رحمانیت خدا ۱۳۹۱/۱۱/۳۰ - ۲۷ بازدید

در پاسخ به این پرسش به نکات ذیل توجه فرمایید : ۱- بدون شک مناسبترین نام از نام هاى خدا براى دعوت به خضوع و سجده در برابر او همان نام پر جاذبه رحمان با مفهوم رحمت گسترده اش مى باشد، ولى مشرکان به خاطر کوردلى و لجاجت نه تنها انعطافى در برابر این دعوت نشان ندادند، بلکه به سخریه و استهزاء پرداخته و از روى تحقیر گفتند رحمان چیست؟ (وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ ) همانگونه که فرعون در برابر دعوت موسى ع گفت: و ما رب العالمین: پروردگار جهانیان چیست؟ (آیه ۲۳ سوره شعراء) آنها حتى حاضر نبودند بگویند کیست .
در پاسخ به این پرسش به نکات ذیل توجه فرمایید :
۱- بدون شک مناسبترین نام از نام هاى خدا براى دعوت به خضوع و سجده در برابر او همان نام پر جاذبه رحمان با مفهوم رحمت گسترده اش مى باشد، ولى مشرکان به خاطر کوردلى و لجاجت نه تنها انعطافى در برابر این دعوت نشان ندادند، بلکه به سخریه و استهزاء پرداخته و از روى تحقیر گفتند رحمان چیست؟ (وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ ) همانگونه که فرعون در برابر دعوت موسى ع گفت: و ما رب العالمین: پروردگار جهانیان چیست؟ (آیه ۲۳ سوره شعراء) آنها حتى حاضر نبودند بگویند کیست .
۲-مشرکان مى گفتند چرا پیامبر، خدا را به نامهاى متعددى مى خواند با اینکه مدعى توحید است قرآن در پاسخ آنها مى گوید:
بگو شما او را به نام اللَّه بخوانید و یا به نام رحمان هر کدام را بخوانید فرق نمى کند براى او نامهاى متعدد نیک است (قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى ).
این کوردلان حتى از زندگى روزمره خود غافل بودند که گاه براى یک شخص، یا یک مکان و مانند آن اسمهاى مختلفى مى گذارند که هر کدام معرف از زوایاى وجود او بود.
آیا با این حال تعجب دارد خدایى که وجودش از هر نظر بى نهایت است و منبع و سرچشمه همه کمالات، همه نعمتها و تمام نیکیها است و گرداننده اصلى همه چرخهاى این جهان مى باشد به تناسب هر کارى که انجام مى دهد و هر کمالى ک ه ذات مقدسش دارد نام مخصوص داشته باشد؟!.
اصولا خدا را با یک نام نمى توان خواند، و نمى توان شناخت، بلکه نامهاى او باید همچون صفاتش بى پایان باشد، تا بتواند بیانگر آن ذات شود، ولى از آنجا که الفاظ ما، مانند همه چیزمان، محدود است نمى توانیم جز نامهاى محدودى براى او پیدا کنیم و لذا معرفت و شناخت ما هم هر چه باشد محدود است، حتى پیامبر- ص- با آن وسعت روح مى فرماید: ما عرفناک حق معرفتک.
۳- در نزد اعراب مشرک کلمه رحمان شناخته شده بوده واین لفظ هر چند از صفات خداوند است ولی ا در نزد آنها معادل الله بوده است و هر گاه رحمن می گفتند منظورشان خداوند بوده است و در آیه ۸۱ زخرف منظور از این کلمه خداوند است واگر کلمه دیگری مثل عزیز و یا احد و یا رحیم در این آیه به کار می رفت معادل خداوند نبود بلکه هر کدام صفتی از صفات خداوند محسوب می شد و مناسب با این مقام نبود . دلیل بر این مدعا این است که در آیه ۶۰ سوره فرقان یعنی : وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُورا و نیز در آیه ۱۱۰ سوره اسراء یعنی :
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ ؛ لفظ الرحمن به معنای خداوند به کار رفته است و کلماتی که ذکر کرده اید هیچ کدام این قابلیت را ندارد .
تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص: ۳۲۶ (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: ۳/۱۰۰۱۱۲۱۳۹)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.