راه‌های رسیدن به خدا ۱۳۸۷/۹/۴ - ۳۰۱ بازدید

ما در اسلام داریم که راه برای رسیدن به خدا یکی است و آن پیروی از معصومین(ع) است و راه دیگری نیست و راههای دیگر به گمراهی است. یک روایت دیدم که می گفت الطرق الی الله بعدد نفوس الخلایق ۱. آیا این ها تناقض ندارد؟ ۲. آیا سخن نقل شده از معصومین به ما رسیده است؟ معتبر است؟ صحیح است؟ ۳. لطفا توضیح بدهید.

جمله اى که در پرسش آمده است، مضمون سخنى معروف از عرفاء است که به عنوان روایت نیز به وجود مطهر پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) منسوب است و اصل جمله چنین مى باشد: «الطرق الى الله بعدد انفاس الخلائق»(۱) بنابراین گزاره مذکور جمله اى عرفانى است و معناى آن را نیز باید در متون عرفاء جستجو کرد.
بر اساس نظر عرفاء بزرگوار که بر آمده از قرآن و سنت و شهود آنهاست، و برهان نیز آن را تأیید مى کند موجودات و مخلوقات نه تنها از طریق سلسله علل و مسببات و اسباب خود به خدا مرتبط هستند و راه دارند، از آن بالاتر هر موجود و مخلوقى داراى حصه اى الهى است و از طریق این حصه به طور مستقیم به خداوند راه دارد و به اصطلاح فلسفى موجودات عین ربط به حق تعالى هستند و هستى و موجودیت و همه حقیقت خود را تنها از خداوند مى گیرند. در این صورت همه موجودات به خداوند راه دارند و بلکه راهى به سوى او هستند. در این صورت همه انسانها یک راه وجودی فطری و بدون و واسطه با خداوند دارند که سر راست است، منتها تا حدود زیادى ناخودآگاه است و پیامبران و ائمه (سلام الله علیهم) برای خودآگاه ساختن این راه قوانین کلی ای در قالب دین برای بشر آورده اند که متضمن تمامی راه ها به سوی خدا است که این همان «الصراط المستقیم» و راه سیر و سلوک است.
به تعبیر دیگر هر موجودى داراى رابطه خاص وجودى و فطری با خداوند متعال است که از آن به «الوجه الخاص» تعبیر مى کنند، و انسانها به دلیل همین وجه خاصشان است که به پیامبران و اولیاء الهى به عنوان «ترجمان الحق» ایمان مى آورند و اگر این آمادگى و زمینه الهى نبود، ایمان نیز امکان پذیر نبوده است.(۲) و این وجه خاص راهى است که از حق تعالى به هر موجودى باز شده و به دلیل همان وجه خاص است که اولیاء الهى به منزل مشاهده حق - بدون حجاب - راه مى یابند و به کشف و شهود بى واسطه مى رسند(۳) و دلیل انکار ما نیز این نکته است که ارتباط ما با وجه خاص قطع شده است و آن را در زیر خروارها نفسانیت زنده به گور کرده ایم.
پس جمله مذکور به راهى اشاره دارد که از درون انسانها مى گذرد که با سیر و سلوک در صراط مستقیم شکوفا مى شود. شرط اساسى رسیدن به این مرتبه از شکوفایی، رعایت کامل و بدون چون و چرا از شریعت و ظواهر احکام الهى و دستورات اولیاء الهى و همچنین کسب نیت خالص و به دور از هر گونه شائبه غیر خدایى است.
مثلاً آنکه با دقت و وسواس تمام و رعایت همه دستورات شریعت بر نماز خود اهتمام دارد و نمازهاى خود را نیز فقط براى خداوند اقامه مى کند، نه به نیت هاى ریایى یا ترس از جهنم و شوق بهشت، چنین کسى پله هاى سلوک را طى مى کند.
نکته اى که مهم است، اینکه ورود به مباحث اعتقادى، در صورتى که بخواهد بر صفحه جان انسان بنشید، تنها از گذر رعایت کامل شریعت مى گذرد وگرنه تنها یادگیرى و بکارگیرى اصطلاحاتى صرف است، زیرا اعتقادات مقدمه انسان شدن - انسانى خدایى - است و بدون عمل صالح حاصل نمى شود. و در صورتى که اعتقادات مبتنى بر شهود عارفانه باشد، به هیچ وجه بدون شریعت امکان پذیر نیست و رفتن به این وادى بدون توجه به شریعت و دستگیرى اولیاء الهى ضلالت و گمراهى محض است. زیرا انسانها در همه راهها دچار نوعى حیرت هستند که تنها با دستگیرى راه بلد که امام معصوم باشد، و با عبادت و انجام دستورات الهى از این حیرت به یقین مى رسد. پس همه طرق و راهها از صراط مستقیم منشعب مى شود، زیرا اختلاف طرق مى تواند موجب ضلالت و گمراهى شود و با نورانى کردن قلب و اتباع حسن ضلالت به هدایت تبدیل مى شود.(۴)
به تعبیر دیگر اگرچه هر شخصى با توجه به استعدادش راهى به سوى خداوند دارد، اما همه این راهها باید منطبق بر یک قانون و یک سیر کلی باشد و آن همان صراط مستقیم توحید و ولایت است و همه راهها در حقیقت به صراط مستقیم باز مى گردد(۵) و انسانى که مى خواهد به سوى خداوند پرواز کند، باید راه را بشناسد و این شناخت تنها از طریق شریعت حاصل مى شود. زیرا «خلیفة الله الاعظم» که همان صراط مستقیم است، بر سر شاهراه ایستاده است و راهروان را هدایت مى کند که هرکس در خطى که مى رود، در صراط مستقیم باشد.(۶)
----------------------
پی نوشت ها:
۱) محى الدین ابن عربى، الفتوحات المکیة، ج: ۲ ص: ۳۱۷ و ۴۱۱. وى تصریح مى کند که این گزاره از جملات به کار رفته توسط «اهل الله» است و جمله را نیز با اندکى تغییر با متن به صورت «ان الطرق الى الله على عدد انفاس الخلائق» نقل مى کند. اما عارف محقق سید حیدر آملى جمله را روایتى از پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) مى داند. جامع الاسرار و منبع الانوار، ص: ۸ و ۱۲۱
۲) الفتوحات المکیة، ج: ۱، ص: ۶۱۸
۳) همان، ج: ۱ ص: ۲۰۱
۴) همان، ج: ۲ ص: ۴۷۸؛
۵) عارف محقق قیصرى، شرح فصوص الحکم، ص: ۲۹۶ و ۷۱۰، وى تصریح دارد که «راههاى به سوى خداوند به تعداد راهروان و استعداد آنها گوناگون و متکثر مى شود... اما جامع همه این راه ها راه توحید است که همان راه پیامبران و اولیاء الهى است و از آن راههاى مختلف منشعب مى شود. آنگاه داستانى نقل مى کند که پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) براى تبیین این مسئله خط مستقیمى را رسم مى کنند و از کناره هاى آن خطوطى خارج از آن خط را رسم مى کنند و مى فرمایند، اولى همان صراط مستقیم است و این خطوط بیرونى راههاى شیطانى است. پس تنها راههاى که از درون صراط مستقیم بگذرد که تحت سرپرستى شریعت و ولى الله الاعظم است، راههاى حق هستند. در مثل صراط مستقیم همانند اتوبانى بزرگ است که داراى باندهاى مختلف و بى شمارى است و هر کس که در خط مخصوص خود است، در حقیقت در صراط مستقیم سیر مى کنند.
۶) الفتوحات، ج ۳، ص: ۱۵۲. همچنین نگا: ج: ۲، ص: ۳۱۷.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.