدن داشتید یک روز روزه بگیرید .
۴. دوستان متین و کم حرف را به عنوان رفقاى صمیمى خود انتخاب کرده و با آنها بیشتر رفت و آمد کنید.
۵. در صورت امکان، هم اتاقى هاى حلیم و کم حرف را انتخاب کنید.
۶. با اساتید، بزرگان و افراد باتجربه اى که قابل اعتماد و احترام شما هستند بیشتر رفت و آمد کنید و از آنها الگو بگیرید.
۷. ارزش و اهمیت سکوت و کم حرف زدن را در لابه لاى کتب علمى، اخلاقى و روایات ائمه معصومین(ع) مطالعه کنید و درباره آنها بیاندیشید.
۸. رفتارهایی را که مغایر با زیاد سخن گفتن است، تقویت کنید. مثل گوش کردن فعال ، توجه نمودن به گفته های دیگران و تفکر وتامل کردن نسبت صحبتهای که صورت گرفته
۹. خود را با موقعیتهای که کمتر در آنها صحبت می کنید آشنا نمائید مثلا مطالعه کتاب مورد علاقه ، مجلات و روزنامه
- نامه ای از حضرت امام خمینی رحمه الله علیه:
در پایان، نامه ای از حضرت امام خمینی رحمه الله علیه را که برای عروس خود( خانم فاطمه طباطبائی )در این زمینه آمده بیان می کنیم :
متن نامه: دخترم ! به بعض آفات این عنصر کوچک و این زبان سرخ که سر سبز را به باد دهد. از این دشمن بزرگ انسانیت و معنویت غافل مشو. گاهی که در جلسات أنس با دوستان هستی. خطاهای بزرگ این عضو کوچک را آن قدر که می‌توانی شمارش کن و ببین با یک ساعت عمر تو که باید صرف جلب رضای دوست شود، چه می‌کند و چه مصیبت‌ها به بار می‌آورد که یکی از آنها غیبت برادران و خواهران است. ببین با آبروی چه کسی بازی می‌کنی و چه اسراری را از مسلمانان روی دایره می‌ریزی و چه حیثیّاتی را خدشه‌دار می‌کنی و چه شخصیت‌هایی را می‌شکنی؟ آن گاه این جلسه شیطانی، مقیاس بگیر و ملاحظه کن که در یک سال در همین امر پیش‌پا افتاده چه کردی و در پنجاه، شست سال دیگر چه خواهی کرد و چه مصیبت‌ها برای خود به بار خواهی آورد و در عین حال آن را کوچک می‌شماری و این کوچک شمردن از حیله‌های ابلیس است که خداوند به لطف خود، ما را همگی از آن مصون دارد.
مطمئن باشید با صبر و بردباری و عمل به نکاتی که گفته شد، به حول و قوه ی الهی موفق خواهید شد.
کتابهایی جهت مطالعه:
۱- معراج السعاده، احمد نراقی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ص ۵۲۷.
۲- گناهان زبان، محمدعلی صفری، تهران، چاپ فرهنگ، ۱۳۶۱.
۳- اخلاق الهی، (آفات زبان) آیت الله مجتبی تهرانی
۴- اخلاق در قرآن، جلد ۱ و ۲ آیت الله مصباح یزدی-
یک سؤال : وقتی کسی حرفی را به کنایه به ما میزند آیا میتوان جواب او را به صورت کنایه داد ؟
پاسخ : بدی را با بدی جواب دادن ، از آداب و اخلاق مسلمانی نیست !
عن ابی عبد اللَّه علیه السّلام قال: قال لقمان لابنه، یا بنیّ إن کنت زعمت أنّ الکلام من فضّة فإنّ السّکوت من ذهب. (الکافى ۲/ ۱۱۴ البحار ۷۱/ ۲۹۷) از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: لقمان به پسرش گفت: پسرم! اگر مى پندارى که سخن گفتن نقره است، سکوت طلا خواهد بود.
عن علیّ علیه السّلام: من لم یملک لسانه ندم. (غرر الحکم/ ۶۳۹) از على (ع) نقل شده است: هر که مالک زبان خود نباشد پشیمان مى گردد.
بله شخص مقابل فردی است که رفتار صحیح را زیر پا گذاشته ؛ ولی مسلمان ،همتش رفتار برطبق موازین اخلاقی وانسانی است ، نه اخلاق ونه انسانیت ، به او مقابله به مثل نمی دهد ، درچنین مواردی نه تنها خویشتنداری وصبر نشانه ایمان شمااست بلکه شخصیت شما درنزد دیگران به واسطه کنترل زبان ؛ارزش بیشتری پیدا می کند !

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.