رجعت و حیات حضرت عیسی (ع) و خضر (ع) ۱۳۹۰/۲/۱۹ - ۱۹۳ بازدید

اولا:در سؤال، استناد به آیه ۳۴ انبیاء شده، در حالی که، این آیه می فرماید : «هر نفسی چشنده مرگ است.» بدون آنکه راجع به تعداد ، ودفعات مرگ، سخنی را فرموده باشد، علاوه بر اینکه ، در قرآن،آیه ۲۵۹ سوره بقره می فرماید:« أَوْ کَالَّذی مَرَّ عَلى قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى یُحْیی هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْم...»

اولا:در سؤال، استناد به آیه ۳۴ انبیاء شده، در حالی که، این آیه می فرماید : «هر نفسی چشنده مرگ است.» بدون آنکه راجع به تعداد ، ودفعات مرگ، سخنی را فرموده باشد، علاوه بر اینکه ، در قرآن،آیه ۲۵۹ سوره بقره می فرماید:
« أَوْ کَالَّذی مَرَّ عَلى قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى یُحْیی هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْم...»
آیه اشاره به سرگذشت کسى مى کند که در اثناى سفر خود در حالى که بر مرکبى سوار بود و مقدارى آشامیدنى و خوراکى همراه داشت از کنار یک آبادى گذشت در حالى که به شکل وحشتناکى در هم ریخته و ویران شده بود و اجساد و استخوانهاى پوسیده ساکنان آن به چشم مى خورد هنگامى که این منظره وحشت زا را دید گفت چگونه خداوند این مردگان را زنده مى کند؟
البته این سخن از روى انکار و تردید نبود بلکه از روى تعجب بود زیرا قرائن موجود در آیه نشان مى دهد که او یکى از پیامبران(به نام عزیر) بوده که در ذیل آیه مى خوانیم خداوند با او سخن گفته است و روایات نیز این حقیقت را تایید مى کند.
در این هنگام خداوند جان او را گرفت و یکصد سال بعد او را زنده کرد و از او سؤال نمود چقدر در این بیابان بوده اى؟ او که خیال مى کرد مقدار کمى بیشتر در آنجا درنگ نکرده فورا در جواب عرض کرد: یک روز یا کمتر! به او خطاب شد که یکصد سال در اینجا بوده اى ...
در این آیه مرگ وحیات دوباره را خداوند به او وبه همه انسانها در همین دنیا نشان داده ، وآن را بیان کرده است.
ثانیا: پرسش از چگونگی زندگی حضرت عیسی وخضر شده است ؛ در قرآن کریم آیاتی دربارة حضرت عیسی وارد شده که نه مرگ آن حضرت را مشخّص می سازد و نه حیات کنونی او را تأیید می کند و سرانجام دربارة سخن یهودیان که معتقد بودند آن حضرت را به دار آویختند و او را کشتند چنین می فرماید: نه او را به دار آویختند و نه او را کشتند. حق تعالی به حضرت عیسی نوید رهایی او از چنگال دشمنان را چنین خاطرنشان می سازد:
«إذ قال الله یا عیسی إنّی مُتوفّیک و رافعک إلیّ و مطهّرکَ من الّذین کَفروا و جَاعِلُ الّذین اتّبعوکَ فَوقَ الّذین کفروا إلی یوم القِیمة ثمّ إلیَّ مرجعکم فأَحْکُمُ بینکم فیما کنتم فیه تَخَتلِفون» آل عمران/۵۵ [ای عیسی من تو را برمی گیرم و به سوی خود می برم و از کسانی که کافر شدند پاک می سازم و کسانی را که از تو پیروی کردند تا روز قیامت برتر از کسانی قرار می دهم که کافر شدند.سپس بازگشت همة شما به من است و در میان شما در آنچه اختلاف داشتید داوری می کنم.]
بنابراین، خداوند در حال حیات حضرت عیسی(ع) به او خطاب می کند که من تمامْ حقیقت تو را می گیرم: «إنّی متوفّیک» ولی معلوم نیست این «توفّی و اخذ تامّ» آیا قبلاً رخ داده یا در آخر الزّمان رخ می دهد؟!؛ چنان که معلوم نیست مراد از «رافعک إلیّ» یعنی تو را به سوی خود می برم، این است که فقط روح تو را بالا می برم، یا روح و جسم هر دو را؟
روایات زیادی از اهل بیت(ع) دلالت بر این دارند که حضرت عیسی نمرده است بلکه به آسمان (آسمان معنوی) عروج کرده است. آیات ۱۵۷ و ۱۵۸ سوره نساء نیز بر این مطلب تصریح دارند، اما کیفیت عروج او چندان معلوم نیست. هم چنین آیه یا روایتی نیافتیم که بر حضور آن حضرت در زمین دلالت داشته باشد، لکن بازگشت آن حضرت به زمین در زمان ظهور امام زمان (ع)از مسلمات مذهب شیعه است و بسیاری از اهل سنت نیز به آن قائلند.
اما راجع به حضرت خضر :در مورد حضرت خضر به صراحت و روشنى در قرآن مجید چیزى نیامده است جز آنکه در سوره کهف داستان مصاحبت او با حضرت موسى(ع) بدون ذکر نام وى آمده است. در مورد پیامبرى وى نیز اختلاف نظر وجود دارد برخى وى را از اولیاء الهى دانسته و برخى مانند علامه طباطبائى در المیزان چنین استنباط نموده که وى ازپیامبران بوده و نام و نسبش تالى بن مالک بن عامربن ارفخشید بن سام بن نوح است.
در هر صورت در روایات آمده است، آن شخصى که موسى(ع) به ملاقات او در مجمع البحرین شتافت و حوادث عجیبى که در همراهى او مشاهده کرد، حضرت خضر(ع) بوده است. هم چنین در روایات و اخبار آمده که او از همراهان ذوالقرنین بوده و در چشمه آب حیات خود را شستشو کرده است از همین جهت زنده است و مرگ در او راه ندارد (مگر به هنگام برقرارى قیامت). تفصیل داستان موسى و خضر وذوالقرنین را مى توانید در تفسیر سوره کهف مطالعه کنید.
ثالثا: پرسش از این شده که آیا درخواستی که از حق تعالی، در دعای عهد، راجع به خروج از قبر ، شده ، آیا قابل قبول است؟پاسخ این است که:
اولا ؛ قبول کردن یا نکردنش، مربوط به ما نیست؛وشاید به درجه تقرب فرد بستگی داشته باشد.
ثانیا؛ امکان این امر وجود دارد،که خداوند در آن روز مشخص، یعنی در روز ظهور ، عده ای را بنا بر لیاقتها یشان، ویا هر دلیل دیگری؛ زنده کرده و از قبربیرون آورد، چنانکه در مورد اصحاب کهف ویا عزیر نبی، چنین اتفاقی افتاد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.