ربا ۱۳۹۷/۰۸/۱۶ - ۴۲۳ بازدید

سلام.
آیا دلیل عقلی بر حرمت ربا وجود دارد یافقط دلیل شرعی دارد و تعبدی است؟
چون درعرف چیزی طبیعی که به کسی پول دادیم بعدا بیشتر بگیریم

تقریبا در میان همه اقوام ربا مورد مذمت بوده و مردم با افراد رباخوار به نگاه ناهنجار اجتماعى توجه مى کردند. چنانچه در تورات و غیره هم ربا را حرام کرده است. و ویل دورانت در کتاب تاریخ معروف خود مى گوید که رباخوارى در میان ایرانیان قدیم رائج نبوده ولى باز پس دادن وام را واجب و مقدس مى شمردند، (تاریخ ویل دورانت، ج ۱، ص ۵۴۴). و در تاریخ است که هندیان هم پول خود را به ربا نمى دادند، و از ضرب المثل معروف چینى «دزدان عمده صرافى مى کنند» نیز استفاده مى شود که رباخوارى در چین کهن عملى مذموم بوده است. رباخوارى در حقیقت یک نوع سرقت بیشرمانه در لباس معامله و حتى گاهى در لباس کمک است. و چه کسى پیدا مى شود که با تمام وجود عواطفش از چنین سرقت بیزار نباشد. اما درباره فلسفه حرمت ربا، مطالب بسیار نوشته شده و ما بطور اختصار به برخى اشاره مى کنیم و براى توضیح بیشتر به کتاب هاى مربوطه مراجعه شود، (مکتب اسلام سال ۲۱ ش / ۱۰ / ۱۲ و...). ۱. اولین فلسفه حرمت ربا این است که: رباخوارى با فلسفه پیدایش پول تضاد دارد چون رباخواران که پول را مى دهند و از آن سود مى گیرند پول را از فلسفه اصلیش تحریف کرده و تبدیل به یک کالاى کاذب ساخته اند. و مسلما این تحریف آثار منفى در روند معاملات و اقتصاد بشر خواهد گذارد و بیمارى رکود و تورم اقتصادى و دو قطبى شدن جامعه و مانند آنها از این آثار منفى است.۲. دومین فلسفه حرمت ربا: مى دانیم که خمیرمایه اصلى همه درآمدهاى سالم در اسلام، کار، است. کار در شکل تولیدى، در شکل فکرى در شکل خدمات، و در هر شکل سازنده و مفید و ثمربخش دیگر. و هر درآمدى که به کار منتهى نشود درآمد غیرسالمى است. و خلاصه اینکه ربا گنج بى رنج است و درد بى درمان براى جامعه چرا که رباخواران، اعم از اشخاص و مؤسسات رباخوار، روز به روز قوى تر مى شوند و ربا دهندگان ضعیفتر و لاغرتر و سرانجام همه زندگى خود را در این راه از دست مى دهند. ۳. سومین فلسفه حرمت ربا: رباخوارى دشمن بزرگ ارزش هاى اخلاقى است تا اینجا بیان شد که رباخوارى چقدر تأثیر منفى در مسائل اقتصادى دارد. ولى ضررهاى رباخوارى منحصر به ضرر اقتصادى نیست بلکه رباخوارى اثرات بسیار نامطلوبى در زمینه اخلاق اجتماعى دارد. امام صادق(ع) درباره فلسفه تحریم ربا مى فرمایند: «اگر رباخوارى حلال باشد مردم تجارت و فعالیت هاى تولیدى را که مورد نیاز جامعه آنها است ترک مى گویند و به رباخوارى روى مى آورند لذا خداوند ربا را حرام کرده تا مردم از حرام به حلال روى آورند و به سراغ کسب و کار و خرید و فروش و تولید بروند»، (وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۴۲). و اگر رباخوارى در جامعه رواج پیدا کند باعث دشمنى ها مى شود و کینه ها را در سینه ها راسخ مى کند و بذر نفاق و تفرقه را در جامعه مى پاشد و باعث حرام خوارى مى شود اما اگر قرض الحسنه جایگزین او شود باعث محکم شدن دوستى ها و رواج برادرى و ایثار و فداکارى و گذشت را زنده مى نماید، (مکتب اسلام، سال ۲۱، ش ۳، ص ۱۲).۴. چهارمین فلسفه حرمت ربا، (مکتب اسلام، سال ۲۱، شماره ۴۰، ص ۹): تضاد ربا با پیوندهاى عاطفى. وقتى عده اى رباخوار در جامعه پیدا شوند و مردم با زحمت زیاد پولى که تحصیل مى کنند را به رباخوار بدهند در چنین جامعه ى مردم نمى توانند با هم ارتباط عاطفى و اساسى برقرار کنند چون ربادهنده مشاهده مى کند که او با چه سختى ها پول بدست مى آورد و به شخص رباخوار مى دهد و او با کیف و لذت مى خورد و خوش مى گذراند و زن و بچه او در رفاه ولى زن و بچه ربادهنده در رنج و مشقّت هستند، همین باعث قطع روابط عاطفى و مهر و محبت در جامعه میان افراد مى شود. ۵. ربا عامل مهم در ورشکستى هاست: یکى از آثار زیانبار رباخوارى آن است که موسسات اقتصادى و افراد را به ورشکستى مى کشاند زیرا قدرت کاذب فعالیت اقتصادى در افراد تولید مى کند و همان قدرت کاذب یکى از عوامل ورشکست است حتى بسیار کسانى که به خاطر عدم توانائى بر پرداخت اقساط وام خود، تمام زندگى حتى خانه مسکونى خود را که شدیدا به آن نیاز دارد از دست داده و بر خاک سیاه نشسته اند. ۶. رباخوارى مادر بسیارى از مفاسد اجتماعى است: چون افراد رباخوار پول داران بیکار هستند که زمینه فساد و بى بند و بارى در آنها زیاد است و افراد ورشکسته از ظلم رباخواران نیز به نوع دیگر زمینه فساد در آنها بوجود مى آید، (مکتب اسلام، سال ۲۱، شماره ۲۸، ص ۱۲). قران کریم در مورد تفاوت بیع و ربا می فرماید:«وَ أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا، حال آن که خداوند بیع را حلال کرده و ربا را حرام».(آیه ۲۷۵ سوره «بقره»)مسلماً این تفاوت، دلیل و فلسفه اى داشته که خداوند حکیم، به خاطر آن چنین حکمى را صادر کرده است، قرآن در این باره توضیح بیشترى نداده و شاید به خاطر وضوح آن بوده است، زیرا:اولاً ـ در خرید و فروش معمولى، هر دو طرف به طور یکسان در معرض سود و زیان هستند، گاهى هر دو سود مى کنند و گاهى هر دو زیان، گاهى یکى سود و دیگرى زیان مى کند در حالى که در «معاملات ربوى» رباخوار هیچ گاه زیان نمى بیند و تمام زیان هاى احتمالى بر دوش طرف مقابل سنگینى خواهد کرد و به همین دلیل است که مؤسسات ربوى روز به روز وسیع تر و سرمایه دارتر مى شوند و در برابر تحلیل رفتن طبقات ضعیف بر حجم ثروت آنها دائماً افزوده مى شود. ثانیاً ـ در تجارت و خرید و فروش معمولى، طرفین در مسیر «تولید و مصرف» گام بر مى دارند، در صورتى که رباخوار هیچ عمل مثبتى در این زمینه ندارد. ثالثاً ـ با شیوع رباخوارى سرمایه ها در مسیرهاى ناسالم مى افتد و پایه هاى اقتصاد که اساس اجتماع است متزلزل مى گردد، در حالى که تجارت صحیح موجب گردش سالم ثروت است. رابعاً ـ رباخوارى منشأ دشمنى ها و جنگ هاى طبقاتى است، در حالى که تجارت صحیح چنین نیست و هرگز جامعه را به زندگى طبقاتى و جنگ هاى ناشى از آن سوق نمى دهد.(تفسیر نمونه، جلد ۲، صفحه ۴۲۸. ) .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.