رد پیشنهاد ابوسفیان ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ - ۱۰۳۹ بازدید

چرا امیرالمؤمنین(علیه السلام) برای گرفتن خلافتش کمک و پیشنهاد ابوسفیان را رد کرد؟

به روایت شیخ مفید، ابوسفیان با بلندترین صدای خود، بنی هاشم و بنی عبدمناف را مخاطب قرار داد و گفت: «سوگند به خدا که اگر بخواهید من شهر مدینه را برای دفع ایشان از سواره نظام و پیاده نظام پر می کنم؛ در این حال امیرالمؤمنین(علیه السلام) او را از دور صدا زدند که: برگرد ای ابوسفیان! سوگند به خداوند که تو در این گفتارت، خدا را مدّ نظر نداشته ای! و همیشه در صدد کید و مکر برای اسلام و اهل اسلام بوده ای! و ما اینک به تجهیز جنازه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) اشتغال داریم! و هر مردی که هر عملی به جا آورد بر عهده خود اوست، و خود ضامن و نگهبان گناهانی است که مرتکب می شود»[ الإرشاد، ج 1، ص 190.]. درباره این پرسش، با توجه به گزارش های مندرج در سایر متون حدیثی و تاریخی، نکات ذیل بیان می گردد:
1. امام در سخن خود، نفاق و عدم صداقت ابوسفیان را عیان کرد؛ بدیهی است تکیه بر وعده کسی که پیشتر دشمن اول اسلام و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود، خلاف دوراندیشی بود. ازاین رو امیرمؤمنان(علیه السلام) ضمن اشاره به پیشینه او و تأکید بر فتنه گری وی، با پیشنهاد وی مخالفت کردند و فرمودند:
«و ما احتیاج به خیرخواهی تو نداریم».[ الطبری، تاریخ الطبری، ج 2، ص 237.]
گذر ایام، پرده از چهره واقعی ابوسفیان برداشت زیرا همو به هنگام انتقال خلافت به بنی امیه و بنی مروان با وقاحت تمام چنین می گفت: «هان ای بنی امیه! بکوشید و گوی زمامداری را از میدان بربایید (و به یکدیگر پاس دهید) سوگند به آنچه من به آن سوگند یاد می کنم! بهشت و دوزخی در کار نیست»[ تاریخ الطبری، ج10، ص 58؛ شرح نهج البلاغه، ج9، ص 53؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج6، ص 529.] .
2. با درنگ دوباره به راز سکوت امیرمؤمنان(علیه السلام) و بیعت ایشان با خلیفه نخست، این نکته مبرهن است که قیام و خیزش در آن شرایط جامعه اسلامی، برای اساس اسلام زیان بار بود و به نفع امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز تمام نمی شد؛ امام برای حیات دین و جلوگیری از شکستن صف مسلمانان سکوت کرد و بدیهی است پیشنهاد ابوسفیان مورد پذیرش حضرت نبود.
به گزارش ابن ابی الحدید، امام(علیه السلام) به ابوسفیان فرمود:
«إنک ترید أمرا لسنا من أصحابه و قد عهد إلی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) عهدا فأنا علیه؛ تو در پی انجام کاری هستی که ما اهل آن نیستیم. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با من عهدی نموده است که من بدان پای‌بندم.»[ شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید، ج 6، ص 18.]

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.