رضا خان-کشف حجاب ۱۳۸۸/۰۹/۲۳ - ۵۷۹ بازدید

در مورد کشف حجاب رضا خان مطالبی بیان کنید؟

هفدم دى ماه ۱۳۱۴ ، یادآور خاطره تلخ کشف حجاب اجبارى رضاخانى است . زمانى که یک پادشاه بى‌سواد و بى‌فرهنگ ، با ادعاى تجدد ، کوشید تا کشور ما را از تمامى سنت‌هایش جدا کند ، ایرانى نو بسازد و به گمان خودش ایران را وارد کاروان تمدن جهانى کند . کم نبودند روشنفکران و امیرانى که تصور مى‌کردند با تغییر لباس و رفتن چادر و حجاب و تراشیدن ریش و غیره ، ما متجدد و متمدن مى‌شویم و با اقتداى به اروپا و زن اروپایى ، وارد دنیاى مدرن مى‌شویم و پیشرفت مى‌کنیم . « زندخت » که از زنان متجدد و هوادار رضاشاه بود ، در شعرى چنین سرود : {S بگشا چشم و تماشا بکن اى دختر شرق # سعى مردانه زن‌هاى اروپایى را S} رضاخان که محصول سیاسى جریان روشنفکرى لائیک و امیدوار به غرب در ایران بود ، با حمایت سیاست خارجى و در چارچوب دخالت‌هاى مستقیم انگلیس در امور داخلى ما و همچنین به توصیه مشتى از روشنفکران غربگرا ، حجاب را به عنوان مهم‌ترین مانع بر سر راه ورود زنان به کاروان تمدن بشرى عنوان کرد . پس از آن ، با تمامى‌توان کوشید تا به هر قیمت شده حجاب را از سر زن ایرانى بردارد . وى که تفکر نظامى‌گرى داشت ، راه‌حل فیزیکى را برگزید و از طریق امنیه‌هاى خود ، در تمامى شهرها براى تحقق این هدف کوشید و به تمام معنا فاجعه آفرید . این اقدام که در برخورد مستقیم با یک سنت شرعى عمیق و ریشه‌دار بود ، کینه مردم را نسبت به پهلوى برانگیخت . شاید توده‌هاى مردم از نفوذ سیاست خارجى سر درنمى‌آوردند ، اما همه آنان درک مى‌کردند که رضاخان به دنبال بر باد دادن سنن شرعى آنهاست . قیام گوهرشاد یکى از واکنش‌هاى این واقعه بود که تا چندین دهه بعد ، به یاد آن در شهرهاى مختلف عزادارى مى‌شد . بدون تردید باید گفت ، این مسأله یکى از عمیق‌ترین ریشه‌هاى مخالفت با حکومت رضاخانى را در عمق جامعه مذهبى ایران پدید آورد .
مخالفتى که در نهایت به سرنگونى این دولت منجر شد . سالها گذشت و دولت ایران در سال ۱۳۲۲ ( ه . ش ) اجبارى بودن کشف حجاب را لغو کرد . از آن پس کسانى که به مرور بى‌حجابى را پذیرفته بودند ، همچنان بى‌حجاب ماندند . اما بخش عمده مردم مسلمان ایران حجاب خویش را حفظ کردند . در آستانه انقلاب اسلامى ، درست زمانى که مى‌رفت تا خروش مردمى خشمگین ، بساط حکومت ظالمانه پهلوى را بر اندازد ، ناگهان جمعیت عظیمى از زنان سیاهپوش سطح خیابان‌ها را پر کرد . بازگشت تدین در میان نسل جدید در قالب بازگشت حجاب خود را نشان داد . در ۱۶ شهریور ۱۳۵۷ زمانى که جمعیت تظاهر کننده در خیابان حرکت مى‌کرد خانم کاتوزیان همسر آقاى حاج سید جوادى ، آب و بیسکویت به زنان باحجاب مى‌داد ، اما آنان از گرفتن آن خوددارى کردند ، با این استدلال که او بى‌حجاب است . اعتراض خانم کاتوزیان به این که نباید ما راه خود را از یکدیگر جدا کنیم ، سودى نبخشید و تظاهرکنندگان متدین راه خود را از افراد بى‌حجاب جدا کردند ، حتى اگر آنان مدعى مبارزه با پهلوى بودند . این نکته‌اى است که در خاطرات این خانم با عنوان « از سپیده تا شام » ( ص ۴۴ ) آمده است . انقلاب اسلامى عنوان انقلاب حجاب به خود گرفت و طى هشت سال از زمان انتشار کتاب ( مسأله حجاب ) استاد مطهرى ( سال ۱۳۴۸ - ۱۳۵۷ ) این کتاب نزدیک به ده بار به چاپ رسید . این نشان مى‌داد که جامعه در مسیر یک تحول مذهبى ، آن هم در کادر حجاب قرار گرفته است . خوشبختانه در روزهاى پس از انقلاب ، حجاب به عنوان یک اصل در فرهنگ ایران اسلامى پذیرفته شد . یکى از مهم‌ترین دلایل آن هم این بود که حجاب هیچ‌گاه محدودیت به حساب نیامد و جمهورى اسلامى نشان داد که زنان با حجاب هم مى‌توانند در تمامى عرصه‌ها فعال باشند . آنان که با فرهنگ اسلامى در کشورهاى عربى و غیرعربى سر و کار دارند ، مى‌دانند که تقریبا پنج تا ده سال پس از انقلاب اسلامى ، به آرامى‌فرهنگ حجاب در سراسر دنیاى اسلام قوت گرفت .
هر سالى که مى‌گذشت ، حجاب در جهان اسلام نیرومند تر از گذشته مى‌شد . لبنان ، سوریه و مهم‌تر از همه ترکیه نمونه‌هاى خوبى هستند که مى‌توانند روند رو به رشد حجاب را طى بیست سال گذشته اثبات کنند . اکنون پس از گذشت ۲۵ سال از انقلاب اسلامى ، حجاب به صورت یک رمز ، سمبل و شعار در تمامى جهان اسلام و نیز میان مسلمانانى که به صورت اقلیت در کشورهاى غیراسلامى زندگى مى‌کنند درآمده است . حجاب تنها به عنوان یک امر شرعى مورد توجه نیست ، بلکه به عنوان یک نشان و یک علامت از بازگشت به سنت‌هاى اسلامى‌مورد توجه قرار گرفته است . جنبش‌هاى لائیک صفت ، در تمامى کشورهاى اسلامى ، حتى اگر ادعاى مسلمانى هم داشته باشند ، به طور مداوم به سمت سست کردن پایه‌ها و ارکان حجاب حرکت مى‌کنند ، زیرا حرکت آنها در راستاى هضم شدن در فرهنگ غربى است که به غلط نام فرهنگ جهانى به خود گرفته است . این در حالى است که سنت گرایان روى حجاب به عنوان یک امر اساسى و یک مسأله حیاتى پافشارى دارند . این برخورد ، یک نشان بسیار صریح از نوع و چگونگى حرکت‌هاى فرهنگى است که در جهان اسلام در جریان است . طى سالهاى اخیر بحث حجاب ، یکى از مباحث زنده در کشورهاى غربى بوده است . فرانسه که رسالت خود را در حفظ بنیادهاى اساسى لائیسم مى‌داند ، علمدار کشف حجاب اجبارى در این کشور شده است . در واقع ، شیراک خوب مى‌داند که حجاب یک شعار و یک رمز براى حفظ هویت اسلامى کسانى است که در دل فرهنگ غربى زندگى مى‌کنند . راه بازداشتن آنها از هویت پیشین آنان ، آن است که حجاب را به یک سوى گذارند و این رمز و شعار را از دست بدهند و تنها در آن صورت است که در فرهنگ جدید هضم خواهند شد . با کمال تاسف باید گفت در ایران تنها یک اعتراض رسمى از سوى سخنگوى وزارت خارجه نسبت به مطالب عنوان شده از سوى شیراک مطرح شد .
برخى از محافل دیگر هم اعتراضاتى محدودى داشتند . این در حالى که دانشگاه‌هاى ما به خصوص دانشگاه‌هایى مانند الزهراء و نیز جامعه الزهراء قم هیچ‌گونه تظاهراتى بر پا نکردند . حق آن بود که علاوه بر جامعه مدرسین قم ، جامعه روحانیت مبارز تهران و مجمع روحانیون مبارز در این باره بیانیه‌هاى رسمى صادر مى‌کردند . خوشبختانه در حال حاضر همچنان شاهد اعتراضاتى از سوى محافل مختلف اسلامى در نقاط مختلف از جهان اسلام و حتى اروپا و آمریکا هستیم . در داخل کشور نیز انتظار چنان است که دست کم گروه‌هاى مردمى و اسلامى غیردولتى در این‌باره اقدامات اعتراضى مختلفى را بر ضد موضع دولت فرانسه داشته باشند . {J رسائل حجابیه J}
( رسول جعفریان , ناشر : دلیل ما , پاییز ۱۳۸۰ ) مسأله حجاب در چارچوب دفاع از حقوق زن ، سالهاست که در کشورهاى اروپایى و به دنبال آن در کشورهاى اسلامى ، مطرح شده است . بحث از کشف حجاب در ایران تحت عناوینى همچون نهضت بانوان و نسوان ، نهضت آزادى زنان ، دفاع از حقوق زن و . . . در قالب ارائه نگرشى نو از زن و در دایره تعریف امروزین از حقوق بشر و جایگاه فلسفى بشر در نظام فکرى جدید غرب صورت گرفته است . کشف حجاب در ایران در عصر استبداد مدرن رضاخان با تأثیرپذیرى از غرب و تقلید کورکورانه از رخدادهاى ترکیه ، با زور سر نیزه ، قلدرى ، امنیه و شهربانى آغاز گردید . بحثهاى دینى و فکرى درباره حجاب که پیش از زمان رضاخان مطرح و در زمان او به اجبار تعطیل شده بود ، پس از شهریور ( ۱۳۲۰ ش ) بار دیگر فعال شد و طى سالهاى ( ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۰ ش ) و پس از آن چندین کتاب در این زمینه تألیف گردید . در این دوره ، علما در برخورد با بدعت کشف حجاب آثار فراوانى را تألیف کردند که بیشتر آنها به چاپ رسیده است . {J کشف حجاب , تهاجم بنیادى به فرهنگ اسلامى J}
کشف حجاب که یک تهاجم بنیادى به فرهنگ اسلامى محسوب مى شود طرحى استعمارى بود که رضاخان مجرى آن بود . استعمار در پى یافتن راههاى تهاجم به فرهنگ غنى و انسان ساز اسلام و مقابله با گسترش تعالیم مقدس این آئین الهى , سیاست شیطانى « اسلام زدایى » را در سه کشور افغانستان و ترکیه و ایران به مورد اجرا گذاشت و مبارزه اى جدى و پى گیر را با مظاهر اسلام هرچه که رنگ و صبغه دین و دین باورى داشت , آغاز نمود . در افغانستان امان الله خان ماموریت مى یابد با فرهنگ اسلامى مبارزه کند و راه را براى ترویج و گسترش جلوه هاى مبتذل فرهنگ غرب هموار نماید . در ترکیه این ماموریت استعمارى به مصطفى کمال پاشا معروف به آتاتورک سپرده مى شود و او با عزمى جزم ضمن مقابله مستقیم با اسلام , کشورش را براساس الگوهاى از قبل تعیین شده غربى اصلاح مى کند و فساد هرزگى و لاقیدى را به بدترین وجه گسترش مى دهد . در ایران رضاخان مامور اسلام زدائى و آماده سازى زمینه ها و شرایط ترویج و رونق فرهنگ مبتذل غرب مى شود . بدنبال طرحهاى از قبل پیش بینى شده , آتاتورک رئیس جمهور ترکیه رسما از رضاخان دعوت به عمل مى آورد و رضاخان با مسافرت به ترکیه بیش از پیش شیفته و فریفته فرهنگ و مظاهر غربى مى شود و اقدامات آتاتورک به شدت در روح او تاثیر مى نهد و در همانجا تصمیم مى گیرد که پس از بازگشت به ایران با شدت هرچه تمامتر به تغییر و تحول در آداب و رسوم و لباس مردم ایران بپردازد و کشور را سرتاسر همه غربى کند . رضا شاه با مطرح کردن تغییر لباس و کلاه مبارزه آشکار و علنى خود را با اسلام آغاز کرد . او پس از اجبارى کردن استفاده از کلاه اروپایى ( شاپو ) به مساله تغییر لباس و کشف حجاب پرداخت .
با مطرح شدن کشف حجاب و از سر برداشتن چادر که نشانه عفاف و پاکى و وسیله صیانت و پاسدارى از ناموس و شرف زن مسلمان محسوب مى شد , مخالفت مردم متدین آغاز شد . مخالفتها و مبارزات مردم مسلمان با دستگیرى روحانیون و کشتار مردم سرکوب مى شود و بدین ترتیب زمینه هاى مناسب بر مطرح کردن علنى و گسترده منع حجاب آماده مى گردد . با این وصف رضاخان و دار و دسته اش تصمیم مى گیرند ابتدا از دربار شروع کنند و باکشف حجاب خانواده سلطنتى و وزرا راه را براى گسترش بى حجابى و فحشا عمومى هموار سازند . محمود جم نخست وزیر مزدور و خائن وقت در پاسخ به رضا شاه که مى گوید « چطور است این تحول را از اندرون دربار شروع کنیم » مى گوید : « اگر اجازه بفرمائید در روز افتتاح دانشسراى مقدماتى تهران علیاحضرت ملکه و علیا حضرت شاهدخت ها به اتفاق اعلیحضرت در محل جشن حاضر شوند . ضمنا به همه بانوان وزرا و رجال نیز دستور خواهیم داد که بدون حجاب در این جشن حضور یابند . » رضاشاه این طرح را مى پذیرد و قرار مى شود که آنرا در هیات دولت مطرح و به تصویب برسانند . او در جلسه هیات دولت مى گوید : « شرکت همسر و دختران من در جشن افتتاح دانشسراى مقدماتى باید سرمشقى براى همه زنان و دختران ایرانى مخصوصا خانمهاى شما وزراى مملکت باشد . ممکن است ابتدا این عمل سروصدا و جنجال زیادى بپا کند , ولى بهرحال کارى است که باید انجام بشود . ما با هوچى بازى و تعصب هاى خشک نمى توانیم کاروان ترقیات مملکت را عقب نگهداریم . زن باید از این چادر سیاه آزاد بشود ! » روز موعود فرا مى رسد . ۱۷ دى ماه ۱۳۱۴ رضاشاه با همسرش و شمس و اشرف پهلوى که براى اولین بار حجاب از سر برداشته و با شکل جدید غربى در اجتماع ظاهر مى شدند , وارد دانشسراى مقدماتى شدند .
بانوان وزرا نیز براى اولین بار بدون پوشش در مراسم افتتاح دانشسراى مقدماتى شرکت مى کردند . پس از توزیع جوائز فارغ التحصیلان , رضاشاه به سخنرانى پرداخت او در بخشى از سخنانش اعلام نمود : « بى نهایت مسرورم که مى بینم خانمها در نتیجه دانائى و معرفت به وضعیت خود آشنا شده و پى به حقوق و مزایاى خود برده اند . . . شما خانمها این روز را یک روز بزرگ بدانید و از فرصت هایى که دارید براى ترقى کشور استفاده نمائید ! شما خواهران و دختران من , شما تربیت کننده نسل هاى آینده خواهید بود و شما هستید که مى توانید آموزگاران خوبى باشید و افراد خوبى از زیر دست شما بیایند ! » بدین سان حجاب و نجابت زن ایرانى توسط مزدور و مامور استعمار غرب یعنى رضاشاه هتک گردید و بجاى دروازه تمدن , دروازه فساد و هرزگى و بى بندوبارى بروى مردم ایران گشوده شد و غیرت و شرف مردان منکوب و ناموسشان در معرض دید و تماشاى دیگران قرار گرفت . این آغاز کار و ابتداى راه بود . مراحل بعدى تاسیس عشرتکده ها , مراکز عیش و نوش و رقص و آواز و برهنگى و آزادى جنسى زنان و مردان بود و این سوغات بزرگ تمدن غرب چه زود فراگیر شد و زنان و مردان ایرانى با ولع و اشتیاق تمام , حتى مشتاق تر از زنان و مردان دنیاى متعفن غرب , در سراشیبى سقوط در منجلاب فساد و فحشا قرارگرفته و به ابتذال و بى هویتى و شهوت گرایى محض مانوس شدند . در این میان تنها زنان و مردان با ایمان بودند که از شرف و ناموس خویش در آن شرایط سخت و رنجزا صیانت و پاسدارى نموده و تحت تاثیر جاذبه هاى فریبنده جنسى که کارگزاران استعمار به تبلیغ و ترویج آن همت مى گماشتند قرار نگرفته و پرورش دهنده نسلهایى شدند که امروز در اوج ایمان و صلابت و قدرت در مقابل همه دنیاى کفر و الحاد ایستاده و هر روز جبهه جدیدى فتح مى کنند .
رضاخان به روش « استعمار کهنه » یعنى مقابله مستقیم و آشکار با فرهنگ اسلام به مبارزه پرداخت و چادر را از سر زنان برگرفت و فساد و بى بندوبارى را گسترش داد و آن کرد که کرد . پس از رضاخان پسرش محمدرضا با روش « استعمار نو » یعنى نه با حمله آشکار و علنى به مقدسات و حجاب و عفاف زنان , که استفاده از حجاب را آزاد گذاشت و در عین حال بطور مخفى و غیرمستقیم با حجاب مبارزه کرد و باید اذعان داشت که این روش بسیار موثر و کارآمد و نتیجه بخش بود , بگونه اى که در طول دوران مرموز روشنفکران غرب زده , و با استفاده از حربه « هنر » یعنى قصه و شعر و نقاشى و موسیقى و فیلم و مجله و کتاب . . . حقایق آنسان بر مردم ایران مشتبه گردید که فساد جنسى و بى غیرتى و فحشا تن فروشى زنان و دختران , « ارزش » و « آزادى » و « تمدن » و « پیشرفت » نام گرفت و ابتذال و پوچى و بى هویتى و از خودبیگانگى همه گیر و عمومى گشت . ( از کشف حجاب رضاخان تا منع حجاب ، رسول جعفریان )

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.