رفاقت با شهید ۱۳۹۷/۰۸/۲۰ - ۲۶۱۰۶ بازدید

سلام.منظور از رفیق شهید چیست؟چگونه باید رفیق شهید انتخاب کرد؟اثرات و برکات داشتن رفیق شهید چیست؟میتوان جمعی از شهدای یک محل را رفیق انتخاب کرد؟
لطفا راهنمایی کنید.
تشکرفراوان

دوست گرامی. رفاقت با شهدا خودش یکی از راه های خودسازی و سلوک و تغییر ایجاد کردن در خود است. امیدواریم با آشنایی با این روش بتوانید در خودتان تغییرات مثبت خوبی ایجاد نمایید.
الف ) رفیق در تعریف مرسوم، به معنای «هم‌راه»، «دوست» و «یار» است.
هیچ کسی نیست که به شهداء سلام بدهد و آنها را دوست داشته باشد و آنها با او رفیق نشوند. این که لفظ "رفیق" به کار می رود به این دلیل است که آنها خودشان را آن قدر به آدم نزدیک می کنند که دیگر از مرحله آشنایی و دوستی فراتر می رود و واقعا با آدم رفیق رفیق می شوند. حال اگر کسی بخواهد قدم پیش گذارد و با آنها رفیق بشود، این مرحله فراتر هم می رود شهدا با او می شوند اخوی و به اصطلاح داداش.
این بستگی دارد که تا چه اندازه دلمان برای شهداء بتپد و با آنها صمیمی باشیم. خیلی ها مدعی اند که سال های سال با شهدا بوده اند و روزگاری، تمام فکر و ذکرشان با آنها سپری شده، اما امروز که در سرمای دنیازدگی همه چیز یخ زده است، حتی اندک حرارتی از گرمای خاطرات آنها را حس نمی کنند. چرا که دنیای شهدا، دنیای یخ زده نیست.
بسیاری دوست دارند بدانند که چطوری می شود با شهدا دوست شد. این پرسش خوبی است اما برای پیدا کردن پاسخ فکر می کنم باید پای صحبت چند نفر بنشینیم و با همدیگر چند نمونه را بشنویم.
1 - یک بسیجی:
«باور کردنش سخت است اما یکی از بچه ها پس از 12 سال هر وقت دلش می گیرد به گلزار می رود. بعد برای دیدن بچه ها جلوی عکس هایشان می ایستد و با آنها حال و احوال می کند. او آن قدر جالب با آنها صحبت می کند که اگر ندانی فکر می کنی دارد با یک آدم زنده خوش و بش می کند. در میان حرفهایش سراغ بچه های دیگر را می گیرد. گله می کند. جک می گوید و حتی شکایت می کند. مثلا یکی از بچه های مفقودالاثر، چندین ماه بود که به خوابش نیامده بود و شکایت او را به فرمانده گردان شهیدش می کرد و رسما با عصبانیت و به همراه چند بدوبیراه خودمانی می گفت: «من هر روز پس از نماز صبح دعایش می کنم، اما او به خوابم نمی آید.» یا این که گزارش هفتگی بچه ها را برای آنها ارائه می داد. بچه هایی که گرفتاری برایشان ایجاد شده یا به دنیا آلوده شده اند و... این کار او ادامه داشت تا این که دو ماه با شهدا قهر کرد و می گفت:«خیلی بی معرفتند. دیگه تا کی... آخه قول دادند.»
و اینها را وقتی که تنهایی خودش را در گلزار با شهدا تقسیم می کرد، به آنها می گفت. شاید کسی باور نکند، اما من مطمئنم که او با شهداء رفیق است و بالاتر از آن این که شهدا هم با او رفیق اند.»
2- یکی از بچه های تفحص
«شاید باور نکنید و اصلا مگر قرار است همه چیز را همه کس باور کنند. این حرف ها هم که زده می شود، برای آدم های عاقل باور کردنش سخت است و اصلا چه ارزشی دارد که باور بکنند یا نکنند. دنیا ارزانی آنها و این خاک ها و خاطراتش هم ارزانی ما. بگذریم.
توی دنیای بچه های تفحص، اولین شرط، رفاقت با شهداست. به قول خودمان اگر کسی با شهدا رفیق نباشد مجوز کار نمی گیرد. خودشان هم نمی گذارند که غیر رفیق اینجا بیاید. باید با شهدا اول رفیق بود تا بتوان ارتباط پیدا کرد، آن هم رفاقت صمیمی.
به خودشان سوگند، بچه های اینجا [تفحص] با شهدا حرف می زنند و اصلا آیه "ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله" را به عین تفسیر شده می بینند. وقتی با شهیدی می نشینی و حرف می زنی چند ساعت نمی گذرد که در خواب با تو حرف می زند و دستت را می گیرد وبه پای محل شهادتش می برد. این با عقل جور در می آید!؟
این جدای از رفاقت های دیگر است. شما تا به حال دیده اید که چند جوان مدتی که دورهم جمع می شوند. پس از چند روز که می خواهند از هم جدا شوند، غم و اندوه تمام وجودشان را فرا می گیرد. هر کسی سعی می کند در آن لحظه از رفیق هایش یادگاری، دست نوشته یا شماره تلفنی بگیرد و با نگاه به یکدیگر، چهره دوستان را به خاطر بسپارد. اینجا هم همین گونه است.
شهیدی نیست که پس از چند روز ماندن در معراج با بچه ها رفیق نشود. رفقای اینجا آن قدر با معرفت اند که تنها با چند قطره اشک و یا یک یا حسین علیه السلام، جواب آدم را می دهند. رفقای شهر باید رفاقت را از اینها یاد بگیرند.»
3- یکی از فرماندهان جنگ
«من هنوز که هنوز است با بچه های بسیجی گردان هایی که فرمانده آنها بوده ام، ارتباط دارم. این ارتباط، علاوه بر ارتباط با بچه های بسیجی در قید حیات است. خیلی وقت ها که دلم از اوضاع فرهنگی جامعه می گیرد به سراغ آنها می روم. آن هم بچه های کم سن و سالی که نه سواد آن چنانی داشته اند و نه مقام و جایگاه حکومتی و مادی بالا. مثلا جوان سیدی را می شناختم که تک تیرانداز گردان بود و از خانواده ای محروم. پس از شهادت او هر نیاز و حاجتی دارم به سر مزارش می روم و او را قسم می دهم به مادر پهلو شکسته اش و خیلی سریع جواب می گیرم. این رفاقت، با بچه های دیگر نیز به همین منوال است. چرا که اصل رفاقت و صمیمیت اساسی ترین اصل حاکم در میان بچه های بسیجی دوران جنگ بود، نمی شد غریبه ای وارد جمع بچه های شاد و با نشاط بسیجی بشود و پس از یک ساعت با چند تن از آنها رفیق صمیمی نشود. این فقط ناشی از اخلاص بالای آنها بود.»
بعید می دانم کسی باشد که نتواند از میان این سه نمونه پاسخ پرسش خودش را پیدا نکرده باشد. فکر می کنم مشکل امروز ما، در خیلی از چیزهایی که فکر می کنیم، نیست. مشکل ما این است که جامعه امروز، فهم خیلی از چیزها برایش سخت شده است و این تقصیر آنها نیست. تقصیر ماست که نمی توانیم مثل شهدا زندگی کنیم و نمونه های عینی شهدا را به جامعه نشان بدهیم. مشکل ماست که با شهدا قهرکرده ایم و از آنها دور شده ایم، اما آنها هنوز هم با ما رفیق اند، نمی بینید که پس از سال های سال وقتی دیده اند که ما کاری از پیش نمی بریم، خودشان به دیدن ما در شهرها آمده اند. ب ) مراحل انتخاب رفیق شهید
گام اول:
انتخاب شهید
به یه گردان نگاه کن
به صورت شهدا نگاه کن
به عکسشون، به لبخندشون
ببین کدوم رو بیشتر دوس داری
با کدوم یکی بیشتر راحتی؟! گام دوم:
عهد بستن با دوست شهیدت
یه جایی بنویس؛ البته اگه ننوشتی هم اشکال نداره.
با دوست شهیدم عهد میبندم پای رفاقت او تا لحظه ی مرگم خواهم بود و از تذکرات دوستانه ی خود به هیچ وجه روی نمیگردانم. گام سوم:
شناخت شهید
تا میتونی از دوست شهیدت اطلاعات جمع آوری کن.
عکس، فیلم، صوت، کتاب و وصیت نامه.. گام چهارم:
هدیه ثواب اعمال خود به شهید
از همین الان هرکار ثوابی که انجام میدی،
فقط یه جمله بگو:"خدایا! ثواب این عملم برسه به دوست شهیدم."
طبق روایات نه تنها ازت چیزی کم نمیشه، بلکه با برکت تر هم میشه!
شهید، اونقدر مقام بالایی داره که نیازی به ثواب کار ما نداشته باشه!
تو با این کار خلوص نیت و علاقت رو به شهید نشون میدی! گام پنجم:
درگیر کردن خود با شهید.
در طول روز باهاش درد دل کن . باهاش حرف بزن. آرزوهاتو بهش بگو.. گام ششم:
عدم گناه در حضور رفیق
روح شهید تا گام پنجم بسیار از شما راضیه
ولی آیا در حضور دوست معنویت میتونی گناه کنی؟ گام هفتم:
اولین پاسخ شهید
کمی صبر و استقامت در گام ششم، آنچنان شیرینی برای شما داره که در گام بعدی گناه کردن براتون سخت میشه..
دعوت میشی به قبور شهدا و راهیان نور و ... گام هشتم:
حفظ و تقویت رابطه تا شهادت(مرگ)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
واقعا وقتی با یه شهیدی رفیق میشیم اونم با ما رفیق میشه و همیشه کنارمونه ؟
پرسمان
سلام علیکم، انشاء الله ؛ درک مقام شهید از توان و ظرفیت فهم ما خارج است و تنها منبع وحی الهی است که شمه ای از این مقام را برای ما بازگو فرموده است: «ولا تقولوا لِمَن یقتَلُ فی سَبیل الله اَموات بل احیاء ولکن لاتشعرون؛ برای کسانی که در راه خدا کشته می شوند نگویید مردگانند (کلمه اموات را درباره شهدا به کار نبرید) بلکه آن ها زنده اند، لکن شما درک نمی کنید.»
این آیه ضمن آن که بر زنده بودن شهدا تأکید می ورزد، درک این مقام را از حیطه شعور و فهم بشر در این دنیا خارج می شمارد. در حالی که در آیه فوق از به کار بردن تعبیر اموات در مورد شهدا نهی می کند، در آیه ای دیگر از پندار مرده بودن آنان نیز نهی فرموده است که نه فقط به زبان نگویید آن ها مرده اند بلکه به دل نیز راه ندهید. «ولا تحسبنَّ الَذین قُتِلوا فی سَبیل الله امواتاً بل احیاءٌ عند ربّهم یرزقون؛ کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده می پندارید، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.»
میهمان
یه دختر وقتی با شهیدی رفیق باشه اشکالی داره ؟
پرسمان
سلام علیکم، نه رفاقت با شهید برای الهام گیری از آنها و پیروی از راهشان اشکالی ندارد
میهمان
رفیق شهید برای دختر ها یا زنان مثله نامحرم هستش؟؟؟
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. احکام محرم و نامحرم مربوط به زنده ها است.
میهمان
سلام.. وقتتون بخیر..ببخشید یه سوال داشتم خدمتتون
"رفیق شهید شهیدت میکنه"
دقیقا چه مفهومی داره؟؟
یعنی اگه با شهیدی انس بگیری بالاخره توهم به مقام شهادت میرسی؟؟؟؟
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی جهت دریافت پاسخ به نکات زیر توجه نمایید :
یکی لز راههای رسیدن به شهادت رفیق شدن با شهدا و الگو قرار دادن آنهاست .
الف ) وظیفه مهم
آرزوی شهادت در راه خدا بسیار پسندیده است و نشان از روحیه ایمانی و جهادی دارد, اما وظیفه مهم ما گام برداشتن در راه نورانی شهدا و الگو قرار دادن آنها در زندگی است. دعا سلاح مومن است . نباید از این سلاح و آثار آن غافل شد. اما بانید دفاع از دین و ارزش های الهی و اسلامی و انجام وظایفی که از طرف خداوند به عنوان مسلمان مؤمن بر عهده ما گذاشته شده و منطبق کردن برنامه زندگی با دستورات دین و قرآن و سنت معصومین (ع) همان راه روشن و سعادت بخش شهدا است.اگر در این راه گام برداریم در مسیر شهادت قرار گرفته ایم و از ثواب و پاداش شهیدان بهره مند می شویم هر چند به شهادت هم نرسیم. باید روحیه شهید و شهادت را همواره در وجود خویش حفظ کنیم و این وظیفه مهم کنونی ما است. اگر در راه شهدا و در مسیر تحقق بخشیدن به هدف عالی آنها که همان حاکمیت دین الهی و دستورات قرآن و ایجاد جامعه ای توحیدی و اسلامی گام برداشتیم، به مسؤلیت مهم خود عمل شویم هر چند به ظاهر به شهادت هم نرسیم. تاکید می‌کنم: ما در همه‌ی عرصه‌ها مامور به وظیفه‌ایم و لو نتیجه‌ی دلخواه ما حاصل نشود. ب ) راه رسیدن به شهادت
گوهری است که ارزان بدست نیامده و نصیب هر کس نخواهد شد. لذا برای پاسخ به سؤال شما باید ببینیم شهدا چه کردند که خداوند آنان را به این مقام والا رساند و از جام عشعقش به آنها نوشاند.
«سیره شهدا»:
سردار شهید قاسم سلیمانی در نخستین سالگرد شهید مدافع حرم سردار شهید حسین بادپا اظهار داشت: اگر خواهان اتصال به قافله شهدا هستیم باید بدانیم رسم رسیدن به شهدا همان رسم، خط و سیره‌ای است که حسین بادپا از آن مراقبت کرد و به معبود و خواسته خود نائل شد و خداوند هم خواسته او را اجابت کرد.
شهدا محور زندگیشان را خدا قرار دادند و این برای همه افراد ممکن است. اگر انسان به آنچه خدا امر کرده عمل کند و از هرآنچه نهی کرده اجتناب نماید، به قرب حق تعالی خواهد رسید و شهدا و اولیاء الهی این فرمول را در زندگی به عنوان اصل در نظر داشتند.
با مطالعه ی اجمالی از زندگی نامه شهدا در می یابیم که آنها در زندگی برای خود اصولی داشتند که به برخی از آنها اشاره نموده و ویژگی های بارز آنها را بیان می کنیم:
۱-انجام واجبات و ترک محرمات
مهمترین موضوعی است که هر مسلمانی باید در راستای آن تلاش کند. برای شناخت دستورات عملى ابتدا لازم است که به رساله هاى علمیه مجتهدین کرام رجوع شود و در کنار آن کتب اخلاقی بزرگان را مطالعه نمود.
البته بسیاری از افراد ممکن است با دستورات الهی کاملا آشنا بوده و از حرام و حلال الهی مطلع باشند، ولی به هنگام بروز خواهش های نفسانی و وسوسه های شیطان از فرامین الهی سرپیچی نمایند. امام سجاد (علیه السلام) مى فرمایند: «من عمل بما افترض الله علیه فهو من اعبد الناس؛ هر کس به آنچه خدا بر او واجب کرده عمل کند از عابدترین مردم مى باشد». بنابراین انجام واجبات و ترک محرمات بر هر چیزى ترجیح دارد.
۲ - همت و تلاش برای رسیدن به مقصود
هر قدر هدف انسان بزرگ باشد، همت و تلاش او نیز باید بیشتر باشد! چه هدفی بالاتر و برتر از کسب سعادت ابدی؟ که این سعادت حاصل نمی شود، الا در مبارزه ی با نفس اماره و پیروز و غالب شدن بر تمایلات و خواهش های او. شهدا در این عرصه از هیچ تلاشی دریغ نمی کردند.
بنابراین باید آستین همت را بالا زده، در راه رسیدن به مقصود, از خطرهای راه نهراسیده و تصمیم بگیریم و تلاش کنیم تا موانع راه را کنار بزنیم.
۳- انس با قرآن
قرآن نقشه ی راهی است که از طرف محبوب به سمت محب فرستاده شده است، تا بندگان، با خواندن آن و حرکت در مسیری که توسط قرآن راهنمایی شده، به خدای مهربان برسند. قرآن داروخانه ای است مجهز, که برای هر نوع بیماری، دارویی ویژه تجویز کرده که محال است با استفاده ی از آن, مریض بهبودی نیابد!
شهدا همواره با خود قرآن جیبی همراه داشتند و هر فرصتی که پیدا می کردند از انوار قرآن بهره مند می شدند.
استاد علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) می فرمایند: «انسان قرآنی باش؛ یک درس را قرآن قرار دهید؛ در پیشگاهش به درس بنشینید, استاد هم خدا باشد. قرآن کریم صورت کتبیه انسان کامل است؛ هر قدر به قرآن تقرب بجویی به انسان کامل, نزدیکتر شده ای؛ پس بنگر بهره ات از قرآن چقدر است؟ زیرا حقایق آیات آن در حقیقت درجات ذات تو و مدارج آن نردبان عروج و تکامل توست.» (صراط سلوک, ص ۲۷)
۴- توسل به اهل بیت
اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) واسطه های فیض الهی هستند؛ یعنی هر خیری از کانال آنها به بندگان می رسد. همچنین آنها باب الله هستند؛ یعنی راه رسیدن به قرب حق تعالی از طریق آنها حاصل می شود. شهدا یکی از عوامل مهم پیروزی در بسیاری از عملیاتها را توسل، به ویژه توسل به خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها) نام بردند.
۵- اخلاص
شهدا با نیتی پاک و الهی در عرصه عمل تلاش می نمودند. تنها رضایت خدای رحمان، مدنظرشان بود ولا غیر.
۶- محبت به خانواده و به ویژه والدین
سراسر زندگی پربرکت شهدا، گواهی می دهد که آنها مسیر حقیقی را یافته بودند که یکی از مهمترین راههای وصول به حضرت حق، از طریق خانواده است.
۷- صبر و بردباری و استقامت در مسیر عبودیت
استقامت نقش کلیدی دارد. چه بسا ابتدای راه، شیطان و لشکریانش بسیج شوند تا انسان را از بندگی حق تعالی باز دارند؛ اما وقتی استقامت بنده را ببینند شکست خورده و مغلوب می گردند.
خداوند تبارک و تعالى به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) در قرآن چنین خطاب مى کند: «فاعبده واصطبر لعبادته؛ او را عبادت کن و در راه پرستش او شکیبا باش»،(مریم، آیه ۶۵). حضرت على (علیه السلام) مى فرمایند: «دوام العباده برهان الظفر بالسعاده؛ عبادت دوام دار و همیشگى، دلیل قاطع ظفر و دستیابى به سعادت و خوشبختى است.» (الغرر والدرر، باب العباده، ص ۲۴ و ۳۱۸)؛
۸- ارتباط با اهل علم و عمل
خاصیت همنشینی رنگ پذیری است. شهدا در انتخاب همنشین دقت داشتند و با علماء مجالست می نمودند.
۹- شهدا خدای سبحان را همواره حاضر و ناظر بر اعمال خود می دیدند.
اگر آدمی حضور خدا را در همه جا حس کند، بسیار موثر است تا تقوای حضور را در محضر خداوند متعال حفظ نماید و این آیه را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهد «هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ؛ و هر جا که باشید همراه شماست و به هر کارى که مى کنید بیناست». [حدید/۴]
در حقیقت این کنترل همیشگی و درونی، فرد را قادر می سازد، در عرصه های مختلف زندگی به انواع آلودگی نیالاید.
۱۰- پرهیز از صفات زشت و ملبس شدن به صفات نیک اسلامی
برای رسیدن به این مقصود، می‌توانید از مطالعه ی زندگی بزرگان استفاده کنید. افرادی چون امام خمینی (رحمةالله علیه)، شهید چمران، شهید همت و شهدای دیگر که با خواندن خاطرات آنها انسان به وجد آمده و انگیزه ای در او پیدا می‌شود، از منابعی هستند که این انگیزه را تقویت می‌کنند.
۱۱- ایمان به هدف
خدمت رسانی و کمک به همنوع و تواضع نیز از دیگران صفات بارز شهدا بود.
دوست خوبم؛ برایت زندگی پراز معنویت، همراه با رشد و شکوفایی را آرزو می‌کنیم. ج ) دعا برای طلب شهادت
شاید در کتب ادعیه، سرفصلی با این عنوان وجود نداشته باشد، امّا ضمن دعاهای مختلف کوتاه و بلند، مضامینی در این مورد مشاهده می شود که می توان همان بخش از دعا را در نماز خوانده و رسیدن به فوز شهادت را از پروردگار درخواست کرد. برخی از این دعاها عبارتند از:
۱. "اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِی سَبِیلِک".[۱]
۲. "وَ اجْعَلِ الْوَفَاةَ نَجَاةً لِی مِنْ کُلِّ شَرٍّ وَ اخْتِمْ لِی عَمَلِی بِالشَّهَادَة".[۲]
۳. " إِلَهِی وَ خَالِقِی وَ مَوْلَایَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اخْتِمْ لِی بِالشَّهَادَةِ وَ الرَّحْمَة".[۳]
۴. " فَإِذَا کَانَ مَا لَا بُدَّ مِنْهُ الْمَوْتُ فَاجْعَلْ مَنِیَّتِی قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ بِیَدِ شِرَارِ خَلْقِکَ مَعَ أَحَبِّ خَلْقِکَ إِلَیْکَ مِنَ الْأُمَنَاءِ الْمَرْزُوقِینَ عِنْدَکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین ".[۴]
۵. "وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِی قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ مَعَ أَوْلِیَائِکَ تَحْتَ رَایَةِ نَبِیِّک".[۵]
۶. " وَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ وَ قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ مَعَ وَلِیِّکَ فَوَفِّقْ لَنَا".[۶]
۷. "وَ ارْزُقْنِی أَشْرَفَ الْقَتْلِ فِی سَبِیلِکَ أَنْصُرُکَ وَ أَنْصُرُ رَسُولَکَ أَشْتَرِی الْحَیَاةَ الْبَاقِیَةَ بِالدُّنْیَا."[۷]
پی نوشتها :
[۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۹۵، ص ۳۶۷، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق.
[۲]. همان، ج ۹۱، ص ۲۳۹.
[۳]. همان، ج ۹۴، ص ۳۳۱.
[۴]. همان، ج ۹۴، ص ۲۶۱.
[۵]. همان، ج ۹۴، ص ۳۷۶.
[۶]. همان، ج ۹۵، ص ۱۱۷.
[۷]. همان، ج ۹۱، ص ۲۳۹.
میهمان
سلام
وقت تون بخیر💙
آیا میشه که با چند تا شهید رفیق بود؟ آخه من توی خیلی از سایت ها دیدم که گفته شده بود که حتما حتما فقط یه شهید رو انتخاب کنیم...
و اینکه اگه قبلا‌ چند تا رفیق شهید داشتیم و الان بخوایم طبق گفته بالا با یکی شون رفاقت رو ادامه بدیم آیا بقیه شهدا که قبلا باهاشون رفیق بودیم از ما ناراحت نمیشن؟!
خواهش می کنم جواب سوالامو بدین
منتظر جوابتون می مونم
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، نیاز نیست رفاقت با شهدای دیگر کنار گذاشته شود ، بلکه یک شهید را انتخاب کرده و به عنوان رفیق اصلی قرار دهید و در کنار این رفیق شهید می توان با شهدای دیگر هم ارتباط داشت .
میهمان
من خیلی دوست دارم یه رفیق شهید داشته باشم که توی دنیا دستم رو بگیره ولی خجالت میکشم به عکساشون نگاه کنم و باهاشون حرف بزنم از بس گناهام زیاده...چندبار تلاش کردم که با شهدا ارتباط بگیرم متأسفانه موفق نشدم...نمیدونم چیکار کنم؟
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی جهت دریافت پاسخ به نکات زیر توجه نمایید :
الف ) وظیفه مهم
رفیق شدن با شهدا بسیار پسندیده است و نشان از روحیه ایمانی و جهادی دارد, اما وظیفه مهم ما گام برداشتن در راه نورانی شهدا و الگو قرار دادن آنها در زندگی است. دعا سلاح مومن است . نباید از این سلاح و آثار آن غافل شد. اما بانید دفاع از دین و ارزش های الهی و اسلامی و انجام وظایفی که از طرف خداوند به عنوان مسلمان مؤمن بر عهده ما گذاشته شده و منطبق کردن برنامه زندگی با دستورات دین و قرآن و سنت معصومین (ع) همان راه روشن و سعادت بخش شهدا است.اگر در این راه گام برداریم در مسیر رفاقت با شهدا قرار گرفته ایم . باید روحیه شهید و شهادت را همواره در وجود خویش حفظ کنیم و این وظیفه مهم کنونی ما است. اگر در راه شهدا و در مسیر تحقق بخشیدن به هدف عالی آنها که همان حاکمیت دین الهی و دستورات قرآن و ایجاد جامعه ای توحیدی و اسلامی گام برداشتیم، به مسؤلیت مهم خود عمل کرده ایم و زمینه رفاقت با شهدا را آماده کرده ایم . تاکید می‌کنم: ما در همه‌ی عرصه‌ها مامور به وظیفه‌ایم و لو نتیجه‌ی دلخواه ما حاصل نشود. ب ) راهرفیق شدن با شهدا
گوهری است که ارزان بدست نیامده و نصیب هر کس نخواهد شد. لذا برای پاسخ به سؤال شما باید ببینیم شهدا چه کردند که خداوند آنان را به این مقام والا رساند و از جام عشقش به آنها نوشاند.
«سیره شهدا»:
سردار شهید قاسم سلیمانی در نخستین سالگرد شهید مدافع حرم سردار شهید حسین بادپا اظهار داشت: اگر خواهان اتصال به قافله شهدا هستیم باید بدانیم رسم رسیدن به شهدا همان رسم، خط و سیره‌ای است که حسین بادپا از آن مراقبت کرد و به معبود و خواسته خود نائل شد و خداوند هم خواسته او را اجابت کرد.
شهدا محور زندگیشان را خدا قرار دادند و این برای همه افراد ممکن است. اگر انسان به آنچه خدا امر کرده عمل کند و از هرآنچه نهی کرده اجتناب نماید، به قرب حق تعالی خواهد رسید و شهدا و اولیاء الهی این فرمول را در زندگی به عنوان اصل در نظر داشتند.
با مطالعه ی اجمالی از زندگی نامه شهدا در می یابیم که آنها در زندگی برای خود اصولی داشتند که به برخی از آنها اشاره نموده و ویژگی های بارز آنها را بیان می کنیم:
۱-انجام واجبات و ترک محرمات
مهمترین موضوعی است که هر مسلمانی باید در راستای آن تلاش کند. برای شناخت دستورات عملى ابتدا لازم است که به رساله هاى علمیه مجتهدین کرام رجوع شود و در کنار آن کتب اخلاقی بزرگان را مطالعه نمود.
البته بسیاری از افراد ممکن است با دستورات الهی کاملا آشنا بوده و از حرام و حلال الهی مطلع باشند، ولی به هنگام بروز خواهش های نفسانی و وسوسه های شیطان از فرامین الهی سرپیچی نمایند. امام سجاد (علیه السلام) مى فرمایند: «من عمل بما افترض الله علیه فهو من اعبد الناس؛ هر کس به آنچه خدا بر او واجب کرده عمل کند از عابدترین مردم مى باشد». بنابراین انجام واجبات و ترک محرمات بر هر چیزى ترجیح دارد.
۲ - همت و تلاش برای رسیدن به مقصود
هر قدر هدف انسان بزرگ باشد، همت و تلاش او نیز باید بیشتر باشد! چه هدفی بالاتر و برتر از کسب سعادت ابدی؟ که این سعادت حاصل نمی شود، الا در مبارزه ی با نفس اماره و پیروز و غالب شدن بر تمایلات و خواهش های او. شهدا در این عرصه از هیچ تلاشی دریغ نمی کردند.
بنابراین باید آستین همت را بالا زده، در راه رسیدن به مقصود, از خطرهای راه نهراسیده و تصمیم بگیریم و تلاش کنیم تا موانع راه را کنار بزنیم.
۳- انس با قرآن
قرآن نقشه ی راهی است که از طرف محبوب به سمت محب فرستاده شده است، تا بندگان، با خواندن آن و حرکت در مسیری که توسط قرآن راهنمایی شده، به خدای مهربان برسند. قرآن داروخانه ای است مجهز, که برای هر نوع بیماری، دارویی ویژه تجویز کرده که محال است با استفاده ی از آن, مریض بهبودی نیابد!
شهدا همواره با خود قرآن جیبی همراه داشتند و هر فرصتی که پیدا می کردند از انوار قرآن بهره مند می شدند.
استاد علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) می فرمایند: «انسان قرآنی باش؛ یک درس را قرآن قرار دهید؛ در پیشگاهش به درس بنشینید, استاد هم خدا باشد. قرآن کریم صورت کتبیه انسان کامل است؛ هر قدر به قرآن تقرب بجویی به انسان کامل, نزدیکتر شده ای؛ پس بنگر بهره ات از قرآن چقدر است؟ زیرا حقایق آیات آن در حقیقت درجات ذات تو و مدارج آن نردبان عروج و تکامل توست.» (صراط سلوک, ص ۲۷)
۴- توسل به اهل بیت
اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) واسطه های فیض الهی هستند؛ یعنی هر خیری از کانال آنها به بندگان می رسد. همچنین آنها باب الله هستند؛ یعنی راه رسیدن به قرب حق تعالی از طریق آنها حاصل می شود. شهدا یکی از عوامل مهم پیروزی در بسیاری از عملیاتها را توسل، به ویژه توسل به خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها) نام بردند.
۵- اخلاص
شهدا با نیتی پاک و الهی در عرصه عمل تلاش می نمودند. تنها رضایت خدای رحمان، مدنظرشان بود ولا غیر.
۶- محبت به خانواده و به ویژه والدین
سراسر زندگی پربرکت شهدا، گواهی می دهد که آنها مسیر حقیقی را یافته بودند که یکی از مهمترین راههای وصول به حضرت حق، از طریق خانواده است.
۷- صبر و بردباری و استقامت در مسیر عبودیت
استقامت نقش کلیدی دارد. چه بسا ابتدای راه، شیطان و لشکریانش بسیج شوند تا انسان را از بندگی حق تعالی باز دارند؛ اما وقتی استقامت بنده را ببینند شکست خورده و مغلوب می گردند.
خداوند تبارک و تعالى به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) در قرآن چنین خطاب مى کند: «فاعبده واصطبر لعبادته؛ او را عبادت کن و در راه پرستش او شکیبا باش»،(مریم، آیه ۶۵). حضرت على (علیه السلام) مى فرمایند: «دوام العباده برهان الظفر بالسعاده؛ عبادت دوام دار و همیشگى، دلیل قاطع ظفر و دستیابى به سعادت و خوشبختى است.» (الغرر والدرر، باب العباده، ص ۲۴ و ۳۱۸)؛
۸- ارتباط با اهل علم و عمل
خاصیت همنشینی رنگ پذیری است. شهدا در انتخاب همنشین دقت داشتند و با علماء مجالست می نمودند.
۹- شهدا خدای سبحان را همواره حاضر و ناظر بر اعمال خود می دیدند.
اگر آدمی حضور خدا را در همه جا حس کند، بسیار موثر است تا تقوای حضور را در محضر خداوند متعال حفظ نماید و این آیه را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهد «هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ؛ و هر جا که باشید همراه شماست و به هر کارى که مى کنید بیناست». [حدید/۴]
در حقیقت این کنترل همیشگی و درونی، فرد را قادر می سازد، در عرصه های مختلف زندگی به انواع آلودگی نیالاید.
۱۰- پرهیز از صفات زشت و ملبس شدن به صفات نیک اسلامی
برای رسیدن به این مقصود، می‌توانید از مطالعه ی زندگی بزرگان استفاده کنید. افرادی چون امام خمینی (رحمةالله علیه)، شهید چمران، شهید همت و شهدای دیگر که با خواندن خاطرات آنها انسان به وجد آمده و انگیزه ای در او پیدا می‌شود، از منابعی هستند که این انگیزه را تقویت می‌کنند.
۱۱- ایمان به هدف
خدمت رسانی و کمک به همنوع و تواضع نیز از دیگران صفات بارز شهدا بود.
دوست خوبم؛ برایت زندگی پراز معنویت، همراه با رشد و شکوفایی را آرزو می‌کنیم.
میهمان
سلام علیکم
اینکه میگن شهدا نامحرم هستند و به کار بردن لفظ شهید براشون اشتباهه ؛ مطلب درستیه؟!
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. محرم و نامحرم احکام زندگان است و دوستی با شهدا و الگو قرار دادن آنها هیچ اشکالی ندارد. به کار بردن لفظ شهید یک امر قرآنی و روایی است و قابل انکار نیست.
میهمان
سلام خدمت شما چگونه در دنیا شهیدانه زندگی کنیم ؟
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی جهت دریافت پاسخ به نکات زیر توجه نمایید :
الف ) وظیفه مهم
آرزوی شهادت در راه خدا بسیار پسندیده است و نشان از روحیه ایمانی و جهادی دارد, اما وظیفه مهم ما گام برداشتن در راه نورانی شهدا و الگو قرار دادن آنها در زندگی است. دعا سلاح مومن است . نباید از این سلاح و آثار آن غافل شد. اما بانید دفاع از دین و ارزش های الهی و اسلامی و انجام وظایفی که از طرف خداوند به عنوان مسلمان مؤمن بر عهده ما گذاشته شده و منطبق کردن برنامه زندگی با دستورات دین و قرآن و سنت معصومین (ع) همان راه روشن و سعادت بخش شهدا است.اگر در این راه گام برداریم در مسیر شهادت قرار گرفته ایم و از ثواب و پاداش شهیدان بهره مند می شویم هر چند به شهادت هم نرسیم. باید روحیه شهید و شهادت را همواره در وجود خویش حفظ کنیم و این وظیفه مهم کنونی ما است. اگر در راه شهدا و در مسیر تحقق بخشیدن به هدف عالی آنها که همان حاکمیت دین الهی و دستورات قرآن و ایجاد جامعه ای توحیدی و اسلامی گام برداشتیم، به مسؤلیت مهم خود عمل شویم هر چند به ظاهر به شهادت هم نرسیم. تاکید می‌کنم: ما در همه‌ی عرصه‌ها مامور به وظیفه‌ایم و لو نتیجه‌ی دلخواه ما حاصل نشود. ب ) شهیدانه زندگی کردن
گوهری است که ارزان بدست نیامده و نصیب هر کس نخواهد شد. لذا برای پاسخ به سؤال شما باید ببینیم شهدا چه کردند که خداوند آنان را به این مقام والا رساند و از جام عشعقش به آنها نوشاند.
«سیره شهدا»:
سردار شهید قاسم سلیمانی در نخستین سالگرد شهید مدافع حرم سردار شهید حسین بادپا اظهار داشت: اگر خواهان اتصال به قافله شهدا هستیم باید بدانیم رسم رسیدن به شهدا همان رسم، خط و سیره‌ای است که حسین بادپا از آن مراقبت کرد و به معبود و خواسته خود نائل شد و خداوند هم خواسته او را اجابت کرد.
شهدا محور زندگیشان را خدا قرار دادند و این برای همه افراد ممکن است. اگر انسان به آنچه خدا امر کرده عمل کند و از هرآنچه نهی کرده اجتناب نماید، به قرب حق تعالی خواهد رسید و شهدا و اولیاء الهی این فرمول را در زندگی به عنوان اصل در نظر داشتند.
با مطالعه ی اجمالی از زندگی نامه شهدا در می یابیم که آنها در زندگی برای خود اصولی داشتند که به برخی از آنها اشاره نموده و ویژگی های بارز آنها را بیان می کنیم:
۱-انجام واجبات و ترک محرمات
مهمترین موضوعی است که هر مسلمانی باید در راستای آن تلاش کند. برای شناخت دستورات عملى ابتدا لازم است که به رساله هاى علمیه مجتهدین کرام رجوع شود و در کنار آن کتب اخلاقی بزرگان را مطالعه نمود.
البته بسیاری از افراد ممکن است با دستورات الهی کاملا آشنا بوده و از حرام و حلال الهی مطلع باشند، ولی به هنگام بروز خواهش های نفسانی و وسوسه های شیطان از فرامین الهی سرپیچی نمایند. امام سجاد (علیه السلام) مى فرمایند: «من عمل بما افترض الله علیه فهو من اعبد الناس؛ هر کس به آنچه خدا بر او واجب کرده عمل کند از عابدترین مردم مى باشد». بنابراین انجام واجبات و ترک محرمات بر هر چیزى ترجیح دارد.
۲ - همت و تلاش برای رسیدن به مقصود
هر قدر هدف انسان بزرگ باشد، همت و تلاش او نیز باید بیشتر باشد! چه هدفی بالاتر و برتر از کسب سعادت ابدی؟ که این سعادت حاصل نمی شود، الا در مبارزه ی با نفس اماره و پیروز و غالب شدن بر تمایلات و خواهش های او. شهدا در این عرصه از هیچ تلاشی دریغ نمی کردند.
بنابراین باید آستین همت را بالا زده، در راه رسیدن به مقصود, از خطرهای راه نهراسیده و تصمیم بگیریم و تلاش کنیم تا موانع راه را کنار بزنیم.
۳- انس با قرآن
قرآن نقشه ی راهی است که از طرف محبوب به سمت محب فرستاده شده است، تا بندگان، با خواندن آن و حرکت در مسیری که توسط قرآن راهنمایی شده، به خدای مهربان برسند. قرآن داروخانه ای است مجهز, که برای هر نوع بیماری، دارویی ویژه تجویز کرده که محال است با استفاده ی از آن, مریض بهبودی نیابد!
شهدا همواره با خود قرآن جیبی همراه داشتند و هر فرصتی که پیدا می کردند از انوار قرآن بهره مند می شدند.
استاد علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) می فرمایند: «انسان قرآنی باش؛ یک درس را قرآن قرار دهید؛ در پیشگاهش به درس بنشینید, استاد هم خدا باشد. قرآن کریم صورت کتبیه انسان کامل است؛ هر قدر به قرآن تقرب بجویی به انسان کامل, نزدیکتر شده ای؛ پس بنگر بهره ات از قرآن چقدر است؟ زیرا حقایق آیات آن در حقیقت درجات ذات تو و مدارج آن نردبان عروج و تکامل توست.» (صراط سلوک, ص ۲۷)
۴- توسل به اهل بیت
اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) واسطه های فیض الهی هستند؛ یعنی هر خیری از کانال آنها به بندگان می رسد. همچنین آنها باب الله هستند؛ یعنی راه رسیدن به قرب حق تعالی از طریق آنها حاصل می شود. شهدا یکی از عوامل مهم پیروزی در بسیاری از عملیاتها را توسل، به ویژه توسل به خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها) نام بردند.
۵- اخلاص
شهدا با نیتی پاک و الهی در عرصه عمل تلاش می نمودند. تنها رضایت خدای رحمان، مدنظرشان بود ولا غیر.
۶- محبت به خانواده و به ویژه والدین
سراسر زندگی پربرکت شهدا، گواهی می دهد که آنها مسیر حقیقی را یافته بودند که یکی از مهمترین راههای وصول به حضرت حق، از طریق خانواده است.
۷- صبر و بردباری و استقامت در مسیر عبودیت
استقامت نقش کلیدی دارد. چه بسا ابتدای راه، شیطان و لشکریانش بسیج شوند تا انسان را از بندگی حق تعالی باز دارند؛ اما وقتی استقامت بنده را ببینند شکست خورده و مغلوب می گردند.
خداوند تبارک و تعالى به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) در قرآن چنین خطاب مى کند: «فاعبده واصطبر لعبادته؛ او را عبادت کن و در راه پرستش او شکیبا باش»،(مریم، آیه ۶۵). حضرت على (علیه السلام) مى فرمایند: «دوام العباده برهان الظفر بالسعاده؛ عبادت دوام دار و همیشگى، دلیل قاطع ظفر و دستیابى به سعادت و خوشبختى است.» (الغرر والدرر، باب العباده، ص ۲۴ و ۳۱۸)؛
۸- ارتباط با اهل علم و عمل
خاصیت همنشینی رنگ پذیری است. شهدا در انتخاب همنشین دقت داشتند و با علماء مجالست می نمودند.
۹- شهدا خدای سبحان را همواره حاضر و ناظر بر اعمال خود می دیدند.
اگر آدمی حضور خدا را در همه جا حس کند، بسیار موثر است تا تقوای حضور را در محضر خداوند متعال حفظ نماید و این آیه را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهد «هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ؛ و هر جا که باشید همراه شماست و به هر کارى که مى کنید بیناست». [حدید/۴]
در حقیقت این کنترل همیشگی و درونی، فرد را قادر می سازد، در عرصه های مختلف زندگی به انواع آلودگی نیالاید.
۱۰- پرهیز از صفات زشت و ملبس شدن به صفات نیک اسلامی
برای رسیدن به این مقصود، می‌توانید از مطالعه ی زندگی بزرگان استفاده کنید. افرادی چون امام خمینی (رحمةالله علیه)، شهید چمران، شهید همت و شهدای دیگر که با خواندن خاطرات آنها انسان به وجد آمده و انگیزه ای در او پیدا می‌شود، از منابعی هستند که این انگیزه را تقویت می‌کنند.
۱۱- ایمان به هدف
خدمت رسانی و کمک به همنوع و تواضع نیز از دیگران صفات بارز شهدا بود.
دوست خوبم؛ برایت زندگی پراز معنویت، همراه با رشد و شکوفایی را آرزو می‌کنیم.
میهمان
سلام ببخشید ایا میشه چند نفر بایه شهید رفیق باشند؟
پرسمان
سلام علیکم، بله رفاقت با شهید و الگو گرفتن از او در زندگی برای چند نفر اشکال ندارد.
میهمان
سلام ،ایا دختر میتونه شهید اقا داشته باش اشکال شرعی نداره و اینکه از کجا بفهمیم اون شهید از انتخاب ما راضی هست و اونم دلش به رفاقت باماهست، اینکه چطور میشه همه وقت باهاشون بود وحسشون کرد؟
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ،
۱ . بعضی از امور معنوی و باطنی است و برای به دست آوردن چنین اموری نیاز به خود سازی است و به این راحتی به دست نمی آید .
۲ . این که می توان شهیدی را به عنوان همسر انتخاب کرد ، اصلا معنا ندارد تا اشکال شرعی داشته باشد ، رابطه با شهید یک رابطه کاملا معنوی و به دور از این مسائل است .
۳ . اینکه بتوانیم رفاقتشان را حس کنیم هم معنا ندارد، چون رفاقت با شهدا یک امر معنوی است و با حس مادی قابل درک نیست .
میهمان
ببخشید ما از کجا مطمین بشیم که شهدا همونقدر که دوسشون داریم دوسمون داشته باشن
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی؛ معیار دوستی میان ما و شهدا سنخیت در هدف و عملکرد است. اگر شما در مسیری حرکت می کنید که شهدا در آن مسیر حرکت می کردند، مطمئنا شهدا هم شما را دوست دارند. عمل به وصیت شهدا یکی از معیارهایی است که می توان فهمید شهدا ما را دوست دارند.
مقام شهدا
گرچه حیات برزخی برای همه انسانها است ولی کسانی که در راه خدا به شهادت می رسند از مرحله بالا و مرتبه شدیدتری از این نوع زندگی برخوردار و در عالم برزخ توانایی توجه به عوالم دیگر و از جمله دنیا را دارا می باشند و لذا از احوال اهل دنیا با خبر بوده بر آنها اشراف دارند .
شهدا در کیفیت بهره مندی از نعمتهای الهی در برزخ و درجه حیات برزخی با دیگران متفاوت اند. یعنی مرتبه حیات آنها بالاتر و از نعمتهای بهتر و بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند و به تعبیر قرآن از رزق عند الرب بهره مندند و این آیه حاکی از جایگاه رفیع آنان در برزخ است. البته برای بهره مندی از این مقام شرائطی لازم است. به گفتة قرآن در دو آیة ۱۵۴ سورة بقره و ۱۶۹ سورة آل عمران شهیدان زنده اند.
در سورة بقره میفرماید: وَلاَتَقُولُوا لِمَن یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَ َتُ بَلْ أَحْیَآءٌ وَ لَـَکِن لآتَشْعُرُون و به آنها که در راه خدا کشته میشوند، مرده نگویید! بلکه آنان زندهاند ولی شما نمیفهمید.
در سورة آل عمران میفرماید: وَلاَتَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَ َتَا بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون ای پیامبر! هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند... پر واضح است که مراد از حیات شهیدان غیر از حیات برزخی انسانها است زیرا در آن صورت حیات شهیدان امتیازی برای آنان نخواهد بود، در صورتی که در این دو آیه به صورت ویژه حیات پس از شهادت آنان را متذکر شده است و البته چگونگی آن از نظر ما پنهان است چنان که فرموده است: درک و شعور شما انسانها از درک کیفیت حیات آنان قاصر است.
و در سورة آل عمران توضیح اندکی در این باره داده است.
امام باقرعلیه السلام نقل میکند که شخصی به نزد پیامبر اسلام شرفیاب شد و عرض کرد: من مشتاق شرکت در جهادم. آن حضرت پاسخ داد: فجاهد فی سبیل الله فأنّک ان تُقتل کنت حیّاً عند الله مرزوقاً و ان متّ فقد وقع اجرک علی الله...: در راه خدا پیکار کن که اگرشهید شدی نزد خداوند زنده و روزی خور خواهی بود و اگر مُردی پاداشت بر عهدة خداوند خواهد بود... .(ر. ک: تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۳۸۲ و ۳۸۳، انتشارات جامعة مدرسین.)
میبینیم که آن حضرت شهادت را در برابر مرگ عادی قرار داده است.
آن چه از آیات یاد شده به یقین به دست میآید این است که شهدا از حیاتی برخوردارند که دیگران از آن محروم هستند و این نیز مسلم است که وجود این حیات برای آنها به این معنا نیست که جان آنها از کالبد و جسم آنان بیرون نرفته است پس شهدا از این جهت که روح آن هااز جسمشان بیرون رفته است، با دیگران که از دنیا رفته اند فرقی ندارند اما آن مرگی که به هر حال، سراغ هر انسانی میآید، به معنای جدایی روح از بدن است که دربارة شهدا هم اتفاق افتاده است ـ چون همان گونه که گذشت، مقصود خداوند متعال از نمردن شهیدان، این نیست که روحشان از بدنشان جدا نشده است ـ آری مقصود از حیات شهید، حیاتی مخصوص نزد خداوند است ـ نه از نوع حیات در دنیا ـ که غیر از شهدا کسی دیگر از آن حیات، نصیبی ندارند، و همان گونه که خداوند میفرماید، حیات آنان، حیات مخصوصی است که ما قدرت فهم و درک آن را نداریم: بَلْ أَحْیَآءٌ وَ لَـَکِن لآتَشْعُرُونَ (بقره،۱۵۴) بلکه آنان زندهاند، ولی شما نمیفهمید. پس شهید با رجعت، مانند دیگران به دنیا بر میگردد ـ البته شهیدی که قرار باشد رجعت کند ـ و مانند دیگران دوباره روحش از کالبدش جدا میگردد، در نهایت ممکن است آن حیات مخصوصی که برای او به سبب شهادت حاصل شده بود، برایش ادامه داشته باشد.
زنده بودن شهید به معنای تاثیرگذار بودن است. مرده تاثیرگذار نیست اما زنده تاثیرگذار است. شهدا در حیات برزخی خود تاثیرگذار هستن. اما حیات برزخى به وسیله حواس انسان قابل درک نیست؛ چرا که حسّ انسان از درک ماوراء حیات مادى و جسمانى عاجز است و حتّى چه بسا آن را فناء و نابودى بپندارد. تصوّر حیات برزخى و در مرحله بالاتر باور قلبى به آن، به درک روح او وابسته است. روح ما انسانها به جهت تعلق به این عالم و در قید بودن آن از ادراک عوالم دیگر عاجز است لکن اگر انسان بتواند آنقدر روح خود را رشد دهد که بدون این بدن هم ادراک داشته باشد می تواند عوالم دیگر را ادراک نماید و با موجودات آن عوالم مراوده داشته باشد. البته این ادراک و دیدن ها با چشم ظاهری نیست بلکه با چشم برزخی و قوای ادراکی دیگری صورت می گیرد؛ چراکه چشم ما فقط توانایی دیدن موجودات دنیوی را دارد.
اموات زنده هستند و اگر اذن خداوند را داشته باشند می توانند ما را ببیند و صدای ما را بشنوند.
آیا صدای زندگان به مردگان می رسد؟
یکی از شبهات در این امر، تفکر وهابیون است که می گویند، انسان پس از مرگ چیزی نمی شنوند و ارتباطی با عالم مادی ندارند، و مسلمانان به ویژه شیعیان راکافر می دانند و براساس همین نظریه توسل و طلب حاجت از ائمه اطهار (ع) را هم شرک می دانند. در واقع درباره شنوایی اموات دو نظریه وجود دارد که شیعیان و اکثر اهل سنت قائل به سماع الموتی هستند، ولی برخی از آنها (اهل سنت، وهابیون) با آن مخالفند.
نظرات مخالفین: ابن الهمام در فتح القدیر، حاشیه الهدایه در باب الجنائز:نظرش بر این است که مردگان نمی‌شنوند. زیرا حدیث تکلم با اهل قلیب بدر هم از طرف عائشه رد شده است و هم فقط من باب معجزه رسول الله مقبول شده است وحدیث مسلم «لَیَسْمَعُ قَرْعَ نِعَالِهِمْ...» فقط مربوط به اولین مرحله‌ی ورود به قبر است نه تداوم آن در سایر اوقات (فتح القدیر ج. ۳ ص. ۳۲۵)
آلوسی در کتاب الآیات البینات فی عدم سماع الاموات به دو آیه زیر برای اثبات نظریه خودش استدلال نموده است؛ «ولا تسمع الصم الدعاء إذا ولوا مدبرین» (سوره نمل آیه ۸۰)
ذلک الله ربکم له الملک والذین تدعون من دونه ما یملکون من قطمیر. إن تدعوهم لا یسمعوا دعاءکم ولو سمعوا ما استجابوا لکم ویوم القیامة یکفرون بشرککم ولا ینبک مثل خبیر (فاطر ۱۳ و ۱۴)
برای رسیدن به جواب قائلین به عدم سماع نیاز به بیان اموری داریم:
ترکیب انسان از روح و جسم
متکلمان انسان را مرکب از دو حقیقت می‌دانند: روح و جسم و بر آن دلایلی اقامه کرده اند که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
۱ ـ. هرانسانی افعال خود را به حقیقتی به اسم «من» نسبت می‌دهد ومی گوید:من انجام دادم، من زدم و... این من کیست؟ آیا غیر از نفس است که از آن به روح تعبیر می‌شود؟. هم چنین هر انسانی اعضا و جوارح مادی خود را به حقیقتی به نام «من» نسبت می‌دهد و می‌گوید: قلب من، شکم من، قدم من و... این من کیست؟ آیا غیر از روح و نفس است؟
۲ ـ. هر یک از انسان‌ها این حسّ را دارد که شخصیتش در دوام روزگار ثابت بوده و در آن تغییر و تحوّل وجود ندارد، با وجود تغییراتی که در جسم و بدن اوست، آیا آن شخصیت همان روح و نفس او نیست؟
۳ ـ. گاهی انسان با غفلت از هر چیز حتّی بدن و اعضایش از یک چیز که همان خودیت اوست غافل نیست، آیا این همان نفس و روح او نیست؟ فخررازی می‌گوید: «گاهی من عالم و آگاه به خودم هستم، در حالی که ازهمه اجزایم غافلم و این خودیت همان نفس و روح است (۱)
قرآن نیز به این حقیقت اشاره کرده و می‌فرماید: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعی إِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلی فی عِبادی وَادْخُلی جَنَّتی)‌ ای نفس قدسی مطمئن به حضور پروردگارت باز آی که تو خشنودی و او راضی از توست، باز آی و در صف بندگان خاص من در آی (۲)
هم چنین می‌فرماید: فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَأَنْتُمْ حینَئِذ تَنْظُرُونَ
پس چگونه خواهد بود هنگامی که جانشان به گلو رسد؛ و شما وقت مرگ بر بالین آن مرده حاضرید و می‌نگرید (۳)
وجود ارتباط بین حیات برزخی و حیات مادّی
از مجموع آیات و روایات استفاده می‌شود که بین حیات برزخی و انسان در عالم برزخ با حیات مادی و انسان‌های زنده ارتباط برقرار است، به این معنا: هنگامی که در عالم مادی انسان‌ها آن‌ها را صدا می‌زنند می‌شنوند و هنگامی که از آنان سؤال و درخواست می‌کنند به اذن خداوند متعال جواب می‌دهند. اینک به برخی از آیات و روایات در این مورد اشاره می‌کنیم:
الف) آیات:
۱ ـ. خداوند متعال در خصوص قوم صالح می‌فرماید:أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فی دارِهِمْ جاثِمینَ فَتَوَلّی عَنْهُمْ وَقالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالَةَ رَبّی وَنَصَحْتُ لَکُمْ وَلکِنْ لا تُحِبُّونَ النّاصِحینَ «پس زلزله‌ای بر آنان آغاز گردید تا آن که همه در خانه هایشان از پای در آمدند. چون علائم عذاب رسید صالح از ایمان قوم ناامید شد و از آنان روی گردانید و گفت::‌ای قوم من از خدای خود ابلاغ رسالت کردم و شما را اندرز دادم ولکن شما ناصحان را دوست نمی‌دارید (۴) ۲ ـ. درباره قوم شعیب نیز شبیه این گفتگو آمده است (۵)
۳ ـ. درسوره زخرف آمده است: (وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنا أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ ءالِهَةً یُعْبَدُونَ) از رسولانی که پیش از تو فرستادیم باز پرس که آیا ما جز خدای یکتای مهربان خدای دیگری را هم معبود مردم قرار دادیم؟ (۶)
۴ ـ. هم چنین در آیاتی سلام بر انبیای گذشته کرده و می‌فرماید: { سَلامٌ عَلی نُوح فِی الْعالَمینَ }، { سَلامٌ عَلی إِبْراهیمَ }، { سَلامٌ عَلی مُوسی وَهارُونَ }، { سَلامٌ عَلی إِلْ یاسینَ } و { سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلینَ }، از این آیات استفاده می‌شود: بین این عالم مادی و عالم برزخ ارتباط برقرار است، بدین شکل که گفته‌ها، سؤال‌ها، و درود‌ها را می‌شنوند، و جواب نیز می‌دهند.
۵ ـ. خداوند متعال می‌فرماید: اللّهُ یَتَوَفَّی اْلأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها وَالَّتی لَمْ تَمُتْ فی مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتی قَضی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ اْلأُخْری إِلی أَجَل مُسَمًّی إِنَّ فی ذلِکَ لآیات لِقَوْم یَتَفَکَّرُونَ (۷)
(خداست که وقت مرگ ارواح خلق را می‌گیرد و آن را که هنوز وقت مرگش فرا نرسیده در حال خواب روحش را قبض می‌کند سپس آن را که حکم به مرگش کرده جانش را نگاه می‌دارد و آن را که حکم به مرگ نکرده به بدنش می‌فرستد تا وقت معین، و این کار نیز از ادله قدرت الهی برای اندیشمندان است)
۶ ـ. هم چنین می‌فرماید: { وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ... (۸)
(مپندارید که شهیدان راه خدا مرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند)
از آیات دیگر استفاده می‌شود که این حیات برزخی اختصاصی به شهدا ندارد، بلکه شامل تمام صالحان و کسانی که مطیع دستورات خداوند هستند نیز می‌شود، خداوند متعال می‌فرماید: «وَمَنْ یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحینَ وَحَسُنَ أُولئِکَ رَفیقًا» (۹)
«آنان که خدا و رسول را اطاعت کنند، البته با کسانی که خدا به آنان لطف و عنایت کامل فرموده؛ یعنی با پیامبران و صدیقان و شهیدان و نیکوکاران محشور خواهند شد و اینان رفیقان نیکویی هستند».
اگر شهدا نزد خدا زنده اند و روزی می‌خورند پس هر کس مطیع خدا و رسول است ـ. که به دلیل آن که رسول نیز تابع دستورات رسالت خویش است، شامل خود حضرت نیز می‌شود ـ. او نیز با شهداست، اگر شهدا نزد خدا زنده اند، پس اینان نیز زنده اند و حیات برزخی دارند.
ب) روایات:
در روایات اسلامی به این موضوع مهّم اشاره شده است: پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) بعد از آن که کشته‌های مشرکان را در چاه بدر انداختند، بر بالای چاه آمد و مشرکان را این گونه خطاب کرد: «هر آینه شما همسایگان بدی برای رسول خدا بودید، او را از منزلش بیرون ساخته و از خود طرد نمودید، سپس بر ضدّ او اجتماع نموده و با او محاربه کردید، من آنچه را که پروردگارم وعده داده بود حقّ یافتم.» شخصی به او عرض کرد:‌ای رسول خدا! چگونه شما با سر‌هایی که از تن جدا شده است سخن می‌گویید؟ پیامبرفرمود:: «به خدا سوگند! تو از آنان شنواتر نیستی. (۱۰)
۱ ـ. انس بن مالک از پیامبر اسلام (ص) نقل می‌کند که فرمود:: «بنده هنگامی که در قبرش گذارده می‌شود و اصحابش او را ترک می‌کنند، صدای کفش آن‌ها را می‌شنود... (۱۱)
۲- متقی هندی به سند خود از پیامبر (ص.) نقل می‌کند که فرمود:: «هر کس وصیت نکند، به او اذن صحبت با مردگان داده نمی‌شودگفته شد:ای رسول خدا! مردگان سخن می‌گویند؟ فرمود:: آری، به زیارت می‌آیند. (۱۲)
۳- درکتاب الروح آمده است که پیامبر اسلام (ص.) فرمود: هر مسلمانی بر قبر برادر مؤمنش عبور کند، در حالی که او را در دنیا می‌شناخته و از او سؤال کند، خداوند روحش را برمی انگیزد تا جواب او را بدهد.» همچنین از پیامبر (ص) به اثبات رسیده است که مردگان صدای کفش تشییع کنندگان را می‌شنوند (۱۳)
۴ ـ. ابن قیّم جوزیه در کتاب الروح می‌گوید: «سلف بر این مطلب اجماع کرده و به تواتر رسیده است که شخص مرده، کسانی را که به زیارتش می‌آیند می‌شناسد و از آمدنشان مسرور می‌شود» (۱۴)
۵ ـ. ابن ابی الدنیا در کتاب القبور از عایشه نقل می‌کند که رسول خدا (ص.) فرمود:: «هر کس به زیارت قبر برادر مؤمنش رود و نزد قبرش بنشیند، مرده با او انس می‌گیرد، و جواب سلامش را می‌دهد تا هنگامی که برخیزد و برود» (۱۵)
۶ ـ. هم چنین از ابی هریره نقل شده است که پیامبراکرم (ص.) فرمود:: هر کس بر قبرشخصی عبور کرده و بر صاحب آن درود فرستد، صاحب قبر، او را شناخته و سلامش را جواب می‌دهد (۱۶)
۷ ـ. بیهقی از سعید بن مسیّب نقل می‌کند: ما با علی بن ابی طالب (علیه السلام) داخل قبرستان مدینه شدیم. حضرت (علیه السلام) ندا داد:‌ای اهل قبرستان! سلام و رحمت خدا بر شما باد، از خبر‌های خود بر ما می‌گویید یا ما شما را خبر دهیم؟ سعید می‌گوید: صدایی شنیدیم که در جواب می‌گوید: «و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته یا امیرالمؤمنین» خبر ده ما را از آنچه اتفاق افتاد. حضرت (علیه السلام) فرمود::، اما زنان شما به همسری دیگران در آمدند، اموال شما تقسیم شد، و اولاد شما نیز در زمره ایتام در آمدند. ساختمان‌هایی که بنا کردید دشمنانتان در آن‌ها ساکن شدند. این خبر‌هایی است که نزد ماست، خبر‌هایی که نزد شماست چیست؟ سعید می‌گوید: مرده‌ای به صدا درآمد و گفت:: هر آینه کفن‌ها پاره شد، مو‌ها ریخت، پوست‌ها از بدن جدا شد، حدقه‌ها بر صورت‌ها ریخت و از بینی‌ها چرک بیرون آمد. آنچه را فرستاده بودیم یافتیم، و آنچه را به جا گذاردیم خسارت دیدیم... (۱۷)
۸ ـ. بخاری و مسلم نقل کرده اند: هر گاه مرده داخل قبرگذارده شود صدای کفش تشییع کنندگان رامی شنود (۱۸)
۹ ـ. ابو هریره می‌گوید: پیامبر (ص.) هر گاه به قبرستان می‌رفت با اهل قبور این چنین سخن می‌گفت:: السلام علیکم اهل الدیار من المؤمنین و المسلمین، وانّا ان شاء الله بکم لاحقون، اسأل الله لنا و لکم العافیة (۱۹)
شیخ محمود شلتوت می‌گوید: «آنچه از آثار دینی استفاده می‌شود این که هنگام خروج روح از بدن، مرگ حاصل می‌شود و او در حالی که دارای ادراک است باقی می‌ماند؛ کسی که بر او درود می‌فرستد می‌شنود، زائرین قبرش را می‌شناسد و لذت نعمت‌ها و درد عذاب را در عالم برزخ درک می‌کند.» (۲۰)
۱۰- در صحیح مسلم از ابو سعید خدرى و ابو هریره از شخص پیامبر ص. نقل شده که فرمود: «لقنوا موتاکم لا اله الا اللَّه:" مردگان خود را تلقین لا اله الا اللَّه کنید".» (۲۱)
۱۱- در «نهج البلاغه» نیز به مساله بر قرار ساختن ارتباط با ارواح مردگان اشاره شده است که على (علیه السلام) با ارواح مؤمنانى که در قبرستان پشت کوفه بودند سخن گفت. (۲۲)
شیخ الاسلام عزّالدین بن عبدالسلام در فتاوای خود می‌گوید: «ظاهر این است که میّت زائر خود را می‌شناسد، زیرا ما امر شده ایم به سلام بر او، و شارع امر نمی‌کند به خطاب کسی که نمی‌شنود...» (۲۳)
ابن قیم جوزی در بحثی در این باره که آیا مردگان زیارت افراد زنده را درک می‌کنند؟ می‌گوید: «همین که کسی به زیارت میت می‌آید می‌گویند زائر؛ این خود دلیل بر این است که مرده زائر را می‌شناسد، زیرا اگر او را نشناسد به زیارت کننده، زائر گفته نمی‌شود» (۲۴)
مرگ نه تنها پایان زندگی نیست، بلکه تولّد ثانوی و گسترش حیات است، «وَالنَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبِهُوا؛ مردم خوابند هنگامی که مردند بیدار می‌شوند» (۲۵)
پی نوشت:
۱. مفاتیح الغیب، ج. ۴، ص. ۱۴۹،
۲. سوره فجر، آیات ۲۷ ـ. ۰، ۳،
۳. سوره واقعه، آیات ۸۳/۸۴،
۴. سوره اعراف، آیات ۷۸ ـ. ۷۹،
۵. سوره اعراف، آیات ۹۱ ـ. ۹۳،
۶. سوره زخرف، آیه ۴۵،
۷. سوره زمر، آیه ۴۲،
۸. سوره آل عمران، آیه ۱۶۹،
۹. سوره نساء، آیه ۶۹،
۱۰. صحیح بخاری، ج. ۵، ص. ۷۶ ـ. ۷۷، باب قتل ابی جهل
۱۱. فتح الباری ج. ۳ ص. ۲۰۶، باب المیّت یسمع خفق النعال
۱۲. کنزالعمال، ج. ۱۶، ص. ۶۱۹ ـ. ۶۲۰، رقم ۴۶۰۸۰،
۱۳. الروح، ص. ۵. (المسألة الأولى وهی هل تعرف الأموات زیارة الأحیاء وسلامهم أم لا قال
۱۴. الروح، ص. ۹،
۱۵. الروح ص. ۵ و القبور ص. ۵،
۱۶. فیض القدیر، ج. ۵، ص. ۴۸۷،
۱۷. موسی محمّد علی، حقیقة التوسل و الوسیله، ص. ۲۴۲)
۱۸. فتح الباری، ج. ۳، ص. ۲۰۶. (باب المیت یسمع خفق النعال)
۱۹. تلخیص الحبیر، ج. ۲، ص. ۳۱۴. کتاب الجنائز
۲۰. شلتوت الفتاوی، ص. ۱۹.
۲۱. صحیح مسلم" کتاب الجنائز حدیث ۲۱۶۲ و ۲۱۶۴ (جلد ۳ صفحه ۳۷)
۲۲. نهج البلاغه حکمت ۱۳۰ (محمد دشتی)
۲۳. فتاوی شیخ الاسلام عزالدین بن عبدالسلام، ص. ۴۳۱،
۲۴. الروح، ص. ۸،
۲۵. عوالی اللئالی، جلد ۴، صفحه ۷۳
میهمان
خیلی ممنون از این متنی که درباره ی رفاقت با شهدا به ما دادین امیدوارم که این متنتون در همه موثر باشه
میهمان
سلام میشه دوست شهید یک دختر پسر باشه؟
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. رابطه دوستانه با شهدا برای الهام گیری از ایشان اشکال ندارد.
میهمان
عالی بود امیدوارم یه روزی همه مون زیر سایه دوست شهیدمون باشیم. الهی آمین
میهمان
با تشکر از شما دوست عزیز،مطالبتون زیبا ودلنشین بود ، در این وانفسای زندگی دوستی با شهدا نعمت بزرگیه.... خداوند به شما خیر کثیر عنایت کنه ، عاقبتت هممون ختم بخیر ان شا الله
میهمان
رفیق شهید لبنانی منشهید در راه دفاع از حرم بی بی
شهید احمد محمد مشلب
بهترین رفیق شهید دنیا ، تورو به عمه سادات قسم مارو هم مثل خودت ودر همین راه شهید کن .. درسته ما دخترمو نمیتونم مدافع حرم باشیم ، ولی تو آرزومو به بی بی زینب برسون شاید دیدی شفاعته مارو هم پیش مادرم زهرا کرد ....... شهادت آرزومه .......

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.