راه و بی‌راهه (۷) ـ قانون جذب ۱۳۹۲/۴/۶ - ۸۸۶۰ بازدید

راه و بی‌راهه (۷) ـ قانون جذب



 


 
 
 
راه و بی راهه (۷) ـ قانون جذب
تنظیم و نظارت: نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها
معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ
مؤلف: حمزه شریفی دوست
ناشر: دفتر نشر معارف
نوبت چاپ: اول، زمستان ۱۳۹۰
تیراژ: ۰۰۰/۵ جلد
قیمت: ۱۰۰۰ تومان
شابک: ۹-۳۷۹-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸
«همه حقوق براى ناشر محفوظ است»
مراکز پخش:
۱. مدیریت پخش دفتر نشر معارف: قم، خیابان شهدا، کوچه ۳۲، پلاک ۳، تلفن و نمابر:
۷۷۴۴۶۱۶
۲. فروشگاه شماره ۱: قم، خیابان شهدا، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن ۷۷۳۵۴۵۱

۳. فروشگاه شماره ۲: تهران، خ انقلاب، چهار راه کالج، جنب بانک ملت،
پلاک ۷۱۵، تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲
نشانى اینترنت: www.Ketabroom.ir - www.porseman.ir
پست الکترونیک: info@Ketabroom.ir - info@porseman.org
 
 


فهرست مطالب
قانون جذب ۹
ادّعای اصلی در جذب ۱۴
راه های نفوذ و گسترش تئوری جذب ۱۵
دلایل اثبات قانون جذب ۲۳
۱. قانون تشابه در جادوگری ۲۳
۲. توده بحرانی ۲۴
جاذبه های فرضیه جذب ۲۹
ایرادات فرضیه جذب ۳۳
نبود پشتوانه علمی ۳۳
اخلاق ستیزی ۳۴
رفاه محوری ۳۶
سنجش گریزی ۴۰
توجیه ظلم پذیری ۴۲
مخدوش بودن عمومیت جذب ۴۴
جمع بندی ۵۵
 


مقدمه
«پرسش گرى» از آغاز آفرینش انسان، رخ نمایى کرده؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را
فرانشانده؛ بر برگ زرد خود شیطان را فرونشانده و در این میان، مقام آدمیت را نشان
داده است. آفتاب کوفه چه زیبا فرموده است: «مَن اَحسَنَ السّؤال عَلِمَ و من عَلِمَ
اَحسَنَ السّؤال».
هم سؤال از علم خیزد هم جواب
همچنان که خار و گُل از خاک و آب
آرى! هر که سؤال هایش آسمانى است، دانش و بینش پاسخش خواهد بود. پویایى و پایایى
«جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسش هاى حقیقت طلبانه و پاسخ هاى خِردورزانه است.
از افتخارات ایران اسلامى، آن است که از سویى، سرشار از جوانانى پاک دل، کمال خواه
و پرسش گر مى باشد و از دیگر سوى، از مکتبى غنى برخوردار است که معارف بلند آن،
گواراى دل هاى عطشناک پرسش گر و دانش جو است.
اداره مشاوره و پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا
«ابر رحمت» پرسش ها را بر «زمین اجابت» پذیرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد.
ما اگر بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و بالنده ایران پرگهرمان باشیم، به خود
خواهیم بالید.
برکسی پوشیده نیست که امروزه خستگی از شلوغی زندگی ماشینی و فشار سلطه و تبعیض
استکبار جهانی، رفته رفته جامعه انسانی را بحران زده می کند. از این رو گرایش به
معنویت به ویژه در مجامع علمی و در میان دانشجویان رو به فزونی است، اما در این
میان گاهی «راه و بیراهه» به هم آمیخته می شود و رهزن های خود را «صراط مستقیم»
جلوه می دهند.
آنچه پیش رو دارید، گامی است هر چند مختصر در راستای آشنایی با عرفان های نوظهور که
توسط فرهیخته حوزه و دانشگاه حجت الاسلام حمزه شریفی دوست (زید عزّه) تهیه و تدوین
شده است.
بر آنیم با توفیق خداوند، به تدریج ادامه این مجموعه را تقدیم شما خوبان کنیم.
پیشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شایسته و پربارِ مجموعه
هایى از این دست خواهد بود.
در پایان از تلاش هاى مخلصانه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجت الاسلام
والمسلمین صالح قنادى(زیدعزّه) که در بازخوانى و آماده سازى این اثر تلاش کرده اند،
تشکّر و قدردانى مى شود. دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب اهل
بیت(علیهم السلام) و ارتقاء فرهنگ دینى جامعه - به ویژه دانشگاهیان -
از خداوند متعال مسئلت داریم.
اللّه  ولى التوفیق
معاونت مطالعات راهبردى نهاد
 


قانون جذب
 


 

قانون جذب را می توان در این عبارت خلاصه کرد:
افکار تبدیل می شوند به اجسام
قانون جذب به جملات کاری ندارد به تصوّرات کار دارد. مهم نیست که بگویی این را
می خواهم یا نمی خواهم، وقتی به «این» می اندیشی در زندگی ات جذب می شود، اگرچه به
صورت منفی بگویی. پس تنها آنچه را که می خواهی تصور کن.
«بر هر چه که تمرکز کنید همان اتفاق می افتد. مهم این است که بتوانیم ذهنمان را بر
مطلوب های خود متمرکز کنیم».
«تنها کافی است به گوشه ذهنتان بچسبید و به تصاویر ذهنی تان تمرکز دهید و آن قدر به
آن انرژی مثبت بدهید تا در دنیای برون به صورت واقعیتی عینی جلوه گر شود».۱
«این قانون همان قانون جاذبة عمومی است امّا در حیطة افکار. قانون جاذبة نیوتن
میگوید: «کرة زمین همة اجسام را به سمت خود میکشد، امّا قانون جذب می گوید: تمام
چیزهایی را که ما تصوّر میکنیم به سوی ما جذب می شوند».۲
«قدم اوّل در فعال سازی قدرت ذهن، تغییر تصاویر ذهنی است. رویدادهای زندگی همه
پرداخته تجسّمات انسان است بنابراین باید نیروی تجسم و تصوّر ذهن را باور داشت و به
تغییر نگرش نسبت به خود، محیط پیرامون، دیگران و زندگی همّت گماشت تا موجبات تغییر
در واقعیت این امور فراهم شود. آینده انسان ها از راه شیوة تفکّری که برمی گزینند
رقم می خورد و در حقیقت آنها به آنچه تفکّر می کنند تبدیل می شوند.۳ پدیدههایی که
در زندگی انسان ها اتّفاق می افتد زاییده تفکر آنهاست نه مستقل از فکر.»۴
«هر چیزی که میخواهید در زندگی شما اتّفاق بیفتد در ذهن خود تصوّر کنید. از درون بر
آن تمرکز کنید و از بیرون به آن علاقه نشان دهید و به تصوّر ذهنی عشق بورزید. حالا
انرژی درونی شما تصادفاتی را جذب خواهد کرد که با آرزوهای شما جور درخواهند آمد۵ و
ذهن بر هرچه تمرکز پیدا کند همان توسعه پیدا میکند و بزرگ میشود.۶ این قدرت ذهن، از
زبان و بیان متأثر میشود، بیان کلمات و عبارات باعث میشود بدن فیزیکال به همان راهی
برود که اظهار شده است».۷
«تو همه چیز را به طرف خودت جذب می کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت،
قرض، شادی، ماشینی که سوار می شوی و اجتماعی که در آن زندگی می کنی. مثل آهن ربا
همه اینها را به طرف خودت جذب می کنی. به هرچه فکر کنی همان اتّفاق می افتد. کلّ
زندگی تو تجلّی افکاری است که در ذهنت جریان دارند».۸
«با تصوّر شما و افکار شما تمام دنیا یک کاتالوگ میشود در دست شما. انگار شما دارید
به جهان سفارش میدهید».۹
شما در سه گام به آرزوهای خود دست می یابید:
نخست؛ خواستن: «به دنیا فرمان بده».
دوم؛ باور: «باور داشته باش که به خواسته ات رسیده ای».
سوم؛ تجسم: «احساس کن که به خواسته ات رسیده ای»۱۰.
«افکار ما تبدیل میشوند به اجسام. هر چیزی در فکرت بگذرد به زودی آن را در مشت
خواهی گرفت».۱۱


 
ادّعای اصلی در جذب
آنچه که در قانون «راز» روی آن تکیه میشود «قدرت خداگونة ذهن» است که از آن به
عنوان «تجسّم» یاد می شود. تئوری «راز» در مورد ظرفیت دیگر استعدادهای بشری ساکت
است و بلکه عادی بودن آنها را پذیرفته است و در مورد قدرت بینایی و شنوایی و بویایی
و... فرضیة جذب ادّعایی ندارد. ادّعای اصلی در قانون جذب در مورد قوه ذهن است. این
ادعا چنین است:
ذهن انسان قادر است بر پدیده های خارجی اثر گذارد و امور بیرون از وجود انسان را به
سود انسان تغییر دهد. به عبارت دیگر با استفاده از نیروی خلاق ذهن می توان بر امور
بیرون از جسم انسان، تصرّف کرد.
ادّعای دوّم این است که تأثیرگذاری ذهن بر پدیده ها از نوع تأثیرات عادی نیست؛ بلکه
از نوع تأثیرِ علّت بر معلول است. منادیان جذب، تنها از تأثیرگذاری و تأثیرپذیری
میان ذهن و حوادث و پدیده ها، سخن نمی گویند بلکه از خالقیت ذهن می گویند و «خلق و
آفرینش» را به ذهن نسبت می دهند که ذهن انسان هرچه را تجسّم نماید، به صورت یقینی و
قطعی به وقوع می پیوندد. بنا براین نباید تصوّر شود که منظور از تئوری جذب تنها
مثبت اندیشی، تلقین و اموری از این قبیل است.

راه های نفوذ و گسترش تئوری جذب
چندسالی است که قانون جذب در رسانه ها و فضای مجازی در حال ترویج و گسترش است.
اوّلین بار در سال ۲۰۰۶ یک کارگردان استرالیایی به نام راندابرن در پی رسانه ای
کردن این ایده برآمد و به تولید «فیلم راز»۱۲ اقدام کرد و حتی این فیلم چندبار از
سیمای جمهوری اسلامی پخش شد!! به گفته مدافعین فرضیه جذب، این فرضیه نه فقط مورد
قبول بزرگان تاریخ بوده است که مورد استفاده ایشان بوده است و اساساً راه موفقیت
علماء و دانشمندان و حکمرانان کشف همین راز بوده است و البتّه پا را فراتر گذاشته
ادعا میکنند که بزرگان بشریّت «این راز» را کتمان میکردند. فیلم راز، اصرار دارد
پذیرش این فرضیه را به برخی از دانشمندان و مخترعین نسبت دهد.
در کشور ما نیز برخی به دنبال بومیسازی این فرضیه هستند و در موارد متعدّدی از آیات
و روایات نیز جهت تطبیق این فرضیه با اسلام کمک می گیرند!!
این افراد به ویژه در سخنرانی ها و کارگاه هایی که با عنوان موفقیت و خلاقیت و
خانواده برگزار می شود، این موضوع را مورد توجّه و تبلیغ جدّی قرار داده اند و کتاب
های فراوانی با عنوان های تکنولوژی فکر، راز، جذب، قدرت تفکّر، جادوی فکر و...
منتشر کرده اند.
 
در تئوری جذب ادعا شده که تمامی موجودات گوش به فرمان انسان اند. هرچند در متون
اسلامی از «قدرت تسخیر انسان و تصرّف در پدیده ها» سخن به میان آمده است۱۳، امّا
باید توجّه داشت که هر موجودی و هر پدیدهای در چارچوب مشخصی و در حدود معینی در
خدمت انسان ها قرار گرفتهاند. برخلاف آن چه در تئوری جذب ادعا شده که انسان، خدای
روی زمین معرفی می شود و ذهن انسان قادر به خلق تمامی خواسته هاست.
در معارف اسلامی، انسان به عنوان مخلوقی که باید همت خویش را جهت تعالی معنوی فرد
به کار گیرد و به امکانات مادی به قدر ضرورت اکتفا کند مورد توجه قرار گرفته است.
هم چنان که در متون روان شناختی نیز به نقش مثبت اندیشی و تلقین توجّه شده است،
امّا هیچ کدام به صورت نامحدود و به عنوان عامل مستقل «نقش آفرینی ذهن» را
نپذیرفته اند.
آنچه در روان شناسی جهت درمان افسردگی تحت عنوان «روش شناخت درمانی» مطرح است مبتنی
بر این نظریه است که به جای حوادث بیرونی، افکار و طرز تلقی انسانهاست که روحیه
آنها را شکل میدهد۱۴.
در این روش با کاستن از فشارهای عصبی، ایجاد امیدواری به آینده در فرد تقویت میشود.
در این روش، از یک طرف احساسات فرد شناسایی میشوند و از طرف دیگر افکار معادلِ آن
احساس، مشخص میگردد. مثلاً معلوم میگردد احساس تنهایی، نتیجة فکر «عدم توجّه به
دیگران» است یا احساس درماندگی در اثر فکر عدم بهبود وضعیت ایجاد میگردد یا باور در
خطر بودن موجب ترس و بیمناکی میشود.۱۵ بنابراین مقابل هر فکر منفی یک حال منفی و
احساس منفی وجود دارد.
برخلاف مدّعیان قانون جذب که تفکّر و تجسّم را شاه کلید میدانند و برای رسیدن به
آرامش و خواسته های خود آن را به تنهایی کافی میدانند، دکتر دیوید برنز
شناخت درمانی را از عمومیت می اندازد و اعلام میکند «شناخت درمانی به تنهایی برای
درمان اختلالات روانی ـ مناسب نیست و برای روان پریشی و بیشتر بیماری های دیگر به
دارو و درمان نیاز است».۱۶
از سوی دیگر تئوری جذب با مفهوم «خود تلقینی» نیز متفاوت است. هرچند به گفته
روان شناسان «هر انگیزش مغزی یک حرکت خود انگیخته مؤثّر را به کار می اندازد»۱۷ و
مجموعه احساسات و اطلاعات و افکار در نیمة هوشیاری ما رسوخ میکند و بر اجزای مبهم و
آشنای شخصیت مان اثر میگذارد؛ امّا در این روش نیز تئوری راز به طور مطلق تأیید
نمیشود، بلکه «نقش ذهن» به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار مطرح است. از این رو در
خود تلقینی «آفرینندگی ذهن» مطرح نیست بلکه با سامان دادن افکار میتوان احساسات را
سامان داد که در نتیجه عوامل فعالیت و اقدام (دقّت شود!) در وجود انسان به کار افتد
و با اراده و کار و تلاش، وصول به مطلوب محقق شود.
یکی از بزرگ ترین ادعاها در مورد قدرت ذهن مربوط به دکتر راین است. دکتر راین و
همسرش بعد از ۲۵ سال مطالعات آزمایشگاهی به این نتیجه رسیدند که ذهن دارای نیرویی
است که میتواند مستقیماً روی مادّة فیزیکی اثر گذارد. وی این نظریه را حرکت فیزیکی
ناشی از نیروی ذهن (پسیکو کینه سیس) نامید۱۸.
با کمی دقت معلوم می شود حتی ادعای دکتر راین نیز تأییدی بر قانون جذب محسوب نمی
شود، چرا که وی اولاً این قدرت را فقط در بعضی افراد قابل اثبات دانست و از سوی
دیگر به کارگیری و اعمال آن را هم محدود نمود به گونهای که احتمال داد که این عمل
در بازی طاس فقط قابل انجام باشد.
هری لورین نیز می گوید: «اگر اندیشة شما حالت رویا و خیال داشته باشد بدانید که به
جایی نمیرسید. حرف مرا به اشتباه نگیرید. اگر رؤیاها و خیالها سازنده باشند و اگر
منتهی به عمل و اقدام شوند مولّد و مفید هستند. امّا اگر رؤیا و خیال جای اقدام و
عمل را بگیرد، وضع خراب است. روزی از «ریچارد هیم بر» (شعبده باز معروف) خواستم
موفقیت را در یک جمله تعریف کند. گفت: «کار زیاد که به درستی انجام شود و اندیشیدن
به شکلی سازمان یافته باشد به موفقیت منتهی میشود». نمی توان منکر درستی این حرف
شد. سخت کوشی و کار زیاد یک دارایی و سرمایه است. بنابراین آن چه در کتاب ها و مکتب
ها روان شناسی بر صحّت آن تأکید شده است همان تأثیر تدبیر و برنامه ریزی و عمل است
نه عاملی انحصاری به نام ذهن.۱۹
 


دلایل اثبات قانون جذب
۱. قانون تشابه در جادوگری
قانون تشابه می گوید: «شبیه، شبیه خود را می آفریند.»۲۰ در قانون تشابه افکار و
باورها و قدرت تجسم نقش اصلی را دارند. به همین علّت جادوگران معتقد بودند که برای
باروری و حاصل خیزی مزارع باید در کشت زارها اعمال جنسی و باروری انجام داد.۲۱
در طول تاریخ افرادی که حاضر می شدند به تمرینات جادوگری بپردازند، تصور می کردند
که می توانند با تمرکز روی برخی از امور و نیز استفاده از ابزار و وسایل خاص، صورتی
مجسّم و موهوم از فکر مورد نظر را برای خود و دیگران خلق کنند. چنان که قرآن کریم
در داستان رویارویی ساحران با حضرت موسی می فرماید:
«یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى »۲۲؛ «از سحرشان برای او تخیل
ایجاد کردند که آن ریسمان ها می جنبد».
تئوری جذب براساس قانون تشابه، نقش آفرینی قدرت ذهن را اثبات می کند در حالی که
قانون تشابه بیشتر در فضای جادوگری و مشابه سازی خیال با واقعیت، خودنمایی می کند و
از حقیقت و واقعیت به دور است. به همین جهت در طول تاریخ جادو، رقیب دین و جادوگر،
رقیب رسولان الهی بوده اند.

۲. توده بحرانی
این ایده که در بعضی از کتب روان شناسی هم نقل شده است به عنوان یکی از قراین و
شواهد در اثبات فرضیه جذب مطرح است. طبق این ایده ادّعا می شود اگر شمار
قابل توجّهی (عدد کافی) از انسانها ـ حتّی دیگر موجودات ـ از رفتار خاص و الگوی
خاصی تبعیت کنند همان رفتار در تمام آن «گونه» تظاهر خواهد یافت. کمترین نصاب در
«گونه» که موجب سرایت رفتار به تمام آن صنف خواهد شد «عدد بحرانی» یا «تودة
بحرانی گونه» نام دارد.۲۳
دربارة این ایده، گفته می شود؛ میمونی در کشور ژاپن به طور ابتکاری سیب زمینی را در
آب شور دریا شست و آن را خورد. متعاقباً بعضی از همنوعانش از او تقلید کردند. تعداد
زیادی از میمونهای حاضر این عمل را انجام دادند. با تعجب مشاهد شد میمونهایی که در
چند فرسخی زندگی میکردند و هیچ تماسی با میمونهای ساحل نداشتند این رفتار را از خود
بروز دادند.
کن کیس۲۴ در کتابش معتقد است که اگر تعدادی از افراد نوع بشر از بحران جنگ هستهای
آگاهی یابند و این حس را به اکثریت انتقال دهند و اکثریت این رفتار را در خود تظاهر
دهند، جنگ هستهای اجتناب ناپذیر است.
فیزیکدانان از این نصاب به «انتقال مرحلهای» نیز تعبیر میکند و آن هنگامی است که
اتمهای تشکیل دهنده یک ملکول به ترتیب خاصی قرار گیرند و تعداد آنها به نصاب نزدیک
شود و در این هنگام است که بقیه اتمها خود به خود در همان مسیر قرار میگیرند. حرکتی
عجیب از یک میکروب در یک نقطه از زمین باعث بروز حرکت دیگر میکروب ها ـ بدون هیچ
تماسی ـ در کره زمین میشود. این مطلب در مورد رفتار تودهها در جوامع بشری قابل توجه
است به طوری که رفتار کلّی انسانها و مواضع جمعی آنها متأثر از حس مشترک آنها است
که تبیینی دیگر از همان «وحدت وجود» است!!۲۵
 


 

همچنین در کشفیات نوین فیزیک کوانتوم گفته شده است؛ ذرّات کوچکتر از اتم به طور
مداوم اتخاذ تصمیم میکنند و عجیبتر این که تصمیمات اتخاذ شده بر اساس تصمیماتی است
که در جای دیگر اتخاذ میشود. ریز ذرات اتم به فوریت میدانند که در جای دیگر چه
تصمیمی اتخاذ شده است. مبنای استدلال فلسفه کوانتوم این است که همه چیزهایی که در
جهان به ظاهر منفرد و مستقل به نظر میرسند در واقع اجزایی از یک کلیت مستقل به شمار
میروند. دنیای علم به سختی میکوشد به آن چه رهبران روحانی بشریت گفتهاند دست یابد.
در علم مکانیک کوانتوم در این مسئله ـ ذی حیات بودن ذرات عالم و دستورگیری از حقیقت
دیگر ـ تمایزی بین جاندار و بیجان وجود ندارد. تمامی اجزاء عالم ضمن اینکه در کار
انفرادی خود عاری از نقص و خطا میباشند در همان زمان با ذرّات دیگر و با کل کائنات
هماهنگ و هم نوایند و به فواصل زمانی احتیاجی ندارند.۲۶
طرفداران قانون جذب از این گونه شواهد برای اثبات فرضیة خود استفاده می کنند، در
حالی که این چند نمونه حداکثر می تواند «قانون جذب را به عنوان فرضیه» مطرح نماید
که لازم است با تکرار و آزمون به مرحلة «قانون تجربی» برسد. علاوه بر این که قراین
بالا چندان ارتباطی با تئوری راز ندارند بلکه حداکثر شواهد «وحدت وجود» و «یگانگی
هستی» است و علامت نوعی هماهنگی و همسویی در فعل و انفعالات پدیده ها است. این نکتة
ظریف را وین دایر دریافته است و در آثارش از این گونه شواهد به عنوان «دلایل وحدت
وجود» استفاده کرده است.

جاذبه های فرضیه جذب
آن چه در جلسات جذب اتفاق می افتد بخشی از آن دارای جاذبه های شیرین برای
شرکت کنندگان است. مانند توجّه به مفهوم کلیدی «امید» که به «نشاط، طراوت و بالندگی
روحی» ختم میشود و از این حیث ارزشمند و مهم است. هرچند این دستاورد منحصر به تئوری
راز نیست، اما این ویژگی، به صورت پررنگی در کارگاه های راز برجسته میشود و به
عنوان یک «مزیّت اخلاقی» از آن یاد میشود.
در این تئوری بر «شعورمندی» موجودات تأکید شده و این حقیقت پذیرفته شده است.
لازم به ذکر است در متون اسلامی ـ قرآن و روایات و متون فلسفی اسلامی ـ نه فقط
«شعورمندی کائنات» بلکه مراتب بالاتر یعنی «عبادت و تسبیح و تهلیل»، «علم و معرفت
به مبدأ آفرینش»، «رشد و تکامل» و «هدفمندی مجموع هستی» نیز مورد توجه قرار گرفته
است. خداوند می فرماید:
«إِنْ مِنْ شَیْ ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»۲۷؛ «هیچ چیزی نیست مگر آن حمد و
تسبیح خدا میگوید».
در جایی دیگر قرآن میفرماید:
«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ
الطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ»
۲۸.
«تسبیح» را برای موجودات بدیهی میشمارد و «علم و آگاهی» را برای تمامی موجودات
اثبات می کند.
دربارة آیات شریفة «والیه ترجعون» و «کلّ یجری لاجل مسمّی» علامه طباطبایی(ره)
فرمودهاند: حکم جریان و سیر و رشد و تکامل، عمومی است که همه اجسام مشمول آن
هستند.۲۹
تئوری راز، با تکیه بر ظرفیتها و استعدادهای شگرف وجود آدمی در میان مخاطبان جاذبه
زیادی ایجاد نموده است. توجّه به استعدادهای روحانی و توانمندی های معنوی نفس
انسانی باعث خلق جنبش های فراوانی در دنیای امروز شده است. این جریان ها که همگان
را به نوعی به سمت و سوی گرایش های معنوی می کشاند، تلاش می کنند در ایجاد حس معنوی
و آرامش، هواداران خود را به تجربة لذّت نزدیک نمایند. رهبران جذب، هم اکنون با
ابزارهایی هم چون دعوت به امید و شادمانی و نشاط، قبول شعورمندی کائنات و تکیه بر
استعدادهای معنوی انسان در جذابیت بخشی به این ایده توفیق یافته اند.
 


ایرادات فرضیه جذب
نبود پشتوانه علمی
برای اثبات هر ایده یا فرضیه ای باید سراغ یکی از سه گزینه رفت:
۱. تجربه قطعی. ۲. عقل بدیهی. ۳. نقل مسلم.
در قانون جذب نه تجربه قطعی قابل قبول وجود دارد و نه از دلیل فلسفی و برهان قانع
کننده بر این ایده خبری هست و صدالبته استدلال به برخی از آیات متشابه و روایات
غیرمرتبط، نمی تواند پشتوانه وحیانی و دینی درست نماید. باید توجه داشت که آن چه
دربارة ارزش تفکّر در روایات آمده است، مربوط به تصویرپردازی ذهن نیست، بلکه مربوط
به حوزه نگرش هاست که جهت خودسازی به کارگیری می شود. این خودسازی در دوعرصة آیات
انفسی و آفاقی اتفاق می افتد. در قانون جذب، تصویرِ مطلوب در ذهن است که ارزش پیدا
می کند، در حالی که در تفکّر، مطلوب واقعی کشف حقیقت و کسب رضایت خداوند و تعالی
روح است، به علاوه در تفکر، یک فرایند کیفی مطرح است که تعقّل و پرورش قوّة عاقله و
ادراک های عالی انسانی مدّ نظر است.

اخلاق ستیزی
به راستی خوبی و بدی انسان ها در «راز» چه اندازه مورد توجّه است و پرداختن به «خوب
شدن» چه میزان مهم معرفی می شود؟ متأسّفانه باید گفت که در «راز» توجّهی به لزوم
خوب بودن و اجتناب از بدی نمی شود. بلکه ادعا می شود «مهم مطلوبِ خوب است نه
مطالبه گر خوب». گفته می شود: «مهم نیست تو خوب و یا بد باشی و مهم نیست چیزی
بخواهی که در ذات خود خوب باشد یا خوب نباشد بلکه مهم خواست و طلب توست...».
این گونه «محوریت دادن به خواست ها» و هواهای آدمی که در بین سردمداران جذب دیده می
شود، محصول رویش بذر سکولاریسم در زمین اومانیسم است!! بنابراین طبیعی است که در
این تئوری حرفی از خوبی و بدی مطلوب ها نیست و نظام ارزشی فراتر از میل و طلب انسان
تصویر نمی شود و ملاکی برای سنجش مطلوب ها معرفی نمی شود. به همین جهت است که «اریک
فروم» مدعی است «باید محبت به انسان و عدالت را جانشین خدا نمود و سخن از خدا را
باید کنار گذاشت».۳۰
در تئوری راز عبارت «فرمانبردارم سرورم» به عنوان زبان حال کائنات و جهان هستی،
بارها تکرار می شود و به عنوان «قوی ترین قانون نظام هستی» از آن یاد می شود. نتیجة
ایدة جذب آن است که خوشی ها و لذت های انسان تعیین کننده مطلوب های اوست و رفاه به
جای قرب الهی و کمال معنوی او می نشیند و غایت و افق زندگی انسان به جای تعالی
معنوی، به رفاه این جهانی تغییر می کند.


 


 

رفاه محوری
بررسی های میدانی نشان می هد که با انتشار کتاب های «راز»، «تکنولوژی فکر»، «قدرت
ذهن» و «معجزه فکر» فعالیت شرکت گلدکوئیست و دیگر شرکت های هرمی اوج گرفت و وسوسة
میلیارد شدن و ثروت های نجومی عدّه ای را از فضای کار و کسب به عرصة تخیّل و تجسّم
کشاند و باعث بیچارگی و بی خانمانی افراد زیادی گردید تا جایی که فقط در تهران
تعداد ۴۰۰۰ خانوار دارایی خود را از کف دادند.
تردیدی وجود ندارد که انسان نیاز های مختلف مادّی از جمله مسکن، پوشاک، سلامت،
روحیه شاداب دارد. از سوی دیگر شکّی نیست که پرداختن به نیازهای معیشتی و رفع
نیازمندی های اساسی زندگی غیر از «رفاه مداری» و «لذّت محوری» است. از اشکالات جدّی
این فرضیه «تأکیدی» است که بر «مطلوب های حسّی و مادّی» و به عبارت دقیق تر «چرب و
شیرین های سرگرم کننده و زودگذر» میشود.
«همیشه به ثروت های بیکرانی که در آینده به دست خواهید آورد بیندیشید... همواره
بگویید من ثروتمندم... کاری کنید که واقعاً کودک درون شما یعنی ضمیر ناخودآگاه شما
ثروت را احساس کند و همان شرایط را برای شما قراهم کند... احساس کنید ثروت خود را و
احساس کنید رفاه خود را... به نمادهایی از ثروت مثل اسکناس، چک، و تصاویر شمش های
طلا خیره شوید و با آن معاشقه کنید...»۳۱.

 


 

در کارگاه های جذب، رفاه و لذت چنان برجسته می شوند که گرایشهای متعالی روح انسان و
رشد معنوی و تکامل روحی وی در میان این همه مطالبات سطحی گم میشود و هدفمندی خلقت
فراموش می گردد و هدف زندگی در عیش و عشرت و کامیابی حداکثری خلاصه می شود و
بدین سان به ابتذال کشیده می شود. آنچه به عنوان خواست و مطالبه انسان در این گونه
کتاب ها و به ویژه در فیلم راز مثال زده میشود اسکناس های سبز، خانه، ماشین، پست و
مقام، تجهیزات زندگی، پول، امکانات خانه بیشتر... چندین و چندبار تکرار میشوند.

 



 


به راستی مگر غیر از این است که تجسّم مداوم این خواستهها، باعث می شود که این
مطالبه در عمیقترین لایه های وجودی انسان نفوذ کند و روح و روان انسان با مطلوب های
حسی انس بگیرد؟ نتیجه این است که بعد از آن که این گونه مطلوب ها با نهاد و ضمیر
انسان پیوند خورد، روح انسان به جای تکامل معنوی، چرب و شیرین های زندگی دنیوی را
به عنوان مقصد نهایی تعقیب می کند و سرمایه عمر انسان این چنین بر باد می رود.

سنجش گریزی
در فیلم راز به صراحت عنوان می شود که «هیچ قانون ثابت و مستندی وجود ندارد که
رسیدن به مطلوب چقدر طول می کشد». به راستی چرا هیچ راهی برای اثبات قطعی و دائمی
این فرضیه وجود ندارد؟
«در فرضیة راز، از آن رو که زمانی برای تحقّق رؤیاها مشخص نشده، هیچ گاه نمی توان
این فرضیة را ابطال کرد، زیرا تا آخرین لحظة عمر، یک نفر باید منتظر باشد شاید روز
بعد، روز رسیدن به آرزویش باشد. بنابراین هنگامی می توان این فرضیه را ابطال کرد که
یک نفر با اندیشه و احساس مثبت نسبت به آرزویش، ناکام بمیرد. به این ترتیب برای
هیچ کس در این دنیا امکان سعی و خطا و تجربه کردن قانون جذب وجود ندارد، زیرا با
سعی اول تا پایان عمر باید برود و با مرگش خطای آن کشف می شود. بنابراین قانون جذب
در طول زندگی خطاپذیر نیست. البتّه شاید بتوان گفت که حتّی با مرگ یک انسان آرزومند
ناکام نیز قانون جذب ابطال نمی شود، چون شاید علّت ناکامی او نادرستی قانون جذب
نبوده بلکه او به اندازة کافی قدرت تجسم و یا احساس مثبت به خرج نداده است. زیرا در
قانون جذب شاخص و معیاری برای حد نصاب احساسات مثبت و تجسم خلاق وجود ندارد».۳۲

توجیه ظلم پذیری
در تئوری راز به صراحت از «عدم مخالفت با امور منفی» صحبت می شود و به عنوان یک
نگاه جدید و لازم به مخاطب توصیه می شود. با این نگاه «حمایت از صلح نه مخالفت با
جنگ» به بهانة اتلاف انرژی تبدیل به یک راهبرد اساسی می شود.
در قانون جذب گفته می شود: زندگی باید با تفکّرات مثبت اداره شود نه تفکّرات منفی؛
به همین جهت توصیه می کنند «به جای اینکه علیه تروریسم و جنگ اعلام انزجار کنید
طرفداران صلح باشید... اگر شما علیه چیزی باشید و با آن دشمنی نمایید نفاق و اختلاف
در ضمیر شما نقش خواهد بست... علیه هرچه بایستید همان چیز علیه شما خواهد ایستاد.
در عوض ابراز انزجار نسبت به مواد مخدر و مبارزه علیه آن، کودکان را در انتخاب راه
صحیح زندگی یاری دهید.»۳۳
شعار فوق خواسته یا ناخواسته در خدمت آمال و نقشه های متجاوزان و جنگ طلبان و نظام
سلطه جهانی است و بیش از همه ایشان از آن سود خواهند برد و به خوبی انسان های
معنویت گرا را ظلم پذیر و بستر ساز تداوم بی عدالتی موجود خواهد نمود.
روشن است ثمرة معنویّت فردگرا و نگرش تک بُعدی به پاره ای از ابعاد روح، این فرضیه
را به سمت، تهی شدن از رسالت اجتماعی خواهد برد. این ایده که «بر ضد هیچ چیز
جبهه گیری نکنید»۳۴ دست تبهکاران را در چپاول و ظلم بازتر خواهد کرد و زمینه نظام
سلطه جهانی موسوم به «دهکده جهانی» را فراهم خواهد کرد.

مخدوش بودن عمومیت جذب


 



 


ادّعای پیروان جذب عمومیت و استثناناپذیری آن است. اما باید دید که این ادّعا چه
میزان در بستر واقعیت های عینی قابل اثبات است. افراد بسیاری بوده اند که مطلوبی را
مدنظر داشته اند و به شدت در فضای ذهن به آن تصویرپردازی ذهنی داده اند و به
گونه ای تمرکز ذهنی داشته اند که حتّی سلامت درونی و روانی آنها از ناحیه این
مشغولیت ذهنی صدمه دیده است امّا به مراد خویش دست نیافتهاند. آیا غیر از این است
که قانون جذب در موارد این چنینی که مساعدترین بستر را برای تحقق داشته است، تحقق
نیافته است؟ ناکامی این افرادی آیا با ادعای عموم که مبلغین جذب ادعا می کنند در
تضاد نیست؟ حتّی اگر بپذیریم که این تئوری در مواردی هم جواب داده است باید نسبت
موارد تصدیق شده با مواردی که مطالبه گر در وصول به مطلوب ناکام مانده است سنجیده
شود تا سستی این ادّعا بیشتر روشن گردد.
باید یادآوری کنیم که منظور ما مواردی است که در شرایط عادّی و با استفاده از
امکانات موجود احتمال وصول به آنها پایین است و در آن موارد اسباب و علل ظاهری و
طبیعی چندان در دسترس انسانها نیستند و تجسّم کننده اقدام عملی دیگری غیر از «تجسم
هدف» نداشته است مانند کارگری که در شرایط عادی ۳۰۰هزار تومان درآمد دارد و با
ابزار تجسم می خواهد این درآمد به ۳میلیون در ماه برسد. باید پرسید در این موارد
تئوری جذب چنددرصد قابلیت عرض اندام دارد؟ آیا کسی که با زبان انگلیسی ناآشناست
میتواند با نشستن در کُنج خانه و تصوّر این که دارد کلمات و اصطلاحات انگلیسی را
یاد می گیرد به این زبان مسلّط شود؟!


 



 

یکی از ابهام هایی که در این فرضیه جواب قانع کننده ای به آن داده نشده است این است
که گفته شده؛ بزرگان بشریت این قانون را فهمیده بودند ولی آن را فاش نکردند تا
بتوانند همچنان بزرگی را برای خود نگهدارند و در تاریخ بشریت یاد و نام ایشان
ماندگار بماند و همه از موفقیت ایشان یاد کنند!! امّا سؤال این است که چرا بسیاری
از بزرگان نیز گرفتار ناکامی ها و شکست ها شدند؟! چرا این ابزار را فقط در یک جنبه
به کار گرفتند؟ چرا حکما فقط حکیم ماندند و از حکومت بی بهره بودند؟ و چرا حکمرانان
چندان بهره ای از حکمت و علم نبردند؟ ایشان که از این راز بزرگ باخبر شدند چرا
نتوانستند همه جانبه از آن استفاده کنند؟ یقیناً این جواب که «آنها نخواستند»، جواب
قانع کننده ای نیست. تاریخ از افراد زیادی نام می برد که برای رسیدن به حکومت شب و
روز نداشتند و به عشق خواسته خود شب را به صبح می رساندند و امیدوارانه به پیش می
تاختند امّا کاری از پیش نبردند و با ناکامی سر به بالین خاک گذاشتند. اگر احساس و
طلب و تجسم ذهنی، به صورت معجزه آسا باعث جذب مطلوب ها می شود، چرا این افراد به
اهدافی که روح و روان ایشان را به تسخیر درآورده بود نایل نشدند؟!!
اساسیترین ابهام در فرضیه جذب «میزان اثرگذاری قدرت تجسم» و به عبارت دقیقتر «برد
قدرت ذهن» است. مثلاً آیا با قدرت تفکّر میشود قوّة بینایی یک فرد نابینا را طی یک
هفته برگرداند؟ یا دیگری میتواند یک عقب ماندة ذهنی را با «تجسم بهبودی وی» درمان
کند؟ یا اصلاً میتوان تصوّر کرد با استفاده از تئوری جذب یک موجود جدید ایجاد نمود؟
این ها مواردی است که به قطع از شمول تئوری جذب فراتر است و این گونه معجزهگری ها
در تئوری جذب، راهی برای طرح و قبول ندارد.
آن چه که به عنوان یافته های فیزیک کوانتوم ادّعا می شود؛ فقط در حدّ «پذیرش تأثیر
متقابل میان پدیده ها» ست نه رابطة علّی و معلولی. به عبارت دیگر حداکثر در حدّ
«علّت ناقصه» این رابطه وجود دارد نه «علت تامه».
در قانون جذب ادعا می شود که هرچه را شما تصوّر کنید چه مثبت و چه منفی؛ همان
دقیقاً اتّفاق می افتد. حال سؤال این است که آیا واقعاً هر مشکلی که در زندگی انسان
پیش بیاید حتماً قبلاً انسان به آن مشکل تصویرسازی ذهنی داده بود؟ آیا اگر کسی
همسرش را در یک تصادف از دست دهد، از قبل حتماً این اتّفاق را بارها تجسّم کرده
بود؟ آیا مریضی ها هم در اثر تجسّم حالت مرض، اتفاق افتاده است؟ اگر زلزله ای یا
سیل اتفاق افتد و تعدادی جان خود را از دست دهند؛ آیا همگی قبلاً مرگ خود را در
حالت زلزله یا سیل تجسّم کرده بودند؟ آیا بستگان آنها این گونه مرگ را در مورد
زلزله زده ها تصوّر کرده بودند؟
این ابهام در مورد فیلم راز در مجامع علمی مطرح شده است که چرا این افراد همگی در
یک مرکز فرهنگی مشغول به کارند و یک تیم هماهنگ به حساب می آیند؛ امّا در فیلم راز
اسمی از مرکز فوق به میان نیامده است؟ در حالی که تلاش کارگردان و تهیه کننده «راز»
بر این است که اثبات کنند که این ایده در جای جای جهان و در تک تک رشته های علمی
طرفدار دارد. مأموریت گروهی که در Evolutionary Leaders همکار محسوب می شوند همین
ایده است.
لازم است اشاره شود که فرضیة جذب در بین مدّعیان و مبلغان داخلی یک «پیوست» دارد که
این پیوست در نسخههای خارجی وجود ندارد.
در بین مروّجان خارجی مثل آنتونی رابینز، وین دایر ولوئیر هی و... آنچه معیار و
میزان است «طلب» انسان است. یعنی فقط تصوّر یک مطلوب کافی است که آن مطلوب به خدمت
انسان درآید، امّا مدعیّان داخلی بنا بر اقتضای ارزشهای دینی و فرهنگ بومی مردم
«توجّه به خدا» را هم به این قانون ضمیمه کردهاند.
به عبارت واضحتر می گویند: «تو مطلوب خود را تصوّر کن و بر این تصوّر ممارست کن.
ذهن ـ که خالقش خداستـ آن را به تو می دهد». یعنی وجه مشترک رهبران جذب در داخل و
خارج کشور این است که هر دو گروه اعطا کننده را ذهن انسان می دانند ولی مروّجین جذب
در داخل کشور بر این نکته تأکید دارند که خالق ذهن خداست. البته هر دو طیف می
پذیرند که خداوند قوه آفریندگی و خلق را به ذهن تفویض نموده است و خود در گوشه ای
نشسته و فرمانروایی ذهن بر کائنات و خود خدایی انسان را نظاره می کند.
به راستی نقش خالق هستی در فرآیند نقش آفرینی ذهن چیست؟ عمل ذهن و عکس العمل کائنات
چه نسبتی با مبدأ آفرینش دارد؟ آیا خالق ذهن، ذهن را در فرآیند تصرف به حال خود رها
کرده یا این که لحظه به لحظه ذهن این توانایی را از مبدأ آن دریافت می کند؟ خالق
ذهن چه هدفی از تعبیة این قوه در انسان داشته است؟ جواب به این سوال هرچه باشد خود
یک تبیین خاص از هستی (نوعی جهان بینی) است و در بردارندة یک نگرش خاص به هستی
خواهد بود.
ابهام دیگر در این فرضیه این است که آیا منظور از «قدرت ذهن» همان قدرت روح است؟ که
البتّه این معنا خلاف ظاهر کلمات گویندگان است. هرچند بسیاری از مدافعان این تئوری
وجود روح را قبول دارند به ویژه طرفداران داخلی، روح را یک مخلوق خدایی میدانند؛
ولی این مطلب باز ناگفته مانده است که آیا این قدرت ذهن از روح نشأت میگیرد و
اصولاً نسبت بین این قدرت ذهنی و روح انسان چگونه تبیین میشود؟
باید پرسید چرا از نسبت دادن این قدرت به روح خودداری میشود و در همة موارد این
قدرت مستقیماً به ذهن نسبت داده میشود و اصلاً از روح انسانی صحبتی به میان نمیآید؟
به راستی آیا عالمانه تر نیست که گفته شود این قدرت - به فرض وجود آن ـ از قدرتهای
روح است امّا با ابزار ذهن محقق میشود؟
البتّه ما درصدد کشف انگیزه ها و اغراض نیستیم و هیچ کدام از این مروجین اسلام گرای
جذب را به سوء نیت و غرض ورزی متهم نمی کنیم ولی از ایشان باید پرسید که اگر برای
رسیدن به مطلوب ها ابزار ذهن این قدر معجزه آسا عمل می کند آیا جا نداشت خداوند
حکیم هم چنان که ابزارهای معنوی مانند دعا، صدقه، زیارت، توسل و... توسّل را
به عنوان وسیلة کسب مطلوب ها و البته وسیله قُرب معرفی کرد، تمرکز و تجسم را هم به
عنوان یک راه ذکر می کرد؟ وسیله به این مهمّی چرا در متون دینی به آن تصریح نشده
است؟ پاره ای از این عزیزان برای اثبات این فرضیه به آیة «فَتَبارَکَ اللَّهُ
أَحْسَنُ الْخالِقِینَ»
۳۵ تمسک نموده اند و بعضی دیگر به حدیث پیامبر که فرمود:
«الفقر سواد الوجه فی دارین»؛ «فقر باعث بیچارگی در دو دنیاست» استدلال می کنند!
کدام مفسّر از صدر اسلام تاکنون از آیة بالا قدرت ذهن را فهمیده است. البتّه ما
قدرتهای ذهن را انکار نمیکنیم، امّا آیا استعدادهای انسانی و قوای معنوی منحصر به
ذهن است؟
نسبت قانون جذب با عمل انسان چه نسبتی است؟ دانش آموزی را فرض کنید که جهت قبولی
تلاش می کند و هیچ تجسّمی و تصوّری و تفکّری از قبولی خود (به عنوان یک برنامه)
ندارد و بعد از تلاش و جدیت موفق میشود چرا مدّعیان قانون جذب، این گونه موارد را
در قانون جذب به بررسی نمیگذارند.

جمع بندی
قانون جذب امروزه به عنوان یک ابزار بی بدیل که ذهن تنها نقش را در این فرآیند به
عهده دارد مطرح می شود. این ابزار هم یک ابزار ذهنی محض است که «تصور مطلوب» نام
دارد. این تصور مطلوب با فکر و اندیشه و اعتقاد و ایمان و باور تفاوت ماهوی دارد،
در تصور ذهنی نیازی به هیچ باوری نیست. تنها باوری که لازم است پذیرش حقانیت فرضیه
جذب است و بس.
نباید فراموش کرد که در تبلیغات و کارگاه های جذب در کشور ما، نقش دیگر عوامل نه از
روی غفلت که حساب شده مطرح نمی شود. علت هم یک چیز بیشتر نیست و آن این است که
رهبران جذب در ایران به دیگران وعده رفاه و امکانات زندگی را می دهند؛ آن هم با دو
قید «سرعت» و «سهولت». بنابراین اگر از مخاطبین خود بخواهند که تلاش و زحمت لازم
است، دیگران خواهند گفت که اگر قرار باشد با همان راه های متعارف و توأم با سختی و
زحمت پولدار شویم؛ در آن صورت، جذب تحفة جدیدی نخواهد بود. در صورتی که همه می
دانیم برنامه ریزى و مدیریت مقوله اى است که انسان در عرصة زندگى از آن براى رسیدن
به اهداف خود استفاده مى کند، هرکس در طول زندگى خود با مسائل و مشکلاتى روبه روست.
مثلاً یک دانشجو با مسائلى از این قبیل مواجه است: چگونه درس بخوانم؟ چگونه زندگى
زناشوئى را تشکیل دهم؟ در زندگى با چه کسانى معاشرت داشته باشم؟ چه مطالعات و
تحقیقاتى داشته باشم تا به موفقیت تحصیلى برسم؟ اوقات فراغت را چگونه سپرى کنم؟
برنامه ریزى و مدیریت، اهداف را روشن تر و قابل دسترس تر مى سازد، به طورى که
هیچ کس برحسب تصادف به هدف خود نمى رسد بلکه با برنامه ریزى به سمت تحوّل و دگرگونی
مثبت و مفید پیش مى رود، و انتخاب هایش را عاقلانه تر مى کند تا سرانجام به مقصد
برسد. برنامه ریزى و مدیریت یک روند فعّال و پویا در جهت هدفیابى و کامروایى است.
کسب روزى، تحصیل، کار و فعالیت اجتماعى، ازدواج و زناشویى، روابط اجتماعى، صلة رحم،
انجام وظایف اجتماعى و مسئولیت هاى فردى و گروهى و جملگى امورى هستند که هر کس موظف
است دربارة آن ها اطلاعات لازم را کسب نموده و با یک برنامه ریزى دقیق براى موفقیت
در آنها به تلاش و مجاهده بپردازد.
امام على(علیه السلام) فرمود: «عمل خود را رفیقت قرار ده و آرزویت را دشمنت...
آرزوهایتان را دروغگو بدانید و عمرتان را براى پرداختن به بهترین کارهایتان، غنیمت
بشمارید و چونان صاحبان تشخیص و خِرد
[به عملْ] مبادرت کنید».
در فرضیة جذب آن چه «شاه کلید» محسوب می شود تمرکز و تجسّم مطلوب است نه اقدام عملی
و برنامه ریزی و مشورت. فکر گرایی و خیال پردازی جایگزین ارتباط منطقی با دنیای
خارج می شود و عملیاتی کردن طرح ها و ایده ها جای خود را به «نگریستن آمال» می دهد.

امروزه هرچند آن دسته از افرادی که شهرت و بازار خود را از قانون جذب دارند، سعی می
کنند که از جذب به عنوان یک قانون یاد کنند، تا دیگران هم چنان بر اعتماد خود باقی
بمانند؛ امّا واقعیت این است که بسیارند افرادی که جذب را امتحان کرده اند و نه فقط
به جواب نرسیده اند بلکه مختصر دارایی خود را هم از دست داده اند (مانند بسیاری از
مال باخته های شرکت های هرمی که پیش شرط ورودشان به شاخه، مطالعه کتاب راز یا
تکنولوژی فکر بود). این افراد ناکارآمدی این ایده را در میدان عمل تجربه نموده اند
و دیگر حاضر نیستند بابت شرکت در سمینار های راز و تکنولوژی فکر هزینه کنند.
البتّه هستند افراد محدودی که با مدیریت، تلاش، پشتکار و مشورت با دیگران به اهداف
خود دست یافته اند و توجّه به این عوامل ندارند و به خاطر تبلیغات گستردة مدعیّان
جذب حاضر نیستند قبول کنند که توفیق ایشان ارتباطی با قوّة ذهن و تمرکز ندارد.
امروزه حتّی در دائرة المعارف ها -حتّی در ویکی پدیا که طرفداران در تهیه مطالب آن
دستی دارند- از قانون جذب به عنوان یک ایده علمی نام نمی برند.
این متن را ببینید: «قانون جذب یک قانون انتزاعی است و به طور خلاصه بیان می کند که
هر آنچه در ذهن انسان تصوّر شود اعمّ از خوب یا بد، زشت یا زیبا و... در دنیای
واقعی نمود خواهد یافت. بنا به تعبیر یکی از افراد حاضر شده در این فیلم قانون جذب
مختصراً در این جمله تعریف می شود: «افکار، تبدیل می شوند به، اجسام!».۳۶
خوشبختانه مخالفت به موقع بسیاری از متخصّصین فیزیک با ایدة جذب باعث شد که بسیاری
از افرادی که این ایده را برآمده از فیزیک کوانتوم می دانستند، به این ایده
به عنوان یک یافتة تجربی نگاه نکنند. امروزه در محافل علمی کسی ادّعا نمی کند که
فرضیة جذب مورد تأیید فیزیک کوانتوم است. کار به جایی رسیده که بعضی از منادیان جذب
در کشور، صریحاً گفته اند که از اوّل نباید جذب در فضای فیزیک مطرح می شد، چرا که
این ایده به راحتی در فیزیک قابل اثبات نیست و اساساً جذب یک ایدة متافیزیکی است که
فیزیک نمی تواند آن را به محک تجربه ببرد.
وی می گوید: «به نظر می رسد مدافعان قانون جذب اصلاً نباید به سراغ قوانین علمی
برای اثبات درستی کارکرد این قانون می رفتند. چون دانشمندان مقابل آنها قد علم می
کنند و آنها هم چون قصد دارند با ابزارهای علمی و فیزیکی، به توصیف یک پدیدة
متافیزیکی و غیرمادی بروند طبیعتاً شکست می خورند و نمی توانند به خوبی از خود دفاع
کنند.
این همان خطایی بود که در فیلم راز یا Secret صورت گرفت و بلافاصله در جلسات پرسش و
پاسخ بین تماشاچیان این فیلم و سازندگان این مجموعه روی علمی نبودن ادعاهای
کوانتومی انتقاد مطرح شد.»۳۷
از سوی دیگر در میان روان شناسان مشهور و برجسته کسی یافت نمی شود که ایدة جذب را
به صورتی که در فیلم راز ادعا شده تأیید نماید. البتّه روان شناسی تأثیر اندیشه بر
روان و درون را تأیید می کند و بعضی از مکاتب روان شناسی با همین نگاه شکل
گرفته اند. باید توجّه داشت اثرگذاری فکر بر احساسات و روان، مورد اذعان متون دینی
هم هست؛ امّا می دانیم که در تئوری جذب ادّعای آفرینندگی ذهن و تأثیر تامّ ذهن در
جذب خواسته ها، مطرح است بدون این که به عامل دیگری نیاز باشد.
به طور نمونه در کتاب راز مردی معرفی می شود که تصویر خانة دلخواه خود را روی تختة
آرزوهایش نصب کرده و هر روز به آن می نگریسته و خود را در آن تجسم می کرده است. اما
بعد از سال ها وقتی که فرزندش پس از اسباب کشی یک جعبة قدیمی را باز می کند و
عکس های آرزوی پدر را می بیند و می پرسد اینها چیست؟ پدرش متوجّه می شود که اکنون
در همان خانة آرزوها زندگی می کند! به نظر شما کسی که مدّت ها عکس خانة آرزوهای خود
را در برابر چشم قرار داده و به آن نگریسته و با احساسات مثبت آن را تجسّم کرده،
وقتی در واقعیت آن خانه را می بیند، آرزو و تصوراتش را به یاد نمی آورد؟ و باید
فرزندش عکس های چند سال پیش را به او نشان دهد تا متوجّه شود خانه ای که در آن
زندگی می کند همان خانه ای است که مدّت ها در فکر خود تجسم می کرده است؟ این در
حالی است که حافظة انسان وقتی با احساسات همراه می شود بسیار قدرت مند عمل می کند
و خاطرات کوچک و ناچیز با کوچکترین اشاره و نشانه ای به یاد می آید.
نباید فراموش کرد که ایدة جذب از نگاه امانیستی (انسان محوری) حاکم بر غرب سرچشمه
گرفته و با این نگرش، اهداف متعالی و معنوی انسان به حاشیه می رود و به جای آن
اهداف دنیوی، پدیدار می شود و انسان به فراموشی عاقبت و آخرت تشویق می شود.
«انسان هرچه را می خواهد در اختیار دارد. فقط باید این نکته را بداند چه می خواهد و
هدف و مقصودش چیست. برای رسیدن به مقصود باید دو ایدة مشخّص را به ذهن تان وارد
کنید و آن دو ایده ثروت و موفقیت هستند... باید هر شب پیش از خواب رفتن، دو کلمة
ثروت و موفقییت را آن قدر تکرار کنید تا خوابتان ببرد. چون هر چه را قبل از خوابیدن
و در حالت خلسه پیش از خواب با خودتان نجوا کنید بر ضمیر ناخوداگاهتان نقش می
بندد.»۳۸
طبق متون دینی این میل اگر در وجود انسان فعال گردد یکی از ارزشمندترین قوای انسانی
را که همان نیروی عقل است، از کار می اندازد و آن را زمین می زند.
حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «اکثر مّصارع العقول تحت بروق المطامع»؛ «بیشترین
زمین خوردن های عقل مربوط به جاهایی است که برق طمع جستن می کند».۳۹
مطلب آخر این که ایده جذب یک راهکار جدید برای وصول به مطلوب ها نیست؛ بلکه یک
استراتژی جدید برای به میان آوردن سبک زندگی جدید آمریکایی است. بنابراین جذب یک
راهبرد است نه یک راهکار.
 

 

پی نوشت :
۱ . وین دایر، اعجار واقعی، ص ۲۶۰.
۲. فیلم راز، قسمت اول.
۳. وین دایر، معنویت، ص ۴۶ ؛ عرفان، ص ۷۱ – ۱۸۸ – ۲۱۴ – ۱۱۲ – ۱۲۱ – ۱۸۶ ؛ خود
حقیقی، ص ۳۷.
۴. وین دایر، عرفان ص ۷۴ ؛ معنویت، ص ۱۱۰.
۵. وین دایر، خود حقیقی، ص ۳۷.
۶. خود حقیقی، ص ۴۴.
۷. خود حقیقی، ص ۱۱۰.
۸. راز، ص۳۲.
۹. آزمندیان، CD مقدماتی کلاس تکنولوژی فکر.
۱۰. راز، صص ۵۷- ۶۲.
۱۱. فیلم راز، قسمت اول.
۱۲ .the secret.
۱۳. «سخر لکم مافی الارض جمیعاً»، جاثیه، آیه ۱۳.
۱۴. دیوید برنز، شناخت درمانی، ترجمة مهدی قراچه داغی، نشر پیکان، ص۱۶.
۱۵. همان، ص ۲۵.
۱۶. شناخت درمانی، ص ۴۲.
۱۷. پل ژاگو، قدرت خود تلقینی، ص ۸.
۱۸. همان، ص ۱۴۰.
۱۹. هری لورین، قدرت ذهن، ترجمه: مهدی قراچه داغی، ص ۱۶.
۲۰. تاریخ جادوگری، ص۶۸.
۲۱ . تاریخ تمدن، ج۱، ص۷۹.
۲۲ . طه، آیه ۶۶.
۲۳. وین دایر، عرفان، ص ۱۴۱.
۲۴ .kenkees.
۲۵. همان، ص ۱۴۳.
۲۶. عرفان، ص ۳۶۰.
۲۷. اسرا، آیه ۴۴.
۲۸. نور، آیه ۴۱.
۲۹. ترجمه المیزان، ج ۱۱، ذیل آیه.
۳۰. عبدالله نصری، فلسفه آفرینش، ص۳۵۸.
۳۱. تکنولوژی فکر، آزمندیان، علیرضا، ص ۲۳۸.
۳۲. مظاهری سیف، مطالعات معنوی، ص۹۹.
۳۳. عرفان، ص ۲۲۸.
۳۴. عرفان، ص ۲۳۳.
۳۵. مومنون، آیه ۱۴.
۳۶. قانون جذب، ویکی پدیا، دانشنامة آزاد.
۳۷ . سخنرانی فرامرز کوثری ( سایت وی)
۳۸ . وین دایر، راز قانون جذب، ص ۱۴۰.
۳۹ . نهج البلاغه، حکمت ۲۱۹.
 

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
عزیزم قبول کنی یا نه قانون جذب وجود دارد
میهمان
با درود
من بهداد ساجدی محقق قوانین طبیعی به مدت ۹ سال در کشور ایران هستم
نوشته های ستودنی است اما از اندیشه ها و تحقیقات تک آیات قرآنی بهره برده اید و این اصلا صحیح نمی باشد. متاسفانه شیوه نوشتن شما دچار مشکلاتی است که از برداشت های مخالف ذهنی شما نشات می گیرد و در سال ۲۰۱۴ حجت بر تمام انسانها تمام شد و قانون جذب از فرضیه بودن به یکی از ۸۲ قانون طبیعی جهان پیوسته است و تحقیقات تجربی دانشگاه MIT همه چیز را به مرز اثبات رساند. تحقیقاتی مانند حبب تجسم ، پدیده لامکانی ، اندیشه تبار و تحقیقات عملی که هزاران بار نتایج مشابه ای را به همراه داشته است. وقتی منابع مطالعات تان ضعیف است در مورد موضوعات گفتگو نکنید . صدها سوال در تحقیقات میدانی ام از قوانین پرسیده ام که جواب شان را تا پیدا نمی کردم اصلا در موردشان حرفی نمی زنم. ریشه تمام این موضوعات و قوانین در قرآن هم یافت می شوند به شرط اینکه با دید موافق بودن به قوانین آفرینش بنگرید و به قوانین الهی احترام بگذارید. یکی از آیات توحیدی و کلیدی قانون جذب در قرآن آیه ۱۸۶ سوذه بقره است که اصل قانون جذب را به اثبات می رساند.
با سپاس
پرسمان
ضمن تشکر از ارتباطتان با این سایت، در پاسخ شما گفتنی است، این آیه و روایاتی همچون روایت «إذا دَعَوتَ فَظُنَّ أنَّ حاجَتَکَ بِالبابِ»؛ هنگامی که خدا را می خوانی چنان بیندیش که دعایت برآورده شده و خواسته ات آماده است» در باب درخواست از خداوند وارد شده و از دعاکننده می خواهد هنگام درخواست از خدا چنان بیندیشد که دعایش مستجاب است.
آن چه درباره این آیه و روایت و امثال آن نباید مورد غفلت واقع شود، کاوش در معنای دعاست. دعا در متون دینی به معنای درخواست خاشعانه از خداوند متعال است. در دعا، انسان نه از خودش، که از منبع لایزال الهی طلب می کند و این درخواست را متواضعانه مطرح می نماید و صدالبته انسان مؤمن قبل از همه این ها باید اعتقاد و اندیشه صحیحی درباره خدای خویش داشته باشد. درحالی که در قانون جذب، هرسه نکته بالا، متفاوت بیان می شوند.
اولاً انسان ها ذهن خویش را مُعطی می دانند و قوه جاذبه ذهن را منبع درونی معرفی می کنند که با وجود این قدرت بی کران باطنی، هیچ منبع بیرونی دارای نقش فرض نمی شود. قانون جذب قوّه خلاقی در درون هرفرد تصویر می کند که انسان را از هر نیروی دیگر بی نیاز می کند. این قوه نه یک حقیقت متعالی که یک ابزار درونیِ فروکاهیده است. به همین دلیل جایگاه خدا در قانون جذب جایگاهی متعالی نیست، بلکه جایگاهی فرودین است که با وجود ذهن به استمداد از او نیازی نیست.
دوم این که دعا باید با خشوع همراه باشد و انسان موحّد بداند که در جایگاه مخلوق نشسته و به سوی خدای متعال دست نیاز دراز کرده است؛ اما در قانون جذب، همه اشیا و تمام هستی در خدمت سرخوشی انسان قرار دارند و انسان نه تنها تمنّا نمی کند، که فرمان می دهد و بر مسند خدایی تکیه می زند. به همین دلیل در قانون جذب، کسی به خشوع تشویق نمی شود و تواضع ارزش به حساب نمی آید؛ بلکه انسان هرچه طلبکارانه با کائنات مواجه شود، بیشتر می تواند خواسته خود را بستاند.
سوم این که انسان مؤمن کسی است که از باور و اعتقاد صحیحی برخوردار است؛ امّا قانون جذب تنها باوری را که لازم می داند باور به قدرت خلّاق درون است و بس. رهبران جذب بارها گفته اند که برای دست یافتن به خواسته ها نیاز نیست به دین خاص یا اندیشه و مکتب خاصی پاییند باشید. همین قدر که بدانی به بزرگ ترین فرستنده مخابراتی روی زمین مجهزی، کار تمام است و می توانی به دنیا فرمان دهی.
بنابراین در قانون جذب نه تنها این گونه آیات و روایات (که برای بیان نشانه های ایمان و حقیقت توحیدند)، درست معنا نمی شوند، بلکه درخواست از خدا را در حدّ داشتن عکسِ مطلوب در ذهن، پایین می آورند و به یک عمل خشک ذهنی بسنده می کنند. این آیات و روایات در صدد بیان این نکته است که انسان مؤمن چنان خدا را شناخته است که تردیدی در استجابت دعایش ندارد؛ بدین جهت آیه و روایت در صدد بیان ضرورت تصحیح اندیشه و شکل دادن اعتقاد صحیح است نه تضمینِ استجابت آنی. زیرا دسته دیگری از روایات، استجابت را به معنای اعطای فوری معنا نکرده اند و زمان اعطا را به مشیّت و اراده الهی موکول کرده اند و چون خداوند در وعده خویش تخلف نمی کند (ادعونی استجب لکم)، ممکن است درخواست انسان را در این دنیا و ممکن است در عالم دیگر به او تحویل دهد.
بر همین مبناست که رهبران قانون جذب می گویند: دعا و نیایش از آن رو لازم است که قادر است به فکر تمرکز دهد و به تداعی خواسته های انسان کمک کند. به گمان ایشان، دعا از این نظر مفید است که به تصویر سازی ذهنی کمک می کند؛ نه به این دلیل که ارتباط با خالق است؛ نه این که چون روح بخش است، و نه این که چون در آن تعالی معنوی و تکامل نهفته است! می گویند: دعا خوب است؛ چون باعث می شود بتوانی مطلوب هایت را بیش تر تجسّم کنی. زیارت هم بروید، اما نه این که چون زیارت خودش موضوعیّت دارد؛ بلکه چون باعث می شود فزون طلبی آدمی، در مکان زیارتگاه تداعی شود.
بنا بر ایده جذب، دعا چون مقدمه تجسّم و تمرکز است اهمیت پیدا می کند؛ نه چون خودش ابزاری مستقل در خدمت تعالی انسان است. زیارت نیز چون به انسان قدرت تداعی بیشتری می دهد، مفید است؛ نه چون زیارت شونده دارای روحی بزرگ است که می تواند دیگران را در تعالی روحی دست گیری نماید. بنابراین اگر در میخانه این تداعی صورت گیرد، میخانه هم مثل زیارتگاه، تقدّس و ارزش پیدا می کند و درنتیجه نیازی به زیارت و زیارتگاه نیست.
گاهی به سراغ آیه ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ رفته و طلب از خدا را به معنای «تکرار با خود» معنا می کند، نه طلب و درخواست. در این آیه طلب از خدا مطرح است، نه تصویرپردازی ذهنی. روشن است کسانی که ذهن را از چنین قوه ای برخوردار می بینند، خواسته خویش را در حقیقت از ذهن مطالبه می کنند. به عبارت دیگر شأن و جایگاهی که برای اولیای دین در «واسطه فیض واقع شدن» انتظار می رود، در قانون جذب به یک دکلِ مخابراتی به نام ذهن نسبت داده می شود و خواسته را از او طلب می کنند.
میهمان
با سلام
خسته نباشید
بیایید اینقدر متعصبانه به هر چیز نگاه نکنیم.
من کاملا خواست خدا و وجود خالق بی همتا را در هستی قبول دارم.ولی قانون جذب را هم در زنگی ام درک کرده ام.چرا به هر چیز از جنبه بد نگاه کنیم؟
آنچه من از قانون جذب فهمیده ام این است که برای رسیدن به خوشبختی و سعادتمندی باید در جهت قوانین هستی حرکت کنی و این چیزی بود که پای منبر هیچ روحانی یاد نگرفتم.
و قوانین هستی همان هایی است که خدا و ائمه گفته اند.همه چیز از فکر ما نشئت می گیرد و ما سازنده سرنوشت خود هستیم خدا به هیچ بنده ایی ظلم نمیکند بلکه این خود انسانها هستند که به خودشان ظلم می کنند.امام علی (ع) می فرماید:
مراقب افکارتان باشید که گفتارتان میشود

مراقب گفتارتان باشید که اعمالتان میشود

مراقب اعمالتان باشید که عادتتان میشود

مراقب عادتتان باشید که شخصیتتان میشود

مراقب شخصیتتان باشید که سرنوشتتان میشود
پرسمان
سلام علیکم. ضمن عرض پوزش تاخیر پیش آمده در ارائه پاسخ، نکته‌ای که باید هنگام بررسی قانون جذب، به آن توجه شود تفکیک میان درستی‌های این قانون که در کلام معصومین علیهم السلام نیز به آن اشاره شده است و ادعاهای غیرقابل اثبات آن می‌باشد. بی‌تردید این قانون همانند تمام ایده‌های علمی دارای یکسری نکات درست و صحیح می‌باشد که حتی در آموزه‌های ما نیز به اشاره شده و بطلان آن بدین معنا نیست که به طور کل تمام ادعاهای آن باطل است.
درستی‌های قانون جذب
قانون جذب در رابطه با خود فرد دو صورت درست پیدا می‌کند: یکی در امور روحی و روانی، مثلاً کسی که به شادی فکر کند، شادمان می‌شود و کسی که به ناراحتی‌ها بیندیشد، اندوهگین می‌شود. کسی که فکر کند می‌تواند خوب سخنرانی کند، موفق خواهد شد و کسی که برعکس فکر کند، نتیجة برعکس خواهد گرفت. ادعای قانون جذب در اتفاقاتی که در اختیار فرد است، قابل قبول است و با کمی اصلاح از سوی منابع دین تأیید می‌شود. اصلاحی که از سوی تعالیم دینی به این قانون وارد می‌شود این است که تفکر در مورد خود شادی یا اندوه یا آرامش و یا اضطراب چندان فایده‌ای ندارد، بلکه سامان دهی افکار و مدیریت احساسات مفید و کارآمد است و موجب پدید آمدن احساسات مثبت می‌شود. برای نمونه امام حسن می‌فرماید: «آنچه را از دینا خواسته‌ای و به آن نرسیده‌ای، طوری فرض کن که گویا هرگز به ذهنت خطور نکرده است.» (بحار ج۷۸ص۱۱۱) امام صادق علیه‌السلام فرمودند:‌ »رغبت به دنیا غم و اندوه به دنبال می‌آورد و دل بریدگی از آن آسودگی تن و روان را درپی دارد.» (میزان الحکمه ح۳۷۶۷) و نیز امام علی علیه السلام فرمودند: «یقین چه خوب اندوه را می‌راند.» (بحار ج۷۷ص۱۱۶) زیرا سرچشمة بی‌پایان سرور و شادمانی خداوند است. و به فرمودة امام کاظم: «کسی که خود را به اندوه می‌زند، اهل اندوه می‌شود.» (میزان الحکمه ح۳۷۸۱)
اگر ما به هریک از پدیده‌های روانی شادی، غم، آرامش و... فکر کنیم در درون ما اتفاق می‌افتد اما پایدارتر و زیربنایی‌تر این است که عوامل آنها را مدیریت کنیم و آنچه در تعالیم اسلام آموزش داده شده، شناخت همین عوامل و شیوة کنترل و مهار آنهاست. در اینجا نیز از نیروی فکر استفاده می‌شود، همانطور که در فرمایش امام حسن علیه‌السلام دیدیم به آنچه دست نیافته‌ای اصلا فکر هم نکن، این تکنیک را می‌توانیم «فراموشی عامل رنج» به نامیم. البته در بارة تکنیک‌های مدیریت احساسات در آیات و روایات سخن بسیار است؛‌ ولی آنچه به بحث حاضر مربوط می‌شود این است که اگر شما به یک احساس بیندیشی آن را در خود ایجاد خواهی کرد. در این مورد قانون جذب درست است.
دومین مورد درستی قانون جذب در مقدورات جسمی است، به لاغری فکر کردن و خود را با اندام مناسب تصور کردن بسیار مؤثر است، صد البته که تنها عامل نیست. بسیاری از بیماری‌ها به تصور و خیالات ما مربوط هستند، کسی که فکر کند سر درد دارد، به زودی سیستم عصبی او تجربة درد را برایش ایجاد خواهد کرد. و کسی که خود را تن‌درست و نیرومند می‌بیند، درست دیده است. از این رو امام صادق علیه السلام فرمودند: «هیچ بدنی با نیت و ارادة قوی، ناتوان نمی‌شود.» (میزان الحکمه ح۲۰۹۴۹) و از سوی دیگر بر شکایت نکردن از دردها و ناله و شیون سر ندادن تأکید شده است. «خداوند فرمود: کسی که سه روز بیماری را تحمل کند و به کسی شکایت و شیون نکند، گوشتی بهتر از گوشتش و خونی بهتر از خونش جایگزین می‌شود. اگر سلامتی یابد در حالی سالم می‌شود که گناهی بر او نمانده و اگر بمیرد به سوی رحمت من می‌آید.» (میزان الحمه ح ۱۸۷۸۶) در مقابل بی‌تابی کردن در بیماری‌ها یا سایر مشکلات در واقع رنج انسان را بیشتر می‌‌کند. (غررالحکم ح۱۱۹۸و۱۵۶۲) در این روایات سامان‌دهی به افکار و احساسات برای درمان و بهبودی هدف گرفته شده اما بر ارزش‌های اخلاقی نیز تأکید شده است. صبر، تسلیم خداوند بودن و ایمان به او بیش از افکار مثبت و احساسات خوب مورد توجه بوده و اساساً افکار و احساسات بر اساس ارزش‌های انسانی و اخلاقی طراحی شده است و چه بسا احساساتی که از این ارزش‌ها برنیامده باشد، تأثیر کمتری بگذارد.
سوم، در تصور و احساس دیگران نسبت به خودمان می‌توانیم از قانون جذب استفاده کنیم، کسی که خود را محبوب و دوست‌داشتنی می‌داند، البته در صورتی که کبر و غرور نداشته باشد، دوست‌داشتنی خواهد شد، کسی که خود را زشت یا زیبا تصور می‌کند، همانگونه به نظر می‌رسد. لذا در دعای هنگام نگریستن در آینه اینطور می‌خوانیم: «خداوندا همانطور که چهرة مرا زیبا آفریدی اخلاق و منش‌ام را نیز زیبا بگردان.» این دعا بهترین تلقین خودپذیری و اصلاح افکار برای درک زیبایی آفریدة خداست.
چهارمین مصداق درست قانون جذب که با شرایطی می‌توان درستی آن را تجربه کرد این است که سایر تصورات و احساسات دیگران را
میهمان
سلام من با صحبت هایی که در این سایت مطرح شد موافقم بنده کسی هستم که چهار سال به طور مداوم از تمام شیوه های این قانون پیروی کردم به امید اینکه به خواسته ای که داشتم برسم ولی با وجود تلاش بسیار به خواستم نرسیدم و چیزی که بنده خواستارش بودم جذب یک فرد خاص و ارتباط با او بود خیلی تلاش کردم و به واسطه ی تلاشم موفقیت هایی داشتم اما به هدف اصلیم که تداوم ارتباط و دوستی عمیق با اون شخص بود نایل نشدم و در عوض بعد از این اتفاق با مشکلات روحی شدیدی در زندگی مواجه شدم که کارم به بیمارستان و مصرف داروهای روانپریشی کشید و فهمیدم که فقط خواست انسان مطرح نیست بلکه بالاتر از اون خواست پروردگار هست که اولویت و ارجحیت بر خواست انسان دارد.....
پرسمان
زهی سعادت که به این باور والا رسیده اید...
میهمان
کاش هرکی درحد تخصصش صحبت میکرد.مشکل این کشور همینه...
پرسمان
ضمن تشکر از شما بابت درج نظرتان، کاش انتقادتان را به طور مشخص و علمی مطرح می فرمودید...
میهمان
سلام...من سالها در مورد عرفان و حرف های فلسفی عرفانی تحقیق کردم و بعد با این قانون آشنا شدم ...(کد: ۷۳۲۱۶۴)
پرسمان
باسلام و تشکر بابت مطالعه این مقاله و درج سوالتان، باتوجه به تخصصی بودن سوالتان، لطفا ایمیلتان یا شماره همراهتان را بفرمایید تا پاسخ یا شناسه و رمز مشاهده پاسخ، خدمتتان ارسال شود. توصیه می شود از صفحه ویژه درج سوال همین سایت:
https://www.porseman.com/search/newq.aspx استفاده نمایید. موفق باشید. (کد سوالتان ۷۳۲۱۶۴ است که لازم است یادآوری فرمایید.)
میهمان
براتون متاسفم تا کی دروغ
پرسمان
از این که نظرتون رو درج کردید ممنونیم، ولی منظورتان از دروغ دانستن دقیقا چیست چون مستندات مقاله که ذکر شده است؟! اگر کل مقاله یا قسمتی از آن به نظرتان مبهم یا نادرست است بفرمایید تا در صورت لزوم پاسخ لازم خدمتتان ارائه شود.
میهمان
شما از قانون جذب برداشت های بی اساسی دارید اگر حتی یک بار عمیقا به آن فکر می کردید این همه وقت کسانی که این پیچ را می خوانند نمی گرفتید. شما اصل مطلب را که با دید مثبت به خواسته ها فکر کنیم تا با انگیزه و عدم ترس از شکست به موفقیت برسیم را نادیده گرفتید. من هیچ یک از این ایده های بی اساس شما را قبول ندارم که اگر راست می گفتید ما جهان سومی نبودیم واین گونه در فقر اطلاعات و مالی دست و پا نمی زدیم.
پرسمان
با تشکر از طرح دیدگاه خود. در صورتی که مقالات سایت را ملاحظه کرده باشید، هیچ از یک مطالب با اصل مثبت اندیشی به خواسته ها و تلقین تفکر مثبت ضدیتی ندارد. آنچه که در قانون جذب و تئوری راز، مورد سوال و نقد است، قدرت خلاق گونه ذهن است؛ بدین معنا که اگر شما نسبت به امری مثبت بیاندیشید، حتما آن مسئله برای شما اتفاق می افتد ولو اینکه شما هیچ گونه اقدامی برای انجام آن، صورت ندهید.
چنانکه یکی از اشکالاتی که بر این قانون وارد می شود این است که این تئوری قابل اثبات یا رد نمی باشد. بسیاری از افراد نگاه و تفکر مثبت نسبت به خواسته های خود داشتند و هرگز این خواسته ها محقق نشده است، حال در این موارد قائلین و تئوری پردازان قانون جذب، علت عدم موفقیت فرد را به مسائل دیگر تفسیر می کنند. بنابراین همانطور که مشاهده می شود هیچ گونه دلیلی برای اثبات یا رد آن وجود ندارد.
ضمن آن که این گفته شما را قبول داریم که یکی از مشکلات کشورهای در حال توسعه، عدم مطالعه کافی و قبول ادعاهای بی اساس بدون بررسی کافی آنها می باشد. یکی از نمونه های آن، همین قانون جذب است که بسیاری بدون درک ایده اصلی آن، آن را قبول و ترویج می کنند، در حالی که هرگز موفقیتی برای آنان به دنبال نداشته است. موفق باشید.
میهمان
متن جالبی نوشتین. خیلی دوست داشتم. چیزی که شما می خواستین بهش اشاره کنین فک می کنم رد اصل قانون نیست، اینکه از این قانون چه کسانی به چه نتایجی می خوان برسن بود. مث صوفستاییان که از حرفای درست به نتایج غلط می رسن. من هم همیشه دوستایی رو می دیدم که بعد از خوندن این کتاب خدا رو منکر شدن. اولش از خوندن این کتاب می ترسیدم که نکنه روی من هم تاثیر منفی بذاره ولی خدا به من لطف داشت که مادر فرهیخته ای دارم که تونستم از قسمتهای مفیدش استفاده کنم و به جای اینکه به بی خدایی برسم، اتفاقا مث حرفی که پیامبر زدند: اگه می بینی کسی حرفی زده که خودش عمل نمی کنه و درسته تو انجامش بده" می مونه. چون اینا هدف آخرش بی خدایی کردن افرادی که واقعا من حداقل تو دوستام دیدم که این اتفاق افتاد. بازم می گم می شه به نتایج خوب هم رسید ولی باید مرشد خوبی داشته باشی تا به قهقرا نری. خیلی هم سخته... بازم مرسی واسه اطلاعات جالبتون
پرسمان
ضمن تشکر از شما بابت ارتباطتان با این سایت و ابراز نظر و لطفتان، شما را به مطالعه پاسخ مفصلی که برای سوالتان آماده شده، دعوت می کنیم: شناسه ۶۹۷۰۶۵ ، گذرواژه pnnsv ، صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ:
https://www.porseman.com/search/aservice.aspx
موفق باشید.
میهمان
با عرض پوزش و اعلام اینکه من هیچگونه قصد تفرقه اندازی یا ایجاد انحرافات ذهنی ، توهین به اعتقادات و طرز فکر یا شکستن حرمت ها و... ندارم ...
معتقد هستم بنا کردن زندگی بر پایه ی ابهامات و فرضیات نادرست هست...
من معلوماتم در اون حدی نیست که بخوام با دلایل قاطع این موضوع رو رد یا تایید کنم اما ...
مسئله ی "وجود خدا" خودش هنوز به اثبات قطعی... تاکید میکنم "قطعی و همه جانبه" نرسیده. دلایل کاملی بدست نیومده که بدون هیچ شک و شبه ای بشه خدا رو پذیرفت... پس قرار دادن قوانین الهی و قران و ... به عنوان معیار برای اطمینان از صحت این موضوع کاملا حرکتی اشتباه و غیر علمی است...
کسی هنوز نمیتواندفرضیه جذب را رد یا تایید کند.
از این نظر که این فرضیه با موضوع خدا و ... رابطه ی تنگاتنگ دارد نیاز است که هریک دلایل منطقی بیان کنند و سپس یکی یا هردو بر اساس ان دلایل رد یا تایید شوند.
اقای بهداد ساجدی گفتن که این قانون ثابت شده .من در این باره سر رشته ی کافی رو ندارم ولی مقایسه ای که انجام دادید با قران و ... رو غلط میدونم.
لطفا اگر کسی خواست جواب من رو بده با تعصب کورکورانه به این موضوع خدا و... نگاه نکنه. بزرگ ترین فیلسوف ها و فیزیکدان ها هنوز نتوانستند به مسائل الهی پاسخ بدهند پس شما هم سخنان دیگران را به خورد خودتان و دیگران ندهید ... این ها همه حکم حساب میشوند نه قانون.
پرسمان
دوست عزیز همانگونه که فرمودید بناکردن یک اعتقاد بر روی فرض ها و ابهامات صحیح نمی باشد. و هرکس چنین کند عقایدش متزلزل و دچار آسیب است. دقیقا طبق همین مطلب آنچه که در ادامه به عنوان نقد و و اظهار نظر بیان فرمودید غیرصحیح و نادرست می باشند. زیرا خود منصفانه به این امر اذعان فرمودید که معلوماتتان آن قدری نیست که بتوانید دلایل این مساله را تایید یا رد کنید. اما متاسفانه می بینیم که با این که خود متوجه این مطلب بودید اما در نهایت بیان اعتقاد نموده و این مطلب رد نمودید، این گزاره هایی که در متن شما وجود دارد همه گزاره هایی است که به تصریح خودتون مبتنی بر ابهامات و فرضیات نادرست بنا شده اما با این حال به صورت قطعی در موردشان نظر دادید مانند این موارد که فرمودید:
«مسئله ی وجود خدا خودش هنوز به اثبات قطعی... تاکید می کنم قطعی و همه جانبه نرسیده»
یا اینکه فرمودید:
« من در این باره سررشته ی کافی رو ندارم ولی مقایسه ای که انجام دادید با قرآن و ... رو غلط می دونم»
یا اینکه
« قرار دادن قوانین الهی و قران و ... به عنوان معیار برای اطمینان از صحت این موضوع کاملا حرکتی اشتباه و غیر علمی است»
خب دوست عزیز شما که هنوز علم و آگاهی و اطلاعات کافی ندارید بهتر نبود این گونه مطرح می کردید که :« این موارد برای من جای سوال دارد».همانگونه که اثبات یک موضوع نیاز به دلیل دارد رد یک موضوع نیز نیازمند دلیل و برهان است. اما نمی دانم چه طور میشود که رد کردن و قبول نکرن و اشتباه و غلط دانستن دلیل نمیخواهد. از این جالبتر در آخر متنان هرگونه پاسخی که برخلاف نظر شما باشد را قبل از طرح شدن محکوم به تعصبی و کورکورانه بودن نمودید: «لطفا اگر کسی خواست جواب من رو بده با تعصب کورکورانه به این موضوع خدا و... نگاه نکنه» گو اینکه عقاید که ذکر کردید با اینکه علم ندارید برای شما بدیهی شده و هرکس خلاف آن را داشته باشد متعصب است!!!
باز در تایید نظر خود شاهدی را بیان کردید که آن هم غیرعلمی و غیرمعتبر و نشان از بی اطلاعی شما است فرمودید: «بزرگ ترین فیلسوف ها و فیزیکدان ها هنوز نتوانستند به مسائل الهی پاسخ بدهند پس شما هم سخنان دیگران را به خورد خودتان و دیگران ندهید»
لابد افلاطون، سقراط، فارابی، کندی، خواجه طوسی، بوعلی سینا، بهمنیار، سهروردی، ملاصدرا، میرداماد، علامه طباطبائی و ... (که به دلیل مختصر بودن مقال از ذکر نام ایشان خودداری شد) از نظر شما یا فیلسوف نبودند یا فیلسوف بزرگ نبودند؟!!!در آخر این متن سرشار تناقض ها و ادعاهای بی دلیل و بی برهان است و دقیقا مبتلا به همان چیزی هست که میخواهد رد کند.منتظر ارسال ابهامات و سوال هایتان در صفحه ویژه درج سوال سایت پرسمان:
https://www.porseman.com/search/newq.aspx هستیم. موفق باشید.
میهمان
سلام علیکم من راجع به جذب سوال ندارم سوالی در مورد چیز های جنسی دارم ...
پرسمان
علیکم السلام. ممنون که با ما در ارتباطید. چند نظری که درج کرده بودید به عنوان یک سوال در سامانه پاسخدهی این مرکز ثبت شد که می توانید پاسخ را با شناسه پاسخ: ۸۰۰۲۰۲ و گذرواژه igegu در صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ:
https://www.porseman.com/search/aservice.aspx مطالعه فرمایید.
میهمان
سلام من دیروز هم ۳ نظر اینجا داده بودم اما نیست امیدوارم بی باسخ نمونم
پرسمان
ضمن تشکر از شما هرسه نظرتان ادغام و وارد چرخه پاسخدهی شد. باتوجه به طولانی بودن نظرتان، لطفا ایمیلتان را بفرمایید تا پاسخ پس از آماده شدن خدمتتان ارسال شود. موفق باشید.
میهمان
سلام من البته تو بخش پرسش وپاسخم گفتم ولی چون اینجا زودتر جواب داده میشه ۲ باره اینجا هم میگم اشکالاتی رو به جذب وارد کردید که ... امیدوارم خیلی زود توهمین هفته مخصوصا جواب بدید ببخشید زیاد حرف زدم خداحافظ
پرسمان
با سلام مجدد، پاسخ سوال شما، به ایمیلتان ارسال شده است. علاوه بر آنجا می توانید با کد ۷۵۰۱۱۰ و گذرواژه rzpmp در صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ:
https://www.porseman.com/search/aservice.aspx مطالعه بفرمایید. موفق باشید.
میهمان
سلام ایمیلم که معلومه ولی بازم مینویسم امیدوارم زود به پاسخ برسم...
پرسمان
باتشکر از درج ایمیلتان پاسختان بمحض آماده شدن خدمتتان ارسال خواهد شد. موفق باشید.
میهمان
منم اینجا نظر داده بودم اما نیست
پرسمان
باتشکر از ارتباطتان با این سایت نظرتان را با چه نامی درج کرده بودید؟ متن نظرتان را مجددا ارسال فرمایید.
میهمان
سلام من هنوز جواب هام نتونستم ببینم چون تو سایت که میرم گزینه پیگیری پاسخ های خصوصی دیگه نمیبینم امیدوارم که بالاخره بتونم...
پرسمان
سوالتان را از چه راهی ثبت کرده اید؟ سایت یا ایمیل یا پیامک؟ اگر هنگام درج سوال شماره همراه یا ایمیلی درج کرده اید بفرمایید تا براساس آن بررسی شود. ضمنا صفحه ویژه درج سؤال:
https://www.porseman.com/search/qservice.aspx هست که توصیه می کنیم سوالهایتان را از این طریق یا از طریق شماره پیامک ۳۰۰۰۱۶۱۹ به دست ما برسانید. موفق باشید.
میهمان
سلام.با پدرم به اختلاف خوردم و دلم میخواد از طریق قانون جذب کاری کنم که او اول با من تماس بگیره. تحقیقاتی شدیدی راجع به قانون جذب داشتم اما خلاصه همشون اینه که باید داءما فکر کنم.خب بیشتر از دوماه که دارم فکر میکنم اما این اتفاق نمی افته.دلم میخواد کسی بهم پیام بده اما هرچی بهش فکر میکنم و سعی در جذبش میکنم این اتفاق نمی افته. چرا نباید قانون جذب زمانی که بهش احتیاج دارم به درد بخوره؟من تو فکر جذب مثلاً الناز شاکر دوست نیستم.تو فکر جذب پدر یا مثلاً دوستی هستم که نیاز دارم اون به من زنگ بزنه یا پیام بده. میدونم که این قانون وجود داره.ولی نمیدونم چرا عمل نمیکنه؟
میهمان
سلام و خدا قوت خدمت شما.
ضمن تشکر از مطلب مفیدتان میخواستم بپرسم مرکز پخش آثار دفتر نشر معارف در اصفهان کجاست؟ چون من بعضی کتابفروشی های معروف علوم انسانی را در اصفهان دیدم و متاسفانه این کتاب را نداشتند. در صدد تهیه این کتاب و کتاب: قانون جذب و اسلام از همین مولف محترم، هستم.
با تشکر.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.