رمز موفقیت حضرت ابراهیم(ع) -دعای طلب رزق -دوستی خدا ۱۳۹۱/۰۲/۰۷ - ۴۴۲۱ بازدید

با سلام
۱-رمز موفقیت حضرت ابراهیم در چه بود؟
۲-دعای مناسب به هنگام قنوت برای افزا یش نعمت ورحمت چه می باشد؟
۳- نشانه های دوستی خدا چه می باشد؟

سئوال اول رمز موفقیت حضرت ابراهیم در چه بود؟
موفقیت حضرت ابراهیم
حضرت ابراهیم واجد چهار مقام بود عبودیت، نبوت، رسالت، و امامت، و مراد از عبودیت قهریّه ذاتیه که جمیع افراد بشر نسبت بحق دارند و همه مخلوق و مملوک و تحت تصرف و اراده و مشیت او هستند، نیست بلکه مراد عبودیت اختیارى است که از خود هیچ اراده نداشته و قلب او ظرف اراده حق و اراده او تابع اراده حق است.
(لا یشاءون الا ان یشاء اللَّه) و درجه اعلاى این عبودیت را پیغمبر اکرم (ص) دارا بود (اشهد ان محمدا عبده و رسوله) و سپس ائمه طاهرین و انبیاء و اولیاء ثم الامثل فالامثل، و مقام نبوت مقام وحى الهى و الهام ملکى و ارتباط با ملکوت عالم است وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و مقام رسالت، مأموریت بدعوت و ارشاد و هدایت و تبلیغ احکام و دلالت بمعرفت حق و وظائف بندگى و سایر شئون پیغمبرى است، و مراد از امامت مقتدایى نسبت بمردم است و البته هر پیغمبرى این مقام را دارا بوده لکن محدود بمردمى بوده که مأمور بدعوت و ارشاد آنان بوده و امامت حضرت ابراهیم (ع) امامت مطلقه کلیه بر جمیع افراد بشر بوده است. (أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص: 185)
رمز موفقیت حضرت ابراهیم
به نظر مى رسد براى موفقیت در هر برنامه و سیاستى ، به خصوص در زمینه مسایل تربیتى و فرهنگى و اجتماعى ، سه شرط اساسى وجود دارد.
1- درستى و صحت برنامه در جهت رسیدن به هدف مورد نظر؛(عمل به وحی )
2- ایمان و باور نسبت به برنامه و دستورالعمل هاى آن ؛(دوری ازخود محوری و پرهیز از هر گونه پیش داورى)
3- عمل بر مبناى احکام و دستورالعمل هاى مطرح شده در برنامه .(عمل وتسلیم واقعی )
بدیهى است که کدام از شروط سه گانه منتفى باشد کارآیى برنامه مذکور آن طور که باید به ظهور نمى رسد و هدف مورد نظر محقق نمى شود. درآیات قرآن موفقیت ابراهیم درهرسه عرصه بیان شده است
رمز موفقیت ابراهیم (ع)
1.ایمان وتسلیمى ابراهیم گونه که بر اساس آن ، دستورات حیات بخش قرآن را بدون چون و چرا پذیرا باشند.
ابراهیم ؛ الگوى تسلیم و بندگى در قرآن کریم
ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا ولکن کان حنیفا مسلما؛ ابراهیم ، یهودی و یا نصرانی نبود بلکه حنیف و مسلم بود. (آل عمران ، آیه 67).
مله ابیکم ابراهیم هو سماکم المسلمین من قبل ؛ همان آیین پدرتان ابراهیم او شما را از گذشته مسلمان نامید. (حج، آیه 78).
ربنا واجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک؛ ابراهیم و اسماعیل؛ در دعا گفتند : خدای ما، ما را برای خودت مسلمان قرار ده و از فرزندان ما نیز برای خودت امتی مسلمان قرار ده. ( بقره، آیه 128).
داستان ایمان وتسلیم ابراهیم (ع)
قرآن کریم داستان تسلیم بودن حضرت ابراهیم علیه السلام در مقابل اوامر و دستورات الهى را الگوى تسلیم و رضا بیان مى کند و رمز موفقیت وى در مواجهه با مشکلات و پیروزى او بر مشرکین را در ایمان و صبر و استقامت و توکل بر خداى متعال معرفى مى کند و از ما مى خواهد تا در مقابل امر خدا و قرآن کریم داراى چنین ایمان و اعتقادى باشیم و در عمل ، ابراهیم گونه در اجراى احکام الهى پابرجا و ثابت قدم باشیم .
فلما بلغ معه السعى قال یا بنى انى ارى فى المنام انى اذبحک فانظر ماذا ترى قال یا ابت افعل ما تومر ستجدنى ان شاء الله من الصابرین ؛(سوره صافات 102) آن گاه که فرزندش رشد یافته بود و در هنگام سعى بین صفا و مروه با پدر همراه بود به وى گفت اى فرزندم در عالم رویا چنین دیدم که مى باید تو را در راه خدا قربانى کنم نظر تو چیست ؟
خداى متعال سیماى حضرت ابراهیم علیه السلام و حالت تسلیم حضرت ابراهیم را در مقابل پروردگار از زبان ابراهیم چنین بیان و ترسیم مى کند: انى وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنیفا و ما انا من المشرکین ؛(انعام 72) من با ایمانى خالص ، روى به خدایى آورده ام که آفریننده آسمان ها و زمین است و من هرگز با عقیده جاهلانه مشرکان موافق نخواهم بود.
ما باید در مقابل خدا و قرآن ، اعتقادى همانند اعتقاد و ایمان ابراهیم علیه السلام داشته باشیم ، در آن صورت است که دومین شرط اساسى بهره مندى از قرآن کریم ، یعنى هدایت جامعه بر مبناى راهنمایى هاى قرآن تحقق پیدا مى کند.
بنابراین وجود قرآن ، بدون ایمان راسخ و اعتقاد قلبى هرگز انسان و جامعه را سعادتمند نمى کند البته روشن است که علاوه بر ایمان و اعتقاد، آنچه به برنامه هدایت قرآن عینیت مى بخشد تحقق شرط سوم یعنى عمل طبق دستورات قرآن و عینیت بخشیدن به دستورات حیات بخش آن در متن زندگى فردى و اجتماعى است .
بنابراین اساسى ترین شرط بهره مندى از هدایت الهى ورمز موفقیت حضرت ابراهیم (ع)،عمل به دستورات الهی و داشتن روحیه تسلیم و پرهیز از هر گونه پیش داورى و خود محورى است
سئوال دوم . -دعای مناسب به هنگام قنوت برای افزا یش نعمت ورحمت چه می باشد؟
قل ازبیان دعا به نکته اشاره کنم دانشجوی گرامی درتعالیم اسلام به تلاش وکاراهمیت زیادی قائل شده است یعنی اول تلاش وکاروبعد دعا چنانچه دراین روایت آمده است
علاء بن کامل به خدمت امام صادق (ع) رسید و گفت:
در حق من دعا کن، شاید خدا، به برکت آن برایم روزى دهد. فرمود:
هرگز برایت چنین دعایى نمى کنم؛ از راهى که خدا فرمان داده است(کسب وکار) روزى بجوى (اخلاق اقتصادى ج 1 ص : 14)
دعاها ی جهت افزایش نعمت
درمفاتیح الجنان اذکارودعاهای بسیاری درباره افزایش نعمت آمده است
1.مناجات طلب رزق رجوع شود به مفاتیح الجنان
2. دعای ازحضرت زهرا (س) زایادی رزق( کتاب زندگانى حضرت زهرا علیها السلام(روحانى)، ص: 1049)
اللَّهُمَّ افْتَحْ لَنَا خَزَائِنَ رَحْمَتِکَ وَ هَبْ لَنَا اللَّهُمَّ رَحْمَةً لَا تُعَذِّبُنَا بَعْدَهَا فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ ارْزُقْنَا مِنْ فَضْلِکَ الْوَاسِعِ رِزْقاً حَلَالًا طَیِّباً وَ لَا تُحْوِجْنَا وَ لَا تُفْقِرْنَا إِلَى أَحَدٍ سِوَاکَ وَ زِدْنَا لَکَ شُکْراً وَ إِلَیْکَ فَقْراً وَ فَاقَةً وَ بِکَ عَمَّنْ سِوَاکَ غِنًى وَ تَعَفُّفاً اللَّهُمَّ وَسِّعْ عَلَیْنَا فِی الدُّنْیَا اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِکَ أَنْ تَزْوِیَ وَجْهَکَ عَنَّا فِی حَالٍ وَ نَحْنُ نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِیهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنَا مَا تُحِبُّ وَ اجْعَلْهُ لَنَا قُوَّةً فِیمَا تُحِبُّ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ «1» ترجمه: پروردگارا! گنجهاى رحمتت را به روى ما بگشا، و ما را مشمول رحمتت قرار ده، رحمتى که بعد از آن، در دنیا و آخرت عذابمان ننمایى، و از فضل وسیعت ما را از روزى پاک و حلال بهره مند گردان، و ما را محتاج و نیازمند و فقیر درگاه کسى غیر از خودت قرار مده، و شکرگزارى ما را نسبت به خودت، فقر و نیازمان را به خودت افزون فرما، تا از غیر تو بى نیاز و خویشتن دار باشیم.
خدایا! گشایش در دنیا را به ما عطا فرما، پروردگارا! به تو پناه مى بریم از اینکه ما را از دیدارت منع و مانع گردى که ما در همه حال به تو و دیدار تو رغبت داریم.پروردگارا! بر محمّد و خاندان و محمّد درود فرست، و از آنچه دوست دارى به ما عطافرما، و آن را براى ما موجب نیرو و قوّتى در آنچه که دوست دارى قرار ده، اى برترین رحم کنندگان
3.امام باقر(ع) فرمودند درسجده نماز برای طلب روزی بگو : ( الکافی، ج 2، ص: 552)
یَا خَیْرَ الْمَسْئُولِینَ وَ یَا خَیْرَ الْمُعْطِینَ ارْزُقْنِی وَ ارْزُقْ عِیَالِی مِنْ فَضْلِکَ الْوَاسِعِ فَإِنَّکَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیم
4.پیامبراکرم برای زیادی روزی این دعا رافرمودند: ( اصول کافى-ترجمه کمره اى، ج 6، ص: 255)
یا رازق المقلّین (روزى ده ندارها) یا راحم المساکین یا ولى المؤمنین، یا ذا القوّة المتین صلّ على محمد و اهل بیته و ارزقنى و عافنى و اکفنى ما اهمّنى
سئوال سوم نشانه های دوستی خدا چه می باشد؟
برنامه هایى عملى براى تقویت محبت در دل توصیه شده است که به صورت فهرست وار عبارتند از 1. تلاوت قرآن با صوت زیبا و حزین و شرایط مخصوص 2. تفکر و دوام یاد خدا 3. توجه به نعمت هاى الهى از آن جهت که آثار رحمت و محبت حق تعالى و مظاهر اویند 4. مطالعه در زیبائى ها و عجایب خلقت 5. ارتباط روحى و معنوى با اهل بیت(ع) و اولیاء و دوستداران خداوند 6. شرکت در مجالس ذکر و انس با اولیاء الهى. 7. مطالعه کتب و اشعار اهل معرفت و عشق.

شرط و مانع

مهمترین مانع ظهور محبت خدا در دل انسان، حب دنیا است. حب خدا در یک تضاد واقعى با حب دنیا، ممکن نیست که درون یک انسانى با هم جمع شود. هر انسانى یا اهل محبت دنیا است و یا اهل محبت خدا. بنابراین مهمترین شرط تحقق محبت در یک دل، اخراج حب دنیا از آن دل است. در این زمینه مولاى متقیان و امیرمؤمنان فرموده است «اگر دوستدار خداوند هستید پس لازم است که محبت دنیا را از دل خویش برایند. چگونه مدعى محبت خداى سبحان است کسى که قلبش مسکن حب دنیا است. همان گونه که خورشید با شب جمع نمى شود، حب خداوند نیز با حب دنیا جمع نمى شود.
براى توضیح بیشتر در این باره توجه شما را به مطالب زیر جلب مى کنیم.
اگر کسى بخواهد عاشق خداوند واولیاى او شود کافى است مقدارى از حجاب هاى دل خویش را کنار بزند و چشم دل را باز کند و مقدارى از آن همه نعمت هاى گوناگونى که خداوند به او داده است را ملاحظه نماید. آدمى اگر به خود و اطرافش نگاه کند، خواهد فهمید که غرق در نعمت ها و الطاف خداوند است. او با مهربانى تمام و با کمال بذل و بخشش و جود و کرم و در عین حال با چشم پوشى از بسیارى از بدى ها و ناسپاسى هاى انسان، مشغول تدبیر امور و اداره تمامى شؤون زندگى او است. اگر کارى کنیم که از خواب غفلت بیدار شویم، خود را غرق در محبت هاى خداوند و اولیاى او خواهیم دید. بعد از دیدن این احسان قلبا به اعطا کننده آن علاقه مند شده و خود را مدیون او خواهیم دید و علاقه و محبتمان نسبت به او افزون خواهد شد و اندک اندک و با گذشت زمان عشق به معبود پیدا خواهیم کرد. پس راه عاشق خدا شدن درک محبت ها و خوبى هاى او است که جز با رفع حجاب هاى درونى میسّر نمى گردد. امورى که مى توانند در رفع این حجاب ها مؤثر باشند، عبارت است از:
1- تفکر در صفات خداوند،
2- مطالعه کتاب هاى اعتقادى،
3- سخن گفتن فراوان با او چه در قالب ادعیه و مناجات هایى که از اهل بیت رسیده و چه به صورت درد دل هاى صمیمى با او،
4- شرکت دادن او در امور روزمرّه زندگى به طورى که هیچ کارى را بدون خواست و جلب توجه او انجام ندهیم،
5- مطالعه زندگى نامه و شرح حال عرفا و سالکان طریق و علمایى که سالیان سال عمر خویش را در این مسیر سپرى نموده اند،
6- به زیارت آنها رفتن (در مورد امامان و اولیاء)،
7- هدیه دادن مثلاً عمل خیرى مثل نماز و روزه و صدقه را انجام دهد و عمل را به آن ولىّ خدا به عنوان تحفه اى گرچه ناقص اهدا نماید.
عشق حقیقى، عشق اکبر یا محبت اول1، عشق به معشوق حقیقى و منحصر به فردى است که با عشق به خود جهان را آفرید و عشق را در تمام هستى، از جمله انسان، قرار داد2؛ محبوبى که قرآن کریم وى را محبوب حقیقى و اصلى مى داند3 و روایات بر محبت و عشق وى بسیار تأکید ورزیده اند.4؛ یعنى خداوند متعال.
ملامتم به خرابى مکن که مرشد عشقحوالتم به خرابات کرد روز نخست
عهد الست من همه با عشق شاه بودو ز شاهراه عمر بدین عهد بگذرم
این عشق حقیقى از دو راه کلى حاصل مى شود: نظرى و عملى.
الف( نظرى
از آن جا که عشق فرع معرفت و شناخت است5،نخستین قدم در تحصیل عشق به خدا، شناخت و معرفت به خالق بى همتا است. معرفت به سه روش حاصل مى شود:
1 - دل )فطرت(
2 - حس و علم )طبیعت(
3 - عقل )استدلال و فلسفه(
ب( عملى
آیات و روایات و گفتار عارفان در قالب رعایت موارد ذیل، انسان را به این عشق مى رساند:
1 - ترجیح دادن خداوند بر همه محبوب هاى دیگر، به ویژه حبّ دنیا7
2 - اطاعت ظاهرى و باطنى از اوامر و نواهى خداوند8
3 - ترجیح لقاى پروردگار بر بقاى خود9
4 - دوستى با اولیاى خدا و دشمنى با معاندان به خاطرِ خداوند10
5 - مجاهده با مال و جان در راه خدا11
6 - خشنودى و رضایت کامل از حضرت حق12
7 - حریص بودن بر خلوت و مناجات با پروردگار13
8 - اُنس با کلام خدا )قرآن(14
9 - در همه اوقات مستغرق در یاد پروردگار بودن15
10 - حقیر شمردن هر چیز دیگر در برابر محبت خداوند16
11 - دوست داشتن و مهربان بودن با همه بندگان مطیع و دشمنى با همه کافران و گنهکاران17
از آن جا که در عشق حقیقى معشوق یگانه است، انحصار معشوق در خداوند متعال از شرایط اصلى و اصیل حصول عشق به خدا است.
12- بهترین و کلی ترین راه تقویت محبت خداوند، انجام واجبات و مستحبات دینی و وارد شدن به منطقه قرب فرایض و نوافل است. در کتاب «محاسن » أحمد بن محمد بن خالد برقی روایت میکند از امام جعفر صادق علیه السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که : قَالَ اللَهُ: مَا تَحَبَّبَ إلَی عَبْدِی بِشَیءٍ أَحَبَّ إلَی مِمَّا افْتَرَضْتُهُ عَلَیهِ. وَ إنَّهُ لَیتَحَبَّبُ إلَی بِالنَّافِلَةِ حَتَّی أُحِبَّهُ؛ فَإذَا أَحْبَبْتُهُ، کُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِی یسْمَعُ بِهِ، وَ بَصَرَهُ الَّذِی یبصُرُ بِهِ، وَ لِسَانَهُ الَّذِی ینْطِقُ بِهِ، وَ یدَهُ الَّتِی یبْطِشُ بِهَا، وَ رِجْلَهُ الَّتِی یمْشِی بِهَا. إذَا دَعَانِی أَجَبْتُهُ، وَ إذَا سَأَلَنِی أَعْطَیتُهُ. وَ مَا تَرَدَّدْتُ فِی شَیءٍ أَنَا فَاعِلُهُ کَتَرَدُّدِی فِی مَوْتِ مُؤْمِنٍ یکْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَنَا أَکْرَهُ مَسَآءَتَهُ.
«خداوند عزّوجل میفرماید: بنده من هیچگونه محبتش را در دل من جای نمیدهد و موجبات محبت مرا فراهم نمی کند که در نزد من محبوب تر باشد از آنچه من بر او لازم و واجب گردانیده ام .
و او پیوسته با بجا آوردن نوافل و مستحباتی که او را بدانها تکلیف نکرده ام محبت خود را در دل من بیشتر میکند تا جائی میرسد که من محب او میشوم ؛ و در اینصورت که من محب او شدم ، من گوش او میشوم که با آن می شنود، و چشم او میشوم که با آن می بیند، و زبان او میشوم که با آن سخن میگوید، و دست او میشوم که با آن اخذ میکند، و پای او میشوم که با آن راه میرود.
زمانی که مرا بخواند، اجابت میکنم و هنگامی که چیزی از من مسألت کند به او عطا می نمایم .
و هیچگاه من در کاری که خود بدون واسطه و اسباب فاعل آن کار بوده ام ، برایم درنگ و تردید حاصل نشده است مانند وقتی که خود میخواهم روح بنده مؤمنی را قبض کنم که او از مرگ کراهت دارد و من از آزار و ناراحتی او کراهت دارم .»
عاشقان را شادمانى و غم اوستدستمزد و اجرت خدمت هم اوست
غیر معشوق ار تماشایى بودعشق نبود هرزه سودایى بود
عشق آن شعله است کاو چون برفروختهر چه جز معشوق باقى جمله سوخت
تیغ »لا« در قتل غیر حق برانددرنگر ز آن پس که بعد »لا« چه ماند
ماند »الا الله« باقى، جمله رفتشاد باش اى عشق شرکت سوز رفت18
با توجّه به آن که عشق امرى دو سویه است، در قبال عشق انسان به خداوند، خداوند نیز به آدمى عشق مى ورزد؛ البته عشق خداوند به بندگان خویش تفسیرى خاصّ دارد که پرداختن بدان مجالى دیگر مى جوید.19 در آیات و روایات از نشانه هاى عشق حق به بنده بسیار سخن رفته است. این نشانه ها که مى توان آن ها را معیار موفقیت در تحصیل عشق به خداوند دانست، به اجمال عبارت است از:
1. محبوب دوستان خدا شدن
2. توفیق اطاعت یافتن
3. برداشته شدن سنگینى خدمت از دوش
4. برخوردارى از عطاى خداوند به قدر نیاز
5. فزونى آزمون هاى الاهى
6. آشکار نشدن معایب و کاستى هاى انسان
7. برخوردارى از قلب سلیم و اخلاق نیک
8. مبغوض گشتن دنیا
9. برخوردارى از بردبارى و آرامش
10. بهره مندى از صدق و راستى
11. خطور دانش در ذهن
12. برخوردارى از عبادت نیکو
13. دوست داشتن امانت.2
یا رب ز شراب عشق سر مستم کنو زعشق خودت نیست کن و هستم کن
از هر چه جز عشق خود تهى دستم کنیکباره به بند عشق پابستم کن
(بابا طاهر)
پى نوشت ها:
7. میزان الحکمة، محمد محمدى رى شهرى، ج 2، ح 3167 - 3156 - 3162؛ شرح منازل السائرین، ص 168.
8. آیین مهروزى، محمد رضا کاشفى، ص 86 و 87؛ نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدى، نامه 69، ص 354.
9. میزان الحکمة، ج 8، حدیث 18030؛ آیین مهرورزى، ص 89 و 90.
10. اصول کافى، ج 3، ص 189.
11. مائده(54 :(5.
12. المیزان، محمدحسین طباطبایى، ج 9، ص 375؛ آیین مهرورزى، ص 94 - 92.
13. میزان الحکمة، ج 2، حدیث 3152 و 3160.
14. قوت القلوب، ابوطالب مکى، ص 8 و 105.
15. میزان الحکمة، ج 2، حدیث 3156.
16. نهج البلاغه، خطبه 193.
17. کیمیاى سعادت، محمد غزالى، تصحیح حسین خدیوجم، ج 2، ص 603 - 600؛ آیین مهرورزى، ص 98 - 85.
18. مثنوى.
19. احیاء علوم الدین، محمد غزالى، ج 4، ص 302 و 303؛ چهل حدیث، سید روح الله خمینى)ره(، ص 391 - 390؛ رساله عشق، ص 6 - 4.
20 - ر. ک: آیین مهرورزى، ص 103 - 102؛ عطف الالف، ابوالحسن دیلمى، ص 94 - 89؛ احیا ءعلوم الدین، ج 4، ص 304؛ میزان الحکمة ج 2، ص 224 - 222.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.