راه درمان استرس و نگرانی ۱۳۹۸/۱۲/۲۰ - ۷۵۶ بازدید

ازوقتی کرونا واردکشورمون شده خیلی استرس دارم میترسم یکی از نزدیکانم ازدست بدم ساعت ۴ صبح نمیتو نم بخوابم برام دعا کنیدا روم شم

یکی از مهمترین رفتارهای معنوی و ریاضت های شرعی برای سالکان کوی دوست، ذکر و یاد خدا است. در قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره گردیده و دستور به یاد نمودن خدا و عدم فراموشی حضرت حق تعالی را داده و حتی در قسمتی از آیات نیز انسان را متوجه این امر کرده که اگر می خواهی من(خدا) شما را فراموش نکنم، پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. امیر المؤمنین علیه السّلام نیز یکی از ویژگی‌های متّقین را «ذکر» و به یاد خدا بودن نامیده است که متقین کسانی هستند که صبح می‌کنند در حالی‌ که تمام همّت و تلاششان در یاد خدا و ذکر اوست.تعریف ذکر و یاد خدا بودن: ذکر در لغت به معنی حفظ معنای یک شی یا حاضر کردن آن معنی می‌باشد و علاوه بر آن حفظ معنای یک چیزی یا به خاطر فراموشی است یعنی ما یک چیزی را به یاد می‌آوریم به خاطر این که فراموش کرده بودیم و با به یاد آوردن دوباره آن، از فراموشی آن مطلب رهایی جسته‌ایم و یا به خاطر ادامه حفظ است. پس ذکر به هر دو معنی در مورد مومنین این است که مومنین پیوسته یاد خدا را هم در زبانشان تکرار می‌کنند و زبانشان به ذکر خداست و هم قلبشان. چنان که در آیه ۲۰۵ اعراف نیز به این مطلب اشاره شده که (وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلین ) «پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن و از غافلان مباش!»
انسان سه گونه رفتار انجام می دهد. رفتارهای طبیعی و حیوانی- رفتارهای انسانی و عقلانی- رفتارهای الهی و معنوی. راهکار رسیدن به مورد سوال و اینکه فقط تو راه خدا و به یاد خدا باشیم آن است که از رفتارهای حیوانی خودمان بکاهیم و به رفتارهای عقلانی و انسانی و همچنین رفتارهای الهی و معنوی اضافه کنیم. انسان در این مسیر به جایی می رسد که عاشق کارهای الهی و معنوی و عرفانی می شود و در یاد خدا متمرکز خواهد شد. به اصطلاع فانی در خدا می شود.
بلای اضطراب و نگرانی
همیشه اضطراب و نگرانى یکى از بزرگترین بلاهاى زندگى انسانها بوده و هست ، و عوارض ناشى از آن در زندگى فردى و اجتماعى کاملا محسوس است . همیشه آرامش یکى از گمشده‌هاى مهم بشر بوده ، و به هر درى مى‌زند تا آن را پیدا کند ، و اگر تلاش و کوشش انسانها را در طول تاریخ براى پیدا کردن آرامش از طرق صحیح و کاذب جمع آورى کنیم خود کتاب بسیار قطورى را تشکیل مى‌دهد .
بعضى از دانشمندان مى‌گویند : به هنگام بروز بعضى از بیمارى هاى واگیردار همچون وبا از هر ده نفر که ظاهرا به علت وبا مى میرند اکثر آنها به علت نگرانى و ترس است و تنها اقلیتى از آنها حقیقتا به خاطر ابتلاى به بیمارى و یا از بین مى‌روند !
به طور کلى آرامش و دلهره ، نقش بسیار مهمى در سلامت و بیمارى فرد و جامعه و سعادت و بدبختى انسانها دارد ، و چیزى نیست که بتوان از آن به آسانى گذشت و به همین دلیل تا کنون کتاب هاى زیادى نوشته شده که موضوع آنها فقط نگرانى و راه مبارزه با آن ، و طرز به دست آوردن آرامش است .
تاریخ بشر پر است از صحنه‌هاى غم‌انگیزى که انسان براى تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادى گام نهاده ، و تن به انواع اعتیادها داده است .
ولى قرآن با یک جمله کوتاه و پر مغز ، مطمئن‌ترین و نزدیکترین راه را نشان داده و مى‌گوید : بدانید که یاد خدا آرامبخش دلها است !
براى روشن شدن این حقیقت قرآنى به توضیح زیر توجه کنید :
عوامل نگرانى و پریشانى .
۱ - گاهى اضطراب و نگرانى به خاطر آینده تاریک و مبهمى است که در برابر فکر انسان خودنمایى مى‌کند ، احتمال زوال نعمتها ، گرفتارى در چنگال دشمن ، ضعف و بیمارى و ناتوانى و درماندگى ، و احتیاج ، همه اینها آدمى را رنج مى‌دهد ، اما ایمان به خداوند قادر متعال ، خداوند رحیم و مهربان ، خدایى که همواره کفالت بندگان خویش را بر عهده دارد مى‌تواند این گونه نگرانیها را از میان ببرد و به او آرامش دهد که تو در برابر حوادث آینده درمانده نیستى ، خدایى دارى توانا ، قادر و مهربان .
۲ - گاه گذشته تاریک زندگى فکر انسان را به خود مشغول مى‌دارد و همواره او را نگران مى‌سازد ، نگرانى از گناهانى که انجام داده ، از کوتاهیها و لغزشها ، اما توجه به اینکه خداوند ، غفار ، توبه پذیر و رحیم و غفور است ، به او آرامش مى‌دهد ، به او مى‌گوید : عذر تقصیر به پیشگاهش بر ، از گذشته عذر خواهى کن و در مقام جبران براى ، که او بخشنده است و جبران کردن ممکن .
۳ - ضعف و ناتوانى انسان در برابر عوامل طبیعى و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلى و خارجى ، او را نگران مى‌سازد که من در برابر این همه دشمن نیرومند در میدان جهاد چکنم ؟ و یا در مبارزات دیگر چه مى‌توانم انجام دهم ؟
اما هنگامى که به یاد خدا مى‌افتد و متکى به قدرت و رحمت او مى‌شود ، قدرتى که برترین قدرتها است و هیچ چیز در برابر آن یاراى مقاومت ندارد ، قلبش آرام مى‌گیرد ، با خود مى‌گوید آرى من تنها نیستم ، من در سایه خدا ، بى‌نهایت قدرت دارم ! .
قهرمانى هاى مجاهدان راه خدا در جنگ ها ، چه در گذشته ، چه در حال ، و سلحشورى هاى اعجاب‌انگیز و خیره کننده آنان ، حتى در آن جایى که تک و تنها بوده‌اند ، بیانگر آرامشى است که در سایه ایمان پیدا مى‌شود .
هنگامى که با چشم خود مى‌بینیم و با گوش مى‌شنویم که افسر رشیدى پس از یک نبرد خیره کننده ، بینایى خود را به کلى از دست داده و با تنى مجروح به روى تخت بیمارستان افتاده اما با چنان آرامش خاطر و اطمینان سخن مى‌گوید که گویى خراشى بر بدن او هم وارد نشده است ، به اعجاز آرامش در سایه ذکر خدا پى مى‌بریم .
۴ - گاهى نیز ریشه نگرانى هاى آزار دهنده انسان ، احساس پوچى زندگى و بى‌هدف بودن آن است ولى آن کسى که به خدا ایمان دارد ، و مسیر تکاملى زندگى را به عنوان یک هدف بزرگ پذیرفته است ، و تمام برنامه‌ها و حوادث زندگى را در همین خط مى‌بیند ، نه از زندگى احساس پوچى مى‌کند ، و نه همچون افراد بى‌هدف و مردد ، سرگردان و مضطرب است .
۵ - عامل دیگر نگرانى آن است که انسان گاهى براى رسیدن به یک هدف زحمت زیادى را متحمل مى‌شود ، اما کسى را نمى‌بیند که براى زحمت او ارج نهد و قدردانى و تشکر کند ، این ناسپاسى او را شدیدا رنج مى‌دهد و در یک حالت اضطراب و نگرانى فرو مى‌برد ، اما هنگامى که احساس کند کسى از تمام تلاشها و کوشش هایش آگاه است ، و به همه آنها ارج مى‌نهد و براى همه پاداش مى‌دهد دیگر چه جاى نگرانى و ناآرامى است ؟
۶ - سوء ظن‌ها و توهم ها و خیالات پوچ یکى دیگر از عوامل نگرانى است که بسیارى از مردم در زندگى خود از آن رنج مى‌برند ، ولى چگونه مى‌توان انکار کرد که توجه به خدا و لطف بى‌پایان او و دستور به حسن ظن که وظیفه هر فرد با ایمانى است این حالت رنج‌آور را از بین مى‌برد و آرامش و اطمینان جاى آن را مى‌گیرد .
۷ - دنیا پرستى و دلباختگى در برابر زرق و برق زندگى مادى یکى از بزرگترین عوامل اضطراب و نگرانى انسان ها بوده و هست ، تا آنجا که گاهى عدم دستیابى به رنگ خاصى از لباس یا کفش و کلاه و یا یکى دیگر از هزاران وسائل زندگى ساعت ها و یا روزها و هفته‌ها فکر دنیا پرستان را ناآرام و مشوش مى‌دارد .
اما ایمان به خدا و توجه به آزادگى مؤمن که همیشه با زهد و پارسایى سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگى مادى همراه است به همه این اضطراب ها پایان مى‌دهد ، هنگامى که روح انسان على‌وار آن گونه وسعت یابد که بگوید :
دنیا کم هذه اهون عندى من ورقه فى فم جراده تقضمها :
دنیاى شما در نظر من بى‌ارزشتر از برگ درختى است که در دهان ملخى باشد که آن را مى‌جود نرسیدن به یک وسیله مادى یا از دست دادن آن چگونه امکان دارد آرامش روح آدمى را بر هم زند و طوفانى از نگرانى در قلب و فکر او ایجاد کند .
۸ - یک عامل مهم دیگر براى نگرانى ترس و وحشت از مرگ است که همیشه روح انسان ها را آزار مى‌داده است و از آنجا که امکان مرگ تنها در سنین بالا نیست بلکه در سنین دیگر مخصوصا به هنگام بیمارى ها ، جنگ ها ، ناامنى ها وجود دارد ، این نگرانى مى‌تواند عمومى باشد .
ولى اگر ما از نظر جهان بینى مرگ را به معنى فنا و نیستى و پایان همه چیز بدانیم ( همانگونه که مادیون جهان مى‌پندارند ) این اضطراب و نگرانى کاملا بجا است ، و باید از چنین مرگى که نقطه پایان همه آرزوها و موفقیتها و خواستهاى انسان است ترسید ، اما هر گاه در سایه ایمان به خدا مرگ را دریچه‌اى به یک زندگى وسیعتر و والاتر بدانیم ، و گذشتن از گذرگاه مرگ را همچون عبور از دالان زندان و رسیدن به یک فضاى آزاد بشمریم دیگر این نگرانى بى‌معنى است ، بلکه چنین مرگى - هر گاه در مسیر انجام وظیفه بوده باشد - دوست داشتنى و خواستنى است ، البته عوامل نگرانى منحصر به اینها نیست بلکه مى‌توان عوامل فراوان دیگرى براى آن نیز شمرد ، ولى باید قبول کرد که بیشتر نگرانى ها به یکى از عوامل فوق باز مى‌گردد .
و هنگامى که دیدیم این عوامل در برابر ایمان به خدا ذوب و بى‌رنگ و نابود مى‌گردد تصدیق خواهیم کرد که یاد خدا مایه آرامش دلها است ( أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) . تفسیر نمونه ، ج ۱۰ ، ص : ۲۱۱ انواع ذکر و یاد خدا:
از مطالب بالا چنین نتیجه گیری می‌شود که ما دو نوع ذکر داریم: یک ذکر لفظی و زبانی مانند گفتن الله اکبر، گفتن سبحان الله، لااله الا الله گفتن و...
دیگری ذکر قلبی، و آن به این معناست که آدمی با تمام وجودش به یاد خدا باشد چه در ظاهر و چه در باطن، و در همه اعمالی و رفتارش، رضای خدا را مدّ نظر داشته باشد و او را ناظر بر اعمال خویش ببیند و از انجام اعمالی که می‌داند مورد رضایت خداوند نیست، دوری کند. که این ذکر نوع بهتر از ذکر زبانی و لفظی است.
چنان‌که رسول خدا صلی الله علیه وآله در ضمن وصیت‌های خویش به امیر المؤمنین علیه السّلام فرموده است: «و در هر حال به یاد خدا باش و یاد خدا ـ تنها ـ سبحان الله و الحمد لله و لااله الا الله و الله اکبر نیست، بلکه یاد خدا آن است که شخص، هنگام روبرو شدن با حرام، از خدا بترسد و آن را ترک گوید.» پس اهل ذکر کسانی هستند که خود را در محضر خداوند متعال حاضر می‌‌بینند و به غیر خدا توجهی ندارند. در حدیث معراج یکی از ویژگی‌های مؤمنان را ذکر داشته و بیان می‌دارد که « لذت این دسته از اهل بهشت به عذاب و شراب بهشتی نیست بلکه به یاد خداوند و گفتگوی با اوست.»
مصادیق ذکر و یاد خدا:
قرآن کریم:
خداوند متعال در آیه یک سوره اعراف، قرآن را ذکر معرفی نموده و بیان می‌دارد که (کِتابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلا یَکُنْ فی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْرى لِلْمُؤْمِنین ) ؛ «کتابی است که به سوی تو فرستاده شد تا این که تو از آن دلتنگ نبوده باشی و به واسطه آن مردم را بترسانی و (قرآن) ذکری است برای مومنین» و باز در سوره حجر آیه ششم نیز می‌فرماید: (وَ قالُوا یا أَیُّهَا الَّذی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ ) ؛ «و گفتند ای کسی که برایش ذکر نازل شده» بر این اساس، کسانی که اهل ذکر واقعی هستند اهل قرآن نیز می‌باشند و در قرآن نگاه کرده به دستوراتش عمل می‌کنند. و شاید بر این مبناست که قرآن دستور می‌دهد که از اهل ذکر سوال کنید چرا که این‌ها قرآن را خوانده و از دستوراتش اطلاع دارند.
پیامبر اکرم:
خداوند متعال علاوه بر قرآن، رسول خدا صلی الله علیه وآله را نیز به عنوان ذکر معرفی نموده از جمله در آیه ۵۴ سوره قلم:(وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمین ) «می‌گویند او ـ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله ـ دیوانه است و او نیست جز ذکر دو عالم» پس ایشان نیز یکی از مصادیق ذکر است.
نماز:
یکی دیگر از مصادیق کامل ذکر، نماز می‌باشد زیرا نماز علاوه بر ذکر زبانی بودنش، مصداق اطاعت از حضرت حق نیز می‌باشد. چنان‌چه پس از مبعوث شدن حضرت موسی به پیامبری در سوره طه آیه ۱۴ می‌فرماید: که نماز را برای یاد من به پا دار! (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری ) چون بر اساس آیه۱۵۲ سوره بقره نتیجه یاد خدا را یاد شدن خودمان از طرف خداوند دانسته است. (فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لی وَ لا تَکْفُرُونِ) در حدیثی قدسی نیز می‌خوانیم که من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند. در حدیثی از امام صادق داریم که خداوند می‌فرماید: «فرزند آدم مرا در نفس خود یاد کن تا تو را در نفس خود به یاد آورم، فرزند آدم مرا در خلوت یاد کن تا تو را در خلوت یاد کنم. مرا در جمع یاد کن تا تو را در جمعی که بهتر از جمع تو هست یاد کنم». و همچنین در اکثر آیات قرآن پس از ذکر خدا، نماز را به عنوان بهترین مصداق ذکر می‌شمارد در آیه ۳۷ سوره نور خوانیم که: (رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إیتاءِ الزَّکاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصار) « مردانی که نه تجارت و نه معامله‌ای آنان را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمی‌کند.»
نماز جمعه:
در سوره جمعه آیه نهم، نماز جمعه نیز به عنوان یکی از مصادیق ذکر خدا معرفی شده است. (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) «اى کسانى که ایمان آورده اید! هنگامى که براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این براى شما بهتر است اگر مى دانستید!»
فواید ذکر
جلب توجه خدا:
هچنان که گفتیم یکی از فایده‌های یاد خدا بودن، این است که خداوند نیز به یاد ما خواهد بود که در یاد خدا بودن، همانا توجه خاص و ویژه خداوند به بنده می‌باشد در آیه ۱۵۲ سوره بقره نیز که بالاتر به آن اشاره کردیم آمده است: «مرا یاد کنید، شما را یاد کنم.»
زنده و نورانی شدن قلبها:
امام سجاد علیه السلام‌ می‌فرماید: « خدایا! با یاد تو قلبم زنده می‌شود.» و امیر المؤمنین علیه السّلام نیز می‌فرمایند: « کسی که خدای سبحان را یاد کند خداوند نیز قلبش را زنده می‌کند و عقل و خرد او را نور می‌بخشد.»
آرامش روانی:
خدا کسی است که بالاتر از او کسی دیگر نیست، همه کارها را می‌تواند انجام دهد، انسان را از سختی‌های غیر قابل تحمل نجات دهد، پس کسی که به چنین خدایی معتقد شد و پیوسته با یاد چنین خدایی زندگی کرد هیچ وقت در برابر مشکلات مالی، اجتماعی و روحی و روانی، خم به ابرو نیاورده و با توکل بر خدا، بر تمام مشکلات پیروز خواهد شد و با اعتماد به خدا، قلبش را نیز آرامش می‌دهد؛ در آیه ۲۸ سوره رعد نیز به این مطلب اشاره شده که: (الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب ) ؛ « آنان که ایمان آورده‌اند و دلهایشان با یاد خدا آرام می‌گیرد بدانید که تنها با یاد خداست که دل‌ها آرامش می‌یابد.» و در آیه ۲۰۱ سوره اعراف نیز بیان گردیده که: (إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون ) ؛ «پرهیزگاران هنگامى که گرفتار وسوسه هاى شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) مى افتند و (در پرتو یاد او، راه حق را مى بینند و) ناگهان بینا مى گردند.»
پرتو یاد خدا گر دهد آرایش دل
بگذرد عمر تو در سایه آسایش دل
ثروت و مال نبخشد به دل آرام و قرار
که از آن زاد، پریشانی و آلایش دل
هست تنها به خداوند قسم یاد خدای
ما به راحت و آرامش و آسایش دل
محبت خدا
انسانی که پیوسته به یاد خداست، محبت الهی در قلبش جا می‌گیرد. چنان‌که در زندگی روزمره نیز چنین است که اگر انسان در تمامی ساعات، شخص خاصی را در خاطر داشته باشد، کم کم محبت او در قلبش حاکم می‌شود. در روایت نیز آمده است: «هر کس خدا را زیاد یاد کند، محبت خدا در قلبش حاکم می‌شود.»
جمع بندی و نتیجه:
پس با توجه مطالب گفته شده ذکر خدا تنها ذکر زبانی نیست بلکه یک مرتبه بالاتر از آن، ذکر قلبی را نیز شامل می‌شود. و آشکار گردید که کسی که ذکر خدا را می‌گوید باید به دستورات قرآن، پیامبر اکرم نیز توجه کامل را نماید و فقط با الله اکبر گفتن، خودش را دلخوش ننماید، بلکه ذکر لفظی مقدمه‌ای به ذکر عملی انسان باید باشد و این که مصداق ذکر، قرآن و پیامبر و نماز می‌باشد و ذاکر و ذکر گوینده باید اهل قرآن، عمل کننده به سیره پیامبر اکرم و نماز خوان نیز باشد و آخر این که نتیجه ذکر به خودمان بر می‌گردد و آن این که ما به توسط داروی ذکر، از بیماری قرن اخیر، که استرس و اضطراب می‌باشد رهایی خواهیم یافت.
پس در مواقعی که انسان مشغول عبادت های رسمی شبانه روزی است باید دقت کند با توجه و حضور قلب انجام شود و در زمان‌های دیگر هم همین که خدا را در زندگی خود حاضر و ناظر بداند و رعایت حدود اسلامی را در کار، معامله، تدریس، نگاه، رفت و آمد و... رعایت کند و مراقبت کند که هر روز این حضور بیشتر شود کم کم یاد خدا در همه اوقات برای او حاصل می شود.
توجه به این موارد و نظایر آن به ما این معرفت و بینش را می‌دهد که «یاد خداوند» لزوما ذکر لفظی نیست تا منافاتی با کارهای روزمره از قبیل تحصیل داشته باشد بلکه عمده ذکر قلبی مورد نظر است. به علاوه اگر کارهای روزمره از قبیل درس خواندن با انگیزه الهی باشد، ذکر الله و یاد خداوند قلمداد می‌شود.
برنامه عبادى زیر را عمل کنید که براى یاد خدا بسیار مؤثر است:
۱ـ مراقبه و محاسبه: در آغاز هر کارى کمى مکث کنید اگر واجب است حتما انجام دهید اگر حرام است حتما ترک کنید و اگر نه حرام است نه واجب در انجام و ترک آن مختارید. این سه چیز را قبل از انجام هر کارى مشخص کنید سپس انجام دهید. اصل این توجه و مراقبه چندین فایده دارد:
اولاً: انسان به حرام نمى افتد و نیز واجبى از او ترک نمى شود. ثانیاً: انسان را از غفلت شبانه روزى مى گیرد. ثالثا: ترک حرام و فعل واجب به قصد قربت خود عبادت به حساب مى آید مى توان فعل تمام واجبات و ترک تمام محرمات را به قصد قربت انجام داد. حتى افعالى که نه واجب هستند نه حرام مى توان با قصد قربت آنها را عبادى کرد مثلاً: خوابیدن با این قصد باشد که تجدید نیرو شود تا انسان عبادت خدا کند و... شب به محاسبه بنشیند که آیا مراقبه طول روز را خوب انجام داده یا نه. اگر خوب انجام داده و نه تنها در اول هر کارى مراقبه اش را انجام داده بلکه آن کار را طبق مراقبه انجام داده مثلاً اگر در اول فهمید فلان کار حرام است در عمل هم آن را ترک کرده یا اگر در اول فهمید واجب است در عمل آن را انجام داده اینجا شکر خداى را هر چند زبانى به جا آورد و اگر خوب انجام نداده علت یابى کند تا به مرور نقص ها و علت عدم موفقیت را کشف کند تا بعد از سال ها به جایى برسد که حتى یک گناه از او صادر نشود و خلاصه این که مدار مراقبه و محاسبه شما انجام واجبات و ترک محرمات مى باشد.
امیر المؤمنین علیه السّلام مى فرمایند: «ان هذه النفس لامارة بالسوء فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ همانا این نفس پیوسته به بدى و زشتى امر مى کند پس هر کسى آن را مهمل به حال خود واگذارد (ولى او انسان را رها نمى کند و) او انسان را به سمت گناهان مى کشاند»، (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سر الاسراء، استاد على سعادت پرور، ج ۱، ص ۳۰۵، روایت۲۰).
بنابراین مراقبه و محاسبه را باید جدى گرفت که از اساسى ترین دستورات اخلاقى و سازنده مى باشد.
۱ ـ نماز اول وقت: اگر کار اهمى با نماز اول وقت در تعارض نباشد نماز اول وقت را ترک نکنید. روایات و نیز بزرگان نماز اول وقت را اکیدا سفارش کرده اند. امام صادق(ع) مى فرمایند: «لکل صلاة وقتان: اول و آخر، فاول الوقت افضله و لیس لاحد ان یتخذ آخر الوقتین وقتا الا من علة و انما جعل آخرالوقت للمریض والمعتل و لمن له عذر و اول الوقت رضوان الله و آخر الوقت عفوالله؛ براى هر نمازى دو وقت است: اول وقت و آخر وقت پس اول وقت برتر و با فضیلت تر است و براى کسى نشاید که آخر وقت را وقت (نماز) اتخاذ کند مگر از روى علتى و آخر وقت فقط براى شخص بیمار و ناتوان و کسى که داراى عذرى است مى باشد و اول وقت خشنودى خدا را در بردارد ولى آخر وقت عفو خدا را»، (میزان الحکمه، ج ۵، ص ۴۰۱، روایت ۱۰۳۹۰).
۲ ـ مستحبات نشاط آور: از میان مستحبات از نمازهاى نافله گرفته تا دعاى کمیل و ندبه و... فقط و فقط آنهایى را انجام دهید که براى شما نشاط آور است و از تحمیل نفس بر مستحبات پرهیز کنید فقط به اقبال قلب بنگرید هر عمل مستحبى که قلب بدان اقبال داشت و بر اینان نشاط بخش و حال آور بود به همان اکتفا کنید، حتى نسبت به نماز شب که سفارش زیادى شده است اگر نشاط نداشتید یا اصلاً نخوانید یا خیلى خیلى خلاصه در ظرف ده دقیقه تمام یازده رکعت را با حذف مستحبات بخوانید.
۳ ـ توسل به ائمه معصومین علیهم السّلام گاه گاهى مخصوصا به اقتضاى حال و اقبال قلب به ائمه معصومین(ع) توسل جویید و توفیق و حاجات خود را از آن معادن کرم بخواهید.
۴ ـ دائم الوضوء: سعى کنید همیشه وضودار باشید و اگر براى شب قبل از خواب وضو بگیرید کافى است و چنانچه نیمه شب براى کارى برخاستید و خواستید دوباره بخوابید وضو لازم نیست.
۵ ـ زیارت اهل قبور: هفته اى یک بار به زیارت اهل قبور مؤمنین و شهداى عزیز بروید و اگر وقت خلوتى را انتخاب کنید تا تأمل بیشترى کنید و گذرا بودن دنیا بیشتر در دلتان جا افتد خیلى بهتر است هدف این است که دل تکان بخورد و رغبت خود را به دنیا کم کند و به فکر آخرت و عالم قبر و قیامت بیفتد.
۶ ـ آنچه موجب می‌شود که انسان از اندیشیدن در کمالات والای انسانی غافل گردد, دلبستگی به دنیا و لذت‌های دنیوی است. تا زمانی که این دلبستگی ها وجود دارد از این امور بی خبریم. در حدیث معراج, خداوند به پیامبرش می‌فرماید: یا احمد لو صلی العبد صلاة اهل السماء و الارض و یصوم صیام اهل السماء و الارض و یطوی عن الطعام مثل الملائکه و لبس لباس العابدین ثم اری فی قلبه من حب الدنیا ذرة او سمعتها او رئاستها او صیتها او زینتها لایجاورنی فی داری و لانزعن من قلبه محبتی و لاظلمن قلبه حتی ینسانی و لا اذیقه حلاوة محبتی؛) طبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۲، باب۶۱، ص۳۶ «ای احمد, اگر بنده همانند اهل آسمان و زمین عبادت کند و مانند اهل آسمان و زمین روزه بگیرد, و چون ملائکه از غذا دست بشوید و لباس عبادت کنندگان بر تن کند ولی در قلبش ذره‌ای علاقه به دنیا, شهرت, ریاست, آوازه یا زیور دنیا باشد به جوار من راه نمی‌یابد و از قلبش محبت نسبت به خود را بر می‌کنم تا آنجا که مرا فراموش کند و شیرینی محبت به خودم را به او نمی‌چشانم».
توجه به شرایط تاثیر گذاری ذکر:
تأثیرگذارى ذکر خدا بر دل امرى قطعى و حتمى است؛ ولى میزان تأثیر هر علتى به قوت و ضعف آن بستگى دارد.
تأثیر علت قوى نیرومند است و تأثیر علت ضعیف ضعیف. با توجه به مراتب متعدد ذکر، میزان تأثیر آن بر افراد نیز بسیار متفاوت است. چه بسا میزان تأثیر مراتب پایین ذکر بسیار نامحسوس باشد.
میزان تأثیرپذیرى دل ها متفاوت است. هراندازه قلب انسان پاک تر و از اوصاف زشت و کنش هاى نکوهیده پیراسته تر باشد، از تابش انوار الاهى بیش تر بهره مى برد و اطمینان و سکینه افزون ترى دریافت مى کند.
بنابراین، براى اطمینان پذیرى بیش تر باید به راهکارهاى زیر پایبند بود:
الف) بسنده نکردن به ذکر زبانى، سرایت دادن آن به قلب و از ژرفاى ضمیر و سرائر وجود ذکر خدا گفتن .
ب) خالص ساختن ذکر براى خدا و تصفیه آن از شوائب نفسانى مانند ریا و سمعه
ج) پیراستن نفس از عیوب و رذائل و صفا بخشیدن به آن از طریق اجراى صحیح وظایف دینى و ترک گناهان.
چند توصیه اخلاقی:
با توجه به ضرورت رعایت مطالب فوق در تاثیر‌گذاری ذکر و یاد خدا رعایت موارد ذیل نیز در پیشرفت ابعاد اخلاق مؤثر خواهد بود:
۱. با دوستان پاک و با تقوا رفاقت کنید. ۲. از دوستانى که حریم حدود الاهى را مى شکنند به شدت بپرهیزید. ۳. در مجالس دعا و محافل موعظه و نماز جماعت شرکت کنید. ۴. از پرخورى و نیز غذاهاى چرب و پرانرژى و تحریک کننده پرهیز کنید. ۵ . از مشاهده صحنه هاى مهیج و تحریک کننده دورى گزینید و حتى بدان نیندیشید. ۶. ورزش را در برنامه منظم و روزانه خود قرار دهید. ۷. سعى کنید هیچ گاه تنها نشوید. ۸ . برنامه منظم مطالعاتى براى خود قرار دهید و بکوشید فرصت هاى خود را با تفکر و مطالعه مناسب پر کنید. ۹. هفته اى یک یا دو روز روزه بگیرید.
براى عدم وابستگى به دنیا رعایت امور زیر ضرورت دارد:
۱. پرهیز از آرزوهاى دور و دراز و سراب گونه.۲. پرهیز از شرکت در مجالس پر زرق و برق ۳. ساده زیستى در زندگى خویش . ۴. قرار دادن برنامه هاى عبادى در زندگى. ۵. شرکت در مجالس موعظه و منابر. ۶. معاشرت با خانواده هاى با معنویت و غیر مجذوب به دنیا ۷. شرکت در تشیع جنازه ها و زیارت اهل قبور و تفکر درباره آن ها به طورى که موجب عبرت گردد.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
محمد تقی مصباح یزدی، راهیان کوی دوست، شرح حدیث معراج موسسه آموزش و پژوهشی امام خمینی - چاپ چهارم ۱۳۷۹
قادر فاضلی، اوصاف متقین، ترجمه و شرح و تفسیر خطبه همام، نشر فضیلت علم زمستان ۱۳۷۷
پژوهشکده تحقیقات اسلامی، علوم و معارف قرآن

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.