رفاه اقتصادی در عصر ظهور ۱۳۹۸/۰۷/۰۱ - ۵۰۲ بازدید

سلام. چیزی تو روایات از برخورد امام زمان بعد از ظهورش با دختران بالغی که نمیخوان سرکار برن و شوهر هم ندارند و پدرشون فوت شده نوشته شده? خود من دختری هستم که از وقتی بچه بودم سختی هایی که مادرم و بقیه زنان شاغل فامیلمون میکشیدند رو دیدم و راحتی های زنان خونه دار فامیلمون رو هم دیدم. برای همین تصمیم گرفتم که هرگز کارمند یا گارگر نشم و یا یه زن خونه دار بشم یا کار ازاد داشته باشم. من الان یه دختر جوونم. کار ازاد سرمایه زیاد میخواد که من چنین سرمایه ای ندارم. شوهر هم گیرم نیومده. اما به لطف قوانین میهنم ایران, میتونم یه زن خونه دار باشم. چون پدرم کارمنده و بعد از فوت پدرم حقوقش به من میرسه. این جوری درامد دارم در حالی که سرکار نمیرم. خود من تا همین چند وقت پیش برای تعجیل در ظهور امام زمان دعا میکردم. تا این که این به ذهنم رسید که ادم باید همه جوانب کار رو در نظر بگیره. اومدیم و امام زمان در زمان زندگی من ظهور کرد و من تا موقع ظهورش هم شوهر نکرده بودم و شاید اصلا سرنوشتم این باشه که از اون دختر هایی بشم که تا اخر عمر مجرد میمونند و پدرم هم تا اون موقع فوت کرده بود; امام زمان بعد از این که ظهور کنه همه کشور ها رو تصرف میکنه و همه حکومت ها رو نابود میکنه تا خودش به تنهایی بر جهان حکومت کنه. ایران هم یه کشوره. پس امام زمان ایران رو هم تصرف میکنه و حکومت جمهوری اسلامی رو نابود میکنه. طبق قانون ایران بعد از مرگ پدرم حقوقش به من میرسه و من میتونم بدون این که سرکار برم درامد داشته باشم و یه زن خونه دار باشم. امام زمان اگه بعد از تصرف ایران به این قانون ایران عمل نکنه و حقوق پدرم رو قطع کنه; من بدبخت میشم. با این حساب دعا های من برای تعجیل در ظهور امام زمان دعا برای تعجیل در بدبخت شدن خودمه. پس نباید برای تعجیل در ظهور چنین امامی دعا کنم که میهنم ایران رو تصرف میکنه.

برداشت شما از عصر ظهور ، نادرست و اشتباه است . آن دوران ، بهترین عصر زندگی انسان هاست که همگان از رفاه و مساوات و نعمت و در آمد کافی برخوردار خواهند بود و نه تنها جای هیچ گونه نگرانی نیست بلکه جای امید و انتظار و خواستن و شیفتگی است. آن چه از روایات استفاده می شود این است که در عصر طلایی ظهور حضرت حجت(عج)، مشکلات اقتصادی جامعه ی بشری در سطح کلان حل خواهد شد. رفاه و آسایش پدید خواهد آمد و عوامل سلطه بر فکر و فرهنگ و اقتصاد از بین خواهد رفت و با زدودن فقر و تهیدستی، زمینه ی رشد و تکامل مادی و معنوی انسان ها فراهم خواهد شد، احادیث و روایاتی که رونق اقتصادی در عصر ظهور را بیان می کند، فراوان است، لذا به چند دسته از این روایات اشاره می شود:
الف. نزول برکات آسمانی
محصولات کشاورزی عمده ترین عنصر در رونق اقتصاد جوامع بشری محسوب می شود که خود وابسته و متوقف بر نزولات آسمانی و باران های مناسب فصلی است. طبق تصریح آیات و احادیث شریفه، رعایت تقوا، احکام الهی و اجرای عدالت و برابری، و رفع ستم، تبعیض و بیدادگری... نزولات آسمانی را در پی خواهد داشت، لذا در سوره ی نوح می خوانیم: «سپس گفتیم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است تا از آسمان برای شما پی در پی باران فرستد و شما را به اموال و فرزندان، مدد کند و برایتان بستان ها و نهرها بیافریند». و در آیه ای دیگر می خوانیم: «اگر مردم آبادی ها، ایمان آورده و تقوا پیشه ساخته بودند، برکات آسمان و زمین را به روی ایشان می گشودیم». در عصر ظهور حضرت حجت(عج) با توجه به حاکمیت اصل عدالت و برابری و اجرای دقیق احکام الهی بر کل جهان هستی، رحمت الهی و برکات آسمانی در قالب نزول باران های مناسب فصلی، تجلّی بیشتری پیدا خواهد کرد و زمینه ی رشد محصولات کشاورزی فراهم خواهد شد. از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است که: «امت من در زمان ظهور مهدی، به نعمت هایی دست می یابند که پیش از آن، در هیچ دوره ای دست نیافته بودند. در آن روزگار آسمان باران فراوان دهد و زمین هیچ رویدنی را در دل خود نگاه ندارد». در جمله ی دیگر باز از پیامبر اکرم(ص) می خوانیم: «در آخر الزمان در میان امتم، مهدی قیام می کند، خداوند کران تا کران قلمرو حکومت جهانی او را توسط باران، سیراب می سازد، زمین، گیاه و نبات خود را می رویاند، او اموال را عادلانه به مردم اعطا می کند و به دامداری و دامپروری و رونق اقتصادی اهمیت می دهد و امت را عظمت می بخشد.» و نیز فرموده اند: «آب ها در دولت مهدی، فراوان می شود و زمین برکات خود را چندین برابر می کند.» حضرت علی(ع) نیز راجع به رونق اقتصادی در عصر ظهور و نزول برکات آسمانی در آن دوره ی طلایی می فرماید: «چون قائم قیام کند، آسمان چنان که باید، باران بارد و زمین گیاه رویاند... به گونه ای که زن از عراق در آید و تا شام برود و جز بر زمین های سرسبز گام ننهد...». ب. آبادانی زمین و استخراج منابع در عصر ظهور حضرت حجت(عج) از یک طرف با اجرای احکام و استقرار نظام عدالت و برابری، و نابودی ظلم، ستم و تبعیض و بی عدالتی در تمامی چهره و ابعادش، زمین نیز برکات «منابع و ذخایر» خود را بدون هیچ گونه امساکی عرضه خواهد کرد. و از طرف دیگر با پیشرفت علوم و فنون، کشاورزی و دامداری نیز رونق گرفته و محصولات شان چندین برابر خواهد شد. با توسعه ی علم و دانش، تمامی منابع و ذخایر رو زمینی و زیر زمینی، شناسایی و کشف شده همه و همه دست به دست هم خواهند داد و در جهت تأمین رفاه و آسایش انسان، در آن عصر طلایی و رؤیایی بسیج و استخدام خواهند شد. در حدیثی راجع به عصر ظهور می خوانیم: «انسان در عصر حاکمیت جهانی حضرت مهدی، هر آنچه از انواع دانه های زراعی بر زمین بیفشاند، هفتصد برابر، برداشت می کند همان گونه که خدای متعال در قرآن کریم فرموده است: «مثل آنان که مال شان را در راه خدا انفاق کنند، به مانند دانه ای است که از یک دانه، هفت خوشه بروید و در هر خوشه ای صد دانه باشد، و خداوند برای هر کس که بخواهد می افزاید». در جای دیگری می خوانیم: «حکومت او، شرق و غرب جهان را فرا می گیرد و گنج های زمین، برای او ظاهر می شود و در سرتاسر جهان، جای ویرانی باقی نخواهد ماند، مگر اینکه آن را آباد خواهد ساخت». در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) با کشف منابع و ذخایر زمینی و توزیع عادلانه ی آن، درآمد سرانه ی آحاد جامعه، بالا رفته و با رفع نیازهای افراد، فقر و تهیدستی، از کل جهان، رخت بر برسته، غنا و بی نیازی تحقق عینی پیدا خواهد کرد. لذا از حضرت علی(ع) نیز نقل شده است که: «زمین آن چه در اعماق خویش دارد، برای او، بیرون دهد و همه امکانات و برکات خویش را در اختیار او گذارد.» امام باقر(ع) نیز می فرماید: «زمین برای قایم ما در هم پیچیده می شود... و در روی زمین جای ناآبادی باقی نمی ماند.» ج. اخذ مالیات و استرداد ثروت های غصبی: از جمله ی اقدامات و برنامه های اقتصادی حکومت حضرت مهدی (عج) که نقش مؤثری در ایجاد رفاه و آسایش اقتصادی و خشکاندن ریشه های فقر و محرومیت در کل جهان دارد؛ اخذ مالیات اسلامی و توزیع عادلانه ی آن، در بین افراد مستمند، علیل و بیمار و مستحق خواهد بود. آن گونه که در روایات آمده است، تارکین مالیات اسلامی و مانعین از پرداخت زکات، مجازات سنگینی در انتظارشان خواهد بود. لذا در روایتی می خوانیم: «خون دو کس در اسلام هدر است، ولی این حکم را کسی اجرا نمی کند تا حضرت قایم(عج) قیام کند، یکی خون مرد زن دار زناکار است که آن حضرت او را سنگسار می کند و دیگر خون کسی است که از پرداخت زکات خودداری می کند. حضرت مهدی(عج) گردن او را خواهد زد.» در عصر ظهور، مالیات اسلامی به صورت دقیق، جمع آوری و کاملاً عادلانه توزیع و تقسیم می گردد و نظام طبقاتی حاکم قبل از ظهور، نابود گردیده و جامعه ای مبتنی بر معیارهای اسلامی و انسانی، به وجود خواهد آمد. جامعه ای که در آن، با نفی تبعیض و بی عدالتی، همه از امکانات رفاهی، بهره مند خواهند شد. در عصر حکومت حضرت مهدی(عج) حقوق غصب شده ی انسان های مظلوم، حتی اگر در زیر دندان های انسان های ظالم و ستمگر هم باشد، گرفته شده و به صاحبان اصلی آن، مسترد خواهد شد. بذل و بخشش های خود سرانه و غاصبانه ای که قبل از ظهور صورت می گیرد. و عده ای از طریق رفاقت و پارتی بازی به نان و نوایی می رسند، در دوره ی حکومت حضرت مهدی(عج)، این اموال و اراضی به صاحبان اصلی آن برگردانده خواهد شد و نظام های ظالمانه و غاصبانه ی حاکم فعلی بر جهان، نابود خواهد گردید. لذا از امام صادق(ع) نقل شده است که: «هنگامی که قایم آل محمد(ص) قیام کند، قطایع از میان می رود و دیگر اقطاعی در میان نخواهد بود». قطایع، زمین هایی از اراضی خراجی است که از راه امتیاز، به نزدیکان حکّام و سلاطین؛ داده می شود و این گونه بذل و بخشش های خود سرانه، موجب تشکیل طبقه ی ممتاز در جامعه می گردد. آری! حضرت حجت(عج) با قاطعیت و نظارت دقیق، جریان اقتصادی جامعه ی بشری را، سر و سامان می دهد، تمام ثروت ها و ذخایر زیرزمینی و روزمینی که در اختیارش قرار می گیرد، به صورت عادلانه؛ تقسیم و توزیع نموده، جلوی فعالیت های خود سرانه و آزمندانه ی زراندوزان دنیاطلب را می گیرد و از چپاول ثروت های مردمی و مکیدن خون انسان های مظلوم و مستضعف، توسط افراد زالوصفت و فرصت طلب، جلوگیری نموده و عوامل اصلی فقر، محرومیت و کمبود را از میان بر می دارد. از امام باقر(ع) نقل شده است که: «همه ی اموال جهان در نزد مهدی گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین، آنگاه حضرت مهدی به مردم بگوید: بیایید و این اموال را بگیرید. اینها، همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آن، قطع رحم کردید. و نزدیکانتان را رنجانیدید، خون های بناحق ریختند و مرتکب گناهان شدید، بیایید و بگیرید». در جای دیگری می فرماید: «مهدی در سال دو بار. به مردم مال بخشد و در ماه دو بار امور معیشت بر آنان دهد... تا نیازمندی به زکات، باقی نماند، و صاحبان زکات؛ زکاتشان را نزد محتاجان آورند، و ایشان نپذیرند، پس آنان زکات خویش در کیشه های نهاده در اطراف منازل و خانه ها بگردند تا محتاجی را پیدا کند، و مردم بیرون آیند و گویند: ما را نیازی به پول شما نیست... پس دست بخشش گشاید چنان که تا آن روز کسی آنچنان بخشش اموال نکرده باشد». د. اجرای عدالت اجتماعی: از ویژگی های منحصر به فرد دوران حکومت های مهدی(عج) که در احادیث و روایات معصومین(ع) فراوان ذکر شده و مورد تأکید و توجه قرار گرفته است، استقرار عدالت اجتماعی در تمام زوایای زندگی جامعه ی بشری از جمله عدالت در تقسیم بیت المال و توزیع ثروت های ملی و مردی؛ می باشد. تعبیر «یملأ الارض قسطا و عدلدً کما ملئت ظلما و جورا» تعبیر آشنایی است که از طرق مختلف، در ده ها حدیث که دوران طلایی و زندگی ساز عصر ظهور را ترسیم می کنند؛ آمده است. در پرتو اصل محبوب عدالت اجتماعی است که نابسامانی های سیاسی، ستم اجتماعی و ظلم اقتصادی که زایده ی نظام ظالمانه ی تبعیض، ستم و بی عدالتی است، سامان می یابد. طبق حدیث شریفی از امام صادق(ع) لطافت و نسیم زندگی ساز عدالت اجتماعی در عصر ظهور، تا اقصی نقاط جهان و زوایای ناپیدای منازل و خانه های مردم نفوذ کرده، مأمن و مسکن آنان را گرما و حرارت ویژه ای خواهد بخشید.» و در پرتو گرما و لطافت عدالت اجتماعی و بستر مناسب آن عصر و زمان است که دین و دنیای مردم؛ حیات انسانی و زندگی معنوی جوامع بشری؛ سر و سامانی گرفته و همه چیز، جان تازه ای خواهند گرفت. فراهم آوردن رفاه و آسایش و ایجاد شرائطی که در آن؛ آحاد جامعه ی جهانی، کتاف زندگی داشته و اضطراب و نگرانی، از این ناحیه، احساس نکنند. در سرلوحه ی برنامه های کاری حکومت حضرت مهدی(عج) قرار دارد. حضرت با توزیع عادلانه ی بیت المال و درآمدها و نظارت دقیق به دستگاه های اجرایی و اقتصادی حکومت، زمینه ی لازم، برای رفاه و آسایش همگانی را فراهم خواهند کرد. به گونه ای که ساکنان آسمان ها و زمین، از شرائط به وجود آمده، راضی و خشنود خواهند شد. ابوسعید خدری می گوید: «پیامبر(ص) فرمود: به مهدی بشارت تان می دهم. او به هنگام اختلاف مردمان، از میان امت من ظهور خواهد کرد و ساکنان آسمان ها و زمین از او خشنود خواهند شد. او مال را درست درست تقسیم می کند. مردی پرسید: درست درست چیست؟ فرمود: میان همه به صورت مساوی در حدیث دیگری می خوانم که: مهدی(عج) میان مردم، در تقسیم اموال، به مساوات رفتار، می کند به طوری که دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمی شود». از مجموع آیات و روایات در خصوص عصر ظهور، به این باور استنباط می رسیم که با حاکمیت نظام عدالت گستر آن حضرت، و نزول برکات آسمان ها و زمین و نظارت دقیقت بر امور اقتصادی، معضل بزرگ فقر و محرومیت که مؤثرترین عامل در بروز ناهنجاری های اجتماعی، به حساب می آید، از جامعه ی بشری بر چیده خواهد شد. و با ایجاد رفاه و آسایش موعود، پدیده های دزدی، تجاوز، بی عفتی، رشوه و اختلاس که مولود نامیمون فقر و تهیدستی است، از بین رفته، ترس، نگرانی اضطراب و ناامنی، جایش را به محیط صلح، صفا، صمیمیت و امنیت خواهد داد.
در آخر دو نکته ی مهم و اساسی را یادآور می شویم: یکم: اگر راه کارهای مطرح شده عصر ظهور، در شرائط فعلی نیز، رعایت شود، یقینا خیلی از مشکلات و نارسایی های فعلی از جمله مشکلات اقتصادی جهان، مرتفع خواهد شد. و فاصله های عمیق و آزار دهنده ی طبقاتی از بین خواهد رفت. زیرا اگر در دنیای متمدن و صنعتی امروز که اکثریت جمعیت جهان را انسان های گرسنه و برهنه تشکیل می دهند علت آن کمبود امکانات اقتصادی و فقدان ابزار و وسایل رفاهی نیست بلکه زاییده و معلول نظام ظالمانه ای است که فعلاً بر جهان حکومت می کند. نظام ظالمانه ی استضعاف و استکباری که در سایه ی آن، عده ای بر توسن مراد خویش نشسته اند، غرق و در تنعمات و افراط در لذائذ، آنان را به گونه ای مست و مغرور ساخته است که دنیا را برای تاخت و تاز و جولان خویش، کوچک و محدود می بینند و هیچ گونه مانعی را در برابر خواسته های خویش احساس نمی کنند. در طرف دیگر عده ی کثیری از انسان های فقیر و بی بضاعت که حتی از تأمین مایحتاج اولیه خویش، عاجز و ناتوان هستند، صحنه های رقت انگیزی را ایجاد کرده اند که تماشای آن، دل هر انسان منصفی را به درد می آورد. به جرأت می توان گفت یکی از عمده ترین علل و عوامل تراژدی تلخ دردناک انسانی معاصر، تبعیض و بی عدالتی است که اگر روزی این دوگانگی محو و نابود شود و عدالت و برابری، جایش را بگیرد، یقینا اوضاع و احوال انسان و جهان، دگرگون خواهد شد. دوم: تأمین رفاه و آسایش در عصر ظهور، بدین معنی نیست که انسان،گل سرسبد هستی، خلیفه ی خدا در زمین، بسان حیوانات وحشی، بدون مانع و رادعی، سرگرم لهو و لعب شده و به عیش و نوش بپردازد. منزلت و جایگاه رفیع انسانی خویش را فراموش کند. زیرا چنین تلقی و رویکردی، نه تنها با هدف خلقت انسان سازگاری ندارد، بلکه در زاویه ی کاملاً مخالف آن قرار دارد. و هدف آن است که انسان در فضای سالم به وجود آمده، بدون داشتن مشکلات جانبی، بتواند روح و روان خویش را در اقیانوس بی کران معارف الهی و انسانی، صیقل دهد. راه سعادت و رستگاری را با دقت و سرعت بیشتری طی کند. و در نهایت، لیاقت و شایستگی راه یابی در جوار حق را به دست آورد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
نمی تواند اینطور که شما می فرمایید باشد،اسلام از همان صدر اسلام سرشار از فرق گذاری وامتیاز دهی به افراد خاص بوده ،امتیازاتی که برای خاندان پیامبر وبنی هاشم قائل شده،قوانینی که در مورد کنیز وغلام و.. وجود داشته ،تفاوتی که در مجازاتها وجود داشته،مثلا می گویید که امام علی(ع) شبانه بین ایتام کوفه غذا تقسیم می کرده ،نمی گویید ایشان که خلیفه سرزمینهای وسیع از شرق ایران تا مصر بوده ،برای ایتام خراسان وآذربایجان وفارس و...چکار کرده آیا عادلانه به آنها هم غذا رسانده ورسیدگی کرده یا بین ایتام کوفه وبقیه شهرها فرق بود؟ می گویید درزمان پیامبر(ص) هرمالی به بیت المال می رسید عادلانه بین مسلمانان تقسیم می شد نمی گویید این مال از کجا می آمده ،آن مردمی که در جنگ از مسلمانان شکست خوردند ومالشان گرفته شد چگونه گذران زندگی کردند ؟ چرا این برکات که می گویید در زمان امام زمان نازل می شود در زمان پیامبر نازل نشد تا مردم عربستان که در صحراهای خشک عربستان زندگی می کردند برای بدست آوردن ثروت نیاز به حمله به کشورهای دیگر مانند ایران نداشته باشند؟ اگر می گویید که این حملات برای گسترش اسلام انجام شد نه کسب مال وثروت،پس چرا این حملات به سرزمین های آفریقایی انجام نشد در حالیکه مردم آنجا بسیار از یکتا پرستی دور تر بودند وهنوز هم بسیاری از مردم قبایل آنجا مشغول بت پرستی وجادوگری و... هستند،پس نمی توان باور کرد که آنچه که شما در مورد امام عصر می گویید واز نوع حکومت داری ایشان می گویید حقیقت داشته باشد در حالیکه حتی سمت وسو حرکت جامعه اسلامی در زمان خود پیامبر هم بدنبال چنین اهدافی نبوده مگر اینکه اسلام بکلی با آنچه تاکنون روحانیت اعم از شیعه وسنی برای ما تعریف کرده فرق داشته باشد
پرسمان
این جمله ها شامل نه سوال است و نه جواب می خواهد . پاسخ کامل این سوالات چند جلد کتاب می شود . ما در اینجا به صورت کوتاه جواب می نویسیم . پیش از جواب باید به چند نکته توجه کرد : الف- اگر اسلام آنگونه باشد که در این سوالها آمده , باید در کره زمین هیچ آدم عاقلی آن را نپذیرد در حالی که دانشمندان بزرگی مانند بوعلی سیناء و مانند او این دین را پذیرفته اند . اساتید دانشگاههای غیر مسلمان اسلام را می پذیرند , مسلمان می شوند , تعدادشان هم کم نیست , آیا اینها عقل ندارند ؟! در آن زمان سلمان فارسی اسلام را پذیرفت و از نزدیکان پیامبر شد , آیا سلمان دینی را که سراسر فرق گذاری و امتیازدهی به افراد خاص بود پذیرفت یا دینی را که در آن عرب و عجم , آفریقایی و غیر آفریقایی فرق نداشتند پذیرفت؟! دانشمندان کافر, سلمان را تمجید می کنند و در باره اش کتاب می نویسند . هرکس آشنایی مختصری با اسلام داشته باشد می فهمد که از نظراسلام عرب و عجم فرق ندارد و معیار ارزشمندی انسانها کمالات معنوی است نه تفاوتهای نژادی و جغرافیایی . اگر در دین اسلام , پیامبر از همه بالاتر است به خاطر این است که کمالات او از همه بیشتر است , اگر سیزده معصوم از همه بالاتر هستند به خاطر کمالات معنوی آنها است نه به خاطر عرب بودن و یا به خاطر حجازی بودن . حالا اگر پیامبر با یک انسان معمولی غذا بخورد , اینطور نیست که پیامبر به خاطر داشتن کمالات بالا غذای بهتر بخورد و آن انسان معمولی غذای ساده بخورد , در اینگونه امور فرقی بین انسانها نیست یا مثلا پیامبر در خانه بهتر بنشیند و انسان معمولی در خانه معمولی . ب- دین اسلام مجموعه ای به هم پیوسته است مانند مجموعه اجزای موتور خودرو , اگر بخواهیم در باره آن داوری کنیم , باید کل این مجموعه به هم پیوسته را بفهمیم , فهم این مجموعه نیاز به دانش کامل دارد و بدون این دانش نمی توان به نفع یا ضرر آن حکم کرد . برخی از افراد , بدون حب و بغض , عمر خود را صرف به دست آوردن این دانش می کنند و موفق می شوند . داوری اینگونه دانشمندان مورد توجه قرار می گیرد . آنانکه دانشمند نیستند پیرو دانشمندان هستند . اینطور نیست که هر کسی توانایی داوری کردن در باره هر چیزی را داشته باشد . اگر کسی بخواهد یک سوره کوچک از قرآن را بفهمد اول باید متخصص زبان عربی باشد , اگر متخصص زبان عربی نباشد نمی فهمد , چون زبان دین اسلام زبان عربی است , کسی که زبان اسلام را نمی فهمد چطور می خواهد در باره اسلام داوری کند ؟! ج- اگر بخواهیم در باره دین اسلام داوری کنیم باید بر اساس قرآن و سنت معصومان داوری کنیم , سنت هم باید به روش صحیح و قابل اعتماد به دست ما برسد , نباید در داوری های خود رفتار مسلمانان را مبنا قرار دهیم , ممکن رفتار مسلمانان خلاف دین اسلام باشد و خدا و پیامبر راضی به آن نباشند . د- هر جامعه ای در هر عصری توسط دانشمندان آن جامعه اداره می شود و در هر رشته از نیازها افرادی متخصص می شوند و نیاز مردم را برطرف می کنند . در مورد دین هم چنین است . عده ای دنبال فهم دین می روند و مردم دین خو د را از آنان دریافت می کنند . اینطور نیست که همه دنبال تخصص یافتن در دین باشند . به عنوان مثال در عصر ما مردم دین خود را از حضرت امام قدس سره , علامه طباطبایی , شهید مطهری , آیه الله جوادی و مانند اینها دریافت می کنند , وظیفه از این بیشتر نیست , ما که در عصر پیامبر نیستیم , ما باید به همین دین که توسط علمای دین به ما رسیده است عمل کنیم . جواب سوالات 1- شما در ضمن سخنانتان گفتید که اسلام سرشار از فرق گذاری و امتیاز دهی به افراد خاص است و خاندان پیامبر را مثال زدید . در باره این جمله شما باید گفت : اگر منظور از خاندان پیامبر حضرت فاطمه زهرا , حضرت علی , امام حسن , امام حسین و بقیه امامان تا حضرت مهدی سلام الله علیهم باشد , در این صورت باید بپرسیم که اینها چه امتیازی دارند ؟! اینها رهبر جامعه هستند , از نظر کمالات معنوی نظیر ندارند , با این حال آیا حضرت فاطمه زهرا بیش از دیگران خورد و خوراک داشت ؟ آیا حضرت فاطمه بهتر از دیگر زنان لباس می پوشید ؟در آن زمان و در این زمان دختران پادشاهان و حاکمان در ناز و نعمت به سر می بردند و به سر می برند در حالی که سطح زندگی فاطمه زهرا از همه زنان پایینتر بود و برای او هیچ امتیازی نبود , امامان هم چنین بودند . بله این نکته درست است که آنان محبوب مردم بودند و هستند و این محبوبیت به خاطر کمالات معنوی آنان است نه کمالات دنیوی . این , امتیاز معنوی است و امتیاز معنوی خوب است , بد نیست , امتیازات دنیوی بد است , شما دانشمند هستید , این امتیاز معنوی , بد نیست , آنچه بد است امتیازات دنیوی است . اگر منظور شما سادات و سهم سادات باشد , در این صورت باید گفت : اگر سیدی فقیر باشد و نتواند کار کند یا از کار افتاده باشد مانند سادات پیر , حکومت اسلامی باید به او به اندازه نیازش از بیت المال بدهد تا آبرومندانه زندگی کند , کجای این امتیاز است ؟ اگر یک فرد غیر سید فقیر باشد یا از کار افتاده باشد و نتواند زندگی خود را اداره کند حاکم اسلامی باید از بیت المال به او به اندازه نیازش بپردازد تا آبرومندانه زندگی کند , آیا بین این نوع پرداخت فرق است ؟ آیا آن سید افتخار می کند که از سهم سادات گرفته است و این یکی شرمنده می شود که از زکات به داده شده است ؟آیا از سهم سادات گرفتن افتخار است و از زکات گرفتن ننگ است ؟اصلا اینطور نیست , اگر ننگ است هردو ننگ است , اگر ننگ نیست هردو ننگ نیست , نه آن کمال معنوی است و نه این ضد کمال است . 2- اشاره به برده و غیر برده کردید , در این باره باید گفت : شما در آن زمان نبودید , در این زمان هم آن برده داری را ندیدید , به این خاطر تصور آن وضعیت برای شما ممکن نیست .در آن زمان سراسر جهان برده بود , به همین ایران در آن زمان کشتی کشتی برده می آوردند , می فروختند , بیشتر کارهارا برده ها می کردند , اگر آن شرایط برگردد باز همان اوضاع و احوال برمی گردد , دو باره بردگی راه می افتد , این انسانها انسان نشده اند , پیامبران آمدند , تلاش کردند ولی انسانها نپذیرفتند و آنها را کشتند . اساس بردگی ستم است , عده ای به ظلم و ستم عده ای را برده کردند , خدا که برده نیافریده است , علی علیه السلام فرمود : لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا ( برده کسی نباش خدا تو را آزاد آفریده است ) ولی انسانها زیر بار بردگی رفتند و این ستم را پذیرفتند . اگر هیچ انسانی زیر بار بردگی نمی رفت بردگی پیدا نمی شد ولی زیر بار رفتند و جهان پر از برده شد . حالا دین اسلام آمده است و همه جا پر از برده و بازار بردگی پر رونق است , اسلام فکر خوبی به حال برده ها کرد , قرآن در آیات فراوانی مردم را به آزاد کردن برده ها تشویق کرد و در برخی آیات دستور به آزاد کردن برده داد, پیامبر و صحابه شروع کردند به آزاد کردن بردها , برده های زیادی را آزاد کردند , آنقدر برده آزاد کردند که آزاد کردن برده نهادینه شد . مسلمانان در حد توان برده ها را آزاد کردند . نگاه دین اسلام به برده ها نگاه خدایی بود , اسلام اجازه نداد به برده ها ستم شود و مولای برده در باره او هرچه خواست انجام دهد , آن زمان گاهی برای شکنجه دادن به برده , گوش او را می بریدند , دین اسلام دستور داد اگر کسی گوش برده اش را ببرد برده آزاد می شود ( جواهر ج 39 ص 226 س7 چاپ 43 جلدی ) یا مثلا دستور داد که هر کس با برده اش ارتباط جنسی پیدا کند آن برده وقتی بچه اش به دنیا آمد پس از مرگ مولا آزاد می شود و مانند این قوانین .کسی که بردگی را قبول کرد و برده شد به طور طبیعی این آدم خودش را از حد انسان معمولی پایین آورده است , خودش خواسته است برده باشد , به این خاطر این برده با آدم آزاد فرق دارد و اسلام هم این فرق را پذیرفته است و برای همین دیه او نصف دیه آزاد است . فرض کنید یک نفر حمله آورد تا شما را بکشد و شما او را شکست دادید , نکشتید و سالم گرفتید , آیا الآن او با یک فرد دیگر یکسان است ؟ شما او را با خودتان برابر حس می کنید ؟ او آمده شما را بکشد و حالا در اختیار شماست , این آدم را یا می کشید , یا آزاد می کنید و یا او را برده می کنید , او باید بردگی را نپذیرد اگر پذیرفت برده شما می شود و با شما برابر نخواهد بود , این یک درک عقلی است , هر انسان خردمندی این را می فهمد . برده با غیر برده یکسان نیست , تو برده نباش , بجنگ , بمیر , این بهتر از بردگی است , اگر برده شدی توقع نداشته باش که مانند آزاد ها باشی . اگر دین اسلام در برخی احکام بین برده و آزاد فرق گذاشته به این صورت است و خلاف وجدان و عقل نیست . از این بیشتر را باید در کتابهای مربوطه مطالعه کرد . 3- به تفاوت در مجازات ها کردید , اگر در اسلام مجازات ها متفاوت است هر کدام حکمتی دارد مثلا در دین اسلام زن مرتد را نمی کشند , یا مثلا اگر پدر پسرش را بکشد اعدام نمی شود ولی اگر پسر پدر را بکشد اعدام می شود و مانند اینها , این قوانین حکمت دارد و تنها اسلام نیست که چنین است بلکه در همه دنیا اینگونه قوانین موجود است . حقوق دانان متخصص حکمت اینها را می فهمند . 4- حضرت علی علیه السلام از مال شخصی خودش به فقرای کوفه مخفیانه کمک می کرد و آن حضرت آنقدر ثروت شخصی نداشت که فقرای شهر های دیگر را هم اطعام کند . در شهر های دیگر وظیفه مومنان آن شهر است که به فقرا برسند . 5- بیت المال پیامبر از محل خمس , زکات , صدقات و گاهی از غنایم بود و پیامبر اینها را به مسلمانان می داد . این اموال مشکلی نداشتند . به این مثال توجه کنید : دو قبیله ثقیف و هوازن مخفیانه آمدند , در دره ها کمین کردند , هرچه داشتند با خود آوردند , ثروت و زن و بچه هایشان را آوردند تا رزمندگانشان خوب بجنگند , پیامبر از مکه راه افتاد و با 12 هزار نفر حرکت کرد تا رسید به دره حنین , ناگهان پنج هزار شمشیر زن حمله کردند , حمله آنچنان خطرناک بود که همه را وادار به فرار کرد , چند نفر از مسلمانان و خود پیامبر فریاد برآوردند که فرار نکنید , برگردید , آخر کار مسلمانان برگشتند و جنگ بسیار بسیار سختی درگرفت , چنین جنگی تا حال پیش نیامده بود . سرانجام پیامبر پیروز شد . تمام آن شترها , گاوها , گوسفند ها , طلاها , نقره ها , زن ها و بچه ها همه در اختیار پیامبر قرار گرفت . این اموال از آن مسلمانان است و آن زن ها و بچه ها را هم اداره می کنند , نه این که بجه ها را در بیابان رها کنند . اینگونه غنایم از نظر هیچ عاقلی اشکال ندارد . 6- برخی از غنایم, خاص رزمندگان است , وقتی رزمندگان در زمان پیامبر می جنگیدند و غنیمت به دست می آوردند خمس غنایم به پیامبر می رسید و بقیه به رزمندگان داده می شد , این تبعیض نبود بلکه در آن زمان رزمندگان مثل این زمان نبودند , آنان به هزینه خود به جنگ می رفتند و حقوق بگیر نبودند بلکه همین غنایم به جای حقوق آنها بود. 7- در زمان پیامبر نیروهای پیامبر از خود دفاع می کردند و هیچوقت برای ثروت اندوزی نجنگیدند , حتی وقتی که می خواستند به کاروان قریش حمله کنند هدف این بود که به قریش بفهمانند که راه تجارت در اختیار ما است و اگر دست از ما برندارید اقتصادتان به خطر می افتد . 8- نزول برکات الهی در گرو تقوای عمومی کشور است و خداوند هر زمان ببیند که مردم یک کشور با تقوا هستند برکات زمین و آسمان را نازل می کند . ان شاء الله درعصر ظهور چنین جامعه ای پیدا خواهد شد . 9-مسلمانان به آفریقا هم لشکر کشی کردند .

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.