رفتن، رسیدن است ...-۴۰ نکته اخلاقی از رهنمودهای سید انقلاب ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ - ۳۹۲۸ بازدید

رفتن، رسیدن است ...۴۰ نکته اخلاقی از رهنمودهای سید انقلاب




ماه
رمضان که فرا می رسد، حال و هوای دیگری پیدا می کنی و خودت را بیش از هر وقت دیگر،
برای ساخته شدن و پیرایش از عیوب، آماده می بینی و هر آن چیزی که تو را در این مسیر
یاری کند، برایت جذاب است. ما هم این فرصت را غنیمت دانستیم و ۴۰ نکته مهم و
کاربردی اخلاقی از سخنان رهبر فرزانه انقلاب را برایتان انتخاب کردیم که در این
نوشته، تقدیمتان می کنیم؛ باشد که چراغ راه شما در این ضیافت چند روزه باشد.




۱.

گام
اول



اولین
و مهم ترین قدم خودسازی، این است که انسان به خود و به اخلاق و رفتار خود با نظر
انتقادی نگاه کند؛ عیوب خود را با روشنی و دقت ببیند و سعی در برطرف کردن آنها
داشته باشد. این از عهده خود ما برمی آید و این، تکلیفی بر دوش ماست.[۱]




۲.
بین خود و خدا



یکی از
ویژگی ها که بسیار مهم است، تا برای خودسازی به آن توجه کنیم و شاید جنبه تقدمی هم
داشته باشد، «اخلاص» است. اخلاص، عبارت است از کار را خالص انجام دادن و این که
کاری را مغشوش انجام ندهیم... خالص بودن عبادت و خالص بودن عمل، این است که برای
خدا باشد. در بین مردم، متأسفانه خیلی رایج است که کارهای خوب خودشان را بر زبان
بیاورند و بگویند. کأنّه توجه ندارند که نباید کار نیک را به زبان آورد و گفت که ما
می خواهیم این کار را بکنیم یا ما این کارها را می کنیم؛ البته برخی جاها استثناست.
در جاهایی، بعضی از کارها باید در علن انجام گیرد. در روایات در باب صدقه آمده است
که «صدقة سِرّ»، این ثواب را دارد و


«صدقة علانیة»
،
این ثواب را یا مثلاً عبادات گروهی، جلوی چشم مردم انجام می گیرد و باید انجام گیرد
و این از شعائر الهی است؛ اما بسیاری از عبادات یا اغلب عبادات، آن روابطی که بین
خود انسان و خداست ذکر، توجه، دعا، نافله، شب زنده داری، سحرخیزی، احسان و کارهای
نیک باید بین خود انسان و خدا بماند.[۲]




۳.
طبیب خود باشیم



طبیب
خودتان باشید. بهترین کسی که می تواند بیماری ما را تشخیص دهد، خودمان هستیم؛
بیاورید روی کاغذ. بنویسید «حسد». بنویسید «بخل». بنویسید «بدخواهی برای دیگران؛
وقتی کسی به خیری می رسد، ما ناراحت می شویم.» بنویسید «تنبلی در کار». بنویسد «روح
بدبینی به نیکان و صالحان». بنویسید «بی اعتنایی به وظایف». بنویسید «علاقه به خود؛
شدیداً به خودمان علاقه داریم». ماه رمضان، فرصتی است که یکی یکی این بیماری ها را
تا آن جایی که بشود، برطرف کنیم.[۳]




۴.
پولادین خواهید
شد اگر...



در
درجه اول، جوان دانشجو و دانش آموز، باید خودسازی کند. خودتان را با تربیت دینی
بسازید. امور تربیتی، خوب است. معلم تربیتی، خوب است. گوینده تربیتی، خوب است؛ اما
آن کسی که از درون خود، موعظه کننده و تربیت کننده ای نداشته باشد


«واعظٌ مِنْ نَفْسِهِ»

این تربیت ها به کارش نمی آید. خودتان را بسازید؛ با نفس مبارزه کنید؛ اجرای حکم
الهی را در محدوده شخص خودتان بزرگ بشمارید و به نماز، به توجه به خدا، به دعا و به
توکل، اهمیت بدهید. این، شما را پولادین خواهد کرد.[۴]




۵.
خاک ریزهاتان را
محکم کنید.



مراقب
باشید. مواظب باشید و خاک ریزهایتان را محکم کنید؛ تا دشمن نتواند در سنگرهای شما
نفوذ کند. با این روحیه ایمانی و استوار است که می توانید شاخ استعمار را بشکنید و
اسلحه را از دستش بگیرید؛ تا ملتتان بتواند نفسی بکشد؛ تا بتوانید کشور را بسازید؛
تا بتوانید سطح زندگی را بالا ببرید؛ تا بتوانید مشکلات و گره هایی را که میراث سال
های دوران استعمار و سلطه اجانب است، از بین ببرید.[۵]




۶.
شکستن آن بت



ما
باید سعی کنیم که روح بندگی را در خودمان زنده نماییم. بندگی، یعنی تسلیم در مقابل
خدا؛ یعنی شکستن آن بتی که در درون ماست. آن بت درونی ما یعنی من در خیلی جاها خودش
را نشان می دهد. وقتی که منفعتت به خطر بیفتد، کسی حرفت را قبول نکند، چیزی مطابق
میل تو ولو خلاف شرع ظاهر بشود، یا سر دو راهی قرار بگیری، یک طرف منافع شخصی، یک
طرف وظیفه و تکلیف در چنین تنگناها و بزن گاه هایی، آن منِِ درونی انسان، سر بلند
می کند و خودش را نشان می دهد.



اگر ما
بتوانیم این من درونی، این هوای نفس، این فرعون باطنی، این شیطانی را که در درون
ماست، مهار کنیم، یا اقلاً قدری مهار کنیم، همه امور، اصلاح خواهد شد. قبل از هر
چیز، خود ما آدم خواهیم شد و به فلاح خواهیم رسید. ماه رمضان، مقدمه این است. روزه،
نماز باتوجه، انفاقات، حتّی جهاد فی سبیل اللَّه، برای رسیدن به چنین دنیایی است که
مردم، بنده خدا باشند.[۶]




۷.
حتی بند کفش



چیزی
را که خدا می دهد، قبلاً باید از خدا بخواهیم. چرا بخواهیم؟ یکی از عللِ این که
گفته اند حاجات کوچک را هم از خدا بخواهید، این است که به حوائج و عجز و حقارت و
تهی دستی خودمان، توجّه پیدا کنیم؛ تا ببینیم که چقدر تهی دستیم. اگر خدای متعال
کمک نکند، امکان ندهد، نیرو ندهد، فکر ندهد، ابتکار ندهد و وسایل را جور نیاورد،
همان بندِ کفش هم به دست ما نخواهد رسید. اگر شما به قصد خریدنِ بند کفش از خانه
بیرون آمدید، در راه جیبتان را زدند یا پولتان گم شد و یا مغازه مورد نظر بسته بود
و یا در بین راه، حادثه مهمّی پیش آمد که مجبور شدید برگردید، بند کفش، گیرتان
نیامده است. بنابراین، هر چیز را از خدا بخواهید؛ حتّی بند کفش را؛ حتّی کوچک ترین
اشیا را و حتّی قوت روزانه خود را. بگذارید این منِ دروغینِ عظمت یافته در سینه ما
که می گوییم «من» و خیال می کنیم مجمع نیروها ما هستیم بشکند. این «من»، انسان ها
را بی چاره می کند.[۷]




۸.
موانع درونی



راه
برای ما روشن است، موانع راه هم برای ملت ایران روشن است. باید این موانع را
بردارید؛ هم موانع درونی و هم موانع بیرونی را. موانع درونی را باید با تضرع به
درگاه پروردگار، با دعا، با توجه، با تربیت و تهذیب نفس، با تقویت اخلاق، با عبادت
و با توسل، از پیش پا بردارید. اگر دل ما سالم نباشد، نمی توانیم دنیای سالمی درست
کنیم. اگر در درون خودمان معیوب باشیم، نمی توانیم عیب جامعه و جهان را برطرف کنیم.
ملت ایران، بار سنگینی بردوش دارد و باید آن را به منزل برساند؛ باید دنیایی بسازد
که هم برای خودش شیرین باشد و هم برای جوامع دیگر. شما می توانید چنین کاری بکنید؛
اما شرطش این است که هر یک از ما، درصدد تهذیب نفس خودمان باشیم. نماز با توجه، انس
با قرآن، دعا و توسل، تضرّع، روزه ماه رمضان و عبادات نیمه شب، مخصوصاً برای جوانان
که تأثیرپذیری شان زیاد است، می تواند مهذِّب نفس باشد.[۸]




۹.
یک ساعت برای
خودتان



دعا
کنید. نافله بخوانید. توجه پیدا کنید. متذکر باشید. در شبانه روز، یک ساعت را برای
خودتان و خدای خودتان قرار بدهید. از کارها و اشتغالات گوناگون، خودتان را بیرون
بکشید. با خدا و با اولیای خدا و با ولی عصر عجل الله تعالی فرجه و ارواحنافداه
مأنوس بشوید. با قرآن، مأنوس باشید و در آن تدبر بکنید.[۹]




۱۰.
مسجد پایگاه



با
امام جماعت مسجد، با عبادت کنندگان مسجد و با مؤمنینی که در مسجدند، برادرانه،
صمیمی باشید و آن را حفظ و بیشتر کنید. اول وقت، نماز را به جماعت، پشت سر پیش نماز
هر مسجدی که در آن هستید، بخوانید. در مراسم دینی مسجد و تبلیغات آن شرکت کنید. در
مراسم دعا و قرآن و مراسم مذهبی، شرکت کنید... برای مسجد، جاذبه درست کنید.[۱۰]




۱۱.
مثل آیینه



من
بارها گفته ام، باز هم می گویم؛ ما تلاوت برجسته قرآن را در این کشور دنبال می
کنیم؛ برای این که اُنس با قرآن و تلاوت قرآن در بین مردم، عمومیت پیدا کند. عزیزان
من! باید با قرآن اُنس پیدا کنید. زبان ما، زبان قرآن نیست. می توانیم به ترجمه
قرآن مراجعه کنیم؛ اما عمق یابی مضامین قرآنی، فقط با مراجعه به ترجمه نمی شود؛ کما
این که با خواندن متن قرآن هم برای کسانی که می فهمند، همیشه به دست نمی آید؛ با
تدبّر به دست می آید؛ با عمق یابی به دست می آید. با قرآن باید مثل آیینه مواجه شد؛
پاکیزه، براق و بی زنگار؛ تا قرآن در دل ما منعکس شود. قرآن باید در جان ما انعکاس
پیدا کند.[۱۱]




۱۲.
هر روز و هر روز



قرآن
خواندن هر روز را فراموش نکنید. هر روز، حتماً قرآن بخوانید؛ هر مقداری می توانید.
آنهایی که ترجمه قرآن را می فهمند، با تدبّر به ترجمه نگاه کنند. آنهایی که ترجمه
قرآن را نمی فهمند، یک قرآن مترجم خوب که الحمدلله زیاد هم داریم کنار دستشان
بگذارند و به ترجمه آن نگاه کنند. ممکن است ده دقیقه صرف وقت کنید و یک صفحه یا دو
صفحه بخوانید، اما هر روز بخوانید؛ این را یک سیره قطعی برای خودتان قرار دهید؛
علامت بگذارید؛ فردا از دنباله اش بخوانید.[۱۲]




۱۳.
بگذارید در
ذهنتان حک شود



تلاوت
قرآن، یک فضیلت بزرگ و یک ثواب است؛ اما این تلاوت وسیله ای برای رسیدن به معرفت
است. این قرآن، یک اقیانوس عظیم است؛ هر چه بیشتر جلو بروید، تشنه تر می شوید و
علاقه مندتر می شوید و دل شما روشن تر می شود. در قرآن باید تدبّر کرد. من باز هم
از شما جوانان خواهش می کنم که با معانی قرآن انس پیدا کنید و ترجمه قرآن را
بفهمید. من بارها این را از جوانان خواسته ام و بسیاری هم اقدام کرده اند. قرآن را
که هر روز تلاوت می کنید، هرچه تلاوت کردید، ترجمه آن را هم نگاه کنید. بگذارید این
مفاهیم در ذهن جوان شما حک شود؛ در آن صورت، فرصت تدبّر پیدا خواهید کرد.[۱۳]




۱۴.
هنوز فاصله داریم



قرآن،
کتاب نور، کتاب معرفت، کتاب نجات، کتاب سلامت، کتاب رشد و تعالی و کتاب قرب به
خداست. ما این خصوصیات را چه وقت از قرآن به دست می آوریم برادران عزیز؟ همین که
قرآن را در جیبمان بگذاریم، کافی است؟ این که در هنگام سفر، از زیر قرآن رد شویم،
کافی است؟ این که ما در جلسه تلاوت قرآن شرکت کنیم، کافی است؟ این که حتی قرآن را
با صدای خوش تلاوت کنیم یا تلاوت خوش را بشنویم و از آن لذّت ببریم، کافی است؟ نه،
چیز دیگری لازم دارد. آن چیست؟ آن، تدبّر در قرآن است. باید در قرآن تدبّر کرد.
خودِ قرآن در موارد متعدد از ما می خواهد که تدبّر کنیم. عزیزان من! اگر ما یاد
گرفتیم که با قرآن به صورت تدبّر اُنس پیدا کنیم، همه خصوصیاتی که گفتیم، حاصل
خواهد شد. ما هنوز خیلی فاصله داریم؛ پس باید پیش برویم.[۱۴]




۱۵.
حضور قرآن در ذهن



شما
جوانان و نوجوانانی که قرآن را فرامی گیرید، این را بدانید که یک ذخیره مادام العمر
برای اندیشیدن و فکر کردن را برای خودتان فراهم می کنید. این، چیز بسیار باارزشی
است. ممکن است در سنین جوانی، معانی و معارف عمیقی را از آیات قرآن استنباط نکنید و
نتوانید درست بفهمید فقط چیزهای سطحی و اندکی از معارف را بفهمید اما به موازات
بالا رفتنِ سطح معلومات و پیش رفت علمی، از آیات قرآن که در حافظه و ذهن شما قرار
دارد، بیشتر استفاده می کنید. حضور قرآن در ذهن انسان، نعمت بسیار بزرگی است.



فرق
است بین کسی که برای مطلبی، بارها آیات قرآن و فهرست های قرآنی را جست وجو می کند
تا ببیند در این باره آیه ای وجود دارد یا نه، با آن کسی که آیات قرآن در ذهن و دل
و جلوِ چشم اوست و نگاه می کند و آن چه را که در هر بخشی از معارف اسلامی به آن
نیاز دارد، از قرآن استنباط و استخراج می کند و روی آن، فکر و تأمّل می کند و از آن
استفاده می برد. اُنس با قرآن در دوران کودکی و نوجوانی، تا دوران جوانی، یک نعمت
بسیار بزرگ است.[۱۵]




۱۶.
بدترین درد




برادران! غفلت نکنیم. بزرگ ترین عذاب خدا بر یک ملت، این است که آن ملت غافل بشوند.
بدترین درد برای یک جامعه، غفلت آن جامعه است. از خدا غافل نشویم. در دل و جان ما و
در یکایک تصمیم گیری ها و حرکات ما، کار اداری، کار سیاسی، کار نظامی، کار مدیریت،
وقت پول خرج کردن، وقت اعتبار تخصیص دادن، وقت قانون گذراندن، وقت قضاوت کردن، در
تمام مراحل، باید خدا به یاد ما باشد. ما باید برای خدا کار کنیم. این طوری این
جامعه پیش خواهد رفت.[۱۶]




۱۷.
پایان جوشش
انقلابی



وقتی
نماز جماعت می خوانید، نماز شما باید همراه با توجه به پروردگار و خشوع در مقابل او
باشد. وقتی اعتکاف می کنید، وقتی روزه می گیرید، وقتی اجتماعات مذهبی تشکیل می
دهید، باید همراه با توجه به خدای متعال و همراه با اخلاص باشد. کلید موفقیت، این
هاست. اگر این نباشد، همان چیزی بر سر انسان خواهد آمد که دیدید بر سر عده ای آمد.
عده ای در اول انقلاب، خیلی تند و داغ و پُرشور بودند؛ اما متأسفانه فکر دینی آنها
عمق نداشت؛ با اولین باد سردی که از طرف تبلیغات دشمنان آمد، برگ و بار انقلابی شان
ریخت و جوشش انقلابی شان تمام شد. بعضی ها صدوهشتاد درجه این طرف غلتیدند... این به
خاطرِ نداشتن عمق است. به این دلیل است که ریشه اعتقادی و فکری وجود ندارد.[۱۷]




۱۸.
همه می توانند



همه
مردم و بالخصوص جوانان عزیز، این ارتباطی را که به برکت این روزهای مبارک و شب های
نورانی با خدای متعال پیدا کرده اند، نگذارند قطع شود. این رابطه با خدا را حفظ
کنید. وسیله حفظ این رابطه هم در اختیار همه هست. اگر همین نماز پنج گانه، با توجه،
با حضور قلب و با این توجه که در مقابل خدا ایستاده ایم، خوانده شود، بهترین رابطه
است و روزبه روز، دل شما را نورانی تر خواهد کرد. آن جوان هایی که شب های قدر در
مساجد، حسینیه ها و حرم های مطهر گرد هم آمدند، گریه کردند، دعا خواندند، قرآن سر
گرفتند، احیا گرفتند و دل هایشان را با نور محبت الهی نورانی کردند، این رابطه را
حفظ کنند که از آن بهره مند خواهند شد. إن شاءاللَّه در طول زمان، در سال های دیگر،
روزبه روز، این رابطه بیشتر خواهد شد. انسان از این راه هست که به کمال مطلوب و
غایت خلقت خود، دست خواهد یافت. موفقیت در همه میدان های زندگی هم به همین وابسته
است.[۱۸]




۱۹.
بالاترین خطر



اگر
بخواهیم استغفار این نعمت الهی را به دست بیاوریم، دو خصلت را باید از خودمان دور
کنیم؛ یکی غفلت و دیگری غرور. غفلت، یعنی انسان به کلّی متوجّه و متنبّه نباشد که
گناهی از او سر می زند؛ مثل بعضی از مردم... بعضی از این افراد غافل، اصلاً به ثواب
و عِقاب عقیده ای ندارند. بعضی به ثواب و عقاب هم عقیده دارند، اما غرق در غفلتند و
اصلاً ملتفت نیستند که چه کار می کنند. اگر این را در زندگی روزمرّه خودمان قدری
ریز کنیم، خواهیم دید که بعضی از حالات زندگی ما شبیه حالات غافلان است. غفلت،
دشمنی بسیار عجیب و خطر بزرگی است. شاید واقعاً برای انسان، هیچ خطری بالاتر و هیچ
دشمنی بزرگ تر از غفلت نباشد... در اصطلاحات قرآنی، آن چیزی که نقطه مقابل این غفلت
است، تقواست. تقوا، یعنی به هوش بودن و دائم مراقب خود بودن.[۱۹]




۲۰.
بازگشت به خدا



لازم
نیست که اگر انسان می خواهد احساس گناه کند، حتماً بایستی سال های متمادی غرق در
گناه شده باشد؛ نخیر، یک گناه هم یک گناه است. نباید گناه را کوچک دانست. در روایات
باب «استحقار الذّنوب» داریم که حقیر شمردن گناهان را مذمّت کرده اند. علت این که
خدای متعال می فرماید «می آمرزیم»، این است که بازگشت به خدا، خیلی مهم است؛ نه این
که گناه، کم و کوچک است. گناه، عمل بسیار خطرناکی است؛ منتها بازگشت و توجّه به خدا
و ذکر او، این قدر اهمیت دارد که اگر کسی این را صادقانه و درست و حقیقی انجام دهد،
آن وقت آن بیماری صعب العلاج از بین می رود.[۲۰]




۲۱.
از خدا بخواهید



همه
جور حاجت را می شود از خدا خواست و باید خواست؛ حتّی حاجت های کوچک؛ اما این
درخواست خود را به این حاجات کوچک منحصر نکنید؛ حاجات بزرگ تری هست؛ آنها را از یاد
نبرید. بزرگ ترین آنها «مغفرت الهی» است. از خدا بخواهید که آثار به جامانده از
تخلف و گناه را از دل و جان ما برطرف بفرماید. از خدا بخواهید که راه توبه را برای
شما هموار کند. حاجت بزرگ دیگر، «محبت الهی» است. مقام حُبّ الهی را از خدای متعال
طلب کنید. حاجت بزرگ دیگر، «اصلاح امور امت اسلامی» است. از خدا بخواهید خدای
متعال، امور همه مسلمان ها نه فقط ملت ایران را و همه کشورهای اسلامی را اصلاح کند؛
بلکه از خدای متعال، هدایت بشریت را به راه راست بخواهید. این دعاها اقبال استجابت
زیادی دارد و همین دعاها اثر می کند؛ راه ها را باز می کند؛ وسایل را آسان می کند و
ما را در رسیدن به این مطلوب های بزرگ، کمک می کند.[۲۱]




۲۲.
برکت های چندسویه



دعا،
انسان را به خدا نزدیک می کند؛ معارف را در دل انسان، ماندگار و مؤثّر می کند؛
ایمان را قوی می کند؛ علاوه بر این که مضمون دعا که خواستن از خداست إن شاءاللَّه
مستجاب می شود و خواسته انسان، برآورده می گردد؛ یعنی دعا از چند سو دارای برکات
بزرگ است؛ لذاست که در قرآن کریم، بارها در باب دعا و دعایی که بندگان صالح خدا
کرده اند، سخن گفته شده است. همه اینها برای آن است که به ما درس داده شود.[۲۲]




۲۳.
اگر اهل دعا
باشیم



زمان
را قدر بدانید. حاجات بزرگ را، حاجات امّت اسلامی را، حاجات کشور اسلامی را، حاجات
ملت خودتان را، حاجات



شخصی
خودتان را مورد توجّه قرار دهید و آنها را متضرّعانه و مجدّانه، از خدای متعال
بخواهید و هرکس تعهّد کند این دعایی که می کند [و] هر آن چه که از عمل کرد او
احتیاج دارد، پای آن بایستد و بگوید من حاضرم در راه خدا تلاش کنم... فرصت دعا را
مغتنم بشمارید. خدای متعال این دعاها را مستجاب خواهد کرد و خواسته ها برآورده
خواهد شد. جامعه ما اگر جامعه تقوا و دعا و معنویت باشد، بسیاری از مشکلات مادّی او
هم قطعاً برطرف خواهد شد.[۲۳]




۲۴.
علامت بد



نمی
دانم روایت از معصوم علیه السّلام است یا عبارتی از غیر معصوم؛ هرچه هست، عبارت
حکمت آمیزی است؛ می گوید:


«أنَا مِنْ أنْ أسْلُبَ الدُّعاءَ أخْوَفُ مِنْ أنْ أسْلُبَ
الإجابَة
؛
از این که دعا از من گرفته شود، بیشتر می ترسم تا این که اجابت از من گرفته شود».
گاهی حال دعا از انسان گرفته می شود. این، علامتِ بدی است. اگر دیدیم در وقت دعا،
در وقت تضرّع و در وقت توجه و تقرّب، هیچ نشاط و حوصله دعا نداریم، علامتِ خوبی
نیست؛ البته درستش هم می شود کرد. انسان می تواند با توجّه، با التماس و با خواستن،
حال دعا را به طور جدّی از خدا بگیرد.[۲۴]




۲۵.
هرچه می خواهد دل
تنگت...



در
روایات دارد وقتی برای حاجاتی دعا می کنید، دعا و خواسته خود را زیاد ندانید؛ یعنی
هرچه مایل هستید و می خواهید، از خدا طلب کنید. نگویید این زیاد است؛ کمتر بخواهم؛
تا بشود. ما از استکثار دعا منع شده ایم؛ یعنی دعا و مطلوب را در مقابل پروردگار
زیاد نشمارید. از خدا، خواسته های بزرگ بخواهید و خدای متعال برآورده می کند. درِ
امید به دعا را به روی خودتان نبندید و این راه و وسیله ای را که خدای متعال بین
خود و بندگانش قرار داده است، بر روی خودتان مسدود نکنید. البته باز در روایات دارد
[که]

«النّهی مِنْ الإسْتِعْجالِ فِی الدّعاءِ»
؛
یعنی در دعا عجله نکنید. اگر چیزی را خواستید و در زمانی که شما خواستید، برآورده
نشد، نگویید که خدای متعال دعای مرا مستجاب نکرد؛ نه.


«الأمُورُ
مَرْهُونَة بِأوْ
قاتِها»
.[۲۵]




۲۶.
همت بلند دار!



در
دعا، همت بلند داشته باشید؛ درخواست های بزرگ بکنید؛ سعادت دنیا و آخرت را بخواهید
و نگویید اینها بزرگ است؛ اینها زیاد است؛ نه؛ برای خدای متعال، اینها چیزی نیست.
عمده این است که شما به معنای حقیقی کلمه و با همین شرایط، طلب کنید. خدای متعال،
این طلب را اجابت خواهد کرد. گاهی هم انسان نمی داند کاری که انجام گرفت، اجابت
دعای او بوده. خود انسان غافل است.[۲۶]




۲۷.
نقدترین دستاورد



دعا،
مخصوص وقت گرفتاری نیست؛ همیشه باید دعا کرد. بعضی خیال می کنند وقتی گرفتاری و
مصیبت و بلایی بود، باید دعا کرد؛ نه، آن وقتی هم که انسان در حال عادی زندگی می
کند، باید دعا کند و رابطه را با خدا محفوظ نگه دارد [و] به تعبیر یکی از روایات،
صدای خود را برای فرشتگان در ملکوت اعلی آشنا کند. دعا، همیشه لازم است... بزرگ
ترین فایده دعا، فایده نقد دعاست که به خود شما دعاکننده می رسد؛ یعنی ایجاد رابطه
با خدای متعال و احساس محبت و شوق به تقرب به پروردگار عالم. این، نقدترین دستاورد
دعاست که متعلق به خود شما دعاکننده است؛ بحث استجابت، بحث دیگری است.[۲۷]




۲۸.
اقبال استجابت



لازم
نیست دعا همیشه قوانین طبیعی را به هم بزند و برخلاف قوانین طبیعی عمل کند؛ نه، دعا
در چارچوب قوانین طبیعی مستجاب می شود و خواسته شما برآورده می گردد. این قدرت
خداست که قوانین را جور می آورد؛ کنار هم می گذارد و مقصود شما برآورده می شود...
اگرچه در مواردی بلاشک، دعا، قوانین را هم خرق می کند؛ اما این طور نیست که وقتی می
گوییم دعا مستجاب می شود، یعنی دعای شما اگر با قوانین دیگر الهی منافات داشته باشد
و عملی همراهش نباشد و یا حتّی خود دعا از روی توجّه هم نباشد، باز مستجاب می شود؛
نه، در دعا، طلب کردن و خواستن از خدای متعال و حقیقتاً مطالبه کردن لازم است. این
دعا مستجاب می شود. اگر عمل و تلاش در راه اهداف بزرگ، همراه این دعا باشد، اقبال
استجابت این دعا واقعاً بیشتر است. آن وقتی که دعا استمرار پیدا کند، حتماً اقبال
استجابت در این دعا بیشتر است. اگر دیده شد که یک دعا چند بار تکرار گردید و مستجاب
نشد، نباید مأیوس شد؛ به خصوص در مسائل بزرگ، به خصوص در مسائل مربوط به سرنوشت
انسان و سرنوشت کشور و سرنوشت ملت ها؛ چون گاهی طبیعت کارهای بزرگ چنین است که
تحقّقش زمان می طلبد.[۲۸]




۲۹.
باز بخواهید و
بخواهید



یکی از
شرایط استجابت دعا، این است که آن را با توجه مطرح کنیم؛ گاهی لقلقه زبان، جملاتی
چون «خدایا! ما را بیامرز»، «خدایا! به ما سعه رزق بده» و «خدایا! قرض ما را ادا
کن» است. ده سال انسان این گونه دعا می کند، اصلاً مستجاب نمی شود. باید تضرع کنید
و جدی بخواهید. باید از خدای متعال با الحاح بخواهید؛ باز بخواهید و باز بخواهید.
در این صورت، البته خدای متعال، دعاها را مستجاب خواهد کرد.[۲۹]




۳۰.
به ما هم یاد
بدهید!



توصیه
من این است که در این سه روزی که شما در مسجد هستید، تمرین مراقبت از خود بکنید؛
حرف که می زنید، غذا که می خورید، معاشرت که می کنید، کتاب که می خوانید، فکر که می
کنید، نقشه که برای آینده می کشید، در همه این چیزها، مراقب باشید رضای الهی و
خواست الهی را بر هوای نفستان مقدم بدارید، تسلیم هوای نفس نشوید. تمرین این چیزها
در این سه روز، می تواند درسی باشد برای خود آن عزیزان و برای ماها که این جا نشسته
ایم و با غبطه، نگاه می کنیم به حال جوانان عزیزمان که در حال اعتکاف هستند. با
عملِ خودتان، به ما هم یاد بدهید.[۳۰]




۳۱.
این شب را به
خاطر بسپار!



یکی از
مهم ترین روزهای سال، روز نیمه شعبان است که هم مصادف با ولادت ذی جود و مسعود حضرت
بقیةاللَّه ارواحنافداه شده است و هم شب و روز نیمه شعبان با قطع نظر از ولادت این
بزرگوار در این شب و روز از لیالی و ایام متبرّکند. شب نیمه شعبان، شب بسیار
متبرّکی است؛ تالی تلو لیالی قدر و وقت توجّه و تذکّر و توسّل به ذیل عنایات باری
تعالی و طلب و درخواست است. اعمال و ادعیه ای هم دارد که اگر موفّق شده اید و آنها
را انجام داده اید، إن شاءاللَّه مشمول قبول پروردگار باشد. اگر کسانی هم غفلت
کردند و توجّه نداشتند، به یاد نگه دارند که همه سال، شب نیمه شعبان را مغتنم
بشمارند.[۳۱]




۳۲.
منتظر حقیقی



بزرگ
ترین وظیفه منتظران امام زمان، این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی و
پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی



با
مؤمنین و همچنین برای پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند. کسانی که در
دوران دفاع مقدّس، سر از پا نشناخته، در صفوف دفاع مقدّس شرکت می کردند، منتظران
حقیقی بودند. کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید دشمن است، آماده دفاع از ارزش ها
و میهن اسلامی و پرچم برافراشته اسلام است، می تواند ادّعا کند که اگر امام زمان
بیاید، پشت سر آن حضرت در میدان های خطر، قدم خواهد گذاشت؛ اما کسانی که در مقابل
خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را می بازند و زانوانشان سست می شود، کسانی که
برای مطامع شخصی خود، حاضر نیستند حرکتی که مطامع آنها را به خطر می اندازد، انجام
دهند، اینها چطور می توانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسی که در انتظار آن
مُصلحِ بزرگ است، باید در خود، زمینه های صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند
برای تحقّق صلاح، بایستد.[۳۲]




۳۳.
مبارک خواهد شد



فرصت
روزه و امساک و فضای عبادت و معنویت را قدر بدانیم و قدری خودمان را به خدا نزدیک
کنیم. از گناهان دوری کردن، به قُربات و اعمال عبادی هرچه نزدیک تر شدن، اخلاق و
رفتار و صفات و خصال انسانی را هرچه در خود زنده تر و فعّال تر کردن، اموری است که
در این ماه می تواند حقیقتاً برای هر کسی و برای هر مجموعه ای، مایه برکت باشد. از
قرآن درس بگیریم. از دعاها درس و حکمت بیاموزیم. قدری در هدف از خلقت خود، در
آفرینش خود، در نعمت های بزرگ خدای خود و در وظایف عظیمی که بر دوش ماست، تأمّل و
تدبّر کنیم. در مرگ و حساب الهی و ارزش عبادات و اعمال آن گاه که همراه با اخلاص
باشد تأمّل کنیم. آن وقت، ماه رمضان، حقیقتاً ماه مبارکی خواهد شد.[۳۳]




۳۴.
امیدوار باشیم



مردم
ما، جوان های ما، زن و مرد ما با این شب ها، حقیقتاً قصد پالایش خود را دارند؛ دل
ها نرم می شود؛ چشم ها اشک بار می شود؛ روح ها لطیف می شود؛ روزه هم کمک کرده است.
ما باید امیدوار باشیم؛ دعا کنیم و بکوشیم از این شب ها برای عروج معنوی خود،
استفاده کنیم؛ چون نماز، معراج و وسیله عروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است. شب
قدر هم معراج مؤمن است. کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسان ها
در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه می توانیم، خود را دور کنیم. دل بستگی
ها، بدخلقی ها، خلقیات غیر انسانی ضد انسانی روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و
فساد و فحشا و ظلم، مزبله های روح انسانی است. این شب ها باید بتواند ما را هرچه
بیشتر از اینها دور و جدا کند.[۳۴]




۳۵.
ما عزیزتر نیستیم



من و
شما پیش خدای متعال عزیزتر نیستیم از کسانی که قبل از ما بودند و از کسانی که بعد
از ما خواهند آمد؛ مگر این که عملمان خوب باشد و تقوایمان بیشتر از آنها باشد. این
را توجه داشته باشید. اگر تقوای بیشتری به خرج دادیم، از خودمان بیشتر مراقبت
کردیم، بهتر کار کردیم، بهتر به وظایفمان عمل کردیم، به قانون بیشتر احترام گذاشتیم
و در جهت این اهداف، بیشتر پیش رفتیم، پیش خدای متعال، عزیزتر خواهیم بود؛ اما بدون
آن، نه خیر. باید تلاشمان را در این جهت متمرکز کنیم. مواظب باشیم در دام هایی که
دیگران افتادند، ما نیفتیم. هرکس در آن دام ها بیفتد، همان بلاها و همان عواقب
برایش متصور است؛ فرقی بین ما و آنها نیست.[۳۵]




۳۶.
ما بیشتر...



علاوه
بر این که هر فرد مسلمانی احتیاج دارد به این که در این ماه، ذخیره تقوا و
پرهیزگاری و تهذیب و تزکیه را برای خود فراهم کند، ما منسلکین در سلک روحانیت،
بیشتر از دیگران به این معنا احتیاج داریم؛ به قول آن عارف معروف که می گوید: آب که
از برکات الهی است، همه پلیدی ها و ناپاکی ها را از بین می برد. هر جسمی که با آب
تماس می گیرد، پاک می شود؛ ولی خود آب، تحت تأثیر تماس با ناپاک ها و ناپاکی ها، به
تصفیه احتیاج پیدا می کند و خدای متعال در یک گردش طبیعی، آب را به بخار تبدیل می
کند؛ به آسمان می برد؛ از بالا مجدّداً به صورت قطرات باران به زمین برمی گرداند؛
پلیدی ها را از آن جدا می کند؛ آن را تصفیه می کند و باز به صورت ماء طهور در
اختیار افراد انسان و سایر موجودات قرار می دهد.



گوینده
این سخن حکمت آمیز می گوید: این جان شما، معارف شما، نصایح شما، بلکه خود قلب و روح
شما، همان ماء طهوری است که ناپاکی ها را از انسان ها می زداید؛ اما خود این ماء
طهور، به تدریج، به تصفیه و تزکیه احتیاج پیدا می کند و تزکیه و تصفیه آن، جز با یک
عروج معنوی، جز با یک گردش معنوی به سمت علویات که آن هم با ذکر و دعا حاصل خواهد
شد ممکن نمی شود.



با
ذکر، با توجّه، با توسّل، با مناجات، با نافله، با تضرّع در مقابل خداوند، با تفکّر
در آیات آفاقی و انفسی، این ماء طهور باز همان طهارت خود را به دست می آورد؛ آماده
می شود؛ تا باز هم با پلیدی ها مواجه گردد و آنها را از جسم و جان بشر و عالم
بزداید. ماه رمضان، فرصت این عروج معنوی است.[۳۶]




۳۷.
خسته روحی



در راه
های طولانی گاهی انسان قوّه هم دارد؛ زانو و پاها اصلاً خسته نشده، اما آدم از
حرکت، خسته روحی می شود. این



خستگی
روحی، انسان را از رسیدن به اهداف باز می دارد. برای این که این خستگی روحی پیش
نیاید که از خستگی جسمی گاهی خطرش هم بیشتر است استمداد از پروردگار، توکل به خدا و
امیدواری به کمک الهی، لازم است؛ این را از دست ندهید و این را داشته باشید.[۳۷]




۳۸.
فقط صورت سازی
نباشد



در
مراسم مذهبی، به روح مراسم توجه کنید؛ فقط صورت سازی نباشد؛ انسان، شعری بخواند؛
اشکی بگیرد یا بریزد. روح دعا و نماز، عبارت است از ارتباط با خدا، آشنا شدن با
خدا، بهره بردن از معنویت، پاکیزه کردن و پیراستن روح و پالایش کردن ذهن از وسوسه
ها. نماز را با توجه و اول وقت بخوانید. تحجر، بد است. فکر نکردن در لایه های زیرین
ظواهر، عیب بزرگی است. مواظب باشید به این عیب دچار نشوید.[۳۸]




۳۹.
همپای دانایی



توصیه
می کنم که به عمق ها توجه کنید و آن را بطلبید؛ از ظواهر هم دست نکشید. این خطاست
که کسی خیال یا توهم کند که باید باطن را درست کرد، ظاهر مهم نیست؛ نه خیر، همین
ظاهر، انسان را به وادی های گوناگونی می کشاند. ظاهر دینی، ظاهر اسلامی، پای بندی
به تعبد دینی، همین مجالس دعا، همین مجالس توسل به ائمه علیهم السلام، لازم است؛
منتها همه این ها را با دانایی همراه کنید.[۳۹]




۴۰.
قدر جوانی



مهم
ترین مظهر قدردانی از جوانی، همین است که از این صفا و نورانیت و از این ناآلودگی و
پیراستگی طبیعی انسان جوان، استفاده کنید و خود را در زمینه های تزکیه و اخلاق پیش
ببرید. این إن شاءالله ذخیره همه زندگی شما خواهد شد. راهش هم رعایت دو نکته است؛
ذکر و توبه؛ ذکر یعنی یاد. یاد در مقابل غفلت است؛ غفلت از خدا؛ غفلت از وظیفه و
مسئولیت؛ غفلت از هنگام حساس مواجهه با مأموران الهی در عالم ملکوت، عالم بعد از
عبور از جسمانیت و محاسبه بزرگ انسان در مقابل خدا در قیامت. این یادها، تعیین
کننده است. نکته دیگر، توبه است. ممکن است کسی بگوید ما که جوانیم و هنوز عمری از
ما نگذشته که مثل شما گناه زیادی کرده باشیم و محتاج توبه باشیم؛ نه، این، درست
نیست؛ توبه، وظیفه همیشگی انسان است. پاک ترین انسان ها هم باید توبه کنند.[۴۰]







پی نوشت ها:









[۱]

از سخنان رهبر
معظم انقلاب در خطبه های نماز عید سعید فطر، ۲۵/۹/۸۰.







[۲]


//      
//      
//            
//              
//       
در روز اول ماه مبارک
رمضان، ۴/۱۲/۷۱.







[۳]


//      
//      
//            
//              
//       
در روز اول ماه مبارک
رمضان، ۴/۱۲/۷۱.







[۴]


//      
//      
//            
//              
//       
در دیدار با گروهی از
دانشجویان و دانش آموزان، ۱۵/۸/۷۰.







[۵]


//      
//      
//            
//              
//       
در اجتماع با مردم
مشهد و زائران امام رضاعلیه السلام در روز عید فطر، ۱۵/۰۱/۱۳۷۱.







[۶]


//      
//      
//            
//              
//       
در دیدار با اقشار
مختلف مردم در آخرین روز ماه رمضان، ۲۶/۲/۶۹.







[۷]


//      
//      
//            
//              
//       
در خطبه های نماز
جمعه تهران. ۲۸/۱۱/۱۳۷۳.







[۸]


//      
//      
//            
//              
//       
در روز عید فطر در
اجتماع مردم مشهد و زائران امام رضاعلیه السلام ۱۵/۰۱/۱۳۷۱.







[۹]


//      
//      
//            
//              
//       
در دیدار با مسئولان
و کارگزاران نظام، ۲۳/۵/۷۰.







[۱۰]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار فرماندهان بسیج سراسر
کشور، ۲۷/۸/۷۱.







[۱۱]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با قاریان قرآن کریم،
۱۴/۰۷/۱۳۸۴.







[۱۲]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با اعضای هیئت دولت،
۸/۶/۸۴.







[۱۳]


//     
//      
//            
//              
//    
 در مراسم اختتامیه مسابقات حفظ و
قرائت قرآن کریم، ۰۹/۰۸/۱۳۷۹.







[۱۴]


//     
//      
//            
//              
//    
 در مراسم اختتامیه مسابقات قرائت
قرآن، ۱۴/۱۰/۱۳۷۳.







[۱۵]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با جمعی از نونهال و
نوجوان حافظ و قاری قرآن، ۲۸/۰۶/۱۳۸۰.







[۱۶]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با اعضای هیئت دولت
۸/۶/۸۴.







[۱۷]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با دانشجویان و استادان
دانشگاه های استان کرمان، ۱۹/۲/۱۳۸۴.







[۱۸]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز عید سعید فطر،
۲/۸/۱۳۸۵.







[۱۹]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران،
۲۸/۱۰/۱۳۷۵.







[۲۰]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران،
۲۸/۱۰/۷۵.







[۲۱]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز عید سعید فطر،
۲/۸/۸۵.







[۲۲]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران،
۰۴/۱۰/۱۳۷۷.







[۲۳]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران،
۰۴/۱۰/۱۳۷۷.







[۲۴]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران ، ۲۸
/۱۱/۷۳.







[۲۵]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران ،
۷/۱۲/۷۱.







[۲۶]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران ،
۲۹/۷/۸۴.







[۲۷]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران ،
۲۹/۷/۸۴.







[۲۸]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران ،
۰۴/۱۰/۱۳۷۷.







[۲۹]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران ،
۲۸/۱۱/۷۳.







[۳۰]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران ،
۲۸/۵/۱۳۸۴.







[۳۱]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با اقشار مختلف مردم، به
مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج)، ۲۵/۰۹/۱۳۷۶.







[۳۲]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با مردم، به مناسبت نیمه
شعبان در مصلای تهران، ۳۰/۷/۸۱.







[۳۳]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران،
۰۴/۱۰/۱۳۷۷.







[۳۴]


//     
//      
//            
//              
//    
 در خطبه های نماز جمعه تهران،
۱۵/۰۸/۱۳۸۳.







[۳۵]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با اعضای هیئت دولت،
۱۷/۰۷/۱۳۸۴.







[۳۶]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با علما و روحانیون در
آستانه ماه مبارک رمضان، ۰۳/۱۰/۱۳۷۶.







[۳۷]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با اعضای هیئت دولت،
۱۷/۰۷/۱۳۸۴.







[۳۸]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با دانشجویان و استادان
دانشگاه های استان کرمان، ۱۹/۲/۱۳۸۴.







[۳۹]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با دانشجویان و استادان
دانشگاه های استان کرمان، ۱۹/۲/۱۳۸۴.







[۴۰]


//     
//      
//            
//              
//    
 در دیدار با دانشجویان دانشگاه
شهید بهشتی، ۲۲/۲/۸۲.




ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام علیکم خیلی خوب بود روم تاثیر گذاشت اگه میشه نکته هارو ایمیل کنید برام ممنون متشکر
پرسمان
ضمن تشکر از ارتباطتان با این سایت و ابراز نظرتان، درخواستتان انجام شد. موفق باشید.
میهمان
تا باشه حرفای رهبری باشه. مفیده.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.