راهکار کامل حضور قلب و دور کردن شیطان در نماز ۱۳۹۸/۱۲/۲۴ - ۴۴۴ بازدید

با عرض سلام و خسته نباشید و ارزوی ظهور مهدی موعود عج
وقتی که نماز میخونم تمام افکارمنفی نه بصورت اینکه خودم تمایلی به انجامشون داشته باشم بلکه به صورت اینکه فقط حواسم پرت میشه و اصلا حس میکنم که نمازم زیاد خوب نیست و تاثیر خیلی منفی در زندگی روزمرم داره خب من چکارکنم؟؟؟
بیشتر افکار منفی از بابه جنسی هستن

دوست گرامی. حضور قلب یعنی توجه کامل به ذات بی نهایت الهی و مبدا شعور هستی. این کار باعث ارزش یافتن نماز و تاثیر و لذت فراوان معنوی خواهد شد.
ابتدا عرض کنیم که حواس پرتی در نماز کار شیطان است. به خصوص نماز از آن جهت که بهترین وسیله ارتباط مخلوق با خالق مهربان می باشد، دام فریب شیطان قرار می گیرد؛ او کسانی را که ایمان قوی نداشته و از این ارتباط معنوی لذت نبرده ¬اند را به ترک نماز وسوسه می کند.
شیطان پیوسته از مجراى نفس اماره و هواى نفس، وارد عمل مى شود و انسان را وسوسه و تحریک مى کند و اگر از یک راه موفق نشد، از راه دیگر وارد مى شود، تا اینکه نگذارد انسان در محضر خدا قرار گیرد و به همین جهت است که رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: «اِنَّ العَبْدَ اِذا اُشْتَغل بِالصّلاة جاءَهُ الشَّیطان و قالَ لَه: اُذکُر کَذا، حتى یَضلّ الرجل اَنْ یَدرى کَم صَلّى؛ «هنگامى که بنده خدا مشغول نماز مى شود، شیطان مى آید و به انسان مى گوید: این را بگو، این را بگو، تا اینکه نداند، چطور نماز خوانده است». بنابراین ابتدای نماز لازم است اعوذبالله بگویید و به خدا پناه ببرید و شیطان را از خویش دور نمایید.
مراحل حضور قلب.
برای حضور قلب و درک لذت نماز سه مرحله ضروری است:
مرحله اول: شناخت نماز به عنوان رکن دین و راه ارتباط با ذات هستی و درخواست از او. در این مرحله باید معانی عمیق اذکار نماز و الفاظی که با آنها با خدا صحبت می کنید را بدانید و حواس خود را کاملا روی معانی متمرکز کند.مرحله دوم: در این مرحله علاوه بر شناخت الفاظ و معانی باید نسبت به ذات هستی بی نهایت و درک عظمت و شعورمندی هستی معرفت کامل داشته باشید و بدانید که خدای متعال نسبت به جهان خلقی و احوال بندگان اطلاع و اشراف کامل دارد و حمد و بندگی ما را می بیند و می شنود و تنها یاری دهنده است.
مرحله سوم: تمرین زیاد برای فارغ شدن ذهن از توجه به ظهورات خلقی و امور روزه زندگی و تمرکز ذهن روی هستی بی نهایت در حال نماز و توجه کامل قلبی به ذات خداوند که به آن حضور قلب گفته می شود. هنگامی که الله اکبر می گویید باید بتوانید از توجه به امور خلقی تخلیه شوید و با قلب خود متوجه ذات الهی گردید و با ذات همصحبت شوید و اتصال پیدا نمایید.
لذت نماز را در هر مرحله درک خواهید کرد، اما با طی کردن سه مرحله، به نهایت لذت می رسید و غرق در بهجت و سرور خواهید شد و احساس فناء و مستی معنوی خواهید داشت. البته باید بدانید که طی این مراحل نیاز به زمان و دانش و تلاش فراوان دارد و ناگهانی بدست نمی آید. نابرده رنج گنج میسر نمی شود. به نکات زیر توجه نمایید :
خدای مهربان به خاطر لطف بی کرانی که نسبت به بندگانش دارد و می خواهد آنان به او نزدیک شوند و همواره مرتبط با ذات پاک او باشند نماز را به آنان عطا فرمود و آنها را بر این سفره رحمت گسترده اش مهمان کرد. هر کس به فراخور معرفت و ظرفیتش، می تواند از این سفره ربّانی بهره مند گردد و اگر حضور قلب در نماز واجب بود، بسیاری از مردم از عهده این عمل، بر نمی آمدند.
علاوه بر اینکه نماز، دارای مراتب فراوانی است که کمترین مرتبه آن، رعایت صورت و قالبی از نماز همین نماز به اندازه خود در حفظ ارتباط با کانون هستی و نگه داری انسان از لغزش ها مؤثر است؛ به گونه ای که خداوند در هیچ شرایطی، حتی در حال غرق شدن نیز راضی به ترک این قالب بی محتوا نیست.
بدون شک روح نماز، حضور قلب است؛ هر چند نماز بی حضور قلب نیز صحیح است و موجب اسقاط تکلیف و وظیفه می شود؛ ولی آنچه که انسان را تربیت می کند و معراج مؤمن نامیده شده است، و او را از فحشا و منکر و مفاسد اخلاقی باز می دارد و به سوی خوبی ها سوق می دهد و موجب «قرب الی الله» می شود، همان نماز با حضور قلب است.حضور قلب نه تنها در نماز و عبادات و امور معنوی؛ بلکه در دیگر اعمال انسان نیز نقشی انکارناپذیر دارد. امروز از نظر علمی ثابت شده که حتّی غذا خوردن برای کسانی که به هنگام خوردن، توجّه آنها به امور دیگر است، به درستی مفید واقع نمی شود. حضور قلب؛ یعنی، توجّه قلب و روح انسان، به عبادت و محتوای آن و خود را در وقت عبادت، در محضر پروردگار و در حضور او یافتن و به امور خارج از عبادت، بی توجه بودن.هدف از عبادت «تقرب به خداوند» است و حضور قلب در نماز، بال پروازی است که عبادت را اوج می دهد و به عالم قدس، نزدیک می سازد و انسان را مقرّب و محبوب بارگاه ربوبی می کند. هر چند قالب و شکل ظاهری عبادات، پر از رمز و راز است و همین کالبد، در تأمین هدف نماز نقش آفرین است؛ ولی آثار عمیق و ماندگار، ارزنده و شگفت آور نماز، مربوط به روح آن (حضور قلب) بوده که به منزله عمود خیمه عبادت است.
در حدیثی آمده است: انَّ العَبْدَ لُرفِعَ لَه مِن صَلاتِه نِصْفُها اوْ ثُلثُها اوْ رُبْعُها او خُمْسُها و مَا یرفَع لَه الا ما اقْبَلَ عَلَیه بِقَلبِه (بحارالانوار، ج ۸۴، ص۲) از نماز، نصف و یا یک سوم و یا یک چهارم و یا یک پنجم آن بالا می رود [و مورد قبول خداوند قرار می گیرد] و این مقدار بستگی به میزان حضور قلب انسان در نماز دارد.
رسول خدا (ص) می فرماید: لَیسَ لَک مِن صَلاتِک الا ما احضرت فیهِ قَلْبُک (همان ، ص۴) برای تو از نماز چیزی نیست، مگر آن مقدار که قلب تو در حال نماز باشد.
نکته بسیار مهمی که در این موضوع وجود دارد این است که حضور قلب یک فن و مهارت است که در اثر تمرین حاصل می شود و اتفاقا بسیار لذت بخش است ولی قبل از آن باید شخص خداشناسی اش قوی باشد. خدا وجود مطلق و بی نهایت هستی است اگر شخص وجود بی نهایت را تصور کند آنگاه در نماز باید بتواند با این وجود بی نهایت ارتباط برقرار کند و روی آن تمرکز نماید. این کار شدنی است و باعث می شود انسان وارد عوالمی شود که از حیث جذابیت مست کننده سالک باشد و حتی خروج از آن دشوار باشد. کسی که حضور قلب می رسد به قدری جذب وجود لا یتناهی می شود که وقتی به رکوع می رود دلش نمی خواهد بلند شود یا سجود هم همین طور و لذتی دارد که قابل توصیف نیست. ولی متاسفانه ما چون خداشناسی ما قوی نیست یا جذب دنیا هستیم نمی توانیم این ارتباط را برقرار کنیم و کشش الهی لازم را در خود نداریم. خودپرستی و دنیا پرستی و شکم پرستی انسان را سنگین می کند و مانع عروج او به عوالم ماورایی می شود و جلوی پرواز روح را می گیرد. الف ) روشهای کمکی تحصیل حضور قلب
۱ . از بین بردن موانع
مانع اصلی حضور قلب کثرت های زندگی مادی و دنیوی است. ما تا وقتی دچار مشغله های فراوان ذهنی و فکری و کثرت در مشاغل و رفتار هستیم، در نماز و عبادت نمی توانیم حضور قلب کامل داشته باشیم.
لذا راهبرد اصلی رسیدن به حضور قلب کامل حرکت در مسیر توحید و بندگی و اخلاص است. راه توحید به تعبیر اهل معرفت، نوعی فرار از کثرت به وحدت است، به هر مقداری که انسان به خدای واحد احد نزدیک می شود، اندیشه و نیات و افکار و رفتارش به اخلاص و وحدت بیشتری می رسد و این وحدت یافتن، ریشه اصلی کسب حضور قلب در عبادت است.
انسان موحد تنها مشغله ذهنی اش معرفت خدا و قرب به خدا و انجام وظایف بندگی است و لذا کثرت های حیات مادی نمی تواند او را از خدا غافل نماید.
* علامه جوادی آملی در پاسخ به این مطلب که چرا ما در نماز حضور قلب نداریم فرمودند: اگرما هر چه بخواهیم چشممان آزاد باشد ببینیم و گوشمان آزاد باشد که بشنویم، هر حرفی را هم بخوانیم و بشنویم و اینها را در انبار ضایعات جمع بکنیم، موقع نماز مزاحم ما هستند.
معظم له در مورد اینکه چگونه در نماز حضور قلب داشته باشیم، بیان داشتند:
وقتی از مرحوم استاد الهی قمشه‌ای(رضوان الله علیه) سؤال کردند ما چه کنیم در نماز دارای حضور قلب باشیم فرمود: بیرون نماز را مواظب باشید چرا که اگر کسی در بیرون نماز مواظب چشم و گوشش بود در حال نماز راحت است و اگر در بیرون نماز مواظب چشم و گوشش نبود و هر چه را خواست ببیند، دید و هر چه را خواست بشنود، شنید، همه این گزنده‌ها تعبیه می‌شوند؛ لذا وقتی انسان شروع به نماز کرد تکبیرة الاحرام گفت دست و بالش بسته شده و همه این گزنده‌ها حمله می‌کنند تا آنجا که یک وقت انسان متوجه می‌شود که سرگرم گفتن «السلام علیکم» هست ولی نمی‌داند چه گفت‌و‌گو کرد و در این سجود چه گفت، بنابراین عمده در بیرون نماز است و اگر کسی بیرون نماز را مواظب بود در نماز راحت‌تر است.
انسان موحد تنها مشغله ذهنی اش معرفت خدا و قرب به خدا و انجام وظایف بندگی است و لذا کثرت های حیات مادی نمی تواند او را از خدا غافل نماید.
* یکى از شاگردان علامه طباطبایى(ره) از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مى برد به خدمت علامه(ره) رسید و راهکاری خواست. ایشان نخست از پاسخ خودداری کردند، پس از چندبار اصرار به شاگرد خود رو کردند و فرمودند: «شما نمی توانی!» شاگرد گفت: آقا شما بفرمایید حداقل اگر کسی پرسید به او بگویم.علامه(ره) فرمودند: «فکر در نماز دنباله افکار شبانه روز است. کسی که صبح تا ظهر به یاد خدا نبوده نمی تواند هنگام نماز یاد خدا را استمرار دهد. ۲ . عشق و شدت علاقه
همچنین گرایش های عاطفی، علاقه ها، دلبستگی ها و به خصوص عشق که همان شدت حب و دلبستگی است، تعیین کننده ترین علت تمرکز انسان بر یک موضوع است.
کسی که عاشق تحصیل دانش است، تمرکز بیشتری در درس و مطالعه دارد تا کسی که علاقه چندانی به آن ندارد. کسی که عاشق کسی شده است شاید تمام فکر و ذکرش یاد او شود و دائم به فکر او باشد.
همین طور در مورد نماز و عبادت کسی که عاشق خدای متعال و پرستش او است، در نماز بیشتر از هر زمان و موقعیت دیگری، حضور قلب دارد؛ زیرا نماز دقیقا هنگامی است که اجازه یافته با معشوق خویش سخن بگوید و راز و نیاز عاشقانه داشته باشد و در این حالت آنقدر در جذبه حق است که امکان ندارد حواسش از محبوب به چیز دیگری که بدان چندان علاقه ای ندارد، پرت شود؛ از آن رو بهترین و بالاترین درجه حضور قلب مخصوص عارفان حقیقی و عاشقان خدا است و سایرین نیز هر یک به نسبت معرفت و عشق و علاقه که به خداوند دارند، از حضور قلب برخوردار می شوند.
لذا می توان گفت: حضور قلب کامل نتیجه انس به خداوند و عشق به او است و برای رسیدن به این منظور باید انسان انس اش را به خداوند از طریق عبادت های گوناگون زیاد نماید و انس اش به دنیا کم شود.
در غیر این صورت وقتی که فکر و ذهن اش به دنیا مشغول است و با امور دنیوی انس دارد نباید از خودش توقع داشته باشد که وقتی به عبادت مشغول می شود و یا به نماز می ایستد، ذهن و دل اش کاملا در اختیار اش باشد و به سمت دنیا نرود، زیرا هر کسی به هر چیزی که علاقه و انس دارد در همان زمینه می تواند تمرکز داشته باشد.
انسان از انس است، مانند کبوتری که به لانه خود انس می گیرد و او را از هر کجا که رها سازیم، به سمت لانه خود تمایل می یابد و حرکت می کند به اموری که به صورت مستمر بدان می پردازد و در فکر آن است انس پیدا می کند.
لذا راهکار درمان این حالت این است که موضوع انس را عوض کنیم و سعی کنیم به خداوند انس پیدا کنیم و از دنیا و انس به آن فاصله بگیریم. ج ) برخی راهکارهای عملی
برخی راهکارهایی که به حضور قلب در نماز و دعا می تواند کمک کار باشد:
۱- دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنویت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و...در کتاب هاى حدیث آمده است: شخصى از پیامبر(ص) درخواست کرد که راهى به او بنمایاند تا حضور قلب بیشترى در نماز پیدا کند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند. بنابراین وضوی شاداب و با آداب خود در حضور قلب انسان در نماز مؤثر است.
۲- گزینش مکان مناسب، دورى ازجاهای شلوغ و پر سر و صدا و پرهیز از هر آنچه که موجب انحراف توجه از خداوند شود.
۳- گزینش وقت مناسب و تا آن جا که ممکن است اول وقت خواندن نماز.
۴- تا حد امکان در مسجد و با جماعت نماز خواندن و دعا کردن (به ویژه در جماعاتى که بعد معنوى بیشترى دارد).
۵- نماز را با طمأنینه و دقت در مفاهیم و معانى آن خواندن و دعا را با توجه به عظمت خداوند و کوچکی خود به جا آوردن.
۶- در نماز در حال ایستاده به مهر نگریستن و در رکوع پایین پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن.
جناب الهی قمشه ای (رض) در بیان راهکار جبران این مشکل به انجام سجده شکر بعد از نماز توصیه فرموده و اذعان داشتند: شما این سجده شکر را فراموش نکنید هر نعمتی که به شما رسیده است سجده شکر کنید از امام(ع) سؤال کردند ما در نماز حضور قلب نداریم چه کنیم؟ حضرت فرمود: نافله‌ها، جبران آن قصور نماز را می‌کند. عرض کرد اگر ما در نافله‌ها هم حضور قلب نداشتیم چه بکنیم؟ فرمود: سجده‌های شکر بعد از نماز جبران می‌کند، لذا بعد از نماز برنخیزید بلکه از خدا مسئلت کنید و به خاک بیفتید تا در برابر دیگران مجبور به خضوع نشوید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
چگونه ایمان خود به خداوند را تقویت کنیم و آن را به نهایت برسانیم ؟
پرسمان
دوست گرامی. تقویت ایمان یکی از عرصه های مهم خودسازی دینی است که زیربنای عرصه های دیگر اخلاقی و عملی آن می باشد. سوال بسیار خوبی مطرح کرده اید در ادامه به راهکارهای تقویت ایمان اشاره می کنیم. راهکار تقویت ایمان:معمولا همه ما در ابتدای زندگی ایمانمان تقلیدی است و موثرترین کاری که برای تقویت ایمان باید انجام دهیم، درک حقیقت هستی و انسان و دین و زندگی و معاد از طریق مطالعه، تحقیق و تفکر است. این حقایق همان سوالات اساسی زندگی و علوم بنیادین و اعتقادی هستند که هر قدر در آنها تحقیق صورت بگیرد باعث تقویت ایمان می شود. خدای متعال به انسان قدرت عقل و فکر عنایت کرده است. مهمترین کار عقل مطالعه و مقایسه حق و باطل و بد و خوب و هست و نیست و انتخاب یکی از دو راه ایمان و کفر است. قلب انسان باید با مطالعه میان این دو راه تصمیم بگیرد و یکی را انتخاب کند. حقیقت ایمان باور عمیق قلبی به حقانیت توحید و جریان خداپرستان به رهبری انبیای الهی و امامان معصوم (ع) و کارکرد قطعی آن در رساندن انسان به سعادت دنیا و آخرت است. پذیرش قلبی ایمان و گرویدن به جریان خداپرستان، یک عمل اختیاری است که بر اساس عقل و تفکر و آگاهی و آزادی شکل می گیرد. انسان جستجوگر پس از مطالعه و تحقیق کامل و تعقل و تفکر درباره سیستم فکری و اعتقادی و اخلاقی و اجتماعی مومنان و خداپرستان و در مقابل آنها، کافران و دنیاپرستان و بررسی اینکه در طول تاریخ کدام جریان موفق شده انسان کامل و شاخص تربیت کند و آدمی را به کمال و سعادت واقعی برساند، عمیقا به یکی از دو جریان گرایش پیدا می کند و عضو آن جریان می شود، یعنی افکار و عقاید آن ها را قبول می کند، به اخلاق و سنت های عملی و سبک زندگی آنها ملتزم می شود و تحت مدیریت و ولایت رهبران آن جریان قرار می گیرد. مهمترین کار پیامبران دعوت به صراط مستقیم عبودیت خداوند است. همه پیامبران امت های خود را به خداپرستی دعوت می کردند. همانطور که انبیای الهی کارشان دعوت به یکتاپرستی بوده است کار عقل یا پیامبر درونی انسان نیز دعوت به عبودیت خداوند و یکتاپرستی می باشد. در آمده است که: العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان؛ عقل نیرویی است که به وسیله آن خدای رحمان عبادت می شود و بهشت بدست می آید. اگر عقل میان حق و باطل درست بیاندیشد و عالمانه انتخاب کند، حتما انسان را به خداپرستی دعوت می کند و از شرک و کفر باز می دارد. بنابراین اولین عامل تقویت ایمان شناخت حقیقت است و عامل دوم آن، عمل به مقتضای ایمان و تجربه عملی آثار و نتایج مفید و درک لذت آن در زندگی انسان است. هنگامی که انسان وارد عمل، اطاعت و عبادت خدای متعال و تبعیت از راهبران دینی معصوم (ع) و عالمان عادل و ربانی می شود، سبک زندگی خود را ایمانی قرار می دهد، اخلاق و رفتارش با دیگران، قرآنی می شود و به خصوص در صحنه مبارزه و جهاد اکبر و اصغر حضور می یابد، هر قدمی که به پیش برمی دارد، لذت ایمان را می چشد و آثار و برکات آنرا با تمام وجود خویش درک می کند و از این طریق ایمانش بیش از پیش تقویت می شود. به تعبیر دیگر، هر قدر که شما در صراط مستقیم الهی حرکت کنید و به وظایف شرعی واخلاقی واجتماعی خود بهتر عمل نمایید و آثار مفید و مثبت آن را در زندگی خود و جامعه تجربه و مشاهده می نمایید، ایمان و باور شما به درستی این تفکر و راه، بیشتر تقویت می شود. البته عوامل جزئی تر دیگری هستند که در این زمینه تاثیرگذار اند، مانند تلاوت با دقت قرآن کریم و روایات. هر روز مقداری با این کتاب مقدس مانوس شوید و آنرا با دقت تلاوت و مطالعه کنید تا ایمان شما تقویت شود. همچنین یاد روزانه مرگ تقویت کننده ایمان است. یاد مرگ، یعنی بدانید و باور کنید که دنیا زودگذر است و ما بعد از مرگ به زندگی خود ادامه می دهیم و باید برای سفر آخرت آماده شویم. اگر کسی باور کند که هدف زندگی دنیا چیزی جز آمادگی برای سفر آخرت نیست، بیشتر به یاد خدا خواهد بود و کمتر به گناه آلوده می شود. پرهیز از عوامل آسیب زا: در کنار علم و عمل، لازم است از عوامل آسیب زا نیز پرهیز نمایید، عوامل محیطی فراوانی در تضعیف ایمان نقش دارند، بنابراین خود را در معرض شبهات و هجوم فرهنگی دشمن قرار ندهید، با اینترنت و شبکه های اجتماعی با احتیاط برخورد کنید و در صورتی که شک و شبهه ای پدید آمد، حتما از عالمان دینی سوال کنید و در رفع آن بکوشید. همچنین از دیدن عکس و فیلم و برنامه هایی که محرک شهوت است یا شک و شبهه ایجاد می کند، خوداری نمایید. دوستان بد، یکی از این عوامل هستند، آنها با گفتار و رفتار بد خود قادرند بر دوستان و معاشران تاثیر بسیار بدی داشته باشند، بنابراین باید در انتخاب دوست دقت فراوان کنید و با اهل ایمان معاشرت نمایید.  

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.