راه رسیدن به عشق و محبت خداوند ۱۳۹۹/۱۰/۱۵ - ۱۱۱۸ بازدید

سلام
من چگونه میتونم عاشق خدا شوم ؟

دوست گرامی. کسی که می خواهد عاشق خدا شود اول باید عاشق خودش شود و خودش را خوب بشناسد و بداند که سعادت و کمالش در قرب به خدا است، وقتی عاشق خودش شد و سعی کرد خودش را به خدانزدیک کند هر قدر که نزدیکتر می شود بیشتر عاشق خدا می شود و این عشق به خود به عشق به خدا می انجامد. من عرف نفسه فقد عرف ربه. کسی که خودش را بشناسد ربش را خواهد شناخت همین طور کسی که عاشق خودش شود، عاشق پروردگارش خواهد شد. شما باید سعی کنید با خودسازی به خدا نزدیک شوید. ابتدا این کار با اختیار انسان انجام می شود و دشوار هم هست وباید تحمل کرد و بعد که قربی حاصل شد انسان کم کم عاشق خدا می شود. عشق چیزی نیست که انسان خودش بدست بیاورد، عشق را خدای متعال خودش در قلب انسان قرار می دهد. عشق چیست؟ چه آثاری در زندگی انسان دارد؟ آیا واژه عشق در قرآن به کار رفته است؟ شعرای فارسی زبان، عشق را اکسیر نامیده اند. کیمیاگران معتقد بودند که در عالم، ماده ای وجود دارد به نام اکسیر یا کیمیا که می تواند ماده ای را به ماده دیگر تبدیل کند. عشق مطلقاً اکسیر است و خاصیت کیمیا دارد.
عشق است که دل را دل می کند. اگر عشق نباشد، دل نیست، آب و گل است. از جمله آثار عشق، نیرو و قدرت است. محبت، نیرو آفرین است. ترسو را شجاع می کند. عشق و محبت، سنگین و تنبل را چالاک و زرنگ می کند و حتی از کودکان، تیزهوش تر می سازد. عشق است که از بخیل، بخشنده و از کم طاقت و ناشکیبا، شکیبا می سازد. عشق، نفس را تکمیل [می کند] و استعدادهای حیرت انگیز باطنی را ظاهر می سازد.
اثرعشق از لحاظ روحی، در جهت عمران و آبادی روحی است و از لحاظ بدن، در جهت گداختن و خرابی اثر عشق در بدن، درست عکس روح است؛ عشق در بدن، باعث ویرانی و موجب زردی چهره، لاغری اندام و اختلال هاضمه و اعصاب است. شاید تمام آثاری که در بدن وجود دارد، آثار تخریبی باشد، ولی نسبت به روح چنین نیست؛ تا موضوع عشق چه موضوعی و تا نحوه استفاده شخصی چگونه باشد؟
علاقه به شخص یا شیء، وقتی که به اوج شدت برسد، به طوری که وجود انسان را مسخر کند و حاکم مطلق وجود او گردد، عشق نامیده می شود. عشق، اوج علاقه و احساسات است. احساسات انسان، انواع و مراتب دارد.[جاذبه و دافعه علی (علیه السلام): صص 43 ـ 44. ]
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد
از سمک تا به سماکش کشش لیلی بود
عشق، قوای خفته را بیدار و نیروهای بسته و مهار شده را آزاد می کند نظیر شکافتن اتم ها و آزاد شدن نیروهای اتمی، [عشق،] الهام بخش است و قهرمان ساز. چه بسیار شاعران و فیلسوفان و هنرمندان که مخلوق یک عشق و محبت نیرومندند. عشق، نفس را تکمیل و استعداد حیرت انگیز باطنی را ظاهر می سازد. از نظر قوای ادراکی، الهام بخش [است] و از نظر قوای احساسی، اراده و همت را تقویت می کند و آن گاه که در جهت علوی متصاعد شود، کرامت و خارق عادت به وجود می آورد، عشق و روح را از مذیج ها و خلط ها پاک می کند و به عبارت دیگر، تصفیه گر است. صفات رذیله ناشی از خودخواهی از قبیل بخل، امساک، جبن، تنبلی، تکبر و عجب را از میان می برد. حقدها و کینه ها را زایل می کند و از بین بر می دارد گو این که محرومیت و ناکامی در عشق ممکن است به نوبه خود عقده و کینه تولید کند.
از محبت،تلخ ها شیرین شود/ از محبت، مس ها زرین شود
اثر عشق از نظر روحی و فردی غالباً تکمیلی است زیرا قوت و رقت و صفا و توحد و همت تولید می کند. ضعف و زبونی و کدورت و تفرق و کودنی را ازبین می برد. خلط ها که به تعبیر قرآن دسّ نامیده می شود، از بین برده و غش ها را زایل و عیار را خالص می کند.[ - جاذبه و دافعه علی (علیه السلام): صص 46 ـ 51]
عشق معنوی و انسانی ؛ عشق ورزیدن به فضایل و خوبی ها و شیفتگی سجایای انسانی و جمال حقیقت است. پیروان عرفان و عشق حقیقى، از آنجا که جهان هستى، از جمله انسان را مظهر، آیات و نشان حضرت حق مى دانند؛ عشق به مظاهر و آفریده هاى او را در طول عشق به ذات پروردگار - که عشق حقیقى است - مى دانند.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست ( سعدى)
عشق مقدس همچون نردبان، پل و مسیر ورودى به عالم عشق حقیقى است. عشق به امام، ریشه در عشق حقیقى دارد؛ زیرا عشق ما بر معشوق راستین، متمرکز است و به هر آنچه که از او است و بوى او را مى دهد و آیت او است، عشق مى ورزیم.
کاری که ما باید انجام دهیم خودسازی و تقرب به خدا است. انجام وظیفه و تکلیف است. اگر تکلیف به درستی انجام شود عشق را خدای متعال در قلب انسان قرار می دهد. قرب به خدا دو جهت دارد،
اول. قرب معرفتی است که باید خدا را خوب بشناسد و احکام خدا را یاد بگیرد.
دوم. قرب عملی است، یعنی باید با عمل وعبادت به خدا نزدیک شود. در این صورت اگر موفق شود گناه نکند و به وظایف خود عمل کند و به خدا نزدیک شود، عاشق خدا می شود و عبادت او از این پس عاشقانه خواهد بود نه صرفا از روی تکلیف،عبادت عاشقانه به عرفان و معرفت شهودی خدا منتهی خواهد شد.
سوم. یاد خدا، عاشق به کسی گویند که لحظه‌ای خیال و فکر و ذکرش از معشوق جدا نباشد. عشق و محبّت و هجران معشوق آن چنان قلب و جان و روح عاشق را مسخّر نموده که آب و خواب و غذا را از او گرفته و او به چیزی جز معشوق نمی‌اندیشد. کسی جز او را نمی‌بینند. هر کس چنین نیست، عاشق نیست.(1)بر اساس این دو نکته می گوییم :عشق به خدا یعنی بریدن و رها شدن از خودپرستی، نفس‌پرستی و بت‌پرستی کهن و مدرن و در منزل «عبودیت و بندگی» منزل گزیندن. برای ماوای گزیدن در منزل عبودت و بندگی باید نسبت به معبود معرفت پیدا کرد. پس بکوش تا با افزودن معرفتت نسبت خدا، عاشق او شوی.عاشق خدا شدن و نزدیکی به خدا امری است که یک شب نمی توان به آن رسید ،بلکه نیازمند زمان و انجام اقداماتی است که مهم ترین آن عبارتند از:
1. معرفت:
کلید نیل به هدف نهایی معرفه الله است. بدون شناخت خداوند عاشق او شدن و نزدیکی به او امکان پذیر نیست. از این رو امام علی(ع) می فرماید:" اوّل الدّین معرفته؛ معرفت خدا سرآغاز دین است". (2)
سیر و حرکت به سوی خدا و عشق و محبت او هنگامی پدید می آید و میسّر می شود که در اثر معرفت و آگاهی بیداری دل حاصل گردد و چراغ ایمان در دل روشن شود. روغن چراغ ایمان، عمل صالح و ترک گناه است.
لذا نخستین گام در شعله‌ور شدن، آتش عشق، داشتن شناخت درست از کمال و جلوه‌های معشوق است. تحصیل شناخت خدا، برای اکثر افراد بدون خودشناسی و شناخت تجلیات خدا میسر نیست.از این رو در روایات خودآگاهی و خودشناسی برترین شناخت‌ها دانسته شده است. شناخت ذات و صفات و همچنین شناخت نعمت های خدا و شکر آن نعمت ها در ایجاد علاقه انسان به خداوند تاثیر عمیقی دارد.
2- اطاعت:
برای دستیابی به مقام شکر و نیل به اجر عظیم و احاطه بر مسائل با روشن بینی خاص و کسب موفقیت، قرآن مجید تقوا را مطرح کرده که همه این موضوعات در قرب به پروردگار مؤثر است.
یک مثال ساده: برای استفاده از یک شاخه آهن یا درِ آهنی که زنگ زده و کثیف شده است، اول زنگارها وآلودگی ها را از آن پاک می‌کنیم و بعد با سمباده آن را جلا می‌دهیم و بعد روی آن رنگ می‌زنیم.
قلب و دل ما نیز چنین است اگر می خواهیم به مقام قرب الهی برسیم باید این مراحل را در نفس انسانی خود انجام دهیم. مسلّماً هر انسان دارای اخلاق ناجور و ناپسند مانند تکبر و خودخواهی و حسادت و... است. برای رسیدن به تقوای الهی و کسب فضائل ابتدا باید با آموختن علم اخلاق آن‌ها را از نفس بزداییم و دل را جلا داده و آماده کِشت فضائل اخلاقی نماییم.آن وقت دل انسان در سایه تقوا، به مراحلی از یقین می‌رسد که عاشق خدا می‌شود و این عشق در زندگی او متبلور می شود.
3- عبادت:
در حدیث قدسی آمده است: " هیچ بنده ای به وسیله عملی بهتر و محبوب تر از انجام واجبات (وترک گناهان و محرمات) به من نزدیک نشده است."
بنابراین انجام واجبات ( نماز و روزه و سایر عبادت ها و انفاق مال و صله ارحام و کمک به ضعفا و دستگیری از فقرا) و ترک گناهان و محرمات ( گناهان صغیره و کبیره) محبوب‌ترین عملی است که انسان را به خدا نزدیک می کند.بعد از انجام واجبات و ترک گناهان، کارهای مستحبی است که انسان را به خدا نزدیک می کند،
از این رو در ادامه حدیث قدسی خداوند می فرماید:
« ‌بنده با به جا آوردن کارهای مستحب، به سوی من تقرّب پیدا می کند . با انجام کارهای مستحبی، چنان کمال می یابد و به من تقرّب پیدا می کند،‌ که او را دوست دارم (یعنی بندة خدا، محبوب خدا می شود). وقتی کسی محبوب من گشت و او را دوست داشتم، گوش او می شوم، که با آن می شنود. چشم او می شوم که با آن می بیند. زبان او می گردم که با آن سخن می گوید . دست او می شوم، که با آن می دهد و می گیرد. پای او می شوم، که با آن راه می رود. وقتی (چنین بنده‌ای) مرا بخواند، اجابت می کنم، وقتی از من چیزی را درخواست کند، به او خواهم داد».(3)
مفهوم حدیث این است: کسی که همه واجبات را انجام می دهد و از همه گناهان خود را دور می سازد و با کارهای مستحبی به خداوند تقرب می جوید، چشم و گوش و زبان و دست و پا و فکر و اندیشه و بالاخره همه اعضا و جوارح او در مسیری که رضایت و خشنودی خداوند است، تحرک و فعالیت خواهد داشت . هرگز خلاف رضای خدا نمی‌اندیشد و گام برنمی‌دارد. چنین شخصی همه دعاهایش مستجاب است.
مستحبات که بعد از واجبات انسان را به خدا نزدیک می کند، بسیار است . توان و طاقت و عمر انسان ، محدود و کوتاه است، پس در میان مستحبات باید محبوب‌ترین و با فضیلت‌ترین مستحبات را شناسایی کرد و آن ها را انتخاب نمود.
در اسلام به پاره ای از عبادات و مستحبات بیش تر تأکید شده مانند قرائت قرآن، نماز شب و تهجد و شب زنده داری، انجام نوافل روزانه، مناجات با خدا و راز و نیاز با او در دل شب، مقیّد بودن به خواندن نمازهای واجب در اول وقت ، همواره با وضو بودن، رعایت آداب و سنت ها در عبادات، تعقیبات نماز، شرکت در نماز جمعه و جماعات، سه روز روزه در هر ماه، زیارت اولیا، توسل به امامان، صله رحم، ذکر خدا و صلوات بر محمد و آل محمد، انتظار فرج امام زمان علیه السلام و عمل کردن به آن چه که لازمه منتظر واقعی است ،تولی و تبری و دوستی و دشمنی به خاطر خدا .
پی نوشت ها:
1. مجمع البحرین، واژه عشق.
2. نهج البلاغة، الإمام علی بن أبی طالب علیه السلام، دار الهجرة للنشر - قم ، خطبه 1، ص 30 .
3. الکافی، ثقة الإسلام الکلینی، دار الکتب الإسلامیة - طهران، 1365 ه. ش، ج 2، ص 352، حدیث 7

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام علیکم بنده از دست نفس اماره ام ذلیل شدم این ملعون بر بنده حکومت می کند و عنانم را به دست گرفته و با کمک شیطان بنده را به گناهان کبیره و صغیره مبتلا می کند چه گناه شهوانی چه غضب و غیره انگار که عبد او شده ام و او خدایم است و هر چه می خواهد بالاجبار فراهم می کنم گویا هیچ اختیاری از خودم ندارم و بر اقالیم سبعه بنده حکومت می کند و انگار اختیارم از بنده سلب شده خودم از این وضع خسته ام حتی بر روی تحصیل بنده هم تأثیر گذاشته بنده امسال کنکور دارم اما به علت راحت طلبی و نداشتن تحمل ذره ای سختی نمی توانم درس بخوانم خلاصه کنم این نفس اماره ملعون مانند خدا بر بنده حکومت می کند و مرا به سوی هلاکت و جهنم به پیش می برد با چشم خودم می بینم به سوی جهنم می روم اما نمی توانم کاری کنم و خدایم، اهل البیت بالاخص امام زمان، شهداء و مولایم امام خامنه ای را از خودم ناراضی نگه می دارم می خواهم درست شوم اما موانع ام در این راه ۱-راحت طلبی ۲-کم حوصلگی در مبارزه با نفس این اجازه را به بنده نمی دهند بعد از خدا امیدم به شماست کمکم کنید راهی جلو پایم بگذارید تا عنان نفسم را به دست بگیرم و خودم بر آن حکومت کنم و در مسیر قرب الی الله قرار دهم.
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، ازاینکه به فکر مراقبه از خویش و مبارزه با هوای نفس هستید برای مشخص شدن جواب سئوال خود تا پایان جواب راباحوصله مطالعه کنید.
الف ) در مورد نفس اماره و وسوسه های شیطانی باید توجه داشته باشید که ستیز و مجاهده با شیطان کاری مستمر و دایمی است و تا انسان در این عالم زنده است و زندگی می کند ادامه دارد. و دام های شیطان برای انسان های با تقوا و دارای کمال و شناخت بیشتر، ظریفتر و پیچیده تر و مخفی تر است. نخستین گام در مبارزه با شیطان این است که اطاعت از او را به تدریج کم نموده و به آهستگی از شبکه های دام او خارج شویم هر چند در این مبارزه ممکن است پای انسان بلغزد و در مورادی فریب او را بخورد. هر چقدر ارتباط انسان با خدای متعال و معرفت نسبت به او عمیق تر و گسترده تر باشد، تسلط شیطان بر او کمتر است. ب ) انسان آمیزه ای از عقل و احساس است. احساس، یعنی همان نفسانیت و تمامی حالت هایی که انسان از آنها لذت می برد. این لذت ها و هواها دو قسم اند. مثبت و منفی. برای مبارزه با هواها و خواسته های افراطی و منفی نفس دو راهکار اساسی وجود دارد.
۱- تقویت شناخت و عقلانیت و ایمان به خداوند و روز رستاخیز برای ایجاد تعادل و مدیریت صحیح میان قوای نفسانی از طریق مطالعه، تحصیل علم و تفکر در مسایل اساسی زندگی و معارف دین.
۲- جایگزینی لذت های مثبت مانند لذت بردن از مناجات با خدا، لذت همنشینی با مومنان راستین، خدمت به خلق، لذتی که انسان از طریق ارتباط عاشقانه با خدا و ائمه معصومین(ع) می برد، لذت های مشروع جنسی از همسر شرعی و مانند آن، با لذت های منفی و شهوت گرایی افراطی و مانند آن.این راهکار کلی و منطقی مبارزه با نفس و خودسازی است که باید برای آن به صورت دراز مدت برنامه ریزی کرد و با اقدام قاطع و عمل خستگی ناپذیر آن را محقق نمود. ج ) راه کار کلی مبارزه با نفس و ترک گناه :
تنها راه اساسی ترک گناه و مبارزه با هوا و هوس این است که ابتدا به خداوند معرفت پیدا کنیم و بعد با تسلیم شدن در برابر خدا و ارتباط با خدا لذت های معنوی را در درون خود تجربه کنیم, تا در نتیجه آن لذت گناه از وجودمان تخلیه شود. اگر خدا وارد شود, نفس و شیطان خارج خواهند شد.
راهکار آن هم این است که سعی کنید ابتدا اندیشه شما با معرفت توحیدی خداوند, الهی شود و بعد نیت های تان برای خدا و خدایی گردد و نیز تخلق به اخلاق الهی پیدا کنید و از اخلاق بشری و حیوانی خارج گردید و در کنار این ها عمل تان نیز مطابق اراده و خواست خدا شود.
امام هشتم (ع) در حدیث سلسله الذهب برای مردم نیشابور فرمود: خدا به پیامبرش فرمود: «کلمه لا اله اله الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی, بشرطها و شروطها و انا من شروطها». یعنی خدا فرمود: توحید حصن و پناهگاه من است پس کسی که داخل این پناهگاه شود, از عذاب من در آمان است, منتهی شرط آن ولایت است و شرایطی دارد که من یکی از این شروط هستم.
صراط مستقیم همان راه توحید است که باید به رهبری ولی زمان طی شود, این راه بدون شناخت ولایت و اعتقاد و پذیرش عملی آن طی نمی شود و موفقیت آمیز نیست, بنابراین سعی کنید ولی وامام غایب و حاضر زمان خود را نیز بشناسید و پیرو و گوش به فرمان او باشید. کسانی که از ولی زمان به خصوص در زمان غیبت امام معصوم(ع) که فتنه انگیز است, منحرف می شوند, هرگز روی فلاح و رستگاری را نخواهند دید. نمونه های آن در جامعه فراوان اند.
سر آن همه تاکیدی که نسبت به محبت اهل بیت عصمت و طهارت (ع ) در روایات و حتی آیات قرآن کریم شده است نیز در این است که تا انسان امام و رهبر خویش را از صمیم قلب دوست ندارد, قادر نخواهد بود حقیقتا شیعه و پیرو او خصوصا در مسیر پر حادثه ی زندگی ایمان و توحیدی باشد و نمی تواند سختی و مرارت دین داری و سلوک را تحمل نماید و از سر دنیا و لذات آن به راحتی بگذرد.
با این بیان روشن می شود که انسان بهر صورت اسیر هوی و احساس و عشق و دوست داشتن های خود است و تا زمانی که در جاذبه ی محبت کسی و یا لذت عملی قرار دارد, توان رهائی و خلاصی از دولت و سلطنت او را ندارد و یا حداقل بسیار دشوار است .
پس از ذکر این مقدمه و اصل , اکنون در مورد ترک گناه و معالجه ی اصرار بر گناه , سوال اساسی این است که به هرحال اگر انسان در جاذبه ی عمل زشتی قرار گرفت و خدای ناکرده با تکرار و ادراک لذت از آن , علاقه ی به آن گناه درجانش قوت گرفت چه کند ؟
لذت ترک گناه
- گناه، به سبب آن که در مسیر خواسته های نفسانی و وسوسه های شیطانی است، لذت بخش است. از این روست که بسیاری از مردم به سوی گناه کشیده می شوند و ترک گناه برای بسیاری سخت دشوار است. با این همه اگر انسان بداند که با ترک گناه به چه لذتی بزرگ و ماندگارو پایدار می رسد، شاید کم تر گرایش به گناه یابد. امیرمومنان علی(ع) می فرماید: ترک گناه سخت است ولی ترک بهشت سخت تر است؛(غررالحکم، ص ۳۵۰) زیرا آن حضرت ارزش بهشت و لذت های پایدار و جاودانه اش را می داند و می شناسد؛ چرا که بهشت نوشی بی نیشی است که در لذت های دنیوی هرگز نمی توان آن را یافت؛ زیرا هر نوش دنیایی و شیرینی آن با نیش و تلخی همراه است.
البته برای انسان ترک لذت نقد برای لذت نسیه سخت است؛ چرا که باور مردمان بر این است که غوره نقد به از حلوای نسیه است؛ بنابراین اگر به جای غوره ترش، شیرینی اندک را بچشند، هرگز حاضر نمی شوند تا این حلوای شیرین اندک را به حلوای شیرین بی پایان بدهند. از این جاست که امام صادق(ع) می فرماید: خوشا به حال کسی که به خاطر موعودی که آن را ندیده دست از تمایلات و خواهش های حاضر بردارد.(وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۲۴۴)
اما اگر انسان بداند که این شکیبایی وصبر در برابر خواهش های نفسانی چه پیامدها و برکاتی دارد، شاید این گونه عمل نکند؛ زیرا بسا شکیبایی یک ساعت که شادمادنی درازی به دنبال دارد و بسا لذت یک ساعتی که اندوهی دراز در پی خواهد داشت(مستدرک الوسایل، ج ۲، ص ۲۹۹) پس اگر انسان بخواهد حسابگرانه نیز بیاندیشد می بایست صبر کوتاه در دنیا را برای دست یابی به لذت بی پایان آخرت ترجیح دهد، تا خوشبختی و سعادت ابدی را درک کند. در حقیقت خوشبخت ترین مردم کسی است که برای لذت باقی از لذت فانی دست بردارد(غررالحکم، ص ۱۹۸)، ولی افسوس که کم تر عاقل و خردمندی را می توان یافت که این گونه محاسبه کند و چنین به حسابرسی دقیق دست یابد؛ زیرا بسیاری از مردم به ظاهر دلبسته می شوند و حسابرسی را براساس لذت های زودگذر قرار می دهند و به جای لذت پاینده عبادت به لذت کوتاه معصیت رو می آورند. این در حالی است که هیچ عبادتی برتر و زیباتر از ترک شهوات و خواسته های نفسانی نیست(غرر الحکم، ص ۳۵۱)
- پیامبر گرامی(ص) می فرماید: هفت کس را خداوند در روزی که سایه ای جز سایه او نیست، خود بر سرشان سایه می افکند. یکی از آن هفت کس، مردی است که زنی زیبا و دارای حسب او را به خود می خواهند و مرد بگوید که از پروردگار جهانیان می ترسم.(محجه البضیاء، ج ۵، ص ۱۸۵) یعنی کسی که بر لذت کوتاه چشم پوشد و لذت بهشت رضوان را بخواهد، چنین شخصی حسابرسی عاقل و خردمند است.
- البته برخی می گویند که از این لذت کوتاه بهره می بریم و سپس توبه می کنیم و پاک می شویم چنان که از مادر پاک و پاکیزه زاده شده ایم به طوری که گویی اصلا گناهی انجام نداده ایم، ولی می بایست دانست که ترک گناه، آسان تر از درخواست توبه است، چه بسا ساعتی که اندوهی دراز به همراه دارد.(وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۵۱) به هر حال، ترک گناه آسان تر از درخواست توبه است(نهج البلاغه، صبحی الصالح ،ص ۵۰۱)
براساس روایات، اگر انسان در میان دو راهی انجام کار نیک و ترک گناه گرفتار آید، دوری گزیدن از زشتی ها و بدی ها بهتر و سزاوارتر از انجام کار نیک است.(غررالحکم، ص ۵۷)
- البته انسان های سالم و دارای فطرت پاک و خرد سلیم ، گرایش به نیکی ها داشته و بر اساس همین گرایش ذاتی است که از زشتی های گناه گریزان هستند؛ زیرا گناه جز زشتی چیزی نیست و انسان دوستدار زیبایی ها بدان گرایشی ندارد. از این روست که امیرمومنان در جایی دیگر می فرماید: هرکس نیکی ها را دوست داشته باشد، از حرام ها دوری می ورزد؛ زیرا حرام چیزی جز زشتی نیست که انسان طالب نیکی هرگز به آن سو نمی رود.(بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۴۱۹)
- به هر حال، انسان عاقل انسانی است که لذت را در ترک گناه می جوید، چنان که زیبایی ها را در ترک آن می بیند و کار حرام را نه تنها به جهت بد بودن آن بلکه به سبب زشتی آن نیز ترک می کند؛ زیرا برای این افراد اگر چه عقل ایشان حکم می کند که این کار بد است، دل و احساس ایشان نیز حکم می کند که این کار زشت است. بنابراین، هم از نظر عقل و هم از نظر احساسات، گرایشی به گناه ندارند، زیرا آن را هم بد و هم زشت می یابند. این گونه است که از ترک گناه، در همین دنیا نیز لذت می برند، زیرا دوری از بدی ها و زشتی ها برای آنان لذت آفرین است.
- برخى گمان مى کنند که لذت ها منحصر در همین لذت هاى حسى مشترک انسان و حیوان است و لذایذ تصورى عقلى یا وجود ندارند یا در مقایسه با لذت هاى حسى ناچیزند. البته چنان که دانشمندان علم روانشناسى نیز گفته اند، لذایذ معنوى وجود داشته و نیز میزان اثر گذارى بالاترى از لذایذ جسمى دارند، ولى فقط کسانى مى توانند به درک آن برسند که روح و روان را از گناه و رذایل پاک کرده باشند. این لذت به لذت ترک گناه تعبیر مى شود.
اگر لذّت ترک لذت بدانى------------------------- دگر لذت نفس لذت نخوانى
سفرهاى علوى کند مرغ روحت ----------------------گر از چند آزمایش آن را پرانى
- تنها راه درک لذایذ معنوى ، ترک انس با دنیا و گناه و به جاى آن انس گرفتن با دعا و نماز و کمک به محرومین و مستضعفین است . بدترین جزا و عذابى که خداوند براى گناهکار در نظر گرفته محروم شدن از حلاوت عبادت است .
- در حدیث قدسى آمده است که مردى به نزد موسى بن عمران علیه السلام آمد و گفت : به خدایت بگو من شخص گناه کارى هستم . چرا مرا عذاب نمى کند؟ خداوند فرمود: اى موسى ! به او بگو من بدترین بلا را بر سر تو آورده ام و تو را به بدترین عذاب دچار کرده ام (و تو نمى دانى ) و آن عذاب این است که شیرینى و حلاوت یاد و ذکر و مناجات مرا نمى چشى . نظیر همین احادیث در داستان پیامبران در خصوص حضرت شعیب است که مولوى آن را به نظم درآورده است :
آن یکى مى گفت در عهد شعیب ------------------که خدا از من بسى دیدست عیب
چند دید از من گناه و جرم ها-------------------- وز کرم یزدان نمى گیرد مرا
حق تعالى گفت در گوش شعیب -------------------در جواب او فصیح از راه غیب
چند گیرم و تو بى خبر------------------------- در سلاسل مانده اى پا تا به سر
- همچنین از امام صادق علیه السلام روایتى نقل شده است که خلاصه روایت را صاحب کتاب«المراقبات » چنین آورده است :«هنگام نماز به قلبت نگاه کن ، اگر شیرینى عبادت را در آن مى یابى و دلت به مناجات با او شاد است ، بدان که در تکبیرت راست گفته اى ، ولى اگر لذت مناجات را در خود ندیده اى ، این دلیل بر آن است که در تکبیرت دروغ گفته اى و دلیل رانده شدن تو از درگاه خدا است.» با توجه به مفاد این حدیث هر کس به راحتى مى تواند خود را بسنجد که آیا به مقام ترک لذت گناه و درک لذت مناجات رسیده است یا خیر؟
غریزه جنسی را بهتر بشناسیم :
یکی از غرایزی که خداوند در وجود انسان به ودیعه گذاشته و برای بقای انسان لازم وضروری است، غریزه ی جنسی می باشد. که این غریزه بعد از دوران بلوغ بیدار شده ، فعالیت خود را آغاز می کند .آنچه مهم است تعدیل این غریزه می باشد نه سرکوب آن، بلکه باید آن را به نحوی هدفمند هدایت کرد، چرا که اگر کنترل نشود، و دائما در معرض تحریک باشد، باعث تباهی وسقوط انسان خواهد شد.چرا که این غریزه دارای قدرت سیری ناپذیری می باشد، وهر چه بیشتر به آن توجه شود مطالبات او از انسان بیشتر خواهد شد.
به منظور خلاصی از فشار تمایلات جنسی و حفظ خود از گناه، سه راهکار واقعی وجود دارد:
- راهکار ازدواج دائم:
اسلام دین جامع و کاملى است که به همه ابعاد وجودى انسان نظر دارد و کلیه نیازهاى مادى و معنوى آن را مورد توجه قرار داده است و انسان در صورتى مى تواند مسیر کمال را طى کند که بر اساس آموزه هاى دینى، کلیه نیازهاى خود را در حد اعتدال تأمین و ارضا کند. یکى از نیازهاى مهم انسان ارضاء غرایز جنسى و عاطفى است و اگر این غریزه به شکل صحیح ارضا نشود پیامد ها و ضررهاى زیادى به انسان وارد مى شود. بقاء نسل سالم به مخاطره مى افتد، انحرافات اخلاقى شیوع پیدا مى کند، کانون خانواده به عنوان اصیل ترین نهاد اجتماعى آسیب جدى مى بیند. بیمارى هاى روانى گسترش پیدا مى کند و به طور کلى آسیب هاى اساسى بر پیکر فرد و جامعه وارد مى شود. از این رو اسلام به نیاز هاى جنسى- عاطفى توجه خاص دارد و سنت ازدواج را به همین منظور طراحى کرده است تا جایى که در روایات آمده- هیچ بنایى و پیوندى به اندازه ازدواج نزد خدا محبوب و ارزشمند نیست و هیچ گسستن پیوندى نزد خدا ناخوشایندتر از طلاق نیست. از مزایاى ازدواج و ارضاء غرایز جنسى مى توان به موارد زیر اشاره کرد: ۱. آرامش روحى ۲. بهره مندى از لذت حلال ۳. بقاء نسل سالم ۴. پیشگیرى از انحرافات جنسى و اخلاقى ۵. تأمین نیازهاى عاطفى ۶. استحکام و تقویت نظام خانواده ۷. تقویت حس همنوع دوستى ۸. تسهیل در شکل گیرى نهادهاى اجتماعى سالم ۹. پیشگیرى از انواع بیمارى هاى روانى از قبیل اضطراب، نگرانى،
- راهکار ازدواج موقت ،که به شرح آن در جای دیگری باید پرداخته شود.
- راهکار کنترل غریزه :
به نظر می رسد فردی که به هر حال امکان ازدواج دائم یا موقت برایش فراهم نباشد برای دوری از گناه و حفظ گوهر روح و شرافت خویش ، باید، این غریزه را با روشی صحیح کنترل نماید.
برای کنترل و مدیریت غریزه جنسی راهکارهایی بیان شده است که به ۱۰ مورد آن اشاره می کنیم:
۱ـ پرهیز از فکر و ترسیم صحنه هاى محرک در ذهن و خیال:
امام صادق(ع) می فرماید: عیسى به اصحاب خود گفت:... موسى به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور مى دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به این که زنا کنید زیرا کسى که خیال زنا کند مانند کسى است که در خانه اى نقش و نگار شده، دود و آتش به پا کند. چنین کارى گرچه خانه را نمى سوزاند ولى زینت و صفاى آن را مکدر کرده و فاسد مى کند» فکر و خیال بسیاری از مواقع فرد را به سمت گناه می کشاند. برای این کار توصیه می شود همیشه موضوعات مورد علاقه ای برای فکر کردن آماده داشته باشید. موضوعاتی علمی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ورزشی و ... . هرگاه افکار و وسوسه های شیطانی به ذهن و خیالتان هجوم آوردند، از موضوعات جایگزین استفاده نمایید.
۲ـ دورى از نگاه هاى حرام و مناظر تحریک آمیز:
در روایت آمده است که : «نگاه به نامحرم تیری است از تیرهای مسموم شیطان ». (۱) که پیامدهای خطرناکی به دنبال دارد. نگاه به نامحرم و پرورش این عادت ناپسند و حرام باعث تحریک جنسی و اضطراب مداوم شده و زمینه را برای انحرافات اخلاقی ایجاد می کند. گاهی نیز ممکن است کار به جایی برسد که زندگی آرام فرد با مشکل روبرو شود و گاها آبروی او از بین برود یا مشکلات قانونی و کشمکش بر سر مسائل ناموسی اتفاق افتد. که همه اینها می توانند در زندگی خانوادگی، اجتماعی، شغلی و تحصیلی فرد تاثیر منفی بگذارند. بسیار اتفاق افتاده است که دانشجو در اثر نگاه های آلوده و به تبع آن روابط دوستی با نامحرم دچار افت تحصیلی و ترک تحصیل شده است. این مساله گاها باعث به وجود آمدن انتظارات بالا و از بین رفتن موقعیت های ازدواج از خود یا طرف مقابل می گردد. یکی دیگر از عواقب نگاه های آلوده، دوری از خدا و رحمت او و سلب توفیقات است. شیطان دشمن قسم خورده انسان هر لحظه در کمین است و هر کسی را به طریقی از خداوند دور می سازد. همانگونه که در توصیه ابلیس به موسی نبی (ع ) آمده است. ابلیس به موسی گفت: ای موسی هر گاه با نامحرمی خلوت کردی به خدا پناه ببر که من تو را وسوسه خواهم کرد. (۲)پس بنابراین ما باید مراقب توطئه های شیطان باشیم و با پیشگیری از نگاه های آلوده زمینه را برای گناه های بعدی ببندیم.
این نکته قابل ذکر است که به همان اندازه که نگاه به نامحرم و چشم چرانی ضرر و زیان دارد، بیشتر از آن چشم پوشی و ندیدن صحنه های حرام، پاداش و ثواب دارد. خداوند به بنده جوانش که در اوج جوانی و عطش شهوت، خود را از حرام حفظ کند، افتخار می کند.
برای کنترل نگاه از گناه ،راهکارهایی وجود دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:
- حاضر و ناظر دانستن خداوند:
خداوند در قرآن می فرماید: «تَعلمُ خائِنَة الاَعیُن؛ خدا از خیانت چشم ها آگاه است.» و در حدیثی در تفسیر آیه می خوانیم: «منظور نگاهی است که شخص، در حال نگاه وانمود کند که نگاه نمی کند، خدا از این نگاه (آلوده) نیز با خبر است.»
- توجه به آثار فروبستن چشم: اگر انسان بداند کنترل نگاه چه آثار و برکاتی دارد، قطعاً بر ادامه آن تشویق خواهد شد. آثار و فوائدی که بر چشم پوشی مترتب است، عبارتند از:
الف) راحتی دل: کسی که چشمش را فرو بندد، دلش را آرام کرده است. با چشم چرانی انسان احساس آرامش نمی کند، زیرا احساسات و غرایز شهوانی تمام ناشدنی و سیری ناپذیر است. و نفس اماره انسان را به بدی و زشتی هر چه بیشتر وادار می کند. امام علی(ع) می فرماید: «کسی که چشم فرو بندد، دلش را صفا داده است».( ۵)
ب) کشف حقایق: رسول اکرم(ص) می فرماید: «چشمتان را فرو بندید تا عجائبی را ببینید».(۶)
ج) شیرینی عبادت را حس کردن: پیامبر اسلام(ص) می فرماید: مسلمانی چشم خود را از زن نامحرم فرو نمی بندد مگر آن که خداوند شیرینی عبادتش را در دل او ایجاد می کند.(۷)
د) تزویج حور العین: امام صادق(ع) می فرماید: «کسی که نگاهش به زن نامحرمی بیفتد، پس چشمش را به سوی آسمان افکند و یا نگاهش را فرو بندد، خداوند حورالعین را به ازدواج او در می آورد».(۸)
- توجه به عواقب چشم چرانی: کسی که بداند چشم چرانی چه پیامدهای ناگواری دارد، قطعاً به ضرر خود اقدام نخواهد کرد و نگاهش را کنترل خواهد کرد. رسول اکرم(ص) می فرماید: کسی که چشمش را از حرام پر کند، خداوند روز قیامت چشمش را از آتش پر خواهد کرد، مگر آن که توبه کند و برگردد».
- طرد افکار شیطانی: برای کنترل نگاه، باید اندیشه را از نفوذ افکار شیطانی دور نگه داشت، زیرا گام نخست در انحراف، فکر کردن درباره آن است. امام علی(ع) می فرماید: «کسی که در اطراف گناه بسیار بیندیشد، سرانجام به آن گناه کشیده خواهد شد».
- پرهیز از عوامل تحریک زا: تخیّلات تحریک کننده، رفت و آمد در جاهایی که نامحرم است، گفت و گو با نامحرم، دیدن فیلم ها و عکس های مبتدل، زمینه را برای چشم چرانی فراهم می کند.
- دقت در دوست یابی: بررسی ها نشان می دهد که نوجوانان، اوّلین قدم های انحراف و تباهی را به کمک دوستان ناباب برداشته، سپس در سراشیبی سقوط قرار گرفته اند. آلودگی و انحراف، به سرعت از طریق دوستان نا اهل به افراد پاک و سالم سرایت می کند و چشم چرانی از این قاعده مستثنا نیست. امام علی(ع) می فرماید: «از معاشرت با مردم فاسد بپرهیز که طبیعت تو، ناخودآگاه ناپاکی را از طبع آن ها سرقت می کند».
- تقویت اراده: چشم چرانی اگر به صورت عادت در آمده باشد، همچون خصایص طبیعی و ذاتی، دامنه دار و پر نفوذ می گردد و به منزله طبیعت دوم در می آید.در این حال رهایی از این عادت ناپسند، نیاز به تصمیم و عزمی راسخ دارد. آن چه در شروع کار مهمّ است، خواستن و انگیزه داشتن است.
- بستن چشم :چشم اگر آزاد هر صحنه را دید، با انتقال آن به مغز و دل، مرتب قوه شهوانی انسان را تحریک می کند که به نگاه خویش ادامه دهد. بنابراین به منظور درمان چشم چرانی، در حد امکان از دیدن چهره زنان و صحنه های محرک بدن زن پرهیز شود خود نگاه نکردن و یا کم نگاه کردن زمینه ترک این عادت شوم را فراهم می کند.
لذا قرآن کریم می فرماید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم إن الله خبیر بما یصنعون × و قل للمؤمنات یَغْضُضْنَ من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتَهُنّ الا ما ظهر منها؛ به مؤمنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند این برای آنان پاکیزه تر است. خداوند از آن چه انجام می دهند آگاه است و به زنان با ایمان بگو چشم های خودرا (از نگاه هوس آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را، جز آن مقدار که نمایان است آشکارننمایند».
- نماز خواندن و عبادت :
علی(ع) فرمود: «اذا رأی أحدکم إمرأة تعجبه فلیأت أهله، فإنّ عند اهله مثل ما أری و لایجعلن للشیطان الی قلبه سبیلا و لیصرف بصره عنها؛ هر گاه یکی از شما زنی را دید که (جمال ... ) او شما را به تعجب وا داشت (و جذب کرد) پس نزد همسرش آید که همان را در او می یابد و نباید (با نگاه و ادامه آن) برای شیطان بر خود راهی قرار دهد و باید چشم خود را از آن برگرداند».
«فإن لم تکن له زوجة فلیصل رکعتین و یحمد الله کثیرا و یصلی علی النبی و آله ثم یسأل الله من فضله فإنّه یبیحه له برأفته ما یغنیه؛ پس اگر همسری برای او نبود دو رکعت نماز گذارد و فراوان خدا را ستایش کند و بر نبی و‌ آلش صلوات بفرستد آن گاه از فضل الهی درخواست کند (که همسری نصیب او نماید) پس خداوند با مهربانی خود چیزی را برای او مباح می کند که بی نیازش کند.»
- نگاه نکنند تا نگاه نکنند! بین رفتارهای انسان ها و جز او عکس العمل های آن رابطه مستقیمی وجود دارد از جمله عکس العمل های مسائل ناموسی است. اگر خدای نکرده کسی به ناموس کسی خیانت و اهانت کرد به ناموس او خیانت و اهانت می شود، اگر کسی به ناموس دیگران با دید حرام و چشم چرانی نظر کرد، به ناموس او به این دید نظر می شود. بزرگی می گفت: همسرم به من گفت تو در کوچه و خیابان به ناموس دیگران نگاه و نظر نمی کند، گفتم: از کجا می دانی، گفت: چون هیچ گاه نامحرم به من نگاه و نظر نمی کند. این مسأله هم در منابع دینی هم ریشه دارد. برای مبارزه با چشم چرانی باید دو کار انجام گیرد:
الف) به خواسته نفس پاسخ مثبت داده نشود،
ب) عادت پسندیده ای جایگزین گردد
و خود را به کارهای پسندیده مانند مطالعه کتاب و ورزش مشغول سازد.
۳- تنظیم خواب:
تحقیقات نشان می‌دهد که بیشتر انحرافات به خصوص در زمینه مسایل جنسی از فکرهای ناسالم و خیال‌پردازی‌هایی که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشی می‌شود. اگر جوان قبل از آن که به خواب برود، فکرش به خودش و یک سری مسایل و موضوعات مربوط به دورة جوانی، معطوف گردد، کم کم به انحرافات کشیده خواهد شد. بنابراین، یکی از روش‌های پیشگیری از انحرافات این است که برنامة خواب به صورت دقیق تنظیم شود و تا زمانی که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نروید. وقتی به رختخواب بروید که کاملاً خسته و آمادة خواب هستید. لازمة این کار این است که در طول روز مشغول فعالیت‌های مهم بوده و به اندازة کافی کار کرده باشد. طبیعی است اگر جوان با خستگی به رختخواب نرود، به ناچار مدت زمانی را در بستر بیدار خواهد ماند تا به تدریج به خواب رود و چون افکار و اندیشه‌های شهوانی و تحریک‌آمیز معمولاً در این مواقع به سراغ جوان می‌آیند، تنظیم ساعات خواب برای جوان، ضرورت خاصی می‌یابد.
۴- قطع ارتباط با دوستان منحرف:
دوستان انسان در شخصیت او نقش جدی دارند. اگر دوستانی دارید که نسبت به انجام گناه بی تفاوتند و برایشان مهم نیست که غریزه جنسی شان را از چه راهی ارضا کنند حتما از این افراد فاصله بگیرید تا از تاثیرات سوء این افراد در امان بمانید. البته چون به دوست و همدم نیاز دارید طبیعتا باید دوستان همسالی برای خودتان پیدا کنید که به همدیگر انگیزه بدهید و یکدیگر را یاری دهید.
۵-دوری از محیط‌های آلوده و ناسالم:
یکی از علل و عوامل انحرافات جنسی و به طور کل انحرافات اخلاقی، محیط آلوده و محرک‌های شهوانی است. محیط از طریق وارد نمودن عناصر محرک، منجر به طغیان غریزة جنسی در جوان می‌شود. مسایلی از قبیل بدحجابی، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخی از سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های خارجی و هم چنین استفادة نادرست از اینترنت و یا ماهواره در تحریک شهوت و غریزة جنسی جوان مؤثر است. اگر واقعاً می‌‌خواهید از جوانی‌تان به خوبی استفاده کنید و در راه درست و سالم گام بردارید، سعی کنید از محیط‌های آلوده فاصله بگیرید و خودتان را در معرض تحریک کننده های جنسی قرار ندهید. این کار اگر چه سخت است ولی با برنامه ریزی و تمرین می توانید این راهکار را عملی کنید.
۶-استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت:
حتماً برای اوقات بیکاری و فراغتتان برنامه ای داشته باشید. خیلی از گناهانی که انسان مرتکب می شود به علت بیکاری و نداشتن برنامه است. اگر برای تمام زمان های فراغتتان برنامه ریزی کنید خیلی راحت تر می توانید با فشارهای غریزه جنسی کنار بیایید. شرکت در فعالیت های فرهنگی، هنری، سیاسی، ورزشی و ... می تواند به شما کمک زیادی بکند.
۷- اجتناب شدید از موسیقی:
برای کنترل غریزه جنسی باید از گوش دادن به آوازها و موسیقى هاى تحریک کننده و مبتذل و همچنین گوش سپردن به سخنان تحریک آمیز جلو گیری کرد.
۸- اعتدال در خوردن:
پرخورى و خوردن برخی غذاها،(۵) شهوت آدمی را تحریک می کند. در حدیثى پیامبر گرامى(ص) پس از آن که جوانان را به ازدواج ترغیب مى کنند، مى فرمایند: «هر کس قدرت بر ازدواج ندارد، روزه بگیرد زیرا روزه نیروى غریزه او را تضعیف مى کند»(۶) اگر می توانید هفته ای یک یا دو روز روزه بگیرید( البته به شرطی که برایتان ضرر نداشته باشد) و اگر نمی توانید میزان غذایتان را کمتر وفاصله بین وعده های غذایی تان را بیشتر نمایید.
۹- تلاوت قرآن:
بى شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین آن و پند گرفتن از آیات نورانی آن بسیار کارگشا است.
۱۰- پرورش تقوا و معنویت در وجود خویش:
همة آنچه بیان شد، به نحوی می‌تواند در پیشگیری از انحرافات اخلاقی و طغیان شهوت و غریزة جنسی نقش داشته باشند، اما آن چه بیش از همه ضروری است و به صورت زیربنایی در شخصیت و رفتار جوان مؤثر است پرورش معنویت و تقویت ایمان و تقوای الهی است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که جهان به شدت در مادیات فرو رفته و یک سره غرق در جاذبه‌های نفسانی و امور شهوانی گردیده است. در شرایط کنونی، خلأ عظیم و هولناکی از اخلاق و معنویت پدید آمده و تمامی مشکلات انسان‌ها نیز از همین جا ناشی شده است. اگر با تقویت ایمان و نیروی اراده، باورها و اعتقادات جوان تقویت گردد، بدون شک بخشی از مشلکات وی به ویژه در زمینة مسایل اخلاقی و شهوت و غریزة جنسی درمان می‌شود. اگر جوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا می‌بیند و بر اساس عملکرد افراد به آن‌ها پاداش می‌دهد و اساساً سعادت و خوشبختی انسان به دست خودش می‌باشد، در این صورت احتمال اینکه مرتکب گناه نشود بسیار زیاد است.‌ یقین داشته باشید، تا زمانی که نیروی ایمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقویت نگردد، هیچ ضمانتی ازکنترل شهوت و انحرافات اخلاقی وجود ندارد. به خصوص در وضعیت کنونی که عوامل تحریک کننده بسیار زیاد است. بنابراین قبل از هر چیزی سعی کنید نیروی ایمان و تقوا را در وجود خویش بارور کنید.
نکته خیلی مهمی که در باب تقویت معنویت، باید رعایت کنید،این است که به نمازهایتان اهمیت خاصی دهید، ودر هیچ شرایطی آن را ترک نکنید، خصوصا نماز اول وقت، چرا که نماز، ضامن کنترل انسان از گناه است و نیروی که می تواند، انسان را در برابر قوه شهوت و غضب حفظ کند نماز است، همانطور که خداوند متعال در قرآن به این نکته اشاره دارد که: (اَقمِ الصلوةِ اِنَّ الصّلوةَ تنهى عَن الفحشاءِ والمنکرِ)(۷) نماز را بپا دار، که همانا نماز انسان را از پستى و پلیدى باز مى دارد.
طبق بعضی از تفاسیر فحشاء اشاره به قوه شهوت است و منکر اشاره به قوه غضب دارد، بنابراین نماز این قدرت را دارد که انسان را در برابر شهوت مقاوم کند، به شرط اینکه با حضور قلب یاشد.
در آخر توجه شما را به چند توصیه کاربردی در زمینه تقویت اراده وکنترل نفس، جلب می کنیم.
- گناه، یکباره به صورت «عادت» درنیامده ، بلکه با تکرار، به صورت «عادت » درآمده است،و انجام گناه ،یک بار یک بار ودفعه به دفعه بوده است! وشخص میتواند با اراده قوی ،هر دفعه ای آن را انجام ندهد وهر دفعه به دفعه با توکل واستمداد ازخدا ، نیروی ترک آن را قوی تر کند واگر احیانا غیر اختیاری آن گناه را انجام داد ، فوری توبه کند ودوباره هر دفعه که زمینه آن گناه پیش آمد آن را به استمداد الهی ترک کند واین کار را آنقدر تکرار کند وهر باری که مرتکب گناه شد توبه کند تا بالاخره عادت اواز«گناه»به عادت بر«عبادت» منقلب شود
- از گفتگو با جنس مخالف مگر در مواقع ضروری و در حد ضرورت اجتناب کنید.
- از پوشیدن لباس های تنگ که موجب تحریک شهوت جنسی می شود خودداری کنید.
- هر شب، اعمال خود را محاسبه کنید. رفتارهای ارادی که باید انجام می دادید را در صورت انجام یادداشت کنید و رفتارهایی که باید ترک می کردید را نیز در صورت موفقیت یادداشت کنید.
- با کسانی همنشینی و معاشرت کنید که دارای اراده قوی و نظم در انجام مسئولیت ها و تکالیف خود هستند و از معاشرت با افراد سست اراده و ضعیف الایمان که اهل معصیت اند جدا خودداری کنید.
- روزه نقش عجیبی در کنترل شهوات و تقویت اراده دارد سعی کنید در صورت امکان هر هفته حداقل یک روز روزه بگیرید.
- مواظب نگاه خود باشید و از تماشای مناظر شهوت برانگیز مثل فیلم های مبتذل و قرار گرفتن در محیط هایی که آلوده به گناه است اجتناب کنید. بسیاری از گناهان از یک نگاه ساده آغاز می شود.
- هرگاه در کنترل شهوات با شکست مواجه شدید اولا خود را جریمه کنید سپس بدون یأس و ناامیدی از درگاه خداوند توبه نمائید و آنگاه تصمیم بر جبران آن بگیرید.
- همواره با یک مشاوره اخلاقی در ارتباط باشید و در انجام مراحل فوق با او مشورت کنید.
- ورزش و کارهای فکری در کاهش امیال شهوانی بسیار مؤثرند.از این رو، ورزشکاران و یا آنها که همیشه کارهای فکری می کنند ، به امور جنسی چندان علاقه مند نیستند ؛ زیرا این گونه سرگرمی ها ، تخیّلات و کارهای یکنواخت هم مقداری از نیروی شهوانی را زایل می کند و هم مانع از این می شود که تخیّلات شهوانی به انسان دست بدهد ، بر همین اساس است که پزشکان متخصص در بیماری های تناسلی به اشخاص پر شهوت توصیه می کنند به ورزش ، سیاحت ، سوارکاری و خواندن کتابهای تاریخی بپردازند تا تخیلات شهوانی شان کاهش یابد .
- سعی کنید در طول روز با وضو باشید و از نورانیت آن استفاده کنید.
مطالعه این کتابها نیز در این زمینه مفید است:
۱- هفت روش پیشگری از انحراف جنسی؛ نوشته هادی حسینخانی – انتشارات موسسه آموزشی پژهشی امام خمینی.
۲- جوان،هیجان وخویشنداری؛ نوشته گروه نویسندگان حدیث زندگی- موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث
۳- آرامش در پرتو نیایش نوشته علی احمد پناهی - انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی.
http://akhlagh.porsemani.ir این آدرس را به خاطر بسپارید واز برنامه های آن نیز بهره مند شوید.
-------------------------------
(۱) - وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۴۰
(۲)- نور/ آیه ۳۰
(۳) - نور/ آیه ۳۱
(۴) - الاخلاق، سید عبدالله شبر، قم، انتشارات بصیرتى، ص ۱۲۷
(۵) - خوردنی های پرانرژی مثل خرما، فلفل، پیاز، سوسیس و کالباس و ... .
(۶) - مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۳۱
(۷) - عنکبوت: ۴۵
میهمان
متن بالا درست کامل دقیق ولی افسوس بعضی وقت ها چنان شیطا ن با ادم از راهای مختلف دوست میشه که فکر وذکر ادم را منحرف میکند که این فکر نا پاک زمینه ی گنا هان بزرگه راهنمائی می خواهم
پرسمان
سلام علیکم، الف ) فکر گناه
پرسشگر گرامی ، یکی از وظایف مهم فرد مسلمان و هرکسی که به دنبال حیات معقو ل است، عفت در فکر و اندیشه، می باشد؛ و عفت در فکر، از ثمرات شرم و حیاء، و حیا از نتایج ایمان و از پایه های اصلی دین است.دور داشت فکر از عرصه های ناهنجار و آلوده را (عفت در اندیشه ) گویند.حضرت علی (علیه السلام) «من کثر فکره فی المعاصی دعته الیها»؛ کسی که بسیار درباره گناهان بیندیشد ، بزهکاری او را به خویش فرا می خواند . (غررالحکم، ج ۵، ص ۳۲۱){Vآنکه به گناه می اندیشد در واقع همچون کسی است که بر لبه پرتگاه «ارتکاب گناه» قدم می زند، چنین کسی از سقوط ایمن نیست.
الف ) فکر و عزم گناه از دیدگاه اخلاقی
در تعریف فکر و نیت گفته اند: فکر، خطور چیزی در ذهن است، بدون اختیار و گاهی هم با اختیار، بدون اینکه تصمیم بر انجام آن فعل در خارج داشته باشیم و صرفاً یک عمل ذهنی صرف است و در آن عزم بر انجام فعل وجود ندارد. ولی نیت آن است که پس از فکر و خطور ذهنی، انسان تصمیم بر انجام آن فعل می گیرد و اگر مانعی در خارج وجود نداشته باشد، انجام آن فعل قطعی خواهد بود.
هر فعل اختیاری که از انسانی سر می زند، پیش از صدور آن، چهار حالت در باطن انسان پدید می آید: خطور، میل، اعتقاد، عزم. مثلاً شخصی گناهی به دلش می گذرد، سپس به آن میل و رغبت می کند، پس از آن دلش می گوید: باید آن را انجام داد، پس اگر مانع خارجی یا داخلی، مانند حیا و ترس نباشد، به آن گناه عزم و اراده می کند و آن را انجام می دهد.
حالت اول را تصور، خاطره، حدیث نفس و وسوسه گویند. حالت دوم را رغبت، میل، طبع و شوق گویند. حالت سوم را اعتقاد و حالت چهارم را عزم و اراده.(۱) به نظر می رسد، فکر گناه، سه مورد اول باشد که معمولاً بی اختیار است. اما نیت گناه، همان عزم و اراده بر انجام آن است. اما دربارة حکم هر کدام از آنها، گفته شده است، آنچه بی اختیار به نظر انسان می رسد و در دلش خطور می کند، مورد تکلیف نمی باشد، ولی تصمیم و عزم بر گناه که اختیاری است، مورد تکلیف و حرام است.
شهید دستغیب در این مورد می فرماید: «آنچه اضطراری و غیر اختیاری است، حالت اول و دوم است. زیرا کنترل کردن خود از خاطره ناروا و میل به آن، مشکل و گاهی محال است. بنابراین مورد تکلیف نیست و مؤاخذه و عقوبت بر این دو حالت، عقلاً قبیح است. اما حالت سوم، یعنی حکم به این که آن کار را باید به جا آورد، پس گاهی بی اختیار واقع می شود و آن هم مؤاخذه ندارد و گاهی با اختیار است. یعنی می تواند حکم نکند و به انجام دادن معتقد نشود، پس بر آن مؤاخذه می شود و اما حالت چهارم، پس اختیاری بودن آن آشکار است. زیرا پس از پیدایش سه حالت مزبور، اراده حتمی نیست. بلکه ممکن است به واسطة بودن مانع خارجی یا داخلی، از آن صرف نظر کند و اراده ننماید. بلکه اگر اراده کرد، وقوع فعل حتمی است. بنابراین عزم و اراده مورد تکلیف است و استحقاق مؤاخذه و عقوبت بر آن عقلی می باشد.»(۲) ایشان برای این مطلب به آیات و روایاتی تمسک کرده است که برخی از آنها را ذکر می کنیم:
۱.« اِن السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولاً » (۳) [یعنی در قیامت به انسان گویند: چرا شنیدی آنچه روا نبود برای تو که بشنوی و چرا نظر کردی در آنچه برای تو روا نبود نظر کنی و چرا عزم کردی بر آنچه بر تو حلال نبود که بر آن عزم کنی. ] (۴)
۲.« إن تبدوا ما فی أنفسکم او تحفوه یحاسبکم به الله. » (۵) تفسیر مجمع البیان، در این باره می گوید: «تنها چیزی که مورد محاسبه و مؤاخذه خواهد بود، همان عزم انسان است که دل بر آن بسته، با اینکه بر نگهداری خود از آن توانایی دارد. بنابراین عزم از افعال قلبی است و بر آن جزاء داده می شود. چنانکه بر افعال جارحه جزا داده می شود، لکن با این تفاوت که در عزم بر گناه، جزاء عزم بر گناه داده می شود، نه جزاء همان گناه، ولی در عزم به طاعت، جزاء همان طاعت به او داده می شود تفضلاً. چنانکه در روایات رسیده، منتظر نماز، مادامی که در حال انتظار است، در نماز می باشد. یعنی ثواب نماز خواندن به او داده می شود و اگر عمل خیر را انجام داده، ده برابر نوشته می شود.(۶)
علامه طباطبایی (ره) نیز در المیزان اموری را که در نفس و روان انسان استقرار یابد و منشأ صدور فعل گردد، مورد تکلیف می داند و مثال به تصمیم و عزم بر گناه می زند.(۷)
پس خلاصه و نتیجة مطالب اینکه، نیت گناه، عزم و تصمیم بر گناه است و مورد تکلیف و مؤاخذه خواهد بود. ولی فکر گناه که بی اختیاری است عقوبتی ندارد. ب ) درمان فکر گناه
کسى که مى خواهد زمام افکار خویش را به کف گیرد، باید با تمام توان به خودسازى روى آورد و با جدیت این راه را دنبال کند تا تدریجاً به هدف نزدیک گردد. بخشى از راه هاى کنترل فکر عبارت است از:
۱. راه دل و عشق
ذهن و فکر انسان همواره متوجه چیزى است که به آن عشق مى ورزد؛ چنان که عاشق، آنى از فکر معشوقش بیرون نمى رود. این که مثلاً ما همیشه در نمازهاى خود به یاد دیگر مسائل مى افتیم، به جهت تعلق نفس به آن ها و عدم آشنایى با محبوب حقیقى است؛ ولى عاشق دلباخته ی ذات جمیل على الاطلاق، در همه حال به یاد خدا است؛ چنان که گویا همیشه در نماز است. پس باید دل را از تعلق به کثرت پالایید و منزلگه عشق ربوبى ساخت، تا اندیشه نیز بدان سوى توجه یابد.
۲. ضبط قوه خیال
پرنده لجام گسیخته خیال هر دم بر سرشاخسارى مى نشیند. از این رو، افکار انسان خود ناساخته قرار و آرام ندارد. اگر آدمى با دقت در کنترل خیال بکوشد؛ یعنى همواره از آن مراقبت کند و هر گاه به این سوى و آن سوى گریخت، بلافاصله آن را به امور شریف متوجه گرداند، کم کم رام و مطیع مى گردد.
*** راه‌های ضبط وکنترل خیال
سالک إلی‌الله برای حرکت به جانب خدای متعال باید پرنده خیال خود را تربیت نموده و از هرزه‌گردی آن جلوگیری نماید، زیرا خیال یکی از دستاویزهای مهم شیطان برای کشاندن انسان به سمت گناه و معصیت است.
هر عملی که بخواهد از انسان صادر شود، اوّل باید تصور و تخیل شود. به همین جهت، شیطان تصاویر گناه‌آلودی که شخص در طی روز با حواس خود دریافت نموده و در خزانه خیال او ثبت است، را برای او ارسال می‌کند. سپس او را وسوسه می‌کند که روی این تصاویر کار کند و برای آن‌ها فوائدی در نظر بگیرد. به این ترتیب میل و شوق فرد را به آن عمل گناه تحریک نموده و سرانجام او را به گناه می‌کشاند. حال اگر شخص، مدتی تمرین نموده و از پرنده خیال خود مواظبت نماید که سراغ هر تصویری نرود و روی هر منظره‌ای ننشیند، در این صورت ریشه‌ی گناه را کنترل نموده و در واقع، شیطان را درون مملکت وجود خود راه نداده است. زیرا خیال مرز وجود انسان است و اگر کسی زمام خیالات خود را در دست بگیرد، به‌طور حتم زمام امور خود را در دست گرفته و راه نفوذی برای ورود شیطان باقی نگذاشته است
پس از آن‌که نقش کلیدی خیال در کشاندن انسان به سمت معصیت روشن شد، سالک إلی‌الله باید درصدد کنترل و ضبط آن برآید و از هرزه‌گردی آن جلوگیری نماید. برای وصول به این مقصود اجرای برنامه‌های زیر مفید و ضروری است:
۱ . ۲ . تفکر
از آن‌جا که قوه خیال قوه‌ای برای خزانه‌داری تصاویر ادراکی حواس ظاهری و نیز قوه‌ای برای صورت‌گری مفاهیم و معانی جزیی و کلی است، بدیهی است که دائم با کثرات (اشکال و مفاهیم زیاد) محشور و مأنوس است. بنابراین یکی از راه‌های خلاصی از تخیلات فاسد، تفکر در امور معقول و مفاهیم کلی است. مانند تفکر در معانی آیات و روایات و همچنین تفکر در نعمت‎هایی که خداوند به انسان عنایت کرده، چه نعمت‎های مادّی و چه نعمت‎های معنوی‎. یعنی فرد باید بیندیشد که این همه نعمت‎های مادّی و معنوی که خدا در اختیارمن قرار داده، حال وظیفه من نسبت به این مولای مالک‌الملوک چیست؟ آیا وظیفه‎ای دارم یا نه؟
علت درمان‌گر بودن تفکر آن است که مربوط به قوه عقل بوده و عقل با وحدت مأنوس و محشور است یعنی هرجا که پای عقل در میان باشد کثرات و اشکال و صور و مقادیر که مربوط به عالم ماده و خیالند جایی نخواهند داشت.
بزرگان از فلاسفه و عرفا همچون بوعلی سینا و ملاصدرا پیشنهادشان این است که برای تطهیر قوه خیال ریاضیات خوانده شود چرا که تفکر در معادلات ریاضی باعث تقویت قوه عاقله و انس انسان با عالم وحدت می‌شود. ۲ . ۲ . انصراف خیال
یکی دیگر از راه‌های کنترل خیال انصراف است. یعنی به محض این‌که خیال انسان مشغول به تصویر ناشایستی شد سریعاً خود را با انجام کاری منصرف کنیم به‌عنوان‌مثال با دوستی شروع به صحبت کنیم و یا به خواندن کتابی مشغول شویم.
استاد شهید آیت‌الله مطهری در این خصوص چنین فرموده‌اند: «اگر قوّه خیال آزاد باشد، منشأ فساد اخلاق انسان مى‌‌شود... نفس انسان جوری است که همیشه باید او را مشغول داشت؛ یعنى همیشه باید یک کارى داشته باشد که او را متمرکز کند و وادار به آن کار نماید و الّا اگر شما به او کار نداشته باشید، او شما را به آن‌چه که دلش مى‌‌خواهد وادار مى‌‌کند و آن وقت است که دریچه خیال به روى انسان باز مى‌‌شود؛ در رختخواب فکر مى‌‌کند، در بازار فکر مى‌‌کند، همین‌‌طور خیال خیال خیال، و همین خیالات است که انسان را به هزاران نوع گناه مى‌‌کشاند. اما برعکس، وقتى که انسان یک کار و یک شغل دارد، آن کار و شغل، او را به‌سوى خود مى‌‌کشد و جذب مى‌‌کند و به او مجال براى فکر و خیال باطل نمى‌‌دهد.»[۸]
۳ . ۲ . برخلاف عمل کردن
یکی از بهترین راه‌ها برای مبارزه با خیالات شهوانی و گناه‌آلود، آن است که به محض آمدن خیال و تصور گناه در ذهن، فرد ذهن خود را متوجه امور شریف یا مباح نماید و درباره‌ی آن امور به تصویرگری بپردازد. حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه در این‌باره چنین فرموده‌اند:
«انسان مجاهد که در صدد اصلاح خود برآمده و مى‌‌خواهد باطن را صفایى دهد و از جنود ابلیس آن را خالى کند، باید زمام خیال را در دست گیرد و نگذارد هر جا مى‌‌خواهد پرواز کند، و مانع شود از این‌که خیال‌هاى فاسد باطل براى او پیش آید، از قبیل خیال معاصى و شیطنت، همیشه خیال خود را متوجه امور شریفه کند. و این اگر چه در اوّل امر قدرى مشکل به نظر مى‌‌رسد و شیطان و جنودش آن را به نظر بزرگ جلوه مى‌‌دهند، ولى با قدرى مراقبت و مواظبت امر سهل مى‌‌شود. ممکن است، براى تجربه، تو نیز چندى در صدد جمع خیال باشى و مواظبت کامل از آن کنى: هر وقت مى‌‌خواهد متوجه امر پستى و خسیسى شود، آن را منصرف کنى و متوجه کنى به امور دیگر، از قبیل مباحات یا امور راجحه شریفه. اگر دیدى نتیجه گرفتى، شکر خداى تعالى کن بر این توفیق، و این مطلب را تعقیب کن شاید خداى تو به رحمت خود راهى براى تو باز کند از ملکوت که هدایت شوى به صراط مستقیم انسانیت و کار سلوک إلى‌اللّه تعالى براى تو آسان شود.»[۹]
ایشان در کتاب شریف آداب‌الصلاة نیز درباره ضبط خیال در هنگام نماز جهت حضور قلب، چنین فرموده‌اند: «طریق عمده رام نمودن آن [قوه خیال]، عمل نمودن به خلاف است. و آن‌چنان است که انسان در وقت نماز خود را مهیّا کند که حفظ خیال در نماز کند و آن را حبس در عمل نماید و به مجرّد این که بخواهد از چنگ انسان فرار کند آن را استرجاع نماید(برگرداند)، و در هر یک از حرکات و سکنات و اذکار و اعمال نماز ملتفت حال آن باشد و از حال آن تفتیش نماید و نگذارد سر خود باشد. و این در اوّل امر کارى صعب به نظر مى‌‌آید، ولى پس از مدّتى عمل و دقّت و علاج حتماً رام مى‌‌شود و ارتیاض پیدا مى‌‌کند.»[۱۰]
۴ . ۲ . کنترل حواس ظاهری
قوه خیال خزانه‌دار تصاویری است که توسط حواس ظاهری انسان درک می‌شوند، و همین تصاویر بایگانی شده در خیال، بازیابی و در ذهن فرد جلوه می‌نماید. بنابراین اگر این تصاویر مربوط به امور شهوانی و هواهای نفسانی باشد، شیطان هر چه بیشتر این تصاویر را ارسال نموده و ذهن فرد را به سمت آن‌ها تحریک می‌نماید. بنابراین اگر انسان در طی روز از دیدن و شنیدن امور ممنوعه و محرمه پرهیز نماید، ماده گناه را در وجود خود کم نموده و از مرز مملکت وجود خود محافظت نموده است. امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند: «النَّظَرُ سَهْمٌ‌‌ مِنْ‌‌ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ وَ کَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِیلَةً ـ نگاه(به نامحرم یا امور ممنوعه) تیر مسمومی از تیرهای شیطان است. چه بسا یک نگاه که حسرت طولانی در پی دارد.»[۱۱]
در این روایت شریف حضرت، نگاه مسموم را تیری شیطانی معرفی کرده‌اند. زیرا نگاه ظرف چند لحظه تمام می‌شود، اما شیطان و نفس اماره دست از آن برنمی‌دارند و مرتب آن‌را در خیال انسان مجسم نموده و از همین راه انسان را به گناه می‌کشانند.
۳. انس دادن ذهن
با داشتن برنامه منظم و پیوسته مى توان ذهن را به سمتى خاص جهت داد. داشتن برنامه هاى منظم همه روزه دعا و قرآن، مطالعه کتاب هایى پیرامون اخلاق، معاد، خداشناسى، عواقب گناه و حداقل روزى یک ساعت شرکت منظم و پیوسته در مجالس دینى در این مسیر سودمند است.
۴. کنترل نیاز غریزی
ریشه فکر گناه در نیازهای غریزی انسان است. برای اینکه بتوانید واقعا از دست این فکرها خلاص شوید لازم است ازدواج کنید. هیچ درمانی مانند ازدواج شما را از این افکار خلاص نمی کند.
اما از جهت تغییر حالت به طور کاربردی باید نخست زمینه های ورود این گونه افکار را کم کرد؛ به طور مثال اگر هنگام خواب این گونه افکار هجوم می آورد، وقتی به بستر خواب برویم که خسته باشیم و معده ما سنگین نباشد. البته با وضو بودن و تلاوت «سه قل هو الله و تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها)» نیز بسیار مؤثر است.اگر با دیدن برخی صحنه ها و یا با گفتگو با برخی افراد، این گونه افکار هجوم می آورد، نگاه ها و رفت و آمدهای خود را کنترل کنیم و بعد از خطور این نوع افکار، توجه خودمان را به برنامه ریزی زندگی با مسائل درسی و یا یاد امامان و بزرگان معطوف کنیم. رفته رفته این گونه افکار از ما دور می شوند.
پرسشگر گرامی!- افکار گناه آلودی که درباره ی افراد داشته ای را به آن ها بازگو نکنید؛ اینکار نه تنها مشکلی از شما برطرف نمی کند، بلکه تبعات منفی را به دنبال خواهد داشت.- همه ی ما اگر نفس خود را رها کنیم و در پی تزکیه ی آن نباشیم، دچار خطورات فکری زشت وناپسند می شویم و بدنبال آن، به گناهان متعدد گرفتار خواهیم شد؛ لذا باید در لحظه لحظه ی عمر خویش، در صدد رشد و تعالی خود باشیم و نفس خود را از گناه و فکر گناه، باز داریم و در این را از حضرت حق تعالی مدد گیریم و به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) متوسل شویم.سالم و سعادتمند باشید.برای آگاهی بیشتر ر.ک :۱- فلسفه اخلاق، شهید مطهرى۲- فلسفه اخلاق، استاد مصباح یزدی۳- مراحل اخلاق در قرآن , آیت الله جوادی آملی۴- تعلیم و تربیت در اسلام، صص۴۰۴، ۴۰۵، ۴۰۶ و ۴۱۹. پاورقی:
۱. دستغیب، عبدالحسین، قلب سلیم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۱، ص ۸۴۴ ـ ۸۴۳.
۲. همان.
۳. اسراء: ۳۶.
۴. به نقل تفسیر مجمع البیان و جوامع و کشاف.
۵. بقره: ۲۸۴.
۶. شیخ ابن علی الفضل بن اسحق الطبرسی، مجمع البیان، تهران، ناصر خسرو، چاپ دوم، ج ۱، ص ۶۸۸.
۷. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی، قم، انتشارات اسلامی، ج ۲، ص ۶۷۱.
[۸]. مجموعه‌‌ آثار شهید مطهرى، ج‌‌۲۲، ص ۷۸۹
[۹]. شرح چهل حدیث، ص۱۷
[۱۰]. آداب الصلاة، متن، ص۴۴
[۱۱]. الکافی (ط - الإسلامیة) ج‌‌۵، ص

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.