نسخه آزمایشی

راه و بی‌راهه (۵) ـ وین دایر ۱۳۹۲/۴/۲ - ۴۶۱۱ بازدید

راه و بی‌راهه (۵) ـ وین دایر



 



 


 

راه و بی راهه (۵) ـ وین دایر
تنظیم و نظارت: نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها
معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ
مؤلف: حمزه شریفی دوست
ناشر: دفتر نشر معارف
نوبت چاپ: اول، زمستان ۱۳۹۰
تیراژ: ۰۰۰/۵ جلد
قیمت: ۶۰۰ تومان
شابک: ۵-۳۷۷-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸
«همه حقوق براى ناشر محفوظ است»
مراکز پخش:
۱. مدیریت پخش دفتر نشر معارف: قم، خیابان شهدا، کوچه ۳۲، پلاک ۳، تلفن و نمابر:
۷۷۴۴۶۱۶
۲. فروشگاه شماره ۱: قم، خیابان شهدا، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن ۷۷۳۵۴۵۱

۳. فروشگاه شماره ۲: تهران، خ انقلاب، چهار راه کالج، جنب بانک ملت،
پلاک ۷۱۵، تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲
نشانى اینترنت: www.Ketabroom.ir - www.porseman.ir
پست الکترونیک: info@Ketabroom.ir -
info@porseman.org

سرشناسه : شریفی دوست، حمزه، گردآورنده عنوان و نام پدیدآور : وین دایر &#۸۲۳۵;/ حمزه
شریفی دوست &#۸۲۳۵;؛ تنظیم و نظارت نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها معاونت
مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ. مشخصات نشر : قم نهاد نمایندگی مقام معظم
رهبری در دانشگاهها، دفتر نشر معارف &#۸۲۳۵;&#۱۷۷۷;&#۱۷۷۹;&#۱۷۸۵;&#۱۷۷۶;.&#۸۲۳۶; مشخصات ظاهری : &#۸۲۳۵;&#۱۷۸۰;&#۱۷۷۶; ص.&#۸۲۳۶; &#۸۲۳۵;: مصور &#۸۲۳۵;.&#۸۲۳۶;
فروست : راه و بیراهه &#۸۲۳۵;؛ &#۸۲۳۵;&#۱۷۸۱;.&#۸۲۳۶; شابک : &#۸۲۳۵;&#۱۷۸۲;&#۱۷۷۶;&#۱۷۷۶;&#۱۷۷۶;ریال&#۸۲۳۶;&#۸۲۳۷;: ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۱-۳۷۷-۵ &#۸۲۳۶; وضعیت
فهرست نویسی : فیپا موضوع : دای‍ر، وی‍ن دبلیو.، &#۱۷۷۷;&#۱۷۸۵;&#۱۷۸۰;&#۱۷۷۶; - م.-- نقد و تفسیر موضوع
: زندگی مذهبی شناسه افزوده : نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهه &#۸۲۳۵;.
معاونت مطالعات راهبردی. اداره مشاوره و پاسخ شناسه افزوده : نهاد نمایندگی مقام
معظم رهبری در دانشگاهه &#۸۲۳۵;. دفتر نشر معارف رده بندی کنگره : &#۸۲۳۵;&#۸۲۳۷;BF&#۱۷۷۷;&#۱۷۷۶;&#۱۷۸۵;&#۸۲۳۶; &#۸۲۳۷;/د&#۱۷۷۸;&#۸۲۳۷;ش&#۱۷۸۰;
&#۱۷۷۷;&#۱۷۷۹;&#۱۷۸۵;&#۱۷۷۶;&#۸۲۳۶; رده بندی دیویی : &#۸۲۳۵;&#۸۲۳۷;&#۱۷۷۷;&#۱۷۸۱;&#۱۷۷۶; شماره کتابشناسی ملی : &#۸۲۳۷;&#۱۷۷۸;&#۱۷۸۲;&#۱۷۷۹;&#۱۷۸۰;&#۱۷۸۲;&#۱۷۷۹;&#۱۷۸۰;&#۸۲۳۶;
 


فهرست مطالب
مقدمه ۷
وین دایر ۹
نقد و کنکاش در اندیشه وین دایر ۱۷
 


مقدمه
«پرسش گرى» از آغاز آفرینش انسان، رخ نمایى کرده؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را
فرانشانده؛ بر برگ زرد خود شیطان را فرونشانده و در این میان، مقام آدمیت را نشان
داده است. آفتاب کوفه چه زیبا فرموده است: «مَن اَحسَنَ السّؤال عَلِمَ و من عَلِمَ
اَحسَنَ السّؤال».
هم سؤال از علم خیزد هم جواب
همچنان که خار و گُل از خاک و آب
آرى! هر که سؤال هایش آسمانى است، دانش و بینش پاسخش خواهد بود. پویایى و پایایى
«جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسش هاى حقیقت طلبانه و پاسخ هاى خِردورزانه است.
از افتخارات ایران اسلامى، آن است که از سویى، سرشار از جوانانى پاک دل، کمال خواه
و پرسش گر مى باشد و از دیگر سوى، از مکتبى غنى برخوردار است که معارف بلند آن،
گواراى دل هاى عطشناک پرسش گر و دانش جو است.
اداره مشاوره و پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا
«ابر رحمت» پرسش ها را بر «زمین اجابت» پذیرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد.
ما اگر بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و بالنده ایران پرگهرمان باشیم، به خود
خواهیم بالید.
برکسی پوشیده نیست که امروزه خستگی از شلوغی زندگی ماشینی و فشار سلطه و تبعیض
استکبار جهانی، رفته رفته جامعه انسانی را بحران زده می کند. از این رو گرایش به
معنویت به ویژه در مجامع علمی و در میان دانشجویان رو به فزونی است، اما در این
میان گاهی «راه و بیراهه» به هم آمیخته می شود و رهزن های خود را «صراط مستقیم»
جلوه می دهند.
آنچه پیش رو دارید، گامی است هر چند مختصر در راستای آشنایی با عرفان های نوظهور که
توسط فرهیخته حوزه و دانشگاه حجت الاسلام حمزه شریفی دوست (زید عزّه) تهیه و تدوین
شده است.
بر آنیم با توفیق خداوند، به تدریج ادامه این مجموعه را تقدیم شما خوبان کنیم.
پیشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شایسته و پربارِ
مجموعه هایى از این دست خواهد بود.
در پایان از تلاش هاى مخلصانه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجت الاسلام
والمسلمین صالح قنادى(زیدعزّه) که در بازخوانى و آماده سازى این اثر تلاش کرده اند،
تشکّر و قدردانى مى شود. دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب
اهل بیت(علیهم السلام) و ارتقاء فرهنگ دینى جامعه - به ویژه دانشگاهیان -
از خداوند متعال مسئلت داریم.

اللّه ولى التوفیق
معاونت مطالعات راهبردى نهاد
 


وین دایر
وین دبلیو دایر۱ در یکی از شهرهای آمریکا متولّد شد. کودکی دایر با سختی ها و
مشقّتهای فراوانی همراه بود. وی کودکی خود را در خانوادهای پُرجمعیت و پُرماجرا
سپری نمود، او شیرخوار بود که پدرش خانواده ۴نفره خود را رها میکند. وی بارها و
بارها از اعتیاد و الکلی بودن پدر خود یاد میکند، فرد معتادی که فقط به فکر
خوش گذرانی و عیش و نوش خود بود۲، به گونهای که فرزند ۱۶ ماهه خود را به پسر ۴
سالهاش می سپارد و زندگی و خانواده خود را رها میکند و با زنی دیگر پا به فرار
میگذارد۳. بالاخره پدر دایر در اثر افراط در نوشیدن مسکرات جان خود را از دست
میدهد۴ و دایر از دیدن پدر محروم می شود. مادر وی بعد از جدایی از شوهر با مردی
دیگر ازدواج میکند که از قضا وی هم الکلی و معتاد و بیمسئولیت بوده است.
وین دایر در پایینترین سطح اجتماع رشد کرد و در جوانی به مدّت ۴ سال در نیروی
دریایی آمریکا مشغول خدمت شد که البتّه با تلاش و زحمت توانست به دانشگاه راه یابد.
در همین ایّام به علّت مشکلات عدیدة اقتصادی، مشاغل مختلفی از جمله چمن زنی، پخش
روزنامه۵، صندوق دار و شاگردی سوپر مارکت را تجربه نمود.۶
وین دایر در جوانی در حالی که اعتیاد به الکل و کافئین و مواد مخدر با زندگی او
پیوند خورده بود۷ توانست در سایة مدیتیشین و بعد از تمرین و تلقینهای فراوان آن را
ترک کند.۸ وی همین طور از یک ازدواج ناموفّق یاد می کند که باعث به هم ریختگی زندگی
دایر در مقطعی از زندگی شد.۹
وین دایر از فردی به نام «رام داس» به نام استاد عرفان خود نام میبرد. لیست کارهای
غیرعادی که وین دایر از زندگی خود برمیشمارد به دهها مورد میرسد. مواردی
از قبیل: جان سالم به در بردن از تصادف،۱۰ موفقیت در دوی ماراتن در اثر مکاشفه
معنوی،۱۱ دیدن رؤیای صادقه،۱۲ به طور معجزه آسا موجب هدایت دیگران شدن۱۳،۱۴ و سالم
ماندن از سانحة هوایی۱۵ ... داستان همگی آنها در آثارش منعکس شده است.
وین دایر در سن ۳۴ سالگی به نویسندگی روی آورد و بیش از ۲۰ کتاب از وی منتشر شده
است.
بیشتر کتاب های وین دایر پیرامون «معنویت» و «عرفان» نگاشته شده است.
از نگاه دایر هرچه انسان بیشتر به خداوند شبیهتر و نزدیکتر شود موحدتر است و فقط
انسان است که می تواند جهان را جلوة خدا ببیند و خدا را در همه چیز و همه جا مشاهده
کند.۱۶
باید اعتراف نمود بسیاری از صفات اخلاقی و ابعاد الهی وجود انسانی در نوشتههای وین
دایر به صورت زیبایی انعکاس یافته است. مفاهیم مثل سعادت، کمال، عشق۱۷، شکرگزاری۱۸،
قناعت و ساده زیستی۱۹، گذشت و ایثار۲۰، خدمت به دیگران۲۱، راستگویی۲۲.
«دایر» صبحدم و زمان صبحگاهی را بهترین فرصت راز و نیاز با خدا میداند و این مطلب
را بارها گوشزد میکند.۲۳
او می گوید: انسان در درون خود دو شخصیت و دو حقیقت دارند؛ یکی «خود برتر» که همیشه
آماده است تا انسان را به ورای احساسات بکشاند. در مقابل، خود نفسانی قرار دارد که
از آن در لسان روانشناسان «ایگو» تعبیر می شود.
وین دایر برخلاف برخی عارفنماها ـ همچون اشو ـ که مروج سکساند و سکس و آزادی جنسی
را راه رسیدن به حقیقت تصوّر کردهاند، آزادی جنسی را یک آزادی دروغین و جعلی میداند
و آن را برآمده از نفس امّاره و خود کاذب (ایگو) میداند که این نوع آزادی خود
ضدّآزادی است۲۴.
وی به حق تأکید میکند که «خداوند آزادی واقعی را میپسندد و نفس امّاره آزادی عاریتی
را. لذّت بردن و خوش گذرانی کار بسیار خوبی است. امّا خوش گذرانی را با آزادی ناشی
از خوش گذرانی نفس پسند (ایگوپسند) اشتباه نکنید... زیرا الهام نفس همیشه براساس
احساس جعلی است که یک ایده قلابی است.»۲۵
او فرهنگ غربی و نفس امّاره را هم سو و هم جهت معرفی میکند و میگوید: «نفس امّاره
از شما میخواهد که جنس مخالف را از نظر بدنی و فیزیکی تجسم کنید، ولی خود برتر شما
اصرار دارد که به جنس مخالف
به عنوان صاحب یک روح بنگرید... سینماها ، مجلّهها و... همه به ما یاد میدهند که به
زنان به نظر فیزیکال نگریسته و ارتباط با آنها بدنی باشد و هدف را پیروزی بر جسم
زنان معرفی میکنند... این کار باعث میشود که کل انرژی ذهنی ما صرف بدن و جنس مخالف
شود نه وجود معنوی و روحانی او»۲۶.
 
نقد و کنکاش در اندیشه وین دایر
در ارتباط با اندیشة وین دایر نکات زیر باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. در غیر
این صورت خوانندة کتب وین دایر ممکن است با اندیشه های وی، «برخورد گزیده ای» کنند
نه «مواجهة منظومه ای».
به عبارت دیگر، ممکن است به جای این که به نظام اندیشه و مبانی افکار وی بنگرند؛ به
بعضی از آموزه های فردی در کتب وی دل خوش کنند و به جای کلّی نگری، فریب چند موضوع
جزئی را بخورند و نتوانند حقیقت ایده های وی را رصد کنند.
۱. واقعیت این است که اندیشه های وین دایر ـ به رغم نقاط قوّتی که بیان آن گذشت؛
ادامه همان معنویت های دین ستیز در دنیای امروز است که از پیش خود، نسخه های سعادت
ابدی و سلامت روانی را به بشر سرگردان امروز عرضه می کنند. تفکر وین دایر نه یک
اندیشه منسجم و برخوردار از جهان بینی منطقی، که ترکیبی از نظریات دیگر دانشمندانِ
معنویت گراست.
سیری کوتاه در کتابهای دایر روشن می کند که ترکیبی از اندیشه ها و عرفان ها مجموعه
افکار او را شکل داده است. برخی سردمداران عرفان و معنویت مانند: سای بابا و کریشنا
مورتی،۲۷ دون خوان وکاستاندا۲۸،
پاتا نجلی، ماهارشی ماهش۲۹، مایکل برگ کابالایی۳۰
تا روان شناسان، شخصیتها و دانشمندان علوم جدید، مثل انیشتاین، اریک فروم، شکسپیر،
ویلیام جمیز، یونگ، نلسون ماندلا۳۱، تا شخصیتها و عرفای اسلامی، مانند مولوی و خیام
و حافظ۳۲ هر کدام در اندیشه های دایر سهمی دارند.
تحصیلات دایر روان شناسی است. او تا مرحلة تدریس در دانشگاه و عضویت هیأت علمی هم
پیش رفته، به همین جهت توصیه ها و نظرات او بیشتر با رویکرد روانشناختی عرضه شده
است.
توصیه های مکرّر در قالب عبارت های «سعی کنید»، «تلاش نمایید»، «به خود بباورانید»،
«احساس کنید که دارید...»؛ گویای ماهیت روانشناختی مکتب دایر است. تلقین محوری صرف،
بدون پشتوانه علمی و دینی و جهان شناختی، عرفان وین دایر را به «عرفان توصیه ای»
تنزّل داده و ارزش علمی مکتب او را مخدوش نموده است.
۲. در آثار دایر، مدیتیشن، یوگا و مراقبه های معمول، جایگزین عبادت در ادیان الهی
گردیده و اصولاً در نگاه او، مدیتیشن، همان عبادت است که به معرفت درونی منتهی
میشود.
وی می گوید: «اگر میخواهید به تمرین مدیتیشن بپردازید، به تمام معنی آن را انجام
دهید و سعادت و خوشی را در خلوت این عمل ببیند و اگر می خواهید نام دعا برآن
بگذارید و آن را به عنوان گفتوگو با خداوند تلقّی کنید، چنین نامی را بگذارید و با
تمام وجود دعا کنید».۳۳
وی موفقیت های خود را مرهون مدیتیشن میداند۳۴ و بارها مدیتیشن و یوگا را به دیگران
توصیه می کند۳۵.
گفتنی است، مدیتیشن از آیین های شرقی به تمدّن غرب راه یافته است؛ پس از آن که
عدّه ای خلاء بزرگ معنویت در غرب را دریافتند، در پی آن شدند از راه آیین های
معنویت گرای شرقی بخشی از معضلات روانی انسان ماشینی را کاهش دهند. عرفانی که دایر
عرضه می کند همان عرفان های هندی و خلوت نشینی مرتاضان است که متناسب با زندگی
ماشینی طراحی شده و با فعالیت های اجتماعی و زندگی جمعی سازگاری داده شده است.
سرانجام چنین مراقبه ای رشد معنوی نیست بلکه بیشتر سامان دادن به آشفتگی ذهن است.
وین دایر بر «تمرکز فکر» نام عبادت می نهد؛ چون وی عبادت را ارتباط با خدا
نمی داند، بلکه عبادت را در توجّه استقلالی به نفس خلاصه می کند و کنار زدن
تشویش های ذهنی را خودسازی می پندارد؛ در حالی که عبادت ارتباط آگاهانه با خالق است
که البتّه این ارتباط، آرامش درون و پرورش نفس را به دنبال خواهد داشت.
باید دانست که در مدیتیشن تلاش مراقبه گر، تنها به تخلیة ذهن و از کار انداختن
فعالیت ذهن متمرکز می گردد. نتیجه این که در این نوع مراقبه، سکون و رکود ذهن اتفاق
می افتد تا به نحوی انسان از آشفتگی ذهن رها شود و در این فرایند، برنامه ای برای
هدایت و رشد معنوی ارائه نمی شود.
اما در مدل اخلاقی اسلام، قوای ذهنی تعطیل نمی شود، بلکه به شناسایی امیال منفی و
پاک گرداندن آن از درون اقدام می کند و کار ذهن در مراحل ابتدایی سلوک، کمک به
پیراستن درون است و در مراحل بالاتر کار سالک به آرایش روح می رسد و سالک به افزودن
ذخایر معنوی خود اقدام می کند و در مقامات بالاتر با تأمّل در اسما و صفات حق به
عروج روح کمک می نماید. در این روش، انرژی ذهن با جهت دهی مثبت به کارگیری می شود و
در یک فرایند پویا مورد استفاده قرار می گیرد.
امام علی(علیه السلام) فرموده است: «طوبی لمن شَغَلَه
عیبِه عن عیوب الناس
»۳۶؛ «خوش به حال کسی که پرداختن به خود، او را از
مشغول شدن به دیگران بازداشته است».
از آن جا که در مدیتیشن و خلوت گزینی هندی، باید با تمامی افکار و خیالات مزاحم،
عادی برخورد کرد و فقط شاهد رفت و آمد افکار بود و به عملیات نظاره، بسنده نمود؛
نظاره گر باید همه چیز را غیرواقعی ببیند و همة امور را با خود بیگانه فرض کند و با
«عینک وهم» به همه چیز بنگرد، چرا که اگر قرار باشد با اخبار و رویدادها، جدّی
برخورد کرد و حساسیّت به خرج داد؛ در آن صورت «نظاره گری محض» اتّفاق نمی افتد.
هرچند آن چه از ناحیة شاهد اتّفاق می افتد، «بی تفاوتی» در برابر پدیده های خارجی
است، امّا در حقیقت، دادن رأی موافق به هر چیزی است که در عالم خارج اتفاق می افتد.
چرا که ناظر قصد مقابله با هیچ چیزی را ندارد و خوب و بد، همه می آیند و می روند و
او فقط باید خود را دور نگهدارد و خویشتن را در معرض قرار ندهد. نتیجه چنین تعاملی
با واقعیات دنیای خارج، دادن رأی ممتنع به همه چیز و کنار کشیدن از هرگونه رفتار
اصلاحی در عرصة اجتماع است و آن چه در نهایت رقم می خورد؛ «عدم احساس مسئولیت» در
برابر دیگر انسان ها و از بین رفتن «روح همدردی» با دیگران است.
آن چه در فرایند تخلیه ذهن انجام می شود، راندن و پس زدن خطورات و وسوسه های ذهنی
است. بنابراین در این نوع مراقبه، نیروهای مهاجم معدوم نمی شوند و اقدامی برای
ریشه کنی این گونه امواج مزاحم صورت نمی گیرد؛ بلکه عملیات تهذیب، تنها در «پس
راندن افکار» خلاصه می شود.
نتیجه این که مشکل آشفتگی ذهنی از ریشه حل نمی شود و این گونه افکار هم چنان به سمت
ذهن هجوم می آورند. البتّه در یک اقدام منفعل، با آن ها مدارا می شود و با هل دادن
ذهن به کناری، فقط جلوی صدمات آنی به ذهن گرفته می شود؛ به عبارت دقیق تر آن چه در
حقیقت در مراقبه اتفاق می افتد رفع است نه دفع. بنابراین در مدیتیشن هرچند به طور
موقت ممکن است انسان از ناحیة ذهن احساس آرامش کند، امّا از آنجا که ذهن از قوای
مفید خالی می شود؛ توانمندی جدیدی به ذهن انسان اضافه نمی شود و اگر زمینه ای پیش
آید دوباره ذهن درگیر تنش ها و پراکندگی ها خواهد بود.
۳. وین دایر در نوشته ها و گفته هایش دائماً به مخاطبین خود، برنامه زندگی و مدل
زیستن توصیه می کند. این توصیهها هر چند به نام دین و به اسم «شریعت» عرضه نشدهاند؛
در حقیقت، بدعتی است که به رقابت با دین و شریعت برخاسته است و ادعای کارکرد شریعت
را دارد و این چیزی غیر از تنه زدن به تنة شارع در حوزة «جعل و قانون گذاری» نیست.
دایر با تعبیراتی جذاب به معرفی ذات احدیت پرداخته؛ امّا لوازم این تعبیرات را نمی
پذیرد. وی خدا را حکیم و توانا میداند؛ ولی از پذیرش این مطلب که این خدای حکیم،
پیامبرانی را برای هدایت بشر گسیل کرده باشد، سر باز می زند.
وی علم بینهایت برای خداوند قائل است؛ امّا بشر را از این علم ـ که بهرة تام از این
علم، فقط از کانال رسالت میسّر است ـ محروم میداند.
وی جهان را بدون عیب و نقص و نظام احسن میداند؛ اما چرا پازل حکمت خداوند را که به
گفته او از دوران جنینی آدمی شروع می شود؛ با قبول غایت و مقصد برای هستی تکمیل
نمی کند۳۷؟ مگر می توان خداوند را حکیم و توانا دانست امّا او را از ارائة برنامة
زندگی ـ که این برنامه همان طرح تکامل و تعالی انسان است ـ برکنار دانست؟
باور به زندگی پس مرگ، قدمتی برابر زندگی بشر دارد و پیامبران در این مسیر، معلمان
بزرگ انسانها بوده اند؛ به گونهای که باور به رستاخیز در تمام ادیان الهی مورد
گوشزد قرار گرفته است؛ امّا چرا وی اساساً ایدة رستاخیز را مطرح نمیکند و با ارائة
تصویری مبهم از حیات روح، زندگی پس از مرگ را در هالهای از ابهام رها نموده، بهشت
را امری درونی معرفی میکند؟۳۸
وی با پذیرش فرضیه «تناسخ» که با معاد در تضاد است، مرتکب سهوی بزرگ شده و معلوم
است که با وجود این ایده، جایی برای بهشت و جهنم و رستاخیز باقی نمیماند و هدفمندی
خلقت که وی مورد تأکید قرار داده است؛ مخدوش و بیاساس خواهد بود.
۴. در شرایطی که سطحی نگری و مصرف گرایی، بر زندگی بشر امروزی سایه انداخته۳۹؛ تلاش
دایر در معرفی خدا و وارد کردن خدا به فرهنگ منحط غربی، قابل تحسین است؛ اما نظام
توحیدی وی، نظامی حداقلی است که فقط به قبول خداوند پرداخته؛ و روح بی نهایت طلب و
کمال طلب انسان را به اکتفا کردن به مراحل پایین ایمان ترغیب میکند۴۰ و انتظارات
حداکثری را که البته منطقی هم هست، از زندگی توحیدی کنار میزند و از خدا فقط به
قبول آن، در پارهای از ساحتهای وجودی انسان بسنده میکند. به همین جهت است که با
اعتراف به این که «ما بخشی از سیستم هوشیار جهان هستی هستیم و برای منظور جهانی به
اینجا آمدهایم۴۱»؛ اضطراب و استرس را به عنوان درد بشر امروز معرفی میکند۴۲ و هدف
را شادی و لذت و کامیابی میداند۴۳.
او درد معنوی بشر را تنها در مشکلات روانی انسان معاصر می بیند و تعالی روح و تحصیل
فضایل اخلاقی را فراموش می کند. بنابراین، خدای دایر برای رفع استرس، نگرانی،
خجالت، عصبانیت و ترس وارد زندگی میشود، نه برای پاسخ به نیاز خداجویی بشر و ارضای
فطرت خداخواهی او۴۴.
به تعبیر دقیقتر، خدایی که دایر معرفی میکند، خدایی است که در خدمت انسان بحران زده
مدرن است، نه خدایی که بشر باید در خدمت او و در مسیر اطاعت از او قرار گیرد.
البتّه روشن است که اگر انسان، در مسیر بندگی خداوند گام بردارد، خداوند نیز
امکانات جهان را در خدمت تعالی او بسیج خواهد کرد۴۵؛ امّا نگاه دایر، بیشتر «نگاه
ابزارگرایانه» به خداست؛ نه «توحید محوری».
خوانندگان آثار دایر، باید این خطر بزرگ اعتقادی را درک کنند و اصطلاحاتی از قبیل
اعتقاد به «علم بینهایت» خدا و «حکیم بودن» خدا در آثار دایر، آنان را فریب ندهد؛
چرا که این مفاهیم زیبا و البتّه صحیح، در حد «تصوّر ذهنی» و نقش آرامّبخشی آن، در
آثار دایر مطرح شدهاند و دایر به نتایج درخشان معرفتی و این مفاهیم بلند نپرداخته
است. مگر میتوان خدا را دارای تمامی صفات کمال فرض کرد، ولی به «نفی شریعت» قائل شد
و فقط به مدیتیشن اکتفا کرد؟
فلاسفه، روانشناسان، متفکّرین و دانشمندان هرکدام از سعادت و کمال، تعریفی ویژه و
بالتبع «برنامه» و «مدل زندگی» متفاوتی ارائه داده اند. آیا پذیرفتنی است که هستی؛
هدفمند و خداوند؛ حکیم باشد، ولی خداوند بشر را در سردرگمی رها کند؟ آیا با رحمت و
لطف خدا سازگار است که از انسان در این سرگردانی، دستگیری نکند؟
۵. دایر کتابی مستقل با عنوان «ندای درونی» نگاشته است که پیام اصلی این کتاب «کافی
بودن ندای درون برای سعادت» است. روشن است که با این ایدة غلط پیامبران الهی از
صحنة هدایت و ارشاد جامعه کنار گذاشته میشوند و صرفاً «پیامبری درونی» به صحنه
میآید که خدا را هم در خدمت اهداف خود به کار میگیرد. البته در احادیث اسلامی از
ندای فطرت و حکم عقل به پیامبر درونی تعبیر شده است؛ امّا این پیامبر درونی به
تنهایی توان راهبری آدمی برای نیل به معرفت الهی را ندارد، بلکه در کنار این پیامبر
درونی، راهنمایان الهی یعنی پیامبران بیرونی، به عنوان مرجع اصیل معرفی شدهاند و
تشخیص ندای وجدان از خواسته های حیوانی و امیال درونی به عهدة پیامبران گذاشته شده
است.
«دایر» پیامبر انسانها را «فرمان درون» میداند و راهنمای سالک را ندای درونی معرفی
میکند؛ اما این که این ندا چگونه راهبری میکند و مرز تشخیص نداهای واهی از نداهای
حقیقی کدامند؛ پاسخ را به سکوت و ابهام می گذراند؛ غافل از این که بعد از ارجاع
آدمی به ندای درون، تشخیص ندای اصیل، اولین مشکل راه سلوک است.
به عبارتی دیگر؛ ندای درون هم به مرجع تعیین کننده و اطمینان بخش نیاز دارد اگر
مرجع ندای درون، ندای درونی دیگری باشد، آن ندای درونی دوم از کجا اطمینان بخش است؟
واقعیت آن است که تلقی وین دایر از دین، همان تلقی رایج برخی غربیان است که دین را
پدیدهای شخصی و سلیقهای می دانند و آن را یک تجربه درونی میدانند؛ نه راه بیان
واقعی برای نیل به سعادت۴۶».
۶. وین دایر احساس تقصیر و احساس گناه را نکوهیده و منافی معنویت میشمارد.۴۷ وی بر
این باور است که اگر کسی نسبت به گذشته خود احساس تقصیر کرد، درون خود را آشفته
نموده و انرژی خود را هدر داده است.۴۸
وی عفو و بخشش خویشتن را تنها راه نجات معرفی می کند.۴۹ چرا نتوان تصوّر کرد که
«چون انسان از ظرفیت های وجودی خود، برای رسیدن به خدا بهره کامل نگرفته است»؛ خود
را مورد نکوهش قرار دهد؟ واقعیّت این است که برخلاف گمان دایر، احساس قصور نه فقط
مانع معنویت نیست؛ بلکه خود یک عامل محرّک به شمار می آید.
در متون اسلامی، وجود عاملی که انسان را در تقصیرها، مورد خطاب و عتاب قرار میدهد و
به آن «نفس لوّامه» تعبیر شده است؛ از موهبت های خداوند متعال برای تحرکِ سریعترِ
موتور معنویت و خداخواهی در وجود انسان شمرده شده است و تا زمانی که این میل در
انسان سوسو میکند و توان عرض اندام دارد، گویای بهرهمندی انسان از حیات معنوی است،
نه زوال معنویت؛ چنان که دایر خیال کرده است.
یادآور می شویم این ایده وین دایر از نگرش اومانیستی حاکم بر فرهنگ غرب نشأت گرفته
است. در این نگاه، انسان باید بیشترین کامیابی را داشته باشد و اگر در موردی از سر
قصور، بخشی از این لذّت را از دست داد و نتوانست حداکثر بهره را ببرد باید خود را
ببخشد و با آرامش وجدان، لذت خود را بازیابد!!
۷. از دیگر اشتباهات وین دایر، ایدة «حمایت از صلح، نه مخالفت با جنگ» است. در نگاه
دایر، زندگی باید با تفکّر مثبت اداره شود، نه تفکّر منفی؛ به همین جهت توصیه
می کند: «به جای این که علیه تروریسم و جنگ اعلام انزجار کنید، طرفداران صلح
باشید... اگر شما علیه چیزی باشید و با آن دشمنی نمایید، نفاق و اختلاف در ضمیر شما
نقش خواهد بست... علیه هرچه بایستید، همان چیز علیه شما خواهد ایستاد. به جای ابراز
انزجار نسبت به مواد مخدر و مبارزه علیه آن ، کودکان را در انتخاب راه صحیح زندگی
یاری دهید۵۰».
شعار مذکور، خواسته یا ناخواسته، انسانهای معنویت گرا را ظلم پذیر و بسترساز تداوم
بی عدالتی موجود خواهد نمود.
روشن است که ثمرة معنویت فردی و «عرفان عاری از رسالت اجتماعی» که دایر ارائه
میکند، جز این نخواهد بود. این ایده که «بر ضدّ هیچ چیز جبههگیری نکنید۵۱»؛ دست
تبهکاران را در چپاول و ظلم بازتر خواهد کرد و زمینة نظام جور موسوم به «دهکدة
جهانی» را فراهم خواهد کرد.
البتّه دایر میگوید که «منظور من، توجیه گناه ظالمان نیست۵۲»؛ امّا پای بندی به این
ایده، امور خطیری هم چون اصلاح اجتماع و رفع ظلم را حوزه مطالبات انسان خارج کرده و
معدود افراد خداگرا هم که انگیزة مبارزه با ظلم و بی عدالتی دارند با این اندیشه،
میدان را برای جولان سرمایهداران و متجاوزان خالی خواهند نمود و آن گاه همه موانع
از سر راه نظام سلطه کنار خواهد رفت و ظلم و ظلم پذیری به طرز وحشتناکی نهادینه و
مستقر خواهد شد. با تأسف، وی این ایدة خطرناک را بارها تکرار و به طرز ناصوابی
توجیه و تفسیر می کند. درک ناصحیح دایر که جمع بین «مبارزه با مواد مخدّر» و
«راهنمایی کودکان» را «اجتماع نقیضین» میداند، هیچ محملی برای توجیه و دفاع
ندارد۵۳.
در خصوص «ذهن معجزه گر» که در آثار وین دایر بسیار مورد تأکید است و امروزه از آن
به «قانون جذب» یاد می شود، باید اذعان داشت که اینگونه قدرتهای شگرف مخصوص ذهن
نیست و بعضی دیگر از اعضا مانند چشم و زبان و... در حیطة کارکرد خود، قدرتهای شگرف
مخصوص به خود دارند و به علاوه این «قدرت خالق گونه»، برای ذهن که ذهن یک خدا در
بدن فرض شود و هرچه تجسّم کند، همان خلق میشود؛ بسیار جای تردید و تأمل دارد؛
چنان که از ناحیه بسیاری از متفکّرین این گستردگی قدرت ذهن مورد تردید قرارگرفته
است.
۸. وین دایر به گونهای وانمود میکند که گویی دست یابی به قدرتهای غیرعادی (مکاشفه و
کرامت)، برای سالک هدف است و این معنا از نقل کرامتهای مختلف در کتابهایش به خوبی
پیداست. در حالی که نزد عارفان راستین اسلامی کشف و شهود هدف و خواسته اصلی سالک
نیست به گونه ای که حتّی اهل معرفت از بازگو کردن آن نزد دیگران خودداری می کنند.
چنان که علامه طباطبایی صاحب تفسیر بزرگ المیزان، می گوید: استاد ما (مرحوم قاضی)
به ما توصیه میکردند که در سیر و سلوک به کرامات توجهی نکنید؛ زیرا شما را از ادامه
مسیر باز می دارد.
مرحوم علامه محمّدحسین تهرانی، از عرفای بزرگ معاصر، مکاشفه را به پنج مرحله تقسیم
و تصریح میکند که سه مرحلة اوّل قبل از ورود به عالم الهی و توحید محقق می شود و
مشترک بین کافر و مؤمن است:
مشاهدات طبیعیه و مادیه: در این مرحله، انسان امور مخفی دربارة امور طبیعی و ریاضی
و... را مشاهده می کند.
مشاهدات قلبیه: در این مرحله، سالک از عالم طبیعت عبور کرده و وارد عالم مثال شده
است. در این مرحله، تجسّم بعضی از معانی را میبیند و میتواند در بیداری همانند
خواب، عالم مثال را ببیند.
مشاهدات روحیه: در این مرتبه، انسان از عالم مثال عبور کرده و به عالم روح و عقل
وارد می شود. در این مرحله است که فرد می تواند طیّ الارض کند و افکار دیگران را
بخواند و... .
مشاهدات سرّیه: این مکاشفات به عالم خلوص مربوط است و در این جا رویت اسما و صفات
محقق می شود.
مشاهدات ذاتیه: این مکاشفات به عبور از مراتب خلوص و وصول به مراتب توحید مطلق
مربوط است۵۴.
بنابراین، آن چه وین دایر به عنوان نشانه عرفان آورده است، دلیلی بر توحید و ایمان
واقعی نیست، بلکه نه فقط برای برخی انسان های دیگر نیز قابل دسترسی است، بلکه
معیاری صحیح بر سلوک به سوی خدا و کسب فضایل اخلاقی نیست.
خلاصه این که باید توجه داشت؛ عرفانی که وین دایر تبلیغ می کند معنویتی شخصی است و
محدود به اخلاقیات فردی و تهی از رسالت اجتماعی، فاقد نظام اعتقادی منسجم، به دور
از پشتوانة عقلی و فلسفی صحیح می باشد و آنچه وین دایر پیرامون آموزه های اخلاق
فردی مثل قناعت، راستگویی، محبّت به دیگران و... گفته است فقط بخشی از آموزه های
اخلاق در ادیان الهی است که تنها در سایة نظام اعتقادی صحیح می تواند به صورت یک
پازل جا داده شوند، در غیر این صورت نگاهی ناقص و ناپایدار به انسان و نیازهای او
خواهد بود.
 
 
 
پی نوشت
:
۱. wayne.w.dyer
۲. وین دایر، ندای درونی، ص ۳۹.
۳. ندای درونی، ص ۱۸۴.
۴. خود حقیقی، ص ۷۵.
۵. عرفان، ص ۲۰۴.
۶. معنویت، ص ۱۲۲.
۷. وین دایر، اعجاز واقعی، صص۳۲ ، ۱۰۸ ، ۱۴۷، ۳۴۵.
۸. خود حقیقی، ص ۱۴۸.
۹. اشراق در ۶۰ روز، ص ۱۸.
۱۰. اعجاز، ص ۱۱۳.
۱۱. عرفان، ص ۳۴۰.
۱۲ . عرفان، ص ۸۱.
۱۳. عرفان، ص ۳۴۸.
۱۴. خود حقیقی، ص ۶۶.
۱۵. خود حقیقی، ص ۱۰۴.
۱۶. ندای درونی، ص ۲۴۷.
۱۷. راه حل معنوی، صص ۳۸و ۴۷ ؛ معنویت، ص ۹۲ ؛ ندای درونی، ص ۹؛ خود حقیقی، صص ۱۲۴
و ۲۲۶ و ۲۹۵.
۱۸. معنویت ۲، ص۲۶۰.
۱۹. عرفان، صص ۲۴۳ و ۲۴۵.
۲۰. عرفان، ص ۳۹۰.
۲۱. ندای درونی، صص ۲۳۲و ۲۳۶.
۲۲. معنویت، ۲ ، ص ۹۵.
۲۳. ندای درونی، ص ۱۱.
۲۴. خود حقیقی، ص ۱۷۹.
۲۵. همان، ص ۱۸۰.
۲۶. همان ، صص۲۹۸ و ۲۹۷.
۲۷. اعجاز واقعی، ص ۱۹۰ و ۲۸۵ ؛ راه حل معنوی، صص ۳۱ و ۸۶.
۲۸. خود حقیقی، ۲۹۱ ؛ عرفان، ص ۲۸۰.
۲۹. راه حل معنوی، صص ۲۶ و ۵۰ و ۳۲ و ۳۳ ؛ ندای درونی، ص ۶۸.
۳۰. معنویت، ص ۱۷.
۳۱. ندای درونی، صص ۲۳۰- ۲۴۱ – ۱۶۷ – ۱۸۱ – ۲۷۹ ؛ عرفان، ص ۳۱۲ ؛ معنویت، ص ۶۱ ؛
راه حل معنوی، صص ۴۶ ـ ۴۱.
۳۲. راه حل معنوی، ص ۳۸ و ۴۷ ؛ ندای درونی، صص ۹ و ۱۱۳ ؛ معنویت، ص۹۲ ؛ خود حقیقی،
ص ۱۲۴.
۳۳. خود حقیقی، ص ۱۵۹.
۳۴. عرفان، ص ۳۷۳.
۳۵. ندای درونی، صص ۱۴۷ – ۲۷۰ ؛ خود حقیقی، ص ۱۶۰ ؛ عرفان، ص۶۶.
۳۶. نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶.
۳۷. معنویت، ص ۲۹.
۳۸. عرفان، ص ۵۹.
۳۹. کیم وو چونگ، سنگ فرش هر خیابان از طلاست، ترجمه: محمد سوری، ص۳۶.
۴۰. محمد تقی مصباح یزدی، به سوی او، ص ۲۱۸.
۴۱. خود حقیقی، ص ۲۶.
۴۲. راه حل معنوی، ص ۴۱.
۴۳. معنویت، ص ۱۰۴ ؛ ندای درونی، صص ۱۳۷ و ۱۶۵.
۴۴. معنویت، ص ۵۴ و ۵۶.
۴۵. «من جاهد فینا لنهد ینهم سبلنا».
۴۶. محمد لگنهاوزن، اسلام و کثرت گرایی دینی، ترجمه: نرجس جواندل، ص۸۵.
۴۷. راه حل معنوی، صص۶۳- ۶۶ ؛ معنویت ۲، صص ۱۷۲، ۱۹۶، ۲۹۴، ۲۹۷.
۴۸. خود حقیقی، صص ۲۰۱ و ۲۰۴.
۴۹. عرفان، ص ۴۲۹.
۵۰. عرفان، ص ۲۲۸.
۵۱. عرفان، ص ۲۳۳.
۵۲. عرفان، ص ۴۰۶.
۵۳. اعجاز واقعی، صص ۷۴، ۱۸۹، ۴۰۱، ۴۰۳ ؛ عرفان، صص ۲۲۷، ۴۰۶، ۱۰۹.
۵۴. رساله سیر و سلوک ، ص ۲۱۸.
 

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
من وقتی شروع کردم به خوندن اثار دایر متوجه نقص هاش شدم اما از شما بسیار ممنون که منو روشن تر کردین واقعا پروردگارمو شکر میکنم که نعمتی چون اسلام رو برای ما انسانها مخصوصا ایرانیان عزیز عرضه کرد .به امید صلح جهانی ...به امید امدنش
میهمان
برو یره حوصلته ندروم
میهمان
با عرض سلام. اولا دوست عزیز دکتر وین دایر در محیطی رشد کرده که خارج از دنیای اسلام بوده(غرب) اگر شما جای او بودید چگونه انسانی میشدید. دوما دکتر وین دایر خودشو یک روانشناس معرفی میکند،نه اینکه یک فرد سیاسی یا مبلغ دین، یا منجی بشریت. هدف او از نوشتن این کتب چیز دیگریست. هدفش بهبود کیفیت زندگی روزمره است نه سیاست، در ضمن وقتی انسان خودش مسیر با اخلاق بودن را طی کند و از بدیها پرهیز کند اون حس هم نوع دوسیش به صورت ضمیر ناخودآگاه شکل میگیرد. و از آنجا که او یک روانشناس بسیار ماهر است بهتر میداند که چطور همه چیز را به انسان آموزش دهد. حالا بعضی از این عارفهای معروف خودمون با اینکه به گفته خودشون عمرشون رو گذاشتن رو خداشناسی آیا یک سر سوزن از علم روانشناسیه وین دایر رو دارن، و لذا از آنجا که کتب دینی هدفش بهداشت روانی بشر است فقط یک روانشناس قهار و با ایمان است که میتواند این پازل پیچیده رو بچیند. بدرود،
میهمان
راه های رسیدن به خدا زیاد است. در واقع هرکس که واقعا
به تزکیه نفس بپردازد به یک واقعیت مشترک می رسد.
تفکر وین دایر خیلی توانست به من کمک کند.قطعا اسلام هم یکی از راه های عالی برای رسیدن به خداست
من نمیخندم اگر فلسفه‌ ای ماه را نصف کند. با سپاس از زحمات شما برای ارتقای اندیشه ها.
میهمان
دکتر وین ما گله. شما هم اینقدر خودتو خسته نکن. یه خورده بزرگ شو. یه خورده بزرگ فک کن. همه ایراد دارن. ولی شما ایراد اینه که چون مسلمونی فک میکنی همه چیزو میدونی. در حالی که خاک بر سر مسلمونا شده چون فکر و عقیدشون خیلی واهیه.
پرسمان
مسلمه که مسلمانی به ادعا نیست و معنای آن دانستن همه چیز نیست. اما انتظار ما از شما خواننده عزیز اینه که در نظر دادن جنبه علمی بودن و انصاف داشتن و دوربودن از توهین و ... را رعایت فرمایید. موفق باشید.
میهمان
خیلی مفلصین. باشین با این دین چون نونتون از این راه در میاد. والا دکتر وین حرفاش رو باید با طلا نوشت.
پرسمان
ممنونیم که نظرتون رو ثبت کردید. نقد علمی با عباراتی همچون «...نونتون از این راه در میاد» سازگار نیست! منتظر نقد علمی تون هستیم.
میهمان
تمام دنیا دارن پیشرفت میکنن. اون وقت شما دارین ایراد میگیرین به کسی که نظرش کاملا منطبق بر اسلام شما نیست. عمر این حرفا دیگه خیلی وقته گذشته برین خودتونو سیاه کنید. وین دایر رو اول کتاباشو بتونین بدون غرض ورزی بخونین بعد بیاین انتقاد کنین.
پرسمان
از درج نظرتون ممنونیم ولی کاش اگر اشکال و انتقاد علمی دارید به طور مشخص و دقیق بیان فرمایید نه با لحنی دور از انصاف!... موفق باشید.
میهمان
سلام
برای هر درجه روحی یک استاد برای یک دوره خاص لازم هست
من خودم طی دوران زندگیم هر بار یک شخص باعث راهنمایی من بوده وقتی رسول درونی بیدار باشه از رسول بیرونی جهت کمک استفاده خواهد کرد.
بهرحال همین اندازه که حرفها را حتی به شکل توهین میشنوید خوبه. ممنون که به عنوان یک مترجم بین نسل آسیب دیده از زیاده خواهیهای انسانهای مذهبی (نه همه مذهبیها) و انسانهایی که مذهب را راهی برای نجات انسان می‌یابند استفاده میکنید و این باعث میشه وحدت ما هموطنان حفظ بشه. چون شکاف و خشم از مذهب خیلی زیاد هست. اشتباهاتی که قبلا با حماقت مرتکب شدیم یا شدند را باید عاقلان و بالغان دریابند.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.