راه های انکشاف درون : خلوت و سکوت ۱۳۹۱/۵/۱۱ - ۳۴ بازدید

از راه های انکشاف درون : خلوت و سکوت
از راه های انکشاف درون : خلوت و سکوت
آری یکی از چیزهایی که آن اژدرها و بت های درونی ما را برای مان منکشف می سازد، خلوت کردن و سکوت در گوشه ای از شب است. این مارها و کژدم ها هم چون بسیاری از دانسته های ما در کُمون ذات ما نهفته اند که اگر اراده کنیم می توانیم تمامی آن ها را مشاهده کنیم.
و سکوت و خلوت یکی از به ترین راه های شوراندن درون و مشاهده ی ملکات مکسوبه و مکتسبه نفسانی است. آن گاه است که تمامی صفات و ملکات نفسانی در پیش گاه انسان محشور شده و انسان شاهد اعمال خود خواهد بود که اِذَا زُلزِلَتِ الاَرضُ زِلزَالَهَا و آن هنگام زلزله ای در درون انسان پدید بیاید که هرچه در متن ذات نفسانی او موجود است بیرون بریزد. و مراد از آن زلزله ای که در قرآن بیان شده همین قیام ملکات انسانی است نه زلزله ای که مربوط به زمین و آسمان خارجی است.
زلزله ی حقیقی موجود در نظام هستی که مورد کلام حق متعال در بسیاری از آیات قرآن قرار گرفته است، مربوط به جان و حقیقت نفس ناطقه ی انسانی است و آن زلزله ی متعارف خارجی تمثیلی و اشاره ای از این حقیقت نفسانی است که فرموده اند : عالم، شرح عینی کتاب وجودی انسان است.
لذا اگر می خواهی معنای واقعی زلزله را بدانی در ساعتی از شب از همه کناره بگیر و در تاریکی مطلق به سکوت نشسته و پیرامون حقیقت وجودی خود به تفکّر بپرداز.
یعنی در یک سکوت محض، سرت را خم کن و روی مشتت بگذار و در آن تاریکی از فکر هر چه این و آن است بیرون بیا، به طوری که هیچ گونه صدایی اعم از تیک تیک ساعت و صدای جیک جیک پرندگان و غیر آن و هیچ گونه شکل و رنگ و بو و اندازه ای و حتّی هیچ خاطره و حادثه ای از گذشته تو را مشغول نکند، در آن هنگام اگر خوب از هرچه بیرون ذات تو است انقطاع یافته و حتّی از ظاهر اعضاء و جوارح خود نیز گذشتی و غرق در اندرون ذات خود شدی، خواهی دید معنای حقیقی زلزله چیست که قرآن کریم می فرماید اِذَا زُلزِلَتِ الاَرضُ زِلزَالَهَا وَ اَخرَجَتِ الاَرضُ اَثقَالَهَا.

زمین در لسان قرآن آن زمین پست شوره زار نفسانی است که بالا نرفته و با دنیا و کثرات خو کرده و عمری را در ظواهر گذرانده است و جز سنگینی و اِثقال گناهان و معاصی چیزی را برای خود جمع ننموده است. و لذا سوره زلزال قرآن کریم به من و شما می فرماید اثقال پست زمین خبیث نفسانی ات را با زلزله ی ذکر و سکوت و اربعین و سحر از خود خارج کن تا آسمانی شوی و حقیقت انسانی خود را که در ذات و صفات و افعال و وزان حق متعال است مشاهده کنی.
و مصداق اتمّ شهود این حقیقت ، جان مبارک نور الانوار عالم انسانی و رِقّ منشور و نور مرشوش و صادر اوّل نظام هستی، حقیقت محمّدیّه است که بار سنگینی هر چه وزر و گناه است از دوشش برداشته شده و نام نکویش در عوالم بی منتهای وجود بلند آوازه گشته. اَلَم نَشرَح لَکَ صَدرَک . وَ وَضَعنَا عَنکَ وِزرَک . الَّذِی اَنقَضَ ظَهرَک . وَ رَفَعنَا لَکَ ذِکرَک .
لذا قیامت و برزخ و بهشت و جهنّم در همین جا است و موطن تحقّق آن نفس من و جناب عالی است، و هیچ کدام از آیاتی که پیرامون بهشت و جهنّم و زلزله ی قیامت و عالم برزخ وارد شده است مربوط به زمین و آسمان و سنگ و چوب خارج از نفس انسانی نیست. باید به درون عالم نفسانی خود سفر کنیم و آن بهشت و جهنّم را در خود مشاهده نمائیم.

جلد اوّل شرح دروس معرفت نفس ، استاد صمدی آملی

تکلّم و سکوت
نکته ی عرشی : تکلّم و سخن گفتن از رحمت رحمانیّه الهیّه است ولی سکوت و لب فرو بستن از رحمت رحیمیّه حق تعالی است. لذا آن سفره ی عام براى همه است ولى این سفره ی خاص است که اهل دل از آن طرفى مى بندند. با داشتن آن، نفس دائماً مشغول است و انصراف از این نشئه پیدا نمى کند ولى این موجب انصراف از این نشئه و موجب انقطاع الى الله است که و المنصرف بفکره الى قدس الجبروت مستدیما لشروق نور الحق فى سرّه تحقّق مى یابد. آن اشتغال به غیر آورد و این یکى اشتغال به خویشتن. آن انسان را به غیر خدا انس مى دهد و این انس به حق را روزى مى کند. آن انسان را مى میراند و این درون را گویا و احیا مى نماید. آن کثرت آورد و این وحدت و توحّد. آن دنیا را بروز مى دهد و این قیامت برپا مى کند. آن انسان را اهل ظاهر بار مى آورد، این اهل باطن . آن بیرون را مى شوراند و این درون را. آن زیادش مذموم است و این ممدوح. آن خیلى پر خرج است و نیازمندى به قوا و اعضاء و غیر آورد این اصلاً خرجى ندارد و نفس فقط با ذات خودش کار دارد و به هیچ چیز حتّى به قوا و اعضاء هم نیاز ندارد. آن پیرى آورد و این جوانى و جوان مردى . آن گناه در بردارد و این اجر و ثواب .
آن یکى کوکو ظهور دهد و این یکى هوهو. آن خلق طلب نماید و این حق. آن بغض آورد و این حب و عشق . آن کاه آورد و این آه . آن بى دردى و این درد. آن دور مى کند و این قرب با دل دار. آن بسط آورد و این قبض . آن دل را سرد مى کند این آتش برافروزد و دل را آتشین . آن مال عوام است و این از آن خواص . آن یکى جان را مى برد، و این یکى دل آورد. آن شهرت بخشد این گمنامى . آن آئینه دل را زنگار دهد این زنگار را بزداید. آن یکى اغلاق آورد و این یکى انفتاح . آن رنگ مى دهد و این بى رنگى . آن تکثیر آورد و این توحید. آن تفرقه و این جمع . آن فرقان و این قرآن . آن سوزنده است و این سازنده . آن رزق ظاهرى طلب نماید این رزق باطنى . آن غافل کند و این بیدار. آن مقتضى جلوت است و این مقتضى خلوت . آن ذکر آورد این فکر. آن سقوط دهد این صعود. آن بار را سنگین کند این یکى بال پرواز بخشد و سبک بار نماید. آن خفّت آورد این عزّت و سطوت . آن جدال آورد و این انسان مى سازد. آن سر را بر دار برد این دل را سوى دل دار. آن نفس را مضطربه کند این یکى مطمئنه . آن سفر از باطن به ظاهر آورد این از ظاهر به باطن. آن فتنه برانگیزد این فطنه عطا کند.
اکثرى عوام و حتّى خواص که عوام علما و علماى عوام اند، به انتظار قیامتى در امتداد زمانى کذایى اند که آن روز همه ی نظام هستى در هم بریزد و کلمات وجودى عالم از بین برود تا قیامتى آن چنان بر پا گردد و اندرون مردم ظاهر گردد.
افسوس که چهره دلاراى دین عزیز و ناموس الهى با هزاران ماسک و پشم و پوشال اوهام و خیالات، پنهان شده است و چیزهایى به خورد مردم داده اند که همه، امور درونى خویش را نسیه مى پندارند و به انتظار امتداد زمانى نشانده اند؛ و حال آن که اگر کسى شبى با خودش خلوت نماید و آن چه در دفتر دلش دارد بیرون آورد، قیامت او قیام مى کند و یَومَ تُبلَی السَّرَائِر او متجلّى مى گردد و از همین الآن به حساب خودش مى رسد و به موت اختیارى مى میرد قبل از آن که با موت طبیعى او را بمیرانند. امّا اکثرى چون موت اختیارى (( مُوتُوا قَبلَ اَن تَمُوتُوا )) ندارند و برایشان موت طبیعى پیش مى آید لذا در این پندارند که قیامت در امتداد زمانى است . اینان از نعمت سکوت بى بهره اند که مولایم در الهى نامه فرمود:
الهى نعمت سکوتم را به برکت وَ اللهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء ، اضعاف مضاعفه گردان.
الهى درویشان بى سر و پایت در کنج خلوت، بى رنج پا، سیر آفاق عوالم کنند، که دولت مندان را گامى میسّر نیست .
الهى شکرت که به جنّت لقایت در آمدم . الهى شکرت که دنیایم آخرتم شد . الهى به رحمت رحمانیّه ات نطقم داده اى به رحمت رحیمیّه ات سکوتم ده .
منبع : کتاب شرح دفتر دل، استاد صمدی آملی
برگرفته از پایگاه : مشکات ولایت
(کتاب شرح دفتر دل در قسمت کتاب خانه ی پایگاه اخلاق و عرفان نهاد آمده است.)



ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.